کالاهای وارداتی بهلحاظ نوع کاربرد و آثار آن در اقتصاد به سه نوع کالاهای واسطهای (کالاهایی که در جریان تولید دیگر کالاها یا خدمات مصرف میشوند)، مصرفی (کالاهای نهایی که در طول سال بهطور مستقیم بهوسیله مصرفکنندگان نهایی مصرف میشوند) و سرمایهای (کالاهایی که عمر اقتصادی آنها بیش از یکسال است و برای تولید کالاها یا خدمات جدید بهکار میروند و در حین تولید تغییر شکل نمیدهند) تقسیم میشود. صرفنظر از وابستگی هر سه گروه به خارج، ویژگی برجسته هر کدام از سه گروه کالاهای وارداتی یادشده بهترتیب رفع نیاز واحدهای تولیدی وابسته، رفع نیاز بازار مصرف وابسته بهطور مستقیم و استفاده از آن برای تولید وابسته است.
همه اقتصادهای دنیا برای شکلگیری اقتصاد برتر بهدنبال افزایش واردات کالاهای سرمایهای (که در داخل کشور موجود نیست) هستند. این فرآیند به دو شکل به توانمندسازی اقتصاد کمک میکند؛ نخست، با بهکارگیری کالاهای سرمایهای در فرآیند تولید، میتوان زمینههای ایجاد اشتغال و همچنین استقلال اقتصادی کشور را از طریق افزایش تولید فراهم آورد. دوم، هر چند که بهعنوان اثر ثانویه مطرح است اما به مراتب اثرگذاری بیشتری نسبت به بعد نخست آن دارد، این اثر که میتوان از آن به انتقال دانش و فناوری نام برد، در ارتقای سطح کیفی جامعه در همه ابعاد آن نقش بسزایی دارد. با توجه به مباحث ذکرشده به سهولت میتوان به مسیر ارتباط تجارت خارجی (بعد واردات) و الگوی مصرف در سطح کلان پی برد. این مسئله را میتوان امروزه از طریق پیشرفت فناوری و ارتباطات رسانهای نیز درک کرد.

