رفاهزده به كسی میگویند كه از نعمت بسیار برخوردار است، ولی هیچ حد و مرزی نمیشناسد و هیچ منعی را نمیپذیرد. بنابراین، رفاهزدگى، نوعی تصرف و مصرف كردن ناهنجار و ضد اخلاقی در نعمتهای الهی است.
صاحبان ثروت، مصرف به شیوه غربی را نشان تمدن و رهایی از عقبماندگی میدانند. آنان كه لذتطلبی بدون حد و مرزی دارند، بیش از نیازهای واقعی خود مصرف میكنند و مصرف كردن را ارزش میدانند.[29]
آنها میكوشند كالاهای لوكس و تجملی را وارد كشور كنند و از این راه، درآمدهای ارزی كشور را صرف واردات اینگونه كالاها میكنند.[30] این گروه با وارد كردن كالاهاي مصرفي لوكس مانند لوازم آرايشى، لباسهای بدننما،خودروهای سواری پر زرق و برق، تجملگرایی و مصرفزدگی را تبلیغ میكنند.
به طور كلی نمیتوان گفت ثروت و رفاه فراوان فسادانگیز است. با این حال، از آنجا كه طبع اولیه انسان، راحتی و عیش و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات این راحتطلبی را فراهم میآورد، میگوییم رفاه زیاد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفی در جامعه میشود.
رفاهزدگی و افتادن در دام دنیا همواره نابودی جامعهها را در پی داشته است. در كتاب الحیاة آمده است: تكاثر و اتراف، باعث نابودی و شقاوت انسان است و ثروتمندان مترف كسانی هستند كه هم خود نابود میشوند و هم دیگران را نابود میكنند. آنان كسانیاند كه نسلها را تباه میسازند و جامعه را به حضیض بردگی اقتصادی و بیحالی و مستی و عقبماندگی میكشانند. برای اینكه بر این واقعیت اجتماعی اشراف و اطلاع كامل یابیم، به مسائلی اشاره میكنیم كه از آثار جداییناپذیر زندگی تكاثری و اترافی است:
اول: تكاثر و اتراف، جو و حالتی را در نفس انسان پدید میآورند كه نتیجهاش نابودی و تباهی عقل و قلب و دین است.
دوم: تكاثر در داشتن ثروت و زیادهروی در مصرف، عواطف انسانی را میمیراند و پایههای فضیلت و اخلاق را منهدم میسازد.
این دو، پایههای همیاری اجتماعی و تعاون را متزلزل میسازد و به این وسیله، اساس توازن و تبادل را نابود و توده مردم را ضایع و هلاك میكند.[31]
ابن خلدون نیز در كتاب خود، در فصلی با عنوان «فراخی معیشت و تجمل و فرورفتن در ناز و نعمت، از موانع پادشاهی و كشورداری است» ثروت، رفاهزدگى و تنپروري را از عوامل مهم سقوط و نابودي اجتماعي ميشمارد.[32]
ب) الگوگیری از رسانهها
براساس اصولی مانند اصل لذت، فردگرایی و توجه صرف به علوم تجربی بود كه مادیگری در غرب به اوج خود رسید.
آنها با توجه به این اصول و با مطالعه دقیق حالات جوانان، مانند قهرمانخواهى، نیاز به محبوبیت،خودنمايى، حادثهجويى، بلندپروازى، رقابت، استقلالطلبی و... ، الگوهای جدید و جوانپسندی را مطرح میكنند.[35]
در این نظام، از روش الگویی بیشترین استفاده برای كسب منفعت بیشتر صورت میگیرد. دستگاههاي تبليغاتى، اكنون حرف خود را از زبان یك قهرمان ساختگی یا یك شخصیت مزدور میزنند و از دیگر سو،مشغول پرورش و ساختن قهرمانان و آرایش چهرههایی هستند كه بتوانند، بهرهگیری از آنها، جذابیت كاذب به وجود آورند و پیام خود را به طور كامل به مخاطب القا كنند.[36]
در جامعه ما، پس از جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، ارزشهای اسلامی و فرهنگی به تدریج كمرنگ شد و اسراف نكردن، قناعت ورزیدن، سادهزیستی و مانند آن به تدریج ارزش خود را از دست داد. در كنار عوامل بسیاری كه در این زمینه مؤثر بودند، نقش وسایل ارتباط جمعی بیش از دیگر عوامل بود.
دانشمندان ارتباطات برای وسایل ارتباط جمعی سه كاركرد مهم بیان میكنند:
خبري و آموزشى: نقش وسايل ارتباطى، انتشار جریان رویدادهای اجتماعی است، ولي برخي از این وسايل بهويژه تلویزیون، اینترنت و ماهواره، با پخش برنامهها و فیلمها میكوشند آموزههایی را با مُدهای تازه و مناسب با فرهنگ خودشان به گیرندگان برنامه ارائه كنند.
راهنمايي و رهبرى: رسانهها با توجه به ارزشهای خاص هر جامعه، باید به عنوان ابزاری در جهت خدمت به ارزشها و هنجارها باشند؛ امری كه در كشور ما نادیده گرفته شد و تلاش گردید تا افكار و ایدههایی به مخاطب القا شود كه با هنجارهای جامعه منافات داشت.
تفریحی و سرگرمى: وسایل ارتباط جمعی میتوانند با ارائه برنامههای گوناگون، اوقات فراغت خانوادهها را پر كنند و به طور موقت ذهن آنان را از مشكلات روزمره دور سازند.[37]
جريان الگوپذيري جوانان
1) رادیو، تلویزیون و سینما
رسانهها از راه ارائه هنجارهاي خاص اجتماعى، به افراد القا میكنند كه رفتار ارائهشده در رسانهها، رفتار مناسب اجتماعی است. به این ترتیب، رسانهها با ارائه الگوها و هنجارهای خاص، سبب ایجاد همنوایی در افراد میگردند. شركتهاي بزرگ جهان با استفاده از وسايل ارتباط جمعي مانند تلویزیون و رادیو در كشورهاي مختلف، میكوشند فرهنگ مصرفی را در جامعه رواج دهند.[38]
رسانهها از راه پخش آگهيهاي تجاري در تلویزیون، رادیو و سینما و پخش سريالهاي داستاني و مانند آن ميتوانند بيش از نظام آموزشي بر ذهن مخاطب خود تأثير بگذارند.[39] در كتاب سیطره جهانی از پروفسور اوانجلینا گارسیا، استاد ارتباطات اجتماعي نقل ميكند كه آهنگ موزيك و شعارهايي كه در فاصله هر چند دقيقه از رادیو و تلویزیون پخش ميشود، بهویژه در منازلی كه ارتباط افراد با دنیای خارج كمتر است، اثر مهمی را در ذهن شنونده به وجود میآورد كه او از آن به قالبهای فكری تعبیر میكند.
او معتقد است تبليغات تجارى، نوعی اتكای روانی در افراد پدیدار میسازد و احترام، شخصیت و ارزش افراد براساس آنچه میخرند و مصرف میكنند، معنا میشود.[40]
برنامههای صدا و سیما، فيلمهاي سینمايي و تئاترها و انواع آگهيهاي تبليغي تجاري ميتواند مردم را به سمت الگوی مصرفي مثبت يا منفي سوق دهد. چهبسا افرادی كه از این راه به سمت مصرف كالاهای لوكس و تجملی هدایت میشوند.[41]
همانگونه كه بیان شد، يكي از مهمترين ويژگيهاي دوران جوانى، حس الگوپذیری است. جوانان برای تكوین شخصیت روحی و فكری و اجتماعی خود، همواره میكوشند بهترین افراد را الگوی خود قرار دهند؛ گرچه گاه اشتباه میكنند و افراد ناشایست را الگوی خود میدانند.
دنیای غرب با سوءاستفاده از این ویژگی جوانان، ميكوشد هنرپيشههاي فاسد سینما، ورزشكاران بیبندوبار و خوانندگان بیشخصیت را در مقام الگوی كاذب به جوان معرفی كند. امروزه، وضعیت ارتباطات رسانهها در كشور به گونهای است كه ایمان و هویت جوانان به تاراج میرود. اگر به خوبی بنگریم، میبینیم كه در دورهاى، هنرپیشههایی مانند اوشین الگو بودند و اكنون یانگوم و جومونگ؛ و حتی در برخی از خانوادهها سبك غذای كُرهای جای خود را باز كرده است.
استفاده از نامهای غربی و نامأنوس بر روی فرزندان، تابلوها و شركتها، مد، تبليغ كالاهاي لوكس خارجى، تجملگرایی و...، از دیگر مصداقهای الگوپذیری از رسانههاست.
رسانههای عمومی به دنبال عرضه كالاهایی هستند كه موردپسند مردم و برای رسانهها از نظر اقتصادی سودمند است. اساس كار رسانهها را محورهایی تشكیل میدهد كه از راه آن به پول و سرمایه بیشتری برسند و یكی از این محورها، تبلیغ آگهیهای گوناگون تجاری و تبلیغاتی است. برخی عنوان میكنند كه آگهیهای تجاری به نفع مصرفكننده تمام میشود؛ چون از این راه، فروش انبوه كالاها آسان میشود و فروش انبوه، تولید انبوه را به همراه دارد. اما اقتصاددانان معتقدند آگهی انبوه به جای كاهش قیمتها، سبب تورم قیمت كالاها میشود. افزون بر این، رسانهها در تبلیغ، هیچگونه مسئولیت و نظارتی بر كیفیت كالاها ندارند و هركه پول بیشتری بپردازد، در اولویت قرار میگیرد.[42]
همچنين در بيشتر فيلمهاي سینمايي و سريالهاي ايراني، به هنرپیشهها تازهترین لباسهای مُدشده را میپوشانند و در هر صحنه از فیلم، لباسها و زیورآلات جدیدی جایگزین میشود. در كشور ما، بیشتر فیلمها در خانههای بزرگ و بسیار زیبا ساخته میشوند. وسایل خانه مانند مبلمان، سرويس غذاخورى، آشپزخانه و وسایل آن، آخرین مُدهایی هستند كه به كار میروند.
تقليدهاي شگفتآور از انواع آرايش مو و لباس وحركات هنرپيشگان فيلمهاي غربى، بلافاصله پس از نمایش آن فیلمها در خیابانهای تهران، آنچنان به چشم میخورند كه میتوان گفت یك شبه مانند قارچ پا به عرصه وجود مینهند. دنبالهروي تماشاگران از قهرمانان فيلمها به قدري آشكار است كه صاحبان مؤسسات و شركتهاي تجارى، در سال، صدها میلیون دلار به سازندگان فیلمها و هنرپیشگان برای مد كردن و تبلیغ پارهای از كالاهای خود میپردازند؛ هرچند كالاهای بیارزش و نامرغوبی باشند.[43]
بيشتر فيلمهاي ايرانى، خانوادههای طبقه بالا را به نمایش میگذارند كه تقلید طبقه متوسط و پایین را از آنان در پی دارد. به بیننده طوری القا میشود كه هركس ماشین، مبلمان، تلفن همراه، رایانه و مانند آن نداشته باشد، بیچاره است. حتی در برنامههای خانوادگی و تركیبی نیز چنین روندی را شاهد هستیم.
در برنامه آموزش آشپزی «بهونه» كه با اجرای سامان گلریز پخش میشود، گرچه ادعای سازندگان برنامه این است كه غذاهای ساده و كمخرج را آموزش میدهند، ولی انتخاب نوع وسایل آشپزی مانند همزن و مخلوطكن، تابه و دیگ كه همگی ماركهای خارجی دارند، چیدمان آشپزخانه،گاز فر صفحهای ومانند آن ترویج فرهنگ مصرفگرایی است. حتی در این برنامه، مارك ظروف آشپزخانه Dessini معرفی میگردد كه از شبكههای ماهوارهای نیز تبلیغ میشود.
در برنامه «به خانه برمیگردیم» كه هر روز عصر از شبكه تهران پخش میشود، در يكي از بخشهاي كارشناسى، دكوراسیونخانه آموزش داده میشود. در حالیكه بسیاری از خانوادههای جوان ایرانی اجارهنشین هستند و در آپارتمانهای با متراژ كم زندگی میكنند، خانم كارشناس درباره نحوه قرار گرفتن میز كنسول در راهروی خانه و وسایل لازم برای تزیین آن صحبت میكنند.
در حقیقت، رسانه ملی در سالیان اخیر، عامل اصلی ترویج مصرفگرایی در میان خانوادهها و جوانان بوده است؛ چراكه رسانه ملی كالا را تبلیغ نمیكند، بلكه مصرف را تبلیغ میكند.
2) ماهواره و اینترنت
در این میان، ماهواره و اینترنت نقش مهمی در ترویج و جهانی شدن مصرف یك كالا بازی میكنند؛ زیرا مُد جدید، نیازمند تقاضا و بازاریابی است. بنابراین، اینگونه وسایل، نقش بارزی در اشاعه فرهنگ مصرفی در جوامع دارند؛ زيرا بسياري از مدلهاي رايج آرايشى، پوششی و...، از سوی تولیدكنندگان و مصرفكنندگان از مدلهای ماهوارهای و اینترنتی الگوبرداری میشود.
در برنامههاي ماهوارهاى، جدیدترین لباسهای فَشِن از معروفترین طراحان لباس جهان نمایش داده میشود. از زنان برای تبلیغ خمیردندان، وسایل آرایشی و ظروف آشپزخانه بهره برده میشود و بیشتر تبلیغات در مورد رژ لب، كرمپودر، قرصهاي لاغرى، نوشیدنیهای انرژیزا و... است كه به سرعت در جامعه رواج مییابند.
در كشور ما دسترسی به شبكههای ماهوارهای به دلیل امكان تهیه آسان و ارزان تجهیزات دریافت برنامههای ماهواره، بسیار آسان است و بیشتر جوانان به دیدن برنامههایی تمایل دارند كه آنها را در برنامههای داخل كشور نمییابند و در واقع به خاطر برنامههای مبتذل از ماهواره استفاده میكنند.[44] این روند سبب شده كه بسیاری از جوانان و بهویژه دختران به آرایش چهره و خرید لوازم آرایشی روی آورند. به گزارش ذیل دقت كنید:
گرایش روزافزون زنان، دختران و دختران كم سن و سال به استفاده بيرويه از لوازم آرايشى، به مرز بحران رسيده و نگرانيهاي عميقي را برانگيخته است و موج فزاينده استفاده از لوازم آرايشى، چنان سرسامآور است كه مهار این بحران دشوار به نظر میرسد.
چشمروشنها، لنز تیره میخواهند؛ چشمتیرهها، لنز روشن. اگر پوست دختری برق بزند، ماتكننده چارهكار است؛ در این صورت ديگر برق نميزند. گاهی به علت نوع پوست یا هزینه بالای جراحی با لیزر، ترمیم آسیبهای صورت ممكن نیست. در این هنگام است كه انواع پودرها و لوازم آرایشی سفیدكننده به كار میرود. در بیشتر اوقات، زنان و دختران جوانی كه عارضهای در صورت ندارند وشادابی و طراوت پوست آنها، در حالت معمولی است، به طور بیوقفه، از لوازم زیباكننده استفاده میكنند. این افراد، شبها كه به منزل بازمیگردند، با شیرپاككنهای مختلف و صابونهای رنگی متفاوت، شلوغي و آرايش چهرههايشان را كه در اثر استفاده بيرويه مواد آرايشى، حالتی زمخت و مكدّر پیدا كرده، مرتب میكنند.[45]
همچنین تبلیغات ماهوارهای سبب شده است كه بسیاری از افراد به سمت جراحیهای زیبایی بروند. استفاده از ژلهاي غيردايم نيز بسيار روايج يافته است و از آن براي گونهگذارى، افزایش حجم لب و برطرف كردن چین و چروك پوست استفاده میكنند. استفاده از این ژلها در كشورهای اروپایی و امریكایی برای افراد با سنین بالاست، ولی در ایران، افراد زیر هیجده سال برای این كار اقدام میكنند. [46]
درباره اینترنت نیز وضع همینگونه است. امروزه سهم رسانههايي مانند تلویزیون و رادیو در پُر كردن اوقات فراغت جوانان بسيار كاهش يافته است و سهم ضبط صوت و رسانههايي مانند اینترنت بيشتر شده تا بتوانند از راه فعاليتهاي آنلاين و غير آنلاين، مانند به اشتراك گذاشتن موسيقى، گوش دادن به موسيقى، بازیهای رایانهای و.. اوقات خود را بگذرانند. به همین نسبت، تمایل افراد برای یاد گرفتن سازهای موسیقی افزایش یافته است.
پى نوشت ها :
[30]. همان،/4/1373.
[31].محمدرضا،محمد و علي حكيمى، الحیاة، ج 3، صص 326 و 327.
[32]. مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروين گنابادى، ج 1، ص 267.
[33]. مصطفی عباسیمقدم، نقش اسوهها در تبلیغ و تربیت، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1381، ص 48.
[34]. همان، ص 43.
[35]. نك: عليقائمى، شناخت، هدایت و تربیت، تهران، امیر بهادر، 1378، ص 13.
[36]. نقش اسوهها در تبلیغ و تربیت، ص 333.
[37]. نك: علي اسدى، افكار عمومی و ارتباطات، تهران، سروش، 1371؛ فرامرز رفیعپور، وسايل ارتباط جمعي و تغيير ارزشهاي اجتماعى، تهران، كتاب فرا، 1378.
[38]. سيطره جهانى، ص 240.
[39]. همان، ص 289.
[40]. همان،ص 287.
[41]. مقاله «تهاجم فرهنگى و الگوی مصرف»، روزنامه سلام، 6/11/1372.
[42]. احمدعلی قانع، محدوديتهاي پيامرساني در قوانين ديني و بشرى، قم، بوستان كتاب، 1385، ص 40.
[43]. نزهت قائممقامى، مقدمهاي بر جامعهشناسي وسايل ارتباط جمعى، ص 36.
[44]. www.nyoir.com
[45]. روزنامه خبر جوان، 22/12/1383.
[46]. www.Bornanews.ir
روزي عقيل در عهد حكومت برادرش اميرالمؤمنين علي(علیه السّلام)بر آن حضرت وارد شد، امام به فرزندش حسن(علیه السّلام)فرمودند: جامه اي به عمويت عطا كن. حضرت يكي از لباس ها و نيز از رداهاي خويش را به عمويش عنايت كرد. هنگامي كه شب فرا رسيد غذا حاضر شد و در سفره آنها به جز نان و نمك چيزي ديگري نبود.
عقيل با تعجّب پرسيد: غير از اين چيز ديگري نيست!.
اميرالمؤمنين(علیه السّلام)فرمودند: آيا اين از نعمت خدا نيست ستايش بسيار خداوند بزرگ را. عقيل كه تحمّل اين وضع برايش دشوار مي نمود، به حضرت عرض كرد: مقداري به من كمك كن تا قرضم را بپردازم و موجب تسريع در سهولت كار من شود و آن گاه از خانه ات خارج شوم.
حضرت بدو فرمود: قرض تو چه اندازه است اي ابا يزيد.
عرض كرد هزار درهم. حضرت فرمود: قسم به خدا كه از مال خود اين مقدار را ندارم؛ ولي صبر نما تا حقّ خود را از بيت المال بگيرم و آن را بين خود و تو تقسيم نمايم و اگر نبود كه ناچارم براي عيال خود چيزي باقي بگذارم، تمام آن را به تو مي بخشيدم.(35).
مقصود اين است كه ملاحظه مي شود حضرت علي(علیه السّلام)در عين حالي كه برادرش عقيل را در شدّت فقر و احتياج مي بيند به او وعده مي دهد، تا در موقع گرفتن نصيب خود از بيت المال آن را تقسيم كند و حاضر نيست به قيمت صدمه زدن به افراد تحت كفالتش تمامي آن را به برادرش ايثار نمايد.
اين در صورتي است كه ايثار موجب ضرر بر اعضاي خانواده باشد و اما اگر اين عمل لطمه اي بر آنان وارد نياورد و يا اين كه از جاي ديگري به زودي جبران شود و يا خود آنها پيشنهاد اين كار را بدهند و بدان اقدام نمايند، آن چنان كه در قضيه اطعام به مسكين و يتيم و اسير از ناحيه خاندان عصمت ه پيش آمد، نه تنها اين عمل حرام و مذموم نيست؛ بلكه اين خود از بهترين صفات كمال به حساب مي آيد و بنا به فرموده حضرت صادق ژ:.
وَهِىَ جِارِيَة فِى كُلِّ مُؤْمِنٍ فَعَلَ ذلِكَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ؛(36) اين آيات مدح ايثار اهل بيت ه در سوره (هل اتى) (گرچه در شأن اهل بيت عصمت است) در حقّ هر مؤمني كه اين رويّه را در پيش بگيرد و عمل كند جاري و صادق است.
اين كه حضرت علي(علیه السّلام)در قضيّه درخواست برادرش عقيل حاضر به ايثار او برخانواده اش نيست، ولي اهل بيت عصمت و طهارت در قضيّه اطعام ايثار نمودند، از آن روست كه حضرت در آن قضيّه خود را مسؤول تأمين خانواده و محافظت آنان از تلف شدن و صدمه خوردن مي داند. در صورتي كه اگر خود آنها بدين كار اقدام كنند و سير كردن شكم گرسنه اي را بر اشباع خويش براي خدا مقدم بدارند، كاري است كه خود اختيار كرده اند و آن حضرت براي خود در اين جهت مسؤوليتي نمي بيند. گذشته از آن، در عصر حكومت امام(علیه السّلام)يك فرد معمولي به جاي فاطمه زهرا در خانه آن حضرت بوده است و او آن آمادگي براي ايثار را - آن گونه كه حضرت فاطمه دارا بود - در خود نداشته است
درهم تنيدگی مسائل هريك از عرصههای اقتصاد، سياست، فرهنگ و فرد، خانواده، جامعه و... راه را برای محدود كردن حوزهی مسؤوليت آحاد مرتبط با هريك از اين عرصهها مشكل و شايد غيرممكن میسازد. به همين دليل داوری در اين خصوص كه اصلاح الگوی مصرف امری مرتبط با كدام يك از اين زمينههاست بسيار دشوار است و تعيين سهم مسؤوليت هريك دشوارتر؛ اما بررسی ابعاد مختلف مسأله میتواند به تسهيل اين امر دشوار بيانجامد.
اصلاح، تغييری جهتگيری شده يا كاهشی غيرهدفمند
بیگمان كاهش حجم و تنوع مصرف، نخستين برداشتی است كه از شعار اصلاح الگوی مصرف به ذهن متبادر میشود. اين در حالی است كه اساساً صرف كاهش، بدون در نظر گرفتن جهتگيری كلان جريان اصلاح، میتواند موجب آسيبرسانی به اين تلاش اصلاحی شود. برای نمونه چنانچه الگوی مصرف بسياری از مواد غذايی تعيين كننده در سلامت در كشور ما، با استانداردهای علمی پذيرفته شدهی جهانی آنها مقايسه شود، میتواند زمينهی شناسايی علل شيوع بسياری از بيماریهايی شود كه صرف نظر از همهی پيامدهايش، هزينهی مادی گزافی بر اقتصاد جامعه تحميل میكند؛ سرانهی پايين مصرف لبنيات و نقش آن در بيماریهای دهان و دندان يا پوكی استخوان و مصرف پايين استفاده از گوشت سفيد و تأثير آن در افزايش بيماریهايی چون فشار خون و مشكلات قلبی و عروقی در كشور، مثالهای روشنی در اين زمينه هستند. روشن است كه تفسير سطحی واژهی "اصلاح" به صِرف "كاهش"، در چنين مواردی اتفاقاً آثار مخرب بيشتری در پی خواهد داشت، در حالی كه اصلاح به معنای تغيير هدفمند، میتواند به معنای افزايش مصرف در زمينههايی باشد كه در نهايت دستيابی به اهداف مطلوب را در درازمدت به دنبال دارد.
اصلاح الگوی مصرف كالا يا ثروت
مفهوم «كَنْز» در ادبيات قرآنی و به تبع آن در اقتصاد اسلامی به ثروتی اشاره دارد كه از جريان متعادل و متعارف توليد و مصرف خارج شده و به شكلی غيرمولد و تنها در خدمت ارضاء حس طمعورزی و تكاثرِ افرادی با ضمير بيمار قرار گرفته، ميل به تفاخر را در آنان اشباع میكند. مخالفت فرهنگ دينی با چنين شيوهای در استفاده از ثروت، نشان میدهد كه توجه به الگوی مصرف تنها مربوط به نوع استفاده از كالاهای مصرفی روزمره نيست، بلكه شيوههای بهرهبرداری از منابع ثروت نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. پيشنهاد رهبر معظم انقلاب به سرمايهگذاری مازاد امكانات مادی در مسيری مولد- حتی اگر مايل به انفاق آنها نيستيم- در واقع اشارهای دقيق به لزوم بازنگری افراد و خانوادهها و البته دولت به شيوههای بهكارگيری ثروت خصوصی و عمومی است.
توليد، توزيع و مصرف، حلقههايی از فرايند واحد
در برنامهريزی برای عملياتی نمودن جريان اصلاح الگوی مصرف، تفكيك حلقهی مصرف از ساير بخشهای فرايندی كه شامل توليد و توزيع نيز میگردد، میتواند خطايی جدی بهشمار آيد. تعابيری چون اسراف و تبذير در فرهنگ دينی ما میتواند در موارد مربوط به هريك از اين حلقههای به هم پيوسته صدق كند؛ همچنانكه وجود الگوهای ناسالم در جريان تحقق و اجرای هريك از آنها به روشنی ممكن است.
شرايط حاكم بر نظام توليد و سازمان توزيع بهعنوان اساسیترين مقدمات مصرف- كه البته خود نيز متوقف بر مقدمات بسيارند- در موارد فراوان شرايطی اجتنابناپذير را بر جريان مصرف تحميل نموده، شكلگيری الگويی نامتوازن در آن را موجب میگردد؛ الگويی كه بهسرعت شكلی نسبتاً پايدار يافته، تغيير و اصلاح آن مشكل، زمانبَر و پرهزينه میگردد. شرايط نامناسب توليد نان يا جريان ناصحيح توزيع بسياری ديگر از موادغذايی در كشور از جملهی اين مواردند. اصلاح اين بخشها بهطور طبيعی- اگرچه شايد نه در كوتاهمدت- به اصلاح اساسی الگوی مصرف در اين موارد ميانجامد.
مصرف، پاسخ به نيازهای واقعی يا كاذب
بعيد به نظر میرسد بتوان مصرفكنندهای را وادار كرد كه به غيرضروری بودن مصرف آنچه مورد استفاده قرار میدهد، اعتراف نمايد. اين نكته به آن معناست كه ما اصولاً معتقديم الگوی مصرف ما مبتنی بر نوع، شكل و حجم نياز ماست. اما بهراستی كدام نياز؟ نيازی واقعی و مستند به شواهد و دلايل عقلی و علمی كه طبعاً مورد تأييد دين هم قرار میگيرد؟ يا احساسی متكی بر عادت، زيادهطلبی و تلاش برای پاسخ به خلأهای شخصی و شخصيتی، و يا حتی همراهی با هنجارهای عرفيِ راه به خطا برده؟ به تعبير دقيقتر، كدام نياز؟ واقعی يا كاذب؟ از همينجا نقش تعيينكنندهی نظام تربيت و ساختار فرهنگ، آشكار گرديده و اصلاح الگوی مصرف متوقف بر يك جريان طولانی از اصلاح نگرههای فرهنگی و الگوی تربيتی میشود.
اركان نظام تربيت
تربيت امری است كه بهگونهای تدريجی و غالباً ناخودآگاه شكل میگيرد و شكلگيری آن طبيعتاً متأثر از عوامل و زمينههای متعدد و متنوعی است. نقش خانواده، سازمانهای رسمی آموزشی و تربيتی، رسانههای جمعی و دستگاههای تبليغاتی در تحقق يك الگوی نسبتاً پايدار تربيتی، غيرقابل انكار و طبعاً لزوم پاسخگويی آنها در قبال شرايط فرهنگی موجود، اجتنابناپذير است. لازم است هريك از اين مجموعهها- بیآنكه با فرافكنی، قصد شانه خالی كردن از زير بار مسؤوليت خود را داشته باشند- به ارزيابی نقش مثبت يا منفی خود در اين شرايط بپردازند و نيز سهم خود را در مسؤوليت اصلاح الگوی تربيتی و فرهنگی كلان موجود و بهطور خاص الگوی فعلی مصرف بازشناسند.
برای نمونه نقش رسانهی ملی در معرفی، تأييد و ترويج قالبهای متنوع مصرفزدگی، رفاه و تجمل- چه در قالب پخش پيامهای بازرگانی كه بنا بر ضرورت نيازهای مالی رسانه توجيه میشود و چه در قالب ساخت برنامههای نمايشی كه ضرورت ايجاد جاذبههای بصری را بهانهی بازنمايی آن میسازند- در افزايش انتظارات غيرواقعبينانهی مردم بهويژه جوانان از زندگی، رفاه، تنوع و تكثر قالبهای مصرف و... بسيار مؤثر است. ادامهی اين روند میتواند مخاطرهآميز و مانعی جدی در مسير اصلاح الگوی مصرف تلقی گردد. البته اين مثال نبايد موجب كوچك شمردن اثر ساير بخشهای نظام تربيت و ناديده انگاشتن نقش تعيينكنندهی آنان- از جمله مراكز متولی تعليم و تربيت رسمی در جامعه مانند آموزش و پرورش و ساير بخشها- شود.
الگوی مصرف دينی، يا الگوی مصرف برخی متدينان
متأسفانه گاه اشكالی از برداشتهای دينی يا برداشتهای تحميل شده به فكر و فرهنگ دينی نيز به كمك توجيه اين نيازهای كاذب میآيند. مانند آنكه در صورت كسب درآمد از راه حلال، برخورداری از حداكثر رفاه و آسايش، ممنوعيت يا محدوديتی ندارد؛ يا در صورتی كه برخورداری از حداكثر اين رفاه و حتی تجمل، موجب ارتكاب معصيتی نشود، منعی نخواهد داشت؛ يا حتی ميان ملاحظهی شأن و شؤونات فرد يا خانواده و سطح اجتماعی خاص با آموزههای دينی تعارضی نيست! ...همين است كه حتی در ميان لايههای اجتماعی متدينان و متشرعان جامعه، میتوان شكلگيری نوعی اشرافيت دينی يا اشرافيت متظاهر به تدين را بازشناخت كه علاوه بر گناه اسراف و تبذير و بیتوجهی به اقشار دردمند جامعه، بايد گناه بدنما ساختن دين و اخلاق دينی و وارونهنمايی آموزههای دينی را نيز به كارنامهی اعمال آنان افزود.
بهراستی آيا آموزههای دينی تنها به توجه دادن انسان مسلمان نسبت به كسب حلال اكتفا نموده و به نوع مصرف اين امكانات برآمده از حلال بیتوجهی نمودهاند؟ مرز رفاه مشروع و به تعبير قرآن نصيب حلال از دنيا، با تجمل و اسراف و دنيازدگی چيست؟ استفاده نكردن از ثروت و امكانات در راه حلال يعنی چه؟ بیتوجهی به نيازمندان و محرومان و بهرهبرداری حداكثری از تجمل و رفاه و تلذذ، در ادبيات دينی ما گناه شمرده میشود يا خير؟ و اساساً در جامعهای كه بسياری از مردم از انواع محدوديت و محروميت رنج میبرند، تكيه زدن انحصاری بر سرمايههای گستردهی مادی به بهانهی ملاحظهی شؤون فردی و خانوادگی چه معنايی دارد؟ طبعاً دانشمندان علوم دينی و بهخصوص خطبا و مبلغانی كه در ارتباط نزديك با افكار عمومی متدينان قرار دارند، بيش از همه میتوانند در رفع چنين بدفهمیها يا سوء تفاهمهايی مؤثر واقع شوند.
مادر، محور تحقق تربيت و تحول فرهنگ
چنانچه اصلاح فراگير الگوی مصرف را امری متوقف بر يك تحول فرهنگی عميق و ماندگار بدانيم و خانواده را اساسیترين زمينه برای جهتدهی و تحقق اين تحول فرهنگی، برای هدفمند نمودن اين جريان و دستيابی به حداكثر نتيجه، بايد زنان بهعنوان محوریترين عضو در عرصهی مناسبات تربيتی خانواده، كانون توجه كسانی قرار گيرند كه وظيفهی برنامهريزی كلان در جهت عملياتی كردن شعار اصلاح الگوی مصرف را بهعهده دارند.
روشن است كه اين لزوم توجه به زنان در برنامهريزیهای آتی، نه به دليل نياز ويژهی آنان به اين توجه، كه به دليل نياز جامعه به مداخلهی مؤثر زنان در اين حركت تعيينكنندهی اجتماعی است. كسانی كه چشمپوشی از ظرفيت بالای آنان در اثرگذاری بر تحولات فكری، تربيتی و فرهنگی در خانواده- و البته خارج از خانواده- میتواند از دست رفتن يك سرمايهی ارزشمند و بیبديل انسانی و اجتماعی تلقی شود. بنابراين آموزش، فرهنگسازی، فعالسازی و حمايت از زنان در جريان اصلاح الگوی مصرف میتواند راهبردی اساسی در اين زمينه تلقی شود.
الف- ضايع كردن مال و بيهوده تلف كردن آن، اگر چه كم باشد از بارزترين مصاديق اسراف است مانند بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان، پوشيدن لباس قيمتي مخصوص مهماني در محيط كار، دور ريختن غذا و ميوه به بهانه استفاده از آن. نقل شده است كه امام صادق (ع) روزي نگاهش به ميوه اي كه بطور كامل خورده نشده، و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود، افتاد. ايشان با ديدن ميوه نيم خورده خشمگين شده و (با عتاب) فرمودند: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد، بسياري از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسي بدهيد كه نيازمند آن است. 4
چرا غذا را بيش از نياز پخت ميكنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويي نمي كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ، لوازم التحرير، دستمال كاغذي زياده روي ميكنيم؟ چرا از ميوه ها درست استفاده نمي كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهداري آن اصول لازم را به كار نميبنديم؟ چرا عده اي مرفه و بي درد ثروت عمومي جامعه را ولو با درآمدهاي خود با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع ميكنند؟ چرا الگوهايي كه در برخي رسانه هاي جمعي و نيز عملكرد بعضي مديران مشهود است جامعه را به سوي يك زندگي تجملي و اسراف گرايانه ميكشد؟ و ده ها چراي ديگر كه همه روزه با آن برخورد داريم. امام صادق(ع) ميفرمايد: «ميانه روي در زندگي چيزي است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد، حتي اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايي باشد، چرا كه آن هسته به كار مي آيد. يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد». 5
در روايتي امام موسي كاظم (ع) در پاسخ به اين سئوال كه» آيا اگر كسي ده پيراهن داشته باشد اسراف كرده است ؟»، پاسخ منفي داده ميفرمايند: «لا، و لكن ابقي لثيابه و لكن السرف ان تلبس ثوب صونك في المكان القذر» 6؛ اسراف آن است كه لباس فاخر خود را در مكان آلوده و كثيف بپوشي. آري ! استفاده نا بجا از امكانات زندگي مانند لباس، غذا و... نيز اسراف است.
يكي از ويژگيهاي عالي فرهنگ اسلام اين است كه در مصرف و استفاده از بعضي امكانات «شان و موقعيت» افراد را مد نظر قرار داده؛ ملاك اسراف و عدم اسراف را با اوضاع و احوال زماني و موقعيت اقتصادي و اجتماعي فرد گره زده است. به عنوان مثال در مسئله نفقه همسر، منزل و لباس و زيور آلات را در شان و جايگاه همسر منوط كرده است. البته بايد توجه داشت كه وسعت و سادگي چيزي است، و تجمل پرستي چيز ديگر. از ديدگاه اسلام اولي ممدوح و دومي مذموم است. مسئله اي كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بهرهبرداري از نعمتهاي الهي، چنان چه از حد طبيعي فرد منزلت اجتماعي او بگذرد، اسراف است. استفاده از امكانات در حد اعتدال پسنديده است و چه بسا كمتر از اين حد در مورد بعضي افراد، مصداق بخل باشد. حضرت علي (عليه السلام) درباره نشانه مسرف مي فرمايد: «للمسرف ثلاث علامات: ياكل ماليس له و يلبس ماليس له و يشتري ماليس له»؛ اسرافكار سه ويژگي دارد: مافوق شان خود مي خورد، بيش از شان خود ميپوشد و بيش از منزلت خود خريدكند.
در اين بحث نبايد غافل بود كه برخي براي توجيه ولخرجيها و چشم و هم چشميهاي خويش، شان و منزلتي ساختگي براي خويش ميسازند. لذا بايد از تقليد كور كورانه از ديگران پرهيز نمود. در تعابير اسلامي حدي را كه براي مسكن معين كرده اند اين است كه به اندازه «كفايت» و «كفاف» آدمي باشد و اين مقدار نسبت به افراد، خانواده ها، زمانها و مناطق متفاوت است. در عين حال اين امر بايد به گونه اي باشد كه از حد اعتدال زمان و منطقه آن فرد تجاوز نكند. حضرت علي(عليه السلام) در بيان حد لباس انسانهاي باتقوا ميفرمايد: «ملبسهم الاقتصاد» لباس پوشيدن متقين در حد اعتدال و ميانه روي است. نه لباسهاي قيمتي ميپوشند و نه لباسهاي ژوليده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولي، ظاهري آراسته، پاكيزه و متين دارند. 7
ب- صرف مال در آنچه به بدن ضرر مي رساند. مثل خوردن پس از سيري، در صورتي كه مضر باشد.
امام صادق (عليه السلام)مي فرمايد: «انما الاسراف فيما اتلف المال و اضر بالبدن» 8 اسراف در چيزي است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود. استفاده از اموال خود در جهت آسيب رساندن به بدن را ميتوان در مواردي چون استعمال دخانيات، نوشيدنيها و تنقلات مضر، جراحيهايي مانند جراحيهاي زيبايي و مانند آن صادق دانست.
البته مواردي مانند جايي كه درمان بيماري و سلامتي آدمي به هزينه زياد نياز دارد، بايد هزينه كرد و به يقين اسراف نخواهد بود.
ج- صرف مال در مصارفي كه شرعا حرام است. مانند خريد شراب و ابزار و ادوات حرام.
استفاده اموال در مسير حرام ناسپاسي بزرگي است كه نعمت پرروده اي چون انسان به نعمت رساني چون رازق هستي، دارد. «لئن كفرتم ان عذابي لشديد» 9. بزرگترين اسراف نعمت استفاده از آن در حرام است
اصولا توجه به این نکته ضرور است که هر کس چقدر حق هزینه دارد که وقتى از آن حد گذشت مشمول اسراف مىشود و باید از آن خوددارى نماید، به اعتبارى مصرف و مخارج زندگى را مىتوان به دو قسم تقسیم نمود، مخارج روا و مخارج ناروا، قضاوت در مورد روا و ناروا بودن مخارج با عرف و افراد اجتماع است. همانطور که قضاوت در مورد اباحه و حرمتبه دستشرع است، هر کس براساس ایمان و عدل اسلامى موظف است زندگى خویش را طبق شان و موقعیتى که در اجتماع دارد تنظیم کند (البته این با معنى مساوات اسلامى منافاتى ندارد، زیرا این تفاوت براساس تفاوت در شهرت و ضعف استعداد و میزان تلاش و فعالیت هر کس و مراحل مختلف افراد است) مثلا در باب خمس داریم که افراد در مورد منافع کسب باید مخارج سالانه خود را طبق شان تامین کنند و آنچه از این معیار اضافه باشد مشمول خمس مىشود و یا در باب زکات شرط است که نیازمندانى مىتوانند آن را دریافت نمایند که هزینه لباس و غذا و سایر مخارج ضرور زندگى آنان تامین گردد و توسعه یابد تا همسطح سایر افراد قرار گیرند.
در مورد نفقه زن که بر عهده شوهر است معیار چنین است که مرد خوراک و پوشاک زن را در حد شایسته و شرافتمندانه که در خور شان و موقعیت اجتماعى اوست تامین نماید در این زمینه قرآن مجید مىفرماید: «و على المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف لاتکلف نفس الا وسعها» (۲۸) بر آن کسى که فرزند براى او متولد شده (پدر) لازم استخوراک و پوشاک مادر را به طور شایسته و در مدت شیردهى بپردازد حتى اگر طلاق گرفته باشد، هیچ کس موظف به بیش از مقدار توانایى خود نیست.
مىبینیم آن قسمت از مخارج و هزینههایى که با موقعیت اجتماعى و شؤون زندگى انسان موافق و سازگار است اقتصاد و تقدیر معیشت است و آنچه از این حد و مقدار تجاوز کند، اسراف و زیادهروى است و موجب غضب پروردگار خواهد بود. لازم به تذکر است که شاید نتوان معیار و مقدار معینى براى اسراف در نظر گرفت. بلکه اسراف مفهومى است که در افراد مختلف و اوضاع گوناگون و اجتماعات مختلف مصادیق متفاوت و مختلفى مىیابد، مثلا ممکن است پوشیدن لباس و یا خوردن غذایى خاص در شرایطى که در جامعه نیازمند و محتاج وجود ندارد اسراف نباشد لکن همان پوشاک و خوراک در جامعهاى فقیر و یا زمانى خاص زیادهروى و اسراف محسوب شود و این خود توجه دادن ثروتمندان استبه این که مسایل مهمتر را در نظر بگیرند و بر تمام ابعاد زندگى خود را زیر نظر گیرند و احساس مسؤولیت کنند و بدانند که همگان در پیشگاه ایزد متعال مسؤولند; مسؤول در برابر خود و جامعه خود. غنى باید در فکر فقیر و رفع نیازهاى او باشد که در تعالیم اسلام بر این مساله تاکید فراوان شده است و براى نمونه علاوه بر آیات شریفه قرآنى که وارد شده استبه این کلام مشهور حضرت رسول۹ اکتفا مىشود که فرمود: «من اصبح و لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»، پس باید غنى در فکر فقیر و در راه رفع حوایج او باشد و افراد کم درآمد در مرز خود حرکت کنند تا امتیازهاى نابجا از میان برود و اصول در جامعه رشد کند و بحرانهاى اقتصادى پدید نیاید.
کارشناسان اقتصادی معتقدند در بحث الگوی مصرف خانگی حقیقتاً نیازمند تحول هستیم. شیوه احتکار مواد غذایی یکی از عوامل افزایش قیمت ها در بازار است. کارشناسان تغذیه ای نیز بر این باورند که می توانیم خیلی از اقلام خوراکی را جایگزین اقلام دیگری کرده تا هم به اقتصاد خانه کمک کنیم و هم پروتئین ها و مواد لازم را به بدنمان برسانیم. به عنوان مثال نقش حبوبات و لبنیات به اندازه سایر اقلام خوراکی درسبد خرید خانواده های ایرانی پررنگ نیست.
در بحث راه حل های صنعتی در اصلاح الگوی مصرف دو منظر را می توان پیگیری کرد: یکی روش تولید محصولات و کاهش مصرف حامل های انرژی (آب، برق و گاز) و دیگری تولید محصولات پربازده و کم مصرف می باشد. لازم به توضیح است که اگر تنها در بخش صنعت صددرصد صرفه جویی صورت گیرد، درحوزه برق می توان سالانه 5 نیروگاه 900مگاواتی صرفه جویی کرد. به عنوان مثال در حال حاضر تولید فولاد از قراضه آهن آن هم با روش احیای مستقیم با استفاده از گاز انجام می شود. درصورتی که می توان به جای گاز از زغال سنگ و کک بهره گرفت که طبق برآوردها 11میلیارد تن ذخیره زغال سنگ داریم. از سوی دیگر با راه اندازی کوره های بلند می توان به جای قراضه آهن مستقیماً سنگ آهن را از معادن استخراج کرده و در صنعت فولادسازی به کار گرفت.
انتقاد شهروندان را با تلاش بیشتر پاسخ می دهیم
اگر تنها 10درصد صرفه جویی در حوزه برق مصرفی خانوارها داشته باشیم، می توانیم از محل صرفه جویی ها 6 نیروگاه 800مگاواتی در سال راه اندازی کنیم. آمار نشان می دهند که میزان مصرف برق خانگی ایران 3برابر مصرف خانگی دنیاست.
بهزاد مدیرعامل شرکت توانیر توضیح می دهد: «میزان متوسط مصرف برق خانگی در ایران 2900کیلووات ساعت است که در دنیا این رقم 900 کیلووات ساعت ثبت شده است. ما برای فصول خنک 200کیلووات ساعت و برای فصول گرم 300کیلووات ساعت پیش بینی کرده ایم که در فصول گرم برای مناطق جنوبی این رقم به 1500کیلووات ساعت می رسد. تلاش سال گذشته شرکت توانیر برای کاهش متوسط مصرف برق خانگی در این راستا بود که 150میلیون لامپ کم مصرف در نقاط مختلف کشور به ویژه تهران توزیع شد که امسال 50میلیون لامپ دیگر توزیع خواهیم کرد. ضمناً برای مقابله با مشترکین پرمصرف هشدار می دهیم که باتوجه به نرخ تعرفه سبز (تعرفه برق بادی 130 تومان برای هر کیلووات ساعت) هزینه هایشان برآورد خواهد شد. و بازهم تأکید می کنیم مشترکین پرمصرف انتظار جریمه به شیوه خاموشی و قطع برق را داشته باشند.»
سعید ابراهیمی یک شهروند تهرانی درحالی که دو عدد لامپ کم مصرف 105وات هرکدام به قیمت 25هزار تومان خریداری کرده و از مغازه الکتریکی خارج می شود، در پاسخ به این سؤال که آیا طرح توزیع لامپ کم مصرف خانه به خانه شامل محله شما هم شده است، می گوید «نه تنها شامل محله ما در منطقه پیروزی نشده، بلکه فامیل هایمان نیز در سایرمناطق چنین چیزی دریافت نکرده اند. ضمناً قیمت این لامپ ها به میزان چشمگیری هر ماه درحال افزایش است. قبل از عید یک لامپ کم مصرف 105 وات به قیمت 21500 تومان خریداری کرده بودم که الان به 25 هزار تومان رسیده است.»
یک شهروند خوزستانی با گلایه می گوید: «شرکت توانیر شیوه های آموزشی مصرف بهینه را باید در منطقه جنوب نیز با جدیت بیشتری دنبال کند. در مناطق روستایی که مردم از قدرت خرید کمتری برخوردارند، توزیع رایگان لامپ کم مصرف می تواند قدم مؤثری لااقل در مسیر آشنایی مردم با شیوه های مختلف باشد.»
مهندس بهزاد مدیرعامل شرکت توانیر با اشاره به موفقیت کاهش مصرف در ساختمان های دولتی می گوید: «نزدیک به 3035 ساختمان دولتی را کنترل کرده ایم که 5/12 درصد مصرف داشته اند و این نشان می دهد دولت ابتدا اصلاح الگوی مصرف را از خودش آغاز کرده است.»
ضمناً برای ترویج شیوه های مصرف بهینه در سال جاری تلاش دوچندانی خواهیم داشت.»
«پولش را می دهم» اثبات سطحی نگری است
درباب صرفه جویی حوزه آب با اقدامات سال های اخیر صدا و سیما از لحاظ ترویج فرهنگ مصرف گام های موثری برداشته شده است. زینب قدیمی یک شهروند تهرانی می گوید: «چنانچه خانم های خانه دار متوجه اهمیت موضوع شوند، حتی با نصب یک شیر کم مصرف برای ظرف شویی آشپزخانه به جای شیرآلات کلاسیک (قدیمی) می توان به میزان بسیار زیادی در امر صرفه جویی خانگی موفق ظاهر شویم. شهروندان متوجه باشند که اگر تا سال گذشته اصلاح الگوی مصرف یک وظیفه بوده، الان با فرمایشات مقام معظم رهبری یک تعهد شرعی است.»
جرم هايي نظير گرانفروشى، احتكار، رشوه خوارى، دزدي و كلاهبرداري و غير آن، يا مانند حرص و آز و مال اندوزى، ريشه در اخلاق دارد و يا مثل ترس از تنگدستي و فقر، از عامل رواني برخوردار است و يا اين كه جنبه سياسي و مبارزه با نظام و حكومت دارد. و در بسياري از موارد هم معلول وضعيّت اقتصادي و مالي مجرم است و اين وضعيت نامطلوب اقتصادي نيز عوامل مختلفي دارد، كه مهم ترين آنهإ؛هه اسراف و تبذير و ناهماهنگي بين درآمد و هزينه زندگي است.
اسراف، بر هم زننده تعادل و موازنه بين دخل و خرج و نيز نابودكننده توانايي مالي زندگي و فرساينده ثروت و امكانات حيات است.
اسراف است كه شخص مسرف را دچار فقر و عدم كفاف درآمد مي سازد و او را در جهت تأمين مخارج زندگي با اشكال مواجه مي نمايد؛ او اگر بخواهد به همين درآمد عادي و طبيعي اش اكتفا كند، توانايي پاسخگويي به نيازهاي خود و خانواده اش را ندارد و در نتيجه يا بايد تن به اضافه كاري هاي طاقت فرسا و ملال آور بدهد - اگر از ارتكاب جرم، در خود احساس گناه كند - و يا به ناچار دامن خويش را به جرايمي از قبيل آنچه گفته شد بيالايد، تا بتواند بدين وسيله چرخ زندگي پرخرج و پرهزينه خود را همچنان در حركت نگه دارد.
چكيده سخن اين كه، اسراف زاينده فقر و افزايش دهنده نيازهاست و آن هم سرمنشأ اين گونه اعمال خلاف است.
شايد سخن حضرت صادق ژ اشاره به همين پيامدهاي زشت عدم كفاف درآمد به هزينه داشته باشد آن جا كه فرمود:.
كِادَ الفَقْرُ أن يَكُونَ كُفْراً؛.
فقر و احتياج انسان را تا مرحله كفر نزديك مي سازد
و نيز در قسمتي از حديثي كه از همان حضرت روايت شده است، به نقل از تورات فرمود:.
كسي كه به درآمد كم از راه حلال قناعت ورزد، هزينه زندگي اش سبك و كسب و معامله اش پاكيزه خواهد گشت و از دايره ارتكاب فجور بيرون مي رود.
بر اين اساس تنها راه نجات و بهترين حربه براي مسدود نمودن راههاي ارتكاب اين گونه جرم ها، پرهيز از اسراف و تبذير و اتخاذ طريقه ميان روي در مخارج زندگي است.
درآمد زندگى، به سان چشمه آبي است كه در بستر رودي به جريان افتد. اين آب اگر مهار نشود، به هدر مي رود؛ ولي اگر در جاي مناسبي سدّ زده شود و با محاسبه دقيق، مقدار ورودي آن تعيين و بر همان اساس راه هاي خروجي اندازه گيري شود، نه تنها آبي به هدر نمي رود، بلكه مي توان از آن با برنامه ريزي صحيح استفاده خوبي برد و مقدار زيادي نيز ذخيره خواهد گشت تا در فصل تابستان - كه سد با درآمد كمتري از آب و تقاضاي بيشتري روبه روست - مورد بهره برداري قرار گيرد.
در روايتي اميرالمؤمنين ژ فرمودند:.
ميانه روي مايه فزوني ثروت و اسراف مايه تباهي آن است.
و نيز همان حضرت مي فرمايد:.
اي انسان! اگر از دنيا به اندازه رفع نياز بخواهى، كمترين درآمد هم تو را بس است و اگر طالب زندگي مسرفانه و بيش از حدّ كفايت باشى، تمام درآمد دنيا هم تو را كافي نخواهد بود.
در روايت ديگري حضرت امام صادق ژ فرمودند:.
كسي كه ميانه روي را در مخارج زندگي خود پيشه كند ضمانت مي كنم كه فقير و محتاج نشود.
همچنين از نبي اكرم ْ و ائمه معصومين ه روايت شده كه فرموده اند:.
نجات انسان در سه چيز است: ترس از خدا در آشكار و پنهان، ميانه روي در تنگدستي و توانگري و عدالت ورزي در خوشنودي و غضب
حكما نيز، تدبير منزل را از شعبه هاي حكمت عملي به حساب آورده اند و اعتدال و محاسبه درست و دخل و خرج نيز، خود از موارد تدبير منزل است.
در صورتي كه براساس نتايج آمارگيري (مركز آمار ايران) از هزينه و درآمد خانوارهاي شهري و روستايي كشور در سال 1367 متوسط هزينه يك خانوار شهرى، 180 هزار تومان - ماهانه معادل 15 هزار تومان - بوده است. در صورتي كه متوسّط در آمد سالانه يك خانوار شهري 133997 تومان برآورد شده است.
... و نيز در همان سال، يك خانوار روستايى، هزينه متوسطي در حدود 106 هزار تومان داشته است كه معادل 8800 تومان مي شود؛ در حالي كه در آمد متوسط سالانه آن در حدود 90862 تومان بوده است و اين درحالي است كه هزينه دخانيات در خانواده شهري 4/4 درصد و در خانوار روستايي 5/8 درصد از كل هزينه را تشكيل مي دهد
حال اين اختلاف فاحش بين هزينه و درآمد، به خصوص در خانواده هاي شهري را از چه طريقي مي توان حل كرد اوّلين پاسخي كه در مورد اين سؤال به ذهن هر كس وارد مي شود بالا بردن مقدار درآمد است، ولي تجربه نشان مي دهد كه افزايش درآمد جز به افزودن خواسته ها و هزينه كمك نمي كند؛ از آن گذشته آيا افزايش درآمد به طور صحيح براي همگان ميسّر است و آيا اين پيشنهاد، دعوت غير مستقيم از عده اي براي ارتكاب جرم نيست ممكن است گفته شود براي از بين بردن اين نابرابري مي توان به پايين آوردن نرخ كالاها و كاهش تورّم توسّل جست. اين سخن گرچه درست است ولي آيا چنين كاري در هر اوضاعي به آساني قابل دست يابي و دوام است تا به عنوان راه حلّ اساسي مطرح شود در اين صورت به اعتقاد ما براي نزديك نمودن اين فاصله، راهي به جز قناعت و كنترل خواسته ها و قطع مصارف بي ثمر و يا مضرّي همچون دخانيات كه رقمي بالا در كل هزينه را تشكيل مي دهد، باقي نمي ماند.
از سعادت فرد مسلمان،وسعت مسكن و همسايه صالح و مركب راهرو است
باز همان حضرت فرمودند:.
از سعادت شخص، زن صالح و مسكن وسيع و مركب خوب و فرزند صالح است
ولي اگر وسيله نقليّه گران تر و بالاتر از شأن و موقعيّت اجتماعي و بيشتر از مقدار نياز و كفاف صاحبش باشد، نه تنها از سعادت نيست؛ بلكه خود مايه شقاوت و داخل اسراف خواهد بود.
حضرت صادق ژ در قسمتي از سخنان خود به (ابان بن تغلب) فرمودند:.
آيا خيال مي كني خداوند شخصي را بر مالي كه به او تفضّل فرموده امين قرار داده است، تا در حالي كه يك اسب بيست درهمي براي نيازهاي او كافي است، اسب ده هزار درهمي خريداري كند... و خود فرموده است: اسراف نكنيد، همانا خداوند اسرافگران را دوست ندارد
در روايات برخورداري از مسكن و جان پناه مناسب، از حقوق مسلّم هر فردي شناخته شده و حتي تأمين آن براي زن از سوي شوهر از حقوق واجب به حساب آمده است و نيز در برخي روايات سخن از داشتن منزل وسيع است كه از سعادت انسان قلمداد و همچنين پرهيز از ساخت و سكونت در منزلِ ضيق و تنگ كه از ناداني و حماقت شخص شمرده شده است. حضرت امام صادق ژ از نبىّ اكرم ْ نقل مي كنند كه حضرت فرمودند:.
از سعادت شخص مسلمان، مسكن وسيع است
نيز در حديث ديگري رسول گرامي ْ فرمودند:.
وسعت منزل از سعادت انسان است.
(معمربن خلاد) در يك روايت معتبر مي گويد:.
حضرت رضا ژ منزلي را خريداري نمودند و به خدمتگزار خود دستور دادند تا بدان منزل برود و فرمودند: منزل تو تنگ است. او گفت: اين منزل را پدرم ساخته است. حضرت فرمودند: اگر پدرت كار احمقانه اي كرده باشد سزاوار است تو مثل او باشى
در اين جا اين توضيح لازم است كه ممكن است حضرت از موقعيّت و وضع مالي پدر خادم خود مطّلع بوده و او با داشتن تمكّن و قدرت مالي براي ساختن منزلي وسيع تر، مسكني ضيق براي خود و يا فرزندش ساخته بوده است.
بنابه اظهارات كارشناسان و مسؤولان محترم نظام جمهوري اسلامى، قسمت اعظم تلفات در زلزله ويرانگر گيلان و زنجان سال 69 در ساختمانهايي بوده است كه يا داراي طرح و نقشه صحيح معماري نبوده اند و يا در ساخت و پي ريزي ستون ها و پايه هاي آن مسامحه و صرفه جويي به عمل آمده است.
بنابراين، با توجّه به اين كه كشور ايران به خصوص مناطق حاشيه اي آن، از نقاط زلزله خيز جهان به حساب مي آيد؛ صرف مخارج زياد در راه ايجاد و بناي ساختمان هاي مستحكم و پايدار از دايره اسراف خارج است؛ بلكه رعايت استحكام و ابرام در بناها و محل هاي مسكوني از مسائل لازم محسوب مي شود.
اَلّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَىْء خَلَقَه...؛
آن خدايي كه هر چيزي را كه ايجاد كرد نيكو آفريد.
خداوند خود جميل است و جمال را دوست دارد و بدين جهت آنها را كه خويش و ديگران را از زينت هاي الهي محروم مي كنند، توبيخ كرده و انبياي بزرگ و كتاب هاي آسماني را فرستاده تا آدميان، نه تنها از نظر صورت باطني و روحي به بهترين وجه تربيت شوند؛ بلكه بهداشت و زيبايي ظاهري خويش را نيز به طور كامل رعايت كنند.
عنايت و توجّه بدين اصل مهمّ اسلامى، اضافه بر اين كه خود نوعي هماهنگي و همسويي با اصل خلقت است، آثار مثبت و بسيار مهمّي بر تحكيم روابط و پيوندهاي اجتماعي دارد. لذا خداوند دستور مي دهد، تا مؤمنين هنگام رفتن به مساجد - كه محلّ اجتماع مردم براي عبادت است - خود را بيارايند و با وضع نامرتب و آلوده پا در محيط پاك مسجد نگذارند.
مرحوم امين الاسلام طبرسى(ره) از تفسير عياشي نقل مي كند:.
حضرت امام مجتبي ژ هرگاه براي اقامه نماز مهيّا مي شد، بهترين لباس خويش را مي پوشيد. وقتي اطرافيان علّت آن را جويا شدند، حضرت فرمود: خداوند زيبا است و زيبايي را دوست دارد و من خودم را براي پروردگارم زينت مي كنم؛ زيرا فرموده است: در وقت رفتن به مسجد خود را زينت كنيد و من دوست دارم نيكوترين لباسم را بپوشم
در سيره پيامبر گرامي ْ نقل شده است:.
آن حضرت خود را همواره در آيينه مي نگريست و موي سر خويش را شانه مي زد و آن را مرتب مي نمود و چه بسا در آب زلال نگاه مي كرد و موهاي خود را مرتب مي فرمود. آن حضرت، اضافه بر خودپردازي كه در محيط خانه داشت، آن را براي اصحاب و محيط بيرون نيز انجام مي داد و مي فرمود: خداوند دوست دارد وقتي بنده او به سوي برادران ديني اش از خانه بيرون مي رود خود را آماده كند و بيارايد
در اين گزارش علاوه بر اين كه سيره نبىّ اكرم مبني بر رعايت زينت ظاهر در بين اجتماع بيان شده، بر ضرورت و لزوم رعايت زيبايي و حسن منظر در محيط منزل براي تحكيم پيوندهاي خانوادگي نيز اشاره دارد و حتّي از اين نقل مي توان استفاده كرد كه لزوم آن در محيط داخلي و خانوادگي از اهميّت بيشتري برخوردار است؛ زيرا رعايت حسن ظاهر از سوي پيامبر اكرم ْ در بين اهل خود، به عنوان اصل و پايه و يك امر مسلّم فرض شده، ولي توجّه حضرت بدان در محيط اجتماع، فرع و بر پايه آن معرفي شده و اين نكته اي است كه براي حفظ بنيان زناشويي و جلوگيري از فساد در روايات ديگر نيز مورد توجه قرار گرفته و اهميّت آن مورد تأكيد واقع شده است
در همين راستاست كه در بعضي از روايات حتي داشتن لباس هاي متعدّد تا به وسيله آن، هم آبرو و موقعيّت اجتماعي خويش را حفظ كند و هم با استفاده به جا و منظّم از تمامي آنها، از فرسودگي و كهنگي زود رس آنها جلوگيري به عمل آورد، بي اشكال و خارج از اسراف شمرده شده است.
در يك حديث معتبر، اسحاق بن عمار مي گويد: از حضرت صادق ژ درباره مردي كه ده جامه دارد و از آنها بهره مند مي شود سؤال كردم، حضرت فرمود: (اشكالي ندارد.)
باز در حديث ديگري مي گويد: به حضرت امام صادق ژ عرض كردم:.
آيا صحيح است يك مؤمن ده لباس داشته باشد فرمود: بلى، پرسيدم: بيست لباس فرمود: بلى. سؤال كردم: سي لباس بازهم جواب مثبت داد و فرمود: اين اسراف نيست..
روايات در اين زمينه بسيار است و حتي در بعضي از آنها ائمّه طاهرين براي حفظ شخصيّت و موقعيّت پيروان خود در جامعه و به خصوص در بين مخالفان، دستور اكيد بر رعايت حسن ظاهر داده اند. در حديثي حضرت امام موسي بن جعفر ي خطاب به شيعيان فرمودند:.
شما گروهي هستيد كه دشمنانتان زيادند پس آنچه مي توانيد در تجمّل و زينت خود بكوشيد
بهره جويي ناقص و محدود از مواد غذايى، چه بسا جسم را ضعيف و دچار اختلال و كمبود سازد، و آن هم پيامدهايي به جز كاهش مقاومت بدن در برابر هجوم امراض و عوارض گوناگون نخواهد داشت و حتي در بسياري از موارد، اعصاب و روان آدمي نيز از تأثير زيانبخش آن بي نصيب نمي ماند. در اين زمينه حضرت صادق ژ در حديثي فرمودند:.
اگر كسي كه چهل روز گوشت نخورد، به بدخلقي دچار مي شود.
لذا در كلمات حضرات معصومين ه بر روي اكثر مواد خوراكي و غذايي تأكيد و سفارش شده و خواص لازم هر كدام و آثار مثبت هر يك از آنها بر جسم و روان بيان شده و حتي استفاده از گوشت انواع حيوانات و پرندگاني كه خوردن آنها حلال است، توصيه و تشويق شده و همين طور روايات بسياري در زمينه انواع ميوه ها و فوايد آن و اقسام مختلف حبوبات و خواصّ آن و نيز اصناف ديگري از موادّ خوراكي كه هر يك دربردارنده جزيي از ويتامين ها و ساير مايحتاج بدن است، وجود دارد كه ذكر حتي قسمتي از آن از وضع و هدف اين نوشته بيرون است
ممكن است عدّه اي از متديّنان ما فكر كنند، اگر بنا باشد انسان از مواد مختلف غذايي استفاده كند، مرتكب اسراف خواهد شد و تمتّع زياده از حدّ ضرورت از مواد خوراكي را اسراف به حساب آورند و با اين تفكّر، خود و خانواده خويش را از بهره وري از نعمت هاي الهي محروم سازند و سلامت خود و آنها را در مخاطره قرار دهند. ائمه طاهرين ه براي پيشگيري از يك چنين انديشه اي به طور مكرّر به مسلمان ها گوشزد مي نمودند كه نعمت هاي الهي براي استفاده بندگان اوست و خداوند هيچ گاه مؤمنين را از سود بردن از آنچه براي آنان آفريده است، منع نمي فرمايد و اين از حريم اسراف خارج است. حضرت صادق ژ در يك حديث معتبر فرمودند:.
لَيْسَ فِي الطَّعِامِ سَرَف؛
در امور مربوط به آذوقه و طعام، اسراف نيست.
بنابراين، مقصود از اين حديث شريف اين است كه تأمين احتياجات بدن از راه تغذيه كامل و كافي - گر چه با هزينه زياد همراه باشد - اسراف نيست و نبايد انسان به توهّم وقوع در اسراف، خود را به كمبود و سوء تغذيه دچار سازد. هيچ گاه معناي روايت آن چنان كه بر سربعضي از زبان هاست، اين نيست كه زياده روي در خوردن و ولخرجي و سفره رنگين خارج از معمول با تشريفات زايد و بي مورد، بدون اشكال و از اسراف بيرون است.
ولذا در قسمتي از يك روايت، حضرت امام صادق ژ فرمودند:.
در آنچه به سلامت و اصلاح بدن كمك كند، اسراف نيست. همانا اسراف در آن چيزي است كه مال را تلف نمايد و به بدن ضرر وارد آورد
واضح است، پرخوري و يا بعضي غذاهاي پرهزينه و سنگين، جز اين كه معده را خسته و بيمار كند و اعتدال عمومي بدن را بر هم زند، ره آورد ديگري ندارد. امام صادق ژ درحديثي فرمودند:.
هر دردي از پرخوري ناشي مي شود، مگر تب كه بدون آن نيز عارض بدن مي شود.
چاقي مفرط - كه سرمنشأ بسياري از بيماري هاي قلبي و عروق است - غير از وراثت عاملي جز پرخوري ندارد و هميشه بهترين دستورالعمل براي تعديل وزن بدن كم خوري و اعتدال در خوراك بوده و هست. باز در حديث ديگري امام كاظم ژ فرمودند:.
اگر مردم در خوراك خويش ميانه روي و اقتصاد را رعايت مي كردند، بدن هاي آنان سالم و معتدل مي گشت.
پزشكان معتقدند: انسان از سن 25 سال به بالا به طور طبيعي مقداري چربي و مواد اضافي ذخيره مي كند و رو به چاقي مي رود و در اين صورت، پرخوري هيچ كمكي جز به افزايش وزن بدن و خروج بدن از حالت اعتدال نخواهد كرد. و شايد بدين لحاظ، خوردن از روي سيري و زياده روي در آن، در كلمات حضرات معصومين ه نوعي تضييع مال به شمار آمده است. نبىّ اكرم ْ در وصيّتي به اميرالمؤمنين ژ فرمودند:.
چهار چيز تضييع مال است: خوردن از روي سيرى؛ روشن كردن چراغ در مهتاب؛ زراعت در زمين سخت و غير قابل كشت و نيكي به كسي كه اهليّت آن را ندارد.
همچنين عدّه اي از فقهاي عظام، خوردن از روي سيري را اسراف دانسته اند

