الگوي مصرف در زندگي شهيدان

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | چهارشنبه 18 فروردین 1389  ساعت 11:48 PM |  

 

بيش از بيست ‌سال از پايان جنگ مي‌گذرد، اما هيچ‌ زماني به مانند اين روزها به يادآوري آن روزها و درس‌آموزي از آن نياز نداشتيم. ما اكنون در آغاز دهه چهارم كه مقام معظم رهبري، آن را دهه «پيشرفت و عدالت» ناميده‌اند، هستيم و آغاز اين دهه نيز سال حركت به سوي «اصلاح الگوي مصرف» است. با نگاهي گذرا به عمر سي‌ساله انقلاب درمي‌يابيم كه تنها مقطعي از اين زمان كه مي‌تواند براي ما، در راه رسيدن به الگوي صحيح مصرف، الگو باشد، همان چندسال نخست انقلاب و به ويژه دوران دفاع مقدس است. حتي اگر آموزه‌ها و مباني ديني كه پايه رفتارهاي آن دوران را شكل مي‌داد، به گوشه‌اي نهيم، باز آن دوران مي‌تواند به ما ياري برساند؛ چرا كه هر كشوري حتي اگر پيشرفته و ثروتمند هم باشد در شرايط جنگي سياست‌هايي را پيش مي‌گيرد كه با آن شرايط، همخواني و سازگاري داشته باشد. خرج مملكت در هنگامه جنگ به گونه‌اي سامان مي‌يابد كه نيروهاي در حال نبرد با كمبود و نقصان عِده و عُده روبرو نشوند و ذهنشان درگير مسئله‌اي جز دشمن نباشد. وضع ما كه ديگر مشخص است. در شرايطي جنگ به ما تحميل شد كه نه نيروي انساني كارآمد و ماهر، پاي كار داشتيم و نه كليد زرادخانه‌هاي تسليحاتي جهان در دستمان بود. تحريم شده بوديم. حتي سيم‌خاردار هم به ما نمي ‌دادند و از بازار سياه، هر آنچه را كه مي‌خواستيم فراهم مي‌كرديم؛ اما انقلاب ماند. كشور ماند و هشت سال مقاومت كرديم. صدها عامل را شايد بتوانيم برشماريم. اما هيچ‌ چيز نمي‌تواند جاي عامل الگوي صحيح مصرف را بگيرد. مصرف فقط در مورد نان و آب و نيروي انساني نبود؛ همه چيز را دربر مي‌گرفت؛ حتي پوكه گلوله و جعبه خالي آر.پي.جي.
مي‌كوشيم در بخش با الگوي مصرف در دوره دفاع مقدس آشنا شويم و در هر بخشي، به يك حوزه خاص بپردازيم.

مواد مصرفي

ما در زندگي روزمره خود، موادي را مصرف مي‌كنيم كه شايد در نگاه اول، به حسابشان نياوريم؛ اما چه بخواهيم و چه نخواهيم، آنها در حال مصرف شدن هستند؛ مثلاً براي انجام يك كار يا تهيه يك وسيله، ما علاوه بر مواد اوليه، هم وقت مصرف مي‌كنيم و هم نيروي بدن خود را مصرف مي‌كنيم. اما وقتي از ما بپرسند چه صرف شده است، تنها همان مواد اوليه را نام مي‌بريم، و از وقتي كه به پايش گذاشته‌ايم، ياد نمي‌كنيم. حال با توجه به اين نكته، سري به باغ خاطرات هشت سال دفاع مقدس مي‌زنيم تا الگوي درست مصرف را از مردان آن روزها ياد بگيريم و اول، از همين وقت شروع مي‌كنيم.

وقت

وقت طلاست؛ ضرب‌المثل قشنگي است كه گاهي بد نيست، واقعاً به آن فكر كنيم و به مضمونش عمل كنيم و اين اتفاقي بود كه در زندگي شهيدان رخ داد.
هسمر شهيد فياض‌بخش مي‌گويد: هميشه لباس يا چيزهايي را كه حضور ايشان چندان ضرورتي نداشت، من برايشان تهيه مي‌كردم، چون انصافاً وقت نداشتند، ولي در مواردي چون خريد كفش، طبيعتاً بايد خودشان مي‌آمدند. روزي رفتيم و من كفشي را پسنديدم، بعد ديدم ايشان كفش مشابهي را انتخاب كردند، در حالي‌كه غالباً سليقه مرا مراعات مي‌كردند. علّت را كه پرسيدم گفتند: كفشي كه شما انتخاب كرديد، بند داشت. من روزي حداقل هشت‌بار اين بندها را باز و بسته كنم كه روي هم‌رفته حداقل هشت‌دقيقه وقت مرا مي‌گيرد. كفش بدون بند مي‌پوشم كه از آن هشت‌دقيقه، براي كار مفيدتري، از جمله مطالعه استفاده كنم.
خاطره بعدي، از شهيد كلاهدوز است. امثال اين شهيد با استفاده حداكثري از وقت خويش توانستند ثمربخش شوند. يكي از همرزمان آن شهيد نقل مي‌كند: يك روز در شوراي فرماندهي سپاه بوديم. چند كتاب قطور با خود آورد كه درباره مسائل نظامي بود. چند صفحه‌ اي از آنها را ورق زد و رو به ما گفت: «ببينيد، اينها خيلي هم چيزهاي مشكلي نيستند. ما بايد مطالعه را جدّي بگيريم.» تعدادي كتاب درباره مسائل مديريت مالي، مديريت پرسنلي و غيره داشتم. از آن به بعد، كتاب‌هايمان را مبادله مي‌كرديم. او دو سه روزه كتاب را مي‌خواند و پس مي‌آورد و من از اينكه هنوز همه كتاب ايشان را نخوانده بودم، خجل مي‌شدم.
مي‌گفت: «اين گروهك‌ها خيلي تشكيلاتي عمل مي‌كنند. هر كي سريع‌تر عمل كند، ابتكار عمل با اوست. ما بايد خود را وفق بدهيم با وقت كم.
آخرين خاطره اين بخش، از شهيد كلهر است كه مي‌تواند براي همه كساني‌ كه كارها را به شوخي مي‌گيرند، و از فرصت‌هاي يادگيري استفاده نمي‌كنند و آن را تلف مي‌كنند، درس باشد. يكي از ياران آن شهيد تعريف مي‌كند: كلاسي درباره تخريب، تشكيل شده بود. ما بيست‌ نفر بوديم كه در آن كلاس شركت كرده بوديم. يكي از شرايط شركت در كلاس، داشتن توان رزمي و جسمي بالا در ميان افراد و شهيد حاج‌يدالله كلهر، يكي از اين افراد بود. مدّت اين كلاس، دو هفته بود كه طي آن، با مسائل كلّي و اصلي اين‌گونه رزم‌ها آشنا مي‌شديم.
مسئولان و مربيان، در آن روزها، هم به ما درس مي‌دادند و هم هر كدام از ما در جاي مربي قرار مي‌گرفتيم، درس مي‌داديم يا از يكديگر سؤال مي‌كرديم.
خب، آدم به طور ذاتي، وقتي در كلاس و پشت ميز و نيمكت قرار مي‌گيرد، شيطنت‌ها گل مي‌كند و همه مي‌شويم همان بچه‌هاي دبستاني با بازي‌ها، شيطنت‌ها و همان طنزها و!... . خلاصه، همه ما تك‌تك امتحان داديم و رد شديم. چون شوخي و سؤال‌هاي بي‌ربط و طنزآميز برادران، نمي‌گذاشت هنگام تدريس آزمايشي، موفق شويم. براي مثال، وقتي سؤال مي‌كرديم آيا كسي سؤالي دارد؟ روي‌مان را كه برمي‌گردانديم، مي‌ديديم به جاي دست، همه پاهاي‌شان را بالا برده‌اند! يا مثلاً يكي دستش را بالا مي‌برد و مي‌پرسيد: «آقا اگر چاشني را بغل كلنگ بگذاريم، چه مي‌شود!؟» خلاصه، آن ‌قدر از اين‌طور سؤال‌ها مي‌كردند كه طرف، خنده‌اش مي‌گرفت و نمي‌توانست درس بدهد و آخر سر هم، در قسمت تدريس مردود مي‌شد.
سرانجام، نوبت به حاج يدالله كلهر رسيد. او آرام و مطمئن، با آن قد و قامت رشيدش، كنار تخته آمد. سپس مطالبي را روي تخته نوشت و آن ‌وقت رو كرد به ما و پرسيد: «آيا كسي سؤالي دارد؟» يكي از برادران گفت: «بله!». گفتند: «چه سؤالي داري؟» گفت: «اين بچه‌ها، نمي‌توانند در كلاس بنشينند، چون پاهاي‌شان درد مي‌كند. پس ما پاهامان را بالا مي‌گيريم.» بعد همه پاهاي‌شان را بالا گرفتند!
هنوز همه در حال و هواي اين شوخي‌ها بوديم كه با ضربه‌اي كه ايشان روي ميز كوبيد، همه سرجاي‌مان ميخكوب شديم.
نتيجه اين شوخي، اين شد كه همه به صف شديم و تا يه شماره، بايد پائين مي‌رفتيم، آن هم سينه‌خيز! حالا حساب كنيد كه بيست‌نفر كه همه جزء فرماندهان و معاونان و خلاصه مسئولان بودند، بايد اين تنبيه را اجراء مي‌كردند!
منبع: نشريه امتداد - ش چندسال نخست انقلاب و به ويژه دوران دفاع مقدس است. حتي اگر آموزه‌ها و مباني ديني كه پايه رفتارهاي آن دوران را شكل مي‌داد، به گوشه‌اي نهيم، باز آن دوران مي‌تواند به ما ياري برساند؛ چرا كه هر كشوري حتي اگر پيشرفته و ثروتمند هم باشد در شرايط جنگي سياست‌هايي را پيش مي‌گيرد كه با آن شرايط، همخواني و سازگاري داشته باشد. خرج مملكت در هنگامه جنگ به گونه‌اي سامان مي‌يابد كه نيروهاي در حال نبرد با كمبود و نقصان عِده و عُده روبرو نشوند و ذهنشان درگير مسئله‌اي جز دشمن نباشد. وضع ما كه ديگر مشخص است. در شرايطي جنگ به ما تحميل شد كه نه نيروي انساني كارآمد و ماهر، پاي كار داشتيم و نه كليد زرادخانه‌هاي تسليحاتي جهان در دستمان بود. تحريم شده بوديم. حتي سيم‌خاردار هم به ما نمي ‌دادند و از بازار سياه، هر آنچه را كه مي‌خواستيم فراهم مي‌كرديم؛ اما انقلاب ماند. كشور ماند و هشت سال مقاومت كرديم. صدها عامل را شايد بتوانيم برشماريم. اما هيچ‌ چيز نمي‌تواند جاي عامل الگوي صحيح مصرف را بگيرد. مصرف فقط در مورد نان و آب و نيروي انساني نبود؛ همه چيز را دربر مي‌گرفت؛ حتي پوكه گلوله و جعبه خالي آر.پي.جي.
مي‌كوشيم در بخش با الگوي مصرف در دوره دفاع مقدس آشنا شويم و در هر بخشي، به يك حوزه خاص بپردازيم.

مواد مصرفي

ما در زندگي روزمره خود، موادي را مصرف مي‌كنيم كه شايد در نگاه اول، به حسابشان نياوريم؛ اما چه بخواهيم و چه نخواهيم، آنها در حال مصرف شدن هستند؛ مثلاً براي انجام يك كار يا تهيه يك وسيله، ما علاوه بر مواد اوليه، هم وقت مصرف مي‌كنيم و هم نيروي بدن خود را مصرف مي‌كنيم. اما وقتي از ما بپرسند چه صرف شده است، تنها همان مواد اوليه را نام مي‌بريم، و از وقتي كه به پايش گذاشته‌ايم، ياد نمي‌كنيم. حال با توجه به اين نكته، سري به باغ خاطرات هشت سال دفاع مقدس مي‌زنيم تا الگوي درست مصرف را از مردان آن روزها ياد بگيريم و اول، از همين وقت شروع مي‌كنيم.

وقت

وقت طلاست؛ ضرب‌المثل قشنگي است كه گاهي بد نيست، واقعاً به آن فكر كنيم و به مضمونش عمل كنيم و اين اتفاقي بود كه در زندگي شهيدان رخ داد.
هسمر شهيد فياض‌بخش مي‌گويد: هميشه لباس يا چيزهايي را كه حضور ايشان چندان ضرورتي نداشت، من برايشان تهيه مي‌كردم، چون انصافاً وقت نداشتند، ولي در مواردي چون خريد كفش، طبيعتاً بايد خودشان مي‌آمدند. روزي رفتيم و من كفشي را پسنديدم، بعد ديدم ايشان كفش مشابهي را انتخاب كردند، در حالي‌كه غالباً سليقه مرا مراعات مي‌كردند. علّت را كه پرسيدم گفتند: كفشي كه شما انتخاب كرديد، بند داشت. من روزي حداقل هشت‌بار اين بندها را باز و بسته كنم كه روي هم‌رفته حداقل هشت‌دقيقه وقت مرا مي‌گيرد. كفش بدون بند مي‌پوشم كه از آن هشت‌دقيقه، براي كار مفيدتري، از جمله مطالعه استفاده كنم.
خاطره بعدي، از شهيد كلاهدوز است. امثال اين شهيد با استفاده حداكثري از وقت خويش توانستند ثمربخش شوند. يكي از همرزمان آن شهيد نقل مي‌كند: يك روز در شوراي فرماندهي سپاه بوديم. چند كتاب قطور با خود آورد كه درباره مسائل نظامي بود. چند صفحه‌ اي از آنها را ورق زد و رو به ما گفت: «ببينيد، اينها خيلي هم چيزهاي مشكلي نيستند. ما بايد مطالعه را جدّي بگيريم.» تعدادي كتاب درباره مسائل مديريت مالي، مديريت پرسنلي و غيره داشتم. از آن به بعد، كتاب‌هايمان را مبادله مي‌كرديم. او دو سه روزه كتاب را مي‌خواند و پس مي‌آورد و من از اينكه هنوز همه كتاب ايشان را نخوانده بودم، خجل مي‌شدم.
مي‌گفت: «اين گروهك‌ها خيلي تشكيلاتي عمل مي‌كنند. هر كي سريع‌تر عمل كند، ابتكار عمل با اوست. ما بايد خود را وفق بدهيم با وقت كم.
آخرين خاطره اين بخش، از شهيد كلهر است كه مي‌تواند براي همه كساني‌ كه كارها را به شوخي مي‌گيرند، و از فرصت‌هاي يادگيري استفاده نمي‌كنند و آن را تلف مي‌كنند، درس باشد. يكي از ياران آن شهيد تعريف مي‌كند: كلاسي درباره تخريب، تشكيل شده بود. ما بيست‌ نفر بوديم كه در آن كلاس شركت كرده بوديم. يكي از شرايط شركت در كلاس، داشتن توان رزمي و جسمي بالا در ميان افراد و شهيد حاج‌يدالله كلهر، يكي از اين افراد بود. مدّت اين كلاس، دو هفته بود كه طي آن، با مسائل كلّي و اصلي اين‌گونه رزم‌ها آشنا مي‌شديم.
مسئولان و مربيان، در آن روزها، هم به ما درس مي‌دادند و هم هر كدام از ما در جاي مربي قرار مي‌گرفتيم، درس مي‌داديم يا از يكديگر سؤال مي‌كرديم.
خب، آدم به طور ذاتي، وقتي در كلاس و پشت ميز و نيمكت قرار مي‌گيرد، شيطنت‌ها گل مي‌كند و همه مي‌شويم همان بچه‌هاي دبستاني با بازي‌ها، شيطنت‌ها و همان طنزها و!... . خلاصه، همه ما تك‌تك امتحان داديم و رد شديم. چون شوخي و سؤال‌هاي بي‌ربط و طنزآميز برادران، نمي‌گذاشت هنگام تدريس آزمايشي، موفق شويم. براي مثال، وقتي سؤال مي‌كرديم آيا كسي سؤالي دارد؟ روي‌مان را كه برمي‌گردانديم، مي‌ديديم به جاي دست، همه پاهاي‌شان را بالا برده‌اند! يا مثلاً يكي دستش را بالا مي‌برد و مي‌پرسيد: «آقا اگر چاشني را بغل كلنگ بگذاريم، چه مي‌شود!؟» خلاصه، آن ‌قدر از اين‌طور سؤال‌ها مي‌كردند كه طرف، خنده‌اش مي‌گرفت و نمي‌توانست درس بدهد و آخر سر هم، در قسمت تدريس مردود مي‌شد.
سرانجام، نوبت به حاج يدالله كلهر رسيد. او آرام و مطمئن، با آن قد و قامت رشيدش، كنار تخته آمد. سپس مطالبي را روي تخته نوشت و آن ‌وقت رو كرد به ما و پرسيد: «آيا كسي سؤالي دارد؟» يكي از برادران گفت: «بله!». گفتند: «چه سؤالي داري؟» گفت: «اين بچه‌ها، نمي‌توانند در كلاس بنشينند، چون پاهاي‌شان درد مي‌كند. پس ما پاهامان را بالا مي‌گيريم.» بعد همه پاهاي‌شان را بالا گرفتند!
هنوز همه در حال و هواي اين شوخي‌ها بوديم كه با ضربه‌اي كه ايشان روي ميز كوبيد، همه سرجاي‌مان ميخكوب شديم.
نتيجه اين شوخي، اين شد كه همه به صف شديم و تا يه شماره، بايد پائين مي‌رفتيم، آن هم سينه‌خيز! حالا حساب كنيد كه بيست‌نفر كه همه جزء فرماندهان و معاونان و خلاصه مسئولان بودند، بايد اين تنبيه را اجراء مي‌كردند!
منبع: نشريه امتداد - ش

 

 

(0) نظرات

 

تدابیر استرالیا برای کاهش مصرف آب خانگی

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | سه شنبه 18 اسفند 1388  ساعت 1:56 AM |  

 

ملبورن از شهرهای استرالیا برای کاهش مصرف آب محدودیت های زیر را یرای استفاده بهینه از آب شرب برای شهروندان وضع نموده است:

استفاده از آب شرب برای آبیاری چمن در هر زمانی ممنوع است.

روزهای آبیاری: ملک های زوج و فاقد شماره می توانند گیاهان خود را درروزهای شنبه و سه شنبه آبیاری کنند (در محدوده های زمانی مشخص شده).

خانه های فرد می توانند گیاهان خود را در روزهای یکشنبه و چهارشنبه آبیاری کنند ( در محدوده های زمانی مشخص شده)

آبیاری در روزهای دوشنبه، پنجشنبه و جمعه ممنوع است.

 زمان های آبیاری

آبیاری دستی

از سیستمای آبیاری قطره ای دستی، شیلنگ های دستی باآب افشان ، سطلها و آبپاش می توان برای آبیاری گیاهان درروزهای تعیین شده وبرای آبیاری به اندازۀ لازم بین ساعت 6صبح تا 8 صبح استفاده نمود

خانوارهائی که حداقل یک نفر ساکن 70 ساله یا بزرگتر دارندمی توانند گیاهان خود را به طور دستی در روزهای تعیین شده برای آبیاری بین 6 صبح تا 8 صبح و یا 8 صبح تا 10صبح آب بدهند.

آبیاری خودکار

از سیستمهای آبیاری قطره ای خودکار می توان برای آبیاری گیاهان به اندازۀ لازم در روزهای تعیین شده  وبرای آبیاری بین نیمه شب تا 2 صبح استفاده نمود. کارواشهای تجاری راندمان بالا که برای شستن هر ماشین 70 لیتر یا کمتر آب مصرف می کنند مجاز به کار هستند. شستن ماشین در خانه با آب شرب ممنوع است.

از سلطی که با شیر آب پر شده باشد می توان برای تمیزکردن شیشه ها، آینه ها و چراغ ها؛ و تمیز کردن لکه هائی که موجب زنگ زدگی می شود استفاده کرد.

یک استخر یا حوضچه استراحتی موجود با گنجایش کمتر از2000 لیتر را می توان با سطل یا آبپاش که مستقیماً از شیر پر شده اند، پر کرد.

یک استخر یا حوضچه استراحتی موجود با گنجایش بیشتر از2000 لیتر را نباید خارج از چارچوب برنامه صرفه جوئی در مصرف آب پر کرد (برای آگاهی بیشتر با شرکت آب محلی خود تماس بگیرید.)

جبران کم شدن آب یک استخر یا حوضچه استراحتی موجودفقط با سطل یا مخازن آب، که مستیقماً از شیر پر شده باشندمجاز است. استفاده از شیلنگ ممنوع است.

 کسب و کارهائی که در سال 10 مگالیتر یا بیشتر آب مصرف می کنند باید یک طرح اجرائی صرفه جوئی در مصرف آب را تکمیل نمایند.

 

 

(2) نظرات

 

روشی ابتکاری برای کاهش مصرف آب

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | سه شنبه 18 اسفند 1388  ساعت 1:54 AM |  

 

آقای Haishan Deng  اخیراً دستگیره هوشمندی را طراحی کرده اند که قابلیت بسیار خوبی برای مدیریت مصرف آب دارد . این دستگیره ها در وررودی حمام ها ی خانگی نصب می شوند وطراحی آن به گونه ای است که برای اولین بار که شما آن را راه اندازی می کنید و کلید Help Lock را فشار می دهید زمان لازم را وارد دستگاه می کنید، مثلا” برای دستشویی۲ دقیقه و یا برای حمام ۱۰ دقیقه (البته این زمان قابل تغییر است).

هر زمان که درب را ببندید و دکمه Go را فشار دهید، و زمان تعیین شده برای ماندن در دستشویی یا حمام تمام شود آژیر به صدا در می آید و ۳۰ بار به صورت آرام هشدار می دهد و می توانید آن را خاموش کنید، در غیر این صورت آژیر به صدای بلند تبدیل می شود و تمام خانواده را با خبر می کند. از این رو مدت زمان حمام گرفتن  و میزان مصرف آب  خانواده به طور مداوم قابل کنترل خواهدبود.

 

 

 

(0) نظرات

 

آب در جهان

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | سه شنبه 18 اسفند 1388  ساعت 1:52 AM |  

 

بخش عمد ه ای از آبهای موجود درجهان بر اثر فعل و انفعالات ناشی از شکل گیری ستاره ها بوجودآمده است. براثرتشکیل ستارگان مقادیر بسیاری زیادی گاز و گرد وغبار در فضا منتشرشد و آب در اثر تراکم این گازها شکل گرفت.

 

 

دانشمندان در ابرهای میان ستاره ای کهکشان را شیری آب یافته اندو به احتمال زیاد در سایر کهکشانها نیز آب وجود دارد.دلیل وجود آب در کهکشانها باز می گردد به عناصر تشکیل دهنده آب ( هیدروژن و اکسیژن ) که به مقادیر زیاد در عالم موجودند.

بخار آب در جو سیارات منظو مه شمسی به شرح زیر تخمین زده می شود:

در جو عطارد  حدود ۳/۴  درصد

در جو زهره  حدود  ۰۰۰۲/   درصد

در جو زمین متغیراست و بستگی به شرایط آب و هوائی دارد

در جو مریخ حدود ۰۳/  درصد

در جو مشتری در حدود    ۰۰۴ /  درصد

در زحل تنها  در یخها

در یکی از قمرهای زحل حدود ۹۱ درصد

در سال ۲۰۰۸ مقداری آب در سطح ماه یافت شد که این مقدار آب از طریق دستگاهی که فضا پیمای آپولو در سال ۱۹۷۱ در سطح ماه قرار داده بود بدست آمد.

 

 

(0) نظرات

 

مصرف آب در آلمان

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | سه شنبه 18 اسفند 1388  ساعت 1:49 AM |  

 


 فرهنگ مصرف در آلمان نهادینه شده و نحوه استفاده ازحامل های انرژی ، منابع زیست محیطی و تجدید ناپذیر می تواند الگوی خوبی برای توسعه هر کشوری باشد.از آنجائیکه بحث ما مرتبط بامصرف آب است نگاهی اجمالی به وضعیت آب و فاضلاب در آلمان خواهیم داشت تا مسیر توسعه این کشور را بهتردرک کنیم.
 
 مقدار لیتر مصرفی سرانه آب، شاخصی برای تعیین میزان بالا و پایین رفتن سطح بهداشت عمومی، شرایط و کیفیت زندگی در جامعه است. میزان مصرف آب در آلمان تابع شرایط اقتصادی ، اجتماعی و محیطی است . بعد خانوار ، میانگین دما ومیزان بارندگی از عوامل اثرگذار بر مصرف آب محسوب می شوند. در آلمان آب بهای دریافتی پوشش دهنده هزینه ها است ودرصد افزایش یا کاهش آب بها وابسته به هزینه ها ی تولید، استحصال و سیستم توزیع است.
 
 درسالهای اخیر جمعیت خانوار ها در آلمان رو به کاهش نهاده و به طور متوسط به 2 نفر تقلیل یافته است ( کاهش 25 درصدی) ؛ این کاهش سبب افت مصرف آب خانگی شده است . بارندگی در فصل تابستان عامل دیگری است در کاهش مصرف آب در ماههای گرم سال و در نهایت کاهش دما نیز باعث پائین آمدن نرخ مصرف می شود.
 
 در کشور آلمان میانگین مصرف روزانه آب درایالتهای مختلف متفاوت است به گونه ای که میزان مصرف در ایالتهای غربی با میزان مصرف در ایالتهای شرقی که به تازگی به آلمان فدرال ملحق شده اند متفاوت است. به طور متوسط هر شهروند ساکن در ایالتهای غربی 126 لیتر آب درشبانه روز مصرف می کند در حالیکه این مقدار برای یک شهروند ساکن ایالتهای شرقی در حدود 93 لیتر است که در مقایسه با 15 کشور اتحادیه اروپا یکی از کمترین میزانهای مصرف است.( پائین ترین نرخ سرانه مصرف آب در اروپا 115 لیتردر روز برای کشور بلژیک وبالاترین نرخ مصرف روزانه 256 لیتر متعلق به اسپانیا است.( EWA 2002 )
 
 از سوی دیگر در دو دهه گذشته مصرف آب خانگی دچار تغییرات اساسی شده است و میانگین مصرف آب که در دهه 1990 روزانه 140 لیتر بوده است به حدود 120 لیتر در سال 2004 کاهش یافته است.
 
 میزان سرانه مصرف آب در سال1990 در حدود 145 لیتر ، در سال 1995 در حدود 132 لیتر،در سال 2000 در حدود 129 لیتر و سال 2005 به حدود 127 لیتر رسیده است. با بررسی نمودار ، کاهش 18 تا 20 لیتر مصرف روزانه آب رادر یک دوره 15 ساله شاهد هستیم که با توجه به جمعیت آلمان( 82 میلیون نفر) روزانه در حدود 1میلیارد و چهارصد میلیون لیتر آب در هر روز صرفه جوئی شده است.
 
 حدود 600 ناحیه تامین آب و فاضلاب بیش از 39 میلیون نفر از جمعیت شهری را تحت پوشش قرار می دهند .در آلمان 6383 شرکت در بخش آب و 9994 شرکت در بخش فاضلاب مشغول به فعالیت هستند ( ازاین تعداد بیشتر از 100 شرکت بزرگ آب و 900 شرکت بزرگ فاضلاب وجود دارد)
 این شرکت ها ترکیبی از بخشهای عمومی وخصوصی هستند . بیشتر شرکتهای فعال درزمینه فاضلاب ازنوع عمومی و اکثر شرکت های فعال در بخش آبازنوع شرکت های خصوصی می باشند . در سال 2002 پارلمان آلمان قانون آزادسازی بیشتر در بخش آب وفاضلاب را برای رقابتی تر شدن بازار ، جهت دهی مصرف و مدرن شدن هر چه بیشترزیر ساخت ها تصویب نمود. تعیین قیمت خدمات شرکت های آب وفاضلاب درآلمان تابعی از هزینه ها ی تمام شده است. براین اساس در سال 2005 میانگین قیمت هر متر مکعب آب مصرفی 81/1 یورو و قیمت هر متر مکعب فاضلاب 14/2 یورو بوده است ؛ در مجموع هر خانوارآلمانی به ازاء یک متر مکعب خدمات آب وفاضلاب مبلغی معادل 5 یورو می پردازد . با این حساب به ازاء هر مترمکعب خدمات آب وفاضلاب ، یک مشترک آلمانی پولی بیش از 43 برابر یک مشترک ایرانی می پردازد .
 
 منبع Working Paper Sustainability and Innovation : No. S 3/2007
 
 
 

 

 

(0) نظرات