نشانه ها | ویژه سال همت و کار مضاعف


نگاشته شده توسط مسعود محمدجعفر سه شنبه 26 آبان 1388  ساعت 6:05 PM 

مي گويند : روزي از روزها پيامبر گرامي ابليس را ديد از او پرسيد که (اي دشمن خدا) دوستانت را بر شمار ؛ گويند که ابليس گفت: دوستان من به "ده" شمار در آيند .

(گفت آنان کيانند ؟ ابليس پاسخ داد :)

1 – فرمانرواي ستمکار

2 – ثروتمند متکبر

3 – آنکه نمي داند از کجا پول در مي آورد  و در کجا هزينه مي نمايد.

4 – دانشمندي که فرمانرواي ستمکار را در ستمش مي ستايد

5 – بازرگان خيانتکار 

6- محتکر

7 – انسان اهل بغي و فحشاء (زنا) و چون بدينجار رسيد گفت که هر عضوي را زنايي است و زناي چشم آن است که نظر به نا محرم افکني و نگاه بد، تيري است از  تيرهاي ابليس .

8 – خورنده ربا

9- بخيل

10 – آنکس که نمي داند از کجا مال مي اندوزد

اين حديث را براي شما نوشتم تا که بدانيم بندگان خوب خدا اهل فحشا نيستند چرا که وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا و چون چنين کند سزاي خويش دريابد.





نگاشته شده توسط مسعود محمدجعفر سه شنبه 26 آبان 1388  ساعت 5:56 PM 

نشونی بندگان خوبه خدا

1- وقتی روی زمین راه می‌رند با فروتنی گام برمی‌دارند از تبختر و تکبر، دوری می‌کنند، آرام و آرام و با طمانینه، نه آنکه؛ گویا از دماغ فیل افتاده اند، هر جا وارد می شند از نوع راه رفتنشون، خلایق شیفته آنان می شوند.

2- از قدیم گفته‌اند جواب ابلهان خاموشی است؛ این ضرب المثل خیلی خوبیه، ریشه قرآنی داره، بندگان خوب خدا، کسانی هستند که به آدمهای جاهل و نادان می رسند و با آنها مواجه می شوند، تندی و بداخلاقی آنها را می بینند، موقعیت نشناسی انان را که درک می کنند، با ملایمت رفتار می کنند، عصبانی نمی شوند، در مقابل آنان شکیبا هستند، با آرامش و سلامتی از کنار آنان عبور می کنند.

قبلاً براتون گفتم : درتاریخ نقل شده ، یک نفر بود تحت تاثیر تبلیغات بد اموی ها ، در مجالس سخنرانی امام باقر علیه السلام شرکت می‌کرد ، پای منبر آقا می‌نشست، بعد هم ناسزا می‌گفت، بهش گفتند تو که به پسر رسول خدا ناسزا می‌گی! چرا پای سخنرانی آقا می‌نشینی؟  می‌گفت: امام باقر(ع)  خوب سخن می‌گوید، فصیح، بلیغ، با طمانینه، سخنرانی می‌کنه، کلامش از حیث ادبی نظیر نداره، من برای همین میام در مجلس سخنرانی ایشان، در عین حال تحت تاثیر دستگاه اموی، به امام خیلی هم ناسزا می‌گفت، توهین می کرد، امام (ع) همیشه با کرامت از کنار این آقا رد می‌شد، و در مقابل او، همشه شکیبا و با سماحت بود.

پروانه وپسرک،خدا   

خلاصه زد و این آقای ناسزاگو  مریض شد، یک مرض لاعلاج گرفت هر چه طبیب ها می‌آمدند برای درمان، جواب رد می‌دادند، تا اینکه به حالت احتضار درآمد و در همون حالت احتضار و جانکندن، پیوسته نام حضرت امام باقر(ع) را می‌برد و پیش خودش ، طوری که بقیه بشنوند عذرخواهی می‌کرد، کار به جایی رسید که دست از دنیا کشید و وصیت کرد که پس از مرگم،  امام باقر به جسدم  نماز بخوانند، در یک  شب، بیماریش تشدید شد، تا آنکه جان به جان آفرین تسلیم کرد، حوالی نماز صبح بود، بستگانش رفتند در مسجد مدینه ، کنار قبر پیامبر، خدمت حضرت امام باقر(ع) که بنابر وصیت از امام بخواهند که امام  به پیکرش نماز بخوانند.

امام (ع) مشغول خواندن نماز  و تعقیبات نماز بودند، صبر کردند تا امام نمازش  تمام شد، به حضرت عرض کردند که فلانی مرده، حضرت فرمودند: نخیر نمرده بروید من آلان می‌آیم، و مشغول تعقیبات و  اذکار بین الطلوعین شدند تا تمام شد ، حضرت آمدند در  منزل آن دشمن قدیمی حاضر شدند، کم کم صدایش کردند و او پاسخ داد، همه شگفت زده شدند و شاید خوشحال ، قدری او را بالا کشیدند تا به صورت خوابیده بنشیند، کم کم حالش خوب شد و تا بخود آمد ، همواره از  امام "علیه السلام" عذرخواهی می‌کرد، حضرت او را دعا کردند و سفارش فرمودند: فعلاً غذای گرم به او ندهید تا حالش خوب شود و مراجعت فرمودند.

بله اینه نتیجه برخورد خوب با مردم باید اینگونه باشیم، امام علیه اسلام به بالین کسی آمدند که عمری ایشان را ناسزا می‌گفت در تمام این مدت شنیده نشد امام به او تندی کرده باشند و نتیجه این برخورد کریمانه چنین می‌شود.

 اگر بخواهیم شیعه علی باشیم باید که دستورهای الهی را مو به مو اجرا کنیم و آنچه را که خدا نهی فرموده ترک کنیم

3- مشخصه دیگر بندگان خدا آن است که شب را به صبح می‌آورند در حالی که در سجده و قیام هستند شب زنده دارند، پیشانیشان را برای خدا روی خاک می نهند و سپاس می گویند، خدا را تنزیه  می‌نمایند، تسبیح می‌نمایند و در دل شب به نماز می ایستند، از آنان نیستند که تا انتهای شب خود را به اعمال بیهوده مشغول نمایند و تمام حریم شب را بخوابند ، بدون یاد خدا، بدون درک زیبایی های شب،بدون زنده داری ، بدون درک صفا و صمیمیت و سکوت و سحر ، بندگان خوب خدا شب زنده دارند " وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا"

 

 

بدرود تا شرح دیگری از صفات مومنان





نگاشته شده توسط مسعود محمدجعفر سه شنبه 26 آبان 1388  ساعت 10:19 AM 

عليمي : به نگاه مهربانت نظري به سوي ما كن

عليمي : يا جواد الائمه ادركني

واعظي : غير جسمي خسته و قلب بي تابي نداشت

سلحشور : پركشيد از خاك غربت

سلحشور : يك مرد جوون شده قد كمون

سلحشور : خدا ميدونه سينه اي پر شرر

سلحشور : از شرف كعبه اگر قبله گهي

مختاري : همه عمرم به غم مهنت بسيار گشت

سيب سرخي : گرچه من خود به غربت مبتلايم

اكبري : ان شب درون حجره مردي ناله ميكرد(83)

ق انع : اي خداي مهربون امشب ازت ميخوام مراد

اسلام ميرزايي : منم كه در جوانيم شدم پاره جگر

اسلام ميرزايي : اي خدا خون شده قلب زارم

هلالي : من از نفس فتادم بر خاك رخ نهادم





نگاشته شده توسط مسعود محمدجعفر دوشنبه 25 آبان 1388  ساعت 12:19 PM 

مرز میان اسراف (زیاده‎روی) و اقتار (سخت گیری) در کلام امام رضا علیه السلام

استاذنت الرضا (علیه السلام) فی النفقة علی العیال؟

فقال (علیه السلام): بین المکروهین .

فقلت: جعلت فداک لا والله ما اعرف المکروهین.

قال: فقال له:

یرحمک الله اما تعرف ان الله عز و جل کره الاسراف و کره الاقتار (1)

فقال (علیه السلام): والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواماً. (2)

از امام رضا علیه السلام درباره چگونگی تامین مخارج خانواده جویا شدم، فرمود: (مخارج خانواده) حد وسط است میان دو روش ناپسند. گفتم فدایت شوم: به خدا سوگند نمی‎دانم این دو روش چیست؟ فرمود: رحمت الهی بر تو باد، آیا نمی‎دانی که خداوند بزرگ اسراف (زیاده‎روی) و اقتار (سخت گیری) را ناخوشایند دارد و در قرآن فرموده است: «آنان که هرگاه چیزی ببخشند نه زیاده‎روی کننده و نه خست ورزند، و میانگین این دو حد را در حد قوامی (مایه پایداری و بقای زندگی) ببخشند.»

از دیدگاه امام رضا علیه السلام، پس از محدودیت‎های گذشته در مسائل مالی و کسب مال، تصرفات در اموال شخصی نیز محدود است، یعنی اموالی که طبق اصل مالکیت فردی، به شخص تعلق دارد و اختیار آنها در دست اوست و به ظاهر انگاشته می‎شود که او می‎تواند در آنها هر گونه که خواست تصرف کند، در واقع این چنین نیست، و تصرفات در اموال شخصی نیز محدود و مشروط است، و هر کس در مال خود نیز مجاز نیست هر گونه بخواهد تصرف کند، بلکه تصرف او باید در حد میانه و دور از اسراف باشد. هر گونه اسراف و مصرف زیاد در اموال شخصی و برای شخص مالک، ممنوع است. انفاق بالاترین و ارزشمندترین نوع تصرف در اموال شخصی است، و شخصی که مال خود را انفاق می‎کند، بهترین نوع تصرف را در آن انجام داده است، به ویژه که برای افراد خانواده خودش باشد، با این وصف، این تصرف نیز محدود و مشروط است. باید انفاق در حد متعادل و وسط (و حد قوامی) باشد، نه زیاده از مقدار لازم و نه کمتر از آن. چنان که در حدیث امام رضا علیه السلام بدان اشاره شد.

«اسراف» و «اقتار» ، دو حد نامتعادل و نامعقول و غیر قوامی و غیر مشروع مصرف است، حد مشروع و معقول، حد میانه و نظام قوامی قصد، اقتصاد و میانه‎روی است، چنان که در حدیث امام رضا علیه‎السلام بدان اشاره رفت. امام در کلامشان فرمودند: پرداخت مخارج خانواده، میان دو مرز قرار دارد: مرز اسراف و زیاده‎روی (و تجمل‎گرایی و پر مصرفی)، و مرز اقتار (تنگ‎گیری و کمتر از حد لازم خرج کردن) و ایجاد کمبود در زندگی.

با بررسی احادیث دیگری که از امام رضا علیه السلام در این زمینه رسیده است، به مرزهای دقیق‎تری از مفهوم اسراف دست می‎یابیم. در کوچک‎ترین چیزها، حتی آنها که در نظر مردم بی ارزش و دور ریختنی جلوه می‎کند، امام اسراف را روا نمی‎داند. لذا فرمودند:

«من الفساد قطع الدرهم و الدینار و طرح النوی (3) ؛ تکه تکه کردن درهم و دینار (یا هر پولی دیگر که آنها را از استفاده بیندازد)، و دور افکندن هسته خرما (که ممکن است بذر نخلی شود، یا به مصرف دیگری آید) از جمله کارهای فاسد و نادرست است.

در آشامیدنی‎ها و خوردنی‎ها نیز در نظر امام رعایت حد میانه لازم است، حد میانه مایه دوام و سلامت مزاج است، و زیاده‎روی و پرخوری بدن را می‎فرساید و عمر را کوتاه می‎کند، و موجب انواع بیماری‎ها می‎گردد. لذا ایشان در این زمینه می‎فرمایند:

«لو ان الناس قصدوا فی المطعم لاستقامت ابدانهم (4) ؛ اگر مردم حد میانه را در خوراک رعایت می‎کردند بدن‎هاشان پایدار (و سالم) می‎ماند.

حد میانه در خوردن، متناسب با رشد تن و روان آدمی است. در پوشیدن نیز، رعایت جانب حد میانه و دوری از تجمل‎گرایی و اسراف لازم شمرده شده است. (5)

پی‎نوشت‎ها:

1ـ سفینة البحار، ج 1، ص 615 / الحیاة، ج 4، ص 205 .

2ـ سوره مبارکه فرقان، آیه 67 .

3ـ مسند الامام الرضا (علیه السلام)، ج 2، ص 314 .

4ـ الحیاة، ج 4، ص 215 .

5ـ این گونه تعالیم در قرن‎ها پیش که موضوع بازیافت زباله و استفاده از زباله‎ها مطرح نبوده، اعجاز است.

منبع:کتاب امام رضا علیه السلام؛ زندگی و اقتصاد ؛ محمد حکیمی





نگاشته شده توسط مسعود محمدجعفر دوشنبه 25 آبان 1388  ساعت 10:28 AM 

 

چیزهایی را که تمام زندگی مان به ایشان رفته است مثل سنگریزه روی زمین پخش میکنیم و می رویم.

راستی در تمام جهان کدام مردم را پیدا میکنید که به اندازه ما سخاوتمند باشند و نسبت به داشته ها و دستاوردهای خود بخل نورزند و حساسیت نداشته باشند؟

پس از قرن ها حکومت طاغوتها, پس از سالها حکمرانی دیکتاتورهای خونریز, ابر و باد و مه خورشید و فلک عنایت الهی و ظرفیت های تاریخی و موقعیت های جغرافیای و اخلاص امام و لیاقت امت دست به دست هم داده اند و انقلاب اسلامی ایران پس از طی ان همه مرارت و سختی و شکنجه و زندان و دربدری و بدبختی پیروز شده و تمام عالم از عظمت و ابهت این اتفاق به لرزه افتاده است. آثار این پیروزی و بازتاب تاسیس جمهوری اسلامی ایران در این گوشه جغرافیا و در این برهه تاریخ در همه زوایای تاریخ معاصر حضور یافته است.

هنوز چیزی از این اتفاق عظیم نگذشته یک جهان حمله و هجوم مسلح در برابر یک نهال تازه رسته آغاز شده است. آن همه طوفانهای سهمگین به سوی این ساقه نازک سرازیر شده. آن همه تیغ و خنجر فولادین بر این تن ضعیف و ناتوان فرود آمده. آن همه توان و توشه و عده وعده رویاروی این دست خالی قرار گرفته و تاریخ هشت سال جنگ تحمیلی رقم خورده است.

گرچه همواره باید برای شناخت حقیقت ها با آنها فاصله گرفت. گرچه باید برای دیدن قلمه دماوند کیلومترها آن سوتر رفت اما بازهم عظمت و ابهت دفاع مقدس آنقدر هست که هنوز نسلی نگذشته سایه اقتدار و صولتش بر اندام حیات معاصر ما بیافتد و بوی دل انگیز صفا و معنویتش همه ابعدا زندگی مان را در بر بگیرد.

در این هشت سال شگفت انگیزترین رویدادهای ممکن و غیر ممکن رخ داد. این هشت سال معادلات بزرگ و مهم نظامی و غیر نظامی جهان به هم خورد. در این سالها هیمنه و جبروت مادی بزرگترین ابرقدرتهای جهان در هم شکست, در این سالها کوچکترین و بی ادعاترین سربازان این مرز و بوم آبروی رفته بزرگترین و مدعی ترین سرداران و فرماندهان تاریخ ایران را خریدند.

در این سالها در انگیزترین و شعرهای عاشقانه و حماسی ترین سروده های رزمی به بار نشست و آفریده شد.در این سالها چشم عالم به رویدادهای شگفت این عرصه معجزه و ایمان خیره ماند و نسلی از شکاف این حادثه های سخت سر بر آورد و بالید که افتخار ایمان و ایران گشت.

دفاع مقدس فارغ از همه هیاهوهای سیاسی و همه چالشهای فکری هویت دینی و ملی ماست. همه ما که فرزندانمان در این خاک زندگی میکنند و آیندگانمان بر این سنگ سر می نهند.

فرقی نمیکند که چه کسی باشیم و با چه مرام و عقیده ای . فرقی نمی کند که در آن سالهای سخت در کدام سوراخ عافیت خزیده باشیم یا بر کدام قله افتخار سر بر آورده باشیم.

هر که باشیم از هر مرام و گروه و دسته و مسلک وبا هر ظاهر و ادعا و رنگ و لعاب از هر چه بگذریم آنچه دارایی مشترک همه ماست همین میراث گرانبها و ارزشمند است که به ما و نسل آینده ما هویت و تشخص می بخشد و به شهادت تاریخ چنین ثروت و دستاوردی را هیچ قوم و ملتی تا کنون نداشته است. لازم نیست با استدلال و بحث و مجادله ثابت کنیم که ما سخاوتمندریت مردم دنیا هستیم. کافی است به دور و برمان نگاهی بیاندازیم. به کوچه و خیابان و سینما و تلویزیون و کتابها, مجله ها, اداره ها و مدرسه ها و ... راستی آیا اثری از این میراث عظیم و گرانقدر هست؟

کدام ملت و کدام کشنور در جهان اینگونه چوب حراج به گرانبهاترین ثروت خود می زنند؟

در روزگاری که آنسوری دنیا برای یک دیوار فروریخته و چندکاله نظامی سوراخ شده موزده درست می کنند و برای یک ماه و هفت روز جنگ خود تاریخ می نویسند و دائر] المعارف می پردازند و... در روزگاری که یک آدم معمولی و بی خاصیت را به خاطر آنکه چند سعت با ترس و لرز در کنج یک سنگر خزیده و پنها شده به عنوان قهرمان معرفی میکنند و به او مدال شجاعت می دهند و سال به سال مشتی پوست و استخوان متحرک را به عنوان باقیمانده های نسل جنگ جهانی به روی صحنه می آورند و نمایش برگزار می کنند. در روزگاری که...راستی چقدر سرداران گردن فراز و دشمن ستیز ما امروز بی نام و نشان در این سوی و آن سوی شهر پراکنده اند؟

 راستی چقدر میراث گرانبهای جغرافیای دفاع مقدس مورد صیانت و بازشناسی قرار می گیرد؟راستی چه مقدار از اهتمام مادی و معنوی سیاستگذاران و برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان در نهادهای مختلف به این ثروت عظیم معنوی معطوف می شود؟ راستی....

آیا واقعا سخاوتمندانه ترین مردم دنیا هستیم؟





نگاشته شده توسط مسعود محمدجعفر دوشنبه 25 آبان 1388  ساعت 10:27 AM 

 

برای مشاهده عكس ها در اندازه واقعی بر روی هر كدام كلیك كنید

   







  • تعداد صفحات :29
  •    
  • <  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >