
ترك شهوت
برخورد با برادر
بزرگان و خويشاوندان
خوبي
اداي حق مومن
پارسايي
آداب غذا خوردن
آداب نماز

هدف عالى قيام امام حسين عليه السلام از زبان خود امام (ع)
قيام مقدس و پرشكوه امام حسين(ع)ريشه در انحراف هاى بـنيادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. اين انحراف ها زائيده انحراف حكومت اسلامى از مسير اصلى خود از سقيفه به بـعد بـود. كه پس از شهادت على(ع)كلا بـه دست سلسله سفيانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد تاريخى، سران اين حزب هيچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و به قدرت رسيدن پيامبر اسلام(ص)ر، جلوه اى از پيروزى تـيره بـنى هاشم بـر تـيره بـنى اميه، در جريان كشمكش قبيلگى در درون طايفه بـزرگ قريش مى دانستند(2).
و بـا يك حـركت خـزنده، بـه تـدريج در پـوشش اسـلام بـه مناصب كليدى دسـت يافتند() و سرانجـام از سال چهلم هجـرى، حكومت اسلامى و سرنوشت و مقدرات امت اسلامى به دست اين حزب افتاد و پس از بيست سال حكومت معاويه، و بـه دنبـال مرگ وى، پـسرش يزيد بـه قدرت رسيد كه اوج انحراف بـنيادى، و جلوه اى آشكار از ظهور ((جاهليت نو)) در پوشش ظاهرى اسلام بود(3).امام حـسـين(ع)نمى تـوانسـت در بـرابـر چـنين فاجـعه اى سكوت كند و احساس وظيفه مى كرد كه در بـرابـر اين وضع، اعتـراض و مخالفت كند. سخنان، نامه ها و ساير اسنادى كه از امام حسين(ع)به دسـت ما رسـيده، بـه روشنى گوياى اين مطلب اسـت. اين اسناد بـيانگر آن است كه از نظر امام، پـيشوا و رهبـر مسلمانان شـرائط و ويژگى هايى دارد كه امويان فـاقـد آنها بـودند و اسـاس انحراف ها و گمراهيها اين بود كه عناصر فاسد و غير لايق، تكيه بر مسند خلافت اسلامى و جايگاه والاى پـيامبـر زده بـودند و حاكميت و زمامدارى آنه، آثار و نتائج بـسيار تلخ و ويرانگرى بـه دنبـال آورده بود.
چـند نمونه از تـاءكيدهاى امام در اين بـاره يادآورى مى شـود:
ويژگى هاى پيشواى مسلمانان
1 - در نخستين روزهايى كه امام حسين(ع)در مدينه، بـراى بـيعت جهت يزيد، در فشار بود، در پاسخ وليد كه پيشنهاد
بيعت بـا يزيد را مطرح كرد، فـرمود: اينك كه مسـلمانان بـه فـرمانروايى مانند يزيد گرفتار شده اند، بايد فاتحه اسلام را خواند(4).
2 - امام ضمن پاسخ نامه هاى كوفيان، نوشت:
... امام و پيشواى مسلمانان كسـى اسـت كه بـه كتـاب خـدا عمل نموده راه قسط و عدل را در پـيش گيرد و از حـق پـيروى كرده بـا تمام وجود خويش مطيع فرمان خدا باشد(5).
3 - امام حـسـين(ع)هنگام عزيمت بـه سـوى عراق در منزلى بـنام ((بيضه)) خطاب به ((حر)) خطبه اى ايراد كرد و طى آن انگيزه قيام خود را چنين شرح داد:
((مردم! پـيامبـر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانى بـا حكومت ستـمگرى مواجـه گردد كه حـرام خدا را حـلال شمرده و پـيمان الهى را درهم مى شكند، بـا سنت و قانون پـيامبـر از در مخالفت درآمده در ميان بـندگان خـدا راه گناه و معصـيت و تـجـاوزگرى و دشـمنى در پـيش مى گيرد، ولى او در مقابـل چنين حكومتى، بـا عمل و يا بـا گفتار اظهار مخالفت نكند، بـرخـداوند است كه آن فرد(ساكت)را بـه كيفر همان ستمگر(آتش جهنم)محكوم سازد.
مردم! آگاه باشيد اينان(بنى اميه)اطاعت خدا را ترك و پيروى از شيطان را بـر خود فرض نموده اند، فساد را تـرويج و حدود الهى را تعطيل نموده فى را(كه مخصوص بـه خـاندان پـيامبـر است)بـه خـود اختصاص داده اند و من بـه هدايت و رهبـرى جامعه مسلمانان و قيام بـر ضد اين همه فساد و مفسدين كه دين جدم را تغيير داده اند، از ديگران شايسته ترم ...)) (6).
حاكميت بـنى اميه كه امام در اين سخنان بـه گوشه هايى از آثـار سوء آن اشاره نموده، در شوون مختـلف جامعه اسلامى اثر گذاشتـه و فساد و آلودگى و گمراهى را گستـرده و عمومى ساخـتـه بـود. امام حسين(ع)در موارد متعددى انگشت روى اين عواقب سوء گذاشتـه و بـه مردم هشـدار داده اسـت كـه بـه چـند نمـونه آن اشـاره مـى شـود:
محو سنتها و رواج بدعتها
آن حـضرت پـس از ورود بـه مكه، نامه اى بـه سران قبـائل بـصره فرستاد و طى آن چنين نوشت:
((...اينك پيك خود را بـا اين نامه بـه سوى شما مى فرستم، شما را به كتاب خدا و سنت پيامبـر دعوت مى كنم، زيرا در شرائطى قرار گرفته ايم كه سنت پيامبر به كلى از بين رفته و بـدعتها زنده شده است، اگر سخـن مرا بـشنويد، شما را بـه راه راسـت هدايت خـواهم كرد...)) (7). ديگر به حق عمل نمى شود.
حسين بـن على(ع)در راه عراق در منزلى بـه نام ((ذى حـسم)) در ميان ياران خود بـه پـا خـاست و خـطبـه اى بـدين شرح ايراد نمود:
پـيشامدها همين است كه مى بـينيد، جـدا اوضاع زمان دگرگون شده زشتيها آشكار و نيكيها و فضيلتها از محيط ما رخت بر بسته است و از فضيلتها جز اندكى مانند قطرات تـه مانده ظرف آب بـاقى نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلتبارى به سر مى بـرند و صحنه زندگى، همچون چراگاهى سنگلاخ، و كم علف، به جايگاه سخت و دشوارى تبـديل شده است.
آيا نمى بينيد كه ديگر بـه حق عمل نمى شود، و از بـاطل خوددارى نمى شود؟! در چـنين وضعى جـا دارد كه شخص بـا ايمان(از جـان خود گذشتـه)مشتـاق ديدار پـروردگار بـاشد. در چنين محيط ذلتـبـار و آلوده اى، مرگ را جـز سعادت; و زندگى بـا ستـمگران را جـز رنج و آزردگى و ملال نمى دانم...)) (8).
مسخ هويت دينى مردم
حاكميت زمامداران اموى و اجراى سياست هاى ضد اسلامى توسط آنان، هويت دينى مردم را مسخ كرده ارزشهاى معنوى را در جامعه از بـين برده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل ((ذى حسم)) فرمود:
((...مردم بندگان دنيايند، دين بـه صورت ظاهرى و در حد حرف و سخن در زبـانشان مطرح مى شود، تا زمانى كه معاش و زندگى ماديشان رونق دارد، در اطراف دين گـرد مىآيند، اما زمانى كـه بـا بـلا و گرفتارى آزمايش شوند، دينداران در اقليت هستند.
پيام جاويد قيام امام حسين(ع)
پيام قيام با شكوه سيدالشهداء(ع)منحصر به آن زمان نيست، بلكه اين پـيام پـيامى جاويد و ابـدى است و فراتـر از محدوده زمان و مكان است، هرجا و در هر جامعه اى كه به حق عمل نشود، و از بـاطل خوددارى نشود، بدعتها زنده، و سنتها نابـود شود، هرجا كه احكام خدا تغيير و تحريف يابد و حاكمان و زمامداران بـا زور و ستمگرى بـا مردم رفتـار كنند، در هر جـامعـه اى كه ويژگى هاى جـاهليت را داشته باشد آن جامعه، جامعه اى يزيدى بـوده، و مبـارزه و مخالفت بـا مفاسد و آلودگى ها و آمران و عاملان آنه، كارى حـسينى خواهد بود.
25 ذيحجه سالروز نزول سوره هل اتي درشان اهل بيت عليهم السلام است اين روز بزرگ را به همه مسلمانان جهان تبريك عرض مي كنم
|
یکی از اصحاب به علی علیه السلام عرض کرد:
چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی.
حضرت علی علیه السلام فرمود: نذر میکنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم.فاطمه نیز چنین گفت.
حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند:
ما نیز سه روز روزه می گیریم.فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد.
چندی نگذشت که حسن و حسین علیهما السلام شفا یافتند. همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود.
علی علیه السلام نزد یکی از همسایگان یهودی اش که پشمباف بود و شمعون نام داشت رفت و گفت:
آیا حاضری دختر محمد مقداری پشم برای تو بریسد و تو در برابرش کمی جو بدهی؟
شمعون گفت: بله. و به او کمی پشم داد.
فاطمه علیهاسلام یکسوم آن پشم را ریسید و یک صاع جو از شمعون گرفت. آن را آرد کرد و با آن پنج قرص نان پخت؛ برای هر نفر یک قرص نان.
علی علیه السلام نماز مغرب را با پیامبر خدا گزارد و به منزل آمد. سفره را گستردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین اولین تکه را کند، ناگاه مسکینی در خانه را زد و گفت:
السلام علیکم یا اهل بیت محمد. من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه میخورید به من بخورانید. خداوند از نعمتهای بهشت به شما بدهد!» همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند.
فردای آن روز را نیز روزه گرفتند. فاطمه سلام الله علیها یک سوم دیگر از پشم را ریسید و یک صاع دیگر از جو را آرد کرد و پنج قرص نان پخت. بعد از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت:
السلام علیکم اهل بیت محمد. من یتیمی مسلمان هستم. از آنچه میخورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت های بهشتی اطعام کند.همه اهل خانه، آن شب را نیز گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند.
فردا نیز همین اتفاق تکرار شد و این بار اسیری از مشرکین به در خانه آمد و گفت:
السلام علیکم یا اهل بیت محمد ما را اسیر می کنید و به بند می کشید، اما به ما غذا نمیدهید؟ آن شب نیز همه نانهای خود را به اسیر دادند و با آب افطار کردند و گرسنه خوابیدند.
فردای آن روز علی، حسن و حسین را نزد رسول خدا برد. آنها از فرط گرسنگی مانند جوجه به خود می لرزیدند. پیامبر با دیدن آنان فرمود:« ای اباالحسن، حالت شما مرا سخت ناراحت می کند. نزد دخترم فاطمه برویم.»نزد فاطمه رفتند و دیدند او در محراب خود، از گرسنگی دچار ضعف شدیدی شده و چشمانش گود افتاده است.
پیامبر او را به سینه چسباند و گفت: « به خدا پناه میبرم. شما سه روز است که گرسنهاید!»
جبرئیل نازل شد و گفت: « ای محمد، آنچه را خداوند برای تو در باره اهل بیت مهیا ساخته است، بگیر.» پیامبر فرمود: چیست؟
جبرئیل آیات آغازین سورهی « هل اتی » را قرائت کرد تا رسید به آیه «انّ هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا.»
در روایتی دیگر از امام باقر علیه السلام آمده است که جبرئیل در روز چهارم با ظرفی پر از گوشت فرود آمد. اهل بیت از آن خوردند تا سیر شدند ، ولی چیزی از غذا کاسته نشد. حسین علیه السلام با مقداری از آن غذا از خانه خارج شد. زنی یهودی به او گفت:
شما که همیشه در گرسنگی به سر می برید این غذا از کجاست؟ مقداری از آن به من بده.
حسین علیه السلام دست خود را دراز کرد که غذا را به او بدهد اما جبرئیل فرود آمد و غذا را از دست حسین گرفت و به سوی آسمان برد. پیامبر خدا فرمود:
|
مدینه اولین باری است که میهمانانی چنین غریبه را به خود میبیند. کاروانی متشکل از شصت میهمان نا آشنا که لباسهای بلند مشکی پوشیدهاند، به گردنشان صلیب آویختهاند، کلاههای جواهرنشان بر سرگذاشتهاند، زنجیرهای طلا به کمر بستهاند و انواع و اقسام طلا و جواهرات را بر لباسهای خود نصبکردهاند. وقتی این شصت نفر برای دیدار با پیامبر، وارد مسجد میشوند، همه با حیرت و تعجب به آنها نگاه میکنند. اما پیامبر بی اعتنا از کنار آنان میگذرد و از مسجد بیرون میرود. هم هیأت میهمان و هم مسلمانان، از این رفتار پیامبر، غرق در تعجب و شگفتی میشوند. مسلمانان تا کنون ندیدهاند که پیامبر مهربانشان به میهمانان بی توجهی کند. به همین دلیل، وقتی سرپرست هیأت مسیحی ، علت بی اعتنایی پیامبر را سؤال میکند، هیچکدام از مسلمانان پاسخی برای گفتن پیدا نمیکنند. تنها راهی که به نظر همه میرسد، این است که علت این رفتار پیامبر را از حضرت علی بپرسند، چرا که او نزدیکترین فرد به پیامبر و آگاهترین ، نسبت به دین و سیره و سنت اوست.مشکل ، مثل همیشه به دست علی حل میشود. پاسخ او این است که: «پیامبر با تجملات و تشریفات، میانهای ندارند؛ اگر میخواهید مورد توجه و استقبال پیامبر قرار بگیرید، باید این طلاجات وجواهرات و تجملات را فرو بگذارید و با هیأتی ساده، به حضور ایشان برسید. » این رفتار پیامبر، هیأت میهمان را به یاد پیامبرشان ، حضرت مسیح میاندازد که خود با نهایت سادگی میزیست و پیروانش را نیز به رعایت سادگی سفارش میکرد. آنان از اینکه میبینند، در رفتار و کردار، اینهمه از پیامبرشان فاصله گرفتهاند، احساس شرمساری میکنند. میهمانان مسیحی وقتی جواهرات و تجملات خود را کنار میگذارند و با هیأتی ساده وارد مسجد میشوند، پیامبر از جای بر میخیزد و به گرمی از آنان استقبال میکند. شصت دانشمند مسیحی، دور تا دور پیامبر مینشینند و پیامبر به یکایک آنها خوش آمد میگوید. در میان این شصت نفر، که همه از پیران و بزرگان مسیحی نجران هستند، ابوحارثه اسقف بزرگ نجران و شرحبیل نیز به چشم میخورند. پیداست که سرپرستی هیأت را ابوحارثه اسقف بزرگ نجران، برعهدهدارد. او نگاهی به شرحبیل و دیگر همراهان خود میاندازد و با پیامبر شروع به سخن گفتن میکند:«چندی پیش نامهای از شما به دست ما رسید، آمدیم تا از نزدیک، حرفهای شما را بشنویم.» پیامبر میفرماید: «آنچه من از شما خواستهام، پذیرش اسلام و پرستش خدای یگانه است.» و برای معرفی اسلام، آیاتی از قرآن را برایشان میخواند. اسقف اعظم پاسخ میدهد:«اگر منظور از پذیرش اسلام، ایمان به خداست، ما قبلاً به خدا ایمان آوردهایم و به احکام او عمل میکنیم.» پیامبر میفرماید: «پذیرش اسلام، آثار و علایمی دارد که با آنچه شما معتقدید و انجام میدهید، سازگاری ندارد. شما برای خدا فرزند قائلید و مسیح را خدا میدانید، در حالی که این اعتقاد، با پرستش خدای یگانه متفاوت است.» اسقف برای لحظاتی سکوت میکند و در ذهن دنبال پاسخی مناسب میگردد. یکی دیگر از بزرگان مسیحی که اسقف را در مانده در جواب میبیند، به یاریاش می آید و پاسخ میدهد: «مسیح به این دلیل فرزند خداست که مادر او مریم، بدون این که با کسی ازدواج کند، او را به دنیا آورد. این نشان میدهد که او باید خدای جهان باشد.» پیامبر لحظهای سکوت میکند. ناگهان فرشته وحی نازل میشود و پاسخ این کلام را از جانب خداوند برای پیامبر می آورد. پیامبر بلافاصله پیام خداوند را برای آنان بازگو می کند: «وضع حضرت عیسی در پیشگاه خداوند، همانند حضرت آدم است که او را به قدرت خود از خاک آفرید...» 1 و توضیح میدهد که «اگر نداشتن پدر دلالت بر خدایی کند، حضرت آدم که نه پدر داشت و نه مادر، بیشتر شایسته مقام خدایی است. در حالیکه چنین نیست و هر دو بنده و مخلوق خداوند هستند.» لحظات به کندی میگذرد، همه سرها را به زیر میاندازند و به فکر فرو میروند. هیچ یک از شصت دانشمند مسیحی، پاسخی برای این کلام پیدا نمیکنند. لحظات به کندی میگذرد؛ دانشمندان یکییکی سرهایشان را بلند میکنند و درانتظار شنیدن پاسخ به یکدیگر نگاه میکنند، به اسقف اعظم، به شرحبیل؛ اما... سکوت محض. عاقبت اسقف اعظم به حرف می آید: «ما قانع نشدیم. تنها راهی که برای اثبات حقیقت باقی میماند، این است که با هم مباهله کنیم. یعنی ما و شما دست به دعا برداریم و از خداوند بخواهیم که هر کس خلاف میگوید، به عذاب خداوند گرفتار شود.» پیامبر لحظهای میماند. تعجب میکند از اینکه اینان این استدلال روشن را نمیپذیرند و مقاومت میکنند. مسیحیان چشم به دهان پیامبر میدوزند تا پاسخ او را بشنوند. دراین حال، باز فرشته وحی فرود میآید و پیام خداوند را به پیامبر میرساند. پیام ایناست: «هر کس پس از روشن شدن حقیقت، با تو به انکار و مجادله برخیزد، [به مباهله دعوتش کن] بگو بیایید، شما فرزندانتان را بیاورید و ما هم فرزندانمان، شما زنانتان را بیاورید و ما هم زنانمان. شما جانهایتان را بیاورید و ما هم جانهایمان، سپس با تضرع به درگاه خدا رویم و لعنت او را بر دروغگویان طلب کنیم.»2 پیامبر پس از انتقال پیام خداوند به آنان، اعلام میکند که من برای مباهله آمادهام. دانشمندان مسیحی به هم نگاه میکنند، پیداست که برخی از این پیشنهاد اسقف رضایتمند نیستند، اما انگار چارهای نیست. زمان مراسم مباهله، صبح روز بعد و مکان آن صحرای بیرون مدینه تعیین میشود. دانشمندان مسیحی موقتاً با پیامبر خداحافظی میکنند و به اقامتگاه خود باز میگردند تا برای مراسم مباهله آماده شوند. صبح است. شصت دانشمند مسیحی در بیرون مدینه ایستادهاند و چشم به دروازه مدینه دوختهاند تا محمد با لشکری از یاران خود، از شهر خارج شود و در مراسم مباهله حضور پیداکند. تعداد زیادی از مسلمانان نیز در کنار دروازه شهر و در اطراف مسیحیان و در طول مسیر صف کشیدهاند تا بیننده این مراسم بی نظیر و بی سابقه باشند. نفسها در سینه حبس شده و همه چشمها به دروازه مدینه خیره شده است. لحظات انتظار سپری میشود و پیامبر در حالیکه حسین را در آغوش دارد و دست حسن را در دست، از دروازه مدینه خارج میشود. پشت سر او تنها یک مرد و زن دیده میشوند. این مرد علی است و این زنفاطمه. تعجب و حیرت، همراه با نگرانی و وحشت بردل مسیحیان سایه میافکند. شرحبیل به اسقف میگوید: نگاه کن. او فقط دختر، داماد و دو نوه خود را به همراه آوردهاست. اسقف که صدایش از التهاب میلرزد، میگوید: «همین نشان حقانیت است. به جای اینکه لشکری را برای مباهله بیاورد، فقط عزیزان و نزدیکان خود را آورده است، پیداست به حقانیت دعوت خود مطمئن است که عزیزترین کسانش را سپر بلا ساخته است.» شرحبیل میگوید: «دیروز محمد گفت که فرزندانمان و زنانمان و جانهایمان. پیداست که علی را به عنوان جان خود همراه آورده است.» «آری، علی برای محمد از جان عزیزتر است. در کتابهای قدیمی ما، نام او به عنوان وصی و جانشین او آمده است…» در این حال، چندین نفر از مسیحیان خود را به اسقف میرسانند و با نگرانی و اضطراب میگویند: «ما به این مباهله تن نمیدهیم. چرا که عذاب خدا را برای خود حتمی میشماریم.» چند نفر دیگر ادامه میدهند : «مباهله مصلحت نیست. چه بسا عذاب، همه مسیحیان را در بر بگیرد.» کمکم تشویش و ولوله در میان تمام دانشمندان مسیحی میافتد و همه تلاش میکنند که به نحوی اسقف را از انجام این مباهله بازدارند. اسقف به بالای سنگی میرود، به اشاره دست ، همه را آرام میکند و در حالیکه چانه و موهای سپید ریشش از التهاب میلرزد ، میگوید: «من معتقدم که مباهله صلاح نیست. این پنج چهره نورانی که من می بینم، اگر دست به دعا بردارند، کوهها را از زمین میکنند، در صورت وقوع مباهله، نابودی ما حتمی است و چه بسا عذاب ، همه مسیحیان جهان را در بر بگیرد.» اسقف از سنگ پایین می آید و با دست و پای لرزان و مرتعش، خود را به پیامبر میرساند. بقیه نیز دنبال او روانه میشوند. اسقف در مقابل پیامبر، با خضوع و تواضع، سرش را به زیر می افکند و میگوید:«ما را از مباهله معاف کنید. هر شرطی که داشته باشید، قبول میکنیم.» پیامبر با بزرگواری و مهربانی، انصرافشان را از مباهله میپذیرد و میپذیرد که به ازای پرداخت مالیات، از جان و مال آنان و مردم نجران، در مقابل دشمنان، محافظت کند. خبر این واقعه، به سرعت در میان مسیحیان نجران و دیگر مناطق پخش میشود و مسیحیان حقیقتجو را به مدینه پیامبر سوق میدهد. پانوشتها:1 ـ ان مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون. (آل عمران3. آیه 59). 2ـ فمن حاجّک فیه من بعد ما جاءک من العلم ، فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین. (آل عمران3. آیه 61). |
السلام اي حضرت سلطان عشق
يا علي موسي الرضا اي جان عشق
السلام اي بهر عاشق سرنوشت
السلام اي تربتت باغ بهشت
در آستانه ديدار مقام معظم رهبري با مردم شهر مقدس قم:

۷
![]() |
به گزارش خبرنگار برنا در قم، حجتالاسلام و المسلمین محمدحسین موسیپور با بیان اینکه سفر رهبر معظم انقلاب اسلامی به قم از مدتها قبل طراحی شده بود و با انجام مذاکرات سفر حوزوی ایشان به سفر استانی مبدل شده است خاطرنشان کرد: ستاد استقبال از مقام معظم رهبری در قم تشکیل شده و برنامهریزیهای گستردهای را برای میزبانی شایسته از وجود مبارک ایشان ترتیب داده است.
استاندار قم با اشاره به برنامههای سفر رهبر معظم انقلاب اسلامی تصریح کرد: ایشان روز سهشنبه پس از استقبال باشکوه مردم ولایتمدار قم در جوار بارگاه ملکوتی حضرت فاطمه معصومه(س) برای خیل عظیم مشتاقان سخنرانی خواهند کرد.
وی در ادامه افزود: دیدار با خانوادههای معظم شهدا، حضور در جمع بسیجیان، دیدار با دانشجویان و جوانان و نیز دیدار با مدیران و مسئولان اجرایی استان قم از دیگر برنامههای رهبر معظم انقلاب اسلامی در سفر به استان قم خواهد بود.
حجتالاسلام و المسلمین موسیپور گفت: برای سفر ایشان همچنین برنامههای حوزوی پیشبینی شده که از آن جمله دیدار با مراجع عظام تقلید، حضور در جمع طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم و دیدار اعضای جامعه مدرسین و شورای عالی حوزه علمیه خواهد بود.
وی از تشکیل هیئت وزیران در آخرین روز اقامت رهبر معظم انقلاب اسلامی در شهر مقدس قم خبر داد و گفت: نیازهای استان قم در بخشهای مختلف عمرانی احصاء شده و پس از نهایی شدن طرحها و پروژهها و تصویب در جلسه هیئت وزیران، گزارش آن خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی ارائه میشود.
استاندار قم با بیان اینکه شور و اشتیاق مردم و ارتباط تنگاتنگ آنها با ولایت سیل عظیم جمعیت را به مسیر استقبال سرازیر خواهد کرد اظهار داشت: دستگاههای اجرایی ذیربط باید با برنامهریزیهای دقیق و حساب شده استقبال درخور و شایسته از مقام معظم رهبری داشته باشند و بیتردید مردم قم با استقبال بینظیر خود از رهبر فرزانه انقلاب 27 مهرماه را به یومالله دیگری تبدیل خواهند کرد.
وی تأکید کرد: در طول ایام حضور ولی امر مسلمین در استان قم، مسئولان باید تلاش و کار خود را مضاعف ساخته و به یمن این روزهای مبارک خدمترسانی به مردم روانتر انجام شود.
رهنمودهاي مقام معظم رهبري افق جديدي مبني بر شناخت شيراز به عنوان سومين شهر مذهبي کشور گشود.
شاهچراغ، کانون مذهبي و فرهنگي شيراز است
به گزارش خبرنگار ايرنا ، تعابير رفيع مقام معظم رهبري در باره شخصيت حضرت احمد ابن موسي شاهچراغ (ع) و جايگاهي که شيراز يافته است مي تواند منشايي براي تحول فرهنگي و مذهبي و قرار گرفتن به عنواني يکي از رويکردهاي توسعه اين شهر به شمار آيد.
پايگاه اطلاع رساني مقام معظم رهبري در بيان اين تعابير به نقل از حضرت آيت الله خامنه اي در سفر به استان فارس چنين آورده است:
رهبر انقلاب اسلامي صبح هجدهم ارديبهشت ماه سال جاري در ديدار مسوولان اجرايي – اداري بخش هاي مختلف استان فارس، خدمت به ملت بزرگ ايران و از جمله مردم فهيم و خوش ذوق فارس را، لذت بخش و نشانه توفيق الهي مسئولان دانستند و تأکيد کردند: بايد با خدمتگزاري «حقيقي و خستگي ناپذير» و «تکريم و احترام مردم»، اين نعمت بزرگ الهي را شکرگزاري کرد.
و خويشاوندان ديگر خود مقدم مىداشت و به او محبت ويژهاى داشت.
شيراز هدف توجه اين امامزادهى عزيز و ديگر امامزادگان قرار گرفت؛ آمدند و از سوى اين مردم هم پشتيبانى شدند! تا امرايشان برخورداري شيراز از حرم مطهر حضرت احمد بن موسي(ع) (شاهچراغ) و چند امامزاده عالي مقام ديگر را امتيازي کم نظير براي استان فارس خواندند و خاطرنشان کردند: شيراز بعد از مشهد و قم، سومين حرم اهلبيت(ع) است و اين برجستگي و محوريت، بايد در «تبليغات عمومي و رسانهاي» و هنگام تخصيص اعتباراتِ گوناگون، مورد توجه قرار گيرد تا دلهاي مشتاقان در داخل و خارج از کشور بيشتر متوجه قداست و اهميت اين بارگاه مهم شود.
مقام معظم رهبري در ديدار با مردم شيراز در توصيف جايگاه رفيع حضرت شاهچراغ (ع) فرمودند : از جنبه دينى که من باز هم روى اين مسئله تأکيد خواهم کرد مرقد جناب احمدبنموسى و برادران بزرگوارش و ديگر امامزادههاى خاندان پيغمبر، يک نشانهى بسيار مهمى است.
اين که پيغمبرزادگان محترم و معتبر، مردم فارس را مخاطب خود و منطقه و منزل آنها را مأمن خود قرار بدهند، بسيار چيز پرمعنا و مضموندارى است؛ بخصوص شخصيت برجستهى جناب احمدبنموسى که در ميان امامزادگان شناختهشدهى خاندان پيغمبر، جزو برجستگان محسوب مىشود.
دربارهى او اينجور نوشتهاند که: «و کان احمدبنموسى کريما جليلا ورعا و کان ابوالحسن... (عليهالسّلام) يحبّه و يقدّمه»؛ مردى بخشنده و کريم و باورع و داراى جلالت مقام و منزلت بود و پدرش - حضرت موسىبنجعفر - اين بزرگوار را بر فرزندان وز هم برکات اين بزرگوار بر سرتاسر استان و بر بخش مهمى از اين کشور، جارى و سارى است .
از اين رو شيراز به برکت وجود بارگاه نوراني حضرت احمد ابن موسي شاهچراغ (ع) جايگاهي رفيع و شايسته يافته بطوريکه در نظر بسياري از صاحبنظران ؛ کارشناسان و استادان دانشگاه وجود آرامگاه نوراني حضرت احمد ابن موسي (ع) در شيراز موجب شده است که اين شهر از بزرگترين مرکز فرهنگي و مذهبي بهره مند شود.
شاه چراغ (ع) آرامگاه معروف و متبرکي است که ما آن را به صورت يکي از مهمترين نقاط ديدني شيراز و يک مرکز بزرگ فرهنگي مي شناسيم.
آرامگاه شاهچراغ (ع) مربوطه محل خاکسپاري مير سيد احمد، پسر امام موسي کاظم(ع) ، امام هفتم شيعيان و زيارتگاه بسياري از شيعيان است. احمد بن موسي (ع) پسر ارشد امام موسي کاظم (ع) و برادر امام رضا (ع) در راه پيوستن به برادر خود در خراسان توسط افراد مأمون خليفه عباسي، در شهر شيراز به شهادت رسيد.
اين حرم مطهر در نزد شيرازي ها داراي شکوه و قداست خاصي مي باشد و به همين سبب هميشه پذيراي عاشقان ولايت و امامت به شيراز بوده است.
اين زيارتگاه مهم شيعيان، از لحاظ توريسم مذهبي نيز شيراز را جزء نقاط مهم ايران قرار داده است به نحوي که شيراز سومين شهر مذهبي ايران نام گرفته است و از لحاظ تعداد زائر نيز اين آرامگاه بعد از آرامگاه برادرش بزرگوارش امام رضا(ع) و خواهر گراميش حضرت معصومه (ع) بيشترين تعداد زائر را به خود اختصاص داده است.
خبرنگار ايرنا به مناسبت روز ششم ذيقعده که روز بزرگداشت و بررسي ابعاد شخصيتي اين بزرگوار است با چند تن از صاحب نظران علوم ديني در شيراز گفت و گويي انجام داده است که مي خوانيم:
مديرکل تبليغات اسلامي استان فارس درباره جايگاه حضرت احمد ابن موسي(ع) گفت: شاه چراغ از جمله امام زادگاني است که صحيح النسب و داراي انتساب قطعي به خاندان وحي است.
حجت الاسلام عبدالرضا خوشنويس اضافه کرد: مردم شيراز به دليل اينکه مردمي شيعه و محبت ورز به ائمه اطهار و براي امام زادگان نيز احترام خاصي قايل اند، از دير باز اين سنت حسنه را سينه به سينه و نسل به نسل به عنوان ارث جاويدان به نسل امروز منتقل کرده اند.
وي ادامه داد: در همه زمان ها اين محبت به اهل بيت به گونه هاي مختلف از جمله زيارت، هديه دادن، نذر کردن ، برگزاري بزرگداشت هاي مذهبي و سرمايه گذاري ها ابراز شده است که اين روند شامل مرور زمان نگذشته و فزوني نيز يافته است.
خوشنويس با بيان اينکه حرم احمد ابن موسي (ع) بعد از حرم برادر بزرگوارش حضرت رضا (ع) و خواهر گراميش حضرت معصومه (ع) پذيراي بيشترين تعداد زائر است افزود: نياز است که زندگي و شخصيت احمد ابن موسي شاه چراغ(ع) به عنوان يک مدل و الگوي فرهنگي و ديني و يک رهبر در جامعه اسلامي بيان شود.
وي گفت: بايد حقايق ديني و مذهبي، آشنايي با شخصيت و زواياي زندگي پيشوايان و نوع نگاه آنان به جامعه، در جامعه امروزي محسوس تر شود تا باعث کاهش برخي مشکلات جامعه کنوني شود.
مدير کل تبليغات اسلامي فارس اضافه کرد: از احمد ابن موسي شاهچراغ (ع) در چهار مورد هجرت، جهاد، شهادت و ولايت مداري در اکثر زمان به عنوان الگوي برتر ياد شده است.
خوشنويس ادامه داد: فرهنگ ولايت مداري، دفاع از ولايت و پايمردي بر ارزش ها جزء درس هاي نسخ نشده اهل بيت است که حضرت شاه چراغ (ع) در اين زمينه ها به عنوان نمونه بارز اجتماعي ياد شده است.
وي با اشاره به اينکه قسم به شاهچراغ (ع) در ميان بسياري از مردم رواج داد و با بيان اينکه قسم خوردن يکي از شيوه هاي سفارش شده در اسلام است افزود: قسم خوردن در اسلام آداب و تبعياتي دارد، وقتي کسي براي وجود مقدسي احترام و ارزش قايل شود بر او قسم مي خورد که کار منفي نيست زيرا که خود خدا هم بر زمين و آسمان و ماه و رسول خدا قسم خورده است.
خوشنويس گفت: کارشناخت آن حضرت براي جوان ها بسيار راحت است زيرا که آنها فطرت الهي و نزديک تري با خداوند دارند و اگر شرح احوال بزرگان با مستندات نقل شود جوان به دنبال سنخيتي در وجود خود و او مي گردد و سعي مي کند خود را ملزم کند تا بر اساس آن در زندگي پيش رود.
يک استاد حوزه علميه در شيراز نيز با اشاره به برخي باورها و اعتقادات در باره حضرت شاهچراغ (ع) در بين مردم اظهار داشت: اين باورها تقريبا ريشه در آموزه هاي ديني ما دارد و چون اوليا خدا روح بلند و مغرب به درگاه الهي هستند مردم براي آغاز و پايان زندگي دنيايي خود به امام زادگان از جمله احمد ابن موسي متوسل و از دعاي خير آنان بهره مند مي شوند.
حسن اسد بيگي اضافه کرد: بايد حرکت در مسير ائمه و امام زادگان در تمام دوران زندگي صورت گيرد و بر اين مبنا نباشد که فقط دوران هاي خاصي از زندگي را در بر گيرد زيرا اينان سرمايه هاي معنوي و لازمه زندگي هستند.
وي با بيان اينکه انسان فطرتا شخصيت هاي آرماني ذهن خود را مي پرستد و دوست دارد ادامه داد: امامان و پيشوايان نيز در جامعه ما همين نقش را ايفا مي کنند و حتي فرد زماني که مي خواهد گفته خود را تاييد کند و به بزرگان و شخصيت هاي مقبولي که پشتوانه محکمي دارند قسم ياد مي کند.
اسد بيگي گفت: به دليل اهميت وجود احمد ابن موسي در شيراز و ارادت خاص علما و اهل معرفت، شيراز هميشه محل زيارت و دروس ديني و سرمايه هاي معنوي بوده است.
حجت الاسلام احمد چوگاني ديگر مدرس حوزه و دانشگاه در شيراز نيز درباره شخصيت حضرت احمد ابن موسي (ع) گفت: مهم ترين امام زاده در مجموع امام زادگان فارس احمد ابن موسي (ع) به دليل نزديکي به امام هشتم (ع) است و بقيه امام زادگان منسوبين به امام رضا(ع) و امام موسي بن جعفر(ع) هستند.
وي اضافه کرد: زماني که مومن مي خواهد عمل صالح او پذيرفته شود سعي مي کند بهترين و مقدس ترين مکان و زمان را معيين کند و امام زادگان بهترين و امن ترين مکان ها براي مناجات و قرب به خدا هستند.
اين استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: احترام به اهل بيت جزء اصول زندگي شيعه است و واکنش و علاقه امروز جوانان به اهل بيت ارزشمند و بيانگر پذيرفتن سخن قرآن که مي فرمايد: مپنداريد که شهيدان راه خدا مرده اند با آن ها معامله زنده کنيد، در بين آنان است.
کارهاي مذهبي و فرهنگي که امروزه در حرم برگزار مي شود و کارهايي که براي شناخت اين حضرت در شهر شيراز و استان فارس انجام مي شود را بهترين راهکار براي بقا و جاودانگي ابدي اين امام زادگان در بين جوانان دانست.
همچنين ديگر استاد حوزه در اين باره به خبرنگار ايرنا افزود: مردم شيراز مردمي دين محور، ولايتمدار و دوستدار ائمه هستند و به همين دليل مردم اهتمام به زيارت اين حرم مطهر دارند.
عليرضا محمدي اظهار داشت: برخي سنت ها مخصوص حرم شاهچراغ نيست و در هر کجا که امام زاده باشد مردم به آن مکان ها مراجعه و سنت ها اجرا مي شود زيرا که ما مسلمانان معتقديم زندگي، مرگ، شادي و غم را با آنها گره خورده است.
وي مهم ترين وظيفه امت جامعه اسلامي را به درستي معرفي کردن جايگاه اين بزرگواران در جامعه دانست و گفت: اين شناخت بايد طوري باشد تا افراط و تفريط در آن صورت نگيرد و يا مسايل روزمره اشتباهي در دين نفوذ نکنند.
ششم ذيقعده که با تصويب شوراي فرهنگ عمومي استان فارس روز بزرگداشت حضرت احمد ابن موسي (ع) نام گرفته است فرصتي متعالي براي شناخت ابعاد شخصيتي حضرت شاهچراغ (ع) و پي بردن به کرامت نفس و فضايل اخلاقي آن حضرت است.
به مناسبت روز بزرگداشت حافظ بيتي ازاين شاعر بزرگدنيا در تمام قرون تقديم مي كنم.
«عشقت رسدبه فریاد،ارخود بسان حافظ
قرآن،زبربخوانی،با چهارده،روایت»








