-هنگام حمل لازم است شن و ماسه پوشانده شود يا داخل مخزني قرار گيرد تا از اتلاف آن جلو گيري به عمل آيد.
- چنانچه مشخصات سنگدانه شكسته بازيافتي از نخالههاي ساختماني با ويژگيهاي استاندارد سنگدانه بتن مطابقت داشته باشد، ميتوان در ساخت و بتن غير سازهاي از آن استفاده كرد. به اين وسيله به كاهش مصرف سوخت و مواد اوليه و همچنين حفظ محيط زيست كمك ميشود.
- با استفاده از شن و ماسه با دانهبندي استاندارد ميتوان در مصرف سيمان صرفهجويي قابل ملاحظهاي به عمل آورد.
ملات بنايي
- در مورد ملات خشك آماده و روش كار و مزاياي استفاده از آن فرهنگسازي شود. به اين وسيله از هدر رفتن مصالح ساختماني به ميزان زيادي جلو گيري ميشود.
- -براي جلو گيري از ايجاد ضايعات هنگام تهيه و حمل ملات (و همچنين بتن) بايد دقت شود كه اين مصالح از آسيب ناشي از يخبندان، باران، آفتاب و ساير عوامل جوي محافظت گردد.
- - از سيمان بنايي(با ميزان كمتر سوخت مورد نياز هنگام توليد) براي ساخت ملات بنايي استفاده شود.
- -براي جلو گيري از خوردگي فلزات به ويژه سرب، روي و آلومينيوم در تماس با ملاتهاي آهكي، آنها را بايد بيش از اجرا با مواد مناسب مانند قير اندود كرد.
- - از شستن آجر كاري (كه با ملات سيماني چيده شده است) با آبهاي شور خودداري شود.
- -از پاشيده شدن گچ بر روي ملات سيماني، به خصوص در مناطق مرطوب، اجتناب شود. در نقاط مرطوب ملات و بتن نبايد مستقيماً در مجاورت گچ و فراوردههاي گچي قرار گيرند.
بلوك بتني
- -تهيه و كاربرد بلوكهاي بتني بيشتر در مناطقي رايج است كه خاك ناسب براي تهيه آجر وجود نداشته باشد. از فوايد ديگر مصرف بلوكهاي بتني، صرفهجويي در مصرف مصالح، حمل آسان و عايق بودن نسبي حرارتي است.
- - نبايد در داخل بلوك بتني سوراخدار نخاله، بتن و مصالح سنگين ديگر قرار داد. چون باعث ميشود كه انتقال حرارت به راحتي انجام شده و مصرف انرژي براي سرمايش و گرمايش بسيار زياد باشد، داخل سوراخهاي بلوك را بايد از مواد سبك عايق حرارت چه به صورت قطعهاي و چه به صورت فلهاي پر كرد. قطعات پلي استايرن منبسط و دانههاي ورميكوليت، پرليت، رس منبسط(ليكا) و پلي استايرن براي اين كار مناسب است.
- -بلوكهاي بتني هوادار اتو كلاوي و بلوكهاي بتني سبكدانه خواص عايقكاري خوبي دارد.
آهك
-آهك زنده را بايد در جاي خشك و در ظروف مخصوص يا كيسههاي آببندي شده نگهداري كرد تا از نفوذ هوا، رطوبت و يا آب در آن جلوگيري شود.
-آهك هيدراته بايد در محل مناسبي نگهداري شده و از نفوذي دي اكسيد كربن هوا تابش آفتاب مصوب باشد.
آجر
-در آجركاري بايد عمليات كارگاهي مانند اندازه كردن، برش و ساب به حداقل برسد تا دور ريز كاهش يابد، توصيه ميشود جهت كاهش دور ريز از آجرهاي ربعي، نيمه و سه چهارم كه بايد در كارخانه توليد شود، استفاده گردد.
-ضايعاتي به نام آجر جوش را كه عمدتاً در حين توليد ايجاد ميشود، ميتوان در شيببندي بام استفاده كرد.
همچنين آجر جوش را ميتوان آسياب كرد و به عنوان پوزولان در بتن و ملاتت به كار برد.
-بارگيري، حمل و باراندازي انواع آجر بايد دقت انجاكم شود. به نحوي كه ضايعات به حداقل ممكن برسد. آجرهاي مهندسي و نما بايد بر روي پالتهاي چوبي و با پوشش نايلوني بستهبندي شود. به طور كلي بايد ترتيبي اتخاذ كرد كه با بستهبندي صحيح و يا چيدن درست آجرها در هنگام حمل و نقل از ايجاد ضايعات ممانعت به عمل آيد.
-آجرها بايد در محل تميز و سر پوشيده به طور جدا از هم دسته بندي شده و از تماس آنها با خاك، مواد مضر، رطوبت، يخ و برف جلوگيري شود.
-با اضافه كردن خاك اره، فوم پلياستايرن و باطله ذغال سنگ به خاك رس آجرپزي ميتوان آجر سبك توليد كرد. استفاده از آجر سبك ميتواند باعث صرفه جويي قابل ملاحظهاي در مصرف انرژي و مواد اوليه شامل موارد ذير ميشود:
-صرفهجويي در مصرف سوخت هنگام پخت (بدليل سوختن مواد افزودني آلي)
-كاهش مصرف سوخت وسايل نقليه هنگام حمل و نقل آجر (به دليل كاهش وزن آن)
-صرفهجويي در مصرف خاك رس (كه مادهاي تجديد ناپذير است)
-كاهش ضريب انتقال حرارت ساختمان و در نتيجه صرفهجويي در مصرف انرژي هنگام بهرهبرداري (به دليل خواص عايقكاري مناسب آجرهاي سبك)
بلوكهاي سفالي
-براي جلوگيري از شكستن و اتلاف بلوكهاي سفالي بايد از طبق (پالت) براي بستهبندي و حمل استفاده شود.
هنگام حمل بايد تمهيدات لازم به عمل آيد تا از شكستن بلوكهاي ضايع شدن آنها به حداقل برسد.
- با توليد بلوكهاي سفالي با كيفيت مناسب از مصرف بيرويه ذخاير خاك رس جلوگيري شود.
-با توليد بلوكهاي نيمه و چارك ميتوان اتلاف مصالح هنگام اجرا و كاهش داد.
-استفاده از بلوكهاي سفالي با خواص مناسب عايقكاري حرارتي ميتواند نقش مهمي در صرفهجويي در مصرف سوختهاي فسيلي داشته باشد، نوعي از اين بلوكها با قرار دادن قطعات پلي استايرن يا پشم معدني در داخل سوراخهاي آن استفاده ميشود.
-قرار دادن قطعات عايق را ميتوان در كارخانه يا در كارگاه ساختماني انجام دادريا، ولي جاسازي در كارخانه ارجحيت دارد. تغييرات در اندازه و تعداد سوراخهاي بلوك نيز ميتواند صرفهجويي قابل ملاحظهاي در انرژي گرمايشي و سرمايشي ساختمان باعث شود.
نماي ساختمان
-در مناطق با تابستانهاي گرم از مصالحي با رنگ روشن در نماي خارجي ساختمان استفاده شود، زيرا نور خورشيد بازتابش زيادي داشته و از اتلاف انرژي سرمايشي جلوگيري ميشود.
-از نماهاي پيش ساخته عايق در ساختمانها استفاده شود. اين نماها سبك بوده و علاوه در و علاوه بر زيبايي ظاهري، عايقكاري حرارتي ساختمان را نيز تامين ميكند.
-نماهاي بتني بايد در مقابل بارانهاي اسيدي با استفاده از پوشش مناسب حفاظت شوند.
.
نمونهاي از رنگ سازگار با محيط زيست به كمك نانوكامپوزيتهاي سيليكا در دانشگاه صنعتي اميرکبير توليد شده است كه پژوهشگران ادعا ميكنند اين محصول ميتواند به عنوان رنگ ساختماني به كار گرفته شده و موجب صرفهجويي در منابع نفتي شود.
به گزارش سرويس پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، دكتر مجيد عبدوس، پژوهشي را با هدف سنتز نانوكامپوزيت سيليكا، تهيه و بهبود خواص فيزيكي و ايمني محيط زيست رنگ حاصل از آن براي استفاده به عنوان يك رنگ ساختماني انجام داده است.
در اين پژوهش، با روش جديدي از پليمريزاسيون امولسيوني، منومرهاي اكريليك را در حضور نانوذرات سيليكا، پليمريزه نموده و به اين ترتيب خواص فيزيكي پليمر نهايي را بهبود دادهايم. در نهايت خواص مطلوب جديدي را در اين ماده ايجاد كردهايم.
عبدوس با بيان اين مطلب که به کارگيري نانوکامپوزيتهاي جديد براي توليد رنگهاي صنعتي و تعميم آنها به رنگهاي ساختماني و بررسي خواص و کاربرد آنها در صنايع مختلف، بسيار موثر است،
دانشيار گروه شيمي کاربردي دانشگاه صنعتي اميرکبير براي اين کار، با استفاده از يك ماده و سطح فعال غير يوني در بالاي دماي ابري ماده، يك نانوكامپوزيت، توليد و سپس خواص مختلف نانوكامپوزيت و رنگ حاوي آن (نظير چسبندگي، سختي سطح و مقاومت به حلالهاي آلي) را با رنگ بدون نانوكامپوزيت مقايسه کرده است.
نتايج نشان ميدهد، ساختار نانوكامپوزيتي جديد داراي خواص بهبود يافتهاي نظير چسبندگي، مقاومت حلالي، اشتعالپذيري و برخي خواص فيزيكي بهبود يافته ديگري است.
اين کار پژوهشي ميتواند در توليد نسل جديد رنگها و پوششهاي صنعتي براي كاربري در صنايع ساختمان، نفت و دفاع استفاده شود.
یکی از تجلیات نگاه اخلاقی به اقتصاد، مفهوم با فضیلتی به نام قناعت است.
برخی فکر می کنند اهمیت ارزشهای اخلاقی فقط به لحاظ زمانی است یعنی فکر می کنند ابتدا نیاز داریم یک امنیت سیاسی و رفاه اقتصادی قابل قبول به دست آوریم و سپس در صورتی که چیزی اضافه ماند به اخلاق اختصاص دهیم. این نشان می دهد خیلی ها جایگاه اخلاق را متوجه نشده و فضیلتی را برای اخلاق و ارزشهای اخلاقی از جمله قناعت و بازتاب آن بر اقتصاد قائل نیستند.
هدف غایی نظام جمهوری اسلامی ایران، اخلاقی و معنوی است که باید بر روی اهداف مقدماتی نظام اعم از سیاستهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نظام نیز بازتاب داشته باشد. امنیت و رفاه اقتصادی تقدم رتبی دارند اما نباید فراموش کنیم که اینها ارزش وسیله ای دارند. تقدم ارزشی و ارزش غایی در جای دیگری تعریف می شود. در قانون اساسی نیز ذکر شده که اقتصاد وسیله است و هدف چیز دیگری است.
نمی توان به هر طریق و شیوه ای که شده امنیت و رفاه اقتصادی تامین شود و بعد به ارزشهای متعالی توجه شود. بلکه به دلیل تقدمی که ارزشهای غایی نظام دارند حق نداریم به هر شیوه ای امنیت و اقتصاد خود را سامان دهیم. با وجود اینکه امنیت و رفاه اقتصادی دارای تقدم رتبی هستند اما چون تقدم ارزشی ندارند لذا دستمان باز نیست که به هر شیوه ای حکومت تشکیل دهیم یا اینکه بخواهیم به هر شیوه ای که شده حکومت را حفظ کنیم و اقتصاد را سامان دهیم. این مسئله بسیار ظریفی است که متاسفانه سالهاست مورد توجه مسئولان کشور قرار ندارد. اگر فهم کنیم که تقدم ارزشی مان جای دیگری تعریف می شود، حق نداریم به هر شیوه ای حکومتمان را حفظ کنیم یا اقتصادمان را سامان دهیم یعنی حق نداریم به سازمان تجارت جهانی بپیوندیم.
اگر به سازمان تجارت جهانی پیوسته بودیم امروز بحران سرمایه داری گریبانمان را بیشتر می گرفت. از یک طرف وقتی سرمایه داری با بحران روبرو می شود همه مسئولان پایکوبی می کنند اما از طرف دیگر تا چندی پیش می خواستند به سازمان تجارت جهانی بپیوندند! این وضعیت را "شتر سواریهای دولا دولا" می گوییم. این نشان می دهد که فرق بین تقدم ارزشی و تقدم رتبی را هنوز متوجه نشده ایم.
چون تقدم ارزشی با اخلاق است لذا اخلاقیات باید بر اقتصاد بازتاب داشته باشد و تاثیرش مشروط باشد. یکی از تجلیات این بازتاب به این امر بازمی گردد که ما نمی توانیم از هر وسیله ای برای ساماندهی اقتصادی کشور استفاده کنیم.
اگر "قناعت" در دستور کار قرار دهیم هم زمینه ای برای رشد اقتصادی ایجاد کرده و هم یک فعل اخلاقی را پاس داشته ایم.
"قناعت" زمینه رشد اقتصادی است
وی با بیان اینکه "قناعت" زمینه رشد اقتصادی است، گفت: در غرب نیز چنین بوده است. یک جامعه شناس معروف آلمانی معتقد است که سرمایه داری ریشه در فضیلتی به نام کار و ارزشی با نام قناعت داشته است. یعنی مردم به دست نمی آوردند که مصرف کنند بلکه به دست می آوردند که سرمایه گذاری کنند.
افروغ در پایان این گفتگو تاکید کرد: "اصلاح الگوی مصرف" بحثی سابقه دار است و در تجربه غرب نیز می توان آن را ملاحظه کرد. البته این به معنای آن نیست که غرب الگوی ماست بلکه درغرب نیز بنا به ادعای یکی از جامعه شناسان غربی "کار، فضیلت است" و "قناعت، ارزش والایی دارد".
گروه حوزه و دانشگاه خبرگزاری مهر در سلسله گفتگوهایی دیدگاه اعضای هیئت علمی در زمینه اصلاح الگوی مصرف را منعکس می کند. پیش از این گفتگو با دکتر فرهاد رهبر نیز منتشر شده بود و در روزهای آتی نیز سایر گفتگوها با صاحبنظران دانشگاهی منتشر خواهد شد.
سال1388 با همه پیش زمینهها و آینده نگری ها به سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شد.این نام مناسبترین کلامی بود که میتوانست در این برهه به رفتارهای فردی و جمعی سامان دهد. بدیهی است برای تبیین چنین کلام بزرگی، لازم است ابعاد مختلف اصلاح و الگوی مصرف روشن شود و چگونگی عملکرد جملگان نیز مشخص گردد.
اصلاح الگوی مصرف را می توان در دو ساختار متفاوت بررسی کرد:
نخست: ساختار حاکمیتی که خود دو بعد متفاوت را پوشش میدهد. یکی ابعاد سختافزاری که لازم است شناخته شوند و برای آنها برنامهریزی گردد، دیگر بعد نرمافزاری که معمولا در قالب ساختار مدیریت در حاکمیت شکل میگیرد.
دوم: ساختار مردمی که مستلزم شناخت عمیق نیازهای آنها و آموزش جامعه برای تغییر رفتار مناسب در جهت تغییر الگوی مصرف است.
در ابعاد سخت افزاری که حاکمیت مکلف به شناخت و برنامهریزی برای آنهاست، چند مثال خوب در کلام رهبریت وجود داشت مثل چگونگی تامین منابع آب و توزیع آن و احیانا نحوه مصرف آن و یا شناخت علل دور ریز نان و کمبود و یا گاهی نبود کیفیت در این قوت غالب مردم. همچنین مصرف انرژی که به عنوان مثال در مورد بنزین و گازوئیل و مصرف آنها در اتومبیل ها، در کشور ما حدود 60 درصد بیشتر از کشور های پیشرفته توسط اتومبیل ها مصرف
می شود،اندیشیدن در مورد این مصرف نا خواسته توسط مردم و میزان سرمایه ای که به هدر می رود کار سختی نیست اما همت حاکمیت را چه در بعد سخت افرازی و چه نرم افزاری می طلبد تا الگوی اصلاح شده مصرف در خدمت مردم قرار گیرد و آن صرفه جویی بزرگ اتفاق افتد.
در مورد انرژی الکتریکی نیز تصمیمات حاکمیتی بر آنچه تصمیمات مدیریتی و مردمی نامیده می شود ارجح است.در کشور ما بیش از 70 درصد از لوازم برقی ساخته شده که مورد استفاده همگان است از شاخص مصرف انرژی
C
به پائین هستند. لوازمی همچون ماشین لباسشویی ،یخچال ،فریزر ، بخاری ،کولر و ... اگر حاکمیت در اصلاح سخت افزاری این لوازم مصرفی برنامه ریزی کند و یا با آگاهی نحوه انتقال انرژی الکتریکی را در سیم های کهنه و غیر استاندارد پیگیری نماید یقینا روزی به ذهنیتی می رسد که تغییر اصول الگوی ساخت و مصرف این لوازم برای کشور دخل و خرج می کند و آن وقت ما هم در زمره کشورهای پیشرفته در مصرف بهینه انرژی الکتریکی در جهان قرار
می گیریم و می توانیم با شاخص های روشن اثر بخشی هزینه انرژی را بدنیا نشان دهیم. در غیر اینصورت اگر همه امکانات تبلیغاتی و یا آموزشی را بکار گیریم باز هم نمی توانیم الگوی مصرف جامعه را تغییر دهیم، زیرا جامعه قادر نیست سخت افزارهای مصرف را تغیر دهد، و این از وظایف حاکمیت است. بدیهی است در همه موارد منظورم از حاکمیت به مجموعه قوایی است که سکان هدایت جمهوری اسلامی ایران را در دست دارند اعم از قوه مجریه، قوه مقننه و یا قوه قضائیه. اما در بعد نرم افزاری حاکمیت معمولا در ساختار مدیریت اجتماعی خلاصه می شود و به نحوی مورد خطاب مقام معظم رهبری نیز بوده کارهای بزرگی می تواند صورت گیرد که اگر چه اثر بخشی کمتری از بعد سخت افزاری حاکمیت دارد اما به دلیل فراگیر بودن و آسان تر بودن میتواند نتایج درخشانی از خود بروز دهد.
كاتب در ادامه یاداشتی که برای قلم نوشته است اضافه کرده است: این روزها در اغلب کشور های صنعتی نمی توانید وارد فضایی شوید که کمتر مورد استفاده است و با کلید برق آنجا را روشن کنید؛ بلکه ورود شما سبب روشن شدن لامپ ها می شود تا خروجتان نیز به خاموشی آنها منجر شود و شما فراموش نکنید که کلید را خاموش کنید، در عوض در زمستان در اغلب فضا های دولتی و حتی خصوصی در کشورمان شاهد بودیم که ساختار گرمایش در حال کار و مصرف انرژی است و در عوض پنجره ها بر حسب ضرورت برای تنظیم گرمایش باز و بسته می شود. آیا چنین اتفاقی در هیچ کشور پیشرفته ای امکان بروز دارد؟ در حال حاضر در کشور ما از 11 قلم میوه موجود در میوه فروشی ها 8 قلم آن خارجی است و این در حالی است که همه آنها را می توان در داخل تهیه کرد. تنها لازم است مدیریت محاسبه کند که الگوی مصرف را به کدام سمت هدایت کند تا هزینه اثر بخش باشد. مثال روشنی از مدیریت اجتماعی که
می تواند الگوی مصرف را در کشور تعیین کند در مورد اتفاقی است که سال گذشته و یا سالهای گذشته برای شکر و برنج افتاد. در کشور ما میزان مصرف شکر باید حداکثر 2 میلیون تن در سال باشد(30 کیلو گرم برای هر نفر که بالاترین رقم مصرف در جهان است) از این میزان قریب به 3/1 میلیون تن در سال 1385 در کشور تولید می کردیم و بر اساس برنامه مقرر بود تا سال 1387 به میزان 7/1 میلیون تن برسد. اما یک باره واردات شکر شروع شد و در همان سال 1385 که تنها 700 هزار تن شکر احتیاج داشتیم
6 میلیون تن شکر وارد شد و این واردات همچنان ادامه دارد. طبیعتا این مدیریت اجتماعی به پر مصرفی میزان قند های ساده یا ساکاریدی در کشور منجر شد که عوارض جسمی و اقتصادی آن تا سالها ی طولانی گریبان ملت ایران را خواهد گرفت. مصرف شکر در کشور ما با این ارقام به حدود 10 برابر پر مصرف ترین کشورهای جهان رسید و طبیعتا عوارض آن هم به همین میزان افزایش می یابد. از نظر اقتصادی نیز تولید 3/1 میلیون تنی که قرار بود به 7/1 میلیون تن برسد به 800 هزار تن سقوط کرد یعنی نسبت به سال مبدا 500 هزار تن و نسبت به سال 1387
900 هزار تن از تولید قند و شکر از محل نیشکر و چغندر کاسته شد. مفهوم مدیریتی این رفتار مصداق جامعی است بر کلام رهبری که با زدن ریشه های اقتصادی و سلامتی مردم، الگوی مصرف آنها را هم تخریب کرده ایم که معلوم نیست چگونه و در چه مدتی امکان بازگشت و سالم سازی الگوی مصرف را پیدا کنیم. در مورد برنج نیز وضعیت همین طور است. وقتی کشت برنج در دنیا کاهش پیدا کرد، پادشاه تایلند از مردمش خواست که در مصرف برنج صرفه جویی کنند تا میزان بیشتری را صادر کنند و ارز وارد مملکت نمایند، در چین از مردم خواسته شد که مصرف خود را 5/1 کاهش دهند تا مجبور به واردات برنج گران نشوند ،در کشور آمریکا برای اولین بار در طول تاریخ تاسیس این کشور سهمیه بندی مصرف برنج صورت گرفت و در این کشور سرمایه داری در فروشگاههای زنجیره ای کی مارت به هر کس تنها یک سهم برنج داده شد.یعنی الگوی مصرف را بر حسب اقتصاد پویا و سالم هدایت کردند. اما آنچه ما انجام داده ایم کاملا مغایر با اندیشه حکومتی و اصلاح الگوی مصرف بود. کاری کردیم کارستان و اعلام کردیم که از همه دروازه های کشور برنج وارد کرده ایم و گفتیم خیالتان راحت باشد و همچنان اندام ها را با نشاسته برنج نا موزون کنید که ما جیب بیگانگان را از اموال شما پر کرده ایم.
در اصلاح الگوی مصرف با دلسوزی های مدیریتی مثال ها زیاد است که به یک مورد دیگر بسنده می کنم . اگر موجودی بازار از مواد دخانی را در طول 8-7 سال گذشته پیگیری کنید، از میزان تنوغ این مواد و در دسترس بودن و ارزان بودن آنها با خبر می شوید ،کدام نصیحتی
می تواند جوانان عزیز ایرانی را از مصرف این مواد دخانی ظاهر فریب و خوش رنگ و لعاب مصون بدارد .بدیهی است که باید میزان مصرف از 7/11 درصد به قریب 15 درصد برسد و معلوم نیست چقدر سلامتی و پول مردم باید هدر رود تا فقط به جایگاه اول خود بر گردیم.
در قسمت دوم یعنی اصلاح ساختار و عادات مردم در الگوی مصرف موضوع کمی فرق می کند. الگوی مصرف مردم در بسیاری از زمینه ها مثل آنچه در بالا مثال زدم، نتیجه رفتارهای سخت افزاری و مدیریتی حاکمیت است.اما بهر حال مردم عزیز نیز اگر آگاه شوند حق خود را مطالبه می کنند و از طرفی در مواردی که قدرت انتخاب دارند الگوی مصرف سالم را پیگیری
می کنند.قوات حاکم بر سرنوشت مردم نباید گناه کاستی ها و ضعف در برنامه ریزی و مدیریت را به گردن مردم بیندازند. نباید بگویند مردم شکر می خواهند ،برنج
می خواهند ، سیگار می خواهند، حتی چند برابر کشورهای پیشرفته و باید فراهم کنیم. عقل دلسوزانه حکومت حتی می تواند نیازهای اساسی جامعه را منطبق بر ساختارهای حاکمیتی طراحی کند و تغییر دهد. لذا برای مردم آنچه مهم است تبعیت از سیاست های کلان و مدیریتی حاکمیت است .در این زمینه سه قدم اساسی باید برداشته شود که این قدم ها هم از وظایف حکومت است.
اول آموزش جامعه : این آموزش باید متنوع و در همه ابعاد و حتما فراگیر باشد.آموزش تنها در بعد انتقال مفاهیم نباید باشد بلکه باید در جامعه اعتقاد بوجود آورده و منجر به تغییر رفتار گردد،در جهان مثال های بزرگی از این نوع آموزش وجود دارد که در اینجا ذکر نمیکنم.
دوم ارائه استاندارد ها: ارائه استاندارد ها ی علمی و منطبق بر نیاز های جامعه از وظایف حاکمیت است. این استاندارد ها برمبانی فرهنگی، اقتصادی، قومی و جنسی هر جامعه ای طراحی می شود و در قالب قوانین و مقررات ابلاغ می شود. قوانین و مقررات در صورتیکه زمینه اجرائی آنها فراهم نباشد امکان تخلف و انحراف و قانون گریزی پیش می آید. بعنوان نمونه اگر شما مجوز خرید خودرو را صادر کردید و مردم نیز امکان خرید آن را پیدا کردند و بر اساس قانون و مقررات اجازه حضور در هر خیابان و کوچه ای را پیدا نمودند اما محل پارک برای آنها تعبیع نکردید و در اینجا قانون یا مقررات وضع ننمودید، مطمئن باشید که تخلف و انحراف پیش می آید ، لذا استاندارد سازی و تدوین قوانین و مقررات نیز باید بر اساس موقعیت ها و امکانات باشد نه کمتر و نه فراتر از آن.
سوم: ارزشیابی که وظیفه حاکمیت است تا همه چیز را زیر نظر داشته باشد ، و بر اساس این نظاره گری حکم صادر کند. بدیهی است اگر کسی استخر شنای خصوصی خود را می خواهد از آب آشامیدنی مردم پر کند که معادل 350 نفر آب می شود ، لازم است به همان میزان به حاکمیت برای تامین آب کمک کند و همین طور برای بنزین و میوه و ....
یادمان باشد که در اینجا نیز وجود استخر عمومی برای پاسخگویی به نیاز های جامعه هم از وظایف حاکمیتی است. اینک که از سوی رهبری عالم نظام کلامی به فراگیری همه نیازهای اجتماعی اعم از سخت افزاری و نرم افزاری مطرح شده است لازم است برای اجرایی کردن آن بر یک قیام ملی دست بزنیم و کاری کنیم که در پایان سال کارنامه ای ارزشمند برای ارائه با شاخص های روشن داشته باشیم.
الگوي مصرف در کشور نيازمند اصلاح و ساماندهي در تئوري هاي دانشگاهي و اقتصاد کشور است، در غير اين صورت با مصرف لجام گسيخته مواجه خواهيم شد. به گفته وي، متاسفانه در شرايط فعلي بخش عمده اي از وابستگي کشور به واردات در نتيجه اسراف و مصرف گرايي است.
متاسفانه در حال حاضر شرايطي در کشور به وجود آمده است که در بيشتر بخش ها به واردکننده تبديل شده ايم و همين امر موجب افزايش مصرف گرايي و درنتيجه کاهش توليدات و افزايش وابستگي به کشورهاي ديگر شده است.
آزادسازي واردات برخي از کالاها مانند ميوه آسيب جدي به توليدات بومي مانند توليد انگور و حتي انجير وارد کرده است.
در حال حاضر الگوي مصرف در ايران منطبق با الگوي مصرف کشورهاي سرمايه داري و ليبرالي غرب است.
در شرايطي که کشور با مشکل بيکاري مواجه است تبليغ کالاهاي لوکس که همگي وارداتي بوده و لطمات فراواني بر پيکره توليد کشور وارد مي کند مصداق بارز مصرف گرايي و اسراف است.
از طرف ديگر کالاهاي وطني نيز در حدي که نياز کشور را برطرف کند بايد مصرف شود.
به گفته وي بعضي ها در کشور از درآمد خوبي برخوردار هستند؛ اما نسبت به تامين مايحتاج خود امساک مي کنند که اين امر نيز قابل قبول نيست.
در اقتصاد کشور بايد گردش کالا و خدمات وجود داشته باشد و اين به معناي ميانه وري در اقتصاد است.
در حالي که بايد الگوي مصرف در کشور کنترل شود، متاسفانه علي رغم وجود شوراي عالي الگوي مصرف در برنامه اول توسعه اين برنامه در برنامه هاي بعدي حذف شد.
مصرف زدگي اقتصاد ما را وابسته تر مي کند
دکتر ابراهيم رزاقي نيز در اين ارتباط معتقد است: بعد از جنگ رشد مصرف به صورت افسار گسيخته افزايش يافت و دراين گذار منابع نفتي به سمت خريد کالا هاي مصرفي سوق يافت. درصورتي که مصرف زياد تجارت کشور را به سمت واردات سوق داده و افزايش واردات هم وابستگي به اقتصاد کشورهاي ديگر را دو چندان مي کند.
اين کارشناس اقتصادي خاطرنشان کرد: نياز به مصرف بيشتر و تغيير نوع زندگي مردم به سمت مصرف گرايي اقتصاد ما را بيش از پيش وابسته مي کند به طوري که سال گذشته 50 ميليارد دلار در آمد نفت صرف ورود کالاهاي مصرفي شد.
وي با اشاره به تغيير فرهنگ مردم در استفاده از کالاهاي لوکس و تجملي خاطرنشان کرد: مصرف بعضي از کالا ها که به صورت اسراف بوده و خلاف موازين شرعي است يک پديده کاملا تجملي و بدون ضابطه است. مردم حاضر هستند براي به دست آوردن کالاهاي مصرفي اعم از خوراکي، تجملي و.... به سختي کار کنند.
رزاقي افزود : در کشور هاي غربي و توسعه يافته اگر مصرف بالايي دارند به همان ميزان توليد مي کنند. ميزان اشتغال در آنجا بالا است. در کشور ما اگر 50 ميليارد دلار واردات را صرف توليد مي کرديم شايد نزديک به 5 ميليون شغل جديد ايجاد مي شد در حاليکه سال گذشته فقط يک ميليون شغل جديد ايجاد شد. در واقع افزايش توليد داخلي واردات را کاهش مي دهد.
اين کارشناس اقتصادي با بيان اين که بخش عظيمي از درآمد نفت صرف واردات کالاهاي مصرفي شده است اين امر را منجر به رکود سرمايه گذاري در کشور دانست و اظهارداشت: با توجه به تهديد تحريم ها عليه ايران، اين امر ( واردات بي رويه کالا به داخل ) مي تواند ضربه پذيري اقتصاد ايران را دو چندان کند.
به گفته وي، وقتي کالاهاي مصرفي به ما فروخته نشود، با وجودي که عادت به مصرف آن داريم اقتصاد را دچار از هم گسيختگي مي شود.در حالي که اگر واردات براساس پيش بيني ها انجام شود اين ضربه پذيري اتفاق نخواهد افتاد؛ موردي که مقام معظم رهبري هم به آن تاکيد کردند.
ودولت بايد در برنامه ريزي خود در اين ارتباط تجديد نظر کند ضمن اين که درآمد نفت نبايد صرف واردات کالاهاي مصرفي شود.
با توجه به تهديدات اقتصادي عليه کشورمان نيازمند برنامه ريزي در رابطه با مصرف و واردات هستيم. البته دولت مي تواند حدو مرز ي براي ورود کالاهاي تجملي تعيين کند و ماليات زيادي براي کالاهاي مصرفي اتخاذ کند تا بتواند مصرف را کنترل کند
مصرف زدگي مهمترين عامل تهديد ايران به تحريم اقتصادي است
مصطفي نوعي اقدم -نماينده مردم اردبيل - گفت: متاسفانه هرگاه از سوي مسوولين صحبت از اعتدال گرايي در مصرف به ميان مي آيد اين طور تصور مي شود که مخالفت با اصل مصرف صورت گرفته است در حالي که منظور ريخت و پاش ها يي است که انجام مي شود.
وي افزود: اگر ما فرهنگ مصرف گرايي را بر طبق فرمايشات رهبري در جامعه اصلاح کنيم و مصرفمان را در حد نياز محدود کنيم جلوي بسياري از ريخت و پاش هايي که هم اکنون صورت مي گيرد گرفته مي شود.
نوعي اقدم استراتژي دشمنان را در استفاده از حربه تحريم تکيه بر نحوه مصرف در کشور دانست و تصريح کرد: آن ها با مطالعه و بررسي بيشترين اقلام مصرفي سعي مي کنند ما را در بخش هايي که بيشتر مصرف مي کنيم در تنگنا قرار دهند.
عضو کميسيون اقتصادي با اشاره به بالا بودن سرانه مصرف در ايران به برنامه ريزي دشمنان برر روي اين مساله تاکيد کرد و افزود: بايد با در پيش گرفتن رهنمودهاي رهبري الگوي مصرف را در جامعه تغيير دهيم.
نوعي اقدم با بيان اين که با جلوگيري از مصرف بيهوده جلوي تاخت و تاز ابرقدرت ها را خواهيم گرفت اظهار داشت: چرا بايد در بخش هاي مخلتف طوري مصرف کنيم که بهانه به دست دشمن بدهيم.
نماينده مردم اردبيل به برخي از اقدامات دولت در اين زمينه اشاره کرد و گفت: نظارت و کنترل در مصرف، بهينه سازي و گازسوز کردن وسايل حمل و نقل عمومي و تشويق مردم در استفاده از آن ها گام هاي بزرگي است که دولت در اين راستا برداشته است.
نوعي اقدم شکل گرفتن فرهنگ ملي در مصرف گرايي را مستلزم تجديد نظرمردم در نحوه مصرف آن ها ذکر کرد و گفت: البته من نگراني از اين موضوع ندارم؛ زيرا مردم ما در همه مقاطع همکاري خوبي را با دولت هاي خود داشته اند که اميد است با اطلاع رساني رسانه هاي گروهي به خصوص صدا و سيما همکاري آنها در اين زمينه تشديد شود.
حل مشکل مصرف زدگي نيازمند فرهنگ سازي است
رمضانعلي صادق زاده- نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي- در اين ارتباط به خبرنگار اقتصادي شبکه اطلاع رساني برنا گفت: بحث مصرف گرايي مقوله اي کهن است که پس از انقلاب اسلامي تلاش هاي زيادي براي مهار آن شده است.
وي افزود: با توجه به برقراري ارتباط افراد جامعه با فن آوري اطلاعات و تکنولوژي و ارتباطات ميان ملت ها مصرف گرايي در جوامع مختلف به چشم مي خورد و مختص به جامعه خاصي نيست.
صادق زاده با بيان اين که جامعه نيازمند معرفي الگوهاي مصرفي مناسب است گفت: معرفي الگوهاي مصرف و تشويق آحاد مردم يکي از راه هاي مهم جهت دوري جامعه از مصرف گرايي و اسراف است.
وي بااين توضيح که نمي توان مردم را از مصرف در بخش توليدات و خدمات منع کرد،بسته هاي تشويقي را يکي از راهکارهاي حل تبعات منفي اين معضل در کشور خواند.
نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي، مصرف گرايي را مقوله اي اقتصادي خواند و بر اقدامات فرهنگي به منظور حل مشکل مصرف زدگي تاکيد کرد.
وي تصريح کرد: مجلس از بعد قانون گذاري تواني کنترل مصرف گرايي در جامعه را نخواهد داشت.
اين عضو کميسيون صنايع و معادن مجلس اظهارداشت: ارگان هاي فرهنگي که در راس آن آموزش و پرورش، صدا وسيما و رسانه ها قرار دارند تاثير بسزايي در تقويت فرهنگ صحيح مصرف جامعه خواهند داشت.
کاهش اسراف، خدمت رساني را افزايش مي دهد
عباس علي نورا کارشناس اقتصادي در گفت وگو با خبرنگار برنا پرداخت يارانه از سوي دولت را يکي از عوامل اسراف در کشور ذکر کرد و گفت: ميزان اسراف در کشور ما نسبت به کشورهاي توسعه يافته کمتر است اما چون ما کشوري اسلامي هستيم، کمترين ميزان اسراف هم براي ما پذيرفته نيست.
وي افزود: بخش عمده اسراف در کشور ما به بخش هايي که يارانه تعلق مي گيرد اختصاص دارد، زيرا وقتي مردم مي بينند هزينه کالاهاي يارانه اي با قيمت واقعي تفاوت زيادي دارد در مصرف بي توجه عمل کرده و زياده روي مي کنند.
با گسترش نظام سرمايه سالاري و حكومت بازار و همچنين گسترش رسانه هاي تبليغاتي، مردم روز به روز به مصرف بيشتر كالاهاي لوكس و غيرضروري و ناسالم تشويق مي شوند. به علاوه، در سايه تضعيف روابط اجتماعي، تمايل مردم به داشتن سبك زندگي مرفه خانواده هاي ثروتمند تبليغات تلويزيوني، با رشدي چشم گير روبه رو شده است. اين «ولخرجي متظاهرانه» كه محصول اتحاد ابر شركت هاي تبليغاتي، مؤسسات بزرگ بازاريابي و مشاوران آنها با شركت هاي غول پيكر صنعتي است، بدون توجه به ضرورت و كيفيت كالاهاي تبليغ شده، تنها بر كميت بيشتر مصرف اتكا دارد. نويسنده اين مقاله پيشنهاد مي كند كه با تقويت نظام مشاركت و تشويق به خريد گروهي و پي گيري شكايات مشتريان و همچنين توسعه آگاهي شهروندان، اين وضعيت بغرنج بهبود يابد.
توريستن ويبلن جامعه شناسي كه تئوري «ولخرجي متظاهرانه» را براي اولين بار در سال هاي پاياني قرن نوزدهم مطرح نمود، مطمئناّ در صورتي كه الگوهاي كنوني مصرف دنياي ما را مشاهده مي كرد، از خجالت آب مي شد. چرا كه در عصر حاضر، خريد كالاهاي لوكس و غيرضروري، به هدف و آرزوهاي زندگي افراد زيادي تبديل شده است.
ژوليت شور استاد دانشگاه هاروارد، در كتاب اخير خود با عنوان «آيا آمريكايي ها خريدهاي زيادي انجام مي دهند؟» به واقعيتي با عنوان «مصرف گرايي نوين» در عصر حاضر اشاره مي نمايد كه در آن، با بالا رفتن معيارهاي زندگي، افراد هيچ توجهي به قدرت خريد خود نمي كنند.
البته بيشترين سهم از خريد كالاهاي لوكس به ميليونرهاي تازه به دوران رسيده اختصاص دارد. افرادي كه در دوره هاي رياست جمهوري ريگان، بوش و كلينتون توانستند به ثروت هاي زيادي دست يابند. اما نكته مهمي كه شور به آن اشاره مي كند اين است كه در اين ميان، حتي افرادي كه نتوانسته اند به ثروت مناسبي هم دست يابند، از خريدهاي اسراف گونه استقبال مي كنند.
بايد دانست، نيرويي كه اين موج مصرف گرايي را به وجود آورده است، استفاده از روش هاي نوين بازاريابي است كه شركت هاي توليد كننده كالاهاي مصرفي، شركت هاي بزرگ تبليغاتي، مشاوران تازه وارد فعاليت هاي بازاريابي و در نهايت، موج فرهنگي مصرف گرايي، بازيگران اصلي اين وضعيت هستند. به عنوان مثال، صنعت ارائه كارت هاي اعتباري، همه ساله حدود 5/2 ميليارد خريد محصولات مصرفي را براي مصرف كنندگان انجام مي دهد كه اين كار باعث تشويق مصرف كنندگان به پرداخت پول بيشتر مي شود. اين شرايط از سويي به رشد صعودي مصرف كارت هاي اعتباري در دهه اخير انجاميده و از سوي ديگر، به افزايش بدهي مصرف كنندگان منجر شده است. آيا كسي در اين حقيقت ترديد دارد كه تلاش هاي بازاريابي تهاجمي صنعت كارت هاي اعتباري، به رشد تصاعدي و خيره كننده اين كارت ها انجاميده است؟
مثلاّ به صنعت داروسازي توجه كنيد: سرمايه گذاري اين صنعت، در بخش عرضه مستقيم داروهاي توليدي به مصرف كنندگان، در سال 1998 ميلادي تنها 25 ميليون دلار بوده است اما در سال هاي 1994 و 1996 اين عدد به 225 و 610 ميليون دلار افزايش يافت و در نهايت، در سال 1998 ميلادي، حجم اين سرمايه گذاري ها به يك ميليارد دلار بالغ گرديد. هدف از تبليغات عرضه مستقيم دارو به مصرف كنندگان كه در تلويزيون، مجله، اينترنت و ساير رسانه ها ارائه مي شود، پافشاري بيماران به تقاضاي تجويز داروهاي تجاري شركت هاي داروسازي توسط پزشكان است. داروهايي كه ممكن است آنان نيازي به مصرف اين داروها نداشته، غير ايمن بوده و يا گزينه هاي جايگزين ارزان تر و يا بهتري نيز داشته باشند. البته هيچ كس نيز درمورد آثار اين تبليغات مستقيم، سخني به ميان نمي آورد.
خانم شور با اشاره به اين اهرم بازاريابي، به ساير فاكتورهاي اجتماعي دخيل در اين تب لوكس گرايي اشاره مي كند. وي معتقد است كه با تغيير در الگوي توزيع درآمد، فرآيند خريد و مصرف مردم نيز دستخوش تغييراتي گرديده است، چرا كه افراد با درآمدهايي پايين تمايل دارند كه از الگوي مصرف افراد با درآمدهاي بالاتر تقليد كنند. با اين توضيح كه در دهه اخير، فاصله درآمدي افراد هم افزايش يافته است.
در اين ميان، برنامه هاي تلويزيوني با نشان دادن تصاويري از الگوهاي زندگي افراد ثروتمند، اين الگوها را به همه خانواده ها با هر سطح اجتماعي وارد مي كنند. خانم شور معتقد است كه عامل تلويزيون، در كنار از هم گسيختگي پيوندهاي همسايگي و ورود زنان به بازار كار، مصرف كنندگان كشورهاي غربي را ترغيب نموده كه به جاي همراهي با افراد همسايه و همتراز با خود، نگاه خود را به سوي سبك زندگي افراد ثروتمندتر از خويش معطوف نمايند.
البته روند اين «مصرف گرايي متظاهرانه» تنها با تغيير در گزينه هاي خريد فراروي افراد، تغيير نخواهد يافت، بلكه اين كار نيازمند يك تغيير اساسي در باورهاي فرهنگي ويژه اي است كه افراد را به فزون خواهي و مصرف كالاهاي لوكس تشويق مي كند. همچنين بايد سياست هاي دولت ها و جنبش هاي مصرف كنندگان نيز در اين مسير سهيم گردند تا فرآيند خريد مردم، بازنگري گردد.
سازمان هاي مستقل مصرف كنندگان، ارزش هايي جديد، روش هاي جديد تجزيه و تحليل و ايده هاي سياست گذاري جديدي را مطرح مي نمايند كه مي تواند به ايجاد تغيير در اين وضعيت منجر گردد.
در ادامه، من به تعدادي از اقدامات اين سازمان هاي مستقل اشاره مي كنم كه مي توانند مورد توجه قرار گيرند:
الف) خريد گروهي: تشويق شهروندان جامعه به خريد گروهي، باعث كاهش قيمت تمام شده مي گردد.
ب) تبادل گروهي اطلاعات و پي گيري شكايات: مصرف كنندگان مي توانند با استفاده از اينترنت، به تبادل اطلاعات و پيشنهادهاي خود پرداخته و براي پيش گيري مشكلات به وجود آمده ناشي از مصرف كالاهاي مختلف نيز از قدرت چانه زني و پي گيري گروهي بهره جويند.
ج) مشورت ها و مذاكرات گروهي: در سايه قدرت گروه هاي مصرف كنندگان، زمينه لازم جهت تأمين منافع خريداران فراهم مي گردد. همچنين دولت ها نيز از اين روابط استقبال مي كنند.
بدين ترتيب و با بهره گيري از اين روش ها، فرهنگ مصرفي جديدي به وجود خواهد آمد كه كيفيت را بر كميت ترجيح خواهد داد و با ارزش آفريني براي مشتريان، ويژگي هاي اكولوژيكي و اجتماعي آنان در فرآيند توليد حفظ مي شود. راهي كه سرانجام به مصرف غير متظاهرانه و صحيح كالاها و خدمات منتهي خواهد گرديد.
با نگاه به تاريخ 1400ساله گذشته نيز اين ديدگاه به روشنی قابل اثبات است بهطوريكه پس از رحلت حضرت محمد(ص) انحراف در دين اسلام آغاز شد و چيزی نگذشت كه در اندك زمانی نه تنها موضوع امامت و دستاوردهای غدير خم به باد فراموشی سپرده شد، بلكه دختر پيامبر نيز به عنوان اولين قربانی معصوم راه امامت به شهادت رسيد.
حتی موضوع بدينجا هم ختم نيافت و علاوه بر ظلمهای رفته به امام علی و امام حسن (ع) در دهه ششم هجری انحطاط در جامعه كار را به جايی رساند كه لشگر منتسب به اسلام اباعبدالله الحسين (ع) را بنام خروج از اسلام در كربلا با 72 يارش چنان به شهادت رساند كه تا ابد نظير مظلوميت آن واقعه قابل تكرار نيست.
تأمل در اين مصيبتها به روشنی اثبات میكند كه حتی نزديكترين حكومتها به دوران نبوت پيامبر اكرم نيز از اجرای قوانين الهی يا ناتوان بودند و يا سرباز زدند، چراكه در گام نخست برخی از اساسیترين احكام الهی را ناديده گرفته يا تحريف كردند كه موضوع امامت و ولايت از مهمترين آنهاست.
با اين نگاه وقتی به تاريخ نظر كنيم در میيابيم كه انحراف نه تنها در طول دوران ائمه معصوم (ع) كم نشد، بلكه با عميقتر شدن مطامع حاكمان زور و زر مسلط به دنيای اسلام انحرافات به شهادت 11 معصوم انجاميد و در نهايت تقدير الهی را در امام دوازدهم بر غيبت و انتظار قرار داد تا جامعه بشری در اعمال و رفتار خود برای نيل به جامعه فاضله بنگرد و نيز زمين از بقية الله خالی نباشد.
حال اگر اين ديدگاه را بپذيريم كه فقط پيامبر اكرم (ص) و حضرت حجت(عج) موفق به برپا كردن حكومت عدل الهی مبتنی بر آموزههای وحيانی میشوند بايد ساير حكومتها را در دو قالب ديگر دستهبندی كنيم.
دسته اول حكومتهايی هستند كه خود را اسلامی میخوانند و بر پايه دريافتهای خود از دين اسلام به وضع قوانين پرداخته و باری به هر جهت و بنام اسلام بر مسلمانان حكم میرانند كه تاريخ اسلام اين نوع حكومتها را فراوان ديده است.
دسته دوم نيز حكومتهايی هستند كه الگوی حكومتی خود را شيوه حكمرانی پيامبر و سيره نبوی و منابع منتسب به ائمه معرفی كرده و افق نگاهشان در ترسيم قوانين و حركت رو به تعالی جامعه را جامعه مهدی موعود دانسته و خود را جامعه منتظر و زمينهساز ظهور معرفی میكنند و كليه امور را در بينابين جامعه نبوی و جامعه آرمانی مهدوی مديريت میكنند و سعی دارند نيمنگاهی هم به پيرامون خود داشته و پيشرفتهای ساير ملل را در نوع مثبتش مد نظر قرار دهند.
به اذعان علمای معاصر، انقلاب اسلامی ايران جزء دسته دوم از اين تقسيمبندی است، چراكه بنيانگذار آن حتی بسيار پيشتر از پيروزی انقلاب در اعلاميههای بيشمار و سخنرانیهای گوناگون مسير حركت انقلاب اسلامی را اتصال به حكومت عدلگستر مهدوی اعلام و ترسيم كرده است.
و پس از پيروزی انقلاب نير مدام بر اين راهبرد پای فشرده و طراحی قوانين و ساختار حكومت را برپايه همين تدبير در قالب جمهوری اسلامی خواستار شده است كه اين امر در سه دهه گذشته نيز در راستای اين برنامه راهبردی ادامه پيدا كرده است.
اكنون با اين مقدمه به اين نتيجه میرسيم كه به موازات فراموشی و غفلت از بسياری از اصول و احكام اسلامی در سدههای گذشته موضوع مهم چگونگی مصرف نعمات خدادادی نيز مورد غفلت قرار گرفته است و فرامين الهی نيز در اين زمينه كمرنگ شدهاند.
حال اگر بخواهيم در جامعه كنونی يكی از اين احكام فراموش شده را دوباره احيا كنيم باز فرصتی به اندازه تاريخ وقوعش را نيازمنديم، چراكه بايد يك فرهنگ عوض شود و كار تبديل يا تعويض و يا ارتقای يك فرهنگ صد البته كار يكسال و دوسال نيست.
رهبر انقلاب اسلامی ايران با درك اين واقعيت كه هم اينك موضوع مصرف نعمات خداوندی در مرحلهای از خروج از الگوهای اسلامی و احياناً بحران مصرف روبروست، سالجاری را به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف ناميدند تا در اين سال به اين موضوع نگاه جدیتری انداخته شود.
با تدبر در نوع تقسيمبندیای كه از نظر گذشت بايد به ناچار در حكومت مدعی به انتساب در گروه دوم به دنبال باز تعريفی از مصرف و استخراج مجدد الگوهای آن از منابع اسلام باشيم.
در اين راستا منابع اسلامی شامل قرآن كريم، سيره نبوی و علوی و احاديث ائمه معصومين(ع) به عنوان سرفصلهايی برای استخراج الگوهای مصرف بايد مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرند.
البته اين نبايد بدان معنی باشد كه به صورت سطحی نگرانه به موضوع نگاه شود و احياناً با تحجر و سقوط در عقب ماندگی به دين مترقی اسلام ضربه زده شود، بلكه بايد با انطباق احكام نبوی و فرامين ائمه و نيز رجوع به مفاهيم و راهكارهای متعالی قرآن كريم شيوههای صحيح و نوين برای جامعه استخراج كنيم و در عين حال نيز افق نگاهمان به نقطه تعالی و پيشرفته بشر كه جامعه آرمانی مهدويست نيز باشد و تمامی برنامههايمان در توازن با اين افق استخراج و طرحريزی شوند كه در اين صورت توفيق حقيقی را به همراه خواهد داشت.
در اينجا به چند نمونه از دستورات اسلامی مرتبط با الگوی صحيح مصرف كه از همين منابع پيش گفته استخراج شده میپردازيم.
قرآن كريم در وجوه مختلف و دفعات قابل تأملی به موضوع اسراف و تبذير پرداخته و در سوره اعراف آيه 31 میفرمايد: یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ﴿
۳۱
﴾
اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زيادهروى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمىدارد.
و يا در سوره اسراء در آيات 26 و 27 میفرمايد: وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا ﴿
۲۶
﴾ و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راهمانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن، إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِينِ وَكَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ﴿
۲۷
﴾ چرا كه اسرافكاران برادران شيطانهايند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.
در حقيقت امام حسن عسگری نيز بر همين اساس در نامهای به يكی از شيعيان او را به توانگری بشارت داده و توصيه كردهاند: بر تو با به ميانه روی و اعتدال و بر حذر باش از اسراف، زيرا اين عمل از كارهای شيطان است.
همچنين روزی پيامبر اكرم (ص) از محلی میگذشت، ناگاه حضرت يكی از ياران خود بنام سعد را ديد كه در حال وضو گرفتن است، ولی برای اين فريضه اسلامی آب زيادی را مصرف میكرد، پس حضرت به وی فرمود: ای سعد چرا اسراف میكنی؟
سعد گفت: يا رسولالله در آب وضو نيز اسراف است؟
و پيامبر پاسخ فرمود: بله اگرچه از آب جاری هم استفاده كنی!
همچنين امام نخست شيعيان در حديثی میفرمايند: هركه ثروتی دارد مبادا آن را تباه كند زيرا صرف كردن بی مورد آن ريخت و پاش و اسراف است، اين كار او را بين مردم كوتهبين بلند آوازه میكند، اما در نزد خداوند بی مقدار است.
رسول اكرم نيز در حديثی ديگر میفرمايند: نشانه مصرف چهار چيز است: به كارهای باطل مینازد، آنچه را فراخور حالش نيست میخورد، در كارهای خير بی رغبت است و هركس را به او سودی نرساند قبول ندارد.
فرهنگسازي بر پايه قرآن و معارف اهلبيت عليهمالسلام و معرفي و ترويج زندگي ديني در راستاي تربيت اسلامي نسلها به عنوان اصليترين ماموريت دين براي زندگي تلقي مي شود.
و درست در همين نقطه است كه دين براي زندگي بهتر تعريف مي شود.
فرهنگ سازي از طريق ارزشهاي ديني مستلزم حركتي دقيق، علمي و مبتني بر شناخت مولفههاي ضروري در امر ترويج و تبليغ دين ميباشد.
واقعيت اين است كه آموزهاي ديني به دليل تاثير گذاري بر افراد جامعه و ضريب نفوذ بالا مي توانند يكي از ابزارهاي تاثير گذار در بهسازي رفتار و فرهنگ جامعه تلقي شوند و در اين ميان فرهنگ سازي بر پايه قرآن و معارف مي تواند نقشي تعيين كننده در جامعه ايفا كند.
فرهنگ ديني با توجه به مقبوليت بسيار بالاي آن در جامعه در شرايط فعلي مي تواند بهترين الگو براي اصلاح الگوي مصرف تلقي شود از اين رو ابعاد فرهنگ سازي ديني نيازمند بررسي دقيق تر است تا هدف گذاري درستي براي سال 88صورت دهد .
پر واضح است كه نقش نهادهاي ذير بط در حوزه دين و تبليغات ديني و اسلامي در طرح و رواج الگوي مصرف اسلامي مي تواند تعيين كننده و تاثير گذار باشد .
بررسي بايدها و نبايدهاي تبليغات ديني اولين گام در فرهنگسازي تبليغات ديني است كه در گزارش پيش روي به آن پرداخته شده است.
ضرورت بررسي عوامل ثبات و تغيير فرهنگي
فرهنگ، ميراث هزاران سال كار و تلاش فكري، هنري و صنعتي نسلهاي گذشته يك ملت است. هر نسلي اندوختههاي فرهنگي و تجارب زندگي خويش را با شيوههاي گوناگون به نسل بعدي منتقل ميكند، فرهنگ چگونه زندگي كردن را به مردم ميآموزد، انديشهها و رفتارها را جهت ميدهد، روابط ميان افراد، طبقات و اقشار گوناگون جامعه را تنظيم ميكند و حتي نزاعها و درگيريهاي قومي و ملي را نيز تحت قاعده در ميآورد و حدود و ثغور آن را مشخص ميكند. در واقع، فرهنگ و فضاي فرهنگي چونان فضا، اطراف ما را كاملاً احاطه كرده و ما در تمام صحنههاي حيات فردي و اجتماعي خود، آن را لمس كرده و از آن تاثير ميگيريم.
مطالعه و بررسي علل و عواملي كه موجب ميشود يك فرهنگ در طول قرنهاي متمادي، يكنواخت و دست نخورده باقي بماند و دست خوش تغيير و تحول قرار نگيرد و يا به سادگي و اندك تحولي تغيير يابد، هم چنين بررسي سهم عوامل داخلي در مقايسه با عوامل خارجي در ثبات و تغيير فرهنگها و رابطه ميان آنها با تغيير خودباوري فرهنگي و نفس بررسي خود باوري فرهنگي و عوامل، مكانيسمها و فرآيند تغيير و تحول آن، از ضروريات مورد نياز در فعاليتهاي فرهنگي ميباشد.
مشاركت مردمي عامل تاثير گذار در فرهنگسازي
مردم مسلمان كشور ما به شعائر اسلامي اهتمامي خاص دارند و به صورت خود جوش در سطحي گسترده اقدام به تشكيل جلسات مذهبي مي كنند.
در واقع جلسات مذهبي حجم وسيعي از مشاركتهاي مردمي را در امر تبليغ در برميگيرد و بستر مناسبي براي تبيين آموزههاي انسانساز اسلام و مسائل ديني است.
بررسي، مطالعه و شناخت عواملي كه مشاركت مردمي را كاهش ميدهد و متقابلاً عواملي كه باعث افزايش مشاركت مردمي هم در بعد مادي (تامين هزينههاي تبليغ) و هم در بعد معنوي (حضور پر رونق در عرصههاي تبليغي) ميشود، برنامه ريزان تبليغي را در بهبود روشها و ساز و كارهاي تبليغي در جهت توسعه عرصه تبليغ و افزايش شعاع و عمق پيام رساني ديني ياري ميكند.
به عبارت ساده تر مي تواند از عامل انساني و ايجاد الگوي مصرف چهره به چهره بيشترين تاثير را در معرفي الگوي مصرف اسلامي داشته باشيم .
طبقه بندي پيامهاي ديني
مبلّغان ديني بايد با انواع پيامهاي ديني و ميزان اهميت آنها از نگاه ديني، آشنايي پيدا كنند و به آن احاطه داشته باشند تا بتوانند متناسب با شرايط زمان، مكان و مخاطبان، پيام مناسب را گزينش نموده، با به كارگيري شيوهها و ابزارهاي مناسب در خصوص انتقال پيام اقدام كنند.
به تعبير ديگر طبقه بندي پيام هاي فرهنگي و اموزهاي ديني به منظور عبور از مراحل فرهنگسازي و رسيدن به هدف مورد نظر كه همان شكل گيري فرهنگ در جامعه است بيشترين تاثير را خواهد داشت.
روششناسي نيازسنجي تبليغ
برآورده كردن و پاسخگويي به نيازها و خواستههاي مخاطبان، فصل مشترك بسياري از فعاليتهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در جوامع ميباشد. بدين منظور روشهاي مختلفي متناسب با موضوع فعاليت، براي سنجش نيازها بايد طراحي و اجرا شود كه برخي از اين روشها، عمومي و برخي ديگر، ويژه آن موضوع يا زمينه خاص مي باشند.به طور مثال الگوي مصرف صحيح و دستورات ديني در اين خصوص زمينه خاصي براي تبليغات ديني است .
توجه به اين مورد ضروري است كه تبليغ با محوريت ارائه محتواي متناسب و مورد نياز مخاطبان، مستلزم شناخت كافي و مناسب از نيازهاي مخاطبان است.
اين يك واقعيت است كه هر شخص بر حسب ذوق و سليقه خود و شرايط تبليغي كه در آن واقع شده، نسبت به تشخيص نيازها و محتواي پاسخگو به اين نيازها اقدام مي كند و واضح است كه روحيات شخصي انسانها در نتيجه گيري در اين خصوص موثر است و به اين ترتيب فرهنگ سازي از طريق مبلغان خوب مي تواند تاثير گذار باشد.
به منظور اطلاع جامع و كامل از نيازها و خواستههاي تبليغي مخاطبان كه نيازهايي چند بعدي است، ضرورت دارد نسبت به روششناسي نيازسنجي تبليغ و شناسايي نيازهاي تبليغي مخاطبان توسط نهادها و مجموعههاي تبليغي اقدام گردد تا هم مبلّغان اطلاع مناسبي از اين نيازها داشته باشند و هم بتوانند نيروي بيشتري را در جهت تامين نيازهاي مخاطبان صرف نمايند.
نيازسنجي
امروزه ارائه هرگونه كالاو خدمتي در جوامع، نيازمند شناخت مشتري، مخاطب و نيازهاي آنان ميباشد. در مديريت تبليغ ديني نيز توجه به گونههاي مخاطبان و برآورده ساختن نيازهاي آنان، از ضروريات است. بايد توجه داشت كه نقش دين در زندگي انسان قابل مقايسه با هيچ كالايا خدمت ديگري نميباشد.
ارتباط گسترده دين با اجزاي زندگي انسان سبب ميگردد كه لزوماً مخاطبان به نيازهاي خود در همه زمينههاي مادي و معنوي آگاهي كامل نداشته باشند، اما نسبت به مواردي كه شناخت دارند ضروري است مطالعات انجام شود و با مد نظر قرار دادن آنها بهترين و مناسبترين تركيب از روشهاي تبليغ و ترويج دين ارائه گردد.
نياز سنجي مخاطبان تبليغ ديني در واقع دسته بندي مخاطبان با نظربه نيازهاي آنان است. به طور طبيعي محصول اين تحقيق، طبقهبندي مخاطبان بر اساس ويژگيهاي مورد نياز خواهد بود.
به طور مثال آنچه در زمينه اصلاح الگوي مصرف براي دانش آموزان لازم است ارائه شود ديگر نمي شود به همان شكل براي زنان خانه دار و كارمندان ارائه شود به دليل آنكه شرايط زندگي و نيازهاي افراد مختلف به لحاظ سن و نقش آنها در جامعه با يكديگر متفاوت است.
شكل تبليغ ديني و ارائه الگوب مصرف از طريق مبلغات ديني
تبليغ سنتي (تبليغ به روش منبر، وعظ و خطابه)، يكي ازمهمترين روشهاي تبليغ ديني از صدر اسلام تاكنون بوده كه همچنان اهميت و تاثيرگذاري خود را حفظ كرده است، تا آن جا كه اكنون اين روش، سنتي حسنه در ميان مسلمانان محسوب ميگردد.
يكي از موضوعات اساسي در عرصه تبليغ، سبكشناسي تبليغ سنتي است.
سبكشناسي در واقع عنواني براي گردآوري، بازشناسي و دسته بندي سبك هاي متفاوتي است كه از سوي مبلغان و خطباي موفق و صاحب نام در عرصه تبليغ سنتي به كار گرفته شده است؛ هرچند ممكن است تاكنون تحت عنوان سبك خاصي مطرح نشده باشند. به عبارت ديگر ميتوان گفت با مطالعه، بررسي و استخراج علمي مولفههاي خاص تبليغي هركدام از نخبگان تبليغ ديني، ميتوان به سبكهاي متفاوتي رسيد كه با انتقال و تبيين آن در بين عموم مبلغان، بر ميزان تاثيرگذاري تبليغ افزوده ميشود و به اين ترتيب با روشي مناسب و عملي مي شود در جامعه به نتيجه اي دلخواه رسيد.
اما از سوي ديگر در كنار تبليغ سنتي و فرهنگ سازي به اين روش الگو سازي و ارائه مثالهاي روز و تطابق مثالها با زندگي امروز نيز قطعا بي تاثير نخواهد بود.
جريانشناسي فرهنگي معاصر
در انجام صحيح پيامرساني ديني، شناخت دشمنان و رقبا از ضرورتهاي اوليه است. در عرصه عمومي كشور طيفهاي مختلف عقيدتي و فرهنگي متعددي فعال هستند كه متاسفانه در سالهاي اخير تعداد قابل توجهي از ايدئولوژيهاي غير بومي از وراي مرزها برشمار اين طيفها افزوده شده و توانستهاند در بين مردم و خصوصاً جوانان نفوذ كنند.
شناخت اين طيفها با رويكرد فرهنگي و تبليغي، موضوع اين پژوهش را تشكيل ميدهد و با توجه به كاربردي بودن آن و گستردگي حوزه مطالعاتي آن، به صورت فازبندي شده و مرحله به مرحله لازم است انجام شود.
مرحله اول آن، شناخت گروههاي صوفيه با عنايت به تنوع، پراكندگي و روشهاي جديد آنها تعريف شده است.
شيوههاي تبليغ غير مستقيم
تبليغ غير مستقيم در واقع تبليغي است كه پيام ديني در آن به صورت غير مستقيم به مخاطب القا ميشود. اين نوع تبليغ به دليل عمق نفوذي كه در مخاطب دارد، شيوهاي موفق و قابل توجه در امر تبليغ قلمداد ميشود.
اما به راستي تبليغ غير مستقيم پيامهاي ديني چه ابعاد و مسائلي را در برميگيرد؟
ضرورت طرح اين سوال در اين نكته نهفته است كه شناخت هرچه بيشتر روشهاي غير مستقيم در پيام رساني ديني، خود راهگشايي است براي اصلاح روش هايي كه شايد در دنياي امروز نتواند همه مخاطبان را تحت پوشش قرار دهد و مهمتر اين كه جوابگوي روحيات مخاطبان عصر رسانه نيست.
واقعيت اين است كه دردنياي كنوني تبليغ غير مستقيم و فرهنگ سازي غير مستقيم از طريق رسانه ملي ، فيلم هاي سينمايي وسايت هاي اينترنتي مي تواند تاثير گذار باشد.
