« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً» ( فرقان/ 67) « آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

اصول اصلاح الگوي مصرف




























 

 یکی از پدیده‌هائی که بسیاری از منابع جامعه را تخریب و یا با بهره‌وری بسیار اندک روبرو می‌سازد، تفاوت شیوه‌های مدیریت در بخش‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است مطالعه در این موضوع، عرصه مهمی را برای خدمت به اصلاح الگوی مصرف جامعه باز می‌کند.

 مقایسه تطبیقی شیوه‌های تصمیم‌گیری در علوم پزشکی و مهندسی با شیوه‌های تصمیم‌گیری در حوزه‌های سیاسی و فرهنگی و سازمان‌هائی که در این عرصه‌ها به فعالیت مشغول هستند، مسئله را روشن می‌سازد.

 گرچه می‌توان فهرستی طولانی از ضعف‌ها و کاستی‌های مدیریتی در حوزه‌های مهندسی و پزشکی را نیز برشمرد، اما وقتی مقایسه می‌کنیم که چه روندی برای ساخت یک سد یا تولید یک دارو یا عرضه یک خدمت پزشکی به بیماران طی می‌شود با روندی که در تولید آثار هنری، یا ارائه یک خدمت فرهنگی یا انجام یک فرایند انتخاباتی، یا در جریان گزینش شعارهای انتخاباتی صورت می‌گیرد، متوجه عمق فاصله‌ها از جهت بهره‌گیری از علوم و تجربه بشری خواهیم شد، شاید ذکر مثالی کاربردی بتواند زمینه را برای آغاز تحولی در این بخش باز نماید.

   «اگر روند تولید یک دارو برای درمان یک بیماری جسمی در علم پزشکی مورد مطالعه قرار گیرد، ملاحظه خواهد شد از آغاز طرح یک فرضیه که حاصل مطالعات اولیه علمی و یا کشف این مسئله در تاریخ علم پزشکی در مناطق مختلف جهان است، مشاهده می‌کنیم که باید رابطه‌ای علمی را بین دارو و عوامل بیماری‌زا توضیح داد و پس ازاین مرحله است که داروئی ساخته می‌شود و روی انواع حیوانات تست می‌شود و با پاسخ‌دادن آن از مراجع علمی ذیربط برای آزمایش روی یک نمونه‌ای علمی از انسان‌ها، مجوز کسب می‌کند، بعد از این مرحله است که متناسب با نوع دارو، چند سال مرحله تست و بررسی پی‌آمدهای دارو روی اصل بیماری و سایر اعضاء بدن انسان‌ها مورد مطالعه قرار می‌گیرد، تا بالاخره مجوز ورود در بازار را پیدا کند، تازه در آن مرحله، همراه هر دارو لیستی از آثار مخرب احتمالی برای افراد مختلف ذکر می‌شود و توصیه می‌شود که در صورت بروز این آثار، بلافاصله با پزشک خود تماس برقرار کنید.»

   « اگر موضوع مشابه‌ای را در عالم فرهنگ مورد بررسی قرار دهید، فرض کنید هنرمندی دعوت شده است تا فیلمی بسازد که مخاطب پس از دیدن آن نسبت به آسیب‌ها و خطرات اعتیاد واقف گردد و اراده او در ترک اعتیاد تقویت شود و حالا مشابه‌سازی نمائید رفتار نویسنده و کارگردان تولید این اثر هنری را با کاری که در جریان تولید دارو عمل می‌شود.»

 اگر قرار باشد با همان شیوه علمی تولید دارو به این موضوع نگاه شود، قاعدتاً باید این کارگردان و نویسنده فیلم‌نامه مسیری به شرح زیر را طی کند.

ـ ابتدا علل بوجودآمدن اعتیاد را در معتادین شناسایی نماید.

ـ آثار و پی‌آمدهای اعتیاد را در زندگی فردی، اجتماعی، اقوام، آشنایان و کل جامعه را تحقیق و مطالعه نماید.

ـ با دعوت از روانشناسان، پزشکان مرتبط نسبت بین فهم، درک و احساسات معتاد را با سازوکارهای جسمی و بیولوژیک او را بررسی نماید، چرا که در بسیاری موارد ممکن است به لحاظ عقلی و احساسی اراده ترک اعتیاد بوجود آید، اما ظرفیت‌های جسمی فرد اجازه چنین تصمیمی را ندهد.

ـ با مشورت با روانشناسان تربیتی، چگونگی نفوذ در فکر واندیشه و تصمیم افراد معتاد را بشناسد.

ـ با تشکیل یک موقعیت پژوهشی تعدادی مخاطب را به عنوان نمونه انتخاب و با نمایش اثر، اثر‌بخشی آن را ارزیابی نماید و کشف کند چند درصد تاثیر می‌پذیرند، این تاثیر چه بخشی از مشکل را حل می‌کند، آثار مثبت و منفی جانبی نمایش این فیلم‌ روی افراد سالم جامعه چیست؟

ـ آیا پخش این فیلم با روال‌‌های عادی مورد استقبال مخاطبین مورد نظر قرار می‌گیرد. یا باید تمهیداتی اندیشیده شود؟

ـ بعد از دریافت پاسخ این سئوالات در صورت پیشی‌گرفتن آثار مثبت آن، مجوز پخش داده شود.

ـ اگر فیلم بازگشت سرمایه اقتصادی ندارد اما مورد استقبال مخاطب خاص خود قرار می‌گیرد از چه محلی باید تامین اعتبار شود؟

ـ بعد از پخش فیلم نیز در سطح جامعه، بار دیگر آثار و پی‌آمدهای آن مورد ارزیابی قرار گیرد تا در تولید آثار بعدی مدنظر قرار گیرد.

 با توجه به این مثال، می‌توان فرایندهای فعالیت‌های فرهنگی و هنری جامعه را با وضعیت مشابه در حوزه‌های پیشرفته‌ای مثل پزشکی مقایسه نمائید، تا در خود فعالیت‌های فرهنگی، تعداد زیادی از موارد اسراف و تبذیر را شناسائی نمائید.

 بطور طبیعی طرح این‌گونه مطالب موجب ایجاد یک سلسله گله‌مندی در بعضی از هنرمندان امروز جامعه ما می‌شود که از جمله آن طرح این سئوال است که:

ـ آیا درست است که جریان خلق و عرصه هنر را با دارو و ساختمان مقایسه نمائیم؟

 پاسخ این است که منظور از این مقایسه، میزان استفاده از علم و تجربه‌های قبلی بشری است در خلق یک خدمت است و گرنه ماهیت فرهنگ و هنر بسیار پیچیده‌تر از این مباحث است.

 و یا اینکه آیا اگر هنرمندی بخواهد چنین روالی را طی کند، مدیران فرهنگی جامعه آماده تامین منابع آن هستند؟

 پاسخ روشن است، غرض از طرح این موضوع، فقط نشان دادن کمی مراجعه جامعه هنرمندی به تجربیات و دانش علمی نیست، بلکه مشکل بزرگتر، دوری مدیران فرهنگی از دانش مناسب برای انجام وظایف خود می‌باشد.

    و یا اینکه آیا اساساً، حاکم‌شدن چنین نگاه‌هائی بر فرایند تولید آثار فرهنگی و هنری، رشد، نوآوری و خلاقیت را در عالم هنر مانع نمی‌شود و جریان سانسور موجود را تقویت نمی‌نماید؟

 پاسخ این است در همه زمان‌ها و مکان‌ها سانسور خود را بر روند تولید آثار تحمیل می‌کند، بخشی از سانسور حاصل کمبود دانش خود هنرمند در جریان تولید هنر و بخشی تحمیل سلائق و پیش‌فرض‌های غیرعلمی دستگاه‌های نظارت‌کننده، بخشی از آن حاصل تفاوت منافع فردی و اجتماعی است و لذا بنظر می‌رسد، اگر در جریان تولید آثار هنری در کنار خلاقیت و نوآوری هنری تجربه‌های علمی وارد شود، در عمل بسیاری از اختلافات و سانسورهای بی‌جا حذف خواهد شد.

 جدا از این مسائل، هنرمندان را می‌توان دعوت کرد که با همین میزان دانش و تجربه خود روی اثربخشی بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی و هنری کشور مطالعه کنند تا دریابند چگونه بسیاری از مداخلات سیاسی، کاستی‌های علمی، تامین منابع بدون نظارت عالمانه از سوی حکومت، موجب شده بازدهی و اثر‌‌بخشی فعالیت‌های فرهنگی و هنری در حداقل ممکن باشد و همین امر سبب شود که تأمین منابع جدید برای فعالیت‌های بیشتر فرهنگی و هنری با شک و تردید روبرو شود.

 همانطور که ملاحظه شد، روش‌های تصمیم‌گیری در مصرف منابع جامعه از تصمیمات کلان در عرصه مدیریت ارشد جامعه شروع تا به تصمیمات روزمره عادی زندگی مردم می‌رسد و می‌توان در تمامی این سطوح، کاستی‌هایی را شناسایی و موضوع تولید آثار هنری قرار داد. این تصمیمات از سوی دیگر در عرصه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی قابل ارزیابی است و نباید صرفاً مصرف منابع را در حوزه اقتصاد تعقیب نمود، چرا که بسیاری از اسراف‌ها و تبذیرها حاصل ضعف دانش و ناکارآمدی بعضی از مدیران است که حضور آن‌ها حاصل تصمیمات غلط در عرصه‌های سیاسی است، همانطور که در اصل این حرکت و اعلام سال اصلاح الگوی مصرف قبول کرده‌ایم که نمی‌‌توان صرفاً با اصلاح روش‌های اقتصادی مسئله را حل کرد و باید در کنار اصلاح روش‌ها و روابط عرصه اقتصاد روی فرهنگ جامعه نیز اقدام نمود.

 علی‌ایحال آنچه تاکنون مورد بحث قرار گرفت توضیح یک الگوی عمومی مطابق مدل زیر بود.

   

  تا روشن شود دامنه‌ این بحث می‌‌تواند در چه عرصه‌هایی وارد بشود و باید مواظبت نمود که تنگ نظری و عدم شناخت‌ها از مسئله به این مهمی، در صرفه‌جویی در مصرف آب، برق، کاز و نان خلاصه نشود.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 2:36 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 اصولا نگاه قرآن به مسئله اقتصادي نگاهي در راستاي بهره وري مناسب و درست از امكانات و وسايلي است كه خداوند در اختيار بشر به طور مستقيم و يا با توليد و كار قرار داده است. از اين رو از مردم مي خواهد كه هر چيزي را درست و به شكل مناسب آن مورد استفاده قرار داده و از اتراف و تبذير و عدم بهره مندي از آن خودداري ورزند.
به سخن ديگر در اسلام همواره سخن از اقتصاد است. اقتصاد كه از واژه قصد گرفته شده به معناي ميانه روي و اعتدال است. (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه قصد) از اين رو بنياد امور در حوزه توليد و توزيع و مصرف كالا در بينش و نگرش قرآني ميانه روي است. هرگونه رفتارهاي بيرون از اين چارچوب از نظر قرآن نه تنها نادرست و نابهنجار بلكه گناه و گاه جرم قانوني تلقي مي شود. همان گونه كه زياده روي و اتراف و اسراف و تبذير امري مردود و نادرست و گناه شمرده شده است همينطور عدم استفاده از نعمت هاي حلال خداوند و عدم بهره مندي از آن در راستاي آسايش و آرامش و كمال، امري مذموم و ناپسند دانسته شده و شخص مورد نكوهش و توبيخ قرار گرفته است كه چرا حلال خدا را بر خود حرام مي سازد و از آن ها بهره مند نمي شود؟
خداوند در آياتي چون آيه 141 سوره انعام از مردم مي خواهد كه از اسراف و تبذير دوري ورزيده و هزينه هاي خويش را در چارچوب اعتدالي قرار دهند. در آيه 31 سوره اعراف از مردم مي خواهد كه از نعمت هاي خداوند استفاده كرده و از آن بخورند و بياشامند ولي اسراف نكنند؛ زيرا اسراف امري ناپسند در نزد خداوند است و اهل اسراف را خداوند دوست نمي دارد
.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 2:31 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 آيه 141 سوره انعام به مسئله اعتدال در مصرف اشاره دارد كه همان معناي صرفه جويي و بهينه سازي مصرف در اقتصاد امروز جهان است. خداوند در اين آيه اعتدال در مصرف و دوري از اسراف و تبذير را اصلي مهم در هزينه كرد اموال اقتصادي برشمرده و در آيه 31 سوره اعراف و نيز 26 سوره اسراء و همچنين 67 سوره فرقان برآن تأكيد مي ورزد.
درحقيقت ازنظر اسلام و قرآن، اعتدال در مصرف و ميانه روي و صرفه جويي به معناي مصرف درست و متناسب، اصلي اساسي و از اصول نخستين اقتصاد اسلامي مي باشد كه مؤمنان براي دست يابي به كمال شخصي و جمعي و امت اسلامي براي رسيدن به جامعه نمونه و برتر مي بايست آن را در نظام اقتصادي خويش درنظر گيرند.
از آن جايي كه قرآن كتاب هدايت آدمي و جامعه بشري به سوي تعالي و كمال است، برنامه ها و نظام اقتصادي آن نيز در همين چارچوب مي باشد. از اين رو خداوند بر لزوم وسيله قرار گرفتن ابزارهاي اقتصادي براي تحصيل امر معنوي واخروي تأكيد مي كند (قصص آيه 77) و مي كوشد تا با جمع ميان دنيا و آخرت در حوزه اقتصادي مردم را به سوي كمال سوق دهد (بقره آيه201 و نساء آيه 134 و آيات ديگر)اگر از نظر اسلام، سلامت اقتصادي و پرهيز از فسادانگيزي در حوزه اقتصادي (اعراف آيه 85 و هود آيه 84 تا 86) و تصحيح روابط اقتصادي جامعه، هم پاي مسايل اعتقادي و عبادي در صدر برنامه هاي پيامبران قرار دارد (اعراف آيه 85 و هود آيات 84 تا 87 و شعراء آيات 177 تا 183 و ده ها آيه ديگر) اين امر نمي تواند جز با صرفه جويي و بهينه سازي مصرف همراه باشد؛ زيرا اقتصاد در هرحال بستري براي تكامل بشري است و به عنوان هدف ابزاري و يا مياني مطرح مي باشد كه مي بايست آدمي با بهترين شيوه مصرف و استفاده درست و مناسب، خود را در جايي قرار دهد كه بتواند رشد و كمال خويش را ادامه دهد. از اين رو همان اندازه كه اسراف و اتراف و تبذير زشت و ناپسند است استفاده نكردن درست از نعمت هاي خداوندي نيز به معناي ناديده گرفتن ابزارهاي كمالي است.
ازنظر قرآن، اقتصاد و ثروت مايه قوام جامعه است (نساء آيه 5) و امور ا قتصادي و معيشتي مردم داراي جايگاهي مهم در حد مسايل اعتقادي و عبادي (بقره آيه 3و 31و 43و 83و 177و 277)دارد و براين اساس مي بايست همگان از شخص و جامعه و دولت در مسير اقتصاد سازنده و مثبت حركت كنند تا فرصت هاي برابر براي همگان جهت دست يابي به همه ابزارهاي رشد و تكامل فراهم آيد. بنابراين هركسي كه با مصرف زياد و اتراف و تبذير و اسراف بخشي از ابزارهاي رشدي و كمالي را از ميان ببرد مي بايست پاسخ گوي خدا و جامعه انساني باشد.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 2:29 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



كشورايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين کشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين کالا نخستين کشور در ميان کشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد کل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف ‌گرديده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي که متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است.
هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر مي‌شود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر مي‌شود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف مي‌كند. هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شود. و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي‌يابد در حالي که در صورت مصرف استاندارد، ايران مي‌تواند يکي از صادر کنندگان بنزين باشد.
سرانه مصرف نان در ايران حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است بيش از 2 تا 3 برابر است. يارانه نان طي پنج سال اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جاري اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند طي 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان ، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.
براساس گزارش صندوق بين‌المللي پول، ايران دومين کشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار مي‌باشد .مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژى در ايران با بسيارى از كشورهاى جهان ، شاهد وضعيت ناهنجار بهره بردارى انرژى هستيم .
در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژي به ازاي هر مترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي از شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي رسد.
الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي‌شود! از نظر مصرف برق هم ، ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست.ودولت ساليانه يارانه‌ 4 هزار ميليارد توماني براي برق در نظر مي گيرد.
ايران بعد از كشورهاي امريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف گاز در جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش بيني مي شود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد. و با ادامه اين روند در سال هاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.اين در حالي است که دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشترکان بخش خانگي تعلق داده است.
سرانه مصرف شکر در ايران 29 کيلو گرم است در حالي که ميانگين مصرف شکر در جهان 22 کيلو گرم مي باشد . و نيز تحقيقات کارشناسان نشان مي دهد ايراني ها 30 درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف مي کنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.
همانطور که مشاهده مي کنيم مقايسه ميزان مصرف در بخش هاي مختلف با ساير كشورها ، نشان‌دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه ها است. و جالبتر اينجاست که ساليانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت مي كنيم. که در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 2:28 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقای شاخص‌های زندگی و کاهش هزینه‌‌ها شده و زمینه ای برای گسترش عدالت است.
از طرفی الزام مصرف بهینه باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فن آوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد. از این رو ارتباط منطقی بین نامگذاری سال اول دهه پیشرفت و عدالت به "اصلاح الگوی مصرف" بیشتر نمایان می شود.
اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگ‌‌سازی پایدار است و این خود نیازمند راهکارهایی است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهای اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدریج این اصلاح نهادینه شده و به یک رفتار پایدار و نهایتا به یک فرهنگ در تمامی عرصه های مصرف تبدیل شود.
اصلاح الگوی مصرف در دو سطح "تولید کالا" و "مصرف کالا" قابل بررسی است. در سطح تولید کالا که از مرحله تبدیل مواد خام تا انتقال و توزیع به مصرف کننده را شامل می شود، نیاز است که سازندگان و تولیدکنندگان هر دو بخش دولتی و خصوصی علاوه بر رعایت ضوابط زیست محیطی، فن آوری تولید کالاهای خود را با استانداردهای جهانی و حتی الامکان مناسب با اقلیم هر منطقه مطابق کنند.
هم اکنون هدرروی در حوزه انرژی کشور نه صرفاً در بخش مصارف خانگی و مشاغل خدماتی و تجارتی، بلکه در پالایشگاه ها، نیروگاه ها، خطوط انتقال برق، لوله های آب، واحدهای تولیدی و خودورها نیز در مقایسه با استانداردهای جهانی قابل قبول نیست. در کشورما حدود یک پنجم برق تولیدی به مصرف روشنایی می رسد که 69 درصد آن در خانه ها است لذا با استفاده از لامپ های کم مصرف می توان تاحدود زیادی در این زمینه صرفه جویی کرد. تولید انرژی و حرارت از منابع تجزیه شونده و نو همچون باد، خورشید و زباله ها در مناطقی که قابل استفاده است باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
در بخش ساخت و ساز باید اجرای آیین نامه ها و مقررات مهندسی نهادینه شود. همچنین تولید مواد خوراکی از جمله نان باید با ضایعات کمتری همراه باشد. باید توجه به استفاده بیشتر از مواد قابل بازیافت در تولید الزامی گردد و دهها موارد مشابه دیگر که باید در هر صنف مورد توجه قرار گیرد.
در سطح "مصرف کالا" باید برای فرهنگ سازی نحوه مصرف بهینه خصوصاً آب، برق و گاز که تهیه آنها برای مصرف کننده سهل الوصول تر است آموزش از طریق مدارس، رسانه ها، تولیدکنندگان، وزارت نیرو و شرکت گاز بسیار موثرتر باشد. همچنین مردم ایران به علت پیوند با دین و مظاهر مقدس دینی به خوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند و بدان ارج می نهند لذا می توان در بخش آموزش  از تعالیم و آموزه های دینی که بر صرفه جویی تاکید دارند نیز بیشتر بهره برد.
از آنجا که جهت تغییر الگوی مصرف، شناخت عمیق نیازهای هردو بخش مردمی و دولتی ضروری است باید مصرف سرانه دهک ها با سطح دستمزدها و استانداردهای مصرف جهانی دقیقاً مقایسه شود و سپس درصد و میزان یارانه لازم برای هریک از کالاها مشخص شده و قیمت یارانه ای و غیریارانه ای آن تعیین گردد. بنابراین می توان دریافت که اصلاح الگوی مصرف هم نیاز (و حتی پیش نیاز) هدفمندسازی یارانه هاست. تمامی این موارد جز با وضع قوانین و نظارت بر حسن اجرای آن میسر نیست و از این روست که نقش و تاثیر مجلس در اصلاح الگوی مصرف  نمایان تر می شود.
 بطور كلي اجرايي اصلاح مكانيزم قيمت، فرهنگ سازي و اطلاع رساني صحيح، هدفمند كردن يارانه ها، ايجاد انضباط در بازارهاي پولي و سرمايه گذاري، ايجاد موازنه در آمدي و كاهش نرخ تورم راهكارهايي در جهت اصلاح الگوي مصرف مي باشند ، بدون شك راهكار هاي ديگري نيز در خصوص تغيير الگوي مصرف عمومي وجود دارد كه نياز به كارشناسي و توجه ويژه مسئولان دارد.
تصور اينكه مردم كشور ما بزرگترين مصرف كننده نان در جهان هستند يا اينكه مصرف گاز ايران به اندازه كل مصرف اتحاديه اروپاست بيش از پيش ذهن را به آن سو مي‌كشد كه يكي از عوامل اسراف و روش نادرست مصرف وضع يارانه بر روي برخي كالاهاي استراتژيك يا حامل هاي انرژي است كه با اجراي صحيح طرح تحول اقتصادي و هدفمند كردن يارانه ها مي توان گام موثري در مسير بلند رسيدن به فرهنگ صحيح مصرف برداشت.
بايد اذعان داشت با افزايش بهره‌وري نيروي كار و سرمايه و نيز برقراري ارتباطي منطقي بين تكنولوژي و نيروي كار مي توان از اتلاف منابع در بين مردم و دولت جلوگيري كرد كه اين مهم ميسر نمي شود مگر با اجراي سياستهاي هماهنگ و همكاري دو جانبه بين مردم و دولت.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 2:27 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



عده اي صرفه جويي را به معناي كم مصرف كردن معنا كرده اند ولي به نظر مي رسد اين معنا نمي تواند اقتصادي باشد؛ زيرا هدف از توليد يك شي اقتصادي، مصرف آن است و مصرف چيزي زماني به وقوع مي پيوندد كه آدمي به آن نياز داشته باشد و با مصرف آن چيز نيازي از نيازهاي وي برآورده مي شود. بنابراين شخص لازم است تا در حد نياز و برآورد آن، چيزي را مصرف نمايد و كم مصرف كردن نمي تواند نياز وي را برآورده سازد، مگر آن كه در مساله نياز به نيازهاي اساسي و نيازهاي غير اساسي و يا نيازهاي لازم و غير لازم توجه داده شود. در اين صورت مي توان گفت كه مصرف چيزي مي بايست در حد برآورد نيازهاي اساسي و لازم باشد.
ولي مشكلي كه در اين جا خود را نشان مي دهد آن است كه همان گونه كه نيازهاي آدمي به دو دسته نيازهاي اساسي و لازم و غير اساسي و غير لازم دسته بندي مي شود و به شكلي اولويت خود را تحميل مي كند، در حوزه چيزهايي كه به عنوان مواد مصرفي مورد توجه قرار مي گيرد نيز اولويت بندي صادق است. به اين معنا كه هرچه نياز شخص و يا جامعه به چيزي اساسي و ضروري و لازم باشد آن چيز به شكل امري با ماليت بيش تر و اساسي تر مطرح مي شود. از اين رو ارزش نيازي انسان به چيز اقتصادي، آن چيز را ارزشمندتر مي سازد چنان كه كم اهميتي آن نيز آن را در درجه دوم اهميت قرار مي دهد.
البته اين امر به چيزهايي برمي گردد كه ارزش مالي داشته و براي توليد و تهيه آن نيازمند كار و پرداخت هزينه هستيم. بنابراين با آن كه هوا و اكسيژن براي آدمي داراي ارزش و اهميت بسيار و حياتي است ولي از آن جايي كه درحال حاضر براي آن هزينه اي پرداخته نمي شود و نياز به توليد آن نداريم و كاري براي آن انجام نمي دهيم چيزي بي ارزش بوده و از ماليت خارج مي شود و سخن از صرفه جويي در آن معنا و مفهومي ندارد؛ ولي اگر فرض كنيم كه در آينده براي توليد اكسيژن مصرفي انسان نيازمند توليد و يا كار براي آن باشيم مي بايست براي آن ماليت قرار داده و درباره شيوه هاي مصرف و استفاده آن سخن بگوييم
.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 2:26 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



منابع و ذخاير هر كشور، جزء ثروت‌هاي آن كشور به شمار مي‌آيد. به‌اين معني كه اگر كشوري نسبت به مصرف غير اصولي منابع خود بي‌تفاوت باشد، در واقع نسبت به دارايي‌ها و ثروتش بي‌تفاوت است. از سوي ديگر، درآمدهاي كشوري كه مصرف‌گرايي در آن توجيه و تبليغ مي‌شود، نمي‌تواند براي رشد كشور و توسعه زيرساخت‌هاي اقتصادي آن هزينه شود. اين درآمدها نيز خواه، ناخواه هزينه مصرف بي‌رويه و غيراصولي در سطح كشور خواهد شد.
اصلاح الگوي مصرف و بهينه كردن استفاده از امكانات مادي كشور براي رفع احتياجات فردي و اجتماعي از ضروري ترين نيازهاي ملي و از نكات اصلي مد نظر مديران كشور است كه در سال جاري مورد تأكيد مقام معظم رهبري قرار گرفته و سال 88 را نيز به نام خود رقم زده است.
مفهوم صرفه جويي
صرفه جويي به مفهوم مصرف چيزي به شكل درست و مناسب آن است. اين مساله براي ايجاد تعادل ميان درآمد و هزينه بسيار مهم و اساسي است و در حوزه اقتصاد خانواده نيز مي تواند تاثيرگذار و سرنوشت ساز باشد.
واژه عربي صرف كه به معناي تغيير و تحويل آمده است در علوم مختلف معاني و مفاهيم گوناگوني را بيان مي كند. به عنوان نمونه در علم صرف و نحو به معناي ساختن صيغه هاي مختلف از يك اصل مي باشد كه در ادبيات عربي معروف و مشهور است.
در علوم قرآني صرفه به معناي بازداشتن شخص از آوردن آيه و يا سوره اي است كه در مقام تحدي انجام مي گيرد. در اين كه اين نظريه درست و يا نادرست است سخني نيست بلكه تنها بيان اين كه صرفه به معناي بازداشتن شخص به شكل تكويني از آوردن سوره و يا آيه نيز به كار رفته است.
در علم اقتصاد چون سخن از توليد و توزيع و مصرف است واژه صرفه جويي به معناي مصرف درست و مناسب چيزي است كه در اختيار شخص قرار دارد و در ازاي آن كار و يا هزينه اي پرداخت شده است. بنابراين صرفه جويي در ارتباط با مصرف چيزي است كه داراي ماليت مي باشد و انسان در قبال آن كار و يا هزينه اي پرداخته و يا مي پردازد
.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 2:13 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



نیشخنداین خانوم محترم خوب روش صرفه جویی رو کشف کردهنیشخند

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 1:09 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

بدون شک همه مردم روی زمین به دنبال تهیه بهترین وسیله جهت استفاده در زندگی روزمره‌شان هستند و تهیه بهترین وسیله خصوصا در مورد وسایل برقی که در عصر امروز دارای تنوع بسیاری است و هر روزه با تعداد قابل‌توجهی از آنها سروکار داریم، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

ادامه مقاله در ادامه مطلب




در حال حاضر لوازم برقی خانگی از مهم‌ترین مصرف‌کنندگان برق در بخش خانگی هستند که طبعا تاثیر بسزایی در هزینه‌های برق خانواده‌ها دارند؛ بنابراین در انتخاب و خرید وسایل برقی، اطمینان از ایمنی، کیفیت، کمیت در بازدهی و میزان مصرف انرژی دستگاه‌های موردنظر با توجه به خدماتی که ارائه می‌دهند برای مصرف‌کنندگان دارای اهمیت و ضرورت بسیاری است.
در انتخاب و تهیه کالا خصوصا وسایل برقی توجه به مواردی چون شکل ظاهری، مدل، کارخانه سازنده و تکنولوژی ساخت، شرط‌های لازم در انتخاب یک کالا محسوب می‌شوند اما توجه به نشان استاندارد و برچسب انرژی از شرط‌های ضروری در انتخاب و تهیه وسایل برقی خانگی است. چون این علائم اطلاعات بسیار مفیدی را در زمینه ایمنی؛ بازدهی و میزان مصرف انرژی وسایل برقی با توجه به خدماتی که ارائه می‌دهند در اختیار مصرف‌کنندگان قرار می‌دهد.
معرفی برچسب 7رنگ
یکی از موارد مهمی که در سال‌های اخیر مورد تاکید قرار گرفته، مشخص کردن ملاک‌هایی برای مصرف انرژی کلیه وسایل انرژی بر خانگی است که کارخانه‌های سازنده وسایل خانگی ملزم به رعایت آن هستند. حاصل این کار تهیه و تدوین برچسبی بود تحت عنوان برچسب انرژی یا برچسب کارآیی انرژی.
برچسب انرژی چیست؟
برچسب انرژی امروزه در اغلب کشورهای جهان وجود دارد و برچسبی است که روی وسایل مصرف‌کننده انرژی نصب می‌شود و مصرف‌کننده را با میزان کارآیی و مصرف انرژی آن وسیله آشنا می‌کند. همچنین اطلاعات مشترک در همه وسایل و اطلاعات اختصاصی مربوط به هر وسیله انرژی بر را در اختیار مصرف‌کنندگان قرار می‌دهد.
در حال حاضر وقتی برای خرید وسایل برقی و گازی به فروشگاه‌ها مراجعه می‌کنید برچسب انرژی را روی وسایل مشاهده می‌کنید. برچسب انرژی دارای قسمت‌های مختلفی است و هر قسمت نشان دهنده اطلاعاتی در خصوص دستگاه مربوطه است.
بخش‌های اول تا سوم برچسب در تمامی وسایل انرژی بر خانگی (که دارای برچسب انرژی باشند) مشترک و به‌ترتیب نشان‌دهنده علامت تجاری شرکت سازنده، نام شرکت سازنده و مدل دستگاه است.
بخش چهارم بر چسب انرژی که از اهمیت خاصی نیز برخوردار است از 7 فلش رنگی (از سبز پررنگ تا قرمز تیره) که روی هر یک از آنها یک حرف لاتین از A تا G‌ درج شده تشکیل شده است که هر حرف و هر فلش رنگی نشانگر درجه‌ای از مصرف انرژی دستگاه است.
حرف A نشانگر کمترین مصرف انرژی و بیشترین کارآیی و حرف G نشانگر بیشترین مصرف انرژی و کمترین کارآیی دستگاه است. بنابراین هر چه رتبه دستگاه بیشتر باشد کارآیی آن نسبت به میزان انرژی که مصرف می‌کند بیشتر است.
برچسب انرژی در واقع به خریدار کمک می‌کند که در هنگام خرید، وسیله‌ای را انتخاب کند که در مقایسه با سایر وسایل موجود، مصرف انرژی کمتر و کارآیی بیشتری داشته باشد.
به عنوان مثال وقتی خریداری برای خرید یک یخچال فریزر به فروشگاهی مراجعه می‌کند و با دو مدل یخچال که از هر جهت مشخصات یکسانی دارند روبه‌رو می‌شود، در این شرایط اگر یکی از یخچال‌ها رتبه B داشته باشد و دیگری رتبه C مسلما آن یخچالی که رتبه B دارد انتخاب خوبی برای خرید است، چون مصرف برق کمتری دارد. توجه داشته باشید که در یخچال و فریزرها به ازای افزایش یک رتبه در برچسب انرژی حدود 14درصد صرفه‌جویی در مصرف برق صورت می‌گیرد.
مهم است که بدانید استاندارد برچسب انرژی برای یخچال، یخچال فریزرهای خانگی، ماشین لباسشویی، کولر آبی، کولر گازی، اتوی برقی و سایر وسایل برقی کوچک آشپزخانه تدوین شده است.
فواید استفاده از برچسب انرژی
استفاده از برچسب انرژی مزایا و فواید گوناگونی برای مصرف‌کنندگان این گونه وسایل دارد که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
- انتخاب درست و آگاهانه مردم در هنگام خرید وسایل برقی خانگی
- آشنا ساختن مصرف کنندگان با میزان کارایی و بازدهی وسایل برقی خانگی
- بهینه‌سازی و کاهش مصرف انرژی
-کاهش هزینه انرژی مصرفی در خانواده‌ها
- کاهش آلودگی محیط‌زیست
- ارائه اطلاعات اختصاصی ویژه هر وسیله برقی
- ارائه اطلاعات مشترک در مورد وسایل برقی شامل علامت تجاری، نام شرکت سازنده، مدل دستگاه و نشان استاندارد.
در حال حاضر 100درصد از خانواده‌های شهری و 90درصد از خانواده‌های روستایی از خدمات شبکه برق در کشور استفاده می‌کنند. با توجه به افزایش سطح رفاه عمومی، افزایش مشترکین برق و استفاده عموم مردم از وسایل انرژی‌بر خانگی تعداد این وسایل روز به روز در خانواده‌ها در حال افزایش است؛ بنابراین توجه به مرغوبیت، بازدهی مفید، میزان مصرف انرژی در وسایل انرژی‌بر و همچنین توجه به طراحی، ساخت مناسب و منطبق بر استانداردهای معتبر و بهینه جهانی باید مورد توجه تولیدکنندگان این وسایل قرار گیرد. از طرف دیگر اطلاع از نحوه استفاده درست از وسایل انرژی‌بر و توجه به میزان کارایی و مصرف انرژی آنها نیز از جمله مواردی است که باید مورد توجه مصرف‌کنندگان باشد.




 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 1:07 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



آب، شیر آب،صرفه جویی

بعضی‌ها فکر می‌کنند، صرفه‌جویی یعنی؛ توی تاریکی بنشینیم و لامپ را روشن نکنیم!

 

یا دو هفته یک‌بار حمام برویم، تا آب کمتری مصرف شود.

یا مثلا در زمستان‌ها، از سرما قندیل ببندیم و مثل بید بلرزیم ولی بخاری را روشن نکنیم!

بعضی‌ها هم اصلاً باورشان نمی‌شود که بشود صرفه‌جویی کرد.

و می‌گویند: «یعنی اگر شیر آب چکه نکند، یا یک لامپ اضافه خاموش شود، دیگر برق نمی‌رود؟ دیگر کمبود آب نداریم؟»

ولی راستش «بله اگر حتی 1 لامپ اضافه  خاموش شود و انرژی برق هدر نرود، باعث صرفه‌جویی در برق می‌شود و خاموشی و قطع برق کمتر اتفاق می‌افتد.»

صرفه‌جویی کار سخت و عجیبی نیست. اگر ما به اندازه‌ی نیاز و درست از منابع انرژی مثل آب و برق و گاز و... استفاده کنیم، صرفه‌جویی کرده‌ایم.

گفته، استفاده نکردن از نعمت‌های ارزشمندی که خدا در اختیارمان قرار داده، یعنی صرفه‌جویی؟

اتفاقاً صرفه‌جویی یعنی «از نعمت‌های خدادادی خوب و درست و به جا و به اندازه استفاده کنیم و مواظب باشیم حتی ذره‌ای از آن هدر نرود».

به نظر من صرفه‌جویی یعنی: «خدایا شکرت که به ما این‌همه نعمت دادی.»

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 1:05 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




اصلاح الگوی مصرف یعنی این؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اسراف به تمام معنا در میان اعراب:

خودتان قضاوتی کنید:

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 12:56 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



اگه این عکسها به واقعیت تبدیل بشند چی میشهنیشخند

 



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 12:40 AM
نظرات 0 | لینک مطلب





  بررسي‌هاي موسسه گارتنر حاكي است استفاده از سرويس‌ها و خدمات اشتراكي تحت وب موجب صرفه جويي در هزينه هاي مديريت محتواي تحت وب تا 20 درصد خواهد شد.

به نقل از آي دي جي، شركت هاي تجاري با استفاده از سرويس هاي مشترك آنلاين موسوم به كلودكامپيوتينگ نيازي به صرف هزينه براي ارائه بسياري از خدمات نداشته و مي توانند سرويس هاي مورد نياز را با صرف هزينه كمتر در دسترس كاركنان خود قرار دهند.
البته براي طراحي اين سرويس ها ابتدا بايد در درون هر يك از سازمان ها نيازسنجي صورت گرفته و سپس مدل مورد نياز طراحي شود. علاوه بر اين آموزش كاركنان نيز هزينه و زمان صرف شده براي استفاده از اين سرويس ها را به ميزان چشمگيري كاهش خواهد داد.
امروزه نحوه به كارگيري سيستم هاي مديريت محتوا در شركت هاي تجاري از جمله چالش هاي جدي شركت هاي تجاري است و استفاده از خدمات نوپاي كلود كامپيوتينگ اين مشكل را تا حد زيادي برطرف خواهد كرد.
هر چند قبل از اتكاي كامل به اين سرويس ها بايد از ميزان كارآيي و ثبات آنها مطمئن شد. 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 3:23 AM
نظرات 5 | لینک مطلب



آنچه امروز اتفاق مي افتد اين است كه قدرت هاي بزرگ صنعتي كه فرامليتي و جهاني شده اند براي انسان تصميم مي گيرند كه چه چيز خوب است و چه چيز بد و با قدرت عظيم رسانه اي و تبليغات مجهز به آخرين فنون روانشناختي آنرا به خورد مردم مي دهند. شايد مقصر عمده خود ما باشيم كه با پناه بردن به مصرف گرايي و مسخ خودخواسته براي فرار از رنج هاي وجودي و نگراني هاي ريشه دار در هستي مان، به اين غول هاي صنعتي و اقتصادي قدرت بخشيده ايم و هر روز نيز از محصولات متنوع و بي فايده شان استقبال مي كنيم و سعي داريم پوچي و يكنواختي زندگيمان را با مصرف اين محصولات متنوع جديد جبران كنيم. مثال ساده اش را در مدل هاي جديد تلفن همراه وسايرلوازم اوليه زندگي است که ببينيد در واقع هيچ فرق عمده اي با قبلي ها ندارند و فقط روزمرگي ما را جوابگو هستند.

 واين درحالي است که شناخت انسان از آنچه مي تواند بيافريند، شكوفايي نيروهاي خلاقه انسان و احساس هويت و معنا در زندگي مي تواند ما را از اين تخدير و خماري مصرف بيرون بكشد و وادارمان كند به نيازهاي اساسي خود فكر كنيم و در راستاي تحقق آنها گام برداريم. اينگونه مي شود كه واژه مصرف گرايي براي بسياري از ما بي معنا خواهد شد. امام علي(ع) در اين باره مي فرمايند: «الاوان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف» «آگاه باشيد خرج كردن به ناحق، حيف و ميل و اسراف است»

كتاب آسماني قرآن نيز در آيه 141 سوره انعام در مورد اصلاح الگوي مصرف و بهينه مصرف كردن مي فرمايد: «كلوامن ثمره اذا اثمر و اتوا حقه يوم حصاده ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» «و از آن ميوه هنگامي كه به ثمر مي نشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»

با توجه به اين نکات مي توان نتيجه گيري کرد که اصلاح الگوي مصرف که به معني نهادينه کردن روش صحيح استفاده از منابع درهرکشوري است، سبب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي و کاهش هزينه‌‌ها شده و زمينه اي براي گسترش عدالت درآن جامعه را مهيا خواهد کرد.

از طرفي الزام مصرف بهينه باعث مي شود تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فن آوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و به تبع آن پيشرفت در ديگر بخش هايي که کمتر مورد توجه بوده است نيز فراهم گردد.

آنچه بر اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در كشور داراي اهميت مي باشد اين است كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است كه طي آن، اين اصل به يك شعار تغيير ماهيت ندهد؛ در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در كشور، خيزش و حركتي عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي باشد؛ لذا مي بايست همگي اين اصل را يك ضرورت دانسته و فعاليت هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند و براي دستيابي به اين امر فرهنگ سازاقدام نمايند. آنچه كه رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاكيد مي ورزند اين است كه «همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ها، ظهور و بروز يابد.». بنابراين تاكيد رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوي مصرف نشان دهنده اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شكوفايي و دستيابي به اقتدار ملي است. لذا پرهيز از شعارزدگي وحفظ صيانت اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير اصلاح الگوهاي مصرفي و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه اصلي همه مردم و مسئولين به شمار مي رود. از اين رو ارتباط منطقي بين نامگذاري سال اول دهه پيشرفت و عدالت به "اصلاح الگوي مصرف" بيشتر نمايان مي شود.

حال با نامگذاري سال جديد بعنوان اصلاح الگوي مصرف اهميت دارد از تجربه همه ا قشارجامعه براي شکوفايي وسربلندي کشورمان استفاده کافي راداشته باشيم .وهمچنين ازتجربه برخي کشورهاي توسعه يافته که برنامه انها مبتني برمدل بومي و ديني بوده وهمچنين با بکارگيري فرهنگ سازي، مديريت قوي، طراحي ساز وكارو جلب مشاركت مردم سود جست و با اتکا به دانشمندان جوان و فرهيخته‌ي کشور،همانند کشورهاي پيشرفته‌ي دنيا درراه توسعه و آباداني کشورمان نقش کليدي داشته باشيم .

واين نکته هم نبايد فراموش شود که سياستگذاري نادرست وبه عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح مديريتي كشوردراين زمينه، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف را در جامعه دامن مي‌زند و پارادايم اصلاح الگوي مصرف كه مبتني بر يك انديشه توسعه‌گراست را در نهايت به ضد خود تبديل مي‌كند. حضرت امير (ع) مي فرمايند :زياده روي و اسراف مکن زيرا بخشش اسراف کار مورد ستايش نيست و تنگدستي او هم مورد ترحم واقع نمي شود.

دراين راستا بايد همه اقشارمختف جامعه وبخصوص مسوولان نظام، بايد با الگو قراردادن موارد مطرح شده درآموزه هاي ديني واسلامي و با توجه به فرمايشات حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي وبا بکارگيري شيوه هاي مديريتي جديد و نوآوري در بخشهاي مختلف و دستگاههاي گوناگون واستفاده درست وبهينه ازمنابع عظيم ثروت کشورمان براي اقتدار ميهن عزيزمان تلاش کنند.

برهمين اساس کشورمان ايران در حال حاضر در مقطعي از تاريخ انقلاب‌مان قرار گرفته‌است که پس از 30 سال تجربه و فراز و نشيب‌هاي گوناگون در عرصه‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي در حال گذر از مرحله تجربه و ورود به مرحله رشد و شکوفايي است.که دراين راستا مسوولان و مديران نظام بابرنامه ريزي هاي درست وبه موقع، هم مي توانند از عوامل اصلي تحول به شمار روند و هم مي توانند از مهم ترين موانع اساسي تحول محسوب شوند. هيچ تحول بدون حمايت و پشتيباني مديران ارشد در سازمان ها بوجود نمي آيند. اگر مديران نسبت به برنامه هاي تحول تعهد داشته باشند، تلاش زيادي بايد انجام گيرد ولي اگر مديران اعتقاد و پشتيباني نکنند هيچ تحولي ايجاد نخواهد شد. براي همين منظور در هر برنامه بهبود و تحول، اطمينان از حمايت و پشتيباني مديران ارشد لازم و ضروري است، اگر مديران به تحول اعتقادي نداشته باشند بايد توجيه لازم صورت گيرد. بدون حمايت مديران آغاز هيچ برنامه تحولي توصيه نمي شود.

سخن آخر اينکه براي رسيدن به اين هدف عالي و ورود به مرحله رشد و شکوفايي حرکت‌هاي عادي و تکرار حرکت‌هاي گذشته پاسخگو نيست و هر ملتي که مي‌خواهد در عرصه رشد و شکوفايي وارد شود و وظيفه‌ خود را به عنوان بخشي از جامعه‌ بشري انجام دهد و راه‌هاي بهره‌مندي خود را از زندگي مطلوب‌ترفراهم کند، چاره‌اي جز تلاش و توليد انديشه و فکر ندارد.

 



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 3:19 AM
نظرات 1 | لینک مطلب



گزيده بخشي از ديدگا ه امام درخصو ص اصلاح الگو ي مصرف ؛ زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است. عدالت عبارت است از: حد وسط بين افراط و تفريط و آن از امهات فضايل اخلاقيه است . اسلام تعديل مي‌خواهد، نه جلو سرمايه را مي‌گيرد و نه مي‌گذارد سرمايه آن طور بشود که يکي صدها ميليارد دلار داشته باشد و اين يکي شب که برود پيش بچه‌هايش نان نداشته باشد اين عملي نيست، نه اسلام با اين موافق است نه هيچ انساني با اين موافق است.

گزيده سخنان مقام معظم رهبري درمورد اصلاح الگوي مصرف مي توان به اين مطالب اشاره کرد: (اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود. همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار "مهم، حياتي و اساسي" يعني"اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه‌ها"، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد. مقابله با اسراف و صرفه جويي صحيح ، با حرف امکان پذير نيست و قواي مقننه و مجريه موظفند با قانونگذاري صحيح و اجرا و پيگيري قاطعانه ، الگوي مصرف را از " توليد تا مصرف و باز يافت " اصلاح کنند. اين حرکت ، گامي اساسي در روند پيشرفت و عدالت است چرا که بيماري اسراف ، از لحاظ اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ، آسيبها و مشکلات گوناگوني بوجود آورده و آينده کشور را تهديد مي کند . مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است. جامعه‏ى ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگى در مقابل داشته باشد._هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بايستى نگاه عيب‏جويانه‏ى به اسراف وجود داشته باشد. )

بخشي ازسخنان مقام معظم رهبري درمورد اصلاح الگوي مصرف درمناسبتهاي مختلف ... برادران! اميرالمؤمنين مى‏گويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مى‏رود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجمل‏گرايى بكنند. اين‏طور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. اين مهريه‏هاى گران‏قيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مى‏گذارند، خطاست. نمى‏گويم حرام است، اما پديده‏ى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحت‏الشعاع ارزش طلا و پول قرار مى‏دهد. (ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست‏ونهم ماه مبارك رمضان) 26/1/1370)

بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مى‏شود، مهار گردد. (خطبه‏ هاى نماز جمعه سوم رمضان 1415 -14/11/1373 )


من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كر دم ك ه صرفه‏جويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفه‏جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‏گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‏روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند ...( اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى‏ -1/1/1376 )

ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‏كرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‏خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‏وجود آمد كه چنين چيزى نباشد. (خطبه ‏هاى نمازجمعه تهران‏ -23/2/1379 )

منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است.( در خطبه‏ هاى نماز جمعه تهران‏ -25/9/1379 )

مصرف‏گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‏كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‏ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرايى و تجمّل‏گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‏گرايى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم. (در خطبه ‏هاى نماز عيد فطر 15/9/1381 )

توصيه من به وزيران محترمى كه اين‏جا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينه‏هاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسراف‏گونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند .( ديدار معلّمان و كارگران‏ -10/2/1382 )

«اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش» جزو برنامه‏هاى بسيار خوب شماهاست .( ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت -6/6/1385 )

آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همه‏ى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحله‏ى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنه‏ى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............درباره‏ى مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مى‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏هاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجه‏ى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانه‏ها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگ‏سازى شود. اين، مى‏شود پيشرفت. (ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاههاى استان سمنان -18/8/1385 )

اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مى‏كرد، نبايد ديگر اين كارها در دوره‏ى بعد از جنگ، در دهه‏ى دوم و سوم، انجام مى‏گرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مى‏شد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مى‏شد؛ بايد مى‏داديم. بايد مالكيت دولت را روزبه‏روز كمتر مى‏كرديم. اين‏طور نشد، بلكه بيشتر و گسترده‏تر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مى‏گرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسراف‏آميز، ساختمان‏سازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد. (ديدار مسئولان اقتصادى و دست‏اندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى‏‏ 30/11/1385 )

من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، مي‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئله ي اسراف است ...( ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني -15/2/1387 )

ساده‏زيستى بخصوص در خود آقاى رئيس‏جمهورخوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر بحمداللَّه هست. ساده‏زيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زياده‏روى راكه واقعاً بلاى بزرگى است از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعيف كم كرده‏ايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.( ديدار رئيس‏ جمهوري و اعضاى هيئت دولت -2/6/1387 )

و همچنين ازبزرگان دراين خصوص داريم که ازجمله مي توان به كتاب بوستان سعدي از بدي اسراف و تشويق به صرفه جويي چنين آورده است.

چو كم خوردن طبيعت شد كسي را

چو سختي پيش آيد سهل گيرد

وگر تن پرورست اندر فراخي

چو تنگي بيند از سختي بميرد

يا اينكه مي گويد:

اي قناعت، توانگرم گردان

كه وراي تو هيچ نعمت نيست

يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد...( سقراط )،اگر مي خواهي بنده كسي نشوي ،بنده هيچ چيز مشو...( ژاك دوال )،با ولخرجي تنها مال نمي رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود مي شود .( اُرد بزرگ )،هيچ پير جهان ديده اي منکر برآيند زهرآلود ، دارايي حرام در زندگي آدمي نيست .( اُرد بزرگ)، كسي شايسته آزادي است كه هرروز بتواند به هوسهاي خود چيره شود. (گوته) و ويكتورهوگو هم دراين موردتاکيد دارد که بديهاي اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جاي ناله جاي آن دارد كه درصدد رفع آن برآئيم

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 3:13 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :21
  •    
  • <  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET