همه مي دانند كه زمان گذراست و دراختيار ما نيست، پس مديريت اين سرمايه چه مفهومي مي تواند داشته باشد؟
به نظر مي رسد كه استفاده از واژه مديريت زمان صحيح نباشد و استفاده از برنامه ريزي زمان مطلوب تر باشد. درواقع اكثر صاحبنظران علم مديريت معتقدند كه زمــــــان اساساً اداره شدني نيست و از مديريت زمان، تعبير به مديريت بر خويشتن مي كنند و تنها به ارائه برنامه ها و طرحهايي جهت جلوگيري از اتلاف وقت اكتفا مي كنند، زمان اساساً اداره شدني نيست و خواه ناخواه زمان مي گذرد و اين ما هستيم كه بايستي از آن به خوبي استفاده كنيم. به يك تعبير، مديريت زمان درواقع همان مديريت بر خويشتن است؛ شناخت صحيح و به موقع عواملي كه وقت ما را هدر مي دهند، خيلي مهم است، زيرا بدين ترتيب راه درمان بيماري اتلاف وقت را كوتاه خواهيم كرد. (تدبير 144 - ص 83)

همه انديشمندان در كتابها و مقالات خود يك الگوي خاص و قالبي را جهت جلوگيري از هدررفتن وقت ارائه مي كنند و در اصطلاح به آن مديريت زمان مي گويند كه شامل سه اصل كلي (1) هدف گذاري (2) تعيين اولويتها و (3) رعايت اولويتهاست. آنچه اين بزرگواران بيان مي كنند تنها استفاده صحيح از وقت است، نه مديريت زمان !

از شاخصه هاي مديريت، كنترل بر عوامل دخيل در آن است. نكته اي كه تصور آن درمورد زمان امري محال و غيرممكن مي نمايد .

الك مكنـــــزي در كتاب مديريت بهره وري از زمان كنتــــرل را چنين تعريف مي كند: كنترل زمان بدين معناست كه اين خود شما هستيد كه مشكل داريد نه شخص ديگري. اين به معناي آن است كه بايد با همه توان بكوشيد تا عادات جاافتاده را ترك كنيد. اين به معناي آن است كه بايد بر كششهاي منفي طبيعت انساني چيره شويد .

اين نوشته خواهان آن است كه به موضوع كنترل زمان از نظرگاهي ديگر اشاره كند و دريچه اي ديگر بر روي اين علم بگشايد زيرا به نظر مي رسد كه در سالهاي گذشته مبحث كنترل زمان در حاشيه قرار داشته است .

كنترل زمان و مديريت بر آن يعني به اختيار درآوردن بازه زماني تاثيرگذار بر يك تصميم و جداكردن آن بازه از قطار زمان، به نحوي كه گذر زمان بر آن تصميم بي اثر شود. لحظه اي كه ما توانايي آن را داشته باشيم كه تصميمات مناسبي اتخاذ يا انتخاب كنيم كه گذر زمان بر اجراي آنها بي تاثير باشد؛ ديگر زمان در كنترل ما خواهدبود و مديريت زمان معنا خواهد داشت. بـــــه ديگر سخن، مديريت زمان را مي توان اينگونه تعريف كرد :
تثبيت عامل زمان درتصميم گيريهاي آگاهانه. اگرچه اتخاذ يا انتخاب تصميمي كه به طور مطلق تاثير زمان را بر آن تصميم از بين ببرد تقريباً غيرممكن است اما مي توان بازه هاي زماني متنوعي را ايجاد كرد، در كنترل گرفت و بر آن مديريت كرد. به عنوان مثال، اگر يك مدير باتوجه به طول دوره رشد عمر محصول توليدي؛ درصدد توليد همان محصول يا محصول جديدي با قابليتهاي بهتر برآيد و منحصر به فردي كالاي خود را حفظ كند تاثيرگذاري زمان بر محصول خويش را براي مدتي از بين برده است .



