حر چيزي كيله اي دارد.كيله به زبان محلي ما به معني اندازه ويا همان پيمانه مي باشد.
یکی از دلایل این روند، فرهنگسازیای است که طی این سالها انجام شده است. صداوسیما طی این سالها یکی از بزرگترین عوامل ترویج مصرفگرایی در جامعه بوده است. امروز هم اگر بخواهیم به تغییر الگوی مصرف در کشور فکر کنیم، به نظر میرسد پیش از همه، این صداوسیما است که باید جهتگیریهای خود را در این زمینه کاملاً معکوس کند. تبلیغات صداوسیما برای معرفی کالا نیست. آنچه تبلیغات چیپس و پفک و تلویزیون
LCD
و ویلای شمال و... رقم میزند، ترویج مصرفگرایی است. علاوه بر اینکه نوع پرداختها در ساخت فیلمها و سریالها هم اغلب در همین راستاست
منابع و ذخایر هر کشور، جزء ثروتهای آن کشور به شمار میآید. بهاین معنی که اگر کشوری نسبت به مصرف غیر اصولی منابع خود بیتفاوت باشد، در واقع نسبت به داراییها و ثروتش بیتفاوت است. از سوی دیگر، درآمدهای کشوری که مصرفگرایی در آن توجیه و تبلیغ میشود، نمیتواند برای رشد کشور و توسعه زیرساختهای اقتصادی آن هزینه شود. این درآمدها نیز خواه، ناخواه هزینه مصرف بیرویه و غیراصولی در سطح کشور خواهد شد.
واقعیت آن است که طی سالهای دولت سازندگی و بعد از آن، مصرفگرایی به شدت در جامعه ما ترویج شد. آمار و ارقام نگران کنندهای وجود دارد که این مصرف بیرویه را نشان می دهد. مثلاً در خصوص انرژی. برای مقایسه مصرف انرژی از معیار "شدت انرژی" استفاده میشود که برابر نسبت مصرف انرژی به تولید ناخالص داخلی است. مطابق آمارها، ایران در کل جهان بالاترین میزان "شدت انرژی" را به خود اختصاص داده است! این معیار برای ایران 17 برابر کشوری مثل ژاپن، 5/8 برابر اروپا، 1/2 برابر چین و 8/2 برابر کشورهای آسیای شرقی است. این آمار میزان مصرف بیرویه انرژی را در ایران نشان میدهد. در واقع، مصرف انرژی در ایران برابر مصرف انرژی در کشوری با جمعیت 750 میلیون نفر است! رقمی که تصور آن چندان آسان نیست.
در مورد سایر منابع نیز وضعیتی مشابه حاکم است. الگوی مصرف آب آشامیدنی بر اساس اعلام بانک جهانی برای یک نفر در سال، یک متر مکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، 100 متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف میشود! از نظر مصرف برق، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست.
باید چاره جدی برای وضعیت موجود اندیشید.
یکی از دلایل این روند، فرهنگسازیای است که طی این سالها انجام شده است. صداوسیما طی این سالها یکی از بزرگترین عوامل ترویج مصرفگرایی در جامعه بوده است. امروز هم اگر بخواهیم به تغییر الگوی مصرف در کشور فکر کنیم، به نظر میرسد پیش از همه، این صداوسیما است که باید جهتگیریهای خود را در این زمینه کاملاً معکوس کند. تبلیغات صداوسیما برای معرفی کالا نیست. آنچه تبلیغات چیپس و پفک و تلویزیون
LCD
و ویلای شمال و... رقم میزند، ترویج مصرفگرایی است. علاوه بر اینکه نوع پرداختها در ساخت فیلمها و سریالها هم اغلب در همین راستاست.
دلیل دیگر این روند، به نوع سیاستگذاریهای قوه مجریه در کشور بازمیگردد. وقتی میان آب شرب و آبی که برای استحمام، شستوشوی لباس، شستن حیاط، پر کردن استخر و... مصرف میشود، تفاوتی باشد، طبیعی است که میزان مصرف بسیار بیش از حد انتظار خواهد بود.
دلیل سوم، پایین بودن قیمت برخی منابع، بهخاطر یارانههایی است که به آنها تعلق میگیرد. برخی از این یارانهها در کل دنیا بیسابقه است. مثلاً در هیچ کشوری به برق یارانه تعلق نمیگیرد. در حالی که در ایران، یارانه بالایی برای این حامل انرژی لحاظ میشود و این به خودی خود، افزایش مصرف آن را رقم میزند.
محمد رضا خباز، مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس در این خصوص معتقد است: «هرکسی که اندکی با اقتصاد کشور آشنا باشد، میداند پرداخت یارانه با روش موجود، بدترین شکل هدردادن منابع است.» ستاریفر رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دولت اصلاحات نیز با اشاره به طرح هدفمند کردن یارانهها میگوید: «من معتقدم که وضع موجود مصرف انرژی در ایران قابل قبول نیست و هر کار اصلاحی به نفع کشور است.»
در واقع یکی از ضرورتهایی که صاحب نظران را نسبت به اجرایی کردن طرح هدفمند کردن یارانهها مصمم می سازد، وضعیت نامطلوب توزیع و مصرف یارانهها و نیز پیامدهای این نوع توزیع است. در خصوص هدر رفتن منابع، همه صاحبنظران و اقتصاد دانان نظری مشابه دارند. مهدی هاشمی رفسنجانی در این خصوص می گوید: «در سال 1382 معیارهای مصرف انرژی کشور در بخش های نفت، ساختمان، حمل و نقل و لوازم خانگی به ترتیب 2، 5/2، 2/2، 7/1 برابر استانداردهای جهانی بوده است. مصرف انرژی جهت گرمایش ساختمان در ایران حدود 2،6 برابر مصرف جهانی است. مصرف انرژی برای تولید یک تن سیمان در ایران نیز 1،3 برابر مصرف دنیاست. وضع انرژی مصرفی برای تولید آجر نیز در این مورد خیلی خوشایند نیست و 5،5 برابر مقدار جهانی است، همچنین فولاد 1،5، قند و شکر 1،64 و کاغذ 1،7 برابر مقدار جهانی است. به طور کلی در صنایع ذکر شده شاخص وزنی به طور متوسط در ایران 8،1 برابر بالاتر از مصرف جهانی انرژی است که در کل صنایع کشور این رقم حدود 2 برابر در نظر گرفته می شود.»
او همچنین بر غیر قابل تحمل بودن وضعیت موجود و بدتر شدن آن در سال های آتی در صورت عدم اقدام درخور تأکید دارد: «مطابق با بررسی های به عمل آمده در سال 1382 میزان مصرف انرژی در ایران معادل 20 میلیارد دلار می باشد که چنانچه روند انرژی به همین گونه ادامه یابد، در 20 سال آینده حدود 680 میلیارد دلار انرژی مصرف خواهیم کرد!»
روند افزایشی مصرف انرژی در کشور طی سالهای آتی بیش از هر زمان کشور را با کمبود بودجه برای تأمین هزینههای تولید انرژی مواجه خواهد کرد.
رئيس کميسيون انرژي مرکز بررسي هاي استراتژيک ریاست جمهوري در این خصوص میگوید: «سال 85 مصرف انرژي نسبت به سال پيش از آن حدود 8،9 درصد رشد داشت و در سال 86، اين ميزان به 9،9 درصد بالغ شد. پيامد روند مصرف انرژي آن است که تا 10 سال ديگر قادر به صدور نفت نخواهيم بود، اين در حالي است که منابع بودجه کشور 70 درصد از طريق نفت تأمين مي شود.»
امروز دیگر همه صاحب نظران بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف اتفاق نظر دارند، اما متأسفانه هنوز مردم با بسیاری از واقعیت ها آشنا نیستند. برای ایجاد یک تحول اساسی در اقتصاد بیش از هر چیز نیازمند توجه همه جانبه دلسوزان و ایجاد یک عزم ملی برای تغییر هستیم.
نامگذاری مدبرانه رهبر انقلاب بر سالها طی 11 سال اخیر، برکات غیرقابل انکاری داشته و حتی در برخی موارد به گفتمانسازی و تسری آن به بدنه اجتماعی منجر شده است. سلسله نامگذاریهای سال امیرالمؤمنین، سال امام خمینی، سال نهضت حسینی، سال پاسخگویی سران قوا منجر به شکلگیری جنبش عدالتخواهی شد.
عزم ملی مورد اشاره برای تغییر و اصلاح الگوی مصرف نیز اگر بناست، شکل بگیرد، بهترین محرک برای آن، فراخوان رهبری و ریلگذاری ایشان است.
پیام دیگر این نامگذاری نیز برای قوه مقننه است. مجلس اگرچه در لایحه بودجه 88 بند مربوط به هدفمند کردن یارانهها را حذف و لایحه بودجه را با تغییرات عمده عملاً به طرح تبدیل کرد اما با این فراخوان بزرگ رهبر انقلاب، هرگونه تعلل در انسداد زمینههای اسراف و ادامه این مصرف مسرفانه در بخش انرژی پذیرفته نیست.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيام نوروزي تاكيد كردند كه همه ما بخصوص مسوولان قواي سهگانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني «اصلاح الگوي مصرف در همه زمينهها» ، برنامهريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجستهاي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد.
بخش راه و ترابري و حمل و نقل با توجه به گسترهاي كه تحتپوشش دارد، ميتواند يكي از نخستين اولويتهاي اصلاح الگوي مصرف باشد.
نگارنده در اين مطلب به اصلاح الگوي مصرف با نگاه ويژه به حاملهاي انرژي شامل بنزين، نفت گاز و برق پرداخته است، هر چند كه اصلاح الگوي مصرف در بخش بهرهوري نيروي انساني، ارائه آموزشهاي ناكارآمد يا استفاده نكردن ازآموزش هاي داده شده، برگزاري جلسات و همايشهاي تشريفاتي و بدون نتيجه اجرايي و عملياتي، طولاني شدن اجراي پروژهها و استفاده نكردن از امكانات دستگاهي و سازمانها و ظرفيتهاي موجود را ميتوان از ديگر مصاديق اسراف تلقي كرد.
سياستگذاري و تدوين برنامههاي بهرهوري انرژي در تمامي زيربخشهاي اقتصادي يكي از مهمترين مباحث مطرح در دولت و مجلس در طول 2 دهه گذشته بوده است.
تدوين مناسب سياستها و برنامههاي بهرهوري انرژي نيازمند شناسايي دقيق مولفههاي موثر است. يكي از بخشهاي مهم مصرف انرژي بخش حمل و نقل كشور است. اين بخش حدود 27 درصد كل انرژي كشور را به خود اختصاص داده كه پس از بخش خانگي و تجاري كه حدود 40 درصد كل انرژي را مصرف ميكند، دومين بخش پرمصرف انرژي كشور و اولين بخش از لحاظ ارزش مالي است.
همچنين اين بخش با اختصاص دادن 55 درصد مصرف فرآوردههاي نفتي مايع، بزرگترين مصرفكننده اين فرآوردههاي نفتي است. بخش حمل و نقل در ساليان اخير از رشد مصرف فزايندهاي برخوردار بوده است. تقاضاي بسيار بالاي خودرو در دهههاي 1370 و 1380 موجب شده هر ساله مبلغ هنگفتي بابت واردات بنزين و نفت گاز از منابع مالي كشور هزينه شود.
مصرف بنزين و نفت گاز بخش حمل و نقل در سال 1385 به ترتيب 27 و 17 ميليارد ليتر بوده است كه ارزش آن حدود 20 ميليارد دلار و يارانه پرداختي از طرف دولت حدود 5/16 ميليارد دلار بوده است.
مصرف بنزين طي سال هاي اخير با رشدي حدود 10 درصد به 74 ميليون ليتر در روز در سال 1385 رسيد كه براي جلوگيري از اين اسراف ، اصلاح نظام قيمت گذاري ، تعيين استانداردهاي موردنياز متناسب با استانداردهاي روز جهاني ، استفاده از انرژيهاي جايگزين به منظور حفاظت از محيط زيست و كاهش هزينه هاي ملي ، خروج وسايل نقليه فرسوده، بهبود مديريت ترافيك ، كاهش تقاضاي سفرها و ارتقا و بهبود سطح خدماترساني سيستمهاي عمومي و مديريت منابع مالي از سوي وزارت نفت پيشنهاد شده است.
همچنين عدم تناسب توسعه جادهها با تعداد خودروهاي اضافه شده و ناهماهنگي و نداشتن مديريت واحد ترافيك كه منجر به افزايش ترافيك و نهايتا افزايش مصرف سوخت ميشود ، عدم توسعه بهرهبرداري از سيستمهاي هوشمند كنترل ترافيك نظير تابلوهاي متغير خبري و تجهيزات كنترل هوشمند تقاطعها و تقاضاي زياد خودرو در كنار قيمتهاي نازل سوخت، بزرگترين عوامل در افزايش سريع مصرف بنزين در سالهاي اخير در كشور بوده است.
قيمتهاي فروش بنزين در داخل كشور در سال 1385 حدود 6 برابر ارزانتر از نرخ جهاني بوده است. شايد بتوان گفت استفاده از جادههاي بسيار ارزان و رايگان نيز ميتواند دليل مكمل ديگري براي اين مساله باشد.
همچنين فرهنگ حاكم بر جامعه نيز با توجه به وجود منابع عظيم نفت و گاز يكي از عوامل موثر بر تقاضاي انرژي در اقتصاد و بخش حمل و نقل به شمار ميرود.
وجود اين ذخاير سرشار در كشور گاهي اين تلقي را به وجود آورده است كه صرفهجويي در مصرف انرژي چندان ضروري نيست؛ در صورتي كه بايد از اين مساله به عنوان يك مزيت نسبي براي كشور در جهت رشد بخشهاي مختلف اقتصادي استفاده كرد. لزوم سهيم بودن نسلهاي آينده در ذخاير انرژي كشور و احياي فرهنگ صرفهجويي و پرهيز از اقدامات مسرفانه در مقوله مصرف انرژي ميتواند در اين خصوص راهگشا باشد.
بدون شك حذف تدريجي يارانههاي سوخت و افزايش همزمان كارايي و عملكرد سيستم حمل و نقل عمومي با افزايش و گسترش حمل و نقل ريلي و بهينهسازي سيستم حمل و نقل عمومي جادهاي ميتواند سبب كاهش استفاده از خودروهاي شخصي و جلوگيري از استفاده مسرفانه سوخت شود.
حمل و نقل ريلي برونشهري يكي از روشهاي بسيار مناسب جهت جابهجايي انبوه بار و مسافر است كه در كشورهاي پيشرفته، سهم قابل توجهي از جابهجاييها را به خود اختصاص داده است.
