|
نگاه نو حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی)
| ||
|
|
حجت الاسلام موسی قربانی، نماینده مردم قاین در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، با اشاره به نامگذاری سال جاری از سوی مقام معظم رهبری به عنوان سال جهاد اقتصادی، ابراز داشت: در این نامگذاری ها حکمت های بسیاری نهفته است و یک نامگذاری صرف نیست.این نماینده مجلس شورای اسلامی با اشاره به فراهم شدن زیرساخت های توسعه اقتصادی کشور، ابراز داشت: قانون هدفمند کردن یارانه ها که از گام های مؤثر در راستای اصلاح ساختار اقتصادی به شمار می رود، اجرایی شده است. حجت الاسلام موسی قربانی، نماینده مردم قاین در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، با اشاره به نامگذاری سال جاری از سوی مقام معظم رهبری به عنوان سال جهاد اقتصادی، ابراز داشت: در این نامگذاری ها حکمت های بسیاری نهفته است و یک نامگذاری صرف نیست.این نماینده مجلس شورای اسلامی با اشاره به فراهم شدن زیرساخت های توسعه اقتصادی کشور، ابراز داشت: قانون هدفمند کردن یارانه ها که از گام های مؤثر در راستای اصلاح ساختار اقتصادی به شمار می رود، اجرایی شده است. مشاور استاندار و امور جوانان استان تهران در اولین جلسه شورای اداری این سازمان با اشاره به برنامه های سال 1390 گفت: طرح های جهادی فرهنگی در حال تدوین سازمان با تلفیق طرح های مبنی بر جهاد اقتصادی در سال جدید اجرایی می شوند. به گزارش روابط عمومی اداره کل امور جوانان استان تهران , سید عباس جوهری با تاکید بر نامگذاری امسال توسط مقام معظم رهبری (مدظله العالی) با عنوان "جهاد اقتصادی" ، افزود: جوانان افسران پیشتاز در عرصه جهاد اقتصادی اند و اجرای طرح های جهادی فرهنگی که در استان تهران با رویکرد جهادی در حوزه جوانان از سوی این سازمان اجرایی و مطرح می شوند باید تلفیقی از مباحث فرهنگی و اقتصادی باشند. مدیرکل امور جوانان استان تهران در ادامه گفت: با اجرای جهاد فرهنگی ای که مدنظر این اداره کل است با لحاظ کردن طرح های جهادی اقتصادی که مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده، می توان موقعیت مناسبی را ایجاد کرد. وی با اشاره به الزامات طرح های جهادی اقتصادی که در استان تهران باید مورد توجه قرار گیرد اظهار داشت: برنامه ریزی طرح های جهاد اقتصادی باید بنابر تأکیدات رهبری، بر اساس تلاش و توکل، استحکام معنویت و ایمان، دوری از حاشیه سازی و غافل نشدن از عرصه های دیگر باشد تا این مهم در حد شعار باقی نماند. جوهری در پایان گفت: اقدامات اجرایی شدن طرح های جهادی فرهنگی اداره کل امور جوانان استان تهران با رویکرد "جهاد اقتصادی" با مشارکت گروههای فرهنگی مرتبط و تشکهای مردم نهاد استان از هفته آینده به طور جدی آغاز می شود. با توجه به نامگذاری امسال به نام جهاد اقتصادی و با در نظر گرفتن این موضوع که جهاد اقتصادی را میتوان در سطوح مختلفی مانند فردی، سازمانی، ملی و ... در دستور کار قرار داد؛ در این نوشتار به مبحث رضایت مشتریان و تأثیر آن بر رشد جهشی در سطح بنگاههای اقتصادی پرداخته میشود. جهانی شدن و تغییر و تحولات سریع فناوری به عنوان دو عامل اصلی ایجاد کننده تغییر در اقتصادهای ملی در سالهای اخیر به شمار می روند. جهانی شدن که به معنی رشد بالای تجارت و رقابت جهانی است از این حقیقت سرچشمه می گیرد که در جهان امروز هیچ کشوری نمی تواند جدای از اقتصاد جهانی باشد. اگر کشوری بخواهد بازار خود را بر روی رقابت خارجی با دلایلی مانند ایجاد اشتغال، حمایت از تولید داخلی، جلوگیری از خروج بی رویه ارز و... ببندد، مردم آن کشور ناگزیرند که تاوان این تصمیم را با خرید محصولات با کیفیت پائین و قیمت بالاتر بپردازند. یعنی با اتخاذ این تصمیم دیگر رضایت مشتری در اولویت اصلی بنگاهها قرار نخواهد داشت اما از سوی دیگر اگر بازار یک کشور کاملاً باز نگهداشته شود مسلماً بنگاههای داخلی با رقابت سختی مواجه خواهند شد و عرصه بر بسیاری از این واحدهای اقتصادی تنگ شده و موجب ورشکستگی بسیاری از آنان خواهد شد. بنابراین بستن کامل اقتصاد و بازگذاشتن کامل آن امکان پذیر نخواهد بود. از این رو دولتها با استفاده از ابزار تعرفه ای و غیرتعرفه ای سیاست بینابینی را اتخاذ می کنند. عامل دیگر تغییر و تحولات سریع فناوری به ویژه در عرصه دسترسی به اطلاعات و سرعت ارتباطات است که مظاهر آن در دنیای کسب و کار امروز به روشنی دیده می شوند. این دو عامل در کنار هم باعث دگرگونی سریع در بازارها شده اند و موفقیت در بازارهای آینده را با چالشی عظیم مواجه ساخته اند. بنگاههایی توان مقابله با این چالش ها را دارند که رشد و بقای سازمان خود را در تأمین رضایت مشتریان ببینند. در محیط رقابتی امروز علاوه بر اینکه مشتریان از مزیت انتخاب بهینه کالاها و خدمات بهره مند می شوند، عوامل تولید و منابع اقتصادی نیز به بهترین و مناسب ترین گزینه ها اختصاص می یابند؛ در چنین محیطی رضایت مشتریان اولویت اصلی بنگاهها قرار دارد. مشتریان در فضای رقابتی به طیفی از کالاها و خدمات دسترسی دارند و با استفاده از ابزارهای اطلاعاتی، امکان مقایسه قیمت ها و ویژگی محصولات را به بهترین نحو دارند. بنابراین آنها مناسب ترین گزینه که رضایت حداکثری را برای آنها ایجاد نماید، انتخاب خواهند نمود. در این فضا شرکتی باقی خواهد ماند که محصولی با کیفیت بالاتر و قیمت و زمان انتظار کمتر به مشتریان ارائه دهد. در دنیای کنونی که مشتریان راضی، کلید موفقیت و بقای سازمانهای تجاری به حساب می آیند متأسفانه رضایت مشتریان در بین بنگاههای تجاری کشور به دلیل نبود فضای رقابتی در صنایع کشور به دلایلی مانند کمبود های پس از جنگ و افزایش تقاضای داخلی به دلیل رشد بالای جمعیت در سالهای گذشته بسیار مغفول مانده است. درکنار این موضوع کیفیت بالاتر محصولات خارجی و توجه خاص آنها به رضایت مشتریان سبب ایجاد نگرش منفی مردم به محصولات داخلی شده است. اکنون با توجه به افزایش فضای رقابتی در بیشتر صنایع کشور و حضور روز افزون رقبای خارجی در بیشتر صنایع، اگر بنگاههای تولیدی و خدماتی کشور رضایت مشتریان را در رأس امور خود قرار داده و با در دستورکار قرار دادن نهضت کاهش قیمت تمام شده محصولاتی با کیفیت مناسب و قیمت پائین تر از رقبای خارجی ارائه دهند، بالتبع مشتریان به خرید محصولات آنان روی خواهند آورد. در سال جهاد اقتصادی که به معنی حرکت جهشی و مجاهدانه برای رشد و توسعه اقتصادی است بنگاههای تولیدی و خدماتی کشور به عنوان بخشی از اقتصاد ملی باید رضایت مشتریان را اولویت اصلی کار خود قرار دهند. به تبع این کار مردم به استفاده از محصولات آنان به جای استفاده از محصولات خارجی ترغیب خواهند شد و در نتیجه هم سود آوری و بقا را برای بنگاه خود به ارمغان آورده و هم به افزایش اشتغال، کاهش بیکاری، کاهش واردات و جلوگیری از خروج بی رویه ارز از کشور کمک خواهند نمود. در این بین وزارت بازرگانی نیز به عنوان نهادی که نقش حاکمیتی بر بخش بازرگانی کشور دارد باید با توجه خاص به حقوق مصرفکنندگان و تشویق و ارائه تسهیلات بیشتر به بنگاههایی که در پی رضایت بیشتر مصرف کنندگان و مشتریان داخلی هستند، علاوه بر کمک به توسعه فضای رقابتی در کشور مشوق آنها در این حرکت جهادی باشد.
محمدرضا سعادت، عضوهیات علمی موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی
حسن قلي زاده معاون برنامه ريزي استانداري خراسان شمالي در نشست رسانه اي خود اعلام سال جهاد اقتصادي را در دهه چهارم انقلاب ( دهه پيشرفت و عدالت) يك تفكر و مقدمه جهش بزرگ در توسعه اقتصاد و عدالت دانست و گفت: پرونده جهاد اقتصادي امسال به پايان نمي رسد بلكه امسال آغاز يك حركت و جهشي در جهت اين تفكر است. قلي زاده سال گذشته را سال برنامه ريزي و سال جاري را سال پيگيري و نظارت در استان خراسان شمالي دانست و افزود: تنها استاني كه برنامه توسعه استاني را تنظيم كرده است خراسان شمالي است و اين برنامه هزينه اي نداشته است. قلي زاده پيگيري و نظارت را در كنار درايت و برنامه ريزي مهم ارزيابي كرد و گفت : نگاه مسئولين در سيستم عملياتي و برنامه ريزي بايد همچون نگاه فرماندهان در دوران دفاع مقدس باشد و بايد در خط مقدم ميدان عمل و تصميم سازي ها و نظارت ها حضور داشته باشند. وي حضور خبرنگاران را در كنار مسئولين و همراه آنان در پيگيري ها و نظارت ها مهم دانست و توصيه كرد : خبرنگاران بر پروژه هاي عمراني نظارت كنند و در امر نظارت ما را ياري دهند. قلي زاده با بيان اينكه نظارت پروژه هاي را كد را فعال مي كند به نمونه هايي اشاره كرد و گفت : درهمين نظارت ها برخي از پيمانكاران خلع يدشده اند و عمليات اجرايي برخي پروژه ها نيز شتاب گرفته است و كيفيت كار را نيز بالا برده است. وي يادآور شد سن پروژه ها نبايد بي دليل بالا برود و وجود برنامه، سن پروژه ها را واقعي تعريف مي كند. قلي زاده خراسان شمالي را داراي ظرفيت هاي توسعه و استعدادهاي فراوان دانست و گفت: براي توسعه استان هميشه بودجه به تنهايي كارساز نيست بلكه وجود ظرفيت برنامه ريزي شده بسيار موثر است. قلي زاده نوپابودن استان را جواني دانست و افزود جوان بودن استان يك فرصت در مسير توسعه و موجب پويايي است. قلي زاده از كلنگ زني سردخانه بدرانلو با ظرفيت 5 هزار تن با اعتباري بالغ بر 3 ميليارد و 500 ميليون تومان خبر داد و گفت : هم اكنون ظرفيت سرداخانه هاي در حال بهره برداري 9 هزار تن است كه تا پايان تابستان به اين ظرفيت ، 8 هزار و 500 تن افزوده حواهد شد . قلي زاده همچنين گفت: در سال 1390 تعداد 12 تا 14 واحد صنايع تبديلي در حوزه جهاد كشاورزي در استان ايجاد خواهد شد. وي در خصوص بهره برداري از سيلوهاي مكانيزه نيز گفت: در فصل خريد محصولات سيلويي (گندم) ظرفيت سيلوهاي استان به 270 هزار تن خواهد رسيد. قلي زاده در اين جلسه همچنين پيرامون وام هاو سرمايه ثابت براي سرمايه گذاري ، سرمايه درگردش ، ميزان اعتبارات تخصيصي به استان در بحث تملك ، فرهنگي ، ملي و استاني و اولويت هاي استان سخن گفت و يادآور شد : در سند توسعه استان مقرر است ظرف سه سال به شاخصهاي پذيرفته كشوري برسيم. وي ادامه داد: پيش بيني شده است صادرات استان در سال 1390 به 96 ميليارد تومان برسد اما ما با نگاه بلند در استان رسيدن به رقم 150 ميليارد تومان را هدف گذاري كرده ايم. وي از تشكيل شوراي سياست گذاري هدايت يارانه هاي نقدي روستاها خبر داد و گفت: هدف اين شورا تغيير مصرف گرايي يارانه به سرمايه گذاري است. قلي زاده ميزان يارانه هاي واريزي به حساب افراد در خراسان شمالي را 38 ميليارد تومان دانست كه 18 ميليارد آن شهري و 20 ميليارد تومان آن روستايي است كه بخشي از يارانه روستايي بايد به سمت سرمايه گذاري روستائيان در طرح هاي اقتصادي هدايت شود. قلي زاده همچنين در اين جلسه از تخصيص مبلغ 30 ميليارد تومان به احداث قطعه دوم جاده آشخانه - چمن بيد به طول 45 كيلومتر خبر داد و گفت : پيمانكار طرح مشخص شده و پيمانهاي اوليه بسته شده و تجهيز كارگاه و عمليات اجرايي آن بزودي انجام خواهد شد.
وی افزود که با این سیستم و الگوی جدید اقتصادی می توان به نجات اقتصاد دنیا از بحران فعلی امیدوار بود. این تحلیل گر در ادامه همچنین خاطر نشان کرد: سیستم بازار آزاد در آمریکا مدتهاست بر خلاف قوانین بین المللی عمل می کند در حالیکه اقتصاددانان در سطوح بلندپایه دولتی در این کشور در جریان این موضوع هستند اما به آن اشاره ای نمی کنند. وی از سیستم بازار آزاد آمریکا به عنوان یک “توافق نامه نامشروع دغل کارانه” یاد کرد که تمامی شهروندان آمریکایی با آن دست و پنجه نرم می کنند. اقتصاد آمریکا در حالی با بالاترین آمار بدهی در تاریخ این کشور(۱۴ تریلیون دلار) مواجه است که این چالش باعث شده مردم آمریکا نیز تحت فشار شدیدی قرار بگیرند. در گزارش اخیر “دفتر حسابرسی دولتی آمریکا” عنوان شد که نیم تریلیون دلار از پول مالیات دهندگان این کشور در حداقل ۸۲ پروژه دولتی این کشور به هدر رفته است. کارشناسان امور اقتصادی بر این باورند که تحولات و رویدادهای دهه اخیر در جهان باعث شده تا روند شکل گیری یک نظم و الگوی جدید اقتصادی در جهان آغاز شود. به دنبال آغاز ظهور رکود اقتصادی در آمریکا پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، اقتصادهای نوظهوری در جهان متولد شدند و توانستند از آن پس خودی در جهان نشان دهند. این در حالی است که پیش از این به دلیل قدرت اقتصادهای توسعه یافته، این اقتصادهای نوظهور فرصتی برای عرض اندام نداشتند. عوامل مختلفی باعث شد تا اقتصادهای نوظهور بتوانند در یک روند سریع رشد اقتصادی قرار بگیرند که از آن جمله بحران مالی سال ۲۰۰۸ در اقتصادهای توسعه یافته بود. عامل دیگر این است که برای رشد اقتصادی به یک طرح گسترده سرمایه گذاری در حوزه های مختلف اقتصادی- تجاری نیاز است. اقتصادهای نوظهور توانستند با یک برنامه سازنده اقدامات چشمگیری در این راستا انجام دهند. اقتصادهای نوظهور طی دهه گذشته میانگین هزینه هایشان در سرمایه گذاری را به فراتر از ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی رساندند. این در حالی است که اقتصادهای توسعه یافته سرمایه گذاری های خود را کاهش دادند. تحلیل گران معتقدند، شکل و ساختار اقتصاد جهان در حال تغییر است به طوریکه در آینده ای نزدیک الگو و نظم جدیدی در اقتصاد جهان ایجاد می شود و به دنبال آن تحولات اقتصادی دنیا دستخوش تغییرات بنیادین خواهد شد. در این راستا آمریکا تلاش می کند راه جدیدی برای تبدیل شدن به یک تولیدکننده قوی پیدا کند. از جمله دیگر تفاوت اقتصادهای توسعه یافته و نوظهور سطح بدهی آنهاست. سطح بدهی در اقتصادهای توسعه یافته بیشتر از اقتصادهای نوظهور است و این بدهی ها از سال ۲۰۰۸ روند صعودی به خود گرفته است. روند تولید ناخالص داخلی اقتصادهای توسعه یافته در مقایسه با اقتصادهای نوظهور افزایش اندکی داشته است. از جمله مشکلات دیگر اقتصادهای توسعه یافته افزایش نرخ بیکاری است. برای نمونه آمریکا اکنون به ۱۴ میلیون شغل نیاز دارد. آمریکا برای عقب نماندن از رقابت با چین باید هر چه سریعتر اشتغال زایی کند. تحولات اخیر در کشورهای عربی و همچنین روی کار آمدن دولتهای جدید دموکراتیک ضد اصول سیاسی- اقتصادی غرب در جهان عرب در اقتصاد جهان تاثیر چشمگیری خواهد گذاشت. نگرش و مسیری که دولتهای دموکراتیک جدید در جهان عرب دنبال خواهند کرد می تواند خاورمیانه را به یک قطب قدرتمند جدید اقتصادی در جهان تبدیل کند. از جمله نشانه های این نظم و الگوی جدید اقتصادی، ظهور خاورمیانه به عنوان یک منطقه جدید اقتصادی قوی در دنیا است. منبع http://royekhatvoa.blogfa.com/post-19.aspx می توان موارد مهم آثار تورم را به صورت زیر خلاصه کرد: اقتصاد از كلمه قصد مي آيد و در قرآن كريم به معني ميانه روي و اعتدال در انجام امور زندگي آمده است و (اقصد في مشيك) يعني در راه رفتن چندان تند راه نرو كه به قلب آسيب برساند و نه چندان كند كه زمان از دست برود. اما اصطلاحا اقتصاد درايران به معني اكونوميك ترچمه شده است و معادل كتابي است كه از سوي پل ساموئلسون نوشته شده است . لذا در بررسي اين مقوله ما با چالش بزرگي روبرو هستيم كه درك آن براي بسياري از اقتصاد دانان مشكل است اما وقتي كلمه جهاد به آن اضافه مي شود چه موصوفا عنه و چه اضافا به يعني اقتصاد جهادي يا جهاد اقتصادي ميتواند مكتب يا محتوا ويا درون و ظرفيت آن را بهتر و روشن تر بيان كند . يعني با اضافه شدن يك كلمه راه براي كلمات ديگر بسته مي شود لذا وقتي ما از اقتصاد جهادي صجبت مي كنيم يا جهاد اقتصادي يعني با انواع ديگر جهاد يا اقتصاد كاري نداريم . مانند كلمه جمهوري اسلامي كه مانع از جمهوريت خالي يا جمهوريت انواع ديگر مي شود. لذا بايد دانست كه اين نوع تقسيم بندي بار ارزشي يك موضوع علمي را بيشتر مي كند. ما حتي مي توانيم دراين تعريف به تعريف هاي قبلي بي توجه باشيم . يعني آن ها را درنظر نگيريم: مثلا ما دراقتصاد جهادي لازم نيست بدانيم كه پل ساموئلسون چه گفته و يا ديگر دانشمندان غربي چه فرموده اند و اين امر مارا از شريك بودن در اشتباهات آن ها برحذر مي داند . گرچه بسياري از دانشمندان با وعده هاي توخالي براجراي اصول كشف كرده عودشان اصرار مي ورزيدند اما اكنون به اندازه كافي زمان داشته ايم تا تئوري هاي آنان را تجربه كنيم . خوشبختانه همه اين تئوري ها زمان مصرف داشته اند و با پيدايش عقيده جديد اقتصادي عقايد اقتصادي قبلي به تاريخ عقايد اقتصادي سپرده مي شده است . مثلا زماني كه آدام اسميت كتاب ثروت ملل را نوشت گويي آسمان شكاف برداشته و اين كتاب از آن بيرون افتاده حتي از قران مسلمان ها يا انجيل مسيحي ها بالاتر بود ه است . اما با گذشت زمان باهمان سلاحي كه كشتار مي كرد كشته شد! (عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده حیران شد وبگرفت به دندان سرانگشت كشته شد سلاح اين كتاب آن بود كه همه عقايد فبلي خود را به كهنه بودن متهم مي كرد و خود را نو معرفي مي كرد اما بلافاصله اساتيد ديگر كه كتاب اقتصاد نوشتند عقايد اورا قديمي خواند و خود را نو دانستند. بطوري كه اكنون هيچيك از كتابهاي گذشته معيار اقتصاد نوين نيست و اغلب به عنوان تاريخ اقتصادي مورد مطالعه قرار مي گيرند و بسياري از دانشجويان جديد حتي نام آن ها را نشنيده اند يا اصلا قادر به تلفظ صحيح نمي باشند. اكنون در اقتصاد موفقيت و سود بالا در بدست آوردن سود آني مطرح است . استفاده از بازار هاي مالي و پولي وپشت سرگذاشتن نرخ سود بانكي و يا كار با اينترنت همه نشان عجول بودن اقتصاد دانان در رسيدن به درآمدهاي نجومي در فرصت كوتاه است درواقع اقتصاد امروز را مي توان اينطور تعريف كرد: استفاده ازحداقل زمان براي به دست آوردن در آمد هاي كلان . و نسبت اين رابطه را موفقيت ارزيابي مي كنند يعني هرچه درآمد ها بيشتر و زمان به دست آورده آن كوتاهتر باشد شخص موفقيت بيشتري دارد. علت دست يابي به اين تعريف يا اين هدفگذاري شكست همين تئوري هاي قبلي است يعني اقتصاد دانان براين باورند كه تمام اصولي كه اقتصاد بيان مي كند غير واقعي و غير علمي است لذا اگر جايي توانستند كاري انجام دهند بايد بدانند اين آخرين كاري است كه ميتوانند انجام دهند و بايد انتقام كليه شكست هاي گذشته و آيده را بگيرند و به اصطلاح عاميانه باهمين يكبار بار شان براي هميشه ببند ند. چنين ذهنيت بيماري كار را به آنجامي كشاند كه اقتصاد به روزمرگي دچار شده و اقتصاد دانان هم نان را به نرخ روز مي خورند و برنامه ريزي و تفكرات درازمدت اهميت خود را بطور كلي از دست مي دهد. فقط تعجب اينجاست كه چرا برخي اين شكست ها را نمي بينند. ما شاهد ورشكستگي بانك ها و موسسات مالي در آمريكا بوديم ولي اروپا ئي ها به آن توجه نكردند تا اينكه به آن دچار شدند و حتي ژاپني ها و چيني كه خصار به دور خودشان تنيده بودند با فاصله اندك به همان بيماري دچار شدن و كسري تراز و كاهش رشد اقتصادي و ورشكستگي را تجربه كردند. حتي كشور ژاپن كه ظاهر مقاومت مي كرد با انجام يك خودكشي ظاهرا طبيعي بنام سونامي همان انفجار برج هاي دوقلو را تجربه نمود و بعدا معلوم خواهد شد كه اين سونامي نيز مانند انفجار دوقلوها فقط جنبه اقتصادي داشته و براي ازبين بردن مدارك ورشكستگي چند كمپاني بزرگ به راه انداخته شده بود. ما براي داشتن اقتصاد جهادي يا جهاد اقتصادي نبايد در اين دور باطل اسير شويم و نبايد مسير اشتباهي را كه اين ها رفته اند را از ابتدا مرور كنيم ! حركت اقتصادي ما بايد جهشي باشد يا همان جهادي باشد يعني مانند فناوري هاي ديگر كه با بومي شدن به رشد بالاي استاندارد رسيدند در اقتصادنيز بايد همه محفوظات ذهني خود را از غرب فراموش كنيم و آن ها را از ذهن خود پاك كنيم . زيرا كوچكترين آلودگي به ويروس تئوري هاي اقتصاد غربي مانند سرطان بزرگ و بزرگتر شده و تمام ذهن را اشغال مي كند . به عبارت ديگر جهان بيني اسلامي را بايد زير بناي اقتصاد قرار دهيم نه اينكه با جهان بيني غربي سراغ ايدئولوژي اسلامي برويم. به همين منظور حتي پيشنهاد ميشود مكاسب شيخ انصاري به عنوان اصول اقتصاد اسلامي و تئوري هاي بازرگاني اسلام تدريس و تفهيم شود . فقه اقتصادي يا اقتصاد فقهي به جاي اقتصاد غربي تدريس شود. نميتوان ذهن را از اقتصاد غربي پركرد و بعد به سراغ اقتصاد اسلامي رفت زيرا ذهن اشغال شده جايي براي تحليل درست ندارد. مانند اين است كه شما ابتدا زبان انگليسي را فرا بگيريد و بعد بخواهيد فارسي را ياد بگيريد! در اين صورت يادگيري فارسي براي شما آنقدرمشكل خواهد شد كه ترجيح ميدهيد آن را فراموش كنيد. كسي كه اقتصادغربي را درعنفوان جواني در ذهن خود حك مي كند در سنين بالا نمي تواند اقتصاد اسلامي را درك كند....لذا مانند طلاب بايد دانست ابتدا مسائل و عقايد بومي را آموزش داد و در دوران فقاهت يا اجتهاد و يا باصطلاح دانشجويي در دوران فوق ليسانس و دكترا به عقايد ديگران پرداخت. درحاليكه به گفته محمود صادقي خبرنگار ما در ررسي هاي به عمل آمده نشان داده شده كه در عرض 60سال قبل از انقلاب يا حدود يك سده جو عمومي جهاني كاملا برعكس شده است وي كه از گردهمايي انجمن نخبگان ماهيين گزارش تهيه كرده مي گويد دراين گردهمايي گفته شد كه در هنگامي كه سازمان ملل تاسيس شد شعار اصلي جهانيان يك قطعه شعر فارسي بود! حتي اقبال لاهوري در آن زمان گفت كه جامعه ملل يا سازمان ملل بايد بجاي ژنو در تهران تشكيل شود . در آن موقع ايران با اينكه توسط آمريكا و روسيه وانگليس اضغال شده بود اما آن ها ميدانستند شير اگر پير هم شد شير است لذاروساي جمهور اين سه كشور يعني چرچيل و روزولت و استالين سه نفري در تهران گرد آمدند و تهران را پل پيروزي ناميدند. از آن زمان دولت هاي قجر و پهلوي كه دلباخته غرب بودند كاري كردند كه شعار سعدي نه تنها محو شد بلكه امروز شاهديم كه افتخار هر ايراني خود باخته اين است كه كودكش قبل از اينكه زبان باز كند انگليسي ياد بگيرد! وهمين امر در دانشگاه خود باخته جلوه گري مي كند مخصوصا در علوم انساني بويژه در علوم اقتصادي ! لذا بايد راه رفته را از همان مسير برگشت يعني بايد كاري كرد كه ايراني به تئوري هاي اقتصادي خودش بيش از تئوري هاي غربي يا شرقي اهميت دهد. براي درك بهتر موضوع به مسئله اشتغال مي پردازيم : در اقتصاد و علوم اقتصادي فرضيه برمبناي اشتغال كامل است زيرا تعادل اقتصادي وجود دارد اما اين فرضيه هرگز مورد اظمينان اساتيد اقتصاد نبوده و نيست به دليل آنكه همگي از نبود اشتغال يا بالابودن آمار بيكاري صحبت مي رانند و بدون توجه به استدالال هاي خود در كتب اقتصادي در جو سياسي گرفتار مي آيند. دانشجويان دوره دكترا ميدانند كه چه مقدار بايد رياضيات وارد باشند تا آن همه استدلال هاي محكم را هم درك كنند وهم تدريس نمايند. اما وقتي از كلاس بيرون مي آيند مي بينند خودشان بيكار ند چه رسد به جامعه ! و اين تضاد دائمي يك دانشمند با محيط بيرون است. تمام وصله هايي از قبيل ارتباط صنعت با دانشگاه يا امور اشتغال فارغ التحصيلان و غيره نمي تواند براين شكاف مرهمي بگذارد. اما مشكل كجاست؟ مشكل در زمينه فكري اقتصاد است نه علم يا عملكرد فرمول هاي آن . زيرا فارغ التحصيل دوره دكترا مثلا كشاورزي را شغل نمي داند و حاضر نيست به كار زمين بپردازد. دولت ها هم كه از همين فارغ التحصيلان تشكيل شده اند حاضرند مسائل امنيتي و روابط بين الملل را زير سوال ببرند واز مهاجرين براي كار روي زمين استفاده كنند ولي به فارغ التحصيلا ن كمك هزينه بدهند! تا كار پيداكنند! وام هاي كلان فارغ التحصيلان نيز همگي به نام فارغ التحصيلان ولي به كام نزولخواران است . به گزارش آزاده حسيني خبرنگار مناقصه و مزايده در ستون نيازمنديهاي روزنامه ها حتي مدرك فارغ التحصيلي هم در بازار كسب و كار جابجا مي شود. حالا اگر ذهنيت عوض شود وكار براي كسب روزي حلال يك عبادت محسوب شود همانطور كه در اسلام آمده است بازهم اين مشكلات باقي مي ماند؟ بنده خوب يادم است وقتي محسن رضائي فرمانده سپاه شد اولين كاري كه كرد تسويه تمام فرماندهان قبلي بود بدون پرداخت حتي يك ريال سنوات يا حقوق! همگي با انگ اينكه طرفدار مرتضي رضائي هستند اخراج شدند و چيزي هم بدهكار. ولي آن نيروهاي مخلص چكار كردند؟ از نظام بريدند ؟ نه همگي رفتند به كار كشاورزي پرداختند و مشهور شد كه به كار بيل زدن مشغولند! اين عيب و عار نبود براي يك فرمانده سپاه كه كشاورز شود. اگر اين فرهنگ نهادينه شود چرا بايد 4 ميليون افغاني زن و كودك و بزرگ وپير در ايران شغل داشته باشند اما 3 ميليون جوان ايراني بيكار باشند.. پس انديشه و جهاد در تفكر و تغغر آن مهمتر است مثال ديگر در مورد ارزش پول ملي است . براساس نظريه اقتصاد دانان بايد پول ملي تضعيف شود تا صادرات رونق گيرد و تورم به اقتصاد تزريق كنند تا رونق اقتصادي داشته باشيم ! اما اينطور نيست مردم ما مردم ريا كاري نيستند كه بخواهند با هر ترفندي پولدار شوند آن ها حلال و حرام سرشان مي شود با تغيير مصنوعي نرخ ارز پول حرام در جيب مردم ريخته مي شود ممكن است خيلي ها كه دستشان به بيت المال بند است و باهر سرفه اي دلار پاداش مي گيرند ازاين كار راضي باشند ولي نهايت آن خالي شدن سفره مردم و به فقر رسيدن آن هايي است كه دستي در بيت المال ندارند و خرماي دلار برنخيل است! منبع http://www.mahini.blogfa.com/9001.aspx به گزارش سعيد حق وردي خبرنگار ماهين نيوز وزير علوم تاكيد بر تغيير بنيادين علوم انساني دارد . وي بارها گته است كه پاي تحول علوم انساني ايستاده است. اين اظهار گرچه بسيار دير هنگام ولي ضروري است زيرا انقلاب اسلامي بعد از سي سال واندي هنوز نتوانسته سطور كتاب هاي دانشگاهي را تغيير بدهد و در آن تحول ايجاد نمايد. مثلا در علوم اقتصادي هميشه تاريخ اقتصاد و عقايد اقتصادي از كتاب ثروت ملل آدام اسميت شروع مي شود وانديشه اقتصادي هم با نام مركانتليست ها يا مكتب سوداگري تبرك مي جويد. و هيچ دانشجوئي حق ندارد از خود سوال كند يعني قبل از آن اقتصاد و انديشه وجود داشته ياخير . اين چشم و گوش بستگي تا دوره دكترا هم ادامه داردو حتي اگر بحث گذرائي هم به تاريخ بزنند همه را با يك جمله شروع و تمتم مي كنند: بشر ابتدائي هنوز به علم اقتصاد دست نيافته بود! يعني همه انسان هاي قبل از آدام اسميت همه بدوي و غارنشين بوده اند واگر دادو ستدي هم داشته اند تصادفي واز روي نا آگاهي بوده است. البته اساتيدي چون شهيد صدر با نوشتن اقتصادنا خواستند به معرفي برخي عقايد اقتصادي قبل از آدام اسميت بپردازند ولي در هاي وهوي غير علمي بودن و مذهبي بودن گم شد . برخي نظرات دكتر بهشتي يا استاد مطهري هم همينطور . و متاسفانه كسانيكه عامدا اين كار هارا كردند وبعد هم به عنوان چهره هاي ماندگار هم معرفي شدند! البته قصد معرفي كنند گان هم قربه الي الله و به نيت تاليف قلوب بوده است والا سوء نيت نداشته اند!. مثلايكي از چهره هاي ماندگار كه به يمن نفوذ شاگردان در ارگان معرفي كننده چهره ماندگار رشته مديريت بوده از دانشگاه بين المللي آمريكا مدرك گرفته كه حتي زمان شاه هم معتبر نبوده است و ميگفتند با پول مدرك مي دهد. اما داستان تاييد دكتراي ايشان به اين صورت بود كه يكي از همكلاسي هاي همين آقا مدتي قائم مقام وزارت علوم شد بلافاصله مصوبه گذراند :كساني كه دراين سال ها از آن دانشگاه دكتراي پولي فارغ التحصيل شده اند استثنائا مدرك شان مورد تاييد است. همين آقايان تا سال ها نمي گذاشتند مديريت و اقتصاد اسلامي در دانشگاه تهران تدريس شود ومي گفتند همه نظريات آبكي است ! حتي تربيت مدرس كه يك دانشگاه مولود انقلاب اسلامي بود وهدفش تدريس ارزشهاي انقلاب و اسلام بود با فشار همين آقايان از مسير اصلي خارج و به كپيه برداري و ترجمه ناقص از كتب خارجي روي آورد. ذوق و شوق همه دانشجويان (استادان آينده ) اين بود كه زبان انگليسي شان قوي شود. بروند ارز دولتي بگيرند و آخرين كتابهاي چاپ آمريكا را بخرند. و معني اين حرف به روز شدن آن ها بود. گاه مي شد كه در كتب آمريكائي حرف و حديث هايي از اسلام بيان مي شد ولي اين آقايان آن را حذف مي كردند تا درجه علمي شان ترك برندارد. عجيب بود كه در دوران كتاب هايي چون قورباغه ات را قورت بده و پنير مرا كي دزديده! هيچ كس از اين اصطلاحات خنده اش نمي گرفت و آن را غير علمي نمي دانست وليوقتي كه مي گفتي اين آه و ناله مردم افغانستان و عراق ولبنان است كه تبديل به طوفان و سونامي مي شود. آنها مي خندند! حالا واقعا كدام خنده دار است؟ چرا بايد بشريت به آن درجه از حيوانيت سقوط كند كه براي منافع اقتصادي خودش دنيا را به كام جنگ بكشاند؟ واقعا مردم ليبي بجز دمكراسي چه مي خواهند؟ چرا نفت آنان خريداري نمي شود و حباب قيمت نفت بالا و بالاتر مي رود؟ آيا اين است معني رقابت سالم در اقتصاد آزاد؟ خوشبختانه ملت ايران اصلا گول اين شعار هاي توخالي را نخورد والا مثل افغانستان وعراق هم اشغال مي شد وهم منابعش به غارت مي رفت. اقتصاد آزاد فقط در كتاب هاي اقتصاد دانان وابسته ايراني هاست والا در خارج عينيتي ندارد. كجاي دنيا اقتصاد آزاد است؟ در جائي كه مردم آمريكا زير خط فقر زندگي مي كند و سال هاست طوفان و سيل آنان را دركام مرگ فرو برده چگونه كساني ميتوانند تصور آن را بكنند كه غرب مهد آزادي و دموكراسي و شهر آرزوها و اقتصاد آزاد است. در حاليكه تراست ها و كارتل ها و كمپاني هاي بزرگ و شركت هاي چند مليتي با تعداد اندك خود 90 در صد ثروت دنيا و بازار دنيا را دردست دارند آيا منطقي است كه جا بدهند كس ديگري وارد شود فقط به اين دليل كه به تئوري اقتصاد آزاد پاي بند باشند؟ اقتصاد دانان آمريكائي كه حتي از بالارفتن قيمت و سختي معيشت مردم خوشحال مي شوند و در بورس و فرا بورس اين را اقتدار خود مي دانند كه هر آن افزايش سود دهي و بالارفتن قيمت سهام و سود سهامداران را با انواع واقسام آمار ها نشان بدهند چگونه مي توانند به فكر مردم فقير باشند؟ آن ها كه مي گويند شركت ها محل سود آوري است نه بنگاه خيريه در كجاي ذهنشان تكه ناني براي دست كوچكي كه دراز شده است قرار مي دهند؟ اين است كه اقتصاد غرب نه تنها از درون وبيرون پوسيده بلكه از ابتدا اصلا نبوده ! يعني مكتب اقتصادي وجود نداشته بلكه اين اقتصاد دانان وابسته بودند كه پس از اقدام زور گويان و زراندوزان كار آن ها توجيه كرده و تئوريزه مي نمودند. آدام اسميت موفقيتش در اين نبود كه راه نشان اقتصاد دانان بدهد بلكه سودگري اقتصاد دانان را توجيه علمي كرد! يعني يك مشت دلال و بيسواد بازاري كار كردند و او آن را تحرير و تقرير نمود! اصولا تمام تئوري هاي اقتصادي غرب پس از انجام كارها بوجود آمد. يعني ماهيت آن بعد از وجود بود. اول عده اي مي آمدند خود سرانه كارهايي مي كردند بعد كه پول دار مي شدند قلم به مزد ها را استخدام مي كردند تا آن را توجيه اقتصادي نمايند.در حاليكه در اقتصاد اسلام همه چيز تعريف شده و افراد بايد خود را با آن منطبق نمايند وبه اصطلاح حلال و حرام را بشناسند. منبع http://www.mahini.blogfa.com/9001.aspx بگزارش سيد رضا قريشي خبرنگار ماهين نيوز نامتعادل بودن مناطق ويژه يا مناطق ازاد يكي از معضلات اقتصاد تجاري ايران است زيرا در حاليكه كشورهاي عربي بيشترين حضور را در مناطق داخلي ايران دارند واز سرزمين ما بهره مي برند ايرانيان در كشورهاي عربي از كمترين حقوق برخوردارند. يعني تاكنون اين همه امكانات مناطق آزاد تجاري به كشورهاي بيگانه فقط يك طرفه بوده و ما به بيگانگان اجازه داديم تا سرزمين ما را لگد مال خودشان بكنند بدون اينكه از آن ها و زمين آن ها استفاده اي كرده باشيم ! اخيرا فقط در كويت چنين حركتي ديده شده است : به گزارش بنا(bena) احد امير محمدي با اعلام اين مطلب از برگزاري نهمين جلسه کميته تجارت و بازرگاني ايران و کويت خبر داد و افزود:« نهمين کميته تجارت و بازرگاني ايران و کويت با حضور "بابک افقهي"، رئيس کل سازمان توسعه تجارت ايران و معاون وزير بازرگاني در کويت برگزار مي شود.»مدير کل حوزه رياست سازمان توسعه تجارت ايران افزود:« اين کميته به منظور بررسي راهکارهاي توسعه و بازرگاني دو کشور بوده و در پايان آن يادداشت تفاهم همکاري بين دو کشور برگزار مي شود.» ! لذا مسئولين بايد با كشورها يي كه درايران داراي منطقه آزاد هستند وارد مذاكره شد و متقابلا در خواست زمين و امكانات از آنان براي سرمايه گذاران ايراني نمايند تا تعادل برقرار گردد . بايد دانست مناطق آزاد تجاری- صنعتی ایران سه منطقه آزاد تجاري-صنعتي کيش، قشم و چابهاراست كه بر اساس تبصره 19 قانون برنامه اول توسعه ، اقتصادي، اجتماعي ، فرهنگي جمهوري اسلامي ايران به ترتيب در سال هاي 1368، 1369 و 1370 بدون برخورداري از قانوني مشخص فعاليت خود را آغاز نمودند. قانون چگونگي اداره اين مناطق نيز در شهريور ماه سال 1372 به تصويب مجلس رسيد لازم به ذکر است سه منطقه آزاد دیگر اروند،ارس و انزلي طی مصوبه جلسه 2/6/1382 مجلس شورای اسلامی تایید و در سال 82 تا 83 تشکیل شد رسالت و ماموريت هاي مناطق آزاد در سطح ملي طبق اهداف مندرج در ماده پنج اساسنامه سازمان هاي اين مناطق « ايفاي نقش شايسته در اقتصاد ملي »، « بهبود رفاه اجتماعي همه جانبه » و نيز « اهميت و نقش مناطق در ارتقاي امنيت ملي » تعريف شده است. به علاوه براي هر کدام از مناطق آزاد بر اساس توانائي ها و امکانات آنها ماموريت هاي خاصي تعريف شده است علاوه برمناطق آزاد تعدادي هم مناطق ويژه اقتصادی بوجود آمده كه عبارتند از مناطق ويژه شیراز،عسلویه ،پتروشیمی ، ارگ جدید،سلفچگان، خلیج فارس، لرستان، کشتی سازی خلیج فارس، بندر امیرآباد بهشهر، بندر بوشهر،بندر شهید رجایی، سرخس،یرجان، یزدومنطقه ويژه پیام . با معرفی سازمان منطقه آزاد کیش به شكل زير اشناميشويم اداره امور منطقه آزاد کیش بر عهده سازمانی است که مسئولیت های آن از سوی شورای عالی مناطق آزاد تجاری - صنعتی کشور تهیه و تصویب شده است. اهداف اساسی این سازمان انجام امور زیر بنایی مورد نیاز در جزیره، عمران و آبادانی، رشد و توسعه اقتصادی، ایجاد اشتغال مفید سازنده، جذب سرمایه گذاری های داخلی وخارجی، تنظیم بازار کار و کالا، حضور فعال در بازارهای جهانی به منظور توسعه صادرات غیر نفتی، تدارک مقدمات تولید کالاهای صنعتی و راه اندازی صنایع تبدیلی و بالاخره بهره برداری از موقعیت های اختصاصی جزیره آزاد کیش شامل مجمع عمومی، هیات مدیره ، مدیرعامل و رئیس هیات مدیره و بازرسان قانونی است. مجمع عمومی رئوس کلی اهداف منطقه را تعیین می کنند که شامل موافقت با تاسیس و یا انحلال شرکتها و موسسات وابسته ، تدوین و اصلاح اساسنامه ها، اعمال نظارت عالیه بر عملکرد سازمان، نصب و عزل اعضای هیات مدیره و مدیر عامل و همچنین تعیین میزان و چگونگی اخذ عوارض از اشخاص و موسسات و هرنوع عملیاتی است که در جزیره انجام می گیرد. سازمان منطقه آزاد کیش توسط هیات مدیره ای مرکب از سه یا پنج اداره میشود. این هیات مدیره دارای همه گونه اختیار در چارچوب قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاری - صنعتی برای اجرای وظایف مصرح در اساسنامه می باشد. رئوس این وظایف شامل تعیین روشهای اجرایی، انعقاد قراردادها، چگونگی وصول عوارض و نحوه ثبت شرکت ها و مالکیت صنعتی و معنوی، کشتی ها، هواپیماها ( بدون ایجاد حق امتیاز انحصاری) است هیات مدیره همچنین در کارها تعیین نحوه کاربری اراضی منطقه آزاد، استفاده از منابع ملی و فروش و یا واگذاری آنها برحسب قانون و آیین نامه های اجرایی مصوب مجمع عمومی مسئولیت دارد. مدیر عامل سازمان که ریاست هیات مدیره را برعهده دارد به حکم ریاست جمهوری و از میان اعضای هیات مدیره به این سمت منصوب می شود. ماده 1 قانون مي گويد: به منظور تسريع در انجام امور زيربنايي، عمران و آباداني، رشد و توسعه اقتصادي، سرمايهگذاري و افزايش درآمد عمومي، ايجاد اشتغال سالم و مولد، تنظيم بازاركار و كالا، حضور فعال در بازارهاي جهاني و منطقهاي، توليد و صادرات كالاهاي صنعتي و تبديلي و ارايه خدمات عمومي، به دولت اجازه داده ميشود مناطق ذيل را به عنوان مناطق آزاد تجاري و صنعتي براساس موازين قانوني و اين قانون ادراه نمايد: ماده 2هم مي گويد: درآمد سازمانهاي مناطق آزاد صرفا بايستي در چارچوب بودجه ساليانه كه به تصويب هيأت وزيران ميرسد هزينه شود. كمكهاي سازمان جهت عمران و آباداني ساير نواحي (با اولويت نواحي همجوار) صرفا با تصويب هيأت دولت امكانپذير بوده و هر گونه كمك ديگري تصرف غيرقانوني در اموال عمومي محسوب خواهد شد عملا این مناطق بجای اینکه در جهت اهداف تعیین شده حرکت نمایند برضد آن حرکت می نمایند . مثلا اغلب به کار واردات مشغول هستند! وبسیاری از بازارها در اختیار خارجی ها و یا کسانی است که بیشترین ارتباط را با خارجی ها دارند آن هم نه بخاطر ایران بلکه بخاطر آن کشورها! یکی دیگر از رفتار نا صحیح آنان استفاده از معافیت مالیاتی است بااینکه قانون گذار آن را محدود کرده ولی هرسال تمدید می شود واکثر شرکت ها برای فرار مالیاتی فقط دفتری در کیش افتتاح می نمایند و یا فقط شرکت را در آن جا ثبت می کنند. منبع http://www.mahini.blogfa.com/9002.aspx به گزارش فوژان معتضدي خبرنگار مناقصه مزايده از دانشگاه قزوين بدن انسان خاصيت الاستيك داشته و دراثر فعاليت بيشتر قويتر مي شود . وي كه با چند تن از ورزشكاران مصاحبه كرده مي گويد: كساني كه ورزش نمي كنند بدنشان چربي در خود ذخيره مي كند واولين جائي كه چربي در آن ذخيره مي شود كبد است و 25 درصد مردم دچار چرب بودن كبد هستند. وي در خصوص بهروري بدن مي گويد كه بهرهوري در بدن با فعاليت آن رابطه مستقيم دارد بطوري كه هرچه كار بيشتري بدن انجام دهد قوي تر شده براي كارهاي بيشتر آمادگي پيدا مي كند در حاليكه ماشين يا ابزار بي جان در اثر كار بيشتر فرسوده مي شود. به گفته آقاي عليرضا موحدي نائيني مدير عامل مؤسسه مطالعاتي آموزشي هنر ماساژ ايرانيان با توجه به اینکه در انجام ماساژ گردش خون و تغذیه رسانی به سیستم های مختلف بهتر صورت می پذیرد و همچنين با توجه به انجام كاردست، لازم مي نمود که ماساژ بصورت سازماندهي شده و بطور علمي دوره هاي آموزشي براي علاقمندان گذاشته شود تا بتوانند به بهترين نحو ممكن علاوه بر آموزش آناتومي، تكنيك هاي ماساژ را بصورت صحيح و علمي پياده كنند مؤسسه مطالعاتي آموزشي هنر ماساژ ايرانيان سعی نموده تا با حضور اساتید مجرب بین المللی این آموزش ها در اختیار علاقه مندان قرار دهد. البته دكتر صادق جعفرآبادي فوق تخصص روانپزشكي عقيده دارد كه درانسان سينرژي وجود دارد يعني تا 40 سالگي بدن انسان در اثر كار كردن قوي مي شود ولي از 40 سالگي به بعد در اثر كار بيشتر فرسوده تر مي شود . لذا در قهرمانان ورزشي ما كمتر كساني را داريم كه بعد از 40 سالگي كه ميانگين عمر بشري است بتوانند در ميدان بازي دوام آورند . بعد از 40 سالگي مغز يا روان بشر رشد مي كند يعني برعكس ورزشكاران اساتيد دانشگاه و يا محققان بزرگ جهان اغلب در سنين بالا به دستاوردهاي علمي دست مي يابند. در حالت كلي ميتوان گفت نيروي انساني با نيرو و امكانات مادي ديگر براي يك شركت يا موسسه تفاوت دارد لذا نبايد مانند ساختارگرا ها و يا كارگراها فقط به انسان به چشم يك ماشين نگاه كرد. لازم است در بخش بهره وري نيز انسان در معياري جداگانه مورد ارزيابي قرار گيرد حداقل دو دوره سخت افزاري و نرم افزاري براي انسان قابل ترسيم است: 40 سال اول دوره سخت افزاري و بدنسازي است و 40 سال دوم دوره نرم افزاري و تجربه اندوزي است وبه همين دليل مي گويند كه پيامبر در سن چهل سالگي مبعوث شد زيرا در چهل سالگي عقل انسان كامل مي شود. براي ابزار يا ماشين عمر متوسط يا عمر مفيدي در نظر گرفته مي شود كه بعد از اين مدت آن ماشين يا ابزار اسقاطي محسوب شده واز دور خارج مي شود در مورد انسان هم برخي ها اينگونه فكر مي كنند . خواجه شيراز مي گويد : چون پیر شدی حافظ ازمیکده بیرون شو رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی ! اما در جاهاي ديگر از گفته خود پشيمان شده و پير و مراد را يكي مي كند پير ميخانه سحر جام جهان بينم داد وندر آن آئيينه از حسن توكرد آگاهم بنابراين در قسمت اول زندگي انسان يعني دوران سخت افزاري از ماشين برتر است يعني داراي بهره وري بالاست كه داراي شتاب مي باشد در حاليكه شتاب در ماشين ها خط مستقيم است درانسان بطور غير خطي ظاهر مي شود . عمر متوسط يا عمر مفيد هم متفاوت است در ماشين با ازدياد ساعات كار استهلاك آن بيشتر شده و بسرعت از كار مي افتد ولي در انسان فعاليت هاي بيشتر باعث پيدايش استعدادهاي جديد مي شود مثلا بدن بروس لي با بدن يك انسان معمولي در ابتدا تفاوتي نداشت ولي با تمرين هاي مداوم باعث شد كه ضربات سنگين آهن و چوب و يا سنگ را تحمل كند. اين كار در ورزشهاي رزمي بسيار روشن است. بهرحال تعطيلي نيز اين تفاوت را دارد يعني ممكن است تعطيلي براي دستگاه عمر مفيد آن را زياد كند ولي براي بدن انسان باعث رخوت و سستي بيشتر شود . اما اين دو مورد در امور اداري صادق نيست يعني تعطيلي دستگاه هاي اداري ميتواند بر كارائي اثر هاي متفاوت داشته باشد لذا در برخي كشورها كار مفيد را كم كرده اند و در برخي كشورها زياد . مثلا در ژاپن يك ژاپني بايد به سرعت كار كند و زياد كار كند اما در قانون كار اروپا ساعت كار به 40 ساعت در هفته كاهش يافته و روزهاي 5 شنبه و جمعه تعطيل محسوب مي شود زياد بودن تعطيلات باعث شده تا به عنوان ويك اند ( week end) از آن ياد كنند. ومردم معمولا با گرفتن مرخصي در روز چهارشنبه يا كاهش ساعات آن روز مسافرت يا تعطيلات آخرت هفته خود را شروع مي كنند. و لذا كار شناسان معتقدند كه اين تعطيلات باعث افزايش كارائي آنان در ساعات اداري مي شود. و برعكس در آنسوي كشور آفتاب تابان هرنوع تعطيلي را قاتل كار ميدانند. در ايران ما هم هنوز به درجه متوسط يا مشخصي نرسيده اند برخي معتقدند مانند ژاپن بايد مثل ساعت كار كرد و برخي نيز مي گويند مانند اروپائي ها خوش گذران بود و به تعطيلات اهميت بيشتري داد. اكنو ن اين بحث داغ به آموزش و پرورش كشيده شده و دانش آموزان هم اصرار دارند روز هاي پنجشنبه را تعطيل كنند! و به نظر مي رسد كه حرف دانش آموزان پيش باشد و روزهاي پنجشنبه مانند همه ادارات آموزش و پرورش هم تعطيل شود دراين صورت بهترين راه حذف برخي دروس غيرلازم از جمله زبان انگليسي است! زيرا زبان انگليسي ميتواند كاملا به بخش خصوصي واگذار شود و دانش آموزان 5 شنبه هاي تعطيل خود را دراين كلاس ها بگذرانند! هم سياحت است هم تعليمات. اكنون بخش خصوصي در آمزش زبان هاي بيگانه هم درامد ساز هستند و هم معلم خوب و نبايد اين فرصت را از آنان گرفت و دولت نيز دراين زمينه با حذف اين رديف از بودجه ميتواند كسري بودجه آموزش و پرورش را جبران كند. منبع http://www.mahini.blogfa.com/9002.aspx |
پیوند های مفید |
| [ قالب وبلاگ : راسخون ] [ Weblog Themes By : R A S E K H O O N] | ||