براي آن كه بتوان با صرفه جويي زندگي كرد، روشهاي متعددي وجود دارد كه با رعايت آنها حتي ميتوان پس انداز كرد. اگرچه تبعيت از روشهاي مورد نظر به ظاهر كاري شبيه به ذره ذره پول خرج كردن است، امارعايت آنها موجب ميشود ساليانه مبلغ قابل توجهي را پس انداز كنيد.
البته در اين مسير همواره روشها و راهكارهاي متعددي وجود دارد كه عدهاي ميتوانند و عدهاي نميتوانند آنها را به كار بگيرند.
در ذيل به شش مورد از متداول ترين موارد صرفه جويي اشاره ميكنيم:
1- پوشاك: در تهيه پوشاك سعي كنيد متناسب با فصل از رنگهاي ساده و مدلهاي يقه گرد، يقه هفت و يقه اسكي استفاده كنيد كه با داشتن تعداد معدودي از آنها بتوانيد همخواني لازم را براي لباس و پوشاك تمام فصول ايجاد كنيد. در صورت امكان، لباسهاي بلا استفاده دوستان يا خانوده خود را بپذيريد و استفاده كنيد. تا جاي ممكن از خريد پوشاك و لباسهايي كه به ندرت مورد استفاده قرار ميگيرند، خودداري كنيد.
2- غذا: خوراك سادهاي را به عنوان غذا انتخاب كنيد. سعي كنيد متناسب با هر فصل، غذاي تازه مصرف كرده و تا جاي ممكن از مصرف غذاهاي فرآوري شده خودداري كنيد، زيرا مواد غذايي تازه ارزانتر و سالمتر هستند. در صورت امكان سعي كنيد بخشي از مواد غذايي مورد نياز (مانند ماست، پنير يا نان) را خودتان درست كنيد.
3- باغچه كاري: در صورت امكان از حداقل فضاي موجود استفاده كنيد و به كشت ميوه، سبزيجات يا گياهاني بپردازيد كه در سبد مصرف شما سهم چشمگيري دارند. بديهي است اگر محل سكونت شما از باغچه نسبتا بزرگتري برخوردار باشد، با پرورش گياهان و درختان علاوه بر رفع بخشي از نياز خود ميتوانيد در تعديل درجه حرارت محيط منزل خود در تابستان و زمستان نيز موثر باشيد.
4- شراكت: سعي كنيد همسايه يا دوست خوبي باشيد. اين مسأله به خصوص در شرايط سخت اهميت زيادي دارد و امكان برقراري ارتباط با اطرافيان را بيشتر ميكند. اگر فكر ميكنيد چيزي در اختيار داريد كه مورد نياز دوست يا همسايه شما است يا آنها چيزي دارند كه به درد شما ميخورد، از مشاركت با هم دريغ نورزيد.
5- كار و تلاش: اگر وقت آزاد داريد، سعي كنيد شغل نيمه وقت ديگري پيدا كنيد يا چند ساعتي را طي هفته به تعليم و يادگيري فنون و مهارتهايي اختصاص دهيد كه در زندگي شما موثر است.
6- خريد: تا جاي ممكن خريدهاي معمولي خود را از فروشگاههاي مقرون به صرفه انجام دهيد و سعي كنيد سري به حراجيها، سمساريها و فروشگاههاي مشابه بزنيد. هنگام خريد به دوام جنس و كالاي مورد نظر فكر كنيد و اجناس مرغوب و با كيفيت بخريد. در صورت امكان به جاي تعويض اجناس خود، آنها را تعمير كنيد.
با وجود كاهش 25 درصدي مصرف آب در شاليزار، حدود 2 برابر ميانگين كشور شلتوك توليد كردم.
محمدرضا كاظمزاده كشاورز نمونه كشور در گفتوگو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، افزود: در حالي كه ميانگين توليد شلتوك در كشور 4 هزار و 250 كيلوگرم در هكتار است، توانستم با وجود كاهش 25 درصدي مصرف آب، توليد را به 7 هزار و 917 كيلوگرم شلتوك در هكتار برسانم.
اين كشاورز نمونه افزود: با كاشت برنج رقم طارم محلي در سطح 6 هكتار با استفاده از بذر سالم و سبك و سنگين كردن بذر، ضدعفوني بذر و برداشت شالي با دروگر و اجراي عمليات خاكورزي و كاشت و داشت طبق توصيه مراكز تحقيقاتي كه توصيه به گفتن آن شده است و همچنين مديريت صحيح آب توانستم به عنوان كشاورز نمونه انتخاب شوم.
كاظمزاده افزود: اصول فني در خزانه و شاليزار را رعايت كردم، همچنين به جاي آبياري غرقآبي از روش آبياري تناوبي استفاده كردم و فاصله كاشت بوتهها 25 در 25 سانتيمتر رعايت شد كه در هر كپه نشا 2 تا 3 جوانه كاشته شد، همچنين از تغذيه مناسب و متعادل و استفاده تقسيطي از كود به جاي مصرف يكباره كود آن را در 3 نوبت استفاده كردم.
وي افزود: هر موقع زمين نياز داشت كود داده ميشود، همچنين به كارگيري روش مبارزه تلفيقي با آفات به جاي مبارزه شيميايي عليه آفات بيماري و علفهاي هرز و استفاده از تلههاي فرموني و زنبور تريكوگراما جهت مبارزه با آفت كرم ساقهخوار برنج و استفاده از دستگاه دروگر به جاي دستگاه سنتي از دلائل موفقيت من است.
اين كشاورز نمونه افزود: صرفهجويي در آب به ميزان 25 درصد انجام شد كه با افزايش عملكرد و پنجهدهي بيشتر و جلوگيري از ابتلا به ورس و خوابيدن شالي باعث افزايش توليد شد.
كاظمزاده افزود: با توجه به اينكه زمينم در مجاورت آببندان قرار دارد، بعد از برداشت شالي زمين شخم خورده و كاه و كلش در خاك مدفون ميشود كه به وسيله آن هوموس خاك افزايش مييابد و پناهگاه آفات از بين ميرود و جمعيت آفات كاهش مييابد.
وي گفت: استفاده از اردك و آب باقيمانده پرورش ماهي در مزرعه برنج باعث افزايش عملكرد برنج ميشود، زيرا حضور اردك در شاليزار علاوه بر از بين رفتن علفهاي هرز باعث خوردن پروانههاي آفات شده و همچنين كار پادلينگ و به هم زدن خاك به صورت طبيعي و رساندن اكسيژن توسط اين اردك انجام ميشود و علاوه برآن فضولات اين پرونده به صورت كود طبيعي عمل ميكند و درآمد كشاورز نيز با پرورش اردك و توليد پروتئين افزايش مييابد
سال گذشته در طرح «پيك سايي و مديريت مصرف» شركت توزيع نيروي برق مشهد شركت كرده و با مطالعه و بررسيهاي كارشناسانه، كارهايي فني نظير سرويس و تعمير دستگاهها را به زمانهاي پيك مصرف برق منتقل كرديم.
وي تصريح كرد: براي انجام بهينه اين كار تعميرات و سرويس دستگاهها را بر خلاف سالهاي قبل كه معمولا در ارديبهشت و خرداد انجام ميشد، به ايام تابستان كه بالاترين زمان مصرف برق در كشور است موكول كرديم كه همين امر تا حد زيادي به كاهش مصرف كمك كرد.
حليميان افزود: همچنين با توجه به تعطيلي پنج ساعته دستگاههاي بخش بوجاري در طول شبانهروز، طوري برنامهريزي شد كه ساعات خاموشي دستگاهها همزمان با ساعات اوج مصرف برق باشد.
وي با اشاره به نامگذاري سال جاري از سوي رهبر معظم انقلاب به سال «اصلاح الگوي مصرف» اظهار داشت: در راستاي فرمايش رهبر معظم انقلاب، در سال جاري نيز با امضاي قرارداد مذكور با شركت توزيع برق، علاوه بر مواردي كه سال گذشته رعايت شد، سعي داريم تعطيلات سالانه شركت را به روزهاي تابستان منتقل كنيم تا صرفهجويي بيشتري در مصرف برق داشته باشيم.
مديرعامل شركت آرد قدس رضوي با بيان اين كه صرفهجويي در مصرف برق هيچگونه زياني به ميزان توليد وارد نكرده است، گفت: با اين صرفهجويي، علاوه بر دريافت لوح تقدير از شركت توزيع برق مشهد، حدود 40 درصد در هزينههاي برق مصرفي صرفهجويي شد.
