مصرفگرايي نابجا و گرايش به اشرافيت و تجمل،فرهنگ انقلاب اسلامي را همچون موريانه از درون ميخورد و نابود ميسازد. ملتي كه عادت به مصرف زياد دارد و اهل توليد نيست، ناخواسته جاده صافكن دشمنان كشور خواهد شد.
«اصلاح الگوي مصرف» شعاري است كه در طليعة سال 1388 از جانب مقام معظم رهبري به عنوان شعار سال انتخاب گرديده است. انتخاب اين شعار حكايت از آن دارد كه به دلايل بسياري ريشه بسياري از مصيبتهاي كشور در حال حاضر در مصرفگرايي بيحد و حصر اقشاري از جامعه بهويژه مديران و متمكنين و ثروتمدان جامعه است.
مصرفگرايي نابجا و گرايش به اشرافيت و تجمل عملي است شيطاني و اعتقاد اسلامي ملت و فرهنگ انقلاب اسلامي را همچون موريانه از درون ميخورد و نابود ميسازد. ملتي كه عادت به مصرف زياد دارد و اهل توليد نيست، ناخواسته جاده صافكن دشمنان كشور خواهد شد. چرا كه مصرفگرايي با خود فرهنگي را حمل ميكند كه اين فرهنگ ضد عزت و شرافت و مقاومت و كرامت انساني است. مصرفگرايي بيحد و حصر انسان را زبون و پست ميكند.
غربيها و در رأس آن آمريكا از روحيه رفاهطلبي و اشرافيت كه در ايران در حال نضج گرفتن است عميقاً شادمانند، چون بر ملتي كه روحيه مصرفگرايي دارد به آساني ميتوان تسلط يافت. تحريمها ملتهاي مصرفگرا را ميترساند نه ملتهايي را كه داراي انضباط مالي و اقتصادي هستند و قناعت را نه به عنوان يك شعار اخلاقي بلكه به عنوان يك شعار انقلابي سرلوحه رفتار خويش قراردادهاند.
طرح «اصلاح الگوي مصرف» بسيار هوشمندانه انتخاب شده است و اميد است تمام دستگاههاي فكري و اجرايي كشور و نخبگان و همه مردم هم در تعيين راهكارها و هم در ايجاد فرهنگ قناعت بكوشند. در ميان دستگاههاي فرهنگي، صدا و سيما به دليل مخاطب چند ميليوني خود ميتواند با روشهاي علمي افكار عمومي را از طريق قالبهاي گوناگون هنري و ساختاري خويش تحت تعليم جدي قرار دهد. برنامههايي نظير برنامه خانواده كه مخاطب آن خانمهاي كشور هستند از طريق آموزش اقتصاد خانواده كه غالباً در اختيار زنان كشور است ميتواند نقشي مهم ايفا نمايد. برنامههاي كودك ميتواند از طريق كودكان، بزرگسالان را تحت فشار و كنترل قرار دهد كه همه چيز به اندازه مصرف شود. شعار اصلاح الگوي مصرف نه معناي رياضت دارد و نه گدا صفتي، بلكه به معناي مصرف بجا و عاقلانه است.
به طور قطع همان طور كه در مقاله حاضر هم ملاحظه خواهيد كرد ريشه اسراف و روح فرهنگ اسراف را ابتدا در رفتار زمامداران و مديران كشور بايد اصلاح كرد چنانچه مسئولين از انضباط اقتصادي و مالي برخوردار نشوند، صدها برنامه صداو سيما آب در هاون كوبيدن است. مقاله حاضر برمبناي آثار مقام معظم رهبري در بيست سال گذشته و كليه آثار بزرگاني همچون امام، علامه طباطبايي، استاد مطهري و آيت الله جوادي آملي تلاش كرده تا اندازهاي اهميت «اصلاح الگوي مصرف» را به عنوان يك فريضه ديني و انقلابي توضيح دهد.
پيام نوروزي مقام معظم رهبري(مدظلهالعالي) در سال 1388
ما در زمينهى مصرف، در زمينهى هزينه كردن منابع مالى كشور كه به وسيلهى خود ما و به وسيلهى همهى برادران همميهن ما و به وسيلهى مسئولين كشور با زحمت زياد به وجود مىآيد، دچار نوعى بىتوجهى هستيم، كه بايستى اين را تبديل كنيم به يك توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستيم، ما دچار ولخرجى و ولنگارى در مصرف هستيم؛ بسيارى از منابع كشور، شايد بشود گفت بخش مهمى از منابع كشور در همهى زمينهها- چه در زمينهى مسائل شخصى، و چه تا حدودى در زمينههاى عمومى- صرف اسرافها و زيادهروىهاى ما در مصرف ميشود. ما بايستى مصرف كردن را مدبرانه و عاقلانه مديريت كنيم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلكه از نظر همهى عقلاى عالم، چيزى است كه بايد تحت كنترل عقل قرار بگيرد. با هوى و هوس، با خواهش دل و آنچه كه نفس انسان از انسان مطالبه ميكند، نميشود مصرف را مديريت كرد. كار به جائى ميرسد كه منابع كشور به هدر ميرود، شكاف بين فقرا و اغنياء زياد ميشود، عدهاى در حسرت اوّليات زندگى ميمانند و عدهاى با ولخرجى و ولنگارى در مصرف، منابع را هرز و به هدر ميدهند.ما بايستى الگوى مصرف را اصلاح كنيم. ما بايستى به سمت اصلاح الگوى مصرف حركت كنيم. مسئولين كشور در درجهى اول- چه قوهى مقننه، چه قوهى مجريه، و چه ساير مسئولين كشور؛ قوهى قضائيه و غير آنها- و اشخاص و شخصيتها در رتبههاى مختلف اجتماعى، و آحاد مردم ما از فقير و غنى، بايستى به اين اصل توجه كنند كه بايد الگوى مصرف را اصلاح كنند. اينجور مصرف كردن در همهى زمينهها- در امور ضرورى زندگى، در زيادىهاى زندگى- مصرف كردن بىرويّه و بدون منطق و بدون تدبير عقلانى، به ضرر كشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. من از عموم مردم و بخصوص از مسئولين درخواست ميكنم، خواهش ميكنم كه در اين زمينه فعاليت خودشان را در اين سال زياد كنند، افزايش بدهند و براى اصلاح الگوى مصرف برنامهريزى كنند. لذا من اين سال را، سال «حركت مردم و مسئولين به سوى اصلاح الگوى مصرف» ميدانم و اميدوارم كه اين عنوان- كه «اصلاح الگوى مصرف» است- براى همهى ما دستورالعمل باشد و همهى ما بتوانيم برطبق اين شعار مهم و حياتى و اساسى براى كشور عمل كنيم و از منابع كشورمان به بهترين وجهى استفاده نمائيم.
الف) مفاهيم
1. مفهوم تبذير
تضيع مال به هر شكل و به هر صورت، به صورت دورريختن، به صورت بيش از حد نياز مصرف كردن، به صورت صرف در اشياء لوكس و تجملهاي فاسد كننده در زبان اسلام به «اسراف» و «تبذير» تعبير شده است.)
علامه طباطبايي در الميزان جلد13، صفحه 111 از قول صاحب مجمعالبيان آورده: «تبذير به معناي پاشيدن با اسراف است و در واقع از بذرافشاني گرفته شده است، منتهي فرقي كه با آن دارد اين است كه افشاندن در آنها به منظور افساد و به همين جهت در هر جا كه به منظور اصلاح باشد «تبذير» گفته نميشود، هرچند كه زياد باشد.»
2. مفهوم شكر نعمت
شكر نعمت يعنى چه؟ معناى شكر نعمت اين است كه شما آن نعمتى را كه خدا داده، اول بشناسيد؛ بعد آن را در جاى شايستهى خود- كه خدا برحسب حكمت خود معين كرده- مصرف كنيد. (27/6/1370)
شكر همان مفهوم الگوي صحيح مصرف
خداى متعال نعمتهايي به ملت و كشور ما بخشيده است. كسى كه بايد اين نعمت را در جاى خود مصرف كند- كه معناى شكر نعمت هم اين است- كيست؟ مديران و برنامهريزان- از بالا تا پايين- هستند. (12/2/1380)
3. مفهوم قناعت
مفهوم قناعت
منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهرهمند نشويد. مقصود اين است كه حد و اندازه نگه داريد؛ زيادهروى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مىكنند.(4/1/1372)
4. مفهوم صرفهجويي
صرفهجويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمىگذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زيادهروى نكنند. اسراف در جامعه، لازمهى اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايهى تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفهجويى صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مىگويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زيادهروى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعهاى بخواهد قناعت و صرفهجويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجه باشد كه در شكل كلى به عدالت اجتماعى و مسألهى عدالت پرداخته شود.(1/1/1376)
5. الگوي مصرف يعني انضباط اقتصادي و مالي
انضباط اقتصادى و مالى يعنى مقابله با ريخت و پاش، زياده روى و اسراف. ريخت و پاش مالى و زياده روى در خرج كردن و زياده روى در مصرف، به هيچ وجه صفت خوبى نيست. نه اسمش جود و سخاست و نه كرم و بزرگ منشى است. فقط اسمش «بىانضباطى اقتصادى و مالى» است. كسانى كه بىخود خرج مىكنند؛ زيادى خرج مىكنند و زيادى براى خودشان مصرف مىكنند و رعايت موجودى جامعه را از لحاظ امكانات اقتصادى نمىكنند، انسانهايى هستند كه از نظر من بىانضباط از لحاظ امكانات اقتصادى و مالى هستند. اگر چنين وضعيتى ادامه پيدا كند، اين ملت كارش مشكل خواهد شد. به كسانى كه بىخود خرج مىكنند، اگر بگوييم شما چرا اين قدر خرج كرديد و چرا اين ميهمانى بىخود و بىجهت را با اين همه ريخت و پاش ترتيب داديد؟ مىگويند داريم و مىكنيم! آيا اين دليل كافى است كه دارم و مىتوانم خرج كنم؟ نه؛ اين دليل به هيچ وجه دليل قانع كنندهاى نيست. بايد به قدر نياز و حاجت، خرج و مصرف كرد. بخصوص كسانى كه اموال عمومى را مصرف مىكنند. آنها هم مانند كسانى كه اموال خودشان را بىحساب و كتاب خرج مىكنند، مخاطب اين مطلبند و نبايد زيادى مصرف كنند.بعضى افراد، پولدارند و درآمدى انشاءالله از راه حلال دارند - آنها كه از راه حرام كسب درآمد كنند كه وضعشان بدتر است - اينها هم اگر در خرج كردن و وضع زندگى و تجملات بيهوده و بىجا و اعيان منشى، ريخت و پاش و اسراف كنند، بىانضباطى مالى و اقتصادى انجام دادهاند. اين كارها اسمش ريختوپاش است و ريختوپاش امرى نكوهيده و ناپسند است. اين كارها زندگى ديگران را از لحاظ روانى مختل مىكند. شما مثلا مبالغ زيادى مواد خوراكى در فلان مهمانى معمولى مصرف مىكنيد؛ در حالى كه لازم نيست و در كنار شما و در همسايگى شما در يك محل دورتر، ولو در اقصى نقاط كشور، كسانى به اين مواد غذايى براى ادامهى زندگى خود و فرزندان و عزيزانشان نياز مبرم دارند. آيا اين كار در چنين شرايط كار درستى است؟ پس در اموال شخصى و مالى كه از راه حلال هم به دست آمده باشد، ريختوپاش غلط و خلاف انضباط است. كسانى كه اموال دولتى را مصرف مىكنند، ديگر بيشتر. من از مسؤولين امور مىخواهم جدا در زمينهى مصرف اموال عمومى، در جاهايى كه اولويت ندارد - ولو ممكن است مورد نياز هم باشد، اما نياز درجهى يك نيست - خوددارى كنند. آن جايى كه امر داير است بين نياز با اولويت و نياز بىاولويت، خوددارى كنيد. آن جايى كه نياز نيست و حاجت نيست، حتما مصرف نشود. آن جايى كه حاجت هست، اما حاجت بالاترى نيز هست آنجا هم مصرف نشود و اين امكان مالى در حاجت برتر و بالاتر مصرف گردد.( 1/1/1374)
6. تجملگرايي نقطه مقابل سازندگي
زهد، يعنى بىاعتنايى به دنيا. بىاعتنايى به دنيا به معنى بىاعتنايى به تلاش دنيا نيست. چه كسى از اميرالمؤمنين عليهالسلام در دنيا پر تلاشتر بود؟ چه كسى بيشتر از اميرالمؤمنين عليهالسلام، از قدرت بازو، قدم، مغز، جسم، روح، مال و همهى نيروهاى خود براى ساختن يك دنياى خوب استفاده كرده است؟ اشتباه نكنيم! بىرغبتى به دنيا، به معناى پشت كردن به تلاش، سازندگى، مبارزه و ساختن جهان به شكل مطلوب نيست. آن زحمتها را بايد كشيد. كسى كه بىرغبت به دنياست، زاهد است؛ يعنى همهى آن زحمتها را مىكشد، مجاهده مىكند، مبارزه مىكند، خود را در ميدانهاى مبارزه حتى به خطر هم مىاندازد، تا پاى جان هم پيش مىرود، بازوى او، پاى او، مغز او، جسم او، روح او و دارايى او هم - اگر دارد - در راه ساختن دنياى خوب مصرف مىشود؛ منتها وقتى نوبت برداشت شخصى از خزانهى دنيا مىرسد، كم برمىدارد. اين، معناى زهد است. پاى شخص او وقتى به ميان آمد و زندگى شخصى او وقتى مطرح شد، حظ خود را از لذايذ مادى كم مىكند. اين هم كه كم مىكند نه از اين بابت كه مىخواهد غرايز مادى را سركوب كند؛ نه. در همان حدى كه طبيعت انسان است، بهطور معمول لذات و زيباييهاى زندگى را هم مورد استفاده قرار مىدهد؛ اما نه با ولع و نه مثل يك انسان حريص. از باب مثال، دو نفر بر سر سفرهاى مىنشينند. يكى مىخواهد خود را سير كند و بلند شود. لذا هر چه دم دستش باشد مىخورد. نان بود يا خورش، فرقى نمىكند. مقصود اين است كه سد جوع كند؛ چون سد جوع لازم است. اما هدف نفر دوم، سد جوع نيست. نه اينكه نمىخواهد سد جوع كند. مىخواهد سد جوع كند؛ اما خواهان تنوع و تلذذ هم هست. دست مىاندازد به آن طرف سفره، دست مىاندازد جلو ديگران و ظروف غذا را جلو خودش مىكشد تا از همه نوع غذا به بهترين كيفيت و بيشتر از همه، استفاده كند. اين، همان است كه مذموم است. و اما، برداشت كم از دنيا و در مقابل، تلاش زياد، نقطه مهم در زندگى اميرالمؤمنين عليهالسلام است. خود او زاهد بود. به ديگران زهد را مىآموخت و امر مىكرد و خود از همه زاهدتر بود.(17/10/1371)
7. رفاه مستلزم اسراف نيست
رفاه مادى، به معناى ترويج روحيهى مصرفگرايى نيست - كه خود، يكى از سوغاتهاى شوم فرهنگ غرب است - بلكه بدين معنى است كه كشور از نظر آبادى و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبيعى، تأمين سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادى و رواج توليد و تجارت، با تكيه بر استعدادهاى ذاتى نيروهاى انسانى خودى، به حد قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقيق و تجربه همگانى شود و نشانههاى فقر و عقبافتادگى رخت بربندد. (23/4/1368)
8. مصرف به اندازه
من بخصوص توصيه مىكنم كه مردم از اسراف، چه در ايام عيد و چه در طول سال آينده و به ويژه در مراسمى كه معمولا در آنها دچار اسراف مىشوند، خوددارى كنند. مصرف بىرويه و زياد، قاعدتا از سوى قشرهاى مرفه انجام مىگيرد؛ چون قشرهاى ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند. مصرفى كه از سوى يك قشر انجام مىگيرد، به زيان كشور است. يعنى هم زيان اقتصادى، هم زيان اجتماعى و هم زيان روانى و اخلاقى دارد. من مكرر عرض كردهام، باز هم مىگويم و خواهش مىكنم كه مصرفگرايى را رها كنند. مصرف بايد به اندازه باشد، نه به حداسراف و زياده روى. اين اندازه در هر زمانى متفاوت است. امروز بسيارى از قشرهاى مردم و خانوادهها دچار مشكل و زحمتند و هنوز اثرات و ثمرات بازسازى كشور، خودش را بهطور كامل نشان نداده و خيرات و بركاتش به همه نرسيده است. اندازه عبارت است از اينكه انسان خودش را هر چه مىتواند به اين قشرها نزديك كند. مسؤولين عزيز كشور، اعم از دولتى و قضايى و سايرين، بخصوص بايد اين اصل را بيش از ديگران رعايت كنند.(1/1/1371)
9. نقد مفهوم توسعه
اگر كسي، توسعه مطلوب را به رفاهطلبي و اسراف و اتراف تفسير كند، سرمايهداري غرب را اسوة توسعه اقتصادي قرار ميدهد، حال آن كه اين تفسير، باطل و ناصواب است و آنچه كه اسوه و الگوست، نظام عقلاني است كه اسلام آن را ترويج كرده است كه انسان در توليد بر محور عقل فعاليت كند و در محور مصرف نيز بر محور عقل مصرف كند.
عضو گروه مطالعات فرهنگي بسيج اساتيد گفت : اصلاح و بازسازي الگوهاي مصرف در تمامي ابعاد کلان و خرد آن نيازمند کالبد شکافي علمي توسط کارشناسان و معرفت گرايان است.
به گزارش ايرنا از سازمان بسيج اساتيد کشور، رسول کياني دستيابي به قله هاي پيشرفت و رسيدن به جايگاه رفيع در منطقه را نيازمند تبيين و توجيه آن دانست و گفت: بايد با رشد عملکرد از طريق اصلاح کار آمدي، ثمر بخشي، ارتقا کيفيت و حضور معتقدانه در وضعيت هاي رقابت جهاني با اتکاء به توانايي هاي خود، خردمندانه و جسورانه تهديدها را به فرصت و فرصت ها را به موجوديت و حقانيت مکتب انسان ساز اسلام پيوند بزنيم.
عضو گروه مطالعات فرهنگي سازمان بسيج اساتيد کشور با اشاره به اينکه نوسازي فرهنگي و اجتماعي بايد همواره در اولويت باشد، تاکيد کرد: تا زماني که تغيير و تحول فکري، تغيير در رفتار و اعمال و عادات از بالاترين سطوح جامعه تا لايه هاي زيرين آن رخ ندهد، مشکل ما هم چنان باقي خواهد ماند از اين رو براي تحقق اصلاح الگوي مصرف بايد بسياري از خرافات، تفکرات غلط، عادات و رفتارهاي رسوبي فرهنگي ما از جامعه رخت بربندد.
وي افزود: بنابراين براي گام نهادن در مسير نوسازي هاي بنيادين در عرصه هاي گوناگون نيازمند بهبود نظام و ساختار مديريتي در کشور هستيم.
خبرگزاري فارس: يكي از مشكلات اساسي كشور تورم حاكم بر آن است، تورمي كه سالهاست اقتصاد كشور را رنج مي دهد ،دلايل متعددي براي اين معضل بيان شده اما يكي از مهم ترين آنها وجود حجم زياد نقدينگي است.
به گزارش خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا»، رشد نقدينگي هميشه يكي از معضلات دولتها در ادوار مختلف بوده و اين موضوع در سالهاي اخير به خصوص چهار سال گذشته مشكلات زيادي را براي دولت و مردم ايجاد كرده كه از جمله ميتوان به افزايش سريع و غيرمترقبه قيمت مسكن در سالهاي 85 و 86 اشاره كرد.
* افزايش پسانداز، راهكار كاهش نقدينگي
بر اساس پژوهشي كه محمدعلي رحمتنژاد تهراني در پاياننامه كارشناسي ارشد خود با عنوان «نگرشي به رفتار اقتصادي بانكداري بدون ربا» در دانشگاه تهران انجام داده، مهمترين راه مهار تورم در ايران، كنترل رشد نقدينگي شناخته شده است.
وي راهكار كاهش نقدينگي در جامعه را افزايش پسانداز در بانكها ميداند و پيشنهاد ميدهد: گسترش فرهنگ پسانداز، افزايش نرخ سود بانكي تا سطح نرخ تورم يا كاهش نرخ تورم، ايجاد بانكهاي خصوصي جهت سپردهگذاري ، پوشش جغرافيايي مناسب شعب بانكها، تنوع بخشيدن بر طيف خدمات بانكي، افزايش مهارت فردي و شغلي كاركنان بانكها در ارائه خدمات از جمله راهكارهاي افزايش پسانداز در بانكها است.
به گزارش فارس: نكتهاي كه در اين زمينه ممكن است ناديده گرفته شود و در تعريف نقدينگي هم آمده سپردههاي بانكي از قدرت نقدشوندگي بالايي برخوردار هستند، زماني كه سپردهگذاران احساس كنند سرمايهگذاري در يك بخش سود بيشتري از بانك نصيب آنها ميكند، سرمايه خود را به آن بخش منتقل ميكنند و در واقع اين راهكار را نميتوان به عنوان راهكار قطعي براي اين موضوع برگزيد.
بر اساس پژوهشي ديگر كه سيمين دخت نقوي كلجاهي در پاياننامه كارشناسي ارشد خود با عنوان «بررسي اثر تغييرات نقدينگي بر بخش صنعت در ايران» در دانشگاه تبريز انجام داده عنوان شده است: حجم نقدينگي تأثير محسوسي روي توليدات بخش صنعت و شاخص قيمت توليدات صنعتي دارد.
اين پژوهشگر پيشنهاد داده است: به دليل محسوس بودن اثر نقدينگي بر بخش صنعت توصيه ميشود بانك مركزي نظارت دقيقي بر نقدينگي داشته باشد.
به گزارش فارس، بانك مركزي چشم دولت در نظارت بر مسائل پولي كشور است و حساسترين سازمان در بخش اقتصادي هر كشور به حساب مي آيد هر گونه تغيير در مديريت آن تاثيرات قابل ملاحظهاي در اقتصاد كشور ميگذارد.
* وجود100 هزار ميليارد تومان نقدينگي مازاد در كشور
براساس اين گزارش، محمد باقر صدري عضو انجمن اقتصاددانان ايران درباره رشد نقدينگي در كشور تاكيد ميكند: عدم نظارت دقيق بانك مركزي در سالهاي 85 و 86 موجب افزايش قابل ملاحظه نقدينگي از حدود 64 هزار ميليارد تومان در تير 84 به 168 هزار ميليارد تومان در سال 86، كه اين امر موجب بالا رفتن ناگهاني و زياد قيمت مسكن شد.
صدري با اشاره به نقدينگي 180 هزار ميليارد توماني در كشور ميافزايد: در كشور با توجه به ظرفيتهاي اقتصادي و احتساب نفت 140 دلاري حدود 100 هزار ميليارد تومان نقدينگي مازاد وجود دارد.
در همين رابطه جمشيد پژويان عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي در مورد نقدينگي موجود در جامعه اظهار ميدارد: رقم دقيقي در مورد حجم نقدينگي در كشور موجود نيست ولي اگر ميزان رشد حجم نقدينگي با رشد توليد ناخالص ملي متناسب باشد، قيمتها افزايش نخواهند يافت.
وي ميافزايد: حجم نقدينگي بايد به شكلي باشد كه مردم بتوانند با آنچه كه در دست دارند كالا و خدمات را خريداري كنند و ميزان نقدينگي بيش از حد نباشد تا در نتيجه رقابت در خريد، قيمتها بالا رود.
اين كارشناس اقتصادي با اشاره به دلايل افزايش نقدينگي در كشور اظهار ميدارد: دولت براي جبران كسري بودجه از بانك مركزي استقراض ميكند.
* متناسب بودن رشد نقدينگي با رشد واقعي اقتصاد
فرهاد خرمي عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي عامل افزايش تورم در كشور را اختلاف بين رشد نقدينگي و رشد توليد ناخالص ملي ميداند.
براساس نظر اين كارشناس اقتصادي وقتي رشد حجم نقدينگي در كشور بيشتر از رشد توليد ناخالص ملي باشد تورم افزايش مييابد.
خرمي در مورد متوسط رشد نقدينگي در 30 سال گذشته تصريح ميكند: در 30 سال گذشته متوسط رشد ساليانه حجم نقدينگي در كشور 30 درصد بوده كه اگر با رشد واقعي اقتصاد (رشد توليد ناخالص ملي) مقايسه كنيم به اختلاف 25 درصدي پي خواهيم برد.
وي اضافه ميكند: اين اختلاف باعث ايجاد تورم در كشور ميشود و در 30 سال گذشته رشد تورم در كشور 25 درصد بوده است كه اين امر باعث كاهش ارزش پول رسمي كشور در مقايسه با ارزهاي ديگر شده ، به طوري كه دلار هفت توماني، الان حدود هزار تومان خريد و فروش ميشود.
* مشكل نقدينگي در كوتاهمدت حل نخواهد شد
اين گزارش حاكي است: كسري بودجه دولت عامل اصلي استقراض دولت از بانك مركزي و افزايش نقدينگي در جامعه است، اما بايد ديد در اين راستا دولت چه راهكارهايي را براي مقابله با كسري بودجه بايد انجام دهد.
خرمي در مورد راهكار كاهش نقدينگي ميگويد: دولت بايد با كاهش هزينهها و افزايش ماليات از كسري بودجه جلوگيري كند تا مجبور نباشد با استقراض از بانك مركزي، نقدينگي را افزايش دهد.
وي در خصوص عدم حل شدن مشكل كسري بودجه در طي ساليان گذشته ميگويد: منافع سياسي در كوتاهمدت و منافع اقتصادي در بلندمدت به ثمر ميرسد، به همين دليل دولتها براي جلب اعتماد مردم براي راي آوردن به دنبال منافع كوتاهمدت ميروند.
خرمي ميافزايد: افزايش نقدينگي براي جبران كسري بودجه به جهت پرداخت حقوق كاركنان از جمله اقدامات دولتها براي جلب آراي عمومي است كه در درازمدت كشور را دچار مشكل خواهد كرد.
خرمي معتقد است كه كسري بودجه به دليل عدم تامين ماليات، استقراض داخلي و خارجي و افزايش هزينهَهاي دولتي بوجود ميآيد و راهكار كوتاهمدت براي كسري بودجه وجود ندارد.
* قد كشيدن نقدينگي با تغذيه از كسري بودجه
براساس اين گزارش، آنچه كه از نظرات كارشناسان برميآيد اين است كه نقدينگي عامل اصلي افزايش تورم در كشور مي باشد كه آن هم به دليل كسري بودجه دولت حاصل ميشود و تا زماني كه در كشور مسائل سياسي، سياستهاي اقتصادي را تعيين كند و دولتها براي جلب آراي عمومي و راي آوردن هزينههاي جاري خود كه همان حقوق كاركنان است، افزايش دهند، نمَيتوان اميدي به حل شدن معضل تورم، نقدينگي و كسري بودجه داشت.
اين گزارش حاكي است، سؤالي كه در اين زمينه ممكن است مطرح شود اين است كه دولتهاي كشورهاي صنعتي نيز مانند كشور ما مايل به جلب آراي عمومي هستند، ولي مشكل كسري بودجه و افزايش نقدينگي كمتر در اين كشورها مشاهده ميشود، دليل چيست؟
اين گزارش ميافزايد، در كشورهاي صنعتي به دليل برنامهريزي دقيق و بودجهريزي مناسب، از كسري بودجه جلوگيري ميشود و اگر با همه اين اقدامات باز دولت دچار كسري بودجه شد به دليل استقلال بانك مركزي از دولت هرگونه افزايش نقدينگي بايد تحت نظر پارلمان باشد و رئيس كل بانك مركزي در برابر پارلمان مسئول است.
بنابراين گزارش، دولتها در هنگام مواجه با كسري بودجه با كاهش هزينههاي دولتي و افزايش ماليات اين موضوع را جبران ميكنند و اگر باز هم نتوانند كسري بودجه را جبران كنند با درخواست از بانك مركزي در صورت موافقت پارلمان ميتوانند با روشهايي از جمله استقراض داخلي يا خارجي منابع خود را تامين كنند.
اصلاح الگوي مصرف طرحي بسيار مهم و ضروري بود كه در سال 1388 بر زبان رهبر عزيز انقلاب جاري گرديد و سوژه اي شد براي خيلي از موارد كه با گفتار و كردار پيگيري شود تا شاهد نتايج درخشان مادي و معنوي آن باشيم. مثلي معروف داريم كه ذره ذره خيلي شود و قطره قطره سيلي. راستي اگر دقت كنيم حقيقت را درك خواهيم كرد. خداوند متعال نعمتهاي فراوان و بيشماري در اختيار انسان قرار داده است و دستور كيفيت استفاده از آن نعمتها را صريحا در قرآن كريم براي همه بيان فرموده است مثلا در مورد خوراكيها آيه اي بسيار صريح داريم كه «كلوا و اشربواو لاتسرفوا». بخوريد و بياشاميد ولي اسراف و زياده روي ننمائيد. (سوره اعراف آيه 31) شاعر ميگويد: نه چندان بخور كز دهانت برآيد نه چناد كز ضعف جانت برآيد به مسئله اعتدال و ميانه روي بايد توجه كرد كه آيات بسيار صريحي در قرآن داريم حتي در مورد انفاق و بخشش كه آنهمه تاكيد شده ولي در عين حال امر به اعتدال گرديده است. در سوره فرقان آيه 67 ميفرمايد: «والذين اذا انفقوا ولم يسرفوا ولم يقترواو كان بين ذلك قواما». بندگان خوب خداوند كساني هستند كه در بخشش زياده روي و كوتاهي نمي كنند و اعتدال را رعايت مينمايند. در سوره اسري آيه 26 تا 30 صريحا و اكيدا از اسراف نهي ميفرمايد و اسراف كنندگان را برادران شيطان ميدانند. بهرحال قرآن كريم پيروان خود را به شدت از افراط و تفريط نهي مي كند و برحذر ميدارد. اگر به اين دستور قرآن عمل ميشد نتايج درخشان بدست مي آمد. البته بايد از مرحله حرف و گفتگو و نوشتن و مصاحبه به مرحله عمل قدم گذاشت. امسال از نظر حرف و غيره بسيار اقدام مي شود كه اميدوارم از خود و خانواده خود و اداره و بازار و شركتها و مهمان خانه ها و پادگانها شروع شود و از آنهمه ريخت و پاش و اسرافهاي مختلف جلوگيري شود و طوري شود كه اضافه آوردن غذا و نان ممنوع گردد و جرم حساب شود و يك نوع استانداردي براي مصرف تهيه شود كه اضافه نيايد. اگر شما سري به بعضي جاها بزنيد و كارتن هاي نان خشك و اضافي غذا را ببينيد و دقت كنيد متوجه ميشويد كه چقدر نعمت خداوند به هدر مي رود و هيچكس احساس مسئوليت نميكند و اصلا هيچگونه امرونهي در اين مورد صورت نمي گيرد چه بسا تعدادي نان سالم و مقدار زيادي برنج و خورشت اضافي موجود است. شما را بخدا بيائيد يك فكر اساسي كنيد و براي هميشه اين معضل را برطرف كنيد.
آن همه آيات و روايات چرا بايد به دست فراموشي سپرده شود كي مي خواهيم به آيات عمل كنيم چرا بي تفاوت هستيم چرا نهي از اسراف نمي كنيم چرا آن همه مشاهدات را ناديده مي گيريم كافي است شما سري به سطلهاي آشغالي ميهمانسراها و ادارات و پادگان ها بزنيد تا از نزديك اسرافهاي فراوان را مشاهده كنيد. مسئولين جواب خدا را چه مي دهند مسئولين خدمات آشپزها تقسيم كنندگان غذا و خورندگان غذاهاي آماده همه و همه مسئول اين اسرافها هستند و بايد به درگاه خداوند پاسخ گو باشند. آن همه آرد و برنج و حبوبات و گوشت را چه كسي در اختيار آشپزخانه ها قرار مي دهد چرا نسنجيده عمل مي كنند براي نمونه در يك پادگان كه 600 غذا خور داشت براي هر نفر دو عدد نان در هر وعده يعني صبح و ظهر و شب درنظر گرفته بودند كه پيش از نصف آن به هدر مي رفت و مصرف نمي شد. شما حساب كنيد روزانه 600 عدد نان به هدر برود چه ضرري وارد ميشود! چه مي شود اگر سهميه را كسر كنند و بر مزايا و امتيازات ديگر بيفزايند و چيزهايي كه ضرورت دارد و جذب مي شود تهيه نمايند و بهرحال صرفه جوئي كنند تا به مشكل اقتصادي گرفتار نشويم. چرا ما بايد مصرف كننده كشورهاي خارج باشيم در حالي كه با رعايت و اصلاح الگوي مصرف ميتوانيم به خودكفائي برسيم و از كشورهاي بيگانه بي نياز شويم و هزينه اي كه به آنان مي پردازيم در راه عمران و آبادي و در راه فرهنگ سازي و گسترش اسلام و قرآن به كار ببريم. فرمانداري ها و بخشداري ها در دادن سهميه به پادگانها و ادارات و شركتها و قهوه خانه ها تجديدنظر و دقت بيشتري كنند. گاهي روابط دست اندركاران با يك ديگر سبب مي شود كه تا دو برابر سهميه واقعي به جاهاي مذكور اختصاص دهند و از جيب خليفه بخشش نمايند و با بيت المال بازي كنند و خواسته و ناخواسته حيف و ميل هاي فراوان صورت گيرد كه بايد در پيشگاه عدل الهي پاسخ گو باشند. اي كاش اين مطالب به سمع آنان برسد و دست از اين گونه كارها بردارند و سبب وابستگي مملكت به كشورهاي اجنبي نشوند. تقسيم كنندگان بودجه آرد و برنج و غيره صددرصد مقصرند.
مثال معروفي است كه ذره ذره خيلي شود و قطره قطره خيلي
اسلام افراط و تفريط را نهي مي كند و به اعتدال فرمان مي دهد.
رشد لجام گسيخته مصرفگرايي و دلبستگي ما به داشتن خانهها و خودروهاي تجملاتي لوکس که آثار زيانبار جسمي و روحي و زيستمحيطي و فرهنگي و اجتماعي آن تقريباً براي همه ما روشن گرديده است، دو راهحل در برابر ماقرار ميدهد: کاهش مصرف و يا اعتماد به وقوع معجزهاي تکنولوژيکي براي بهبود اين شرايط. البته در سايه سلطه نظامهاي ماديگرايانه در قريب به اتفاق مناطق دنيا و رشد بيعدالتي و عدم اطمينان، گويي همه در انتظار وقوع معجزهاي تکنولوژيک نشستهاند. در برابر اعتياد فاجعهآميز همه ما به خريد و مصرف بيشتر و با وجود رشد تمايلات خوب و در عين حال کمنتيجه مصرفکنندگان، آيا زمان آن فرا نرسيده که همچون سالهاي جنگ جهاني دوم به سوي يک سيستم اقتصادي کممصرف و بهينه و توأم با ارزشهاي انساني حرکت کنيم؟ هرچند از هم اينک ميتوان پيشبيني نمود که هيچ يک از رهبران و احزاب سياسي ما حاضر نميشوند که مردم را به چنين سياستهايي تشويق کنند.
يک جزوه قديمي در آشپزخانه منزل ما وجود دارد که آثار لکههاي قهوه و يادداشتهاي بيمصرف زيادي روي آن وجود دارد. اما من تصميم ندارم آن را دور بياندازم. ايدهاي خوب که ممکن است همچنان هم تداوم بيابد.
چرا؟ براساس همه پژوهشهاي صورت گرفته، افراد زيادي نظير من وجود دارند. افرادي که تمايلات و نگرشهاي خوبي دارند و عميقاً در مورد گرم شدن تدريجي آب و هوا نگرانند، اما همچنان در تبديل اين نظرات به رفتارهاي روزمره زندگي خود ناتوانند. براي اين وضعيت ميتوان دلايلي نظير انبوه شدن اطلاعات دريافتي، کمبود زمان و ترديد در انتخاب گزينههايي مناسب را برشمرد. به علاوه، بسياري بر اين عقيدهاند که همه تلاشهاي ما در آن سوي معادله، به دليل اقدامات غيرمسئولانهاي نظير ساخت دو نيروگاه برق در هفته از سوي چينيها، عملاً با موفقيت چنداني همراه نخواهد بود.
آيا دست زدن به اقداماتي نظير کاهش مصرف گوشت به نصف مقدار کنوني، چشمپوشي از رفتن به سفرهاي تفريحي و حمام آفتاب با هواپيما، تلاش براي بازيافت بيشتر زبالهها، و پيادهروي تا مدرسه، کافي خواهند بود؟ مسلماً نه، چرا که اين اقدامات، تنها به خراشيدن يک سطح محکم شباهت دارد. اگر جهان توسعه يافته به کاهش 80 درصدي حجم انتشار کربن که مورد درخواست سازمان ملل متحد از اين دولتها در کنفرانس بالي (اندونزي) بوده، تن دهد، بيترديد فرزندان ما زندگي متفاوتي را به نسبت آنچه که هم اينک ما انتظار فرا رسيدن آن را داريم، تجربه خواهند کرد.
در سال 2006 ميلادي، هر انگليسي به طور متوسط 6/9 تن دياکسيد کربن(
CO2
) توليد نموده که اين رقم بايد در سال 2050 ميلادي به 3 تن کاهش يابد و البته ترديدي وجود ندارد که در مورد لزوم اين کار در ميان متخصصان محيط زيست و اقتصاددانان، اجماعي همهجانبه وجود دارد. البته در کنار مسئوليت دولتها، شهروندان ما هم بايد علاوه بر کاهش مصرف، به گونهاي متفاوت مصرف نمايند. به بيان ديگر، آيا پايداري حيات ما در اين کره خاکي، به يک اصلاح همهجانبه و تشکيل زندگي متفاوتي نياز دارد و يا با تداوم وضع موجود و دلبستگي به داشتن خانههايي راحت، خودروهايي شيک و تعطيلاتي مفرح بدون توجه به آثار زيستمحيطي آن هم ميتوان به اين آرمان دست يافت؟
سياستهاي زيستمحيطي دولت ما عمدتاً با محوريت روش دوم سازمان دهي و اجرا ميگردد. مشکل اينجاست که هيچ دليلي وجود ندارد که نشان دهد، در سايه اتکا به روشهاي کنوني موسوم به معجزه تکنولوژيکي، ميتوان به کاهش موردنظر در سطح انتشار گاز کربن دست يافت. در گذشته، افزايش کارايي مصرف انرژي عمدتاً به مواردي اين چنين محدود بوده است: «اگر يخچال فريزر من از کارايي انرژي مناسبي برخوردار است و بهايي ارزانتر هم دارد، شايد من براي تابستان گرم بعدي هم يک دستگاه تهويه مطبوع با همين مارک خريداري کنم.»
البته نوآوريهاي تکنولوژيکي يک بخش مهم از راهحلهاي فراروي ما خواهد بود، اما اين روشها به تنهايي کافي نيستند؛ چرا که بر اين اساس، يک ايمان منطقي و عقلايي از سوي دولتمردان ما نسبت به موفقيت اين دستکاريها و نوآوريها وجود دارد.
متأسفانه گزينه کاهش مصرف، چيزي است که هيچ سياستمداري به آن توجه ندارد. در يکي از جلسات برپا شده با اين موضوع، مسئولان خزانهداري ما اين رويکردها را ارتجاعي و کاري همانند زندگي در غارها عنوان نمودند. هم اينک نيز ما صاحب يک سيستم سياسي هستيم که بر مبناي رشد اقتصادي بنيانگذاري شده و براي سنجش آن از نرخ توليد ناخالص داخلي (
GDP
) استفاده ميشود. البته افزايش اين عدد هم منوط به افزايش بيشتر و بيشتر مخارج مصرفکنندگان است. رشد اقتصادي براي کاستن از سطح بدهيهاي ملي و ايجاد يک دولت رفاه نيز منافعي فراوان دارد. اگر مردم از خريدهاي خود دست بکشند، احتمالاً اقتصاد ما فرو خواهد پاشيد و جاي تعجبي هم ندارد که يکي از وظايف رهبران سياسي ما پس از هر حمله تروريستي، اطمينان بخشي به مردم (در مورد وجود امنيت) و تشويق آنان به تداوم خريدهايشان است. (کاري که جورج بوش و آن ليوينگستون پس از حملات 11 سپتامبر و بمبگذاريهاي لندن انجام دادند.) تبليغات و بازاريابي به عنوان دو بخش غولپيکر اقتصاد، به صورتي کامل و همهجانبه، بر اين اساس پايهگذاري شدهاند که ما به خريدهاي مصرفي خود ادامه دهيم و فرزندان ما نيز اين راه را ادامه دهند.
ما در قلب اين مدل اقتصادي، شاهد وجود يک ديوانگي و به دنبال آن هزينههاي فاجعهآميز زيستمحيطي هستيم. روان شناس سرشناس آمريکايي تيم کاسر به صورتي عالي، از يک نمودار براي نشان دادن اين شرايط بهره ميبرد. در اين شکل، يک خط نشانگر درآمد شخصي افراد بوده که در 40 سال اخير سر به آسمان ساييده است. خط ديگري هم نشانگر افرادي ميباشد که اعلام داشتهاند، احساس خوشحالي و رضايت بسيار زيادي دارند. البته شيب اين خط در اين دوره، تغييري نداشته است. بدين ترتيب، شکاف موجود ميان اين دو خط در طول اين دوره، رو به فزوني نهاده است. پس اين همه مصرف براي شادماني ما کافي نيست.
اما نمودار، تأثيراتي اميدوارکننده و در عين حال نگرانکننده دارد. از جنبه اميدوارکننده، اين نمودار نشان ميدهد که يک نظام اقتصادي بنا نهاده شده بر مبناي مصرف اندک، فاجعه نخواهد بود. در مقابل هم، نکته نگرانکننده اين است که ما با وجود اينکه ميدانيم، خريد و مصرف بيشتر ما را شادمانتر و رضايتمندتر نميکند، همچنان به اين کار ادامه ميدهيم. وي معتقد است که مصرفگرايي بدون حد و مرز ما، پاسخي غيراداري به فقدان امنيت و همچنين يک نوع ناسازگاري رفتاري ميباشد. در چند دهه گذشته، منابع ناامني دوچندان شدهاند. در کنار دستکاريهاي زياد اذهان ما توسط تبليغات، ما شاهد شکلگيري منابع جديدي از ناامني و اقتصادهاي بازاري بسيار رقابتي بودهايم که دامنه گستردهاي را از مفاهيمي نظير هويت (من که هستم و به کجا تعلق دارم؟) تا نيازهاي بنيادين (چه کسي در سنين پيري به مراقبت از من ميپردازد؟) در برميگيرد. اين رابطه موجود ميان مادي گرايي و ناامني به ما کمک ميکند که توضيح دهيم، چرا کشورهايي کاملاً متفاوت نظير ايالات متحده و چين، عميقاً رفتاري ماديگرايانه داشته و با ناامنيهايي فزاينده هم روبهرو هستند.
بيترديد درخشش و تلألؤ دل فريب روزافزون اين سيستم اقتصادي بنيان نهاده شده بر مبناي ناعدالتي، بر اين اساس است که ساز و کار دروني تقويت و استحکامبخشي در آن تعبيه گرديده است. چرا که هر چه شما بيشتر احساس ناامني نماييد، بيشتر مادي گرا ميگرديد و البته با افزايش سطح مادي گرايي، شما احساس ناامني و عدم اطمينان افزونتري خواهيد نمود. همانطور که آقاي کاسر نشان ميدهد، ارزشهاي مادي گرايانه (که در ميان نوجوانان سراسر دنيا و با هر ديدگاه سياسي و اقتصادي در حال افزايش است) شما را عصبيتر و همچنين حساستر نسبت به افسردگي نموده و در عين حال از تمايل شما به همکاري و همراهي با ديگران ميکاهد. مطالعات علمي مختلف انجام شده حاکي از آن است که مردم، منابع و سرچشمههاي واقعي تقويت جايگاه ارزشهاي انساني را ميشناسند (ويژگيهايي نظير روابط اجتماعي خوب، خودباوري و احساسات اجتماعيگرايانه) اما آنان در سايه سنگين همبستگي خوفناک و رعبانگيز منافع اقتصادي و سياسي، روز به روز از اين ارزشهاي واقعي دور ميگردند و تنها به افزايش ساعتهاي کاري خود و پرداخت پول بيشتر و بيشتر فکر ميکنند.
به هرحال، تغيير اين نگرش کاري دشوار خواهد بود و حرکت به سوي يک اقتصاد کممصرف نياز به مديريت و راهبري دقيق و همهجانبهاي دارد؛ اما بزرگترين تناقض موجود اين است که تغيير رفتارهاي مصرفگرايانه کنوني باعث ايجاد بازخوردهايي مخرب در فرد ميشود (همان چيزي که کاسر از آن به عنوان ناسازگاري رواني و احساسي دوگانگي ياد ميکند). مصرف کمتر و بهينه ميتواند جامعه را به سوي ثبات اقتصادي و افزايش ناامني سوق دهد، هرچند تغيير آب و هواي کره زمين هم افراد را ناامنتر خواهد نمود. البته پاسخ ما هم در برابر اين وضعيت، ميتواند دامن زدن به جريان کنوني مصرفگرايي انبوه و بيحد و مرز باشد. يعني «بخور، بنوش و خوش باش. عمر ما کوتاه است.» و يا اينکه با حداکثر قدرت ممکن در برابر تأثيرات ناشي از تغيير آب و هواي کره زمين، موضعگيري نماييم.
ما با يک گزينه ديگر هم روبهرو هستيم که ميتواند راهبردي همهجانبه تلقي گردد: يک سيستم اقتصادي کممصرف و بهينه که ارزشها و خواستههاي واقعي زندگي انساني را تأمين کند. اکثر ما حتي به صورتي اندک دريافتهايم که تغييرات گسترده در شيوه زندگي کنوني ما ضروري است، اما ما در انتظار شخصي ديگر هستيم که اين کار را آغاز نمايد. همانطور که گزارش سال گذشته «کميسيون توسعه پايدار» دولت ما هم با اين عنوان هشداردهنده شروع شده بود: «من ميخواهم، اگر شما بخواهي.»
به صورتي اميدبخش، ما ميدانيم که اين کار قابل انجام است، همانطور که والدين و پدربزرگهاي ما در سالهاي جنگ جهاني دوم اين کار را مديريت و اجرا نمودند. اين رويکرد سودمند که از سوي آندره سيمز در کتاب «بدهي اکولوژيکي» معرفي گرديده، نشان دهنده نقش مهم دولت در اين حيطه است. البته در اوايل دهه چهل ميلادي هم کاهش شديد به وجود آمده در مصرف خانوار، نه براساس اتکا بر تمايلات خوب که به دليل تبليغات جهتدار و عظيم دولت انگلستان و همچنين تلفيق يک سيستم عقلايي و مالياتهاي اخذ شده از کالاهاي لوکس به وجود آمد. ميتوان از اين راهکارها در قرن بيست يکم نيز بهره برد، هرچند قريب به اتفاق احزاب و رهبران سياسي ما به شدت از توصيه به چنين سياستهايي پرهيز ميکنند.
● نويسنده: مادلين - بونتينگ
● منبع: ماه نامه - سياحت غرب - 1387 - شماره 57، فروردين - به نقل از
www.Guardian.co.uk
قرآن پيرامون پنجمين ويژگي ممتاز بندگان خالص خداوند رحمن چنين ميفرمايد: «وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا»1 آنان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سختگيري، بلكه در ميان اين دو، اعتدال ميورزند.»
اين آيه بيانگر يكي از مهمترين مسايل زندگي است كه رعايت آن موجب آسايش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گرههاي مشكلات و برطرف كردن بسياري از نابسامانيهاي اجتماعي و اقتصادي ميگردد. و ميتوان آن را به عنوان معجزه زندگي خوشبختانه ياد كرد، و آن مسأله اعتدال در انفاق و مصرف است.
اعتدال يعني ميانهروي و حدفاصل بين افراط و تفريط، كه چنين كاري از نظر اسلام در همه چيز، محبوب و مطلوب است، قرآن مسلمانان را به خاطر پيروي از اسلام، به عنوان «امّت وسط» يعني امت معتدل خوانده وميفرمايد: «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا»2 اين گونه شما را امّت ميانه قرار داديم.
اميرمؤمنان علي(ع) آنان را كه از راه اعتدال به سوي افراط يا تفريط كشانده ميشوند، جاهل خوانده ميفرمايد: «لاتَرَي الجاهل إلاّ مُفرطا أو مفرّطا»3 هميشه جاهل را نمينگري جز اين كه يا زياده روي ميكند، و يا كم ميآورد.
در آيه مورد بحث كه بيانگر پنجمين نشانه بندگان ممتاز خدا است، از يكي از شاخههاي مهم اعتدالي، كه مربوط به امور اقتصادي و زندگي اجتماعي است، سخن به ميان آورده كه نقش مهمي در اصلاح زندگي و سامان يافتن شؤون اجتماعي و خانوادگي دارد، و آن رعايت اعتدال در مصرف است، يعني انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نه اسراف ميكند و نه سختگيري، بلكه راه ميانه بين اين دو را برميگزيند.
نكوهش اسراف در اسلام
اسراف به معني هرگونه زيادهروي و تجاوز از حد اعتدال در هر چيزي است كه انسان آن را بجا ميآورد، مثلاً براي يك وعده غذا و سير شدن، معادل 600 گرم غذا كافي است، اينك اگر كسي براي خود، يك كيلو غذا درست كند، و 800 گرم آن را بخورد، و بقيه بماند و آن را دور بريزد، چنين كسي در يك وعده غذا دوگونه اسراف نموده، نخست اين كه 200 گرم بيشتر خورده، دوم اين كه 200 گرم ديگر را كه بيشتر درست كرده به دور ريخته است، به اين ترتيب در يك وعده غذا 400 گرم غذا بيهوده مصرف شده است. با توجه به اين مثال، و جريان دادن آن در جهات و ابعاد مختلف زندگي، به روشني ميفهميم كه در جامعه ما چقدر اسراف در چهرههاي گوناگون وجود دارد.
اسراف مصاديق مختلف دارد، يكي از شاخههاي آن كه در آيه مورد بحث از آن نهي شده اسراف در مصرف است، مانند: اسراف در خوردن و آشاميدن، اسراف در به دور ريختن غذاهاي اضافي، اسراف در صرف هزينههاي گزاف در امور تجمّلي و تزييني و تشريفات بيمحتوا و... حتّي اگر در عبادت زيادهروي شود مثلاً در وضو يا غسل، آب بيش از حدّ عقلي و طبيعي مصرف گردد، اسراف است، بر همين اساس پيامبر(ص) فرمود: «في الوضوء اسرافٌ، و في كلِّ شيء اسرافٌ»4 در وضو و در هر چيزي ميتواند اسراف راه يابد.
شخصي به نام عباسي به محضر امام رضا(ع) مشرّف شد و پيرامون شيوه صحيح مصرف در خانه نسبت به هزينه زندگي همسر و فرزند و ساير شؤون سؤال كرد، حضرت رضا(ع) در پاسخ فرمود: «بايد مصرف تو به گونهاي باشد كه بين دو كار ناپسند (اسراف و سختگيري) قرار گيرد.»
عباسي پرسيد: منظورتان از اين سخن چيست؟ فرمود: آيا سخن خدا در قرآن را نشنيدهاي كه اسراف و سختگيري را ناپسند ميشمرد و (در وصف بندگان ممتاز خداوند) ميفرمايد «والّذين إذا أنفَقوا...»5 بندگان خداي رحمان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سختگيري، بلكه ميان اين دو (حداعتدال) را ميگيرند» بنابراين در مورد معاش و هزينه زندگي اعضاي خانواده، در خريد و مصارف، ميانهرو باش.6
مطابق روايت ديگر، يك روز امام صادق(ع) در نزد شاگردان، همين آيه (67 فرقان) را تلاوت فرمود، آنگاه مشتي سنگريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان بخل و سختگيري است (كه در آيه از آن نهي شده است) سپس مشت ديگري برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن بر روي زمين ريخت و فرمود: اين همان اسراف است، بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دست خود را گشود، به گونهاي كه مقداري فرو ريخت، و مقداري در دستش باقي ماند و فرمود: «اين همان اعتدال بين سختگيري و اسراف است.»7
در قرآن در آيات متعدد از اسراف در مصرف و انفاق نهي شده است به عنوان نمونه نظر شما را به چند آيه جلب ميكنيم:
1 ـ «كلوا واشرَبُوا و لاتُسْرِفوا»8 و بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد.
2 ـ «و آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِه و لاتُسرفوا»9 هنگام درو، حق زكات (غلاّت و...) را بپردازيد، ولي (در انفاق) اسراف نكنيد.
3ـ روايت شده فقيري به محضر پيامبر(ص) آمد و تقاضا كرد كه آن حضرت پيراهنش را به او ببخشد. پيامبر(ص) پيراهنش را از تن خود بيرون آورد و به او داد، و چون پوشش ديگر نداشت، در خانه به طور عريان نشست و حتي براي نماز جماعت بيرون نرفت، كافران در غياب، آن حضرت را سرزنش كردند و به او چنين تهمت زدند كه خواب و لهو، آن حضرت را از نماز بازداشته است. در اين هنگام اين آيه نازل شد: «ولاتَجعَل يَدَكَ مَغْلُولَةً إلي عُنُقِكَ و لا تبْسُطها كلّي البَسْط فتقعد ملوما محسورا»10 هرگز دستت را برگردنت زنجير نكن (بخل نورز) و بيش از حد (اعتدال نيز) دست خود را مگشاي تا مورد سرزنش قرار گيري و از كار فروماني.
براساس همين آيات و دستورهاي الهي، پيامبر(ص) فرمود: «ما مِنْ نَفَقَةٍ احبَّ اِلَي اللّه مِنْ نفقةِ قَصْدٍ، و يبْغُضُ الإسراف»11 هيچ انفاقي در پيشگاه خدا محبوبتر از انفاق معتدلانه نيست، خداوند اسراف در انفاق را دشمن دارد.
نيز بر همين اساس پيامبر(ص) و اميرمؤمنان علي(ع) و ساير امامان(ع) بسيار ساده ميزيستند، و از هرگونه تجملگرايي و تشريفات پرهيز جدّي مينمودند.
اميرمؤمنان علي(ع) براي كارگزاران خود چنين نامه مينوشت:
«آدِقّوا اقلامَكُمْ، و قارِبُوا بَيْنَ سُطُوركُمْ، و اَحْذِفُوا عَنْ فُضُولِكُمْ، وَاقْصُدُوالمعانيَ، و ايّاكُمْ والإكْثارَ، فَاِنَّ اموالَ الْمُسْلِمينَ لاتَحْتَمِلُ الضَّرَر»12 سر قلمها را نازكتر كنيد، و بين سطرها را نزديك نماييد، و از استخدام واژههاي زايد بپرهيزيد، و معاني را هدف قرار دهيد، و از پرچانگي و زيادهروي دوري نماييد، زيرا نبايد به ثروت مسلمانان آسيب برسد.
نيز فرمود: «آگاه باشيد؛ بخشيدن مال در جاي ناروا، بريز و بپاش و بيهوده نمودن آن است، اين گونه بخشش، بخشنده را در دنيا بالا ميبرد، ولي در روز رستاخيز به پايين ميكشاند، و در پيش مردم او را محترم ميكند، ولي در پيش خدا خوار ميگرداند، هركس مال خود را در جاي نادرست و نزد ناشايستگان گذاشت، خداوند شكر آن مال را به او حرام مينمايد.»13
«مَنْ اَنْفَقَ شَيْئا في غَيْرِ طاعَةِ اللّهِ فَهُوَ مُبَذِّرٌ»14 كسي كه چيزي از مال خود را در راه غير خدا مصرف كند، چنين كسي اسراف كار است.
ياسر خادم ميگويد: روزي غلامان امام رضا(ع) ميوه ميخوردند، ولي هنوز آن را به طور كامل نخورده، به گوشهاي ميانداختند، آن حضرت اين كار اسراف كارانه آنها را ديد و خشمگينانه به آنها فرمود: «سبحان اللّه! اگر شما به اين ميوهها نياز نداريد، انسانهايي هستند كه نياز دارند، چرا دور ميريزيد؟ آنها را نگه داريد و به نيازمندان بدهيد.»
و امام صادق(ع) در ضمن نهي از دور افكندن هسته خرما، و نكوهش اسراف كاران فرمود: «حتي ته مانده آب ظرفي را به دور نريزيد كه اسراف است.»15
پرهيز شديد امام خميني از اسراف در مصرف
حضرت امام خميني قدّس سرّه، كه در عمل به دستورهاي اسلام، بسيار جدّي و نمونه بودند، در مورد اسراف در همه ابعادش و به ويژه در مصرف، حساسيت مخصوصي داشتند، به عنوان نمونه نظر شما را به سه مورد زير جلب ميكنم:
1ـ يكي از مسؤولين دفتر امام خميني قدّس سرّه مينويسد: يك بار مسؤول امور مالي، پشت يك پاكت چيزي نوشت و به امام داد، امام در يك كاغذ كوچك جواب آن را داد و در زير آن چنين نوشت: شما در اين قطعه كوچك نيز ميتوانستيد بنويسيد.»
از اين رو آن برادر كاغذهاي خوردهها را جمع و جور ميكرد و در كيسهاي ميگذاشت، و هنگامي كه ميخواست، براي امام چيزي بنويسد، روي آن كاغذ پارهها مينوشت، امام هم زيرش جواب مينوشتند.16
2ـ سركار خانم زهرا مصطفوي (دختر امام) از خاطرات دوران كودكي خود، چنين ميگويد: درس امام در ساعت يازده و نيم تمام ميشد، ايشان در اين هنگام بيست دقيقه با ما (كه كودك بوديم) بازي ميكرد، سپس ده دقيقه به ظهر، براي انجام مقدمات نماز حاضر ميشد، امام با خريد اسباب بازي خيلي مخالف بودند و ميگفتند: اين پول باطلي است، با وسايلي مانند گِل، تيله درست ميكرديم، بعد ميچيديم و ميگفتيم هر كس به اين تيلهها بزند برنده است، بازي بيست دقيقه ما اين گونه ساده بود...17
3ـ يكي از اعضاء دفتر امام خميني قدّس سرّه نقل كرد: يك روز بر طبق وظيفهاي كه هر ماه بر عهده داشتيم، در پايان ماه صورت مخارج ماهيانه را (در جماران) به خدمت امام فرستاديم، و در ضمن آن مخارج خانه امام از مهمانيها، رفت وآمدهاي امام، پول برق خانه را نوشته بوديم، هنگامي كه صورت مخارج را نزد امام ميفرستاديم، پس از نيم ساعت حاج احمدآقا (فرزند امام) تلفن زد و گفت: از وقتي كه صورت حساب دادهايد، امام مرتّب در لب باغچه قدم ميزند و سخت ناراحت است، زيرا مخارج خانه امام در اين ماه از ده هزار تومان (آن عصر) تجاوز كرده است لذا امام ميفرمايد:
«اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز كند، من اصلاً از اين جا ميروم.»
حاج احمد آقا به من گفت: شما ببينيد كه خرج اضافي در اين ماه چه بوده است. تا به آقا بگوييم و خيال امام راحت شود.
ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را يافتيم كه ابدا مربوط به خانه امام نبوده است، مثلاً:
1ـ گازوئيلي كه از خانه امام زياد آمده بود ما گفتيم كه آن را در انبار حسينيّه جماران بريزند.
2ـ به ماشيني كه خانواده حضرت امام را ميبرد، و براثر بيتوجّهي راننده خسارتي به آن وارد شده بود، و هزينهاي پيدا نموده بود.
3ـ ملامين برزنتي براي خانه حضرت امام، تهيه شده بود تا داخل منزل ايشان از بالاي پشت بام ديده نشود، زيرا پاسداران در آنجا پاس ميدادند.
صورت اين چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستاديم، و در نتيجه ايشان احساس آرامش كرده و آسوده خاطر شدند.18 از همين يك نمونه ميتوان شدّت پرهيز امام از اسراف و زيادهروي در مخارج خانه را به دست آورد.
دوري از تقتير و سختگيري
اعتدال در مصرف كه يكي از ويژگيهاي بندگان ممتاز الهي است، كه در ميانه دو چهره قرارگرفته است، نخست جنبه افراطي آن است كه از آن به اسراف و تبذير ياد ميشود كه بيان گرديد، دوم جنبه تفريطي آن است كه چهره تفريط اعتدال در مصرف است كه از آن به تقتير يا سختگيري و زندگي رنجآور تعبير ميگردد، اسلام دين سمحه و سهله است، هرگز حاضر نيست كه مسلمانان در سختي و رنج اقتصادي زندگي كنند، بايد با كار و كوشش و سرپنجه تدبير، شكل زندگي را به شيوهاي تبديل كرد كه موجب وسعت در زندگي و آسايش گردد.
پيامبر اكرم(ص) همان گونه كه از اسراف جلوگيري ميكرد، به موازات آن از اقتار و سختگيري در زندگي، نهي مينمود. رسول
اكرم(ص) فرمود: «انَّ مِنْ سعادَةِ المَرْءِالمُسْلِم أن يُشْبِهَهُ وَلَدُهُ، والْمَرأَةُ الجَملاء ذاتُ دِينِ، وَالْمَرْكبُ الهَنيّ والمَسْكَنُ الْواسِعِ.»19
از سعادت و خوشبختي انسان مسلمان آن است كه داراي فرزندي كه در نيكي، شبيه به خود بوده و نيز داراي همسر زيبا و ديندار، و مركَب راهوار و خانه وسيع باشد.»
در ماجراي ابولُبابه كه به خاطر كشف يك راز نظامي حكومت اسلامي در نزد يهوديان، به گناه خود پي برد و توبه حقيقي كرد و پس از مدتي آيه 102 سوره توبه در پذيرش توبه او از جانب خداوند نازل شد، پيامبر(ص) با تلاوت آن آيه، به او بشارت داد. ابولُبابه به پيامبر(ص) عرض كرد: اجازه بده به شكرانه قبول شدن توبهام، نصف اموالم را انفاق كنم، پيامبر(ص) اجازه نداد، او عرض كرد: اجازه بده يك سوم آن را انفاق كنم، پيامبر(ص) اجازه داد.20
اين كه پيامبر(ص) اجازه انفاق نصف اموالش را نداد، براين اساس بود كه او و خانوادهاش گرفتار سختي و تنگنا در معيشت نگردند.
در روايت ديگر آمده: يكي از مسلمانان مدينه داراي چند كودك بود، و شش غلام داشت، در بستر مرگ قرار گرفت، قبل از مرگ خود به خاطر جلب پاداشهاي الهي، شش غلامش را آزاد نمود. پس از آن كه از دنيا رفت، مسلمانان پس از غسل و تكفين، او را به خاك سپردند، سپس ماجراي او را در مورد آزادسازي غلامان، و فقر فرزندانش به آن حضرت خبر دادند، پيامبر(ص) فرمود: «لَوْ علمتُ ما دَفَنْتُهُ مَعَ اهْلِ الاِسْلامِ، تَرَكَ وُلْدَه يَتَكَفَّفونَ النّاس؛ اگر من اطلاع مييافتم نميگذاشتم جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنيد، زيرا او كودكان خود را از ثروتش بينصيب نمود، و آنان را فقير و بيپناه گذاشت، تا دست گدايي به سوي مردم دراز كنند.»21
اين ماجرا در عين آن كه بيانگر نكوهش اسراف در انفاق است، نيز حاكي از آن است كه نبايد موجب سختي و فشار در زندگي اعضاء خانواده شود. بلكه بايد اعتدال در مصرف را با توجه به همه جوانب رعايت نمود.
ماجراي انتقاد شديد حضرت علي(ع) در شهر بصره از يكي از شيعيان به نام «عاصم» كه از جامعه دوري نموده و گرفتار اقتار و سختگيري به خود و خانوادهاش شده بود22 نيز شاهد گويايي بر نكوهش سختگيري در شؤون اقتصادي و معيشت زندگي است، و مسلمانان بايد از هرگونه افراط و تفريط اجتناب نمايند.
اين بحث را با ذكر ماجراي جالب زير به پايان ميبريم:
امام كاظم(ع) خانهاي براي غلام آزاد شده خود خريداري كرد، به او فرمود: «به آن خانه برو و در آنجا زندگي كن، زيرا خانه تو تنگ و كوچك است.»
غلام گفت: «همين خانهاي كه در آن سكونت دارم كافي و خوب است، گرچه تنگ و محقّر است، ولي از پدرم به يادگار مانده، از اين رو در همين خانه ميمانم.» امام كاظم(ع) به او فرمود: «اِنْ كانَ ابُوكَ اَحْمقٌ ينْبَغي أن تكُون مِثْلَهُ»23 آيا اگر پدرت احمق بود، تو هم ميخواهي مثل او باشي؟
تفاوت رَهْ از كجا تا به كجا
يكي از اصحاب مطبوعات ايران نظر يك پدر بزرگوار دو شهيد لبناني را درباره جمهوري اسلامي ايران استفسار كرد و او كه خود يكي از قهرمانان ميدان جهاد و مقاومت اسلامي لبنان است پاسخ داد جمهوري اسلامي ثمره تاريخ اسلام و مجاهدتهاي ائمه معصومين و تمام شهداي تاريخ شيعه است. جمهوري اسلامي محصول پهلوي شكسته زهرا(س)، فرق شكافته علي مرتضي، پارههاي جگر سبط اكبر و قطره قطره خون شهداي كربلا، سر بريده امام حسين و اسارت زينب كبري است. جمهوري اسلامي دستاورد خون ميليونها شهيد تاريخ اسلام و انقلاب اسلامي است.
پدر بزرگوار شهيد در حالي كه با روضه حماسي خود اشك همنشينان را در آن جلسه جاري كرده بود ادامه داد: تمام اين مجاهدتها و خونها براي اين بود كه اسلام و احكام قرآن در جامعه تحقّق بيابد و با تشكيل جمهوري اسلامي در ايران براي اولين بار راه رسيدن به اين آرزوي بزرگ هموار گرديد پس قداست ارزش جمهوري اسلامي براي ما تجلي قداست و ارزش كليت اسلام و تشيّع و تماميّت خون شهداي راه خداست. وي افزود جمهوري اسلامي رگ زندگي و سرچشمه عزّت و اقتدار و اميدهاي بزرگ ما براي آينده تمام مسلمانان و بشريت است و به همين نسبت نيز دغدغه و نگراني بزرگ ما از توطئههايي است كه عليه جمهوري اسلامي در جريان است و ... توطئههايي كه ميخواهد جاي ارزشها و ضد ارزشها را عوض كند و دشمنان را به جاي دوستان بنشاند و دوستان را در جاي دشمنان قرار دهد و وحدت را به تفرقه تبديل كند.
يقينا زبان حال اين پدر فرزانه زبان حال و سخن دل هزاران هزار انسان حقيقتبين و حقجو در داخل و خارج است اما... فاصله و تفاوتي است بين نگاه آسماني اينان كه از بالاي گود و از فراز تاريخ و جغرافيا به جمهوري اسلامي مينگرند با آنان كه در گود معركه قدرت طلبي و چاه ظلماني «حبّ دنيا» كه سر نخ تمام خطيئات و فتنهها است24 مصداق اين سخن حق شدهاند كه : «لهم قلوبٌ لايفقهون بها و لهم اعينٌ لايبصرون بها و لهم آذانٌ لايسمعون بها»25 آنان را قلوبي (عقلهايي) است كه با آن نميفهمند و چشم دارند ولي نميبينند و گوش دارند اما نميشنوند و... و غافلند كه بُن شاخهاي را ميبُرند كه خود بر آن نشستهاند.
ولي ظاهراً تجاوز از حد را مي توان را در يکي از سه شکل زير تصور نمود:
1ـ مصرف شيء بگونه اي که مطلوبيتي عقلائي را تأمين ننمايد، همچون آتش زدن اسکناس به عنوان بازي يا تفاخر.
2ـ مصرف شيء گرچه مطلوبيتي را تأمين ميکند، اما مطلوبيت تأمين شده بطور مساوي از راهي ديگر، با هزينه کمتر ممکن باشد. همچون بکار بردن پارچه اي مرغوب براي شستشوي اتومبيل بدون آنکه اثر خاصي بر آن مترتب باشد.
3ـ مصرف نمودن چيزي بدون آنکه تناسب معقولي بين شيء مصرف شده و مطلوبيت به دست آمده وجود داشته باشد، همچون صرف مبالغ هنگفتي براي حفظ و نگهداري گربه يا سگي در منزل، آنچنانکه بعضي انجام ميدهند. ليکن در حقيقت بازگشت هر سه قسم به اتلاف مال است.
زيرا مصرف شيء بدون ايجاد مطلوبيت، صدق عنوان اتلاف بر آن کاملاً واضح است و اما صدق اتلاف در شکل دوم به واسطه هدر دادن ارزشهاي زيادي به عنوان هزينه است، درصورتي که امکان استيفاي مطلوبيت مورد نظر، با بکار گرفتن ارزش کمتر، ممکن بوده است. همچنين صدق اتلاف درصورت سوم نيز روشن است زيرا اشيائي که داراي قدرت ايجاد مطلوبيت بالائي ميباشد با مصرف آن در يک مسير غير قابل اعتنا، در معرض اتلاف قرار گرفته و نيروي نهفته در آن هدر ميرود.
آنچه در همه اين موارد قابل تذکر است اينکه:
اسراف آن هنگام حرام ميباشد که شخص به آن اندازه از اشياء مصرف نمايد که عرفا عنوان مسرف بر او صادق شود، بنابراين در مصاديق خفي، که فقط عقلا آن را ميتوان اسراف ناميد، تنها حکم به کراهت ميشود.[24]
در کتاب عروة الوثقي درباره اسراف در آب وضو چنين ميگويد:
«اسراف في ماء الوضوء مکروه»[25]
«اسراف در آب وضو مکروه است».
در اين مورد هيچ يک از اعلام محشين معاصر، نظر مخالفي را با متن ابراز نکرده اند در عين حال نسبت به اسرافهاي خفي نيز، مذمتهاي زيادي در روايات وارد شده است.
امام صادق عليه السلام ميفرمايد:
«ان القصد امر يحبه الله عزوجل و ان السرف يبغضه حتي طرحک النواة فانها تصلح لشيء و حتي صبک فضل شرابک».[26]
«همانا ميانه روي چيزي است که خداوند آن را دوست ميدارد و همانا اسراف مبغوض خداوند است. حتي (اسراف) در دور انداختن هسته که آن به درد کاري ميخورد و حتي دور ريختن اضافه آبي که ميآشامي».
بدين جهت جامعه اسلامي بايد به شدت از هر نوع اسراف پرهيز نمايد.
عن الصادق عليه السلام: «ان مع الاسراف قلة البرکة»[27]
«اسراف با کمي برکت همراه است».
و نيز: «و ان السرف يورث الفقر»[28]
همانا اسراف موجب فقر است.
زيرا با حاکم شدن روحيه اسراف چه بسا کالاها و خدماتي که به جاي تأمين احتياجات و نيازهاي حقيقي و لازم، صرف زياده رويها و لاابالي گريها ميشود. و اين، نسبت به فرد و جامعه هر دو متصور است، زيرا ممکن است هر فرد انساني به واسطه زياده رويهاي خود در بعض امور دچار فقر و تنگدستي شود و نتواند ديگر نيازهاي لازم خود را برطرف سازد و يا آنکه به واسطه زياده رويهاي عده اي که امکانات بيشتري در اختيار دارند زمينه استفاده از عده اي ديگر سلب گردد.
نگاهي ساده به اسراف کاريهاي عده اي بهره مند، نشان ميدهد که با احتراز از آن اسراف کاريها، چقدر انسان گرسنه و برهنه را ميتوان سير کرد و پوشاند، و چقدر از اتلاف بيهوده اشياء جلوگيري نمود، به جاي ساختمانهاي سر به فلک کشيده و متعدد و با تجهيزات زرمداران دنيا، چقدر بينوا را ميتوان سرپناهي ساده داد تا آن را از سوزش گرما و لرزش سرما حفظ نمايد درحالي که صاحبان آن کاخها چه بسا به بينش از يک صدم و يک هزارم آنچه ساخته اند احتياج ندارند، چقدر از عوامل توليد به جاي اشتغال به توليد کالاها و خدمات مورد نياز جامعه، سرگرم ساختن کاخها و تزئينات بي مصرف چنين افراد و ارائه خدمات تشريفاتي غير معقول به آنان ميباشند.
«عن ابي عبدالله عليه السلام: «کل بناء فوق الکفاية يکون و بالاً علي صاحبه يوم القيامة»[29]
«هر بنائي بيش از احتياج، در روز قيامت و بال صاحبش خواهد بود».
اگر از بيش از 4 ميليارد جمعيت جهان، يک ميليارد آن از اسراف يک لقمه غذاي خود در هر روز، نه در هر نوبت، پرهيز کنند روزي يک ميليارد لقمه غذا، اضافه خواهد آمد که مي تواند چندين ميليون انسان گرسنه را تغذيه نمايد که:
«کلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين»[30]
«بخوريد و بياشاميد و اسراف مکنيد همانا خداوند مسرفين را دوست نميدارد».
البته در اينجا بايد تذکر داده شود که هر زيادي اسراف نيست بلکه چه زيادت ها که موجب حفظ مال و شکل عالي تقدير معيشت باشد.
اسحق بن عمار مي گويد: خدمت امام کاظم عليه السلام عرض کردم:
اگر مردي داراي ده پيراهن (قميص) باشد آيا از اسراف شمرده مي شود؟
حضرت فرمود: «لا ولکن ذلک ابقي لثيابه، ولکن السرف ان تلبس ثوب صونک في المکان القذر»[31] «نه، ولکن آن براي دوام لباسهايش بهتر است، اما اسراف آن است که لباس خوب خود را در مکان غير تميز بپوشي» (يعني هر لباسي مثلا هنگام بنائي نبايد لباس فاخر پوشيد).
در کشورمان یکی از مسایلی که در صدر آمار مصرف گرایی و اسراف قرار دارد حامل های انرژی هستند، به گونه ای که در مصرف بنزین، برق، آب و نان با آمارهای نجومی و غیرقابل باوری روبرو هستیم.
اگر نگاهی گذرا به آمارهای موجود بیندازید خواهید دید که کشورمان در مصرف انرژی رتبأ اول تا سوم را در جهان دارد.
به عنوان مثال، طبق آمارهای موجود ایران سومین کشور در ارایأ بنزین آزاد در جهان محسوب می شود و از نظر پرداخت یارانه بنزین مقام اول را در میان سایر کشورها داراست.
براساس این آمار، بیش از 63 درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در ایران مصرف می شود و متوسط مصرف بنزین خودروها درحدود 11 لیتر اعلام شده در حالی که خودروها در کشور فرانسه 9/1، ژاپن 5/2، انگلیس 5/3، کانادا 5/6 و آمریکا نیز 3/7 لیتر در روز مصرف بنزین دارند، این در حالی است که در ایران هر 01 سال یکبار میزان مصرف سوخت 2 برابر می شود. همچنین طبق گفته معاون وزیر بازرگانی، سرانه مصرف نان در ایران حدود 061 کیلوگرم است که به نسبت کشورهای اروپایی بیش از 2 تا 3 برابر است.
همچنین در مصرف آب آشامیدنی ایرانیان 07درصد بیشتر از جهانیان مصرف دارند و در مصرف گاز طبیعی پس از آمریکا و روسیه در رتبه سوم قرار دارد.
فرهنگسازی و قانون
بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران بر این عقیده اند که باید در کنار ارایأ قوانین لازم در اصلاح الگوهای مصرفی، به فرهنگسازی در جامعه نیز بپردازیم. دکتر علی اصغر کریم پور، کارشناس علوم اجتماعی و استاد دانشگاه در این باره می گوید: «تغییر رفتارهای غلط مصرفی در جامعه که به صورت عادت به مردم تحمیل شده بدون زمینه و بستر فرهنگی امکان پذیر نیست، به عنوان مثال فردی که از دوران کودکی تا نوجوانی و جوانی آموخته است تا در یک زمینه اسراف کند و مصرف بی رویه داشته باشد، اینک این نوع رفتار به یک سبک خاص زندگی او تبدیل شده که برای تغییر این روش لازم است به فرهنگسازی در این باره بپردازیم، چرا که چنین شیوأ رفتاری در باورهای برخی از مردم ریشه دوانده که برای قطع این ریشه قبل از اعمال قانون باید به آموزش شیوه های صحیح مصرفی روی آوریم و مردم را با روش ها و الگوهای درست آشنا نماییم.»
این جامعه شناس به شیوه های زندگی در جامعأ ایرانی اشاره می کند و می گوید: «به عقیدأ من قبل از اینکه به قانون و اعمال مواد قانونی در برخورد با افراد مسرف بپردازیم باید از طریق رسانه های گروهی خصوصا رسانه ملی و مطبوعات سبک های زندگی صحیح را به مردم بیاموزیم، چون اسراف، زیاده روی، تجمل گرایی و در عین حال قناعت، دقت در شیوأ مصرف و پرهیز از اسراف همگی سبک ها و روش هایی از زندگی هستند، حال برخی ها براساس شرایط محیط خانوادگی به اسراف و تجمل گرایی عادت کرده اند و برخی دیگر قناعت و دقت در مصرف را برگزیده اند، در این میان مسئولان با ارایه راهکارهای صحیح در نحوه مصرف باید عادت های غلط که متاسفانه در بطن و لایه های ظریف و حساس اجتماع ما رخنه کرده را از میان بردارند و مردم را متوجه غلط بودن چنین سبک زندگی روزمره ای نمایند، که این مهم بدون فرهنگسازی محقق نخواهد شد.»
این استاد دانشگاه به جنبه های فرهنگی پیام نوروزی مقام معظم رهبری اشاره می کند و می گوید: «نحوه مصرف در هر خانواده ای نشان از نوع تربیت، فرهنگ، اخلاق و سبک زندگی آن خانواده دارد و آن فرد یا افراد چنین شیوه مصرفی را به عنوان یک بینش و باور پذیرفته اند، حال باید با ارایه فرهنگ صحیح مصرفی به جامعه، فرهنگ های غلط را از میان برداریم، چرا که جنبه فرهنگی اصلاح الگوی مصرف مهم و ضروری است و باید دستگاه های فرهنگی در این باره برنامه هایی داشته باشند.»
اما خانم اعظم زرکانی، آسیب شناس اجتماعی به جنبه دیگر فرهنگسازی می پردازد و نقش زنان در خانواده های ایرانی در اصلاح الگوهای مصرفی را بسیار با اهمیت می داند و می گوید: «زنان به لحاظ اینکه بیش ترین هزینه ها را در خانواده مدیریت می کنند نقش موثری در خرید لوازم خانه و اصلاح الگوهای مصرفی دارند.»
وی می گوید: «بسیاری از زنان فقط به خاطر اینکه از اطرافیان خود کم نیاورند از هیچ تلاشی در نو کردن وسایل زندگی دریغ نمی کنند و گاهی زندگی را هم برای خود و فرزندانشان تلخ می کنند، در بسیاری از خانواده ها نیز خیلی از وسایل فقط به خاطر اینکه از مد افتاده با وسایل جدید تعویض می شود در حالی که این وسایل هنوز کارایی سابق را دارند.»
زرکانی به فرهنگ اسراف در برخی خانواده ها اشاره می کند و می گوید: «اسراف در برخی از خانواده ها به خصوص در مصرف موادغذایی در مهمانی ها بسیار به چشم می خورد به صورتی که این اسراف ها به امری عادی برای بسیاری از خانواده ها درآمده است. این در حالی است که زنان به عنوان مهمترین عناصر در خرج و مخارج و هزینه های زندگی در خانه باید با الگوسازی برای خود و فرزندانشان از ترویج اسراف جلوگیری کنند، چرا که اگر اسراف به صورت یک امر عادی تلقی شود خسارت زیادی به سرمایه های ملی در آینده ای نزدیک خواهد زد.»
این آسیب شناس اجتماعی در ادامه می گوید: «اصلاح الگوی مصرف به ویژه در خانواده ها نیازمند زمانی طولانی است، چرا که کار در این زمینه نیازمند فرهنگسازی در همه ابعاد است، گرچه فرهنگ سازی در اصلاح الگوی مصرف یک شبه و با برنامه ریزی کوتاه مدت جواب نمی دهد و باید در این زمینه اهداف بلند مدت مدنظر کارشناسان و مسئولان قرار گیرد.»
نهادهای مرتبط با فرهنگسازی
یکی از مواردی که به ترویج فرهنگ مصرف گرایی در جامعه منجر می شود چشم و هم چشمی و تجمل گرایی است.
جامعه شناسان معتقدند که مدیریت زنان در خانواده های ایرانی نقش مهم و موثری در اصلاح الگوهای مصرفی دارد.
امرالله امانی، جامعه شناس و استاد دانشگاه در این باره می گوید: «تجمل گرایی عامل عمده زیاد مصرف کردن و عامل بازدارنده مهمی در درست مصرف کردن است، با این حال اگر اقشاری که گرفتار تجمل گرایی هستند متقاعد به درست مصرف کردن شوند حدود 07 تا 08 درصد راه بی رویه مصرف کردن در کشورمان اصلاح می شود.»
این جامعه شناس به نقش فرهنگسازی در اصلاح الگوهای مصرفی در جامعه اشاره می کند و می گوید: «فرهنگسازی را نوع پیشرفته جامعه پذیری می دانیم، در نتیجه چند بستر، نهاد یا چند ساختار باید بحث فرهنگسازی را پیگیری کنند.»
وی با بیان اینکه در این راستا ابتدا باید ساختارهایی را که این وظیفه را برعهده دارند شناسایی کنیم، می گوید: «اولین نهادی که می تواند در این زمینه موثر عمل کند خانواده است، بر این اساس ما می توانیم اعضای خانواده به ویژه دختران را از همان سنین پایین به درست مصرف کردن و دوری از تجمل گرایی عادت دهیم و این روند را با توجه به بالا رفتن سن کودک، نوجوان و جوان می توانیم در حوزه های مختلف ادامه دهیم.»
وی می گوید: «دومین نهادی که بیشتر بچه ها در سنین مختلف با آن درگیر هستند و می توانیم در این عرصه نیز فرهنگسازی های لازم را انجام دهیم وزارتخانه های آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری هستند.»
این جامعه شناس به نقش آموش و پرورش و آموزش عالی درارایه الگوهای صحیح مصرفی اشاره می کند و می گوید: «معلمان در مدارس می توانند برای دختران و پسران کودک و نوجوان شیوه های درست مصرف کردن را بیان کنند، همچنین می توان یکی از درس ها را به اصلاح الگوی مصرف اختصاص داد تا از این طریق بتوان بچه ها را به درست مصرف کردن عادت داد، از طرفی هم نباید از نقش تاثیرگذار مراکز آموزش عالی و دانشگاه ها در تدریس شیوه های الگوی مصرف غافل بود.»
ضرورت اصلاح ساختارهای مصرفی
بسیاری از شیوه های غلط مصرفی در جامعه امروز ما به عنوان یک فرهنگ نهادینه شده به بخش جدا نشدنی شیوه های زندگی برخی ها مبدل شده است که در این میان لازم است با برنامه ریزی های صحیح این شیوه های غلط اعلام گردد.
دکتر حمیدرضا حاجی بابایی، عضو هیئت رئیسه و نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی می گوید: «اصلاح الگوی مصرف یکی از ضروریات جامعه کنونی ایران اسلامی محسوب می شود و امروزه به عنوان یک نیاز عینی و ملموس کاملا قابل درک است و در واقع تیزبینی و درایت رهبر معظم انقلاب در نامگذاری سال جدید با این عنوان قابل ستایش است.»
عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی می گوید: «در سال جاری برنامه پنجم توسعه مصوب خواهد شد و باید در این سال مطابق با الگوهای صحیح مصرفی به تصویب قوانین جامع و کاملی در این زمینه بپردازیم.»
عزت الله اکبری، رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس نیز در این باره می گوید: «اصلاح با تغییر بسیار تفاوت دارد و در اصل اصلاح به معنای صرفه جویی در تمام زمینه ها از جمله اقتصادی و اجتماعی است و انتخاب این عبارت نشانه هوشمندی و درایت مقام معظم رهبری است، چرا که تاکید معظم له بر اصلاح الگوی مصرف در شرایط امروز جامعه بسیار حساس و مهم به نظر می رسد.»
رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس با اشاره به اینکه الگوهای مصرفی جامعه باید به خوبی اصلاح شوند، می گوید: «مردم در کنار دولت و مجلس باید اصلاح الگوهای مصرفی را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند و در اجرای هرچه بهتر آن بکوشند، چرا که امسال بیش از هر زمان دیگری به اصلاح الگوهای مصرف در جامعه نیازمندیم.»
کارشناسان مسایل اجتماعی معتقدند که الگوی مصرف در هر جامعه ای بخشی از نظام ارزشی و هنجاری حاکم بر آن اجتماعی است که می تواند گوشه ای از هویت فرهنگی مردمان آن سرزمین را نشان دهد.
برهمین اساس جامعه شناسان می گویند که الگوهای مصرف به خودی خود هویت ساز است اما در صورت انحراف از وضع مطلوب می تواند هویت سوز باشد، با این حال باید اذعان داشت که جامعه امروز ایران با فاصله گرفتن از الگوهای مطلوب مصرفی به نوعی به الگوی وارداتی هویت سوز گرایش پیدا کرده است که در این میان نامگذاری سال جدید به اصلاح الگوی مصرف بسیار به موقع و به جا بوده است و باید مردم و مسئولان تدابیر ویژه ای را برای دستیابی به شیوه های درست مصرفی در جامعه اتخاذ نمایند.
آب درآموزه هاي قرآني مايه حيات همه موجودات جاندار در زمين است. از اين روست كه به صراحت مي فرمايد: ما هر چيز زنده را از آب قرار داده ايم.
آب از مهم ترين عناصر تشكيل دهنده زمين است. با آن كه هفتاد درصد سطح زمين را آب فراگرفته، با اين همه در طول تاريخ بشر مساله آب و مديريت آن مهم ترين دغدغه بشر بوده است؛ زيرا آب شيرين و بهداشتي و قابل مصرف دركشاورزي نسبت به حجم عظيم آب هاي شور بسيار اندك است. در بسياري از مناطق به سبب دور بودن از منابع آبي چون رودها و درياها و حضور وحشتناك بيابان و كوير، آب مشكل جدي بشر مي باشد و حتي جنگ هاي بسياري رخ داده و خون هاي بسياري براي آب و مهار و كنترل آن ريخته شده است.
برخي براين باورند كه جنگ آينده به ويژه درمناطق خاورميانه، جنگ آب است . درحال حاضربسياري از درگيرهاي قبيله اي و مرزي بين كشورها ارتباط با آب و تسلط بر منابع آن دارد. مديريت و تسلط بر آب به ويژه رودها و درياچه هاي مرزي مشكل بسياري از كشورهاي آفريقايي و آسيايي است.
اين مايه حيات كه بيش از هفتاد درصد از بدن انسان را شكل مي بخشد و همه چيزهاي زنده از آن پديد آمده و زندگي آن ها بدان وابسته است. مساله اي نيست كه قرآن از كنار آن به سادگي گذشته باشد. به ويژه كه مناطقي كه قرآن در آن نازل شده است مناطقي خشك و بياباني و يا نيمه بياباني است و مساله آب در آن ارتباط تنگاتنگي با معنا و مفهوم زندگي و حيات و حتي آباداني دارد. اگر در زبان عربي واژه آباداني از عمر گرفته شده و ارتباط معناداري ميان آباداني و عمر وجود دارد ولي در فرهنگ ايراني، آباداني و آب از خاستگاه مشتركي بهره مند هستند؛ زيرا در تفكر ايراني آب است كه تمدن ها و آبادي ها را پديد مي آورد و موجب شكوفايي فرهنگي و تمدني مي شود.
از اين نظر، آب تنها ماده آشاميدني نيست (بقره آيه 60 و اعراف آيه 160) بلكه آب از عناصر اصلي تمدني و شكوفايي فرهنگي و تمدني بشر است. هر آبادي زماني شكل مي گيرد كه آب به مقدار كافي فراهم باشد. در مناطق عربي، واژگاني چون آب و واحه نوعي همپوشاني را بيان مي كند. از اين رو همواره درخاورميانه بزرگ، آب به معنا و مفهوم تمدن بوده است. بزرگ ترين فرهنگ و تمدن ها دركنار رودها شكل گرفته است تمدن هايي چون تمدن هاي ميانرودان، سند ونيل از مهم ترين تمدن هايي است كه در كنار رودهاي بزرگ شكل گرفته و تحولات جهاني را در طول تاريخ بشريت رقم زده اند.
اهميت آب از نظر قرآن
آب درآموزه هاي قرآني مايه حيات همه موجودات جاندار در زمين است. از اين روست كه به صراحت مي فرمايد: جعلنا من الماء كل شي حي؛ ما هر چيز زنده را از آب قرار داده ايم.
آب مايه آسماني است (ق آيه 9 و اعراف آيه 96) چنان كه مايه بركت نيز مي باشد (همان). البته و براي بركت يابي مي بايست انسان ايمان و تقوا را مراعات كند. به اين معنا كه همين آب كه ماده حيات بشريت و رشد و شكوفايي تمدني است و از آسمان پاك مي بارد براي اين كه مبارك باشد و بركت را براي بشريت پديد آورد مي بايست، آدمي را به سوي ايمان به خدا و تقوا بكشاند وگرنه همان باران و آب آسماني مايه هلاكت و نيستي مي شود و همانند سيل هاي عظيم همه چيز را مي شويد و مي برد و يا همانند بوران هاي سخت از ريشه مي خشكاند.
آب هم چنان كه مايه حيات و عنصر اصلي تمدني و شكوفايي آن است هم چنين مايه درمان و شفابخش بشر از بيماري نيز مي باشد (ص آيات 41 و 42 و مريم آيه 24) آب سرد و شيرين درمانگري بيش تري دارد و نوشيدن آن به عنوان مايه شفا درون و شستن به آن مايه شفاي بدن و پوست و گوشت آدمي است. (همان)
خداوند نه تنها آب را به عنوان يكي از آيات بزرگ خويش مي شناساند كه انسان با تفكر در آن مي تواند به آفريدگاري و پروردگاري خداوند برسد بلكه خداوند در آياتي بر انسان منت مي گذارد كه وي را با آب گوارا سيراب مي كند( مرسلات آيه 27)
هرچند كه مطلق آب به عنوان آيه اي درخور توجه مطرح مي شود و درآيه 12سوره فاطر توجه به منافع آب هاي تلخ و شيرين مورد تاكيد است ولي آب شيرين و خنك به عنوان مهم ترين عنصر مورد توجه است و شكر خاص مي طلبد (فاطر آيه 30 و مرسلات 27)
نقش آب درزندگي
خداوند درآيات چندي به نقش و كاركرد آب درزندگي بشر توجه مي دهد. درآيات 22و 164 سوره بقره و آيه 99 سوره انعام و آيه 57 سوره اعراف و ده ها آيه ديگر، آباداني را به عنوان مهم ترين نقش و كاركرد آب مطرح مي سازد.
اين مساله امري پيچيده و غير روشن نيست بلكه اگر به همه تمدن ها توجه شود به خوبي دانسته مي شود كه آب عامل اصلي گرد آمدن بشر در كنار آب هاي جاري و چشمه ها بوده و هست. آب، زمينه رشد وشكوفايي كشاورزي و دامداري مي شود و فراواني گياه و دام نيز موجب مي شود تا نخستين دغدغه و انگيزه حركتي بشر يعني تامين غذا براي بقا را نداشته باشد.
فراواني غذا و تامين و امنيت غذايي موجب افزايش توليد نسل مي شود و شمار مردمان در يك منطقه افزايش مي يابد و در نتيجه آن تبادل اطلاعات و تجربيات فزوني يافته و تمدن ها و فرهنگ هاي غني از تبادل اطلاعات و تجربيات و اختراعات و ابتكارات پديدار مي شود.
آيه 11 سوره انفال افزون بر آسايش كه در آيات پيش بيان شده به آرامش دهي آب توجه مي دهد. اين آرامش مي تواند هم به معناي آن باشد كه انسان ها با استفاده از آب به آرامش دست مي يابند؛ زيرا آب شفا و درمان گر است چنان كه بيان شد، هم چنين آب مي تواند موجبات دلگرمي بشر در برخي از موارد را فراهم آورد و آرامش از دست رفته را به وي بازگرداند.
اين آرامش كه در آيه 11 سوره انفال بيان شده است مرتبط به آرامشي است كه در صحنه هاي جنگي به سبب ريزش باران به دست مي آيد؛ زيرا در برخي از موارد، موقعيت نيروها به گونه اي است كه باران مي تواند موجبات تحكيم موقعيت شود و زمين هاي سست را پايدار و يا زمين ها را به شكلي در آورد كه دشمن درآن گير افتد.
به سخن ديگر كاركرد آرامشي كه قرآن براي آب بيان مي كند هم در موقعيت عادي است كه موجب آرامش روحي و رواني با استفاده از آب به دست مي آيد و حمام كردن و شست و شو تن بدان و يا نوشيدن آن موجب مي شود تا نوعي آرامش خاص در انسان پديد آيد و يا حتي بيماري هايي پوستي و تني از بدن وي برطرف و زايل شود و هم مي تواند در موقعيت هاي غيرعادي مانند جنگ موجبات آرامش ارتش اسلام را فراهم آورد كه در آيه مورد نظر مورد توجه و تاكيد بوده است.
خداوند به نقش بهداشتي آب نيز توجه دارد و از اين روست كه آياتي چون 222 سوره بقره و نيز 11 سوره انفال و 48 سوره فرقان و 42 سوره ص به نقش آب در بهداشت و نظافت اشاره مي كند و مردمان را با اين شيوه هم به اهميت و ارزش آب توجه مي دهد و هم مي كوشد تا ايشان را به استفاده از آب در بهداشت و نظافت تشويق و ترغيب نمايد. (نگاه كنيد هم چنين به بحارالانوار ج 80 ص 211)
به هر حال، قرآن آب را مايه طهارت ظاهري (انفال آيه 11 و فرقان آيه 48 و نسا آيه 43 و بقره آيه 222 و آيات ديگر) و طهارت معنوي و دوري مومنان از پليدي شيطان مي شمارد.(انفال آيه 11)
آب در كشاورزي و دامداري نيز نقش مهم و اساسي دارد؛زيرا بي آب هيچ گياهي پديدار نمي شود تا از حبوبات و سبزي براي خوردن استفاده كرد و يا به دام ها داد تا از گوشت و پوست و شير آن ها استفاده نمود. بنابراين هم آب در تغذيه مستقيم و غيرمستقيم بشر نقش اساسي دارد؛ چنان كه اين مطلب را مي توان از آيات بسياري چون بقره آيه 22 و 90 و 265 و انعام آيه 99 و مانند آن به دست آورد.
آب مايه قدرت و افزايش آن است. از اين روست كه قرآن در آيه 6 سوره انعام و نيز آيه 52 سوره هود به آب به عنوان عامل مكنت و ازدياد قوت و قدرت اشاره مي كند. بر اين اساس هر كسي اگر آب بيش تري را دارا باشد و در مديريت آب تلاش كند و آن را به سمت بهره وري سوق دهد مي تواند اميد داشته باشد كه داراي ثروت و قدرت شده و روز به روز قدرت و شوكت وي افزايش يابد.
دولت اسلامي مي بايست با توجه به اين بينش و نگرش قرآن همواره بر مديريت آب تاكيد كند؛ زيرا مديريت صحيح و بهينه آب به معنا و مفهوم دست يابي به تمدن و شكوفايي تمدني و نيز قدرت و افزايش آن است.
مديريت آب در آيات قرآني آن چنان مهم و اساسي در زندگي بشر به ويژه در حوزه تمدني و شكوفايي و دست يابي به مكنت و قدرت و آسايش و آرامش عمومي دانسته شده است كه افزون بر ترغيب بشر به سدسازي براي مهار آب هاي سطحي، بيان مي دارد كه چگونه شكسته شدن سد مارب در سرزمين سبا و دولت پرقدرت يمني آن موجب شده است كه تمدن بزرگ و با اهميتي به سرعت نابود و از صحنه روزگار بيرون رود.(سباء آيات 15 و 16)
خداوند در اين آيات بيان مي كند كه چگونه سد مارب موجب شده بود تا آب ها در پشت آن جمع شود و كشاورزي و دامداري مردمان سبا رشد و شكوفايي يابد و تمدني عظيم در كنار آن پديد آيد ولي از آن جايي كه آنان راه گناه و بي تقوايي را در پيش گرفتند و به جان هم افتادند گرفتار سيل و باران هاي سهمگين و مخربي شده و سد ايشان به آب عظيم عرم فرو ريخت و تمدن ايشان با از ميان رفتن سد از بين رفت و در سرزمين ايشان جز گياهان تلخ و كمي سدر رشد و نمو نيافت. اين در حالي بود كه با بهره گيري و مديريت درست آبهاي سطحي گردآوري شده پشت سد توانسته بودند بهشتي در كناره آن ايجاد كنند و باغ ها و بوستان هاي عظيم بيافرينند كه موجبات رشد تمدن آنان را فراهم آورده بود.
مديريت آب به معناي تغيير در محيط زيست و افزايش اكسيژن و خنك كردن محيط و بوم زيست، افزايش گياهان و جانوران و تغييرات آب و هوا به سمت اعتدال، (بقره آيات 164 و نور آيه 45 و انبياء آيه 30) است، زيرا هر جنبنده اي از آب پديد مي آيد (نور آيه 45) و زنده شدن موجودات از آب (انبياء آيه 30) است و اگر آب در جايي فراهم آيد به ويژه آب شيرين باران كه داراي خواص بسياري به ويژه در پرورش دام و گياه است، هم افزايش گياهان را سبب مي شود و هم تعديل آب و هوا را موجب مي شود.
قوم سبا با مديريت آب توانسته بودند كويري را به گلستان و بوستاني تبديل كنند ولي همين كه سد از ميان رفت و سيل هاي خروشان سد و گياهان و جانداران و انسان هاي پيرامونش را به هلاكت كشاند پس از آن هرگز آن سرزمين رنگ آبادي و آباداني و تمدن پيشين را نديد و تجربه دوباره اي نكرد.
خداوند در آيات 24 سوره يونس و 10 سوره نحل و 53 و 54 سوره طه و هم چنين 48 و 49 سوره فرقان و 27 سوره سجده به نقش آب در دامداري توجه مي دهد تا مردمان را براي افزايش دام و ثروت به حفظ و مديريت آب تشويق و ترغيب نمايد.
اصولا از نظر قرآن زيبايي طبيعت به سبب رويش گياهان متنوع است كه از آب باران و جاري به دست مي آيد. تاكيد بر آب باران از آن روست كه باران نقش فزاينده در توليد و رشد و پرورش گياهان متنوع دارد. هر چند كه آب هاي برگرفته از سفره هاي زيرزميني مي تواند مفيد باشد ولي هرگز نمي توان آن را در سطح آب هايي دانست كه از طريق باران به دست مي آيد. از اين روست كه قرآن در پرورش گياهان متنوع هماره به آب باران توجه مي دهد. (انعام آيه 99 و نيز يونس آيه 24 و حج آيات 5 و 63 و نمل آيه 60 و زمر آيه 21 و حديد آيه 20)
آب باران به سبب پاكي خاص و نيز تنوع مواد مفيد و سازنده آن براي گياهان بسيار مفيدتر از آب هاي برگرفته از سفره هاي زيرزميني است. از اين رو حفظ و مديريت آب باران و يا همان آب هاي سطحي چون رودها بهتر و مفيدتر براي كشت و دام و محيط زيست و انسان است.
خداوند در آيه 99 سوره انعام و آيه 24 سوره يونس و نيز 63 حج و آيات ديگر رويش سبزه زارها از طريق بارش باران را به عنوان نعمتي بزرگ مي شمارد؛ زيرا رويش گياهان و ايجاد سبزه زارهاي بسيار موجب مي شود كه هم كشاورزي رونق يابد و هم دامداري تقويت شود و هم اين كه آب و هواي بوم زيست معتدل شده و براي آرامش و آسايش بشر بهتر شود.
اگر به حجم آياتي كه قرآن درباره آب و نقش آن تنها در كشاورزي و رويش سبزه زارها و گياهان و درختان متنوع و حبوبات و دانه هاي روغني و غيرروغني و مانند آن پرداخته شود با حجم انبوهي از آيات مواجه مي شويم كه گزارش همه آن ها در اين نوشتار كوتاه شدني نيست.
انساني كه در يك ماشين قوي اجتماعي -كه لازمه زندگي صنعتي امروز است- به يك مهره تبديل شده باشد هويت و اصالت فردي خود را از دست مي دهد.انسان امروز در درون احساس تنهايي شديدي مي كند و براي فرار از اين تنهايي به كل هاي بزرگ مي پيوندد و تكه اي مي شود از يك سازمان، باشگاه و...و خود را در آن حل مي كند تا آسوده شود. سورن كركگور فيلسوف ديني دانماركي در اين رابطه مي گويد: «... به واسطه بي همتي و بزدلي در برابر هست بودن است كه مردم امروز مي خواهند ذوب و منحل در جمع و توده بشوند و چون لياقت اين را ندارند كه خود كسي بشوند اميدوارند كه زير لواي كثرت و تعدد «چيزي» گردند.»
اين احساس تنهايي وجودي همواره انسان را در طول تاريخ رنج داده است و عكس العمل هاي زيادي را در جوامع گوناگون برانگيخته است كه شرح و بسط آن خارج از حوصله اين مجال است.
تاكيد ما بيشتر بر عكس العملي است كه انسان تنهاي امروز با پناه بردن به مصرف از خود نشان مي دهد. اين زياده خواهي در مصرف كه در واقع چراغ سبزي است به زياده خواهان و طماعان براي سوءاستفاده از انسان، ناشي از اين احساس در انسان است كه آن آزادي و هويت از دست رفته را مي تواند با مصرف كردن به دست بياورد و با مصرف كردن اطمينان بيابد كه هنوز به معناي روحي و رواني كلمه هست و مي زيد. انتخاب يك محصول در ميان محصولات مختلف وي را از داشتن آزادي دروني آسوده مي كند و نمي گذارد به كنه انفعال و بي ارادگي خود پي ببرد.
نتيجه گيري
آنچه امروز اتفاق مي افتد اين است كه قدرت هاي بزرگ صنعتي كه فرامليتي و جهاني شده اند براي انسان تصميم مي گيرند كه چه چيز خوب است و چه چيز بد و با قدرت عظيم رسانه اي و تبليغات مجهز به آخرين فنون روانشناختي آنرا به خورد مردم مي دهند. شايد مقصر عمده خود ما باشيم كه با پناه بردن به مصرف گرايي و مسخ خودخواسته براي فرار از رنج هاي وجودي و نگراني هاي ريشه دار در هستي مان، به اين غول هاي صنعتي و اقتصادي قدرت بخشيده ايم و هر روز نيز از محصولات متنوع و بي فايده شان استقبال مي كنيم و سعي داريم پوچي و يكنواختي زندگيمان را با مصرف اين محصولات متنوع جديد جبران كنيم. مثال ساده اش را در مدل هاي جديد تلفن همراه ببينيد كه در واقع هيچ فرق عمده اي با قبلي ها ندارند و فقط روزمرگي ما را جوابگو هستند.
بازخورد ما در برابر اين توليد كنندگان طماع كه فقط به فروش محصولاتشان فكر مي كنند و البته در راه آن مي گويند كه ما خود را فداي شما و نيازهايتان كرده ايم !!، بسيار مهم است. شناخت انسان از آنچه مي تواند بيافريند، شكوفايي نيروهاي خلاقه انسان و احساس هويت و معنا در زندگي مي تواند ما را از اين تخدير و خماري مصرف بيرون بكشد و وادارمان كند به نيازهاي اساسي خود فكر كنيم و در راستاي تحقق آنها گام برداريم. اينگونه مي شود كه واژه مصرف گرايي براي بسياري از ما بي معنا خواهد شد.