ماموران انتظامي فرماندهي شهرستان فردوس اتوبوس حامل البسه قاچاق را متوقف كردند.
در بازرسي از اين اتوبوس تعداد 900 دست لباس قاچاق كشف شد و متهمان دستگير و تحويل مراجع قضايي شدند.
*كشف 11كيلو ترياك در قاين
ماموران انتظامي شهرستان قاين حين كنترل خودروهاي عبوري به يك دستگاه پرايد با سه سرنشين مشكوك شدند و خودرو را با علائم هشدار دهنده متوقف كردند.
در بازرسي از اين خودرو 11 كيلوگرم موادمخدر از نوع ترياك كشف شد.
* كشف ترياك و هروئين از دو مسافر اتوبوس
ماموران انتظامي شهرستان نهبندان نيز در بازرسي از وسايل مسافر يك اتوبوس مقدار شش كيلو و 900 گرم هروئين فشرده كشف كردند.
همچنين از مسافر اتوبوسي كه از زابل به سمت گرگان در حال حركت بود مقدار 16 كيلو و 550 گرم ترياك كشف شد.
در بازرسي از اين اتوبوس تعداد 900 دست لباس قاچاق كشف شد و متهمان دستگير و تحويل مراجع قضايي شدند.
*كشف 11كيلو ترياك در قاين
ماموران انتظامي شهرستان قاين حين كنترل خودروهاي عبوري به يك دستگاه پرايد با سه سرنشين مشكوك شدند و خودرو را با علائم هشدار دهنده متوقف كردند.
در بازرسي از اين خودرو 11 كيلوگرم موادمخدر از نوع ترياك كشف شد.
* كشف ترياك و هروئين از دو مسافر اتوبوس
ماموران انتظامي شهرستان نهبندان نيز در بازرسي از وسايل مسافر يك اتوبوس مقدار شش كيلو و 900 گرم هروئين فشرده كشف كردند.
همچنين از مسافر اتوبوسي كه از زابل به سمت گرگان در حال حركت بود مقدار 16 كيلو و 550 گرم ترياك كشف شد.
"موسي العبداللات " وكيل جنبش اسلامي اردن در اين باره گفت: دادستان
دادگاه امنيت بين الملل اردن دستور بازداشت "يوسف ابو لوحه " را صادر كرده
و نامبرده مدت 14 روز است كه جهت انجام تحقيقات در زندان به سر مي برد.
وي افزود: بر اساس كيفرخواست ارائه شده، اتهام موكل من تهمت به مقالات عاليرتبه است.
العبداللات تصريح كرد: اين جوان اردني در تاريخ 3 ژانويه 2010 در تحصن اعتراضي اتحاديه هاي صنفي كه در مقابل سفارت مصر در "امان " (پايتخت اردن) و در اعتراض به ساخت ديوار فولادي صورت گرفت، شركت كرده بود.
وكيل جنبش اسلامي اردن گفت: خانواده موكلم از من خواسته تا وكالت او را بر عهده بگيرم و در صورت مجرم شناخته شدن "يوسف "، به 3 سال حبس محكوم خواهد شد.
مصر و اردن تنها كشورهاي عربي هستند كه با رژيم صهيونيستي پيمان صلح دارند و همواره سياست هاي صهيونيستي را در دستور كار خود قرار مي دهند.
وي افزود: بر اساس كيفرخواست ارائه شده، اتهام موكل من تهمت به مقالات عاليرتبه است.
العبداللات تصريح كرد: اين جوان اردني در تاريخ 3 ژانويه 2010 در تحصن اعتراضي اتحاديه هاي صنفي كه در مقابل سفارت مصر در "امان " (پايتخت اردن) و در اعتراض به ساخت ديوار فولادي صورت گرفت، شركت كرده بود.
وكيل جنبش اسلامي اردن گفت: خانواده موكلم از من خواسته تا وكالت او را بر عهده بگيرم و در صورت مجرم شناخته شدن "يوسف "، به 3 سال حبس محكوم خواهد شد.
مصر و اردن تنها كشورهاي عربي هستند كه با رژيم صهيونيستي پيمان صلح دارند و همواره سياست هاي صهيونيستي را در دستور كار خود قرار مي دهند.
ساعت 19 شامگاه گذشته مأموران كلانتري 127 نارمك از وقوع يك فقره فوت مشكوك يك مرد جوان در بيمارستان با خبر شدند.
مأموران با حضور در صحنه دريافتند مرد جوان 35 سالهاي به نام رضا بر اثر اصابت ضربات چاقو به بيمارستان منتقل شده و سپس فوت كرده است.