بررسي همه جانبه آموزه هاي الهي و گزاره هاي ديني در دين مبين اسلام به خوبي نشانگر اين حقيقت است كه اسلام، نظام عالم را كه نظام اَحسن است به عنوان نظامي اعتدالي معرفي مينمايد و انسان را در تمامي ابعاد و عرصه هاي زندگي، به تعادل و اعتدال، دعوت ميكند و او را افراط و تفريط باز مي دارد و بر اين اساس ميتوان گفت كه اسلام، مكتب اعتدال است.
توضيح آنكه: گاهي تاكيد بر انتخاب حد ميانه و وسط در يك مسئله جزئيِ فقهي، مانند آنجا كه قرآن كريم درباره كيفيت قرائت در نماز ميفرمايد: ولا تَجهَر بصلاتك و لاتُخافت بها و ابتغِ بين ذلك سبيلا ، و نماز را نه زياد بلند و نه زياد آهسته بخوان و در بين آن دو، راهي ميانه برگزين). توجه ما را به خود جلب ميكند.
و يا درباره انفاق ميفرمايد: و الذين اذا انفقوا لم يُسرفوا و لم يَقتروا و كان بين ذلك قواما ؛ و]بندگان شايسته خدا [كساني هستند كه چون انفاق كنند نه به اسراف و زياده روي ميپردازند و نه سختگيري ميكنند، بلكه در بين اين دو، حالت ميانه دارند.
همچنين ميفرمايد: و لاتجعل يدك مغوله إلي عنقك و لاتبسطها كل البسط فتقعد ملوماً محسوراً دستت را بر گردنت مبند ]يعني بخيل نباش[ و بيش از حد نيز دست خود را مگشاي ]و بريز و بپاشِ زيادي هم نكن[، كه مورد سرزنش قرارگيري و از كار فرو ماني.
و موارد ديگري از اين قبيل.
يا در جاي ديگر، مثلاً در مسئله اي اعتقادي و كلامي؛ مانند «اختيار انسان» و كيفيت صدور فعل از آدمي ، ميبينيم كه اهل بيت رسول الله(ص) با بيان اين حقيقت كه افعال صادر شده از انسان در عين انتساب به خود وي به خداوند نيز منتسب هستند، حق جويان را از افراط و تفريط جبريها و تفويضيها، رهايي بخشيده، آنان را به باوري اعتدالي در زمينه اختيار بشر فرا ميخوانند و ميفرمايند: لاجَبر و لاتفويض بَل الامر بين الامرين ؛ نه جبر و نه تفويض بلكه چيزي در ميانه اين دو.
و گاه مطلب، در افقي بالاتر قرار گرفته و نه تنها برخي فروع دين و يا حتي اصول دين، بلكه اساساً مسلمين و پيروان دين حق را به عنوان امتي ميانه و ميانه رو معرفي ميكردند؛ آنچنان كه خداوند عليم در قرآن حكيم ميفرمايد: و كذلك جعلناكم امه وسطاً ؛ و همان گونه ]كه قبله شما را قبله اي معتدل و ميانه تعيين كرديم[ شما را نيز امت ميانه قرار داديم.
و اهل بيت پيامبر(ع) كه كامل ترينِ مسلمانان و بلكه پيشواي مسلمانان هستند، در معرفي خود ميفرمايند:
«نحن آل محمدٌ النَمَطُ الاَوسط ؛ ما خاندان محمد(ص)، گروهي ميانه و معتدل هستيم».
اين رهبران بزرگ اسلام، خطاب به پيروان خويش و پويندگان طريق حق و حقيقت نيز ميفرمايند :
«يا مَعشر الشيعه آل محمدٍ، كونوا النُمرُقه الوِسطي يَرجع إليكم الغالي و يلحق بكم التالي ؛ اين شيعيان، پيروان آل محمد(ص) گروه ميانه و معتدل باشيد، كه افراطگر به سوي شما بازگردد و تفريط كار به شما رسد».
در ادعيه ماثوره نيز علاوه بر احاديث متعدد، ميبينيم كه همين تعبير «النمرقهالوسطي» يا «النمرقه الاوسط» مطرحشده است:
«اللهم لاتجعلنا من الذين تقدَموا فَمَرقَوا و لا من الذين تاخروا فمُحِقوا واجعلنا من النُمْرِقَه الاوسط ؛ خداوندا ما را در زمره كساني كه پيش افتادند - افراطكاران - و در نتيجه به بيراه ه رفتند و همچنين در زمره كساني كه عقب ماندند - تفريط كاران - و در نتيجه دچار هلاكت گرديدند قرار مده و ما را از گروه ميانه و معتدل قرار ده».
جالب آنكه، قرآن مجيد حتي وقتي ميخواهد جمع قليلي از يهوديان و مسيحيان را از انحرافات و كج رويهايي كه اكثريت يهوديها و مسيحيها بدان دچار بودند استثناء كند و آن جمع قليل را به عنوان جمعيتي با ايمان و درستكار معرفي نمايد، آنان را با تعبير امت معتدل و ميانه رو و امتي پرهيزكننده از افراط و تفريط، توصيف ميكند و ميفرمايد:
منهم امه مقتصده ؛ گروهي از آنان ميانه رو و معتدل هستند.
همچنين قرآن عظيم، ظاهراً از لسان لقمان حكيم، خطاب به فرزندش و در واقع به عنوان سفارشي هميشگي و خطابي همگاني، بشر را در همه رفتارها و كردارها به ميانه روي دعوت ميكند و ميفرمايد: و اقصِد في مَشْيِك ؛ در رفتار خويش ميانه رو باشد.
اما با سياحت افزونتر در سپهر نور گفته هايِ ديني ميبينيم، كه اين مطلب حتي از اين سطح (دعوت، امر و تشريع) نيز فراتر رفته و اسلام، حُسن «تعادل» و «حد وسط» و دوري از افراط و تفريط را به عنوان يك اصل اساسي و فراگير در تمامي عرصه هاي و امور؛ اعم از تشريع و تكوين معرفي ميكند؛ آنچنان كه پيامبر اكرم(ص) در بياني عامي كه لسان آن - به اصطلاح علمي - آبيِ از تخصيص است ، ميفرمايد: «خير الاموراوسطها ؛ بهترين امور، حد وسط و ميانه و حالت اعتدال آنهاست.
و ديگر فرقي نميكند كه اين امر، يك امر تكويني باشد يا يك امر تشريعي. طبعاً خداوند نيز كه به اقتضاي فيض دائم و رحمت واسعه و لطف و كرم بيمانند خويش و با توجه به هدف آفرينش، همه انسانها را به راه راست و درست و به خير و نيكي هدايت ميكند و اين هدايت (تكويني و تشريعي) را هم بر خود لازم فرموده، در حقيقت، راه ميانه و طريق اعتدال و راهي كه هيچ انحراف و گرايشي به سمت افراط و تفريط ندارد را به بندگان نشان مي دهد و آنان را به چنين راهي رهنمون ميگردد: «و علي الله قصد السبيل ؛ برخداست كه راه ميانه را در اختيار بندگان بگذارد.
اينجاست كه به روشنيِ هر چه تمامتر در مييابيم كه مساله اعتدال نه تنها صرفاً يك توصيه ساده اخلاقي يا دستور عادي ديني آن هم در برخي موارد نيست و از اين سطوح بالاتر است، بلكه متوجه ميشويم كه ميانه روي و اعتدال، يكي از ملامح عامه و خطوط برجسته جهانبيني توحيدي است كه بر همه شؤون و ساحت هاي حيات، سايه افكنده است و نه تنها تشريعاً، بلكه تكويناً نيز آفريدگار توانا و حكيم به مقتضاي حكمت بالغه خويش، نظام هستي را بر پايه اعتدال و تعادل آفريده و براساس تناسب و توازن، استوار ساخته است و السماء رفعها و وضع الميزان انا كل شيءٍ خلقناه بقدر.
انسان كامل، انسان معتدل
از مطالب پيش گفته به روشني آشكار ميگردد كه شكل مطلوب عالم و آدم، حالت ميانه، متعادل و متوازن آنها است و دين اسلام به عنوان تنها دين در نزد خدا ان الدين عندالله الاسلام (و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و شريعت محمدي به عنوان آخرين شريعت از شرايع الهي كه اداره كننده بخش پاياني زندگي بشر است ما كان محمد ابا احدٍ من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبيين به دنبال رسيدن به انسان كامل؛
يعني انساني معتدل و متعادل ست؛ انساني كه در تمامي ابعاد شخصيتي و حياتي به كمال رسيده باشد؛ يعني در همه اين ابعاد داراي اعتدال باشد.
