درباره مابه وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس . مدير سايت :رضا عبدالملكي |
![]()
نظرات
میزان و سطح مرگومیر کودکان یکی از شاخصهای مهم و تعیینکنندهء سطح پیشرفت و توسعهیافتگی جوامع است. در بسیاری از گزارشهای مربوط به توسعهء انسانی و اجتماعی سطح مرگومیر کودکان زیر پنج سال و کودکان زیر یک سال اهمیت ویژهای دارد. از سوی دیگر هر چند مرگومیر کودکان به سطح توسعهیافتگی جوامع مربوط میشود، باید افزود که بسیاری از علل تعیینکنندهء مرگومیر در سنین اولیه مربوط به شرایط زندگی خانوادههایی است که نوزادان در آنجا به دنیا میآیند و پرورش مییابند.
اختلاف در عواملی از قبیل بهداشت عمومی مادر، مراقبتهای ویژه در دوران حاملگی و پس از زایمان، تغذیه و بهداشت در دوران کودکی و... باعث به وجود آمدن اختلاف در سطح مرگومیر کودکان در میان جوامع، اقوام و خانوادههای مختلف میشود.
از این رو، شناسایی این عوامل و تلاش برای رفع آنها از یک سو به کاهش مرگومیر کودکان میانجامد و از سوی دیگر تلاشی است در جهت توسعهیافتگی. اگر از نگاه موردی دوری کنیم و وضعیت مرگومیر کودکان را در مجموع مدنظر قرار دهیم، به عواملی برمیخوریم که ارتباط تنگاتنگی با وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خانوادهها دارد. از دیدگاه جمعیتشناسی میتوان علل مرگومیر کودکان را در دو گروه علل جمعیتشناختی و عوامل اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قرار داد. البته باید توجه داشت که مرگومیر کودکان با بروز انواع بیماریها و عدم درمان بهموقع و یا درمانناپذیر بودن آن و حوادث اتفاق میافتد که وضعیت خانوادهها در بروز بیماری، نوع و میزان درمان و مراقبتهای بعد از آن بسیار موثر است.
علل جمعیتشناختی بهطور مستقیم بر مرگومیر کودکان تاثیر میگذارد. این علل عبارتند از:
۱) سن مادر به هنگام ازدواج و نیز به هنگام تولد نوزاد،
۲) فاصلهگذاری میان موالید،
۳) رتبهء موالید،
۴) سن نوزاد،
۵) وزن نوزاد،
۶) میزان باروری،
۷) چند قلوزایی،
۸) وزن نوزاد هنگام تولد.
عوامل اقتصادی- اجتماعی خانوادهها که بهطور غیرمستقیم بر میزان مرگومیر کودکان اثر میگذارند، عبارتند از:
۱) سطح تحصیلات والدین،
۲) درآمد والدین،
۳) اشتغال والدین و نوع شغل آنها،
۴) نوع و محل زایمان مادر،
۵) محل سکونت خانوار،
۶) نوع مسکن و امکانات منزل مسکونی خانوار،
۷) وضعیت زناشویی همسران و ساختار خانواده،
۸) محل تولد و زندگی مادر قبل از ازدواج،
۹) سطح و نوع تغذیهء مادر در هنگام بارداری و زایمان و نیز نوع تغذیهء خانوار،
۱۰) وضعیت ترجیح جنسی در اجتماع و توجه بیشتر به جنس مرد،
۱۱) نوع و وضعیت مراقبتهای دوران بارداری و زایمان،
۱۲) پایگاه اقتصادی - اجتماعی خانوار،
۱۳) اعتیاد والدین به سیگار،
۱۴) طول دوران شیردهی و کیفیت آن.
همانگونه که ملاحظه میشود بسیاری از عوامل اقتصادی اجتماعی نام برده، ارتباط نزدیکی با وضعیت اقتصاد خانواده (شغل، درآمد، ثروت، برخورداریها و تواناییهای مالی) دارد. مطالعات بسیاری نشان داده است که میزان درآمد خانواده، پایگاه اقتصادی و اجتماعی خانواده، محل سکونت که ارتباط نزدیکی با اقتصاد خانواده دارد، نوع و میزان تغذیهء مادر و کودک که با میزان درآمد و سطح آگاهیهای خانواده مرتبط است، تاثیر غیرقابل انکاری بر میزان و نرخ مرگومیر کودکان زیر پنج سال دارد.
از این رو، تلاش برای ارتقای سطح درآمدی خانوادهها و در مجموع بهبود اقتصاد خانوادهها، به معنای تلاش برای افزایش طول عمر افراد و کاهش میزان مرگومیر کودکان خواهد بود.
![]()
نظرات
دنیا با تمام بزرگی اش خیلی کوچک است و فردا با همه تصوری که از دور بودنش وجود دارد خیلی نزدیک و امروز به قدری زود و سریع تبدیل به دیروز می شود و مثل یک برگ خشک از درخت عمر پایین می افتد که باور کردنی نیست. زمین با سرعت دور خورشید می چرخد و موهای سپید توی آینه به سختی روزی را به یاد می آورند که سیاه سیاه بوده اند، سیاه به رنگ زغال!
بهتر است تقصیر را به گردن گردش زمین بیندازیم که آنقدر بی ملاحظه چرخید که عصر یک سفره بودن و از یک قرص نان خوردن گذشت و انسان ها رو به تمدن نهادند و کالاهای خود را با کالای همسایه و همشهری و ناهمسایه و ناهمشهری مبادله کردند و گاه این میان سر همدیگر را به کلاهی گرم و پشمی پوشاندند و گاه مصلحت دیدن کلاه را تا روی چشمانشان پایین بکشند و مجبور نشود به مردمک چشمان بی گناه و بی حیله دیگری نگاه کنند و باز هم بهتر است به گناهان این دیوار کوتاه اضافه کنیم که چرخید و چرخید تا کالاهای مبادله گر تبدیل شدند به سکه و پول هر آنچه که امروز حتی برای نفس کشیدن به آن نیازمندیم.
● دنیا را با دو چشم ببین!
شاید سالیان سال خود را به کوچه نامربوط زدن و دیدن با یک چشم فکر را خسته کرد. فکری که عادت داشت و باید دنیا را با هر دو چشم می دید تا تعادل نگاهش بهم نخورد و الا کلنگ فکر یک پا در زمین و یک پا در هوا باقی نماند. عصر یک چشمی دیدن دنیا و خواندن انشای «علم بهتر است یا ثروت» پای تخته سیاه و کنار قامت گچی معلم خسته تمام شد و امروز با وجود دانشگاه های آزاد و غیرانتفاعی پشت در ماندن استعدادهای در آرزومانده دانشگاه و جواب رد شنیدن بسیاری از مجنون های جیب خالی که بر در خانه لیلی نشسته بودند به انتظار بله و همچنین تنها ماندن بسیاری از لیلی ها به علت خالی بودن جیب و همچنین انصراف بسیاری از دانشجویان رشته های هنری که زیر فشار خرج و مخارج خرید دوربین و فیلم و بوم و راپیدهای ۳۰ ، ۴۰ هزارتومانی کم دو تا کرده بودند ثابت کرد - بیش از پیش که - هم پول و هم علم هر دو لازمه یک زندگی متعادلند در جغرافیایی که هم روح نادیدنی حق زندگی دارد و هم جسم دیدنی!
● پول هایی برای خرج نکردن
آدم پولداری هستید یا آدم پولداری نیستید سؤال این نیست بلکه سؤال این است که چقدر ته جیب هایتان پول هایی دارید که داشتن آنها دلیلی برای خرج شدنشان نیست و در واقع این پول های ته جیب مانده پول هایی هستند که برای خرج نکردن، پول های برای روز مبادا برای فردایی که حتماً می آید!
شاهین ۲۷ ساله کارمند می گوید: مگر به کارمند جماعت چقدر حقوق می دهند که پس انداز هم بشود. من اگر آخر ماه پول کم نیاورم کلاهم را بالا می اندازم و خوشحالی می کنم. او که ماهی متوسط ۲۳۰ هزار تومان دریافتی دارد و تشکیل خانواده نداده و محل سکونتش هم خانه پدری است درباره خرج و مخارجش می گوید: یک دست لباس و خرج رفت و آمد و پول سیگار و اگر پیش بیاید خریدن هدیه ای برای یک دوست و جمع شدن هفتگی دوستان و رفتن به سینمایی که ۱۲۰۰ تومان بلیتش می شود چیزی از این حقوق بخور و نمیر باقی نمی گذارد.
اما پیمان ۲۹ ساله و کارمند با حقوق ۲۸۰ هزار تومان توانسته آنقدر پس انداز کند که از بانک مسکن ۱۸ میلیون تومان وام بگیرد و خانه ای دست و پا کند. پیمان درباره نحوه پس اندازش می گوید: جوان ها خرج های الکی بسیاری دارند مثلاً چرا باید هر هفته لباسی تازه خرید، چرا باید با تاکسی رفت و آمد کرد وقتی می توان به راحتی با اتوبوس به محل کار یا هر جای دیگر رفت. به نظر پیمان اصلاً لزومی ندارد هر هفته با دوستان دور هم جمع شد و جوجه کباب و پیتزا سفارش داد. به او می گویم پس لذت زندگی چه می شود و پیمان درباره لذت های زندگی اش می گوید: دیدن فوتبال، خریدن روزنامه، خوردن ناهارهای لذیذ خانگی، خواب و فکر کردن به اینکه پس از چند سال کارکردن بالاخره سقفی هست که از بارش باران و آفتاب در امان بمانی!
هلیا هزاران هزار بار از صحبت کردن بیش از حد توبه می کند و باز هم بی اراده توبه خود را می شکند. او که فارغ التحصیل زبان انگلیسی است و مترجم زبان در یک شرکت واردکننده کالا که حقوق خوبی هم در آخر هر ماه به حسابش واریز می شود درباره پس انداز می گوید: حقیقت تلخ این است که می توانم پس انداز کنم و نمی کنم. حتی اگر مقداری پس انداز داشته باشم در برابر آن مقداری که می توانست باشد بسیار کم است.
هلیا که ۲۵ سال سن دارد درباره نحوه به اتمام رسیدن حقوقش می گوید:اول از همه تلفن است که هر ماه به خودم می گویم نباید این همه پول بی زبان را به خاطر حرف زدن های بی خود که نزدنشان حتی بهتر است به مخابرات بدهم او در ادامه می گوید: ماه پیش نزدیک به ۴۰ هزار تومان تنها پول sms دادم و با اینکه قبض موبایل را خودم از جیب خودم پرداخت کردم اما پای باجه بانک داشتم از خجالت خودم به زیرزمین می رفتم اما ر.ج مادر دو پسربچه ۴ و ۷ ساله درباره پس انداز پول نظرات متفاوت تری نسبت به هم نسلان مجردش دارد. این خانم ۳۵ ساله که ماهی روی هم رفته ۳۵۰ هزار تومان درآمد دارد گفت: خرید لباس، خرید مواد غذایی، خرج رفت و آمد، پول آب و برق و گاز، اجاره خانه و ... را همه از حقوق دریافتی خودم پرداخت می کنم اما هنوز چیزی باقی می ماند برای پس انداز کردن و روز مبادا رو کردن!
او می گوید: اگر ۳۶۰ تومان حقوق بگیرم فکر می کنم ۳۴۰ تومان حقوق گرفته ام و اصلاً به ۲۰ تومان باقیمانده فکر هم نمی کنم؛ حتی اگر تا سرحد مرگ و زندگی به آن احتیاج داشته باشم.
ادامه مطلب
![]()
نظرات
نزدیک اول مهر که میشود، بچهها حال و هوای دیگری پیدا میکنند. از طرفی مزهء تعطیلات تابستانی و خواب فراوان و راحت و بازی هنوز زیر زبان آنهاست و از طرفی رفتن به یک جامعهء بزرگتر با هم سن و سالها به نام مدرسه و دیدن دوستان و شیطنت سر کلاس رویایی است که هر شب در سر میپرورانند. اینروزها بچهها دغدغهء خرید دارند، خرید کیف، کفش، لباس و لوازمالتحریر، هر روز به خود قول میدهند که امسال از اول مهر خوب درس بخوانند و درسها را روی هم انبار نکنند. دیگر هیچ روزی را بدون تکلیف به مدرسه نروند و هزاران قولی که همهء ما هم در اول مهر به خود میدادیم، ولی این روزها برای والدین آنها روزهای بسیار سختی است، قطعی کردن ثبتنام بچهها و خرید برای آنها لحظهای ذهنشان را راحت نمیگذارد. فکر اینکه آیا درست تصمیم گرفتهاند و مدرسهء خوبی را انتخاب کردهاند یا نه و اینکه واقعا مدرسه غیرانتفاعی بهتر است یا دولتی. همه باعث شده این روزها رنگ و بوی تازهای به شهر بدهند. در این گزارش سعی کردیم به این دغدغهء خانوادهها بپردازیم و شهریهها و هزینهها و امکانات مدارس دبستان و راهنمایی را مورد بحث قرار دهیم. در هفتهء بعد به سراغ هزینههای تحصیل در مقطع متوسطه میرویم.
حیاط مدرسه بزرگ است و بسیار تر و تمیز، همه میگویند این دبستان شهریهء عجیبو غریبی میگیرد و اتفاقا دانشآموزان زیادی هم در آن مشغول تحصیلاند. در حیاط چند مادر کنار هم ایستادهاند و در حال حرف زدن هستند. انگار از هم اطلاعات میگیرند، جلو میروم و خود را مادر یک کودک معرفی میکنم و یکی از آنها که دل پری هم دارد میگوید: «خانوم اگه بچهات رو میخوای بیاری اینجا، اشتباه نکن، سه میلیون تومان شهریه دادم پارسال برای بچهای که کلاس دوم دبستان میره.گفتن این پول برای امکانات زیاد مدرسه است، اما من که هیچ امکاناتی ندیدم، حتی اردو هم، بچهها را با شرط معدل بردند و خیلیها نتوانستند بروند. فقط و فقط دکان است. فکر کنید بچهء کلاس دوم که دیگه شرط معدل نداره.»
مادرهای دیگر هم با او همصدا میشوند و امکانات مدرسه را ضعیف ارزیابی میکنند و در مقابل سوالم که چرا پس بچههایشان را به مدرسهء دیگری نمیبرند، میگویند: «آخه بچه به این مدرسه عادت کرده و دوستهای زیادی پیدا کرده، به این راحتی که نمیشه که مدرسه عوض کرد، بعدم به کجا میشه اطمینان کرد خانوم.»
علی امسال اول راهنمایی میرود و این تغییر مقطع برای مادر جوانش بسیار نگرانکننده است. او میگوید: «پنج سال است که در دبستان )...( درس خوانده و همیشه از مدرسهاش راضی بودم. آنقدر این بچهها را با برنامههای مختلف آموزشی، تفریحی و مذهبی سرگرم میکردند که بیشتر دوست دارد در مدرسه باشد تا خانه. پارسال که پنجم بود یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان گرفتند که هم سرویس و نهار داشت هم یک عالمه برنامههای آموزشی دیگر. آنقدر بچهها به محیط مدرسهشان وابستهاند که حتی علی حاضر نشد امتحان ورودی بقیهء راهنماییها را بدهد. مدیر جوانی دارند که بسیار خوشفکر و باهوش است. از مدرسه راضیام و فکر میکنم برای پسر شما هم مناسب باشد.» پسری موطلایی و خندهرو و بسیار بامزه به طرفمان میآید و میفهمم علی است و مادرش میگوید: «علی روزشماری میکند که مدرسه باز شود.» باز هم آرام میگوید: «سال سختی در پیش داریم تغییر مقطع سال بحرانی برای بچههاست ولی امیدوارم مدرسهء خوب بتواند کمک کند انگار حیاط همهء مدرسه یک معضل کوچک برای مادرانی است که میخواهند بچههایشان را در مدرسه ثبتنام کنند. حیاط کوچک این مدرسه هم مثل اکثر مدارسی که به آنها سر زدم همین طور است. کنار زن جوان چادری روی نیمکت مینشینم در جواب سوالم که آیا از موسسه راضی است یا نه میگوید: «بچهء شما هم در همین مدرسه است؟» میگویم که برای ثبتنام آمدهام میگوید: «الان که خیلی دیر است فکر نکنم ثبتنامش کنند، پسرم راهنمایی و دبستانش را در همین مدرسه گذراند.»مدرسهء بدی نیست، پارسال دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان بهعنوان شهریه گرفتند که پسرم سوم راهنمایی بود گفتند که کلاسهای تقویتی و تفریحی و ورزشی داریم برای ناهار و سرویس که جداگانه پول گرفتند ولی خبری از این کلاسها نبود، مدارس غیرانتفاعی آن قدر بچهها را با کتابهای جانبی مشغول میکنند که وقت خواندن کتابهای خود مدرسه را ندارند.
ادامه مطلب
آخرين مطالب سايت
اخلاق لابه لای پول
چگونه تصمیم میگیریم، چه چیزی را، از کجا بخریم!
مصرف سوخت را کاهش دهید
برای روز مبادا
قبل از خرید نوروزی به این ده نكته دقت كنید
انتخاب، قلب اقتصاد خانواده
همه مصرف كنندهاند
بسیاری از ما بدون تربیت اقتصادی بزرگ میشویم
كمیت یا كیفیت، كدام بهتر است!
کنکور و مؤسسات زرق و برقدار! |
منو اصلي |