حمل و نقل ريلي داراي مزايايي نظير ايمني بالا، رفاه و آسايش بيشتر مسافران، عوارض كمتر زيست محيطي، امكان افزايش سرعت در ترابري مسافري و رقابت با حمل و نقل جادهاي و هوايي و مصرف بسيار كمتر انرژي در حمل بار نسبت به جاده است؛ به صورتي كه مصرف سوخت به ازاي هر تن كيلومتر بار روي جاده 30 ميليليتر و بر روي ريل 5 ميليليتر است.
با وجود اين مزايا ، متاسفانه در كشور حمل و نقل ريلي با توجه به زيرساختها و ناوگان، سهم ناچيزي در جابهجاييها دارد و لازم است توجه جدي به توسعه و گسترش اين شيوه حمل و نقل در كشور مبذول شود.
بر اين اساس نيز وزارت راه و ترابري حمايت از برقي كردن راهآهن را در دستور كار خود قرار داده است. همچنين نوسازي ناوگان بويژه ناوگان باري و استفاده بيشتر از ظرفيت حمل و نقل باري ريلي ميتواند در كاهش مصرف حاملهاي انرژي مفيد باشد.
. بوروكراسي پيچيده: در صورتي كه روند اجرايي دريافت تسهيلات مالي و كمكهاي بلاعوض و...، مستلزم گذراندن بوروكراسي پيچيده و روابط ويژهاي باشد، انگيزه سرمايهگذاري در صرفهجويي انرژي تقليل مييابد.
4. ممكن است بعضي از مصرفكنندگان، وارث حجم عظيمي از ابزارآلات و كالاهاي انرژيبر باشند اما داراي انگيزه، سرمايه، دانش و تخصص كافي براي تغيير الگوي مصرف انرژي خود نباشند، به عنوان مثال مستاجراني كه در ساختمانهاي مسكوني ساكن بوده و مجبور به پرداخت صورتحساب انرژي هستند، اما قادر به تغيير شرايط موجود نميباشند.
عوامل رواني
1. يكي از عوامل بسيار مهم در ايجاد يك تغيير اقتصادي، توجه به مسير طي شده تاريخي و آثار آن بر باورهاي اجتماعي و فرهنگي است. چنانچه ميدانيم، تا وقتي كه جامعه آمادگي رواني براي يك تغيير اقتصادي نداشته باشد، تلاش براي ايجاد دگرگوني قطعاً ناكام خواهد ماند. عدم ثبات كافي در سياستهاي صرفهجويي اقتصادي و نبود شفافيت در بعضي از قوانين به همراه عدم توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي كشور، باعث گرديده است تا مصرفكنندگان انرژي، اطمينان كافي از امنيت سرمايهگذاري در زمينه صرفهجويي در ايران را از دست بدهند. اين گروههاي اقتصادي نسبت به آينده نامطمئن هستند و هر آن انتظار دارند كه قوانين تغيير كرده و يا سياستها، متحول گردند. يكي ديگر از دغدغههاي مردم در اكراه در سرمايهگذاري در اين زمينه نيز وجود تورم در كشور ميباشد. لذا پيشبينيهاي آنها در مورد آينده سرمايهگذاري مبهم است و اين مسأله باعث گرديده تا اكثر مصرفكنندگان انرژي در ايران به شدت ريسكگريز باشند و اينرسي تغيير شرايط فعلي براي آنها بسيار زياد گردد.
سياستگذاران انرژي در ايران بايد توجه ويژهاي به اين مشخصه رواني در اقتصاد ايران داشته باشند، زيرا تا اين رفتار اقتصادي و باور اجتماعي متحول نگردد، اجراي سياستهاي صرفهجويي در مصرف انرژي نميتواند تأثير چنداني بر تغيير الگوي مصرف كشور و كارا نمودن آن بگذارد.
2. دو طبقه خاص در اقتصاد ايران وجود دارند كه حساسيت بسيار كمي نسبت به تغيير الگوي مصرف از خود نشان ميدهند.
خانوارهاي ثروتمند دهكهاي درآمدي بالا كه هزينههاي انرژي سهم بسيار ناچيزي از هزينههاي آنها را تشكيل ميدهد.
خانوارهاي روستايي كه با وجود اينكه جزو دهكهاي درآمدي پايين هستند اما به جهت مصرف كم انرژي، حساسيت بسيار كمي نسبت به اين سياستها دارند.اينگونه عدم حساسيتها، يكي از مهمترين موانع رواني تحقق تغيير الگوي مصرف انرژي محسوب ميشوند.
3. ساختار اجتماعي فرهنگي جامعه و سطح آگاهيهاي عمومي و آمادگي پذيرش روشهاي جديد در بين مصرفكنندگان، ميتواند يكي از مهمترين موانع تغيير الگوي مصرف انرژي تلقي شود.
ب. فروشندگان يا تأمين كنندگان كالاها و خدمات انرژيبر
تأمين كنندگان كالاها و خدمات انرژيبر، با هدف كاهش هزينههاي سرمايهگذاري، توليد، واردات و...، به فروش كالاهاي خود اقدام ميكنند. اين گروه اقتصادي عملاً هيچگونه توجهي به هزينههاي بهرهبرداري كه بايد مصرفكننده بپردازد ندارند كه اين يك تضاد منافع ميان توليدكنندگان و مصرفكنندگان تجهيزات انرژيبر است و يكي از عمدهترين موانع نهادي بهبود كارآيي انرژي به شمار ميآيد.
ج. سازندگان كالاها و خدمات انرژيبر
آنچه كه براي سازندگان كالاها و خدمات انرژيبر اهميت دارد، كاهش هزينههاي اوليه است نه بهبود كارايي انرژي. از آنجا كه بهبود كارايي انرژي موجب افزايش هزينههاي اوليه ميشود ابزارآلاتي كه با اين الگو ساخته ميشوند، تبديل به كالاهايي لوكس ميگردند كه مصرفكنندگان انگيزه كمتري براي خريد آنها دارند، لذا تقاضا براي انرژي كاهش نمييابد.
د. دولت
1. به علت بزرگ بودن دولت و تصدي گسترده آن در بخشهاي مختلف اقتصادي، بخش بزرگي از مصرف انرژي به بخش عمومي اختصاص مييابد و با توجه به عدم وجود انگيزههاي سودآوري اقتصادي در اين بخش هيچ انگيزهاي براي صرفهجويي انرژي وجود نخواهد داشت.
منبع: اطلاعات
در نشست خبري اين جشنواره كه روز گذشته با حضور محمد قهرماني مديرعامل موسسه فرهنگي هنري شهيد آويني و «مهدي سالم» دبير جشنواره برگزار شد، قهرماني با اشاره به فرصت علاقهمندان تا 30 بهمن ماه براي ارسال اثر به جشنواره، تاريخ برگزاري اين رويداد را 12 اسفندماه همزمان با ولادت پيامبر اكرم (ص) عنوان كرد و گفت: بحث اصلاح الگوي مصرف كه امسال از سوي رهبر معظم انقلاب مطرح شد عمدتا به تبليغات صدا و سيما در بحث انرژي خلاصه ميشود و حتي وقتي به طراح پوستر گفتيم براي اين جشنواره پوستر طراحي كند، موضوع انرژي را مورد توجه قرار داد، حال آنكه موضوعاتي مانند ارتباطات اجتماعي، آموزشي و وقت نيز ميتواند نمونههايي از اصلاح الگوي مصرف باشد.
بیتردید هر مصرفکننده با توجه به تابع مطلوبیت و محدودیتهای بودجهای خود تصمیم میگیرد که چه چیز و با چه میزانی مصرف کند. حال اگر شاهد آنیم که در اقلامياز کالاها عدم تعادل میان عرضه و تقاضا وجود دارد و این عدم تعادل هزینه هنگفتی را بر اقتصاد ملی تحمیل میکند، بیتردید باید اصلاح صورت گیرد و سیاستگذار این عدم تعادل را مرتفع کند. در این صورت با داده فرض شدن تابع مطلوبیت، سیاستگذار باید با اصلاح قیمت بر قیدهای بودجهای عاملان اقتصاد اثر گذارده و در جهت اصلاح الگوی مصرف و عدم تعادل در اقتصاد اقدام کند.
به عبارت دیگر، اگر مثلا در رابطه با میزان مصرف بنزین، برق، گاز و آب چنین معضلی وجود دارد، اتفاقا ایراد بر قیمتهای غیربازاری است که باعث میشود چنان قید بودجهای برای مصرفکننده ایجاد شود که بیشینهسازی مطلوبیت از راه مصرف بیحد و اندازه بگذرد و سرانه مصرف حتی چندین برابر کشورهای توسعه یافته باشد.چنین است که اگر کژی در مصرف مشاهده میشود، بیش از آنکه اشکال، امری سابژکتیو و درونی باشد که از نوع نگاه عاملان اقتصاد حاصل میشود، ایراد از دادههایی است که از سوی سیاست گذار به مصرفکننده میرسد. نميتوان قیمتی پایینتر از بازار را به عاملان ارائه داد و از آن سو از آنان خواهش کرد که تابع مطلوبیت خود را با قیمتی دیگر حداکثر کنند که نتیجه آن مصرف کمتر باشد. این همان سرابی است که مخالفان بازار بارها و بارها به شوقش روان شدند و در آخر بدون رسیدن به نتیجه، تشنهتر از گذشته باز آمدند.
بر خلاف آنچه تصور میشود، اصلاح الگوی مصرف نه از طریق مداخله در تابع مطلوبیت بلکه با تغییر در محدودیتهای بودجه از طریق اصلاح قیمت به دست خواهد آمد.
چراکه تابع مطلوبیت امری درونی و خارج از دست سیاستگذار است و تازه اگر هم به فرض محال تصور کنیم که میتوان بر آن تاثیر گذارد، غیر از این نیست که عملی شدن این تغییر در گرو شکسته شدن حریم خصوصی است. نه آنکه تابع مطلوبیت افراد در گذر زمان تغییر نکند، بل این تغییر به دست دولت انجام نخواهد پذیرفت و اصولا مسوولیتی برای دولت در این زمینه نمیتوان متصور بود.
فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران
تخليص واصلاح:حسن رستميان
ویرایش و بار گذاري : آزاده شرفي بدر
چکیده
در حال حاضر منابع ملی نظیر آب، انرژی، دارو، نان و سایر مواد غذائی به مقدار زیادی در کشور تلف می شوند. دولت برای مصرف تقریباً تمامی این منابع یارانه می پردازد و این امر خود باعث اتلاف بیشتر آنها و آلوده سازی بیشتر محیط زیست گردیده است. علاوه بر اتلاف این منابع ملی، مردم در فعالیتهای اجتماعی- اقتصادی وقت خود و دیگران را به میزان قابل ملاحظه ای تلف می کنند. لازم است جامعه به میزان این اتلاف واقف شده و راههای کاهش آنها را فرا گیرد. این آگاه سازی و آموزش باید در تمام مقاطع تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان و از طریق برنامه های جالب تلویزیونی انجام گردد تا به این ترتیب فرهنگ صرف جوئی و کاهش اتلاف در منابع ملی (از جمله وقت) در جامعه گسترش یابد و صرفه جوئی به عنوان یک ارزش، و اتلاف و اسراف به عنوان رذائل اخلاقی معرفی شوند.
پیشنهاد می نماید دولت کلیه یارانه هائی را که برای آب، انواع حاملهای انرژی، دارو و نان می پردازد حذف و معادل آنرا بطور مساوی به مردم بپردازد. در حالی که این پرداخت ها برای خانواده های ثروتمند قسمت ناچیزی از درآمد آنها را تشکیل می دهد ولی برای خانواده های کم درآمد و مستمند این پرداخت ها می تواند رقم قابل ملاحظه ای از درآمد آنها را تشکیل دهد و رفاه آنانرا بهبود بخشد. به این ترتیب دولت عملاً برای صرفه جوئی و تلف نکردن منابع ملی به مردم کمک می کند و نه برای مصرف و اتلاف آنها. برای کاهش اتلاف وقت، آب، انرژی و مواد مصرفی در صنایع و سازمانهای دولتی پیشـنهاد می نماید که در هر سازمان دولتی و یا واحد صنعـتی مدیریـتی به نام مدیریت صرفه جوئی تاسیس گردد و هر ساله از افراد و یا مدیریتهائی که موفق به کاهش قابل ملاحظة اتلافات شده اند تجلیل شود. پیشهاد می نماید تعطیلات رسمی کشور به 12 روز در سال کاهش یابد.
واژه های کلیدی: حذف یارانه ها، مدیریت صرفه جوئی، فرهنگسازی، کاهش روزهای تعطیل
|
اصلاح الگوي مصرف نهادينه کردن روش صحيح استفاده از منابع است و سبب کاهش هزينه ها مي گردد و ضرورتي انکار ناپذير در توسعه پايدار تلقي مي شود.
|
زنان برابر اراده پروردگار،حيات بخش و پرورش دهنده انسان هستند و به خاطر همين قدرت نهفته در وجودشان اگر آگاهانه قدم بردارند، مي توانند نقش موثري در الگوي مصرف جامعه داشته و سرمشق فرزندان و ديگر افراد محيط اطراف خود باشند. اگر مي خواهيم فردايي سالم و دنيايي قابل سكونت براي فرزندانمان و نسلهاي آينده داشته باشيم، بايد در روش مصرف خود تجديد نظر كنيم. در قرآن كريم خداوند مي فرمايند: ” ما هر چيز را به اندازه خلق كرديم“ پس هر چيز مقدار و حدودي دارد و بايستي به طور صحيح و درست بهره برداري شود تا نابهنگام و منهدم نگردد.
متاسفانه در جامعه ما، فرهنگ غلطي در مورد مصرف جا افتاده است.به اين صورتك كه هر چه بيشتر يعني بدون حساب و كتاب و در هر مورد مصرف كنيم نشانه تمول بيشتر، بلندي طبع و بي اهميتي به ماديات تلقي مي شود. به يقين هر جامعه اي بايد پيامدهاي خود را بپذيرد و اين باور براي جامعه ما، اسراف را به دنبال دارد. آيا هنگام آن نرسيده است كه پرونده باورهاي خود را دوباره ارزيابي كنيم؟
حتماً اصطلاح بهره وري را شنيده ايد و مي دانيد كه در كشور ما نيز مانند بسياري از كشورهاي جهان سازمان ملي بهره وري به وجود آمده است كه كار آن تلاش در جهت گسترش فرهنگ بهره وري به معناي استفاده حداكثر از امكانات موجود مي باشد. اين امكانات مي تواند امكانات ملي، نيروي انساني، امكانات طبيعي و غيره باشد. به عبارت ديگر كشورهاي پيشرفته تري توسعه يافته تر است كه قادر باشد از كليه منابع موجود خود به بهترين شكل و براي رفاه حال همه مردم خود استفاده كند.
آمار بعضي از كشورهاي صنعتي نشان مي دهند مردمي كه در دهه 90 زندگي مي كنند، چهار و نيم برابر از اجداد خود در شروع اين قرن ثروتمند ترند.ولي آيا چهارونيم برابرنيز خوشحال ترند؟ شواهد روانشناختي نشان مي دهد كه رابطه بين مصرف و خشنودي يك رابطه ضعيف است.بدتر از آن اين است كه ظاهراً در جريان هجوم به سمت دو چشمه اصلي رضايت خاطر بشر يعني روابط اجتماعي و اوقات فراغت مي خشكد يا راكد مي ماند.بنابراين بسياري از ما، در جوامع مصرفي چنين احساس مي كنيم كه دنياي پرنعمت ما به گونه اي خالي است و ما فريفته فرهنگ مصرفي بيهوده سعي مي كنيم كه با ماديات براي خود خشنودي فراهم كنيم.
نگراني تمام والدين، زندگي بهتر براي فرزندان است.اما زندگي بهتر به ازاي داشتن اتومبيل، وسايل لوكس، غذاي يخ زده بيشتر و مراكز خريد بزرگتر نيست. فرزندان ما بايد وارث دنيايي باشند كه نياز همگان به غذا، آموزش، كار، سرپناه و بهداشت مناسب را برآورد. اين مهم فقط زماني امكان پذير است كه مردم جوامع مصرفي در شيوه زندگي خود تجديد نظر كنند، زيرا كره زمينه ديگر توان پاسخگويي به اين مصرف روزافزون را ندارد.
رشد بي رويه جمعيت تغييرات فن آوري و مصرف گرايي سه آفت عمده حفظ سلامت كره زمين براي نسلهاي آينده است ولي مصرف گرايي هميشه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.براي مردم جوامع مصرفي هر روز روشن تر مي شود كه مصرف بيش از حد متعادل به معني موفقيت و خوشبختي بيشتر نيست. خشنودي واقعي را بايد در چهار عامل: زندگي خانوادگي(ازدواج)، رضايت از كار، داشتن اوقات فراغت به منظور پيشبرد استعدادها و روابط دوستي جستجو نمود. حال بهتر است با هم پيشنهادهايي را در مورد تغيير روش مصرف بررسي كنيم.
خريد وسايل منزل
هنگام خريد لوازم منزل به جاست كه بهترين و محكم ترين نوع را خريداري كنيم. هر چند كه هزينه بيشتري بايد بپردازيم ولي در دراز مدت استحكام و دوام آن جبران قيمت بالاتر را خواهد كرد.
يك ضرب المثل انگليسي مي گويد: ” من هنوز آنقدر ثروتمند نشده ام كه جنس ارزان بخرم“ . در اين زمينه لازم است با كمك دولت، صنايع و كارخانجات ضمن استفاده از تكنولوژي جديد مواردي را مورد استفاده قرار دهند كه محصولات حاصل از آنها عمر طولاني تري داشته باشندو مجدداً قابل استفاده باشنديا بتوان آنها را مرمت، بازسازي و تعمير نمود.در اين مورد شهروندان با ترغيب به خريد اجناس با دوام مي توانند نقش مهمي داشته باشند.
هر وسيله اي كه براي منزل خريده مي شود يك دفترچه راهنما و يا برچسب روش استفاده از آن را در راهنما به همراه دارد.مسلماً سازنده هر وسيله يا ماده اي، بهترين روش استفاده از آن را در راهنما توضيح داده است. پس ابتدا راهنما را مطالعه نموده و از آن پيروي مي كنيم. چه بسا شنيده شده در اثر استفاده نادرست از يك وسيله، جان افراد خانواده به خطر افتاده است.
در 40 سال گذشته تبليغات يكي از سريع الرشدترين صنايع جهان بوده است. ما در مدت شبانه روز دائماً با تبليغات فريبنده مبتني بر روانشناسي و جامعه شناسي رو به رو هستيم. اين تبليغات مي تواند افراد سطحي و ظاهربين را به خريدهاي نامناسب ترغيب كند. براي خنثي كردن اثر تبليغ مي توان خانواده را قانع كرد كه جنس خوب نياز به تبليغ ندارد. پس براي اين تبليغ و هزينه اي كه براي پخش آن صرف مي كنند، منظوري گمراه كننده وجود دارد.
ما ايراني ها مهماني رفتن و مهماني دادن را دوست داريم. اما اگر قرار باشد در منزل هر كدام از ما وسايل پذيرايي براي حداقل 30 نفر مهمان وجود داشته باشد، چه سرمايه بزرگي براي موارد خاص كنار گذاشته مي شود. يك راه حل اين مساله اين است كه خانواده هاي نزديك به هم در فاميل سرويسهاي ظروف پذيرايي يكسان تهيه كنند و در مهماني هاي بزرگ از ظروف يك شكل استفاده نمايند و البته براي سالم ماندن آنها،اجازه شستن ظرفها را به مهمانها ندهند تا مبادا ظروف چيني لب پر شوند!
نظافت منزل
مديريت امور منزل با زنان است. با توضيحات قانع كننده مي توان افراد خانواده را به رعايت نظم و نظافت و صرفه جويي تشويق نمود كه در اين صورت از نظر مالي و صرفه جويي در وقت بسيار كارساز است. مانند هر كار ديگر كه ” پيشگيري بهتر از درمان است“ وضع مقرراتي براي برقراري نظم و نظافت كه در آن تمام اعضاي خانواده نقش فعال داشته باشند بسيار موثر است. پس تميز كردن مهم است ولي تميز نگهداشتن مهم تر. به خصوص در اين مورد روشهايي اتخاذ شود كه كمترين مقدار مواد پاك كننده و كمترين مدت زمان را لازم داشته باشد. توجه داريم كه مواد پاك كننده اغلب آلوده كننده آبها هستند. ما مي خواهيم خانه اي تميز داشته باشيم اما نه به بهاي از دست رفتن سلامتي خانم خانه. همانگونه كه در بعضي افراد اين افراط در كار ديده مي شود.
خريد مواد غذايي
چون بيشترين درآمد خانواده معمولاً صرف تهيه مواد غذايي مي شود، توجه به نكاتي چند ضروري است: كيفيت غذاهاي تازه اي كه از مواد خام اوليه به صورت بهداشتي در منزل تهيه مي شود بهتر از غذاهاي آماده و نيمه آماده بيرون است و هزينه كمتري دربردارد. آگاهي ما از مواد نگهدارنده كه به مواد غذايي به اصطلاح با دوام افزوده مي شود و اثر شيميايي اين مواد بر بدن مي تواند در نوع غذايي كه مصرف مي كنيم تعيين كننده باشد. متخصصين مي گويند تا آنجا كه مي توانيد فاصله ميز غذاي خود را تا مزرعه كوتاهتر كنيد.هنگام خريد تا آنجا كه ممكن است هميشه بزرگترين اندازه مواد مورد نياز را تهيه كنيم چون در اين صورت هزينه بسته بندي كمتر و مقدار بيشتري دريافت مي كنيم. آگاهانه توصيه مي كنند هنگامي كه گرسنه هستيد، براي خريد مواد غذايي اقدام نكنيد زيرا موادي را خواهيد خريد كه لازم نداريد. بهتر است تا آنجا كه مي توانيم از ظروف يكبار مصرف استفاده نكنيم زيرا هم هزينه اضافه بر خانواده تحميل مي شود و هم اين زباله ها باعث آلودگي محيط زيست مي شوند.
براي آنكه نشان دهيم انسانهايي موقعيت شناس و حساس نسبت به مسائل جهان خود هستيم، روشي در زندگي اتخاذ كنيم تا به محيط زندگي خود آسيبي نرسانيم. به عنوان مثال:
1- 1- با مصرف كمتر، زباله خانگي را تا آنجا كه مقدور است كاهش دهيم.
