در سال حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف هستیم ومصداق بارز آن اسراف است .
روشن است که اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال, برخاسته از ريشه ها و
عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى ما ممكن
نخواهد بود.
مفهوم اسراف در معناى اسراف گفته اند: تجاوز از حد اسراف است در هر عملى اگر چه حلال باشد و انسان آن را انجام مى دهد. گرچه كاربرد و مصداق آن در انفاق و مصرف كردن بيشتر است. از اين رو به كارگيرى هر چيز در غير مسير و حد خودش, چه از نظر كميت و چه كيفيت, ((اسراف)) ناميده مى شود.
مصادیقی از اسراف
1 ـ ضايع كردن مال و بيهوده تلف كردن آن, هر چه كم باشد, مثل بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان, پوشيدن لباس قيمتى مخصوص مهمانى در محيط كار
2 ـ صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سيرى در صورتى كه مضر باشد.
امام صادق (عليه السلام)مى فرمايد: انما الاسراف فيما اتلف المال و اضرذ بالبدن (1) اسراف در چيزى است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود.
اما اگر درمان بيمارى و سلامتى آدمى به هزينه زياد نياز دارد, بايد هزينه كرد و به يقين اسراف نخواهد بود.
3 ـ صرف مال در مصارفى كه شرعا حرام است. مانند خريد شراب و ابزار و ادوات حرام.
تذكر اين كه در انفاق در راه خدا نيز بايد اندازه را نگه داشت و از حد تجاوز نكرد, زيرا تامين نفقه همسر و فرزندان و تهيه مسائل رفاهى اوليه آنها از واجبات است.
مردى از دنيا رفت و پيامبر(صلي الله عليه وآله)بر او نماز خواند. سپس پرسيد: چند تا بچه دارد و چه چيزى براى آنها گذاشته است؟
ـ يا رسول الله! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.
ـ اگر اين را قبلا به من گفته بوديد, بر اين آدم نماز نمى خواندم. بچه هاى گرسنه را در اجتماع رها كرده است؟!(2)
يكى از ويژگى هاى عالى فرهنگ اسلام اين است كه در مصرف و استفاده از بعضى امكانات ((شان و موقعيت)) افراد را مدنظر قرار مى دهد و ملاك اسراف و عدم اسراف در بعضى از زمينه ها و موارد را با اوضاع اقتصادى هر زمان و موقعيت اقتصادى و اجتماعى هر فرد گره مى زند. به عنوان مثال خانه بزرگ داشتن و لباس فلان قيمت پوشيدن و ميزان طلا و جواهرات و اندازه نفقه همسر را مى توان به اين مساله نيز منوط كرد. (3) ولى بايد توجه داشت كه وسعت و سادگى چيزى است و تجمل پرستى و زرق و برق پرستى چيز ديگر. از ديدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است. مساله اى كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بهره بردارى از نعمتهاى الهى چنانچه از حد طبيعى هر فرد بگذرد, اسراف است ولى در حد اعتدال مانعى ندارد و چه بسا كمتر از آن حد براى بعضى افراد, مصداق ((بخل)) باشد. امام على عليه السلام درباره نشانه مسرف مى فرمايد: ((للمسرف ثلاث علامات: ياكل ماليس له و يلبس ماليس له و يشترى ماليس له)). (4)
اسرافكار سه ويژگى دارد: مافوق شان خود مى خورد, مى پوشد و خريد مى كند.
در تعابير اسلامى حدى را كه براى مسكن معين كرده اند اين است كه به اندازه ((كفايت)) و ((كفاف)) آدمى باشد و اين مقدار نسبت به افراد, خانواده ها, زمانها و مناطق فرق مى كند, ولى در عين حال بايد بگونه اى باشد كه از حد اعتدال آن زمان و منطقه تجاوز نكند.
على عليه السلام در بيان حد لباس انسانهاى باتقوا مى فرمايد: ((ملبسهم الاقتصاد)) لباس پوشيدنشان در حد اعتدال و ميانه روى است.
نه لباسهاى قيمتى مى پوشند و نه لباسهاى ژوليده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولى, ظاهرى آراسته, پاكيزه و متين دارند.
عوامل زمینه ساز اسراف
اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال, برخاسته از ريشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود. در اين قسمت به بيان و بررسى بعضى از اين عوامل خواهيم پرداخت:
1ـ خودنمايى
شخصى كه در دوران زندگى همواره در نيل به خواسته ها و آرزوهاى خويش ناكام مانده و با تنگدستى و محروميت دست به گريبان بوده است, اين سرخوردگيهاى انباشته شده, به تدريج تبديل به عقده هاى روانى شده و در شخصيت او ايجاد اختلال مى نمايد. در اين صورت, فرد دچار اختلال, براى سرپوش گذاردن بر ناكاميها و عقده هاى متراكم خود, دست به عملى مى زند تا او را در اجتماع شخصيت دهد. به عنوان مثال براى باز يافتن شخصيت سركوب شده خويش به اسراف و ريخت و پاشهاى غير معقول متوسل مى شود و فكر مى كند كه با اين رويه در اجتماع به عنوان انسانى دست ودل باز و بى اعتنا به ثروت مطرح مى گردد.
2 ـ تربيت خانوادگى
خانواده يكى از اركان تربيت و محل شكل گيرى شخصيت رفتارى انسان است. شيوه هاى رفتارى فرزندان, انعكاسى از نوع تربيت خانوادگى آنهاست, از اين رو بسيارى از دختران و پسران رفتارهاى فردى و اجتماعى, اقتصادى و اخلاقى را از والدين خود مىآموزند و در موقع لزوم آن را به كار مى گيرند.
يك مادر خوب و فهميده كه در خانه الگوى صحيحى براى مصرف داشته باشد و از مصارف غير ضرورى و مسرفانه پرهيز كند, قهرا دخترى خواهد داشت كه در زندگى فردى و اجتماعى آينده خود, دچار ضعف شخصيت و تقليد از ديگران نخواهد شد. اما در نقطه مقابل, مادرى كه بدون داشتن الگوى صحيح مصرف, به زياده روى و ولخرجى خو گرفته است, اين روش او در ساختار روحى فرزندش اثر گذاشته و قهرا او در زندگى آينده اش آن را به كار خواهد گرفت.
3 ـ فساد اخلاقى
ترك اسراف, يك نوع پايبندى و تعهد به مقررات دينى است كه در اثر تربيت و تهذيب به دست مى آيد. در بعضى مردم, زمينه اسراف را بايد در شخصيت اخلاقى و روحى آنها جستجو كرد; زيرا شخصى كه خود را به تجاوز و قانون شكنى عادت داده و به گناه خو گرفته است, نمى تواند در امور مالى اش فردى معتدل باشد و همواره به دنبال تامين خواسته هاى افسار گسيخته خود مى باشد. او از اين طريق سرمايه اش را به هدر مى دهد.
4 ـ تقليد
تقليد از ابزار مهم تربيت بشر است. انسان هميشه مى خواهد زندگى اش را با كسانى كه در نظر او داراى شرافت و موفقيت اند, هماهنگ سازد. اين احساس اگر همراه با هدايت عقل و انتخاب الگوهاى مناسب و صحيح باشد, بسيار ارزنده است. و چنانچه با جهل و هواهاى نفسانى همراه باشد, موجب گمراهى و سقوط ارزشهاى دينى و انسانى مى شود. بسيارى از مردم در توجيه و درست جلوه دادن خلافكاريهاى خود ـ از جمله اسراف عمل ديگران را پيش كشيده و مى گويند ديگران هم, چنين مى كنند, غافل از اينكه عمل ديگران نمى تواند مجوزى براى فساد و ولخرجى آنها باشد. لباس پوشيدنها, غذا پختنها, طلا و جواهرات, دكورها و ديگر مصارفى كه بر اساس ((چشم و همچشمى)) آميخته با اسراف هستند, كم نيستند و همين روحيه ((چشم و همچشمى)) عاملى براى اختلافات خانوادگى و نگرانيهاى روحى ـ روانى مى شود و خانواده اى را در كام بلاى اسراف و تن به ذلت دادن مى كشد و آرامش روحى زن و شوهر را سلب مى كند.
امام باقر عليه السلام مى فرمايد: اياك ان تطمع بصرك الى من هو فوقك (5) تو را از اينكه چشم طمع خود را به زندگى فرد بالاتر از خويش بدوزى, بر حذر مى دارم.
5 ـ الگوهاى اجتماعى
آنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوى عملى مردم بشمار مى رود تاثير عمده اى در چگونگى بهره بردارى مردم از امكانات دارند. نقش بسيار مهم رسانه ها در الگودهى در همين راستا است. زندگى شخصى و نيز ادارى مديران جامعه از همين مقوله است. سياستگذاريها و برنامه ريزيهاى خرد و كلان در جامعه را نيز نبايد فراموش كرد.
اسراف و فقر
همان گونه كه گناهان ديگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند, اسراف نيز آثار وضعى و تكليفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه ديگران را هم كه در مقابل اين پديده شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى كنند, فرا مى گيرد.
((فقر)) و تنگ دستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه دامنگير شخص و جامعه مى شود. امام كاظم عليه السلام مى فرمايند: ((من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمه و من بذذر و اسرف زالت عنه النعمه))
((هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پيشه كند, نعمت بر او باقى مى ماند و هر كس كه تبذير و اسراف كند, نعمت از او گرفته مى شود و فقير مى گردد)))
آنگاه كه نعمتها كاهش يابند و روحيه خودكفايى و قناعت و صرفه جويى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد, بناچار براى رفع نيازمنى هاى خود به ديگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصيتش را از دست خواهد داد.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: ان مع الاسراف قله البركه (6) همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.
در يك بررسى كوتاه مى توان به اسرافكاريهاى بسيارى از مردم جامعه پى برد. ميلياردها تومان اسراف سالانه مواد غذايى, خارج شدن هزاران كيلو نان خشك و ضايع شدن خروارها ميوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادير زيادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقير و محروم در انتظار يك دست آنهاست, نمايانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنيد: ((گفته مى شود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران چيزى حول و حوش 3 ميليون آن ((دور ريز)) مى شود كه اين ميزان نان در واقع نابود مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز, در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضايعات, صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مى رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال بهداشتى نيست)) (7) با اين مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت, هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسيارى را درمان كرد.
نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى نگاهش به ميوه اى كه بطور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود, افتاد. آنگاه خشمگين شد و (با عتاب) فرمود: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد, بسيارى از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهيد كه نيازمند آن است. (8)
چرا غذا را بيش از نياز پخت مى كنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويى نمى كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ, لوازم التحرير, دستمال كاغذى زياده روى مى كنيم؟ چرا از ميوه ها درست استفاده نمى كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى بنديم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع مى كنند؟ چرا الگوهايى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نيز عملكرد بعضى مديران مشهود است جامعه را به سوى يك زندگى تجملى و اسرافگرايانه مى كشد؟ و دهها چراى ديگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد داريد.
امام صادق (ع) مى فرمايد: ((ميانه روى در زندگى چيزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايى باشد, چون آن هسته به كار مىآيد (9). يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد.)) (10)
اسراف موجب عدم استجابت دعا
مسرف چون با سو اختيار خود گرفتار اين بيمارى شده و به تنگدستى افتاده است, اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد, دعايش مستجاب نخواهد شد. امام صادق عليه السلام يكى از چهار نفرى را كه دعايشان مستجاب نمى شود, فردى مى داند كه ثروتش را ضايع كرده, آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرمايد: آيا تو را به ميانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟! (11)
اسراف موجب دورى از خدا
از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد ديگر موثر است, بالطبع انحراف و كژى در يك بعد به انحراف در ساير ابعاد منجر مى شود.
اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصيت با چشم, گوش, زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتيجه تكذيب حق مى شود, اينجاست كه آدمى بتدريج از خداوند دور شده و از نعمت هدايت الهى محروم مى شود و اين, يك سنت قطعى و لايتغير الهى است كه هدايت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهيز از گناه و محرمات به دست مىآيد.
در غير اين صورت, فراموشى ياد خداوند توسعه مى يابد و بتدريج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سر در گمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به يكديگر كم مى شود; روحيه ايثار و فداكارى و كارگشايى, از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم كاهش مى يابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر يكديگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـيـر و پسنديده دريغ مى ورزند.
اسراف نيز عاملى براى دور شدن دلها, زياد شدن فاصله طبقاتى, بى تفاوت شدن و دهها عارضه ديگر روحى ـ اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند.
اسراف در بيت المال
حفظ بيت المال و نظارت دقيق بر هزينه هاى عمومى و مقدم داشتن الويتها از مهمترين وظايف حكومت اسلامى است. از آنجا كه همه اقشار جامعه ـ روستايى و شهرى ـ در بيت المال شريك مى باشند چگونه مى توان از بودجه عمومى كشور در زيباسازى بيش از حد و تغييرسالانه دكوراسيون ادارات, شركتها و بانكها و تجهيز دفتر كار مسوولان و خريدگل وگلدان هاىمتنوع قيمتى براىدفتر مديران كشور و برپايى ضيافتهاى غيرضرورى براى مسوولان و يا برپايى بعضى سمينارها استفاده كرد؟! بطور قطع اينها مصداق ((منكر)) هستند و تا با آنها مبارزه نشود ايجاد عدالت اجتماعى مشكل به نظر مرسد.
عدالت اجتماعى زمانى عينيت پيدا مى كند كه همه ثروتهاى كشور بطور مساوى بين همه اقشار تقسيم و توزيع شود. وجود دارند مديرانى كه طبق دلخواه و خواسته خويش دكور اطاقشان را به هم ريخته و به سبك مورد پسند خود بازسازى مى كنند; گلدانهاى گرانقيمت را خريدارى كرده و اطاق را زينت مى دهند و حال آنكه اين بودجه ها و هزينه مصارفى لازمتر و ضرورى تر دارند. طبيعى است كه اين روش چنان كه اشاره شد علاوه بر رشد تجمل گرايى عمومى, موجب بى اعتماد شدن توده هاى مردمى به دست اندركاران كشور مى شود. اين سيره عملى نادرست نظارتى جدى از سوى دولت اسلامى را نياز دارد تا بيت المال را از شر جاهلان و عاملان حفظ كند.
على عليه السلام در نامه اى به زيادبن ابيه كه جانشين حاكم بصره بود, مى نويسد: ((به خدا سوگند ياد مى كنم, سوگندى از روى راستى و درستى, كه اگر به من خبر رسد كه تو در بيت المال مسلمانان به چيزى اندك يا بزرگ خيانت كرده و بر خلاف دستور, صرف و هزينه نموده اى, بر تو آنچنان سخت خواهم گرفت كه تو را فقير و ناتوان از تامين مخارج خانواده و خوار و پست گرداند.))(13)
شايد شما هم با نامگذاري امسال به عنوان "اصلاح الگوي مصرف " گمان كنید اين بحث تازه اي است كه رهبر معظم انقلاب پيش روي ملت گشوده اند، اما با كمي بررسي متوجه خواهيد شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبري است.
ايشان از روزهاي نخستين سال 1370، همزمان با شروع نبرد زو و تزوير در بين مسئولان ، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.همان روزهايي كه "ديگر نوبت رفاه مسئولان " رسيد و كوخ نشيني رجايي به كاخ نشيني ها تبديل شد. اين هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت هاي گوناگون به اين نكته اشاره مي كردند كه بايد فرهنگ قناعت و شيوه صحيح مصرف جايگزين شيرفه مصرف مسرفانه اي شود كه دامنگير جامعه شده است.
در سال 82 حتي از صدا و سيما و هيئات وزيران خواستند تا در جهت اصلاح الگوي مصرف گام جدي بردارند و به مبارزه با تبيلغ هاي مصرف گرايانه بپردازند، كه متاسفانه با بي توجهي مسئولين نتيجه اي در برنداشت. اينك در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي كه به شعار پيشرفت و عدالت مزين گشته است، بيش از پيش به اصلاح الگوي مصرف براي ايجاد عدالت و پيشرفت نيازمنديم.
اصلاحي كه اگر صورت گيرد مي تواند نقش اساسي در ايجاد عدالت در بين طبقات جامعه و پيشرفت براي كشور داشته باشد. سخنان گهربار رهبري در اين 18 سال خود بيش از همه تحليل ها مويد اين نكته است.
در اينجا نكاتي كه در لابلاي سخنان رهبري در اين 18 سال راجع به اصلاح الگوي مصرف آورده اند، جمع آوري كرده ایم:
ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيستونهم ماه مبارك رمضان) 26/1/1370
برادران! اميرالمؤمنين مىگويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مىرود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجملگرايى بكنند. اينطور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد.
اين مهريههاى گرانقيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مىگذارند، خطاست. نمىگويم حرام است، اما پديدهى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحتالشعاع ارزش طلا و پول قرار مىدهد.
ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) و "روز زن " 25/9/1371
من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانهدار عرض مىكنم: سراغ اين مصرفگرايى كه غرب مثل خوره بهجان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى درحال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشورما انداخته است، نرويد.
مصرف بايد در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأنِ زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود.
نمىخواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مىخواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينتآلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.
خطبههاى نماز عيد سعيد فطر 4/1/1372
در اين روز مبارك و در اين محشر عظيم مردمى، طبق رويّهاى كه در سالهاى گذشته در مثل چنين روزى داشتهايم، با استفاده از اين فضاى روحانى، موردى را از دهها مورد كه در زندگى ما مىتواند مطرح شود، مطرح مىكنم و آن، اجتناب از اسراف و زيادهروى است. به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مىكنم كه موضوع قناعت را جدّى بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهرهمند نشويد. مقصود اين است كه حدّ و اندازه نگه داريد؛ زيادهروى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مىكنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمىرسد. نه به خاطر اينكه كم داريم. به خاطر اينكه بسيارى به خودشان حق مىدهند كه نعمتهاى الهى را بىحساب و كتاب مصرف كنند؛ بىاندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظهاى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمتهاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مىشود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مىشود! چقدر ميوه مصرف نشده ضايع مىشود و از خانهها بيرون ريخته مىشود! چقدر لباس زيادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خريدارى مىشود و در خانهها و صندوقها مىماند، براى اينكه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.
مىخواهم اين مطلب را ملت عزيزمان بدانند كه اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجايى كه اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهاى الهى انجام گيرد، تضييع و تلف كردن نعمت است. تصميم بگيريد اين كار را نكنيد. البته خانوادههاى كم درآمد، شايد وسعشان هم نرسد كه بخواهند اسراف كنند؛ اما خانوادههاى پردرآمد و حتّى بسيارى از خانوادههاى متوسّط، متأسفانه اسراف مىكنند. من اين جمله را عرض كردم، برآن تأكيد و پافشارى مىكنم و خواهشمندم كه ملت عزيزمان، اين سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهميت دهند، براى آن حسابى باز كنند و سعىشان بر اسراف نكردن باشد.
خطبههاى نماز جمعه 14/11/1373
بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مىشود، مهار گردد.
اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى 1376/1/1
من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كردم كه صرفهجويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفهجويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمىگذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زيادهروى نكنند.
اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفهجويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مىگويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زيادهروى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است.
اگر جامعهاى بخواهد قناعت و صرفهجويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند
در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع) 1/1/1377
ببينيد اسراف چه كار مىكند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسايل تجمّلاتى! عزيزان من! اين اسراف همان كارى را با كشور مىكند كه دشمن مىخواهد! او از آن طرف به وسيله نفت، بهوسيله تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربهها بر ملت ايران ضربه وارد مىكند؛ از اين طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفهجويى نكردن، ضربه او را تكميل مىكنيم!
حرف من اين است. من در پيام گفتم كه مردم را به رياضت اقتصادى دعوت نمىكنم؛ ابداً! چه رياضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتياج به رياضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفهجويى و به اسراف نكردن دعوت مىكنم. اسراف، حرام است. اين هم نمىشود كه من و شما، مرتّب ديگران را نصيحت كنيم. همه بايد سعى كنند كه اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى كارى خودشان دور كنند.
من در پيام عرض كردم كه مسؤولين دولتى بايد فهرستى درست كنند و موارد اسراف را به مردم ياد دهند. اين يك مطلب از مطالبى كه ما در پيام امسال عرض كرديم؛ حال هم تأكيد مىكنيم و توقّع داريم كه مردم، توجّه و دنبال كنند. انشاءاللَّه از آن، سود كشور حاصل شود.
خطبههاى نمازجمعه تهران 1379/2/23
ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مىكرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمىخواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش بهوجود آمد كه چنين چيزى نباشد.
خطبههاى نماز جمعه تهران 1379/9/25
منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مىشود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است؛
خطبههاى نماز عيد فطر 15/9/1381
مصرفگرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبهروز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مىكند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - بهويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرفگرايى و تجمّلگرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازهى لازم مصرف كردن و اجتناب از زيادهروى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند.
مصرفگرايى، جامعه را از پاى درمىآورد. جامعهاى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.
ديدار معلّمان و كارگران 1382/2/10
توصيه من به وزيران محترمى كه اينجا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينههاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسرافگونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند.
ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت 6/6/1385
"اجتناب از اسراف و ريختوپاش " جزو برنامههاى بسيار خوب شماهاست
ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى استان سمنان 18/8/1385
آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همهى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحلهى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنهى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............دربارهى مشكلات اجتماعىاى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است.
راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مىخواهد. در دانشگاهها پروژههاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجهى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانهها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگسازى شود. اين، مىشود پيشرفت.
ديدار مسئولان اقتصادى و دستاندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى 1385/11/30
اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مىكرد، نبايد ديگر اين كارها در دورهى بعد از جنگ، در دههى دوم و سوم، انجام مىگرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مىشد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مىشد؛ بايد مىداديم.
بايد مالكيت دولت را روزبهروز كمتر مىكرديم. اينطور نشد، بلكه بيشتر و گستردهتر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مىگرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسرافآميز، ساختمانسازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد.
خطبههاى نماز عيد سعيد فطر 21/7/1386
ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كنندهى نفت است، وارد كنندهى فرآوردهى نفت - بنزين - است! اين تعجبآور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟!
ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم ميگويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: "لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط "؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانهروى؛ ميانهروى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: "و الّذين اذا انفقوا "؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، "لم يسرفوا و لم يقتروا "؛ نه اسراف ميكنند - زيادهروى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند.
اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مىبينيد بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دمبهساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كردهاند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست.
ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زيادهروى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و انشاءاللَّه عمل كنيم.
ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني 15/2/1387
من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، ميتوانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئلهي اسراف است
ديدار رئيسجمهوري و اعضاى هيئت دولت 2/6/1387
سادهزيستى - بخصوص در خود آقاى رئيسجمهور - خوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر - بحمداللَّه هست. سادهزيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زيادهروى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعهمان ريشهكن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم.
عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصلهتان را با طبقات ضعيف كم كردهايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی
نمایندگی ولی فقیه مرکز قلب جماران
پي نوشتها:
1 ـ كافى,ج 4 , ص 54 .
2 ـ گفتارهاى معنوى, شهيد مطهرى, ص 163 .
3 ـ براى توضيح بيشتر پيرامون ميزان نفقه همسر, مى توانيد به تحريرالوسيله امام خمينى (ره), ج 2 , كتاب النكاح, فصل نفقات, مساله 8
4 ـ سفينه البحار, ج 1 , ص 615 .
5 ـ اصول كافى, ج 2 , ص 137 .
6 ـ وسايل, ج 15 , ص 261 .
7 ـ روزنامه كيهان, 25 خرداد 1372 .
8 ـ مستدرك الوسايل, كتاب الاطعمه و الاشربه, باب 61 .
9 ـ توضيح اين مطلب لازم است كه در آن زمان, هسته خرما در بعضى زمينه ها كاربردى داشته باشد.
10 ـ وسايل, ج 15 , ص 257 .
11 ـ اصول كافى, ج 2 , ص 511 .
12 ـ نهج البلاغه, نامه 20 .
13 ـ بحارالانوار, ج 41 , ص 105 .
مفهوم اسراف در معناى اسراف گفته اند: تجاوز از حد اسراف است در هر عملى اگر چه حلال باشد و انسان آن را انجام مى دهد. گرچه كاربرد و مصداق آن در انفاق و مصرف كردن بيشتر است. از اين رو به كارگيرى هر چيز در غير مسير و حد خودش, چه از نظر كميت و چه كيفيت, ((اسراف)) ناميده مى شود.
مصادیقی از اسراف
1 ـ ضايع كردن مال و بيهوده تلف كردن آن, هر چه كم باشد, مثل بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان, پوشيدن لباس قيمتى مخصوص مهمانى در محيط كار
2 ـ صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سيرى در صورتى كه مضر باشد.
امام صادق (عليه السلام)مى فرمايد: انما الاسراف فيما اتلف المال و اضرذ بالبدن (1) اسراف در چيزى است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود.
اما اگر درمان بيمارى و سلامتى آدمى به هزينه زياد نياز دارد, بايد هزينه كرد و به يقين اسراف نخواهد بود.
3 ـ صرف مال در مصارفى كه شرعا حرام است. مانند خريد شراب و ابزار و ادوات حرام.
تذكر اين كه در انفاق در راه خدا نيز بايد اندازه را نگه داشت و از حد تجاوز نكرد, زيرا تامين نفقه همسر و فرزندان و تهيه مسائل رفاهى اوليه آنها از واجبات است.
مردى از دنيا رفت و پيامبر(صلي الله عليه وآله)بر او نماز خواند. سپس پرسيد: چند تا بچه دارد و چه چيزى براى آنها گذاشته است؟
ـ يا رسول الله! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.
ـ اگر اين را قبلا به من گفته بوديد, بر اين آدم نماز نمى خواندم. بچه هاى گرسنه را در اجتماع رها كرده است؟!(2)
يكى از ويژگى هاى عالى فرهنگ اسلام اين است كه در مصرف و استفاده از بعضى امكانات ((شان و موقعيت)) افراد را مدنظر قرار مى دهد و ملاك اسراف و عدم اسراف در بعضى از زمينه ها و موارد را با اوضاع اقتصادى هر زمان و موقعيت اقتصادى و اجتماعى هر فرد گره مى زند. به عنوان مثال خانه بزرگ داشتن و لباس فلان قيمت پوشيدن و ميزان طلا و جواهرات و اندازه نفقه همسر را مى توان به اين مساله نيز منوط كرد. (3) ولى بايد توجه داشت كه وسعت و سادگى چيزى است و تجمل پرستى و زرق و برق پرستى چيز ديگر. از ديدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است. مساله اى كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بهره بردارى از نعمتهاى الهى چنانچه از حد طبيعى هر فرد بگذرد, اسراف است ولى در حد اعتدال مانعى ندارد و چه بسا كمتر از آن حد براى بعضى افراد, مصداق ((بخل)) باشد. امام على عليه السلام درباره نشانه مسرف مى فرمايد: ((للمسرف ثلاث علامات: ياكل ماليس له و يلبس ماليس له و يشترى ماليس له)). (4)
اسرافكار سه ويژگى دارد: مافوق شان خود مى خورد, مى پوشد و خريد مى كند.
در تعابير اسلامى حدى را كه براى مسكن معين كرده اند اين است كه به اندازه ((كفايت)) و ((كفاف)) آدمى باشد و اين مقدار نسبت به افراد, خانواده ها, زمانها و مناطق فرق مى كند, ولى در عين حال بايد بگونه اى باشد كه از حد اعتدال آن زمان و منطقه تجاوز نكند.
على عليه السلام در بيان حد لباس انسانهاى باتقوا مى فرمايد: ((ملبسهم الاقتصاد)) لباس پوشيدنشان در حد اعتدال و ميانه روى است.
نه لباسهاى قيمتى مى پوشند و نه لباسهاى ژوليده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولى, ظاهرى آراسته, پاكيزه و متين دارند.
عوامل زمینه ساز اسراف
اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال, برخاسته از ريشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود. در اين قسمت به بيان و بررسى بعضى از اين عوامل خواهيم پرداخت:
1ـ خودنمايى
شخصى كه در دوران زندگى همواره در نيل به خواسته ها و آرزوهاى خويش ناكام مانده و با تنگدستى و محروميت دست به گريبان بوده است, اين سرخوردگيهاى انباشته شده, به تدريج تبديل به عقده هاى روانى شده و در شخصيت او ايجاد اختلال مى نمايد. در اين صورت, فرد دچار اختلال, براى سرپوش گذاردن بر ناكاميها و عقده هاى متراكم خود, دست به عملى مى زند تا او را در اجتماع شخصيت دهد. به عنوان مثال براى باز يافتن شخصيت سركوب شده خويش به اسراف و ريخت و پاشهاى غير معقول متوسل مى شود و فكر مى كند كه با اين رويه در اجتماع به عنوان انسانى دست ودل باز و بى اعتنا به ثروت مطرح مى گردد.
2 ـ تربيت خانوادگى
خانواده يكى از اركان تربيت و محل شكل گيرى شخصيت رفتارى انسان است. شيوه هاى رفتارى فرزندان, انعكاسى از نوع تربيت خانوادگى آنهاست, از اين رو بسيارى از دختران و پسران رفتارهاى فردى و اجتماعى, اقتصادى و اخلاقى را از والدين خود مىآموزند و در موقع لزوم آن را به كار مى گيرند.
يك مادر خوب و فهميده كه در خانه الگوى صحيحى براى مصرف داشته باشد و از مصارف غير ضرورى و مسرفانه پرهيز كند, قهرا دخترى خواهد داشت كه در زندگى فردى و اجتماعى آينده خود, دچار ضعف شخصيت و تقليد از ديگران نخواهد شد. اما در نقطه مقابل, مادرى كه بدون داشتن الگوى صحيح مصرف, به زياده روى و ولخرجى خو گرفته است, اين روش او در ساختار روحى فرزندش اثر گذاشته و قهرا او در زندگى آينده اش آن را به كار خواهد گرفت.
3 ـ فساد اخلاقى
ترك اسراف, يك نوع پايبندى و تعهد به مقررات دينى است كه در اثر تربيت و تهذيب به دست مى آيد. در بعضى مردم, زمينه اسراف را بايد در شخصيت اخلاقى و روحى آنها جستجو كرد; زيرا شخصى كه خود را به تجاوز و قانون شكنى عادت داده و به گناه خو گرفته است, نمى تواند در امور مالى اش فردى معتدل باشد و همواره به دنبال تامين خواسته هاى افسار گسيخته خود مى باشد. او از اين طريق سرمايه اش را به هدر مى دهد.
4 ـ تقليد
تقليد از ابزار مهم تربيت بشر است. انسان هميشه مى خواهد زندگى اش را با كسانى كه در نظر او داراى شرافت و موفقيت اند, هماهنگ سازد. اين احساس اگر همراه با هدايت عقل و انتخاب الگوهاى مناسب و صحيح باشد, بسيار ارزنده است. و چنانچه با جهل و هواهاى نفسانى همراه باشد, موجب گمراهى و سقوط ارزشهاى دينى و انسانى مى شود. بسيارى از مردم در توجيه و درست جلوه دادن خلافكاريهاى خود ـ از جمله اسراف عمل ديگران را پيش كشيده و مى گويند ديگران هم, چنين مى كنند, غافل از اينكه عمل ديگران نمى تواند مجوزى براى فساد و ولخرجى آنها باشد. لباس پوشيدنها, غذا پختنها, طلا و جواهرات, دكورها و ديگر مصارفى كه بر اساس ((چشم و همچشمى)) آميخته با اسراف هستند, كم نيستند و همين روحيه ((چشم و همچشمى)) عاملى براى اختلافات خانوادگى و نگرانيهاى روحى ـ روانى مى شود و خانواده اى را در كام بلاى اسراف و تن به ذلت دادن مى كشد و آرامش روحى زن و شوهر را سلب مى كند.
امام باقر عليه السلام مى فرمايد: اياك ان تطمع بصرك الى من هو فوقك (5) تو را از اينكه چشم طمع خود را به زندگى فرد بالاتر از خويش بدوزى, بر حذر مى دارم.
5 ـ الگوهاى اجتماعى
آنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوى عملى مردم بشمار مى رود تاثير عمده اى در چگونگى بهره بردارى مردم از امكانات دارند. نقش بسيار مهم رسانه ها در الگودهى در همين راستا است. زندگى شخصى و نيز ادارى مديران جامعه از همين مقوله است. سياستگذاريها و برنامه ريزيهاى خرد و كلان در جامعه را نيز نبايد فراموش كرد.
اسراف و فقر
همان گونه كه گناهان ديگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند, اسراف نيز آثار وضعى و تكليفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه ديگران را هم كه در مقابل اين پديده شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى كنند, فرا مى گيرد.
((فقر)) و تنگ دستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه دامنگير شخص و جامعه مى شود. امام كاظم عليه السلام مى فرمايند: ((من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمه و من بذذر و اسرف زالت عنه النعمه))
((هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پيشه كند, نعمت بر او باقى مى ماند و هر كس كه تبذير و اسراف كند, نعمت از او گرفته مى شود و فقير مى گردد)))
آنگاه كه نعمتها كاهش يابند و روحيه خودكفايى و قناعت و صرفه جويى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد, بناچار براى رفع نيازمنى هاى خود به ديگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصيتش را از دست خواهد داد.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: ان مع الاسراف قله البركه (6) همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.
در يك بررسى كوتاه مى توان به اسرافكاريهاى بسيارى از مردم جامعه پى برد. ميلياردها تومان اسراف سالانه مواد غذايى, خارج شدن هزاران كيلو نان خشك و ضايع شدن خروارها ميوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادير زيادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقير و محروم در انتظار يك دست آنهاست, نمايانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنيد: ((گفته مى شود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران چيزى حول و حوش 3 ميليون آن ((دور ريز)) مى شود كه اين ميزان نان در واقع نابود مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز, در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضايعات, صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مى رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال بهداشتى نيست)) (7) با اين مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت, هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسيارى را درمان كرد.
نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى نگاهش به ميوه اى كه بطور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود, افتاد. آنگاه خشمگين شد و (با عتاب) فرمود: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد, بسيارى از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهيد كه نيازمند آن است. (8)
چرا غذا را بيش از نياز پخت مى كنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويى نمى كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ, لوازم التحرير, دستمال كاغذى زياده روى مى كنيم؟ چرا از ميوه ها درست استفاده نمى كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى بنديم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع مى كنند؟ چرا الگوهايى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نيز عملكرد بعضى مديران مشهود است جامعه را به سوى يك زندگى تجملى و اسرافگرايانه مى كشد؟ و دهها چراى ديگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد داريد.
امام صادق (ع) مى فرمايد: ((ميانه روى در زندگى چيزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايى باشد, چون آن هسته به كار مىآيد (9). يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد.)) (10)
اسراف موجب عدم استجابت دعا
مسرف چون با سو اختيار خود گرفتار اين بيمارى شده و به تنگدستى افتاده است, اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد, دعايش مستجاب نخواهد شد. امام صادق عليه السلام يكى از چهار نفرى را كه دعايشان مستجاب نمى شود, فردى مى داند كه ثروتش را ضايع كرده, آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرمايد: آيا تو را به ميانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟! (11)
اسراف موجب دورى از خدا
از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد ديگر موثر است, بالطبع انحراف و كژى در يك بعد به انحراف در ساير ابعاد منجر مى شود.
اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصيت با چشم, گوش, زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتيجه تكذيب حق مى شود, اينجاست كه آدمى بتدريج از خداوند دور شده و از نعمت هدايت الهى محروم مى شود و اين, يك سنت قطعى و لايتغير الهى است كه هدايت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهيز از گناه و محرمات به دست مىآيد.
در غير اين صورت, فراموشى ياد خداوند توسعه مى يابد و بتدريج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سر در گمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به يكديگر كم مى شود; روحيه ايثار و فداكارى و كارگشايى, از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم كاهش مى يابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر يكديگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـيـر و پسنديده دريغ مى ورزند.
اسراف نيز عاملى براى دور شدن دلها, زياد شدن فاصله طبقاتى, بى تفاوت شدن و دهها عارضه ديگر روحى ـ اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند.
اسراف در بيت المال
حفظ بيت المال و نظارت دقيق بر هزينه هاى عمومى و مقدم داشتن الويتها از مهمترين وظايف حكومت اسلامى است. از آنجا كه همه اقشار جامعه ـ روستايى و شهرى ـ در بيت المال شريك مى باشند چگونه مى توان از بودجه عمومى كشور در زيباسازى بيش از حد و تغييرسالانه دكوراسيون ادارات, شركتها و بانكها و تجهيز دفتر كار مسوولان و خريدگل وگلدان هاىمتنوع قيمتى براىدفتر مديران كشور و برپايى ضيافتهاى غيرضرورى براى مسوولان و يا برپايى بعضى سمينارها استفاده كرد؟! بطور قطع اينها مصداق ((منكر)) هستند و تا با آنها مبارزه نشود ايجاد عدالت اجتماعى مشكل به نظر مرسد.
عدالت اجتماعى زمانى عينيت پيدا مى كند كه همه ثروتهاى كشور بطور مساوى بين همه اقشار تقسيم و توزيع شود. وجود دارند مديرانى كه طبق دلخواه و خواسته خويش دكور اطاقشان را به هم ريخته و به سبك مورد پسند خود بازسازى مى كنند; گلدانهاى گرانقيمت را خريدارى كرده و اطاق را زينت مى دهند و حال آنكه اين بودجه ها و هزينه مصارفى لازمتر و ضرورى تر دارند. طبيعى است كه اين روش چنان كه اشاره شد علاوه بر رشد تجمل گرايى عمومى, موجب بى اعتماد شدن توده هاى مردمى به دست اندركاران كشور مى شود. اين سيره عملى نادرست نظارتى جدى از سوى دولت اسلامى را نياز دارد تا بيت المال را از شر جاهلان و عاملان حفظ كند.
على عليه السلام در نامه اى به زيادبن ابيه كه جانشين حاكم بصره بود, مى نويسد: ((به خدا سوگند ياد مى كنم, سوگندى از روى راستى و درستى, كه اگر به من خبر رسد كه تو در بيت المال مسلمانان به چيزى اندك يا بزرگ خيانت كرده و بر خلاف دستور, صرف و هزينه نموده اى, بر تو آنچنان سخت خواهم گرفت كه تو را فقير و ناتوان از تامين مخارج خانواده و خوار و پست گرداند.))(13)
شايد شما هم با نامگذاري امسال به عنوان "اصلاح الگوي مصرف " گمان كنید اين بحث تازه اي است كه رهبر معظم انقلاب پيش روي ملت گشوده اند، اما با كمي بررسي متوجه خواهيد شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبري است.
ايشان از روزهاي نخستين سال 1370، همزمان با شروع نبرد زو و تزوير در بين مسئولان ، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.همان روزهايي كه "ديگر نوبت رفاه مسئولان " رسيد و كوخ نشيني رجايي به كاخ نشيني ها تبديل شد. اين هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت هاي گوناگون به اين نكته اشاره مي كردند كه بايد فرهنگ قناعت و شيوه صحيح مصرف جايگزين شيرفه مصرف مسرفانه اي شود كه دامنگير جامعه شده است.
در سال 82 حتي از صدا و سيما و هيئات وزيران خواستند تا در جهت اصلاح الگوي مصرف گام جدي بردارند و به مبارزه با تبيلغ هاي مصرف گرايانه بپردازند، كه متاسفانه با بي توجهي مسئولين نتيجه اي در برنداشت. اينك در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي كه به شعار پيشرفت و عدالت مزين گشته است، بيش از پيش به اصلاح الگوي مصرف براي ايجاد عدالت و پيشرفت نيازمنديم.
اصلاحي كه اگر صورت گيرد مي تواند نقش اساسي در ايجاد عدالت در بين طبقات جامعه و پيشرفت براي كشور داشته باشد. سخنان گهربار رهبري در اين 18 سال خود بيش از همه تحليل ها مويد اين نكته است.
در اينجا نكاتي كه در لابلاي سخنان رهبري در اين 18 سال راجع به اصلاح الگوي مصرف آورده اند، جمع آوري كرده ایم:
ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيستونهم ماه مبارك رمضان) 26/1/1370
برادران! اميرالمؤمنين مىگويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مىرود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجملگرايى بكنند. اينطور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد.
اين مهريههاى گرانقيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مىگذارند، خطاست. نمىگويم حرام است، اما پديدهى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحتالشعاع ارزش طلا و پول قرار مىدهد.
ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) و "روز زن " 25/9/1371
من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانهدار عرض مىكنم: سراغ اين مصرفگرايى كه غرب مثل خوره بهجان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى درحال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشورما انداخته است، نرويد.
مصرف بايد در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأنِ زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود.
نمىخواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مىخواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينتآلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.
خطبههاى نماز عيد سعيد فطر 4/1/1372
در اين روز مبارك و در اين محشر عظيم مردمى، طبق رويّهاى كه در سالهاى گذشته در مثل چنين روزى داشتهايم، با استفاده از اين فضاى روحانى، موردى را از دهها مورد كه در زندگى ما مىتواند مطرح شود، مطرح مىكنم و آن، اجتناب از اسراف و زيادهروى است. به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مىكنم كه موضوع قناعت را جدّى بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهرهمند نشويد. مقصود اين است كه حدّ و اندازه نگه داريد؛ زيادهروى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مىكنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمىرسد. نه به خاطر اينكه كم داريم. به خاطر اينكه بسيارى به خودشان حق مىدهند كه نعمتهاى الهى را بىحساب و كتاب مصرف كنند؛ بىاندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظهاى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمتهاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مىشود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مىشود! چقدر ميوه مصرف نشده ضايع مىشود و از خانهها بيرون ريخته مىشود! چقدر لباس زيادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خريدارى مىشود و در خانهها و صندوقها مىماند، براى اينكه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.
مىخواهم اين مطلب را ملت عزيزمان بدانند كه اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجايى كه اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهاى الهى انجام گيرد، تضييع و تلف كردن نعمت است. تصميم بگيريد اين كار را نكنيد. البته خانوادههاى كم درآمد، شايد وسعشان هم نرسد كه بخواهند اسراف كنند؛ اما خانوادههاى پردرآمد و حتّى بسيارى از خانوادههاى متوسّط، متأسفانه اسراف مىكنند. من اين جمله را عرض كردم، برآن تأكيد و پافشارى مىكنم و خواهشمندم كه ملت عزيزمان، اين سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهميت دهند، براى آن حسابى باز كنند و سعىشان بر اسراف نكردن باشد.
خطبههاى نماز جمعه 14/11/1373
بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مىشود، مهار گردد.
اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى 1376/1/1
من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كردم كه صرفهجويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفهجويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمىگذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زيادهروى نكنند.
اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفهجويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مىگويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زيادهروى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است.
اگر جامعهاى بخواهد قناعت و صرفهجويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند
در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع) 1/1/1377
ببينيد اسراف چه كار مىكند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسايل تجمّلاتى! عزيزان من! اين اسراف همان كارى را با كشور مىكند كه دشمن مىخواهد! او از آن طرف به وسيله نفت، بهوسيله تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربهها بر ملت ايران ضربه وارد مىكند؛ از اين طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفهجويى نكردن، ضربه او را تكميل مىكنيم!
حرف من اين است. من در پيام گفتم كه مردم را به رياضت اقتصادى دعوت نمىكنم؛ ابداً! چه رياضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتياج به رياضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفهجويى و به اسراف نكردن دعوت مىكنم. اسراف، حرام است. اين هم نمىشود كه من و شما، مرتّب ديگران را نصيحت كنيم. همه بايد سعى كنند كه اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى كارى خودشان دور كنند.
من در پيام عرض كردم كه مسؤولين دولتى بايد فهرستى درست كنند و موارد اسراف را به مردم ياد دهند. اين يك مطلب از مطالبى كه ما در پيام امسال عرض كرديم؛ حال هم تأكيد مىكنيم و توقّع داريم كه مردم، توجّه و دنبال كنند. انشاءاللَّه از آن، سود كشور حاصل شود.
خطبههاى نمازجمعه تهران 1379/2/23
ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مىكرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمىخواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش بهوجود آمد كه چنين چيزى نباشد.
خطبههاى نماز جمعه تهران 1379/9/25
منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مىشود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است؛
خطبههاى نماز عيد فطر 15/9/1381
مصرفگرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبهروز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مىكند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - بهويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرفگرايى و تجمّلگرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازهى لازم مصرف كردن و اجتناب از زيادهروى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند.
مصرفگرايى، جامعه را از پاى درمىآورد. جامعهاى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.
ديدار معلّمان و كارگران 1382/2/10
توصيه من به وزيران محترمى كه اينجا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينههاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسرافگونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند.
ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت 6/6/1385
"اجتناب از اسراف و ريختوپاش " جزو برنامههاى بسيار خوب شماهاست
ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى استان سمنان 18/8/1385
آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همهى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحلهى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنهى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............دربارهى مشكلات اجتماعىاى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است.
راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مىخواهد. در دانشگاهها پروژههاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجهى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانهها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگسازى شود. اين، مىشود پيشرفت.
ديدار مسئولان اقتصادى و دستاندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى 1385/11/30
اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مىكرد، نبايد ديگر اين كارها در دورهى بعد از جنگ، در دههى دوم و سوم، انجام مىگرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مىشد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مىشد؛ بايد مىداديم.
بايد مالكيت دولت را روزبهروز كمتر مىكرديم. اينطور نشد، بلكه بيشتر و گستردهتر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مىگرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسرافآميز، ساختمانسازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد.
خطبههاى نماز عيد سعيد فطر 21/7/1386
ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كنندهى نفت است، وارد كنندهى فرآوردهى نفت - بنزين - است! اين تعجبآور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟!
ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم ميگويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: "لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط "؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانهروى؛ ميانهروى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: "و الّذين اذا انفقوا "؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، "لم يسرفوا و لم يقتروا "؛ نه اسراف ميكنند - زيادهروى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند.
اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مىبينيد بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دمبهساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كردهاند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست.
ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زيادهروى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و انشاءاللَّه عمل كنيم.
ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني 15/2/1387
من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، ميتوانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئلهي اسراف است
ديدار رئيسجمهوري و اعضاى هيئت دولت 2/6/1387
سادهزيستى - بخصوص در خود آقاى رئيسجمهور - خوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر - بحمداللَّه هست. سادهزيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زيادهروى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعهمان ريشهكن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم.
عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصلهتان را با طبقات ضعيف كم كردهايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی
نمایندگی ولی فقیه مرکز قلب جماران
پي نوشتها:
1 ـ كافى,ج 4 , ص 54 .
2 ـ گفتارهاى معنوى, شهيد مطهرى, ص 163 .
3 ـ براى توضيح بيشتر پيرامون ميزان نفقه همسر, مى توانيد به تحريرالوسيله امام خمينى (ره), ج 2 , كتاب النكاح, فصل نفقات, مساله 8
4 ـ سفينه البحار, ج 1 , ص 615 .
5 ـ اصول كافى, ج 2 , ص 137 .
6 ـ وسايل, ج 15 , ص 261 .
7 ـ روزنامه كيهان, 25 خرداد 1372 .
8 ـ مستدرك الوسايل, كتاب الاطعمه و الاشربه, باب 61 .
9 ـ توضيح اين مطلب لازم است كه در آن زمان, هسته خرما در بعضى زمينه ها كاربردى داشته باشد.
10 ـ وسايل, ج 15 , ص 257 .
11 ـ اصول كافى, ج 2 , ص 511 .
12 ـ نهج البلاغه, نامه 20 .
13 ـ بحارالانوار, ج 41 , ص 105 .



