منوي تصويري

 دين و معرفت
دفاع مقدس
گالري تصاوير

عضویت در خبرنامه وبلاگ

نشانی ایمیل خود را در اینجا ثبت کنید تا آخرین مطالب وبلاگ به طور خودکار برایتان ایمیل شود.




موتور جستجو ...


آب و هواي كشور

لوگو
آمار بازدید 


در کتب معتبر اهل سنّت روایاتى از پیامبر گرامى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله آمده که اشاره به ظهور فرقه وهّابیّت شده است همان گونه که بخارى در صحیح خود از عبداللّه عمر نقل مى‏کند که گفت:
ذَکَرَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم: اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا: وَفِی نَجْدِنَا. قَالَ اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَفِی نَجْدِنَا؟ فَأَظُنُّهُ قَالَ فِی الثَّالِثَهَ: هُنَاکَ الزَّلاَزِلُ وَالْفِتَنُ، وَبِهَا یَطْلُعُ قَرْنُ الشَّیْطَانِ(1)

؛ روزى پیامبر گرامى فرمود: خدایا منطقه شام و یمن را بر ما مبارک گردان! صحابه گفتند: منطقه نجد(2) را چطور؟ حضرت سخن قبل خود را تکرار فرمود و صحابه از نجد پرسیدند، حضرت در مرحله سوم فرمود: در نجد زلزله‏ها(3) و فتنه‏ها به وقوع خواهد پیوست و شاخ شیطان از آن جا طلوع خواهد کرد.
عینى از علماى بزرگ اهل سنّت و شارح صحیح بخارى مى‏نویسد: مراد از شاخ شیطان، امّت و حزب شیطان مى‏باشد(4). و هم چنین بخارى در صحیح خود از ابو سعید خُدرى از پیامبر گرامى [صلى‏الله‏علیه‏و‏آله] نقل کرده که فرموده است:
یَخْرُجُ نَاسٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ وَیَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لاَ یُجَاوِزُ ترَاقِیَهُمْ، یَمْرُقُونَ مِنَ الدِّینِ کَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِیَّهِ، ثُمَّ لاَ یَعُودُونَ فِیهِ حَتى یَعُودَ السَّهْمُ إِلَى فوقِهِ . قِیلَ مَا سیمَاهُمْ. قَالَ سیمَاهُمُ التَّحْلیقُ. أَوْ قَالَ: التَّسْبیدُ»(5)؛
 
افرادى از ناحیه مشرق، قیام مى‏کنند و قرآن تلاوت مى‏کنند و حال آن قرآن که از گلوگاه آنان تجاوز نمى‏کند (در قلب آنان تاثیر نمى‏گذارد) و از قرآن بهره نمى‏برند، این گروه از دین خارج مى‏شوند همان گونه که تیر از کمان خارج مى‏شود و دیگر به طرف دین برنمى‏گردند مانند تیر که به سوى کمان برنمى‏گردد.
از پیامبر اکرم [ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] پرسیدند که: این فرقه چه نشانه‏اى دارند؟
فرمود: چهره این گروه با سرهاى تراشیده، مشخص مى‏شود.
زینى دحلان مفتى مکّه مکرمه ضمن اشاره به این حدیث مى‏نویسد:
ففی قوله سیماهم التحلیق تصریح بهذه الطائفه لأنّهم کانوا یأمرون کلّ من اتّبعهم أن یحلق رأسه ولم یکن هذا الوصف لأحد من طوائف الخوارج والمبتدعه الذین کانوا قبل زمن هوءلاء(6)؛ پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله که «سر تراشیدن» را از نشانه بارز این طائفه شمرده شده، صراحت در فرقه وهّابیّت دارد زیرا تنها این فرقه هستند که به پیروان خود دستور مى‏دهند سر خود را بتراشند و این صفت در هیچ یک از فرقه‏هاى خوارج و بدعت گذارِ قبل از وهّابیّت دیده نشده است.
در ادامه مى‏نویسد:
وکان السیّد عبد الرحمن الأهدل مفتی زبید یقول: لا حاجه إلى التألیف فی الردّ على الوهابیّه بل یکفی فی الردّ علیهم قوله صلى اللّه علیه وسلم سیماهم التحلیق؛ فإنّه لم یفعله أحد من المبتدعه غیرهم؛ سیّد عبد الرحمن اهدل، مفتى منطقه زبید، مى‏گفت: در نقد عقائد وهّابیّت نیازى به تألیف کتاب نیست؛ بلکه همین حدیث پیامبر [صلى‏الله‏علیه‏و‏آله] که ویژگى‏هاى این فرقه را «سر تراشیدن» معرفى کرده، براى بطلان عقیده آنان کفایت مى‏کند؛ زیرا غیر از وهّابیّت هیچ یک از فرقه‏هاى بدعت گذار این ویژگى را ندارند.
واتّفق مرّه أنّ امرأه أقامت الحجّه على ابن الوهّاب لمّا أکرهوها على أتباعهم ففعلت ، أمرها ابن عبد الوهاب أن تحلق رأسها فقالت له حیث إنّک تأمر المرأه بحلق رأسها ینبغی لک أن تأمر الرجل بحلق لحیته؛ لأنّ شعر رأس المرأه زینتها وشعر لحیه الرجل زینته، فلم یجد لها جوابا (7)؛ روزى محمد بن عبد الوهاب به یک زن دستور داد که سرش را بتراشد، آن زن به وى گفت: تو که مى‏گویى زنان باید سر خود را بتراشند؛ باید دستور دهى مردان هم ریش خود را بتراشند؛ زیرا ریش مرد، همانند موى زن، زینت او محسوب مى‏شود. محمد بن عبد الوهاب در پاسخ این زن عاجز ماند.

تاریخ: یک شنبه 20 دی 1388 
عنوان گروه :


ایمان از دید امام على (علیه السّلام)
ایمان از دید امام على (علیه السّلام)

در کتاب شریف نهج البلاغه که حاوى سخنان نغز و حکیمانه حضرت على علیه‏السلام مى‏باشد، مساله ایمان از جایگاه و اهمیت ویژه‏اى برخوردار است و به جهات گوناگون آن پرداخته شده است که در این نوشتار به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏شود:

الف) فضیلت ایمان

«همانا بهترین چیز که نزدیکى خواهان به خدا سبحان بدان توسل مى‏جویند ایمان به خدا و پیامبر ... است‏» (۱)

ب) اقسام ایمان

«برخى ایمان در دلها برقرار است، و برخى دیگر میان دلها و سینه‏ها عاریت و ناپایدار» (۲)

ج) پایه‏هاى ایمان

«ایمان بر چهار پایه استوار است ‏بر شکیبائى، و یقین، و عدالت و جهاد. شکیبائى و صبر را چهار شاخه است: آرزومند بودن، ترسیدن، و پارسائى و چشم امید داشتن. پس آن که مشتاق و آرزومند بهشت ‏بود شهوتها را از دل زدود، و آن که از دوزخ ترسید، از آنچه حرام است دورى گزید، و آن که خواهان دنیا نبود و پارسائى داشت مصیبتها بروى آسان نمود، و آن که مرگ را چشم داشت، در کارهاى نیک پاى پیش گذاشت.
و یقین بر چهار شعبه است: بر بینائى زیرکانه، و دریافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پیشینیان. پس آن که زیرکانه دید حکمت ‏بروى آشکار گردید، و آن را که حکمت آشکار گردید عبرت آموخت، و آن که عبرت آموخت چنان است که پشینیان زندگى را در نوردید.
و عدل بر چهار شعبه است: بر فهمى ژرف نگرنده، و دانشى پى به حقیقت ‏برنده و نیکو داورى فرمودن، و در بردبارى استوار بودن. پس آن که فهمید به ژرفاى دانش رسید و آنکه به ژرفاى دانش رسید از آبشخور شریعت ‏سیراب گردید و آن که بردبار بود، تقصیر نکرد و میان مردم با نیکنامى زندگى نمود.
و جهاد بر چهار شعبه است: به نیک وادار نمودن و از کار زشت منع فرمودن و پایدارى در پیکار با دشمنان، و دشمنى با فاسقان. پس آنکه به کار نیک واداشت، پشت مومنان را استوار داشت، و آن که از کار زشت منع فرمود بینى منافقان را به خاک سود; و آن که در پیکار با دشمنان پایدار بود، حقى را که برگردن دارد ادا نمود; و آن که با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آید، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخیز وى را خشنود نماید» (۳)
و در جاى دیگر درباره حقیقت ایمان فرمودند: «ایمان، شناختن به دل، و اقرار به زبان و فرمان بردن با اندامها است‏» (۴)

د) نشانه‏هاى ایمان

۱ - «ایمان بنده راست نباشد، جز آنگاه که اعتماد او بدانچه در دست‏خداست‏بیش از اعتماد وى بدانچه در دست‏خود اوست‏بود.» (۵)
۲ - کلمه ۳۳۳ کلمات قصار ص ۴۲۰ نهج البلاغه:
(در صفت مؤمن فرمود:) شادمانى مؤمن در رخسار اوست و اندوه وى در دلش. سینه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر. برترى جستن را خوش نمى‏دارد، و شنواندن نیکى خود را به دیگران دشمن مى‏شمارد. اندوهش دراز است، همتش فراز. خاموشى‏اش بسیارست، اوقاتش گرفتار; سپاسگزار است، شکیبایى پیشه است، فرو رفته در اندیشه است، نیاز خود به کس نگوید، خوى آرام دارد، راه نرمى پوید. نفس او سخت‏تر از سنگ خارا - در راه دیندارى - و او خوارتر از بنده - در فروتنى و بى‏آزارى -.
و نیز فرمود: «ایمان آن است که راستى را برگزینى که به زیان تو بود بر دروغى که تو را سود دهد، و گفتارت برکردارت نیفزاید و چون از دیگرى سخن گویى ترس از خدا در دست آید» (۶)

ه) آفات ایمان

۱ - همنشینى با اهل هوى و هوس
۲ - دروغ گفتن
۳ - حسد ورزیدن
«همنشینى پیروان هوا فراموش کردن ایمان و جاى حاضر شدن شیطان است. از دروغ دورى گزینید که از ایمان به دور است ... بر هم حسد مبرید که حسد ایمان را مى‏خورد چنانکه آتش هیزم را» (۷)

و) عوامل تقویت ایمان

۱ - اعمال صالح
«ایمان را بر کرده‏هاى نیک دلیل توان ساخت، و از کردار نیک ایمان را توان شناخت‏» (۸)
۲ - سلامت قلب
«ایمان بنده‏اى استوار نگردد تا دل او استوار نشود و دل او استوار نشود تا زبان او استوار نگردد» (۹)
۳ - صبر
«صبر و شکیبائى نسبت‏به ایمان مثل سر است نسبت‏به تن، همانطور که تنى سر ندارد فایده‏اى ندارد، ایمانى هم که صبر و شکیبائى در او نباشد فائده‏اى ندارد» (۱۰)
۴ - حیاء
«هیچ ایمانى مثل حیاء نیست‏» (۱۱)

ز) نتائج ایمان

۱ - شهود حق
«دیده‏ها او را آشکارا نتوان دید، اما دلها با ایمان درست‏بدو خواهد رسید» (۱۲)
۲ - توان فهم معارف عالى
«دانستن امر ما (ولایت) کارى سخت است و تحمل آن دشوار کسى آن را تحمل نکند جز انسان با ایمانى که خداوند قلب او رابراى ایمان آزموده باشد» (۱۳)

پی نوشتها:

(۱)نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰
(۲)همان خطبه ۱۸۹
(۳)همان، کلمات قصار، ۳۱
(۴)همان، ۲۲۷
(۵)همان ۳۱۰
(۶)همان، ۴۵۸
(۷)همان، خطبه، ۸۶
(۸)نهج البلاغه، خطبه، ۱۵۶
(۹)همان، ۱۷۶
(۱۰)همان، کلمات قصار، ۸۲
(۱۱)همان، ۱۱۳
(۱۲) همان، خطبه، ۱۷۹
(۱۳)همان، خطبه ۱۸۹

منبع:نهج البلاغه دکتر سید جعفر شهیدى

تاریخ: پنج شنبه 17 دی 1388 
عنوان گروه :


اين فرقه منسوب به «محمدبن عبدالوهاب » ازمردم «نجد» مى باشد. «محمدبن عبدالوهاب » به مكتب «ابن تيميه » گرايش داشت . نام اين فرقه از پدر «محمد» كه «عبدالوهاب » بود، گرفته شده است . «عبدالوهاب » كه از علماى عينيه از بلاد نجد بود. محمد فقه هنبلى رانزد پدرش «عبدالوهاب » كه از علماى هنابله بود، فرا گرفت .

1 - پيدايش

اين فرقه منسوب به «محمدبن عبدالوهاب » (بن سليمان بن محمدبن احمدبن راشدبن بريد بن محمدبن بريد بن مشرف بن عمر بن بعضابن ريس بن زاحزبن محمدبن على بن وهيب التميمى ) ازمردم «نجد» (هزارو دويست شش - هزار و صدو پانزده قمرى ) مى باشد. «محمدبن عبدالوهاب » به مكتب «ابن تيميه » گرايش داشت . نام اين فرقه از پدر «محمد» كه «عبدالوهاب » بود، گرفته شده است . «عبدالوهاب » كه از علماى عينيه از بلاد نجد بود. محمد فقه هنبلى رانزد پدرش «عبدالوهاب » كه از علماى هنابله بود، فرا گرفت . آثار «ابن تيميه » و «قيم جزى » «كه شاگرد ابن تيميه بود» را مطالعه كردو تحت تاثير قرار گرفت .
ابن تيميه : «ابوالعباس احمدبن عبدالحيلم حرانى » از علماء حنبلى قرن هفتم و هشتم هجرى است كه عقايد وى مخالفت افكار مذهبى معاصر خود تكفير شد و مدتى زندانى بود مورد آزار مغولان قرار گرفت و از شام به قاهره گريخت .
در سال 712 ق دوباره به «دمشق » بازگشت و در سال 728 ق در گذشت .
محمد بن عبدالوهاب در بصره از «شيخ محمد مجموعى » علم دين آموخت ، در شام و حجاز نيز كسب فيض كرد وكمال يافت و سفرهايى به ايران «اصفهان » نمود.
در رابطه با نهضت پاكدينى «محمدبن عبدالوهاب » چند نكته قابل تاءمل هست كه خواننده تاريخ عقايد و آراء بايد به آنها توجه كند: نكته نخست اينكه مقطع زمانى پيدايش اين نهضت قابل توجه است . نكته دوم ، تحصيلات محد بن عبدالوهاب و مناطق و مراكزى كه در آن تحصيل وتحقيق كرده است ، مى باشد.
در رابطه با نكته نخست ، مى دانيم كه قرنهاى دهم تا سيزدهم هجرى فصل جديدى در تاريخ عقيد و آراء اسلامى بشمار مى رود: «امپراطورى عثمانى » خود را وارث خلافت اسلامى مى دانست و مدعى بود كه آخرين خليفه عباسى خالفت را به اين خاندان وصيت كرده است .
 
به ادامه مراجعه كنيد

ادامه مطلب

تاریخ: چهارشنبه 16 دی 1388 
عنوان گروه :


قل انّ صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله ربّ العالمين.
بگو همانا نماز و تمام عبادات و زندگي و مرگ من همه براي خداوند پروردگار جهانيان است. «انعام، 162»
آيه اشاره مي‌‌كند به اين كه بگو نه تنها از نظر عقيده من موحّد و يكتا پرستم بلكه از نظر عمل هر كار نيكي كه مي‌كنم نماز من و تمام عبادات من و حتي مرگ و حيات من همه براي پروردگار جهانيان است. براي او زنده‌ام به خاطر او مي‌ميرم و در راه او هر چه دارم فدا مي‌كنم تمام هدف من و تمام عشق من و تمام هستي من او است قل ان صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين
«نسك» در اصل به معني عبادت است و لذا به شخص عبادت كننده (ناسك) گفته مي‌شود ولي اين كلمه بيشتر درباره‌ اعمال حج به كار مي‌رود و مي‌‌گويند: مناسك حج، بعضي احتمال داده‌اند كه (نسك) در اينجا به معني (قرباني) بوده باشد ولي ظاهر اين است كه هر گونه عبادتي را شامل مي‌شود در واقع نخست اشاره به نماز (صلوة) به عنوان مهمترين عبادت شده بعد همه‌ عبادات را به طور كلي بيان كرده است يعني هم نماز من و هم تمام عباداتم و حتي زندگي و مرگم همه براي او است.[1]

پي نوشت :

[1] . تفسير نمونه، ج 6، ص 61 ـ سوره‌ي انعام، آيه‌ي 162.

تاریخ: چهارشنبه 16 دی 1388 
عنوان گروه :


از روزي که ايرانيان، اسلام را پذيرفتند و اين آيين آسماني را با عقل و فطرت خود سازگار يافتند در فراگيري معارف و دستور العمل هايش همت گماردند و تعاليم انسان سازش را در زندگي به کار بردند. از اسلام و آموزه هايش بهره گرفتند و به گسترش و تحکيم معارف اين دين الهي کمک کردند.
به گواه تاريخ و آثار ارزش مند و بر جاي مانده از پيشينيان در ميان اقوام و ملت هاي مختلف هيچ ملتي همانند ايرانيان در گسترش فرهنگ اسلامي نکوشيده اند. و به تعبير شهيد مطهري (ره):
ايرانيان بيش از هر ملت ديگر نيروهاي خود را در اختيار اسلام قرار دادند و بيش از هر ملت ديگر در اين راه صميميت و اخلاص نشان دادند. در اين دو جهت هيچ ملتي به پاي ايرانيان نمي رسد، حتي خود ملت عرب که دين اسلام در ميان آنها ظهور کرد. (1)
ايرانيان مسلمان، در هر قلمروي از حوزه هاي معارف ديني وارد شدند ارزش مندترين آثار فکري و علمي را به جهان دانش عرضه کردند.
در تفسير قرآن کريم: علي بن ابراهيم قمي، شيخ طوسي (صاحب تفسير تبيان) فضل بن حسن طبرسي (صاحب تفسير مجمع البيان)، ملا محسن فيض کاشاني (مؤلف تفسير صافي)، ابوالفتوح رازي صاحب تفسير روض الجنان. سيد هاشم بحراني مؤلف تفسير برهان و ده ها مفسر ديگر.
در حديث، چهره هاي برجسته اي مانند: ثقه الاسلام کليني مؤلف کتاب کافي، شيخ صدوق صاحب کتاب من لا يحضره الفقيه و آثار متعدد ديگر. شيخ طوسي مؤلف کتابهايي چون تهذيب و استبصار، علامه مجلسي مؤلف بحار الانوار. و محدثان بسياري که مجالي براي بيان اسامي و آثار آنان نيست.
در فقه، فقيهاني چون: شيخ طوسي، مقدس اردبيلي، ملا محمد باقر سبزواري، آقا حسين و آقا جمال خوانساري، وحيد بهبهاني، شيخ مرتضي انصاري، آخوند ملا محمد کاظم خراساني، حاج ميرزا حسين نائيني و... .
در فلسفه و حکمت، حکيماني چون: ابن مسکويه رازي، ابو علي سينا، صدر المتألهين شيرازي، شيخ شهاب الدين سهروردي زنجاني، خواجه نصير الدين طوسي، مير داماد، فيض کاشاني، فياض لاهيجي، حاج ملا هادي سبزواري و... .
بزرگاني که اسامي آنها را به عنوان نمونه و با تخصص هاي مختلف بيان کرديم اگر چه از لحاظ زمان و مکان، سبک و سياق بيان، شيوه ها و روش هاي استدلال موضوعات و مفاهيم متنوع و... با يک ديگر فاصله و تفاوت بسيار دارند، ولي هدف والاي اين عالمان بزرگ يکي است و آن فهم حقايق دين و سپس تبيين، تفسير و ترويج معارف و آرمان هاي اسلامي است.
تلاش هاي خستگي ناپذير اين متفکران در طول سده ها و اعصار، به منزله تلاش غواصي مي ماند که در اقيانوس بي کران، به دنبال دست يابي به لؤلؤ و مرجان است و اين غواصان درياي معارف قرآن و حديث هر کدام به ميزان توانايي و تلاش خويش گوهرهاي گران بهاي فکري و معنوي را استخراج و تقديم بشر کرده اند.
از ميدان هاي بسيار وسيعي که با زبان و سبک ويژه اي در حوزه ي فرهنگ اسلامي گشوده شد و امروز يکي از منابع بسيار غني و معرفتي به شمار مي آيد؛ ادبيات و به ويژه شعر و شاعري است.
قرآن و حديث، مايه هاي اصلي ادبيات فارسي را تشکيل مي دهند، زيرا پس از ورود اسلام به ايران بيشترين تأثير را در حيات فردي و اجتماعي مردم اين سرزمين گذاشت.
بارزترين موارد تاثير قرآن و حديث را در سروده هاي شاعران و آثار نويسندگان مي بينيم، تا آن جا که آميختگي شعر و نثر پارسي با مفاهيم اسلامي به گونه اي است که هرگز نمي توان اين امتزاج و اختلاط را از يک ديگر تفکيک کرد چون جدا کردن اسلام از ادب فارسي اولا: غير ممکن است و ثانيا: در صورت امکان و تفکيک ديگر چيزي به عنوان ادب فارسي وجود نخواهد داشت و يا اگر اندکي باقي بماند قدرت تاثير گذاري در جامعه را ندارد.
چه کسي مي تواند منکر شود که شاعران و نويسندگان ايراني در ساخت و ساز جمله ها، انتقال مفاهيم، تنظيم ابيات و اشعار، از اصطلاحات قرآني و حديثي کمک مي گيرند و يا چه کسي از محققان حوزه ادبيات فارسي مي تواند اشعار فردوسي، رودکي، ناصر خسرو، سنايي، عطار، مولوي، نظامي، سعدي، حافظ، جامي و صدها شاعر ديگر را بدون آشنايي با فرهنگ و معارف اسلامي به خوبي بفهمد.
شعر شاعران ايراني در حقيقت تفسيري از معارف اسلامي با زبان شاعرانه و روش اديبانه است چون اکثر آنها بنا به اعتراف خودشان هر چه دارند و هر آن چه به ساحت فکر و فرهنگ ارائه کرده اند از قرآن و حديث بوده است.

تاریخ: چهارشنبه 16 دی 1388 
عنوان گروه :


مقدمه

شيطان گرايي يا شيطان پرستي سه دوره را از سر گذرانده است. شيطان پرستي بدوي، شيطان گراي در قرون وسطا و شيطان گرايي مدرن. شيطان پرستي مدرن ريشه در ادوار گذشته اين تفكر داشته و آموزه ها و آيين هاي آن را در خود جاي داده است و از جهت نسبتي كه با نهاد سياست و اقتصاد برقرار كرده از صور پيشين شيطان گرايي متمايز ميشود. بنابراين براي شناخت دقيق و عميق شيطان گرايي مدرن لازم است كه نظر و گذري بر تاريخچه شيطانگرايي داشته باشيم.
در اين تاريخچه كوتاه خواهيم ديد كه گروهي از يهوديان تا اواسط قرون وسطا به غني كردن داشته هاي فرهنگي خود مشغول بودند و آن را بر شالوده شيطان گرايي استوار كردند، و از آن پس يعني حدود سده هاي دوازده و سيزده به تدريج از آيين و افكار خود پرده برداشتند و امروز مي روند تا دنيا را با بينش و ارزش هاي خود هماهنگ سازند.

شيطان گرايي بدوي

مطالعات تمدني(1) و مردم نگاري هاي مربوط به قبايل بدوي(2)رد پايي از اعمالي را كه ما امروزه شيطاني مي دانيم نشان مي دهد. شيطانگرايي بدوي شالوده اي خرافي داشته و به نوعي انحراف از مسير تعاليم پيامبران گذشته بوده است. اديان ابتدايي كه پيامبران الاهي براي بشر مي آوردند مثل اديان ابراهيمي در راستاي پيوند ميان ساحت مادي و معنوي زندگي انسان بود. پيامبران ميكوشيدند تا دست خلاق و روزي بخش خداوند را در چرخه اين زندگي طبيعي آشكار سازند و از اين رهگذر مسير رشد و تعالي انسان را بگشايند.
به دنبال تعاليم انبيا مردم كشت و زرع و باران و آفتاب و ساير نمودها و پديدههاي طبيعي را نشانه اي از پروردگار و لطف و رحمت او مي دانستند و همواره مي كوشيدند تا با ايمان و نيايش و آيين هاي معنوي، رحمت و بركت او را در زندگي خود جاري سازند. اما گاهي خشكسالي ميشد، يا آفتي تمام تلاش آنها را از بين ميبرد؛ در اين مواقع به جهت انحراف از تعاليم پيامبران كمكم معتقد شدند كه هميشه تدبير جهان به دست خداوند بخشنده و مهربان نيست، بلكه گاهي اوقات نيروهاي شر و شيطاني هم دست در امور جهان دراز ميكنند و بر سود و زيان انسان مسلط هستند.

ادامه مطلب

تاریخ: سه شنبه 8 دی 1388 
عنوان گروه :


اسلام با استقلال زن موافق است؟

 زنان و استقلال و سیره پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)  

زن

رابطه خانوادگی و پیوند زوجیت، طرفین را نسبت به یکدیگر متعهد می سازد. زن و شوهر به دلیل موقعیت خاص حقوقی ای که نسبت به یکدیگر و حیات جمعی جدید پیدا می کنند تا حدی می بایست که از فردیت و استقلال خود صرفنظر کرده و گاهی مصالح خانوادگی را بر مصالح فردی ترجیح دهند.

در نظام حقوقی اسلام آزادی و استقلال فردی به میزان معینی در خانواده محدود می شود. به طور مثال زنان متعهد می شوند که نسبت به همسران خود تمکین نمایند و شوهران می بایست که به لوازم همسری گردن نهاده و توان خود را در راه رفاه و سلامت خانواده خرج نمایند.

قرآن کریم می فرمایند: «فلاجناح علیکم فیما فعلن فی انفسهن بالمعروف» از سیره نبوی بر می آیدکه زنان در خانه رسول خدا (ص) در محدوده شریعت و برای انجام رفتارهای صحیح اجتماعی آزادی عمل مناسبی داشتند.

به طور مثال خدیجه در حالی که در عقد نکاح پیامبر (ص) است. خود مستقلاً زیدبن حارثه را از حکیم بن حزام بن خویلد خریداری می کند و پیوسته صدقه می دهد. عایشه نیز راجع به زینب بنت حجش همسر دیگر پیامبر می گوید که زینب زنی خیر و نیکوکار بود که به روابط خویشاندی اعتنا می کرد و بسیار صدقه می داد.

همسر دیگر پیامبر «سوده» که زنی بسیار پاکدامن و وارسته بود، چنان خود را وقف مساکین و دردمندان کرده بود که لقب ام المساکین به او داده بودند. پس از ازدواج با رسول خدا(ص) حضرت او را کاملاً آزاد گذارده بود که در امور خود هر قدر که می خواهد تصرف کند و همچنان به محتاجین مدینه کمک برساند. اساساً ازدواج رسول خدا(ص) با سوده – که زنی مسن بود – برای حفظ موقعیت اجتماعی او بود، چرا که پس از مرگ همسرش دیگر به دلیل کهولت سن، کسی به ازدواج با او راغب نبود و رسول خدا(ص) با این کار شرایط و شأن اجتماعی وی را حفظ نمود و همچنین او را به عنوان ملجاً محتاجین مدینه نگه داشت.

این احساس در تعداد قابل توجهی از زنانی که از محضر رسول مکرم اسلام (ص) استفاده کردند معلوم است.

«ام سلمه» یکی از زنان محبوب رسول خدا(ص) بود. وی به خردمندی و اقتداری معقول در تاریخ اسلام شناخته شده است. رسول خدا (ص) در حالی به او مهر می ورزید که او دارای شخصیتی مقتدر و عاقل بود، سخن حق را در شرایط مقتضی به زبان می آورد و لو آنکه سنت ها و آداب تحقیرآمیز آن روزگار، آن را تاب نمی آورد.

در تاریخ آمده است که وی روایت کرده،  روزی در حجره ام نشسته بودم و کنیزم موهایم را شانه می زد. صدای رسول خدا(ص) را بر منبر شنیدم که می فرمود: «ایها الناس» ... به کنیز گفتم: دست نگهدار. کنیز گفت: او مردان را خوانده نه زنان را! به کنیز گفتم: رسول خدا(ص) فرمود: ایها الناس (ای مردم) و من از مردمم. آنگاه به حدیث رسول خدا(ص) گوش فرا دادم.

 

این روحیه حاکی از اعتنای رسول خدا(ص) به توانایی زنان و احترام او به ابراز وجود زنان است و زنان، به خصوص نخبگانشان را وارد در گفتگوها و مباحثی می کرد که شاید تا آن روز مباحثی مردانه به حساب می آمدند. برای مثال روزی عمربن خطاب وارد خانه حفصه شد در حالی که اسماء بنت عمیس نیز در خانه ی او بود. عمر پرسید: همان زنی که به حبشه رفت؟ اسماء گفت : آری ، عمر با اظهار فضل گفت: «ما بر شما در هجرت با رسول خدا(ص) پیشی گرفتیم پس به او سزاوارتریم (به او نزدیکتریم).» اسماء عصبانی شد و پاسخ استواری به او داد و گفت: «به هیچ وجه! شما با رسول خدا(ص) بودید در حالیکه او گرسنگان شما را سیر و جاهلان شما را موعظه می کرد (یعنی شما هم ازحمایت مادی و هم از حمایت معنوی و علمی رسول خدا(ص) بهره مند بودید) در حالی که ما در سرزمین غربت و دیار دشمنان بودیم و البته همه اینها به خاطر خدا و رسول او بود».

سپس شجاعانه گفت: «به خدا قسم غذایی نمی خورم و آبی نمی نوشم تا از رسول خود در این باره سوال کنم» سپس به او اطمینان دادکه این کار را با کمال شجاعت و امانت داری انجام می دهد.

اسماء برخاست و نزد رسول خدا(ص) رفته ماجرا را بیان نمود. رسول خدا(ص) که همواره به زنان، تفکر و منش آنها – بخصوص زنان بزرگ و برجسته توجه فراوان داشت از او پرسید:

اسماء تو چه پاسخی دادی؟ اسماء پاسخ خود را بیان کرد و رسول خدا(ص) با این عبارت او را تأیید فرمود: ابداً آنها نسبت به من از شما سزاوارتر نیستند. آنها ثواب یک هجرت و شما کشتی نشینان (که از دریا با سختی عبور کردید) ثواب دو هجرت دارید. وقتی این خبر به مهاجران حبشه رسید، مایه سرور و خوشحالی همه آنها شد.

اسلام با استقلال زنان ،فعالیت اجتماعی و حتی اقتصادی آنان مخالف نیست اما با رعایت موازین که باعث انحراف  جامعه و ناامنی محیط نگردد که به ضرر خودشان نیز هست .

 منبع :  مرکز امور زنان و خانواده

تاریخ: دوشنبه 16 آذر 1388 
عنوان گروه :


اولین تاثیر در برخورد اولیه، معمایی ظریف است. اگر آن را باز كنید، هر بخش‌اش را به روشنی می‌بینید و متوجه می‌شوید كه چه تاثیری بر كل دارد. این تاثیرات كاملا به طور منظم اتفاق می‌افتد، به طوری كه بندرت متوجه آنها می‌شویم. تاثیر خوب گذاشتن اولیه، نشانه احترام است.



ارتباط

شما در واقع به طرف دیگر می‌گویید برایم مهم است كه درباره من چه قضاوتی می‌كنی. می‌خواهم در حضور تو به بهترین شكل ظاهر شوم. این به مراتب بهتر از این است كه بگویید من این هستم یا قبول كن یا نكن.
 

این تاثیرگذاری بخصوص در دنیای امروز اهمیت فراوانی دارد.‌ تا قرن‌ها مردم در همان مكانی كه متولد می‌شدند، زندگی می‌كردند. در آنجا با مردمی كه كاملا شناخته شده بودند، ارتباط برقرار می‌كردند و معاشرت، كار و تجارت داشتند.

اكنون در عصری زندگی می‌كنیم كه مردم به خانه‌ها و شهرهای جدید اسباب‌كشی می‌كنند، تغییر شغل می‌دهند، دوستان جدید پیدا می‌كنند و با سرعتی بسیار بیشتر از گذشته، رابطه‌ها و ارتباطات را به وجود می‌آورند. 

 

این یك واقعیت است كه افراد بسرعت و ناخواسته از شما برداشت می‌كنند. آنها با توجه به حرف‌ها و رفتارهای اولیه‌تان از شما برداشت می‌كنند. برداشت آنها در برخورد اول به این اشاره دارد كه فكر می‌كنند شما همیشه این گونه عمل می‌كنید، حتی اگر این تصورشان اشتباه باشد.

می‌توان گفت در نگاه اول، افراد نمونه كوچكی از شما را می‌بینند و بخش باریكی از زندگی شما را لمس می‌كنند؛ اما همین نمونه كوچك، صددرصد اطلاعاتی است كه آنها درباره شما دارند و به طور ناخودآگاه فرض می‌كنند این مختصر آگاهی، تصویر دقیقی از كل شخصیت شماست.

بررسی‌های روانشناختی نشان داده است افراد هنگام ارزیابی دیگران به اطلاعات اولیه‌ای كه به دست می‌آورند، بهای بیشتری می‌دهند تا اطلاعاتی كه بعد به دست می‌آورند. به عبارت دیگر، به احتمال زیاد افراد آنچه را در شروع كسب می‌كنند، درست و صحیح می‌پندارند.

یكی از اشتباهات افراد در نخستین برداشت از رفتار طرف مقابل این است كه فكر می‌كنند اگر كسی یك ویژگی مثبت دارد، دارای مجموعه‌ای از دیگر صفات مثبت هم هست؛ در حالی كه ممكن است او آنها را نداشته باشد. برای نمونه شاید كسی كه به نظرتان تیزبین رسیده است، در آن واحد باهوش، دوست‌داشتنی و موفق ارزیابی كنید؛ هرچند ممكن است این خصوصیات را در او مشاهده نكرده باشید و شخص نیز فاقد این خصایص باشد.
 

زبان بدن در اولین برخورد

داوری لحظه‌ای و فوری بزرگ‌ترین بخش تاثیر اول است و در این داوری، زبان بدن یكی از عناصر بسیار مهم به نظر می‌رسد. به طور كلی اقداماتی كه در لحظه اول برخورد، بشدت توی ذوق می‌زند و مانع ارتباطی ایجاد می‌كند عبارتند از خاراندن سر، جویدن عصبی گوشه لب‌ها، دوری از تماس چشمی، قوز كردن یا بی‌انعطاف ایستادن و ... .

در اولین برخورد، وقتی فرد لبخند نمی‌زند، حالت بدنی خشكی دارد، به افراد نگاه نمی‌كند، باعث می‌شود افرادی را كه به او نزدیك می‌شوند، ناامید كند. انسان‌ها به طور كلی از كسانی استقبال می‌كنند كه پر انرژی و گشاده‌رو باشند و لبخند یكی از مطمئن‌ترین زبان تن است.

 

 

لبخند به دیگران می‌گوید در آن لحظه خاص شما خوشحال یا راضی هستید. وقتی به كسی لبخند می‌زنید، نورون‌های منعكس‌كننده او از هم باز و شاد می‌شوند و متقابلا لبخندی را به نمایش می‌گذارد و آگاهانه یا ناآگاهانه احساس می‌كند روی شما تاثیر خوشایندی گذاشته‌اند.

در اولین برخورد، وقتی فرد لبخند نمی‌زند حالت بدنی خشكی دارد و به افراد نگاه نمی‌كند باعث می‌شود افرادی را كه به او نزدیك می‌شوند، ناامید كند. لبخند نزدن، افراد را خنثی و بی‌تفاوت نشان می‌دهد. توجه به این نكته نیز مهم است كه لبخند زمانی واقعی برداشت می‌شود كه چشم‌ها و بقیه بخش‌های صورت را هم دربرگیرد. در ضمن مهم‌ترین جنبه لبخند در تاثیرگذاری اولیه، رنگ دندان‌های شماست.
 

برای خوب به نظر رسیدن لزوما نباید زیبا و خوش‌چهره باشید. البته، زیبا بودن چیز بدی نیست، اما داشتن اطمینان خاطر و اعتماد به نفس مهم‌تر است. اگر خوب ، خوشایند و مورد اعتماد به نظر برسید ارتباط را جذب می‌كنید و طرف مقابل را در موقعیت آرامی قرار می‌دهید.

متخصصان بر این عقیده‌اند كه تاثیرگذاری اولیه با برنامه‌نویسی ذهن ما برای ارزیابی و طبقه‌بندی كردن در رابطه است. ما اطلاعاتی جمع‌آوری می‌كنیم تا بدانیم طرف مقابل چگونه با ما همخوانی دارد. در جلسه آغازین وقتی می‌خواهید نظر مساعد طرف مقابل را جلب كنید ، لازم است همه توجه تان را به طرف مقابل بدهید.

در اینجا، تماس چشمی از اهمیت بسزایی برخوردار است. سعی كنید در 70 درصد وقت، تماس چشمی برقرار كنید. وقتی در چشم‌های طرف مقابل نگاه می‌كنید در واقع به او می‌گویید حرفی كه می‌زند معنی‌دار و برای شما مهم است. برقراری تماس چشمی برای نشان دادن اعتماد و اطمینان ضرورت دارد.

در برخی فرهنگ‌ها ناتوان بودن در برقراری تماس چشمی نشانه بی‌ادبی است، نشانه نداشتن اعتماد به نفس است و در مواردی اشخاص ممكن است تصور كنند شما یك فرد دروغگو هستید. این را هم بدانید كه در بعضی از نقاط دنیا مانند آسیای جنوبی، نگاه كردن در چشم نشانه بی‌ادبی است. پس این موضوع به فرهنگ فرد بستگی دارد مثلا در ایران و در بین مسلمانان این موضوع به خاطر مسائل شرعی و در بر خورد با نامحرم متفاوت است. در دین  ما کلیه مسائلی که عنوان شد ،بین خانم ها وآقایان متفاوت است.

در حالی كه برقراری تماس چشمی تا حدی مفید و خوب است، اگر پیوسته در چشم‌های دیگران نگاه كنید كار خوبی نكرده‌اید.

روان‌شناسان پی برده‌اند كه دست دادن محكم همراه با نمایش گذاشتن قدرت، مدت طول كشیدن دست‌دادن و برقراری ارتباط چشمی مناسب تاثیر مثبت برداشتی كه شخص در اولین جلسه روی دیگران می‌گذارد، دارد. پس درست و مناسب دست بدهید، چرا كه دست دادن نامناسب جواب «نه» طرف مقابل را برای شما به همراه دارد.

همچنین لازم است با تمام وجود به طرف مقابل گوش بدهید. گاه وقتی برای اولین بار كسی را ملاقات می‌كنیم شاید برایمان دشوار باشد كه با تمام وجود به حرف‌های او گوش بدهیم و این اشتباه بسیار بزرگی است. وقتی به حرف‌های كسی گوش می‌دهید باید گه گاه سرتان را به سمتی خم كنید تا علاقه خود را به صحبت‌های او نشان داده باشید.

مساله مهم دیگر در برقراری ارتباط موثر بلندی و كوتاهی صداست. ممكن است بلندای صدای شما با دیگران تفاوت داشته باشد. اگر بیش از اندازه بلند حرف می‌زنید چه بسا آن را طبیعی و نشانه اعتماد به نفس‌تان تلقی كنید اما شاید دیگران آن را به حساب تكبر و نیاز به جلب توجه كردنتان بگذارند.

اگر خیلی آهسته صحبت كنید ، شاید خودتان آن را به حساب تواضع و فروتنی خود بگذارید، اما در نظر دیگران فاقد اعتماد به نفس ظاهر می‌شوید. پس باید بكوشید بلندای صدایتان با طرف مقابل همخوانی داشته باشد.

شما در اولین ملاقات، از سرنخ‌هایی كه دیگران به شما می‌دهند استفاده می‌كنید. شما هم این سرنخ‌ها را به دیگران می‌دهید. سرنخ‌هایی كه می‌گویند از من فاصله بگیر یا من مناسب صحبت با تو هستم. متوجه باشید یا نباشید، سرنخ‌هایی دارید كه دیگران می‌فهمند تا چه اندازه باز و گشوده هستید.

با حالت بدنتان، نگاه كردنتان و این كه چگونه به افراد واكنش نشان می‌‌دهید، سرنخ‌ها را مخابره می‌كنید. مساله فقط این نیست كه چه می‌گویید و چقدر صحبت می‌كنید، بلكه حركت شما هم مهم است. زبان بدن شما، در این مورد كه تا چه اندازه در نظر طرف مقابل خود مورد پسند قرار می‌گیرید، نقش مهمی ایفا می‌كند بنابراین توجه داشته باشید بدن خود را چگونه حركت می‌دهید و حركت چهره‌تان، روی دوست‌داشتنی بودن شما در نظر دیگران تاثیر می‌گذارد.

در پایان می‌توان گفت اگر بدانید افراد آن اندك خصوصیت اولیه را كه در شما می‌بینند به حساب صددرصد شخصیت شما می‌گذارند، می‌توانید درباره اطلاعاتی كه درباره خودتان مخابره می‌كنید دقیق‌تر و حساب‌شده‌تر رفتار كنید. در واقع همه ما دست‌كم در مواقعی تاثیرگذاری اولیه بدی داریم.

این بخشی از انسان بودن ماست. از طرف دیگر قرار نیست همه از شما خوششان بیاید و این اشكالی ندارد. اگر واقعا می‌خواهید ارتباط مثبتی ایجاد كنید، می‌توانید بر رفتار منفی اولیه خود فایق آیید و با كمی سعی و تلاش رابطه مثبتی را ایجاد كنید.

 

منبع : جام جم

تاریخ: دوشنبه 16 آذر 1388 
عنوان گروه :


 

مجموعه ای بسیار زیبا و فوق العاده از 10 پس زمینه در ابعاد 320×240 مخصوص غدیر خم که تقدیم میشه خدمت شما دوستان عزیز ,

 
دریافت فایل : دانلود ( Download )
حجم فایل : 0.35 مگابایت
پسورد : www.mobfa.org
 
منبع : موبفا

تاریخ: دوشنبه 16 آذر 1388 
عنوان گروه :


روزی بود و روزگاری. در دیاری پادشاهی زندگی می کرد . روزی از راهی می گذشت و هیزم شکنی را دید. پادشاه به هیزم شکن گفت داری چه کار می کنی؟ گفت : در حال شکستن هیزم هستم برای به دست آوردن مخارج زندگیم. هیزم شکن به پادشاه گفت: شما در حال انجام چه کاری هستی؟ پادشاه گفت :در حال پادشاهی.

 



هیزم شکن مودبانه در پاسخ گفت: تا کی می خواهی به پادشاهی ادامه بدهی؟ آخر روزی به پایان خواهد رسید. بهتر است کاری را یاد بگیری و همیشه متکی به مردم نباشی.

پادشاه از هیزم شکن جدا شد و به راه خود ادامه داد و به حرف های هیزم شکن خوب فکر کرد و از روز بعد شروع کرد به یاد گرفتن حرفه های مختلف.

روزی بود و روزگاری. در دیاری پادشاهی زندگی می کرد . روزی از راهی می گذشت و هیزم شکنی را دید.

پادشاه به هیزم شکن گفت داری چه کار می کنی؟

گفت:  در حال شکستن هیزم هستم برای به دست آوردن مخارج زندگیم.

هیزم شکن به پادشاه گفت: شما در حال انجام چه کاری هستی؟

پادشاه گفت :در حال پادشاهی.

هیزم شکن مودبانه در پاسخ گفت: تا کی می خواهی به پادشاهی ادامه بدهی؟ آخر روزی به پایان خواهد رسید. بهتر است کاری را یاد بگیری و همیشه متکی به مردم نباشی.

پادشاه از هیزم شکن جدا شد و به راه خود ادامه داد و به حرف های هیزم شکن خوب فکر کرد و از روز بعد شروع کرد به یاد گرفتن حرفه های مختلف.

تا این که روزی در راهی گرفتار دزدان و راهزنان شد و او را به اسارت بردند و هرچه همراه داشت از او گرفتند و خواستند که او را بکشند.

اما پادشاه گفت مرا نکشید و به من مجال دهید من می توانم برایتان کار کنم دزد ها از او پرسیدند چه کاری می توانی انجام دهی؟

پادشاه گفت: در قالی بافی مهارت دارم.

دزدان وسایل مورد نیاز را در اختیار پادشاه قرار دادند و او شروع به قالی بافی کرد.

روز ها پشت سر هم می گذشت و پادشاه مشغول قالی بافی بود و هیچ یک از خانواده ی او هم از محل اسارتش خبر نداشت تا به کمکش بیایند.

بعد گذشت چند ماه پادشاه توانست قالی را ببافد او با زیرکی نشانی محل اختفای خود را بر روی قالی نوشته بود.

قالی را به دست دزدان داد و گفت این را اگر به قصر پادشاه ببرید با قیمت خوبی از شما می خرند.

دزدان که سواد نداشتند نوشته های روی قالی را بخوانند قالی را به قصر برده و فروختند.

همسر پادشاه وقتی قالی را نگاه کرد فهمید که شوهرش را کجا پنهان کرده اند و سربازان فراوانی را به سوی محل فرستاد و پادشاه را نجات دادند.

پس از آزادی پادشاه به یاد هیزم شکن افتاد که عمل کردن به نصیحت او باعث شده بود زندگیش نجات پیدا کند.

هیزم شکن گفته بود: از فکر خود استفاده کن نه از زور بازوی دیگران.

تاریخ: یک شنبه 15 آذر 1388 
عنوان گروه :


عید سعید غدیر خم ؛ عید امامت و ولایت بر شیعیان علی ع مبارک باد
 
 

‘غدیر’، این نام مقدس، عنوانِ عقیده واساس دین ما است.

غدیر ، عصاره ونتیجه ى خلقت وچکیده ى تمام ادیان الهى وخلاصه ى مکتب وحى است.

غدیر ، اعتقاد ماست، و فقط یک واقعه ى تاریخى نیست.

غدیر ، ثمره ى نبوّت ومیوه ى رسالت است.

غدیر ، تعیین خط مشى مسلمین تا آخرین روز دنیا است.

غدیر ، نه فراموش شدنى است نه کهنه شدنى!!

غدیر ، آبى است که همه ى درختان و گل بوته هاى باغستانهاى توحید براى تغذیه و رشد به آن نیازمندند.

غدیر ، صراط است. با ایمان به غدیر مى توان از این صراط گذشت و گرنه لبه ى شمشیرى است که هر منافق و ملحدى را دو نیمه خواهد ساخت.

غدیر ، حساس ترین مقطع اسلام است که در آغاز شکوفایى، دین خدا را از خطر حتمى دشمنان داخلى و خارجى در بُعد فکرى و معنوى نجات داد.

غدیر ، حافظ گذشته ى اسلام و ضامن بقاى آینده ى آن است، که سیاست گذار آن خداوند تعالى و اعلان کننده اش پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و مجرى آن دوازده امام معصوم علیهم السلام اند.

غدیر، عید همه ى انسانیت است. آن روز آرزوى نهایى از خلقت انسان بیان شد و هدف انسانیت مشخص گردید. آنان که آن روز را ضایع کردند حق انسانیت را زیر پا گذاشتند و حق میلیاردها بشر را نادیده گرفتند.

در ادامه مطلب دانلود کتب مربوط به غدیر و تصاویر دیدنی

ادامه مطلب

تاریخ: شنبه 14 آذر 1388 
عنوان گروه :


خطابه غدير تنها خطابه ايست که پيامبر خدا (صلی الله عليه وآله) نه تنها شنيدن و دانستن آنرا برای همگان واجب دانسته اند،بلکه رساندنش به ديگران را نيز برما تکليف نموده اند و اين امر در مورد هيچ خطبه ديگری از ايشان سابقه ندارد.وبسايت غديرخم اين جمله را در صدر اساسنامه فعاليتهای خود قرار داده و می کوشد این خطابه که در واقع آخرينخطابه و وصيت نامه رسول خدا (صلی الله عليه وآله) برای تمامي نسل بشر می باشد را بدون هيچ کم و کاست به گوشکسانی که از آن بی خبرند، برساند.

برای مشاهده متن

تاریخ: پنج شنبه 12 آذر 1388 
عنوان گروه :


آیا می دانید در قرآن

کلمه بهشت (۷۷) بار و کلمه جهنم نیز (۷۷) بار تکرار شده است .

کلمه فرشته (۸۸) بار کلمه شیطان نیز (۸۸) بار تکرار شده است. .

کلمه دنیا (۱۱۵) بار و کلمه آخرت نیز (۱۱۵) بار تکرار شده است .

کلمه گیاه (۲۶) بار و کلمه درخت نیز(۲۶) بار تکرار شده است .

کلمه تابستان گرم (۵) بار و کلمه زمستان سرد نیز (۵) بار تکرار شده است .

کلمه مجازات (۱۱۷) بار و کلمه آمرزش نیز(۱۱۷ * ۲ ) بار تکرار شده است .

کلمه آسمان (۷) بار و کلمه ساخت آسمان  نیز (۷) بار تکرار شده است .

کلمه زکات (۳۲) بار و کلمه برکت  نیز (۳۲) بار تکرار شده است .

کلمه شراب (۶) بار و کلمه مستی  نیز (۶) بار تکرار شده است .

کلمه رحمت (۷۲) بار و کلمه هدایت  نیز (۷۲) بار تکرار شده است .

کلمه فقر (۱۳) بار و کلمه ثروت  نیز (۱۳) بار تکرار شده است .

کلمه بگو (۳۳۲) بار و کلمه گفتند  نیز (۳۳۲) بار تکرار شده است .

کلمه الرحمن ( ۵۷ ) بار و کلمه الرحیم ( ۱۱۴ ) بار تکرار شده است .

کلمه الفجار (۳) بار و کلمه الابرار (۶) بار تکرار شده است .

کلمه سختی (۱۲ ) بار و کلمه اسانی (۳۶) بار تکرار شده است .

کلمه ابلیس (۱۱) بار و کلمه استعاذه با لله (۱۱) بار تکرار شده است .

کلمه المصیبت (۷۵) بار و کلمه الشکر (۷۵) بار تکرار شده است .

کلمه الجهر (۱۶) بار و کلمه العلانیه (۱۶) بار تکرار شده است .

کلمه الشده (۱۰۲) بار و کلمه الصبر (۱۰۲) بار تکرار شده است .

کلمه المحبه (۸۳) بار و کلمه الطاعه (۸۳) بار تکرار شده است .

کلمه سجده (۳۴) بار تکرار شده است وما در نمازهای یومیه(۳۴) بار سجده میکنیم

منبع : alamkooh

تاریخ: سه شنبه 10 آذر 1388 
عنوان گروه :






1. از دو صفت بپرهیز، بی حوصلگی و تنبلی . زیرا اگر بی حوصله باشی بر هیچ حقی صبر  نتوانی کرد و اگر تنبل باشی بر ادای هیچ حقی قادر نخواهی بود.
2. هر دردی را درمانی است، جز بداخلاقی که درمان ناپذیر است.
3. پسندیده ترین چیزی که پدران برای فرزندان باز گذارند فرهنگ است.
4. وسیله فرمانروایی ، زیاد داشتن حوصله است.
5. اگر کوه ها به لرزه درآمدند، تو پابرجا و استوار باش.
6. با دنیا مدارا کن و حوادث روزگار را به خونسردی و سنگینی بپذیر تا بر مراد خود پیروز شوی .
7. باید با صبر  و شکیبایی  عیب هایی را که نمی توانیم نه در خود و نه در دیگران تغییر دهیم تحمل کنیم.
8. صبور باش  که صبوری ترازوی عقل  و نشانه توفیق است.
9. آنکه ترک میانه روی کـَرد ، سرگردان است.
10. آنکه بیش از اندازه محتاط است ، بسیار کم ، کار انجام می دهد.
11. بهترین کار ، میانه روی است.
12. عبادت  مردمی که به طمع «بهشت» عبادت  خدا می کنند ، سوداگری است.
13. هر که خود را شناخت خدای خود را شناخت.
14. تا می توانی از درخواست کردن بپرهیز.
15. جوانمرد آن است که دارایی  خود را بدهد و آبروی خویش را نگاه دارد.
16. خواری  در درخواست از خـَلق است.
17. شرافت مانند تیری است که چون از کمان گذشت ، بازگشت آن غیرممکن است.
18. یک قدم خواری ، به خوشی جاودانی نمی ارزد.

تاریخ: سه شنبه 10 آذر 1388 
عنوان گروه :


پژوهشگران IBM موفق شده‌اند با شبيه‌سازي محاسبات در مغز گربه، به درک بهتري از چگونگي پردازش و مخابره اطلاعات در مغز دست يابند. آنها اميدوارند تا ده سال آينده، شبيه‌سازي مغز انسان را نيز با موفقيت به پايان برسانند.
 


 
بنا به ادعاي پژوهشگر IBM شايد تنها ده سال با توليد کامپيوترهايي که بتوانند قدرت و کارايي مغز انسان را شبيه‌سازي کنند، فاصله داشته باشيم.
به گفته زرمندرا موذا، مدير طرح ابتکاري محاسبات شناختي شرکت IBM دانشمندان اين شرکت و گروهي از دانشمندان معتبرترين دانشگاه‌هاي جهان ازجمله استنفورد، توانسته‌اند شبيه‌سازي پيچيدگي محاسبات در کورتکس گربه (بخشي از مغز که مربوط به حافظه است) را با موفقيت به انجام برسانند. اين شاهکار مي‌تواند پيش‌درآمدي باشد بر روزي که بشر بتواند اين کار را تا حد شبيه‌سازي کامل توانايي‌هاي مغز انسان و حتي بيشتر از مرزهاي آن گسترش دهد، روزي که به گفته موذا چندان هم دور نخواهد بود.
به گزارش سي‌نت، سال گذشته IBM و پنج دانشگاه ديگر توانستند در قراردادي با دارپا (سازمان پروژه‌هاي پژوهشي پيشرفته دفاعي)، پروژه محاسبات شناختي را آغاز کنند که هدف نهايي آن رسيدن به اين هدف است. موذا مي‌گويد که تنها يک سال پس از آن، گروه وي توانسته‌اند دو مرحله مهم اين کار را با موفقيت پشت سر بگذارند.
 
اولي، شبيه‌سازي لحظه‌اي قشر بيروني کورتکس بود که در آن توانستند اطلاعات را از بيشتر از يک ميليارد نورون به همراه ده‌هزار ميليارد سيناپس مجزا (محل تماس دو نورن) به طور لحظه‌اي بخوانند. به عقيده موذا، اين کار بيش از چيزي است که کورتکس يک گربه قادر به انجام آن باشد.
دومين مورد، خلق الگوريتم تازه‌اي با نام ماده آبي بود که هدف از آن، تشريح کليه ارتباطات بين تمام قسمت‌هاي قشري و زيرقشري مغز انسان با جزئيات کامل است. طبق استدلال موذا اين نگاشت، گام بسيار مهمي براي بدستآوردن درک درستي از اين است که مغز چگونه اطلاعات را پردازش و مخابره مي‌کند.

موذا گفت که مغز بشر از نظر قدرت و اندازه با رايانه‌هاي امروز تفاوت‌هاي بنيادين دارد. او و بسياري از دانشمندان همکارش مشتاق‌ به فرا گرفتن اين نکته از مغز هستند که چگونه مي‌توان انواع جديد معماري‌هاي محاسباتي را ايجاد کرد. بخشي از دليل آن، اين است که پيچيدگي جهان ما هر روز بيشتر از روز پيش مي‌شود. سونامي اطلاعاتي که در حال توليد شدن و تحليل هستند، به نوع جديدي از سيستم شناختي همانند مغز که بتواند آنها را منطقي کند، نياز دارند.
براي نيل به اين هدف، موذا و گروهش در حال ترکيب پژوهش‌هاي ابرکامپيوترها، علوم عصبي (نوروساينس) و فناوري نانو هستند تا هرآن‌چه را که ممکن است، تشريح کنند. آن‌چه آنها انجام داده‌اند، در فاصله تنها يک سال پس انعقاد قرارداد با دارپا و رسيدن به موفقيت‌هاي اخير، پيشرفت خوبي را شاهد بوده است.
موذا در تشريح مثال‌هايي از آن‌چه در مقياس کنوني مي‌توان با کامپيوترها انجام داد، تحليل واقع‌گرايانه‌اي از سيستم‌هاي ذخيره آب در دنيا و يا سيستم‌هاي مالي را عنوان کرد. همه مي‌خواهند که علت اين پديده‌ها کشف شود و بتوان اين ارتباطات را درست به همان ترتيبي که مغز انجام مي‌دهد به سرعت و آساني برقرار کرد،. او گفت که نوشتن چنين برنامه‌اي با استفاده از کامپيوترهاي امروزي غير ممکن خواهد بود، اما کامپيوترهاي آينده خواهند توانست تا پاسخ اين دسته از مشکلات عمده امروزي ما را به سرعت بيابند.
البته هيچ تضميني وجود ندارد که در ده سال آينده، موذا و همکارانش بتوانند فاصله بين توانايي کورتکس مغز گربه و مغز انسان را در شبيه‌سازي‌هاي خود پر کنند. گذشته از اين‌ها، تفاوتي 20 برابري بين توانايي اين دو مغز وجود دارد؛ اما او در مورد اين که ده سال زمان براي رسيدن به اين هدف واقع‌بينانه باشد، خوش‌بينانه‌اي نگاه مي‌کند.
 
اما صرف‌نظر از زمان‌بندي، هدف مشخص است:
مهندسي معکوس مغز انسان و يادگيري الگوريتم‌هاي محاسباتي آن و سپس، به کارگيري آنها در قالب پيشنهادي براي حل تعدادي از پيچيده‌ترين مشکلات محاسباتي دنيا.
 
 
برگرفته از خبرآنلاين

تاریخ: سه شنبه 10 آذر 1388 
عنوان گروه :