همواره جنبه‌هاي اقتصادي و منفعت‌هاي مالي عوامل مهمي در ايجاد انگيزه براي حفظ محيط زيست و مصرف بهينه انرژي بوده است.

جنبه‌هاي اقتصادي بهسازي مصرف انرژي، به عوامل زيادي بستگي دارد كه محل زيست، ميزان نيازمندي به گرمايش و سرمايش و نيز بهايي كه براي انرژي پرداخته مي‌شود از جمله اين عوامل هستند.
بررسي‌ها نشان مي‌دهد،‌ استفاده از روش‌هاي بهينه‌سازي مصرف انرژي مي‌تواند در طول زماني حدود 5‌‌‌سال يا كمتر در صورت استفاده از گاز و يا نفت،‌ هزينه خود را جبران ‌كنند.
اما اگر از گرمايش برقي استفاده مي‌كنيد، اين جبران هزينه،‌ عموما بسيار سريع‌تر خواهد بود و اگر خودتان روش‌هاي بهينه‌سازي مصرف انرژي را به كار بريد هزينه‌ها زودتر جبران مي‌شوند،‌ زيرا هزينه مربوط به دستمزد كارگر حذف مي‌شود.
براي استفاده از روش‌هايي كه براي بهبود و افزايش بازده انرژي لازم است بايد از يك برنامه‌ريزي مدوني پيروي كرد.
به عنوان مثال با تعويض پنجره‌ها و عايق كاري هنگام نوسازي خانه براي زماني طولاني مي‌توان از هدررفت انرژي از منافذي كه منجر به خروج بخش بزرگي از انرژي مي‌شوند جلوگيري كرد كه اين كار بسيار عاقلانه‌تر از روش‌هاي ثانويه جهت بهسازي مصرف انرژي است.
مثلا اگر خيال داريد ديوار آشپزخانه خود را برداريد و آن را وسيع‌تر كنيد و يا مي‌خواهيد براي توسعه اتاق خواب اصلي منزل، از يك شيرواني بزرگ‌تر استفاده كنيد، همزمان سعي كنيد بهره‌وري انرژي را افزايش دهيد. مثلا ديوارهاي جديد را عايق كاري كنيد و براي پنجره‌ها از عايق‌هايي با بازده خوب، استفاده كنيد.
هنگامي كه ديوارها را برميداريد، از به‌‌هم‌ريخته بودن وضع منزل استفاده كنيد و اقدامات ديگري نيز براي افزايش بازده انرژي انجام دهيد.
هزينه اين تغيير به سرعت جبران مي‌شود، زيرا مثلا ديگر نيازي به نصب يك سيستم گرمايشي مجزا و يا توسعه سيستم فعلي خود، نخواهيد داشت.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 11:07 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 



با آغاز فصل سرما توجه خانواده‌ها به كنترل سيستم‌هاي تهويه و گرمايشي منزل بيشتر مي‌شود، چرا كه نياز به افزايش راندمان اين وسايل از ضروريات كنترل مصرف انرژي بوده كه به‌سادگي از كنار آن نمي‌توان گذشت.

از‌اين‌رو بهتر است بدانيم توجه به نكاتي كه مي‌تواند در يك فهرست هميشگي جلوي چشمان ما باشد، براحتي مي‌تواند به ما در كنترل سيستم‌هاي گرمايشي و بهينه‌سازي مصرف انرژي در فصل سرما ياري رساند.
پوشيدن لباس گرم در منزل از جمله اقداماتي است كه باعث مي‌شود تا بدن شما نياز كمتري به افزايش دما در طول روز داشته باشد، ‌شما مي‌توانيد با تنظيم شعله بخاري و تنظيم دماي آبگرمكن و پكيج متناسب با نياز حرارتي فضاي خانه از اتلاف انرژي جلوگيري كنيد.
استفاده از پرده‌هاي ضخيم جهت كاهش اتلاف حرارتي از پنجره و بستن كركره و پرده در شب و باز گذاشتن آنها در روز به شما اين امكان را مي‌دهد كه از انرژي خورشيد تا حد امكان استفاده كنيد، چرا كه انرژي خورشيد به عنوان منبع انرژي تجديدشونده همواره در اختيار شماست.
بهتر است با آغاز فصل سرما درزهاي درها و پنجره‌ها را بازرسي كنيد. استفاده از نوارهاي درزگير جهت هوابندي درزهاي پنجره‌ها و در‌هاي ورودي منزل تاثير بسيار زيادي در جلوگيري از خروج هواي گرم و ورود هواي سرد دارد.
فراموش نكنيد كه بستن دريچه‌هاي كولر با استفاده از مسدودكننده مناسب نكته بسيار قابل توجهي است، دريچه‌هاي كولر همواره محلي براي ورود و خروج هوا هستند و كنترل اين منافذ در فصل سرما بايد حتما مورد توجه قرار گيرند. روي رادياتورها را نپوشانيد و از يك لايه فويل آلومينيومي در پشت رادياتور به منظور افزايش بازتاب حرارتي استفاده كنيد البته فراموش نكنيد كه سرويس و تميزكاري اين وسايل نيز بسيار اهميت دارد.
در صورت استفاده از شومينه تنظيم دماي آن روي 55 درجه و حصول اطمينان از مناسب بودن زاويه دريچه خروجي و در صورت امكان گذاشتن در شيشه‌اي در جلوي آن كه مانع خروج هواي گرم از فضا شود نيز بايد مورد توجه قرار گيرد.
بسته نگه‌داشتن درهاي ورودي و در صورت امكان استفاده از پنجره‌هاي دوجداره يا استفاده از پرده در جلوي در و كنترل دودكش‌ها و كلاهك تعديل، لوله‌ها و اتصالات گاز جهت عملكرد مناسب و ايمن بخاري، آبگرمكن و پكيج نيز از ديگر نكاتي است كه شما را در بهينه‌سازي انرژي در فصل سرما ياري مي‌دهد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 11:06 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 


محورهای پیشنهادی در خصوص موضوع مذکور به شرح ذیل است:
1 ـ سامانه اطلاعاتی مصرف انرژی به تفکیک فرآیندهای صنعتی و تاسیسات غیر صنعتی در بخش های مختلف طراحی، تکمیل و بروز رسانی گردد.
2 ـ موضوع سیستم های اندازه گیری در طراحی، نصب و بهره برداری و کالیبره کردن آن به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.
3ـ در طراحی تاسیسات و ایجاد ظرفیت ها، برنامه های اصلاح الگوی مصرف شامل میزان و نوع مصرف حامل های انرژی، مطالعه و نصب سیستم های بازیافت انرژی،‌ نصب سیستم
CHP با موضوع به پرداختن علمیاتی مطابق با استانداردهای روز تبیین و ارائه گردد.
4 ـ بهینه کردن مصرف حامل های انرژی در ایستگاه های تقویت فشار و تلمبه خانه ها در خطوط انتقال گاز طبیعی، نفت و فرآورده های نفتی مدنظر قرار گیرد.
5 ـ بهینه سازی نظام انتقال فرآورده های نفتی از طریق برنامه ریزی صحیح برای انتقال از مبادی تولید و مصرف و حداکثر انتقال توسط خطوط لوله به واحدهای صنعتی، نیروگاه ها و مصارف عمده به عنوان یکی از سیاست های اساسی موضوع فوق در نظر گرفته شود.
6 ـ تغییر روش حمل و نقل فرآورده های نفتی از جاده به سمت ریل و توسعه حمل و نقل ریلی
7 ـ از رده خارج کردن تمام خودروهای فرسوده فعال در بخش های مختلف وزارت نفت
8 ـ در خرید تجهیزات انرژی بر و ماشین آلات، ارتقاء راندمان انرژی متناسب با معیارهای انرژی بری مدنظر قرار گیرد.
9 ـ در بهره برداری از تاسیسات و ظرفیت های نصب شده، موضوع صرفه جویی انرژی به طور مشخص مورد توجه قرار گیرد.

10 ـ نیروگاه های برق موجود در واحدهای صنعت نفت تدریجا در سیستم CHP به منظور تولید همزمان برق و حرارت با حداقل 50 درصد راندمان کلی تبدیل گردد.

11 ـ  در واحدهاب پتروشیمی و پالایشگاه های نفت و گاز، مصرف سوخت و خوراک کاملا از یکدیگر تفکیک گردند.

12 ـ در ساختمان های موجود اعم از مسکونی، اداری و صنعتی ممیزی انرژی و اجرای راه کارهای بهینه سازی (کنترل هوشمند موتورخانه، شیشه دوجداره با قاب استاندارد، عایقکاری حرارتی تاسیسات و جداره های خارجی ساختمان، بهینه سازی عملکرد موتورخانه، شیر ترموستاتیک و سیستم های خورشیدی) انجام گیرد.

13 ـ رعایت مبحث نوزده مقررات ملی ساختمان در کلیه ساخت و سازهای در دست احداث و ساختمان های موجود

14 ـ شرکت بهینه سازی مصرف سوخت نسبت به تدوین و تصویب معیارهای مصرف انرژی در بخش های مختلف تاسیسات تولید، پالایش، انتقال و توزیع نفت، فرآورده های نفتی و گاز طبیعی، همچنین مصرف انرژی در تمام زیربخش های مصرف کننده انرژی اقدام کنند.

15 ـ شرکت بهینه سازی مصرف سوخت نسبت به فرهنگ سازی و آموزش مدیریت انرژی به کارکنان و پرسنل ذیربط وزارت نفت اقدام کنند.

در پایان این نامه آمده است: شرکت بهینه سازی مصرف سوخت با همکاری معاونت امور برنامه ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری، نسبت به تدوین آئین نامه اصلاح الگوی مصرف در بخش های عرضه و تقاضای انرژی جهت پیشنهاد به هیئت وزیران اقدام کند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 9:45 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

قرآن انسان را به استوارترين راه‌ها در همه زمينه‌هاي زندگي هدايت مي‌كند و بهترين الگوي مصرف قرآن و اهل بيت است.خداوند در آيات قرآن بعد از اشاره به نعمت‌هايي كه براي بشر آفريده درست مصرف كردن نعمت‌هايش را توصيه مي‌كند و اسراف‌كاران را مورد عقاب خود قرار مي‌دهد.
 خداوند در آيه 43 سوره غافر اطاعت كردن از اسراف‌كاران را منع مي‌كند و فرموده مجازات الهي در انتظاران اسراف‌كاران است و انسان‌هاي طاغي را از دسته اسراف‌كاران برمي‌شمارد.
وي با اشاره به آيه 83 يونس در رابطه با زندگي فرعون تصريح كرد: فرعون هيچ‌گاه مورد هدايت قرار نگرفته چون از مسرفين روي زمين بوده و همان طور كه در آيه 28 غافر آمده مسرفين مورد هدايت خداوند قرار نمي‌گيرند.
در آيه 9 انبيا آمده كه سرانجام انسان‌هاي مسرف هلاكت و نابودي است و در آيات مختلف خداوند توصيه به درست مصرف كردن را مي‌كند و اسراف را مورد نكوهش قرار مي‌دهد.
تاج لنگرودي رعايت حد اعتدال را راه درست مصرف كردن دانست و گفت: در آيات مختلف بخل و اسراف را منع كرده و رعايت حد وسط را توصيه مي‌كند.
خداوند استفاده از زينت‌هاي خود را به هيچ كس حرام نكرده و حتي فرموده براي رفتن به مسجد و محل عبادت زينت‌هاي خود را به همراه داشته باشيد و از روزهاي پاك خداوند، استفاده كنيد اما از اسراف‌كاران نباشيد.
 اسراف مقدمه ظلم و كفر است و خداوند مسرفين را برايدران شياطين معرفي مي‌كند و به جد توصيه به دوري از اسراف مي‌كند.
امام باقر (ع) در روايتي تمام كمال را در سه چيز دين‌شناسي، صبر در مصيبت‌ها و رعايت اعتدال در زندگي مي‌داند و يكي از علامت‌هاي انسان مؤمن رعايت كردن حد اعتدال است.
يكي از آفت‌هاي انقلاب تجمل‌گرايي و مصرف بيش از حد است كه در بين خانواده‌ها رواج پيدا كرده و مورد دوم بحث خشكسالي است كه باعث شده رهبر معظم انقلاب امسال را به اين نام معرفي كنند.
جامعه ديني با الگو قرار دادن قرآن و عمل به آن در گفتار و رفتار مي‌توانند الگوي مردم بوده و در پيشبرد اين مسئله آغازكننده راه باشند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 9:44 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 



خانواده يك نهاد اجتماعي است كه بيشترين نقش را در تربيت افراد هر جامعه بازي مي‌كند. بسياري از عادات و رفتارها چون در سنين كودكي و در كانون خانواده آموزش داده مي‌شوند، در انسان به صورت پايدار و دائم باقي مي ماند وتغيير آن بسيار دشوار است. حال چنانچه آموزش‌هاي خانوادگي صحيح بوده باشند، نتايج مثبت آن در طول زندگي پديدار مي‌شود و بالعكس چنانچه آموزش‌هاي خانوادگي نادرست بوده باشند پيامدهاي منفي آن علاوه بر اينكه زندگي فردي را تحت تاثير قرار مي‌دهد، زندگي اجتماعي را نيز با چالش مواجه مي‌نمايد.
در ادامه با برشمردن مثال‌هايي از زندگي روزمره، سعي مي‌شود راهكارهايي جهت مصرف صحيح در حوزه آموزش خانوادگي ارائه گردد:
ميانه روي در ميهماني‌هاي خانوادگي: اگر چه سخن در باب ميهماني‌هاي رسمي و مراسم جشن و عزا و وليمه و.... بسيار است اما كلام خود را به ميهماني‌هاي خانوادگي منحصر مي‌كنيم كه متاسفانه زياده‌روي و اسراف حتي بر اين نوع از ميهماني‌ها هم سايه گسترانيده است. اين تاسف هنگامي دو چندان مي‌شود كه رد پاي تجمل و تجملگرايي و چشم و هم چشمي را بر سر سفره‌هاي پر معنويتي همچون سفره‌هاي افطار نيز مشاهده مي‌كنيم. اما چگونه مي‌توان اين مشكل را بر طرف كرد؟ حقيقت اين است كه تغيير در چنين آداب و رسومي بسيار دشوار است، چرا كه خرده خرده وارد زندگي و اجتماع شده و به صورت جزئي از فرهنگ و سنت درآمده است. اما با اين وجود ايجاد تغيير در اين زمينه اگر چه دشوار است ولي غير ممكن نيست.
خانواده‌ها مي‌توانند با برگزاري ميهماني‌هاي ساده و به دور از تجمل اولا بر افزايش رفت و آمدهاي خانوادگي و برقراري صله رحم گام بردارند و ثانيا خود را نيز از قيد و بند تهيه چند نوع غذا و تجملات اضافي برهانند و مهم‌تر از همه فرهنگ ساده زيستي را نيز به فرزندان خود بياموزند.
مصرف صحيح نان: طبق آمار، كشور ما از جمله كشورهايي است كه بيشترين ميزان دور ريز نان را به خود اختصاص داده است. در بررسي علل و چرايي اين پديده ممكن است به دلايل و اي بسا توجيهاتي همچون بي‌كيفيت بودن نان در ايران پناه ببريم. اگر چه انكار اين حقيقت نادرست و شايد روي آوردن به توليد نان صنعتي خود شاهدي بر اين مدعا باشد اما يكي از پررنگ ترين عوامل دورريزنان، فرهنگ استفاده نادرست از اين بركت الهي در سفره‌هاي ايراني است.
خانواده‌ها مي‌توانند با بررسي ميزان نان مورد نياز خود سعي در تهيه نان تازه بكنند، چرا كه مصرف نان غير تازه احتمال دور ريز را بيشتر مي‌كند. چنانچه امكان تهيه نان تازه براي هر وعده مصرف فراهم نباشد بايد با به‌كارگيري شيوه‌هاي نگهداري نان، احتمال دور ريز در وعده‌هاي بعدي را به حداقل رساند. فراتر از تمامي اين موارد متاسفانه در بسياري از خانواده‌ها جدا كردن دور نان و مصرف وسط آن به صورت عادت درآمده كه اين عمل بسيار ناپسند به طور گسترده در جامعه ما خودنمايي مي‌كند. درمان اين مشكل جز در اصلاح رفتار و آموزش از طريق خانواده امكان پذير نمي‌باشد.
مصرف صحيح آب: همه ما از كودكي با اين جمله كه «آب مايه حيات است» آشنا هستيم و از سوي ديگر هم به خوبي مي‌دانيم كه كشورمان جزء كشورهاي كمآب دنيا محسوب مي‌شود، با اين همه، اسراف و زياده‌روي برخي در استفاده از اين موهبت الهي موجب شگفتي است. آنچه كه خانواده‌ها بايد از كودكي به فرزندان خود بياموزند، مصرف صحيح آب است. بازگذاشتن شير آب هنگام شستن دست و رو و يا هنگام مسواك زدن، استفاده از آب آشاميدني جهت شستشوي اتومبيل، حمام‌هاي طولاني مدت و در بسياري از موارد غير ضروري و... همگي مثال‌هايي از عادات نادرست ما ايرانيان در مصرف آب است.
در پايان ذكر اين نكته حائز اهميت است كه آموزش از دو طريق مستقيم و غير مستقيم صورت مي‌پذيرد. نبايد با خواندن اين سطور، اين تصور پديد آيد كه تمامي موارد فوق لزوما بايد از طريق آموزش مستقيم به فرزندان صورت بگيرد، اي بسا رفتارهاي صحيح ما اثر عميق‌تري در رفتار فرزندانمان ايجاد كند. پس بياييد با اصلاح رفتارهاي مسرفانه خود، نسلي پرورش دهيم كه مصرف صحيح را نه تنها هدف بلكه وظيفه خود بداند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 9:43 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

در حال حاضر بسیاری از افراد تصور می کنند که الگوی مصرف با خاموش کردن چند چراغ اصلاح می شود در حالی که بررسی ها و تحقیقات ما نشان داده است که در بخش هایی مانند مصرف انرژی، سوخت، نان و صنایع بزرگ، ما چندین برابر حد استاندارد جهانی در بحث مصرف با مشکل مواجه هستیم و به شدت اسراف می کنیم درحالی که می توانیم با تغییر شیوه های تولید و مصرف با بهره گیری از فناوری های روز، در بسیاری از صنایع بزرگ الگوی مصرف را تا حد قابل توجهی اصلاح کنیم.وی با بیان این که در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد اسراف ها در کشور ما مربوط به حوزه هایی مانند نان، انرژی و سوخت است گفت: بدیهی است که اگر بخواهیم حرکت بنیادی و کارسازی در بحث اصلاح الگوی مصرف انجام دهیم، چاره ای نداریم جز آن که با استفاده از فناوری های روز دنیا ابتدا در بخش هایی مانند انرژی، سوخت و صنایع اصلاحاتی ایجاد کنیم و سپس بخش های دیگر را مورد توجه قرار دهیم. عناوین تعدادی از طرح های پژوهشی مرتبط با اصلاح الگوی مصرف که به سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ارسال شده عبارت است از: طرح پژوهشی بهینه سازی بازدهی سلول های خورشیدی ماهواره با استفاده از روش ایجاد میکروساختار روی سطح باتری خورشیدی با استفاده از لیزر، طراحی و ساخت دستگاه تولید هم زمان برق و گرما Cogeneration از نوع توربین گازی برای اصلاح الگوی مصرف انرژی، بهینه سازی طرح دستگاه های گریز از مرکز در تهیه سوخت نیروگاه هسته ای، طراحی و ساخت دستگاه بازیافت کاغذ باطله، تولید نیمه صنعتی ۲۰ دستگاه ماشین چند کاره ،تامین انرژی پمپ های بنزین با کلکتورهای خورشیدی در کشور، توسعه فناوری سلول های خورشیدی انعطاف پذیر، طراحی و ساخت درمانگاه سیار خورشیدی، ساخت دستگاه جداکننده آب و نفت با راندمان بالا برای کاهش خسارت های ناشی از واردشدن نفت به منابع آبی کشور، تهیه نرم افزار ملی اصلاح الگوی مصرف انرژی با استفاده از سیستم هم زمان تولید قدرت و حرارت CHP ، طرح ذخیره انرژی در دیوارها و کاهش اتلاف حرارت آن ها، فناوری بهینه سازی ضایعات در کارخانه صنایع غذایی، تولید دستگاه بهبوددهنده کیفیت نان صنعتی و طرح تبدیل ضایعات نان به ماده خوراکی سالم و مطمئن در صنعت خوراک دام.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 9:42 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

مصرف‌گرايي، انسانها را به رخوت، سستي و خماري مي‌آلايد تا جايي كه هيچ گاه از خود نپرسند نيازهاي واقعي‌شان چيست. عده‌اي نيز با ديدن اين وضع نتيجه مي‌گيرند كه مردم در دنياي امروز از انسانيت فاصله گرفته‌اند. اما از اين آشفتگي مي‌توان براي تشخيص يك مسئله مهم كمك گرفت؛ اينكه نياز انسان را از خواهشهايش تفكيك كرد. خواسته و نياز دو امر متفاوت‌اند و مصرف‌گرايي مايل نيست مردم نيازهايشان را بشناسند. مصرف‌گرايي به كمك صنعتِ اغواگر تبليغات، دائماً خواهشها و كمبودهاي تازه اما متغيري را كه هيچ گاه ارضا نمي‌شوند بر ذهن انسان تحميل مي‌كند. اگر انسان به شناخت مرزها نايل شود، با طبيعت هماهنگ باشد، و فرق نياز با خواسته را دريابد، آن وقت است كه پي مي‌برد مصرف‌گرايي باعث شده تا او از انسانيت خود تهي شود. اگر تعريف كلي‌تر مصرف‌گرايي را در اين امر دخالت دهيم بر ما مكشوف مي‌شود كه از صفات و فضايل كريمه انساني بيش از آنچه كه تصور مي‌كنيم تهي و محروم شده‌ايم. هر عاملي كه انسان را از طبيعت و كيهان دور كند ويرانگر فضايل انساني است. هر عاملي كه انسان را وادار به ارتكاب اعمال خشونت بارِ احمقانه و ناخودآگاه عليه خود، هم‌نوعان و محيط زيست كند ضد انسانيت است. اما مدرنيته و مصرف‌گرايي، محيل‌تر از اين هستند كه اجازة حصول نتيجة منطقي به چنين بحثهايي را بدهند، زيرا مدافعانشان سؤالات مضحك و غلط‌اندازي از اين دست مي‌پرسند كه: «از ما چه انتظاري داريد؟ برويم در غار و جنگل زندگي كنيم؟» كوتاه آمدن مردم در برابر اين سؤالات موذيانه بدين معناست كه مصرف انديشه‌ها، رفتارها و كالاها را عادي و بديهي دانسته و نمي‌توانند براي وضعيت اسفباري كه در دام آن افتاده‌اند راه و جايگزين ديگري تصور كنند.

هر چند مصرف‌گرايي به ويژه در معنا و مفهوم تبليغات و خريدهاي حريصانه، از ويژگيهاي زندگي مدرن در اكثر نقاط دنياـ صرف‌ نظر از دين و فرهنگ‌ـ است و به‌رغم آنكه ظاهراً فرهنگي غالب به نظر مي‌آيد اما به ندرت جنبه تحميليِ آشكار و علني پيدا مي‌كند. اگر مصرف در بيشتر موارد امري اختياري است، پس چرا مردم را اين چنين مخمور خود كرده است؟ بخشي از جواب اين سؤال را در ادعاي مصرف‌گرايي بايد جست كه راه و روش كاملي از زندگي را به مردم عرضه مي‌كند! و ثروتمندان مي‌توانند هر آنچه را مي‌خواهند (يا تصور مي‌كنند مي‌خواهند) بخرند. اما مصرف‌گرايي صرفاً مقوله‌اي مربوط به طبقات مرفه جامعه نيست، زيرا در برخي نقاط فقرايي را مي‌بينيم كه هر چند با ابزار و روشهاي متفاوت اما به اندازه ثروتمندان براي خريد و مصرف خودكشي مي‌كنند. به بيان ديگر، مصرف‌گرايي يك نگرش است. پيدا كردن راه حلي مناسب براي تغيير اين نگرش يا پرهيز از آن دشوار است. اما در صورت يافتن راه حل درست، اجرا يا انجام آن دشوار نيست. اگر بياموزيم كه بدون بسياري از امكانات زندگي كنيم، به راه رهايي از مصرف‌گرايي دست يافته‌ايم؛ بايد زندگي ساده، آسانگير، بي‌تكلف، بي‌ريا، بدون چشم و هم‌چشمي و صرفاً متمركز بر نيازهاي واقعي ـ و نه هوسها و خواهشها ـ را بياموزيم. هوس ريشه بسياري از اينهاست. صنايع توليد كالاي مصرفي با استخدام روانشناسان و كارشناسان روابط عمومي و پرداخت دستمزدهاي كلان به آنها پي برده‌اند كه چگونه هوسها و خواهشهاي قديمي را دستكاري و تحريك كرده و خواهشهاي جديدي از دل آنها بيافرينند. مسلمانان بايد اين حمله و هجمه به شخصيتشان را دفع كنند و زماني به موفقيت مي‌رسند كه فضيلت زندگي بدون مصرف‌گرايي را درك كرده باشند. البته اين كار ساده‌اي نيست، زيرا تلويزيونهاي ماهواره‌اي و خويشاوند خوش خط و خالشان ـ فروشگاههاي بزرگ آمريكايي‌ـ افيون تخديركننده و توه‍ّم‌زاي مصرف را به طور روزافزون در شريان جوامع مسلمان تزريق مي‌كنند.

مصرف‌گرايي از نوع خاص بلايي بود كه حدود پنجاه سال پيش در آمريكا ظهور كرد و به همه دنيا صادر شد. اما گونه ديگري كه فراگيرتر و نافذتر است پيش از آن پديد آمد. به تاريخ امپراطوري عثماني، يا ساير سرزمينهاي اسلامي مانند مصر يا ايران در قرن نوزدهم هم بنگريد. همه آنها فرزندانشان را براي «مصرف» جديد‌ترين علوم و دست‌آوردهاي تكنولوژيكي به غرب مي‌فرستادند. در واقع آن دوران براي تاريخ اسلام يك نقطه عطف به شمار مي‌آيد. مسلمانان آموختند كه مصرف‌كننده، مقلد و متكي به علوم، آموزش، تكنولوژي، فرهنگ، آداب و عادات باشند. پس با ظهور مصرف‌گراييِ «تبليغات‌ْ‌محور»، فقط زمان لازم بود تا آن جوامع به طور تمام‌عيار به مصرف‌گرايي مادي از نوع خريدهاي حريصانه در مقياس وسيع روي بياورند.

پس چه مي‌توان كرد؟ بسياري خواهند پرسيد آيا جامعة امروزي مسلمان كه غرق در مصرف شده مي‌تواند با حربة تحريم و ساير اهرمهاي فشار جمعي، توليدكنندگان غربي را وادار به عقب‌نشيني كند؟ اين امر دشوار به نظر نمي‌آيد. توليدكنندگان و فروشندگان غربي با قدرت عظيم محصولات خود ساير نقاط دنيا را زير نگين خود دارند. اما اين سوي قضيه نيز جمعيت عظيم مصرف‌‌كنندگان مسلمان، وزنة پرقدرتي هستند كه مستقيماً مي‌توانند توليد‌كنندگان را با شوك مواجه كنند. البته اين كنايه‌اي است به سياست مصرف‌گرايي كه در سالهاي اخير تسريع شده است. در جايي كه فعاليتهاي سياسي از جمله مشاركتهاي سياسيِ هدفمند در دموكراسيهاي مدرن وجود ندارد يا از بين رفته است با حركتهاي فرهنگي و سياسي در عرصه مصرف‌گرايي مي‌توان اين خلأ را به نحوي پ‍ُر كرد. در كشورهاي جهان اسلام كه فاقد سوپاپهاي اطمينان براي فعاليتهاي سياسي تشكيلاتي هستند و از طرفي از جمعيت نسبتاً زيادي برخوردارند، امكانات و استعدادهاي درخور ملاحظه‌اي براي حركتهاي فرهنگي وجود دارد. نبايد اين حركتها را در قالب يك حزب يا جنبش سياسي در آورد، زيرا بلافاصله موجب سوء ظن شده و برچسب مي‌خورد و يا حتي به اين بهانه كه در مخالفت و تقابل با طبقة غالباً بدگمانِ حاكم در بيشتر جوامع غير دمكراتيك است، ممنوعش مي‌كنند. دموكراسيهاي پيشرفته‌اي مانند آمريكا نيز كه اقدامات ضد مصرف‌گرايي و حركتهاي ضد جنگ را با هجوم پليس سركوب مي‌كنند از اين قاعده مستثني و مصون نيستند. يك حربه براي اجتناب از اين خشونتهاي پليسي، ضربه زدن به نقاط ضعف مصرف‌گرايي به عنوان اهرم فشاري غير رسمي است.

مصرف‌گرايي ساحرة افسونگري است اما فاقد قدرت تحميل مي‌باشد. اگر بنا بود مردم را دسته‌دسته به اغذيه‌فروشيهاي شركتهاي بزرگ سوق داد تا سهميه هفتگي همبرگرهاي چرب و نوشابه‌هاي گازدار را مصرف كنند يا وادارشان كرد هر ماه براي خريد آخرين مدهاي روز به فروشگاههاي بزرگ سر بزنند، اين ديگر مصرف‌گرايي نمي‌شد. بايد ببينيم مصرف‌كننده كيست و چرا ميل سيراب‌نشدني به مصرف دارد؟ اگر بخواهيم مردم را به ترك مصرف‌گرايي ترغيب كنيم آيا جايگزين بهتري براي آنها داريم؟ در سالهاي اخير، در شرايطي كه مجاري مشاركتهاي سياسي به روي مردم مسدود است تحريم كالاهاي مصرفي از روشهاي مؤثر و نتيجه‌بخش براي ارسال پيامهاي سياسي است. اما اين اقدام: به طور مستقيم مسئله مصرف‌گرايي و بحران زيست‌محيطي را هدف قرار نمي‌دهد زيرا با حل يا فراموش شدن مسئله سياسي، مردم دوباره به فروشگاههاي بزرگ هجوم مي‌برند. هدايت صحيح قدرت سياسي مصرف‌كنندگان به تدبيري فراتر از تحريم نيازمند است؛ هر چند حربة تحريم را نيز نبايد از نظر دور داشت. منظور ما تغيير سبك زندگي به ويژه در كشورهاي مرفه است. يعني احساس مسئوليت متقابل در برابر همنوعان و كل جهان. مصرف‌گرايي (اين مسئله به اخلاق و ساده‌زيستي بر مي‌گردد) به يك معنا از مرداب خودخواهي و آزمندي كه مورد تأييد هيچ دين و آئيني نيست، تغذيه مي‌كند. آيا مسلمانان مي‌توانند از دايرة امتيازخواهيهاي فردي خارج شده و به قلمرو مسئوليتهاي جمعي و داوطلبانه قدم گذارند؟ بهداشت و آموزش دو حوزة مهم در اين زمينه هستند كه بايد علاوه بر ساير ابزارهاي سياسي مانند سازماندهي تحريم و غيره توسعه يابند.

تا زماني كه قدرتهاي سلطه‌گر براي ادامة پيشرفتهاي اقتصادي خود به تحريك هوسهاي مصرف‌گرايانه مردم متكي هستند، ساير مردم جهان قدرت بالقوه عظيمي در اختيار دارند. اما سازماندهي، هماهنگي و ا‌ِعمال آن قدرت دشوار‌تر است. ابتدا بايد آب سردي بر روي مردم ريخت تا از خماري شراب مصرف‌گرايي بيدار شوند. اين كار بايد به صورتي انجام شود كه آلوده به سياسي‌بازي نشود و درگيريهاي مستقيم نيز ايجاد نكند. در صحنة مبارزه با مصرف‌گرايي بايد بپذيريم كه طرفداران اين سياست از منابع فراوان و متعددي برخوردارند تا كساني را كه با آنها به چالش بر مي‌خيزند آدمهايي كم‌شعور و ملالت‌بار (يا به قولي «آيه يأس»)، آنارشيست، كمونيست، يا حتي «تروريست» جلوه دهند. اين كار در عصر رسانه‌زدة ما به معناي مرگ هر حركت چالش‌انگيز است. براي خنثي كردن بازيهاي مرو‌ّجان مصرف‌گرايي بايد به واكنشهاي خلاقانه‌اي انديشيد و جنبشهاي متعددي به راه انداخت؛ جنبشهايي كه قادر باشند از همه ابزارهاي در دسترس مصرف‌كنندگان در سراسر دنيا استفاده كنند.

همبستگي با ساير هم‌نوعان و اعتقاد به طبيعتي مشترك، استفاده از تحريم و تفكر و تعمق درباره ايجاد زندگي بر اساس سبكها و روشهاي جايگزيني كه بازيچة معدود توليدكنندگان انبوه و مصرف‌كنندگان فراوان حريص و خودخواه نباشد از جمله آن ابزارها و واكنشهاي خلاقانه محسوب مي‌شود.

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 9:42 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

نحوة برخورد مؤثر با مصرف‌گرايي در چارچوب اخلاق اسلامي امري وسيع و ژرف است و تنها به طور مختصر مي‌توان در اين مقال به آن پرداخت. اخلاق، اساساً نحوة زندگي بشر در اين دنيا، روابط انسانها و انسان و محيط زيست را تنظيم مي‌كند. واكنش به مصرف‌گرايي از موضع اخلاق با طرح سؤالات و ترديدهاي جدي دربارة دوام و ماندگاري زندگي به سبكي كه زيانباري و استثماري بودنش بارها به اثبات رسيده است آغاز مي‌شود.

هر بازاري كه به راه مي‌افتد، هر فروشگاهي كه تأسيس مي‌شود به موازات آن، منابع (از جمله نيروي كار) مردم فقير براي اشباع آزمندي مصرف‌كنندگان كالاهاي آن بازارها و فروشگاهها استثمار مي‌شوند. اسلام داراي يك سن‍ّت محكم و ريشه‌دار همبستگي اجتماعي است و از همه نوع ارشاد اخلاقي براي حفظ آن بهره‌ مي‌گيرد؛ حل مسئله مصرف‌گرايي در چارچوب اخلاقيات بايد از دايرة حقوق و مسئوليتهاي فردي خارج شده و به چارچوبهايي وارد شود كه ناظر بر حقوق به هم پيوستة انسانها در مناطق مختلف و حقوق انسان و طبيعي است.

اسلام يا ساير اديان در حل اين قضيه دچار ضعف نيستند. قانع كردن مردم به داشتن تعهد نسبت به عملي ساختن اين انديشه‌ها دشوار است كه البته برداشتن يك گام واحد مي‌تواند آغاز راه باشد. انديشه و عمل طبق سيره اسلام از هم جدا نيستند اما مسلمانان گاهي اوقات از تعادل خارج مي‌شوند؛ زياد فكر مي‌كنند اما بدون عمل و گاه بالعكس.

راه حل مصرف‌گرايي در پاسخي ساده نهفته است و نيازي به مطالعه فراوان نيز ندارد. كافي است رفتار انسان از اساس عوض شود. جوامع بايد خود را به زندگي ساده متعهد بدانند؛ ببينند مصرف‌گرايي در پوشش و زير نقاب خواهشهاي پست انسان چگونه بر مردم و محيط زيست تأثير مي‌گذارد؛ و از خود بپرسند آيا اين گونه زيستن خير و بركتي دارد يا خير؟

اصل اخلاق همين است. نبوغ شيطاني مصرف‌گرايي در آنجا ظاهر مي‌شود كه اين سؤالات را به لطايف الحيل به حاشيه رانده و مردم را به فرمانبري از خواهشها و تمناهاي زودگذر و آني و ارضاي آنها سرگرم مي‌كند.

مصرف‌گرايي از جميع جهات ويژگي زندگي مدرن است و بر اساس حسِ فزون‌طلبي ِ فردگرايانه انسان كه به سرعت به مفاهيم آزاديهاي سياسي و اجتماعي پيوند مي‌خورد، بنا شده است. آمريكاييان با زيركي توانسته‌اند بين فعاليت مصرف‌گرايانه‌اي مانند خريدهاي حرص‌آلود و نظرية آزاديهاي سياسي چفت و بست ايجاد كنند؛ اين ارتباط براي بسياري از مردم كاملاً عادي شده و ذره‌اي نسبت به آن مشكوك و مرد‍‌ّد نيستند. اما مي‌توان اين مفهوم را بازتر كرد و اين سؤال را از دل آن بيرون كشيد كه آيا جامعه مدرن با دين اسلام كه قناعت، ميانه‌روي و پرهيزكاري را مي‌آموزد، در تضاد است؟ تحليل جامع اين فرضيه در حوصله مقاله ما نمي‌گنجد اما فرض كنيم جامعه مدرن سر سازگاري با اسلام ندارد: اگر اين پندار اثبات‌پذير باشد نتيجه‌اش چه خواهد شد؟ در حال حاضر از مدرنيته گريزي نيست چرا كه تبديل به پديده‌اي فراگير شده و راه نفس كشيدن و نسق‌كشي ديدگاههاي جايگزين را تنگ نموده و معترضان را با انگ عقب‌افتاده يا ارتجاعي معرفي كرده يا از آنها براي تفريح و سرگرمي مصرف‌كنندگانِ برنامه‌هاي تلويزيوني «راز بقا» استفاده مي‌كند. از سوي ديگر، مدرنيته، اخلاقي بي‌ثبات و دمدمي دارد و مصرف‌گرايي و بحران زيست‌محيطي نيز از نقاط ضعف آن به شمار مي‌آيند. با اين اوصاف، مدرنيتة بدون مصرف‌گرايي چه معجوني است؟! به جاي آنكه مفهومي انتزاعي چون «جامعه مدرن» را به عنوان امري در حيطه سياست، بي‌درنگ رد كنيم مي‌توانيم سؤالاتي دقيق‌تر و زيركانه‌تر مطرح كنيم مانند اينكه عواقب و پيامدهاي خروج از نظام مدرن مصرف چيست؟ مردمي كه قبلاً از اين وادي بيرون رفته‌اند چه كساني هستند و داستانشان چه روايتي دارد؟ آيا در فقدان زرق و برق مدرنيته‌ـ از جمله مصرف‌گرايي‌ـ احساس خوشي و سلامتي مي‌كنند؟ مطالعه، تدب‍ّر و عمل لازمة پاسخ‌يابي اين سؤالات است. تناقض‌يابي يك مرحله است و عمل كردن بر اساس شناخت آن تناقضات، امري ديگر. در اينجا مي‌توان دو گونه عام و خاص مصرف‌گرايي را به هم رساند و بررسي كرد.

مصرف‌گرايي از سنخ خريدهاي ديوانه‌وار، آخرين مرحلة روندي است كه از دو قرن پيش با گسترش استعمار كليد خورد. تحصيل در مدارس مانند گونه‌هاي ديگر تحصيل و علم‌آموزي در مؤسسات، از مصاديق و اقسام مصرف‌گرايي است. در آن مؤسسات، مردم را منفعل بار مي‌آورند تا فقط آنچه را كه نظام عرضه مي‌كند فراگيرند، و حتي با بيرون زدن از اين ساختار تنگ و دست و پا گير نيز كه ارمغان غم‌انگيز مصرف‌گرايي است، همچنان امكانات و استعدادهاي تازه و نو را جست‌وجو نكنند. توليد مي‌تواند پادزهر مصرف باشد. جوامع «جهان سوم» از جمله كشورهاي مسلمان، از زمان افول استعمار مستقيم چه محصولات و توليداتي داشته‌اند؟ اصلاً مي‌دانند چگونه توليد كنند؟ بازتعريف و بازكاوي اشكال مختلف توليد و آموزش، نقطة شروع خوبي براي گسستن زنجيرهاي مصرف‌گرايي است.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 9:41 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

يكي از پيامدهاي اقتباس گستردة مصرف‌گرايي در سطح جهان، پديدة «بحران محيط زيست» است. لفظ «بحران» عملاً به هر معضل كوچك و بزرگي در دنياي امروز اطلاق مي‌شود و تبديل به كلمه‌اي بي‌مصرف و مبتذل شده است. بنابراين، پديدة بحران محيط زيست در نظر بسياري از مردم مسئله كم‌اهميت و غير قابل اعتنايي است. با اين وجود، اگر موضوعي در چارچوب تعريف بحران بگنجد، يعني به بروز خطر و دشواريهاي بزرگ منجر شود، وضعيت كنوني محيط زيست داراي اين معناست. جوامع مصرف‌كننده با ميلي سيري‌ناپذير براي بلعيدن كالاهاي مصرفي، كره زمين را با سرعتي مرگبار از منابعي كه حيات كل بشر به آنها وابسته است تهي مي‌كنند. محصول طبيعي مصرف‌گرايي كه «جامعه زباله‌ساز» است، هوا، خشكي و آبهاي كره زمين را با انواع زباله و آلاينده‌هاي شيميايي آكنده است. حال، موضوع جنگهاي تخريب‌كنندة محيط زيست در حمايت از «زندگي به سبك آمريكايي» را ـ ح‍ُسن تعبيري نيرنگ‌بازانه براي جامعه مصرفي ـ به فرصت ديگري موكول مي‌كنيم. به هر حال، بحران محيط زيست مولودِ ناخلف زندگي مدرن است و بشر به دست خويش محيط زيستش را نابود مي‌كند.

مصرف‌گرايي براي نابودي محيط زيست به دو سلاح مجهز است: تحليل منابع و انبوه‌سازي زباله. براي درك علت اين امر بايد بپرسيم «چرا جامعه، خود را نيازمند نابودي گسترده منابع و توليد انبوه زباله احساس مي‌كند؟» البته اين معضل همة بشريت را گرفتار كرده و تنها دامنگير مسلمانان نيست. با اين وصف، چون مصرف‌گرايي در واقع نوعي رفتار فرهنگي است و نگرشهاي خاصي را در بر مي‌گيرد لذا مي‌توان آن را در محيط و فضاي فرهنگي كه شامل دين نيز مي‌شود، اصلاح كرد. به هر حال روشن است كه براي جلوگيري از تخريب هر چه بيشتر محيط زيست بايد همة آحاد جامعه را به نحوي از انحاء با اين موضوع درگير كرد. بازگشت به عمق و محتواي بنيادين سنتهاي اديان مختلف يكي از اين روشهاست.

با نگاه به اساس و ريشة اديان مي‌توان دريافت كه اكثر آنها به قناعت تشويق كرده و زندگي ساده و پرهيزكارانه‌اي را سفارش مي‌نمايند. مصرف‌گرايي نقطة مقابل اين آموزه است؛ امري پيچيده، اسراف‌آميز و پرهياهو. دين مقابل هوسبازي انسان موضع مي‌گيرد در حالي كه مصرف‌گرايي جولانگاهي براي هوسهاي پست انساني فراهم مي‌كند. خاستگاه خطرناك اين انديشه در اينجاست كه مردم ارضاي هوسهاي خود را تحت عنوان «پيشرفت» يا «مدرنيزاسيون» توجيه مي‌كنند، غافل از اينكه دچار توه‍ّم‌ شده‌اند. برخي از طرفداران جامعه مصرفي، غرق شدن در لذتها را راهي به سوي آزادي و ابزاري براي «كسب دانش» تلقي مي‌كنند در حالي كه نكته اصلي را نمي‌بينند. آنها مصرف‌گرايي را در بستر اصلي و آسيبهايي كه به محيط زيست وارد آورده و موجب بحران مي‌شود ناديده مي‌گيرند. موضوع كاملاً روشن است: مصرف‌گرايي باعث تحليل و تقليل منابع ـ‌ اعم از طبيعي و انساني ـ شده و زباله‌سازي مي‌كند و علاوه بر اين، مسئول نابرابريهاي جهاني بين «دارا و ندار» است؛ نابرابريهايي كه تحت عنوان «حفظ منابع» براي مصرف‌كنندگان، آتش جنگ را به طور مداوم روشن نگه داشته است.

ممكن است برخي از شنيدن اينكه بسياري از جوامع مسلمان به جوامع مصرفي تبديل شده‌اند، تعجب كنند. اين در حالي است كه توصيه‌ها و احكام، مصرف‌گرايي را بر نمي‌تابد. مثلاً در تعاليم اخلاقي اسلام، مفهومي به نام «زهد» داريم كه معادل مناسب و دقيقي در زبان انگليسي ندارد. با اين وجود، معناي «زندگي با ضروريات واقعي و نه ساختگي و توهمي» از آن استنباط مي‌شود. پس مقوله زهد در تضاد با مصرف‌گرايي قرار مي‌گيرد و مي‌تواند مفهومي ارزشمند و عنصر يا عامل مهمي در تدوين يا پيش‌بيني يك راه‌حل اسلامي براي آن باشد. اما برخورداري از چنين مفاهيم سودمندي تازه نيمي از راه مقابله و مبارزه با مصرف‌گرايي است، زيرا مشكل واقعي در روند پياده كردن اين مفاهيم بروز مي‌كند.

مرفهين و كساني كه بضاعت قابل توجهي دارند از امكانات فراواني در جامعه مصرفي برخوردارند؛ زماني كه انسان به اين نوع زندگي مصرف‌گرايانه خو گرفت و در واقع معتاد شد، ديگر به آساني قادر به ترك آن نيست. اين سبك جديد زندگي در بنيانهاي نظام فكري و عقيدتي جامعه تثبيت و به تدريج قدرتمند مي‌شود. پس نخست بايد سؤالاتي ساده، قابل فهم اما تكان‌دهنده و هوشياركننده مطرح كرد سپس به اجراي طرحي مانند زهد در جامعه انديشيد. نوع خاص مصرف‌گرايي مدعي است كه به مردم خوشبختي عرضه مي‌كند. حال به عنوان نخستين سؤال مي‌توان پرسيد: نياز واقعي ما براي نيل به خوشبختي چيست؟ آيا مصرف‌كنندگان، واقعاً شاهد خوشبختي را در آغوش مي‌كشند يا اينكه فقط بر قايقي نشسته‌اند و از موجي به موج ديگر (از خريدي به خريدي ديگر) پرتاب مي‌شوند؟ جست‌وجوي راه حل مطلوب در مفهوم زهد، افت و خيزهاي خاص خود را دارد زيرا القاي مستدل اين معنا كه زندگي پرهيزكارانه و زاهدانه ـ با وجود سفارش اكيد دين‌ـ در چارچوب قانون نيز الزام‌آور است، به راحتي ميس‍ّر نيست. به بيان ديگر، با حربه قانون نمي‌توان زهد را لازم‌الاجرا كرد، بلكه بايد واكنشهاي داوطلبانه و ارادي نسبت به مصرف‌گرايي بر پاية زهد، در ميان مردم ايجاد كرد. تحريك مردم به آن واكنش نيز تنها از طريق تزريق به فرهنگ عمومي ممكن است چرا كه نقطه ضعف و قوت مصرف‌گرايي در اختياري و داوطلبانه بودن آن است.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 9:40 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 


بنابر اين بنا بر دستور كاملترين اديان از جزئي ترين موارد كه كمترين نفع را دارد نمي توان گذشت. و حتي يك هسته خرما را مي توان به چرخه توليد برگرداند و اينكه از صحيح ترين روش در مصرف بايد استفاده شود و حتي نبايد لباس بيرون و مهماني را به عنوان لباس خانه و بي ارزش استفاده كرد.
بهترين راه شكرگزاري نعمتهاي بيكران الهي، استفاده درست و مصرف صحيح آنهاست؛ و در مكتب اسلام اسراف و مصرف نادرست، كفران نعمت و گناهي بزرگ محسوب مي شود كه آيات فراواني در مذمت اسراف و تبذير نازل شده و روايات نيز فزون از حد تواتر است از امام صادق(ع) روايت شده كه: «خداوند ميانه روي و صرفه جويي را دوست دارد و اسراف را دشمن مي دارد حتي اسراف به اندازه دورانداختن هسته اي كه شايستگي استفاده را دارد و حتي ريختن باقيمانده آبي كه نوشيده مي شود.»
از آثار اسراف اين است كه مانع استجابت دعا مي شود چنانكه روايت شده است: «دعاي چهار گروه مستجاب نمي شود يكي از آنها كسي است كه داراي مال و ثروت بوده اما به خاطر اسراف آنرا تباه كرده سپس از خداوند مي خواهد كه او را روزي دهد پس خداوند به او مي فرمايد آيا تو را به ميانه روي و صرفه جويي دستور ندادم.»
ميانه روي و تدبير در زندگي آنچنان اهميت دارد كه اميرالمومنين علي(ع) در بستر شهادت فرزندانش را به صرفه جويي در زندگي توصيه مي فرمايد.
و چه زيبا و زيبنده است اين دعاي دلنشين امام زين العابدين(ع) در صحيفه سجاديه براي سال اصلاح الگوي مصرف «اللهم صل علي محمد و آل محمد و احجبني عن السرف و الازدياد و قومني بالبذل و الاقتصاد و علمني حسن التقدير و اقبضني بلطفك عن التبذيرو اجر من اسباب الحلال رزقي» پروردگارا بر محمد و آل محمد درود بفرست و مرا از اسراف و زياده روي باز دار و به بخشش و ميانه روي استواري عطافرما و مرا بياموز كه اندازه نگاه دارم و به لطف خود مرا از تبذير نگاه دار و از راه حلال روزي مرا مقرر فرما.
و اميدواريم اين دعا در حق ما و جامعه مان به اجابت برسد و در پايان امسال و براي هميشه آثار و بركات صرفه جويي و مصرف درست را در كشور خود شاهد باشيم.
و چنانكه رئيس جمهور محترم گفت: «تنها با صرفه جوئي يك درصدي در بودجه هاي دولت و شركتهاي دولتي حدود 1500 ميليارد تومان به دست مي آيد كه براي پيشبرد امور كشور بسيار موثر خواهد بود.»
علاوه بر اهميت بعد ديني صرفه جويي و ميانه روي، لزوم عقلي رعايت اين مسئله نيز با مطالعه آمار و ارقام مصرف در بخشهاي مختلف انرژي و ساير مصارف خانگي و اجتماعي امري بديهي و ضروري است.
در اين نوشتار فقط به ذكر چند نمونه از اين آمار و ارقام كه از سخنان رهبر معظم انقلاب و برخي مراكز معتبر انتخاب شده اكتفا مي كنم: «برحسب بررسي ميداني كه در تهران و بعضي از مراكز استانها شده است گفته مي شود كه 33 درصد نان ضايعات است يك سوم همه ناني كه در اين شهرها توليد مي شود دور ريخته مي شود. در مورد آب بررسي هايي كه كرده اند مي گويند تلفات آب در مصرف خانگي تا حدود 22 درصد است.
رهبر معظم انقلاب پس از بيان اين دو نمونه فرمودند: كشور ما كشور پرآبي نيست، حداكثر صرفه جويي را ما مردم ايران در آب بايد انجام دهيم.
ايشان همچنين اضافه فرمودند: «ما مجموعا بيش از دو برابر مصرف متوسط جهان در انرژي- چه برق، چه حاملهاي انرژي- مصرف مي كنيم؛ يعني نفت، گاز، گازوئيل، بنزين.»
ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين كالانخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است. ايران در مقايسه با ميانگين جهاني چهار تا پنج برابر، بيشتر سوخت مصرف مي كند. به گفته معاون وزير بازرگاني سرانه مصرف نان در ايران حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي بيش از دو تا سه برابر است. مصرف آب در ايران 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني است. ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست. ايران در رتبه سوم جهان در خصوص مصرف گاز قرار دارد. براساس گزارش صندوق بين المللي پول ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با 37 ميليارد دلار مي باشد.
اگر دولت و ملت ايران دست به دست هم دهند و شعار صرفه جويي را تبديل به عمل كنند آثار و بركات زيادي عائد مردم ايران خواهد شد. و همانطور كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند با رعايت صرفه جويي بي نياز خواهيم شد.

 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 9:39 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :56
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET