امروزه رسانهها را به عنوان دومين عامل فرهنگپذيري افراد (پس از خانواده) ميشناسند. اگر به رسانهها و وسايل ارتباط جمعي به عنوان يک سيستم (نظام واحد) بنگريم، بايد قبل از هر چيز، همسو و همجهت بودن تمام اجزاي آن (يعني راديو، تلويزيون، مطبوعات و ساير رسانههاي گروهي و مَجازي و...)، به صورت هماهنگ، در مسير رسيدن به يک هدف نهايي (در اين جا: ارتقاي فرهنگ بهرهوري) تلاش کنند.
رسانهها، چنانچه در برنامههايي که ارائه ميدهند، خط مشياي را به کار گيرند که فرهنگ بهرهوري را اشاعه دهد، مسلّماً تأثيرات آن را در جامعه شاهد خواهيم بود؛ چه بسا که اگر براي يک کودک، ساعتها درباره فوايد بهرهوري صحبت کنيم، نتيجه دلخواه خود را نگيريم؛ امّا ممکن است همين کودک، با ديدن يک برنامه تلويزيوني، به فوايد بهرهوري پي ببرد و آن را سرمشق خود قرار دهد.
شايد به عنوان بهترين مثال در مورد برنامههاي آموزش افزايش بهرهوري از طريق رسانهها، بتوان به انيميشنها و ميانبرنامههاي آموزشياي که در سالهاي اخير از تلويزيون ايران پخش ميشود، اشاره نمود؛ به طوري که ميتوان تأثير بسيار مثبت و مؤثّر آنها را در اصلاح فرهنگ استفاده از آب، برق، گاز، انرژي و رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي و حتّي رعايت استانداردهاي لازم در ساختمانسازي به منظور صرفهجويي و بهرهوري در استفاده از انرژي، در بين اقشار و گروههاي مختلف سنّي جامعه، به مشاهده نمود.
رسانهها، چنانچه در برنامههايي که ارائه ميدهند، خط مشياي را به کار گيرند که فرهنگ بهرهوري را اشاعه دهد، مسلّماً تأثيرات آن را در جامعه شاهد خواهيم بود؛ چه بسا که اگر براي يک کودک، ساعتها درباره فوايد بهرهوري صحبت کنيم، نتيجه دلخواه خود را نگيريم؛ امّا ممکن است همين کودک، با ديدن يک برنامه تلويزيوني، به فوايد بهرهوري پي ببرد و آن را سرمشق خود قرار دهد.
شايد به عنوان بهترين مثال در مورد برنامههاي آموزش افزايش بهرهوري از طريق رسانهها، بتوان به انيميشنها و ميانبرنامههاي آموزشياي که در سالهاي اخير از تلويزيون ايران پخش ميشود، اشاره نمود؛ به طوري که ميتوان تأثير بسيار مثبت و مؤثّر آنها را در اصلاح فرهنگ استفاده از آب، برق، گاز، انرژي و رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي و حتّي رعايت استانداردهاي لازم در ساختمانسازي به منظور صرفهجويي و بهرهوري در استفاده از انرژي، در بين اقشار و گروههاي مختلف سنّي جامعه، به مشاهده نمود.

