اقتصاد در برابر اتراف و اسراف
نويسنده:
محمود عالي نژاديان
نويسنده:
محمود عالي نژاديان
نويسنده:
محمود عالي نژاديان
آیات قرآنی به ویژه آیاتی که در مدینه فروفرستاده شده است، در راستای فرهنگ سازی تمدنی است. بخش مکی آن در حوزه فرهنگ سازی فرهنگی و شناختی نسبت به جایگاه انسان و خدا و نیز انسان و دیگران می باشد تا نگرش ها ورفتارها بر اساس شناخت ها و بینش ها شکل گیرد. مجموعه آیات مکی و مدنی است که فرهنگ خاصی را برای جامعه ای که قرآن از آن به عنوان جامعه نمونه و شاهد
یاد می کند، ترسیم می سازد.
بنابراین می توان گفت که هدف آیات قرآنی، فرهنگ سازی کامل وجامع برای جامعه ای نمونه و الگوی است که بشریت بتواند بر اساس آن جامعه جهانی سالم و کامل را
ایجاد کند و مردمان با بهره گیری از همه توان خویش و جامعه و زمین، عدالت قسطی را توسعه بخشیده تا مجموعه انسانی به شکل جمعی بتوانند به سوی مسیر کمالی حرکت نماید.
دست یابی به این مهم نیازمند سختی ها بسیاری است ؛ زیرا تغییر و تحول در رفتارها و نگرش ها بسیار سخت و کند شدنی است. از این روست که پیامبر(ص) در مدت بیست ساله توانست نگرش مردم را اصلاح و تغییر دهد. این در حالی است که پیامبر در جامعه ای ماموریت پیدا کرد که می توان گفت که از کم ترین سابقه تمدنی برخوردار بوده ومردمانی امی و بی کتاب و قانون مدون بودند.
جامعه جزیره، جامعه ای بود که می توان آن را به نوعی جامعه بدوی دانست که قابلیت بسیاری برای دگرگونی داشت و از کمال برخوردار نبود؛ زیرا جوامعی که احساس و یا توهم کمال را دارند نسبت به تغییر واکنش
سرد و منفی نشان می دهند و در صد مقاومت در آن ها بالاست. جوامع بدوی همانند درختان جوان و بوته هایی است که قابلیت تغییر و ترمیم پذیری را بیش تر می کند. این گونه بود که جامعه صدر اسلام توانست با فرهنگی رشد کند که می توان از آن به جامعه نمونه قابل گسترش در سطح جهان یاد کرد.
نويسنده:
محمود عالي نژاديان
انسان به عنوان موجودی که بسیاری از مسایل را از طریق تقلید می آموزد و به دیگری منتقل می کند ، نیازمند چیزی است که از آن به عنوان اسوه و الگو یاد می کنند. الگو و اسوه، به چیزی گفته می شود که می تواند آدمی را در مسیر کمالی خویش یاری رساند و قابلیت عمل را به شیوه ملموس و محسوس بنمایاند.
بسیاری از مطالب را انسان از
راه تقلید می آموزد. همین تقلید پذیری است که مساله الگوها و اسوه ها را سبب شده است و نیازمندی آدمی را الگو و اسوه به اثبات رسانده است.
برای الگوسازی هر چیزی و یا هرکسی، نیاز به آن داریم تا آن چیز یا آن کس از طرق گوناگون به عنوان چیزی مهم و اساسی شناخته و معرفی شود. ازاین روست که تبلیغ به معنای ارایه شناخت کامل و درست برای مهم سازی ، اهمیت و ارزش خاصی می یابد، زیرا با شناخت است که شخص و یا چیزی برای انسان اهمیت و ارزش پیدا می کند و در پی آن می رود.
انسان ها در طول مدتی به امری عادت می کنند و این در حالی است که جامعه و انسان ها و نیز نیازهای آنان تغییر می یابد. بنابراین تغییر دایم شرایط و مقتضیات ، مقتضی تغییر دایم و اصلاح وضعیت است. این گونه است که اصلاحات دایمی و تغییر در امور متناسب با تغییر شرایط و مقتضیات ، امری ضروری و بایسته است و گریزی از آن نیست.
ناگفته نماند که نیازها و امور هستی به دو دسته ثابت و متغیر دسته بندی می شود. برخی از امور هماره ثابت است و نیازها و پاسخ های ثابتی را می طلبد ولی برخی دیگر از امور
هماره در حال تغییر می باشد و نیازهای نوشونده و پاسخ های نو و تازه ای می طلبد. این بخش دوم است که لزوم اصلاح دایمی و تغییر متناسب را می طلبد تا نوعی هماهنگی و سزاواری در میان آن ها تحقق یابد.
قرآن در حوزه مسایل اقتصادی ، برخی از امور را به عنوان الگوهای ثابت بیان داشته است؛ چنان که در این حوزه به دو تن از پیامبران که در این حوزه فعالیت داشته اند به عنوان الگوهای عینی و ملموس تاریخی اشاره می کند. حضرت شعیب (ع) و حضرت یوسف (ع) بیش ترین مباحث در حوزه مسایل اقتصادی رامطرح می سازند و حتی حضرت یوسف (ع) در عمل نشان می دهد که چگونه می بایست از تولید تا توزیع تا مصرف ، الگوهای بهینه و مناسبی داشت تا جامعه بتواند افزون از گذر از گذرگاه های بحران ها ، به شکوفایی دست یابد و فرصت تمدن سازی برای جامعه ای فراهم آید. البته بسیاری از آیات به حوزه اقتصادی پرداخته است و همه مسایل ریز و درشت را تبیین و توضیح می دهد؛ زیرا حوزه اقتصادی مهم ترین بخشی است که زندگی انسان را تحت تاثیر قرار می دهد.
نويسنده:
محمود عالي نژاديان
این گونه است که آیات قرآنی
سرشار از آموزه ها و گزاره هایی است که از انسان می خواهد تا شناختی کامل نسبت به امور و چیزهای دنیا پیدا کرده و راه درست و مناسب استفاده از آن ها را بیاموزد. از این رو می توان گفت که مجموعه ای از آموزه های دستوری دین و قرآن به ویژه بخش حلال و حرام آن که از آن به شریعت یاد می شود در حقیقت همان تبیین و معرفی درست مصرف است. به این معنا که به انسان می آموزد که چگونه از چیزهایی دنیا استفاده کرده و آن رادر مسیر بهره مندی خویش به کار گیرند.
به سخن دیگر ، آموزه های وحیانی قرآن حاوی مجموعه ای کامل از روش ها و راهکارهای بهره مندی و مصرف درست چیزها در راستای دست یابی انسان به کمال در دنیا و آخرت و رشدو بالندگی در مسیر شدن وخلافت الهی است که از آن به عبودیت ربوبی تعبیر و تفسیر می شود.
بقیه در ادامه مطلب
نويسنده:
محمود عالي نژاديان
مصرف از واژه عربی صرف به معنایی گردیدن و تغییر دادن گرفته است. هر چند که در عربی این مفهومی که در ادبیات فارسی از آن استفاده می شود به ذهن نمی آید ولی واژه ارتباطی تنگاتنگ با مفهوم فارسی آن دارد. در کاربردهای فارسی وقتی از مصرف سخن به میان می آید، مراد از آن بهره گیری و استفاده از چیزی در راستای برآورد یک و یا چند نیاز ذاتی و یا عرضی است. انسان در زندگی روزانه خویش در مدت زمانی که در قرارگاه زمین زیست می کند، نیازمند چیزهایی است که موجبات داوم و بقا و یا رشد و بالندگی فراهم آورد. این مجموعه نیازهای بشری بسیار متعدد و متنوع است ولی می توان گفت که عمده ترین آن ها شامل امور و چیزهایی می شود که تغذیه ، آسایش و آرامش، بنیاد و اساس آن را شکل می بخشد.
خداوند در آیات بسیاری از قرآن تبیین می کند که همه چیزهایی که در آسمان و زمین و به عبارت دیگر در دنیا ایجاد و فراهم آمده است به شکلی مربوط و متربط به پاسخ گویی به نیازهای بشری به عنوان اشرف و اکرم مخلوقات بوده است. از این روست که از بشر می خواهد که با بهره گیری درست از آن ها و نیز توجه یابی از طریق آنها به سوی خداوند، سپاسگزار وشاکر نعمت های الهی باشند.
بقیه در ادامه مطلب
نويسنده:
محمود عالي نژاديان
بی گمان تمدن سازی نیازمند الگوهایی در بخش ها و حوزه های مختلف زندگی انسانی است که از جمله مهم ترین آن ها می توان به تعریف و تعیین الگوی کامل در حوزه اقتصادی در بخش هایی چون تولید، توزیع و مصرف اشاره کرد. هر چند که تعریف و تعیین الگوهای تولید و توزیع مهم و اساسی است ولی مساله الگوی مصرف مهم ترین و اساسی ترین بخش سه گانه است؛ زیرا با وجود بهترین الگوها و مناسب ترین شیوه ها در تولید
و توزیع، شیوه مصرف و فرهنگ آن می تواند به تمام زحماتی که برای تصحیح و اصلاح دو بخش انجام گرفته، آسیب برساند و کار را بی سامان و بی نتیجه سازد. از این روست که همگان بر اصلاح و تصحیح الگوهای مصرف و ایجاد فرهنگی مناسب تاکید می ورزند تا زمینه برای بهره گیری و بهره مندی درست امکانات و فرصت ها فراهم آید و مجموعه ای متراکم از آن، فرصت اجرای طرح و برنامه های بلند پروازانه را تحقق بخشد و شکوفایی تمدنی را پدید آورد.
دست یابی به این مهم تنها زمانی شدنی است که مجموعه ای از شرایط مناسب فراهم آید که از جمله تغییر اساسی و بنیادین در بینش ها و نگرش های مصرف را شامل می شود. در این نوشتار این مساله بر اساس تحلیل قرآن مورد توجه قرار گرفته و نویسنده با بهره گیری از تحلیل قرآن کوشیده است تا علل و عوامل تاثیرگذاری شیوه های مصرف را در تمدن سازی تبیین کند و راهکارهای تغییر واصلاح در این حوزه را بر پایه آیات و آموزه های وحیانی قرآن ارایه دهد.
نويسنده:
محمود عالي نژاديان
بنابراين مي توان از ساز و كار امر به معروف و نهي از منكر براي اصلاح الگوي مصرف بهره برد و با ارتقاي آگاهي، فرهنگ سازي كرد و از طريق تعيين مصاديق اسراف، منكر بودن آن رفتارها را به جامعه اعلام و مردم را به نهي از اين گونه منكرها ترغيب كرد. البته شيوه تربيتي ما معمولا چنين است كه همواره بر جنبه منفي و منكر بيشتر انگشت مي گذاريم و از ايجاد مقدمات و بسترهاي لازم براي سوق دادن مردم به سمت معروف (اصلاح الگوي مصرف) غفلت مي ورزيم. به همين خاطر يادآور مي شوم كه اين گونه نگاه تربيتي خود يك آسيب است از اين رو نبايد وزن نهي از منكر افزون تر از وزن امر به معروف در مسئله اصلاح الگوي مصرف باشد.
هر چند تلاش در راه اصلاح الگوي مصرف يك وظيفه ملي و عمومي است اما رسالت اصلي بر دوش نخبگان و شخصيت هاي مرجع و تأثيرگذار است تا آنان زمينه هاي تحقق اين راهبرد را در جامعه فراهم كنند. خداوند درباره اين رسالت نخبگان در قرآن (سوره هود/١١٦) مي فرمايد: «فلولاكان من القرون من قبلكم اولوا بقية ينهون عن الفساد في الارض الا قليلا ممن انجينا منهم»: «پس چرا از نسل هاي پيش از شما خردمنداني نبودند كه مردم را از فساد در زمين باز دارند؟ جز اندكي از كساني كه از ميان آنان نجاتشان داديم.»
اگر جامعه ما تحول و پيشرفت مي خواهد و به دنبال ايجاد جامعه اي عادلانه و پيشرفته است، بايد خود را اصلاح كند و ناهنجاري ها را از رفتار خويش بزدايد؛ زيرا خداوند فرموده است: «ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم».
نويسنده:
محمود عالي نژاديان
بر اساس اين وظيفه، همه افراد جامعه بايد نسبت به يكديگر احساس مسئوليت داشته باشند و اگر شاهد ارتكاب عمل زشتي (منكر) بودند، انجام دهنده را باز دارند و اگر مشاهده كردند وظيفه واجبي (معروف) مورد بي توجهي قرار گرفته و بدان عمل نمي شود، افراد را به انجام آن وادارند.
حال در بحث اصلاح الگوي مصرف در ابتدا بايد گفت خود «اصلاح الگوي مصرف» يك معروف اجتماعي است و همه بايد از آن حمايت كنند و به دنبال تحقق كامل آن در عرصه هاي فردي و اجتماعي باشند. همچنين بايد رسانه ها مردم را در اين باره آگاه كنند و متخصصان هم در زمينه هاي مختلف، مصرف استاندارد و راه دستيابي به آن را بيان كنند و حتي ساز و كاري براي تحقق آن در نظر گيرند. بايد توجه كرد كه بخشي از اسراف كاري ها نتيجه نبود آگاهي و نشناختن مقدار مورد نياز در مصرف است.
به عنوان مثال، آيا همه مردم به روشني مي دانند مواد غذايي مورد نياز بدنشان چه اندازه است و با چه مقدار مواد غذايي مي توان نياز جسمي را برطرف كرد؟!
اگر مي خواهيم گامي در راه اصلاح الگوي مصرف در مواردي اين چنيني برداريم، چاره اي نداريم جز اين كه واژه هاي فني را ساده سازي كنيم و به زبان توده مردم و به صورت جزيي و دقيق، با آنان صحبت كنيم و آگاهي هاي مردم را در اين عرصه ها بالا ببريم. بي شك يكي از گام هاي اوليه براي اصلاح فرهنگ مصرف، ارتقاي آگاهي هاي مورد نياز در زندگي فردي و جمعي است. به ويژه آن كه امروزه زندگي ها ماشيني شده و پيچيدگي بسياري پيدا كرده است. اين امر اقتضا مي كند با تشكيل جلسات كارگاهي و ميداني در محلات و يا مراكز جمعي، توزيع بروشور و مانند آن، دانش و مهارت عملي مورد نياز افراد افزايش يابد. مي دانيم به خاطر كاستي هايي كه در نظام آموزشي وجود دارد و بي ارتباطي بسياري از مطالب آموزشي با نيازهاي عملي زندگي، مديريت زندگي و تقدير معيشت در جامعه ما با مشكلات فراواني رو به روست.
يكي از راه هاي رفع اين كاستي ها، همين آموزش هاي كارگاهي و افزايش مهارت هاي مورد نياز در زندگي است
نويسنده:
محمود عالي نژاديان
همچنین کشورهایی که به تز اصلاح و بهبود امور اعتقاد ندارند و از نقد و انتقادپذیری گریزانند نمیتواند خود را با جهان خارج وفق بدهند. از این رو، با عنایت به نامگذاری امسال تحت عنوان اصلاح الگوی مصرف موارد ذیل قابل تامل است.