مديريت مصرف به
مجموعه روش ها و اقداماتي گفته مي شود كه براي بهينه سازي مصرف به كار گرفته مي
شود.اين روش ها معمولا به سه گروه تقسيم مي شوند :
گروه اول – روش هايي
هستند كه هزينه اي نداشته باشند مثلا استفاده درست از وسايل و دستگاهها و مراقبت و
نگهداري از آن ها .
گروه دوم – روش هايي
هستند كه هزينه دارند اما اين هزينه ها چندان زياد نيست (روشهاي كم هزينه ) مانند
تعمير و نگهداري وسايل ، اندازه گيري ميزان مصرف انرژي در دستگاههاي مختلف يك
كارخانه و نظارت بر تغيير مصرف هر دستگاه ، عايق كاري لوله ها و كانالها ، اجراي برنامه
هاي آموزشي در خصوص روشهاي كاهش انرژي .
گروه سوم - روشهاي
پر هزينه هستند . در اين روشها بايد تغييرات اساسي جهت بهبود مصرف انرژي در
دستگاهها ، تاسيسات و ساختمانها بوجود آورد مثلا اگر كارخانه اي كهنه و قديمي باشد
بايد در صورت نياز و امكان صرفه جويي انرژي ، دستگاههاي آنرا با دستگاههاي نو
تعويض كرد يا دستگاههاي تكميلي در جهت جلوگيري از اتلاف انرژي نصب نمود يا اگر
ساختماني كهنه شده باشد بايد تمام تاسيسات گرمايش و سرمايش آنرا تعويض كرد .
همه ما مصرف كننده
انرژي هستيم و در خانه ، خيابان ، محل كار و رفت و آمدهاي خود از يكي ازانواع
انرژي استفاده مي كنيم . براي آنكه بتوانيم مديريت مصرف انرژي را بهتر انجام دهيم
لازم است بين اين مصرف كننده هاي گوناگون تقسيم بندي بوجود آوريم و آنان را به چند
بخش تقسيم كنيم . اين بخشها عبارتند از :
1-خانگي
2-تجاري
3-صنعتي
4-كشاورزي
5-عمومي
6-ساير مصرف كنندگان
هر يك از اين بخشها
يكي از انواع انرژي را بيشتر مورد استفاده قرار مي دهند . در مديريت مصرف بايد هر
كدام از آنها روشهاي مناسبي را كه براي مصرف كنندگان آنها مفيد است پيشنهاد كنيم .
بخش هاي خانگي و
تجاري
اين بخش به وسايل و
مصرف كننده هاي انرژي كه در خانه و يا در مغازه ها و فروشگاههاي خانگي مثل يخچال ،
فريزر ، تلويزيون ، ماشين لباسشويي ، جاروبرقي ، اجاق ، روشنايي و دستگاههاي
گرمايش و سرمايش ، جزءمصرف كننده هاي اين بخش هستند . در اين بخش ، بيشتر از انرژي
برق استفاده مي شود و مهمترين مصرف آن براي گرمايش و سرمايش و روشنايي است . در
كشور ما 34% از انرژي يعني تقريبا يك سوم انرژي ، در اين بخش مصرف مي شود .
بنابراين ، اعمال مديريت انرژي در اين بخش بسيار مهم است .اقدامات مديريت مصرف در
اين بخش شامل موارد مختلفي ميشود . آگاه سازي و آموزش مصرف كنندگان اولين اقدام
مهم به شمار ميرود . همانطور كه گفتيم همه افراد در هر موقيتي كه باشند مصرف كننده
انرژي در بخشهاي خانگي و تجاري هستند . هم خود از وسايل انرژي بر استفاده مي كنند
و هم خدمات مراكز تجاري و شبكه حمل و نقل بهره مي برند . به همين دليل آگاه سازي و
آموزش مصرف كنندگان بايد در همه سنين و همه اقشار اجتماعي انجام بگيرد . آموزش
راههاي درست استفاده از وسايل خانگي به وسيله معلمان و دبيران به دانش آموزان ،
انتشار كتاب و جزوه براي كودكان و نوجوانان ، انتشار دفترچه هاي راهنماي استفاده
صحيح از دستگاه ها و پخش برنامه هاي راديو و تلويزيوني ، روشهايي هستند كه مي توان
براي مصرف بهينه انرژي از آنها استفاده كرد .روش ديگر مديريت انرژي در اين بخش آن
است كه از توليد كنندگان بخواهيم دستگاههاو ساختمانهايي با مصرف بهينه انرژي
بسازند . مي دانيم كه يخچالها و فريزرهاي ما ، بيشتر از استاندارد جهاني انرژي
مصرف مي كنند . همينطور ساختمانها ، فروشگاهها و مغازه ها را مي توان طوري طراحي
كرد كه مصرف انرژي كمتر بشود ، مثلا ميِ توان براي روشنايي ساختمان ، بيشتر از نور
خورشيد استفاده كرد يا ساختمان را خوب عايقكاري كرد تا سرما از بيرون به داخل
ساختمان نفوذ نكند و گرما از داخل بيرون نرود .
بخش صنايع
منظور از اين بخش ،
مصارفي از انرژي است كه در كارخانجات به مصرف مي رسد تا انواع كالا ها توليد شود و
در اختيار مصرف كنندگان قرار گيرد . تمامي كارخانجات ، مصرف كنندگان بزرگ انرژي
هستند ، اما بعضي از آنها بيشتر از ديگران انرژي مصرف مي كنند . به اين گروه
كارخانجات بسيار انرژي بر مي گويند . كارخانجات توليد سيمان ، فولاد و فلزات و
همچنين نيرو گاهها يعني كارخانجات توليد برق ، انرژي زيادي به صورت برق يا مواد
سوختني مصرف مي كنند . نوع انرژي مصرف شده در صنايع يكسان نيست و به نوع صنعت
وابسته است . در صنايع شيميايي بيشتر از انرژي فسيلي (نفت و گاز)و در صنايع فلزي
(با كوره هاي الكتريكي نظير صنايع فولاد ، آلومنيوم ، آهن ، مس) بيشتر از انرژي
برق استفاده ميشود.در بعضي از صنايع هم مثل صنايع ساخت سيمان ، كاغذ سازي و صنايع
غذايي (نظير صنايع قند و شكر) از هر دو نوع انرژي به ميزان تقريبا يكساني استفاده
مي شود . در كشور ما تقريبا 27% يعني حدود يك سوم از كل انرژي در اين بخش مصرف مي
شود . اما بايد توجه داشت كه مصرف انرژي در اين بخش - كه در حال حاضر كمتر از بخش
خانگي و تجاري است -به سرعت افزايش مي يابد ، زيرا كشورمان در حال سازندگي است و
تعداد كارخانجات روز به روز بيشتر مي شوند . بنابراين ، اعمال مديريت مصرف در اين
بخش نيز حايز اهميت است . اقدامات مديريت مصرف در بخش صنايع شامل چند رده مهم مي
شود كه عبارتند از : آموزش و آگاه سازي ، مميزي انرژي ، مديريت بار و باز يافت
انرژي .
آموزش و آگاه سازي
نخستين اقدام ،
اقدامات آموزشي و آگاه سازي هستند . تشكيل دوره هاي آموزشي و سمينارها ، انتشار
كتابها و تهيه فيلمهاي آموزشي براي مديران و تكنسينهاي كارخانه ها ، راههاي
استفاده درست از وسايل و روشهاي كنترل و نظارت و امكانات بهينه سازي مصرف انرژي را
به آنها مي آموزد . تجربه كشورهاي مختلف نشان داده است كه برنامه هاي آموزش و آگاه
سازي مي توانند نقش موثري در كاهش مصرف انرژي و بهينه سازي آن داشته باشند .
برآورد ها نشان داده كه اقدامات انجام شده در اين زمينه تا 20 درصد انرژي را كاهش
داده است . آموزش و آگاه سازي در هر يك از بخشهاي انرژي بر ، شكل خاصي دارد كه در
هر مورد به آنها اشاره خواهيم كرد .
مميزي انرژي
مميزي انرژي به
روشهايي گفته مي شود كه وضعيت يك كارخانه را از لحاظ مصرف انرژي مشخص ميكند. در اين
روشها ، چند مرحله اساسي وجود دارد ، مرحله اول آن فعاليتهاي كارخانه و محصولات آن
، نوع انرژيهايي كه بكار مي برد ، روشهايي كه براي توليد از آنها استفاده مي كند و
همچنين دستگاهها و ماشينهايي كه در آن كارخانه مشغول بكار هستند ، مشخص مي شود كه
چه مقدار انرژي با چه هزينه اي در كجاي كارخانه به مصرف مي رسد ، آيا بخشي از اين
انرژي تلف مي شود ؟ اگر چنين است ، دليل تلف شدن انرژي چيست ؟ در كجاي كارخانه يا
در كدام دستگاهها و ماشينها اين اتلاف انرژي وجود دارد ؟ ميزان اتلاف چقدر است ؟
سومين مرحله ،
اندازه گيريهاي مختلف است . ساده ترين روش اندازه گيري آن است كه صورتحسابهاي برق
و مواد سوختي كارخانه را بررسي كنيم و ببينيم در يك دوره زماني مشخص چقدر انرژي
مصرف شده است ، سپس بايد حجم توليدات كارخانه را محاسبه كنيم و ببينيم در همان مدت
، چه مقدار محصول توليد شده و براي هر محصول چقدر انرژي مصرف كرده ايم ؟ نتيجه اين
محاسبه ، يعني ميزان مصرف انرژي براي هر واحد توليد را شدت انرژي مي ناميم .
مطالعات نشان داده است كه ميزان شدت انرژي در كشور ما تقريبا سه برابر بيشتر از
ساير كشور هاست ، يعني ما براي آن كه محصول مشخصي را در مقايسه با ساير كشورها
توليد كنيم سه برابر بيشتر از انرژي استفاده مي كنيم .
چهارمين مرحله آن
است كه اولويتها را براي انجام دادن اصلاحات تعيين كنيم ، يعني به مسئولان كارخانه
نشان دهيم كه از كجا و از چه بخشهايي بهينه سازي مصرف انرژي را آغاز كنيم .
آخرين مرحله آن است
كه هزينه هاي لازم براي انجام اصلاحات را بر آورد كنيم و تعيين كنيم كه اگر
كارخانه در اين كار سرمايه گذاري كند چقدر در هزينه انرژي خود صرفه جويي خواهد كرد
و در چه مدت سرمايه اش باز خواهد گشت . مجموعه اين موارد به صورت يك گزارش و
دستورالعمل مشخص به مسئول كارخانه ارائه مي شود تا اصلاحات لازم را انجام دهد .
مديريت بار
منظور از بار ، بار
الكتريكي است . يعني ميزان الكتريسيته اي كه هر مصرف كننده در هر زمان از شبكه برق
مصرف مي كند . هر گونه مصرف برقي هر قدر هم كم باشد به همان نسبت بر شبكه برق فشار
مي آورد ، اين فشار را بار الكتريكي مي گوييم . در همه بخشهاي انرژي بر ، زمانهايي
در طول روز يا سال وجود دارد كه مصرف برق وارد مي شود يا اگر در كارخانه ، همه
دستگاههاي برق با هم شروع به كار كنند فشار بر شبكه برق زياد مي شود . اين لحظه را
اوج مصرف يا پيك مي گويند . مثلا مي دانيم كه در كشورمان بين ساعات 5 تا 9 بعد از
ظهر ، يك اوج مصرف وجود دارد و فشار زيادي به شبكه وارد مي آيد ، چون همه مردم به
خانه هايشان بر مي گردند و از وسايل برقي متعددي استفاده مي كنند . اين اوج مصرف
را اوج مصرف شب مي گويند و به همه مردم سفارش مي كنند كه در اين ساعتها تا آنجا كه
ممكن است از وسايل خانگي پر مصرف مثل جاروبرقي ، اتو و ماشين لباس شويي استفاده
نكنند يك اوج مصرف هم در طول سال داريم ، مثلا در وسط تابستان ، يعني گرمترين فصل
، چون همه مردم كولرهايشان را روشن مي كنند ، يك اوج مصرف فصل تابستان بوجود ميآيد
. در اين زمان گاه شاهديم كه خاموشيهايي هم اتفاق مي افتد . اين خاموشيها به آن
دليل صورت مي گيرد كه فشار مصرف بر شبكه برق بسيارزياد مي شود و اين شبكه قدرت
تامين برق كافي را ندارد . در كارخانجات ، مديريت بار هم مثل مميزي انرژي با همان
اقدامات يعني شناخت كارخانه و محصولات آن شناخت منابع انرژي ، اندازه گيريها ،
تعيين كردن اولويتها و ارزيابي اقتصادي انجام مي شود با اين تفاوت كه اين كار با
استفاده از ابزارهاي ديگري انجام مي شود و هدف پيدا كردن راههايي است كه نه توليد
كارخانه كم شود و كار آن دچار توقف و اخلال و نه فشار زيادي به شبكه برق وارد شود
.
منابع:
http://www.mpedc.ir
http://www.rcirib.ir
يكي از صاحبنظران ميگويد كه امروزه فرهنگ تودهاى، عوامگونه، مصرفگرا، غیر خلّاق و منفعل است بايد توجه كرد كه ادامه این روند، عواقب خطرناكي را در پي خواهد داشت كه وابستگي فرهنگى، اقتصادی و بحران هویت از جمله این پیآمدهای شوم است.
الف) وابستگي اقتصادى
در این جدال نابرابر، آنان تنها به غارت منابع كشورهای جهان سوم بسنده نكردند، بلكه با تحميل سياست تكمحصولى، اقتصاد این كشور را به نابودی كشاندند و هر یك از سرزمینهای غرب را به صورت انبار ارزان یكی از محصولات مورد نیاز خود درآوردند. به این ترتیب، برزیل، انبار قهوه؛ آرژانتین، انبار گوشت و پشم؛ كشورهای نفتخیز ،انبار انرژي و بوليوى، گنجینه قلع شد. اینها از نظام سلطه غرب، اختاپوسی هزارپا پدید آورد كه با حرص و طمع به بلعیدن منابع جهان مشغول است.
از دیگر سو، سردمداران غرب، فرهنگ مولّد و پویای جوامع را به فرهنگی نامتحرك و مصرفی تبدیل كردهاند. آنان ميكوشند با تبليغات فرهنگى، مصنوعات خود را جایگزین كالاهای محلی كنند و اینگونه القا میكنند كه كالاهای خارجی به علت مرغوبیت و بادوام بودن، برای دیگر جوامع مقرون به صرفهتر است.
ب) وابستگي فرهنگى
سرمایهداران غرب پس از سالها به این نتیجه رسیدهاند كه مهمترین مانع توسعهطلبی آنها در دیگر كشورها، قدرت فرهنگی این ملتهاست و تا زمانی كه باورهای مذهبی جامعهای پایدار باشد، چپاول آن كشورها مشكل خواهد بود. بنابراین، تلاش كردند سلطه فرهنگی خود را پی بگیرند.
اگر سلطه فرهنگی گریبانگیر جوانان كشور شود، احساس حقارت و پوچی و ناتوانی در روح آنان ایجاد میشود و آنها به این باور دروغین میرسند كه قدرت هیچ كار مهمی را ندارند یا تنها با استفاده از كالاها و مدهای غربی میتوانند به تشخّص و موفقیت برسند.
آنان كه از ناحیه فرهنگ اسلامی احساس خطر میكنند، با پوچانگاري و نفي فرهنگهاي بومى، به گسترش فرهنگ مصرفی خود میپردازند. آنان كالاهایی را صادر میكنند كه افسونگری خاصی دارند. این كالاها بر اثر تواناييهاي فنآورى، با جذابیت بالایی كه دارند، جوانان را مسخ میكنند و به ذهن آنان چنین القا میكنند كه چون صادركنندگان این كالاها از قدرت علمی و فنی بالایی برخوردار هستند، از نظر روابط اجتماعی و معنوی زندگی و رفتارهای خانوادگی و غیره نیز بهترند.
بیشتر تهاجمهای فرهنگی در جوامع دینی صورت میگیرد؛ چرا كه عامل اصلی و محوری در جلوگیری از سودجویی و سوداگری و سلطهجویی دشمنان، دین و فرهنگ دینی است. دین اسلام كه حامی شخصیت و استقلال بشر است، به انسان اجازه نمیدهد خود را در برابر دیگران ذلیل كند.
دشمنان از حقارت برخی از افراد سوءاستفاده میكنند و روح استقلالخواهی را با انبوه تبلیغات از یك جامعه میگیرند. آنان با بهرهگيري از این افراد، بازار مصرفگران و كارگران ارزان را از بین جوانان برای خود فراهم میآورند و با كمال تأسف، جوانان، اولین و بیشترین فریبخوردگان این مسئله هستند.
ج) بحران هویت
فقر شخصيتى، مهمترین آسیب اجتماعی امروز ایران است كه مظاهر آن در جامعه دیده میشود. الگوهای رسمی تبلیغشده در سالهای گذشته، با نیازهای جوانان و ویژگیهای جامعه مطلوب تضاد اساسی دارد.
جوان امروز ایرانی در سرگشتگی و حیرانی برای خود هویتی نمییابد، بهویژه آنكه هیچ بینش و محتوایی در زندگی خود ندارد. در چنين شرايطى، با اینكه یك جوان مدرن از انواع مدها و وسایل لوكس بهرهمند است، اما هیچ فضیلت و رشدی پیدا نكرده است.
دوست من! سرزمین ایران، سرزمین زیباییهاست و مردم آن، از فرهنگی عمیق و ریشهدار برخوردارند كه از دین اسلام و تاریخ كهن پیشینیان سرچشمه میگیرد. چنین مردمی نباید به هر شكل و ظاهر فریبندهای دل ببندند و كوركورانه از دیگران پیروی كنند.
گاهی اوقات افراد طبقه پایین سعی میكنند هرچه بیشتر شبیه افراد طبقات بالا شوند. از دیگر سو، افراد طبقات بالا كه میبینند بین آنان و افراد دیگر طبقات تفاوتی نیست، میكوشند با خرید كالاها و لباسهای گرانقیمت، مانع شبیه شدن افراد طبقات پایین شوند.
یكی از صاحبنظران میگوید كه مُد، یكی از ویژگیهای همرنگی با جماعت است كه سعی میكند افراد را با یكدیگر همرنگ كند. او معتقد است كه مد، برعكس تشریفات، سبب ميشود افراد شبيه اشخاص طبقه بالاتر شوند و در حقیقت نوعي رقابت بين افراد است.
طبقات متوسط و پایین با مشاهده ولخرجیهای ثروتمندان، خود را در دام مصرف غیرمنطقی گرفتار میكنند و مصرف را نوعی منزلت اجتماعی میپندارند. همچشمی سبب میشود كه فرد مانند افراد فامیل، همسایه یا دوست یك لباس بخرد كه نیاز واقعی به آن ندارد یا مراسم ازدواج و مهمانی دوستانه خود را طبق عادات طبقه ثروتمند برگزار كند.
ممكن است چنین فردی به تغییر دكورخانه، خرید لوازم لوكس و غیرضرور دست بزند كه اصلاً به آنها نیاز ندارد. این امر به زندگي اقساطي ميانجامد و در حقیقت، درآمدی را كه باید به مصرف بازسازی اقتصادی میرسید، به جیب آرایشگران و فروشندگان میریزد
صاحبان ثروت، مصرف به شیوه غربی را نشان تمدن و رهایی از عقبماندگی میدانند. آنان كه لذتطلبی بدون حد و مرزی دارند، بیش از نیازهای واقعی خود مصرف میكنند و مصرف كردن را ارزش میدانند
آنها میكوشند كالاهای لوكس و تجملی را وارد كشور كنند و از این راه، درآمدهای ارزی كشور را صرف واردات اینگونه كالاها میكنند. این گروه با وارد كردن كالاهاي مصرفي لوكس مانند لوازم آرايشى، لباسهای بدننما،خودروهای سواری پر زرق و برق، تجملگرایی و مصرفزدگی را تبلیغ میكنند.