لذا ميبينيم پيامبر عظيم الشان(ص) و خاندان معصوم ايشان(ع) كه به عنوان شايستهترين عباد الرحمان، انسانهاي كامل، بلكه كاملترين انسانها در ميان تمامي ابناي بشر از طلوع هستي تا بيكرانه ابد ميباشند و وزن و ارزش هر كمالي در وجود هر انساني، بلكه هر مخلوقي به آنان سنجيده ميشود و صراط مستقيم هدايت به سوي كمال مطلوب ميباشند، خودشان مصاديق روشن و تجسم عيني اعتدال و تعادل هستند، همچنان كه خود آن بزرگواران هم ذوات قدسي خويش را با همين ويژگي توصيف فرموده اند و در همين نوشتار نيز به حديثي درباره اعتدال اهل بيت پيامبر(ص) اشاره شد.
كما اينكه درباره شخص پيامبر اكرم(ص)، همو كه هستي نوري اش «اول ما خلق الله است و حقيقت وجودي اش، مجلاي اسماء و صفات باري و مجراي جريان مشيت الهي و واسطه سريان فيض و رحمت تكويني و تشريعي حق تعالي به تمام عوالم وجود و كائنات ميباشد، فرموده اند: «و سيرتُهُ القَصدُ ؛ سيره و روش پيامبر(ص)، ميانه روي و اعتدال است.
ايشان نه تنها خود شخصيتي اعتدالي است، بلكه همگان را هم به اعتدال فرا ميخواند: «و امر بالقصْد ؛ ]امير المؤمنين علي(ع) درباره پيامبر خدا(ص) ميفرمايد:[ به ميانه روي و اعتدال فرمان داد.
و سرانجام آنكه، چون انسان اشرف مخلوقات از حيث نوع است و از حيث شخص، فرد كامل آن؛ يعني انسان كامل ميباشد، از اين رو انسانهايي به اعتدال تام و كامل رسيده اند كه در حقيقت بايد گفت به مقام قدس انسان كامل بار يافته اند و شريفترين آفريده ها در ميان تمامي آفريدگان جهانها و جهانيان نيز هستند طوبي لهم و حُسن مَآب.
وجه تسميه اسلام به مكتب اعتدال
اگر از يك سو مكتب را شامل مجموعه تعاليمي درباره «هستها و نيستها» و «بايدها و نبايدها» بدانيم و از سوي ديگر ببينيم كه اسلام نيز داراي مجموعه كاملي از چنين تعاليمي است؛ پس بايد بگوييم كه اسلام، يك مكتب كامل و تمام عيار است. و آنگاه كه اسلام را با توجه به دعوت همه جانبه آن به ميانه روي و اعتدال، مورد نظر قرار دهيم، ميتوانيم نام «مكتب اعتدال» را بر آن بنهيم.
بنابراين، نامگذاري اسلام بدين نام، در واقع، توجه دادن اذهان به اين جنبه از جنبه هاي گوناگون اسلام است، كه البته اين جنبه - با استشهاد به شواهد فراوان، فراچنگ آمده از بازكاوي نصوص ديني است كه درصدر اين مقاله، به پاره اندكي از آنها اشاره كرديم - از گستردهترين و برجستهترين جنبه ها و ابعاد در دين و آيين الهي ميباشد.
اسلام و اتهام افراط و تفريط
پس از مطالعه آموزه هاي مختلف اسلامي در زمينه هاي گوناگون و مشاهده فراگيري شگفت آوري كه ميانه روي و اعتدال و تاكيد بر آن و دعوت به سوي آن در اين دين دارد، اين پرسش و اشكال به صورت جديتري براي انسان مطرح ميشود، كه چرا عده اي در اين زمان (طرفداران ليبرال دموكراسي غربي و آمريكايي) اسلامگرايي را باعث و حتي معادل افراطيگري در باورها، رفتارها و حركتها مي دانند و از آن طرف عده اي ديگر (چپها و طرفداران كمونيسم) در چند ده ه پيش، اسلام و پيروي از آن را ضد عملگرايي و موجب خمودي و عدم تحرك و مخالف هر نوع دگرگوني سياسي - اجتماعي معرفي ميكردند؟ آيا گروه نخست، اهل تفريط و گروه دوم اهل افراط نيستند، كه اعتدال اسلامي را برنميتابند و لذا به آن حمله ميكنند؟
و آيا متهم نمودن اسلام به گرايش به سمت افراط و تفريط از سرِ «اسلامشناسي» و يا حتي غرض ورزيهاي خاص صورت نميگيرد؟
البته انصاف حكم ميكند كه به اين حقيقت نيز اذعان كنيم كه شوربختانه دسته اي از ديدگاه ها يا رفتارهاي تندروانه و ضد اسلامي كه به نام اسلامگرايي و به وسيله برخي افراد و گروه هاي دور افتاده از جاده حق و انصاف، بروز و ظهور مييابد نيز، در مشوه نمودن طلعت اسلام و به نمايش گذاشتن سحنه و چهره اي غيراعتدالي و يا ضداعتدالي از اسلام در نزد افكار عمومي جهانيان، بي تاثير نبوده است.
اما پرسش اساسي اين است كه آيا ميتوان به همين راحتي نسبت به اين واقعيت كه بسياري از اين جماعات، حركات و نظرات غيراعتدالي، به طور مستقيم و يا با واسطه و وسائطي، ساخته و پرداخته دشمنان اسلام براي ترسيم تصويري ناصواب از اسلام و مسلماني در اذهان خلايق در پهنه گيتي هستند ، تغافل نمود؟
.
.
.
.
مدتي است كه كندي اينترنت به عنوان يكي از معضلات اساسي كاربران ايراني شناخته ميشود. البته هرچند كه طي چند هفته اخير سرعت اينترنت با افت روبهرو شده است، اما به اعتقاد كارشناسان و كاربران ايراني سرعت فعلي دست كمي از سرعتها و قطعيهاي مكرر سالهاي اخير ندارد.
با توجه به اينكه امسال از سوي مقام معظم رهبري سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شده است، شايد بد نباشد كه به تاثير سرعت اينترنت از يك سو و كاربردهاي روزمره آن از سوي ديگر و رابطه آن با مصرف بيرويه برخي از منابعهاي انرژي بپردازيم.
سرعت اينترنت و مصرف برق
ممكن است با خواندن اين ميان تيتر تعجب كرده باشيد و با خود بگوييد كه سرعت اينترنت چه ربطي به مصرف برق دارد. در نگاه اول شايد اين دو مساله هيچ گونه ارتباطي با يكديگر نداشته باشند، اما با اندكي تامل و همراه شدن با ما در ادامه اين گزارش، ابعاد مختلفي از اين مساله براي شما نمايان خواهد شد.
رایانهها از پرکاربردترین تجهیزات الکتریکی جهان امروز به شمار میروند که حجم وسیعی از میزان مصرف انرژی جهان را به خود اختصاص ميدهند و در صورت عدم توجه میتواند به عامل موثر اتلاف انرژی تبدیل شود.
تجهیزات الکتریکی که استفاده از آنها به یکی از اجزاي لاینفک زندگی انسانهای مدرن تبدیل شده است از مصرفکنندگان بزرگ انرژی به شمار میروند که در صورت غفلت کاربر میتوانند به پایگاههایی فعال در تلف کردن انرژی الکتریسیته به شمار روند.
محبوبترین و پرکاربردترین وسیله الکتریکی طی سالهای اخیر رایانهها بودهاند که در بسیاری مواقع و به دلایل مختلف، کاربران این تجهیزات را برای ساعتها بدون استفاده روشن باقی گذاشته و میگذارند.
میزان مصرف یک رایانه خانگی متناسب با نوع سختافزار و نرمافزار مورد استفاده به صورت تقریبی 60 الی 250 وات است که با در نظر گرفتن تعداد ساعتهایی که رایانه بدون استفاده روشن باقی مانده، میتوان میزان انرژی اتلاف شده را تعیین کرد. برای مثال با در نظر گرفتن میانگین مصرف 155 وات انرژی، طی سه ساعت روشن ماندن رایانه 465 وات انرژی گرانبها به هدر رفته و از بین میرود.
حالت استندبای در رایانهها کمترین میزان مصرف را داشته و در عین حال جایگزینی رایانههای دسک تاپ به واسطه لپتاپها میتواند از میزان انرژی مصرفی بکاهد، زیرا لپتاپها نسل جدیدتری از رایانه هستند که در تولید قطعات آن به میزان مصرف انرژی نیز توجه شده و از تجهیزات بیشتری به منظور کنترل اتلاف انرژی برخوردار هستند.
كندي اينترنت نه تنها موجب از بين رفتن انرژي و زمان مصرفكننده ميشود، بلكه تبعات پنهان ديگري نيز به دنبال خود خواهد داشت.
اگر فرض را بر آن بگذاريم كه پهناي باند کل کشور ايران در نهايت به 15هزار مگابيت درثانيه يعني 1500 مگابايت در ثانيه يا يک و نيم گيگابايت در ثانيه باشد (كه البته اين رقم بسيار پاييني است) با يک محاسبه ساده ساده در ذهن خود متوجه کم بودن اين سرعت ميشويم. آمار کاربران اينترنت در ايران (آمار واقعي) بيش از 18ميليون نفر نيست که معمولا از کل کاربران اينترنت يک کشور کل کاربران آنلاين 10 تا 15درصد اين تعداد را شامل ميشود که 10درصد 18ميليون نفر ميشود، يكميليون و 800هزار نفر كه براي رند شدن رقم آن را 2ميليون نفر در نظر ميگيريم. اين 2ميليون نفر بايد از ظرفيت 1500 مگابايت در ثانيه کل کشور استفاده کنند که اگر ما آن را به جمعيت 2ميليوني آنلاين کل کشور تقسيم کنيم، به هر کدام از آنها کمتر از يكکيلوبايت در ثانيه سرعت و عرض باند ميرسد!
در هر حال اين آمارها تقريبي است و به دليل نبود آمار درست خيلي نميتوان نتيجه گيري درستي داشت، اما آنچه مسلم است ضعف شديد در توزيع اينترنت و سرعت فوقالعاده پايين آن در ايران است.
اگر اين 2ميليون کاربر آنلاين سرعت بالاتري در اختيار داشتند، حتما در مصرف برق هم صرفهجويي فوقالعادهاي ايجاد ميشد. با توجه به اينکه 99درصد از کاربران اينترنت خانگي در ايران از تلفن به صورت دايال آپ براي استفاده از اينترنت استفاده ميکنند و سرعت آنها هم از 3 تا 4 کيلوبايت در ثانيه بيشتر نميشود، پس يک کاربر معمولي در يک ساعت بيش از 12 مگابايت در بهترين شرايط نميتواند فايل از اينترنت دانلود کند، با حساب اتصال روزانه 4 ساعت استفاده از اينترنت حداکثر 60 مگابايت فايل در يک روز ميتوان از اينترنت دايالاپي فايل دانلود کرد.
خب مقدار مصرف برق 4 ساعت در روز يک کامپيوتر معمولي (بدون احتساب هزينه برق مصرفي خطوط مرکز مخابراتي واي اس پي در زمان استفاده) حدود يكکيلووات در روز است و در ماه ميشود 30 کيلووات که رقم خيلي زيادي است.
اگر سرعت اينترنت اين کاربر فرضي 50 کيلوبايت در ثانيه بود به جاي 3 کيلوبايت در ثانيه، ميتوانست 60 مگابايت فايل را که برايش 4 ساعت وقت و انرژي هدر داده در مدت تنها 20 دقيقه دانلود کند که مقدار برق مصرفي آن هم حدود دوازده برابر کمتر از مصرف برق 4 ساعته حالت قبل است و ميزان آن هم حدودا يک دهم کيلووات در روز و 3 کيلووات در ماه ميشود.
يعني مثلا يک و نيمميليون نفرکاربر آنلاين با سرعت 3 کيلوبايت در ثانيه و مدت استفاده چهار ساعت در روز ضرب در 27 کيلووات در ماه هدر روي برق ( اختلاف 30 و 3 کيلووات) ميشود 54 هزار مگاوات برق هدر ميرود. حالا اگر ما 54 هزار مگاوات را در قيمت هر کيلووات 70تومان ضرب کنيم، به عدد هولناک روزانه 4ميليارد تومان نابودي منابع مالي البته به غير از بين رفتن وقت و انرژي افراد ميرسيم.
البته شايد در اين بين بگوييد كه اگر سرعت اينترنت بالاتر هم باشد باز هم كاربران رايانه بي دليل دستگاههاي خود را روشن گذاشته و به استفاده از آن ميپردازند.
شايد اين تئوري هم به نوعي درست باشد، اما ميتوان با اندكي فرهنگسازي و ايجاد بسترهاي ديگر از اين هدررفت انرژي استفادههاي ديگري داشت؛ استفادههايي كه باعث جلوگيري از مصرف انرژي در ساير قسمتها شود.
در منابع روايي شيعه در مورد مصرف برخي امكانات توصيه هاي خاصي وارد شده است كه نشان از اهتمام اسلام به مصرف صحيح دارد. به نمونه هايي از اين موراد اشاره ميشود:
1.مصرف صحيح آب
در مورد سيره مصرفي رسول اكرم (ص) آمده است كه ايشان با يك «مد» آب (تقريبا ده سير) وضو ميگرفت و با يك «صاع» (تقريبا سه كيلوگرم) از آب غسل ميكرد.()15
«راوي ميگويد: به ابو جعفر باقر(ع) و يا ابو عبد الله صادق(ع) گفتم: براي غسل جنابت چند پارچ آب كافي است، آن حضرت گفت: رسول خدا و همسرش با يك طشت آب، غسل ميكردند كه پنج پارچ آب ظرفيت داشت. شرح: رسول خدا صلوات الله و سلامه عليه پارچ آبي داشت كه بيش از يك كيلوگرم ظرفيت داشت. آن پارچ را پر آب ميكرد و وضو ميگرفت و مقدار كمي از باقيمانده آن را مينوشيد. طشت آبي داشت كه پنج پارچ ظرفيت آن بود، آن طشت را پر آب ميكردند و با همسرش دو نفري غسل ميكردند. موقعي كه رسول خدا به تنهائي غسل ميكرد، فقط چهار پارچ آب در طشت مي ريخت و با آن آب غسل مينمود».()16
با توجه به اين كه وضو و غسل از مهم ترين اعمال عبادي مسلمانان است، محدوده مصرفي آب بسيار ناچيز توصيه شده است . اين در حالي است كه، متاسفانه، برخي مسلمانان براي مصرف آب بسيار غير مهم تر آب بسياري مصرف مي كنند.
2. مصرف صحيح مواد غذايي ونان
مواد غذايي، اعم از نان، غذا ، ميوه و سبزيجات است كه اسلام نسبت به هر كدام توصيه هاي تغذيه اي دارد . اما آن چه در همه اين توصيه ها مشترك است، پرهيز از زياده روي در مصرف آنها ست . به عنوان مثال از دور ريختن نان ، ميوه و غذا نهي شده است و توصيه به استفاده بهينه و حداكثري از آنها شده است . در سيره امام سجاد(ع) آمده است كه هر گاه ايشان مي ديدند ناني در خانه اش افتاده، گرچه باندازه دم كش مورچه اي بود، از وعده غذايي خانواده اش به اندازه آن ميكاست.()17 در روايات بر مصرف ريزه هاي نان و غذا توصيه بسياري شده است . از باقي گذاشتن ميوه و استفاده از نيم خورده آن توصيه شده است . از دعوات قطب راوندي نقل شده است كه، پيغمبر صلي اللَه عليه و آله فرمود: «هر كه يك لقمه افتاده يافت و آن را خوب پاك كرد و خوب شست و خورد، در درونش جا نگيرد تا خدايش از دوزخ آزاد كند»()18. در محاسن از امام صادق ( عليه السلام) نقل شده است: كه هر كه ميوه يا تيكه نان كه روي زمين افتاده برگيرد و پاك كند و بخورد در درونش جاگير نشود، جز اين كه، بهشت او را بايست گردد».()19
از سوي ديگر، پر خوري و زياده روي در مصرف مواد غذايي نهي شده است. چنان كه امام باقر(ع) فرموده اند: «هيچ چيز نزد خداوند مبغوض تر از شكم پر نيست»()20. لذا از آداب غذا خوردن دست كشيدن از غذا پيش از سيري است: امام رضا(ع) در اين باره ميفرمايند: «و ارفع يديك من الطعام و يك اليه بعض القرم و عندك ميل فإنه اصلح لمعدتك و بدنك و اذكي لعقلك و اخف علي جسمك»()21. در حالي كه هنوز گرسنگي باقي و ميل و اشتها برقرار است دست از طعام بردار كه اين چنين غذا خوردن براي معده و بدن اصلح و براي عقل پاكيزهتر و بر جسم و تن باري سبكتر است.
سخن آخر
با توجه به شرايط فعلي ايران اسلامي، نياز جدي براي ترويج اصول مصرفي اسلامي احساس ميشود. چرا كه با فرهنگ عمومي مردم سازگار تر است . بنابراين بازخواني و بازگويي آموزه هاي مصرفي اسلام، نقش بسزايي در اصلاح الگوي مصرفي مردم دارد. براي رسيدن به اين هدف بايست نهادهاي فرهنگي و رسانه ها، با برنامه ريزي در اين زمينه ، اقدام به توليد محصولات و بستههاي فرهنگي با زباني نو نمايند. اصلاح الگوي مصرف از طريق تكيه بر اصول مصرفي اسلام ؛چون قناعت، پرهيز از اسراف، ميانه روي و اعتدال در مصرف؛ يكي از بزرگ ترين گامهايي است كه در مسير توسعه و پيشرفت پايدار، برداشته خواهد شد.
اسراف چيست؟
اسراف در لغت به معناي ولخرجي، بي اعتدالي و تجاوز از حد است()1. و در اصطلاح عملي است خارج از حدود و موازين مشروع و معقول باشد . از اين رو مصرف زمان و عمر، مال و... در مسير نادرست اسراف ناميده ميشود. امام علي (ع) در روايتي بد ترين نوع مصرف را اسراف مي دانند()2 و در روايت ديگري ميفرمايند: « واي بر اسرافكار، كه( با اسراف) خود چقدر از صلاح خويش دور شد»()3 ميتوان مصاديق اسراف را چنين بر شمرد:
1. استفاده نامناسب از اموال شخصي
استفاده نامناسب از اموال را ميتوان در چندين صورت اسراف تلقي كرد.
الف- ضايع كردن مال و بيهوده تلف كردن آن، اگر چه كم باشد از بارزترين مصاديق اسراف است مانند بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان، پوشيدن لباس قيمتي مخصوص مهماني در محيط كار، دور ريختن غذا و ميوه به بهانه استفاده از آن . نقل شده است كه امام صادق (ع) روزي نگاهش به ميوه اي كه بطور كامل خورده نشده، و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود، افتاد. ايشان با ديدن ميوه نيم خورده خشمگين شده و (با عتاب) فرمودند: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد، بسياري از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسي بدهيد كه نيازمند آن است.()4
چرا غذا را بيش از نياز پخت ميكنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويي نمي كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ، لوازم التحرير، دستمال كاغذي زياده روي ميكنيم؟ چرا از ميوه ها درست استفاده نمي كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهداري آن اصول لازم را به كار نميبنديم؟ چرا عده اي مرفه و بي درد ثروت عمومي جامعه را ولو با درآمدهاي خود با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع ميكنند؟ چرا الگوهايي كه در برخي رسانه هاي جمعي و نيز عملكرد بعضي مديران مشهود است جامعه را به سوي يك زندگي تجملي و اسراف گرايانه ميكشد؟ و ده ها چراي ديگر كه همه روزه با آن برخورد داريم. امام صادق(ع) ميفرمايد: «ميانه روي در زندگي چيزي است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد، حتي اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايي باشد، چرا كه آن هسته به كار مي آيد. يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد».()5
در روايتي امام موسي كاظم (ع) در پاسخ به اين سئوال كه» آيا اگر كسي ده پيراهن داشته باشد اسراف كرده است ؟»، پاسخ منفي داده ميفرمايند: «لا، و لكن ابقي لثيابه و لكن السرف ان تلبس ثوب صونك في المكان القذر»()6؛ اسراف آن است كه لباس فاخر خود را در مكان آلوده و كثيف بپوشي. آري ! استفاده نا بجا از امكانات زندگي مانند لباس، غذا و ... نيز اسراف است .
يكي از ويژگيهاي عالي فرهنگ اسلام اين است كه در مصرف و استفاده از بعضي امكانات « شان و موقعيت» افراد را مد نظر قرار داده؛ ملاك اسراف و عدم اسراف را با اوضاع و احوال زماني و موقعيت اقتصادي و اجتماعي فرد گره زده است. به عنوان مثال در مسئله نفقه همسر، منزل و لباس و زيور آلات را در شان و جايگاه همسر منوط كرده است. البته بايد توجه داشت كه وسعت و سادگي چيزي است، و تجمل پرستي چيز ديگر. از ديدگاه اسلام اولي ممدوح و دومي مذموم است. مسئله اي كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بهرهبرداري از نعمتهاي الهي، چنان چه از حد طبيعي فرد منزلت اجتماعي او بگذرد، اسراف است. استفاده از امكانات در حد اعتدال پسنديده است و چه بسا كمتر از اين حد در مورد بعضي افراد، مصداق بخل باشد. حضرت علي (عليه السلام) درباره نشانه مسرف مي فرمايد: «للمسرف ثلاث علامات: ياكل ماليس له و يلبس ماليس له و يشتري ماليس له»؛ اسرافكار سه ويژگي دارد: مافوق شان خود مي خورد، بيش از شان خود ميپوشد و بيش از منزلت خود خريدكند.
در اين بحث نبايد غافل بود كه برخي براي توجيه ولخرجيها و چشم و هم چشميهاي خويش، شان و منزلتي ساختگي براي خويش ميسازند . لذا بايد از تقليد كور كورانه از ديگران پرهيز نمود. در تعابير اسلامي حدي را كه براي مسكن معين كرده اند اين است كه به اندازه «كفايت» و «كفاف» آدمي باشد و اين مقدار نسبت به افراد، خانواده ها، زمانها و مناطق متفاوت است. در عين حال اين امر بايد به گونه اي باشد كه از حد اعتدال زمان و منطقه آن فرد تجاوز نكند. حضرت علي(عليه السلام) در بيان حد لباس انسانهاي باتقوا ميفرمايد: «ملبسهم الاقتصاد» لباس پوشيدن متقين در حد اعتدال و ميانه روي است. نه لباسهاي قيمتي ميپوشند و نه لباسهاي ژوليده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولي، ظاهري آراسته، پاكيزه و متين دارند.()7
ب- صرف مال در آنچه به بدن ضرر مي رساند. مثل خوردن پس از سيري، در صورتي كه مضر باشد.
امام صادق (عليه السلام)مي فرمايد: «انما الاسراف فيما اتلف المال و اضر بالبدن»()8 اسراف در چيزي است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود. استفاده از اموال خود در جهت آسيب رساندن به بدن را ميتوان در مواردي چون استعمال دخانيات، نوشيدنيها و تنقلات مضر، جراحيهايي مانند جراحيهاي زيبايي و مانند آن صادق دانست .
البته مواردي مانند جايي كه درمان بيماري و سلامتي آدمي به هزينه زياد نياز دارد، بايد هزينه كرد و به يقين اسراف نخواهد بود.
ج- صرف مال در مصارفي كه شرعا حرام است. مانند خريد شراب و ابزار و ادوات حرام.
استفاده اموال در مسير حرام ناسپاسي بزرگي است كه نعمت پرروده اي چون انسان به نعمت رساني چون رازق هستي، دارد. «لئن كفرتم ان عذابي لشديد»()9. بزرگترين اسراف نعمت استفاده از آن در حرام است.
2. استفاده نا مناسب از زمان و عمر
نوع ديگري از اسراف، اتلاف بيهوده عمر است. امروزه عمر بسياري از مردم به سبب دور شدن فاصله ها، به ويژه فاصله محل كار تا محل سكونت، موجب شده است كه عمر بسياري از مردم در طي اين فاصله ها به هدر رود. در اين ميان ترافيك، نيز عمر بسياري از مردم را به خود اختصاص مي دهد. برخي از شهروندان تهراني 3 الي 4 ساعت از وقت خود را در خيابانها ميگذرانند.
3. استفاده نا مناسب از امكانات اجتماعي
امكانات اجتماعي، اعم از آب ،برق، گاز، بنزين، تلفن، نان ارزان و ... از نعمتهاي بزرگي است كه در كشور اسلامي ما مورد استفاده همگان است. اما متاسفانه با استفاده نامناسب از آنها اغلب مردم گرفتار اسراف در اين زمينه ها هستند. چنان كه در آمار ذكر شد، بسياري از كشورهاي غير مسلمان در صرفه جويي و خودداري از اسراف در آنها، بيش از مردم مسلمان ما موفق بوده اند. در حديثي از رسول اكرم(ص) آمده است كه « لا خير في السرف» خيري در اسراف نيست. امام موسي كاظم(ع) ميفرمايند: «هر آن كس كه مال دارد، از نابود كردن آن برحذر باشد. به درستي كه مصرف مال در راه نا مناسب تبذير و اسراف است»()10 امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «ان مع الاسراف قله البركه»()11 بدرستي كه اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.
در يك بررسي كوتاه ميتوان به كارهاي اسراف گونه بسياري از مردم در جامعه ايراني پي برد. گفته ميشود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران، حدود3 ميليون «دور ريز» ميشود. اگر وزن متوسط انواع نانهاي سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم، در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز، در حدود چهارصد وپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج ميگردد و به عنوان ضايعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مي رسد ،(كه آن هم براي دام بدون اشكال بهداشتي نيست). با اين مبالغ هنگفت ميتوان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسياري را درمان كرد. و يا گرسنگان بسياري را در سطح جهان سير كرد.
اين روند در مصرف آب، برق، گاز، بنزين و ديگر امكانات اجتماعي جاري است . آيا اين قدر استفاده بي رويه و مصرف نادرست امكانات اسراف نيست؟
2. صرفه جويي و ميانه روي
از ديگر اصول مصرفي در اسلام صرفه جويي و اعتدال در مصرف است . اين اصل در برابر اسراف و مصرف بي رويه قرار دارد. امام كاظم عليه السلام ميفرمايد:» من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمه و من بذر و اسرف زالت عنه النعمه» (هركس كه در زندگي اعتدال و قناعت را پيشه كند، نعمت بر او باقي ميماند و هر كس كه تبذير و اسراف كند، نعمت از او گرفته ميشود (و فقير ميگردد) . آن گاه كه نعمتها كاهش يابند و روحيه خودكفايي و قناعت و صرفه جويي از جامعه رخت بر بندد، فقر به آدمي روي آورد. به ناچار براي رفع نيازمنديهاي خود به ديگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصيت خويش را از دست خواهد داد. در حديثي از پيامبر اكرم(ص) آمده است: «كسي كه اقتصاد و اعتدال داشته باشد فقير نميشود»()12 بايد برحذر بود از روزي كه اسراف و مصرف بي رويه امكانات زندگيموجب نيازمندي مردم مسلمان ايران به كفار گردد كه آن گاه به تعبير روايت دعاي ما مستجاب نخواهد شد . امام صادق (عليه السلام) ميفرمايند: « چهار گروه هستند كه دعاي آنها مستجاب نميشود ... 3. كسي كه داراي ثروتي باشد و آن را تباه نمايد و بگويد خدايا بمن رزق و روزي بده كه خداوندمي فرمايد: مگر من به تو دستور ندادم كه در زندگي اقتصاد و اعتدال و شايستگي داشته باشي؟ سپس حضرت اين آيه 67 را قرائت فرمودند كه خداوند متعال در سوره فرقان فرمايد: «وَ الَذِينَ إِذا اَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً». بندگان خدا كساني هستند كه به هنگام انفاق نه اسراف ميكنند و نه كم روي و ميان اين دو حالتي متوسط و معتدل دارند»()13.
بنابراين از مهمترين اصول مصرفي دين مبين اسلام ميانه روي در مصرف و رعايت اعتدال است. بر اين اساس لازم است كه مصرف معتدل و مناسب ترين الگوهاي مصرف در هر چيزي معرفي گردد و مردم به رعايت اين الگوهايترغيب و تشويق شوند. ضمن اين كه از اسراف كاران و كساني كه بيش از الگوي مصرف، مصرف ميكنند؛ نبايد حمايت نمود. از اين رو حذف يا كاهش يارانه اسراف كاران راه حلي منطقي به نظر مي رسد.
3. قناعت محوري
قناعت اصل ديگري است كه همواره در منابع اسلامي مورد تاكيد ويژه قرار گرفته است . قناعت به معناي قانع بودن به داشته ها و چشم طمع بستن به روي نداشته ها است . در ارشاد القلوب آمده است در تفسيرآيه «فَلَنُحْيِيَنَهُ حَياهً طَيِبَهً» (او را به زندگي خوش و گوارا زنده ميگردانيم) مراد از اين زندگي، قناعت است كه باو مي دهيم . قناعت چنان نعمت حيات بخشي است كه سليمان نبي آن گاه كه از خدواند ملك عالميان را خواست، و فرمود:» رَبِ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِاَحَدٍ مِنْ بَعْدِي « بنا به گفته تفاسير از خداوند قناعت خواست. سليمان با فقيران مينشست و ميگفت فقيري در جرگهي فقيران نشسته.آري ! قناعت قدرت و ملك آدمي را افزون ميكند. از اين روست كه در روايتي از امام صادق (ع) قناعت به گنجي تمام نشدني تشبيه شده است . در حقيقت قناعت مانع از مصرف بي رويه و بي حساب شده موجب استفاده بهينه از داراييهاي آدمي است .
اگر مردم كشور اسلامي ما با قناعت خو گرفتند و از تجمل پرستي و زياده خواهي فاصله گرفتند، روند فزاينده مصرف اصلاح خواهد شد و به جاي استفاده بي رويه از امكانات و نعمتهاي خدا دادي، از آنها براي پيشرفت اقتصادي بيشتر مدد ميگيرد. براي درك ظرفيت بالاي اصل قناعت در ميان اصول مصرفي اسلام توجه به اين خبر جالب به جاست . بنا به گزارش واحد مركزي خبر، در چين به دليل قناعت بسيار مردم و به ويژه هفتصد ميليون روستايي، مصرف كالاهاي چيني در خود چين بسيار اندك است . از اين رو، دولت چين براي فروش كالاهاي خود به شهروندان خود، طرحي را در پيش گرفته است كه مصرف گرايي را در اين كشور افزايش دهد تا كالاهايش روي دست توليد كنندگان نماند. جالب اين است كه دولت با تخفيفهاي ويژه سعي دارد كه پس اندازهاي ده ها ميليون چيني را با وسوسه ايشان به خريد محصولات، به جيب سرمايه داران و توليد كنندگان بريزد . تا جايي كه متقاعد كردن اين جمعيت انبوه به خرج كردن پس اندازهايشان به عنوان طرحي سرنوشت ساز براي اقتصاد اين كشور شده است. ()14
نكته جالب توجه در اين خبر آن است كه در اين كشور بر خلاف ايران مردم آن قدر، قانع و كم مصرف هستند كه سرمايه داران سعي در تبليغ مصرف گرايي براي از بين بردن الگوهاي مصرف دارند. اين در حالي است كه در حقيقت يكي از عوامل پيشرفت كشوري پرجمعيت مانند چين پرهيز از مصرف گرايي و رعايت الگوي مصرف صحيح با تكيه بر قناعت است.
مصرف به معناي استفاده از آن چه در اختيار انسان است، بوده و مصرف بي رويه را ميتوان استفاده نا به جا و نامناسب تعريف كرد. تعبير مصرف بي رويه در برابر تعبير مصرف بهينه است . معيار مناسب و بهينه بودن مصرف را مي توان بر اساس اصول مصرفي اسلام و شرايط زماني و مكاني تبيين نمود. گفتني است، الگوي مصرف در كشورهايمختلف بسته به فرهنگها و سنتهاي مردمان آن زادبوم، متفاوت است. الگوي مصرف در جامعه ما از ديرباز مترادف با اصول مصرفي اسلامي چون قناعت، خودداري از اسراف بوده است. بدون ترديد اصلاح الگوي مصرف در كشور ما به معناي ترويج و جامعه پذيري الگوي مصرف ايراني-اسلامي است.
از سوي ديگر، كشور ما امروز نيازمند توليد ثروت است و تحقق اين مهم در گام اول مستلزم اصلاح الگوي مصرف در كشور است. خط كش مدرج توسعه يافتگي واقعي، نشان مي دهد كه بين مصرف گرايي و توليد ثروت در يك جامعه رابطه عكس وجود دارد. اگر امروز بازارهاي جهاني در چنبره مصنوعات چيني و ژاپني قرار دارد، به خاطر مصرف گرا نبودن مردمان اين كشورهاست. پرهيز از مصرف گرايي در كشورهايي مثل چين، ژاپن و برخي از كشورهايبزرگ اروپايي كه اقتصادهاي بزرگي دارند كاملا مشهود است. انقلاب اسلامي به مردم ما ياد داد كه با فرهنگ صرفه جويي و قناعت ميتوان بر تمام مشكلات فائق آمد. اما مع الاسف، به واسطه سياستهاي غلط اقتصادي و فرهنگي سالهاي پس از جنگ تحميلي و به تبع آن تغيير ذائقه مردم؛ و همچنين رويكردهاي جديد دشمن در مقابله نرم افزاري با انقلاب اسلامي به يك باره تمام دستاوردهاي ده سال اول انقلاب فراموش شد و بار ديگر تجمل گرايي، مصرف گرايي و اسراف در كشور ترويج شد. اين در حالي است كه عمده پيشرفتهاي كشورهايي مثل ژاپن، كره جنوبي و... بر شالوده تجربيات جنگ و فرهنگ قناعت مردم جنگ ديده صورت گرفت. در واقع بايد اذعان كنيم ما پس از جنگ به دليل سياستهاي غلط يك فرصت تاريخي را از دست داديم. اما امروز به واسطه عزم جدي مسئولان كشور و يك صدايي دولتمردان در ضرورت تحول اقتصادي در تمام زمينه ها؛ بار ديگر اين فرصت احيا شده است كه، فرهنگ صرفه جويي و قناعت ترويج و ترميم گردد. رمز توليد ثروت در يك كشور پرهيز از مصرف گرايي است و كشورهايي به دام تجمل و اسراف مي افتند كه توليد در فرهنگ عمومي آنها جايگاهي ندارد. امروز به ضرس قاطع بايد تاكيد كرد راه پيشرفت كشور همان گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند، پرهيز از اسراف و ترويج الگوي مصرف بومي و اسلامي است.
در حقيقت مصرف بي رويه خود مانع بزرگي در برابر رسيدن به اهداف چشم انداز جمهوري اسلامي است. دست يابي به پيشرفت، صرفا با ساخت صنايع بيشتر و امكانات، امكان پذير نيست . در حال حاضر وضع به گونه اي است كه، گويا قرار است ايران با رسيدن به درجات بالاي پيشرفت، به درجه اول مصرف گرايي نيز برسد. در واقع، به لحاظ فرهنگي نيز، نياز به توسعه آموزه هاي فرهنگ اسلامي در ميان نيروي انساني پيشرفت ساز است. در حقيقت بايست آموزه ها و اصول مصرفي اسلام را بازخواني كرده، بار ديگر مردم را بدان توجه داد. از اين رو به بررسي اصول مصرفي از ديدگاه اسلامي ميپردازيم.
استفاده صحيح از نعمتهاي الاهي از بزرگترين دغدغه هاي پيشوايان دين بوده است . از اين رو ست كه سيره مصرفي اهل بيت(ع) مشاهده ميشود كه ايشان «دوري از اسراف» و «قناعت در مصرف» از اصول مورد تاكيد ايشان بوده است . اين در حالي است كه پيروان ايشان در كشوري اسلامي چون ايران امروزه گرفتار اسراف و تبذير و مصرف گرايي شده اند. ما را چه شده است كه امروزه ايران و ايرانيان را در شمار مصرف گرا ترين مردمان محسوب مي كنند؟!
با نگاهي به آمار مقايسه اي مصرف ايران با ديگر كشورها؛ به ويژه كشورهاي پيرو مكاتب مادي گرا و دنيا طلبيچون فرانسه ،چين، ژاپن و آمريكا و...؛ ضرورت بازگشت به اصول مصرفي اسلام و پيروي از الگوهاي مصرف اسلامي رخ مينمايد .
بر اساس گزارش موسسه «ماركت اوراكل»، ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختيبه اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف گرديده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است، در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است. هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر ميشود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر ميشود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف ميكند. هم اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف ميشود. و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مييابد. در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران ميتواند يكي از صادر كنندگان بنزين باشد.
سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني، حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است، بيش از 2 تا 3 برابر است. به اذعان رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي پنج سال اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جاري اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند طي 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.
براساس گزارش صندوق بين المللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار ميباشد . مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي در ايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهره برداري انرژي هستيم .
در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژي به ازاي هر مترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي از شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي رسد.
تبريزي مديرعامل سابق شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران بعد از كشورهاي امريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش بيني ميشود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد. و با ادامه اين روند در سالهاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.اين در حالي است كه دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشتركان بخش خانگي تعلق داده است.
الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف ميشود! از نظر مصرف برق هم، ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست، و دولت ساليانه يارانه 4 هزار ميليارد توماني براي برق در نظر ميگيرد. دكتر داوودي معاون اول رئيسجمهور در همايش ملي نگاه قدسي به آب گفته است كه سرانه مصرف آب ايرانيها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.
سرانه مصرف شكر در ايران 29 كيلو گرم است در حالي كه ميانگين مصرف شكر در جهان 22 كيلو گرم ميباشد، و نيز تحقيقات كارشناسان نشان مي دهد ايرانيها 30 درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف ميكنند، و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.
همانطور كه مشاهده ميكنيم مقايسه ميزان مصرف در بخشهاي مختلف با ساير كشورها، نشان دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه ها است. و جالب تر اينجاست كه ساليانه نزديك به 12/2 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت ميكنيم. كه در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است.
گذشته از آمارهاي فوق، فقدان مديريت صحيح زمان و صرف بي رويه عمر در صفها، ترافيكها ،مسافرتهاي غير ضروري، و گذراندن عمر در برنامه هاي غير مفيد براي دنيا و آخرت؛ از ديگر مواردي است كه در مقايسه با ديگر ملتها و كشورها، مصرفي بي رويه داريم. چنان كه مشهور است، كار مفيد كار گران و كارمندان ايراني نسبت به برخي كشورها بسيار كم تر است.
در حقيقت صرفه جويي در استفاده از نعمتهاي خداوندي، امري است كه در مكتب اسلام بدان اهتمام بسيار است . اين در حالي است كه پيروان مكاتب ماديگرا و دنياپرستي چون مكاتب ليبراليسم و كمونيسم در كشورهاي چين و فرانسه و آمريكا و ....؛ بيش از پيروان مكتب اسلام به الگوهاي مصرفي اسلام پايبند هستند. از اين رو ست كه بايد به الگوهاي مصرفي اسلامي بازگرديم و پرونده مصرف گرايي خود را مورد تجديدنظر قرار دهيم . تحقق واقعيفرمايشات مقام معظم رهبري (دام ظله العالي)، تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امكان پذير است و ورود به اين پيكار امروز يك تكليف شرعي و ملي محسوب ميگردد. لذا بايد گامهاي عملي در اصلاح الگوهاي مصرفي خود برداريم، تا خود را به الگوهاي مصرفي اسلامي نزديك تر كنيم. بدين سان نبايد خودمان را با برگزاري چند سمينار وكنگره در اين خصوص، سرگرم كرده؛ از اصل پيام مقام معظم رهبري غافل شويم.
آيا انسان براي مصرف كردن به دنيا آمده است؟ آيا انسان براي استفاده از اين جهان پا به هستي گذاشته است؟ در ابتداي امر سوال ساده اي به نظر مي رسد، اما با كمي تأمل مي توان فهميد كه اين پرسش ما را بسوي حقايق عميق تري رهنمون مي كند پيش از اين زياد درباره آنها به تفكر و تعمق نپرداخته ايم
آيا انسان براي مصرف كردن به دنيا آمده است؟ آيا انسان براي استفاده از اين جهان پا به هستي گذاشته است؟ در ابتداي امر سوال ساده اي به نظر مي رسد، اما با كمي تأمل مي توان فهميد كه اين پرسش ما را بسوي حقايق عميق تري رهنمون مي كند پيش از اين زياد درباره آنها به تفكر و تعمق نپرداخته ايم و از تأثيراتشان بر هستيمان زياد آگاه نبوده ايم. در اين مجال سعي دارم به اجمال به ماهيت مصرف و انواع آن و تأثيراتش بر زندگي انسان بپردازم.
تعريف «مصرف » و «مصرف گرايي»
پيش از هر بحثي بايد مصرف كردن را تعريف كنيم. مصرف كردن در معناي عادي و هنجار آن يعني استفاده درست و به اندازه از منابع طبيعي براي زنده ماندن و زندگي كردن. اگر كمي خط سير تاريخي تمدن بشري را دنبال كنيم در مي يابيم كه قسمت عمده ستيز و جنگ هاي بشر نيز از زماني شروع شد كه انسان توانايي ذخيره منابع طبيعي و چيزهاي با ارزش را پيدا كرد. اين زمان بر دوران نوسنگي و انقلاب اقتصادي نخستين انسان منطبق است. پس با اين تعريف كمتر كسي فكر منفي درباره مصرف كردن به ذهن راه مي دهد و تقريبا همه موافق اين نوع مصرف هستند.
اما زماني كه درباره واژه مصرف گرايي صحبت مي كنيم معناي كلمه از ظاهر آن به ما رخ مي نمايد. اين واژه بر رسم و آيين و راه و روشي در زندگي دلالت مي كند كه وجود انسان را فرا گرفته است و تأثير عميقي بر تفكرات و رفتار و در نهايت خوشبختي انسان مي گذارد. در اينجا مصرف كردن با آنچه در پاراگراف قبل مطرح كرديم تفاوتي ماهوي دارد و نماينده فرهنگي جديد و قدرتمند در زندگي انسان است كه نخستين رگه هاي آن را مي توان از انقلاب صنعتي در جهان غرب پيگيري كرد.
پس تا اينجا بايد دريافته باشيد كه بنده دو نوع مصرف خوب و بد را در نظر دارم و وجه تمايزي بين معاني مختلف اين كلمه قايلم. اما ادعاي اين تفاوت را بنده از كجا آورده ام؟ بايد بگويم كه اين تمايز را مي توان با يررسي دو عامل مهم به صورت دو سوال اساسي استنباط كرد:
1- چه چيزي مصرف مي كنيم؟
2- در كل به چه علتي مصرف مي كنيم؟
چه چيزي مصرف مي كنيم
اين روزها همه شما با ورود به يك فروشگاه زنجيره اي بزرگ در يك رديف مواد شوينده يا بهداشتي در برابر خيل عظيمي از محصولاتي قرار مي گيريد كه شايد يك قرن پيش اثري ا آنها وجود نداشته است.
مطلبي كه مي خواهم عنوان مي كنم با اشاره به تنوع محصولات آرايشي و بهداشتي رنگ و بوي بهتري مي گيرد. به عنوان مثال اينهمه لوازم آرايشي كه هر كدام براي هدف خاصي در صورت، طراحي شده اند ! يا به طور خاص تر اينهمه كرم هاي ضد آفتاب با عصاره هاي شير و عسل و بادام و گل رز و گل هميشه بهار و...! در حقيقت محصولاتي هستند كه بود و نبودشان در اين حجم و تنوع وسيع، خللي در زندگي وارد نمي كند.
پس چرا اين محصولات با اينهمه تنوع وجود دارند و هر روز هم بر تنوعشان افزوده مي شود؟
در اينجا نقل قول مي كنم از اريك فروم انديشمند بزرگ كه مساله را به گونه اي شفاف و تكان دهنده بيان مي كند. عقيده كلي وي در اين زمينه بر اين اساس قرار دارد كه جامعه صنعتي امروز و غول هاي اقتصادي و شركت هاي بزرگ براي رسيدن به مقاصد خود از انسان اين عصر يك مصرف كننده تمام عيار مي سازند و با قدرت عظيم تبليغات مسخ كننده خود در انسان نيازهاي غيرواقعي و زايد بوجود مي آورند و به موازات آن با عرضه محصولات به ظاهر متفاوت و در اصل يكسان كه قسمت اعظم آنها واقعا به درد انسان نمي خورد، مردم را به خريد اين محصولات وا مي دارند. در جامعه امروز اگر فلان يا بهمان محصول استفاده نكني و بدتر اينكه آنرا زايد بداني با انتقادات تندي مواجه مي شوي كه بي كلاس ! و متحجر و عقب افتاده خطابت مي كنند.
نظام عظيم تبليغات امروزه بطور غير مستقيم آدم هاي شاد و موفق و خوشبخت را به عنوان يك مصرف كننده خوب و تمام عيار معرفي مي كند.اگر لبخندهاي پرمعني و لحظات شاد و فضاي دلنشين پوسترهاي تبليغاتي را بياد بياوريد به معناي آنچه من مد نظر دارم نزديك تر مي شويد.
بدترين اتفاقي كه بوسيله تبليغات پرحجم و ممتد و همه جانبه توسط همه رسانه ها اتفاق مي افتد تغيير آرام و تدريجي نظام هاي ارزشي و باورهاي فردي و اجتماعي ما درباره شيوه هاي زيستن است. آنچه امروز در سراسر دنيا تبليغ مي شود اين است كه انسان بايد مصرف كند، چه چيز را؟ آنچه ما توليد مي كنيم صرف نظر از اينكه آيا واقعا انسان امروز به آن احتياج دارد يا خير. در حقيقت انسان در اين كارزار به مصرف كننده بي اراده اي تبديل شده كه به خيال خام خود در انتخاب آزاد است. البته آزاد است كه در انتخاب يك محصول بجاي فلان كارخانه از بهمان كارخانه خريد كند اما معمولا آگاه نيست كه در خريد آن محصول مختار نيست و صرف نظر از ماركي كه خريد مي كند آن محصول رل حتما بايد بخرد. اوج اين بايدها را در خريدهاي جهيزيه مي توانيد به عينه ببينيد.
انسان امروز به درجات مختلف آلت دست قدرت طلبي و زياده خواهي شركت هاي بزرگ شده است كه با قدرت رسانه ها و مسخ تبليغاتي كم كم روي عادات و ارزش هاي دروني ما سوار شده اند و شيوه زندگي و آنچه مصرف مي كنيم را از راه دور كنترل مي كنند.
پس مهم است كه چه مصرف مي كنيم. چون رابطه مستقيمي بين آن و زير سلطه و كنترل بودن رواني ما دارد.
اگر واقعا به سراغ محصولاتي برويم كه نيازهاي حقيقي ما را جوابگو هستند هنوز انسانيم و به آلت دست تبديل نشده ايم. براي اين منظور نگاهي به زندگي بزرگان ديني و انديشمندان و فلاسفه انداختن بسيار سودمند است. كداميك از مردان خدا در زمانه خود اين طرز فكر امروزي ما را قبول داشتند و رواجش مي دادند؟ كدام انسان آزاده اي قبول مي كند كه به چنين كنش پذيري و انفعالي كشانده شود كه تمام زندگيش را با دست هايي نامريي كنترل كنند؟ مسلما تفكر عميق در اينباره مي تواند راهگشا باشد.
چرا مصرف مي كنيم؟
انساني كه در يك ماشين قوي اجتماعي -كه لازمه زندگي صنعتي امروز است- به يك مهره تبديل شده باشد هويت و اصالت فردي خود را از دست مي دهد.انسان امروز در درون احساس تنهايي شديدي مي كند و براي فرار از اين تنهايي به كل هاي بزرگ مي پيوندد و تكه اي مي شود از يك سازمان، باشگاه و...و خود را در آن حل مي كند تا آسوده شود. سورن كركگور فيلسوف ديني دانماركي در اين رابطه مي گويد: «... به واسطه بي همتي و بزدلي در برابر هست بودن است كه مردم امروز مي خواهند ذوب و منحل در جمع و توده بشوند و چون لياقت اين را ندارند كه خود كسي بشوند اميدوارند كه زير لواي كثرت و تعدد «چيزي» گردند.»
اين احساس تنهايي وجودي همواره انسان را در طول تاريخ رنج داده است و عكس العمل هاي زيادي را در جوامع گوناگون برانگيخته است كه شرح و بسط آن خارج از حوصله اين مجال است.
تاكيد ما بيشتر بر عكس العملي است كه انسان تنهاي امروز با پناه بردن به مصرف از خود نشان مي دهد. اين زياده خواهي در مصرف كه در واقع چراغ سبزي است به زياده خواهان و طماعان براي سوءاستفاده از انسان، ناشي از اين احساس در انسان است كه آن آزادي و هويت از دست رفته را مي تواند با مصرف كردن به دست بياورد و با مصرف كردن اطمينان بيابد كه هنوز به معناي روحي و رواني كلمه هست و مي زيد. انتخاب يك محصول در ميان محصولات مختلف وي را از داشتن آزادي دروني آسوده مي كند و نمي گذارد به كنه انفعال و بي ارادگي خود پي ببرد.
نتيجه گيري
آنچه امروز اتفاق مي افتد اين است كه قدرت هاي بزرگ صنعتي كه فرامليتي و جهاني شده اند براي انسان تصميم مي گيرند كه چه چيز خوب است و چه چيز بد و با قدرت عظيم رسانه اي و تبليغات مجهز به آخرين فنون روانشناختي آنرا به خورد مردم مي دهند. شايد مقصر عمده خود ما باشيم كه با پناه بردن به مصرف گرايي و مسخ خودخواسته براي فرار از رنج هاي وجودي و نگراني هاي ريشه دار در هستي مان، به اين غول هاي صنعتي و اقتصادي قدرت بخشيده ايم و هر روز نيز از محصولات متنوع و بي فايده شان استقبال مي كنيم و سعي داريم پوچي و يكنواختي زندگيمان را با مصرف اين محصولات متنوع جديد جبران كنيم. مثال ساده اش را در مدل هاي جديد تلفن همراه ببينيد كه در واقع هيچ فرق عمده اي با قبلي ها ندارند و فقط روزمرگي ما را جوابگو هستند.
بازخورد ما در برابر اين توليد كنندگان طماع كه فقط به فروش محصولاتشان فكر مي كنند و البته در راه آن مي گويند كه ما خود را فداي شما و نيازهايتان كرده ايم !!، بسيار مهم است. شناخت انسان از آنچه مي تواند بيافريند، شكوفايي نيروهاي خلاقه انسان و احساس هويت و معنا در زندگي مي تواند ما را از اين تخدير و خماري مصرف بيرون بكشد و وادارمان كند به نيازهاي اساسي خود فكر كنيم و در راستاي تحقق آنها گام برداريم. اينگونه مي شود كه واژه مصرف گرايي براي بسياري از ما بي معنا خواهد شد.