بوي عرفات ميآيد...
و حاجيان در صحراي عرفات قدم به قدم به دنبال معبود خويش ميشتابند و دستها براي بستن عهدي دوباره روبه آسمان گشوده شده است و دلها بيقرار بيقرار.
حاجيان به دنبال خيمهاي تا با نجواي دل مأوا گيرند و در اعماق قلبشان بشناسند. پروردگاري را كه به دور خانهاش لبيك گفتند و گويي عهدي را كه در ازل با او بستند دوباره تجديد كنند.
حاجي در عرفات دلش بيقرار است، تو ميداني بيقرار چه؟!!!
حاجي اگر حاجي باشد فراموش نميكند كه گمشدهاي دارد و او كه گمشده دارد مضطر است و اضطراب قرار از كف دل ميربايد.
و چشمانش را در جادهي انتظار خيره ميسازد كه آقايم كجايي... مهدي جان، اي مولاي سفر كرده! شنيدهايم كه هر سال با حاجيان اعمال حج به جاي ميآوري؟
شنيدهايم كه زمين عرفات بوسهگاه قدمهاي مباركتان بوده است. آقاجان امسال به كدامين خيمه قدم خواهي نهاد تا خاكش را طوطياي چشمانمان كنيم، مولايم امسال در كنار هر لبيكمان زمزمه دعاي فرج ميتراويد. پسر فاطمه! حجتان قبول...
كاش دعايي مرحمت فرماييد تا ما نيز تا نفس در سينه داريم هميشه زائر خدا باشيم و به دور كعبه او در طواف.
آقاجان! سالها گذشته است و امسال نيز در تنهايي و مظلوميت خويش احرام بستي و ما هنوز در درياي دلبستگيهايمان به سختي غرق شدهايم.
اي كاش براي يك سال همه حاجيان براي شما احرام ميبستند.
اي كاش براي يك سال، سعي و صفاي حاجيان پر ميشد از صداي أين المهدي.
هاجر براي عطش طفلش هفتبار بين صفا و مروه به اضطرار دنبال آب ميگشت و ما هنوز تشنه شما نشدهايم كه اگر تشنه بوديم. به حال غيبت مضطر ميگشتيم و به دنبال شما كمي مثل هاجر حربله ميكرديم.
عرفات خيمهگاه است.
خيمهگاهي كه ما را به سال 61 هجري قمري بايد برساند و واسطهي رسيدن به خيمهگاه حسين (ع) همركاب شدن با فرزندانش مهدي (عج) است.
شنيدهايم كه خداوند در روز عرفه ابتدا به زائران بينالحرمين عنايت دارد و سپس به حاجياني كه در صحراي عرفات هستند. آخر مگر كربلا چه خبر است؟!!
كرلا محل ابتلاست و آنجا حاجي قربانياش پذيرفته شده است و خوشا به آنانكه هر سال به خيل حاجيان كربلايي ميرسند.
اي كاش ما نيز كربلايي ميشديم همچو ياران خميني (ره) كه گذشتند از آنچه بايد ميگذشتند و همركاب شدند با صاحب زمانشان مهدي موعود (عج). آنان همانهايي بودند كه همچون حسين بن علي (ع) احرام دگر بستند و پا به قتلگاه نهادند و اين گونه رسم عبوديت و بندگي را در مسير طاعت به احتزار درآوردند و تاريخ تا كنون رستگاران را چنين ديده است كه در لحظه ديدار معبود، در مقتل عشق به خون خود خضاب كردهاند و لبيكگويان تا به ابديت رهسپارند.
طواف كعبه كه گويند مراد روي توست
هرآنكه رفت به غير تو همه خطا برفت
کمال طلبی یا تباهی ...!؟
همانگونه که می دانید خداوند در وجود انسانها فطرت کمال طلبی را قرار داده است و از این امر انتظار می رود که انسان در طولانی مدت در جهت بالا بردن شان و کمالات خویش پیش برود.
ولی در همین حال روایاتی داریم که خبر از آخر زمان می دهند و نشانه هایی از فساد و تباهی و رذیلت های اخلاقی انسان در آن زمان می دهند. (البته دلیل این امر را نمی دانم ولی موضوع دیگری مد نظرم هست)
برخی چنین برداشتی از روایتی مشهور با این مضمون دارند که: پس از آنكه زمین از تباهی و ستم پر شد، خداوند به وسیلة وی زمین را پر از برابری و عدالت خواهد ساخت.
نماندن هیچ نقطهای سفید در زمین پیش از ظهور؛ واقع شدن ظهور بلافاصله پس از اوج تباهی و گسترش بیدرنگ برابری و عدالت در زمین پس از ظهور، نتیجة منطقی این خبر نیستند. بنابراین حالات گوناگون دیگری نیز برای وضعیت جهان پیش از ظهور قابل برداشت است از جمله اينكه ممکن است در سالها یا سدههایی پیش از ظهور، حرکتهایی اصلاحی از سوی مؤمنان و انسانهای آزاده در نقاطی از جهان صورت پذیرد و به موفقیتهایی نیز برسد. در نتیجه خداوند با دیدن این کوشش مؤمنان و وجود انسانهایی اصلاحگر که یاوران مهدی(ع) میتوانند باشند، زمینه را برای ظهور و گسترش حرکت اصلاحی به کلّ جهان مساعد ببیند.
حال با توجه به چیز هایی که تا اینجا گفته شد مشخص کردن اینکه جهان ما در حال حاضر در چه فاصله زمانی نسبت به هنگام ظهور قرار دارد به نظر من و بسیاری از شما دشوار است و حتی قابل حدس هم نیست.
زیرا اگر خدا بخواهد لحظه ای بعد ساعت ظهور می تواند باشد ولی اگر تقدیر چیز دیگری باشد این امر می تواند سال های سال یا قرن ها به تعویق بیافتد.
نتیجه:
از این بحث نتیجه می گیریم که نه دور نشان دادن زمان ظهور به صلاح ماست و نه نزدیک نشان دادن آن . ولی اگر قبول کنیم که ظهور منجی عالم بشریت جز با فراهم آوردن یاوران مورد نیاز رخ نخواهد داد , یاورانی که صالح و مصلح باشند به این نتیجه خواهیم رسید که هر حرکت و خواست ما در جهت حرکت اصلاحی و افزایش یاران آن حضرت می تواند زمان ظهور حضرت مهدی (عج) را به پیش اندازد.
تو می آیی در حالی كه دستهایت پر از گلهای نرگس است. تو دل سرد یكایك ما را با نواهای گرمت آفتابی می كنی و كعبه عشق را در آنها بنا خواهی كرد. دست نوازش بر سر میخك هایی خواهی كشید كه باد كمرشان را خم كرده است. تو حتی بر قلب كاكتوسها هم رنگ مهربانی خواهی زد. تو می آیی و با آمدنت خون طراوت و زندگی در رگهای صبح جریان پیدا خواهد كرد... تو می آیی ای پسر فاطمه ، یوسف زهرا یا مهدی. به امید آن روز!
شروع حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) چون پیامبر اعظم (ص) و وصى بر حقش، حضرت على از مسجد خواهد بو.
مسجد از نگاهى خانه خداست و از نگاهى ديگر، مجلس و جايگاه پيام آوران بزرگ الهى و خانه همه تقواپيشگان است. ضرورت تلاش براى آبادانى و رونق اين جايگاه ملكوتی تا آنجاست كه يكى از رازهاى تشريح فريضه جهاد پاسدارى از اين پرستشگاه پرعظمت در برابر يورش حاكمان خودكامه و ستمگر است و تاريخ مسجد با تاريخ دين اسلام گره خورده، كه از شروع بعثت نبى مكرم (ص) حركتها و تماس فعاليتها از مسجد صورت گرفته است.
مسجد پايگاه وحدت
مسجد پايگاه عبادت و ياد خداوند متعال و پايگاه جهاد فكرى و تعليم و تعلم معارف اسلامى و نمايش روح وحدت و يكپارچگى به دشمنان اسلام است. مسجد به عنوان پايگاه عبادت و ياد خداوند متعال و به عنوان پايگاه جهاد فكرى و تعليم و تعلم معارف اسلامى و همچنين بعنوان پايگاه تجمع نيروهاى رزمنده و اعزام آنان به جبهه و جهاد و مركز وحدت مسلمان و نمايش روح وحدت و يكپارچگى به دشمنان اسلام مورد استفاده قرار گرفته است و در هر عصر و زمانى نقش خودش را در اين راستا خوب ايفا كرده است.
معنای مسجد
مسجد واژهاى عربى از ماده "سجد" است كه اسم مكان به معنای محل سجده است زيرا سجده فرد اعلى و اكمل عبادت به شمار میرود و نهايت خضوع در برابر خالق هستى است. مسجد خانه دوم هر مسلمان است و تعلق به معبود دارد و خانه خداست، محل پرستش، نيايش و ارتباط با خالق يكتا، غنى و فقير در آن يكسان است.
اهميت مسجد در شريعت مقدس بر كسى پوشيده نيست و مانند كعبه حرم است و جنگ و قتال در آن حرام و احترامش بر همگان لازم است، مسلمانان نيز اين دستور را از روح ديانت اسلام فهميدهاند و بيشتر از هر چيز و هر جاى ديگر به عمران و آبادانى و توسعه مسجد اهتمام میورزند و به شكوه و عظمت آن میانديشند كه وجود مساجد مستحكم و باشكوه در سرزمينهاى اسلامى دليل بر اين مطلب است. بعد از انقلاب اسلامى مساجد اهميت بيشترى يافتند و فعاليتهاى سياسی، اجتماعى به خصوص نظامى در مسجد شكل گرفت و مردم از مسجد نهضت را شروع كردند و از آنجا انقلاب به ثمر رسيد.
ظهور امام زمان (عج)
ظهور يعنى ظاهر شدن امام زمان (عج) از پس پرده غيبت تا جهان را پر از عدل و داد كند، چنانچه از ظلم و جور پر شدهاست و منشأ ظهور امام زمان (عج) ظهور يك انسان كامل و الهى در همه اديان به طور اعم و در اسلام به طور اخص از چنان تأكيد و اهميتى برخوردار است كه حتى مفتيان در مورد حجاز درباره منكر مهدويت حكم ارتداد را جارى میكنند، لذا تنها مشكلى كه وجود دارد معرفى يك شخص خاص میباشد كه شيعه با اتكا به ادله و اسناد بسياراين مهم را انجام دادهاست اما آنچه كه بعد از اثبات وجود حيات و نسبت آن حضرت حایز اهميت است، اهداف و اعمال آن وجود مقدس دوران ظهور است. در اين عصر ظهور چون فتنهها زياد میشود، فساد جهانگير شده تمامی مكانها در اثر اين فتنهها و فسادها، آلوده میشوند و كمتر مكان سالم در دنيا پيدا میشود كه محيط سالم داشته باشد.
مسجد محلی برای شناخت خدا
از طريق مسجد میشود راههاى اطاعت خدا را شناخت و با زندگى رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) آشنا شد، تا انسان زندگى خود را رنگ و بوى اهل بيت (ع) بدهد. از طريق مسجد میشود راههاى اطاعت خدا را شناخت و با زندگى رسول خدا (ص) و ائمه اطهار(ع) آشنا شد تا انسان زندگى خود را رنگ و بوى اهل بيت بدهد و مؤمن مخلص به كسی میگويند كه كارهايش براى جلب رضايت خدا و رسول خدا (ص) باشد و از خدا و رسولش و جانشينان بر حق ايشان اطاعت كرده باشد، رفتن به مسجد انسان را به اين مقام راهنمایى میكند و در اثر مداومت رفتن به مسجد انسان به درجه عالى اخلاص و ايمان میرسد.
همانطور كه رسول الله (ص) میفرمايد، اين محيط مسجد است كه اثر تربيتى خاص دارد و انسان را به مقام صديقين و شهدا میرساند و كسى كه به اين مقام برسد آن همان متقين و مخلصين هستند كه اين افراد در آخرالزمان هستند كه زمينه ظهور امام زمان (عج) را فراهم و خودشان را براى جنگ با كفار درركاب امام زمان (عج) آماده میكنند.
نيروهاى مؤمن و مخلص زمينهسازان ظهور
نيروهای مخلص و مؤمن وقتى زندگيشان را بر اساس دستورات قرآن و فرمايش معصومين (ع) تنظيم كردند، اينها جامعه را در سايه خودسازى متوجه حقايق احكام متعاليه اسلام خواهند كرد و بنا به فرموده قرآن در سوره شريفه "بقره" آيه سه، اولين صفت متقين ايمان به غيبت، يعنى ايمان به جهان عالم غيب كه گستردهتر از اين جهان است بوده و يكى از مصداقهاى غيب و زندگى، وجود مقدس امام زمان (عج) است كه از اول با غيب گره خوردهاست و تمامى مراحل و لحظات زندگى مبارك ايشان با غيب آميخته است تا اينكه به غيبت صغرى و غيبت كبرى میرسد.
اكثر مساجد به دست مبارك امام زمان (عج) میرسند چون مسجد اولاً تنها مكانى است كه كاربرد آن عوض نمیشود و فقط براى عبادت خداوند ساخته شده است و هميشه هم در اين راستا مورد استفاده قرار میگيرد وثانياً كارهایى كه براى تقريب به خدا و از روى اخلاص صورت گيرد باقى خواهند ماند و آثارى كه با اخلاص ساخته شود و بنا نهاده شود ماندگار هستند و به دست مبارك صاحبالامر در اين دنيا خواهند رسيد.
رسول الله (ص)میفرمايد: "من بنىلله مسجداً لا يريد به رياء و لا سمعة بنى الله له بيتاً فى الجنة؛ هر كسی براى خدا مسجدى را بسازد و آن را براى ريا و خودنمایى به كار نبرد خداى تعالى در بهشت خانهای براى او بنا میكند" بنابر فرمايشهاى روايت بناى مسجد ثواب خانه بهشت دارد كه از روى اخلاص ساخته شود پس مسجدى كه از روى اخلاص بنا شدهاند به دست ايشان خواهد رسيد و امام زمان (عج) آن مساجد را آباد خواهند كرد تا مردم از آن مساجد برای عبادت خدا و رسيدگى به امور دينى و دنيایى استفاده میكنند.
****ارتباط مسجد با حكومت اسلامىمسجد به عنوان يك نهاد سياسى پر تحرك در جامعه اسلامى مطرح است در شروع حكومت سياسى دين اسلام و ابقاء آن حكومت اسلامى مسجد نقش مهمى ايفا كردهاست و مايههای سياسى با مساجد آميخته است.
شروع حكومت اسلامى و اداره آن از مسجد
وقتى سيره و زندگى پيامبر اسلام را بررسى میكنيم در زمان سالهاى آغازين مبعث پيامبر (ص) از مسجدالحرام به عنوان يك سنگر تبليغى و ارتباطى در راستاى پيشبرد رسالت خود استفاده میكرد با اينكه قريش و كفار برای ايشان سخت میگرفتند اما هر وقت فرصت میيافتند در مسجدالحرام مذاكراتى را با برخى از هيئتها انجام میدادند. بعد از هجرت رسول خدا (ص) به مدينه و با ورود ايشان به مدينه بىدرنگ مسجدالنبى بنا شد و قلب فعاليتهای تبليغى و فرهنگى و اجتماعى و سياسى مسلمانان شد و اين نهاد مقدس در حقيقت براى حيات سياسی و اجتماعى و پيدايش تشكل سالمى در جامعه آن روز همچون قلبى تپنده بود، قضاوت و رسيدگى به دعاوى توسط پيامبر اسلام در مسجد صورت میگرفت و مذاكرات و گفت و گوهای سياسى حضرت با افراد و هيئتهاى اعزامى از قبایل و طوايف گوناگون در مسجد انجام میگرفت و پيمان بيعت با تازه مسلمانان در مسجد منعقد میشد.
مسجد و ظهور امام زمان (عج)
شروع و ادامه حكومت اسلامى در زمان رسول خدا از مسجد بوده است و همچنين وصى بر حقش، حضرت على (ع) در مسجد حكومت را تشكيل داد و اداره حكومت هم از مسجد بوده، در اين راستا معلوم است كه شروع حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) از مسجد خواهد بود و بعضى روايات مؤيد آن است كه حضرت حجت (عج) در آغاز كار با اندكى از ياران ظهور میكند و از مسجدالحرام ظهورش شروع میشود.
از امام باقر (ع) منقول است كه فرمودند: "همانا قائم ما از راه كوه ذى طوبى با 313 مرد به عدد رزمندگان جنگ بدر میآيد تا اينكه به حجرالاسود تكيه داده و پرچم پيامبر (ص) را میافرازد." در اين زمينه از امام باقر (ع) منقول است كه فرمودند: "همانا قائم ما از راه كوه ذى طوبى با 313 مرد به عدد رزمندگان جنگ بدر میآيد تا اينكه به حجرالاسود تكيه داده و پرچم پيامبر (ص) را میافرازد." بنابراين روايت شروع نهضت جهانى حضرت مهدى (عج) از مسجدالحرام است و از آنجا به دنيا پيام خواهد داد، و ندای ملكوتى انا المهدى را به گوش جهانيان رسانده و برای فتح جهان از مسجد شروع خواهد كرد.
مسجد در عصر ظهور
با توجه به انحرافات در دين، افكار شيطانى كه در آخرالزمان در جوامع اسلامى شيوع پيدا میكند و در اثر تهاجم فرهنگى مردم به فساد و انحرافات كشيده میشوند و موجب نزول بلاها و گرفتاریها و مشكلاتى در جامعه میشود. بنا به فرمايش حضرت رسول اكرم (ص) اهل مسجد در امانند، ايشان میفرمايند: "اذا نزلت العاهات و الافات عوفى اهل المسجد؛ هنگامى كه مشكلات و بلاها (براى اهل زمين) نازل میشود اهل مساجد درامانند." با توجه به اين حديث اهل مسجد از انحرافات در امان هستند و افكار شيطانى در آنها اثر نخواهد كرد و تهاجم فرهنگى را پاسخ داده و خودشان را نجات میدهند و از فساد و انحرافات در امان میمانند و به خاطر همين دچار بلاها و گرفتاریها و مشكلاتی كه در آخرالزمان پيش میآيد نمیشوند.
جهاد اكبر
در عصر ظهورمبارزه با نفس جهاد اكبر است در آخرالزمان مؤمنين بايد شب و روز در جهاد اكبر باشند تا از انحرافات و تهاجمات فرهنگى در امان بمانند، اين جهاد با رفتن به مسجد انجام میگيرد چون مبارزه با نفس جهاد اكبر است در آخرالزمان مؤمنين بايد شب و روز در جهاد اكبر باشند تا از انحرافات و تهاجمات فرهنگى در امان بمانند، اين جهاد با رفتن به مسجد انجام میگيرد، احاديث ما بيانكننده همين موضوع هستند.رسول الله (ص) میفرمايد: "الغدو و الدواج الى المساجد من الجهاد فى سبيل الله؛ شب و روز به سوی مسجد شتافتن از اقسام جهاد كردن در راه خداست." با توجه به اين روايت دو نوع جهاد اصغر و جهاد اكبر وجود دارد كه جهاد اصغر همان جنگ با كفار و دشمنان خارجى است و جهاد اكبر جهاد و مبارزه با نفس اماره است و چون در آخرالزمان فتنهها از زمين و آسمان میبارد و انواع هجمههای شيطانى براى فريب انسان و انواع خواهشهای نفسانى در جامعه رواج پيدا میكند بايد جهاد اكبر انجام دهد، بنابر روايت براى اين جهاد بهترين جا و وسيله مسجد است كه انسان در اين زمان با رفتن به مسجد از اين هجمهها و فريبهاى شيطانى و خواهشهاى نفسانى ايمن میماند.

و ما چهقدر به این عقربههای نامهربان خیره شدهایم و خودمان را دلداری دادهایم و برای فردایمان دعا کردهایم
و دست در دست منتظران جهان نهادهایم، بلکه زودتر فرا رسد، لحظه جاودانه رهایی، رهایی از بند حیرانی.
آه از حرکت این تقویم که روزها از پی هم میگذرد، ولی تقویم انتظار ورق نمیخورد و پیش نمیرود و دلمان شاد نمیکند و ما را امیدوار نمیسازد و ما چارهای نداریم،
جز این که دست سوی آسمان ببریم و دعا کنیم و از خدا بخواهیم که تقویم انتظار ورق بخورد و جانمان، آرام بگیرد
و دغدغههایمان پایان یابد و انتظارمان به سر آید و عشق مان معنا گردد و دیدار حاصل شود و قصه هجران دیگر تکرار نشود.
و آن قدر این روزها و شب ها، آه کشیدهایم که دیگر نای آه کشیدن نداریم، ولی هنوز امید، این شعله گرم امید، ولو شعله کوچکی است، در وجودمان سوسو میزند و ما را امیدوار میکند
و ما را به فردا، فردای رهایی میرساند و ما ایمان داریم اگر منتظر نیکومنظری باشیم، به فردا دست خواهیم یافت و فردا ما را در آغوش خواهد کشید و وصال روی خواهد داد، وصال جاودانه.
اگر يادتون باشه بحث رو با چند تا سوال شروع كردم خب باز هم اين سوالات رو ذكر ميكنم
به نظر شما چرا هميشه انسان هايي وجود دارند كه به مقومت در برابر پذيرش امام عصر در دوران غيبت مي پردازند!
و بدتر از آن عده اي هم طبق روايات در زمان ظهور به مقاوت در پذيرش آن حضرت سعي مي كنند!
آيا وجود يك منجي و رهبر براي برپايي عدل براي ما ناگوار است يا نبود آن...!؟
آياآموزه هاي ديني ما با شرايط زمان ظهور تفاوت دارد ؟
و مواردي از اين قبيل ...

در قسمت اول اولين دليل رو ارائه اسلام جديد بيان كردم . (براي مشاهده قسمت اول اينجا كليك كنيد)
مورد دوم كه مربوط ميشه به علل عدم پذيرش در بعد از ظهور راحتطلبي و عافيتگرايي است
از علل ديگري كه موجب ميشود مؤمناني كه به حضرت اعتقاد دارند، پس از عصر ظهور، حضرت را قبول نكنند بلكه در برابر او بايستند، راحتطلبي و عافيتگرايي است كه متأسفانه انسانها به آن عادت داشته و معمولاً چنيناند. در علائم مقارن ظهور آمد كه خروج حضرت در كشاكش جنگي بزرگ و خونريزي شديد و قتالي عظيم و فتنههاي بسيار و ناامنيهاي فوقالعاده و مرضهاي ناگوار و بلاياي بيشماري است كه در تمامي جهان وجود داشته و مركز آن در خاورميانه است. در اين ميان، حضرت كه ظهور ميفرمايند، خود نيز در صفي مستقل با ياران صديقشان در برابر مخالفان، معاندان و منافقان ميايستند و با آنها به قتال ميپردازند. واضح است كه در چنين شرايطي، مشكلات، مصائب و سختيهاي فراوان متوجه حضرت و اصحاب او شده و شدايد مضاعف خواهد گشت.
مورد سوم كه باز هم مربوط ميشه به علل عدم پذيرش در بعد از ظهور گناه و نافرماني است
يكي ديگر از علل روگرداني در عصر ظهور، معصيت و گناه است. فرد خطاكار و نافرمان از اوامر و نواهي الهي، نتيجة عمل ناپسند و زشت خود را خواهد ديد و يكي از مواقع اين مسئله هنگام خروج و قيام حضرت خواهد بود. انساني كه مدام گناه ميكند و توبه را پيشة خود نميسازد، فردي كه غرق در حرامها و نبايدها است و فكري به حال خويش نميكند، چوب اين تخطّيها را خواهد خورد و در زمان ظهور حضرت وليعصر(ع) گناهان او را به جايي ميكشاند كه نه تنها از حضرت رو برميگرداند بلكه در صف مخالفان او نيز قرار ميگيرد. از همين روست كه ائمه(ع) با لحنهاي گوناگون توصيه ميكنند كه ياران مهدي(ع) و دوستداران و محبان وي بايد متقي و پارسا باشند.18بايد از خداوند متعال و نبي اكرم(ص) و اهل بيت(ع) با تضرع خواست كه ما در زمرة اعراض كنندگان و رويگردانان از حضرت مهدي(ع) نباشيم كه جز خسران دنيوي و اخروي نتيجهاي ديگر نخواهد داشت.
پينوشت: خدايا ما را از رويگردانان از خود و حجت خود قرار مده. الهم صل علي محمد و ال محمد