مصباح 90 + 1 >> سال تولید ملی ؛ حمایت از کار و سرمایه ایرانی
1391 سال تولید ملی ؛ حمايت از كار و سرمايه‌ى ايرانى
موضوعات
ديگر امکانات





در اين وبلاگ
در كل اينترنت

در باب سرمایه داری و سوسیالیسم، از لحاظ انطباق و عدم انطباق آنها با اسلام، این مطلب به ترتیب ذیل باید بحث شود: سرمایه داری در دنیای‏ امروز یک پدیده نو و بی سابقه‏ای است که دو سه قرن از عمر آن بیشتر نمی‏گذرد، و یک پدیده اقتصادی و اجتماعی نویی است که محصول پیشرفت و ترقی تکنیک جدید است، از این رو مستقلا به عنوان یک مسئله مستحدث‏ باید از آن بحث شود.
فقهاء عصر، از مسائل بانک و بیمه و چک و سفته، به عنوان مسائل مستحدث، کم و بیش بحثهایی کرده و می‏کنند، ولی توجه‏ ندارند که رأس و رئیس مسائل مستحدثه، خود سرمایه داری است، زیرا ابتداء چنین تصور می‏رود که سرمایه داری، یک موضوع کهنه و قدیمی است که‏ شارع اسلام برای آن حدود و موازینی مقرر کرده است؛ تجارت، اجاره، مستغلات، مزارعه، مضاربه، مساقات، شرکت ها، همه اینها سرمایه داری‏ است که در اسلام برای آنها احکام و مقرراتی تعیین شده است، اما این که مقدار سرمایه، کمتر یا بیشتر باشد، ربطی به‏ مطلب ندارد.

ولی حقیقت مطلب این طور نیست، سرمایه داری جدید یک‏ پدیده جداگانه و مستقل و بی سابقه‏ای است و جداگانه و مستقلا باید درباره‏ آن اجتهاد کرد، همچنان که تجارت در دنیای جدید سرمایه داری با تجارت‏ ساده قدیم از لحاظ ماهیت ممکن است متفاوت باشد.
این موضوع از لحاظ اصول علم اقتصاد باید مورد مطالعه قرار گیرد، زیرا ادعا می‏شود که‏ سرمایه داری جدید یک نوع استثمار بین واکل مال به باطل مسلمی است، معامله‏ای است که یک طرف، محصول زحمت کشیدن دیگری را مفت و مسلم‏ می‏خورد و می‏برد. در سرمایه داری جدید، بحث در این نیست که سرمایه‏ دار، با انصاف است یا بی‏انصاف، بحث در این است که اگر سرمایه دار بخواهد حق واقعی کارگر را بدهد، باید از سود، مطلقا صرف نظر کند، و همچو سرمایه داری هرگز در دنیا پیدا نخواهد شد، و اگر بخواهد سود ببرد، هر اندازه ببرد، دزدی و غصب است.


ارسال شده توسط : قاسمعلی جمالی
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 11:01 PM ] [ قاسمعلی جمالی ]

آنچه اسلام از رشته های درآمد منع کرده است چند قسم است:

نظر اسلام درباره کسب درآمد از راه اغراء به جهل و به کارگیری عقاید پست
الف. درآمد از طریق اغراء به جهل و تثبیت جهالت مردم و تحکیم عقاید سخیف و خرافی نظیر بت فروشی و صلیب فروشی. بعضی این چیزها را به نام آزادی و احترام به عقیده انجام می دهند. می گویند حیثیت ذاتی بشر او را لازم الاحترام کرده و لازمه احترام به بشر احترام به عقاید او و مقدسات اوست هر چه باشد، ولو بت باشد، ولو مانند بت ژاپنیها صورت احلیل یا فرج باشد، یا مثل بت هندوها گاو باشد. اما باید بدانیم که احترام به بشر و حیثیت ذاتی بشر ایجاب می کند که این زنجیرها را که به دست خود بسته است باز کنیم نه اینکه چون بشر به دست خود بسته است باز کنیم نه اینکه چون بشر به دست خود بسته است پس لازم الاحترام است.
و ما عمل ابراهیم بت شکن و موسی که گوساله سامری را آتش زد: «انظر الی الهک الذی ظلت علیه عاکفا لنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفا»؛ بنگر به معبودت که پیوسته او را می پرستیدی، ما آن را نخست می سوزانیم و سپس خاکستر آن را در دریا می ریزیم. (طه/97) و عمل رسول خدا را که بتها را شکست و دور ریخت تصویب می کنیم نه عمل کورش یا ملکه انگلستان و یا دولت انگلستان را که به بت پرست ها اجازه «تأسیس» بتخانه می دهد و نام این عمل زشت را آزادیخواهی و دموکراسی می گذارد. اینها از لحاظ سیاست به مفهوم امروز صحیح است اما از لحاظ بشریت غلط است.

نظر اسلام درباره کسب درآمد از طریق اغفال و اختلاب
ب. نوع دوم تحصیل درآمد از طریق اغفال و اضلال است. بیع کتب ضلال از این قبیل است. در اسلام شکستن سکه تقلبی و از بین بردن کتاب تقلبی واجب است. البته خرید و فروش آنها برای کسانی که قدرت تفکر و تجزیه و تحلیل دارند مانعی ندارد اما برای کسانی که فاقد این قدرتند صحیح نیست. امروز به نام آزادی عقیده و فکر، نشر هر کتابی و خرید و فروش هر کتابی را صحیح می دانند، اما اسلام این راه درآمد را به روی پیروان خود بسته است. تدلیس ماشطه و نجش از این قبیل است، مدح من لایستحق المدح از این قبیل است، کهانت نیز از این قبیل است، بلکه تحریم ساختن و مبادله مجسمه نیز از این قبیل است ولو آنکه جنبه حریمی و مقدمی دارد.

نظر اسلام در خصوص کسب درآمد از طریق تقویت بنیه دشمن
ج. تقویت دشمنان به هر نحوی باشد، از این نوع است. بیع سلاح به اعداء دین، بلکه هرگونه خرید و فروشی که سبب شود دشمن، قوی و دوست، ضعیف شود در اسلام ممنوع است. اگر خرید و فروشی سبب شود که بنیه نظامی یا اقتصادی یا فرهنگی دشمن قوی و متقابلا بنیه نظامی، اقتصادی، فرهنگی خودی ضعیف شود ممنوع است. فروش نسخ خطی قیمتی به آنها از این قبیل است. فروش موادی از قبیل نفت به آنها از این قبیل است. موارد زیادی، اهل اطلاع در این زمینه می توانند پیدا کنند.

نظر اسلام درباره کسب درآمد از طریق تولید و مبادله کالاهای مفره
د. تحصیل درآمد از راه تولید یا خرید و فروش و مبادله موادی که استعمال آنها برای بشر زیان دارد و یا فائده ای ندارد و از نوع هوسهای کودکانه است.
مبادله شراب، اعیان نجسه، آلات قمار و غش از این قبیل است.
ه. پای ماده مضری در کار نیست، بلکه نوع کاری که فرد در مقابل آن واقع می شود بیهوده یا مضر است، مثل لهو و غنا، یا قمار، یا قیادت، یا هجو مؤمن.

نظر اسلام درباره کسب درآمد مزدبگیری در امور مقدس
و. نوع دیگر کاری است که از نظر اسلام فوق مسائل اقتصادی است، از قبیل اجرت در قضاوت، تعلیم دین و قرآن، اجرت بر اذان یا افتاء. اذان شعار است، شعار راستی و ایمانی، پیام دل است به دل، این زشت است که کسی پول بگیرد و بگویید اشهد ان لااله الاالله، این کار فروشی نیست، همچنان که از نظر اسلام سربازی نیز مزدوری نیست، اجباری هم نیست، قصد قربت می خواهد. حتی بیع مصحف. اینگونه کارها باید بلاعوض صورت گیرد ولی بودجه عامل از بیت المال تأمین شود. بعضی علت حرمت اجرت «در این موارد را» تضاد اجرت با قصد قربت دانسته اند، ولی به عقیده ما «علت» این است که اینگونه کارها را اسلام فوق مبادله و خرید و فروش می داند. افتاء و ارشاد هم از این قبیل است.

نظر اسلام درباره کسب درآمد از طریق کمک به تجمل پرستی
ز. کارهایی که منجر به تجمل پرستی مفرط بشود، مثل ساختن یا مبادله ظروف طلا و نقره.
شاید بتوان گفت که علت دیگر حرمت ساختن و مبادله ظروف طلا و نقره این است که رواج و شیوع آن سبب می شود که پول، نایاب و کار مبادله به سختی بکشد.
پس مجموع ضابطهای کلی در تحصیل درآمد ممنوع عبارت است از راه اغراء به جهل و استفاده از عقاید پست پلید، اغفال، تقویت بنیه دشمن و تضعیف بنیه جامعه اسلامی چه از نظر نظامی یا اقتصادی یا سیاسی یا فرهنگی، تولید و مبادله کالاهای مضره، مزدبگیری از کارهای مضر و غیر نافع، تولید و مبادله یا مزدبگیری در زمینه اشیاء یا کارهای مقدس فوق امور مادی، کمک به تجمل پرستی، حبس پول به صورت ظروف که در حکم ذخیره و گنج است.


ارسال شده توسط : قاسمعلی جمالی
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 11:01 PM ] [ قاسمعلی جمالی ]

پیوستگی اجزاء مختلف جامعه
کسانی که فکر می‏کنند مسائل زندگی از یکدیگر جداست و هر چیزی یک مرز و یک قلمروی خاص دارد و هر گوشه‏ای و قسمتی از زندگی بشر به یک شی‏ء بخصوص تعلق دارد، تعجب و احیانا انکار می‏کنند که کسی مسأله ای به نام‏ "اقتصاد اسلامی" طرح کند، زیرا به عقیده اینها هر یک از اسلام و اقتصاد یک مسأله جداگانه است، اسلام به عنوان یک دین برای خودش، و اقتصاد به عنوان یک علم و یا یک فلسفه برای خودش، اسلام قلمروی دارد و اقتصاد قلمروی دیگر، همچنان که فرهنگ، سیاست، قضاوت و حتی اخلاق هر کدام قلمروی جداگانه از اسلام دارند.
بعضی پا فراتر نهاده و گفته‏اند زندگی به طور کلی یک مسأله است و دین‏ مسأله دیگر، دین را نباید با مسائل زندگی مخلوط کرد.
این اشخاص اشتباه اولشان این است که مسائل زندگی را مجرد فرض می‏کنند، خیر، زندگی یک واحد و همه شؤونش توام با یکدیگر است، صلاح و فساد در هر یک از شؤون زندگی، در سایر شؤون مؤثر است. ممکن نیست اجتماعی‏ مثلا فرهنگ یا سیاست، یا قضاوت یا اخلاق و تربیت و یا اقتصادش فاسد باشد اما دینش درست باشد و بالعکس.
اگر فرض کنیم دین تنها رفتن به مسجد و کلیسا و نماز خواندن و روزه‏ گرفتن است، ممکن است کسی ادعا کند مسئله دین از سایر مسائل مجزاست، ولی این مطلب فرضا درباره مسیحیت صادق باشد درباره اسلام صادق نیست.

پیوندهای اسلام با اقتصاد
اسلام دو پیوند با اقتصاد دارد: مستقیم و غیرمستقیم. پیوند مستقیم‏ اسلام با اقتصاد از آن جهت است که مستقیما یک سلسله مقررات اقتصادی‏ درباره مالکیت، مبادلات، مالیاتها، حجرها، ارث، هبات و صدقات، وقف، مجازاتهای مالی یا مجازاتهایی در زمینه ثروت و غیره دارد.
اسلام کتاب البیع ، کتاب الاجاره، کتاب الوکاله ، کتاب الرهن، کتاب الارث، کتاب الهبه، کتاب الوقف دارد.
و از طرف دیگر می‏دانیم اصل "«نؤمن ببعض و نکفر ببعض»؛ ما به برخی ایمان داریم و به بعضی نداریم." (نساء/150) همان‏ طور که قرآن کریم می‏فرماید، مطرود است، علیهذا یا باید اسلام را دربست‏ بپذیریم و یا باید دربست رد کنیم.
پیوند غیرمستقیم اسلام با اقتصاد از طریق اخلاق است. در این جهت برخی مذاهب دیگر نیز کم و بیش چنین می‏باشند. اسلام مردم را توصیه می‏کند به امانت، عفت، عدالت، احسان، ایثار، منع دزدی، خیانت، رشوه. همه اینها در زمینه ثروت است و یا قسمتی از قلمروی این‏ مفاهیم ثروت است. تا حدود مسائل اقتصادی روشن نشود، حدود عدالت و امامت و عفت و احسان و همچنین حدود دزدی و خیانت و رشوه روشن نمی‏شود.

منبع : طهور


ارسال شده توسط : قاسمعلی جمالی
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 10:59 PM ] [ قاسمعلی جمالی ]

تعداد کل صفحات : 2298 < 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >
درباره وبلاگ

« اِنَّ الحّسین مِصباحّ الهّدی وَ سَفینهّ النِجاه » & « اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ ۖ » (سوره نور - آيه 35)
لينک دوستان
آمار و بازديد ها
کل بازديد:89401
تعداد کل مطالب : 6890
تعداد کل نظرات : 138
تاريخ آخرين بروزرساني : شنبه 6 خرداد 1391 
تاريخ ايجاد بلاگ : چهارشنبه 25 اسفند 1389