

سلام
ببخشید که یه چند وقتیه نتونستم مطالب جدید بزنم!
جای شما خالی یه هفته ای رفته بودیم پا بوس امام رضا(ع).
خب! خیلی از دوستانمون ایراد گرفته بودن که چرا توی راسخون وبلاگ زدید و نمیدونم چرا دیر میا بالا و ... ما هم تصمیم گرفتیم که بیام توی خونه جدید.
از این به بعد مطالب وبلاگ بچه های مسجد نجفیه در خونه جدیدش به آدرس:
ارائه خواهد شد.
امیدوارم که بازم همراه ما باشید و از مطالب و عکسهاتون ما رو محروم نکنید.
سلام و طاعاتتون قبول!
همونطور که قول داده بودم امروز گزارش تصویری مراسم احیای لیالی قدر مسجد رو براتون میزارم.
ادامه عکس ها رو میتونید در ادامه مطلب ببینید.



سلام به دوستای عزیز!
آرزوی قبولی طاعات و عباداتتون را از خدای منان خواستارم.
ببخشید که چند روزی در خدمتتون نبودم. امروز مراسم عزاداری شهادت امام علی(ع) رو که در پایان احیای شب 21 ماه رمضان انجام شده رو براتون میزارم. این مراسم با مداحی زیبای حاج محمد ابراهیمی زاد انجام شده.
انشاء الله در پست های بعدی گزارش تصویری مراسم احیای شبها قدر مسجد نجفیه رو براتون خواهم گذاشت.
سلام
توی این پست براتون برنامه احیای شبهای 21 و 23 ماه رمضان میزارم.
امیدوارم استفاده لازم رو ببرید.


از همه شما التماس دعا داریم.
سلام
چقدر سریع چهل روز گذشت!
انگار هفته پیش بود که رفتم دزفول بهم گفتن که ...
آره چهل روز از درگذشت مرحوم حمیدرضا امیدجو میگذره.
به همین مناسبت امشب(پنج شنبه 90.05.27) ساعت نه و نیم شب مراسم ختم قرآن در منزل آن مرحوم برگزار می شه!





به او خاله بسیجی می گفتیم ، چون درپشت جبهه کمک حال رزمندگان بود.
خانه اش در نزدیکی مسجد نجفیه دزفول است . در زمان جنگ دوتا از پسرانش همزمان در جبهه بودند و خودش شهر را ترک نکرده بود . با اینکه زمین های کشاورزیشان در بیرون شهر محل مناسب و امنی برای زندگی کردن در دوران موشک باران شهر بود و سنگر بزرگی هم که فرمانداری برای مردم شهرساخته بود روبروی منزلشان قرار داشت ولی هرگز حاضر به ترک خانه اش نشد .
در مقابل اصرار بچه ها برای بیرون رفتن از شهر می گفت :
همه این بچه های بسیج ومسجد فرزندان من هستند ، پسرانم هم که جبهه اند اگر آمدند و دیدند که من خانه نیستم نگران می شوند ! من همین جا راحتم .
خانه اش مرکز امدادرسانی و پشتیبانی جبهه شده بود ، از تهیه موادغذایی گرفته تاتهیه و پخت سبزی خورشتی تا شستن و دوخت ودوز البسه رزمندگان .
معمولا بچه های مسجد هم که گاهی شام گیرشان نمی آمد آشپزخانه منزل خاله و روی گشاده او در خدمتشان بود .
این شیر زن کسی نیست مگر مادر شهید والامقام عبدالرضا نصیر باغبان که اینک با تکیه برعصا راه می رود و روز های پنج شنبه به درخت نارنجی که برای سایه سار قبر پسرش کاشته آب می دهد.

این عکس تزیینی است.
برای سلامتی او و همه مادران شهیدی که در قید حیاتند
صلوات
برگرفته از وبلاگ رهسپار قدیمی و با تشکر از حاج مصطفی آهوزاده
سلام
بازم عکس!!!
ایام نیمه ماه رمضونه و از این شبها دیگه افطاری های مسجد شروع میشه!
منم یه چند عکسی رو از افطاری های سالهای قبل براتون آماده کردم!
اگه خاطره ای از این افطاری ها دارید برامون بفرستید.
اگه خدا بخواد در پستهای بعدی برنامه احیای لیالی قدر رو براتون میزارم.





!!نظر دادن یادتون نره!!
سلام
ببخشید که چند روزیه چیز جدیدی نداشتیم!
امروز 2 تا عکس رو براتون آماده کردم که نمیدونم مال چند سال پیشه ولی میدونم مال ماه رمضونه . یه مراسم شبی با قرآن توی مسجد برگزار شد که قاری این مراسم سید کریم موسوی بود. خیلی مراسم کامل و جذابی بود. اگه کسی در مورد این مراسم اطلاعات کامل تری داره برامون توی نظرها بذاره!


سلام
طاعات و عباداتتون قبول درگاه خدا!
با کمال تأسف شنیدیم که یکی از پدران شهدا و رفیق بچه ها در بستر بیماریه! آره ممکنه خیلی از شما خبردار شده باشید. حاج محمود دزفولیان الان در بستر بیماریه و از همه شما التماس دعا داره. امیدوارم در این ایام ذکر و دعا این بانی خیر در مسجد رو از دعای خیرتون محروم نکنید و از خدا میخوایم که سلامتی کامل رو به این عزیز عطا کنه!

شعري طنز از مرحوم ملامحمدتقي ناهيدي دزفولي در وصف ماه مبارك رمضان به لهجه ي دزفولي
|
هَمْ ما رَمَضونْ اومَه قَدْ روزَه زَنِسُّمْ |
چي مَه كِه گِرَه اَيْ مَهِ جامُنْدَه گِرِسُّمْ |
|
قُرْصْ روزَه گِرُفْتْ بيخِ گُليمَ كِه يَواشِي |
اَ رَفْتَنِ صَحْرا وُ قَپِي غَلَه بييِسُّم |
|
روزْ اَغْزَه دِرازَه كِه مَري بَنْدِ گِحِيْفَه |
شُوْ هَمْ اَسُحورْخَوْرْدَنِ اِفْطارْ كِپِسُّم |
|
دوشْ وَخْتِ اَذونْ اَغْزَه مُوْ اُوْ خُوَرْدُمَه ناشْتا |
تا يَكْتَه اَ زِيْرْ گِنْدْ اَ هَفَشْ جا تِرَقِسُّم |
|
مُورْدُمْ مُوْ اَچَنْ هَرْ چِي كِه بينُمْ خِرُمِشْ روزْ |
اَ رَفْتِ شُدا چي خَرِ رِنْجْ زِييَه هِرِسُّم |
|
رَفْتُمْ كِه خِرُمْ بَحْتييَه اَوْ سِي اَبُلي دوشْ |
دَ جا سَرِ رَه يَكْتَه اَ تُشْني مُوْ نِشِسُّم |
|
ضَحْفْ اُومَه سييُمْ كُلِّ رَگامْ يَكْتَهْ گُشِسِّنْ |
هَرْ چِي خُومَه دامْ تَكْيَهْ اَخيرِشْ سُلُقِسُّم |
|
صَحْنُمْ بِزِمينْ خَوْرْدْ بييِسْ صَحْنِكَهْ دَ قَلْ |
مِنْجا طَلَبا صافْ لِفِ عِيسايِيْ چُكِسُّم |
|
زَمْ هُوَّهْ بِمِينِ طَلَبا چي خُودِ مَسّي |
تا بِيخِ دُقادَمْ مِينِ چَكِي تِلِقِسُِّم |
|
نَمْ اَيْ مَهِ بَعْدي بِكَُجا سَرْ مُو دِرارُمْ |
اَ روزَهْ گِرُفْتُنْ دِگَهْ وَلّا مُو زَنِسُّم |
|
خيسِسُّمْ اَچَنْ روزْ كِه رووُمْ كُنْجِ شَوادونْ |
پيسِسُّمْ اَچَنْ شُو سَرِ مَرْدُمْ تَلَ بِسُّم |
با تشکر فراوان از دوست عزیزمون آقای مهدی حاجی که این مطلب رو برای ما ارسال کرده!


ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان وبهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشود، و عبادت در یکی از شبهای آن (شب قدر) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها است؛ روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفسهای شما تسبیح، خواب شما عبادت، عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت های درست و دلی پاکیزه، پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»
آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزهداران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.
** این ماه رو راحت از دست ندید و به بهانه درد معده و دستور فلان دکتر و گرمی هوا و... از این کرامات خودتون رو بی بهره نکنید.
مطمئن باشید خدا صبر در روزه داری رو بهتون عطا میکنه و تا چشم روی هم بزاریم ماه رمضان تمام میشه.
و در آخر تنها میتونم این رو بگم که....
میشود این رمضان موعد فردا باشد؟
آخرین ماه صیام غم مولا باشد؟
میشود در شب قدرش به جهان مژده دهند
که همین سال ظهور گل زهرا باشد......
التماس دعا
نمیدونم چقدر از کتاب صوتی شبهای پیشاور استفاده می کنید. امروز قسمت پنجم از این مجموعه رو براتون میزارم. لطفا نظراتتون رو درمورد این مجموعه اعلام کنید.
بازم سلام
از سعید افشاری عزیز که عکسهای قدیمی رو برامون ارسال میکنه تشکر می کنیم.( از سعید یاد بگیرید. عکسای قدیمی رو بفرستید!)
عکسهایی که توی این پست براتون میزارم، مربوط میشه به مراسم گرامیداشت 13 شهید نوجوان مسجد که در سال 1378 برگزار شده. این مراسم با همکاری جلسه نوجوانان و تعدای از جوانان مسجد مثل حاج علی آقای موجودی و حاج محمد ابراهیمی و دیگر دوستان برگزار گردید. برنامه جالب و تأثیر گذاری بود به طوری که یادم میاد بعد از برنامه خود بچه هایی که اجراکننده بودن با گریه سن مراسم رو ترک می کردن. حاج علی عزیز هم با حاج محمد عزیز دلمون یه برنامه هماهنگ رو اجرا کردن. یادش بخیر...
نمیخوام کامتون از این خاطره زیبا تلخ بشه ولی اینجا لازمه یه نیم نگاهی هم به 20 اسفند سالی که گذشت بندازیم...
خوب بهتره حالا عکسها رو ببینید:





خوب عکسها رو که دیدید. حالا میخوام افرادی که توی این عکس آخریه هستند رو براتون معرفی کنم.
ایستاده از راست:
محمد سپهری- عزیز ابراهیم عبایی(مش عزیز)- فرشید قصدی- علی توحیدی- علی موجودی- عبدالمحمد نصیرباغبان- ابوذر شفیع قصاب- سعید افشاری- یاسین افزونی- محمدامین ایزدیان- محمد جوهری
نشسته روی صندلی از راست:
محمد رجایی پور(مش محمد)- مهدی محمد زاده- یاسم افزونی- محمدعلی نیک عابدی- امیر آزاد- سجاد(عابد) سنبل-
و نشسته از راست:
سید احمد هاشمی زاده- محسن برنجی(حج محسن)- محمدرضا خدایی نژاد
ممکنه از من سوال کنید پس تو کجایی که انقدر داری تعریف می کنی؟؟؟؟؟
یادم میاد من حامل اسم شهید حلیمی زاده بودم. البته من موقع عکس گرفتن یا پشت دوربینم و یا کلا توی عکسا نمیام.
یاد و نام شهدای مسجد نجفیه زنده و پاینده باد.

