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 7:47 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

زمان ، عنصری گران بهاست

از نظر مديريت زمان کارها به چند دسته تقسيم مي شوند

:

۱

- کارهاي مهم و فوري: اين کارها خود به خود انجام مي گيرد .
۲- کارهاي مهم و غير فوري: اين دسته کارهايي هستند که افراد موفق و ناموفق را از هم جدا مي کنند و معمولا افراد ناموفق آن را به تعويق مي اندازند
.
۳- کارهاي فوري و غير مهم: اين کارها در جهت اهداف انسان نيستند اما انجام مي شود
.
۴- کارهاي کم اهميت و غير ضروري: بعضي افراد به خاطر ناتواني در انجام کارهاي مهم و فوري ( گاهي براي تفنن و گاهي براي فرار از تمرکز حواس ) خود را به اين کارها سرگرم مي کنند

.

موفقيت در مديريت صحيح زمان وابسته به انتخاب بين کارهاي مهم و غير مهم است،

پس براي موفقيت تحصيلي

:

۱

- از کارهاي غير مهم صرف نظر کنيد .
۲- کارها را اولويت بندي کنيد
.
۳- راهزنان وقت را بشناسيد
.
۴- راههاي ايجاد وقت را ياد بگيريد
.

 

راهزنان وقت

:

۱

- صحبتهاي کم اهميت ۲- ميهمانان ناخوانده
۳- مطالعه مطالب کم اهميت و غيرضروري ۴- روشهاي غير صحيح و عادات نادرست مطالعه
۵- تلفنهاي مزاحم و غير ضروري ۶- نداشتن انضباط کاري
۷- سستي و بي ارادگي در تصميم گيري ۸- دوباره کاري
۹- ناتواني " نه " گفتن به خواسته هاي نابجا ۱۰ - نداشتن تمرکز حواس
۱۱- عادت امروز و فردا کردن ۱۲- ترس از شکست

راههاي ايجاد وقت

:

۱

- زنده کردن وقت مرده ( مثل زمانهايي که در انتظار هستيم، زماني که در اتوبوس مي گذرد و ... )
2- انجام کارها به طور همزمان

3-
تنظيم کردن وقت خواب
4-
کنترل بيشتر روي وقت تفريح
5-
نه گفتن به درخواست هاي غير مهم
6-
عقب انداختن

کارهاي غير مهم

استفاده از وقت و مدیریت بر آن ، ازجمله مهارت های مدیران است که امروزه در جهان توجه مناسبی به آن مبذول شده است . مدیریت بر زمان نه تنها برای مدیران سازمان ها بلکه برای همه کسانی که به پربارسازی زندگی خود بها می دهند مهم و ضروری است . زمان ، عنصری گران بهاست که تلف شدن آن ، ضایعات جبران ناپذیری را به بار می آورد .

همزمان با افزایش مداوم وظایف شغلی ، افراد فشارهای روحی و روانی و استرس بیشتری را تجربه می کنند . استفاده از مدیریت زمان ، روش مقابله ای مؤثری برای روبرو شدن با استرس است . به این منظور بر آن شدیم که به بررسی ارتباط بین مهارت سازمانی مدیریت زمان و ابعاد شش گانه آن با استرس شغلی بپردازیم .

روش کار :

این پژوهش ، مطالعه ای توصیفی
– تحلیلی است . جامعه آماری پژوهش ، مدیران مراکز بهداشت و درمان شهری شیراز بوده است . به منظور جمع آوری داده ها ، از 2 پرسشنامه استفاده شده : پرسشنامه اول ، میزان مهارت سازمانی مدیریت زمان و ابعاد شش گانه آن و پرسشنامه دوم ، میزان استرس شغلی را می سنجد . جهت تجزیه و تحلیل داده ها ، از نرم افزار آماری spss و آزمون های آماری T و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید .

نتایج و یافته های پژوهش :

میانگین سطح استرس شغلی در مدیران مراکز بهداشت و درمان شهری ، 55/0 و میانگین میزان مهارت سازمانی مدیریت زمان ، 65/0 بود .

بین مهارت سازمانی مدیریت زمان و استرس شغلی با سابقه خدمت مدیران ، ارتباط معنی داری وجود داشت ولی با جنسیت ، ارتباط معنی داری وجود نداشت .

بین مهارت سازمانی مدیریت زمان و استرس شغلی در مدیران ، رابطه معنی دار و منفی وجود داشت

. (048/0 = pvalue ) .

بین ابعاد هدف گذاری ، برنامه ریزی عملیاتی و تفویض اختیار مدیریت زمان با استرس شغلی رابطه معنی داری وجود داشت .

(05/0 pvalue <) . بین ابعاد اولویت بندی اهداف و فعالیت ها ، مدیریت ارتباطات و مدیریت جلسات با استرس شغلی مدیران رابطه معنی داری وجود نداشت .

بحث ونتیجه گیری

: دارا بودن رفتارهای مدیریت زمان ، سبب کاهش استرس شغلی می گردد . به عبارت دیگر ، مهارت سازمانی مدیریت زمان و ابعاد شش گانه آن ، باعث می شوند که استرس ناشی از کمبود وقت در شغل کاهش یابد . لذا پیشنهاد می شود کلیه سازمان ها جهت تخفیف استرس شغلی و افزایش رضایت و عملکرد شغلی نسبت به برقراری دوره های آموزشی مدیریت زمان مبادرت ورزند .


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 8:42 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

1- استفاده بهينه از زمان

2 – يادداشت برداري از كارها

3- برنامه‌ريزي

هر سازماني كه اين امكان در آن به وجود نيايد به ورشكستگي كشيده خواهد شد.

در كشورهاي در حال توسعه با نبود برنامه ريزي استراتژيك، زمان زيادي از دست مي‌رود حتي شايد كسي از دوران كودكي تا مرگ اهميت زمان را درك نكند و يا اگر هم بداند نتواند براي بهره‌گيري مناسب از زمان برنامه‌ريزي نمايد در نتيجه كارها به شكلي غلط انجام مي‌شوند و نتيجه مطلوبي نمي‌دهند و كل جامعه متضرر مي‌شود.

انسان براي نيل به اهداف شخصي و حرفه‌اي خود و براي استفاده بهينه از زمان بايد برنامه‌ريزي استراتژيك (راهبردي) و بلند مدت داشته باشد.

براي برنامه‌ريزي بايد كارهايي را كه قرار است انجام گيرد فهرست‌بندي نمود. براي فهرست بندي بايد نكات ذيل را مد نظر قرار داد:

1- فعاليتهايي كه نيازمند انرژي فراوان هستند، بايد به فعاليتهاي ريز‌تر تقسيم شوند.

2- براي هر يك از كارها، برآورد زمان مورد نياز صورت گيرد.

3- اگر برنامه‌ريزي خيلي بلند پروازانه بود نبايد شخص خود را چندان درگير آن نمايد.

4- بايد فقط براي 60 درصد از زمان در دسترس برنامه‌ريزي كرده و 40 درصد بقيه را براي فوريت‌ها و گسيختگي‌هايي كه پيش مي‌آيد تخصيص داد.

5- بايستي واقعيت‌ها را در برنامه‌ريزي لحاظ كرد تا برنامه‌ريزي واقع‌بينانه‌اي صورت پذيرد.

6- تا زماني كه كاري كامل نشده به كار ديگري پرداخته نشود.

در مرحله بعد بايد اولويت‌ها را فهرست‌بندي نموده و جدولي تهيه كرد و درجه اولويت‌ها و مدت زمان آنها را در آن نوشت.

در گام بعدي ساعت‌هايي از روز را كه فرد در آن بيشترين كارآيي دارد بايد مشخص و منحني كارآيي را در طول شبانه‌روز رسم نمود.

بايد ساعت‌هاي با كارآيي پائين را به امور غير مهم و ساعات داراي كارآيي بالا را به كارهاي مهم و تفكر خلاق اختصاص داد. بهترين زمان از نظر كارآيي بستگي به نحوه زندگي و تجربيات گذشته هر فرد دارد. اما تجربه و تحقيقات نشان داده است كه انسانها در فاصله زماني 9 تا 11 قبل از ظهر بيشترين كارآيي را دارند، پس از آن كارآيي پائين مي‌آيد و از ساعت 4 بعدازظهر دوباره افزايش مي‌يابد و از حدود 6 بعدازظهر تا صبح روز بعد كارآيي پائين است.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 6:01 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

استفاده از وقت و مدیریت بر آن ، ازجمله مهارت های مدیران است که امروزه در جهان توجه مناسبی به آن مبذول شده است . مدیریت بر زمان نه تنها برای مدیران سازمان ها بلکه برای همه کسانی که به پربارسازی زندگی خود بها می دهند مهم و ضروری است . زمان ، عنصری گران بهاست که تلف شدن آن ، ضایعات جبران ناپذیری را به بار می آورد .

همزمان با افزایش مداوم وظایف شغلی ، افراد فشارهای روحی و روانی و استرس بیشتری را تجربه می کنند . استفاده از مدیریت زمان ، روش مقابله ای مؤثری برای روبرو شدن با استرس است . به این منظور بر آن شدیم که به بررسی ارتباط بین مهارت سازمانی مدیریت زمان و ابعاد شش گانه آن با استرس شغلی بپردازیم .

روش کار :

این پژوهش ، مطالعه ای توصیفی
– تحلیلی است . جامعه آماری پژوهش ، مدیران مراکز بهداشت و درمان شهری شیراز بوده است . به منظور جمع آوری داده ها ، از 2 پرسشنامه استفاده شده : پرسشنامه اول ، میزان مهارت سازمانی مدیریت زمان و ابعاد شش گانه آن و پرسشنامه دوم ، میزان استرس شغلی را می سنجد . جهت تجزیه و تحلیل داده ها ، از نرم افزار آماری spss و آزمون های آماری T و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید .

نتایج و یافته های پژوهش :

میانگین سطح استرس شغلی در مدیران مراکز بهداشت و درمان شهری ، 55/0 و میانگین میزان مهارت سازمانی مدیریت زمان ، 65/0 بود .

بین مهارت سازمانی مدیریت زمان و استرس شغلی با سابقه خدمت مدیران ، ارتباط معنی داری وجود داشت ولی با جنسیت ، ارتباط معنی داری وجود نداشت .

بین مهارت سازمانی مدیریت زمان و استرس شغلی در مدیران ، رابطه معنی دار و منفی وجود داشت

. (048/0 = pvalue ) .

بین ابعاد هدف گذاری ، برنامه ریزی عملیاتی و تفویض اختیار مدیریت زمان با استرس شغلی رابطه معنی داری وجود داشت .

(05/0 pvalue <) . بین ابعاد اولویت بندی اهداف و فعالیت ها ، مدیریت ارتباطات و مدیریت جلسات با استرس شغلی مدیران رابطه معنی داری وجود نداشت .

بحث ونتیجه گیری

: دارا بودن رفتارهای مدیریت زمان ، سبب کاهش استرس شغلی می گردد . به عبارت دیگر ، مهارت سازمانی مدیریت زمان و ابعاد شش گانه آن ، باعث می شوند که استرس ناشی از کمبود وقت در شغل کاهش یابد . لذا پیشنهاد می شود کلیه سازمان ها جهت تخفیف استرس شغلی و افزایش رضایت و عملکرد شغلی نسبت به برقراری دوره های آموزشی مدیریت زمان مبادرت ورزند .


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در جمعه 16 بهمن 1388  ساعت 6:54 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

يك مدير بايد افرادي را كه در حيطة كاري او قرار مي‌گيرند به داشتن برنامه و توجه به موعد مقرر تشويق نمايد. گذشته از اين خود مدير هم بايد موعد مقرر را كه واحدهاي ديگر براي كاري در نظر مي‌گيرند رعايت كند. براي اين كه كاري در موعد مقرر انجام گيرد، بايد هر شخص در خود «فشار موقت» ايجاد كند. اين باعث مي شود كه فرد بر اساس تعهدات اخلاقي كارها را در موعد مقرر
انجام دهد.

براي تعيين موعد سه فن وجود دارد:

1- برآورد زمان انجام كار.

2- واقع‌گرايي.

3- پاداش دادن براي انجام كار بر اساس تعهدات ايجاد شده.

در سازمانها لازم است مديران براي بهبود فعاليتها و بهره‌بردن مناسب از زمان، پرسنل را مورد تشويق قرار بدهند زيرا در اين صورت است كه مي‌توان از زمان در جهت تحقق اهداف سازمان بهره مطلوب و بايسته‌اي برد.

مديران همچنين مي‌توانند با بررسي علمي رويه‌هاي موجود در سازمان و با استفاده از تجربيات موفق در سازمانهاي ديگر و بهره‌گيري از روشهاي علمي و فنون جديد با اصلاح رويه‌ها در كاهش زمانهاي از دست رفته نقش بسيار مهمي ايفا نمايند.

از شيوه‌هاي نوين بهره‌گيري مطلوب از توان افراد و در نتيجه استفاده بهينه از زمان مي‌توان به توفان مغزي و مشاركت در تمام امور اشاره كرد زيرا با استفاده از اين روشها در كمترين زمان مي‌توان بهترين نتايج را گرفت و گرنه بدون برنامه‌ريزي، كنترل و هدايت نمي توان از زمان به نحو مناسبي بهره مند گرديد.

زمان گوهر گرانبهاي بي‌بديلي است كه پاس داشتن آن، بهره‌گيري مناسب و مطلوب از آن مي‌باشد. لذا بايد بهره‌وري بهينه از زمان را در برنامه‌هاي آموزشي رسمي و غيررسمي گنجاند و آموزش بهره‌گيري مناسب از زمان را از كودكي شروع كرد چرا كه در صورت آموزش مستمر، هركاري به عادت تبديل گرديده و به يك فرهنگ تبديل مي‌شود. همان روشي كه كشورهاي صنعتي و توسعه يافته به كار گرفته‌اند و از ثمرات آن را به نحو مطلوب بهره‌برده‌اند. متأسفانه بهره‌گيري مناسب از زمان در كشورهاي در حال توسعه و از جمله كشور ايران به خوبي مورد توجه قرار نگرفته است. مديريت زمان ضرورتي اجتناب‌پذير است و مي‌بايستي به صورت فرهنگ عمومي درآيد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در جمعه 16 بهمن 1388  ساعت 6:45 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

تاريخچه آشنايي انسان با زمان به سالهاي سال پيش بر مي‌گردد، موقعي كه انسان در غار زندگي مي‌كرد و بدون توجه به وقت بر حسب نيازهايش بيرون مي‌رفت و يا در غار سكني مي‌كرد. اما وي فقط با مفاهيم ساده‌اي از زمان مانند طلوع و غروب خورشيد و ... آشنا بود. با گذشت ايام و تقسيم كار و تشكيل طبقات اجتماعي، مفهوم زمان بيش از پيش مطرح گرديد. چرا كه كارها مي‌بايستي در زمان مشخص و بر حسب شرايط خاصي انجام مي‌شد، بعد از شكل‌گيري طبقات و تقسيم‌كارها، كسي كه مي‌توانست كارش را در وقت كمتر و با كيفيت مطلوب‌تر انجام دهد بر ديگري پيشي مي‌گرفت.

