صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 15742
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: یک شنبه 8 فروردین 1389 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

جنگ جهانى عليه فقـر

   

نويسنده: رضا عبدالملكي

از سال ۱۹۶۴ كه پرزيدنت «ليندن جانسون» عليه فقر اعلام جنگ كرد، تاكنون آمريكا دستاورد چندانى در عرصه مبارزه با فقر نداشته است. پرزيدنت جانسون، جنگ عليه فقر را «بر حق و عادلانه» دانست و اعلام كرد: «براى نخستين بار در تاريخ بشر، امكانات مادى براى غلبه بر فقر فراهم آمده است.» اما، جنگ جهانى عليه فقر چه زمانى آغاز مى شود؟ اهداف آن چيست؟ و پيروزى در اين جنگ از آن كدام طرف است؟

اهداف جهانى

كاهش فقر در سراسر جهان ـ به ويژه در كشورهاى رو به توسعه ـ از ديرباز (و حداقل از جنگ جهانى دوم به بعد) هدف اغلب دولت هاى جهان اعلام شده است. اما، در سال ۱۹۷۳، «رابرت مك نامارا» (Robert.s.Mc namara) رئيس وقت بانك جهانى اعلام كرد كه فقر تا پايان قرن بيستم بايد از جهان رخت بربندد! «جيمز ولفنسون» (james Wolfen son) رئيس كنونى بانك جهانى نيز در اين باره مى گويد: «در سال ۱۹۷۳ مك نامارا در نطق مشهور خود در نايروبى، براى نخستين بار از عبارت «فقر مطلق» (Absolute Poverty) استفاده كرده و آن را پيش شرط ارائه هر گونه تعريف از زندگى شرافتمندانه انسانى اعلام كرد.

اكنون نيز براى همه ما كه در جهان توسعه يافته زندگى مى كنيم، نداى او در مبارزه با فقر، هنوز زنده است و در گوش ما زنگ مى زند.»

جامعه بين المللى، تحت نظارت سازمان ملل متحد توانست در سال ۲۰۰۰ ميلادى، «اهداف توسعه هزاره» (Millenium Development Goals) را تدوين كند. ماده اول اين مانيفست، به مبارزه جهانى عليه فقر مطلق اختصاص يافته است:

«هدف اول: تا سال ۲۰۱۵ بايد از تعداد افرادى كه با درآمد كمتر از يك دلار در روز زندگى مى كنند تا حدقابل ملاحظه اى كاسته شود.»

پيروزى در راه است؟

سى سال پس از نطق تاريخى «مك نامارا» بانك جهانى و برنامه توسعه ملل متحد، در بررسى مشتركى كه انجام دادند به اين نتيجه رسيدند كه برخلاف ناكامى جنگ عليه فقر در جبهه آمريكا، اين جنگ در جبهه جهانى با كاميابى هايى همراه بوده است. اگرچه هدف اعلام شده مك نامارا مبنى بر امحاى كامل فقر در جهان تا سال ۲۰۰۰ تحقق نپذيرفته اما، برنامه توسعه ملل متحد در گزارش سال ۱۹۹۷ خود اعلام كرد كه طى پنجاه سال اخير، از ميزان فقر در جهان بيشتر از ۵۰۰ سال قبل كاسته شده است.

گزارش توسعه جهانى سازمان ملل متحد براى سال ۲۰۰۴ پيش بينى مى كند كه تا سال ۲۰۱۵، ميزان فقر مطلق در جهان (يعنى تعداد افرادى كه با درآمد كمتر از يك دلار در روز زندگى مى كنند ) به كمتر از ۱۵ درصد فعلى خواهد رسيد. لذا، احتمالاً «اهداف توسعه هزاره» در زمينه تعديل فقر تحقق خواهد پذيرفت. انتشار اين گزارش ها، عكس العمل هاى متفاوتى را برانگيخته است. برخى، بانك جهانى را متهم به جا زدن پيروزى به جاى شكست مى كنند. برخى ديگر به تناقضات موجود در گزارش هاى منتشره توسط بانك جهانى اشاره كرده و خواستار بررسى آمار و ارقام مندرج در اين گزارش ها توسط يك منبع مستقل مى شوند.

 

مصرف گرایی از دیدگاه امام خمینی(ره)

   

نويسنده: رضا عبدالملكي

دین اسلام، نظام جامعی برای سعادت دنیا و آخرت دارد که به جنبه های گوناگون زندگی فرد و جامعه توجه می کند. یکی از اصول نظام اقتصادی اسلام، الزام و پای بندی فرد به رعایت اخلاق اقتصادی است که مصرف، یکی از مصداق های آن است.
 
امام خمینی(ره) که یکی از پرورش یافتگان مکتب انسان ساز اسلام بود، در سیره عملی خود، رفتار و منش اخلاقی داشت. این ویژگی امام(ره) نه تنها در امور اجتماعی و سیاسی وجود داشت، بلکه ایشان در امور اقتصادی، چه در جنبه فردی و چه اجتماعی نیز به اصول اخلاقی پای بند بودند.
 
امام خمینی(ره) که از اوضاع دنیای معاصر به خوبی آگاه و به مسائل آن دقیق بود، یکی از علت های توسعه نیافتگی جوامع مسلمان را وابستگی اقتصادی آنان می دانست. ایشان برای رهایی مسلمانان از این بند و بحران ذلت آور، عمل به آموزه های اسلامی را که متضمن زندگی شرافتمندانه است، چاره ساز می دانست.
 
از دیدگاه امام خمینی(ره) ایجاد فرهنگ مصرف زدگی، نقشه ای حساب شده و استعماری برای غارت و چپاول ثروت های دنیای اسلام است که به تبع آن، جوامع اسلامی از رشد و پیشرفت بی نصیب می مانند.
 
در ایران پس از انقلاب اسلامی، به برکت وجود رهبران دل سوز و هدایت خردمندانه آنان و خودباوری مردم و حضور آنها در صحنه های گوناگون کشور از نظر اقتصادی با وجود مشکلات فراوان، رشد بسیاری یافته است. با این همه، رسوبات فرهنگ های غیراسلامی به طور مطلق از بین نرفته است. مثلاً در مصرف، جامعه و مردم به لحاظ اقتصادی خسارت های سنگینی می بینند.
 
هدایت و هوشیاری رهبران و رهنمودهای آنان به جامعه در زمینه رعایت الگوی مصرف، امری راهگشا و ضروری است. ازاین رو، دیدگاه های امام خمینی(ره)، بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران را درباره مصرف زدگی و مصرف گرایی که برگرفته از وصیت نامه و سخنان ایشان است، مرور می کنیم.
ایجاد فرهنگ مصرف زدگی، نقشه استعماری
 
«از جمله نقشه ها، که مع الاسف تأثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمارزده از خویش، و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است. ... 
 

 

ساده زیستن و مبارزه با زر اندوزی در اندیشه امام خمینی (ره)

   

نويسنده: رضا عبدالملكي

قبل از هر چیز مناسب است اشاره شود که اینجا منظور از ساده زیستی، زهد افراطی و رهبانیت نیست که ممکن است ایهام گر رکود و عقبگرد باشد. ضمنا به همراه عنصر زراندوزی، امور دیگری چون رفاه طلبی (و اتراف)، مصرف گرایی، دنیاگرایی، تجمل گرایی و امثال آن نیز مطرح هستند. قابل ذکر است که در حال حاضر به خاطر مشکلات و بحرانهای پی درپی اقتصادی شعار ساده زیستی و تقلیل مصرف در بسیاری از کشورها (حتی غیر مسلمانان) به صورت یک ضرورت درمی آید. از سوی دیگر اقتصاد ساده و کم هزینه همواره عامل اطمینان آوری و ثبات بوده است[1]  . امام خمینی هم اندیشه اش و هم عملش مؤکد توجه خاص به این صفت بزرگ اخلاقی و دینی است. بسیاری از شاگردان ایشان در مورد استفاده ایشان از یک لباس در سالهای مختلف، تعویض نکردن فرشهای کهنه در منزل، سوار نشدن وسایل نقلیه لوکس و حتی جلوگیری کردن مسؤولان از این امر، خاطراتی بیان کرده اند که همه نشانه سلوک عملی ایشان است.[2]  امام می گوید حاکم اسلامی در صدر اسلام به گونه ای رفتار می کرد که وقتی شخصی از خارج وارد می شد نمی فهمید کدام رییس مملکت است. حتی وی بر اساس مبنای پذیرفته فقهی خود یکی از ویژگیهای مرجع تقلید را هم، عدم گرایش وی به دنیا می داند (یجب ان یکون المرجع للتقلید عالما، مجتهدا، عادلا... بل غیر مکب علی الدنیا[3]  ). وی یکی از ویژگیهای مؤثر رهبران موفق را ساده زیستی آنان می داند (... مردان بزرگ که خدمات بزرگ به ملتهای خود کرده اند اکثرا ساده زیست... بوده اند[4]  ). حتی مبارزه با انواع باطل و موفقیت در بیان حق را به ساده زیستی مرتبط می سازند.[5]