با بررسي بيشتر مشخص شد مقتول و قاتل با يكديگر در ساعت 13 ظهر درگير شده و در آن زمان مقتول مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته است و سپس در بيمارستان فوت كرده است.
مشخص شد قاتل جوان 28 سالهاي به نام جعفر است كه با همدستي خواهر خود اقدام به قتل محسن كرده و سپس از صحنه متواري شده است.
خواهر قاتل كه به عنوان معاون در قتل متهم بود، دستگير شد و به ارتكاب قتل توسط برادرش اعتراف كرد و مدعي شد مقتول مزاحم تلفني وي بوده است.
زن جوان دستگير و مدعي شد مقتول از مدتها پيش براي وي مزاحمت ايجاد كرده بود تا اينكه سرانجام ديروز در يك قرار صوري، برادرم وي را به قتل رساند و از صحنه متواري شد.
صبح امروز، جلسه رسيدگي به اين پرونده در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران و به رياست قاضي نورالله عزيزمحمدي برگزار شد.
عطار، نماينده دادستان كيفرخواست صادره را اين گونه قرائت كرد: جعفر.م، متهم به مباشرت در قتل عمد رضا.م با ايراد ضربات متعدد چاقو به بدن مقتول است كه با توجه به دلايل موجود در پرونده مانند، گزارش اوليه مرجع انتظامي، اظهارات خواهر متهم مبني بر اينكه مقتول برايش مزاحمت ايجاد كرده بود و به همين دليل با قرار تلفني صوري و در درگيري توسط برادرش كشته شده است، اظهارات حاضران در صحنه، نظريه پزشكي قانوني، اعترافات متهم و شكايت اولياي دم، طبق ماده 206 قانون مجازات اسلامي، براي متهم تقاضاي مجازات دارم.
در ادامه، پدر و مادر مقتول در جايگاه قرار گرفتند و ضمن بيان اينكه درخواست قصاص متهم را دارند، تعهد كردند كه سهم ديه فرزند صغير مقتول را پرداخت كنند.
بعد از اظهارات اولياي دم، ثريا 24 ساله، خواهر متهم به قتل در جايگاه قرار گرفت و گفت: حدود 6 سال قبل، عقد كرده شوهرم بودم كه در شهرستان جلفا، مقتول من را ديد و شماره تلفن من را پيدا كرد.
وي ادامه داد: او با من تماس ميگرفت و با تهديد از من ميخواست كه با شوهرم ازدواج نكنم ولي من به او گفتم كه شوهرم را دوست دارم. بعد از مدتي به تهران آمديم و چند ماهي از اين موضوع گذشت تا اينكه متوجه شدم كه مقتول خانه ما را شناسايي كرده است. زماني كه شوهرم خانه نبود، به خانه ميآمد و با تهديد از من ميخواست با او از خانه فرار كنم.
زماني كه عقد كرده بودم، يك بار با من تماس گرفت و گفت براي صحبت كوتاهي او را ببينم، با او به سمت سرخهحصار رفتيم كه در آنجا توسط پليس دستگير شديم و بعد از اينكه 3 روز در بازداشت بوديم، آزاد شديم.
پدر من با پدرش صحبت كرد و از آنها خواست كه پسرشان را از اين كار منصرف كنند ولي پدرش گفته بود كه آنها هم از كارهاي او خسته شدهاند.
قاضي گفت: شما در تاريخ 3 تير82، با مقتول از خانه فرار كردي؟
ثريا در جواب گفت: من با او فرار نكردم. او به زور من را با خود برد. وقتي متوجه نيت او شدم فرياد زدم كه مأموران پليس كه در پارك حضور داشتند و ما را با خود بردند.
قاضي گفت: اما فرداي آن روز، شوهرت گزارش كرده است كه شما از خانه بيرون رفتيد و ديگر خبري از شما ندارد.
ثريا در جواب گفت: من آن زمان در بازداشتگاه بودم و بعد از 2 شب كه شوهرم آمد، آزاد شدم.
قاضي از ثريا سؤال كرد آيا مقتول بعد از ازدواج شما هم مزاحم ميشد كه ثريا در جواب گفت: بله بارها اين كار را كرد.
قاضي از او پرسيد كه چرا اين موضوع را به شوهرت نگفتي و ثريا در جواب گفت: به خاطر زندگي و ترس از شوهرم، چيزي به او نگفتم.
قاضي گفت: با چه انگيزهاي مقتول را تلفني به نارمك دعوت كردي؟
ثريا گفت: من او را دعوت نكردم، به برادرم گفتم كه مقتول مزاحم من ميشود. برادرم هم با موبايل من به او زنگ زد و قرار گذاشت.
قاضي از ثريا سؤال كرد آيا ميدانستي كه برادرت ميخواهد او را بكشد كه ثريا در جواب گفت: قرار نبود او را بكشد.
قاضي از او سؤال كرد،پس چرا به سرعت در صحنه قتل حاضر شدي و برادرت را قاتل معرفي كردي كه ثريا در جواب گفت: مأموران پليس با موبايل من تماس گرفتند و از طريق آنها از موضوع با خبر شدم.
قاضي گفت: اما كسي با شما تماس نگرفت و در گزارش پليس موجود است كه شما در صحنه قتل حضور داشتيد و برادرت را قاتل معرفي كردي.
ثريا گفت: من آنجا نبودم و خود مأموران با من تماس گرفتند.
قاضي گفت: شوهرت از اين موضوع باخبر بود، چرا موضوع ادامه مزاحمتهاي مقتول را به او نگفتي.
ثريا گفت: از ترس از دست دادن زندگي و شوهرم به او نگفتم.
قاضي گفت: همكار مقتول مدعي شده است كه مقتول در حال كار كردن بود كه با او تماس گرفته شد و با اشتياق محل را ترك كرد، آيا اين نشاندهنده تماس از سوي شما نيست؟
ثريا گفت: نه، من با او تماس نگرفتم. قسم ميخورم كه من با او حرف نزدم.
قاضي گفت همسر مقتول مدعي شده است كه با او درگيري داشتيد كه ثريا گفت: من اصلاً او را نميشناسم و تنها زماني كه براي بخشيدن مهريهام به دادگاه رفتم، متوجه شدم كه او هم در دادگاه پرونده دارد.
بعد از اظهارات ثريا، قاضي از متهم به قتل خواست در جايگاه قرار بگيرد كه جعفر با قرار گرفتن در جايگاه و قبول اتهام قتل عمد گفت: اتهام را قبول دارم ولي اين كار با نيت قبلي نبود و تنها به خاطر دفاع از ناموسم مرتكب قتل شدم. او مزاحم خواهرم ميشد و قصد داشت به زور وارد خانه او شود و او را مورد اذيت و آزار قرار بدهد.
مقتول، 5 سال قبل هم براي خواهرم مزاحمت ايجاد كرده بود ولي آن موضوع تمام شده بود و ما آن را فراموش كرده بوديم. تا اينكه سال قبل خواهرم به من گفت، مقتول دوباره شروع به ايجاد مزاحمت براي او كرده است و از خواهرم خواسته بود تا از شوهرش جدا شود. خواهرم هم از من خواست با مقتول كه دوست من بود، صحبت كنم تا از اين رفتارش دست بردارد.
قاضي از متهم سؤال كرد كه چرا ميدان 70 نارمك را انتخاب كردي كه متهم در جواب گفت: اول خواستم تلفني با او حرف بزنم كه خودش قبول نكرد و گفت اگر حضوري صحبت كنيم بهتر است. با ماشين خودم او را در چهارراه گلبرگ سوار كردم و در حال گذر از كنار ميدان 70 بوديم كه او گفت، همينجا پياده شويم.
قاضي از او پرسيد چگونه با متهم تماس گرفتي كه وي گفت: شماره را از موبايل خواهرم برداشتم و با موبايل خودم تماس گرفتم.
قاضي گفت: اما در تحقيقات گفتي كه با موبايل خواهرت با مقتول تماس گرفتي؟
متهم در جواب گفت: اشتباه كردم.
متهم به دستور قاضي در تشريح روز حادثه گفت: بعد از اينكه وارد ميدان شديم به او گفتم كه دست از اين كارها بردارد چرا كه با اين كار آبروي ما را برده است. مقتول به من گفت بايد با خواهرت ازدواج كنم و هركس هم كه جلوي من قرار بگيرد، او را كنار ميزنم. او بارها پدرم را هم تهديد كرده بود.
من هم به او گفتم كه اجازه اين كار را به تو نميدهم كه او به من فحاشي كرد و به من سيلي زد. تعادلم را از دست دادم و روي زمين افتادم و در همين حالت چاقو را از جيبم درآوردم و او را زدم.
قاضي گفت كه چرا چاقو را در پارك انداختي و فرار كردي كه متهم در جواب گفت: او هنوز زنده بود و دنبال من كرد كه من هم ترسيدم و زمان فرار كردن چاقو را انداختم.
قاضي گفت: اما در گزارش پليس آمده است كه مقتول همانجا و كنار نيمكت فوت كرده است.
متهم در جواب گفت: نه، او تا كنار خيابان دنبال من آمد و زماني كه من فرار كردم او زنده بود.
قاضي از متهم سؤال كرد چرا از صحنه جرم فرار كردي كه وي گفت: تا آن زمان با كسي دعوا نكرده بودم و خيلي ترسيده بودم. 8 روز فراري بودم و در اين مدت 2 ساعت هم نخوابيدم. ولي سرانجام رفتم آگاهي و خودم را معرفي كردم.
بعد از اظهارات متهم، وكيل مدافع وي در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از موكلش گفت: موكل من هيچ قصد و غرضي غير از مسائل ناموسي نداشته است. ثريا هم نميتوانست موضوع را به شوهرش بگويد چرا كه به خاطر مسائل سال 82، شوهرش به صورت مشروط به اين زندگي ادامه داد.
ثريا همچنين به خاطر صميمتي كه با برادرش داشته است اين موضوع را با او درميان گذاشت تا از شر مزاحمتهاي مقتول خلاص شود.
در ادامه قاضي از متهم خواست آخرين دفاع خود را بيان كند كه وي گفت: من از كاري كه كردم پشيمان هستم و از خانواده اولياي دم ميخواهم كه من را ببخشند.
متهم به سمت والدين مقتول رفت و به پاي آنها افتاد و از آنها خواست او را ببخشند ولي آنها بر درخواست قصاص پافشاري كردند.
قاضي عزيزمحمدي ختم جلسه را اعلام كرد و براي اعلام نظر، به همراه مستشاران دادگاه وارد شور شدند كه در نهايت حكم به قصاص متهم دادند.
مأموران با حضور در صحنه دريافتند مرد جوان 35 سالهاي به نام رضا بر اثر اصابت ضربات چاقو به بيمارستان منتقل شده و سپس فوت كرده است.
با بررسي بيشتر مشخص شد مقتول و قاتل با يكديگر در ساعت 13 ظهر درگير شده و در آن زمان مقتول مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته است و سپس در بيمارستان فوت كرده است.
مشخص شد قاتل جوان 28 سالهاي به نام جعفر است كه با همدستي خواهر خود اقدام به قتل محسن كرده و سپس از صحنه متواري شده است.
خواهر قاتل كه به عنوان معاون در قتل متهم بود، دستگير شد و به ارتكاب قتل توسط برادرش اعتراف كرد و مدعي شد مقتول مزاحم تلفني وي بوده است.
زن جوان دستگير و مدعي شد مقتول از مدتها پيش براي وي مزاحمت ايجاد كرده بود تا اينكه سرانجام ديروز در يك قرار صوري، برادرم وي را به قتل رساند و از صحنه متواري شد.
صبح امروز، جلسه رسيدگي به اين پرونده در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران و به رياست قاضي نورالله عزيزمحمدي برگزار شد.
عطار، نماينده دادستان كيفرخواست صادره را اين گونه قرائت كرد: جعفر.م، متهم به مباشرت در قتل عمد رضا.م با ايراد ضربات متعدد چاقو به بدن مقتول است كه با توجه به دلايل موجود در پرونده مانند، گزارش اوليه مرجع انتظامي، اظهارات خواهر متهم مبني بر اينكه مقتول برايش مزاحمت ايجاد كرده بود و به همين دليل با قرار تلفني صوري و در درگيري توسط برادرش كشته شده است، اظهارات حاضران در صحنه، نظريه پزشكي قانوني، اعترافات متهم و شكايت اولياي دم، طبق ماده 206 قانون مجازات اسلامي، براي متهم تقاضاي مجازات دارم.
در ادامه، پدر و مادر مقتول در جايگاه قرار گرفتند و ضمن بيان اينكه درخواست قصاص متهم را دارند، تعهد كردند كه سهم ديه فرزند صغير مقتول را پرداخت كنند.
بعد از اظهارات اولياي دم، ثريا 24 ساله، خواهر متهم به قتل در جايگاه قرار گرفت و گفت: حدود 6 سال قبل، عقد كرده شوهرم بودم كه در شهرستان جلفا، مقتول من را ديد و شماره تلفن من را پيدا كرد.
وي ادامه داد: او با من تماس ميگرفت و با تهديد از من ميخواست كه با شوهرم ازدواج نكنم ولي من به او گفتم كه شوهرم را دوست دارم. بعد از مدتي به تهران آمديم و چند ماهي از اين موضوع گذشت تا اينكه متوجه شدم كه مقتول خانه ما را شناسايي كرده است. زماني كه شوهرم خانه نبود، به خانه ميآمد و با تهديد از من ميخواست با او از خانه فرار كنم.
زماني كه عقد كرده بودم، يك بار با من تماس گرفت و گفت براي صحبت كوتاهي او را ببينم، با او به سمت سرخهحصار رفتيم كه در آنجا توسط پليس دستگير شديم و بعد از اينكه 3 روز در بازداشت بوديم، آزاد شديم.
پدر من با پدرش صحبت كرد و از آنها خواست كه پسرشان را از اين كار منصرف كنند ولي پدرش گفته بود كه آنها هم از كارهاي او خسته شدهاند.
قاضي گفت: شما در تاريخ 3 تير82، با مقتول از خانه فرار كردي؟
ثريا در جواب گفت: من با او فرار نكردم. او به زور من را با خود برد. وقتي متوجه نيت او شدم فرياد زدم كه مأموران پليس كه در پارك حضور داشتند و ما را با خود بردند.
قاضي گفت: اما فرداي آن روز، شوهرت گزارش كرده است كه شما از خانه بيرون رفتيد و ديگر خبري از شما ندارد.
ثريا در جواب گفت: من آن زمان در بازداشتگاه بودم و بعد از 2 شب كه شوهرم آمد، آزاد شدم.
قاضي از ثريا سؤال كرد آيا مقتول بعد از ازدواج شما هم مزاحم ميشد كه ثريا در جواب گفت: بله بارها اين كار را كرد.
قاضي از او پرسيد كه چرا اين موضوع را به شوهرت نگفتي و ثريا در جواب گفت: به خاطر زندگي و ترس از شوهرم، چيزي به او نگفتم.
قاضي گفت: با چه انگيزهاي مقتول را تلفني به نارمك دعوت كردي؟
ثريا گفت: من او را دعوت نكردم، به برادرم گفتم كه مقتول مزاحم من ميشود. برادرم هم با موبايل من به او زنگ زد و قرار گذاشت.
قاضي از ثريا سؤال كرد آيا ميدانستي كه برادرت ميخواهد او را بكشد كه ثريا در جواب گفت: قرار نبود او را بكشد.
قاضي از او سؤال كرد،پس چرا به سرعت در صحنه قتل حاضر شدي و برادرت را قاتل معرفي كردي كه ثريا در جواب گفت: مأموران پليس با موبايل من تماس گرفتند و از طريق آنها از موضوع با خبر شدم.
قاضي گفت: اما كسي با شما تماس نگرفت و در گزارش پليس موجود است كه شما در صحنه قتل حضور داشتيد و برادرت را قاتل معرفي كردي.
ثريا گفت: من آنجا نبودم و خود مأموران با من تماس گرفتند.
قاضي گفت: شوهرت از اين موضوع باخبر بود، چرا موضوع ادامه مزاحمتهاي مقتول را به او نگفتي.
ثريا گفت: از ترس از دست دادن زندگي و شوهرم به او نگفتم.
قاضي گفت: همكار مقتول مدعي شده است كه مقتول در حال كار كردن بود كه با او تماس گرفته شد و با اشتياق محل را ترك كرد، آيا اين نشاندهنده تماس از سوي شما نيست؟
ثريا گفت: نه، من با او تماس نگرفتم. قسم ميخورم كه من با او حرف نزدم.
قاضي گفت همسر مقتول مدعي شده است كه با او درگيري داشتيد كه ثريا گفت: من اصلاً او را نميشناسم و تنها زماني كه براي بخشيدن مهريهام به دادگاه رفتم، متوجه شدم كه او هم در دادگاه پرونده دارد.
بعد از اظهارات ثريا، قاضي از متهم به قتل خواست در جايگاه قرار بگيرد كه جعفر با قرار گرفتن در جايگاه و قبول اتهام قتل عمد گفت: اتهام را قبول دارم ولي اين كار با نيت قبلي نبود و تنها به خاطر دفاع از ناموسم مرتكب قتل شدم. او مزاحم خواهرم ميشد و قصد داشت به زور وارد خانه او شود و او را مورد اذيت و آزار قرار بدهد.
مقتول، 5 سال قبل هم براي خواهرم مزاحمت ايجاد كرده بود ولي آن موضوع تمام شده بود و ما آن را فراموش كرده بوديم. تا اينكه سال قبل خواهرم به من گفت، مقتول دوباره شروع به ايجاد مزاحمت براي او كرده است و از خواهرم خواسته بود تا از شوهرش جدا شود. خواهرم هم از من خواست با مقتول كه دوست من بود، صحبت كنم تا از اين رفتارش دست بردارد.
قاضي از متهم سؤال كرد كه چرا ميدان 70 نارمك را انتخاب كردي كه متهم در جواب گفت: اول خواستم تلفني با او حرف بزنم كه خودش قبول نكرد و گفت اگر حضوري صحبت كنيم بهتر است. با ماشين خودم او را در چهارراه گلبرگ سوار كردم و در حال گذر از كنار ميدان 70 بوديم كه او گفت، همينجا پياده شويم.
قاضي از او پرسيد چگونه با متهم تماس گرفتي كه وي گفت: شماره را از موبايل خواهرم برداشتم و با موبايل خودم تماس گرفتم.
قاضي گفت: اما در تحقيقات گفتي كه با موبايل خواهرت با مقتول تماس گرفتي؟
متهم در جواب گفت: اشتباه كردم.
متهم به دستور قاضي در تشريح روز حادثه گفت: بعد از اينكه وارد ميدان شديم به او گفتم كه دست از اين كارها بردارد چرا كه با اين كار آبروي ما را برده است. مقتول به من گفت بايد با خواهرت ازدواج كنم و هركس هم كه جلوي من قرار بگيرد، او را كنار ميزنم. او بارها پدرم را هم تهديد كرده بود.
من هم به او گفتم كه اجازه اين كار را به تو نميدهم كه او به من فحاشي كرد و به من سيلي زد. تعادلم را از دست دادم و روي زمين افتادم و در همين حالت چاقو را از جيبم درآوردم و او را زدم.
قاضي گفت كه چرا چاقو را در پارك انداختي و فرار كردي كه متهم در جواب گفت: او هنوز زنده بود و دنبال من كرد كه من هم ترسيدم و زمان فرار كردن چاقو را انداختم.
قاضي گفت: اما در گزارش پليس آمده است كه مقتول همانجا و كنار نيمكت فوت كرده است.
متهم در جواب گفت: نه، او تا كنار خيابان دنبال من آمد و زماني كه من فرار كردم او زنده بود.
قاضي از متهم سؤال كرد چرا از صحنه جرم فرار كردي كه وي گفت: تا آن زمان با كسي دعوا نكرده بودم و خيلي ترسيده بودم. 8 روز فراري بودم و در اين مدت 2 ساعت هم نخوابيدم. ولي سرانجام رفتم آگاهي و خودم را معرفي كردم.
بعد از اظهارات متهم، وكيل مدافع وي در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از موكلش گفت: موكل من هيچ قصد و غرضي غير از مسائل ناموسي نداشته است. ثريا هم نميتوانست موضوع را به شوهرش بگويد چرا كه به خاطر مسائل سال 82، شوهرش به صورت مشروط به اين زندگي ادامه داد.
ثريا همچنين به خاطر صميمتي كه با برادرش داشته است اين موضوع را با او درميان گذاشت تا از شر مزاحمتهاي مقتول خلاص شود.
در ادامه قاضي از متهم خواست آخرين دفاع خود را بيان كند كه وي گفت: من از كاري كه كردم پشيمان هستم و از خانواده اولياي دم ميخواهم كه من را ببخشند.
متهم به سمت والدين مقتول رفت و به پاي آنها افتاد و از آنها خواست او را ببخشند ولي آنها بر درخواست قصاص پافشاري كردند.
قاضي عزيزمحمدي ختم جلسه را اعلام كرد و براي اعلام نظر، به همراه مستشاران دادگاه وارد شور شدند كه در نهايت حكم به قصاص متهم دادند.
به نقل از پايگاه اطلاع رساني پليس خراسان شمالي، فرمانده هنگ مرزي راز و
غلامان از توقيف 500 راس گوسفند قاچاق در حين خروج از مرز مشترك ايران و
تركمنستان خبرداد.
محمد عزيزي اظهار داشت: اين تعداد گوسفند توسط سه نفر از چوپانان در نوار مرزي ايران و تركمنستان در حال هدايت و خروج از مرز به خاك كشور تركمنستان بودند.
وي با بيان اينكه افراد ياد شده دستگير و احشام توقيفي به صاحبان گلههاي گوسفند تحويل شد، خاطرنشان كرد: پرونده متهمان جهت سير مراحل قانوني تحويل مراجع قانوني شد.
* برگزاري نشست مشترك مرزبانان با مرزنشينان خراسان شمالي
نشست مشترك مرزبانان با مرز نشينان خراسان شمالي برگزار شد.
برپايه اين خبر، اين نشست دوستانه كه به همت هنگ مرزي راز و غلامان برپا شد، ضمن آشنايي نزديك مرزبانان با مشكلات مرزنشينان به سئوالات آنان پاسخهاي لازم ارائه شد.