به طور كلی نمیتوان گفت ثروت و رفاه فراوان فسادانگیز است. با این حال، از آنجا كه طبع اولیه انسان، راحتی و عیش و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات این راحتطلبی را فراهم میآورد، میگوییم رفاه زیاد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفی در جامعه میشود.
رفاهزدگی و افتادن در دام دنیا همواره نابودی جامعهها را در پی داشته است. در كتاب الحیاة آمده است: تكاثر و اتراف، باعث نابودی و شقاوت انسان است و ثروتمندان مترف كسانی هستند كه هم خود نابود میشوند و هم دیگران را نابود میكنند. آنان كسانیاند كه نسلها را تباه میسازند و جامعه را به حضیض بردگی اقتصادی و بیحالی و مستی و عقبماندگی میكشانند. برای اینكه بر این واقعیت اجتماعی اشراف و اطلاع كامل یابیم، به مسائلی اشاره میكنیم كه از آثار جداییناپذیر زندگی تكاثری و اترافی است:
اول: تكاثر و اتراف، جو و حالتی را در نفس انسان پدید میآورند كه نتیجهاش نابودی و تباهی عقل و قلب و دین است.
دوم: تكاثر در داشتن ثروت و زیادهروی در مصرف، عواطف انسانی را میمیراند و پایههای فضیلت و اخلاق را منهدم میسازد.
این دو، پایههای همیاری اجتماعی و تعاون را متزلزل میسازد و به این وسیله، اساس توازن و تبادل را نابود و توده مردم را ضایع و هلاك میكند
ابن خلدون نیز در كتاب خود، در فصلی با عنوان «فراخی معیشت و تجمل و فرورفتن در ناز و نعمت، از موانع پادشاهی و كشورداری است» ثروت، رفاهزدگى و تنپروري را از عوامل مهم سقوط و نابودي اجتماعي ميشمارد.
1.علل و عوامل مصرفگرایی در جوانان
الف) علل بيرونى
مجرد زيستن برخی جوانان
دينگريزي برخی جوانان
سنتگريزي برخی جوانان
شكاف نسلها
عادتهای نامناسب (تنبلیها، كسالتها، عدم اعتمادبهنفس و...)
تجملگرایی برخی مسئولان
ب) علل دروني و روانى
حسادت
تنوعطلبى
قدرتطلبى
2. پیآمدهای مصرفگرایی در جوانان
از بين رفتن اهداف مفيد در زندگي فردى، خانوادگي و اجتماعى
تنوعطلبى و نوجويي افراطي و بدون منطق (ارضاي خواستهها به هر قيمت)
بزهكاري و لااباليگرى
هرجومرج مصرفى
فرار مغزها
رها كردن كشاورزي از سوي جوانان روستايى
روی آوردن جوانان روستایی به شهرها
3. آمار مصرفی مورد علاقه جوانان
مقایسه حجم آمار مصرف در بین گروههای مختلف جوانان (مرفه، متوسط و ضعیف)
مقايسه حجم سرمايههاي نقدى، غیرنقدی و پسانداز در بین جوانان
آمار مصرف قرصهای روانگردان در بین جوانان
آمار راهاندازی و استفاده از سایتهای مخرب
آمار استفاده لوازم پوشاكى، بهداشتي و آرايشى
آمار استفاده از مواد سرگرمكننده خوراكي و تفريحى
و...
4. راهكارها (اصلاح الگوی مصرف و جوان)
شاخصهای الگویی جوان متعادل در مصرف براساس دیدگاههای اسلامی (باهوش، قانع، زحمتكش و صبور بودن به همراه داشتن انگیزه والا)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و ديدگاه امام و رهبري
جوان، اصلاح الگوی مصرف و نظر علما، بزرگان و دانشمندان
جوان، اصلاح الگوی مصرف و دولت (مشاركت اقتصادي، فرهنگى و سياسي)
بررسی نقش جوانان در تولید، توزیع و مصرف در حوزههای گوناگون
بررسي نقش جوانان در ارائه الگوي صحيح مصرف در جامعه اسلامى
بررسي نقش جوانان در فعاليتهاي مذهبى، هنری و...
جوان، اصلاح الگوی مصرف، الگوي شايسته اقتصادي و فرهنگى
جوان، اصلاح الگوی مصرف و مدهاي سالم و مناسب (لزوم تغيير مد مصرفي جوانان)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و جنبش علمي و نرمافزاري در علم اقتصاد
جوان، اصلاح الگوی مصرف و شناخت بحران اقتصادي در غرب
جوان، اصلاح الگوی مصرف و اشتغال
الف) روی آوردن به مشاغل مفید و مناسب
ب) پرهیز از مشاغل كاذب و ناقص
ج) جلوگیری از بیكاری سرسامآور جوانان و ایجاد فرصتهای شغلی و...
جوان، اصلاح الگوی مصرف و ازدواج (انتخاب همسري مناسب، مراسم خواستگارى، مهریه و شیربها، جهزیه، مراسم ازدواج، برنامهریزی اقتصادی درست در خانواده و...)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و مسكن مناسب
الف) ایجاد تسهیلات مناسبت مسكن برای همه جوانان
ب) یاری خانوادهها برای در اختیار گذاردن مسكن مناسب
ج) اعطای وامهای بلندمدت و كوتاهمدت و...
جوان، اصلاح الگوی مصرف و سنتهاي پسنديده اسلامي
وقف
نذورات
قرضالحسنه
هدیه و هبه
خیرات و مبرّات
زكات
انفاق
خمس
جوان، اصلاح الگوی مصرف و تفاوتهاي فردي (سليقهها، سبكهای گوناگون زندگی و...)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و روابط (با خود، خدا، خانواده و دوستان و همكاران، جامعه و طبیعت)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و فنآوريهاي ارتباطي (رسانههاي جمعي)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و سلامت جسم و جان (براساس آموزههاي اسلامي)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و فرهنگ عامّه (روي آوردن به باورها و سنتهاي درست و پرهيز از سنتها، عادتها و باورهای نامناسب)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و مديريت
فكر و اندیشه (جهانبینی توحیدی)
زمان و مكان (چه كاری در چه زمان و مكانی انجام شود؟)
داشتهها و خواستهها (نیازهای واقعی و كاذب)
نقاط قوت و ضعف
هیجانهای سالم و ناسالم
اوقات فراغت و ورزش و...
برگرفته از : ماهنامه گلبرگ - شماره 111
منبع: http://www.hawzah.net
نخست اين كه شخصي گام از حدّ خويش فراتر بگذارد و اقدام به خريد و تهيه البسه و لوازم تجمّلي براي خود و اعضاي خانواده اش بنمايد كه خارج از شأن و موقعيّت اجتماعي و يا اقتصادي او باشد. اميرالمؤمنين(علیه السّلام)در روايت (اصبغ بن نباته) مي فرمايند:.
سه علامت براي شخص اسرافگر وجود دارد: 1. مي خورد آنچه براي او نيست؛ 2. مي خرد آنچه براي او نيست؛ 3. مي پوشد آنچه براي او نيست.(21).
(طريحى) مي گويد: معناي حديث اين است:.
مي خورد و خريداري مي كند و مي پوشد آنچه را بالاتر از شأن او باشد.(22).
ديگر آن كه، با استفاده بي رويّه و نامنظّم از پوشاك خود، زمينه كهنگي و مندرس شدن زود رس آنها را فراهم آورد. در قسمتي از روايت اسحاق بن عمار، حضرت صادق(علیه السّلام)مي فرمايند:.
اسراف اين است كه جامه حفظ آبرويت را در منزل و وقت كار بپوشى.(23).
به مضمون اين حديث شريف، روايات ديگري نيز آمده كه در مناسبت هاي مختلف به بعضي از آنها اشاره شده است
شهيد رجايي، صرفه جويي و هزينه و مصرف کمتر را به ويژه در آن شرايط زماني
براي تداوم انقلاب ضروري
مي دانست. در همين زمينه، بخش نامه اي به کليه
کارکنان دولت صادر کرده بود
:
براي تداوم
انقلاب، احتياج به کار و
توليد بيشتر از يک سو و هزينه و مصرف کمتر از سوي ديگر مي باشد. انقلاب،
فقط با شعار و تظاهر، قوام
و تداوم نمي يابد. لذا هرچه بيشتر کار و توليد
و هر چه کمتر خرج و مصرف براي بيت
المال ايجاد بکنيم. اميد است با اجراي
مورد فوق، خواست امام عزيزمان را که رسيدن به خودکفايي است، جداً تعقيب
کنيم
.
در ادامه نيز
اعلام کرد
:
از آنجا که
موضوع صرفه جويي در
هزينه هاي جاري و رعايت مصرف از بيت المال، در شرايط کنوني مملکت و با
توجه به دستور شرع مقدس
اسلام، جزو وظايف کليه مردم مي باشد، لذا مقتضي
است کميته اي به منظور صرفه جويي در
هزينه ها در هر دستگاه اجرايي تشکيل و
با توجه به نحوه کار واحد، تدابير لازم اتخاذ گردد
.
ضمناً نکاتي
را در جهت امر صرفه جويي، به شرح زير يادآور مي شود
:
1-
از خريد
روزنامه ها و مجله هاي عمومي براي استفاده شخصي در ادارات خودداري گردد
.
2-
در
نگه داري و مراقبت و
تعميرات از ابزار، لوازم کار و اثاثيه و ماشين آلات
موجود در ادارات، کارگاه ها و کارخانه
هاي دولتي، دقت کافي به عمل آيد
.
3-
حتي
المقدور سعي شود که از
ماشين هاي زيراکس و فتوکپي کمتر استفاده شود و در
مواقع لزوم، تکثير بين 1 تا 10 برگ از
طريق ماشين تحرير انجام شود
.
4-
جهت
بايگاني، نسخ کافي تهيه گردد تا نيازي به استفاده از ماشين زيراکس و فتوکپي نباشد
.
5-
قطع کاغذ
همواره متناسب با مطالب انتخاب و همچنين از صفحات پشت و روي کاغذ استفاده شود
.
6-
به منظور
جلوگيري از دوباره کاري نامه هايي که جهت تايپ ارسال مي شود، حتماً قبلاً پيش نويس
آن، به امضاي رئيس مربوطه برسد
.
7-
نشريات
و اخبار عادي روزانه،
هفتگي و غيره که حاوي خبرنامه بوده و همچنين نامه و
گزارش ها که مضامين آن، عادي و غير
محرمانه مي باشد و احتياجي به پاکت
ندارد، بدون پاکت ارسال شود
.
8-
اصل سادگي
و بي پيرايگي و حذف تشريفات زائد، در تمام امور اداري رعايت گردد
.
9-
کاغذهاي
باطله و زائد، در محل جداگانه اي جمع و به شهرداري تحويل گردد
.
10-
صرفه جويي
در مورد روشنايي هاي غير ضروري و لوازم برقي و دستگاه هاي حرارتي و ساير خدمات
مشابه
.
11-
در مورد
يادداشت هاي غير رسمي و تهيه پيش نويس، از کاغذهاي بدون آرام و ارزان تر استفاده
شود
.
12-
پرداخت
اضافه کار منوط به انجام
دادن کار اضافي در ساعات غير اداري، بر طبق ضوابط
اجرايي بودجه سال 1359 مصوب اجلاس فوق
العاده مشترک هيئت وزيران و شوراي
انقلاب جمهوري اسلامي ايران، از اول آبان بلامانع است.(1
)
محمد علي
رجايي
1359/8/29
پي نوشت
1-
حسن عسگري زاده، خاطراتي
از شهيد رجائي، تهران، نشر علمي و فرهنگي، 1374، ج2، صص98 و 114
.
منبع:نشريه اشارات،شماره 124
2. عقلانيت توليدي و مصرفي از نظامهاي معنايي ديني نشات ميگيرند چرا كه اديان چارچوب هاي معنايي يك جامعه را مي سازند و چارچوبهاي معنايي، چار چوبهاي كنشي يك جامعه را شكل مي دهند بدون اين چارچوب معنايي، چارچوب كنشي نيز وجود نخواهد داشت كه ما از آن به عقلانيت ياد ميكنيم. پس هويت و ماهيت عقلانيت موجود در يك جامعه، دين و مذهب آن تشكيل مي دهد.
3. شناخت نوع مذاهب و ارتباط آنها با نوع عقلانيت موجود در يك جامعه ميتواند مطالعه تطبيقي جهاني مذهب را شكل دهد. به عبارت ديگر چهره پنهان عقلانيت مصرفي يا عقلانيت توليدي را مذهب تشكيل مي دهد. و تحول مذهب را ميتوان در جهت عقلانيت مصرفي يا عقلانيت توليدي دانست ؛ به گونه مثالي اگر مذهب به طرف اشرافيت حركت كند عقلانيت مصرفي را در جامعه رواج خواهد داد و اگر به طرف يك مذهب مردمي حركت كند عقلانيت توليدي را ايجاد خواهد كرد.
4. تاريخ مذاهب مسيحيت شاهد بر نكته مذكور ميباشد كاتوليسم يك مذهب اشرافي است كه عقلانيت مصرفي را رواج مي دهد چرا كه سازمان مذهبي آن يك سازمان مصرفي است و ساختار معرفتي آن يك ساختار انفعالي است، چرا كه بر اساس ايمان شكل مي گيرد و غير عقلاني است و از نظر ساختار سازماني يك نوع مصرف گرايي از خود دارد (مصرف اعانه مردمي و ماليات).
5. پروتستانتيزيسم كه ضد سازمان كاتوليسيسم بود و سعي كرد به فرد در مقابل سازمان اصالت دهد و يك فرد توليدي را توليد كند، مبناي مذهبي خود را بر اساس سازندگي بنا كرد و چون مذهب خود را فردي ضد سازماني ترسيم كرد پس به يك عرفان مولد روي آورد. عرفاني كه بر اساس توليد تجليات خداوند در روي زمين، خود را بنا كرد كه بر اساس توليد ثروت بر اساس ربا بنا شد (فتواي كالون).
6. پروتستانتيزيسم معرفت توليدي خود را بر اساس هرمنوتيك بنا كرد كه ميتوان به آن نام فرد گرايي توليدي معرفتي داد و از اينجاست كه مذهب عقلانيت توليدي شكل داده ميشود. پس عقل انديشنده و خود بنياد، ميدان دار ميشود و سپس به توليد ساختار بر اساس آن ميپردازد ساختار توليد علم تجربي و فناوري كه با اقتصاد ربوي تركيب ميشود و تمدن توليدي غربي را شكل مي دهد (پروتستانتيزيسم از تفسير يهودي مسيحيت به وجود آمد).
7. كاتوليسم ساختار مصرفي خود را بر اساس خانواده بنا ميكند. يكي خانواده بسته (بدون طلاق و بدون جلوگيري از بارداري...) كه يك خانواده با ثبات را تشكيل مي دهد؛ يعني يك خانواده مصرفي كه بر اساس عقلانيت مصرفي ايماني خود را شكل مي دهد. و توليد نسل را در حرفه خود دارد و بنياد خود را بر خانواده و نه فرد ميگذارد. پس پيشرفت مبتني بر فرد و رقابتهاي فردي كه اساس نظريه تكامل و تمدن غربي را تشكيل مي دهد، كنار ميگذارد. بر عكس پروتستانتيزيسم كه خانواده در آن به ضعف كشانده شده است؛ به گونه اي كه در كشورهاي پروتستاني در ميان پروتستانها جمعيت رشد منفي دارد و بر عكس كشورهاي كاتوليك كه در كاتوليك جمعيت رشد طبيعي خود را دارد و خانواده بر جمعيت يك واحد مصرفي است، تا توليدي در خود پرورش مي دهد (مثل فرانسه).
8. در كشورهاي اسلامي در دوران جديد به دنبال پروتستان سازي اسلام بودند تا عقلانيت توليدي غربي را در اين كشورها به وجود آورند و اين در برخورد با استمرار سنت در اين كشورها واقع ميشد و استمرار سنت با وجود خانواده اسلامي ممكن نبود. پس عقلانيت توليدي غربي بدون برخورد با خانواده ممكن نميشد كشف حجاب در دوران رضا خاني و ترويج روابط جنسي قبل از ازدواج و فرا ازدواجي در جوامع اسلامي، هدف اصلي واقع شد. (مثلا رواج ازدواج موقت در بين جوانان مجرد و متاهل) پس عقلانيت فردگراي توليدي در بين كشورهاي اسلامي با سنت و خانواده برخورد مستقيم دارد.
9. از طرف ديگر كشورهاي اسلامي بر اساس اقتصاد مصرفي نفتي خود را بنا كرده اند (مستقيم و غير مستقيم) زماني پول نفت، بنيادي ترين فرآيند اقتصادي كشورهاي اسلامي را تشكيل مي دهد كه فقط مصرف مي زايد و ضديت با توليد دارد و عقلانيت مصرفي را رواج و حاكم ميكند دولت كه پول نفت را در اختيار دارد سعي در شكستن ساختارهاي خانواده براي رسيدن به مدرنيسم و مدرنيته مصرفي دارد كه از دوران مشروطه تا حال در ايران ادامه دارد. پس جنگ دولت نفتي با خانواده سنتي، تضاد و بحران كشورهاي اسلامي را تشكيل مي دهد.
10. ترسيم عقلانيت توليدي كه حريم خانواده را مورد هجوم قرار ندهد و ترسيم عقلانيت مصرفي كه اشرافيت معرفتي ساختاري را تقويت نكند راه سوم تشكيل مي دهد به عبارت ديگر تركيب عقلانيت مصرفي با عقلانيت توليدي به گونه اي تئوريك و ساختاري، اساس سياستگذاري و برنامه ريزي كشورهاي اسلامي و ايران را تشكيل مي دهد.
11. كشورهاي اسلامي و ايران داراي زير نظام هاي فرهنگي هستند كه عقلانيت توليدي و مصرفي را با هم تركيب كرده اند و توانسته اند هم خانواده را حفظ كنند و هم توليد و پيشرفت را در پيشينه خود داشته باشند مثل حوزه فرهنگي اصفهان كه عقلانيت توليدي صنعتي ايران را شكل مي دهد و عقل نظري ايراني را در درون خود توليد كرده است و مركز توليد فلاسفه و فلسفه ايراني است و حوزه فرهنگي يزد كه مركز توليد عقل عملي ايراني است و معرفت فقهي ايراني را شكل داده است و بيشترين تاجر را در سطح جهاني ايران را شكل داده است.
12. باز توليد اين زير نظامهاي فرهنگي ميتواند راه را براي آينده هموار كند، ولي اشرافيت معرفتي ايراني كه در قالب روشنفكري و دولتهاي غرب گرا تجلي پيدا ميكند به گونه ساختاري با اين نوع فرهنگها برخورد پيدا ميكند سعي در نابودي اين فرهنگها دارد (مثل ساختن طنز و رواج آن درباره فرهنگ توليدي يزد و اصفهاني ها) اشرافيت معرفتي ساختاري مبناي عقلانيت مصرفي ويرانگر فرهنگي سياسي و اقتصادي و اجتماعي كشورهاي اسلامي تشكيل مي دهد و ضديت با سنت ايراني و خانواده ايراني در درون خود دارد. و به نام توليد گرايي به مصرف گرايي ميپردازد.
منبع :پگاه حوزه / شماره 253
چکیده
ضرورت بحث بهرهوری
در حال حاضر، در برخی کشورهای توسعهیافته با وجود محدودیت منابع، سرمایهگذاریهای فراوانی در راه بهبود بهرهوری در سطح ملی، منطقهای، بخشی، سازمانها، مؤسسهها و حتی افراد انجام میگیرد. آنان پیشرفت روزافزون خود را مرهون توجه به اصل بهرهوری میدانند.
اهداف بهرهوری
از دیگر اهداف مهم بهرهوری، کاهش هزینه است. دین مبین اسلام در موارد فراوانی به مؤمنان سفارش میکند از منابع در اختیارشان درست استفاده کنند تا با پیشگیری از خسارتهای احتمالی، هزینهها را کاهش دهند. اسلام با سفارش به استفاده معتدل از منابع، میخواهد از اسراف که هزینه فراوانی به افراد تحمیل میکند، جلوگیری کند تا هزینههای اضافی، در موارد ضروریتر و مهمتر به کار گرفته شود.
بهرهگیری مناسب از زمان
معیارهای اسلامی بهرهوری
تقسیم کار، یکی دیگر از عوامل اساسی پیشرفت و بهرهوری است که در فرهنگ اسلامی بر آن تأکید شده است. تقسیم کار موجب صرفهجویی در وقت و پیشرفت امور میشود. بیشک، اگر تقسیم کار با در نظر گرفتن انگیزه، استعداد، لیاقت و توانایی افراد انجام پذیرد، موجب افزایش رضایت کاری آنها و بهرهوری بیشتر خواهد بود. امیرمؤمنان علی علیهالسلام در نامهای به فرزند بزرگوارش، امام حسن علیهالسلام ، این مهم را چنین یادآور میشود: «کار هر کدام از خدمتکارانت را معیّن کن که او را در برابر آن مسئول بدانی. تقسیم کار موجب میشود کارها را به یکدیگر وانگذارند و در خدمت سستی نکند.» انضباط نیز از جمله عوامل بهرهوری است که در اسلام بر آن تأکید شده است. در اهمیت نظم همین بس که حضرت علی علیهالسلام در آخرین لحظههای عمر بدان سفارش میکند.
آسیبشناسی بهرهوری در منابع انسانی
آسیبشناسی بهرهوری در بخش مصرف
خریدهای انبوه و فلهای مواد غذایی، افزون بر آنکه موجب راکد ماندن سرمایه خانواده و اشتغال فضای خانه میشود، به مرور زمان، کیفیت اولیه خود را از دست میدهد و حتی گاه فاسد میشود و موجب تولید زباله میگردد که نیازمند هزینه اضافی در جمعآوری است.
خانواده و بهرهوری
نهادهای اجتماعی و بهبود بهرهوری
دولت و بهرهوری
کوتاه و خواندنی
الف) احادیث نبوی
2. محبوبترین کارها نزد خدا کاری است که دوام آن بیشتر باشد.
3. خدا دوست دارد وقتی کسی کاری میکند، آن را محکم و کامل انجام دهد.
4. هرگاه قصد کاری داشتی، آن را با دانش، درایت و تخصص انجام بده.
ب) پیام اندیشمندان
2. زمانی کارکنان، بهرهوری خود را افزایش میدهند که احساس کنند با آنها منصفانه رفتار میشود.(میسچکنه)
3. یک راه برای افزایش بهرهوری، انجام سریعتر کاری است که به آن مشغولیم. (گروو)
4. مشکلات بهرهوری ناشی از عملکرد بد کارکنان نیست، بلکه از عملکرد بد مدیریت سرچشمه میگیرد.(منیگ)
* حسین بافکار، بهرهوری در پرتو اسلام، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، چاپ اول، 1384، 159صفحه.
برگرفته از : مجله گلبرگ - خرداد 1386، شماره 87
منبع : http://www.hawzah.net
همان گونه كه در بحث (عامل استعمار) در بخش پيش اشاره شد، استعمار همواره مي كوشد تا براي نيل به مقاصد خود - كه اسارت و بردگي كشورهاي ضعيف به ويژه مسلمان است - الگوهايي در مصرف، به آن مردم ارائه دهد كه، به جاي استفاده صحيح و عاقلانه از سرمايه زندگي خود، آنان را به راه هايي از مصرف بكشاند كه جز فرسايش ثروت و امكانات زندگي آنها ره آورد ديگري برايشان ندارد و در واقع، ترويج و اشاعه نوعي زمينه فكري و فرهنگي در جامعه در جهت ايجاد احساس نياز و ضرورت به مصرف كالاهاي تجملي و كم فايده، گسترش روحيه اشراف منشي و مصرف گرايى، انحراف ذهن ها از توجّه به واقعيت هاي زندگى، اعلام پايان روزگار قناعت و مناعت و زهد و پيراستگي و فرارسيدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگي لوكس و تشريفاتى، والقاي اين ذهنيّت كه اگر شخصي نتواند به طور فعّال در اين مسابقه بزرگ، برگ برنده داشته باشد و يا لااقل پا به پاي ديگران حركت كند، از قافله زندگي عقب مانده و بايد به فكر جبران باشد، تمامي اينها از برنامه هاي شوم استعمار است كه
اين اهداف را با شيوه هاي متنوّع از قبيل تبليغ و اشاعه مدگرايى، تنوّع طلبي در مصرف و مهم تر از همه بزرگ نشان دادن و موفق جلوه دادن اشراف و دنيامداران و تجمل گرايان تعقيب مي كند و در اين راه از دولت ها، راديو، تلويزيون، مجلاّت، روزنامه ها، سينماها، تآترها و ساير ابزار و وسايل ارتباط و نفوذ، بهره گيري مي نمايد و با ظرافت و برنامه ريزي حساب شده اي با نفوذ در اين گونه دستگاه ها و با صبر و حوصله و سياست گام به گام، به سوي اين هدف شوم به پيش مي رود؛ از موضوعات ريز و قابل تحمّل شروع مي كند تا به مسائل بزرگ و اساسي مي رسد و اصولاً خطّ و مشي استعمار در هر زمينه اي اين گونه است.
يكي از سران كشورهاي بزرگ در جواب اين پرسش كه، رمز موفقيت شما در كارهاي اجتماعي چيست گفت:.
ما هميشه با برنامه هاي وسيع و دقيق وارد كار مي شويم ولي كار را از جاهاي كوچك شروع مي كنيم و پس از احراز موفقيت در گسترش آن مي كوشيم و اگر در نيمه راه فهميديم كه برنامه ما صحيح نيست، فوراً فرمول كار را عوض مي كنيم و كار ديگري آغاز مي كنيم. (17) .
استكبار جهاني هميشه تلاش مي كند تا خود را دوست و خيرخواه ديگران جلوه دهد و همواره نيّات واقعي خويش را در پس پرده كريه و زشت دوست نمايي ها بپوشاند. انسان بصير و آگاه در وراي اين نقاب مقاصد پليد و نيات شوم آنان را مي بيند و با ديد نافذ خود، در پس اين حجاب، دشمني عميق و پايان ناپذير آنها را به اسلام و مسلمين و ملتهاي مظلوم در مي يابد.
مشكل بسياري از كشورهاي اسلامي و ملت هاي تحت سلطه فرهنگى، اقتصادي و سياسي غرب اين است كه غربيان را با اين كه دشمن آنهايند دوست مي پندارند و ظاهر كاري ها و ترفندهاي دوست مآبانه آنان را به حساب حقيقت مي گذارند، در صورتي كه قرآن كريم به ما مي آموزد چگونه بايد در قبال اين گونه حيله ها و مكاري ها موضع مناسب اتّخاذ كرد. به فرموده قرآن شيطان در مقام اغوا و گمراهي انسانها به خداوند گفت:.
... رَبِّ اَغْوَيْتَني لأُزيِّنَنَّ لَهُمْ في اهَرْضِ...؛ (18) .
پروردگارا! بدان سبب كه مرا از رحمتت دور ساختى، (من با قيافه دوست نمايي به سراغ بندگانت مي روم) و همه زشتي ها را با نقابي زيبا و ظاهري فريبنده در نظرشان جلوه مي دهم.
و خداوند در مقام هشدار به انسان مي فرمايد:.
إنَّ الشَّيْطِانَ لَكُمْ عَدُوّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً...؛ (19) .
همانا شيطان دشمن شماست (نكند قيافه حق به جانب و تظاهر به دلسوزي او شما را دچار غفلت سازد و او را دوست خود خيال كنيد؛ بلكه) او را دشمن و بدخواه خود بدانيد.
مضمون اين دو آيه شريفه گرچه مستقيماً در ارتباط با ابليس و شيطان جنّي است؛ ولي در حقيقت ضابطه و دستوري كلّى، در مورد هر شيطان مزوّر و ديو فرشته نمايي است.
بنابر آنچه ذكر شد مي توان گفت الگويي كه غرب براي مصرف به ملّت هاي تحت سلطه و نيز مردم خود، ارائه مي دهد بر سه پايه استوار است:.
الف) تمتّع و بهره وري هر چه بيشتر؛.
ب) رقابت و مسابقه درمصرف؛.
ج) تجمّل گرايي و تشريفات زايد.
البته محتواي الگوي ارائه شده، در همه جا يكسان است؛ ولي نتيجه اي كه استعمار از آن در بين ملت خود مي گيرد، با آنچه از آن در ميان ملتهاي غارت شده به دست مي آورد، متفاوت است.
ثمره اي كه استعمار از اجراي اين طرح در كشورهاي تحت نفوذ خود كسب مي كند، عبارت است از: به يغما بردن تمامي امكانات و منابع مادّي و معنوي آنها، بدون اين كه از ناحيه آنان كوچكترين مقاومت و حركت اعتراض آميزي صورت بگيرد و يا حتّي به اين خيانت و چپاولي كه استعمار در مورد ذخاير آنها انجام مي دهد، توجّه و آگاهي نيز داشته باشند؛ ولي بهره اي كه از آن در بين مردم خود بر مي گيرد، راضي شدن آنان به اين تجاوزها و همراه نمودن آنها با خود، در اين حركت ظالمانه است؛ زيرا بدين وسيله به آنان تفهيم مي كند كه ادامه اين برخورداري ها و بهره وري ها و خلاصه سيادت و منافع ما، در گرو اين دخالت ها و غصب و غارت هاست و اگر بخواهيم، زورگويي را كنار گذاشته، تنها به آنچه خود داريم قناعت ورزيم، بايد دست از اين زندگي مرفّه و قارون گونه خود بر داريم و از قله حاكميت بر سرنوشت جهان به زير آييم.
شايد همين
نكته كافي باشد كه بر اساس تازه ترين تحقيقات بهعمل آمده در اين زمينه، استفاده
از شيوههاي نوين مصرف انرژي نظير شيشههاي دوجداره، درزگيري شكاف چارچوب درها و پنجرهها
و عايق بندي سيستمهاي لوله كشي و گرمايش و سرمايش ميتوان تا 30 درصد در مصرف
انرژي صرفهجويي كرد و اگر اين رقم را در صدها هزار منزل مسكوني ضرب كنيم، اهميت
آن بيشتر نماي يك «بايد غيرقابل اجتناب» پيدا خواهد كرد.
به باور
بسياري از كارشناسان و متخصصان امور فني سازهسازي، استفاده از شيوههاي بهتر و
مؤثرتر مصرف چه در منازل مسكوني و چه در ادارات عمدتا در قالب مصرف بهينه انرژي
خلاصه ميشود و نمود پيدا ميكند.
در حال حاضر يكي از مهمترين شاخصههاي ساخت بناهاي استاندارد در زمينه مصرف بهينه
انرژي استفاده از پنجرههاي دوجداره است. گرچه استفاده از اين نوع پنجرهها در
مقايسه با پنجرههاي معمولي كمي پرهزينهتر است؛ اما اگر صرفهجويي درازمدت ناشي
از پرداخت هزينه كمتر حاملهاي انرژي را در همان ابتدا محاسبه كنيم، استفاده نكردن
از آنها اقدامي اشتباه و حتي خندهدار جلوه خواهد كرد.
بررسيهاي آزمايشگاهي نشان داده است كه تبادل گرمايي و سرمايي در سازههايي كه با
استفاده از اين نوع پنجرهها ساخته شدهاند، بسيار كمتر است. تا آنجا كه در دورههاي
سرد سال نياز كمتري به استفاده از سيستمهاي گرمايشي احساس ميشود.
يكي ديگر از مزاياي استفاده از پنجرههاي دو جداره، كاهش راه يافتن آلودگي صوتي
كوچه و خيابان به محيط ساكت منازل و ادارات است كه اين خود نتيجهاي جز آسايش
بيشتر و انجام كارها با تمركز بهتر و استرس كمتر ندارد.
يكي ديگر از راهكارهاي مؤثر در زمينه كاهش مصرف انرژي بخصوص در منازل مسكوني،
استفاده از نسل جديد عايقهاي پوششي براي پشت بامهاست كه در سالهاي اخير پيشرفتهاي
جالب توجهي در زمينه دانش ساخت آنها صورت گرفته است.
به عقيده كارشناسان استفاده از نوعي از اين پوششها كه لايه رويي آنها قابليت
انعكاس نور خورشيد را دارد، ميتواند يكي از راهكارهاي مؤثر در مصرف بهينه انرژي
به خصوص در فصول گرم سال شود.
اين نوع پوششها به دليل ساختار خاص و مواد مخصوصي كه در بافت سازنده آنها به كار
گرفته شده است، در فصول سرد سال مانع از تبادل گرمايي با محيط ميشود واز اين رو
در مصرف سوخت و توليد حرارت صرفهجويي قابل توجهي صورت ميگيرد.
از آن گذشته نه تنها استفاده از اين پوششها بسيار راحت و سريع است، بلكه ضريب
نفوذ آب باران نيز در آنها تقريبا به صفر رسيده است كه اين نكته نيز در افزايش طول
عمر مفيد ساختمانها بسيار مهم است.
در عين حال، بررسيهاي آزمايشگاهي نشان دادهاند كه در فصول گرم سال كه تابش
مستقيم نور خورشيد به ميزان قابل توجهي افزايش مييابد، مانع از گرم شدن بي دليل
ساختمان ميشوند و در نتيجه سيستمهاي سرمايشي منازل از جمله كولرها فعاليت كمتري
خواهند داشت.
فعاليت كمتر سيستمهاي سنتي و رايجي نظير كولرهاي آبي معادل مصرف كمتر آب و
الكتريسيته است و اين يعني اصلاح الگوي مصرف.
تجربه و بررسيهاي آزمايشگاهي نشان داده اند كه استفاده از شومينه به عنوان منبع
توليد حرارت در منازل با صرف انرژي قابل توجهي همراه است.
در حقيقت مشكلي كه درخصوص شومينه وجود دارد، نبود سيستم به جريان انداختن گرماي
توليد شده در محيط و همچنين خارج شدن حجم قابل توجهي از گرماي توليدي به همراه
گازهاي ناشي از سوخت و سوز از مجراي دودكش آن است. اين هم اكنون عمدتا از شومينه
به عنوان يكي از عناصر تزئيني و دكوري منازل ياد ميشود تا بخشي از سيستم حرارتي
منازل.
روي آوردن به
چنين راهكارهايي در مرحله نخست با صرف هزينه بيشتري همراه است؛ اما همانطور كه
گفته شد در طولاني مدت بازگشت سرمايه قابل توجهي دارد. اما در كنار اين نكات،
راهكارهاي ديگري نيز وجود دارد كه نه تنها از بعد صرف هزينه هيچ تفاوتي نميكنند
بلكه در پايين آمدن هزينههاي مربوط به حاملهاي انرژي تأثير غيرقابل انكاري
دارند.
به نظر ميرسد استفاده از مجموعهاي از اين راهكارها به عنوان گامي مهم و اساسي در كاهش مصرف انرژي در منازل و ادارات سرآغاز خوبي براي دستيابي به اهداف نهفته در راهبرد اصلاح الگوي مصرف در جامعه باشد. البته دستيابي به چنين اهدافي چندان هم سخت به نظر نميرسد.
يكي از مهمترين راهبردهايي كه بايد در زندگي روزمره مورد توجه قرار گيرد، تعمير و نگهداري علمي و اصولي از وسايل و سيستمهاي مختلفي است كه در منازل به كار گرفته ميشوند.
به عنوان مثال، وسايلي همچون يخچال و فريز از جمله مصرفكنندگان اصلي انرژي در منازل به حساب ميآيند كه با كمي دقت و توجه ضمن آنكه ميتوان سرانه مصرف انرژي آنها را پايين آورد ، ميتوان طول عمر مفيد بيشتري نيز به آنها بخشيد.
همواره توجه داشته باشيد كه فنرهاي پشت يخچال در صورت تميز ماندن امكان بهتري براي جريان آزادانه هوا ايجاد ميكنند و اين يعني افزايش ضريب بازدهي يخچال و در نتيجه افزايش طول عمر مفيد آن.
ماشين لباسشويي نيز از جمله اين وسايل است كه با كمي دقت و توجه به اصول اوليه علمي ميتوان صرفه جويي قابل توجهي در مصرف انرژي در اين دستگاه داشت. هيچگاه ماشين لباسشويي را بيشتر از حجم متناسب مملو از لباسهاي چرك نكنيد، چون احتمالا لباسها به خوبي شسته نميشود و در نتيجه با شستشوي مجدد شما هم در هدر رفتن انرژي سهيم خواهيد بود.
از آن گذشته، تجربه ثابت كرده است با قرار دادن چند تكه پارچه حولهاي يا حتي همان حوله دست و صورت در ميان لباسها در زماني كه مرحله خشك كردن آغاز ميشود، آب اضافي لباسها به راحتي گرفته ميشود.
تمامي اين راهكارهاي ساده از اصول اوليه علمي نشأت گرفتهاند و از اين رو ميتوان گفت توجه به همين اصول پيشپا افتاده نقش قابل توجهي در كاهش هزينههاي زندگي خواهد داشت.
در حقيقت زماني كه نگاهي توام با مباني بنيادين و ساده علمي در قبال چگونه زندگي كردن داشته باشيم بيشك، اصلاح الگوي مصرف به صورت خودكار در زندگي نمود پيدا خواهد كرد و در نتيجه بهبود كيفيت زندگي را شاهد خواهيد بود.
پژوهشگران انگليسي ميگويند نور لامپ کممصرف براي مطالعه مناسب نيست، اما مقامات دولتي اين نتايج را رد ميکنند.
دولت انگلستان، ادعاي برخي محققين را درباره رنج بردن کمبيناها از نور ضعيف لامپهاي کممصرف، رد کرد. پيش از اين محققين انگلستان مدعي شده بودند که نور لامپهاي کممصرف براي مطالعه مناسب نيست.
اما لرد هانت، وزير توسعه پايدار و ابداعات انرژي انگلستان، گفته است که لامپهاي جايگزيني همچون «لامپهاي هالوژن مانند» موجود و قابل استفاده است. او همچنين ترس ناشي از تاثير محيطي جيوه را در لامپهاي کممصرف رد کرد. قانون جلوگيري از آلودگي محيطي به جيوه، امسال تحت قوانين اتحاديه اروپا لازمالاجرا شده است. لرد هانت از تصميم کنارگذاري لامپهاي تنگستني معمولي نيز دفاع کرد و اين تصميم را به سبب مقابله با اثرات تغيير اقليم، امري ضروري خواند.
تابش کمتر، زندگي بهتر يا بدتر؟
لرد هانت همچنين درباره لامپهاي معمولي گفت: «لامپهاي معمولي تنگستني، نزديک به 95 درصد انرژي را به گرما تبديل ميکنند و بنابراين، بخش عمده انرژي هدر ميرود. جايگزين کردن آنها با لامپهاي کممصرف، ميتواند سبب کاهش اتلاف انرژي و در نتيجه کاهش هزينه مصرف انرژي شود. ما بسيار مفتخريم که فروشندگان انگليسي به طور داوطلبانه اين تغيير را پيش از وضع قوانين امسال اتحاديه اروپا پذيرفتند.»
اما، لرد هريسون، عضو مجلس اعيان انگلستان، صحبتهاي لرد هانت را درباره کاهش روشنايي اين لامپهاي جديد که زندگي را براي افراد کمبينا سخت ميکند، ناکافي دانست. او گفت که نگرانيهايي هم در مورد کيفيت پايين اين لامپهاي جديد و هم در مورد ايمني آنها وجود دارد. هريسون در ادامه گفت: «اين تصميمات دقيقا کي و کجا گرفته شدهاند؟ چند سياستمدار براي تغيير سياست استفاده از لامپ به کمک آمدند؟»
جيوه عليه طبيعت
لرد هانت گفته بود که دولت با موسسه سلطنتي ملي نابينايان انگلستان درباره لامپهاي جايگزين پرنورتري مثل «لامپهاي هالوژن مانند» صحبت کرده و علاوه بر آن، در حال ارتقاي کيفيت و فناوري لامپهاي کم مصرف است.
لرد هانت همچنين ادعاهاي اخير لرد لاوسون، وزير پيشين را درباره مسموميت محيطي جيوه رد کرد. لرد لاوسون اخير مدعي شده بود که استفاده از لامپهاي کممصرف، خطر آلودگي به جيوه محيط را بالا ميبرد. لرد هانت همچنين گفته است که مقدار جيوه درون لامپهاي کممصرف کمتر از مقدار موجود در دماسنجهاي جيوهاي است که بنابه اعلام اتحاديه اروپا استفاده از آنها ممنوع شده است؛ اما دولت انگلستان همچنان به دنبال جايگزينهايي مانند لامپهاي ل.اي.دي (
LED
) است که هم عاري از جيوه است و هم طول عمر بيشتري دارد. وي ابزار اميدواري کرد که مردم، اين فناوريهاي نوين را تا چندسال آينده در فروشگاهها ببينند.
لرد ريدزديل، از اعضاي مجلس اعيان که خود پشتيبان حرکت به سوي استفاده از لامپهاي کمانرژي است، در اين باره ميگويد: «اين يکي از حرکتهاي بسيار مثبت اخير دولت انگلستان بود». او همچنين مدعي شده که کاخ پارلماني انگلستان با تغيير لامپهايش به لامپهاي کممصرف، توانسته است 61درصد در مصرف انرژي صرفهجويي کند.
خريد انبوه لامپهاي تنگستني
اما لرد تيلور، وزير در سايه محيطزيست، با نگاهي محافظهکارانه گفته است که مردم به سبب جايگزين کردن لامپهاي کممصرف به جاي لامپهاي پرمصرف، بايد هزينه بيشتري را براي تامين گرماي خانههايشان بپردازند و مدعي شده که برخي از همکارانش، انبوهي از لامپهاي تنگستني خريدهاند.
لرد هانت نيز گفت تعادلي که بين تاثير توليد کارخانهاي و مصرف خانگي وجود داشته بههم خورده است؛ اما به طور کلي شک ندارم که اين، نه فقط سبب کاهش مصرف انرژي، که باعث کاهش هزينههاي خانهداران نيز ميشود.
انجمن سلطنتي ملي نابينايان انگلستان گفته است که در حرکت به سوي استفاده از لامپهاي کممصرف، نگران اين موضوع است که مردم از وجود لامپهاي جايگزين براي افراد کمبينا ناآگاهند.
اين انجمن در بيانه خود گفته است: « انجمن سلطنتي ملي نابينايان انگلستان، کمبينايان بسياري را ميشناسد که نگران تاثير لامپهاي کممصرف و بهينهشده اند؛ با اين وجود، عمده مردم در بزرگراههايي که با لامپهاي جديد نورپردازي شده، همان شرايط بينايي را تجربه ميکنند. مهم اين است که بدانيم ميخواهيم چه بدست آوريم.»
انجمن سلطنتي ملي نابينايان انگلستان توصيه کرده است که نور راهروها و همچنين راهپلهها با لامپهاي کممصرف جديد جايگزين نشوند، بلکه از لامپهاي هالوژني تنگستن به جاي آن استفاده شود و لامپهاي کممصرف در باقي نقاط خانه استفاده شوند.
پولي را كه به زحمت به دست آوردهاند بهآساني و در يك چشمبرهمزدن از دست بدهند و هميشه محتاج و نيازمند كمك ديگران باشند در حالي كه عده ديگري از افراد ممكن است با ميزان درآمد بسيار كمتر همه نيازهاي منطقيشان برآورده شود و حتي اندوخته قابل توجهي هم داشته باشند؛
به همين دليل از گذشتههاي بسيار دور، در فرهنگ ما صرفهجويي، كار پسنديده و ولخرجي، كاري نكوهيده تلقي شده است. صرفهجويي كار زياد مشكلي نيست و با كمي توجه و دقت به عملكرد افراد صرفهجو و سرمشقگرفتن از آنها ميتوان جلوي بسياري از هزينههاي غيرضروري را گرفت.
با نگاهي به زندگي خوب و راحت برخي افراد فكر ميكنيم كه حتماً آنان از درآمد خيلي خوبي برخوردار هستند اما اگر كمي در مورد شيوه زندگي افراد همطبقه دقت كنيم، متوجه ميشويم كه اين افراد شايد در ميزان درآمد با ما يكي باشند اما در خرجكردن و پسانداز خود دقت زيادي به خرج ميدهند.
شما هم ميتوانيد پولي كه بهسختي به دست آوردهايد را آنطور كه ميخواهيد خرج كنيد و مقداري از آن را نيز پسانداز كنيد. هميشه مخارج ماهانه خود را يادداشت كنيد تا بتوانيد صورتي كلي از اقلامي كه بابتشان هزينه ميكنيد داشته باشيد و ميزان هزينهها را بدانيد.
از سبد مصرفي خانوار اطلاع داشته و طبق برنامه زماني و اولويتها هزينه كنيد تا از مخارج زائد و غيرضروري اجتناب كرده باشيد.
شما با دستهبندي هزينهها جاهاي هدررفت سرمايه و حتي نابجاخرجكردن را كشف ميكنيد. هزينههاي خانوار شامل1- مصارف خوراكي 2- پوشاكي 3- بهداشتي 4- درماني 5- انرژي 6- آموزشي 7- فرهنگي 8- تفريحي 9- خدمات نگهداري و تعمير 10- تزئيني و تجملي است.
برنامههاي اقتصادي زندگيمان، رفتارهاي اقتصادي ما را بروز ميدهد و شخصيت اقتصادي ما شناخته ميشود. فكر نكنيد وقتي صرفهجو و بجاخرجكن هستيد دليل بر خسيسي شما ميشود.
خانوادهاي را در نظر بگيريد كه براي خريد پوشاك در سال 2بار بيشتر اقدام نميكنند و آن 2بار هم از مراكز اصلي و محل توزيع و توليد خريداري ميكنند تا بدينصورت در وقت و هزينه خود صرفهجويي كردهباشند. از نظر منطقي آنها خسيس هستند؟ نكاتي در صرفهجويي وجود دارد كه با رعايت آنها ميتوان به اقتصاد خانواده كمك كرد:
1- هنگامي كه براي خريد مايحتاج خود به فروشگاه محل ميرويد، سعي كنيد آن چيزي را بخريد كه مورد نياز شماست. براي اين كار ميتوانيد مايحتاج خود را به ترتيب اولويت روي يك صفحه كاغذ يادداشت كنيد. مراقب باشيد هيچگاه كالاهاي متنوع فروشگاه با بستهبنديهاي زيبا شما را تحت تأثير خود قرار ندهد.
2- هميشه هنگام بيرونرفتن از منزل به ياد داشته باشيد كه فقط به مقدار مورد نياز خود پول به همراه داشته باشيد؛ هيچوقت پول اضافي با خود حمل نكنيد كه اين پول علاوه بر اينكه ممكن است مورد دستبرد قرار گيرد ميتواند بهسرعت خرج شود.
3- هنگامي كه براي انجام كاري بيرون ميرويد در وهله اول هدف خود را از اين عمل مشخص كنيد. هيچگاه وقت خود را بيهوده در خارج از خانه نگذرانيد. به ياد داشته باشيد زماني به بيرون برويد كه هدف آن برايتان مشخص شده باشد.
4- براي اينكه وسايل و لوازمي كه قبلا شما خريدهايد بهتر و بيشتر عمر كرده و مورد استفاده قرار گيرد بايد هرچند وقت يكبار به سرويسكردن آنها بپردازيد.
5- هميشه آنچه را نياز داريد در محل اصلي آن خريداري كنيد.
6- هيچگاه بيش از آنچه در توان داريد خرج نكنيد.
7- در يك بانك حساب پساندازي براي خود داشته باشيد. سعي كنيد در بانكي حساب خود را افتتاح كنيد كه سود بيشتري به پسانداز شما ميدهد.
8- اگر برايتان مقدور است زودتر از خانه بيرون رفته و از وسايل نقليه عمومي استفاده كنيد تا هزينههاي نگهداري ماشين و مخارج سنگين ايابوذهاب به شما فشار نياورد.
9- بعضي از مواد غذايي انرژي بيهوده دارند؛ مانند انواع شيريني و نوشابه كه هزينه سنگيني را به خانواده تحميل ميكنند؛ پس در خريد آنها با احتياط رفتار كرده و برايشان هزينه نكنيد.
10- موادي كه فسادپذير هستند و عمر كوتاهي دارند را تا مصرف نكردهايد خريداري نكنيد.
11- در مصرف انرژي با استفاده از روشهاي مختلف صرفهجويي كنيد؛ مانند استفاده از لامپهاي كممصرف از جمله مهتابي و فلورسنت كه شايد گرانتر باشند ولي در درازمدت هزينه اوليه را برميگردانند. استفاده از تلفن در ساعتهايي كه قيمت تلفن ارزانتر اعلام شده است.
در مصرف سوخت نيز زماني كه براي شستوشو نياز به آب گرم نداريد، بكار نبريد. و هميشه بدانيد هزينه مصرف انرژي، تصاعدي حساب ميشود.
12- هميشه بدانيد خواب خوب، ورزش و تغذيه مناسب كه حتي ميتواند شامل يكنوع ميوه و سبزي هم باشد به تندرستي شما كمك كند زيرا هزينه درمان از پيشگيري و هزينه تعمير از نگهداري گرانتر است. بهتر است در حفظ و نگهداري وسايل و لوازم زندگي و خانهمان كوشا باشيم.
خبرگزاري فارس:اجراي نظام پرداخت يارانهها در كشور ما تاكنون به نوعي است كه هر كس مصرف بيشتـري دارد، از يـارانـه بيـشتري هـم بهرهمند ميشود. اين تناقض آشكار در نحوه مصرف يارانهها باعث شده كه دولت به طور جدي به فكر اصلاح نظام كنوني تخصيص يارانهها بيافتد.
هر چند نظام پرداخت يارانهها براي كمك به افراد كم درآمد طراحي شده است، اما اجراي آن در كشور ما به نوعي است كه هر كس مصرف بيشتـري دارد، از يـارانـه بيـشتري هـم بهرهمند ميشود و از آنـجـا كـه پر مصرفها، ثروتمندترند، بيشترين حجم يارانهها به ثروتمندان ميرسد! اين تناقض آشكار در نحوه مصرف يارانهها باعث شده كه دولت به طور جدي به فكر اصلاح نظام كنوني تخصيص يارانهها بيافتد.
هر چند همه چيز از اصلاح نظام پرداخت يارانهها در حوزه انرژي شروع شده است، اما در حوزه آب و برق هم به طور مشخص ميزان زيادي يارانه تخصيص مييابد و با هدر رفت آن، منابع مالي اختصاص يافته براي كمك به افراد كم درآمد هم از بين ميرود.
در سال 1386 جمع يارانههاي اختصاص يافته به پنج حامل انرژي شامل بنزين، نفت گاز، نفت كوره، نفت سفيد و گاز مايع به اضافه گاز طبيعي و برق بيش از 80 ميليارد دلار و به عبارت ديگر بيش از 739 هزار ميليارد ريال بوده است.
نسبت يارانه حاملهاي انرژي به بودجه عمراني كل كشور در همين سال حدود پنج برابر بوده و اين بدان معناست كه در سال 1386 كشور با صرف يارانه حاملهاي انرژي در بخش ساخت و ساز ميتوانست شاهد تحقق پنج برابري پروژههاي عمراني باشد!
گاز طبيعي هم به طور مشخص به دليل اين كه پرمصرف ترين حامل انرژي كشور است در همان سال بيش از 352 هزار ميليارد ريال يارانه به خود اختصاص داده و قيمت فروش آن در داخل180 ريال كمتر از قيمت منطقهاي اين فرآورده به ازاي هر ليتر بوده است.
از آنجا كه برق كشور ما در نيروگاههاي آبي يا بخار توليد ميشود و اين توليد رابطه مستقيمي با ميزان مصرف آب و گاز دارد، بد نيست يارانههاي اين بخش را نيز بررسي كنيم.
در سال 1386 متوسط قيمت تمام شده برق در كشور642 ريال در هر كيلووات بوده است كه از متوسط نرخ فروش آن 478 ريال در هر كيلووات بيشتر بوده است.
با احتساب فروش 152 ميليارد كيلووات ساعت برق در آن سال، معادل 97 هزار ميليارد ريال يارانه در اين بخش پرداخت شده است. اين در حالي است كه تعرفه برق بخش صنعتي تقريبا دو برابر تعرفه برق بخش خانگي بوده است.
در سال 1386 قيمت تمام شده هر متر مكعب آب در شركتهاي آب و فاضلاب شهري 1599 ريال بوده كه با زياني معادل 714 ريال در هر متر مكعب به فروش ميرسيده است! اين رقم در بخش آب و فاضلاب روستايي معادل 2264 ريال براي هر متر مكعب بهاي تمام شده و زيان 1834 ريال براي فروش بوده است.
جمع ارقام مربوط به يارانه اختصاص يافته به بخش تامين و توزيع آب و دفع فاضلاب نشان ميدهد در سال 1386 به اين سه بخش رقمي حدود 97 هزار ميليارد ريال يارانه تخصيص يافته است.
اين رقم معادل بيش از 65درصد بودجه عمراني همان سال بوده است!
هرچند ميزان دقيق هدررفت آب در حوزه توزيع و انتقال كشور وجود ندارد، اما با فرض همان رقم شفاهي يك پنجم اعلام شده، چيزي حدود 19.5 هزار ميليارد ريال در سال بدون هيچ دليل موجهي در بخش آب هدر ميرود.
وزير نيرو با بيان اينكه اعتبارات بخش آب در لايحه بودجه امسال بالغ بر شش هزار ميليارد تومان است، ميگويد كه اعتبارات بخش آب در سال جاري نسبت به سال گذشته 40درصد افزايش يافته است.
وي اين را هم ميگويد كه بيشترين هدررفت آب و برق كشور در شبكههاي انتقال رخ ميدهد و براي اصلاح شبكههاي انتقال بودجه زيادي نيز ميخواهد به طوري كه با هدفمندكردن يارانهها ميتوان اين موضوع را جبران كرد.
گلها را آب ميدهيم، حمام ميكنيم، خودرو، ظروف، فرش و دستهايمان را ميشوييم و آب مينوشيم.
اما همه اين آب را از يك منبع تهيه ميكنيم. چرا؟! چرا آبي را كه بايد مدتها منتظر بارش آسمان، مدتها منتظر لوله كشيهاي گسترده و هزينه بر و به مقدار زيادي شاهد هدررفت آن در مسير رسيدن آن تا محل استفادهاش باشيم، به سادگي هدر بدهيم؟
اين آب سخت به دست آمده كه مبالغ كلاني يارانه به آن اختصاص مييابد، چرا بايد به سادگي به فاضلابي تبديل شود كه براي جمع آوري آن هم مبالغ كلاني يارانه تخصيص يابد؟
آمار نشان ميدهد متوسط مصرف گاز طبيعي يك خانوار براي پخت و پز به حدود 400 مترمكعب گاز طبيعي در سال ميرسد. مصرف اين مقدار انرژي سالانه باعث توليد و پراكنش حدود 800 كيلوگرم گاز آلاينده در فضا ميشود از سوي ديگر ميزان كل مصرف انرژي براي پخت و پز در كشور سالانه بالغ بر 427 ميليون دلار است. از اينرو برنامهريزي بـراي كـاهش مصرف انرژي در اين بخش بايد يكي از مهمترين اولويتهاي مسوولان باشد چرا كه نقش بسزايي در حفظ منابع و محيط زيست دارد.
كارشناسان توصيه ميكنند زنان به عنوان مديران مصرف انرژي در خانه بايد از شيوههاي هوشمندانه مصرف انرژي در پخت و پز استفاده كنند كه ميتوان به استفاده از حجم كم آب، قرار دادن درپوش روي قابلمه هنگام پخت، جوش آمدن آهسته، به حداقل رساندن زمان پخت و استفاده از ظروف زودپز كه اگرچه ساده به نظر ميرسد، اما در كاهش مصرف انرژي بسيار موثر اســت. بــايـد بـراي پـخـت از ظـروف متناسب با حجم غذا و براي تهيه چاي از كتريهاي كوچك استفاده كرد يا به جاي قابلمه و ظروف متداول پخت از ديگ زودپز استفاده كنيد كه زمان پخت را كاهش ميدهد. همچنين آب شدن تدريجي يخ غذاهاي منجمد قبل از شروع پخت، ميتواند به ازاي هر 500 گرم مواد غذايي، معادل 15 دقيقه در زمان پخت صرفهجويي كند. در هنگام استفاده از فر نيز بهتر است سطوح ديوارههاي فر را كاملا تميز كنيد تا حداكثر بازتاب گرمايي صورت گيرد. همچنين فر را 10 دقيقه قبل از اينكه پخت كامل شــود خــامــوش كــرده و از گــرمــاي باقيمانده استفاده كنيد.توجه كنيد كه در فر حين پخت باز نشود چرا كه با هر بار باز كردن در انرژي زيادي براي جبران گرماي هدر رفته مورد نياز است.
در هنگام استفاده از اجاق گاز نيز بهتر است شعله گاز را متناسب با اندازه ظروف پخت و پز تنظيم كنيد و مواد غـذايـي را قـبـل از پـخـت به قطعات كوچك تقسيم كنيد. همچنين انتخاب ظرفيت و اندازه وسايل پخت و پز نظير اجاق را متناسب با تعداد افراد خانواده و ميزان استفاده انتخاب كنيد. رعايت اين نكات ساده براحتي شما را در انجام يك مديريت هوشمندانه مصرف انرژي راهنمايي خواهد كرد و نتيجه آن را در صورتحساب مصرف انرژي خود خواهيد ديد.
مسعود ابوالشيخي
برگرفته از روزنامه جام جم

