طراحي و مهندسي مصرف، در چارچوب مناقصههاي دولتي و بخش خصوصي يک امر ضروري است. اين طرح با هدفگذاري حداقل کردن Minimize هزينهها آغاز ميشود لذا يک ليست بايد تهيه شود که در آن:
1. نام علمي هر ماده مصرفي به همراه نام محلي و يا ملي در آن ذکر شود.
2. ميزان مصرف آن ماده در صنعت و در جهان و در ايران بيان شود.
3. حد ميزان تولرانس يا افزايش و کاهش آن به صورت مجاز تعيين شود.
4. راههاي رسيدن به اين ميزان بررسي شود.
5. نهايتاً استاندارد قابل قبول ذک ر شود و امکان دسترسي به آن يادآور شود.
پس از تهيه ليست اوليه، بررسي بازار يا تحقيقات بازاريابي و ميداني آغاز ميشود. در تحقيقات ميداني ممکن است از چند روش استفاده شود:
نمونه سنگين يا Necletic Sample نمونه وزين آن است که فقط يک نمونه در نظر گرفته شود که بايد به عنوان معيار قرار گيرد. مثلاً قطعهسازان در ايران بايد قطعات خود را با ايران خودرو و يا سايپا هماهنگ نمايند زيرا ممکن است قطعات ايرانخودرو و يا سايپا اصلاً در کارخانجات ديگر موجود نباشد. فرضاً آرم سايپا يا نوشته سايپا به فارسي يا ايرانخودرو با پيکان، طبيعي است که در هيچ کجاي جهان وجود ندارد و کليه قطعهسازان، ريختهگران و حتي طراحان صنعتي فقط به استانداردهاي موجود در کارخانه مناقصهگزار بسنده نمايند.
نمونهگيري صنعتي: برخلاف نمونه سنگين ممکن است قطعهاي از توليدات يا انجام خدمات بيش از يک نمونه باشند. در صورتي که تعداد آنها تا 30 نمونه افزايش يابد به آن نونهگيري صنعتي نام ميدهيم و بايد تمام نمونههاي صنعتي بررسي شود و به ميانگين اين نمونهها عمل شود.
نمونهگيري جامعه آماري: در جامعه آماري نمونهها معمولاً بيش از 30 عدد هستند. پس اگر N<30 باشد روش صنعتي و N>30 جامعه امراي است و معمولاً جامعه نرمال هم نام ميگيرد. در اين حالت ما به يک استاندارد جهاني ميرسيم و بايد استاندارد جهاني يا ملي مدنظر باشد.
علاوه بر استانداردهاي واحدي، صنعتي، ملي و جهاني يک استاندارد ديگر هم وجود دارد و آن استانداردهاي الهي يا اسلامي است. کليه مسائل مربوط به انسان در قرآن ذکر شده البته در حالت پيشرفته کليه استانداردها قابل استخراج از اين کتاب الهي سنت است که فرمود: و لا رطبٍ و لا يابسٍ الّا في کتابٍ مبين. به طور مثال، ما چه بخوريم و چه نخوريم، کلوا، براي چه بخوريم، لاتاکلوا براي نخوردن است. چه بگوييم و چه نگوييم؟ قولوا، براي چه بگوييم؟ و لا تقولوا براي چه نگفتن است. با چه کسي ازدواج کنيم، فرزندانمان را چگونه تربيت کنيم، همه در قرآن بيان شده و در محلهايي که قرآن کلي بوده توسط اوليا و ائمه تفسير و تبيين شده است. به طور کلي اگر بتوان تمامي مصارف را بر الگوهاي قرآني تطبيق داد از زيانهاي حاصله جلوگيري ميکند زيرا استانداردهاي مردمي، ملي، منطقهاي و حتي جهاني معلول يکسال يا حداکثر صد سال تجربه بشري است. قديميترين استانداردهاي مصرف مربوط ميشود به کشفيات شيميايي، فيزيکي. مثلاً وقتي ارشميدس در حمام در آب فرو رفت، فهميد که استاندارد هر جسم مصرفي در تاج طلايي قيصر روم با هم تفاوت دارد. لذا به مصرف مواد غير طلا، در تاج پي ميبرد بدون اينکه آن را خراب کند. اما آيا اين استاندارد با کشف ارشميدس به وجود آمد يا از قبل وجود داشته ولي بشر از آن بياطلاع بوده است؟ و يا وقتي جيمز وات James Watt اطلاع يافت اگر آب مقداري حرارت ببيند، ميتواند منشأ قدرت و حرکت شود و ماشين بخار را اختراع کرد آيا بخار شدن آب و ايجاد قدرت قبل از آن وجود نداشته و يا اينکه وجود داشته ولي بشر از آن بي اطلاع بوده است؟ لذا اگر بشر به پيامهاي الهي گوش ميداد و به آن اطمينان داشت بسياري از اختراعات قبل از زمان خود به وجود ميآمد. سازههاي قديمي ساختماني يا غير ساختماني باقيمانده از سالهاي قبل نشان ميدهد بشر به بسياري از تواناييها دست يافته که الان برايش مقدور نيست و الان هم به تواناييهايي دست يافته که قبلاً نبوده و همه اين تواناييها در اثر غفلت به وجود آمده است. غفلت از عالم مادي و توجه به عالم غير مادي.
1. نام علمي هر ماده مصرفي به همراه نام محلي و يا ملي در آن ذکر شود.
2. ميزان مصرف آن ماده در صنعت و در جهان و در ايران بيان شود.
3. حد ميزان تولرانس يا افزايش و کاهش آن به صورت مجاز تعيين شود.
4. راههاي رسيدن به اين ميزان بررسي شود.
5. نهايتاً استاندارد قابل قبول ذک ر شود و امکان دسترسي به آن يادآور شود.
پس از تهيه ليست اوليه، بررسي بازار يا تحقيقات بازاريابي و ميداني آغاز ميشود. در تحقيقات ميداني ممکن است از چند روش استفاده شود:
نمونه سنگين يا Necletic Sample نمونه وزين آن است که فقط يک نمونه در نظر گرفته شود که بايد به عنوان معيار قرار گيرد. مثلاً قطعهسازان در ايران بايد قطعات خود را با ايران خودرو و يا سايپا هماهنگ نمايند زيرا ممکن است قطعات ايرانخودرو و يا سايپا اصلاً در کارخانجات ديگر موجود نباشد. فرضاً آرم سايپا يا نوشته سايپا به فارسي يا ايرانخودرو با پيکان، طبيعي است که در هيچ کجاي جهان وجود ندارد و کليه قطعهسازان، ريختهگران و حتي طراحان صنعتي فقط به استانداردهاي موجود در کارخانه مناقصهگزار بسنده نمايند.
نمونهگيري صنعتي: برخلاف نمونه سنگين ممکن است قطعهاي از توليدات يا انجام خدمات بيش از يک نمونه باشند. در صورتي که تعداد آنها تا 30 نمونه افزايش يابد به آن نونهگيري صنعتي نام ميدهيم و بايد تمام نمونههاي صنعتي بررسي شود و به ميانگين اين نمونهها عمل شود.
نمونهگيري جامعه آماري: در جامعه آماري نمونهها معمولاً بيش از 30 عدد هستند. پس اگر N<30 باشد روش صنعتي و N>30 جامعه امراي است و معمولاً جامعه نرمال هم نام ميگيرد. در اين حالت ما به يک استاندارد جهاني ميرسيم و بايد استاندارد جهاني يا ملي مدنظر باشد.
علاوه بر استانداردهاي واحدي، صنعتي، ملي و جهاني يک استاندارد ديگر هم وجود دارد و آن استانداردهاي الهي يا اسلامي است. کليه مسائل مربوط به انسان در قرآن ذکر شده البته در حالت پيشرفته کليه استانداردها قابل استخراج از اين کتاب الهي سنت است که فرمود: و لا رطبٍ و لا يابسٍ الّا في کتابٍ مبين. به طور مثال، ما چه بخوريم و چه نخوريم، کلوا، براي چه بخوريم، لاتاکلوا براي نخوردن است. چه بگوييم و چه نگوييم؟ قولوا، براي چه بگوييم؟ و لا تقولوا براي چه نگفتن است. با چه کسي ازدواج کنيم، فرزندانمان را چگونه تربيت کنيم، همه در قرآن بيان شده و در محلهايي که قرآن کلي بوده توسط اوليا و ائمه تفسير و تبيين شده است. به طور کلي اگر بتوان تمامي مصارف را بر الگوهاي قرآني تطبيق داد از زيانهاي حاصله جلوگيري ميکند زيرا استانداردهاي مردمي، ملي، منطقهاي و حتي جهاني معلول يکسال يا حداکثر صد سال تجربه بشري است. قديميترين استانداردهاي مصرف مربوط ميشود به کشفيات شيميايي، فيزيکي. مثلاً وقتي ارشميدس در حمام در آب فرو رفت، فهميد که استاندارد هر جسم مصرفي در تاج طلايي قيصر روم با هم تفاوت دارد. لذا به مصرف مواد غير طلا، در تاج پي ميبرد بدون اينکه آن را خراب کند. اما آيا اين استاندارد با کشف ارشميدس به وجود آمد يا از قبل وجود داشته ولي بشر از آن بياطلاع بوده است؟ و يا وقتي جيمز وات James Watt اطلاع يافت اگر آب مقداري حرارت ببيند، ميتواند منشأ قدرت و حرکت شود و ماشين بخار را اختراع کرد آيا بخار شدن آب و ايجاد قدرت قبل از آن وجود نداشته و يا اينکه وجود داشته ولي بشر از آن بي اطلاع بوده است؟ لذا اگر بشر به پيامهاي الهي گوش ميداد و به آن اطمينان داشت بسياري از اختراعات قبل از زمان خود به وجود ميآمد. سازههاي قديمي ساختماني يا غير ساختماني باقيمانده از سالهاي قبل نشان ميدهد بشر به بسياري از تواناييها دست يافته که الان برايش مقدور نيست و الان هم به تواناييهايي دست يافته که قبلاً نبوده و همه اين تواناييها در اثر غفلت به وجود آمده است. غفلت از عالم مادي و توجه به عالم غير مادي.

