« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً» ( فرقان/ 67) « آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

اصول اصلاح الگوي مصرف




























 

در مقابل، هرگونه رفتار ميانه روي و مقتصدانه مورد تشويق قرارگرفته و با سخنان زيبا ستوده شده است. (مائده آيه 66 و لقمان آيه 32 و فاطر آيه 32) 
از جمله واژگاني كه اعتدال و ميانه روي را تاييد و تشويق مي كند، واژه مقدر است كه در روايات به معناي اقتصاد و ميانه روي به كار رفته است. مقدر در حقيقت ميانه رو و كسي است كه آينده نگري مي كند و تمام آنچه را كه به دست آورده انفاق و هزينه نمي كند، بلكه مقداري از آن را براي زمان حاجت نگه مي دارد. اين واژه در كاربردهاي روايي معناي ايجابي و مثبت محض داشته و به معناي اعتدال و ميانه روي در حوزه اقتصادي است. (شرح نهج البلاغه - محمدجواد مغنيه -ج 4-ص 237) 
اميرمومنان در بيان معيار و ملاك اقتصادي به تبيين مصرف درست و مناسب اشاره مي كند و مي فرمايد: كن سمحا و لا تكن مبذرا و كن مقدرا و لا تكن مقترا؛ يعني بخشنده باش ولي نه به حد اسراف و ميانه رو باش و سخت گير مباش (نهج البلاغه - سخنان قصار) 
در آيات قرآني براي بيان مفهوم اعتدال و ميانه روي در مصرف، واژه قوام به كار رفته است. قرآن بيان مي كند كه مومن و نيز امت اسلامي، امتي است كه بر اعتدال و قوام مي باشد. از جمله اين آيات مي توان به آيه 34و 135 سوره نساء و نيز آيه 8 سوره مائده و 67 سوره فرقان اشاره كرد.
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:48 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

نبي اكرم ْ و ائمّه طاهرين ه بالاترين نمونه هاي عيني الگوي مصرف در اسلامند. آن بزرگواران، همواره كناره گيري راهبانه از لذّات مشروع را محكوم مي كردند و خود نيز هيچ گاه به رهبانيّت روي نياوردند. گر چه برخي از آنان مانند اميرالمؤمنين ژ، به دليل مناسبت هاي اجتماعي و يا حكومتى، از بسياري بهره وري هاي مادّي به شدت كناره مي گرفتند؛ ولي در همان حال به ديگران توصيه مي كردند كه اين تكليف شما نيست و فرمان استفاده به حق و مشروع از نعمت هاي الهي را صادر مي نمودند. از طرفي آن حضرات، در قناعت و مناعت نفس در بالاترين درجه خود بودند و نيز بيشترين حساسيّت و دقت را در مورد رعايت اعتدال و پرهيز از اسراف و تبذير در زندگي و مشي اقتصادي خود داشته اند به گونه اي كه مثلاً حضرت صادق ژ با آن شخصيّت و بزرگوارى، آنچه از سفره و يا ظرف غذا مي افتاد، برداشته مي خوردند و ديگران را نيز بدان توصيه مي كردند و مي فرمودند: (اين عمل فقر را برطرف مي كند.)اكنون در اين زمينه به يك نمونه اشاره مي كنيم. محدّث قمي - عليه الرحمة - نقل مي كند:.
روزي يكي از اصحاب حضرت صادق ژ بر آن حضرت وارد شد. ديد آن حضرت پيراهني پوشيده است كه گريبان آن را وصله زده اند. آن مرد پيوسته نظرش بر آن پينه بود و گويا از پيراهني كه حضرت پوشيده، تعجّب كرده بود. حضرت فرمود: تو را چه شده كه نگاهت را به من دوخته اى! گفت: نظرم به پينه اي است كه در گريبان شماست. فرمود: اين كتاب را بردار و آن چيزي را كه در آن نوشته است، بخوان! آن مرد كتابي را كه در مقابل و يا نزديك حضرت بود، برداشت و در آن نظر انداخت، ديد در آن نوشته است: لا إيمانَ لِمَنْ لا حَياءَ لَهُ وَلا مالَ لِمَنْ لا تَقْديرَ لَهُ وَلا جَديدَ لِمَنْ لا خَلَقَ لَهُ؛ ايمان ندارد كسي كه حيا ندارد و از ثروت بي بهره است كسي كه در معاش خود تقدير و اندازه ندارد و نو ندارد كسي كه كهنه ندارد.
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:45 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



سامانه توليد و مصرف محصولات را مي توان به سه لايه تبديل محصول، مديريت تامين و حاكميت تقسيم كرد. در لايه تبديل محصول، كالاها تغيير يافته يا جابه جا مي شوند و خدمات ارائه مي گردند. در اين لايه از تركيب مواد اوليه، كالايا خدمتي جديد توليد مي شود كه ممكن است به عنوان ماده اوليه فرايند ديگري مورد استفاده قرار گيرد. كالاو خدمات مصاديق مفهوم محصول هستند. بخش دوم لايه مديريت تامين، شامل افراد يا سازمان هاي خصوصي و عمومي است كه هر كدام بخشي از لايه تبديل محصول (استخراج مواد خام، فرايند توليد محصولات مختلف، حمل و نقل، توزيع و...) را مديريت مي كنند. ارتباط بين تامين كنندگان از طريق مبادله محصول، اطلاعات و پول برقرار مي شود. جريان محصول در لايه تبديل محصول قرار داشته و جريان اطلاعات و پول در لايه مديريت تامين قرار دارد.در لايه حاكميت سياست هاي كلان تعيين شده و از طريق مداخله در لايه مديريت تامين محصول اعمال مي گردد.براي اصلاح الگوي سامانه توليد و مصرف بايد محصولات بهينه را شناسايي كنيم و شرايط تامين و مصرف را به نحوي تحت تاثير قرار دهيم كه رفتار عرضه كنندگان و تقاضاكنندگان به سوي الگوي بهينه سوق پيدا كند. از سويي ديگر در بخش توليد تلاش شد تا محصولات بهينه توليد شوند و الگوي مصرف در فرايند توليد اصلاح گردد. در بخش مصرف نيز بايد تلاش شود تا مصرف كنندگان محصولات بهينه را انتخاب و خريداري كنند و همچنين الگوي بهره برداري از محصولات نيز اصلاح شود. براي برنامه ريزي عملياتي و اجراي اهداف اصلاح الگوي مصرف، يك سامانه اطلاعاتي جامع و بهنگام مورد نياز است كه اين موضوع نيز به عنوان يكي از بخش هاي برنامه اصلاح الگوي مصرف در نظر گرفته شده است.علاوه بر اين موضوعات كه در حوزه ماموريت وزارت صنايع و معادن مي باشند، مصارف انرژي و آب در وزارت صنايع و معادن نيز مي تواند به عنوان موضوعي براي اصلاح الگوي مصرف در نظر گرفته شود. بدين ترتيب موضوعات مورد بررسي در اين برنامه به شرح زير مي باشد: يك لايه تبديل محصول شامل محصولات و فرايندهاي بهينه، تامين محصولات، تامين انرژي و بهره برداري.دوم لايه مديريت تامين كه تقاضا را دربرمي گيرد و در نهايت لايه حاكميت كه داراي دو بخش سامانه اطلاعات و مصارف انرژي و آب وزارت صنايع و معادن است.در لايه تبديل هر چند تامين انرژي به عنوان يك محصول در بخش تامين محصولات مي گنجد اما با توجه به اهميت موضوع، انرژي به عنوان يك موضوع مستقل آورده شده تا با دقت بيشتري بررسي شود. هر كدام از اين موضوعات شامل چندين پروژه هستند و در مواردي نيز يك پروژه ممكن است بين چند موضوع مشترك باشد. پروژه ها شامل اهدافي هستند كه بايد توسط وزارت مربوطه (با رويكرد حاكميتي) و يا واحدهاي صنعتي و معدني پيگيري شوند. اهدافي كه توسط دولت بايد پيگيري شوند، شامل فراهم سازي زيرساخت لازم براي فعاليت واحدها و يا ابزارهاي مديريتي هستند. دولت بايد شرايطي را فراهم كند تا واحدها آثار مورد انتظار (مثلاً بازسازي و يا تكميل فرايند توليد) را در اهداف خود جاي داده و برنامه عملياتي مربوطه را طراحي و اجرا كنند.در بخش محصولات و فرايندهاي بهينه بايد گفت اين امر شبكه اي از محصولاتي است كه مجموع هزينه هاي آن كمترين مقدار باشد. هر محصولي كه متعلق به اين شبكه باشد، يك محصول بهينه محسوب مي شود. بهينه بودن يك محصول به اين معنا نيست كه به تنهايي در مقايسه با محصولات بديل، كمترين هزينه سرمايه گذاري و بهره برداري را داشته باشد. در اين راستا هزينه شبكه محصولات با چند رويكرد قابل بررسي است. يكي از آنها رويكرد پولي و غيرپولي، معمولاً همه هزينه ها به صورت پولي نيستند. به عنوان مثال آثار جانبي بر محيط زيست، ايمني كاركنان و... قابل قيمت گذاري و يا پرداخت هزينه نمي باشد. دومين رويكرد تامين و بهره برداري، براي توليد هر محصول هزينه هايي انجام مي شود، بهره برداري از آن محصول هم هزينه هايي در بردارد. از ديدگاه توليدكننده هزينه هاي سرمايه گذاري همان هزينه فرايند توليد است كه ممكن است قيمت محصول را افزايش دهد و هزينه سرمايه گذاري از ديد مصرف كننده بهايي است كه بابت خريد محصول پرداخت مي كند (كه شامل هزينه سرمايه گذاري توليدكننده براي احداث خط توليد و هزينه هاي مواد اوليه، دستمزد، سود، ماليات و يارانه مي باشد)؛ همچنين هزينه بهره برداري از ديدگاه مصرف كننده هزينه هايي است كه براي استفاده از محصول در طول دوره بهره برداري پرداخت مي كند.
منبع:انجمن سنگ


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 2:56 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



قرآن كريم پيروان خود را به شدت از افراط و تفريط نهي مي كند و برحذر مي دارد. اگر به اين دستور قرآن عمل مي شد نتايج درخشان بدست مي امد.

طرح بسيار مهم و ضروري كه درسال 1388 بر زبان مبارك رهبر عزيز انقلاب جاري گرديد سوژه اي شد براي خيلي از موارد كه با گفتار و كردار پيگيري شود تا شاهد نتايج درخشان مادي و معنوي آن باشيم. مثلي معروف داريم كه ذره ذره خيلي شود و قطره قطره سيلي. راستي اگر دقت كنيم حقيقت را درك خواهيم كرد. خداوند متعال نعمت هاي فراوان و بيشماري در اختيار انسان قرار داده است و دستور كيفيت استفاده از آن نعمتها را صريحا در قرآن كريم براي همه بيان فرموده است. مثلاً درمورد خوراكيها آيه اي بسيار صريح داريم كه كلو او اشربو او لاتسرفوا. بخوريد و بياشاميد ولي اسراف و زياده روي ننمائيد (سوره اعراف آيه 31). شاعر نيز ميگويد نه چندان بخور كز دهانت برآيد نه چندان كز ضعف جانت برآيد. بايد به مسئله اعتدال و ميانه روي توجه كرد كه آيات بسيار صريحي درقرآن داريم حتي درمورد انفاق و بخشش كه آنهمه تأكيد شده ولي درعين امر به اعتدال گرديد در سوره فرقان آيه 67 ميفرمايد:
و الذين اذا انفقوالم يسرفواولم يقتروا وكان بين ذلك قواما- بندگان خوب خداوند كساني هستند كه در بخشش زياده روي وكوتاهي نمي كنند و اعتدال را رعايت مينمايند. در سوره اسري آيه 26 تا 30 صريحاً واكيداً از اسراف نهي ميفرمايد و اسراف كنندگان را برادران شيطان ميداند بهرحال قرآن كريم پيروان خود را به شدت از افراط و تفريط نهي ميكند و برحذر ميدارد. اگر به اين دستور قرآن عمل مي شد نتايج درخشان بدست ميامد البته بايد از مرحله حرف و گفتگو و نوشتن و مصاحبه به مرحله عمل قدم گذاشت امسال از نظر حرف و غيره بسيار اقدام مي شود كه اميدوارم از خود و خانواده خود و اداره و بازار و شركتها و مهمان خانه ها و پادگانها شروع شود و از آنهمه ريخت وپاش و اسرافهاي كذايي جلوگيري شود و طوري شود كه اضافه آوردن غذا و نان ممنوع گردد و جرم حساب شود و يك نوع استانداردي براي مصرف تهيه شود كه اضافه نيايد اگر شما سري به بعضي جاها بزنيد و كار تن هاي نان خشك و اضافي غذا را ببينيد و دقت كنيد متوجه مي شويد كه چقدر نعمت خداوند به هدر ميرود و هيچكس احساس مسئوليت نميكند و اصلا هيچگونه امر و نهي دراين مورد صورت نميگيرد چه بسا تعدادي نان سالم و مقدار زيادي برنج و خورشت اضافي موجود است. شما را بخدا بيائيد يك فكر اساسي كنيد و براي هميشه اين معضل را برطرف كنيد.
آن همه آيات و روايات چرا بايد بدست فراموشي سپرده شود؟ كي مي خواهيم به آيات عمل كنيم؟ چرا بي تفاوت هستيم چرا نهي از اسراف نمي كنيم چرا آن همه مشاهدات را ناديده ميگيريم كافي است شما سري به سطلهاي زباله ميهمانسراها، ادارات و پادگان ها بزنيد تا از نزديك اسرافهاي فراوان را مشاهده كنيد .مسئولين جواب خدا را چه مي دهند مسئولين خدمات آشپزها تقسيم كنندگان غذا و خورندگان غذاهاي آماده همه و همه مسئول اين اسرافها هستند و بايد به درگاه خداوند پاسخ گو باشند. آن همه آرد و برنج و حبوبات و گوشت را چه كسي در اختيار آشپزخانه ها قرار مي دهد؟ چرا نسنجيده عمل مي كنند. براي نمونه در يك پادگان كه 600 نفر غذا مي خوردند براي هر نفر دو عدد نان در هر وعده يعني صبح و ظهر و شب در نظرگرفته بودند كه پيش از نصف آن به هدر مي رفت و مصرف نمي شد شما حساب كنيد روزانه 600عدد نان به هدر برود چه ضرري وارد مي شود. چه مي شود اگر سهميه را كسر كنند و بر مزايا و امتيازات ديگر بيفزايند و چيزهايي كه ضرورت دارد و جذب مي شود تهيه نمايند و بهرحال صرفه جويي كنند تا به مشكل اقتصادي گرفتار نشويم چرا ما بايد مصرف كننده كشورهاي خارج باشيم درحاليكه با رعايت و اصلاح الگوي مصرف ميتوانيم به خودكفائي برسيم و از كشورهاي بيگانه بي نياز شويم و هزينه اي كه به آنان مي پردازيم در راه عمران و آبادي و درراه فرهنگ سازي و گسترش اسلام و قرآن به كار ببريم. فرمانداري ها و بخشداري ها در دادن سهميه به پادگانها و ادارات و شركتها و قهوه خانه ها تجديد نظر و دقت بيشتري كنند. گاهي روابط رؤسا با يك ديگر سبب مي شود كه تا دو برابر سهميه واقعي به جاهاي مذكور اختصاص دهند و از جيب خليفه بخشش نمايند و با بيت المال بازي كنند و خواسته و ناخواسته حيف وميل هاي فراوان صورت گيرد كه بايد درپيش گاه عدل الهي پاسخ گو باشند اي كاش اين مطالب به سمع مبارك آنان برسد و دست از اين گونه كارها بردارند و سبب وابستگي مملكت به كشورهاي اجنبي نشوند. تقسيم كنندگان بودجه آرد و برنج و غيره صد درصد مقصرند نويسنده حاضر است اين مطلب را در عمل ثابت نمايد ولي بايد خودشان در اصلاح امور پيش قدم شوند.

منبع:كيهان


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 2:52 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



جایگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل‌بیت، از مناجات امام زین‌العابدین(علیه السّلام) با خداوند به‌خوبی نمایان است. آن حضرت در یكی از دعاهای خود می‌فرماید:
پروردگارا! بر محمد و آل او درود فرست و پرده‌اي بين من و اسراف و افزون‌طلبي حايل كن و با در پيش گرفتن انفاق و ميانه‌روى، به زندگی من قوام بخش و راه‌های صحیح مصرف و اندازه‌گیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذیر بركنار دار.
پيامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و معصومان(علیه السّلام) كه بالاترين نمونه‌هاي عيني الگوی مصرف در اسلام هستند، همواره كناره‌گیری راهبانه از لذت‌های مشروع را محكوم می‌كردند و خود نیز هیچ‌گاه به رهبانیّت روی نیاوردند. از دیگر سو، آنان در بالاترین مرتبه قناعت و مناعت نفس قرار داشتند و درباره رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر در زندگی حساسیت فراوانی داشتند. در ادامه به چند نمونه مختصر از رفتارهای بزرگان درباره مصرف می‌پردازیم:
عثمان بن حنیف از طرف امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) فرماندار بصره بود. روزی ثروتمند اسراف‌كاری او را به ناهار دعوت كرد. او این دعوت را پذیرفت و به خانه او رفت و در كنار سفره بسیار رنگین او نشست. امام علی(علیه السّلام) از این ماجرا آگاه شد و نامه تندی به عثمان بن حنیف نوشت و او را به شدت سرزنش كرد. در قسمتی از این نامه آمده است:
من گمان نمی‌كردم تو دعوت جمعیتی را بپذیری كه نیازمندانشان ممنوع و ثروتمندانشان دعوت شوند. به آنچه می‌خوری بنگر كه آیا حلال است یا حرام؟ آنگاه آنچه حلال بودنش برای تو مشتبه بود، از دهان بينداز و آنچه را به حلال بودنش يقين دارى، بخور. ...هیهات! كه هوا و هوس بر من غلبه كند تا غذاهای لذیذ را برگزینم، در حالی‌كه ممكن است در سرزمین حجاز یا یمامه كسی باشد كه حتی از دسترسی به یك قرص نان عاجز باشد! آیا من با شكمی سیر بخوابم، در حالی‌كه در اطرافم شكم‌های گرسنه و جگرهای سوزانی باشند؟
بشر بن مروان می‌گوید: با گروهی به محضر امام صادق(علیه السّلام) رفتم. حضرت خرما طلبید و با هم به خوردن آن مشغول شدیم. دراین‌میان، یكی از ما هسته خرما را به دور افكند. در این حال، امام دست از خوردن كشید و به او فرمود:
چنین نكن! همانا این كار از تبذیر و اسراف به شما می‌رود و خداوند تباهی را دوست ندارد.
مردی از انصار رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) درختی داشت كه شاخه‌های آن در خانه مرد مستمندی بود. گاهی كه آن مرد بالای درخت می‌رفت، دانه‌های خرما در خانه آن مستمند می‌افتاد. او از روی درخت پایین می‌آمد و دانه‌های خرما را از دست اطفال آن مرد مستمند می‌گرفت. آن مرد نزد رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) رفت و ماجرای خود و صاحب درخت را بیان كرد. حضرت به دنبال صاحب درخت فرستاد و فرمود: ای مرد! درخت خرمای خود را بفروش، من در عوض ضامن می‌شوم كه در بهشت خداوند درخت خرمایی به تو عنایت كند.
مرد راضی نشد. حضرت فرمود: به من بفروش، در عوض ضامن می‌شوم كه خداوند باغی در بهشت به تو عنایت كند. مرد باز هم امتناع كرد و بهانه آورد كه این درخت خرمایش اعلاست و من آن را نمی‌فروشم.
ابوالدحداح كه مردی انفاق‌كننده و بخشنده بود، عرض كرد: یا رسول‌الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) اگر این درخت را من از آن مرد خریداری كنم در اختیار شما بگذارم، آیا آن باغ را كه در بهشت وعده فرمودید، برای من ضامن می‌شوید؟ حضرت فرمود: آرى.
ابوالدحداح نزد آن مرد رفت و آن درخت را به چهل درخت خریداری كرد و به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بخشید. آن حضرت نیز آن درخت را به آن مرد مستمند و كودكانش انفاق كرد.
فقیه بزرگوار، مرحوم آيت‌الله اسماعيل صالحي مازندرانى، در استفاده از نان بسیار دقت می‌كرد تا اسراف نشود. به همین دلیل، هیچ‌گاه در خانه، نان خشكی جمع نمی‌شد و اگر گاهی نان، بیات می‌ماند، می‌فرمود: امروز، آبگوشت درست كنید تا این نان‌ها استفاده شود. ایشان بسیاری از اوقات، نان‌هایی را كه خشك می‌شد، با نم آب، نرم می‌كرد و استفاده می‌نمود.
مشهور است كه رئیس‌جمهور شهید، محمدعلي رجايى، برای یادداشت‌های كوچك، برگه‌های سفید را از كاغذهای باطله جدا می‌كرد تا در جای خود و به تناسب موقعیت از آنها استفاده كند. همچنین در ایامی كه نخست‌وزیر بود، تعویض موكت فرسوده دفتر نخست‌وزیری را نپذیرفت و گفت: من چگونه نخست‌وزیری باشم كه روی موكت با كفش راه بروم، اما باشند مردمی كه چیزی نداشته باشند روی آن بخوابند؟
علامه ميرزا محمدعلي مدرس تبريزى، نویسنده كتاب ریحانة الادب، از شخصيت‌هاي درخشنده علم و ادب معاصر است كه يكي از آثار گران‌بهاي خود را درباره مترادفات زبان فارسى، هنگام صرف صبحانه نوشت
یكی از اعضای دفتر استفتائات مرحوم امام خمینی می‌گوید: من دو مرتبه وضو گرفتن امام عزیز را دیدم. درست مثل وضوی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) كه در روایات آمده بود. ایشان فقط برای هر یك از صورت و دست‌ها به یك مشت آب بسنده می‌كرد و با یك مرتبه شستن، وضو می‌گرفت.
یكی از فرزندان آیت‌الله میرزا جواد آقا تهرانی می‌گوید: ایشان هنگام وضو گرفتن، با آب يك قوري معمولى، دو و گاهي سه بار وضو می‌گرفت و از اسراف جداً پرهيز داشت. باقي‌مانده آب وضويش هم در ظرفي جمع مي‌شد و می‌فرمود آن را در باغچه خانه بريزيد


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 2:31 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



بدون تردید، جوانان، از مهم‌ترین سرمایه‌های بشری در هر جامعه‌ای هستند و آثار مادی و معنوی فراوانی بر جای گذاشته‌اند. همواره انقلاب‌های مهم جهان با پشتوانه جوانان به وقوع پیوسته است و نقش برجسته و ماندگاری دارند.
جوانان، بازوی قدرتمند سازندگی هر جامعه هستند. قدرت‌طلبان داخلی و خارجی برای رسیدن به اهداف جاه‌طلبانه خود می‌كوشند نیروی بزرگ جوانان را تسخیر كنند. امروز برخی تلاش می‌كنند ذهن جوانان را به امور واهی و پوچ مشغول سازند تا به فكر سازندگی و آبادانی كشور خود نباشند. در همین راستاست كه بسیاری از افراد، كشور را با دام مصرف و خرید لباس‌ها و كالاهای لوكس فریفته‌اند. جوان ایرانی اگر بخواهد، می‌تواند در این دام نیفتد و سرمایه كشور را به بیگانگان تقدیم نكند، اما راه‌كارهای این امر:

الف) تقويت ايمان و روح پرهيزكارى

به اعتراف بسیاری از روان‌شناسان، در آغاز دوران جوانى، میل به پرستش به شدت فعال می‌شود و رشد می یابد. توجه به سخنان پيشوايان دينى، به روشنی این واقعیت را بیان می‌كند كه جوانان هرگاه در فقر دینی قرار گرفته‌اند، به‌طور وسیعی به دین گرویده‌اند؛ مانند ایمان‌آورندگان به حضرت موسی(علیه السّلام) و عیسی(علیه السّلام) و پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم). افزون بر این، فطرت و سرشت انسان براساس دین‌خواهی و خداجویی است و این فطرت همراه دیگر نیروهای بشری در دوره جوانی رشد می‌كند و قدرت می‌یابد.
بر اساس آموزه‌هاي دينى، انسان از دوران نوزادی با زمینه فطری خداشناسی به دنیا می‌آید و ممكن است تحت تأثیر محیط در مراحل بعد گمراه شود. پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید:
هر مولودی براساس فطرت خداشناسی به دنیا می‌آید، تا اینكه والدینش او را به دین یهودی یا نصرانی (تحریف شده) در می‌آورند.[58]
تمایل فطری جوانان به مذهب آن‌قدر شدید است كه همه روان‌شناسان می‌گویند: بين بحران تكليف و جهش‌هاي مذهبى، ارتباط انكارناپذیری وجود دارد.[59]
اگر ایمان و باور مذهبی در دل و جان جوان ریشه كند، آثار مفیدی بر جای می‌گذارد. چنین فردی به ارزش‌های اخلاقی گرایش خواهد یافت. كسی كه ایمان مذهبی دارد و باورمند است كه انسان اشرف مخلوقات است و اعتقاد دارد كه انجام كارهای ارزشمند اخلاقی گرچه گاهی با محرومیت مادی همراه است نزد خداوند پاداش دارد.
چنین فردی در خود شادی و نورانیت احساس می‌كند و جهان را هدف‌دار می‌داند و از لذت‌های عالی بهره‌مند می‌شود. جوان مسلمان نعمتی را كه خداوند در اختیار او قرار داده است، به هر شكل و شیوه‌ای كه خواست مصرف نمی‌كند، بلكه می‌داند كه یا باید آن را در راه خدا یا در راه تحصیل رضای الهی مصرف كند. خداوند فرمان داده كه از مال و ثروتی كه در اختیار دارید، به اندازه نیاز معیشت، آسایش و رفاه خود و خانواده مصرف كنید. پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز می‌فرماید:
از ما نیست كسی كه به او توسعه مالی داده شده است، ولی او بر خانواده‌اش تنگ می‌گیرد.[60]
در روایتی نقل شده است فردی پیش از آنكه از دنیا برود، تمام اموالش را در راه خدا انفاق كرد. پس از مرگ او به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) خبر دادند كه او چنین كرده است. حضرت فرمود: پس به فرزندان او چه رسیده است؟ آیا چیزی باقی گذاشته است؟ عرض كردند: خیر یا رسول‌الله! حضرت فرمود: اگر پیش‌تر به من خبر داده بودید، اجازه نمی‌دادم او را در قبرستان مسلمانان دفن كنید.[61]
بنابراین، جوان مسلمان نباید تصور كند هرچه را به دست می‌آورد، فقط باید به دیگران بدهد و خودش را از حاصل زحمتش محروم كند. امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) می‌فرماید:
نافع‌ترین مال آن است كه واجبات زندگی انسان به وسیله آن فراهم آید.[62]
انسان نباید تصور كند كه تمام مال متعلق به اوست و می‌تواند آن را در راه هوس‌ها و امیال خود صرف كند. امیرمؤمنان علی(علیه السّلام) می‌فرماید:
بدترین مال آن است كه انسان در راه خدا هیچ چیزی از آن را مصرف نكند و زكات مالش را نپردازد.[63]
بدترین مال، مالی است كه حق خداوند از آن مال ادا نشده باشد.[64]
قرآن كریم از مالی كه در اختیار انسان قرار می‌گیرد به «مال‌الله» تعبیر می‌كند و می‌فرماید:
«آتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاكُمْ». (نور: 33)
حال كه اموال، همه مال خداست، باید آن‌گونه كه او فرمان داده و مورد رضایت اوست، مصرف شود.

ب) پرداخت صدقه

زمانی كه انسان به توصیه‌های اخلاقی درباره رسیدگی به نیازمندان می‌نگرد، به این باور می‌رسد كه اگر به این قوانین و توصیه‌ها ترتیب عمل داده شود، هیچ نیازمند و فقیری در جامعه اسلامی یافت نخواهد شد. امام صادق(علیه السّلام) در این‌باره می‌فرماید:
اگر مردم زكات مال خود را ادا می‌كردند، هرگز در جامعه اسلامی فقیری یافت نمی‌شد.[65]
همچنین دقت در این دستورها روشن می‌كند كه فایده رسیدگی به حال نیازمندان، بیشتر و پیش‌تر از آنكه به فرد نیازمند برسد، به بخشنده خواهد رسید؛ زیرا او با این عمل خود به خداوند نزدیك‌تر می‌شود. پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید:
صدقه پیش از آنكه به دست نیازمند برسد، به دست خداوند می‌رسد.[66]
این سخن به آیه 104 سوره توبه اشاره دارد كه خداوند می‌فرماید:
آیا نمی‌دانستند كه فقط خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد؟ و خداوند توبه‌پذیر و مهربان است.
با وجود این، افرادی هستند كه بدون داشتن نیاز، به درخواست و تكدّی می‌پردازند و در جامعه سوءظن ایجاد می‌كنند. كم‌ترین اثر این رفتار این است كه فرد بخشنده در برابر محتاجان دچار تردید شود و از كمك به آنها امتناع كند.
كسی كه چنین عملی را مرتكب شود، از ناحیه پیشوایان طرد شده است؛ زیرا از رأفت و رحمت دین اسلام سوءاستفاده كرده و عزت و آبروی خود را به مال دنیا فروخته است. از همین روست كه در روایت می‌خوانیم:
دست نیاز به سمت این و آن دراز كردن، طوق ذلت و بردگی است كه مسائل به گردن خود می‌افكند. بنابراین، با این كار انسان عزیز، عزت خود را سلب كرده است و انسان شریف، شرافت خود را.[67]
از سوی دیگر، خداوند به توانمندان توصیه می‌كند كه حق نیازمندان بر آنان این است كه هرگز آنان را از خود نرانند. خداوند در قرآن به پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید: «آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟ و تو را گم‌شده یافت و هدایت كرد».[68]
در مقابل از او می‌خواهد: «و درخواست‌كننده را از خود مران».[69]
در حدیث قدسی آمده است كه خداوند به موسی(علیه السّلام) فرمان داد: ‌«هرچند كم و ناچیز، بايد به سائل كمك كني و او را دست خالي برنگرداني و اگر هم نمي‌توانى، با لطافت و سخن نيكو او را جواب گويى.»[70] حتی در روایتی از پیامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده است كه: «نیازمند را رد نكنید، هرچند با دادن نیمی از خرما».[71]
در هر صورت، انسان بخشنده از چنان جایگاهی برخوردار است كه دست عطاكننده در كنار «یدالله» ذكر شده است. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
دست‌ها سه نوعند: دست خد كه فوق همه دست‌هاست؛ دست عطاكننده كه در كنار «یدالله» است و دست نیازمند كه در مرتبه پایین‌تر قرار دارد.[72]
ای جوان مسلمانی كه می‌دانی صدقه تو، وديعه و امانت در پيشگاه پروردگار است و آن را در جايگاه مطمئني ذخيره مي‌كنى، بهتر است این كار را به صورت پنهانی انجام دهی و كسی از این راز آگاه نشود. امام صادق(علیه السّلام) می‌فرماید:
فضيلت و كمال صدقه پنهانى، بیشتر از صدقه آشكار و علنی است.[73]
اسحاق بن عمار از یاران امام صادق(علیه السّلام) می‌گوید: روزی امام به من فرمود: برای پرداخت زكات مال، چگونه عمل مي‌كنى؟ عرض كردم: فقرا را خبر می‌كنم، به خانه می‌آیند و حقشان را می‌دهم. امام فرمود:
تو با این كار موجبات ذلت و خواري مؤمنان را فراهم مي‌كنى. اسحاق مراقب باش و از این كار بپرهیز. خداوند متعال می‌فرماید: كسی كه ولیّ‌ای از اولیای مرا ذلیل كند، در حقیقت به جنگ من آمده است.[74]
افزون بر این، خداوند در آیه 264 سوره مباركه بقره می‌فرماید كه صدقات خود را با منت‌گذاری باطل نكنید. در حدیث آمده است:
كسی كه صدقه می‌دهد و اعتقاد دارد كه كاری برای خودش انجام داده، معنا ندارد كه از دیگری توقع اجر و پاداش داشته باشد. نبايد انتظار داشته باشي كه ديگران به خاطر كاري كه به نفع خود انجام داده‌اى، از تو شكرگزاری كنند.[75]

ج) پرداخت زكات

عنوان صدقه در شرع مقدس اسلام، هم بر حقوق واجب مالي مانند زكات اطلاق مي‌شود و هم بر انفاق‌ها و اعانه‌هاي مستحبى. در بحث گذشته درباره صدقه و انفاق مستحبی سخن گفتیم و اكنون درباره زكات كه یكی از حقوق واجب مالی است، سخن خواهیم گفت.
اسلام بر پنج چیز بنیان نهاده شده است: نماز، زكات، حج، روزه و ولایت اهل‌بیت(علیه السّلام).[76] در آیات قرآن و در روایات، هر جا سخنی از نماز به میان آمده، از زكات نیز یاد شده است: «أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ». (بقره: 43، 83 و 110)
امام باقر(علیه السّلام) می‌فرماید:
خدا زكات و نماز را قرین هم قرار داده و كسی كه نماز بخواند و زكات مالش را ندهد، درست مانند این است كه نماز هم نخوانده است.[77]
در برخی از روایات نیز تصریح شده است فردی كه زكات مالش را نمی‌پردازد، اصلاً‌مسلمان نیست:
كسی كه یك قیراط از زكات را نپردازد، نه شیعه است و نه مسلمان.[78]
پرداخت زكات، موجب رونق، بركت و رحمت الهی می‌شود. امام موسی‌كاظم(علیه السّلام) می‌فرماید:
اموال خود را به‌وسیله زكات از نابود شدن حفظ كنید.[79]
در سخنی از امام صادق(علیه السّلام) آمده است:
به یقین، شایسته است خداوند رحمتش را از كسانی كه حقوق واجب مالی خود را ادا نمی‌كنند، دریغ كند. قسم به خدایی كه همه آفریده‌ها را خلق كرد و روزی آنها را تقسیم فرمود، هیچ مالی در خشكی و دریا از بین نمی‌رود، مگر اینكه در كنارش زكات تعطیل شده باشد.[80]
نپرداختن زكات، اثر وضعی بر روی شخصی كه آن را پرداخت نمی‌كند، می‌گذارد. از امام صادق(علیه السّلام) نقل شده است:
كسی كه یك درهم از حقوق واجب الهی را نپردازد، او دو برابر آن را در غیر حق مصرف می‌كند. اگر كسی یك درهم از حقوق الهی را نپردازد، خداوند در قیامت طوقی از آتش به گردن او می‌اندازد.[81]
اگر افراد حقوق واجب خود را پرداخت نكنند، زمین هم بركاتش را از بندگان برمی‌دارد و فقر عمومی به صورت بلای الهی نمایان می‌شود؛ در حالی‌كه اگر زكات پرداخت شود، همه انسان‌ها در خیر و سعادت زندگی می‌كنند.

د) الگوگيرى از سخنان و رفتار پيشوايان ديني و بزرگان

جایگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل‌بیت، از مناجات امام زین‌العابدین(علیه السّلام) با خداوند به‌خوبی نمایان است. آن حضرت در یكی از دعاهای خود می‌فرماید:
پروردگارا! بر محمد و آل او درود فرست و پرده‌اي بين من و اسراف و افزون‌طلبي حايل كن و با در پيش گرفتن انفاق و ميانه‌روى، به زندگی من قوام بخش و راه‌های صحیح مصرف و اندازه‌گیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذیر بركنار دار.
پيامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و معصومان(علیه السّلام) كه بالاترين نمونه‌هاي عيني الگوی مصرف در اسلام هستند، همواره كناره‌گیری راهبانه از لذت‌های مشروع را محكوم می‌كردند و خود نیز هیچ‌گاه به رهبانیّت روی نیاوردند. از دیگر سو، آنان در بالاترین مرتبه قناعت و مناعت نفس قرار داشتند و درباره رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر در زندگی حساسیت فراوانی داشتند. در ادامه به چند نمونه مختصر از رفتارهای بزرگان درباره مصرف می‌پردازیم:
عثمان بن حنیف از طرف امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) فرماندار بصره بود. روزی ثروتمند اسراف‌كاری او را به ناهار دعوت كرد. او این دعوت را پذیرفت و به خانه او رفت و در كنار سفره بسیار رنگین او نشست. امام علی(علیه السّلام) از این ماجرا آگاه شد و نامه تندی به عثمان بن حنیف نوشت و او را به شدت سرزنش كرد. در قسمتی از این نامه آمده است:
من گمان نمی‌كردم تو دعوت جمعیتی را بپذیری كه نیازمندانشان ممنوع و ثروتمندانشان دعوت شوند. به آنچه می‌خوری بنگر كه آیا حلال است یا حرام؟ آنگاه آنچه حلال بودنش برای تو مشتبه بود، از دهان بينداز و آنچه را به حلال بودنش يقين دارى، بخور. ...هیهات! كه هوا و هوس بر من غلبه كند تا غذاهای لذیذ را برگزینم، در حالی‌كه ممكن است در سرزمین حجاز یا یمامه كسی باشد كه حتی از دسترسی به یك قرص نان عاجز باشد! آیا من با شكمی سیر بخوابم، در حالی‌كه در اطرافم شكم‌های گرسنه و جگرهای سوزانی باشند؟[82]
بشر بن مروان می‌گوید: با گروهی به محضر امام صادق(علیه السّلام) رفتم. حضرت خرما طلبید و با هم به خوردن آن مشغول شدیم. دراین‌میان، یكی از ما هسته خرما را به دور افكند. در این حال، امام دست از خوردن كشید و به او فرمود:
چنین نكن! همانا این كار از تبذیر و اسراف به شما می‌رود و خداوند تباهی را دوست ندارد.[83]
مردی از انصار رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) درختی داشت كه شاخه‌های آن در خانه مرد مستمندی بود. گاهی كه آن مرد بالای درخت می‌رفت، دانه‌های خرما در خانه آن مستمند می‌افتاد. او از روی درخت پایین می‌آمد و دانه‌های خرما را از دست اطفال آن مرد مستمند می‌گرفت. آن مرد نزد رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) رفت و ماجرای خود و صاحب درخت را بیان كرد. حضرت به دنبال صاحب درخت فرستاد و فرمود: ای مرد! درخت خرمای خود را بفروش، من در عوض ضامن می‌شوم كه در بهشت خداوند درخت خرمایی به تو عنایت كند.
مرد راضی نشد. حضرت فرمود: به من بفروش، در عوض ضامن می‌شوم كه خداوند باغی در بهشت به تو عنایت كند. مرد باز هم امتناع كرد و بهانه آورد كه این درخت خرمایش اعلاست و من آن را نمی‌فروشم.
ابوالدحداح كه مردی انفاق‌كننده و بخشنده بود، عرض كرد: یا رسول‌الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) اگر این درخت را من از آن مرد خریداری كنم در اختیار شما بگذارم، آیا آن باغ را كه در بهشت وعده فرمودید، برای من ضامن می‌شوید؟ حضرت فرمود: آرى.
ابوالدحداح نزد آن مرد رفت و آن درخت را به چهل درخت خریداری كرد و به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بخشید. آن حضرت نیز آن درخت را به آن مرد مستمند و كودكانش انفاق كرد.[84]
فقیه بزرگوار، مرحوم آيت‌الله اسماعيل صالحي مازندرانى، در استفاده از نان بسیار دقت می‌كرد تا اسراف نشود. به همین دلیل، هیچ‌گاه در خانه، نان خشكی جمع نمی‌شد و اگر گاهی نان، بیات می‌ماند، می‌فرمود: امروز، آبگوشت درست كنید تا این نان‌ها استفاده شود. ایشان بسیاری از اوقات، نان‌هایی را كه خشك می‌شد، با نم آب، نرم می‌كرد و استفاده می‌نمود.[85]
مشهور است كه رئیس‌جمهور شهید، محمدعلي رجايى، برای یادداشت‌های كوچك، برگه‌های سفید را از كاغذهای باطله جدا می‌كرد تا در جای خود و به تناسب موقعیت از آنها استفاده كند. همچنین در ایامی كه نخست‌وزیر بود، تعویض موكت فرسوده دفتر نخست‌وزیری را نپذیرفت و گفت: من چگونه نخست‌وزیری باشم كه روی موكت با كفش راه بروم، اما باشند مردمی كه چیزی نداشته باشند روی آن بخوابند؟[86]
علامه ميرزا محمدعلي مدرس تبريزى، نویسنده كتاب ریحانة الادب، از شخصيت‌هاي درخشنده علم و ادب معاصر است كه يكي از آثار گران‌بهاي خود را درباره مترادفات زبان فارسى، هنگام صرف صبحانه نوشت.[87]
یكی از اعضای دفتر استفتائات مرحوم امام خمینی می‌گوید: من دو مرتبه وضو گرفتن امام عزیز را دیدم. درست مثل وضوی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) كه در روایات آمده بود. ایشان فقط برای هر یك از صورت و دست‌ها به یك مشت آب بسنده می‌كرد و با یك مرتبه شستن، وضو می‌گرفت.[88]
یكی از فرزندان آیت‌الله میرزا جواد آقا تهرانی می‌گوید: ایشان هنگام وضو گرفتن، با آب يك قوري معمولى، دو و گاهي سه بار وضو می‌گرفت و از اسراف جداً پرهيز داشت. باقي‌مانده آب وضويش هم در ظرفي جمع مي‌شد و می‌فرمود آن را در باغچه خانه بريزيد.[89]

پى نوشت ها :

[58]. بحارالانوار، ج 3، ص 279.
[59]. محمدتقي فلسفى، جوان از نظر عقل و احساسات، تهران، نشر فرهنگ، ج 1، ص 343.
[60]. محدث نورى، مستدرك الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت(علیه السّلام)، 1407 ه .ق، ج 15، ص 256.
[61]. وسائل الشیعه، ج 9، ص 432.
[62]. عبدالواحد محمد تميمي آمدى، تصنیف غررالحكم و دررالكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامى، ص 367.
[63]. همان، ص 369.
[64]. همان.
[65]. وسائل الشیعه، ج 9، ص 12.
[66]. محمد بن علي بن ابراهيم احسايى، عوالي اللئالى، قم، انتشارات سیدالشهداء، 1403 ه.ق، ج 2، ص 70.
[67]. تصنیف غررالحكم و دررالكلم، ص 361.
[68]. ضحى: 6 و 7.
[69]. ضحى: 9.
[70]. كافى، ج 1، ص 45.
[71]. محمد بن محمد شعيرى، جامع الأخبار، قم، آل البیت(علیه السّلام)، 1414 ه.ق، ص 385.
[72]. شیخ صدوق، الخصال، قم، نشر جامعه مدرسین، 1403 ه .ق، ج 1، ص 133.
[73]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1390 ه .ق، ج 2، ص 38.
[74]. شیخ مفید، امالى، قم، نشر جامعه مدرسین، 1403 ه .ق، ص 177.
[75]. كافى، ج 4، ص 28؛ وسائل الشیعه، ج 16، ص 305.
[76]. كافى، ج 2، ص 18.
[77]. كافى، ج 3، ص 506؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 22.
[78]. كافى، ج 3، ص 503؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 32.
[79]. كافى، ج 4، ص 61؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 40.
[80]. عوالي اللئالى، ج 1، ص 370.
[81]. كافى، ج 3، ص 504.
[82]. نهج‌البلاغه، نامه 45.
[83]. بحارالانوار، ج 75، ص 303.
[84]. عوالي اللئالى، ص 251.
[85]. نك: محمدعلي صالح مازندرانى، فقیه صالح، قم، اشارات صالحان.
[86]. نك: حسن عسكری‌راد، رمز جاودانگى، قم، بوستان كتاب.
[87]. رضا باقی‌زاده، رمز موفقیت بزرگان، قم، گاه سحر، ص 178.
[88]. حسين ديلمى، هزار و یك نكته درباره نماز، قم، حرم، 1381، چ 7، ص 72.
[89]. همان، ص 59.

برگرفته از : ماهنامه گلبرگ - شماره 111
منبع : http://www.hawzah.net



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 6:26 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



ي‌شك يكي از مهمترين چالش‌هاي هر كشور كاهش هزينه‌هاي كلان و بهينه‌سازي مصرف است، در اين راستا به منظور هدفمند نمودن اين امر مهمترين عامل، تعريف و شناساندن استراتژي‌هاي سازمان‌هاست كه در اين راستا موارد ذيل مطرح مي‌شود؛
منظور وهدف از اصلاح الگوي مصرف چيزي نيست جز به دست آوردن موفقيت در تمامي عرصه‌هاي كلان كشور و اين امر با توجه و تمركز بر استراتژي‌ها دست يافتني است يعني سازمان‌ها و نهادها و... بايد استراتژي محور باشند. دانشمندان و محققان علم نوين ‌مديريت، روشي را پيشنهاد داده‌اند كه با استفاده از آن اغلب سازمان‌ها با موفقيت توانسته اند ضمن پياده سازي موفقيت آميز استراتژي و ايجاد يك تحول اساسي الگوي مصرف درستي را نيز هدف قرار دهند.
آنها به منظور پياده سازي استراتژي در سازمان از روش ارزيابي متوازن استفاده كرده اند كه در اين روش سازمان‌ها فقط از يك منظر مورد توجه قرار نمي‌گيرند بلكه تمركز آنها بر:
-1 منظر مالي
-2 منظر مشتري
-3 منظر فرايندهاي داخلي
-4 منظر يادگيري و رشد
استوار مي‌باشد.
به نظر مي‌رسد استفاده از اين فرايند در عمل خواهد توانست سازمان ها را در بهينه كردن عملكردشان در اين زمينه موفق و در نهايت الگوي مصرف درستي را رونمايي كند.
يكي از گرانبهاترين مواردي كه ما در سازمان ها و جامعه به طور مداوم از دست مي دهيم و براي آن بهاي گزافي را هزينه مي كنيم زمان مي‌باشد. همه ما مي دانيم كه شايد ساعت‌هاي زيادي را صرف جلسات و برنامه‌هايي مي‌كنيم كه اهميت آنها برايمان چندان درجه بندي نشده است. اين امر موجب مصرف و استهلاك مهمترين نيرو يعني (نيروي انساني) مي‌شود. به منظور كاهش اين هزينه گرانبها و بهينه سازي آن روش مذكور (ارزيابي متوازن) يكي از بهترين روش ها خواهد بود. در اين روش به علت مشاركت تمامي كاركنان در اين امر، استراتژي براي همه اعضاي آن سازمان شفاف، روشن و مشخص خواهد بود و در نهايت با يك تيم هماهنگ در تمام زمينه‌ها عملكرد موفق نمايان خواهد شد.
اولين كار مديريت ارشد در سازمان استراتژي محور اين است كه ضرورت تحول را براي همه بديهي سازد. قبل از هر چيز مديريت با بسيج سازمان مي بايست روشن كند كه چرا تحول ضروري است(يخ سازمان بايد آب شود) تحول دگرگون ساز در سطوح بالاي سازمان و از طريق سه اقدام مشخص رهبران آغاز مي‌شود؛
-1 ايجاد يك احساس ضرورت و نياز شديد
-2 ايجاد يك ائتلاف هدايت شده
-3 تدوين يك چشم انداز و يك استراتژي
حال با توجه به تجربه ارزشمند انديشمندان مديريت اين سوال پيش مي آيد كه مشكل اصلي در سازمان ها و نهادهاي عمومي و خصوصي ما آيا تنها در پياده سازي استراتژي است يا مسائل ديگري نيز در آن دخيل مي‌باشد؟ در نهايت شكستن ساختارهاي سنتي مبتني بر قدرت بسيار مهم است. ايجاد تيم‌هاي استراتژي، جلسات عمومي و ارتباط باز از عناصر اين حاكميت انتقالي است.
منبع: http://www.bashgah.net


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 6:14 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



برخي با استفاده از مناظره حضرت صادق(علیه السّلام)با عدّه اي از صوفيّه فرموده اند كه آيه شريفه (ايثار) به آيات نهي از (اسراف) نسخ شده و زمان مشروعيت آن گذشته است.(26) امام صادق(علیه السّلام)در قسمتي از آن مناظره فرمودند:.
امّا آنچه شما از تاريخ ايثارگران و تمجيد خداوند از آنان گفتيد صحيح است، ولي بايد بدانيد آن كار در آن زمان بر مسلمانان حلال و جايز بود و خداوند آنها را از آن عمل نهي نفرموده بود و در برابر آن اجر و ثواب نيز بدانان خواهد داد؛ ولي بعد از اين، برخلاف آن روش دستور داده است و با اين فرمان، در واقع مشروعيّت (ايثار) را نسخ فرموده است و اين نهي به جهت رحمت و محبّتي است كه به مؤمنين دارد، تا آنان خود و افراد تحت كفالت خويش را در زحمت و ضرر قرار ندهند.(27).
ولي حقيقت اين است كه استفاده (نسخ) از اين سخنان حضرت، بدين معنا كه آيه كريمه ايثار به كلّي منسوخ و غيرقابل عمل باشد و عمل ايثار در هر صورت كاري ناپسند و مورد نهي باشد، خالي از اشكال نيست؛ چرا كه خود آن حضرت در بيانات ديگر خود، براي تشويق و ترغيب مردم به مواسات و ايثار، در موارد مختلف به همين آيه شريفه استناد مي فرمايند(28) و بديهي است استدلال براي اثبات پسنديده بودن و استحباب عملي به آيه اي كه محتواي آن نسخ شده است صحيح نيست. لذا احتمال مي رود مقصود حضرت صادق(علیه السّلام)از (نسخ) آيه شريفه، چيزي غير از نسخ اصطلاحي باشد. و نظير اين، مطلبى، است كه امام(علیه السّلام)بعد از اين، در همين مناظره مي فرمايد:.
آيا نمي دانيد خداي بزرگ در اوّلين بار بر مسلمانان واجب فرموده بود تا يك فرد از آنان با ده نفر از مشركين مقابله كرده و به جهاد بپردازد. سپس به دليل رحمت بر آنها اين تكليف را برداشته و آنان را به مقابله يك نفر با دو تن از آنها مكلّف ساخت و اين به جهت تخفيف بر حال مؤمنين بود و با اين فرمان حكم اوّل منسوخ گشت.(29).
روشن است كه نسخ در اين فرمايش حضرت، به اين معناست كه با توجّه به تحوّل در روحيّه ها و پديد آمدن ضعف و سستي در بين مسلمين، آن تكليف سنگين برداشته شد و همراه با پديد آمدن شرايط جديد، حكمي سبك تر به جاي آن آمده است و هرگز بدين معنا نيست كه اگر همان شرايط صدور حكم اول، يعني همان استقامت ها و ايمان هاي قوي و نيز قلّت نيروي مؤمنين و كثرت افراد و تجهيزات مشركين در نبرد حقّ و باطل در زمان هاي بعد پيش آيد، اين لزوم برابري و وجوب مقابله با ده نفر و يا حتّي بيشتر از آن در بين نباشد؛ چرا كه به عنوان نمونه، در نهضت كربلا كه براي اصحاب حضرت سيد الشّهدا(علیه السّلام)همان شرايط مؤمنين صدر اسلام فراهم آمده بود بر آنان لازم و واجب بود تا از حريم اسلام و امامت - گرچه به برابري يك تن بر صد نفر نيز باشد - دفاع نمايند.
در اين مورد نيز، امام(علیه السّلام)در بحث با صوفي ها كه اين زياده روي در انفاق و به تعبير ديگر (ايثار) را به خيال خود - هر چند اين عمل منجر به زيان برخود و يا افراد تحت كفالت ايثار كننده بشود - واجب مي انگاشتند و بر آن به آيه شريفه ايثار استدلال مي نمودند فرمودند:.
آن عمل در وقت خود از مسلمانان نخستين اسلام پسنديده بود؛ ولي از آن جا كه اين روش چه بسا موجب ضرر بر اهل و عيال شود و اگر انسان همه مال خود را كه بايد به وسيله آن، كودكان ضعيف و پير زن و پير مرد سالخورده تحت كفالت خود را از تلف شدن محافظت كند به ديگري بدهد، آنها را به هلاكت كشانده است. خداوند متعال به جهت رحمت و عطوفت به بندگان خود، آنان را از اين عمل نهي فرمود. و اين نهي در واقع نسخ آن رويّه به حساب آمد.(30).
ولي اين بدان معنا نيست كه اگر ايثاري موجب زيان نشد و يا اين كه اهل و عيال خود به اين عمل راضى، بلكه شايق بودند و حاضر شدند براي رضاي خدا تحمّل فشار و گرسنگي را بنمايند، باز هم عمل نكوهيده و قبيحي به شمار آيد؛ بلكه بنا به فرموده هاي خود حضرت صادق(علیه السّلام)در احاديث گوناگون‏(31) با استناد به همين آيه شريفه ايثار، اين كار، خود از بالاترين ارزش ها به حساب آمده و بهترين مرتبه اخلاص و عالي ترين درجه گذشت و خداجويي انسان را به نمايش مي گذارد.
بر اين اساس، ايثار اهل بيت عصمت و طهارت و داستان اطعام به يتيم و اسير و مسكين در همين راستاست؛ زيرا كه آنان خود با كمال رضايت و عشق به خدا و بندگان محروم او - بدون اين كه اميرالمؤمنين(علیه السّلام)اين عمل را بدان ها تحميل كند و يا حتّي دستوري در اين جهت بدانان صادر فرمايد - نان خويش را به نيازمند بخشيدند؛ تنها آن حضرت سهم نان خود را بخشيد و سپس ديگران از روي اشتياق و ميل قلبي بدان حضرت اقتدا نمودند.(32).
بنابر اين نظريّه (نسخ آيه) به معناي اصطلاحي آن، كه نتوان به آيه عمل كرد، قابل قبول نيست.
ما پاسخ خود را به اين پرسش تحت دو عنوان مطرح مي كنيم؛ زيرا ايثار گاهي در مورد افراد تحت كفالت ايثاركننده است كه در اين صورت ديگران را بر عيال خود مقدّم مي دارد و زماني هم اين عمل در مورد خود او انجام مي گيرد. موارد هر كدام از ايثار مستحب و اسراف حرام در هر دوصورت مذكور را به طور جداگانه بررسي خواهيم كرد


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 6:08 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



در روايات برخورداري از مسكن و جان پناه مناسب، از حقوق مسلّم هر فردي شناخته شده و حتي تأمين آن براي زن از سوي شوهر از حقوق واجب به حساب آمده است و نيز در برخي روايات سخن از داشتن منزل وسيع است كه از سعادت انسان قلمداد و همچنين پرهيز از ساخت و سكونت در منزلِ ضيق و تنگ كه از ناداني و حماقت شخص شمرده شده است. حضرت امام صادق(علیه السّلام)از نبىّ اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل مي كنند كه حضرت فرمودند:.
از سعادت شخص مسلمان، مسكن وسيع است.(24).
نيز در حديث ديگري رسول گرامي(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:.
وسعت منزل از سعادت انسان است.(25).
(معمربن خلاد) در يك روايت معتبر مي گويد:.
حضرت رضا(علیه السّلام)منزلي را خريداري نمودند و به خدمتگزار خود دستور دادند تا بدان منزل برود و فرمودند: منزل تو تنگ است. او گفت: اين منزل را پدرم ساخته است. حضرت فرمودند: اگر پدرت كار احمقانه اي كرده باشد سزاوار است تو مثل او باشى‏(26).
در اين جا اين توضيح لازم است كه ممكن است حضرت از موقعيّت و وضع مالي پدر خادم خود مطّلع بوده و او با داشتن تمكّن و قدرت مالي براي ساختن منزلي وسيع تر، مسكني ضيق براي خود و يا فرزندش ساخته بوده است.
بنابه اظهارات كارشناسان و مسؤولان محترم نظام جمهوري اسلامى، قسمت اعظم تلفات در زلزله ويرانگر گيلان و زنجان سال 69 در ساختمانهايي بوده است كه يا داراي طرح و نقشه صحيح معماري نبوده اند و يا در ساخت و پي ريزي ستون ها و پايه هاي آن مسامحه و صرفه جويي به عمل آمده است.
بنابراين، با توجّه به اين كه كشور ايران به خصوص مناطق حاشيه اي آن، از نقاط زلزله خيز جهان به حساب مي آيد؛ صرف مخارج زياد در راه ايجاد و بناي ساختمان هاي مستحكم و پايدار از دايره اسراف خارج است؛ بلكه رعايت استحكام و ابرام در بناها و محل هاي مسكوني از مسائل لازم محسوب مي شود.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 12:30 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



از موارد تضييع مال، انفاق بي جا در دادن مال به انساني است كه اهليّت آن را ندارد و اين عدم صلاحيّت يا از آن رو است كه فرد گناهكاري است و دادن مال موجب تقويت او در انجام گناه مي شود و يا به جهت اين كه آدم متمكن و ثروتمندي است و بذل و بخشش ديگري تأثيري در بهبود وضع او ندارد و از آن طرف، اين عمل براي انفاق كننده هم هيچ بهره و فايده عقلايي به همراه نداشته باشد.
ابي مخنف ازدي - كه گفته شده ازاصحاب اميرالمؤمنين(علیه السّلام)بوده - از آن حضرت اين چنين نقل مي كند:.
هر كس از شما مال و ثروتي دارد، بايد از فاسد نمودن آن بپرهيزد؛ زيرا بخشش آن به كسي كه سزاوار آن نباشد تبذير و اسراف است و اين كار موجب بلندي نام انفاق كننده در بين مردم مي شود؛ ولي مقام او را نزد خداوند پايين مي آورد و هيچ شخصي ثروت خود را به افراد غير مستحق نداد؛ مگر اين كه خداوند او را از سپاسگزاري آنان محروم نمود و دلهاي آنان را متوجّه غيراو ساخت و چنانچه در ميان آنان كسي باشد كه بخواهد به او خدمت و خير خواهي نمايد، همانا اين عمل را همراه با چاپلوسي و دروغ و حيله همراه خواهد ساخت. اگر روزي پايش بلغزد و به كمك آنها نياز پيدا كند، بدترين و پست ترين دوستانند و هيچ كس مالش را به كساني كه اهليّت آن را ندارند انفاق نكرد؛ مگر اين كه غير از ستايش ظاهري انسانهاي پست - آن هم تا وقتي از مال او بهره مند شوند - چيزي عايدش نگشت و ثناگويي انسان هاي نادان، كه فلاني شخص بخشنده اي است؛ در حالي كه او در پيشگاه پروردگارش بخيل به حساب آيد، چه نتيجه اي دارد و اين عمل چه خسران آميز و زيانبار است! وچه نصيبي از اين كمتر!.
پس اهل ثروت بايد مال خويش را در راه (صله رحم) و كمك به خويشاوندان، مهمان نوازي و پذيرايي از واردين، رهانيدن انسان هاي دربند و اسير و كمك به افراد در راه مانده بكار ببندند؛ زيرا رسيدن به اين خصلت ها كرامت دنيا و شرف آخرت است.
آنچه در اين بخش، از اقسام سه گانه تبذير آمد، مواردي است كه انديشه صحيح بر محكوميت آن قايم است و معيارهاي عقلي آن را تقبيح مي نمايد و مصداق هاي تجاوز از حدّي است كه بر اساس معيارهاي عقلي در تحقق اسراف تعيين مي شود. .


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 12:29 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



بطوريکه از بعض روايات مي توان استفاده نمود، اساساً استفاده از نعم الهي با رعايت شرائط و ضوابط آن، از نظر شرع پسنديده و محبوب است.

از امام صادق عليه السلام روايت شده است.

«ان الله جميل و يحب الجمال و يحب ان يري اثر نعمته علي عبده»[11]

«خداوند جميل است و زيبائي را دوست مي دارد. و دوست مي دارد اثر نعمت او بر عبدش ديده شود.»

و نيز در برنامه امير المؤمنين علي عليه السلام به حارث همداني يکي از اصحاب خود آمده است: «... ولير عليک اثر ما انعم الله به عليک...»[12]

«... اثر آنچه خداوند، بدان نعمت به تو داده است بر تو ديده شود...»

و بالخصوص نسبت به بعض مصارف تأکيدات يا تصريحات ويژه اي شده است که بايد به کتب تفصيلي مراجعه نمود.

همچنين اگر انفاق و صدقه و هديه را مصداقي از مصرف بدانيم، محبوبيت و رجحان آن از نظر شرع کاملاً واضح است البته در تمام اين موارد بايد مسأله اعتدال و ميانه روي را نيز در نظر گرفت. خداوند متعال در ضمن برشمردن صفات مؤمنين چنين مي‌فرمايد:

«و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا و کان بين ذلک قواماً»[13]

«کساني که هنگام صرف مخارج نه اسراف مي کنند و نه تنگدستي (بلکه) انفاق و مخارج آنان معتدل و ميانه است».

با مباحثي که در محدوديت هاي مصرف خواهد آمد، معناي اعتدال روشن تر خواهد شد و همين توصيه به قوام و اعتدال در انفاق[14] که نسبت به شرائط متفاوت و مقتضيات مختلف متغير است، مي تواند هميشه نسبت لازم بين مصرف و پس انداز را جهت پويائي اقتصاد تضمين نمايد.

2ـ دستوراتي که بعض انواع مصارف يا شکلهائي از آن را به عنوان حرام يا مرجوح بودن، منع مي کند و به عنوان محدوديتهاي مصرف شناخته ميشود.

  


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 12:13 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



در اسلام مصارف زيادي تحت عناوين مختلف اولي و ثانوي حرام شمرده شده است که بايد به کتب فقهي مراجعه نمود. و ما در اين جا تعدادي از آنها را ذکر مي‌کنيم:

1ـ استفاده از اشيائي که موجب هلاکت يا تضرر انسان مي‌شود حرام است. خداوند متعال مي‌فرمايد: «ولا تلقوا بايديکم الي التهلکة»[15]

«خود را به دست خويش به مهلکه ميندازيد».

در کتاب تحرير الوسيله چنين آمده است :

«يحرم تناول کل ما يضر بالبدن سواء کان موجبا للهلاک، کشرب السموم القاتلة و شرب الحامل ما يوجب سقوط الجنين، او سببا لانحراف المزاج او لتعطيل بعض الحواس الظاهرة او الباطنة او لفقد بعض القوي...»[16]

«تناول آنچه مضر به بدن است حرام مي باشد، چه موجب هلاکت شود، همچون نوشيدن سم هاي کشنده و نوشيدن زن حامله چيزي را که باعث سقط جنين شود، يا موجب از دست رفتن سلامت و اعتدال مزاج گردد، يا آنکه موجب از کار افتادن بعض حواس ظاهري يا باطني و فقدان نيروئي از نيرو هاي انساني گردد[17].

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 12:12 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



از آثار مثبت پرهيز از اسراف، احترام و تعظيم نعمت هاي خداوندي و شكر نعمت است، در حالي كه اسراف، توهين و كم بهادادن به الطاف و مواهب الهي است كه آن هم ره آوردي جز زوال و سلب نعمت هاي الهي نخواهد داشت. اين مطلب در روايات، به ويژه درباره آنچه مربوط به آذوقه مردم و از همه مهم تر نان - كه اصلي ترين و عمومي ترين غذاي آنان است - تأكيد و سفارش بيشتري شده است.

امام صادق ژ از پدران گرامي اش از رسول اكرم ْ نقل كرده اندكه فرمود:.

هر كس به پاره نان و يا خرمايي برخورد كند، سپس آن را تناول كند، پيش از آن كه شكمش از آن فارع شود، خداوند او را خواهد آمرزيد.(38).

باز حضرت صادق ژ درحديثي فرمودند:.

رسول خدا ْ برعايشه وارد شد، پاره ناني بر زمين ديد و نزديك بود آن را زير پابگيرد آن را برگرفت و تناول نمود و سپس به عايشه فرمود: نعمت هاي الهي را تعظيم و تكريم كن؛ زيرا اين چنين نيست كه نعمت هاي خداوندي از ميان گروهي رخت بربندد و سپس به زودي به آنها برگردد.(39).

همچنين درحديث ديگري همان حضرت فرمودند:.

خداوند در روزىِ گروهي از مردم وسعت و گشايش داد، تا هنگامي كه سر به طغيان گذاشتند و سنگ را براي تطهير خود خشن احساس كردند. از اين رو براي اين كار از نان استفاده مي كردند. در اين هنگام خداوند آنان را به قحط و گرسنگي گرفتار كرد و آن گروه به ناچار آذوقه هاي خود را در انبارها ذخيره مي نمودند تا محفوظ بماند. خداوند حشره يا چيزي شبيه آن را برانگيخت تا ذخيره آنان را فاسد نمايد و بدين رو مجبور شدند براي تأمين آذوقه خود به همان پاره نانهاي آلوده روي آورند.(40).

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 12:09 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



در بعضي روايات، سخن از كمترين مرتبه اسراف به ميان آمده و از آن نكوهش شده كه چند مورد آن به عنوان

نمونه ذكر مي شود. در حديث معتبري كه پيش از اين هم ذكر آن گذشت حضرت صادق ژ فرمودند:.

ميانه روي را خداوند دوست دارد و اسراف را حتي در دور انداختن هسته خرما كه صلاحيت استفاده را دارد و نيز در دور ريختن زيادي آب نوشيدني دشمن مي دارد.(6).

باز در روايت ديگري همان حضرت مي فرمايند:.

خداوند فرشته اي دارد كه اسراف در وضو را به منزله دشمني با خداوند ثبت مي نمايد.(7).

همچنين در حديث معتبري (اسحاق بن عمار) مي گويد:.

از امام صادق ژ درباره پايين ترين مرحله اسراف سؤال شد، حضرت فرمودند: استفاده بي رويه از جامه اي كه وسيله حفظ آبروي توست و دور ريختن زيادي ظرف غذا و انداختن هسته خرما به اين طرف و آن طرف.(8).

و نظير اين روايت روايتي است كه قبلاً ذكر آن رفت و در آن، حضرت رضا - عليه آلاف التحية والثناء - به دور انداختن نيمخورده ميوه اي اعتراض فرمودند و از آن نكوهش كردند.(9) به اين مضمون روايات ديگري هم هست كه به كمترين درجه تضييع مال، عنوان اسراف داده است.(10) دقت در اين گونه روايات با توجه به زمان و مكان صدور آنها بيانگر نكته اي مهم در باب اسراف است كه با ذكر مقدمه اي به توضيح آن مي پردازيم و آن، اين است كه:.

در بخش (واژه اسراف) روشن شد كه اسراف و تبذير در لغت، تضييع مال است و حتّي در بعضي روايات نيز به همين معني تعبير و تفسير شده است‏(11) و مال چيزي است كه قابل معاوضه بوده و ارزش مبادله اي داشته باشد و به بيان ديگر (مال) به چيزي گفته مي شود كه مطالبه پول در برابر پرداخت آن، صحيح باشد بر خلاف (ملك) كه شيئي قابل معاوضه و مبادله باشد يا نباشد - مانند دانه اي گندم يا جو - عنوان ملك بر آن صادق است ولذا شيخ انصاري - رضوان اللّه تعالي عليه - فرموده است كه مبادله و معامله چنين چيزي صحيح نيست؛ زيرا عنوان مال بر آن صادق نيست، گرچه احكام ملكيّت را داراست و بدين جهت غصب آن، حرام و تصرف در آن بدون اذن مالكش جايز نيست.(12).

پس از اين مقدمه، دو اشكال به ذهن مي آيد:.

1. اين گونه روايات سخن از كمترين مرتبه اي كه اسراف بدان تحقق پيدا مي كند، دارد و در آنها مواردي ذكر مي شود كه نمي توان در عرفِ مبادلات به عنوان (مال) از آن ياد كرد، در اين صورت، دادن عنوان (اسراف) به اين گونه موارد بر چه معياري است.

2. بنابر مفاد اين روايات با القاي خصوصيّت از موارد مذكور در آنها و جريان اسراف در ساير موارد مشابه بايد بگوييم: حتي دور ريختن مثلاً يك هسته خربزه و يا هندوانه و نظاير آن نيز اسراف و از گناهان بزرگ است و موجب سقوط عدالت با پيامدهاي آن مي شود در صورتي كه اين گونه حكم كردن، مخالف سيره قطعي مسلمين و علماي اسلام است.

اين دو اشكال براي مدتي در ذهن نگارنده وجود داشت و با توجه به كثرت اين گونه احاديث و معتبر بودن بعضي از آنها در صدد حلّ آن بودم، تا اين كه به فضل الهي به آن موفق شدم و با اين پاسخ، نكته اي نيز در باب اتلاف هاي جزيي روشن مي شود، كه در ضمن جواب بر خوانندگان محترم معلوم خواهد گشت. و آن، اين است كه اسراف - همان گونه كه بيان شد - اتلاف و تضييع (مال) است؛ ولي صدق مال و عدم آن بر هر چيز تابع شرايط زماني و مكاني آن است. ممكن است يك شي‏ء خاص در زماني و يا در نقطه اى، ارزش مالي داشته باشد - و همان شي‏ء در زمان و يا مكان ديگري داراي آن ارزش نباشد. بر همين اساس، صدق اسراف و عدم اسراف بر اتلاف آن نيز متفاوت است. به عنوان مثال يك ليوان آب، در كنار دجله و فرات و امثال آن از هيچ ارزش مالي برخوردار نيست، در حالي كه همان مقدار در بيابان دور از آب و يا در خشكسالى، داراي ارزش است و همچنين براي هسته خرما در مثل بسياري از سرزمينهاي ايران كمترين ارزشي وجود ندارد، در صورتي كه در كشوري مانند عربستان كه هم مي توان از آن در كشت استفاده كرد و هم در ساختن نوعي آذوقه براي شتران از آن بهره برد، داراي ارزش مالي بوده و جزو مال محسوب مي شود ولذا در رواياتي هم كه در اين خصوص آمده مواردي ذكر شده است كه تمامي آنها با توجه به شرايط زماني و مكاني صدور روايات، از مصاديق (مال) بوده اند و از بين بردن و ضايع نمودن آنها اسراف به حساب مي آمده است. با اين توضيح معلوم شد كه:اوّلاً:

روايات با آنچه اهل لغت و تفسير در معناي اسراف گفته اند، منافاتي ندارد و آنچه در آنها آمده، اتلاف مال بوده است.

ثانياً: القاي خصوصيّت از موارد مذكور در روايات، به اين معناست كه معيار - چه در مورد آنچه در آنها آمده و چه در ساير موارد - صدق ماليّت است و اتلاف هر چيز جزيي در صورتي كه عنوان مال داشته باشد؛ يعني از ارزش مبادله اي برخوردار باشد، اسراف و حرام است و در غير اين صورت، عنوان (اسراف) نخواهد داشت.(13).

در اين جا تذكر اين نكته لازم است كه در ارزشيابي مثل آب، برق، گاز و نان در اين زمان، نبايد به پولي كه دولت از مصرف كننده در مقابل آن وصول مي كند توجه داشت؛ زيرا اين گونه امور خدماتي هستند كه دولت به مردم ارائه مي دهد و آنچه از آنها در قبال آن اخذ مي كند، با هزينه تمام شده براي خود او بسيار فاصله دارد، به عنوان مثال: طبق نظريه كارشناسان وزارت نيرو، روشن كردن يك لامپ صد ولتي در حدود صد دلار براي دولت هزينه در بر دارد و لذا نمي توان گفت: مثلاً يك ليوان آب نسبت به كل آب بها ارزش مالي ندارد و يا روشن بودن يك لامپ در مدّت كم، داراي هزينه اي نيست و همين طور يك قطعه نان نسبت به پولي كه در مقابل يك نان پرداخت مي شود، ماليّت ندارد؛ بلكه بايد در محاسبه اين امور، مجموع مخارجي كه استخراج، توليد و توزيع آن با همه جوانبش بر دوش بيت المال و بودجه شخصي مي گذارد، در نظر گرفت.

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 12:09 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



در جامعه اسلامى براساس نگرش خاص اسلام بايد تمام حركتها و روشها در كليه شؤون و ابعاد حياتى در مسيرى ويژه قرار گيرد كه در اصطلاح خاص مكتبى از آن صراط مستقيم و طريقه وسطى، سواءالسبيل يا راه ميانه و خط عدالت تعبير مى‏شود، صراط مستقيم راهى است كه خداوند متعال براى انسان در نظر گرفته و از اين راه است كه انسان مى‏تواند به كمال لايق خود برسد و گذشتن از آن توام با سلامت و عافيت از پل صراط در جهان ديگر است، و آن خط و مسيرى است كه در دو لبه پرتگاه سقوط در دره هولناك بدبختى هلاك و عذاب واقع شده است. راهروان اين صراط به هر طرف بلغزند خواه چپ يا راست، به جانب افراط و تفريط، جلو افتادن از ديگر رهروان يا عقب ماندن، تهور و بيباكى يا جبن و ترس بى‏مورد، پرگويى يا سكوت و بالاخره خواه لغزش به سوى اسراف و اتراف و تبذير باشد يا به سوى بخل و امساك و تقتير، در هر حال گمراهى است و انحراف و شقاوت. حضرت على(ع) مى‏فرمايد: «اليمين والشمال مضلة والطريق الوسطى هى الجادة‏» (31) راست و چپ گمراهى است و راه راست جاده‏اى است غيرقابل انحراف و به تعبير ديگر، رهرو واقعى اين طريق خود حضرت على(ع) در جاى ديگر مى‏فرمايد: «و من اخذ يمينا و شمالا ذموا اليه الطريق‏» (32) هر كس به سمت راست و چپ برود مذمتش كرده و از تباه شدن و مفسده برحذرش داريد. و نيز آن حضرت در مورد مفسده‏گران مى‏فرمايد: «و اخذوا يمينا و شمالا» (33) مفسدين با پيش گرفتن راههاى گمراهى راست و چپ از صراط مستقيم هدايت، چشم پوشيده و محروم شدند بنابراين روشن است كه اسراف و تبذير و بخل و تقتير در صراط مستقيم مكتب اسلام جايى ندارد و خروج از راه تعادل است، ولخرجى و ريخت‏وپاشهاى متكبرانه بر روش مترفين و نازپروردگان لغزش و انحراف به سمت راست‏بوده و بخل و تقتير و امساك، سقوط در جهت چپ و جذب شدن به اصحاب شمال مى‏باشد. در اين مطلب توجه به اين نكته ضرور است كه انسان منهاى هدايت آسمانى و مكتب وحى طبعا يا بخيل است و يا اهل اسراف و تبذير، «و كان الانسان قتورا» (34) انسان سختگير است; همان‏گونه كه ظالم و نادان است. «انه كان ظلوما جهولا» (35) و اين هدايت تشريعى الهى است كه او را از اين طبيعت و خصلتهاى پست‏حيوانى نجات مى‏دهد و لذا خداوند متعال در آيات كريمه قرآنى جهت رهايى از افراط و تفريط و نجات از پستيها و خستهاى نفسانى راه هدايت و تربيت را براى انسان هموار كرده است و مى‏فرمايد: «بندگان خداى رحمان آنان هستند كه هنگام انفاق اسراف نكرده و بخل هم نورزند بلكه در اين ميان راهى استوار، معتدل و براساس عدالت پيش مى‏گيرند». (36)

پس به‏طور كلى و بويژه از بعد اقتصادى كه مورد بحث ما است، بيجا و ناروا مصرف كردن و تلف كردن نعمتهاى الهى، محروم كردن جامعه از آن نعمتها است، لذا مى‏بينيم كه قرآن كريم چگونه به موارد مختلف آن اشاره مى‏فرمايد: «خداوندت مسرفين را دوست نمى‏دارد» (37) و «مسرفين قابل هدايت نبوده و بسيار دروغگويند» (38) و «اهل هلاكت و گمراهى‏اند و نجات ندارند» (39) و «اهل ترديد و شك و ريبند» (40) ، «اهل آتشند» (41) و «قابل پيروى نيستند.» (42)

چون بناى اسلام بر صراط مستقيم است از جهت ديگر، قرآن مجيد، بخل و امساك و تقتير را هم مورد نكوهش قرار داده و مثلا مى‏فرمايد: «الذين يبخلون و يامرون الناس بالبخل و يكتمون ما اتيهم الله من فضله‏» (43) آنان كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل وامى‏دارند و آنچه خدا از فضل خود به آنان بخشيده كتمان مى‏كنند «به مردم استفاده نمى‏رسانند» به كيفر خود خواهند رسيد.

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 12:07 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :6
  •    

POWERED BY RASEKHOON.NET