صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 15721
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: یک شنبه 8 فروردین 1389 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

کنکور و مؤسسات زرق و برق‌دار!

   

نويسنده: رضا عبدالملكي

کنکور تضمینی، ثبت‌نام به‌صورت اقساط، پرداخت شهریه بعد از قبولی و از همه جالب‌تر تابلوئی با عنوان ”ثبت‌نام کلاس‌ها فقط با پانصد و هشتاد هزار تومان“ به نظر شما پانصد و هشتاد هزار تومان مبلغ کمی است؟ در مواردی هم برخی آموزشگاه‌های جدیدالتأسیس برای جلب اعتماد خانواده‌ها اسامی چند مؤسسه معروف را با هم مخلوط می‌کنند و یک اسم بلند بالای جدید می‌سازند که این نیز برای خود ابتکاری است.چندی پیش از روی کنجکاوی تلفن را برداشتم و با چند مؤسسه کنکور تماس گرفتم و قیمت کلاس‌ها را جویا شدم. کلا‌س‌های دورس عمومی از پنجاه هزار تومان شروع و به ۱۸۰ هزار تومان ختم می‌شد و هر مؤسسه هم قیمتی متفاوت از مؤسسه دیگر داشت. کلاس‌های نیمه خصوصی یک قیمت، خصوصی با قیمتی دیگر. آیا این همه هزینه جهت ورود به دانشگاه برای همه خانواده‌ها مقدور است؟ رسیدن به جواب این سؤال ما را بر آن داشت تا نظر تعدادی از دانش‌آموزان و دانشجویان را جویا شویم.نسرین. د دانشجوی سال اول گرافیت می‌گوید: ”دو سال پیش کنکور بودم. فقط می‌توانم بگویم دوران پراضطرابی بود. چون در کنکور هنر هیچ تضمینی برای قبولی وجود ندارد و سؤال‌ها از منابع مشخصی طرح نمی‌شوند. در ابتدا به‌دلیل اینکه در دوران تحصیل از معدل بالائی برخوردار بودم، فکر کردم احتیاج به شرکت در کلاس‌های کنکور ندارم و فقط هر هفته یک سری کنکور آزمایشی می‌دادم که فقط با سؤال‌ها آشنا شوم و آن هم معلوم نبود این سؤال‌ها برطبق چه استانداردی طرح می‌شوند و درس‌هائی را که در امتحان می‌آمد خودم در خانه می‌خواندم ولی این کار بسیار سختی بود چون ما خیلی از دورس را در مدرسه نخوانده بودیم مثل موسیقی، خواص مواد و... بنابراین مجبور بودم از کتاب‌هائی که مؤسسات مختلف چاپ می‌کردند کمک بگیرم ولی چون با این دورس آشنائی نداشتم درک کردن آنها برایم بسیار سخت شد، بنابراین به کلاس‌های کنکور پنا بردم. هرجائی که تماس می‌گرفتم هزینه بالائی را عنوان می‌کردند. بالأخره یک مؤسسه کنکور پیدا کردم که قمیت نسبتاً مناسبی را مطرح کرد. البته این را هم بگویم که پرداختن این قیمت برای من و خانواده‌ام بسیار سنگین بود، ولی چاره‌ای نبود. البته این کلاس‌ها خیلی به من کمک کرد“.