پس از رشد صنعت و ايجاد تكنولوژي‌هاي مختلف، زمان نقش مهم و ويژه‌اي پيدا كرد چون كه يك كالا بر حسب نياز توليد مي‌شد و برآورد قيمت آن تحت تأثير زمان مصرف شده در توليد آن قرار مي‌گرفت. همچنين قيمت هر كالا در زمانهاي مختلف و با توجه به شرايط و مقتضيات مختلف از جمله عرضه و تقاضا تغيير مي‌يافت. اين مهم در كشورهاي پيشرفته كه داراي صنايع مختلف توسعه يابنده بودند به شكل بارزتري مطرح گرديد.

نمونه بارز اين كشورها آلمان، ژاپن و كره هستند كه بعد از جنگ جهاني دوم، شاغلان در آن كشورها به صورت سه شيفت به كار و تلاش مشغول شدند زيرا مي‌خواستند اقتصادي پويا را ايجاد نمايند. در اين كشورها شبانه‌روز به سه بخش تقسيم گرديد. 8 ساعت كار، 8 ساعت تفريح و 8 ساعت خواب. البته گاهي يكي بر ديگري پيشي و يا بيشي مي‌گرفت و در صورت نياز، مدت زمان كار به 12 ساعت و يا بيشتر افزايش مي‌يافت.

اما در كشورهاي در حال توسعه، موضوع رنگ و بوي ديگري به خود گرفت و در اين كشورها معني و مفهوم زمان به فراموشي سپرده شد و هيچ كنترلي بر زمان صورت نگرفت و انسانها بدون برنامه‌ريزي جهت انجام بهتر كارها، زمان را به حال خود واگذار نمودند.

متأسفانه در كشور ما نيز بهره‌گيري از زمان وضعيت بهتري پيدا نكرد و اتلاف زمان در زندگي خصوصي افراد تا مراكز و سازمانها و صنايع به وفور تداوم يافت. به طوري كه عليرغم بهبود شرايط زندگي هنوز فرهنگ استفاده صحيح از زمان در كشور ما نهادينه نشده است و ميليونها ساعت زمان ايرانيان در هر شبانه‌روز بيهوده مصرف مي‌شود.

به عنوان يك راهكار مناسب براي كاهش اتلاف زمان، مديريت آن گريز ناپذير است.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 15 بهمن 1388  ساعت 10:33 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 
 

شايد زمان ارزشمندترين سرمايه ملي هر كشور باشد. زيرا ممكن است بتوان ساير اشكال سرمايه را بازيافت كرد يا به صور ديگري تبديل نمود يا جايگزيني براي آنها در نظر گرفت و يا مدت بهره‌برداري از آنها را افزايش داد. اما هر لحظه از زماني را كه هر نفر به نحو مطلوبي از آن استفاده نمي‌كند گوهر گرانبهايي است كه هرگز نمي‌توان جايگزيني براي آن يافت و يا از بين رفتن آن را به تأخير انداخت لذا شايد بتوان گفت هر كدام از افراد ملت، در صورت عدم بهره‌گيري مناسب از زمان اجازه مي‌دهند بخشي از يك گنجينه با ارزش ملي به تاراج رود.

در اين مقاله ضمن اشاره به تاريخچه برخورد انسانها با موضوع زمان و بهره‌گيري از زمان در كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه، مديريت زمان به عنوان يك روش مطمئن براي جلوگيري از اتلاف اين سرمايه ملي بررسي شده و به نقش مديران در بهره‌وري از زمان پرداخته شده است و در نهايت تأكيد گرديده است كه مي‌بايستي روشهاي بهره‌وري بهينه از زمان به صورت وسيعي در برنامه‌هاي آموزش رسمي و غيررسمي گنجانده شود تا فرهنگ بهره‌وري بهينه از زمان به فرهنگ كارآمدي ايرانيان تبديل گردد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 15 بهمن 1388  ساعت 10:28 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



با سلام خدمت بازدید کنندگان عزیز

براتون کتاب مدیریت زمان رو برای دانلود گذاشتم

امیدوارم با مطالعه این کتاب دیگه وقتتون الکی تلف نشه

دانلود



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 13 بهمن 1388  ساعت 6:19 PM
نظرات 2 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET