اعتدال در آموزش بر اساس ظرفیت افراد

نويسنده: محمود عالي نژاديان | یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 2:21 AM |  

 


  افراط و تفریط در تعلیم و تربیت   یکی از اشکالاتی که کفار به پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلم) می‏کردند   می‏گفتند چرا قرآن یک جا نازل نشد خوب این افراط است بابا یک جیزی که   ظرفیت انسان محدود است قرآن می‏فرماید که می‏گفتند «لو لا نزل علیه جملة   واحدة» چرا یکمرتبه قرآن نازل نشد قرآن می‏فرماید بابا اگر خواسته باشیم   که شما را تربیت کنیم باید آیات تدریجاً نازل بشود سیل که بیاید آب که فرود نمی‏رود که اگر خواسته باشیم آب به عمق زمین برود باید قطره چکان   باشد یکمرتبه بکوب می‏خوانند دانشجوها و دبیرستانیها و همه می‏خوانند شبها   تا صبح زیر لامپ‌ها بخوان امتحان است کنکور است یاللّه می‏رود توی اتاق در   را قفل می‏کند یا شبانه روز می‏خواند یکبار هم می‏بینی اصلاً سه ماه است   هیچی نخوانده .   آموزش نماز یک کار تعلیمی است بنده الان از من می‏پرسند   بچه‏مان را بفرستیم قرآن حفظ کند من جواب نمی‏دهم جواب مثبت نمی‏دهم جواب   منفی هم نمی‏دهم چون اسلام، آنچه ما بلدین از دین اینست اسلام فرمود   بچه‏ات را تا 7 سال آزادش بگذار «دع ابنک سبع سنین» بچه‏ات را تا 7 سال   کاریش نداشته باش حالا به چه دلیل من بچه 4 ساله را تحمیل کنم که قرآن حفظ   کند بله یک وقت یک بچه استعدادهای فوق العاده دارد تیزهوش است نابغه است   خوب نابغه حسابش جداست مثل بیام وه می‏دود ولی ما هر بشکه و درشکه‏ای را   خواسته باشیم هی هل‏اش بدهیم خوب از پا می‏افتد تحمیل، حتی حدیث داریم اگر   حال دعا نداری کم دعا بخوان لازم نیست دعا را بخوانی تا آخر اگر نشاط داری   بخوان نشاط نداری نخوان حاجی‏ها که می‏روند مکه خدا اعمال مکه را قیچی   گذاشته و سطلش یک پنج تا عمل انجام بدهید چند روز استراحت لباس احرام بپوش  7  بار طواف 2 رکعت بخوان سعی و صفا و مروه یک خورده مو قیچی کن آزاد، آزاد   که شد دو مرتبه اعمال حج شروع می‏شود یعنی بین عمره و حج واشِر گذاشته طرف   می‏برد «کفواً احد» که گفتی خدا خم‏ات می‏کند دو رکعت که خواند می‏گوید   بنشین «اشهد أن لا اله» خوب «اشهد ان لا اله الّا اللّه» را نمی‏شود   ایستاده بگویم؟ نه بنشین خم شو دولا شو تنوع واشر گذاشتن بین حج عمره   زمانی برای استراحت و بعضی از مسائل دیگر روایاتی داریم مومن ساعاتش را   چند تقسیم کند که قبلاً خواندم ساعتی را برای لذت و تفریح بگذارد روایاتی   داریم همه قرآن را یک جا یک ضرب نخوان یک کسی همه لباس‌هایش را سبز کرد   جوراب سبز عبا سبز کفش سبز دستکش سبز ریش‏هایش را هم سبز کرد گفتند دیگر   چرا ریش‏ات را... گفت من می‏خواهم یک ضرب 14 معصوم شوم

ادامه مطلب

 

 

(1) نظرات

 

اعتدال در هزینه های زندگی

نويسنده: محمود عالي نژاديان | یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 2:17 AM |  

 

مواظب باشید نه خودتان گول   خودتان را بخورید نه گول کتابها را بخورید یک کسی ممکن است کتابخانه خیلی   قشتگی داشته باشد ولی کسی توی آن مطالعه نکند، خانه‏اش مهرهای بزرگ   جانمازهای قشنگ اما نماز نمی‏خواند. ما چقدر آدم داریم که اتاقهای   میهمان‏خوان خوبی دارد، برای اتاق پذیرایی پولهای سنگینی خرج می‏کند، اما   حاضر نیست مثلاً بیاید یک سالن توی مدرسه بسازد برای نمازخانه بچه‏ها یعنی برای میهمان سالی یکبار سالی دو بار پول خرج می‏کند اما برای نماز نسل نو   که هر روز نسلش می‏خواهد نماز بخواند نمی‏آید توی دبیرستان پسرش بگوید آقا   من که 5 میلیون 10 میلیون خرج میهمانخانه‏ام کردم یک 10 میلیون می‏دهم یک   نمازخانه توی مدرسه بسازید یا دگاری بیایند مثلاً... ما الان ده‌ها هزار   مدرسه داریم که بچه‏ها می‏خواهند نماز بخوانند سالن نمازخانه ندارند و پدر   بعضی از این بچه‏ها خرج... برای تغییر ماشین تغییر لوستر تغییر اتاق   پذیرایی تغییر خانه سنگ کاری روکاری منبدکاری دکورسازی یکوقت ممکن است   میلیونها تومان پول دکور بدهد اما برای بچه‏اش کفش می‏خرد یعنی چند هزار   تومان برای بچه‏اش کفش می‏خرد اما اگر یک کتاب هزار تومانی باشد هو هزار   تومان!! یعنی برای مخ بچه‏اش هزار تومان سوت می‏کشد برای مخ بچه‏اش پول کم   خرج می‏کند اما برای کفش بچه‏اش به راحتی پول خرج می‏کند اینها ...  نامیزانی هایی است که... دولت‏ها همینطور یک دولت اصل را می‏گذارد روی   اقتصاد یک دولت اصل را می‏گذارد روی سیاست یک دولت اصل را می‏گذارد روی   دیانت یک دولت اصل را می‏گذارد روی... همه چیز باید با هم باشد سیاست و   دیانت و تقوا و اقتصاد و ورزش

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

اعتدال در علم آموزی

نويسنده: محمود عالي نژاديان | یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 2:16 AM |  

 

امام   باقر و امام صادق علیهماالسلام بنیان‌گذاران دانشگاه اهل البیت هستند که   حدود شش هزار رساله علمی از فارغ التحصیلان آن به ثبت رسیده است. ایشان در   علم آموزی مردم را به طریق صحیح رهنمون می‌کردند و می‌فرمودند: «علم سلاحی   است علیه دشمنان». در عین حال به ممنوعیت سوء استفاده از دانش اذعان   داشتند و می‌فرمودند: کسی که با انگیزه‌ای نادرست به دانش دست یافته باشد   هر چند از عهده‌کاری برآید، از نظر روحی شایستگی تصدی امور و ریاست را   ندارد. امام باقر علیه السلام با آن که همواره مومنین را به کسب علم دعوت   می‌نمودند، ولی همواره سفارش می‌کردند که: خداوند متعال از قیل و قال و   تباه نمودن مال و زیاد سوال کردن نهی می‌نماید، زیرا هر انسانی ظرفیت تحمل   پاسخ برخی سوالات را ندارد امام باقر علیه السلام نه فقط در علوم اسلامی   شهره آفاق بود، بلکه دارای شخصیتی عظیم در سایر علوم بودن

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

معیارهای‌ اعتدال‌ اخلاقی‌

نويسنده: محمود عالي نژاديان | شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:18 AM |  

 

قرآن‌   کریم‌، در نصایح‌ لقمان‌ به‌ فرزندش‌ می‌آورد که‌: «و در کارهایت‌،   میانه‌رو باش‌!» 1 حال‌، اگر از شما بخواهند میانه‌رَوی‌ یا اعتدال‌   اخلاقی‌ را تعریف‌ کنید، چه‌ جوابی‌ می‌دهید؟ خب‌، شاید بگویید: با رعایت‌ تمام‌ اصول‌ و موازین‌ می‌توان‌ به‌ اعتدال‌ اخلاقی‌ دست‌ یافت‌ .   حال‌   اگر از شما بخواهند که‌ این‌ معیارها و موازین‌ اخلاقی‌ را نام‌ ببرید،   به‌ چه‌ چیزهایی‌ اشاره‌ می‌کنید؟ آیا می‌توانید تمام‌ آن‌ اصول‌ را یک‌   به‌ یک‌ و بدون‌ این‌ که‌ چیزی‌ را از قلم‌ انداخته‌ باشید، نام‌ ببرید،   به‌ گونه‌ای‌ که‌ به‌ طور قطع‌ بتوان‌ گفت‌ با رعایت‌ این‌ اصول‌ می‌توان‌   مطمئن‌ بود که‌ اخلاق متعالی‌ داریم‌؟ احتمالاً   شما هم‌ با من‌ هم‌ عقیده‌ هستید که‌ این‌ کار، بسیار مشکل‌ و تا حدّی‌   غیر ممکن‌ است‌؛ چون‌ که‌ به‌ راحتی‌ نمی‌توان‌ تمام‌ صفات‌ و حالات‌   اخلاقی‌ انسان‌ را نام‌ برد و برای‌ آنها معیار و واحد مشخصی‌ ارائه‌ نمود

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

اعتدال اخلاق

نويسنده: محمود عالي نژاديان | شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:16 AM |  

 

هنگامی‌   که‌ صحبت‌ از اخلاق و جنبه‌های‌ مختلف‌ آن‌ به‌ میان‌ می‌آید، اولین‌   چیزی‌ که‌ به‌ ذهن‌ می‌رسد، اخلاق خوب‌ (پسندیده‌) و اخلاق بد (ناپسند است‌، که‌ از اولی‌ به‌ «خوش‌اخلاقی‌» و از دومی‌ به‌ «بداخلاقی‌» تعبیر   می‌شود. در اصطلاح‌ عوام‌، خوش‌اخلاق به‌ افراد خنده‌رو و بذله‌گو،   خوش‌قول‌ و متعهّد و افرادی‌ که‌ با همه‌ جور آدمی‌ بسازند گفته‌ می‌شود و   در مقابل‌، به‌ افراد بدقول‌، بهانه‌گیر، عبوس‌، اخمو و عصبانی‌ و افراد   ناسازگار و مستبد، بداخلاق گفته‌ می‌شود. اما آیا می‌توان‌ گفت‌ که‌ هر   فرد خوش‌اخلاقی‌، دارای‌ اعتدال‌ اخلاقی‌ هم‌ هست‌؟ و یا به‌ عبارتی‌،   افراد خوش‌اخلاق را از نظراخلاقی‌ کامل‌ دانست‌؟ چه‌   بسا ممکن‌ است‌ فردی‌ در ظاهر، انسان‌ خوش‌اخلاق به‌ نظر آید، ولی‌ در   درون‌، فردی‌ ترسو، هوسران‌، حسود، حریص‌ و... باشد و یا بر عکس‌، ممکن‌   است‌ همین‌ فردِ خوش‌اخلاق، نه‌ تنها ترسو نباشد، بلکه‌ آن‌ قدر در شجاعتْ   افراط‌ کند که‌ به‌ تهوّر کشیده‌ شود. مثل‌ این‌ که‌ حتی‌ پریدن‌ از یک‌ ساختمان‌ پنج‌ طبق‌ هم‌ برایش‌ ترسی‌ نداشته‌ باشد و یا این‌ که‌ در پرهیز   از شهوات‌، دچار خمود و بی‌توجهی‌ کامل‌ به‌ نیازهای‌ جسمی‌ و روحی‌ خود   شده‌ باشد و یا به‌ جای‌ حرص‌ و طمع‌، آن‌ قدر دست‌ و دلباز باشد که‌   تمام‌ زندگی‌ خود را خرج‌ دوستان‌ و آشنایان‌ کند. پس‌ ملاحظه‌ می‌کنید   که‌ بین‌ خوش‌اخلاقی‌ و اخلاق متعادل‌، فاصلة‌ زیادی‌ وجود دارد

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

لذت‌پذیری و الم‌گریزی انسان

نويسنده: محمود عالي نژاديان | شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:16 AM |  

 

از   امور فطری که در شناسایی ویژگی‌های انسان‌ اقتصادی تأثیر دارد، «لذت‌پذیری   و الم‌گریزی» و نیز «مطلق‌گراییِ» نفس است. با پذیرفتن «مطلق‌گرایی» به   صورت یکی از امور فطری می‌توان پیش‌بینی کرد که بیشینه‌سازی به گونه‌ای که   بتواند امور غیر مادی را نیز پوشش دهد یکی دیگر از ویژگی‌های الگوی فرضی   انسان اقتصادی از دیدگاه اسلام است؛ «لذت‌پذیری و الم‌گریزی انسان» نیز   باید با توجه به یکی دیگر از مبانی انسان‌شناسی اسلام یعنی «تجرد و بقای   روح» مطرح شود. با ترکیب آموزه‌های مزبور می‌توان انتظار داشت که در گستره   هستی‌شناسی هر نظریه‌پردازی که «مطلق‌گرایی» و «لذت‌پذیری و الم‌گریزی» را   از ویژگی‌های مشترک هر انسانی بداند، در پردازش الگوی انسان اقتصادی باید  « حداکثرسازی بهره‌مند‌ی‌ها یا لذات» را از ویژگی‌های مطرح شده در آن الگو   لحاظ کند؛ البته این ویژگی دارای حالت‌های گوناگون است که با توجه به   مبانی ارزشی اسلامی، ‌یکی از آنان برگزیده و انسان اقتصادی مطلوب معرفی   می‌شود مبانی جهان‌شناسی اسلام، جنبه   دیگری از الگوی انسان اقتصادی را روشن می‌کند. شامل بودن هستی از دو بخش   اساسی طبیعت و ماورای طبیعت و تأثیرپذیری این دو از یکدیگر از عناصر این   گستره هستند که باید به آنها توجه شود. نظام سرمایه‌داری با پذیرش عدم   تأثیرپذیری این دو از یکدیگر،‌ الگوی خاصی را برای انسان اقتصادی مطرح   کرد. با توجه به اهمیت این تأثیرپذیری در ترسیم جایگاه انسان در   هستی‌شناسی می‌توان انتظار داشت از آنجا که مبانی جهان‌شناسی اسلام چنین   تأثیرپذیری را می‌پذیرد، می‌تواند معرف الگوی دیگری برای انسان باشد. با مطالعه دیدگاه اسلام درباره روابط حاکم بین طبیعت و ماورای طبیعت می‌توان   تأثیرگذاری چنین جهان‌شناسی را بر الگوی انسان اقتصادی پی گرفت. از   مهمترین روابطی که قرآن کریم در این‌باره به معرفی آنها پرداخته،  « امدادهای غیبی»، «ابتلاء» و «هماهنگی تلاش و پاداش» است. روابط مزبور افزون بر این می‌تواند در تبیین و تحلیل قاعده رفتاری الگوی انسان اقتصادی   مطلوب که با توجه به مبانی ارزشی اسلام معرفی خواهد شد، مورد استفاده قرار   گیرد بهترین روش برای شناسایی ویژگی‌های انسان اقتصادی مطلوب در   فرهنگ دینی، ردیابی ویژگی‌های «انسان کامل» است. انسان کامل که قرآن کریم   با عنوان «عباد الرحمن» از آنها یاد کرده در گستره‌های گوناگون رفتاری   ویژگی‌های خاص دارد. در گستره رفتارهای اقتصادی، مهمترین ویژگی که به آن   اشاره شده، «اعتدال» است. شناختن این ویژگی به تلاش دیگری نیاز دارد که به   نظر می‌رسد شناخت وحیانی به خوبی از عهده آن بر می‌آید. در «اخلاق اسلامی »  و «فقه اسلامی» می‌توان مبانی را یافت که با استفاده از آن ثابت می‌شود،   تعریف اعتدال به برداشت ویژه از عنصر «بهترین ترکیب» در تعریف ارائه شده   برای الگوی انسان اقتصادی باز می‌گردد. در این برداشت باید ترکیب بین   بهره‌مندی‌های گوناگون به گونه‌ای باشد که هیچ‌یک از آنها مورد غفلت و   فراموشی قرار نگیرد و جای خود را به دیگری ندهد

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

انسان اقتصادی از دیدگاه اسلام

نويسنده: محمود عالي نژاديان | شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:15 AM |  

 

اهمیت   پردازش الگوی انسان اقتصادی در نظریه‌پردازی‌های اقتصادی، هر اقتصاددان   مسلمان را وا می‌دارد تا پیش از داخل شدن در هر گستره اقتصادی، درباره این   موضوع بیندیشد. برخی از مبانی فلسفی اسلام می‌تواند ما را در پردازش انسان   اقتصادی یاری دهد. در گستره خداشناسی، آموزه‌های «توحید افعالی» رابطه‌ای   خاص بین خداوند و انسان برقرار می‌سازد که در آن، از انسان سلب اختیار نشده و از طرف دیگر نیز آن‌گونه نیست که در این جهان به خود واگذار و رها   شده باشد. «توحید عبادی» نیز ویژگی‌های رابطه مزبور را دقیق‌تر نشان داده،   تأکید می‌کند که دخالت پروردگار در امور انسان از دو جنبه تکوینی درباره   انسان، با آفرینش امور فطری تحقق یافته که «مطلق‌گرایی» و «لذت‌پذیری» دو نمونه از آن است. توحید عبادی تشریعی نیز از مبانی خداشناسی شناخت وحیانی   بوده، جایگاه آن را در بین دیگر منابع شناخت معین می‌کند پس   از مبانی خداشناسی به جهت سنخیت با موضوع انسان اقتصادی، باید به مبانی   انسان‌شناسی پرداخت تا از آموزه‌‌های اسلامی، عناصری استخراج شود که در ترسیم این الگو به طور کامل مؤثر باشد. مبانی انسان‌شناسی اسلام، «فطرت »  را مهمترین ویژگی مشترک همه انسان‌ها در نظر گرفته است

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

چرا اعتدال گرايي؟

نويسنده: محمود عالي نژاديان | شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:12 AM |  

 

پرسش   اين است كه چرا اعتدل گرايي در حوزه هاي مختلف به ويژه اقتصاد و مصرف اين   اندازه مهم است؟ اعتدال گرايي چه آثار و پيامدهايي را مي تواند به دنبال   داشته باشد؟ اعتدال گرايي به حالتي گفته مي شود كه در آن دو طرف از لحاظ   كميت و يا كيفيت در سازگاري و تناسب باشد. (لسان العرب، ابن منظور، ذيل   واژه عدل) بنابراين مي توان گفت كه اعتدال به معناي تناسب است. همين حالت   تناسب است كه مقتضاي استقامت، قوام پيدا كردن و موزون شدن ميان چيزها مي   شود. بنابراين هنگامي كه از اعتدال سخن به ميان مي آيد مقصود آن است كه   تناسب در آن رعايت شود كه لازمه مراعات چنين تناسبي استقامت و قوام يافتن   چيزها مي شود انساني را متعادل مي گويند كه در عقيده، انحراف و گرايش به باطل نداشته و در پي حق و حقيقت باشد و در رفتار هرگز مناسبات   ميان اشيا و چيزها را ناديده نگيرد. از اين رو انسان موحد و يكتاپرست را   انسان معتدل مي نامند؛ زيرا چنين شخصي مراعات تناسب ميان هستي را كرده و   حق هر چيزي را به درستي ادا نموده است. نتيجه چنين بينش و نگرشي آن است كه   از افراط و تفريط و كژي به دور مي باشد. (بقره آيه 135 و آل عمران آيه 67   و 95 و نساء آيه 125 و نحل آيات 120 و 123) وي در رفتارها و گفتارها و   مناسبات اجتماعي خويش نيز ميانه روي و تعادل را مراعات مي كند (لقمان آيه  19)  و در انفاق و ديگر امور اجتماعي نيز ميانه روي را از خود دور نمي كند  ( فرقان آيات 63 و 67) زيرا مي داند كه حتي در كارهاي عبادي نيز مي بايست   رعايت تناسب را بنمايد و سازگاري و تناسب را در كم و كيف، ملحوظ دارد علت   گرايش به اعتدال و ميانه روي از آن روست كه چنين رفتاري موجب مي شود تا   انسان در مسير خردمندي و كمال گرايي قرار گيرد و گرفتار شرك درعقيده و عمل   نشود و راه نقصان و باطل را نپيمايد .   دست يابي به استقامت و قوام   يابي در شخصيت و عمل اجتماعي از ديگر آثار و پيامدهاي اعتدال گرايي بشر در   زندگي است كه در آيات 63 و 67 سوره فرقان به آن توجه داده شده است. از نظر   خداوند، انسان متعدل و ميانه رو با رعايت تناسب و عدالت است كه مي تواند   زندگي خويش را قوام بخشد و به استقامت دست يابد بهره مندي از خوشبختي و آسايش از ديگر آثاري است كه آيات 63 تا 67 سوره فرقان بر آن   تاكيد دارد. به اين معنا كه انسان اگر بخواهد سعادت و خوشبختي را در دنيا   و آخرت تجربه كرده و آن را به دست آورد مي بايست راه اعتدال و ميانه روي   را در زندگي خويش بپيمايد

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

ريشه لغوي اعتدال

نويسنده: محمود عالي نژاديان | شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:12 AM |  

 

واژه اعتدال كه در زبان عربي از عدل گرفته شده، در زبان فارسي به معناي ميانه روي و رعايت حد وسط است. براي فهم معناي اين واژه به نظر مي رسد كه روش بازخواني كاربردها و استعمالات آن در قرآن و ادبيات كهن عربي مفيد باشد. در اين كاربردها مي توان معاني چندي را براي عدل به دست آورد. از آن جمله عدل به معناي استقامت و اعتدال و ميانه روي و نيز اصلاح است. اين واژه به معناي يكي از دو كفه ترازو نيز به كار رفته است. از اين رو هر يك از كفه هاي ترازو را عدل ديگري مي گويند. برهمين اساس عديل به معناي باجناق نيز به كار مي رود كه هر يك كفه اي از ترازوي دامادي را تشكيل مي دهند. ابن منظور در كتاب لسان العرب در اين باره مي نويسد: ان العدل هو ما قام في النفوس انه مستقيم. و كل ما لم يكن مستقيماً أو منتظما كان جورا و ظلما. و عدل الموازين و المكاييل: سواها. و عدل الشيء يعدله عدلا و عادله: وازنه. و عدلت بين الشيئين، و عدلت فلانا بفلان اذا سويت بينهما. و تعديل الشيء تقويمه. و قيل: العدل تقويمك الشيء بالشيء من غير جنسه حتي تجعله له مثلا. و العدل و العدل و العديل سواء أي النظير و المثل. و من العداله اسم لمعني العدل. و يستخدم مصطلح العدل بمعني المساواه أو التساوي، أي مساواه هذا الشيء بذاك. و يمكن التعبير عن هذا المعني بمصطلحين: كيفي و كمي. الأول يشير الي المساواه المجرد الذي يعني المساواه في الحقوق. أما المصطلح الثاني، فيؤكد العدل التوزيعي. و علي هذا يكون المعني الحرفي ل(عدل) في العربيه الفصيحه مزيجا من القيم الأخلاقيه و الاجتماعيه و هو يفيد: الانصاف، المساواه، الميزان، الاعتدال، الاستقامه در حقيقت معنائي كه براي عدل مي توان در كاربردهاي عربي به دست داد آن كه اين واژه به معناي انصاف و مساوات و ميزان و ترازو و نيز اعتدال و ميانه روي و استقامت به كار مي رود. بنابراين هنگامي كه سخن از ميانه روي به ميان مي آيد مراد از آن نوعي مساوات و انصاف است كه كفه آن به سويي متمايل نبوده و برابر باشد. چنان كه سرزمين هاي معتدل، جاهايي است كه در آن آب و هوا، گرايش شديدي به سردي و يا گرمي ندارد

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

اسلام و افراط و تفریط

نويسنده: محمود عالي نژاديان | شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:11 AM |  

 

از نظر اسلام   هرگونه گرايشي به سوي افراط و تفريط به معناي خروج از جاده حقيقت وحقانيت   و رهسپاري در بيراهه هبوط و سقوط فردي و اجتماعي است. ولذا در همه حوزه ها   از جمله حوزه اقتصاد، خواهان اعتدال و ميانه روي است. همين تاكيد بر مصرف   درست و معتدل است كه واژه اقتصاد را براي مفهوم خاصي به كار گرفته است؛   زيرا اقتصاد ازواژه قصد به معناي ميانه روي و اعتدال گرفته شده است   به   سخن ديگر، بهره گرفتن از واژه قصد به معناي اعتدال و ميانه روي براي بيان   فعاليت هاي فردي و اجتماعي مربوط به توليد، مبادله و مصرف كالا و خدمات تاكيد بر اين معناست كه اصول فعاليت هاي مربوط به   اقتصاد مي بايست براساس اعتدال و ميانه روي باشد

از   جمله بخش هاي حوزه فعاليت هاي اقتصادي، بخش مصرف است. بنابراين، در اين   بخش نيز اعتدال و ميانه روي از سوي اسلام و قرآن به عنوان اصل اساسي مورد   توجه و تاكيد است. بلكه حتي مي توان گفت كه در ميان سه بخش توليد، مبادله   و مصرف، بخش اخير از اهميت بيش تري برخوردار است تا ميانه روي و اعتدال در   آن به عنوان بنياد رفتاري انسان خودنمايي كند.


ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات