البته وجه اشتراک مجموعه نوشتههاي آويني اين است که همه در راستاي تبيين مباني انقلاب اسلامي در حوزههاي مختلف است، (البته تا جايي که مجال پيدا کرد)اما توسعه و مباني تمدن غرب از آن جهت براي اين مقاله برگزيده شد،که به طور مفصل در آن به بررسي و ريشه يابي پديده مصرف گرايي و تب تند مدرنيزه شدن در جوامع عصر حاضر پرداخته است.
آويني کتابش را در سالهايي مينويسد، که تازه شعارهاي توسعه اقتصادي و مدرنيزه شدن در فضاي عمومي جامعه مطرح شده است.او با بينشي عميق از وضعيت جوامع عصر خود و به ويژه شناخت دقيق از دين اسلام و آداب و رسوم مردم کشورش ناهمخواني و عدم تطابق ملزومات توسعه غربي را با دين و فرهنگ مردم خود تشخيص داده بود.اينگونه بود که احساس خطر ميکرد و اين احساس را با ضميمه عقل و منطق به رشته تحرير در ميآورد،تا گرچه به مذاق برخي خوش نميآيد،اما شايد تلنگري باشد.
قسمتهاي کوتاهي از مقاله "تمدن اسراف و تبذير" کتاب توسعه و مباني غرب او در ادامه ميآيد:
«آرمان توسعهيافتگي از اصالت دادن به رشد اقتصادي و غلبهي اقتصاد بر ساير وجوه حيات بشر زاييده شده و آنچه باعث شده تا بشر براي اقتصاد اينچنين مقام و اهميتي قايل باشد مادهگرايي و نسيان حق است.
نگرشي که انسان امروز نسبت به خود و جهان يافته است اينچنين اقتضا دارد که او خود و نيازهاي ماديش را اصل بينگارد و همهي عزم و همت خويش را در جهت برآورده ساختن اين نيازها متمرکز کند، و از آنجا که بشر، مادام که در محدودهي حيواني وجود خويشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نکرده است، تنها حوايج مادي است که او را به جانب خود ميکشد، اين توهم رخ نموده که نيازهاي مادي بشر داراي اصالت است، حال آنکه اينچنين نيست.
مهمترين علتي که جامعهي غرب را به اتراف و اسراف و تبذير کشانده است همين است که ارادهي او را در جهت ارضاي شهوات و تبعيت از غرايز و اهواي خويش هيچ چيز جز قراردادهاي اجتماع محدود نميکند.
چه علتي باعث شده است تا بشر غربي اعمالي اينچنين را براي خود مجاز بشمارد؟ وقتي ارادهي بشر را در جهت ارضاي شهوات و اهواي خويش هيچ چيز محدود نکند، انسان در مسير تمتع از لذايذ دنيايي به آنچنان زيادهطلبي و تکاثري دچار ميشود که از آن بايد به خدا پناه برد. بشر غربي از آنجا که براي وجود انسان قايل به حقيقتي غايي نيست و به حيوانيت بشر اصالت ميدهد، براي اهوا و تمايلات حيواني خود نيز هيچ محدوديتي جز قراردادهاي اجتماعي نميشناسد و قراردادهاي اجتماعي را نيز صرفا به منافع فردي باز ميگرداند.
در تمدن غرب قراردادهاي اجتماعي ـ و به تعبير خودشان قانون ـ جانشين اخلاق شده است و سعي بشر غربي در اين است که با اصالت دادن به قوانين مدني و مقررات اجتماعي از اخلاق مذهبي و شريعت بينياز شود؛ يعني به عبارت بهتر، جامعهاي بسازد که در آن هيچ کس نيازي به خوببودن نداشته باشد، و در عين حال که هيچ کس التزام اخلاقي در برابر وجدان خويش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق يکديگر از حداکثر آزادي و ولنگاري براي ارضاي شهوات حيواني و تمتع از لذايذ مادي برخوردار باشند ـ و الحق بهترين نظام سياسي که ميتواند اهداف مذکور را تأمين کند، سيستم دموکراسي است.»
راهش پر رهرو باد .
منبع: سايت برنا
ای پسر! اگرچه از فقر تلختر چیزی وجود ندارد، قناعت كن و به آنچه داری بساز. سحرگاهان از خدایت طلب بخشش كن و لحظههای باقیمانده عمر را غنیمت دان.
همنشین خود را غیبت مكن و شیطان را لعنت فرست. هر آن كس كه از خداوند نهراسد، پروردگار هراسی در دل او ایجاد میكند تا از هر چیزی بترسد. نیاز نیازمندان را برآورده كن تا خداوند نیازت را برآورده كند. آگاه باش كه هر آنچه نزد توست، همه، عاریتی است و آنها را از كف خواهی داد:
هست مالت، جمله در كف، عاریت
گر بماند از تو، باشد زاریت
عاریت را باز میباید سپرد
هیچكس دیدی كه زر با خود ببرد؟
ای عزیز! سرانجام دنیا، جز كفن و قطعهای گور نخواهد بود. آنچه جاودان برای تو باقی خواهد ماند، كارهايي است كه در راهِ حق انجام ميدهي و آنچه از مال دنيا جمع كنى، جز رنج و عذاب، حاصلی ندارد. دنیا همانند مرداری بیارزش است، اگر مرد راهی از آن درگذر:
هست دنیا بر مثال قطرهای
بگذر از وي زان كه داري بهرهاى
ای پسر! انسان عاقل خانه آخرتش را با اعمال نيك خود در این دنيا محكم خواهد ساخت و چنين انساني، هرگز، لذات جاودانه آخرت را به خوشیهای زودگذر دنیایی از دست نخواهد داد؛ همچنان كه انسان عاقل بر سر پل خانه نمیسازد؛ زیرا یقین دارد كه چنین خانهای دیری نمیپاید و سیل آن را ویران خواهد كرد.
ای انسان! آگاه باش كه مال و اولاد، اگرچه برایت عزیز و دوستداشتنیاند، دشمن تو هستند. آن كه در راه خداوند گام مینهد و سالك راه حق است، هیچگاه برای از دست دادن آنچه دارد در هراس نیست؛ زیرا وابستگیهای دنیا را گذرا و نابودشده میداند و جاودانگی را فقط در وجود حق میبیند:
آنكه در بندِ زیادت میشود
دور از اهلِ سعادت میشود
آنانكه در راه خداوند جان خود را از دست دادهاند، اسب اندیشه خود را تا آسمانها راندهاند و به كمال مقصود رسیدهاند:
تا بتازی در ره حق آنچه هست
آنچه میباید كجا آید به دست؟ (1)
پي نوشت :
1- پند پیر نیشابور: بازنويسي و تخليص پندنامه عطار نيشابورى، به كوشش: جعفر شجاع كيهانى، تهران، اهل قلم، 1381، صص 111 و 112.
منبع:http://www.hawzah.net
رهبر معظم انقلاب با نامگذاري امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف، حجت را بر همه تمام كرد تا به فكر راهحلهاي اساسي براي حل و فصل موانع استقرار الگوهاي صحيح مصرف باشند. اين اصلاح الگو نهتنها به معناي كم كردن مصرف بلكه داراي معنايي بلندتر از اينهاست. مصرف سوخت در كشور ما تقريبا 5 برابر سرانه جهاني آن است كه اين موضوع را ميتوان با توليد خودروهاي كممصرف تا حدي كاهش داد؛ اما آيا اين راهحل پاسخگوي تناقض مصرف است يا توليدكنندگان و مصرفكنندگان داخلي به اين موضوع رغبتي دارند؟ حال به فرض، اين را هم بپذيرند. آيا خودروهاي توليد داخل در كمتر از 15 يا 20 سال آينده قابليت تبديل به خودروهاي كممصرف را دارند؟ بيشك در شرايط فعلي، استفاده از انرژيهايي سوختهاي نوين مانند سوختهاي هيدروژني و امثال آن براي توليد و مصرفكننده داخلي چيزي بيش از يك شعار نيست، بعلاوه تمام اين راهكارها هزينههاي بسيار بالايي را براي هر دو طرف در بر دارد. يعني هم توليدكننده بايد هزينههاي بالاي توليد خودروهاي جديد را بپردازد و هم خريدار (اگر خريداري باشد) بايد هزينههاي توليدكننده را جبران كند. با يك حساب سرانگشتي نيز ميتوان به اين نتيجه رسيد كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تغيير اساسي در ديدگاه است.
راهحل چيز ديگري است
مصرف انرژي را بايد طور ديگري مديريت كرد. پس براي اين كار ابتدا بايد بررسي كنيم كه چه عواملي باعث افزايش مصرف انرژي است. يكي از اصليترين عوامل در بالا رفتن سطح مصرف سوخت، ترددهاي درون شهري و برون شهري خودروهاست، يعني پديدهاي كه آن را با نام سفرهاي غير ضروري درون شهري ميشناسيم. اين سفرها در حالت كلي به 4 دسته تقسيم ميشوند. اول سفرهايي كه براي رسيدن به محل كار و بازگشت از آن انجام ميشود، دوم سفرهايي كه براي انجام امور روزمره پس از رسيدن به محل كار انجام ميشود، سوم سفرهايي است كه براي جابهجايي بار و اشيا انجام ميشود و چهارم سفرهايي است كه به منظورهاي ديگر انجام ميشود كه قسمت كوچكي از سفرهاي درون شهري را تشكيل ميدهند. دسته اول مشكل ترافيك صبح و عصرگاهي را ايجاد ميكنند و دسته دوم نيز با سنگين كردن ترافيك، راه را براي انجام سفرهاي دسته سوم ناهموار ميكند. دسته چهارم هم نقش زيادي در ترافيك ندارد. به تمام اينها، بالا رفتن مصرف سوخت در ترافيك سنگين و اتلاف ميليونها ساعت وقت شهروندان در ترافيك را اضافه كنيد كه مبلغي تقريبا غيرقابل محاسبه را بر دوش اقتصاد همه مردم تحميل ميكند كه اگر بخواهيم باز هم مانند هميشه فقط در پي راهحلهاي تكراري باشيم نه نتيجهاي به دست خواهيم آورد و نه مشكلي واقعا حل خواهد شد.
ميتوان صورت مساله را پاك كرد
براي اتخاذ يك راهحل ديگر بايد رويكرد جديدي در پيش گرفت و براي اين كار لازم است ابزاري نو در اختيار گرفت. فناوري اطلاعات ميتواند بهترين ابزار براي اين كار باشد. با استفاده از اين فناوري ميتوان صورت مساله ترافيك را پاك كرد، يعني ديگر براي حل مساله ترافيك و اصلاح الگوي مصرف نيازي نخواهد بود تا به فكر حمل ونقل و تجميع ترافيك يا ساختن راههاي بيشتر براي مقاصد محدود بوديا ديگر نيازي نخواهد بود تا براي حل مشكل حمل و نقل براي توليد خودروهاي مختلف ميلياردها دلار هزينه كنيم و باز هم ميلياردها تومان براي سوخت و نگهداري و بيمه آنها هزينه كنيم و بازهم ميلياردها تومان براي احداث خيابان و توسعه گذرگاهها و امثال آن بپردازيم تا همين خودروها جايي براي عبور داشته باشند و پس از اين همه هزينه كردنهاي تكراري، مشكلاتي داشته باشيم به نام ترافيك، آلودگي و مصرف بيرويه سوخت. فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان صنعتي سبز براي تقويت زيرساختهاي توسعه پايدار و اصلاح و تنظيم سامانههاي هدايت و كنترل نيازهاي مختلف جامعه از جمله تقويت پايههاي اقتصادي كشور ميتواند به عنوان يكي از اصليترين گزينهها مطرح باشد.
الگوي مصرف در حقيقت الگوي رفتار ماست، پس براي اصلاح الگوي مصرف نياز است رفتارمان را تغيير دهيم و اين تغيير رفتار را نيز براساس نياز و دستاوردهاي فناوري اطلاعات هدايت كنيم تا بتوانيم با آهنگ تغييرات جامعه نوين هماهنگ شويم.
خروج از منزل فقط براي تفريح
پيشگامان عرصه دنياي ارتباطات براي ايجاد دنيايي كه كاملا بر اساس فناوري اطلاعات بنا شده باشد شعاري را هدف قرار دادهاند كه بر اساس آن براي انجام هيچ كاري لازم نيست از منزل خارج شد، مگر براي تفريح. شايد اين حرف براي ما يك خيال دست نيافتني باشد، اما اين طور نيست و اگر بخواهيم ميتوانيم به آن نقطه هم برسيم، ولي بدون داشتن يك هدف بسيار دور و بر اساس حقايق موجود، فرداي ايدهآلي را ميتوان ترسيم كرد، چراكه به اين هدف آرماني هرچه نزديكتر شويم از مزاياي بيشتري نيز بهرهمند ميشويم. مزاياي فناوري اطلاعات آنقدر گسترده است كه تمام آنها را به صورت كامل نميتوان نام برد، اما به مهمترين آنها كه بر اقتصاد و الگوهاي مصرفي نقش دارند نگاهي گذرا خواهيم داشت.
شهر الكترونيك به عنوان در برگيرنده بخشي عمده از فعاليتهاي مبتني بر فناوري اطلاعات از جمله محورهاي سرمايهگذاري كشورها در زمينه فناوري اطلاعات است. شهر الكترونيك كه برخي آنرا شهر مجازي نيز مينامند، شهري است كه در آن نيازي به مراجعه و پيگيري دستي كارهاي اداري نيست و تنها با ارائه درخواستهاي الكترونيك ميتوانيد از تمام امكانات اداري شهري بهرهمند شويد و ديگر براي انجام يك كار اداري ساده وقت نخواهيد گذاشت، چراكه سيستمهاي ادارات در شهر الكترونيك كاملا مبتني بر فناوريهايي مانند اينترنت است و ديگر ارباب رجوع به اين ادارات، مراجعه حضوري ندارد. حال خودتان حساب كنيد كه اگر مراجعه به ادارات را از سفرهاي شهري حذف كنيم ترافيك به چه صورتي در خواهد آمد. در شهر الكترونيك، آموزشگاهها و مراكز فرهنگي بيشتر فعاليتشان مبتني بر وب است و بيشتر مراجعان آنها كاربران اينترنت هستند و نه در راه ماندگان ترافيك. به اين ترتيب، مقدار زيادي از سفرهاي درون شهري كه به مقاصد آموزشي مانند رفتن به كلاس درس يا خريد كتاب و امثال آن انجام ميشود نيز از جمع ترافيك شهري كاسته ميشود.
بانكداري الكترونيك نيز به عنوان ستون فقرات اقتصاد نوين يكي ديگر از مواهب دنياي فناوري اطلاعات است كه بر اساس آن تمام فعاليتهاي مالي، بانكي و اعتباري افراد حقيقي، حقوقي و دولتي از بستر سنتي به بستر الكترونيكي منتقل ميشوند كه اين مساله باعث ميشود امور بانكي در كمترين زمان ممكن انجام شود كه در بيشتر موارد كارها به صورت همزمان و آنلاين انجام ميشود و ديگر وقت كسي براي انجام امور بانكي تلف نميشود و از آن مهمتر اين كار باعث ميشود براساس نيازهاي مشتري، خواستهها با سرعت بيشتري انجام شود و زمان خواب سرمايه در بانكها حذف گردد. بانكداري الكترونيك كه داراي شاخههاي مختلفي است براي افراد اين امكان را فراهم ميآورد كه از هر مكاني به هر حسابي دسترسي داشته باشند و اصولا حضور فيزيكي فرد ديگر مطرح نيست. بر اساس اصول اين نوع بانكداري، نظاممندي كارها بر اساس ساختاري انجام ميشود كه در آنها ديگر كسب و كار مانند گذشته بر اساس سلايق و روابط نيست، بلكه همه چيز را ضوابط مشخص ميكند كه اين مساله جلوگيريكننده اتفاقاتي مانند رانتخواري، معوقات بانكي و اختلاس است. حال از اين بحث كه بگذريم داشتن ارتباط دائم با حسابهاي مالي و عدم نياز براي مراجعه به بانك ميتواند هم سرعت انجام معاملات و هم سرعت خودروهاي داخل خيابان را بالا ببرد. با اين حساب تقريبا تمام سفرهاي درون شهري كه براي انجام امور بانكي انجام ميشود از ميان انبوه خودروهاي موجود حذف ميشوند، حتي امور بين بانكي مانند تبادل لاشه چك نيز از اين ميان برداشته ميشود و همه چيز بر مبناي سامانههاي الكترونيك خواهد بود. كارتهاي اعتباري و كارتهاي خريد نيز كه بر اساس آن ميتوانيم بدون نياز به همراه داشتن پول نقد خريد يا بسياري از كارهاي بانكي را انجام دهيم.
بانكداري مبتني بر پيام كوتاه نيز يكي ديگر از مزاياي فناوري اطلاعات و بانكداري الكترونيك است. بانكداري همراه يا همان بانكداري موبايل اين امكان را ميدهد كه از هر كجا و تنها با داشتن يك تلفن همراه امور بانكي خود را تا حدود بسياري انجام دهيد.
استفاده از تمام اين مزايا در گروي داشتن چند چيز است 1) زير ساخت 2) قانون و امكان اجرا 3)فرهنگ. موارد اول و دوم براساس چشماندازهاي هر كشوري براي آن تهيه و تعريف ميشود كه بر اساس سند چشمانداز 20 ساله و برنامههاي توسعه براي افزايش بهرهوري ملي (
اين تغيير فرهنگ مصرف كه رهبر انقلاب هم در نماز عيد فطر سال گذشته و هم در نوروز امسال به آن تاكيد داشتند بايد همهگير باشد و اين همهگير شدن، هم قانونگذار را شامل ميشود و هم مجري قانون را.
مراقب دستهاي آماده رانتخواري باشيم
درست است كه در بسياري از موارد نياز به يك جهش الكترونيك داريم، اما مراقب باشيم رانتخوارهاي اقتصادي اين بار از اين دروازه وارد نشوند و تجربه تلخ برخي قراردادهاي گذشته و حال را در اجراي طرحهاي فناوري اطلاعات شاهد نباشيم. استفاده از مناقصههاي همگاني و شفاف كه همه امكان حضور در آن را داشته باشند و مراحل آن نيز با شفافيت پيش برود در كنار داشتن نهادي متخصص و ناظر بر اين قراردادها كه با هدف استقلال ديجيتال كشور همراه باشد ميتواند تا حدود زيادي جلوي حركات مخرب رانت خواران را بگيرد.
اشاره
ایشان در تشریح زمینههایی كه نیازمند تغییر و تحول جدی است، به موضوع اسرافهای شخصی و عمومی و مصرف بیرویه كشور اشاره كرد و افزود: اسلام عزیز و همه عقلای عالم بر این نكته تأكید میكنند كه مصرف باید مدبّرانه و عاقلانه مدیریت شود.
با توجه به اینكه جامعه ما، جامعهای به شدت مصرفگراست و در بسیاری از امور، اسراف، مایه تفاخر و تعالی جایگاه اجتماعی مردم شده است، در این نوشته قصد داريم مقايسهاي اندك ميان الگوی مصرف ميان جوانان ايراني و جوانان ديگر مناطق دنيا انجام دهيم.
مقدمه
بسیاری از دانشمندان خارجی و غربی پس از بازدید از اختراعات جوانان ایرانی و دیدار با نخبگان جوان، موفقیتهای علمیِ فرزندان این سرزمین را ستوده و انگشت تحیّر به دندان گرفتهاند. برای نمونه، «امروز ایران به عنوان دهمین كشور جهان به پیشرفتهای بسیار مهمی در علم پزشكی و درمان بیماریهای مختلف دست یافته كه از آن با عنوان انقلاب پزشكی نام میبرند».[1]
متأسفانه با وجود تمامی پیشرفتهایی كه جوانان عزیز ما داشتهاند، در سالهای اخیر پیشرفت فنآوری و ساخت لوازم رفاهی پیشرفته و عواملی دیگر، سبب شده كه خرید كالاهای لوكس و همچنین تهیه كالاهای غیرضرور، به هدف و آرزوی افراد بسیاری بهویژه در میان قشر جوان تبدیل شود. این در حالی است كه در هیچ دینی مانند اسلام به درست مصرف كردن و صرفهجویی سفارش نشده است.
برگزيدن این الگوی مصرف نادرست، در برخی موارد، مشكلاتي چون زندگي قسطى، وامهاي دايمى، مشكلات اجتماعی و خانوادگی و حتی بزهكاری و دزدی را به همراه آورده است.
در بسیاری از موارد، نبود این كالاها نیز تأثیر چندانی بر زندگی نمیگذارد. برخی از این كالاها پس از خرید حتی یك بار هم به صورت جدی مورد استفاده قرار نمیگیرد. از كفش، لباس و لوازم خانگی گرفته تا گوشی تلفن همراه كه بیشتر مردم در سالهای اخیر همواره درصدد تعویض و خرید آخرین مدلهای آن هستند.
بدون هرگونه حب و بغض و تنها به تكیه با آمار و ارقام، مصداقهایی را از هزینههای غیرضروری كه برخی جوانان كشورمان انجام میدهند، با دیگر كشورها مقایسه میكنیم.
1. خريد لوازم آرايشى
«ایرانيها از نظر رشد مصرف لوازم آرايشى، رتبه سوم را در دنیا دارند. این در حالی است كه بازار قاچاق لوازمآرایشی بسیار وسیع است و فرآوردههای قاچاق معمولاً تقلبی هستند. تقلب در حوزه لوازم آرايشي و بهداشتى، بسیار بیشتر از حوزه غذا و داروست».[2]
«در كشور ما تنها 10 درصد لوازم آرایشیِ موجود در بازار از مجاری قانونی وارد كشور شدهاند و 90 درصد آن به صورت غیرقانونی وارد كشور میشود. ایران پس از عربستان، دومین مصرفكننده لوازمآرایشی در خاورمیانه است. طبق بررسیهایی كه زنان جهان را در برمیگیرد، مقوله زيبايى، سالانه 160 ميليارد دلار براي زنان جهان خرج دارد و البته در این میان، زنان ایرانی سالانه چیزی حدود یك میلیارد دلار برای زیبایی خود هزینه میكنند».[3]
«سرانه مصرف لوازم آرایشی هر فرد در خاورمیانه، سالانه 334 دلار است. امارات متحده عربى، پررونقترین بازار خردهفروشی محصولات آرایشی و بهداشتی را به خود اختصاص داده است».[4]
«ایران، هفتمین واردكننده لوازم آرایشی در جهان است. سن مصرف لوازم آرایشی نیز به 15 سال رسیده است و این در حالی است كه در كشورهای توسعهیافته، تمایل به آرایش، بیشتر در بین زنان مسن دیده میشود كه طراوت و شادابی پوست خود را از دست دادهاند».[5]
استفاده بيش از حد از لوازم آرايشى، پدیدهای روانی و اجتماعی است و متأسفانه در طی سالهای اخیر، مردان نیز به سمت مصرف لوازم آرایشی روی آوردهاند. گرایش به مصرف افراطی لوازم آرایشی در جامعه، و گسترش تبلیغات در مورد اینگونه كالاها، از نشانههای بارز مصرفگرایی است و مصرف برخی از این اقلام، نه تنها دارای هزینههای هنگفت مالی است، بلكه گاه زیانهای روحی و جسمی را نیز در پی دارد و مهمتر از آن اینكه، افزايش ناگهاني استفاده از لوازم آرايشى، قطعاً نسبتی با آرایش خانمها در منزل ندارد و بیشتر مرتبط با آرایش كردن خارج از خانه است. آیا بِهْ از این نمیتوان بود؟!
2. هزينه براي جراحي زيبايى
پرستیژ عمل جراحی بینی آنقدر زیاد است كه داروخانهها نیز باند و چسبهایی برای باندپیچیِ بینی كسانی كه عمل نكردهاند، میفروشند تا آنها به عمل بینی تظاهر كنند.
«75 درصد متقاضیان زیبایی مشكل روانی دارند. 80 درصد از زنان و 60 درصد از مردان، تمایل به انجامدادن عمل جراحی زیبایی دارند كه تنها حدود 10 درصد آنها از چهره جدید خود راضی هستند و كار 50 درصد آنها نیز به عمل دوباره میكشد».[7]
«رئیس انجمن جراحان پلاستیك و زیبایی ایران میگوید: 60 تا 70 درصد از تقاضاهاي جراحيهاي زيبايى، بهویژه جراحی بینی غیرضروری است. در كشورمان زنانی را داریم كه بیش از 9 بار بینی خود را به تیغ جراحی سپردهاند و در واقع از بینیشان چیزی نمانده است».[8]
«در حال حاضر، جراحي بينى، شایعترین و درآمدزاترین جراحی زیبایی در ایران است. بيشتر متقاضيان جراحي بينى، جوانان 17 تا 30 ساله هستند. حدود90 درصد از بیمارانی كه بینی خود را جراحی میكنند، دچار مشكلات تنفسی میشوند. هزينه جراحي بينى، بین 300 هزار تا 5 میلیون تومان است».[9]
در كشور ما جراحي بينى پديدهاي آشناست، ولی آنچه تازه و غریب است، سرایتآن به تمام گروههای جامعه و حتی آقایان است. نوجوانان 14 15 ساله نیز برای اینگونه جراحیها به پزشكان مراجعه میكنند؛ در حالیكه طبق نظر پزشكان، سن مناسب جراحي بينى، 18 سال است.
«در سال 2006 حدود 35000 عمل زیبایی بینی فقط در تهران انجام شد؛ در حالیكه در انگلستان، 6000 عمل صورت گرفت. ایران در سال 1386، پايتخت عمل جراحي بينى جهان نام گرفته است».[10]
این است حكایت صنعت زیباسازی چهرههایی كه در كشورمان در پی نارضایتی از مشكل ظاهرشان، دل به تیغ میسپارند و زیبایی را به شرط چاقو میخرند! آیا ما در جهان كاری جز كوچك كردن بینیمان نداریم؟ آیا اینگونه هزینهكردنها، مصداقی از اسراف نیست؟
به قول مقام معظم رهبرى:
آیا جز این است كه بیماری اسراف، از لحاظ اقتصادى، اجتماعي و فرهنگى، آسیبها و مشكلات گوناگونی به وجود آورده و آینده كشور را تهدید میكند.[11]
3. مدگرايى
یكی از ابزارهایی كه از سوی كشورهای تولیدكننده، برای افزایش مصرف استفاده میشود، بحثِ از مد افتاده اعلام كردن كالاهای خودشان است. آنها درباره كالاهایی كه عمر طولانی دارند، به گونهای تبلیغ میكنند كه مصرفكننده هرچند وقت یكبار كالای جدیدی را بخرد كه نمونه روشن این مسئله، لباس و پوشاك زنانه است.
امروزه مد، همانند ویروسی در میان بسیاری از ما ایرانیان پخش شده است. اما باید توجه داشت كه لباس و مد، نباید به وسیلهای برای اسراف در سرمایه تبدیل شود و باید از هرگونه احتمال تجملپرستی و فخرفروشی به دور باشد و به تقلید كوركورانه از دیگران نینجامد. گاه شخص برای فرار از بیهویتی و كامل كردن ضعف شخصیت خود، به ایجاد تغییر در شكل لباس و نوع آرایش سر و صورت میپردازد، آن هم با تقلید از مدهایی كه بسیاری از آنها از كشورهای بیگانه سرچشمه میگیرد و با فرهنگ اسلامی ما سازگاری ندارد. در واقع، شایسته پوشیدن است كه جوان با هویت ایرانی را زیباتر نشان میدهد، نه مدگرايى و پيروي از سليقه ديگران.
بسیاری از اقسام لباس و كفشهای پاشنهبلند و نوكتیز، مخالف ظرافت و سلامت انسان است. با این حال به سرعت همهگير ميشود و مورد استقبال مدپرستان قرار ميگيرد، به طوریكه دیر یا زود جمع زیادی از آن تقلید میكنند. امام علی(ع) میفرماید:
بدان كه اگر برای چیزهایی كه دوست میداری یا آنچه خوشایند تو نیست، خود را باز ندارى، هوسها تو را به زیانهای فراوانی خواهند كشید. پس نَفْس خود را باز دار و از آن نگهبانی كن.[12]
گردانندگان مد برای تبلیغات خود، بهسبب ویژگیهای خاص زنان و جوانان، از آنان بهره میگیرند. رهبر معظم انقلاب در یكی از سخنان خود در این مورد میفرماید:
به اعتقاد من، گرايش به سمت مدگرايى و تجملگرایی و تازهطلبي و افراط در كار آرايش و خودنمايي در مقابل مردان، یكی از بزرگترین عوامل انحراف جامعه و انحراف زنان ماست. در مقابل اینها، خانمها بایستی مقاومت كنند.[13]
چه بسیارند افرادی كه ابزار و لوازم و لباس نو و قابل استفاده خود را تنها به دلیل از مد افتادنِ رنگ یا شكل آن، دور میاندازند و لباس و مدِ روز را میخرند و در همراهی با مد، هزینههای گزافی را متحمل میشوند و اسراف میكنند. به یقین مدپرستي، آدمی را از اهداف بلند اجتماعی بازمیدارد و توان مالی و انسانی جامعه را نابود میكند.
مؤثرترین و گستردهترین ایدههای مد، در فرانسه خلق و به جهان صادر میشود. در شرق نیز توكیو، بزرگترین كانون تولید مد شرق و یكی از مراكز مهم طراحی دنیاست. با نفوذ انكارنشدنی فرهنگ غرب در ژاپن، هنوز هم پارچههای نقشدار، رنگهای شاد و دیگر نمادهای پوشش شرقی را میتوان در الگوهای ژاپنی دید، ولی ما... ؛ حكایت ما و مد، حكایت خیاطان حقّهباز و پادشاه فریبخورده است.
«دو خیاط به شهری وارد شدند و پادشاه را فریفتند كه ما در فنّ خیاطی استادیم و از آن مهمتر اینكه، میتوانیم لباسی برای پادشاه بدوزیم كه فقط حلالزادهها قادر به دیدن آن باشند. اگر اجازه فرمایید، چنین لباسی برای شما نیز بدوزیم. پادشاه موافقت كرد و مقدار زیادی طلا و نقره در اختیار آنها گذاشت. خیاطها كارگاهی عریض و طویل دایر كردند و دوك و چرخ و قیچی و سوزن را به راه انداختند و بدون آنكه پارچه و نخ و طلا و نقرهای صرف كنند، دستِ خود را چنان استادانه در هوا تكان میدادند كه گویی مشغول دوختن لباس هستند. روزی پادشاه، صدراعظم و مأموران عالیرتبه حكومتی را به دیدن لباس فرستاد و آنها پس از آنكه با ندیدن لباس به حرامزادگی خود پی بردند، این حقیقت تلخ را پنهان نمودند و به تمجید از لباس پرداختند. سرانجام نوبت به خودِ پادشاه رسید و به خیاطخانه رفت و پس از آنكه او نیز لباس را ندید، پیش خود گفت معلوم میشود فقط من یكی در میان این همه حلالزاده نیستم. پس در كمال دیرباوری زبان به تمجید از لباس گشود. خیاطان او را لخت و لباس فرضی را بر تن او كردند و آن بیچاره لخت ایستاده بود. سرانجام قرار شد جشن عظیمی در شهر بهپا شود و مردم نیز لباس تازه پادشاه را ببینند.
مردم در دو سمت خیابان ایستادند و پادشاه لخت با آداب از برابر تمام آنها عبور میكرد. مردم نیز كه هیچكدام لباسی بر تن پادشاه نمیدیدند، از ترس تهمت حرامزادگى، فریاد شادی سر میدادند. ناگاه كودكی از میان جمعیت فریاد زد: اینكه لباس بر تن ندارد. این چرا لخت است؟ و یكی دو بچه دیگر نیز این حرف را تكرار كردند. دیری نگذشت كه جمعیت یكپارچه فریاد زدند كه: چرا پادشاه لخت است و چرا و چرا؟
اینك تمدن غرب چنین وانمود میكند كه میخواهد برای انسان لباس بدوزد، ولی در واقع او را برهنه ساخته است و هیچكس جرئت نمیكند فریاد برآورد كه لباسی در كار نیست و حاصل این همه پارچه و مد و چه و چه، برهنگی انسان است. آیا مردمی پیدا میشوند كه صداقتی كودكانه داشته باشند و جرئت كنند فریاد برآورند؟ چرا آن مردم ما نباشیم؟[14]
4. مصرف آدامس
در حالی نوجوانان و جوانان كشور ما برای خرید آدامس مبالغ قابل توجهی هزینه میكنند كه در برخی از كشورها مصرف آدامس به طور كلی ممنوع شده است. «دولت و پلیس سنگاپور با فروش آدامس در این كشور به شدت مقابله میكند و جریمههای سنگینی برای فروش و مصرف آدامس به كار برده و از ورود آدامس به این كشور جلوگیری میكند. جريمه انداختن آدامس در سطح شهر و مكانهاي عمومى، برای بار اول بین 500 تا 1000 دلار امریكاست و اگر شخص مجدداً این عمل را تكرار كند، مبلغ جریمه به 2000 دلار نیز خواهد رسید. تنها داروخانههای این كشور حق فروش آدامس، آن هم از نوع درمانی را دارند».[16]
5. خرید وسایل ماركدار
برخی جوانان، عاشق ماركهای مشهور هستند؛ لباسهای ماركدار، كفشماركدار و ساعت ماركدار. چنین افرادی حتی برای خرید چیزهای كوچك هم تنها به سراغ ماركهای بزرگ و معروف میروند و حاضرند با صرف وقت زیاد، برای پیدا كردن چنین كالاهایی با سخاوت تمام دست به جیب شوند و مبالغ كلانی را بابت محصولی با مارك مشهور بپردازند.
به همین دلیل، شركتهای مشهور، هرچند وقت یكبار برای به دست آوردن دلِ اینگونه مشتریان وفادار، محصول جدیدی را تولید و روانه بازار میكنند. اگر دو جنس یكسان، یكی با كیفیت بهتر و دیگری با كیفیت پایینتر و مارك معروفتر عرضه شود، قطعاً دومی مورد توجه جامعه جوان قرار میگیرد. گرانپوشي و خريد لباسهای ماركدار، تبدِل به امری عادی شده و همه و همه، حتي طبقه متوسط به فكر خرید وسایل ماركدار هستند.
نوعي باور غلط فرهنگى موجب شده تا اجناس خارجى، با كیفیتتر پنداشته شود و حتی اجناس داخلی با كیفیت، گاه با مارك كشورهای دیگر به نام جنس خارجی فروخته شود. گویا استفاده از كالاهای خارجی و ماركدار، به فرهنگی فراگیر تبدیل شده است. در حاليكه ايران در ميان كشورهاي اسلامى، بزرگترین تولیدكننده مانتو به شمار میرود، بازار مانتو در چند سال گذشته با پدیدهای به نام مانتوهای ماركدار خارجی مواجه شده است. به راستى، مانتوهای تُرك و ایتالیایی در كجا تولید میشود؟ آیا لباسی كه «نشان آدمیت» نیست، نیازمند ماركی مشهور در بالای جیب آن است. ظاهراً این روزها ملاك شهرتِ بعضی از انسانها ماركها هستند؛ در حاليكه به قول سعدى:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
6. مصرف نوشابه
7. ارسال پیامك
«مشتركان همراه اول در شب و روز عید غدیر، بیش از 194 میلیون پیامك ارسال كردند كه حدود 94 میلیون آن به مناسبت عید غدیر بود و در عید سعید قربان در طول 36 ساعت، حدود 187 میلیون پیامك رد و بدل كردند».[19]
«در روز نیمه شعبان، 103 میلیون پیامك بین مشتركان اول رد و بدل شد. این در حالی است كه در سال گذشته در همین زمان، 63 میلیون پیامك ارسال شده است».[20]
امروزه تلفن همراه، به یكی از بایدهای زندگی ما تبدیل شده است. «در كشور ما طبق آمار رسمى، هر روز بهطور متوسط 60 میلیون پیامك بین كاربران تلفن همراه اول رد و بدل میشود، در حالیكه در انگلستان كه زادگاه پیامك است، روزانه حدود شش میلیون پیامك فرستاده میشود. بعید نیست در آیندهای نزدیك، رتبه اول استفاده از سرویس پیام كوتاه را در جهان به خود اختصاص دهیم. اعضای هر خانواده ایرانی بهطور متوسط دو تلفن همراه دارند. براساس آمار شركت مخابرات ایران، هر مشترك تلفن همراه اپراتور اول، ماهانه بیش از 120 پیام كوتاه رد و بدل میكند. استفاده ایرانیان از این سرویس، در مقایسه با دیگر كشورها، رشد بسیار سریعتری داشته است».[21]
«به گفته یك پژوهشگر ارتباطات، مشتركان تلفن همراه در ایران، جزو بالاترین آمار استفاده از سرویس پیامك هستند. كاربرد پیامك در ایران با اغلب كشورهای توسعهیافته متفاوت است و عوارض اجتماعی آن هم شاید فقط مختص كشور ما باشد.
آمار استفاده از پیامك در ایران و مقایسه آن با دیگر نقاط جهان، نشان از استفاده بیش از حد یا حتی افراطی از این رسانه دارد. آمار 60 میلیون ارسال پیام كوتاه در یك روز، كشور ما را در بین كشورهایی كه بیشترین آمار استفاده از پیامك را دارند، قرار میدهد. سرویس پیامك، ماهیانه حدود 30 میلیارد تومان برای شركت مخابرات درآمد دارد».[22]
آيا به راستى ارسال این حجم انبوه پيامك در كشور الزامي است؟
هشدار!
نورزید اسراف اما در آن كه نَبْوَد خدا دوست با مسرفان
آمارهایی كه به آن افتخار نمیكنیم:
• ایرانیها70 درصد سفرهای خود را با خودروهای شخصی انجام میدهند، در حالیكه این شاخص در كشورهای توسعهیافته، برعكس است.[23]
• براساس گزارشی كه انجمن جهانی انرژی در سال 2008 با عنوان سیاستهای بهرهوری انرژی در كشورهای جهان منتشر كرده است، در سال 1990 تا 2006، كشور ايران بيشترين افزايش شدت مصرف انرژي را در بين كشورهاي دنيا داراست و ادامه این روند در آينده ميتواند ايران را از يك كشور صادركننده، به یك كشور واردكننده منابع انرژی تبدیل كند.[24]
• نگاهی به مصرف سرانه كالاهای اساسی در كشور و مقایسه آن با دنیا، نشان میدهد در مصرف سرانه شكر و روغن، بالاتر از میانگین جهانی هستیم. مصرف سرانه برنج در كشور ما كمتر از متوسط دنیاست و ما چهاردهمین مصرفكننده بزرگ جهان هستیم، ولی عنوان بزرگترین مصرفكننده نان را در جهان به خود اختصاص دادهایم. سرانه مصرف شكر در ایران حدود 30 كیلوگرم است كه 3 كیلوگرم بالاتر از میانگین مصرف جهانی است و ایران بعد از روسیه، دومين واردكننده بزرگ شكر در جهان است و اندونزى، امریكا و امارات در ردههای بعدی هستند.
• مصرف سرانه روغن در ایران، حدود 17 كیلوگرم و 5/4 كیلوگرم بالاتر از میانگین جهانی است و بیش از 80 درصد نیاز داخلی از راه واردات تأمین میشود. همچنین سالانه سه میلیون تن گندم در كشور اتلاف میگردد.
سرانه مصرف نان در ایران 160 كیلو است، در حالیكه در كشور فرانسه، سرانه مصرف نان 56 كیلو و در آلمان 70 كیلوگرم در سال است.[25]
• ایران در حال حاضر به لحاظ عرضه بنزین ارزان در جهان، بعد از ونزوئلا در رتبه دوم است و عربستان بعد از ایران در رتبه سوم قرار دارد. میزان مصرف انرژی در ایران، به ازاي هر واحد توليد ناخالص داخلى، معادل 5/2 تا 3 برابر مقداری است كه در كشورهای صنعتی و در حال توسعه مصرف میشود.
• «92 درصد آب مصرفی كشور، در بخش كشاورزی به دلیل استفاده از روش منسوخ غرق آبی هدر میرود. ضایعات مصرف نان در كشور 30 درصد است. در سالی كه گذشت، یك میلیون و 200 هزار تن روغن نامرغوب خام خوراكی وارد كشور شده است».[26]
• «هنگام سوختگيرى، در هر روز 200 هزار لیتر سوخت اتلاف میشود. بنابراین، سالانه 73 ميليون ليتر سوخت هنگام سوختگيري به هدر ميرود كه این مقدار در زمينه مصرف انرژى، 10 برابر اتحادیه اروپا و 15 برابر ژاپن است».[27]
• «سرانه مطالعه در ایران، روزانه 18 دقیقه است».[28] «در سبد هر خانوار ايرانى، كمتر از نیم درصد به خرید كتاب اختصاص دارد. در كشورهای توسعهیافته، سرانه كتابهای امانتی از كتابخانهها، 70 برابر كشور ماست».[29]
• «یك سوم نان تولیدی و حداقل یك پنجم آب مصرفی به هدر میرود».[30]
• «متوسط مجموع انرژی مصرفی در ایران، بیش از 2 برابر متوسط جهانی است».[31]
• «نسبت انرژی مصرفشده به كالای تولیدشده، هشت برابر كشورهای پیشرفته است».[32]
• «متوسط مصرف جهاني برق در دنيا براي مشتركان خانگى، 900 كیلووات ساعت در سال است؛ در حالیكه مشتركان ایرانی سالانه 2900 كیلووات ساعت برق مصرف میكنند. در متوسط سالانه مصرف انرژی در رتبه سیزدهم قرار داریم؛ در حالیكه امریكا در رتبه اول است و چین در رتبه دوم. 9 درصد سوخت جهان در ایران و از سوی تنها یك درصد جمعیت جهان مصرف میشود. هر ساله 38 درصد بودجه سالانه دولت به یارانه بنزین اختصاص مییابد. مصرف آب در كشور، 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی است. در مصرف گاز نیز بعد از امریكا و روسیه سوم هستیم».[33]
• «متوسط مصرف بنزین در دنیا 3 لیتر است؛ در حالیكه در ایران 10 لیتر میباشد. مصرف سرانه فولاد در كشور ما بالاتر از چین است. به لحاظ مصرف دارو، در میان 20 كشور نخست جهان هستیم و در آسیا مقام دوم را داریم. ایران از نظر ضایعات موادغذایی در جهان مقام اول را دارد. كار مفید در هفته در ژاپن 49 تا 60 ساعت، در كره جنوبی 54 تا 72 ساعت و در صنایع كشور ما 6 تا 9 ساعت است».[34]
• «میزان استاندارد مصرف نمك بین 4 تا 5 گرم در روز است؛ در حالیكه ایرانیان بهطور متوسط روزانه 13 تا 15 گرم نمك مصرف میكنند».[35]
تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل...
پى نوشت ها :
[1]. روزنامه كیهان، ش 19286، ص 5.
[2]. خبرگزاری پانا، 29/1/1388.
[3]. روزنامه دنیای اقتصاد، ش 1495، 25/1/1387.
[4]. سایت آفتاب، 21/10/1387.
[5]. سایت خبر آنلاین، 18/9/1387.
[6]. همشهری onLINE، 11/11/1386.
[7]. همان، 2/11/1387.
[8]. روزنامه سرمایه، ش 385، 14/11/1385.
[9]. سایت خبری ایران iran newsssite، 7/2/1388.
[10]. سایت Farda news، 20/12/1386.
[11]. سخنرانی رهبر معظم انقلاب در مشهد، 1/1/1388.
[12]. نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتى، نامه 56، ص 423.
[13] سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ 22/8/1370.
[14]. نك: غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگى، تهران، سروش.
[15]. روزنامه سرمایه، ش 444، 11/2/1386، ص 14.
[16]. سایت خبرخوان، 7/2/1388.
[17]. روزنامه ابتكار، ش 1437، 15/1/1388.
[18]. پایگاه اطلاعرسانی دولت www.dolat.ir، 30/1/1388.
[19]. سایت شركت ارتباطات سیار ایران، همراه اول، 30/9/1387.
[20]. خبرگزاری فارس، 2/6/1387.
[21]. سایت تابناك، 7/8/1387.
[22]. گروه علمی تحلیلی طیف، Teyf group، 15/11/1387.
[23]. خبرگزاری فارس، 3/2/1388.
[24]. سایت رجانیوز www.rajanews.com، 30/1/1388.
[25]. خبرگزاری فارس، 21/1/1388.
[26]. خبرگزاری فارس، 2/2/88؛ سایت ایران پترو، شبكه خبري نفت و انرژى، 8/2/1388.
[27]. پایگاه اطلاعرسانی دولت www. dolat.ir، 30/1/1388.
[28]. خبرگزاری ایسكا نیوز (باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران).
[29]. سایت آفتاب، 9/10/1386.
[30]. سخنان رهبر معظم انقلاب در مشهد در تاریخ 1/1/1388.
[31]. همان.
[32]. همان.
[33]. سایت خبری توانیر، 7/2/1388.
[34]. روزنامه ابتكار، ش 1437، 15/1/1388.
[35]. پایگاه اطلاعرسانی نوآوری ایران و جهان، 23/1/1388.
منبع : http://www.hawzah.net
• امروزه متأسفانه... مصرفگرایی و مسابقه تجملپرستی و مسابقه پول درآوردن و تلاش برای پول جمع كردن، یك طبقه جدیدی درست كرده.[2]
• نظام اسلامی با تولید ثروت مخالف نیست، با ایجاد ثروت مخالف نیست، بلكه مشوق اوست. اگر تولید نباشد، اگر ایجاد ثروت نباشد، حیات و بقای جامعه به خطر خواهد افتاد، اقتدار لازم را جامعه به دست نخواهد آورد؛ این یك اصل اسلامی است. اما ایني كه آحاد مردم دلشان لك بزند براي مسابقه اشرافيگرى، براي تجملپرستى، این یك چیز بسیار نامطلوب است؛ این چیزی است كه متأسفانه در درون ما هست؛ همانطور كه قبلاً هم گفتهام: اسراف و مصرفگرايي افراطى.[3]
• امروز دشمن چشمش به نقطه حساس اقتصادي است تا بلكه بتوانند این كشور را از لحاظ اقتصادى دچار اختلال كنند. هرچه میتوانند اختلال ایجاد كنند و هرچه هم نمیتوانند، در تبلیغاتشان وانمود كنند كه اختلال هست! این كاری است كه امروز در تبلیغاتِ دشمنان ما، با قدرت و به شكلهای مختلف انجام میگیرد. راه مقابله هم انضباط مالی و صرفهجویی و نگاه پرهیزگرانه به مصرفگرایی است.[4]
• مصرفگرایی به صورت اسراف، یكی از بیماریهای خطرناك هر ملتی است.[5]
• ما یك خرده به مصرفگرایی افراطی دچار هستیم.[6]
• یكی از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آبی كه مصرف شُرب در خانهها میشود، نوع آبیاری كشاورزی ما هم یك نوع مسرفانه است و آب را هدر میدهیم.[7]
• ما در زمینه مصرف، در زمینه هزینه كردن منابع مالی كشور بهوسیله خود ما و بهوسیله همه برادران هممیهن ما و بهوسیله مسئولین كشور با زحمت زیاد به وجود میآید، دچار نوعی بیتوجهی هستیم، كه بایستی این را تبدیل كنیم به یك توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستیم، ما دچار ولخرجی و ولنگاری در مصرف هستیم.[8]
• شايد بشود گفت بخش مهمي از منابع كشور در همه زمينهها چه در زمينه مسائل شخصى، و چه تا حدودی در زمینههای عمومی صرف اسرافها و زیادهرویهای ما در مصرف میشود. [9]
• ما بایستی مصرف كردن را مدبرانه و عاقلانه مدیریت كنیم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلكه از نظر همه عقلای عالم، چیزی است كه باید تحت كنترل عقل قرار بگیرد. با هوا و هوس، با خواهش دل و آنچه نفس انسان از انسان مطالبه میكند، نمیشود مصرف را مدیریت كرد. كار به جایی میرسد كه منابع كشور به هدر میرود، شكاف بین فقرا و اغنیا زیاد میشود، عدهای در حسرت اوّلیات زندگی میمانند و عدهای با ولخرجی و ولنگاری در مصرف، منابع را هرز و هدر میدهند. [10]
• ما بايستي الگوی مصرف را اصلاح كنيم. [11]
• ما بايستي به سمت الگوی مصرف حركت كنيم. [12]
• مسئولین كشور در درجه اول چه قوه مقننه، چه قوه مجریه، و چه سایر مسئولین كشور؛ قوهي قضائيه و غير آنها و اشخاص و شخصيتها در رتبههاي مختلف اجتماعي و آحاد مردم ما از فقير و غنى، بايستي به این اصل توجه كنند كه بايد الگوی مصرف را اصلاح كنند. [13]
• اینجور مصرف كردن در همه زمينهها در امور ضروري زندگى، در زياديهاي زندگي مصرف كردن بيرويّه و بدون منطق و بدون تدبير عقلانى، به ضرر كشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. [14]
• من از عموم مردم و بهخصوص از مسئولین درخواست میكنم، خواهش میكنم كه در این زمینه فعالیت خودشان را در این سال زیاد كنند، افزايش بدهند و براي اصلاح الگوی مصرف برنامهريزي كنند.[15]
• امروز خوشبختانه همان موج ضدارزش كردن اشرافيگرى، بحمدالله وجود دارد؛ یعنی دولت، مسئولین دولتی ساده زیستند، مردمی هستند و این خیلی فرصت خوبی است؛ نعمت بزرگی است.[16]
• اسلام به ما میگوید ثروت تولید كنید، اما اسراف نكنید.[17]
• مصرفگرايي افراطى، مورد قبول نیست.[18]
• اشرافيگرى، مثل یك بیماری است. بر هر كجا كه وارد شد، بسياري از خويهاي مستحسن و پسنديده را تحتالشعاع قرار میدهد، كمكم آنها را ضعیف میكند و شاید از بین میبرد. اسیر اشرافیگری نباید بشویم ما مردم ایران.[19]
• ما مردم مسرفی هستیم؛ ما اسراف میكنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین.[20]
• كشوری كه تولیدكننده نفت است، واردكننده فرآورده نفت؛ بنزین است! این تعجبآور نیست؟! هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد كنیم یا چیزهای دیگری وارد كنیم برای اینكه بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان میخواهد ریختوپاش كنند! این درست است؟!
• اسراف بد است؛ حتی در انفاق راه خدا هم میگویند... افراط و تفریط نكنید.
• ميانهروى؛ ميانهروى در خرج كردن. این را باید ما به صورت یك فرهنگ ملی دربیاوریم.
• قرآن میفرماید: «والّذین اذا انفقوا»؛ كسانیكه وقتی میخواهند خرج كنند، «لم یسرفوا و لم یقتروا»؛ نه اسراف و زیادهروی میكنند، نه تنگ میگیرند و با فشار بر خودشان، زندگی میكنند؛ نه، اسلام این را هم توصیه نمیكند.
• اسلام نمیگوید كه مردم بایستی با ریاضت و زهد آنچنانی زندگی كنند؛ نه، معمولی زندگی كنند، متوسط زندگی كنند.[21]
• ما اگر آدمهای اهل اسراف و ولنگاری در خرج باشیم، ممكن است تحریم برای آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتی كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زیادهروی نمیكند، اسراف نمیكند. خوب، تحریم كنند. بر یك چنین ملتی از تحریم ضرری وارد نمیشود.[22]
• اسراف، یك بیماری اجتماعی است.[23]
• یك اقدام اساسی در زمینه همین پیشرفت و عدالت، آن مسئلهای است كه من در پیام نوروزی خطاب به ملت عزیز ایران عرض كردم؛ و آن مسئله مبارزه با اسراف، حركت در سمت اصلاح الگوی مصرف، جلوگیری از ولخرجیها و تضییع اموال جامعه است؛ این بسیار مسئله مهمی است.[24]
• لازم است به عنوان یك سیاست، ما مسئله صرفهجویی را در خطوط اساسی برنامههایمان در سطوح مختلف اعمال كنیم. [25]
• مردم عزیزمان توجه داشته باشند كه صرفهجویی به معنای مصرف نكردن نیست؛ صرفهجویی به معنای درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضایع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است. [26]
• اسراف در اموال و در اقتصاد این است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اینكه این مصرف اثر و كارایی داشته باشد. مصرف بیهوده و مصرف هرز، در حقیقت هدر دادن مال است. [27]
• عادتهای ما، سنتهای ما، روشهای غلطی كه از این و آن یاد گرفتهایم، ما را سوق داده است به زیادهروی در مصرف به نحو اسراف. [28]
• مصرف ما به نسبت، از تولیدمان بیشتر است؛ این، كشور را به عقب میرساند؛ این، ضررهای مهم اقتصادی بر ما وارد میكند؛ جامعه دچار مشكلات اقتصادی می شود. [29]
• در آیات شریفه قرآن بارها راجع به پرهیز از اسراف در امور اقتصادی تأكید شده. [30]
• اسراف، هم لطمه اقتصادی میزند، هم لطمه فرهنگى. [31]
• وقتی جامعهای دچار بیماری اسراف شد، از لحاظ فرهنگى هم بر روي او تأثيرهاي منفي میگذارد.[32]
• مسئله صرفهجویی و اجتناب از اسراف، فقط یك مسئله اقتصادی نیست؛ هم اقتصادی است، هم اجتماعی است، هم فرهنگی است؛ آینده كشور را تهدید میكند.[33]
• ما مجموعاً بیش از دو برابر مصرف متوسط جهان در انرژی چه برق، چه حاملهای انرژی مصرف میكنیم؛ یعنی نفت، گاز، گازوئیل، بنزین. مصرف این چيزها در كشور ما از دو برابر متوسط جهان بيشتر است. خوب، این اسراف است. اسراف نیست؟[34]
• شاخصی به نام شاخص شدت انرژی وجود دارد؛ یعنی نسبت بین انرژیای كه مصرف میشود، با كالایی كه تولید میشود؛ كه هرچه انرژیای كه مصرف میشود، كمتر باشد، برای كشور سودمندتر است. در این زمينه گاهي نسبت به بعضي از كشورهاي پيشرفته، مصرف شدت انرژی ما هشت برابر بیشتر است! اینها اسرافهايي است كه در جامعه دارد انجام ميگيرد. [35]
• در مصارف گوناگون شخصي و خانوادگى، اسرافِ فردی صورت میگیرد.[36]
• تجملگراییها، چشم و همچشمیها، هوسرانی افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چیزهای غیرلازم خریدن؛ اینها از موارد اسراف است. [37]
• وسایل تجملات، وسایل آرایش، مبلمان خانه، تزئینات داخل خانه؛ اینها چيزهايي است كه ما براي آنها پول صرف ميكنيم. پولی كه میتواند در تولید مصرف شود، سرمایهگذاری شود، كشور را پیش ببرد، به فقرا كمك كند، ثروت عمومی كشور را زیاد كند، این را ما صرف ميكنيم به این چيزهاي ناشيشده از هوس، چشم و همچشمى، آبروداريهاي خيالى.[38]
• اینها حرف دين است و روايات فراواني در این زمينه وجود دارد. در روایت دارد كه كسی میوهای خورد و نیمی از میوه ماند، آن را دور انداخت. امام(ع) به او نهيب زد كه اسراف كردى؛ چرا انداختى؟ در روایات ما هست كه از دانه خرما استفاده كنید. تا این حد! خردههای نان را استفاده كنید. آن وقت در هتلها میهمانی درست كنند و به یك عدهای میهمانی بدهند؛ بعد هر چه غذا ماند، به بهانه اینكه بهداشتي نيست، توی سطل آشغال بریزند! این مناسب يك جامعه اسلامي است؟ اینجوري ميشود به عدالت رسيد؟[39]
• باید خودمان را اصلاح كنیم. بايد الگوی مصرف جامعه و كشور اصلاح شود. ما الگوی مصرفمان غلط است. [40]
• اسراف فقط در زمینه فردی نیست؛ در سطح ملی هم اسراف میشود.[41]
• بخش مهمي از این اسراف در اختيار مردم نيست؛ در اختیار مسئولین كشور است. [42]
• این شبكههاي ارتباطاتي، شبكههای انتقال برق، سیمهای برق، اینها وقتي فرسوده بشود، برق هدر میرود. برق را تولید كنیم، بعد با این شبكه فرسوده آن را هدر بدهيم، كه بخش مهمی هدر میرود. یا شبكههای انتقال آب اگر فرسوده باشد، آب هدر میرود. اینها اسرافهاي ملي است؛ در سطح ملی است؛ مسئولین آن، مسئولین كشورند. [43]
• اسراف در سطح سازمان هم اتفاق میافتد. رؤسای سازمانهای گوناگون مصرف شخصی نمیكنند، اما مصرف بیرویه در مورد سازمان خودشان اتفاق میافتد؛ تجملات اداره، اتاق كار، تزئیناتش، سفرهای بیهوده، مبلمانهای گوناگون؛ بايد با مراقبت و نظارت از این كارها جلوگيري كرد.[44]
• هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بایستی نگاه عیبجویانهی به اسراف وجود داشته باشد.[45]
• آب را صرفهجویی كنیم؛ یعنی از سدهایمان صیانت كنیم، شبكه آبرسانی را اصلاح كنیم، آبیاریهای با صرفه در كشاورزی را آموزش بدهیم كه چه جوری آبیاری بشود.[46]
پي نوشت :
[1]. سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار عمومی مردم ابركوه، 15/10/86.
[2][3]. سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای شیراز، 14/2/1387.
[4][5]. سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم شیراز، 14/2/1387.
[6][7]. همان، 11/2/1387.
[8] الی [14]. پیام نوروزی رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال 30/12/1387.
[15]. پیام نوروزی رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال 30/12/1387.
[16]. سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت، 24/9/1387.
[17] [18]. اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى، 1/1/1386.
[19] الی [22]. سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع بزرگ مردم یزد، 12/10/1386.
[23]. سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاههای استان سمنان، 18/8/1385.
[24] الی [31]. بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، 1/1/1388.
[32] الی [46]. بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، 1/1/1388.
برگرفته از : ماهنامه گلبرگ - شماره 111
متأسفانه گاه اشكالی از برداشتهای دينی يا برداشتهای تحميل شده به فكر و فرهنگ دينی نيز به كمك توجيه اين نيازهای كاذب میآيند. مانند آنكه در صورت كسب درآمد از راه حلال، برخورداری از حداكثر رفاه و آسايش، ممنوعيت يا محدوديتی ندارد؛ يا در صورتی كه برخورداری از حداكثر اين رفاه و حتی تجمل، موجب ارتكاب معصيتی نشود، منعی نخواهد داشت؛ يا حتی ميان ملاحظهی شأن و شؤونات فرد يا خانواده و سطح اجتماعی خاص با آموزههای دينی تعارضی نيست! ...همين است كه حتی در ميان لايههای اجتماعی متدينان و متشرعان جامعه، میتوان شكلگيری نوعی اشرافيت دينی يا اشرافيت متظاهر به تدين را بازشناخت كه علاوه بر گناه اسراف و تبذير و بیتوجهی به اقشار دردمند جامعه، بايد گناه بدنما ساختن دين و اخلاق دينی و وارونهنمايی آموزههای دينی را نيز به كارنامهی اعمال آنان افزود.
بهراستی آيا آموزههای دينی تنها به توجه دادن انسان مسلمان نسبت به كسب حلال اكتفا نموده و به نوع مصرف اين امكانات برآمده از حلال بیتوجهی نمودهاند؟ مرز رفاه مشروع و به تعبير قرآن نصيب حلال از دنيا، با تجمل و اسراف و دنيازدگی چيست؟ استفاده نكردن از ثروت و امكانات در راه حلال يعنی چه؟ بیتوجهی به نيازمندان و محرومان و بهرهبرداری حداكثری از تجمل و رفاه و تلذذ، در ادبيات دينی ما گناه شمرده میشود يا خير؟ و اساساً در جامعهای كه بسياری از مردم از انواع محدوديت و محروميت رنج میبرند، تكيه زدن انحصاری بر سرمايههای گستردهی مادی به بهانهی ملاحظهی شؤون فردی و خانوادگی چه معنايی دارد؟ طبعاً دانشمندان علوم دينی و بهخصوص خطبا و مبلغانی كه در ارتباط نزديك با افكار عمومی متدينان قرار دارند، بيش از همه میتوانند در رفع چنين بدفهمیها يا سوء تفاهمهايی مؤثر واقع شوند.
1- كمترین اسراف
قال الصادق علیه السلام: ادنی الاسراف هراقة فضل الانأ و ابتذال ثوب الصون و القأ النوی. وسائل / 3 / 384
كمترین دور ریختن باقی ماند غذا در ظرف و بد نگهداشتن و دم دستی كردن لباس نو و دور انداختن هستهی خرماست [یعنی اكر از هستهی خرما هم بشود استفادهای كرد، نباید آن را دور انداخت]
2- نشانههای اسراف كننده
قال الصادق علیه السلام: للمسرف ثلاث علامات یشتری ما لیس له و یلبس ما لیس له و یأكل ما لیس له. بحار / 72 / 206
اسرافگر سه نشانه دارد، چیزی كه مناسبش نیست میخرد و چیزی كه مناسبش نیست میپوشد و چیزی كه مناسبش نیست میخورد.
3- مفهوم اسراف
قال الصادق علیه السلام: لیس فیما اصلح البدن اسراف... انّما الاسراف فیما اتلف المال و اضرّ بالبدن. بحار / 75 / 303
اسراف در چیزی كه موجب سلامتی و صحت بدن میشود نیست بلكه اسراف در آن چیزی است كه موجب از بین رفتن مال و ضرر رسیدن به بدن میشود.
4- اسراف از برنامههای شیطان
قال العسكری علیه السلام:... علیك بالاقتصاد و ایاك و الاسراف فانه من فعل الشیطنة.غرر الحكم / 5188
سفارشت میكنم به میانهروی و بازت میدارم از اسراف و زیادهروی چراكه آن از كارهای شیطانی است
5- آثار اسراف
الف- زوال نعمت؛ قال الكاظم علیه السلام: من بذّر و اسرف زالت عنه النعمة. بحار/78/327
هركه ریخت و پاش و اسراف كند نعمت از دستش میرود.
ب- نابود كنندهی فراوانی؛ قال علی علیه السلام: الاسراف یغنی الجزیل. غرر الحكم / 335
ج- اندك شدن بركت؛ قال الصادق علیه السلام: انّ مع الاسراف قلّة البركة.وسائل /10/261
اسراف كم شدن بركت را به همراه دارد
د- عدم ستایش و ترحم به او؛ قال علی علیه السلام: ذر السرف فانّ المسرف لا یحمد جوده و لا یرحم فقره. بحار / 50 / 292
اسراف را كنار بگذار كه بخشش اسرافگر مورد ستایش قرار نمیگیرد و اگر فقیر شود مورد ترحم واقع نمیشود.
6- عدم صدق اسراف در كارهای نیك
قال علی علیه السلام: الاسراف مذموم فی كل شی ء الاّ فی افعال البرّ.غررالحكم /1 / 83
اسراف كردن در هر چیزی زشت است بجز در كار خوب [كار خوب كردن حد و اندازه ندارد].
7- نمونه ی اسراف
قال الصادق علیه السلام: انّما السرف ان تجعل ثوب صونك ثوب بذلتك. مكارم الاخلاق / 117
اسراف این است كه لباس خوبت را به لباس روزانهی خود تبدیل كنی [یعنی لباس نو و لباس بیرون خود را به لباس دم دستی بدل كنی]
و مراد از كلمة شيطان در جملة «و كان الشيطان لربه كفوراً» همان ابليس است كه پدر شيطانها است، و شيطانها ذريه و قوم و قبيلة او هستند، بنابراين، لام «شيطان» لام عهد ذهني است و همچنين ميشود لام را لام جنس بگيريم كه مراد از شيطان، جنس شيطان باشد و به هر حال كفر ورزيدن شيطان نسبت به پرودگار خود از اين جهت است كه او نعمتهاي خدا را كفران نموده و آنچه از قوه و قدرت و ابزار بندگي از جانب خدا به او داده شده، همه را در راه اغواء و فريب بندگان خدا و وادار كردن آنان به نافرماني و دعوتشان به خطاكاري و كفران نعمت مصرف ميكند.
و از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه چرا اول شيطان را به صيغه جمع (شياطين) و بعداً به صيغه مفرد (شيطان) آورد، آية كريمه ابتدا خواسته بفهماند كه هر اسراف كنندهاي برادر شيطان خويش است، پس همة اسرافكاران برادران شيطانهايند
|
امساک از کدخدایی مدان. |
|
|
|
• شکم زیر دست است، به هر چه بدهی مست است. • سودا گر پنیر در شیشه می خورد. • قناعت هر که کرد آخر غنی شد. • مرده از جوع، به که زنده به قرض. • نکاهد به پرهیز افزودنی. • نانت را با آب بخور ، منت آب دوغ مکش. • هر چه نخوری، یخنی بود. • هر چه صرفهکنی، گر به بود. • نسیه خور بسیار خورد. • یکشاهی هم یکشاهی است. • یک سال بخور نان و تره هر سال بخور نان و کره [ یک سال بخور نان و تره هر سال بخور مرغ و بره]. • اگر خواهی بیرنج توانگر باشی بسنده کار باش. • طوری بخور که همیشه بخوری. |
||
رهبر انقلاب از روزهای نخستین سال 1370، همزمان با شروع نبرد زر و تزویر در بین مسئولان ، نسبت به این قضیه هشدار دادند.همان روزهایی که "دیگر نوبت رفاه مسئولان " رسید و کوخ نشینی رجایی به کاخ نشینی ها تبدیل شد. ایشان در سال 82 حتی از صدا و سیما و هیئات وزیران خواستند تا در جهت اصلاح الگوی مصرف گام جدی بردارند و به مبارزه با تبیلغ های مصرف گرایانه بپردازند، که متاسفانه با بی توجهی مسئولین نتیجه ای در برنداشت.
شاید شما هم با نامگذاری امسال به عنوان "اصلاح الگوی مصرف " گمان کردید این بحث تازه ای است که رهبر معظم انقلاب پیش روی ملت گشوده اند، اما با کمی بررسی متوجه خواهید شد، اصلاح الگوی مصرف و تصحیح رفتاراسراف گرایانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبری است.
ایشان از روزهای نخستین سال 1370، همزمان با شروع نبرد زر و تزویر در بین مسئولان ، نسبت به این قضیه هشدار دادند.همان روزهایی که "دیگر نوبت رفاه مسئولان " رسید و کوخ نشینی رجایی به کاخ نشینی ها تبدیل شد.
این هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت های گوناگون به این نکته اشاره می کردند که باید فرهنگ قناعت و شیوه صحیح مصرف جایگزین شیرفه مصرف مسرفانه ای شود که دامنگیر جامعه شده است.
در سال 82 حتی از صدا و سیما و هیئات وزیران خواستند تا در جهت اصلاح الگوی مصرف گام جدی بردارند و به مبارزه با تبیلغ های مصرف گرایانه بپردازند، که متاسفانه با بی توجهی مسئولین نتیجه ای در برنداشت.
اینک در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی که به شعار پیشرفت و عدالت مزین گشته است، بیش از پیش به اصلاح الگوی مصرف برای ایجاد عدالت و پیشرفت نیازمندیم. اصلاحی که اگر صورت گیرد می تواند نقش اساسی در ایجاد عدالت در بین طبقات جامعه و پیشرفت برای کشور داشته باشد.
سخنان گهربار رهبری در این 18 سال خود بیش از همه تحلیل ها موید این نکته است.
گزيده بخشي از ديدگا ه امام درخصو ص اصلاح الگو ي مصرف ؛ زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است. عدالت عبارت است از: حد وسط بين افراط و تفريط و آن از امهات فضايل اخلاقيه است . اسلام تعديل ميخواهد، نه جلو سرمايه را ميگيرد و نه ميگذارد سرمايه آن طور بشود که يکي صدها ميليارد دلار داشته باشد و اين يکي شب که برود پيش بچههايش نان نداشته باشد اين عملي نيست، نه اسلام با اين موافق است نه هيچ انساني با اين موافق است.
گزيده سخنان مقام معظم رهبري درمورد اصلاح الگوي مصرف مي توان به اين مطالب اشاره کرد: (اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود. همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار "مهم، حياتي و اساسي" يعني"اصلاح الگوي مصرف در همه زمينهها"، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد. مقابله با اسراف و صرفه جويي صحيح ، با حرف امکان پذير نيست و قواي مقننه و مجريه موظفند با قانونگذاري صحيح و اجرا و پيگيري قاطعانه ، الگوي مصرف را از " توليد تا مصرف و باز يافت " اصلاح کنند. اين حرکت ، گامي اساسي در روند پيشرفت و عدالت است چرا که بيماري اسراف ، از لحاظ اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ، آسيبها و مشکلات گوناگوني بوجود آورده و آينده کشور را تهديد مي کند . مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است. جامعهى ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگى در مقابل داشته باشد._هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بايستى نگاه عيبجويانهى به اسراف وجود داشته باشد. )
بخشي ازسخنان مقام معظم رهبري درمورد اصلاح الگوي مصرف درمناسبتهاي مختلف ... برادران! اميرالمؤمنين مىگويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مىرود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجملگرايى بكنند. اينطور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. اين مهريههاى گرانقيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مىگذارند، خطاست. نمىگويم حرام است، اما پديدهى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحتالشعاع ارزش طلا و پول قرار مىدهد. (ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيستونهم ماه مبارك رمضان) 26/1/1370)
بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مىشود، مهار گردد. (خطبه هاى نماز جمعه سوم رمضان 1415 -14/11/1373 )
من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كر دم ك ه صرفهجويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفهجويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمىگذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زيادهروى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفهجويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مىگويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زيادهروى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعهاى بخواهد قناعت و صرفهجويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند ...( اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى -1/1/1376 )
ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مىكرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمىخواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش بهوجود آمد كه چنين چيزى نباشد. (خطبه هاى نمازجمعه تهران -23/2/1379 )
منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مىشود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است.( در خطبه هاى نماز جمعه تهران -25/9/1379 )
مصرفگرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبهروز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مىكند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - بهويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرفگرايى و تجمّلگرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازهى لازم مصرف كردن و اجتناب از زيادهروى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرفگرايى، جامعه را از پاى درمىآورد. جامعهاى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم. (در خطبه هاى نماز عيد فطر 15/9/1381 )
توصيه من به وزيران محترمى كه اينجا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينههاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسرافگونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند .( ديدار معلّمان و كارگران -10/2/1382 )
«اجتناب از اسراف و ريختوپاش» جزو برنامههاى بسيار خوب شماهاست .( ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت -6/6/1385 )
آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همهى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحلهى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنهى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............دربارهى مشكلات اجتماعىاى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مىخواهد. در دانشگاهها پروژههاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجهى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانهها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگسازى شود. اين، مىشود پيشرفت. (ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى استان سمنان -18/8/1385 )
اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مىكرد، نبايد ديگر اين كارها در دورهى بعد از جنگ، در دههى دوم و سوم، انجام مىگرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مىشد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مىشد؛ بايد مىداديم. بايد مالكيت دولت را روزبهروز كمتر مىكرديم. اينطور نشد، بلكه بيشتر و گستردهتر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مىگرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسرافآميز، ساختمانسازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد. (ديدار مسئولان اقتصادى و دستاندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى 30/11/1385 )
من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، ميتوانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئله ي اسراف است ...( ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني -15/2/1387 )
سادهزيستى بخصوص در خود آقاى رئيسجمهورخوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر بحمداللَّه هست. سادهزيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زيادهروى راكه واقعاً بلاى بزرگى است از جامعهمان ريشهكن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصلهتان را با طبقات ضعيف كم كردهايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.( ديدار رئيس جمهوري و اعضاى هيئت دولت -2/6/1387 )
و همچنين ازبزرگان دراين خصوص داريم که ازجمله مي توان به كتاب بوستان سعدي از بدي اسراف و تشويق به صرفه جويي چنين آورده است.
چو كم خوردن طبيعت شد كسي را
چو سختي پيش آيد سهل گيرد
وگر تن پرورست اندر فراخي
چو تنگي بيند از سختي بميرد
يا اينكه مي گويد:
اي قناعت، توانگرم گردان
كه وراي تو هيچ نعمت نيست
يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد...( سقراط )،اگر مي خواهي بنده كسي نشوي ،بنده هيچ چيز مشو...( ژاك دوال )،با ولخرجي تنها مال نمي رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود مي شود .( اُرد بزرگ )،هيچ پير جهان ديده اي منکر برآيند زهرآلود ، دارايي حرام در زندگي آدمي نيست .( اُرد بزرگ)، كسي شايسته آزادي است كه هرروز بتواند به هوسهاي خود چيره شود. (گوته) و ويكتورهوگو هم دراين موردتاکيد دارد که بديهاي اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جاي ناله جاي آن دارد كه درصدد رفع آن برآئيم
در عقاید اسلامی، غلو، شرك، جبر، تفویض، تشبیه و سایر عقاید افراطی جایی ندارد و این در حالی است كه مسلمانان از زمان امام باقر علیه السلام از میدان جنگ و لشگركشی با دشمنان متوجه فتح دروازههای علم و فرهنگ شدند. افكار جبریه كه به اشاعره نسبت داده میشود و جبرگرایی و ارجاء كه به وسیله بنیامیه برای توجیه حكومت خود به وجود آمده بود از جمله افكار افراطی آن زمان بود. در این میان برخی شیعیان كه در عشق اهلبیت افكار افراطی داشتند، نیز با برخورد شدید امامان معصوم علیهمالسلام مواجه میشدند.
اعتدال به معنی میانه روی و میانه است و در مقابل، انحراف از اعتدال گرایش به فزونتر است كه افراط یا اسراف گفته میشود و گرایش به كمتر كه تفریط خوانده میشود.(1)
گر همی خواهی كه گیرد كار نور معتدل می باش در خیرالامور(2)
در قرآن كریم این اصل، وجه تمایز مسلمانان با سایر فرق و ادیان و سبب برتری آنها دانسته شده است؛
«همان گونه كه قبله شما قبلهای میانه است، شما را نیز امتی میانه قرار دادیم. (در حد اعتدال میان افراط و تفریط.) تا بر مردم گواه باشید و پیامبر نیز بر شما گواه باشد.»(3)

در مكتب انسانساز اسلام میانهروی همواره در رأس امور قرار دارد. از حرام بودن طلا بر مرد و استفاده نكردن زیاد زنان از طلا «در حد اعتدال» و نهی از استفاده ظروف طلا و نقره و به كار نبردن ابریشم خالص و یا طلابافت برای كفن مرده ملاحظه میشود كه اسلام بر شخصیت الهی انسان تأكید دارد و سفارش میكند حتی جسم انسان را با احترام باید غسل داد و كفن كرد و دفن نمود، ولی بر خلاف برخی مكاتب با دفن اشیاء گران قیمت همراه میت مخالف است.(4)
اعتدال همان صراط مستقیم در سوره حمد است و با مزاج انسان سازگار است.
«تبذیر مكن. زیرا تبذیر كنندگان برادران شیطانند و شیطان به پروردگارش بسیار كفر ورزیده است.»اگر مالكي در مال خود تصرف لغو وبي فايده اي بنمايد، در صورتي كه احتمال قوي بدهد كه اين تصرف موجب ضرر به انساني غير او شود، جايز نيست؛ زيرا در جواز اين عمل، ضرر است بر ديگرى، در حالي كه منع نمودن صاحب مال از تصرف بيهوده باعث ضرر او نمي شود... فقهاي شيعه حكم كرده اند: كسي كه آتشي را بيش از اندازه نيازش بر افروزد و احتمال قوي به سرايت به اموال ديگران بدهد - اگر سرايت كند - ضامن است.
امام خميني - رحمة اللّه عليه - نيز در پاسخ به استفتايي كه از ايشان در اين زمينه شده بود اين گونه فرموده اند: زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است.
2. انفاق بي مورد در امور خيريّه.
آن گونه كه مي دانيم، انجام كارهاي عام المنفعه، مانند ساختن مسجد، تكيه و احداث پل، جاده، حمام و نظاير آن از بزرگ ترين مستحبات شرعي و ديني است؛ ولي بايد توجه داشت كه ارائه آنها به گونه اي باشد كه بر طرف كننده نياز جامعه باشد، وگرنه ايجاد بناهاي خيريّه با صرف مبلغ زياد، در صورتي كه مورد احتياج نباشد، نوعي تبذير و اسراف به حساب مي آيد.شيخ صدوق - عليه الرحمه - از حضرت سجّاد ژ روايت مي كند كه فرمودند:.
همانا شخصي مال خود را در راه خيري مصرف مي كند و از مسرفان به شمار مي آيد.
لذا همواره در احداث اين گونه بناها، بايد به ضرورت و مقدار احتياج مردم به آن چيز توجه كرد و بايد در نظر داشت كه آنچه نزد خداوند ارزش و بها دارد، رفع نيازها و احتياجات مادي و معنوي جامعه، براي رضاي خداست و هر عملي كه بيشتر در اين راستا قرار گرفته باشد، ارزش و اعتبار آن افزون تر است و اين گونه نيست كه تنها ساختن مسجد و يا حسينيه، انسان را به رضاي الهي و ثواب آخرت برساند؛ بلكه بايد گفت صرف پول و امكانات در اين راه، بيش از حدّ لزوم، در صورتي كه موجب تفرقه و اختلاف شود و يا جامعه به خاطر كمبود ساير مراكزي كه بدان محتاجند و دولت توانايي تأمين تمامي آنها را ندارد، دچار زحمت و زيان شوند و يا كثرت بيش از اندازه لازم، زمينه وهن آن را فراهم سازد، اين كار نه تنها رضايت خداوند را به همراه نخواهد داشت؛ بلكه در مواردي از موجبات غضب او نيز خواهد بود.خواهيد گفت: تعمير مساجد و اصلاح آن در آيه كريمه از اختصاصات مؤمنين شمرده شده پس چگونه مي توان احداث يك مسجد را موجب خشم و غضب خدا دانست و يا آن را عملي نا به جا تلقّي كرد.
ولي بايد توجه داشت كه:.
اوّلاً: طبق نظريّه بسياري از مفسرين، مقصود از تعمير در آيه شريفه، عبادت در مساجد و رفت وآمد بدان جا براي ذكر خداوند است.
ثانياً: به فرض اين كه تعمير به همان معناي كارهاي ساختماني باشد، واژه تعمير و عمارت غير از احداث بناست؛ بلكه مفهوم آن بنا به فرمايش مرحوم طبرسى(ره) مرمّت و بازسازي خرابيهاست و اين كار در هر حال پسنديده است؛ زيرا مخروبه ماندن مسجد ممكن است توهين به مسجد شمرده شود و يا باعث شود كه حريم آن رعايت نشود ولي احداث بنا - چنانچه ضرورت و لزوم آن در نظر گرفته نشود - معلوم نيست كار نيكي به حساب آيد.
ثالثاً: آيه كريمه، در مقام سلب صلاحيت كفّار از دخالت در امور مساجد و انحصار آن به مؤمنين است؛ يعني اين كه تنها مؤمنين بايد در اين شؤون وارد شوند و كفّار حق تصميم گيري و دخالت ندارند و معناي آيه، اين نيست كه صرفاً ساخت مسجد بدون در نظر گرفتن نيازِ بدان، مطلوب و از صفات اهل ايمان است. اگر چه رواياتي وارد شده و مضمون آنها اين است كه احداث مسجد مطلقاً موجب ثواب است ؛ ولي اگر در آن احاديث دقت شود، معلوم مي شود كه مضمون آن با مسائل گذشته منافاتي ندارد و اضافه بر آن در بسياري از روايات، رفع ضرورت و نيازهاي جامعه اسلامي از بسياري مستحبات مؤكد و پر ثواب مقدّم و مهم تر به شمار آمده است.
3. انفاق بي مورد به ديگران.
از موارد تضييع مال، انفاق بي جا در دادن مال به انساني است كه اهليّت آن را ندارد و اين عدم صلاحيّت يا از آن رو است كه فرد گناهكاري است و دادن مال موجب تقويت او در انجام گناه مي شود و يا به جهت اين كه آدم متمكن و ثروتمندي است و بذل و بخشش ديگري تأثيري در بهبود وضع او ندارد و از آن طرف، اين عمل براي انفاق كننده هم هيچ بهره و فايده عقلايي به همراه نداشته باشد.ابي مخنف ازدي - كه گفته شده ازاصحاب اميرالمؤمنين ژ بوده - از آن حضرت اين چنين نقل مي كند:.
هر كس از شما مال و ثروتي دارد، بايد از فاسد نمودن آن بپرهيزد؛ زيرا بخشش آن به كسي كه سزاوار آن نباشد تبذير و اسراف است و اين كار موجب بلندي نام انفاق كننده در بين مردم مي شود؛ ولي مقام او را نزد خداوند پايين مي آورد و هيچ شخصي ثروت خود را به افراد غير مستحق نداد؛ مگر اين كه خداوند او را از سپاسگزاري آنان محروم نمود و دلهاي آنان را متوجّه غيراو ساخت و چنانچه در ميان آنان كسي باشد كه بخواهد به او خدمت و خير خواهي نمايد، همانا اين عمل را همراه با چاپلوسي و دروغ و حيله همراه خواهد ساخت. اگر روزي پايش بلغزد و به كمك آنها نياز پيدا كند، بدترين و پست ترين دوستانند و هيچ كس مالش را به كساني كه اهليّت آن را ندارند انفاق نكرد؛ مگر اين كه غير از ستايش ظاهري انسانهاي پست - آن هم تا وقتي از مال او بهره مند شوند - چيزي عايدش نگشت و ثناگويي انسان هاي نادان، كه فلاني شخص بخشنده اي است؛ در حالي كه او در پيشگاه پروردگارش بخيل به حساب آيد، چه نتيجه اي دارد و اين عمل چه خسران آميز و زيانبار است! وچه نصيبي از اين كمتر!.
پس اهل ثروت بايد مال خويش را در راه (صله رحم) و كمك به خويشاوندان، مهمان نوازي و پذيرايي از واردين، رهانيدن انسان هاي دربند و اسير و كمك به افراد در راه مانده بكار ببندند؛ زيرا رسيدن به اين خصلت ها كرامت دنيا و شرف آخرت است
آنچه در اين بخش، از اقسام سه گانه تبذير آمد، مواردي است كه انديشه صحيح بر محكوميت آن قايم است و معيارهاي عقلي آن را تقبيح مي نمايد و مصداق هاي تجاوز از حدّي است كه بر اساس معيارهاي عقلي در تحقق اسراف تعيين مي شود. .
«اسراف»، كلمه ای كه بارها آن را شنیده ، ولی بدون توجه به آن ، از كنارش رد شده ایم. راستی شما چقدر به این موضوع فكر كرده اید ؟ آیا اگر كسی به شما عنوان «اسرافكار» را بدهد،می پذیرید یا نسبت به آن عكس العمل نشان میدهید؟ با توجه به این كه هر یك از ما به نحوی مرتكب اسراف شده ایم بنا بر این بهتر است كه بپذیریم ما نیز دچار اسراف میشویم بدون اینكه متوجه آن باشیم.
غرق شدن در مادیات و روی آوردن به تجملات كه به حق می توان آن را نوعی بیماری مربوط به قرن اخیر نامید، از نمونههای بارز اسراف و از عوامل عمده آن به شمار می آید. بسیاری از افراد اگر به اندازه نیاز خود مصرف كنند، جایی برای كمبود و فقر در جامعه باقی نمی ماند با كمی دقت در این مورد، متوجه می شویم بسیاری از چیزهایی را كه مصرف می كنیم و یا تمایل به داشتن آنها را داریم، غیر ضروری هستند و نبود آنها هیچ مشكلی را در زندگی ایجاد نمی كند، بدون اسراف هم میتوان زندگی سالم و درستی داشت، به شرط آنكه ساده زیستن را بر هر چیزی ترجیح دهیم.
خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است. یعنی اسراف كار،عاقبتی جز جهنم ندارد. اول جهنمی كه در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست كرده است و دیگری جهنمی كه بواسطه اطاعت نكردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است
اسراف كردن عملی مخالف ساده زیستی و راهی برای گستردن دامهای شیطان است؛ زیرا اسراف موجب زیاده روی و موجب زیاده خواهی میشود، زیاده خواهی هم انسان را به خود مشغول كرده و از یاد خدا غافل مینماید. بنابر این برای اینكه در چنین دامی واقع نشویم باید به هر آنچه كه داریم قانع باشیم و شرایط خود و خانواده را در نظر بگیریم و اجازه ندهیم تا اعمال اسرافكارانه دیگران ما را تحت تأثیر قرار داده، و راهی این مسیر نماید.
خداوند متعال در قرآن مجید از اسرافكاران به عنوان «برادران شیطان» نامبرده و در سوره اسراء آیههای 26 و 27 در این مورد فرموده است :«حق خویشاوندان، بیچارگان،… در راه ماندگان را بپرداز و زیاده روی مكن كه زیاده روی كنندگان، برادران شیطانند و شیطان نسبت به پروردگارش كفر ورزید».
اولین نكته ای كه از این آیه میتوان برداشت نمود این است كه خداوند متعال امر به انفاق كردن و بخشش فرموده است ولی حتی در این مورد كه از اعمال صالحه میباشد، اجازه زیاده روی نداده است و ضمن اینكه بخشش را به اندازه توان اشخاص معین كرده است، خواسته است تا مسلمانان به دلیل بخشش بی اندازه، خود نیازمند دیگران نشوند، و نكته دوم آن كه از اسراف كاران به عنوان «برادران شیطان »یاد كرده است.یعنی افرادی كه زیاده روی می كنند، عمل آنها شیطانی و همدستی با شیطان است (چون معمولاً برادر از برادر پشتیبانی میكند) پس كسی كه اسراف میكند پشتیبان شیطان و در اعمال او شریك می شود، شاید تصور شود كه این آیه اشاره به این موضوع میكند كه وقتی برای دیگران خرج میكنی، اسراف نكن و انسان هر چه برای خود خرج كند، اشكالی ندارد و اسراف محسوب نمیشود، ولی با پرداختن به آیه دیگری از قرآن، این شبهه نادرست برطرف میشود و متوجه میشویم كه اسراف به هر شكل و در مورد هر كس انجام گیرد مذموم و ناپسند است.
آنجا كه خداوند در سوره اعراف آیه 31 می فرماید :«ای فرزندان آدم در هر مسجدی زینت خود را برگیرید و بخورید و بیاشامید اما اسراف نكنید، زیرا خداوند اسراف كاران را دوست ندارد». توجه به معنی این آیه نشان میدهد كه اسراف برای خود و برای دیگران پسندیده نیست.
اسراف كاری تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلكه از این مرحله فراتر رفته و به شكل نفسانی و درونی بروز میكند. آنجا كه انسان خود را برتر از دیگران و برتر از هر چه هست میبیند و این خود بزرگ بینی آنچنان زیاد میشود كه به نوعی اسراف تبدیل میشود. فرعون نمونه این خود بزرگ بینی است. او آنقدر خود را بزرگ میدید كه تصور میكرد خداست و همه چیز تحت امر او قرار دارد و بنا براین، همه باید مطیع فرمان او باشند و تنها از او اطاعت كنند و چون چنین ادعایی نمود، عمل او عملی اسرافكارانه شد به گونه ای كه خداوند در سوره یونس آیه 14 در مورد او فرمود:
«…وَإنَّ فِرعَونَ لَعالٍ فی الارضِ وَ إنَّهُ لمَِنَ المُسرِفین؛…و بدرستیكه فرعون در زمین برتری جست و هر آینه از اسراف كاران بود».
و كلام آخر در مورد اسراف ، آن است كه خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است. یعنی اسراف كار،عاقبتی جز جهنم ندارد. اول جهنمی كه در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست كرده است و دیگری جهنمی كه بواسطه اطاعت نكردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است.
تدبر در این آیه نشان میدهد اسراف موجب زیان رساندن به مال انسان و از بین رفتن آن در مدت زمانی كوتاه میشود و همچنین زندگی انسان را به جهنمی از فقر و نداری و تلاش بیهوده برای به دست آوردن آنچه از دست داده است، مبدل میكند. پس بیائیم تا با استفاده درست از نعمت های الهی جزء اسراف كاران قرار نگیریم و با پاسخ دادن به سئولات زیر، از نقش اسراف در زندگی خود بكاهیم.
1.آیا به چیزی كه داریم قانع هستیم یا بیشتر و بهتر از آن را جستجو میكنیم ؟
2.آیا دوست داریم مانند دیگران زندگی كنیم حتی اگر شرایط آنان را نداشته باشیم؟
3.آیا از آنچه در اختیار داریم نهایت استفاده را می بریم ؟
4.كدام یك از اعمال ما اسرافكارانه بوده و برای جلوگیری از تكرار آن چه كرده ایم؟
منبع:
مجله بشارت، شماره 59، زهرا لوكه علیخان

