
در حديث معروفي از اميرالمومنين عليه السلام كه در نهج البلاغه آمده است
شش شرط براي توبه واقعي معرفي مي گردد:
و ميان آن دو گوشتى تازه رويد،
و ششم آن كه درد طاعت را به تن بچشانى،
چنان كه شيرينى معصيت را بدان چشاندى .
آن گاه أستغفر اللّه گفتن توانى.
قناعت سبب عزت مي شود ، چرا كه :
الطَّامِعُ فِي وِثَاقِ الذُّلِّ
حريص درگير ذلّت و خوارى است .
نهج البلاغه , حکمت226
در مقابل قناعت ، صفت مذموم حرص و طمع قرار دارد
نتایجی که امام برای حرص و طمع بر می شمرند ،
ضد آن ها از ثمرات قناعت به شمار می آید:
إِنَّ الطَّمَعَ مُورِدٌ غَيْرُ مُصْدِرٍوَ ضَامِنٌ غَيْرُ وَفِيٍّ
وَ رُبَّمَا شَرِقَ شَارِبُ الْمَاءِ قَبْلَ رِيِّهِ
طمع، انسان را تا لب آب مىآورد بدون اين كه برگرداند
و ضمانت مىكند بدون اين كه وفا كند،
بسا نوشنده ی آب كه پيش از سيراب شدن، گلوگير شود.
نهج البلاغه , حکمت275
آسایش از ديگر پيامد هاي قناعت است
كه در كلام علوي به آن اشاره شده است :
و هر كس بر آن چه به او روزى شده، بسنده كند،
به آسايش رسيده و در ميان آرامش فرود آمده است.
نهج البلاغه , حکمت371
بهتر از تسليم و قناعت به روزى رسيده وجود ندارد .
نهج البلاغه , حکمت371
در سايه ي قناعت ثمراتي نصيب انسان مي گردد
که در کلام علوي به بعضي از آن ها اشاره گرديده است :
وَ مَنْ رَضِيَ بِرِزْقِ اللَّهِ لَمْ يَحْزَنْ عَلَى مَا فَاتَه
و هر که به روزى خدا داده قانع باشد،
به آن چه از دست داده غمگين نمىشود .
نهج البلاغه , حکمت349