2- 2- زباله هاي خشك مانند كاغذ و مقوا ،شيشه، پلاستيك و فلزات را جداگانه جمع آوري و به مراكز بازيافت تحويل دهيم.
3- 3- از دستمالهاي پارچه اي به جاي كلينكس و از كيسه هاي پارچه اي براي خريد استفاده كنيم و كيسه نايلوني كمتر به منزل بياوريم.
4- 4- در صورت امكان ياد بگيريم از مواد غذايي زائد، كمپوست يا كود گياهي تهيه نموده و در باغچه گلدان يا ظرفهاي يكبار مصرف سبزيكاري كنيم.
5- 5- قبل از آنكه هر چيزي دور انداخته شود، فكر كنيم چگونه مي توان آن را به يك شي قابل استفاده تبديل نمود.مثل تهيه كاور لباس از ملحفه هاي كهنه، استفاده از شيشه هاي دهانه گشاد براي نگهداري شكر، برنج، آرد و ...
6- 6- اگر براي تغذيه كودكان در مدرسه به جاي استفاده از كيسه نايلوني از كيسه هاي پارچه اي كه خود تهيه كرده ايم استفاده كنيم روزانه فقط در تهران 4 ميليون كيسه فريزر كمتر مصرف خواهد شد.
صرفه جويي در برق
استفاده از لامپهاي كم مصرف كه به تازگي از طريق رسانه ها به مردم شناسانده مي شود كمك زيادي به صرفه جويي در برق مي كند.
لامپهاي اضافي را بايد خاموش كرد. البته در مدارس و ادارات بايد تابلوهايي در كنار پريز برق باشد تا افراد هنگام خروج چراغها را خاموش كنند.
لامپهاي روشنايي بايد مرتباً گردگيري شوند.لامپهاي غبار گرفته روشنايي كمتري دارند و باعث اتلاف انرژي مي شوند.
اگر نياز بيشتري به نور هست استفاده از يك لامپ بزرگتر با صرفه تر است.مثلاً يك لامپ 100 واتي بيشتر از 2 لامپ 60 واتي نور مي دهد.
صرفه جويي در آب
در سيارات ديگر شايد آب وجود داشته باشد ولي بسيار كم است. كره زمين را در واقع بايد كره آب ناميد. زيرا قسمت بيشتر آن را آب تشكيل مي دهد.البته در اين كرده 29 درصد آب به صورت بخار در اتمسفر و 71 درصد آب اقيانوسها، درياها، درياچه ها، منابع زيرزميني و يخ و برف قطبها هستند. آبي كه ما مصرف مي كنيم آب شيرين است كه فقط 1/1 درصد آبها را تشكيل مي دهد .ايران كشوري نيمه خشك و كم آب است.با وجود چنين شرايطي هر ايراني در زمان استحمام 6 برابر و در زمان مسواك زدن 26 برابر يك اروپايي آب مصرف مي كند.هر شيري كه بي جهت باز گذاشته شود در هر دقيقه 11 تا 19 ليتر آب سالم را وارد فاضلاب مي كند.
كم كردن فشار آب مصرفي در خانه ها و جلوگيري از چكه كردن شيرها ، از هدر رفتن آب جلوگيري مي كند. به افراد خانواده آموزش دهيم كه سريع دوش بگيرند تا آب كمتري مصرف شود. آيا مي دانيد كه چاي باقي مانده در قوري، آبي كه تخم مرغ در آن پخته شده و نوشابه اي كه گاز آن خارج شده براي رشد گياهان مناسب است.
آبي را كه براي شستن ميوه ها و سبزيها و يا از آبكش كردن پلو به دست مي آيد مي توان براي آبياري باغچه و گلدانها استفاده نمود. آيا فكر نمي كنيد كه شستن اتومبيل با يك سطل امكان پذير است؟ براي شستن لباسها در ماشين لباسشويي هر بار سعي كنيم مقدار بيشتري لباس را شسته، يعني از ظرفيت كامل ماشين استفاده كنيم. اگر به جاي لوله آب از جارو براي تميز كردن پله ها و معبرها استفاده شود، مقدار بسيار زيادي از آب سالم براي مصارف ضروري ذخيره مي شود.
صرفه جويي در انرژي سوخت
بيشترين ميزان انرژي كه در خانه مصرف مي شود در جهت تامين حرارت است و تهيه آب گرم مورد نياز در منزل بيشترين سهم از انرژي را به خود اختصاص مي دهد .به همين دليل آبگرمكن ها بايد هر سال تعمير يا سرويس شوند تا از اتلاف انرژي جلوگيري شود.
اگر قطعات بزرگي از مقوا را با لايه اي از ورقه هاي آلومينيوم بپوشانيم و آن را در پشت رادياتورهاي شوفاژ قرار دهيم مقدار زيادي حرارت كه قبلاً جذب ديوار شده و به هدر مي رفت با اين ابتكار ساده به داخل اتاق منعكس مي شود.
اگر براي پنجره ها و درها از نوار درزگير استفاده شود نه تنها مبادله حرارتي با هواي بيرون كمتر صورت مي گيرد بلكه از آلودگي صوتي نيز در امان خواهيم بود.
بهتر است گرماي خانه در زمستان آنقدر نباشد كه ما به صورت تابستاني لباس بپوشيم. پوشيدن يك ژاكت در منزل به صرفه جويي در سوخت كمك مي كند.
صرفه جويي در وقت
دفترچه ساعتي، مي تواند برنامه روزانه ما را معين كرده و حاصل آن خستگي كمتر و كارهاي انجام شده بيشتر است. اگر در هنگام خريد قبلاً مسير حركت خود را با توجه به ليست خريد معين كنيم از رفت و آمدهاي اضافي جلوگيري كرده ايم.
از يكديگر ياد بگيريم چگونه كارهاي وقت گير و يا كارهايي را كه علاقه نداريم، سريعتر انجام دهيم. برنامه ريزي زمان در هر خانواده بايد طوري باشد كه مدتي براي تفريح و تمدد اعصاب بخصوص در آغوش كوهستان و جنگل باقي بماند در اينصورت زندگي ما كارآمدتر است.
درست است كه خانم ها چه شاغل باشند و چه خانه دار وظايف مختلف را بر عهده دارند ولي برنامه ريزي بايد به صورتي باشد كه زماني براي ورزش به منظور داشتن جسمي سالم و روحيه اي شاداب و نيز مطالعه براي بالا بردن سطح آگاهي و بينش هر فرد اختصاص يابد.
به اميد اينكه بتوانيم از تجارب يكديگر استفاده نموده و با به كارگيري رهنمودها، زندگي پر بار و بدون دغدغه خاطر براي خانواده خود فراهم كنيم. اين رهنمودها مي تواند در حكم كفش هايي باشد كه بتوانيم آنها را بيازماييم و مناسب ترين را براي طي اين راه به پا كنيم. ما زنان با به دست آوردن آگاهي مي توانيم ادعا كنيم كه: ما مي ايستيم و مي سازيم دنيايي را كه بشر، به بلنداي روزگار آرزو كرده است.
ماخذ : نگاه آذر
با توجه به اهمیت طرح هدفمندی یارانه ها و آغاز اعلام خوشه بندی های تخصیص یارانه و سوالات و ابهامات به وجود آمده برای مخاطبان ،بر آن شدیم به صورت خلاصه مباحثی را در این زمینه تقدیم مخاطبان عزیز نماییم.در ابتدا باید گفت اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها اقدامی بزرگ و تصمیمی سرنوشت ساز است. انجام طرحهای بزرگ و اتخاذ تصمیمات اساسی در حوزه ملی توسط دولتها به دو امر احتیاج دارد:1-شجاعت و اراده مبنی بر تغییر 2-وجودسیاستگذاری عمومی به شکل علمی، برنامه ریزیهای گسترده،منطقی و همه جانبه.
دولت آقای احمدی نژاد نشان داده است از تصمیمات بزرگ و اساسی نمی هراسد.گویا گرفتن تصمیمات حساس برای
موضوعات مهم که شاید برخی دولتها در انجام آن تعلل می کردند از مهمترین ویژگی های این دولت باشد.طرح سهمیه بندی بنزین اگر در اجرا با انتقادات زیادی روبرو شد اما حاکی از اراده دولتمردان در سر و سامان دادن به مصرف بنزین در سالهای قبل بود.اخذ این تصمیم ،هر باره به خاطر هراس از فشار اجتماعی به تعویق افتاده بود.
یکی دیگر از این تصمیمات بزرگ سر و سامان دادن به وضعیت یارانه هاست.همه ساله مبلغ بسیار هنگفتی از پول نفت به صورت غیر کارشناسانه ،صرف کاهش قیمت کالاهای عمومی می شود. این سرمایه در حال حاضر به صورت یارانه مصرف می شود و این امكان را می دهد تا كسانی كه توان مالی بیشتری دارند، با مصرف بیشتر از یارانه ها استفاده كنند. برای مثال اگر فردی با خودرو خود بیشتر بنزین مصرف کند سهم بیشتری از یارانه دریافت می کند .در طرح تحول اقتصادی دولت به دنبال عدم کاهش مصنوعی قیمتها از سوی خود به منظور افزایش بهره وری و تخصیص یارانه ها به صورت عادلانه تر به اقشار نیازمند تر است.این تصمیم در صورت اجرای صحیح ضمن جلوگیری از اتلاف منابع ملی با عث افزایش عدالت شود.
اما نکته مهم در کنار اراده،عزم و شجاعت برنامه ریزی صحیح و همه جانبه برای این مهم است.
شاید بتوان از منظر علم سیاستگذاری عمومی به طرح هدفمند کردن یارانه ها پرداخت. این دانش، به مطالعه و تحلیل عمل دولتها میپردازد. سیاستگذاریهای عمومی در واقع، تجلّی ادارهی حکومت در عمل است؛ که آنها را میتوان به عنوان مجموعههایی ساختاری و مرتبط متشکل از مقاصد، تصمیمات و اعمالی که قابل نسبت به اقتدار عمومی در سطوح محلی، ملّی و بینالمللی هستند، در نظر گرفت.با این نگاه وجود یک فرایند یا مجموعهای از فعالیتها و تصمیمهای دولتی که با هدف حل یک مسألهی عمومی طراحی شدهاند، سیاستگذاری عمومی نامیده میشود.پس موضوع تخصیص یارانه ها به صورت هدفمند، بهینه و کارا از سوی دولت می تواند در این چارچوب مورد تحلیل قرار گیرد.یکی از مدلهای معروف مدل مرحلهای(چرخهای) و مراحل سیاستگذاری است که اجرای یک سیاست را به شکل یک چرخه حاوی مراحل زیر می داند:
1-. مرحلهی شناخت مشکل و قرار گرفتن مشکل در دستور کار حکومت
2-ارائه راهحلها به تصمیمگیران توسط اتاقهای فکر،برنامه ریزان و قانونگزاران با توجه نیازها،اهداف،نقاط ضعف و قوت
3- مشروعیت بخشیدن به یک راهحل و تصمیمگیری
4 - اجرای خطمشیها
5-ارزیابی سیاستگذاریهای عمومی
این یک فرایند مداوم و چرخه ای است.برای مثال مساله عدم تخصیص بهینه و عادلانه یارانه ها در دستور کار دولت قرار گرفت.راهکارهای متفاوتی مطرح شد و سرانجام بر مبنای راهکارهای مختلف و شرایط موجود هدف مندی سازی یارانه ها مطرح و پس از چانه زنی های مختلق تصویب و ابعاد اجرایی آن مشخص شد و الان در مرحله اجرا است.
اما نکته منفی ما جرا این است که گویا در عمل این چرخه منطقی مورد عنایت نبوده و در فقدان مرکز مدیریت و برنامه
ریزی نوعی روش آزمون و خطا در پیش است. با نگاهی گذرا به مطبوعات و دیگر رسانه های جمعی ،چنین روندی (عدم اطلاع رسانی درست)وتناقضات متعدد در نحوه اعلام اخبار مربوط به نحوه اجرای این طرح کاملاً مشهود است،به نحوی که شاید ظرف یک روز مخاطبان که همانا مردم و ذینفع در این رابطه تلقی می گردند،بطور مداوم آماج اخبار ضد و نقیض فراوانی بوده اند.یک مقام مسئول بر عدم تخصیص یارانه به خوشه سوم تاکید می کند،مقام مسئول دیگر بر تخصیص آن تاکید دارد.یک مسوول از پرداخت مساوی یارانه ها خبر می دهد،ارگان دیگری از به تعویق افتادن مراحل اجرا سخن می راند.میزان یارانه به نرخها و حجم های متفاوتی گزارش می شود.اما در این میان چهار مرحله اساسی قابل ملاحظه بوده است:
طبق این نگاه خوشبینانه ریاست محترم جمهور اعتقاد داشت با اجرای این طرح می توان به نفر ایرانی حدود 60 تا هفتاد هزار تومان یارانه مستقیم پرداخت کرد.دکتر احمدی نژاد در دیداربا مردم اسلامشهردر سوم اردیبهشت امسال گفت: ما پیشبینی کرده بودیم بین 50 تا 70 هزار تومان به ازای هر نفر یارانه بدهیم و در اختیار یک خانواده قرار دهیم. فرض کنیم متوسط 60 هزار تومان برای یک خانواده 5 نفری، 300 هزار تومان در ماه یارانه توزیع میشود... اجازه بدهید این یارانه را بدهیم به این 70 درصد کشور که 50 میلیون نفرند . یک خانواده 5 نفره میشود 300 هزار تومان، یک خانواده 5 نفره چقدر
بنزین ، برق، گاز مصرف میکند؟ سرجمع آزاد آن الان میشود 100 الی 130 هزار تومان . خوب 300 هزار تومان دریافت خواهد کرد...(منبع پایگاه رسمی ریاست جمهوری).
طبق این نگاه به تمام افراد تحت طرح که حدود 50 میلیون نفر هستند قرار بود ماهانه 60 هزار تومان پرداخت شود.البته در همین سخنرانی رییس جمهور از مجلس خواست که با تصویب خواسته دولت تسهیل کننده اجرای این طرح باشند.
