صفحه نخست         پست الكترونيك    |       نشاني rss وبلاگ
ان الله لایهدی من هو مسرف کذاب ... خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدایت نخواهد کرد

الف – مهندسي فرهنگي : به نظرمي رسد يكي ازراهبردهاي اساسي كه مقوله فرهنگ را درمجراي اساسي خود قرارمي دهد ودرواقع چشم انداز فرهنگي نظام محسوب مي شود مهندسي فرهنگي مي باشد؛ واژه اي كه درسال 1381 ازسوي مقام معظم رهبري دردستوركار شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرارگرفت .

مهندسي فرهنگي كشور درواقع طراحي وتدوين يك مسيراست . مسيري براي توسعه يافتن وتوسعه اي كه رنگ وبوي تكامل بشري از آن متصاعد مي شود . به عبارت ديگر مهندسي فرهنگي تدوين راهي است براي خروج ازوضع موجود ونيل به اهدافي كه ازدرون آرمانها ، زميني وعيني شده است .

تجربه فرهنگي سالهاي گذشته واكنون كشورنشان مي دهد كه تغيير وجابجايي مديران فرهنگي براساس تصميمات سليقه اي وبانگاه جزيي درحوزه فرهنگ درهردوره ودولتي باعث شده تا فرهنگ كشوردرمسيري مشوش وناكجا آبادي ، ازاهداف وآرمانها دوربماند وازسويي راه را برهرگونه ارزيابي ونقد اصولي نيزبندد. بنابراين فرهنگ كشورنيازمند برنامه اي جامع، مدون وقابل وصول است .كه بي شك بتواند تمام حوزه هاي سياست ، اقتصاد ، اجتماع وفرهنگ را دريك نگاه سيستمي دربربگيرد واين برنامه چيزي جز « مهندسي فرهنگي » نيست .  



ادامه مطلب

بنابراين وقتي صحبت ازنگاه سيستمي به موضوع مي شود، درواقع تاكيد بريك نگاه اعتدالي است . همانگونه كه گفته شد فرآيندي كه درمهندسي فرهنگي طي مي شود، ابتدا سرنوشت وشناخت نسبت به آرمانها است و درمرحله بعد تبديل آرمانها به چشم انداز وسپس به اهداف ودرنهايت سياستگذاري ، برنامه ريزي ومديريت فرهنگي است .
 

برخي پيش نيازمهندسي فرهنگي را رصد فرهنگي مي دانند يعني وضعيت فرهنگي كشور را با يك نگاه عينيت گرا هم درسطح فرهنگ عمومي وهم درسطح خرده فرهنگهاي موجود درجامعه بررسي كنيم وبا كالبد شكافي فرهنگي جامعه شناخت نسبت به آرمانها بوجود مي‌آيد ودرمرحله بعد تبديل آرمانها به چشم انداز وسپس به اهداف ودرنهايت سياستگذاري ، برنامه ريزي ومديريت فرهنگي است.

 
 

به تعبير ديگر رصد فرهنگي يعني ديده باني كردن فضاي فرهنگي كشور ويا نوعي مساله يابي ومساله سنجي فرهنگي كه بايد درسطوح مختلف با لحاظ مقاطع زماني گذشته ، حال و آينده پي گيري شود. در واقع تا شناختي ازمحيط داخلي وخارجي صورت نگيرد، تاثيرگذاري يا تاثير پذيري اين دو محيط برهم صورت نمي گيرد.

 

 

مقام معظم رهبري مهندسي فرهنگي كشوررا باعنوان مهمترين تكليف وكار درجه اول شوراي عالي انقلاب فرهنگي ذكرمي كنند ومي فرمايند: « يكي ازمهمترين تكاليف يا دردرجه اول مهندسي فرهنگ كشور است ، يعني مشخص كنيم كه فرهنگ ملي ، فرهنگ عمومي وحركت عظيم درون زا وصيرودت بخش وكيفيت بخشي كه اسمش فرهنگ است .ودردرون انسانها وجامعه بوجود مي آيد ، چگونه بايد باشد ، اشكالات ونواقصش چيست وچگونه بايد رفع شود ، كندي ها و معارضاتش كجاست ؟ مجموعه اي لازم است كه اينها را تصوير كند وبعد مثل دست محافظي هواي اين فرهنگ را داشته باشد ...»18

 

 

معظم له براي اتمام حجت وتاكيد برخواسته خويش به عنوان يك ضرورت انكارناپذير به شوراي انقلاب فرهنگي مي فرمايند : « تشكيل اين شورا ووارد كردن افراد با فكر وبا انگيزه براي تصميم گيري درباره فرهنگ كشور كمك قانوني وحيثيتي وهرچه كه لازم است نسبت به اين شورا ، اين كاري است كه به عهده ي من است اما ازاينجا به بعدش به عهده ي شما .من به آن دوست گفتم كه بنده با شما پيش خداي متعال احتجاج خواهم كرد وبه پروردگار خواهم گفت ، من بهترين كساني را كه مناسب اين كارمي شناختم ، دراين شورا جمع كردم. شما به خداي متعال بايد جواب بدهيد ، هرچه كه فكر مي كنيد بايد پيش خداي متعال گفت، آن را بيان كنيد وبه فكرش باشيد. حالا اين را مي خواهم به شما عرض بكنم كه مسئوليت اين شورا به خاطراهميت وسنگيني مساله فرهنگ وعلم، مسئوليت سنگيني است منتها ثقل اكبر دراين جا فرهنگ است . چون هم خود علم وآموزش وهم جهت گيري وكيفيت و رويكردهاي مختلف آن تحت تاثير فرهنگ عمومي جامعه است »19

 

 

از جمله محورهاي كاري كه معظم له توجه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را به آن جلب نمودند « فرهنگ ملي » است. ازديدگاه ايشان فرهنگ يك ملت منشا عمده تحولات آن ملت است وجرياني دو سويه است يعني هم تاثيرگذار وهم تاثير پذيراست. اما ازفرهنگ مهمترفرهنگ ملي است زيرا فرهنگ ملي عاملي است كه يك ملت را به ركود وخمودي يا تحرك وايستادگي ، صبر وحوصله يا پرخاشگري و بي حوصلگي، اظهار ذلت درتقابل با ديگران ويا احساس غرور درمقابل ديگران به تحرك وفعاليت توليدي ويا به بيكاري وخمودي تحريك مي كند ».20

 

 

يكي ديگر از انتظارات ايشان ازشوراي عالي انقلاب فرهنگي، اصلاح جهت گيري غلط فرهنگي دركشور است كه درذيل مهندسي فرهنگي كشور مي بايست صورت گيرد. معظم له به دليل وضعيت فرهنگي دوران اصلاحات وانحرافها افراط گريها و بدعتهايي كه در زمينه فرهنگ صورت گرفت، تشكيل دولت اصول‌گرا و گرايش جديد مردم به تفكر اصول‌گرايي را يك فرصت خوب دانسته وتاكيد نمودند كه شوراي مذكور ازاين فضا بهره لازم را جهت اصلاح جهت گيري غلط فرهنگي داشته باشند .

 

 

« اين وضع جديدي كه دركشور بوجود آمده است وتشكيل دولت وگرايشي كه امروز درعموم مردم و در دولت مردان مشاهده مي شود ،‌اين نويد را مي تواند بدهد كه اوضاع براي برگرداندن جهت گيري غلط، اوضاع مساعدي است .»21

 

 

معظم له درحركتي بسيار شفاف، شوراي عالي انقلاب فرهنگي را به عنوان قرارگاه مقدم فرماندهي فرهنگي به دوقسم يا دوبخش سازماندهي ودرنهايت جهت دهي تقسيم مي نمايند: يكي عقبه فكري وعلمي كه ضرورتا مي بايست مطالعه وكارهاي علمي وفكري درآنجا صورت گيرد مانند دانشگاهها وحوزه ها علميه ودوم خط مقدم اجرايي كه عبارتند از: دولت ، مجلس ومجمع تشخيص مصحلت نظام وحتي دستگاه قضايي كشور. ايشان توجه شورا را از چهار وزارتخانه مربوطه به تمام دستگاهها معطوف مي نموند به گونه اي كه تمام زواياي كشور حتي زندان و كيفيت آن را نيز دربرمي گيردواين همان نگرش سيستمي واعتدالي به موضوع فرهنگ است كه مي بايست درمهندسي فرهنگي به آن توجه شود .

 

 

از جمله نكات ديگر كه بايد در مهندسي فرهنگي برآن تاكيد داشت عبارتنداز : آسيب شناسي فرهنگي ، ايجاد وحدت درساختارهاي فرهنگي ويا نزديك كردن ساختار ها به يكديگر ، نزديك كردن روشها ، هدف گذاري آرمانها و حتي تمايزبين هدف و آرمان براي ارزيابي كارفرهنگي ، ايجاد آشتي وهماهنگي ميان مهندسي فرهنگي ومهندسي اجتماعي ،اقتصادي وسياسي وشفاف كردن تكيه گاه امورفرهنگي به ايدئولوژي وجهان بيني .تصوير مهندسي فرهنگي به عنوان يك پروسه نه يك پروژه ،استخراج فرهنگ آرماني ازعالم ذهني و آوردن آن به عالم عيني ،هماهنگ سازي نظامهاي موجود (سياست، اقتصاد، فرهنگ واجتماع) با فرهنگ ديني ،ارزشها ،باورها واعتقادات ...

 

 

 

 

 

ب – پالايش فرهنگي ازمظاهر غرب

 

 

از جمله راهكارهاي اعتدال فرهنگي علاوه برصيانت ازمرزهاي فرهنگي پالايش فرهنگ كشور از اضافات وآلودگيهاي فرهنگ و مظاهر غرب است رهبرمعظم انقلاب دراين خصوص مي فرمايد « ما درزمينه فرهنگي براي اينكه بتوانيم دربرابر تهاجم سيل آساي فرهنگ غربي كه ازصد سال پيش يا زودتر عليه ما شروع شده وهمچنان ادامه دارد بايستيم ومقاومت كنيم وآن را پس بزنيم . احتياج داريم به آن مظاهرغلطي كه ازآن فرهنگ برما تحميل كردند بتازيم، يعني اختياج به يك تهاجم فرهنگي داريم و فكر مي‌كنم اين كار به سياستگذاري همه جانبه پخته‌ي سنجيده احتياج دارد وشوراي عالي انقلاب فرهنگي بهترين جايگاه و بهترين مرجع است براي اين كه بتواند يك چنين سياستگذاري را بكند »22

 

 

مركزثقل درخواست معظم له ازشوراي عالي انقلاب فرهنگي اتخاذ روش تهاجمي است زيرا برخورد منفعلانه وحركت عادي وبدون دغدغه ياراي مقابله با مظاهر فساد انگيز فرهنگ غرب را ندارد و به همين دليل مهمترين جهت گيري، اتخاذ يك روش هجومي است ايشان درفرازي ديگرمي فرمايند:

 
 

« بنابراين ما براي احياء فرهنگ اسلامي وپالايش صحيح اين فرهنگ احتياج داريم به اين كه مدتي سخت گيرانه با مظاهر فرهنگ غربي چه درزمينه هاي ذهني وچه درزمينه هاي عملي مبارزه كنيم . و حتي به آن فرهنگها تهاجم كنيم . زيرا درهمه ميدانها بهترين دفاع هجوم است و آن كسي كه هجوم مي كند ، درحقيقت ازحيثيت وموجوديت خودش دفاع كرده است.»23

 
 

علت هجوم فرهنگ غرب به فرهنگ اسلامي ما كاملا روشن است زيرا ما به لحاظ شرايط خاص وتجربه چندين هزارساله فرهنگي ودينداري واينكه دين وفرهنگ پرچمدار تحولات وجريان ها درايران بوده است به خصوص انقلاب اسلامي كه دقيقا برآمده ازبطن همين فرهنگ ديندار مردم است و عامل پايداري ما دربرابر تمام فشارها بوده است. غرب با درك اين موضوع تمام توانش را براي تخريب وتضعيف عامل هويت بخشي ومقاومت پذيري ما به كار گرفته است برهمين اساس ما نيازداريم به طوردائم فرهنگ كشور را رصد كنيم وبا شناخت ازروزهاي موجود، كاستي ها وفرآيندهاي شكل گيري، پردازش ونمودهاي عملي رفتاري ، وزمينه سازي فرهنگي كشور را فراهم وازتمام داشته هاي خود براي صيانت ازفرهنگ خويش وحمله به مظاهر فساد انگيز غرب استفاده كنيم. به عنوان مثال درحالي كه فرهنگ اسلامي ما داراي روحيه جمع گرايي است ومنافع جمع را برمنافع فرد ترجيح مي دهد، اقتصاد غرب روحيه فردگرايي را اولويت مي بخشد، برهمين اساس درفرهنگ آمريكا لذت ارزش محسوب مي شود ودر اقتصاد سود بيشتر هدف قرارمي گيرد زيرا براساس فرهنگ ليبرالي و لذت گرا فردمي گويد «المأمور معذور» درحاليكه درفرهنگ اسلامي «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيه»ديدگاه حاكم برتفكر معتقدان به اين آئين است .

 

 

براين اساس استخراج اين اصول ازمتن دين ازجمله كارهايي است كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي بايست به بشريت امروز كه درحيراني وسرگرداني بسرمي برد، درقالب فرهنگي هجومي وتهاجمي ارائه دهد .

 

 
 
 

مقام معظم رهبري درمورد برخورد با فرهنگ‌هاي ديگر راهكارجاذبه ودافعه را ارائه مي فرمايند :« دراين جا دو چيز وجود دارد يكي خوب ويكي بد. خوب عبارت است ازاين كه يك فرهنگ داراي عناصر زاينده وپويا ومفيد وسازنده بايد فرهنگهاي ديگررا جذب كند واين دراسلام نه فقط مورد نهي قرارنگرفته ، بلكه حتي مورد امر هم قرارگرفته است . كه « اطلبو العلم ولو با لصين » دررابطه با همين مطلب است لذا نه تنها اين چيز بدي نيست بلكه چيزي لازمي هم است زيرا شرط زنده ماندن واستمرار يك فرهنگ اين است كه دائم جذب و دفع داشته باشد و دركنار فرهنگهاي ديگر بده بستان هم داشته باشد. يعني از عناصر مفيد و مثبت خودش چيزهايي را صادركند وبدهد به فرهنگهاي ديگروازعناصر مفيد ومثبت وسازنده فرهنگهاي ديگريك چيزيهايي را جذب كند وبگيرد. وچون يك جانبه نمي تواند باشد لذا اگر دو جانبه شد موجب پويايي وتكامل فرهنگ خواهد بود كه اين همان چيزخوب است » ايشان درفرازي ديگر روي ديگر سكه را فاش مي سازد ، همان وجهي كه مرعوبين عرصه فرهنگ بدون اختيار دچار سرسپردگي نسبت به آن شده اند « واما آن چيز بداين است كه يك فرهنگ بدون اين كه خودش اختيار داشته باشدو بدون اينكه خودش قدرت انتخاب داشته باشد.... ديگران كه بيگانه ازاين فرهنگ و صاحبان آن هستند و چيزي را به اين فرهنگ تزريق كنند، نه تنها مأمون ازاين نخواهد بود كه چيزهايي عنصروعناصر غيرسازنده و غيرهدايتگر را به آن تزريق كنند ، بلكه آن چيزهاي مضروگمراه كننده را به او تزريق مي كنند كه ما درگذشته آلوده به آن بوديم ..... لذا به اين نتيجه مي رسيم كه وقتي يك ملتي دريك حالتي اختياري پذيراي فرهنگ بيگانه شد همان چيزي ازفرهنگ بيگانه را مي گيرد كه آن بيگانه مي خواهد به او بدهد ونه آن چيزي را كه لازم دارد »24 

 

 

ج- نظارت دربعد حكومتي

 
 

راهكار ديگري كه به اعتدال فرهنگي مي انجامد، بعد نظارتي درامورفرهنگي است كه بيشتر به مديريت اجرايي وحكومت برمي گردد. همانگونه كه درابتداي بحث اشاره شد درپاسخ به دوديدگاه افراط و تفريط در عرصه فرهنگ، مقام معظم رهبري نه معتقد به سياستهاي بازوبدون قيد وبند است ونه معتقد به سياست حصار و قالب گيري خاص است. لذا راه حل پيشنهادي در اين عرصه عبارت است ازاينكه « درمقوله فرهنگ، رفتار حكومت بايد دلسوزانه ومثل رفتار باغبان باشد ، باغبان به هنگام نهال مي كارد، به هنگام آبياري مي كند ، به هنگام هرس مي كند ، به هنگام سمپاشي مي كند وبه هنگام هم ميوه چيني. بايد فضاي فرهنگي كشور را باغباني كرد يعني مسولانه وبا دقت اين مقوله را دنبال كرد »25 ايشان وظيفه حكومت را اينگونه بيان مي دارند :« عبارت است ازنظارت هوشمندانه ، متفكرانه ، آگاهانه ، مراقبت ازهرزرويي نيروها وهرزه روي علف هرزها ، هدايت جامعه به سمت درست، كمك به رشد ترقي فرهنگي افراد جامعه .... ما نه معتقد به ولنگاري و رهاسازي هستيم كه به هرج ومرج خواهد انجاميد ونه معتقد به سختگيري شديد ، اما معتقد به نظارت ، مديريت ، دقت دربرنامه ريزي وشناخت درست ازواقعيات هستيم ».26

 

 

مقام معظم رهبري درپاسخ به مدعيان تفكر ليبرالي و آزادي مي فرمايند :« نمي شود ما ميدان را رها كنيم تا ديگران هركاري كه مي خواهند بكنند ،‌امروز همان كساني كه ادعاي آزادي مي كنند ودم ازليبرال بودن مي زنند ، پيچيده ترين و دقيق ترين شيوه ي كنترل را برروي فرهنگ كشورهاي خودشان بلكه سراسردنيا ، اعمال مي كنند وسعي دارند كه فرهنگ خود را با كشورهاي ديگرمنتقل وتزريق كنند .»27

 

 

ايشان يكي ازبهترين اشكال مبارزه با تهاجم فرهنگي دشمن را توجه مسئولين حكومتي به بعد نظارتي مي دانند و تاكيد مي كنند :

 

 

« درقبال هجمه‌‌اي كه امروز وجود دارد نمي شود بيكار نشست ونظارت را ازدست داد ، بايستي با دقت مراقب رفتار و حركت فرهنگي جامعه بود و براي آن برنامه ريزي كرد ، اين يكي از مهمترين وظايف حكومت است و حق بزرگي است كه مردم برگردن حكومت دارند ، حق رشد فضيلتها وپيشرفت درزمينه معنويات ، اين حق را بايد حكومت ايفا كند . اين مطلب مهمي است كه بايد برايش برنامه ريزي وفكرشود وراه‌هاي اثرگذاري بر روي فرهنگ عمومي مردم ورشد فضايل شناخته شود »28

 
 
 
 

 

 د: تغيير در نحوه گزينش مديران فرهنگي

 
 

مهمترين و برجسته ترين نهاد فرهنگي كه وظيفه و رسالت اصلي آن مهندسي فرهنگي است به دو بخش عمده تقسيم مي شود. بخش اول به عنوان عقبه فكري و عملي ايفاي نقش مي كند و بخش دوم خط مقدم اجرايي است. وقتي آرمان به اهداف و اهداف به سياست و برنامه تبديل شد. بروز و ظهور آن در جامعه ضرورتا توسط مديران اجرايي مي بايست فراگير و به فرهنگ عمومي تبديل گردد. اگر فرض بر اين باشد كه بخش اول شوراي عالي انقلاب فرهنگي به رسالت خود عمل نمايد اما مديران اجرايي بر اساس شايسته سالاري و ميزان تخصص و تعهد انتخاب نشوند و صرفا بر اساس گرايش به دولت‌ها و احزاب انتخاب شوند، بايد بپذيريم كه توسعه فرهنگي اتفاق نخواهد افتاد. زيرا دستگاه اجرايي امور فرهنگي لاجرم به جاي آن كه در خدمت سياستهاي فرهنگي نظام قرار گيرد و به بسط و گسترش ارزشهاي فرهنگي نظام بپردازد،. مسير فرهنگي را از حالت فراگير به حالت بسته سوق مي دهد. و اين همان اتفاقي است كه نامش افراط و تفريط است. در اين نوع نگاه، هرگاه ظرفيت سازي رسانه اي هم انجام مي گيرد خودبخود سمت گيري آن حفظ و بقاء جريان حاكم و نهايتا حفظ وضع موجود خواهد بود. و اگر به دنبال تغيير و تحول هستند، از رسانه ها بيشتر در جهت زمين گير كردن رقيب خويش استفاده مي‌كنند. در نگاه حزبي ممكن است القابي نظير دانشگاه انقلابي، سينماي انقلابي،‌ هنر انقلابي، مطبوعات انقلابي شنيده شود اما با بررسي اجمالي مظلوميت انقلاب اسلامي را بدرستي لمس مي كنيم. برون رفت از اين وضعيت زماني ميسر است كه مجراي انتخاب و گزينش مديران در عرصه فرهنگ بدرستي مورد توجه قرار گيرد.

 

 

به عنوان مثال با تغيير دولت، وزير آموزش و پرورش ، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزير علوم و تحقيقات و فن آوري، و وزارهاي بهداشت و درمان از جمله وزرايي هستند كه دچار تغيير مي شوند و اگر سياستهاي علمي و فرهنگي عموما در يك پروسه زماني به نتيجه مي رسند، چگونه بايد شاهد توليد علم و رونق جنبش نرم افزاري باشيم ؟ چگونه بايد شاهد پويايي فرهنگ عمومي باشيم؟ چگونه بايد شاهد تغيير در نگرش به ارزشها باشيم؟. بنابراين عقلاني ترين روش براي رسيدن به اعتدال در حوزه اجرايي فرهنگ آن است كه وزراي مذكور توسط شوراهاي انقلاب فرهنگي طي يك دوره زماني گزينش و سپس به دولت معرفي شوند تا به مجلس جهت راي اعتماد اعلام شوند. اتخاذ اين روش فوايدي دارد كه به برخي از آنها به اجمال اشاره مي گردد.

 
 

شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان عالي ترين نهاد فرهنگي همچنانكه تمام مسائل فرهنگي، از خرد تا كلان را رصد مي كند، بدون نگاه حزبي و دور از افراط و تفريط مديران اجرايي را نيز بر اساس شايسته سالاري گزينش مي كند.

 
 

نهاد مذكور قابليت و توانايي جهت دهي و تربيت مديران كارآمد و شايسته را به دليل احاطه بر محيطهاي علمي وفرهنگي دارد.

 
 

رئيس جمهور به عنوان رئيس هيات دولت، خود رئيس شوراي انقلاب فرهنگي است بنابراين گزينش و معرفي وزراي مذكور قطعا با مشورت و راي ايشان صورت مي گيرد.

 
 

آنچه بر اساس مهندسي فرهنگي انجام مي گيرد در يك پروسه زماني و بر اساس چشم انداز فرهنگي بدرستي انجام مي گيرد و دچار اخلال در اجرا نمي شود.سياست ترسيم شده جهت اجرا، براي مديران مياني و سطوح پائين تر نيز شفاف و مشخص است و اطمينان بيشتري اعم از امنيت شغلي و يا حرفه اي شدن در تخصص به انجام مي رسد.

 

در اين صورت نگرش سيستمي و جامع به فرهنگ ايجاد شده و دستگاههاي اجرايي از اقدام ناهمگون و يا جزيره اي نجات مي‌يابند و همگي در راستاي اهداف كلان حركت مي نمايند. مردم نيز در استقبال يا اعتراض به مباحث فرهنگي با متوليان متعدد مواجه نيستند بلكه مي‌توانند مطالبات فرهنگي خود را از مجراي لازم پي گيري نمايند.

 


منبع :http://www.bashgah.net


 

شنبه 15 اسفند 1388     ساعت   10:17 AM    نظرات 0


آخرين مطالب ارسالي




POWERED BY RASEKHOON.NET