وی می‌افزاید: ”اما این سؤال هم پیش می‌آید که اگر کسی توان پرداخت این هزینه‌ها را نداشته باشد باید از درس خواندن صرفنظر کند و این بی‌انصافی است. به نظر من اگر به‌جای مؤسسات مختلف که فکر نمی‌کنم نظارتی روی قیمت‌هایشان بشود، مدارس از اول بچه‌ها را برای کنکور آماده کنند بهتر است. به این صورت که بچه‌ها همه با رقابت عملی که خودشان در طول دوران تحصیل دارند در کنکور شرکت می‌کنند نه با رقابت مالی“.عد از آن با تعدادی از دانش‌آموزان سال آخر رشته ریاضی‌فیزیک واقع در کرج صحبت کردیم.
سپیده. ع به‌عنوان نماینده آنها گفت: ”اکثر بچه‌ها در این منطقه از موقعیت مالی متوسطی برخوردارند و امکان رفتن به کلاس‌های کنکور آن هم با این هزینه‌های سرسام‌آور برایشان وجود ندارد و مدرسه و مسئولانش هم هیچ اقدامی برای کمک به دانش‌آموزان در این مقطع تحصیلی انجام نمی‌دهند. ما حتی برای به اتمام رساندن کتاب‌های درسی خود در طی یک سال تحصیلی نیز دچار مشکل هستیم. متأسفانه برخی دبیران ما با وجود داشتن معلومات بسیار بالا قادر به انتقال مطالب به دانش‌آموزان نیستند و این موضوع باعث شده که ما بچه‌های کلاس مجبور شویم برای این واحدهای درسی به کلاس‌های فوق‌العاده‌ای که در مؤسسات خارج از مدرسه تشکیل می‌شود رجوع کنیم که این خود شامل هزینه‌ای گزاف است و پرداخت این هزینه هم برای همه بچه‌های کلاس مقدور نیست چه رسد به کلاس‌های کنکور و هزینه‌های آنچنانی. حال انکه در مدارس غیرانتفاعی از سال اول به غیر از گذراندن دورس اصلی، کلاس‌های کنکور و تست‌زنی هم برگزار می‌شود. به نظر شما آیا این انصاف است؟ اگر کسی هزینه کافی برای کلاس‌های آنچنانی کنکور نداشته باشد نباید وارد دانشگاه شود؟“در این زمان تمام بچه‌های کلاس حرف سپیده را تصدیق کردند. سپیده می‌گوید: ”در کلاسی که ما هستیم اکثر بچه‌ها دارای معدل‌های بالای ۱۸ هستند، حتی یک دو نفر هم در المپیادهای مختلف رتبه آوردند، ولی دریغ از هیچ حمایتی. اگر این بچه‌ها در خانواده‌های پردرآمد هم بودند باز هم به آنها بهائی داده نمی‌شد؟“او ادامه می‌دهد: ”زمانی در کتاب‌های تاریخ می‌خواندیم که در گذشته حق تحصیل تنها برای اشراف و خانواده‌هائی که از سطح اجتماعی بالائی برخودار بودند مقدور بود. آیا اکنور در کشور ما این وضعیت در حال تکرار است؟“در آخر سپیده و دوستانش آرزو کردند که ای کاش همه با سطح علمی یکسان و همان معلومات کسب شده در مدرسه در کنکور شرکت می‌کردند و نتیجه تلاش ۱۲ ساله خود را در کنکور می‌دیدند.ما هم امیدواریم روی فرارسد که تمامی دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان بی‌هیچ دغدغه‌ای به مقصد خود که همانا ورود جوانان ما به دانشگاه است برسند.

