صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 18086
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: یک شنبه 8 فروردین 1389 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

فـاصلـه كـودكـي تـا بـزرگـسـالـي

   

نويسنده: رضا عبدالملكي

شروع نوجواني با بلوغ همراه است. نوجواني يک دوره انتقال از کودکي به بزرگسالي است، که با تغييرات عمده جسماني، شناختي، اخلاقي و اجتماعي همراه است اين دوره غالبا از يازده دوازده سالگي شروع مي‌شود و در بسياري از جوامع صنعتي تا نوزده بيست سالگي ادامه مي‌يابد.
به تدريج که دوره کودکي پشت سر گذاشته مي‌شود و فرد وارد دوره نوجواني مي‌شود در ارتباط خود با والدين، مربيان و اطرافيان بازنگري مي‌کند و ارتباط جديدي را به عنوان يک نوجوان با ديگران برقرار مي‌کند؛ زيرا دردوره کودکي معمولا تفکر کودک قالبي و مطيع دستورهاي ديگران است، درحالي که در اين دوره به دليل افزايش سطح آگاهي، شناخت و رشد تفکر او مي‌تواند به طور انتزاعي فکرکند، استدلال داشته باشد و باورها و ارزش‌هاي موجود در خانواده و جامعه را با استفاده از توان جديد بازسازي كند.
نوجواني، دوره انتقال ازکودکي به بزرگسالي است. در اين دوران نوجوان رفتارهاي کودکانه را به تدريج كنار مي‌گذارد، خواهان استقلال است، مي‌خواهد همه چيز را تجربه کند، افکار انقلابي دارد، طغيانگر است، تمايل به تنهايي دارد؛ رابطه با همسالان براي او ارزش بسياري دارد و در برابر دستورهاي بزرگسالان مقاومت مي‌کند.
نوجواني، دوره نوسان رفتاري نيز است، يعني نوجوان مدام در حالت رفت و برگشت بين حالات کودکي و نوجواني است. او باتوجه به شناختي که ازخود و توانايي‌هايش پيدا مي‌كند، مي‌خواهد همانند بزرگسالان رفتار كند، درحالي که تجربه لازم راندارد.
علايم نوجواني آغاز دوره نوجواني با علائمي همراه است.
علايم نوجواني عبارتند از:
ـ رهاکردن دوستان
ـ انزوا و کاهش ارتباط با اعضاي خانواده

 

تنگدستي چرا؟

   

نويسنده: رضا عبدالملكي

در مقاله حاضر نويسنده با تبيين نقش و كاربردهاي وسيع صدقه مفهوم روزي را در سطحي عام و كلي بررسي كرده و فوائد صدقه و انفاق را بازگو نموده است كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
 
   ● نويسنده: محمد مهدی - رشادتی

● منبع: روزنامه - کیهان - تاريخ شمسی نشر 27/05/1388

 
 
اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: «استنزلوا الرزق بالصدقه» فرود آمدن روزي را با صدقه بخواهيد. (1)
با توجه به راه كارهايي كه از اولياء الهي به دست ما رسيده است، چرا بايد در امور زندگي، به ويژه در مسائل مالي نگران باشيم. اگر به صحت پيام قرآن و سخنان رهبران معصوم(ع) اطمينان داريم، بايد با عمل به آن دستورات به نتايج آن نيز مطمئن باشيم.

صدقه، راهي براي رفع مشكلات مالي
به ما تعليم داده اند، اگر در امور مالي دچار تنگدستي و فقر و نداري شديد، در راه خدا صدقه بدهيد و با او تجارت نماييد تا مالتان بركت و فزوني پيدا كند. (2)
اينگونه رفتار ممكن است از جنبه علمي و اقتصادي صحيح نباشد، اما از حيث ديني و اعتقادي كاملا درست است. زيرا در دستگاه الهي، انفاق مال و صدقه دادن آن يك نوع سرمايه گذاري اصيل و پرمنفعت از لحاظ مادي و معنوي به شمار مي رود. جهان هستي، جهان ارتباطات است. ميان همه اجزاء عالم گونه اي ارتباط عميق و معناداري برقرار است.

 

الان بخرید بعدا بپردازید ( وقتی مصرف لجام گسيخته، گریبان آمریکا را گرفته است )

   

نويسنده: رضا عبدالملكي

 
   ● نويسنده: ويكتور - فانگ

● منبع: هفته نامه - پنجره - 1388 - شماره 3 - تاريخ شمسی نشر 00/03/1388

 
 
يكي از انديشمندان آمريكايي زماني مي‌گفت: «مردم غرب صبح تا شب در جايي كار مي‌كنند كه اصلا علاقه‌اي به آن ندارند، از درآمد‌ آن كار چيز‎هايي مي‎خرند كه نيازي به آن ندارند و با خريدن اين چيزها، كساني را تحت تأثير قرار مي‌دهند كه اصلا دوستشان ندارند.» به اعتبار اين گفته، غربی‎ها اساسا مردمي هستند كه مدام به خريد مي‌روند، يعني مجبورند كه خرج كنند و چرخه اقتصادي اين كشور نيز شرايط را به نحوي فراهم كرده است كه اگر اين عادت خريد نباشد، بخش‌هاي مهمي از آن فلج مي‌شود. نظير آن چيزي كه امروز اتفاق افتاده و مشكلات مالي موجود نيز تا حدود زيادي محصول بي‎ميلي مردم‌ غرب براي هزينه كردن پول‌هاي خود مانند سابق است. در سال‌هاي پيش، مكانيزم اجبار در خريد و بي‌انضباطي مالي حاصل از آن، خيلي خود را نشان نمي‌داد‎، اما حال با افزايش تبعات ناشي از بحران مالي، مسئله مصرف‎گرايي و عادت به خريد، بيشتر در كانون توجه قرار مي‌گيرد.
مصرف‎گرايي يكي از دلايل اصلي بحران مالي فعلي است و تبعات فراواني نيز براي سال‌هاي آتي خواهد داشت. جريان مصرف‎گرايي را مي‌توان در نسل جوان مصرف‎كننده غربی با ابعاد گسترده‌اي مشاهده كرد.
تا به حال، تعاريف مختلفي براي مفهوم مصرف‎گرايي ارایه شده، اما شايد يكي از بهترين تعاريف، تعريف زير باشد: «مصرف‎گرايي ارضاء اميال شخصي از طريق خريد اقلام مختلف و مصرف مداوم آن‎هاست.» مصرف‎گراها غالبا مايل هستند كالاها و خدماتي را بخرند كه «بيشتر از آن‎كه نياز آن‎ها باشد‎، يك ميل و هوس است.» مانند خريد آخرين مدل يك تلويزيون، در شرايطي كه فرد يك دستگاه تلويزيون با شرايط عالي در منزل دارد و يا كالايي كه قيمتش بالاتر از هنجار قيمتي در ذهن خريدار است و اين قيمت به صورت غيرمستقيم كيفيت بالاي كالا را القاء مي‌كند.
البته خريد كالايي كه به رضايت مشتري و مصرف‎كننده بينجامد، في‌نفسه هيچ ايرادي ندارد و از اهداف عالي اقتصاد سرمایه‎داری محسوب مي‎شود. اما وقتي اين كالا خارج از توانايي مالي فرد باشد و وي براي جبران كسري ناشي از آن، مجبور شود ساعات بيشتري كار كند، شرايط به نحو ديگري خواهد بود. وقتي اين جريان در سطح گسترده در ميان حقوق‎بگیران جامعه رايج مي‎شود، آن جامعه در اصطلاح علم اقتصاد، «مصرف‎گرا» شده است؛ دقيقا مانند شرايطي كه آمريكا پيش از بحران اقتصادي آن را تجربه كرد.
در اوضاع اقتصادي آمريكا، چهار عامل در پيدايش مصرف‎گرايي نقش داشت. دست‎رسي آسان به كارت‎هاي اعتباري‎، تبليغات بسيار گسترده و اغوا كننده‎، فقدان آموزش مالي شهروندان و تغيير هنجاري ارزش در ميان مردم. هر چهار عامل نيز به نوبه خود محصول شرايط اقتصاد سرمايه‌داري هستند.