در اين نشست صميمي محمد عزيزي، فرمانده هنگ مرزي راز و غلامان در خصوص جرائم عبور و مرور مرزي با مرز نشينان به گفتگو نشست.
به گزارش خبرگزاري فارس از بجنورد، در اين نشست همچنين بزرگان، ريش سفيدان، شوراهاي اسلامي و مسئول و مدرسان حوزه علميه اهل سنت روستاهاي مرز نشين حضور داشتند.
خراسان شمالي بيش از 280 كيلومتر مرز بينالمللي با كشور تركمنستان دارد.
* سرعت بالا در محور ارتباطي بش قارداش حادثه آفريد
تخطي از سرعت مطمئنه در محور ارتباطي بوستان بش قارداش حادثه آفريد.
برپايه اين خبر، در اين سانحه رانندگي به علت بالابودن سرعت خودروي پرايد، منجر به واژگوني اين خودرو شد.
در اين سانحه رانندگي دو نفر از سرنشينان پرايد به شدت زخمي كه پس از اعزام به بيمارستان يكي از سرنشينان به سبب شدت جراحات وارده از ناحيه سر جان خود را از دست داد.
كارشناسان تصادفات علت اين سانحه را بياحتياطي راننده پرايد به خاطر تخطي از سرعت مطمئنه در پيچ اعلام كردند.
* اهداي كمكهاي نقدي كاركنان نيروي انتظامي استان براي بازسازي عتبات
كاركنان فرماندهي انتظامي خراسان شمالي كمكهاي نقدي خود را براي بازسازي عتبات عاليات اهدا كردند.
اين اقدام كه همزمان با ايام محرم و صفر انجام شد، كاركنان فرماندهي انتظامي استان 37 ميليون و 820 هزار ريال براي بازسازي عتبات عاليات به حساب ستاد بازسازي عتبات عاليات خراسان شمالي واريز شد.
همچنين سه عدد سكه طلا از شيفتگان ائمه معصومين در نيروي انتظامي استان جمعآوري شد.
محمد عزيزي اظهار داشت: اين تعداد گوسفند توسط سه نفر از چوپانان در نوار مرزي ايران و تركمنستان در حال هدايت و خروج از مرز به خاك كشور تركمنستان بودند.
وي با بيان اينكه افراد ياد شده دستگير و احشام توقيفي به صاحبان گلههاي گوسفند تحويل شد، خاطرنشان كرد: پرونده متهمان جهت سير مراحل قانوني تحويل مراجع قانوني شد.
* برگزاري نشست مشترك مرزبانان با مرزنشينان خراسان شمالي
نشست مشترك مرزبانان با مرز نشينان خراسان شمالي برگزار شد.
برپايه اين خبر، اين نشست دوستانه كه به همت هنگ مرزي راز و غلامان برپا شد، ضمن آشنايي نزديك مرزبانان با مشكلات مرزنشينان به سئوالات آنان پاسخهاي لازم ارائه شد.
در اين نشست صميمي محمد عزيزي، فرمانده هنگ مرزي راز و غلامان در خصوص جرائم عبور و مرور مرزي با مرز نشينان به گفتگو نشست.
به گزارش خبرگزاري فارس از بجنورد، در اين نشست همچنين بزرگان، ريش سفيدان، شوراهاي اسلامي و مسئول و مدرسان حوزه علميه اهل سنت روستاهاي مرز نشين حضور داشتند.
خراسان شمالي بيش از 280 كيلومتر مرز بينالمللي با كشور تركمنستان دارد.
* سرعت بالا در محور ارتباطي بش قارداش حادثه آفريد
تخطي از سرعت مطمئنه در محور ارتباطي بوستان بش قارداش حادثه آفريد.
برپايه اين خبر، در اين سانحه رانندگي به علت بالابودن سرعت خودروي پرايد، منجر به واژگوني اين خودرو شد.
در اين سانحه رانندگي دو نفر از سرنشينان پرايد به شدت زخمي كه پس از اعزام به بيمارستان يكي از سرنشينان به سبب شدت جراحات وارده از ناحيه سر جان خود را از دست داد.
كارشناسان تصادفات علت اين سانحه را بياحتياطي راننده پرايد به خاطر تخطي از سرعت مطمئنه در پيچ اعلام كردند.
* اهداي كمكهاي نقدي كاركنان نيروي انتظامي استان براي بازسازي عتبات
كاركنان فرماندهي انتظامي خراسان شمالي كمكهاي نقدي خود را براي بازسازي عتبات عاليات اهدا كردند.
اين اقدام كه همزمان با ايام محرم و صفر انجام شد، كاركنان فرماندهي انتظامي استان 37 ميليون و 820 هزار ريال براي بازسازي عتبات عاليات به حساب ستاد بازسازي عتبات عاليات خراسان شمالي واريز شد.
همچنين سه عدد سكه طلا از شيفتگان ائمه معصومين در نيروي انتظامي استان جمعآوري شد.
به نقل از معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي، حسين بصيرت گفت: ساعت 14 روز
بيست و چهارم دي ماه سال جاري شخصي هراسان به ايستگاه پليس شهر صنعتي ساوه
مراجعه كرد و ماموران را در جريان قتل برادرش در داخل كارگاهي قرار داد.
وي با اشاره به صحت موضوع و حضور كارشناسان تشخيص هويت در صحنه قتل افزود: با حضور كارآگاهان و بررسي آنها از صحنه جرم مشخص شد كه اين مرد 45 ساله براثر اصابت گلوله به سمت چپ سينهاش به قتل رسيده است.
بصيرت اظهار داشت: كارآگاهان در قدم بعدي به تحقيق گسترده درباره تردد افراد غريبه در كارگاه پرداخته و پي بردند يكي از دوستان مقتول پس از ورود به كارگاه و ايجاد درگيري وي را با استفاده از سلاح كمري به قتل رسانده و متواري شده است.
وي با بيان اينكه ماموران سريعا تلاش خود را براي دستگيري متهم به قتل آغاز كردهاند، گفت: كارآگاهان متهم تحت تعقيب را در يكي از محلههاي ساوه سوار برخودرو مشاهده و پس از طي مسافتي تعقيب و گريز نهايتا در حالي كه وي قصد شليك به سوي ماموران را داشت دستگير شد.
بصيرت با اشاره به اعتراف متهم به قتل دوستش علت قتل را اختلاف حساب آنها عنوان كرد و گفت: در اين رابطه دو قبضه سلاح كمري كشف كه پرونده به همراه متهم تحويل مراجع قضايي شد.
معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان مركزي همچنين از واژگوني خودرو سمند و مرگ پسر بچه هشت ساله خبرداد.
واژگوني يك دستگاه خودرو سمند در محور قديم ساوه ـ همدان منجر به مرگ يكي از سرنشينان خودرو كه پسر بچه هشت سالهاي بود شد و سه سرنشين ديگر خودرو مجروح و به بيمارستان منتقل شدند.
همچنين در سانحه ديگري در خيابان بهزيستي ساوه يك دستگاه پرايد با دو عابر پياده برخورد و يكي از عابران براثر شدت جراحات وارده فوت كرد.
وي با اشاره به صحت موضوع و حضور كارشناسان تشخيص هويت در صحنه قتل افزود: با حضور كارآگاهان و بررسي آنها از صحنه جرم مشخص شد كه اين مرد 45 ساله براثر اصابت گلوله به سمت چپ سينهاش به قتل رسيده است.
بصيرت اظهار داشت: كارآگاهان در قدم بعدي به تحقيق گسترده درباره تردد افراد غريبه در كارگاه پرداخته و پي بردند يكي از دوستان مقتول پس از ورود به كارگاه و ايجاد درگيري وي را با استفاده از سلاح كمري به قتل رسانده و متواري شده است.
وي با بيان اينكه ماموران سريعا تلاش خود را براي دستگيري متهم به قتل آغاز كردهاند، گفت: كارآگاهان متهم تحت تعقيب را در يكي از محلههاي ساوه سوار برخودرو مشاهده و پس از طي مسافتي تعقيب و گريز نهايتا در حالي كه وي قصد شليك به سوي ماموران را داشت دستگير شد.
بصيرت با اشاره به اعتراف متهم به قتل دوستش علت قتل را اختلاف حساب آنها عنوان كرد و گفت: در اين رابطه دو قبضه سلاح كمري كشف كه پرونده به همراه متهم تحويل مراجع قضايي شد.
معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان مركزي همچنين از واژگوني خودرو سمند و مرگ پسر بچه هشت ساله خبرداد.
واژگوني يك دستگاه خودرو سمند در محور قديم ساوه ـ همدان منجر به مرگ يكي از سرنشينان خودرو كه پسر بچه هشت سالهاي بود شد و سه سرنشين ديگر خودرو مجروح و به بيمارستان منتقل شدند.
همچنين در سانحه ديگري در خيابان بهزيستي ساوه يك دستگاه پرايد با دو عابر پياده برخورد و يكي از عابران براثر شدت جراحات وارده فوت كرد.
