صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 18090
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: یک شنبه 8 فروردین 1389 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

فرسودگی صنایع ایران باعث افزایش مصرف انرژی شده است

   

نويسنده: رضا عبدالملكي

رئیس هیات مدیره شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت گفت: اکنون ۹.۷ میلیون دستگاه خودرو در کشور در حرکتند که ۲۲ درصد از آنها بالای ۲۰ سال عمر دارند و بیش از ۴۵ درصد سوخت بخش حمل‌‌ونقل را مصرف می‌کنند.
به گزارش ایلنا، حمدالله محمدنژاد در نخستین روز از گردهمایی روابط عمومی‌های صنعت نفت،‌ وضعیت مصرف سوخت در بخش حمل‌ونقل را بحرانی توصیف کرد و افزود: ۶۰ درصد آلایندگی بخش حمل و نقل ناشی از خودروهای بالای ۲۰ سال است.
رئیس هیات مدیره شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت میانگین عمر ناوگان سنگین کشور را ۲۰ سال اعلام کرد؛ این در حالی است که متوسط عمر ناوگان سنگین اروپا هشت سال است.
محمدنژاد اصلاح نظام قیمت‌گذاری، از رده‌ خارج کردن خودروهای فرسوده، تولید خودروهایی با استانداردهای مصرفی مطلوب و توسعه حمل‌ونقل ریلی را از جمله راهکارهای کاهش مصرف سوخت در بخش حمل و نقل برشمرد.
معاون وزیر نفت در امور فناوری و توسعه ساخت روند مصرف حامل‌های انرژی در ۱۰ سال اخیر را افزایشی و بسیار خطرناک ارزیابی کرد و گفت: سال ۲۰۰۷ نرخ رشد مصرف حامل‌های انرژی در ایران، ۶.۱ درصد بوده، در صورتی که در جهان این رقم ۲.۱ درصد است.
محمدنژاد با ابراز نگرانی از رشد مصرف انرژی در سال‌های اخیر گفت: اگر نرخ رشد مصرف انرژی در کشور با همین سرعت پیش برود، سال ۱۴۰۵ به نقطه‌ای می‌رسیم که همه تولید را باید به مصرف برسانیم.
 
● برای اصلاح مصرف، از صنایع نفت شروع کردیم
محمدنژاد با بیان این که برای جلوگیری از مصرف بی‌رویه در حوزه‌های بالادستی صنعت نفت باید به اصلاح الگوی مصرف و بیشینه سازی استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر توجه کنیم، افزود: صنایع ایران فرسوده است و همین فرسودگی سبب افزایش مصرف انرژی می‌شود.
به گفته محمدنژاد، ۵۴ میلیون بشکه از ۶۰۴ میلیون بشکه نفت خام خوراک سالانه پالایشگاه‌های ایران تبدیل به سوخت و ضایعات می‌شود؛ این یعنی ۹ درصد از کل خوراک پالایشگاه‌ها.
معاون وزیر نفت در امور فناوری و توسعه ساخت داخل ادامه داد: استاندارد جهانی برای ضایعات و سوخت پالایشگاه‌ها تنها پنج درصد است و اگر ما به این استاندارد دست یابیم، ۲۶.۵ میلیون بشکه در بخش سوخت و ضایعات صرفه‌جویی داشته‌ایم.
به گفته وی، با نفت بشکه‌ای ۶۰ دلار، این صرفه‌جویی می‌تواند سالانه ۱.۶ میلیارد دلار برای کشور صرفه‌جویی ارزی به همراه داشته باشد.

 

به سوی شکل گیری دنیایی بدون خودرو

   

نويسنده: رضا عبدالملكي

با حرکت دنیای امروز به سوی پایان عصر نفت، زندگی همه مردم دنیا به ویژه شهروندان کشورهای غربی با چالش‌های زیادی رو به ‌رو می‌شود. کانستلر در این سخنرانی خود با اشاره به شرایط کنونی بازار انرژی و جایگزین‌های مطرح شده معتقد است که آمریکایی‌ها باید بیش از هر چیز خود را مهیای یک زندگی جدید بومی و محلی کنند که خردمندی، تفکر و بهره‌گیری از تجارب گذشته‌گان در کانون آن قرار دارد.
(متن سخنرانی جیمز هوارد کانستلر در مرکز مطالعاتی «ثروت مشترک» کالیفرنیا)
من دو سال پیش در کتاب خود با عنوان "The Long Emergency" این نکته را نوشتم که ملت ما بدون توجه به اوضاع پیرامونی‌اش، به سوی بی‌نظمی‌ها و مشکلات پیش‌بینی نشده‌ای گام برمی‌دارد که مهم ترین دلیل پیدایش چنین شرایطی، پایان عرضه نفت ارزان و در دسترس قابل اعتماد می‌باشد. ما همچنان نظیر افراد نابینا به سوی آینده‌ای خطرناک حرکت می‌کنیم.
ما در تاریکی و ظلمت گم شده‌ایم و سوار بر خودروهایمان، با شادمانی و سرخوشی، به سوی آینده‌ای نامعلوم حرکت می‌کنیم. اما با ورود ما به عصر کمبود انرژی، همه جنبه‌های زندگی ما دستخوش تغییر خواهد شد. به علاوه، رقابت بر سر منابع باقیمانده نفت و گاز طبیعی باعث می‌شود که دولت‌ها با هم درگیر شوند و اقتصاد کشورهای صنعتی بازنده اصلی خواهد بود. با وجود لزوم تغییر رفتارهای کنونی‌مان در آینده‌ای نزدیک، ما همچنان به این موضوع بی‌توجه هستیم. ما آمریکایی‌ها همچنان در رؤیای سبک زندگی پر زرق و برق خویش به سر می‌بریم و گویی هنوز هم قصد بیدار شدن نداریم و سرمایه‌گذاری‌های صورت گرفته در جهت ایجاد سوختی جایگزین برای راندن خودروهایمان نیز گامی در این جهت است. اتانول؟ زغال مایع؟ هیدروژن؟ متان؟ الکتریسته؟ روغن‌های سرخ کردنی فرانسوی؟ و یا هیچ کدام؟
ما تاکنون در این زمینه به توافق نرسیده ایم ولی همچنان برای انتخاب یک گزینه مناسب سرگردانیم.
واقعیت پایان عصر نفت در حال شکل‌گیری است و اینک حجم تولید نفت در رکودی بی‌سابقه و اوج آن قرار دارد. همچنین راهکارهایی برای استخراج منابع باقیمانده در چاه‌های نفت طراحی شده، اما برای استخراج هر بشکه از این منابع، به انرژی‌ای بیش از یک بشکه نفت نیاز است. من در ادامه آمارهای مختلفی را برای شما ذکر می‌کنم:
بیشترین حجم استخراج نفت در ایالات متحده در سال ۱۹۷۰ میلادی روی داد، اما کل تولید کنونی ما به نصف آن مقدار رسیده است و همه ساله این رقم با کاهشی چند درصدی همراه است. امروزه ما در حالی روزانه پنج میلیون بشکه نفت استخراج می‌کنیم که مصرف ما بیست میلیون بشکه است. از سال‌های دهه هفتاد میلادی به بعد، ما مجبور شده‌ایم که کسری نفت مورد نیاز خود را وارد کنیم.
امروز، دنیا همه نفت استخراج شده خود را مصرف می‌کند و با افزایش حجم تقاضا، دیگر منبعی برای استخراج نفت در خاورمیانه و دریای سیاه و خلیج مکزیک و دلتای کویت باقی نمانده است.
اما مشکل اصلی این است: همه ساله، کل نفت استحصال شده با سه درصد کاهش رو به‌ رو است و نرخ صادرات ده کشور اصلی فعال در این بخش، با نرخ بیشتری در حال کاهش است.

 

اسراف ما به آب و برق ختم نمی شود

   

نويسنده: رضا عبدالملكي

تنها اسراف در مصرف آب و برق و گاز که خیلی هم اهمیت دارد نیست که لطمات شدیدی به اقتصاد ما می زند. بطوریکه آمارها نشان می دهد و خود مسئولین بارها اعلام کرده اند داروهائی که برای بیماران در کشور ما تجویز می شود بسیار بیش از حد لازم است. همچنین بعضی رویه های غلط اداری که بتدریج در شبکه اداری ما رایج شده است نیز مشکلات و خسارات مالی فراوانی را باعث می شود. دیگر امروزه داشتن منشی با اطاق و مبلمان و تلفن و کامپیوتر جداگانه، مخصوص وزرا معاونین و مدیران پرکار که حجم کار آنان داشتن چنین امکاناتی را ایجاب می کند نیست، بلکه دیده شده هر مسئولی بقدر نفوذ و امکان دسترسی که به بودجه دارد چنین امکاناتی را برای خود دست و پا می کند که علاوه بر تحمیل هزینه غیرلازم به بیت المال باعث معطلی و اتلاف وقت مراجعین می شود. وقتی کسی نامه ای را می خواهد به اداره ای بدهد باید به اطاق منشی اداره مراجعه کند و پس از کسب اجازه از منشی و معطلی معمول وارد اطاق رئیس شده و نامه خود را به رویت او برساند در صورت موافقت او نامه در دبیرخانه ثبت شده و تازه بورکراسی معمول برای رسیدگی به موضوع نامه شروع شود.
در اینجا این پرسشها مطرح می شود چه مسئولینی با چه حجم کاری باید دم و دستگاه منشی و تشریفات آنرا داشته باشند؟ چرا باید مراجعین یکی بعد از دیگری با اجازه منشی وارد اطاق رئیس شوند مگر رئیس با همه مراجعین حرفهای محرمانه ای دارد مگر آن مبل های متعددی که در اطاق رئیس گذاشته شده برای نشستن مراجعین نیست؟ گذاشتن اینگونه موانع در راه ارتباط مردم با دستگاه اداری و مسئولین مملکت برای چیست؟ چنین قید و بندهائی که در بعضی دستگاه های نوظهور که روز بروز هم بیشتر می شود قبلاً معمول نبوده است. چرا نامه ای را که شخصی می خواهد به اداره ای بدهد باید قبل از ثبت در دفتر، در واقع پذیرش نامه رئیس اداره باید اجازه ثبت نامه را بدهد یعنی خواسته های مردم را قبل از رسیدگی کنترل و انتخاب کند؟ مردم باید بتوانند همه خواسته های خود را مستقیماً در مراجع اداری منعکس کنند و اداره مربوطه طبق مقررات به آن رسیدگی کرده جواب طرف را بدهد. انتخاب درخواستهای مردم بوسیله مسئولین و نپذیرفتن بعضی از آنها و برقراری چنین تشریفات زائد و هزینه بر به معنای ایجاد فاصله بین مردم و مسئولین مملکتی است. در صورتی که مردم بتوانند دورنگار نامه خود را به اداره ای بفرستند و آن نامه جریان اداری خود را طی کرده و پاسخ آن به همان شماره دورنگار ارسال شود در اکثر موارد مراجعه حضوری متقاضی لازم نبوده از بسیاری از آمد و رفت های خیابانی، تحمل و ایجاد ترافیک های بیشتر و مصرف سوخت و آلوده کردن هوا و اتلاف وقت اشخاص جلوگیری خواهد شد. انجام همین امر ساده که هیچ منع قانونی هم ندارد باعث حذف خیلی از هزینه های مادی و معنوی و جلوگیری از اتلاف وقت مردم خواهد شد.
همچنین بی مبالاتی هائی که در هزینه کردن بعضی بودجه ها می شود مشکلات و خسارات زیادی ببار می آورد. برای اینکه کلی گوئی نشده و نمونه روشنی را بنمایانم که قابل رویت و رسیدگی باشد بعضی اقدامات شهرداری مهرشهر کرج را عنوان می کنم. آسفالت خیابانهای مهرشهر مخصوصاً خیابانهای فرعی تقریباً همیشه خراب و پر چاله و در نقاط زیادی دارای گودی است که در مواقع بارندگی و حتی آب پاشی پر از آب می شود.
هر سال نیز شهرداری اقدام به لکه گیری یا تعمیر بعضی نقاط می کند که پس از شش ماه یا کمتر یا با یک بارندگی وضع بشکل سابق برمی گردد که باز نوبت لکه گیری و تعمیرات فرا می رسد و این دور باطل یعنی خرابی همیشگی خیابانها و هزینه کردن هر ساله شهرداری برای تعمیر با آسفالت های نامرغوب غیراستاندارد ادامه دارد. هزینه آسفالت از سه بخش خرید ماده آسفالت، حمل و نقل و اجرای آسفالت تشکیل می شود و شهرداری بجای خرید یکباره آسفالت مرغوب و استاندارد آنطور که در همه دنیا معمول است یک بار برای چندین سال متحمل این مخارج می شود ولی با تکرار عملیات تعمیرات بیش از تفاوت قیمت هزینه آسفالت استاندارد و نامرغوب، هزینه حمل ونقل و اجرای مکرر آسفالت را می دهد و همیشه هم آسفالت ها خراب و مردم در زحمت اند. شهرداری که خریدار عمده این مصالح است و کارشناسان کافی در اختیار دارد باید بداند مقدار قیر و همچنین نوع و اندازه شن آسفالت معین و تعریف شده است و نوع غیراستاندارد آن را باید جنس تقلبی دانست، و شهرداری نباید به هر علت خریدار کالای تقلبی باشد.
به موازات و در کنار آسفالت شهرداری، سازمان فاضلاب کانال هائی را که برای نصب لوله های فاضلاب حفاری کرده آسفالت کرده که آسفالت اخیر بر خلاف آسفالت شهرداری صاف و یکدست و متراکم با شن ریز بوده و تاکنون اگرچه به علت نقص زیرسازی در بعضی نقاط نشست هائی دارد ولی مرغوبیت آسفالت آن نسبت به آسفالت شهرداری کاملاً محسوس است. چرا نباید شهرداری اقلا از چنین آسفالتی استفاده کند. مسئول و جواب گوی این خسارتها کیست؟