قرآن كريم پيروان خود را به شدت از افراط و تفريط نهي مي كند و برحذر مي دارد. اگر به اين دستور قرآن عمل مي شد نتايج درخشان بدست مي امد.

طرح بسيار مهم و ضروري كه درسال 1388 بر زبان مبارك رهبر عزيز انقلاب جاري گرديد سوژه اي شد براي خيلي از موارد كه با گفتار و كردار پيگيري شود تا شاهد نتايج درخشان مادي و معنوي آن باشيم. مثلي معروف داريم كه ذره ذره خيلي شود و قطره قطره سيلي. راستي اگر دقت كنيم حقيقت را درك خواهيم كرد. خداوند متعال نعمت هاي فراوان و بيشماري در اختيار انسان قرار داده است و دستور كيفيت استفاده از آن نعمتها را صريحا در قرآن كريم براي همه بيان فرموده است. مثلاً درمورد خوراكيها آيه اي بسيار صريح داريم كه كلو او اشربو او لاتسرفوا. بخوريد و بياشاميد ولي اسراف و زياده روي ننمائيد (سوره اعراف آيه 31). شاعر نيز ميگويد نه چندان بخور كز دهانت برآيد نه چندان كز ضعف جانت برآيد. بايد به مسئله اعتدال و ميانه روي توجه كرد كه آيات بسيار صريحي درقرآن داريم حتي درمورد انفاق و بخشش كه آنهمه تأكيد شده ولي درعين امر به اعتدال گرديد در سوره فرقان آيه 67 ميفرمايد:
و الذين اذا انفقوالم يسرفواولم يقتروا وكان بين ذلك قواما- بندگان خوب خداوند كساني هستند كه در بخشش زياده روي وكوتاهي نمي كنند و اعتدال را رعايت مينمايند. در سوره اسري آيه 26 تا 30 صريحاً واكيداً از اسراف نهي ميفرمايد و اسراف كنندگان را برادران شيطان ميداند بهرحال قرآن كريم پيروان خود را به شدت از افراط و تفريط نهي ميكند و برحذر ميدارد. اگر به اين دستور قرآن عمل مي شد نتايج درخشان بدست ميامد البته بايد از مرحله حرف و گفتگو و نوشتن و مصاحبه به مرحله عمل قدم گذاشت امسال از نظر حرف و غيره بسيار اقدام مي شود كه اميدوارم از خود و خانواده خود و اداره و بازار و شركتها و مهمان خانه ها و پادگانها شروع شود و از آنهمه ريخت وپاش و اسرافهاي كذايي جلوگيري شود و طوري شود كه اضافه آوردن غذا و نان ممنوع گردد و جرم حساب شود و يك نوع استانداردي براي مصرف تهيه شود كه اضافه نيايد اگر شما سري به بعضي جاها بزنيد و كار تن هاي نان خشك و اضافي غذا را ببينيد و دقت كنيد متوجه مي شويد كه چقدر نعمت خداوند به هدر ميرود و هيچكس احساس مسئوليت نميكند و اصلا هيچگونه امر و نهي دراين مورد صورت نميگيرد چه بسا تعدادي نان سالم و مقدار زيادي برنج و خورشت اضافي موجود است. شما را بخدا بيائيد يك فكر اساسي كنيد و براي هميشه اين معضل را برطرف كنيد.
آن همه آيات و روايات چرا بايد بدست فراموشي سپرده شود؟ كي مي خواهيم به آيات عمل كنيم؟ چرا بي تفاوت هستيم چرا نهي از اسراف نمي كنيم چرا آن همه مشاهدات را ناديده ميگيريم كافي است شما سري به سطلهاي زباله ميهمانسراها، ادارات و پادگان ها بزنيد تا از نزديك اسرافهاي فراوان را مشاهده كنيد .مسئولين جواب خدا را چه مي دهند مسئولين خدمات آشپزها تقسيم كنندگان غذا و خورندگان غذاهاي آماده همه و همه مسئول اين اسرافها هستند و بايد به درگاه خداوند پاسخ گو باشند. آن همه آرد و برنج و حبوبات و گوشت را چه كسي در اختيار آشپزخانه ها قرار مي دهد؟ چرا نسنجيده عمل مي كنند. براي نمونه در يك پادگان كه 600 نفر غذا مي خوردند براي هر نفر دو عدد نان در هر وعده يعني صبح و ظهر و شب در نظرگرفته بودند كه پيش از نصف آن به هدر مي رفت و مصرف نمي شد شما حساب كنيد روزانه 600عدد نان به هدر برود چه ضرري وارد مي شود. چه مي شود اگر سهميه را كسر كنند و بر مزايا و امتيازات ديگر بيفزايند و چيزهايي كه ضرورت دارد و جذب مي شود تهيه نمايند و بهرحال صرفه جويي كنند تا به مشكل اقتصادي گرفتار نشويم چرا ما بايد مصرف كننده كشورهاي خارج باشيم درحاليكه با رعايت و اصلاح الگوي مصرف ميتوانيم به خودكفائي برسيم و از كشورهاي بيگانه بي نياز شويم و هزينه اي كه به آنان مي پردازيم در راه عمران و آبادي و درراه فرهنگ سازي و گسترش اسلام و قرآن به كار ببريم. فرمانداري ها و بخشداري ها در دادن سهميه به پادگانها و ادارات و شركتها و قهوه خانه ها تجديد نظر و دقت بيشتري كنند. گاهي روابط رؤسا با يك ديگر سبب مي شود كه تا دو برابر سهميه واقعي به جاهاي مذكور اختصاص دهند و از جيب خليفه بخشش نمايند و با بيت المال بازي كنند و خواسته و ناخواسته حيف وميل هاي فراوان صورت گيرد كه بايد درپيش گاه عدل الهي پاسخ گو باشند اي كاش اين مطالب به سمع مبارك آنان برسد و دست از اين گونه كارها بردارند و سبب وابستگي مملكت به كشورهاي اجنبي نشوند. تقسيم كنندگان بودجه آرد و برنج و غيره صد درصد مقصرند نويسنده حاضر است اين مطلب را در عمل ثابت نمايد ولي بايد خودشان در اصلاح امور پيش قدم شوند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:23 PM
نظرات 2 | لینک مطلب



 
 


در منابع روايي شيعه در مورد مصرف برخي امكانات توصيه هاي خاصي وارد شده است كه نشان از اهتمام اسلام به مصرف صحيح دارد. به نمونه هايي از اين موراد اشاره ميشود:
1.مصرف صحيح آب
در مورد سيره مصرفي رسول اكرم (ص) آمده است كه ايشان با يك «مد» آب (تقريبا ده سير) وضو ميگرفت و با يك «صاع» (تقريبا سه كيلوگرم) از آب غسل ميكرد.()15
«راوي ميگويد: به ابو جعفر باقر(ع) و يا ابو عبد الله صادق(ع) گفتم: براي غسل جنابت چند پارچ آب كافي است، آن حضرت گفت: رسول خدا و همسرش با يك طشت آب، غسل ميكردند كه پنج پارچ آب ظرفيت داشت. شرح: رسول خدا صلوات الله و سلامه عليه پارچ آبي داشت كه بيش از يك كيلوگرم ظرفيت داشت. آن پارچ را پر آب ميكرد و وضو ميگرفت و مقدار كمي از باقيمانده آن را مينوشيد. طشت آبي داشت كه پنج پارچ ظرفيت آن بود، آن طشت را پر آب ميكردند و با همسرش دو نفري غسل ميكردند. موقعي كه رسول خدا به تنهائي غسل ميكرد، فقط چهار پارچ آب در طشت مي ريخت و با آن آب غسل مينمود».()16
با توجه به اين كه وضو و غسل از مهم ترين اعمال عبادي مسلمانان است، محدوده مصرفي آب بسيار ناچيز توصيه شده است . اين در حالي است كه، متاسفانه، برخي مسلمانان براي مصرف آب بسيار غير مهم تر آب بسياري مصرف مي كنند.
2. مصرف صحيح مواد غذايي ونان
مواد غذايي، اعم از نان، غذا ، ميوه و سبزيجات است كه اسلام نسبت به هر كدام توصيه هاي تغذيه اي دارد . اما آن چه در همه اين توصيه ها مشترك است، پرهيز از زياده روي در مصرف آنها ست . به عنوان مثال از دور ريختن نان ، ميوه و غذا نهي شده است و توصيه به استفاده بهينه و حداكثري از آنها شده است . در سيره امام سجاد(ع) آمده است كه هر گاه ايشان مي ديدند ناني در خانه اش افتاده، گرچه باندازه دم كش مورچه اي بود، از وعده غذايي خانواده اش به اندازه آن ميكاست.()17 در روايات بر مصرف ريزه هاي نان و غذا توصيه بسياري شده است . از باقي گذاشتن ميوه و استفاده از نيم خورده آن توصيه شده است . از دعوات قطب راوندي نقل شده است كه، پيغمبر صلي اللَه عليه و آله فرمود: «هر كه يك لقمه افتاده يافت و آن را خوب پاك كرد و خوب شست و خورد، در درونش جا نگيرد تا خدايش از دوزخ آزاد كند»()18. در محاسن از امام صادق ( عليه السلام) نقل شده است: كه هر كه ميوه يا تيكه نان كه روي زمين افتاده برگيرد و پاك كند و بخورد در درونش جاگير نشود، جز اين كه، بهشت او را بايست گردد».()19
از سوي ديگر، پر خوري و زياده روي در مصرف مواد غذايي نهي شده است. چنان كه امام باقر(ع) فرموده اند: «هيچ چيز نزد خداوند مبغوض تر از شكم پر نيست»()20. لذا از آداب غذا خوردن دست كشيدن از غذا پيش از سيري است: امام رضا(ع) در اين باره ميفرمايند: «و ارفع يديك من الطعام و يك اليه بعض القرم و عندك ميل فإنه اصلح لمعدتك و بدنك و اذكي لعقلك و اخف علي جسمك»()21. در حالي كه هنوز گرسنگي باقي و ميل و اشتها برقرار است دست از طعام بردار كه اين چنين غذا خوردن براي معده و بدن اصلح و براي عقل پاكيزهتر و بر جسم و تن باري سبكتر است.
سخن آخر
با توجه به شرايط فعلي ايران اسلامي، نياز جدي براي ترويج اصول مصرفي اسلامي احساس ميشود. چرا كه با فرهنگ عمومي مردم سازگار تر است . بنابراين بازخواني و بازگويي آموزه هاي مصرفي اسلام، نقش بسزايي در اصلاح الگوي مصرفي مردم دارد. براي رسيدن به اين هدف بايست نهادهاي فرهنگي و رسانه ها، با برنامه ريزي در اين زمينه ، اقدام به توليد محصولات و بستههاي فرهنگي با زباني نو نمايند. اصلاح الگوي مصرف از طريق تكيه بر اصول مصرفي اسلام ؛چون قناعت، پرهيز از اسراف، ميانه روي و اعتدال در مصرف؛ يكي از بزرگ ترين گامهايي است كه در مسير توسعه و پيشرفت پايدار، برداشته خواهد شد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 9:31 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

* خيلي ساده مي‌توان با مشاركت دانشجويان در بعضي از امور، جلو مشكلات و اسراف و تبذير را گرفت. (22/2/77)

* تشكيل هويت نسل جديد بدست معلم است؛ يعني حتي نقشي پررنگ‌تر از نقش خانواده و پدر و مادر؛ در اكثر موارد حرف معلم بر حرف پدر و مادر در ذهن كودك و نوجوان ترجيح پيدا مي‌كند، گاهي اوقات فرمايش معلم براي بچه وحي منزل است. (12/2/84)

* اگر مي‌خواهيم نسلي بوجود بيايد كه فداكار، پركار و دور از اسراف، با اعتماد به نفس و با انضباط اجتماعي باشد؛ اگر مي‌خواهيم فرهنگ عمومي جامعه به اين سمت حركت كند، كليدش آموزش و پرورش است. (12/2/84)

* درباره مشكلات اجتماعي كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيد و راه ريشه‌كن كردن آن را پيدا كنيد. در دانشگاه پروژه‌هاي تحقيقي بگيريد و نتيجه تحقيق را به مسئولان كشور و رسانه‌ها بدهيد تا فرهنگ‌سازي شود؛ اسراف يك بيماري اجتماعي است؛ راه مبارزه با اسراف و ترجيح كالاي خارجي بر كالاي ساخت داخل چيست؟ (18/8/85)

 

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 8:33 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

* بعد از انقلاب كساني كه اهل اشرافيگري بودند،‌ از ترس مردم، اجتناب مي‌كردند؛ اما امروز بتدريج مي‌خواهند كار را بعكس كنند.

* در انقلاب گرايش به اشرافيگري، يك ضد ارزش بود. افراد به اشرافيگري نسبت داده شوند، يا خصوصيات اشرافيگري از آنها ديده شود، اجتناب مي‌كردند.

* دوران اول انقلاب، يك گرايش به اسلام پيش آمد؛ فرهنگ و اخلاق و آداب و خلقيات اسلامي كه در خميره مردم ما بود، در آنان زنده شد. (البته عميق نبود).

1. گذشت در بين مردم زياد شد.

2. آرزو و طمع كم شد.

3. همكاري زياد شد.

4. گرايش به دين زياد شد.

5. اسراف كم شد.

6. قناعت زياد شد.

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 8:32 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

1. مسئولين كشور در درجه اول بايد متعهد به «اجتناب از اشرافيگري»، باشند.

2. به مسئله اسراف در آب و هم در مسائل ديگر بايد با اهميت نگاه كنند.

3. وظيفه مسئولين است كه به اين مسئله بطور ويژه توجه كنند!

4. عمل ما بايستي مؤيد و شاهد بر حرفهاي ما باشد تا اينكه اثر بكند.

5. فاصله‌تان را با طبقات ضعيف هرچه ممكن است كمتر كنيد.

6. دولت اسلامي بايد با ترتيب صحيح و برنامه درست، از آمادگي ملت ايران استفاده كند.

* ما مسئولان بايد:

1. روح اسلامي را در خود زنده نگه داريم.

2. روح اشرافيگري را دور بيندازيم.

3. رشته سود جويي و ثروت طلبي و تجمل پرستي را از دست و پاي خود باز كنيم.

* اگر گرفتاريهاي ما در بخشي حل نشده، علتش اينهاست؛ اينها را بايد اصلاح كنيم.

* توصيه اينجانب به شهرداري‌ها:

1. اولويت دادن به مناطق مستضعف نشين و رعايت ويژه محرومان.

2. تأثيرناپذيري از نفوذ ثروتمندان و جاذبه‌ي ثروت.

3. نگذاريد در هيچ جاي شهرداري فساد رخنه كند.

4. آلوده نشدن به اسراف و هدر ندادن بيت المال با تجملات و سفرها و مراسم غير لازم.

5. و در يك كلام رعايت تقوا

* شهرداري جايي است كه انسان با پول و با مراجعاني مواجه مي‌شود كه حاضرند براي بعضي از مقاصد خود ولخرجي كنند؛ اينجاست كه تقواي الهي به درد مي‌خورد.

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 9:45 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

* به عنوان «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته»؛ اين وظيفه آحاد مردم است. هر كدام به نحوي تجمل و اسراف و زياده‌روي را كم كنيم. (15/9/81)

* اينجانب از اينكه كساني مي‌كوشند تا در ميان مردم ما رسم تجمل گرايي و اسراف و ولخرجي را شايع كنند، شديداً نگران و متأسفم.

* «زهد»، فقط مخصوص مسئولان نيست؛ عامه مردم هم نبايد اسراف و تجمل گرايي كنند. (26/1/70)

* من خواهش مي‌كنم «مصرف گرايي» را رها كنند. مصرف بايد به اندازه باشد، نه به حد اسراف. «اندازه» در هر زماني متفاوت است. امروز بسياري از خانواده‌ها دچار مشكل‌اند. اندازه، اين است كه انسان خود را هرچه مي‌تواند به اين قشرها نزديك كند. (1/1/71)

* اسراف، فعل حرام و خلاف شرع است؛ «اسراف مال»، تلف كردن نعمتهاي الهي است. تصميم بگيريد اينكار را نكنيد. 4/1/72)

* خانواده‌هاي كم درآمد، شايد وسعشان نرسد كه «اسراف كنند»؛ اما خانواده‌هاي پردرآمد و حتي متوسط، اسراف مي‌كنند. ملت عزيز سعي‌شان بر اسراف نكردن باشد. (4/1/72)

* در جمهوري اسلامي، كساني دستشان به نعمت‌هاي الهي نمي‌رسد؛ بخاطر اينكه بسياري به خود حق مي‌دهند كه نعمت‌هاي الهي را بي‌حساب و كتاب مصرف كنند و حتي ضايع كنند. (4/1/72)

* «انضباط اقتصادي و مالي» براي جامعه ما بسيار مهم است من اين را از آحاد ملت و مسئولين كشور و دولت، تقاضا دارم. (1/1/74)

* انضباط اقتصادي يعني مقابله با زياده روي و اسراف. ريخت و پاش مالي و زياده‌روي در مصرف، نه جود و سخا است و نه كرم و بزرگ منشي؛ فقط «بي انضباطي اقتصادي و مالي» است. (1/1/74)

* اگر بگوييم شما چرا اين ميهماني را با اين همه ريخت و پاش ترتيب داديد؟ مي‌گويند داريم و مي‌كنيم! اين دليل به هيچ وجه قانع كننده نيست. بايد به قدر حاجت، خرج و مصرف كرد. (1/1/74)

* شما به بركت هدايت الهي، مثل يك موجود فعال، با نشاط و جوان، از منابع عظيم ثروت در كشور استفاده كنيد، تا بتوانيد زندگي را نو كنيد؛ شما بايد ببينيد چه چيزي اندك ضرري مي‌زند؛ آن را انجام ندهيد. اسراف، مصارف زادي و طمعكاري در بدست آوردن درآمدهاي ناسالم، از اين قبيل است. (3/1/74)

* از مردم و مسئولان مي‌خواهم؛ اسراف را كنار بگذارند؛ البته مخاطب ما بيشتر، افراد متمكنند. افراد متوسط كمتر اسراف مي‌كنند؛ اگرچه در بين آنها هم بعضاً اسراف هست. (1/1/76)

* ملت ايران صرفه جويي را شعار خود قرار دهند. صرفه جويي، يعني چيز قابل استفاده را دور نريزيم. نسبت به امكانات با هوس رفتار نكنيم؛ دائماً چيزهاي ماندگار را نو كردن و چيزهاي ضايع نشدني را دور ريختن، روش درستي نيست؛ ما بايد به صرفه جويي عادت كنيم. 1/1/76)

* آفت اشرافيگري، با احساس عمومي مردم، با نوشتن، با گفتن و با ترويج اين فكر، درست خواهد شد؛ بايد به يك فرهنگ تبديل شود. (1/9/78)

* در دوران بازسازي، خطر دنيا طلبي بيشتر است. در اين دوران، آدمهايي كه اهل زخارف دنيوي هستند؛ منابع شخصي خود را بر منافع ملت و مصالح انقلاب ترجيح مي‌دهند، دستشان باز است، كه بتوانند به سمت اشرافيگري و سوء استفاده بروند. (1/1/76)

* مبارزه با فقر، يعني تلاش براي اينكه ثروتي كه از منابع ملي به دست مي‌آيد، به شكل بهينه استخراج و به شكل بهينه مصرف شود و اسراف نگردد. (3/5/79)

* گرايش اشرافيگري، چيزي نيست كه بشود با قانون و دادگاه علاجش كرد؛ از مقولاتي است كه بايستي فضاي عمومي كشور ـ احساسات و فرهنگ مردم ـ آن را دفع كنند تا علاج شود. (1/9/78)

* ما مردم مسرفي هستيم؛ به عنوان يك عيب ملي به اين نگاه كنيم. (21/7/86)

* ميانه روي در خرج كردن را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملي دربياوريم. (21/7/86)

* اگر بعضي دولتهاي خارجي، ملت ما را تهديد به تحريم مي‌كنند؛ بخاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفي ماست. (21/7/86)

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 9:41 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

تجمل گرايي و گرايش به اشرافيگري در زندگي، ضررها و خطرهاي زيادي دارد:

1. هيچ وقت عدالت اجتماعي تأمين نخواهد شد.

2. هيچ وقت روحيه برادري و الفت و انس و همدلي براي جوامع، پيش نخواهد آمد. (اين همان تأثير حرف و عملكرد من و شما در روحيه مردم است).

* اشرافيگري (اشرافيگري حلال؛ كه پولش از راه حلال بدست آمده) دو عيب دارد:

الف)، «اسراف» است.

دوم)، «فرهنگ سازي» مي‌كند؛ يعني چيزي براي مسابقه دادن درست مي‌كند. در اين زمينه منش من و شما و مسئولان درجه يك بسيار نقش دارد.

* توصيه مي‌كنم كه مردم در ايام عيد و در طول سال آينده از اسراف خودداري كنند. مصرف بي‌رويه از سوي قشرهاي مرفه انجام مي‌گيرد؛ قشرهاي ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند. مصرفي كه از سوي يك قشر انجام مي‌گيرد، به زيان كشور است؛ هم زيان اقتصادي، هم زيان اجتماعي و هم زيان رواني و اخلاقي

* بعضي افراد، پولدارند و درآمدي از راه حلال دارند؛ اگر در وضع زندگي و تجملات بيهوده و اعيان منشي، ريخت و پاش و اسراف كنند، بي انضباطي اقتصادي انجام داده‌اند. (آنها كه از راه حرام كسب درآمد كنند كه وضعشان بدتر است).

* ريخت و پاش، غلط و خلاف انضباط و ناپسند است و زندگي ديگران را از لحاظ رواني مختلف مي‌كند.

* كساني كه زيادي خرج و زيادي مصرف مي‌كنند و رعايت موجودي جامعه را نمي‌كنند؛ از لحاظ امكانات اقتصادي و مالي بي انضباط هستند. اگر چنين وضعيتي ادامه يابد، اين ملت كارش مشكل خواهد شد.

* اسراف و ريخت و پاش، جزو نبايدهاست. البته طبقات متوسط، رعايت مي‌كنند؛ اسراف مالي، يك لجنزار و يك وسوسه شيطاني است.

* صرفه جويي به معناي گدابازي نيست؛ مردم بايد از نعمتهاي خدا استفاده كنند، ولي اسراف نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگري و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومي و نعمت الهي است.

* ملت عزيز از اسراف و زياده روي پرهيز كنند. ما حق نداريم «مصالح ملي» را بخاطر خواسته‌هاي شخصي خود ـ كه ما را به اسراف و بي بند و باري در مصرف مي‌كشاند ـ فدا كنيم؛ همه بايد مسأله صرفه جويي را جدي بگيرند.

* به همسايه‌ها و فقرا رسيدگي كنيد. يكي از عواملي كه نمي‌گذارد دست كساني كه توانايي كمك دارند، به ياري فقرا دراز شود، روحيه مصرف گرايي و تجمل در جامعه است.

* براي جامعه بلاي بزرگي است كه ميل به مصرف، در آن زياد شود و همه به بيشتر و متنوع‌تر خوردن و پوشيدن و دنبال نشانه‌هاي مد و تجملات تازه زندگي رفتن، تشويق شوند. چه ثروتهايي كه هدر مي‌رود و از مصرف شدن در جايي كه موجب رضاي خدا و رفع مشكلات مردم است، باز مي‌ماند!

* اسراف، روز به روز شكافهاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را عميقتر مي‌كند.

* جامعه‌اي كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاي مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل كنيم.

* تحريم براي آدمهاي اهل اسراف و ولنگار در خرج، ممكن است سخت تمام بشود؛ اما ملتي كه حساب دخل و خرج و حساب مصلحت خود را دارد؛ بر چنين ملتي تحريم ضرري وارد نمي‌كند.

* همه قشرهاي يك ملت حق دارد با رفاه زندگي كند؛ خوش بگذارند و از نعم الهي استفاده كند؛ ليكن حتي در مواقعي كه يك دولت و يك ملت، برخوردار از درآمد هستند، اسراف مذموم و شرعاً حرام است؛ چه برسد آن وقتي كه درآمد يك كشور كم مي‌شود.

* كساني كه به اشرافيگري گرايش دارند و دلشان براي زندگي اشرافي (يعني خوردن و پوشيدن به سبك اشراف) لك مي‌زند؛ يك ديد و ذهنيت را در مردم بوجود مي‌آورند كه اين زندگي خوب و با ارزش است.

* سالهاست كه بنده درباره‌ي زندگي تشريفاتي مكرر تذكر مي‌دهم؛ اين دو جنبه دارد:

اول، پايبندي به تجملات و تشريفات، دون شأن انسان والاست؛ بعلاوه، مسرفانه است؛ تضييع سرمايه‌ها، اموال و موجودي‌ها در آن هست.

دوم؛ انعكاس تجمل شما در زندگي مردم است؛ هر كسي وضع محيط كار و زندگي شما را مي‌بيند، يك درس عملي است؛ بر او اثر مي‌گذارد.

* اگر روحيه تجمل گرايي در جامعه رواج پيدا كند ـ كه متأسفانه تا ميزان زيادي رواج دارد ـ بسياري از مشكلات اقتصادي، اجتماعي و اخلاقي كشور حل نخواهد شد.

* اسراف همان كاري را با كشور مي‌كند كه دشمن مي‌خواهد!‌ ما با صرفه جويي نكردن، ضربه او را تكميل مي‌كنيم!

* اجتناب از اشرافيگري را بتدريج بعضي‌ها كمرنگ كردند. اين در مسائل اقتصادي و مسائل رواني ما اثر دارد.

* پروردگارا ضررهاي اسراف و مصرف گرايي و منابع مواسات و رسيدگي به مستمندان را براي افراد جامعه ما روشن كن و به اينكار موفق فرما.

 

 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 6 اسفند 1388  ساعت 5:10 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

* با ورود فرهنگ اروپايي در مصرف، به شكل عجيبي تشديد شد و باور غلطي را در ذهن زن ايراني وارد كرد؛ يعني گرايش به برخي از شكلهاي غلط مصرف و تجمل.

* باورهاي غلط را بايد با ارايه بحثها و كارهاي اسلامي بزداييد؛ اگر اينكار بشود، ريشه مشكلات ـ بد حجابي و فساد و فحشا ـ به خودي خود كنده خواهد شد. اينها غالباً معلولند؛ علل، همان باورها هستند كه بايد روي آنها كار بشود.

* ستم‌هايي در حق زن روا داشته شده كه اسمش ستم نيست؛ اما در حقيقت ستم است؛ مثل سوق دادن به تجمل و مصرف‌گرايي و آرايش‌هاي بيهوده و تبديل شدن به يك وسيله مصرف. هيچ ظلمي بالاتر از اين نيست؛ زيرا زن را بكلي از اهداف تكاملي خود غافل مي‌كند و به چيزهاي حقير سرگرم مي‌نمايد.

* بانوان در نظام جمهوري اسلامي بايد قدر عظمتي را كه اسلام به آنان داده است، بدانند. دام مصرف‌زدگي را كه سرمايه‌داران چپاولگر جهاني بر گرد زن امروز دنيا تنيده‌اند، بدرند و به ارزشهاي فرهنگ غربي به چشم تحقير و نفرت بنگرند.

* من با تظاهر به تجمل در حد متعدل كم مخالفت نمي‌كنم؛ ليكن اگر روند افراطي پيدا كند، چيز بسيار مزخرفي است. در لباس، آرايش و طلا و جواهرات، خانمها بايستي خيلي اهميت بدهند كه امساك شود، تا شايد به زيباييهاي واقعي‌تر توجه شود، تا به زيبايي‌هاي ظاهري.

* خانمهاي مسلمان جوان و خانه‌دار سراغ «مصرف‌گرايي» كه غرب مثل خوره به جان جوامع دنيا از جمله كشور ما انداخته نروند. مصرف بايد در حد لازم باشد، نه در حد اسراف.

* خانمهايي كه خود يا همسرانشان مسئوليت‌هايي در بخشهاي مختلف كشور دارند، بايد در دوري از اسراف، الگوي ديگران باشند و نشان دهند كه شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه اسير زر و زيور و جواهر آلات شود.

* شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دوراني كه بسياري از مردم جامعه محتاج‌اند؛ زينت آلات و وسايل زندگي رنگارنگ بخرند و در منش زندگي، اسراف كنند.

* امروز انقلابي‌ترين و با ايمان‌ترين دختران و زنان ما، در ميان قشرهاي تحصيل كرده هستند. كساني كه اهل تجمل و زر و زيور آلات هستند و يا چشم بسته از الگوهاي غربي در لباس و وضع زندگي تقليد مي‌كنند، غالباً از سواد كافي بهره ندارند. كسي كه معلومات داشته باشد، مي‌تواند رفتار خود با حق و حقيقت تطبيق دهد.

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 6 اسفند 1388  ساعت 5:09 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

* رفاه مادي، به معناي ترويج روحيه «مصرف گرايي» نيست؛ كه خود، يكي از سوغاتهاي شوم فرهنگ غرب است.

* تشكيلات صهيونيستي، براي فساد نسل بشر، از حدود 150 سال پيش، برنامه‌ريزي كرده‌اند:

1. زنها را از عفت خارج ساختند.

2.مردها را به فساد، عشرت جويي و مصرف گرايي و قبول زندگي حيواني كشاندند.

* با ورود فرهنگ اروپايي، مدگرايي و نوگرايي در مصرف، تشديد شد. سردمداران سياستهاي غربي ـ كه غالباً صهيونيستها بودند ـ به «قصد» اينكار را كردند.

* فرهنگ فساد و فحشا بوسيله دستهاي استعماري ترويج مي‌شود، فرهنگ مصرف زدگي، زندگي ملتها را روز به روز در لجنزار خود فرو مي‌برد، تا كمپانيهاي غربي بيشتر سود ببرند.

* استكبار و دار و دسته تبليغاتي و قلمها و بوقهاي مزدورش، از اينكه ملتي درهاي خزاين مادي خود را بگشاد و تسليم سلطه طلبي آنان شود و فرهنگ فساد و فحشا و مصرف‌زدگي و شهوتراني را از آنان بپذيرد، نه تنها نگران نيستند، بلكه خشنودند!

* امروز جهان اسلام دچار دردهاي مزمتي است؛ يكي از مهمترين آنها اسراف و اشرافيگري و غرور در كنار فقر و گرسنگي و ذلت است.

 

 

 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 6 اسفند 1388  ساعت 5:07 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

* «اسراف يعني تضييع نعمت الهي؛ يعني نشناختن قدر نعمت الهي» (1/1/76)

* نبايد اسراف، زياده روي، كوتاهي‌ها و افراط و تفريط خودمان را از ياد دور كنيم؛ بايد به فكر اصلاح آنها باشيم. آيه‌ي شريفه به ما تعليم مي‌دهد از گناه و اسراف خود استغفار كنيم؛ «ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا في امرنا» (19/10/81)

* توليد ثروت از نظر شارع مقدس و از نظر اسلام، مطلوب و مستحسن است. ثروت را توليد كنند، منتها در كنارش اسراف نباشد. اسلام به ما مي‌گويد ثروت توليد كنيد، اما اسراف نكنيد. مصرف گرايي افراطي مورد قبول اسلام نيست. (1/1/86)

* اسلام به ما مي‌گويد ثروت توليد كنيد، اما اسراف نكنيد. مصرف گرايي افراطي مورد قبول اسلام نيست. آنچه كه از توليد ثروت به دست مي‌آوريد، همان را وسيله‌اي براي توليد ثروت ديگر بكنيد. مال را نه به صورت راكد و نازا دربياوريد و نه به صورت ولخرجي و ولنگاري در مصرف مال، آن را صرف چيزهاي غير لازم زندگي كنيد. (1/1/86)

* قرآن مي‌فرمايد: «والذين اذا انفقوا»؛ كساني كه وقتي مي‌خواهند خرج كنند، «لم يسرفوا و لم قتروا»؛ نه اسراف مي‌كنند، نه تنگ مي‌گيرند و با فشار بر خودشان، زندگي مي‌كنند. (21/7/86)

* اسلام توصيه نمي‌كند كه مردم بايستي با رياضت و زهد آنچناني زندگي كنند؛ بلكه معمولي و متوسط زندگي كنند. (21/7/86)

* اسراف بد است؛ حتي انفاق در راه خدا؛ خداي متعال به پيغمبر مي‌فرمايد: «لا تجعل يدك مغلوله الي عنقك ...» در انفاق براي خدا هم افراط و تفريط نكنيد. (21/7/86)

* اميرالمؤمنين عليه الصلاه و السلام، عدالت را در جامعه اسلامي جاري مي‌كردند؛ نگذاشتند كساني بيت المال مسلمين را به ناحق و به اسراف مصرف كنند. (30/3/71)

* اميرالمؤمنين عليه الصلاه و السلام، به مسئولين امور كشور بخشنامه كردند:

1. «اداقوا اقلامكم»؛ سر قلمهاي خودتان را كه مي‌نويسيد، ريز بتراشيد. (صرفه جويي در قلم، صرفه جويي در كاغذ و مركب)!

2. «و قاربوا بين سطوركم»؛ سطور را به هم نزديك بنويسيد و در كاغذ صرفه جويي كنيد.

3. «واقصدوا قصد المعاني»؛ مطالب لازم را بنويسيد؛ از زياده نويسي پرهيز كنيد. (30/3/71)

* زندگي فاطمه‌ي زهرا سلام الله عليها از همه ابعاد، زندگي‌اي همراه با كار و تلاش و تكامل و تعالي روحي يك انسان است؛ دختر پيغمبر ذره‌اي از لذتهاي دنيا و تشريفات و تجملات و چيزهايي را كه دل دختران جوان و زنها متوجه آنهاست، به خود راه نمي‌دهد. (25/9/71)

* بعضي به اشتباه خيال مي‌كنند ظاهر مرتب بايد با اشرافيگري و اسراف توأم باشد؛ زندگي پيامبر بشدت زاهدانه بود؛ اما با خود شانه و عطر مي‌برد و ديگران را هم به نظافت و ظاهر مرتب دستور مي‌داد. (23/2/79)

* بايد ملاحظه شود بهايي كه ما مي‌پردازيم؛ با آن، چه چيزي براي اسلام و امت اسلامي بدست مي‌آيد. گاهي صد تومان انسان خرج مي‌كند،‌ اسراف كرده؛ گاهي صد ميليارد اگر خرج كند، اسراف نكرده؛ بايد ديد در مقابل چه، قرار مي‌گيريم. (19/10/87)

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 5:47 PM
نظرات 1 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :2
  •    

POWERED BY RASEKHOON.NET