یک شنبه 19 اردیبهشت 1389  ساعت 2:53 PM
 چه شد كه همت مضاعف و كار مضاعف شد نام امسالمان؟ مگر ما خوب كار نمي كنيم و يا همت مان كم بلند است؟ و يا نه اضافه بر چيزي كه انجام مي دهيم مورد نيازمان است؟ نگاهي به وضعيت شاخصهاي بهره وري نيروي كار كشورمان در مقايسه با ساير كشورها نشان مي دهد كه بهره وري نيروي كار در كشور ما پايين است.

سوالي كه مطرح مي شود، اين كه آيا خود افراد بخوبي كارشان را انجام نمي دهند؟ و يا نه، سيستم هاي مديريتي توان بهره گيري از نيروي كار را ندارند؟ به نظر مي رسد كه متاسفانه هر دو نقص در كشور ما به اندازه كافي وجود دارد و به همين دليل ضمن اينكه خود و همه دوستان را به كار بيشتر و بهتر فرا مي خوانم، نكات بسيار مهمي را در خصوص مورد دوم كه ممكن است به دليل اهميت مورد اول مورد غفلت بمانند، بعرض مي رسانم تا بر اهميت سيستم ها در ارتقاي شاخصهاي كار تأكيد كرده باشم:

1- اين سيستم است كه وظيفه هر شخص را تعريف و نوع رابطه افراد را تبيين مي نمايد. حال در سازماني كه روابط افراد و وظايف هر يك به دقت مشخص نشده باشد، افراد سعي مي كنند در مواقعي كه تقسيم مسئوليت به درستي انجام نشده باشد، به دنبال دردسر نگشته و مسئوليت اين امور را بر عهده نگيرند، چرا كه اين گونه فعاليتها معمولا بي مزد و پر از زحمت و مسئوليت اند. حتما در برخي ادارات ديده ايد كه چند كارمند در كنار يكديگر نشسته و به صورت "سري" هر يك گوشه اي از يك فعاليت ار انجام مي دهند اند، ولي برخي پركارند و غير از وظايف خود، كارهاي بي متولي را داوطلبانه انجام مي دهند و برخي نيز تنبلند و تن به اين كارها نمي دهند، يكي از دلايل اين تفاوت، در تقسيم نا صحيح و ناعدلانه وظايف است.

2- شاخص هاي اندازه گيري كار، اولين نياز اندازه گيري ميزان فعاليت و اثربخشي آنهاست. شاخصها و معيارهاي پذيرش هر فعاليت، اهداف سازمان را به صورت ملموس و محسوس براي افراد بيان مي نمايند. مطمئنا در جايي كه كارها اندازه گيري نمي شوند، هيچ انگيزه اي جز وجدان براي كاركردن وجود نخواهد داشت و اين مسئله موجب زحمت انسانهاي مسئول و از زير كار رفتن انسانهاي تنبل خواهد شد. نمونه اين مشكل در بعضي پستهاي كاري كه بصورت موازي باهم قرار دارند، مشاهده مي شود، يعني چند نفر يك كار مشابه را مستقلا انجام مي دهند و كاهلي هر يك موجب درد سر ديگري خواهد شد. حقير اين مورد را در برخي بانكها كه چند صندوق دارند زياد مشاهده كرده ام.

3- در هر سيستم بايد مراجعي عمل ارزيابي فعاليت ها را بر اساس شاخصهاي تعريف شده انجام دهند. دقت در تعريف شاخصها بدون ارزيابي صحيح، بي فايده خواهد بود. ارزيابي در هر سيستمي ابزار عيب يابي به منظور اصلاح است و در صورتي كه عمل ارزيابي و انتخاب ارزياب ها بر اساس معيارهاي عادلانه و علمي صورت نگيرد، عملا هيچ نفعي از ارزيابي به سيستم نرسيده و احتمالا زيان هاي شديدي نيز متوجه آن خواهد نمود. نبود يا ضعف در ارزيابي ها، موجب بي انگيزگي در نيروي كار مي گردد و صرفا باعث زحمت انسانهاي با وجدان و پركار خواهد شد.

4- اگر در سيستمي همه مراحل فوق انجام شده و ارزيابي هاي دقيقي نيز صورت گرفته باشد، ولي بين پركار و كم كار تفاوتي قائل نگردد، عملا هيچ كاري صورت نگرفته است. اين مشكل متاسفانه در كشور ما بسيار بارز است، در كشور ما سياستهاي انگيزشي اعم از تشويق و تنبيه جايگاه شايسته اي ندارند، يا اصلا از آنها استفاده نمي شود و يا بدون استحقاق افراد از آنها سوء استفاده مي شود. اين مسئله را بارها در اطراف مان ديده ايم، چه بسا افرادي كه مستحق تنبيه اند، تشويق و چه بسا افرادي را كه مستحق تشويق اند، تنبيه مي شوند. اين مسئله كه از يكي از بهترين ابزارهاي تربيت و هدايت بشر در بنگاهها و سيستمهاي ما استفاده مي شود، مطمئنا چاره اي جز كاهش سطح بهره وري نخواهد داشت.

5- هر سيستمي مدام بايد در تمام موارد فوق، خود را به روز نمايد، يعني مدام شرح وظايف را بر اساس نيازهاي روز سازمان يا بنگاه طراحي نمايد، شاخصها بازتعريف و اصلاح گردند و سيستمهاي نظارتي و ارزيابي مدام تجهيز، مورد آموزش و ارتقا يابند. مطمئنا در سيستمهايي كه اين چرخه به صورت مداوم جريان نداشته باشد، افراد فرصت طلب، راهكارهاي فرار از كار را شناسايي نموده و بخوبي از ضعف مديريت و سيستمهاي نظارتي سوءاستفاده مي نمايند.

6- يكي از اموري كه باعث كاهش انگيزه در نيروي كار حتي از نوع مسئول و باوجدان كاري مي شود، كمبود اثربخشي فعاليت هاست. يعني در سازمانها و بنگاه هاي ما، فعاليتهاي بيهوده يا كم فايده زيادي وجود دارد كه صرفا توان نيروي كار را هدر مي دهد. اين مسئله موجب مي شود تا نيروي كاري كه به بي فايده بودن فعاليت هاي خود آگاه است، انگيزه لازم را براي فعاليت نداشته باشد. اين مسئله، در سازمانهايي كه حتي نيروهاي وارسته و كاري در فعاليتهاي خود دچار سستي هستند، شايع بوده و بايستي طراحي دقيق و كامل شرح وظايف و اختيارات افراد در سازمان مورد تجديد نظر قرار گيرد.

هدف از اين نوشته، اين بود كه اهميت برنامه ريزي، مديريت و نظارت را ياد آور گردم و به هيچ وجه در نقش مهم افراد در ايجاد انگيزه در خود و تقويت نقش وجدان در انجام شايسته تر كارها، هيچ ترديدي وجود ندارد.

منبع: خرد نيوز


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقايي نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 11:04 AM
در دهه چهارم انقلاب كه به دهه پيشرفت وعدالت ناميده شده بايستي چرخه حركتي توسعه در كشور با سرعت بيشتري انجام شود. مقام معظم رهبري با تيزبيني ويژه خود امسال را به نام همت مضاعف و كار مضاعف ناميد اين هوشياري و درايت معظم له در ابتداي دهه چهارم بايد مورد دقت نظر و توجه مسئولين قرار گيرد.

انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي از زمان تاسيس تا امروز كه وارد دهه چهارم عمر پربركت خود گرديد از فراز و نشيبهاي سخت و مشكلي با مدد و كمك الهي با رهبري امام راحل(ره) و مقام معظم رهبري و حمايت پشتيباني ملت قهرمان ايران علي رغم دشمني ها و توطئه هاي رنگارنگ و كينه توزانه در ابعاد مختلف نظامي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي رسانه اي و فشارهاي قدرتهاي فرامنطقه اي با موفقيت عبور نمايد. در پايان دهه سوم انقلاب حماسه بي نظير ملت در حضور آگاهانه در انتخابات 22 خرداد و شركت 85 درصدي مردم در آن براي هميشه پيروزي قاطع ملت ايران در تاريخ تثبيت نمود در حال حاضر نظام مقدس جمهوري اسلامي به عنوان كشور تاثيرگذار و مهم در جهان نقش كليدي را در معادلات و مناسبات بين المللي دارد و به بركت خون پاك شهيدان و استقامت ملت ايران از منزلت و جايگاه رفيعي برخوردار است. ملت هاي مسلمان و آزاده جهان اميد و توجه خاصي به ايران دارند. امروز چشم جهان و ملتهاي خسته از ظلم و تجاوز مستكبران و زورمداران عالم به ايران اسلامي دوخته شده. امروز تنها ملت ايران است كه پرچم عدالت را در جهان در دست دارد كه اين مسئله مسئوليت ملت ايران را سنگين تر مي كند. امروز ايران اسلامي با شعار عدالت محوري در يك سو و جبهه كفر الحاد و بي عدالتي در سوي ديگر صف آرائي نموده اند امروز به خوبي قدرتهاي سلطه گر بيش از گذشته از شعار عدالت محوري ايران در هراس است چرا كه با قدرت يابي ايران خود كفا و پيشرو در عرصه هاي علمي و فن آوري زمينه بالندگي و رشد ايران بيش از گذشته فراهم است و اين همان چيزي است كه سالها قدرت هاي بزرگ با فشارها و توطئه ها نمي خواستند كه ايران به چنين موقعيتي دست يابد. امروز بسترها و زمينه هاي لازم براي سرعت بخشي هرچه بيشتر در سازندگي كشور فراهم است بايستي در ابتداي دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت ناميده شده بايستي با همت و تلاش مضاعف با يك جهش بزرگ گام هاي موثرتري براي اعتلاي ايران اسلامي برداشته شود. براي انجام اين رسالت بزرگ بايستي مسئولين و ملت دوشادوش يكديگر بيش از گذشته جهت نيل به اهداف متعالي انقلاب اسلامي كه همان شعار عدالت است گام بردارند تا انشاءالله زمينه ساز دولت يار و عدالت محور حضرت بقيه الله(عج) باشيم. در اين راستا توجه به چند عامل مهم و اساسي لازم و ضروري است كه عبارتند از:

برنامه منسجم:

اولين گام براي موفقيت در هر كاري داشتن برنامه مدون است كه اين امر مهم و اساسي يعني داشتن برنامه از ضروريات مسلم است كه اين نقشه را در افق روشن در برنامه چشم انداز 20 ساله توسط مقام معظم رهبري تدوين و ابلاغ گرديد. اهداف و چشم انداز اين برنامه 20 ساله كشور يعني افق ايران 1400 در آن وظايف قواي سه گانه تبيين شده است اما آنچه بايد بدان توجه داشت صرف تدوين و ابلاغ برنامه مشكلي را حل نمي كند آن چيزي كه مي تواند موفقيت اين برنامه را تضمين كند توجه خاص به برنامه ابلاغي توسط مقام معظم رهبري است تا مسئولين و دست اندركاران كشور در رده هاي مختلف در جهت اجراي صحيح برنامه همت گمارند و با تصويب قوانين متناسب با برنامه و بسترها و زمينه هاي اجراي آن را با حضور و مشاركت مردم در كمك به رسيدن هرچه سريع تر به اهداف چشم انداز است. در اين راستا مسئولين و قواي سه گانه با وحدت و يكپارچگي بدون دخالت دادن نظرات گروهي و جناحي وابستگي هاي گروهي و حزبي و مجادلات بيهوده و سطحي و بي فائده تمام وقت و تلاش خود را صرف اجراي صحيح برنامه چشم انداز كنند و با بهره گيري از نظرات كارشناسان حوزه و دانشگاه و نخبگان و توان نيروي جوان و متفكر كشور با همت مضاعف و كار مضاعف به عملي سازي اهداف چشم انداز اقدام نمايند تا انشاءالله طبق برنامه چشم انداز شاهد ايران آباد، آزاد، پيشرفته مادي و معنوي و مستقل و مقتدر در منطقه و جهان باشيم.

اتحاد و همبستگي ملي:

وحدت و يكپارچگي يكي از عوامل مهم و نياز حياتي جامعه بشري محسوب مي شود كه بدون آن جامعه بشري نمي تواند به حيات خود ادامه دهد در سايه وحدت است كه جامعه مي تواند كاركرد درست خود را داشته باشد. پويائي و تداوم جامعه بشري مشروط به وجود اتحاد در ميان جامعه است تا انسانها به كمك هم به سوي رشد و تعالي حركت نمايند و برعكس جامعه اي كه در آن اختلاف، تشتت و چند دستگي باشد آن جامعه روي سعادت و خوشبختي را نخواهد ديد و انسانها با دست خود نابودي و شكست را براي خود رقم مي زنند و همچنين راه را براي سلطه ديگران فراهم مي سازند. جامعه اي كه به افراد و مردم خود متكي است هيچگاه اجازه سلطه و آقائي را به ديگران و قدرت هاي فرصت طلب و سودجو نخواهد داد از اين رو وحدت كلمه در هر جامعه اي از لوازم حيات و استقلال آن جامعه است. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي هنگامي كه ملت ايران با وحدت و همدلي دست اجانب و مزدوران وابسته را از ايران اسلامي كوتاه نمود و سرنوشت خويش را به دست خود گرفت و دست قدرتهاي مستكبر را از منابع سرشار اين كشور كوتاه كرد شاهد تلاش دشمنان و قدرت هاي بزرگ بوديم بخصوص در مسائل اخير بعد از انتخابات بي نظير 22 خرداد كه چگونه دشمنان داخلي و خارجي خود را به آب و آتش مي زدند تا با سوء استفاده از مسائل انتخاباتي با سوارشدن بر موج ايجاد شده با بهره گيري از افراد مغرض و قدرت طلب و بريده از نظام و ملت كينه و اختلاف را در ميان صفوف ملت ايجاد نمايند تا شايدوحدت و يكپارچگي مردم را دچار خدشه و آسيب نمايند تا به خيال خود كشور را به سوي جنگ داخلي سوق دهند تا از اين طريق نظام مستحكم ومقتدر ايران را متزلزل و بتوانند به آرزوي 30 سال خود دست يابند. خوشبختانه ملت ايران با آگاهي از ترفند دشمنان و توجه و عمل به يكي از مهمترين تاكيدات و فرمايشات امام راحل (ره) يعني تبعيت و اطاعت فرمان ولي فقيه با بصيرت مثال زدني خود نتوانستند كوچكترين خدشه اي به وحدت و اتحاد مردم وارد سازند و ثمره شيرين و معجزه آساي وحدت و اتحاد را همچون گذشته مشاهده نمود. حال كه در ابتداي دهه چهارم انقلاب اسلامي قرار گرفتيم و با اتحاد ميان خود همه گردنه هاي سخت را از پيش روي برداشته ايم بيش از گذشته نياز است تا همه گروه ها، جناحها و اقشار مختلف مردم با درك موقعيت حساس كشور و نظام با وحدت و هم دلي حول محور اسلام، ولايت فقيه، قانون اساسي و آرمانهاي معمار بزرگ انقلاب امام راحل (ره) ضمن خنثي سازي توطئه دشمنان با همت و تلاش و عزم راسخ يكي پس از ديگري راه را جهت پيشرفت و توسعه همه جانبه مادي و معنوي كشور هموار نمائيم. مقابله و مبارزه واقعي با آمريكا كارو تلاش و ساختن ايراني پيشرفته است. دهه چهارم انقلاب دهه پيشرفت و عدالت است پس بايد براي عملي سازي اين شعار با كمك هم به اين هدف متعالي و بزرگ انقلاب نائل شويم. هوشياري و توجه همه افراد، گروهها، جناح ها، نخبگان و احاد ملت به وحدت و همبستگي ملي زمينه ساز رشد و بالندگي هرچه بيشتر انقلاب و نظام جمهوري اسلامي خواهد شد.

همت مضاعف و كار مضاعف:

يكي ديگر از عوامل و زمينه هائي كه توسعه و پيشرفت را سرعت مي بخشد مسئله كار و تلاش مضاعف در كشور است در دهه چهارم انقلاب كه به دهه پيشرفت وعدالت ناميده شده بايستي چرخه حركتي توسعه در كشور با سرعت بيشتري انجام شود. مقام معظم رهبري با تيزبيني ويژه خود امسال را به نام همت مضاعف و كار مضاعف ناميد اين هوشياري و درايت معظم له در ابتداي دهه چهارم بايد مورد دقت نظر و توجه مسئولين قرار گيرد. بايد محور اصلي سياست گذاري سال 89 بر اساس فرمايشات مقام معظم رهبري تدوين و تنظيم شود تا با فراهم نمودن زمينه هاي لازم، شاهد يك عزم و اراده ملي و همت و تلاش مضاعف در ميان مردم، مسئولين دانشمندان، مخترعين و مبتكرين، نخبگان علمي و دانشگاهي در سرعت بخشي به توسعه و پيشرفت جامعه اسلامي باشيم. مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خود چنين مي فرمايند: (امسال براي اينكه ما بتوانيم آنچه را كه در اين دعاي شريف به ما تعليم داده شده است و وظيفه ماست، انجام بدهيم، براي اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاي كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم تر و پرتلاش تر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذاري مي كنم. به اميد اينكه در بخشهاي مختلف، بخشهاي اقتصادي، بخشهاي فرهنگي، بخشهاي سياسي، بخشهاي عمراني، بخشهاي اجتماعي، در همه عرصه ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاي بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم تر، راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدفهاي بزرگ خود ان شاءالله نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است). بايد به اين موضوع توجه نمائيم در جامعه ديني كه در آن كار و تلاش يك عبادت تلقي شود ضمن آنكه لطف و كمك الهي همراه آن جامعه خواهد بود توسعه، رفاه فردي و اجتماعي، عزت ملي و قطع وابستگي را در پي خواهد داشت. انشا ءالله در پايان سال شاهد يك جهش بزرگ در توسعه و پيشرفت و عدالت اجتماعي باشيم.

خودباوري و اعتماد به نفس:

يكي از اقداماتي كه قدرت هاي سلطه گر براي سلطه بر كشورهاي جهان از آن بهره مي جويند پاشيدن بذر خود كم بيني و خودباختگي و عدم اعتماد به نفس در ميان ملتها و جوانان كشورها است تا بتواسطه آن سلطه خود را بركشورها و ملتها فراهم و تسهيل بخشند ايران نيز تا قبل از انقلاب شكوهمند اسلامي با تبليغات گسترده غرب و با سلطه بر اين كشور توانسته بودند اين روح خود باختگي را در ملت ايران ترويج دهند و بدينوسيله بيش از 2500 سال بر ايران و منابع سرشار آن سلطه پيدا كنند به بركت نفس مسيحاي امام راحل و اسلام و انقلاب اسلامي روح اعتماد به نفس و خود باوري در ميان ملت ايران بخصوص جوانان برگشت و در طول اين سي سال همگان شاهد ثمرات ارزشمند آن بوديم و ملت به چشم خود ديد كه در سايه ايمان و اعتماد به خود و جوانانش چه كارهاي بزرگ و ارزشمندي را به سرانجام رسانيد و ايران وابسته را به كشوري مستقل تبديل ساخت. ملت با اعتماد به خود و جوانان برومندش در مدت سي سال علي رغم دشمني ها و فشارها و موانع ملت با بهره گيري از توان خود و اتكا به دارائي خود توانست ضمن قطع وابستگي به بيگانگان، يكي پس از ديگري سنگرهاي پيشرفت و توسعه را در صحنه هاي مختلف علمي، پزشكي، فن آوري، اختراعات و ابتكارات، هوا و فضا و... پشت سر بگذارد حال حاضر كه بسترهاي لازم توسعه همه جانبه فراهم است لازم است با تقويت اعتماد به نفس ملي گام هاي بلند علمي در عرصه هاي مختلف بخصوص توليد علم و فن آوري بيش از گذشته برداشته شود و در آينده نه چندان دور با توكل به خدا و اعتماد عميق به جوانان برومند اسلامي شاهد آن خواهيم بود كه كشور ايران به عنوان يكي از كشورهاي مادر در توليد علم، صنعت، و تكنولوژي هاي مختلف و متنوع روز پا به عرصه جهاني بگذارد و اين آرزو با توكل به همت و تلاش جوانان تيزهوش و نخبه نسل سوم انقلاب بسيار نزديك و دست يافتني است. ان شاءالله

نويسنده:سيد مهدي هاشمي سينقاني



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقايي نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 12 اردیبهشت 1389  ساعت 1:05 AM
حجت‌الاسلام عبدالرسول بينازاده،در برنامه‌اي كه به مناسبت سالگرد شهادت شهيد مطهري و هفته عقيدتي سياسي در جمع مأموران و سربازان وظيفه سپاه فجر استان فارس برگزار شد، اظهار داشت: خاصيت مردان بزرگ اين است كه در اوج آشنايي غريب هستند.
وي شناخت سطحي و سوري انسان‌هاي بزرگ را فريبنده دانست و تصريح كرد: گاهي تصور مي‌كنيم كه انسان‌هاي بزرگ را آن چنان كه بايد شناخته‌ايم اما شناخت ما در اين مواقع سطحي است.
اين استاد حوزه و دانشگاه با تأكيد بر اينكه شناخت استاد شهيد مطهري مشكل است، خاطرنشان كرد: دست‌يابي به ابعاد گوناگون شخصيت جامع‌الابعاد شهيد مطهري آسان نيست.
بينازاده با بيان اينكه شهيد مطهري در اقيانوس دانايي و معرفت غوطه‌ور بود، اظهار داشت: در حوزه ديانت، عالمي به گران‌قدري و گران‌باري شهيد مطهري از اين همه فضل و كمال و معرفت، به تعداد زيادي نداشته و نداريم.
وي شخصيت علمي شهيد مطهري را از بسياري جهات كم نظير عنوان و خاطرنشان كرد: شهيد مطهري،‌ شخصيتي جامع‌، پركار و سخت كوش و سرشار از دانايي و دانش رود.
اين شاگرد شهيد مطهري با اشاره به ابعاد مختلف علمي شهيد مطهري، تصريح كرد: گستره كارهاي علمي شهيد مطهري محدود نيست و جمع شدن اين مجموعه دانش در يك فرد، كمتر اتفاق مي‌افتد.
بينازاده با بيان اينكه برخي دانش خوبي دارند اما در حوزه انديشه و تفكر دستي ندارند، اظهار داشت: شهيدي مطهري نه تنها يك دانشمند بلكه يك انديشمند بزرگ و صاحب‌نظر بود.
وي با تأكيد بر اينكه شهيد مطهري نه فقط در علم بلكه در معنويت و سلوك نيز در درجه بالايي بود، ‌خاطرنشان كرد: شهيد مطهري يك فرد موفق و قدرتمند در سلوك معنوي، عرفان عملي، تهذيب نفس و برخورداري و بهره‌مندي از معنويت بود.
مسئول نظارت شوراي نگهبان در استان فارس افزود: شهيد مطهري در اوج دانايي و تفكر و دانش،‌ سرشار از معنويت و خداپرستي و عارفي عظيم‌الشأن بود.
بينازاده بيان داشت: شهيد مطهري نه تنها يك سالك مجذوب بلكه يك مجذوب سالك و واصل بود.
وي همت بلند را يكي ديگر از ابعاد شخصيتي شهيد مطهري ذكر كرد و با اشاره به نامگذاري امسال با عنوان «همت مضاعف، كار مضاعف» از سوي مقام معظم رهبري، تصريح كرد: شهيد مطهري،‌ مصداق كم نظير همت مضاعف و كار مضاعف است.
اين شاگرد شهيد مطهري با اشاره به آثار متنوع و گسترده شهيد مطهري،‌ ابراز داشت: هنوز آثاري از شهيد مطهري وجود دارد كه منتشر نشده است.
بينازاده با بيان اينكه شهيد مطهري،‌ معلمي هنرمند بود، تصريح كرد: كمتر هنرمندي در معلمي و كمتر معلمي در هنرمندي مانند شهيد مطهري داريم.
وي با تأكيد بر اينكه شهادت، حق مسلم شهيد مطهري بود، گفت: خواست خدا بود كه شهيد مطهري در كنار تمام خوبي‌ها به فضيلت بالاي شهادت نيز دست يابد.

 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقايي نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:22 PM

شک مقدمه یقین است و تنها آنان که جرأت پرسیدن دارند، شایسته اعتقادی راسخ و باوری راستین اند. دیده تیزبین و ریزبینی که کورانه ره پوییدن را برنمی تابد و ذهن پویایی که تا رسیدن به پاسخ آرامی نمی یابد، شایان ارج و احترام است. از پرسشگری می شناسند، جوان مسلمان را. پرسش مقدس است و قابل ستایش و تنها پاسخ را یارای رویارویی با اوست. پرسش را می ستاییم که نشان از آگاهی دارد و معرفت و حکمت را به دنبال. می ستاییم پرسش را تا مبادا شکسته شود حرمت ذهن پرسش گر و مدفون گردد پرسشی که نفس می کشد. گفته ایم و باز می گوییم که کار ما کشتن پرسش نیست.

ناگفته پیداست که در این میان برخی شبهه پراکنی نیز می کنند و سعی در پوشاندن حقیقت دارند و نمی دانند که فرجامی جز ناکامی ندارند که خورشید همواره زیر ابر نمی ماند و روزی نور حقیقت بر دل جویندگان و پرسندگان خستگی ناپذیر خواهد تابید. می کوشند تا با دهان های خود نور خدا را خاموش کنند(1) و با دست های خود خورشید حقیقت را بپوشانند. ای کاش پیش از آنکه دست و دهانشان بسوزد از خواب سنگین غفلت سربرآورند. با این حال، اگر در عنوان این نوشته پرسش را به جای شبهه برگزیدیم تنها از این رو بود که بار منفی این کلمه گردی بر دامان پرسش ننشاند و ذهن پرسش گری را به اتهام شبهه انگیزی نمیراند و پرسشی ناگفته و خاموش نماند.

برخی اندیشه مهدویت را معجونی مخدر و دارویی مسکن می دانند که تخم بی همتی می نشاند و جز سستی نمی زاید. می گویند این انتظار ریشه عمل گرایی را می خشکاند و تنها کاهلی می پروراند. چنین می پندارند که این اندیشه قدرت اقدام به عمل برای اصلاح و پیشبرد جامعه اسلامی را از مسلمانان سلب کرده، در عوض ناله و شیون را به آنان ارزانی داشته است؛ چنانکه گویی انتظار مصلحی که کارها را یکسره سامان خواهد بخشید، جایی برای اصلاح گری باقی نگذاشته است و مسلمانان را به خسته انبوهی تبدیل کرده که نشستن در گوشه ای تاریک و نمناک را به جای جستجوی گرما و روشنی برگزیده اند و در خاموشی، سکوت و سستی فرو مرده اند.

در این میان برخی پا را از این نیز فراتر می نهند و برخی از احادیث مهدوی را در راستای گسترش ظلم و فساد به کار می گیرند. این حدیث معروف از رسول رحمت(ص) را دستاویز خود قرار می دهند که درباره فرزند بزرگوارشان، حضرت بقیة الله(عج) فرمود: ...يملأ الأرض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما... (او زمین را پر از داد و عدل مى کند، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد...)(2) و می کوشند تا منتظران را به گسترش ظلم و فساد و سکوت در برابر ستمکاران وادارند. سکوت در برابر ستمگری و ستمگران و حتی پشتیبانی از آنان و یاری رساندن به گسترش ظلم و فساد را گامی در راستای زمینه سازی برای ظهور حضرت بقیة الله، امام خوبان و نابودگر ستمکاران(عج) برمی شمارند.

در پاسخ باید گفتک که این گمانه زنیهای مبتنی بر پایه های پوچ و دور از حقیقت، آنگاه که در برابر واقعیت های تاریخی مستند قرار می گیرند، به راحتی رنگ می بازند. تاریخ درخشان اسلام، لبریز است از جنبش های پرخروشی که نشان از همت والای جوانمردان مسلمان دارد. جنبش هایی که گام هایی عظیم در جهت گسترش عدالت، حمایت از ستمدیدگان و ترویج ارزش های والای اسلامی برداشته اند. چنین جوش و خروشی زاییده همان اندیشه مهدوی است که مایه سستی و کاهلی برشمردندش و مخدرش نامیدند.

انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی ایران به دست توانمند روح خدا، حضرت امام خمینی(قد)، نمونه آشکاری از این جنبش هاست که بنیان ظلم و ستم را از ریشه برکند و حکومت طاغوتیان را فروریخت و معادله های جهانی را یکسره بر هم زد. او پیشوای ما بود و او بود که اندیشه مهدوی و انتظار فرج را به ما آموخته بود و چه بسیار شنیده بودیم که زمزمه می کرد:

از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برآرم، داد زبیداد کشم
شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منت آن را که به من داد کشم
عاشقم، عاشق روی تو، نه چیز دگری
بار هجران و وصالت به دل شاد کشم
در غمت ای گل وحشی من ای خسرو من
جور مجنون ببرم تیشه فرهاد کشم
مردم از زندگی بی تو که با من هستی
طرفه سری است که باید بر استاد کشم
سال‌ها می‌گذرد، حادثه‌ها می‌آید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

اکنون نیز جانشین صالح اوست که امسال را سال کار مضاعف و همت مضاعف نامیده است. روحیه منتظران، روحیه ای سرشار از امید و سرزندگی است و با سستی و خمودگی سر سازگاری ندارد. امسال سرزمین منتظران، سرزمین کار و همت است و این خود بزرگ ترین دلیل کژی و ناراستی این باور است که تنها محصول اندیشه مهدوی، سستی و کاهلی است و کار منتظران شیون و ناله و گوشه نشینی.

با دیدی گسترده تر که بنگریم این اندیشه را تجلی خواسته های جامعه انسانی از هر دین و آیینی می یابیم. بشر، فرجام نیکی را به انتظار نشسته است که پس از تحمل رنج بسیار فراخواهد رسید. پایانی که تحقق اهداف و رسالت های همه پیامبران الاهی خواهد بود. این اندیشه حتی در ایدئولوژی ها و رویکردهای مادی همچون مارکسیسم که معتقد به سیر دیالکتیکی تاریخ است نیز بروز یافته است که بازگشت نهایی تاریخ به دوره اشتراکی را به انتظار نشسته اند. از این رو، این باور، باوری انسانی است که مورد تایید دین قرار گرفته است.(3)

هنگامی که دین الاهی این باور عمومی بشر که زمین در نهایت پر از عدل و داد خواهد شد را مورد تایید قرار می دهد، این باور به اعتقادی راسخ درباره آینده و سرنوشت بشر تبدیل می شود و منبع قدرت و انرژی بی پایانی در اختیار انسان می گذارد. ایمان به اندیشه مهدوی توان رویارویی با ظلم و ستم را به انسان می بخشد، حتی اگر سراسر زمین را فراگرفته باشد؛ چراکه به پایانی پر از عدل و داد ایمان دارد. جهان حتی اگر سراسر در تاریکی فرو رود، مشعل نورانی و گرم این باور فروزان باقی می ماند و چشمه یاس و نومیدی را می خشکاند و امید را در قلب آدمی زنده نگاه می دارد.

باور به منجی، باور به امکان مبارزه با جهانی سراسر ظلم و ستم است و توان انسان برای فرو ریختن پایه های ظلم و بنای جهانی پر از عدالت. این باور نشانگر آن است که ظلم و ستم حالتی غیرپایدار است و فرجامی جز برچیده شدن ندارد و این پایان پذیری حتمی، امید را در دل ستمدیدگان و مظلومان زنده نگاه می دارد. امیدی که مایه حیات آدمی است و نابودی این امید حیاتبخش به نابودی انسان خواهد انجامید. از سوی دیگر، این باور چشمه امیدی در دل آدمی می جوشاند که اگر جهانی در ستمکاری دست به دست هم دهد و بویی از عدالت در جهان باقی نماند، نخواهد خشکید.

نکته قابل توجهی که در این خصوص وجود دارد این است که این باور در اسلام تفاوت قابل توجهی با سایر ادیان دارد. منجی ما گرچه پوشیده در پرده غیبت است، در پرده ابهام آینده نمی گنجد. او هم اکنون هست و با ما و در کنار ما زندگی می کند و از احوال و وضعیت ما آگاه است. او واقعیتی است نه متعلق به آینده، که اکنون حاضر است و همراه با نفس های ما نفس می کشد و عطر انفاسش جهان را گل افشان ساخته است. او خود نیز در صف منتظران، روز ظهور را به انتظار نشسته است. او انسانی نیست که در آینده زاده شود، او در میان ما زندگی می کند و ما را می بیند. او که در کنار ماست و بر همین زمین گام برمی دارد، تجسد ظلم ستیزی است.

در پایان درباره بخش پایانی پرسش در خصوص به کارگیری احادیث مهدوی یاد شده در راستای گسترش ظلم و ستم، دو نکته قابل ذکر است. یکی اینکه در حدیث شریف نیامده است: «بعد ما ملئت جائراً وظالماً»، (دنیا پر از جائر و ظالم گردد)؛ بنابراین ممکن است با ظهور یک شخص ظالم این پدیده شوم، رخ دهد و جهانی پر از جور و ستم گردد و نمی توان چنین نتیجه گرفت که منتظران همه باید دست به ظلم و ستم ببرند تا زمینه ظهور را فراهم سازند. نکته دوم اینکه خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید: «ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر أن الأرض يرثها عبادي الصالحون»(4)؛ بنابر این آیه شریفه زمین میراث بندگان صالح خداوند خواهد بود، پس یارانی وفادار و یاورانی صالح و نیکوکار حضرت بقیة الله(عج) را فراخواهند گرفت و همراه ایشان خواهند بود.


پی نوشتها
1. الصف: 8.
2. الرسائل العشر، الشیخ الطوسی، ص99؛ کمال الدین و تمام النعمة، الشیخ الصدوق، ص257.
3. فلسفتنا، شهید صدر، ص26.
4. الأنبياء: 105



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقايي نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:20 PM

در این نوشتار به بررسی برخی از علل و عواملی می پردازیم که ممکن است در رستاخیز قیام و انقلام امام مهدی (عج) به کار گرفته شود و با تکیه بر آنها و همت و تلاش همه انسان ها، بودجه و مواد و منابع عظیم و مکان برای چنین اقدامی عظیم تأمین گردد و در فروغ آن زندگی بشریت سامانی درخور یابد

1ـ برقراری عدالت اجتماعی
عدالت اجتماعی به معنای تعادل و توازن در کلیه جریان های اقتصادی جامعه است و نظام تولید و توزیع مصرف را در بر می گیرد.

2ـ اجرای اصل مساوات
رعایت قاطع اصل مساوات نیز موجب تعدیل ثروت ها و برابری در توزیع کالاها و موارد مورد نیای همه مردم است و از تراکم و ذخیره سازی کمتر و اسرافکاری نزد طبقات و گروه هایی مانعی می گردد و زمینه های اصلی کمبود و نیازمندی را برطرف می سازد.

در اینباره به چنین تعالیمی بر می خوریم: «و یسوّی بین النّاس حتّی لاتری محتاجاً إلی الزکاة» یعنی (امام مهدی «عج») میان مردم (در تقسیم اموال) به مساوات رفتار می کند به طوری که دیگر نیازمند و محتاجی یافت نمی شود.(1)

3ـ عمران و آبادی زمین
طبق نظر متخصصان، بسیاری از زمین ها قابل عمران و آبادی و کشاورزی و تولید است، بسیاری از آب ها دارای استعداد ذخیره شدن و بهره برداری است و بسیاری از مناطق زمین متروک و رها شده مانده است. این موضع نیز از نظر متخصصان و آمارگیران ثابت است که زمین استعداد اداره و تأمین چند برابر جمعیت کنونی را دارد به سه شرط: الف) از همه امکانات بهره برداری شود. ب) از اسرافکاری و شادخواری و کامروایی فزون از حدّ گروه هایی اندک مانع گردند. ج) تکنیک های دقیق علمی و فنی و متناسب با محیط ها و سرزمین ها به کار رود.

4ـ پیشرفت فنون
علم و دانش بشری در رستاخیز امام مهدی (عج) به تکامل نهایی می رسد و امام با برنامه ریزی های دقیق که از دانش بیکران الهی او برخاسته است، همه مناطق زمین را آباد می کند و برای تأمین زندگی و ایجاد رفاه همگانی راه و روش هایی را عرضه می کند که تا آن روز برای بشر ناشناخته بوده است.

5ـ باران های مفید و پیاپی
طبق تعالیم قرآن و احادیث پارسایی و نیکوکاری و احسان و به خصوص دادگری موجب نزول رحمت هایی الهی و وفور نزولات آسمانی است و گناه به ویژه ظلم در روابط انسانی موجب خشکسالی و محرومیت الهی و قلّت نزولات است. در دوران ظهور چون نیکی و احسان و عدل و انصاف بر سراسر گیتی پرتو می افکند و روابط انسانی بر اصل عدل و انصاف استوار می گردد و مردمان همه به نیکی و نیکوکاری و پارسایی می گرایند و ظلم و ستم را یک سو می نهند، از این رو، شایسته فضل بیشتر و رحمت بیشتر می گردند و بارش باران های مناسب و به موقع، سبب رشدی وصف ناپذیر در تولید خواهد گشت و بسیاری از مشکلات و کمبودها و نیازمندی ها را برطرف خواهد ساخت.

6ـ برنامه ریزی درست و از یک نقطه
عامل محرومیت و عقب ماندگی اکثریت کشورها و اجتماعات بشری، کشورهای قدرتمند و سلطه طلب است. اگر سلطه طلبان از میان بروند و تقسیم جامعه بشری به دو یا سه طبقه پیشرفته و در حال توسعه و عقب مانده نفی شود و همه برنامه ریزی ها و فکر و تخصص ها و سرمایه ها و مدیریت ها تا سر حدّ امکان به طور یکسان در همه ی مناطق زمین، تقسیم گردد و تبعیض و تفاوتی در کار نباشد و جهان دارای مرکزیتی یگانه و واحد شود که بر اساس عدل و مساوات به همه انسان ها یکسان بنگرد و تقسیم بندی های ظالمانه ی جامعه بشری را محو سازد و همه امکانات طبق نیازها به مناطق عالم گسیل گردد و هیچ نقطه ی متروک و رها شده باقی نماند، به طور طبیعی مشکلات و نابسامانی های زندگی انسان ها برطرف می شود و رفاه و آسایش بر سراسر زمین سایه می افکند.

7ـ بهره برداری از معادن و منابع زیرزمینی
بسیاری از ثروت ها و مواد لازم برای زندگی ما از معادن به دست می آید. این معادن و مواد دیگری که برای بشر امروز شناخته شده نیست، در دوران ظهور مورد بهره برداری قرار می گیرد. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «و یظهر الله له کنوز الارض و معادنها...» خداوند برای قائم (عج) گنج ها و معادن زمین را آشکار می سازد... .(2)

در دوران آن رستاخیز عظیم، مواد و معادنی شناخته و اکتشاف می شود که چهره ی زندگی ها را به کلی دگرگون می سازد. با توجه به بیکرانی و فراوانی منابع و معادن زیرزمینی – به ویژه نسبت به بخش های ناشناخته آن برای بشر امروز- روشن می گردد که این بخش از منابع درآمد دولت حضرت مهدی (عج) سرمایه ای در خور و کارآمد دارد. مانع عظیم اکثریت اجتماعات بشری امروز نبود شناخت و دانش کافی است یا برنامه ریزی های حساب نشده و نادرست است و در دوران ظهور، دوران سراسر آگاهی و شناخت های ناب و خالص اس که همه زوایای زندگی انسان را روشن می سازد و در برنامه ریزی های فرهنگی، تربیتی، هنری، فنی، اجتماعی، اقتصادی و ... نقطه ی ابهام و عقب ماندگی باقی نمی ماند.

8ـ بازپس گیری ثروت های غصب شده
از جمله اموال عمومی که غاصبانه به افرادی خاص داده شده است «قطایع» است یعنی زمین هایی از اراضی خراجی که از راه امتیاز به نزدیکان حکام داده می شده. این اموال بذل و بخشش هایی است که موجب تشکیل طبقه ای ممتاز در جامعه است. در دوران گذشته پادشاهان و حکومت ها به درباریان و اطرافیان خود قطعه زمین هایی پیشکش می کردند و این زمین ها قطیعه و قطایع نام داشت.

9ـ استفاده از همه ی اموال (اموال عمومی، خصوصی)
امام مهدی (عج) برای پیشبرد اهداف انقلاب طبق تعبیر برخی از احادیث از همه ی اموال عمومی و خصوصی بهره می گیرد. امام باقر (ع): «... و تجمع إلیه (القائم) اموال الدنیا من بطن الارض و ظهیرها» فیقول للناس: «تعالو إلی ما قطعتم فیه الارحام و سفلکتم فیه الدّماء الحرام، و رکبتم فیه ما حرّم الله «عزّ و جلّ»...»(3) همه اموال جهان در نزد مهدی (عج) گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین، آنگاه مهدی به مردمان بگوید: «بیایید! و این اموال را بگیرید! اینها همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آن ها قطع رحم کردید و خویشان خود را رنجاندید، خون های به ناحق ریختید و مرتکب گناهان شدید، بیایید و بگیرید!»

10ـ کنترل و نظارت دقیق مرکزی
از جمله عوامل بسیار مهمی که امام مهدی (عج) در پرتو آن نابسامانی های اقتصادی و ویرانی امور معاش را برطرف می سازد، اشراف و نظارت دقیق حاکمیت مرکزی جهانی اسلامی است بر جریان اقتصادی و معیشتی تمام اجتماعات بشری.

در پایان این بخش، تذکر این نکته نیز لازم است که آنچه درباره انقلاب حضرت مهدی (عج) گفته می شود یا به قلم می آید، نسبت به آنچه خواهد شد و مسائل و طرح ها و برنامه هایی که در آن دوران سراسر عدل و داد و شناخت و آگاهی و نظم و حق و حقوق و علم و فنّ و دانش و ایمان عرضه خواهد گشت، قطره ای است از دریا و البته روشن است که آگاهی کامل از تمام مسائل – که پس از ظهور رخ می دهد – در دوران پیش از ظهور دشوار است برای هر کس در هر درجه از آگاهی و اندیشمندی. آری در این راستا مهم شناخت برخی از این روش هاست که قوانین عمومی اسلامی آن را روشن می سازد و ظیفه ما همّت و تلاش مضاعف برای آماده سازی این بسترها برای دوران ظهور امام مهدی (عج) است ان شاءالله.

پی نوشت ها
1. بحار، ج 52، ص 390
2. موسوعة الامام المهدی (کتال الثالث)، ص 780 به نقل از اعلام الوری، ص 413
3. غیبت نعمانی، ص 237



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقايي نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :49
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net