امروز بركسي پوشيده نيست كه تاثير رسانه هاي نوشتاري ، ديداري و شنيداري برجامعه غير قابل انكار و نتيجه بخش خواهد بود.
شناسايي، بررسي و بوميسازي روشهاي تبليغ
امروزه در زمينههاي مختلف از تبليغ و روشهاي تبليغي بهرهگيري ميشود. گروهها و بخشهاي مختلف از گذشته تا حال از تبليغ در عرصههاي تجاري، اقتصادي، سياسي، رسانهاي، ديني و مذهبي و... استفاده كردهاند. روشهاي به كار رفته در زمينههاي مختلف در عين تفاوت و داشتن ويژگيهاي خاص آن زمينه، داراي يك سري اشتراكات نيز ميباشند كه اين اصول مشترك قابليت بهكارگيري در همه زمينه هاي تبليغي را دارد.
به اين ترتيب اگر قرار است الگوي درست مصرف تبليغ شود و نتيجه آنها مشهود گردد بهرهگيري كامل از اين اصول و همچنين تجربيات و مطالعات صورت گرفته در زمينههاي ديگر لازم است پس از مطالعه و شناسايي آنها در قالب يك طرح مطالعاتي، محتواي به دست آمده متناسب با مباني و چگونگي تبليغ مد نظر بوميسازي شود.
واقعيت اين است كه در بومي سازي تبليغات ديني فرهنگ مردم منطقه نوع زندگي ، سطح زندگي و آداب و رسوم را بايد به شدت مورد نظر قرار داد.
آسيبشناسي عرصههاي تبليغ ديني
يكي از مهمترين بخشهاي تبليغات ديني، همان تبليغات سنتي است كه از ساليان دور در كشور ما جريان داشته و اكنون هم تقريباً بر همان منوال ادامه دارد. در تبليغات سنتي نيز دو عامل زمان و مناسبتهاي تبليغي و نيز مكانهايي كه معمولاً اين تبليغات در آنجا انجام ميشود نقشي مهم در اثر گذاري تبليغي دارند. در اين ميان گاهي به اين دو عامل مهم آسيبهايي وارد آمده است و به همين دليل ميزان اثرگذاري مثبت اين نوع تبليغ را كاهش داده و يا موجب پيدايش برخي آثار منفي گشته است.
مقام معظم رهبری امسال را تقریبا به گونه ای قناعت نامگذاری کردند. اصلاح الگوی مصرف ترجمانی از مفهوم قناعت است که به نظر می رسد این مفهوم باید در یک زمینه کلان مطرح شود و آن زمینه کلان به بازتاب ارزشهای اخلاقی بر اقتصاد بازمی گردد.
باید این مفهوم را در سطح کلان دید یعنی نباید آن را در سطح مسائل جزئی آورد اما می دانم که مسئولین آن را به مسائل جزئی و صرفه جویی های مستعمل و مصطلح خواهند برد. در صورتی که باید اصلاح الگوی مصرف در زمینه وسیعتری مطرح شود یعنی نسبت اخلاق با اقتصاد و اولویت بخشی به تقدم ارزشی نسبت به تقدم رتبی مدنظر قرار گیرد.
سایه تقدم ارزشی بر تقدم رتبی باید مشروط باشد یعنی به هر شیوه ای نمی توانیم حکومت تشکیل دهیم و با تمسک به هر ابزاری نمی توانیم حفظ حکومت کنیم و توسعه اقتصادی داشته باشیم.
درست است که ارزش مقدماتی با امنیت، حکومت، اقتصاد و رفاه است اما اینها مقدمه ای برای تحقق ارزشهای متعالی و بسط معنویات و اخلاقیات در جامعه هستند. اگر این را متوجه باشیم آنگاه فهم بهتری از انقلاب به دست آورده و به هر طریقی نمی توان دست به هر سیاستی زد.
نگرانی اینجاست که "اصلاح الگوی مصرف" که می تواند در سطح کلان تعریف و بازتاب کلانی نیز داشته باشد و تحولات عظیمی را در "دهه پیشرفت و عدالت" برای کشور رقم بزند، دستاویز یک سری سیاستهای جزئی و خرد قرار گیرد و از سطح نظری آن غفلت شود. البته امیدواریم نظریه پردازان و روشنفکران کشور سطح کلان این موضوع را نهادینه کنند، سطح کلانی که به شدت نیازمند آن هستیم.
امروزه در تمام جوامع صحبت از مصرف بيرويه انرژي و نگرانيهاي ناشي از کمبود آن مطرح است ، در کشور ما نيز با توجه به نامگذاري امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف ، برآنيم تا اين عادت پسنديده هرچه بيشتر در جامعه و در کانون گرم خانوادهها با مساعدت و مديريت مادران ، آموزش کافي و بسترسازي مناسب نهادينه شود ؛ اين در حاليست كه مشاور استاندار و مديرکل امور بانوان استانداري خراسانشمالي در اين خصوص گفت : با توجه به اينکه بيشتر فعاليتهاي اقتصادي بانوان در بخش خانواده است ، بنابراين مادران با مديريت صحيح اين بخش نقش مهمي در اصلاح الگوي مصرف و امور اقتصادي جامعه و خانواده برعهده دارند.
اسلام قرنها قبل از اينکه دنياي غرب استقلال زنان را به رسميت بشناسد ، در اين مورد قوانين آشکار و واضحي داشته که زندگاني حضرت خديجه(س) به عنوان زني فعال در عرصه اقتصادي بهترين شاهد اين مدعاست که زنان ما ميتوانند به او اقتدا کنند.
اصلاح الگوي مصرف يک رسالت ملي است ، وقتي افراد اصلاح الگوي مصرف را در جامعه رعايت کنند فرهنگ درست مصرف کردن را ميآموزند بنابراين ميتوانند از منابع استفاده مستمر داشته باشند.
زناني که در جامعه فعال هستند بايد به مديريت زمان که يکي از مصرفهاست توجه داشته باشند ، به دليل اينکه فرصت را از دست دادن و مديريت نادرست استفاده از زمان مشکلات زيادي ايجاد ميکند.
خانواده در مصرف تابع زنان خانواده است ؛ بنابراين درک زنان از مصرف و چگونگي اصلاح الگوي مصرف ميتواند در همه خانوادهها تاثر گذار باشد.
زنان بايد در رابطه با نحوه درست مصرف کردن توجيه شوند و آموزش ببينند ؛ چرا که اين امر منجر به صرفهجويي در جامعه و خانواده ميشود.
اصلاح الگوي مصرف نيازمند بازنگري است، به اين دليل که بسياري از خريدهايي که از طريق بانوان انجام ميشود ، نياز واقعي نيست ، بلکه يک عادت يا تقليد از ديگران است.
الگوي تحميلي زمان ، مکان و تبليغات فرد را به صورت ناخودآگاه مجاب ميکند به اينکه به وسايل و اقلام مختلف نيازمند است ؛ درحاليکه که اين نياز، فقط يک نياز کاذب است.
الگوي غلط مصرف در زنان ، چشم وهم چشمي، نتيجه حساسيتهاي بيمورد و تربيت شده است. حساسيت زنان به جاي اينکه به امور مهم معطوف شده باشد بر مسايل برنامهريزي نشده است در واقع برخي از زنان با مصرف بي حد ميخواهند به نيازهاي خود پاسخ دهند.
هر اندازه دانش ، آگاهي ، و حساسيت زنان بيشتر شود و درک اقتصادي بيشتري در اين زمينه بيابند نسبت به طريقه مصرف حساس ميشوند.
زناني که در خارج از خانه اشتغال دارند و حقوق دريافت ميکنند در مصرف و استفاده درست از درآمد خود برنامهريزي داشته و نسبت به طريقه استفاده از آن حساس هستند .
ولي زماني که در منزل حضور بيشتري دارند و خانهدارند بيشتر انتظارات خود را به پول نسبت ميدهند و به طريقه درست مصرف کردن آن آگاهي ندارند.
آگاهي و رشد فرهنگي و اجتماعي بانوان هر چه بيشتر باشد باعث ميشود تا زنان تحت تاثير عادت و تبليغات قرار نگيرند و الگوي مصرف به اصلاح برسد.
اگر مادران در کودکي به فرزندان خود صرفهجويي را نياموزند ، الگوهاي مصرف نامناسب جايگزين الگوي مصرف مناسب در زندگي آنها ميشود.
مادران بايد به فرزندان خود بياموزند که از منابعي که در اختيار دارند به طور صحيح استفاده کنند تا در آينده دچار مشکل نشوند.
زنان و مادران با توجه به اينکه حضور پررنگ تري در خانه دارند، بيشتر ميتوانند بر مسايل صرفهجويي هر چند کوچک نظارت کنند ، براي مثال بعضي از مادران بيشتر از تعداد خانواده براي شام يا نهار غذا آماده ميکنند و بعد باقي مانده غذا را دور ميريزند در صورتي که با طبخ غذا به مقدار لازم از اسراف جلوگيري ميکنند.
زنان به علت حضور بيشتر در منزل حتي بر نحوه استفاده از نيروي برق نيز ميتوانند کنترل داشته باشند، به طوري در ساعت اوج مصرف برق از روشن کردن وسايل برقي و لامپها خودداري کنند.
اصلاح الگوي مصرف نه تنها در استفاده از نيروي برق بلکه بايد در مورد تمام نيازهاي مصرفي مانند آب ، تلفن ، گاز و حتي زمان باشد.