 

مصرف‌کننده تنها کسی که حقوقی ندارد!

   

نويسنده: رضا عبدالملكي

رعایت حقوق مصرف‌کننده از تولید تا پیگیری شکایات
رعایت حقوق مصرف‌کننده و جلب رضایت مشتری مورد توجه بازار و تولیدکنندگان در تمام دنیا است و در اقتصاد کلاسیک و از نظر اقتصاددانان توسعه، مصرف‌کننده حاکم بر بازار تلقی می‌شود. در این گزارش تلاش کرده‌ایم تا حقوق مصرف‌کننده را به‌عنوان حقوق اساسی شهروندان از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهیم و به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که آیا حقوقی برای حمایت از مصرف‌کننده در کشور ما وجود دارد یا خیر؟اقتصاددانان برای ایجاد انعطاف در بازار کالا و خدمات و ایجاد درجه رقابت‌پذیری در تولیدکنندگان و صنعتگران توصیه می‌کنند که توجه به رعایت سلیقه‌ها و رضایت مشتری باید محور برنامه‌های تولیدکنندگان و تجار باشد. اینکه چه نهادها و فضائی و همچنین چه نوع قوانین و مقرراتی برای حفظ حقوق مصرف‌کننده و حمایت از آن باید مورد توجه باشد بحثی است که در سال‌های اخیر با افزایش تولید و کاهش شکاف بین عرضه و تقاضای کالا و ایجاد تعادل نسبی در بازار عرضه و تقاضا مورد توجه قرار گرفته است و ضرورت پیگیری شکایات خانواده‌ها از عرضه نامناسب برخی کالاها و خدمات را مطرح ساخته است و توصیه می‌شود که خانواده‌ها در چنین مواقعی به سازمان‌های مسئول، اتحادیه‌ها، مجامع امور صنفی و سازمان‌ بازرسی و نظارت بر قیمت و توزیع کالاها و خدمات اطلاع بدهند و حفظ حقوق خود را پیگیری نمایند.
چه چیزی را از کجا بخریم؟
بسیاری از خریداران کالاها و استفاده‌کنندگان از خدمات نمی‌دانند کالاهائی که خریداری می‌کنند آیا دارای شرایط مناسب و استانداردهای لازم هستند یا خیر؟در واقع خرید بیشتر کالاها در بازار به مانند خیر هندوانه نبریده است که خریدار نمی‌داند ارزش پولی را که می‌دهد دارد یا خیر؟ و مهمتر اینکه آیا پس از خرید هیچگونه اعتراض یا شکایتی برای مصرف‌کننده وجود ندارد؟ممکن است هر کدام از ما تجربه خرید کالائی نامرغوب را داشته باشیم که پس از خرید و مصرف متوجه نامرغوب بودن آن شویم، اما هیچ اعتراضی به فروشنده نکرده و یا اگر اعتراضی هم کرده‌ایم راه به جائی نبرده است و به عبارتی پول خود را دور ریخته‌ایم زیرا به خوبی آگاهیم که اگر به عرضه کننده کالا یا خدمات اعتراض کنیم نتیجه‌ای نخواهیم گرفت و به‌جزء جنگ روحی، هدر دادن انرژی و حوصله خود نتیجه مطلوب را نخواهیم گرفت.خوب می‌دانیم که در کشور ما تنها کسی که حقوقی برایش وجود ندارد مصرف‌کننده است. متأسفانه در سال‌های گذشته نبود استانداردهای لازم برای تولیدات داخلی از یک سو و قائل نشدن حقی برای خریدار از سوی دیگر، موجب شده است تا این روند همچنان ادامه یابد، این در حالی است که در طی دو دهه گذشته به‌دلیل کمبود تولید و عرضه کالا و خدمات و همچنین محروم بودن واردات، تولیدکنندگان داخلی خود را در بازار مصرف بی‌رقیب احساس می‌کردند به‌گونه‌ای که هر نوع کالائی را با هر کیفیتی که تولید می‌کردند به‌دلیل وجود تقاضاهای بالا در بازار به راحتی می‌فروختند و مصرف‌کنندگان نیز به‌دلیل نبود کالائی با کیفیت به ناچار مجبور به استفاده از کالای تولید داخل بوده‌اند و حتی در مواردی با قیمت‌های بالا و گزاف احساس اجحاف به حقوق خود را داشته‌اند.
کدام حقوق؟

 

هزینه جشن سنگین ازدواج

   

نويسنده: رضا عبدالملكي

چشمم به دنبال روبان های زرد و سفیدی كه گلهای داوودی را به سینه ماشین چسبانده می دود، كاروانی می گذرد، ایام هم... تور سفید دو حلقه، آیینه و شمعدان و كاروانی از خوشبختی، بوق های ممتد و جوانانی كه با هیاهوشان شادی را به رخ می كشند.
كاروانی می گذرد با هزاران آرزو، دخترك آرزوهایش را به انتظار می رود و پسرك آمال مردشدنش را مزه مزه می كند، عروس، در لباس سپید بهترین شب زندگیش را به تجربه می برد و داماد مرد خانه شدن را پیشواز می رود و مادر و پدری كه با دلهره شیرین تا صبح كودكی عروس و دامادشان را خاطره می زنند و آرزوی خوشبختی برایشان می فرستند. ماشین از من می گذرد، من از خیابان، یاد خاطرات مادر می افتم كه سال ها قبل پدرش با سلام و صلوات روی سرش نقل و سكه یك قرانی ریخت و راهی خانه بخت شد، مادرش برای خوشبختی نماز خواند و دعا كرد و تمام عشق عروسیش در چهار عكس سیاه و سفید قاب شد. اما با گذر زمان همه چیز تغییر كرد، خواهرم از دغدغه هزینه های ازدواج كابوس می بیند و من هرگز نمی خواهم به درد زودرس او دچار شوم. جشنی پر از دلهره برای نشان دادن و رخ كشیدن امتیازهای مادی و اقتصادی. شادی مادر به دلشوره تبدیل می شود و پدر در دغدغه مراسمی در خور گیج می زند.
مراسمی كه این روزها با گذشت زمان و روند صعودی گرایش های اقتصادی به بده بستان های آمیخته با عاطفه تبدیل شده است و ازدواج را با نام اقتصادی معامله عشق و مادیات تعریف می كند.
در این معامله، بنگاه های اقتصادی دبی به تبلیغات و آگهی می پردازند و از آب گل آلود ماهی می گیرند و گاهی نهنگ.
از الف اركستر شروع می كنند با خواننده اختصاصی و رقص نور و چیدمان تخصصی میز و صندلی و تزئین میوه های فصل و غیرفصل، شیرینی های سنتی و فرنگی و شمع و گل آرایی های اكتسابی و سفره عقد اروپایی! تا می رسند به رویایی كردن سالن با بخار و نور و از سوی دیگر انداختن فیلم كودكی و نوجوانی عروس و داماد روی دیوارهای سالن با ویدئو پروژكتورها و شام چند قلمی با اردوهای بی نام و نشان و من درآوردی و قوزی شكم پر و ته چین های رنگ پریده و دست آخر كیكی چند طبقه و دسرهایی كه بیشتر لرزانند.
لحظه آخر خنده هایی خشك بسته روی لبان پدر و مادر داماد است كه به جز ۷ میلیون پول پرداختی در قرارداد به پرداخت ۶۰۰ هزار تومان دیگر بابت دیركرد تخلیه سالن محكوم شده اند. تازه اینها به اینجا ختم نمی شود عروس و داماد به همراه دو نفر مشعل به دست به سمت ماشین هدایت می شوند ماشینی رویایی با شش در، و لحظه آخر دست تكان دادن عروس و داماد به سه فیلم بردار، قراردادی رو به سالن مجللی كه فردا تنها با پرداخت ورودی ۳۵ هزار تومان برای هر نفر می توانند به آن وارد شوند.
عروس و داماد دست تكان می دهند، پدر و مادرها جیب. و این معامله به خوشی سرمی گیرد.
●شادی های گران
كافیست با یك حساب سرانگشتی رقم ازدواج خانوارهایی را شماره كنی كه فرزندانشان را مبادله می كنند، توقع مهمانی در هتل دارند ودر باغ، یا ماشین های خارجی می پسندند یا ماشین های قدیمی كه شش انگشتی هزاردستان سوار بر آن بود یا ترجیح می دهند همچون زمان قاجار عروس سپیدپوششان در كالسكه با چهار اسب سفید حركت كند اسب هایی كه یك هفته دندان ها وسم هاشان را سمباده زده اند و و با شامپو بدن حمام شده اند، لباس عروس سفارشی می پسندند با سنگ های ایتالیایی و جواهر چند میلیونی و تنگ یا اركستر دوزبانه می پسندند و به سفره عقد مجلل علاقه دارند. آن سوی معامله خانواده داماد با یخچال های سایدبای ساید تلویزیون دار می پسندند و داشتن ساندویچ میكر، تستر، مایكرویو، در بازكن و پیتزاپز برقی را جزو لاینفك جهاز دختران فامیل می خوانند، به سرویس مبلمان و تخت ایرانی علاقه ای ندارند و تنها فرش های دست باف ایران را می شناسند، ویترین را با كریستال های ۱۸ عیار می بینند و قاشق چنگال های استیل را برای استفاده روزانه پیشنهاد می دهند و دست آخر می گویند عروس قهوه جوش نداشت.
این حساب از سرانگشتان كه می گذرد هیچ با تسبیح و چرتكه هم قابل حساب نیست نیاز به یك ماشین حساب دیجیتال است برای صفرهایی نشسته جلوی اعداد یك تا ۹ كه تنها در چند شب به راحتی هزینه می شود. یك معامله پایاپای كه روی هم رفته گاهی نزدیك به ۲۰ تا ۵۰ میلیون تومان را به بازار معامله می كشاند.