مجلس شورای اسلامی نسبت به این لایحه از دو جهت دارای حساسیت بود:1-فشارتورمی احتمالی 2-نطارت بر فعالیتهای دولت ناشی از درآمدهای حذف یارانه ها.لذا تغییرات مهمی در این لایحه انجام شد. مصوبه مجلس درباره هدفمند كردن یارانهها دارای دو نكته برجسته است، نخست اینكه مجلس تصویب كرد دولت در سال اول و شروع اجرای طرح میتواند قیمتها را در حدی افزایش دهد كه حداقل 10 و حداكثر 20 هزار میلیارد تومان درآمد كسب كند.این به معنای این است که دولت نمی تواند یکباره به آزادسازی قیمتها اقدام کند. دولت در لایحه هدفمند كردن یارانهها خود فرآیند اجرای طرح را سه ساله در نظر گرفته بود اما مجلس آنرا به تا 5 سال افزایش داد.نقطه نهایی تضاد بین مجلس و دولت "اختیار دولت بر این درآمدها" بود که مجلس پیشنهاد ایجاد سازمان "سازمان هدفمند کردن یارانه ها" را به تصویب رساند. این تغییرات نارضایتی دولت را به دنبال داشت و حتی بحث بازپس گیری لایحه جدی شد.نهایتا آقای احمدی نژاد پس از تایید نهایی قانون توسط شورای نگهبان چنین گفت: ااگر طرح به صورتی که دولت آماده کرده بود تصویب می شد، اجرای آن نیمی از انرژی دولت را می گرفت، اما اکنون به صورتی تصویب شده که دولت باید "حداقل دو سوم توان خود" را صرف اجرای آن کند.
داستان این لایحه با ورود آقای مدد رییس مرکز آمار ایران به صحنه وارد فاز جدیدی شد.او در مصاحبه ای با صداوسیما گفت: اکنون مرکز آمار بعد از تصویب و ابلاغ قانون حذف یارانه ها، با استفاده از این اطلاعات، جمعیت کشور را به سه دسته تقسیم کرده و "خوشه نخست که دهک اول تا چهارم را در بر می گیرد حدود ۳۰ میلیون نفر، در خوشه دوم دهکهای پنجم تا هفتم جامعه با ۱۷ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر و در خوشه سوم دهک های هشتم تا دهم با ۱۴ میلیون نفر قرار گرفته اند."
به گفته رئیس مرکز آمار ایران، یارانه های نقدی فقط بین خوشه اول و دوم پرداخت می شود.
بنابر تقسیم بندی مرکز آمار، درآمد سرانه هر نفر در خوشه اول ماهانه ۷۸۸ هزار و ۳۸۱ ریال (۷۸ هزار و ۸۳۸ تومان) و درآمد سرانه هر نفر در خوشه دوم یک میلیون و ۳۰۳ هزار و سه ریال(حدود۱۳۰هزارتومان) است.
همین مصاحبه از طرف رییس مرکز آمار ایران کافی بود که انتقادات شروع شود.مجلس از منتقدان این خوشه بندی و یارانه بود
آقای مصباحی مقدم رئیس کمیسیون ویژه طرح تحول اقتصادی مجلس با اشاره به اخبار منتشر شده در خصوص جزئیات
خوشه های درآمدی یارانه بگیران،تاکید کرد: اجرای این روش بر اساس قانون مصوب مجلس نیست زیرا بر اساس قانون مصوب یارانه باید به همه دهکها متناسب با درآمد آنها تعلق بگیرد. حذف سه دهک از جامعه و تعلق نگرفتن یارانه ها به آنان خلاف قانون مصوب است و در همین ابتدای کار دولت باید اجرای قانون هدفمندی یارانه ها را اصلاح کند، در غیر اینصورت مجلس شورای اسلامی حق تذکر قانونی دارد.
اما مشکل خوشه ها به اینجا ختم نشد.مشکلات جالبی مانند دایر نبودن سایتی که رییس مرکز آمار ایران به آن اشاره کرده بود باعث سوالات بیشتر شد.
نحوه تقسیم خوشه ها نیز مورد اعتراض قرار گرفت.اکثر ساکنان شهرهای بزرگ که در خوشه سه قرار گرفته بودند معتقد بودند هزینه زندگی آنها با افراد روستا نشین و یا شهرهای کوچک متفاوت است و این درآمد کفاف زندگی آنان را نمی کند.
اعتراضاتی در برخی استانها شکل گرفت و نگرانیها بیشتر شد.نکته مهم تر این بود که اگر ما فرض کنیم بر مبنای قانون مجلس دولت می تواند حداکثر بیست هزار میلیارد تومان برای پرداخت مستقیم یارانه پرداخت کند به رقم ماهانه حدود 35 هزار تومان می رسیم که صرفا به خوشه های یک و دو تعلق می گیرد و با ارزیابی اولیه یعنی نزدیک 60 هزار تومان برای همه فاصله دارد.
با این موج موضع دیگری از طرف وزارت اقتصاد و دارایی گرفته شد.
سخنگوی کارگروه تحولات اقتصادی دولت با بیان اینکه تکلیف نهایی خوشههای درآمدی در این کارگروه مشخص نشده است، گفت: طرح هدفمند کردن یارانه ها تمام خانوارها ی ایرانی را متناسب با درآمد آنها تحت پوشش قرار میدهد.اما در عین حال گفت: دولت قصد دارد ابتدا به 70 درصد مردم پرداخت نقدی داشته باشد و برای مابقی نیز از سایر روشها همچون غیرنقدی از روش تامین اجتماعی استفاده کند.
این بدان معنا بود که هم چنان مساله عدم توزیع عمومی یارانه ها مد نظر است.اما در نهایت مصاحبه رییس جمهور نشان داد وضعیت کنونی چندان پایدار نیست. دکتر محموداحمدی نژاد در مصاحبه ای با تاکید بر این که اینکه منابع عمومی متعلق به همه مردم است، اظهار داشت: بر اساس این طرح همه مردم از منابع عمومی کشور برخوردار خواهند شد اما مطابق قانون محدودیت هایی وجود دارد از این رو اینکار در به صورت گام به گام و در دو مرحله انجام می شود.
دولت گویا مجددا تصمیم گرفته است سطح یارانه ها در سال اول را افزایش دهد.لذا دولت می خواهد در قانون بودجه سال 1389 رقم پیش بینی شده برای پرداخت یارانه ها را به 40 هزار میلیارد تومان برساند.این رقم مطابقتی با مصوبه
مجلس در قانون هدفمندی یارانه ها، که این رقم را در سال اول اجرای قانون 20 هزار میلیارد تومان مشخص کرده است ندارد.احمد توکلی نماینده مجلس صریحا با این موضوع مخالفت کرده ودلایل خود را چنین بر شمرده:وقتی دولت میخواهد 40 هزار میلیارد تومان درآمد كسب كند، یعنی قصد دارد قیمت حاملهای انرژی را به پایه فوب خلیج فارس برساند، در حالی كه در نص صریح قانون نمایندگان مجلس در 5 مورد به پیشنهادهای من رای دادند و از جمله تاكید كردند این كار باید در طول 5 سال اجرایی شود نماینده تهران یادآور شد: ایستادگی مجلس بر سر اجرای 5 ساله هدفمند كردن یارانهها و شیب تدریجی اجرا برای این است كه تورم به مردم تحمیل نشود، اما دولت بدون اینكه استدلال منطقی داشته باشد حتی با زیر پا گذاشتن قانون بر موضعگیریهای خود اصرار میكند.


جامه ناسازِ زشت اسراف را از تنمان بيرون بياوريم. حضرت آیت الله خامنه ای، مقام معظم رهبري در حالي هدف كشور در سال 1388 را «اصلاح الگوي مصرف» قرار داده اند كه اين مساله در چارچوب مبارزه با اسراف و اشرافي گري در طول دو دهه گذشته همواره جزو مطالبات و تذكرات جدي ايشان بوده است. در سال هاي اخير نیز اين تذكرات ایشان هميشه با ارایه راهكارهاي عملي براي مقابله با اين خصوصيت و عادت ناپسند همراه بوده و رنگ و بويي جدی تر يافته است.