بر اساس اين وظيفه، همه افراد جامعه بايد نسبت به يكديگر احساس مسئوليت داشته باشند و اگر شاهد ارتكاب عمل زشتي (منكر) بودند، انجام دهنده را باز دارند و اگر مشاهده كردند وظيفه واجبي (معروف) مورد بي توجهي قرار گرفته و بدان عمل نمي شود، افراد را به انجام آن وادارند.
حال در بحث اصلاح الگوي مصرف در ابتدا بايد گفت خود «اصلاح الگوي مصرف» يك معروف اجتماعي است و همه بايد از آن حمايت كنند و به دنبال تحقق كامل آن در عرصه هاي فردي و اجتماعي باشند. همچنين بايد رسانه ها مردم را در اين باره آگاه كنند و متخصصان هم در زمينه هاي مختلف، مصرف استاندارد و راه دستيابي به آن را بيان كنند و حتي ساز و كاري براي تحقق آن در نظر گيرند. بايد توجه كرد كه بخشي از اسراف كاري ها نتيجه نبود آگاهي و نشناختن مقدار مورد نياز در مصرف است.
به عنوان مثال، آيا همه مردم به روشني مي دانند مواد غذايي مورد نياز بدنشان چه اندازه است و با چه مقدار مواد غذايي مي توان نياز جسمي را برطرف كرد؟!
اگر مي خواهيم گامي در راه اصلاح الگوي مصرف در مواردي اين چنيني برداريم، چاره اي نداريم جز اين كه واژه هاي فني را ساده سازي كنيم و به زبان توده مردم و به صورت جزيي و دقيق، با آنان صحبت كنيم و آگاهي هاي مردم را در اين عرصه ها بالا ببريم. بي شك يكي از گام هاي اوليه براي اصلاح فرهنگ مصرف، ارتقاي آگاهي هاي مورد نياز در زندگي فردي و جمعي است. به ويژه آن كه امروزه زندگي ها ماشيني شده و پيچيدگي بسياري پيدا كرده است. اين امر اقتضا مي كند با تشكيل جلسات كارگاهي و ميداني در محلات و يا مراكز جمعي، توزيع بروشور و مانند آن، دانش و مهارت عملي مورد نياز افراد افزايش يابد. مي دانيم به خاطر كاستي هايي كه در نظام آموزشي وجود دارد و بي ارتباطي بسياري از مطالب آموزشي با نيازهاي عملي زندگي، مديريت زندگي و تقدير معيشت در جامعه ما با مشكلات فراواني رو به روست.
يكي از راه هاي رفع اين كاستي ها، همين آموزش هاي كارگاهي و افزايش مهارت هاي مورد نياز در زندگي است
این امر باید به صراحت روشن گردد که علت بنیادی الگوی نابهینه مصرف در فرهنگ و سنتهای نامطلوب، یا خودخواهیها و منفعتطلبیهای مردم نیست، بنابراین تکیه بر اصلاح فرهنگی و موعظههای اخلاقی جهت اصلاح الگوی مصرف، مسیري اشتباه و آب در هاون کوبیدن است. البته این امر نافی نقش فرهنگ و اخلاق مردم در شکلگیری الگوی مصرف نیست.
مسیر صحیح و بنیادی جهت اصلاح الگوی مصرف در اقتصاد ایران، حاکمیت عقلانیت و منطق اقتصادی در فرآیندهای حاکم بر اقتصاد ایران است. عقلانیت و منطق صحیح اقتصاد حکم مینماید که جهت اصلاح الگوی مصرف باید به حاکمیت اقتصاد فرمانی به فرماندهی یک دولت بزرگ و بسیار مداخلهگر در ایران خاتمه داد، نظام بازار آزاد و مکانیسم بنیادی آن، یعنی مکانیسم قیمتها را در اقتصاد کشور توسعه و تحکیم بخشید و سازمان دولت را مهار نمود و ملزم به احترام به قوانین حاکم بر بازار نمود. تنها و تنها در این صورت است که از یک طرف اسرافکاریهای دولت مهار خواهد شد و از طرف دیگر فعالان بخش خصوصی اقتصاد، تحت مکانیسم بازار و بدون برنامهریزیهای سخاوتمندانه و دلسوزانه دولت، به طور خودکار به سمت و سویی سوق مییابند که منافع شخصی خویش را از مسیر اصلاح الگوی مصرف تامین نمایند. این یگانه راه صحیح «اصلاح الگوی مصرف» در اقتصاد ایران است.
محور دوم: محور مهم دیگر هدر دادن منابع ارزی کشور توسط بخش خصوصی است که البته این امر نیز به طور غیرمستقیم به مدیریت ناصحیح و غیرعقلایی نرخ ارز در اقتصاد ایران مربوط است، نه به فرهنگ و عملکرد اسرافکارانه فعالان بخش خصوصی (مردم). ارز ارزان در اقتصاد کشور که ماحصل سیاست اشتباه دولت در مدیریت نرخ ارز است، انگیزههای فعالان بخش خصوصی را به سوی گسترش واردات، مصرف بیرویه کالاهای خارجی و به محاق رفتن تولید داخلی هدایت نموده است. این موضوع به خوبی در سرمقاله روز شنبه دنیای اقتصاد تشریح شد.
محور سوم: اسراف و هدر دادن گسترده منابع مالی در اقتصاد کشور به خصوص در سالهای اخیر است که البته این امر نیز به مدیریت ناصحیح و غیرعقلایی نرخهای سود بانکی و مداخلات نابهجای و پر اشتباه دولت در شبکه بانکی کشور مربوط میگردد نه به فرهنگ و عملکرد اسرافکارانه فعالان بخش خصوصی کشور (مردم). از یک طرف نرخهای سود بانکی پایین، فعالان بخش خصوصی را به سوی نرخ مصرف بالا و نرخ پسانداز پایین هدایت نموده است و از طرف دیگر مداخلات نابهجای دولت در شبکه بانکی، موجبات انحراف گسترده منابع مالی به سوی مصارف و سرمایهگذاریهای غیربهینه و کمبازده و هدر رفتن منابع کمیاب مالی را فراهم نموده است.
محور چهارم: و در نهایت چهارمین محور، هدر رفتن منابع کمیاب در بسیاری از فرآیندهای تولید و مصرف بخش خصوصی است که علت اساسی آن نیز به مخدوش نمودن شدید مکانیسم قیمتها در اقتصاد کشور، توسط دولت بر میگردد نه به فرهنگ و عملکرد اسرافکارانه فعالان بخش خصوصی کشور (مردم). مخدوش نمودن مکانیسم قیمتها توسط دولت، علاوه بر سیاستهای اشتباه دولت در بازار ارز و بازار پول که ذکر آن رفت، به مداخلات اشتباه دولت در بازار کار و بازارهای مختلف کالا و خدمات، تزریق بیرویه پول به اقتصاد کشور و در نتیجه گسترش تورم و به تبع آن مخدوش شدن خاصیت علامتدهی قیمتهای نسبی در اقتصاد کشور، گسترش بیثباتی و نااطمینان در اقتصاد کشور و به تبع آن مخدوش شدن فرآیند برنامهریزی صحیح مردم در فرآیندهای تولید و مصرف و در نهایت توزیع حجم عظیم یارانهها در اقتصاد کشور آن هم به شیوه نامطلوب، مربوط میگردد.
از دندۀ مناسب استفاده کنيد. يکي از راه هاي کاهش مصرف سوخت استفاده از سبکترين دندۀ ممکن است بدون اينکه فشاري به موتور وارد شود. بعنوان مثال با بررسي که در يک خودرو به عمل آمد مشخص شد اگر با دندۀ 3 با سرعت 60 کيلومتر در ساعت حرکت کنيم، مصرف سوخت 25 درصد بيشتر از زماني است که با دندۀ 5 حرکت کنيم.
- با ملايمت رانندگي کنيد. با استفادۀ ملايم از گاز و خودداري از ترمزهاي شديد نه تنها مصرف سوخت کاهش مي يابد بلکه لاستيک هاي گرانقيمت نيز سالم مي ماند و خودرو هم ديرتر فرسوده مي شود. حرکت خودرو را در ترافيک سنگين پيش بيني کنيد تا از شتاب گرفتن و ترمز گرفتنِ ناگهاني جلوگيري شود. آزمايشاتي که در اين زمينه انجام گرفته است نشان داده که با رانندگي صحيح مي توان تا 30 درصد راندمان مصرف خودرو را افزايش داد.
- اگر خودرو را در زمان هاي توقف کوتاه مدت خاموش کنيد، مصرف سوخت شما افزايش مي يابد تا انرژي تخليه شده از باتري ها را براي راه اندازي دوبارۀ موتور جبران کند. ولي اگر بيش از 2 - 3 دقيقه توقف داريد با خاموش کردن موتور بنزين کمتري مصرف مي کنيد. نکتۀ ديگر در اين زمينه اين که در هنگام توقف و زماني که موتور خودرو درجا کار مي کند، دور موتور پايين است و فشار پمپ روغن فشار بهينه نيست. بنابراين روشن نگه داشتن موتور خودرو در دور درجا در دراز مدت سبب فرسودگي موتور خودرو مي شود.
- بار اضافي را تخليه کنيد. با دقت به اتومبيل خود در هنگام سفر نگاه کنيد. معمولاً وسايل اضافۀ زيادي در اتومبيل داريم که هميشه با خود به همه جا مي بريم ولي احتياجي به آنها نداريم. توجه داشته باشيد بار اضافه نه تنها سبب افزايش مصرف سوخت مي شود بلکه باعث وارد شدن فشار به گيربکس، سيستم تعليق و... هم مي شود. در صورت امکان از باربند استفاده نکنيد استفاده از باربند در جاده سبب افزايش مصرف سوخت به ميزان قابل توجهي مي شود. اگر ناگزیر شدید باربند ببندید، دست کم بعد از اتمام کارتان آنرا بازکنید و باربند را همه جا با خودتان نبرید.
- طبق تحقيقات انجام انجام شده باد لاستيک هاي بيش از 50 درصد خودروهايي که در جاده ها رفت وآمد مي کنند، کمتر از استاندارد است. اين وضعيت علاوه بر اين که سبب خوردگي سريع تر لاستيک ها مي شود باعث افزايش مصرف سوخت هم مي شود. باد لاستيک ها بايد هر دو هفته چک شود. لاستيک هاي صاف هم باعث افزايش مصرف سوخت مي شوند. لاستيک هايي ساخته شده اند تا مصرف سوخت را کاهش دهند. بنابراين اگر در جاده رفت وآمد مي کنيد اين لاستيک ها انتخاب خوبي براي شما خواهد بود. چون در طول عمر لاستيک در حدود 40 درصد قيمت لاستيک را در سوخت صرفه جويي کرده ايد.
- زماني که در جاده با سرعت هاي بالا رانندگي مي کنيد اگر شيشۀ خودرو پايين باشد، مصرف سوخت شما بسيار افزايش مي يابد. در اين وضعيت با بالا دادن شيشه، از سيستم تهويه استفاده کنید. البته کولر خودرو باعث افزايش مصرف سوخت مي شود و بهتر است در سر بالايي هاي طولاني آنرا خاموش کنيد. بهتر است کولر را در فاصله های زمانی کوتاه روشن کنید.
با جایگزین کردن هزینهها در موارد مختلف، بررسی دقیق بودجهها و نحوه اداره هر برنامه توانستهاند، الگوی مصرف دفتر هنرهای تجسمی را تصحیح کنند. او در این باره تنها به جشنوارهها اشاره کرد و اینکه در برگزاری آنها هزینههای اضافی را حذف کرده و تا جایی که به برنامه صدمه نزنند، صرفه جویی کردهاند.
شالویی در پاسخ به این سئوال که در سال اصلاح الگوی مصرف برای ترویج این مسئله چه کردهاند، گفت: «این مسئله را در دفتر هنرهای تجسمی وزارت ارشاد مد نظر قرار دادهایم و به همین مناسبت در برنامهها و جشنوارههای مختلف هنری یکی از موضوعات مد نظر ما برای آفرینش آثار هنری، مقوله اصلاح الگوی مصرف بوده است. به عنوان نمونه در جشنواره شانزدهم هنرهای تجسمی جوانان در گرگان یکی از موضوعاتی که باید هنرمندان دربارهاش آثاری خلق میکردند، همین اصلاح الگوی مصرف بود.»
اصلاح الگوی مصرف مقولهای است که برخی از اهالی فرهنگ و هنر معتقدند در این حوزه عملی نیست و اصولا در حوزه فرهنگ و هنر هر چه مصرف بیشتر باشد ارزشمندتر خواهند بود، اما شالویی معتقد است در تمامی حوزهها میتوان به الگوی مصرف توجه داشت و مقوله فرهنگ و هنر از این جریان مستثنی نیست.
«در عرصه هنر هم مثل هر حوزه دیگری میتوان صرفه جویی کرد و هزینهها را کاهش داد. حوزه فرهنگ و هنر در این باره مستثنی نیست چون اصولا اصلاح الگوی مصرف مقولهای استثناپذیر نیست.»
چکيده: امسال اولين سال از دههى چهارم انقلاب اسلامي مي باشد و به دليل آمادگي بسيار وسيع و عظيمي که در کشور وجود دارد، به نام «دههى پيشرفت و عدالت» ناميده شده است. از آن جا که اقدام اساسى در زمينهى پيشرفت و عدالت، مسئلهى مبارزهى با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از ولخرجىها و تضييع اموال جامعه مي باشد؛ سال 1388 از سوي رهبر فرزانه انقلاب به نام سال «اصلاح الگوي مصرف» نامگذاري شده است. اين مقاله به بررسي تطبيقي و توسعهاي راهکارهاي کاربردي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي کشور مي پردازد.
بهطور کلي، اتخاذ سياست ها و راهکارهاي اصلاح الگوي مصرف در حوزه انرژي در 2 بخش عرضه انرژي و تقاضاي انرژي قابل بررسي و اجرا مي باشد. يافته هاي تحقيق حاضر نشان مي دهد در کشور ايران به دليل اينکه تقريباً تمام زنجيره تامين و عرضه انرژي در اختيار دولت مي باشد، دولت مي تواند با انجام تحقيقات علمي و هدفمند کردن سرمايه گذاري ها در بخش انرژي و به کارگيري فناوري هاي نوين در مدت زمان نسبتاً کوتاهي به ميزان قابل توجهي در کاهش مصرف انرژي موفق عمل نمايد. بخش تاثيرگذار ديگر در کاهش مصرف انرژي، مديريت تقاضاي انرژي مي باشد که در اين بخش نيز راهبردهاي متعددي از جمله قيمتگذاري، آموزش، فرهنگ، پاداش، هنجار، سبک زندگي، استفاده از انرژي هاي نو و تجديدپذير، استفاده از تکنولوژي هاي جديد، استفاده بهينه از مواد و بازيابي آن ها و... وجود
دارد.
مقدمه:
کشور ايران داراي منابع و ذخاير بزرگ انرژي است. در حال حاضر بيش از 85 ميدان نفتي کشف شده در کشور وجود دارد و از لحاظ ذخاير گازي، ايران دومين مقام را در ميان کشورهاي جهان دارد. ذخاير گازي باقيمانده در ايران در حدود 2616 تريليون متر مکعب تخمين زده شده است. منابع ديگر انرژي مانند ذغال سنگ و… نيز در کشور به ميزان قابل توجهي وجود دارد.
روند موجود رشد بي رويه مصرف انرژي در کشور، ايران را از يک کشور صادر کننده انرژي به يک کشور وارد کننده تا قبل از افق 1400 تبديل خواهد نمود. براي مقابله با اين تهديد، اجراي راهکارهاي بهينه سازي انرژي و اصلاح الگوي مصرف انرژي ضروري است. بدين ترتيب حضور ايران در بازارهاي بين المللي انرژي نيز براي بلند مدت تضمين خواهد شد. بهينه سازي انرژي يک صنعت پر سود و کم هزينه براي اقتصاد ملي است و ترويج آن اشتغال زايي گسترده اي را به دنبال دارد. ايجاد امنيت انرژي و کاهش آلودگي محيط زيست از ديگر مزاياي اجراي راهکارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است.
با توجه به افزايش مصرف انرژي در ايران، محدود بودن منابع طبيعي، حرکت در راستاي طرح توسعه پايدار و حفظ محيط زيست بايد تا حد امکان از هدر رفتن و تلف شدن انرژي جلوگيري شود. براي اين منظور بايد در زمينه استفاده بهينه از منابع انرژي در کشور ضمن شناخت راهکارهاي مناسب براي کاهش مصرف انرژي قدم هايي برداشته شود. با توجه به نقش حياتي انرژي براي جوامع بشري و نقش بسيار تاثيرگذار انرژي در پيشرفت و توسعه پايدار کشورها، امروزه استفاده بهينه از منابع انرژي جهت رفع نيازهاي جامعه انساني نيازمند روي آوري به مديريت انرژي و بهينه سازي مصرف آن است.
مديريت انرژي عامل تأمين، مصرف بهينه و حفظ انرژي بوده و عبارت است از مجموعه اقداماتي که در جهت کاربرد مؤثر از منابع انرژي موجود صورت مي گيرد که اين اقدامات شامل: صرفه جويي انرژي، مصرف انرژي و جايگزيني منابع انرژي مي گردد. (محمدي اردهالي، 1382)
ضرورت و اهميت:
براي ارزيابي کارايي بهره برداري در مصرف انرژي کشورها، از يک آمار مقايسهاي استفاده مي شود که در آن شدت مصرف انرژي در ايران، با چند کشور در حال توسعه و صنعتي جهان مقايسه شده است. آمارهاي داخلي و بين المللي در مورد شدت مصرف انرژي در ايران نشان مي دهد که مصرف انرژي در بخشهاي مختلف اقتصادي ايران در سالهاي گذشته، روند فزاينده رو به رشدي را داشته است. بر اساس گزارشي که انجمن جهاني انرژي (World Energy Council) در سال 2008 با عنوان "سياست هاي بهره وري انرژي در کشورهاي جهان" منتشر کرده است؛ اطلاعات مقدار توليد ناخالص داخلي انرژي و شدت مصرف انرژي در بازه زماني سال 1990 تا 2006 براي کشور هاي دنيا در يک نمودار ارائه شده است. (WEC, 2008) در اين نمودار کشور جمهوري اسلامي ايران بيشترين افزايش شدت مصرف انرژي را در بين کشورهاي دنيا دارا مي باشد که ادامه اين روند در سال هاي آينده مي تواند براي اقتصاد کشور بسيار بحران آفرين باشد و کشور ايران را از يک کشور صادر کننده به يک کشور وارد کننده منابع انرژي تبديل خواهد کرد.
با توجه به اينکه متوسط شدت رشد انرژي در جهان حدود 4/0 مي باشد، اين رقم در کشور ايران بيش از 6/0 برآورد گرديده است؛ لذا مي توان گفت که در کشور ما پتانسيل بالقوه در بهينه سازي و اصلاح الگوي مصرف انرژي در بخش هاي مختلف تا مرز يک سوم (33%) وجود دارد که درآمد حاصل از اين امر سالانه حدود 5 ميليارد دلار که معادل تمام بودجه عمراني کشور مي باشد، تخمين زده شده است. در حالي که طي دو دهه اخير شدت مصرف انرژي الکتريکي در کشور ما ساليانه حدود 7/0 بوده است، مقايسه آماري نشان ميدهد که شدت مصرف انرژي تقريباً 2 برابر شدت رشد انرژي در جهان است. بنابراين، اهميت مديريت انرژي و اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي کشور محرز و انکار ناپذير مي باشد.
بدون شک مسئوليت خطيرکارشناسان بخش انرژي در کشور، طراحي و معرفي راهکارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است؛ بهگونهاي که بدون کاهش رفاه و برخورداري از خدمات انرژي تلفات انرژي کاهش يابد. اين مهم زماني حاصل مي شود که نگاه به انرژي به مثابه سرمايه اي ملي باشد و برخورد علمي با آن جاي خود را به قضاوتهاي سليقهاي و بخشي ندهد. راهکارهاي اجرايي بهبود و ارتقاء کارآيي انرژي را مي توان در 2 بخش راهکارهاي قيمتي و راهکارهاي غيرقيمتي تقسيمبندي نمود. با توجه به اينکه راهکارهاي قيمتي و سياست هاي قيمتگذاري به دليل پيچيدگي هاي خاصي که در اقتصاد ايران وجود دارد بسيار مشکل است و غالباً هم همراه با سعي و خطا بوده و تبعات اقتصادي فراواني را براي جامعه دارا مي باشد، لذا شناسايي راهکارهاي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران مي تواند گزينه مناسب تر و سهل الوصول تري باشد که تبعات اقتصادي منفي کمتري را به همراه خواهد داشت.
يافته هاي تحقيق:
به طور کلي يافته هاي تحقيق حاضر در زمينه راهکارهاي کاربردي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در جمهوري اسلامي ايران در 5 بخش ارائه مي شود:
1- راهکارهاي قوانين و مقررات
دولت مي تواند با وضع قوانين و مقررات خاص در بخش انرژي کشور به اصلاح الگوي مصرف انرژي دست يابد. بخش عمده اين قوانين که در کشور هاي ديگر نيز مورد استفاده قرار مي گيرند، عبارتند از:
تأسيس نهادهاي کارايي انرژي، برنامههاي ملي کارايي انرژي، اعمال کدهاي ساختماني اجباري و اختياري و تهيه تأييديههاي ساختماني الزامي، برچسبگذاري استانداردهاي کارايي براي وسايل و تجهيزات، اقدامات مالياتي، يارانههاي تشويقي و محرک هاي پولي.
2- راهکارهاي فرهنگ سازي
فرهنگ عبارت است از مجموعه اي از نمادها، نهادها و روش ها در يک جامعه که تعيين و تنظيم کننده رفتار انسانهاي آن جامعه مي باشد. البته اين نمادها ممکن است ناملموس باشند مانند تلقيات، باورها، ارزش ها و غيره. بهسازي فرهنگ مصرف انرژي در حالت کلي تابع موارد يا مؤلفه هاي زير است:
2-1- ارتقاء آگاهي هاي عمومي مصرف کنندگان در مورد انرژي هاي اوليه.
2-2- راهنمايي و هدايت مصرف کنندهها در جهت مصرف منطقي و بموقع انرژي.
2-3- بهبود فرهنگ استفاده از وسايل و تجهيزات (دانش فني) مصرف کننده انرژي و رعايت اصول بهره برداري صحيح و نگهداري و تعميرات پيشگرانه وسائل مصرف کننده انرژي.
2-4- آگاهي مصرف کنندگان از روش هاي صرفهجويي انرژي در جهت کاهش تلفات آن.
2-5- سازمان هاي دولتي و غيردولتي (خصوصاً سازمان هاي بزرگ) مديريتي به نام "مديريت صرفه جويي انرژي" را در واحدهاي خود ايجاد نمايند که وظيفه اش بررسي نحوه مصرف انرژي در سازمان و کاهش اتلاف منابع انرژي با به کارگيري آموزش هاي تخصصي در سازمان مربوطه باشد.
2-6- جايگزيني انرژي الکتريکي با ساير انرژي ها در محيط مصرف.
2-7- ايجاد انگيزه و رغبت مصرف کنندگان در جهت باروري روحيه همبستگي، وفاق، مشارکت و احساس مسئوليت اجتماعي به عنوان تلقيات و باورهاي ارزشي در جامعه.
2-8- ترويج اعتقادات ديني: به عقيدهي بسياري از صاحبنظران با توجه به نقش عمده فرهنگ و اعتقادات ديني در آموزش پذيري جامعه، راهکار نهايي پايان دادن به بهره برداري بي حد و حصر انسان از منابع طبيعي و ايجاد روحيهي مسؤليت پذيري مشترک جهت حفاظت محيط زيست، احياء فرهنگ هاي اصيل ملل و رويکرد به تعاليم ديني و بهره گيري از رهنمودهاي اديان الهي است.
2-9- افزايش آگاهي مصرف کنندگان در زمينه خريد وسائل مصرف کننده انرژي و مقدار مصرف آن ها.
2-10- تعليم هنجارهاي رفتاري، ارتقاء رشد فکري مردم و اصلاح سبک زندگي مردم در جهت درک ارزش هاي منابع انرژي از طريق رسانه ها، در قالب برنامه ها با مقالاتي که تحت نظر متخصصين با تجربه و آگاه تهيه شود و در عين حال سعي گردد اسراف منابع انرژي به عنوان رفتاري کوته فکرانه و غيرعقلايي به مردم شناسانده شود.
3- راهکارهاي آموزش
به طور کلي راهکارهاي آموزش جهت اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي کشور به 2 بخش آموزش هاي عمومي و آموزش هاي تخصصي تقسيم مي شود.
3-1- آموزش هاي عمومي: دولت بايد در يک برنامه گسترده در رسانههاي گروهي و تبليغاتي و درکتاب هاي درسي ميزان اتلاف منابع انرژي به اطلاع مردم رسانده شود و فرهنگ صرفه جوئي و تلف نکردن منابع انرژي در مردم و به ويژه در نوجوانان و جوانان پرورش داده شده و روش هاي استفاده صحيح از اين منابع به آنان آموخته شود.
3-2- آموزش هاي تخصصي: با توجه به تجربيات کشورهاي موفق و پيشرو و نيز نتايج مطلوب ارزيابي دوره هاي آموزشي تخصصي برگزار شده مديريت انرژي براي کارشناسان و مديران انرژي در برنامه هاي پنجساله دوم و سوم توسعه کشور، ضرورت استمرار و ارتقاء اين دوره هاي بنيادين به صورت آموزش هاي تخصصي و کاربردي مديريت انرژي در کشور به اثبات رسيده است. برخي از نتايج حاصل از برگزاري دوره هاي آموزشي تخصصي مديريت انرژي در کشور عبارتند از:
•انتقال دانش و فرهنگ بهينه سازي انرژي.
•انتقال دانش در خصوص تکنولوژي هاي نوين بهينه سازي انرژي در تمامي بخش هاي مصرف.
•فرهنگ سازي در صنايع کشور به منظور استفاده بهينه از انرژي.
•اجراي اقدامات بدون هزينه و کم هزينه فراوان کاهش مصرف انرژي در صنايع کشور.
•کاهش مصرف ويژه انرژي (SEC) و هزينه هاي انرژي در صنعت کشور. (مرکز ملي آموزش مديريت انرژي، 1385)
4- راهکارهاي کاهش تلفات انرژي
بخشي از انرژي داخلي که استخراج گرديده و يا بدون پالايش و تبديل مورد استفاده قرار مي گيرند را انرژي اوليه (Primary Energy) مي گويند. به عبارت ديگر، ان رژي اوليه صورتي از انرژي است که در طبيعت در دسترس مي باشد. انرژي اوليه شامل نفت خام، گاز طبيعي غني، مايعات گازي، زغال سنگ سخت، برق آبي، انرژي هسته اي، انرژي خورشيدي، انرژي زمين گرمايي و سوخت هاي سنتي مي باشد.
همچنين انرژي نهايي (Final Energy) بيانگر مصرف انرژي توسط مصرف کننده در بخش هاي مختلف است که از بخش انرژي اوليه و انرژي ثانويه (Derived Energy) تامين مي گردد. به عبارت ديگر انرژي نهايي عبارت است از هر نوع انرژي (اعم از اوليه يا ثانويه ) که پس از کسر تلفات توزيع و مقادير ذخيره شده، براي خريد در دسترس مصرف کننده قرار مي گيرد؛ مانند بنزين موجود در جايگاه هاي فروش يا برقي که در دسترس خانوار قرار دارد. بنابراين رابطه زير بين انرژي اوليه و انرژي نهايي برقرار است:
انرژي نهايي + تلفات تبديل (Transformation Losses) + تلفات انتقال و توزيع (Transmission and Distribution Losses) = انرژي اوليه
در تبديل انرژي نهايي، انرژي مورد نياز وارد فرآيندي مي شود که بر اساس بازده تجهيزات و دستگاه هاي مصرف کننده، و براي انتقال انرژي بخشي از آن تلف شده و مابقي مورد استفاده قرار مي گيرد که اين اتلاف انرژي تقريباً غير قابل اجتناب است؛ اما مي توان به کارگيري راهکارهايي اين اتلاف را کاهش داد. اگرچه ممکن است برخي از اين راهکارها هزينه هاي متوسط و بالايي داشته باشند؛ منتها با صرفه جويي که در مصرف انرژي به همراه دارد، علاوه بر مزاياي ذکر شده براي چرخه اقتصاد کشور، طي يک دوره زماني مبلغ هزينه شده بازگشت داده خواهد شد و از آن به بعد هم داراي سود اقتصادي خواهد بود.
براي مثال به دليل غير استاندارد بودن آسفالت اغلب بزرگراه ها و جاده هاي کشور، سالانه انرژي بسياري در بخش حمل و نقل به دليل استحکاک زياد وسايل نقليه تلف مي شود. در صورتي که با صرف هزينه بيشتر و ساخت آسفالت هاي استاندارد علاوه بر ماندگاري بيشتر به دليل استحکاک کمتر موجب کاهش مصرف سوخت و انرژي در وسايل نقليه ميگردد.
همچنين براي مثال به دليل اينکه تلفات انرژي در انتقال گاز کمتر از تلفات انرژي در انتقال برق مي باشد، لذا چنانچه به جاي اينکه در مناطق نفت خيز جنوب کشور منابع گازي به برق تبديل شود و سپس جهت مصرف به شهرهاي بزرگ مانند تهران انتقال يابد، همان گاز توليدي به پالايشگاه هاي نزديک آن شهرهاي بزرگ منتقل شود و سپس از آن برق توليد گردد در انتقال انرژي تلفات بسيار کمتر خواهد شد.
5- راهکارهاي بهره گيري از انرژي هاي تجديدپذير
در سالهاي آتي به دليل بحرانهاي سياسي، اقتصادي و مسائلي نظير محدوديت دوام منابع تجديدپذير، نگرانيهاي زيستمحيطي، ازدياد جمعيت و رشد اقتصادي؛ تأمين تقاضاي انرژي از مباحث کلي ميباشد که برنامهريزان انرژي را در يافتن راهکارهاي مناسب جهت استفاده بيشتر از انرژيهاي تجديدپذير در صورت موجود بودن پتانسيل در منطقه و اقتصادي بودن استفاده از آن جهت کاهش مصرف انرژي هاي فسيلي، به اين امر سوق خواهد داد که در برنامههاي آتي به کارگيري اين نوع انرژي با تأمل بيشتري بررسي گردد. انرژيهاي نو شامل انرژي بادي، خورشيدي، بيوماس و بيوگاز، انرژي هيدروژني، زمين گرمايي، انرژي آبي و جزر و مد دريا ميباشند که در ادامه وضعيت اين انرژي ها در ايران بررسي ميگردد:
5-1- انرژيهاي بادي
ايران کشوري با باد متوسط است که برخي از مناطق آن باد مناسب و مداومي براي توليد برق دارد. از انرژيهاي بادي جهت توليد الکتريسته و نيز پمپاژ آب از چاهها و رودخانهها، آرد کردن غلات، کوبيدن گندم، گرمايش خانه و مواردي نظير اينها ميتوان استفاده نمود. لکن هزينه غير اقتصادي استفاده از اين انرژي به خصوص در ماشينهاي بادي، به کارگيري از اين انرژي را محدود ساخته است.
5-2- انرژي خورشيدي
با توجه به اولويتهاي اقتصادي، تکنولوژي ساخت و مشخصههاي خاص هر يک از نيروگاههاي خورشيدي، عمدتاً دو نوع نيروگاه خورشيدي دودکش و سهموي خطي براي شرايط ايران مورد تحليل اقتصادي قرار گرفته است.کشور ايران روي کمربند خورشيدي جهان قرار گرفته است و يکي از کشورهايي است که از تابش نور خورشيد با قدرت و توان مطلوب برخوردار ميباشد. با توجه به اينکه ايران کشور کوهستاني است و اکثر نقاط آن در ارتفاعي بالاتر از 1000 متر از سطح دريا واقع شدهاند، توان دريافتي از تابش نور خورشيد آن بيشتر خواهد بود. طرحهاي خورشيديدر ايران شامل نيروگاه دريافت کننده مرکزي، سهموي خطي و سيستم فتوولتاييک و آبگرمکنهاي خورشيدي ميباشند. (سازمان بهينه سازي مصرف سوخت کشور، 1382، ص68)
5-3- بيوماس و بيوگاز
زيست توده، اصطلاحي در زمينه انرژي براي توصيف کليه محصولات ناشي از فتوسنتز در ميان انوع منابع تجديدپذير ميباشد که برخي از آنها عبارتند از:
5-3-1- محصولات و ضايعات کشاورزي
سالانه مقدار زيادي محصولات کشاورزي توليد ميگردد و ضايعات آن نيز بسيار زياد ميباشد که بسياري از آنها مجدداً استفاده نميگردد. از يک لحاظ ضايعات کشاورزي را ميتوان به دو دسته تقسيم کرد. ضايعات حاصل در مزارع يا کشتزارها و يا خارج از مزارع. ضايعات حاصل در مزارع به عنوان کود مورد استفاده واقع ميشوند؛ ولي فرآوردههاي انرژيزاي مهم که از محصولات و ضايعات کشاورزي به دست ميآيند الکل و بيوگاز ميباشند.
5-3-2- ضايعات و فاضلابهاي صنعتي
اين مورد شامل پسابهاي کارخانجات مختلف مثل صنايع نساجي، الکلسازي،چوب و کاغذ و پساب صنايع غذايي مانند آب پنير، ملاس و تفاله ميوهها ميباشد. در پساب کارخانجات مذکور ميزان زيادي زيست توده وجود دارد که از آنها براي توليد انرژي و غذاي دام ميتوان استفاده کرد. در مورد توليد انرژي بيشتر مسئله توليد الکل از اين پساب مطرح است. در ايران مقادير زيادي تفاله و ضايعات ميوه توليد ميشود که دفع آن مشکلات زيست محيطي فراواني را ايجاد کرده است.
5-3- ضايعات جامد، فاضلابها و فضولات دامي
ضايعات جامد شهري، زبالهها را شامل ميشوند که شامل دو نوع، زبالههاي معمولي و ويژه ميباشند.
الف) زبالههاي معمولي، مانند زبالههاي منازل، زبالههاي حجيم خانگي، زبالههاي غيرآلوده بيمارستاني، زباله باغها و گلخانهها و زباله بخش کسبه و ادارات ميباشد.
ب) زبالههاي ويژه، مانند زبالههاي صنعتي، نخالههاي ساختماني، لاستيکهاي فرسوده، مواد راديواکتيو و زالههاي آلوده بيمارستاني.
بهترين روش براي حذف ضايعات جامد و استفاده بهينه از آنها تهيه کمپوست است که توسط ميکروارگانيسمهاي مختلف در حضور رطوبت و گرما در شرايط هوازي صورت ميگيرد. با حجم بسيار زياد زباله شهرهاي بزرگ در ايران، روش کمپوست مقرون به صرفه خواهد بود. در کشورهاي مختلف از روشهاي گازي کردن و پيروليز جهت تبديل ضايعات جامد به گاز استفاده شده است. گاز ايجاد شده در ژنراتورها و توربينهاي بخار نهايتاً به برق تبديل شده و مورد استفاده قرار گرفته است. پسماندهاي آشپزخانه منبع مناسبي براي توليد بيوگاز هستند. بيوگاز حاصل، ميتواند جايگزين سوختهاي فسيلي آشپزخانه گردد.
5-4- انرژي زمين گرمايي
انرژي زمين گرمايي از حرارت حاصل از تجزيه مواد راديواکتيو، هسته مذاب کره، کوهزايي و واکنشهاي درون زمين سرچشمه ميگيرد. موقعيت مخازن انرژي زمين گرمايي اکثراً بر کمربند زمين لرزه جهان منطبق ميباشند. بنابراين با توجه به اينکه ايران روي کمربند زلزله قرارداد پتانسيل قابل توجهي در اين زمينه برخوردار است. وجود کوههاي آتشفشاني و چشمههاي آب گرم در اکثر نقاط ايران، نشاندهنده پتانسيل زمين گرمايي ايران است.
5-5- انرژي هيدروژني
الکتريسته و حرارت مورد نياز براي توليد هيدروژن به روشهاي متفاوت (الکتروليز، ترموشيميايي، فتوليز و ترموليز) به وسيله منابع انرژي تجديدپذير گوناگون قابل تهيه ميباشد. براي توليد هيدروژن انرژي به صورت الکتريسته و يا به صورت حرارت مورد استفاده قرار ميگيرد. از انرژي هيدروژني از طريق آب با استفاده از روش الکتروليز قليايي يا استفاده از ذخيرهسازي ميتوان به عنوان سوخت وسايل نقليه، سوخت نيروگاهها و مصرف انرژي در بخش خانگي استفاده نمود. با استفاده از انرژي زمينگرمايي ميتوان از انرژي هيدروژني توليدي از طريق الکتروليز پيشرفته از نوع بخار آب با درجه حرارت بالا جهت مصرف در بخشهاي حمل و نقل، صنعتي و گرمايش در بخش خانگي و تجاري استفاده نمود. به کارگيري انرژي خورسيدي جهت توليد انرژيهاي هيدروژني با استفاده از الکتروليز قليايي در بخش حمل و نقل به کار گرفته ميشود و همچنين با استفاده از هيدروژن آزاد شده از طريق پيل سوختي ميتوان برق نيز توليد نمود.
5-6- انرژي هستهاي
در ايران تاکنون جهت توليد برق از انرژي اتمي استفاده نشده است؛ در صورتي که با توجه به تجديد پذير بودن انرژي هسته اي و مهيا بودن تمام مواد اوليه آن در ايران، امکان به کارگيري گسترده آن در شبکه برق کشور وجود دارد. از طرفي در مقايسه با ديگر انرژي هاي تجديد پذير، در صورت وجود مواد اوليه و فناوري هاي مورد نياز، انرژي هسته اي مي تواند انرژي الکتريسته بيشتر و ارزان تري را وارد شبکه برق هر کشوري نمايد.
6- احياء و به روز رساني شيوه هاي سنتي بهره مندي از انرژي
يکي ديگر از راهکارهاي برخواسته از فرهنگ بومي جهت اصلاح الگوي مصرف انرژي در کشور؛ استفاده از انرژي هاي پاک به روش روش هاي سنتي مي باشد. در فرهنگ بومي و ملي ايرانيان روش هاي متعددي جهت بهره برداري از انرژي هاي پاک ابداع شده است که بازشناسي و به روز رساني آنها مي تواند در اصلاح الگوي مصرف انرژي در کشور مؤثر باشد.
براي مثال احياء غنوات که در گذشته بسيار مرسوم بوده است و مي توان بدون مصرف انرژي الکتريکي؛ زمين هاي کشاورزي را آبياري نمود. احياء آسياب هاي آبي؛ احياء سيستم هاي بادگيري خنک کننده در خانه هاي قديمي شهر يزد؛ استفاده از اختلاف سطح رودخانه ها و به کارگيري دينام در توليد الکتريسته و غيره از ديگر روش هاي استفاده از انرژي هاي پاک به روش سنتي مي باشند.
جمع بندي و پيشنهادات:
روند مصرف انرژي در کشورهاي در حال توسعه نشان ميدهد که رشد جمعيت، توسعه فني، اقتدار سياسي، استقلال ملي و شکوفايي فرهنگي رابطه مستقيمي با مصرف انرژي دارد. اين در حالي است که رشد مصرف انرژي و افزايش نياز به انرژي از يک سو و محدوديتهاي ذخاير و پايان پذير بودن منابع انرژي فسيلي و مشکلات زيست محيطي ناشي از مصرف اين منابع از سوي ديگر، دلايل قابل توجهي است که ضرورت صرفه جويي مصرف انرژي در جوامع بشري را يادآور ميشود.
درکشور جمهوري اسلامي ايران با وجود اينکه بر اساس اعتقادات ديني جامعه صرفه جويي و دوري از اسراف يک امر پسنديده و واجب محسوب مي شود، منتها ارزان بودن قيمت حاملهاي انرژي و در دسترس بودن انواع منابع انرژي سبب شد تا جامعه ما با تاخير قابل توجهي به ضرورت بهينه سازي مصرف انرژي بيانديشد. با اين وجود آنچه مسلم است اتخاذ راهکارهاي مناسب براي جلوگيري از اتلاف و مصرف بيرويه انرژي و اصلاح الگوي مصرف در کشور نيز روز به روز بيشتر احساس ميشود، چرا که جلوگيري از به هدر رفتن سوختهاي فسيلي، علاوه بر دستيابي سريعتر به توسعه پايدار و حفظ منابع براي نسل هاي آينده،کاهش آلودگي محيط زيست که يکي از معضلات اصلي جوامع امروز است را نيز در پي خواهد داشت و با توجه به اقدامات جهاني در زمينه کاهش آلاينده ها اين خود عامل ديگري براي تلاش هر چه بيشتر در اين زمينه بشمار ميرود.
دستاوردهاي تحقيق حاضر مي تواند گامي مثبت در جهت اتخاذ سياست ها و راهکارهاي غير قيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران باشد که براي تحقق اين امر مهم لازم است:
1.راهکارهاي پيشنهادي که در يافته هاي اين تحقيق بيان شده است، بطور جدي مورد توجه دستکاه هاي مربوطه قرار گيرد.
2.با توجه به دستيابي ايران به انرژي هستهاي جهت بهره مندي از مناسب ترين انرژي تجديدپذير در ايران، ايجاد نيروگاه هاي هستهاي با اولويت در برنامههاي دولت قرار گيرد.
3.با توجه شرايط جغرافيايي و ميدان تابش آفتاب در ايران موضوع انرژي خورشيدي نيز با جديت دنبال گردد.
4.با توجه به اعتقادات و باورهاي مذهبي و پايبندي مردم به نظرات علما و مراجع ديني، توصيههاي شرعي در مورد صرفهجويي در مصرف انرژي به مردم داده شود.
5.دشواري توليد و عرضه انرژي اوليه و اهميت اصلاح الگوي مصرف انرژي و صرفهجويي در آن، در مدارس، دانشگاه ها و مراکز علمي و همچنين از طريق رسانههاي جمعي بطور مرتب و با شيوهها مناسب اطلاع رساني شود.
6.اهميت حفظ سلامت انسان و محيط زيست که با مصرف بيرويه انرژي به مخاطره افتاده و همچنين خطراتي که با روند صعودي موجود مصرف انرژي متوجه مردم ايران است را از نظر اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... به مردم اطلاع رساني شود.
منابع و مآخذ:
1.وزارت نيرو. (1385). "آمار و نمودارهاي انرژي ايران و جهان 1385" ، دفتر برنامه ريزي کلان برق و انرژي وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران
2.عشقي ملايري، بهروز. (1384). "مجموعه مقالات دومين کنفرانس روش هاي پيشگيري از اتلاف منابع ملي" ، تهران: فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران، صص.613-618.
3.سازمان بهينه سازي مصرف سوخت کشور. (1382). "اطلاعات انرژي کشور 1380" ، ايران، تهران: واحد توليد نشر ذره.
4.محمدي اردهالي، مرتضي. (1382). "مفاهيم بهينهسازي مصرف انرژي"، مجله اقتصاد انرژي، شماره آبان 1381، ايران.
5.مقدم، محمدرضا. (1383). "اصلاح سبد انرژي ايران تا سال 1400" ، ايران، تهران: انتشارات نگاه شرقي سبز.
6.مرکز ملي آموزش مديريت انرژي (NTCEM)، (1387). "معرفي مرکز ملي آموزش مديريت انرژي در صنعت کشور"، معاونت امور برق و انرژي وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران.
7.ECO, (2001). ECO Regions Energy Conservation and Efficiency Workshop, Ankara, Turkey, October 2001
8.ERI (Energy Research Institute), (2000). “Thailand Energy Strategy and Policy”, Chulalongkom University, Bangkok, Thailand.
9.NEPO, (2002) b. “Outcome of the Energy Conservation Program Implementation During the Fiscal Period 1995-1999”, National Energy Policy Office: Office of the Prime Minister of Thailand
10.RCEP, (1998). “Prospects for Energy Saving and Reducing Demand for Energy in the UK.”, Royal Commission Environmental Pollution.
11.Soest D.van and E.H.Bulte, (2001). “Does the Energy-Efficiency Paradox Exist? Technological Progress and Uncertainty”, Environmental & Resource Economics, 18(1), pp.101-112.
12.Uyterlinde M.A., et.al, (1999). “Integrated Evaluation of Energy Conservation”, National Report for the Netherlands, Energy Research Center of the Netherlands, Report No. ECNC-99-005.
13.World Energy Council(WEC), (2001) a. “Energy Efficiency Policies and Indicators”, a Report by the Word Energy Council, October 2001, London, United Kingdom.
14.World Energy Council(WEC), (2008). “Energy Efficiency Policies around the World: Review and Evaluation Executive Summary”, a Report by the Word Energy Council, London, United Kingdom, ISBN: 0 946121 30 3.
منبع:انجمن سنگ
امسال اولين سال از دههى چهارم انقلاب اسلامي مي باشد و به دليل آمادگي بسيار وسيع و عظيمي كه در كشور وجود دارد، به نام «دههى پيشرفت و عدالت» ناميده شده است. از آن جا كه اقدام اساسى در زمينهى پيشرفت و عدالت، مسئلهى مبارزهى با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از ولخرجىها و تضييع اموال جامعه مي باشد؛ سال 1388 از سوي رهبر فرزانه انقلاب به نام سال «اصلاح الگوي مصرف» نامگذاري شده است. اين مقاله به بررسي تطبيقي و توسعهاي راهكارهاي كاربردي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي كشور مي پردازد.
بهطور کلی، اتخاذ سیاست ها و راهکارهای اصلاح الگوي مصرف در حوزه انرژی در 2 بخش عرضه انرژی و تقاضای انرژی قابل بررسی و اجرا می باشد. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد در کشور ایران به دلیل اینکه تقریباً تمام زنجیره تامین و عرضه انرژی در اختیار دولت می باشد، دولت مي تواند با انجام تحقیقات علمی و هدفمند کردن سرمایه گذاری ها در بخش انرژی و به کارگیری فناوری های نوین در مدت زمان نسبتاً کوتاهی به میزان قابل توجهی در کاهش مصرف انرژی موفق عمل نمايد. بخش تاثیرگذار دیگر در کاهش مصرف انرژی، مدیریت تقاضای انرژی می باشد که در این بخش نیز راهبردهای متعددی از جمله قیمتگذاری، آموزش، فرهنگ، پاداش، هنجار، سبک زندگی، استفاده از انرژي هاي نو و تجديدپذير، استفاده از تكنولوژي هاي جديد، استفاده بهينه از مواد و بازيابي آن ها و... وجود دارد.
مقدمه:
كشور ايران داراي منابع و ذخاير بزرگ انرژي است. در حال حاضر بیش از 85 ميدان نفتي كشف شده در كشور وجود دارد و از لحاظ ذخاير گازي، ايران دومين مقام را در میان کشورهای جهان دارد. ذخاير گازي باقيمانده در ايران در حدود 2616 تريليون متر مكعب تخمين زده شده است. منابع ديگر انرژي مانند ذغال سنگ و… نيز در كشور به میزان قابل توجهی وجود دارد.
روند موجود رشد بي رويه مصرف انرژي در كشور، ايران را از يك كشور صادر كننده انرژي به يك كشور وارد كننده تا قبل از افق 1400 تبديل خواهد نمود. براي مقابله با اين تهديد، اجراي راهكارهاي بهينه سازي انرژي و اصلاح الگوي مصرف انرژي ضروري است. بدين ترتيب حضور ايران در بازارهاي بين المللي انرژي نيز براي بلند مدت تضمين خواهد شد. بهينه سازي انرژي يك صنعت پر سود و كم هزينه براي اقتصاد ملي است و ترويج آن اشتغال زايي گسترده اي را به دنبال دارد. ايجاد امنيت انرژي و كاهش آلودگي محيط زيست از ديگر مزاياي اجراي راهكارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است.
با توجه به افزايش مصرف انرژي در ایران، محدود بودن منابع طبيعي، حركت در راستاي طرح توسعه پايدار و حفظ محيط زيست باید تا حد امكان از هدر رفتن و تلف شدن انرژي جلوگيري شود. براي اين منظور باید در زمينه استفاده بهينه از منابع انرژي در كشور ضمن شناخت راهکارهای مناسب برای کاهش مصرف انرژی قدم هايي برداشته شود. با توجه به نقش حیاتی انرژی برای جوامع بشری و نقش بسیار تاثیرگذار انرژی در پیشرفت و توسعه پایدار کشورها، امروزه استفاده بهينه از منابع انرژي جهت رفع نيازهاي جامعه انساني نيازمند روي آوري به مديريت انرژي و بهینه سازی مصرف آن است.
مديريت انرژي عامل تأمين، مصرف بهينه و حفظ انرژي بوده و عبارت است از مجموعه اقداماتي كه در جهت كاربرد مؤثر از منابع انرژي موجود صورت مي گيرد كه اين اقدامات شامل: صرفه جویي انرژي، مصرف انرژي و جايگزيني منابع انرژي مي گردد. (محمدي اردهالي، 1382)
ضرورت و اهميت:
براي ارزیابي كارايي بهره برداري در مصرف انرژي كشورها، از يك آمار مقايسهاي استفاده مي شود كه در آن شدت مصرف انرژي در ايران، با چند كشور در حال توسعه و صنعتي جهان مقايسه شده است. آمارهاي داخلي و بين المللي در مورد شدت مصرف انرژي در ايران نشان مي دهد كه مصرف انرژي در بخشهاي مختلف اقتصادي ایران در سالهاي گذشته، روند فزاينده رو به رشدي را داشته است. بر اساس گزارشي كه انجمن جهاني انرژي (World Energy Council) در سال 2008 با عنوان "سياست هاي بهره وري انرژي در كشورهاي جهان" منتشر كرده است؛ اطلاعات مقدار توليد ناخالص داخلي انرژي و شدت مصرف انرژي در بازه زماني سال 1990 تا 2006 براي كشور هاي دنيا در يك نمودار ارائه شده است. (WEC, 2008) در اين نمودار كشور جمهوري اسلامي ايران بيشترين افزايش شدت مصرف انرژي را در بين كشورهاي دنيا دارا مي باشد كه ادامه اين روند در سال هاي آينده مي تواند براي اقتصاد كشور بسيار بحران آفرين باشد و كشور ايران را از يك كشور صادر كننده به يك كشور وارد كننده منابع انرژي تبديل خواهد كرد.
با توجه به اينكه متوسط شدت رشد انرژي در جهان حدود 4/0 مي باشد، اين رقم در كشور ايران بيش از 6/0 برآورد گرديده است؛ لذا مي توان گفت كه در كشور ما پتانسيل بالقوه در بهينه سازي و اصلاح الگوي مصرف انرژي در بخش هاي مختلف تا مرز يك سوم (33%) وجود دارد كه درآمد حاصل از اين امر سالانه حدود 5 ميليارد دلار كه معادل تمام بودجه عمراني كشور مي باشد، تخمين زده شده است. در حالي كه طي دو دهه اخير شدت مصرف انرژي الكتريكي در كشور ما ساليانه حدود 7/0 بوده است، مقايسه آماري نشان ميدهد كه شدت مصرف انرژي تقريباً 2 برابر شدت رشد انرژي در جهان است. بنابراين، اهميت مديريت انرژي و اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژی كشور محرز و انكار ناپذير مي باشد.
بدون شك مسئوليت خطيركارشناسان بخش انرژي در كشور، طراحي و معرفي راهكارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است؛ بهگونهاي كه بدون كاهش رفاه و برخورداري از خدمات انرژي تلفات انرژي كاهش يابد. اين مهم زماني حاصل مي شود كه نگاه به انرژي به مثابه سرمايه اي ملي باشد و برخورد علمي با آن جاي خود را به قضاوتهاي سليقهاي و بخشي ندهد. راهكارهاي اجرايي بهبود و ارتقاء كارآيي انرژي را مي توان در 2 بخش راهكارهاي قيمتي و راهكارهاي غيرقيمتي تقسیمبندي نمود. با توجه به اينكه راهكارهاي قيمتي و سياست هاي قيمتگذاري به دليل پيچيدگي هاي خاصي كه در اقتصاد ايران وجود دارد بسيار مشكل است و غالباً هم همراه با سعي و خطا بوده و تبعات اقتصادي فراواني را براي جامعه دارا مي باشد، لذا شناسايي راهكارهاي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران مي تواند گزينه مناسب تر و سهل الوصول تري باشد كه تبعات اقتصادي منفي كمتري را به همراه خواهد داشت.
یافته های تحقیق:
به طور کلی یافته های تحقیق حاضر در زمینه راهکارهای كاربردي غیرقیمتی اصلاح الگوي مصرف انرژی در جمهوری اسلامی ایران در 5 بخش ارائه می شود:
1- راهکارهای قوانین و مقررات
دولت می تواند با وضع قوانین و مقررات خاص در بخش انرژی کشور به اصلاح الگوي مصرف انرژی دست یابد. بخش عمده این قوانین كه در كشور هاي ديگر نيز مورد استفاده قرار مي گيرند، عبارتند از:
تأسيس نهادهاي كارايي انرژي، برنامههاي ملي كارايي انرژي، اعمال كدهاي ساختماني اجباري و اختیاری و تهيه تأييديههاي ساختماني الزامي، برچسبگذاري استانداردهاي كارايي براي وسایل و تجهیزات، اقدامات مالياتي، يارانههای تشویقی و محرک های پولی.
2- راهکارهای فرهنگ سازی
فرهنگ عبارت است از مجموعه اي از نمادها، نهادها و روش ها در يك جامعه كه تعيين و تنظيم كننده رفتار انسانهاي آن جامعه مي باشد. البته اين نمادها ممكن است ناملموس باشند مانند تلقيات، باورها، ارزش ها و غيره. بهسازي فرهنگ مصرف انرژی در حالت كلي تابع موارد يا مؤلفه هاي زير است:
2-1- ارتقاء آگاهي هاي عمومي مصرف کنندگان در مورد انرژي های اولیه.
2-2- راهنمایي و هدايت مصرف كنندهها در جهت مصرف منطقي و بموقع انرژي.
2-3- بهبود فرهنگ استفاده از وسایل و تجهيزات (دانش فني) مصرف كننده انرژی و رعايت اصول بهره برداري صحيح و نگهداری و تعميرات پيشگرانه وسائل مصرف كننده انرژی.
2-4- آگاهي مصرف کنندگان از روش هاي صرفهجویي انرژي در جهت كاهش تلفات آن.
2-5- سازمان هاي دولتي و غيردولتي (خصوصاً سازمان هاي بزرگ) مديريتي به نام "مديريت صرفه جویي انرژي" را در واحدهاي خود ايجاد نمايند که وظيفه اش بررسي نحوه مصرف انرژي در سازمان و کاهش اتلاف منابع انرژي با به كارگيري آموزش هاي تخصصي در سازمان مربوطه باشد.
2-6- جايگزيني انرژي الكتريكي با ساير انرژي ها در محيط مصرف.
2-7- ايجاد انگيزه و رغبت مصرف کنندگان در جهت باروري روحيه همبستگي، وفاق، مشاركت و احساس مسئوليت اجتماعي به عنوان تلقيات و باورهاي ارزشي در جامعه.
2-8- ترويج اعتقادات ديني: به عقيدهی بسياري از صاحبنظران با توجه به نقش عمده فرهنگ و اعتقادات ديني در آموزش پذيري جامعه، راهكار نهايي پايان دادن به بهره برداري بي حد و حصر انسان از منابع طبيعي و ايجاد روحيهی مسؤليت پذيري مشترك جهت حفاظت محيط زيست، احياء فرهنگ هاي اصيل ملل و رويكرد به تعاليم ديني و بهره گيري از رهنمودهاي اديان الهي است.
2-9- افزايش آگاهي مصرف کنندگان در زمينه خريد وسائل مصرف كننده انرژی و مقدار مصرف آن ها.
2-10- تعليم هنجارهاي رفتاري، ارتقاء رشد فكري مردم و اصلاح سبك زندگي مردم در جهت درك ارزش هاي منابع انرژي از طريق رسانه ها، در قالب برنامه ها با مقالاتي كه تحت نظر متخصصين با تجربه و آگاه تهيه شود و در عين حال سعي گردد اسراف منابع انرژي به عنوان رفتاري كوته فكرانه و غيرعقلايي به مردم شناسانده شود.
3- راهکارهای آموزش
به طور کلی راهکارهای آموزش جهت اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژی كشور به 2 بخش آموزش های عمومی و آموزش های تخصصی تقسیم می شود.
3-1- آموزش هاي عمومي: دولت باید در يک برنامه گسترده در رسانههاي گروهي و تبليغاتي و درکتاب هاي درسي ميزان اتلاف منابع انرژي به اطلاع مردم رسانده شود و فرهنگ صرفه جوئي و تلف نکردن منابع انرژي در مردم و به ويژه در نوجوانان و جوانان پرورش داده شده و روش هاي استفاده صحيح از اين منابع به آنان آموخته شود.
3-2- آموزش هاي تخصصي: با توجه به تجربيات كشورهاي موفق و پيشرو و نيز نتايج مطلوب ارزيابي دوره هاي آموزشي تخصصي برگزار شده مديريت انرژي براي كارشناسان و مديران انرژي در برنامه هاي پنجساله دوم و سوم توسعه كشور، ضرورت استمرار و ارتقاء اين دوره هاي بنيادين به صورت آموزش هاي تخصصي و كاربردي مديريت انرژي در كشور به اثبات رسيده است. برخي از نتايج حاصل از برگزاري دوره هاي آموزشي تخصصي مديريت انرژي در كشور عبارتند از:
•انتقال دانش و فرهنگ بهينه سازي انرژي.
•انتقال دانش در خصوص تكنولوژي هاي نوين بهينه سازي انرژي در تمامي بخش هاي مصرف.
•فرهنگ سازي در صنايع كشور به منظور استفاده بهينه از انرژي.
•اجراي اقدامات بدون هزينه و كم هزينه فراوان كاهش مصرف انرژي در صنايع كشور.
•كاهش مصرف ويژه انرژي (SEC) و هزينه هاي انرژي در صنعت كشور. (مركز ملي آموزش مديريت انرژي، 1385)
4- راهکارهای کاهش تلفات انرژی
بخشي از انرژي داخلي كه استخراج گرديده و يا بدون پالايش و تبديل مورد استفاده قرار مي گيرند را انرژي اوليه (Primary Energy) مي گويند. به عبارت ديگر، ان رژي اوليه صورتي از انرژي است كه در طبيعت در دسترس مي باشد. انرژي اوليه شامل نفت خام، گاز طبيعي غني، مايعات گازي، زغال سنگ سخت، برق آبي، انرژي هسته اي، انرژي خورشيدي، انرژي زمين گرمايي و سوخت هاي سنتي مي باشد.
همچنين انرژي نهايي (Final Energy) بيانگر مصرف انرژي توسط مصرف كننده در بخش هاي مختلف است كه از بخش انرژي اوليه و انرژي ثانويه (Derived Energy) تامين مي گردد. به عبارت ديگر انرژي نهايي عبارت است از هر نوع انرژي (اعم از اوليه يا ثانويه ) كه پس از كسر تلفات توزيع و مقادير ذخيره شده، براي خريد در دسترس مصرف كننده قرار مي گيرد؛ مانند بنزين موجود در جايگاه هاي فروش يا برقي كه در دسترس خانوار قرار دارد. بنابراين رابطه زير بين انرژي اوليه و انرژي نهايي برقرار است:
انرژي نهايي + تلفات تبديل (Transformation Losses) + تلفات انتقال و توزيع (Transmission and Distribution Losses) = انرژي اوليه
در تبديل انرژي نهايي، انرژي مورد نياز وارد فرآيندي مي شود كه بر اساس بازده تجهيزات و دستگاه هاي مصرف كننده، و براي انتقال انرژي بخشي از آن تلف شده و مابقي مورد استفاده قرار مي گيرد كه اين اتلاف انرژي تقريباً غير قابل اجتناب است؛ اما مي توان به كارگيري راهكارهايي اين اتلاف را كاهش داد. اگرچه ممكن است برخي از اين راهكارها هزينه هاي متوسط و بالايي داشته باشند؛ منتها با صرفه جويي كه در مصرف انرژي به همراه دارد، علاوه بر مزاياي ذكر شده براي چرخه اقتصاد كشور، طي يك دوره زماني مبلغ هزينه شده بازگشت داده خواهد شد و از آن به بعد هم داراي سود اقتصادي خواهد بود.
براي مثال به دليل غير استاندارد بودن آسفالت اغلب بزرگراه ها و جاده هاي كشور، سالانه انرژي بسياري در بخش حمل و نقل به دليل استحكاك زياد وسايل نقليه تلف مي شود. در صورتي كه با صرف هزينه بيشتر و ساخت آسفالت هاي استاندارد علاوه بر ماندگاري بيشتر به دليل استحكاك كمتر موجب كاهش مصرف سوخت و انرژي در وسايل نقليه ميگردد.
همچنين براي مثال به دليل اينكه تلفات انرژي در انتقال گاز كمتر از تلفات انرژي در انتقال برق مي باشد، لذا چنانچه به جاي اينكه در مناطق نفت خيز جنوب كشور منابع گازي به برق تبديل شود و سپس جهت مصرف به شهرهاي بزرگ مانند تهران انتقال يابد، همان گاز توليدي به پالايشگاه هاي نزديك آن شهرهاي بزرگ منتقل شود و سپس از آن برق توليد گردد در انتقال انرژي تلفات بسيار كمتر خواهد شد.
5- راهكارهاي بهره گيري از انرژي هاي تجديدپذير
در سالهاي آتي به دليل بحرانهاي سياسي، اقتصادي و مسائلي نظير محدوديت دوام منابع تجديدپذير، نگرانيهاي زيستمحيطي، ازدياد جمعيت و رشد اقتصادي؛ تأمين تقاضاي انرژي از مباحث كلي ميباشد كه برنامهريزان انرژي را در يافتن راهكارهاي مناسب جهت استفاده بيشتر از انرژيهاي تجديدپذير در صورت موجود بودن پتانسيل در منطقه و اقتصادي بودن استفاده از آن جهت كاهش مصرف انرژي هاي فسيلي، به اين امر سوق خواهد داد كه در برنامههاي آتي به كارگيري اين نوع انرژي با تأمل بيشتري بررسي گردد. انرژيهاي نو شامل انرژي بادي، خورشيدي، بيوماس و بيوگاز، انرژي هيدروژني، زمين گرمايي، انرژي آبي و جزر و مد دريا ميباشند كه در ادامه وضعيت اين انرژي ها در ايران بررسي ميگردد:
5-1- انرژيهاي بادي
ايران كشوري با باد متوسط است كه برخي از مناطق آن باد مناسب و مداومي براي توليد برق دارد. از انرژيهاي بادي جهت توليد الكتريسته و نيز پمپاژ آب از چاهها و رودخانهها، آرد كردن غلات، كوبيدن گندم، گرمايش خانه و مواردي نظير اينها ميتوان استفاده نمود. لكن هزينه غير اقتصادي استفاده از اين انرژي به خصوص در ماشينهاي بادي، به كارگيري از اين انرژي را محدود ساخته است.
5-2- انرژي خورشيدي
با توجه به اولويتهاي اقتصادي، تكنولوژي ساخت و مشخصههاي خاص هر يك از نيروگاههاي خورشيدي، عمدتاً دو نوع نيروگاه خورشيدي دودكش و سهموي خطي براي شرايط ايران مورد تحليل اقتصادي قرار گرفته است.كشور ايران روي كمربند خورشيدي جهان قرار گرفته است و يكي از كشورهايي است كه از تابش نور خورشيد با قدرت و توان مطلوب برخوردار ميباشد. با توجه به اينكه ايران كشور كوهستاني است و اكثر نقاط آن در ارتفاعي بالاتر از 1000 متر از سطح دريا واقع شدهاند، توان دريافتي از تابش نور خورشيد آن بيشتر خواهد بود. طرحهاي خورشيديدر ايران شامل نيروگاه دريافت كننده مركزي، سهموي خطي و سيستم فتوولتاييك و آبگرمكنهاي خورشيدي ميباشند. (سازمان بهينه سازي مصرف سوخت كشور، 1382، ص68)
5-3- بيوماس و بيوگاز
زيست توده، اصطلاحي در زمينه انرژي براي توصيف كليه محصولات ناشي از فتوسنتز در ميان انوع منابع تجديدپذير ميباشد كه برخي از آنها عبارتند از:
5-3-1- محصولات و ضايعات كشاورزي
سالانه مقدار زيادي محصولات كشاورزي توليد ميگردد و ضايعات آن نيز بسيار زياد ميباشد كه بسياري از آنها مجدداً استفاده نميگردد. از يك لحاظ ضايعات كشاورزي را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد. ضايعات حاصل در مزارع يا كشتزارها و يا خارج از مزارع. ضايعات حاصل در مزارع به عنوان كود مورد استفاده واقع ميشوند؛ ولي فرآوردههاي انرژيزاي مهم كه از محصولات و ضايعات كشاورزي به دست ميآيند الكل و بيوگاز ميباشند.
5-3-2- ضايعات و فاضلابهاي صنعتي
اين مورد شامل پسابهاي كارخانجات مختلف مثل صنايع نساجي، الكلسازي،چوب و كاغذ و پساب صنايع غذايي مانند آب پنير، ملاس و تفاله ميوهها ميباشد. در پساب كارخانجات مذكور ميزان زيادي زيست توده وجود دارد كه از آنها براي توليد انرژي و غذاي دام ميتوان استفاده كرد. در مورد توليد انرژي بيشتر مسئله توليد الكل از اين پساب مطرح است. در ايران مقادير زيادي تفاله و ضايعات ميوه توليد ميشود كه دفع آن مشكلات زيست محيطي فراواني را ايجاد كرده است.
5-3- ضايعات جامد، فاضلابها و فضولات دامي
ضايعات جامد شهري، زبالهها را شامل ميشوند كه شامل دو نوع، زبالههاي معمولي و ويژه ميباشند.
الف) زبالههاي معمولي، مانند زبالههاي منازل، زبالههاي حجيم خانگي، زبالههاي غيرآلوده بيمارستاني، زباله باغها و گلخانهها و زباله بخش كسبه و ادارات ميباشد.
ب) زبالههاي ويژه، مانند زبالههاي صنعتي، نخالههاي ساختماني، لاستيكهاي فرسوده، مواد راديواكتيو و زالههاي آلوده بيمارستاني.
بهترين روش براي حذف ضايعات جامد و استفاده بهينه از آنها تهيه كمپوست است كه توسط ميكروارگانيسمهاي مختلف در حضور رطوبت و گرما در شرايط هوازي صورت ميگيرد. با حجم بسيار زياد زباله شهرهاي بزرگ در ايران، روش كمپوست مقرون به صرفه خواهد بود. در كشورهاي مختلف از روشهاي گازي كردن و پيروليز جهت تبديل ضايعات جامد به گاز استفاده شده است. گاز ايجاد شده در ژنراتورها و توربينهاي بخار نهايتاً به برق تبديل شده و مورد استفاده قرار گرفته است. پسماندهاي آشپزخانه منبع مناسبي براي توليد بيوگاز هستند. بيوگاز حاصل، ميتواند جايگزين سوختهاي فسيلي آشپزخانه گردد.
5-4- انرژي زمين گرمايي
انرژي زمين گرمايي از حرارت حاصل از تجزيه مواد راديواكتيو، هسته مذاب كره، كوهزايي و واكنشهاي درون زمين سرچشمه ميگيرد. موقعيت مخازن انرژي زمين گرمايي اكثراً بر كمربند زمين لرزه جهان منطبق ميباشند. بنابراين با توجه به اينكه ايران روي كمربند زلزله قرارداد پتانسيل قابل توجهي در اين زمينه برخوردار است. وجود كوههاي آتشفشاني و چشمههاي آب گرم در اكثر نقاط ايران، نشاندهنده پتانسيل زمين گرمايي ايران است.
5-5- انرژي هيدروژني
الكتريسته و حرارت مورد نياز براي توليد هيدروژن به روشهاي متفاوت (الكتروليز، ترموشيميايي، فتوليز و ترموليز) به وسيله منابع انرژي تجديدپذير گوناگون قابل تهيه ميباشد. براي توليد هيدروژن انرژي به صورت الكتريسته و يا به صورت حرارت مورد استفاده قرار ميگيرد. از انرژي هيدروژني از طريق آب با استفاده از روش الكتروليز قليايي يا استفاده از ذخيرهسازي ميتوان به عنوان سوخت وسايل نقليه، سوخت نيروگاهها و مصرف انرژي در بخش خانگي استفاده نمود. با استفاده از انرژي زمينگرمايي ميتوان از انرژي هيدروژني توليدي از طريق الكتروليز پيشرفته از نوع بخار آب با درجه حرارت بالا جهت مصرف در بخشهاي حمل و نقل، صنعتي و گرمايش در بخش خانگي و تجاري استفاده نمود. به كارگيري انرژي خورسيدي جهت توليد انرژيهاي هيدروژني با استفاده از الكتروليز قليايي در بخش حمل و نقل به كار گرفته ميشود و همچنين با استفاده از هيدروژن آزاد شده از طريق پيل سوختي ميتوان برق نيز توليد نمود.
5-6- انرژي هستهاي
در ايران تاكنون جهت توليد برق از انرژي اتمي استفاده نشده است؛ در صورتي كه با توجه به تجديد پذير بودن انرژي هسته اي و مهيا بودن تمام مواد اوليه آن در ايران، امكان به كارگيري گسترده آن در شبكه برق كشور وجود دارد. از طرفي در مقايسه با ديگر انرژي هاي تجديد پذير، در صورت وجود مواد اوليه و فناوري هاي مورد نياز، انرژي هسته اي مي تواند انرژي الكتريسته بيشتر و ارزان تري را وارد شبكه برق هر كشوري نمايد.
6- احياء و به روز رساني شيوه هاي سنتي بهره مندي از انرژي
يكي ديگر از راهكارهاي برخواسته از فرهنگ بومي جهت اصلاح الگوي مصرف انرژي در كشور؛ استفاده از انرژي هاي پاك به روش روش هاي سنتي مي باشد. در فرهنگ بومي و ملي ايرانيان روش هاي متعددي جهت بهره برداري از انرژي هاي پاك ابداع شده است كه بازشناسي و به روز رساني آنها مي تواند در اصلاح الگوي مصرف انرژي در كشور مؤثر باشد.
براي مثال احياء غنوات كه در گذشته بسيار مرسوم بوده است و مي توان بدون مصرف انرژي الكتريكي؛ زمين هاي كشاورزي را آبياري نمود. احياء آسياب هاي آبي؛ احياء سيستم هاي بادگيري خنك كننده در خانه هاي قديمي شهر يزد؛ استفاده از اختلاف سطح رودخانه ها و به كارگيري دينام در توليد الكتريسته و غيره از ديگر روش هاي استفاده از انرژي هاي پاك به روش سنتي مي باشند.
جمع بندي و پيشنهادات:
روند مصرف انرژي در كشورهاي در حال توسعه نشان ميدهد كه رشد جمعيت، توسعه فني، اقتدار سياسي، استقلال ملي و شكوفايي فرهنگي رابطه مستقيمي با مصرف انرژي دارد. اين در حالي است كه رشد مصرف انرژي و افزايش نياز به انرژي از يك سو و محدوديتهاي ذخاير و پايان پذير بودن منابع انرژي فسيلي و مشكلات زيست محيطي ناشي از مصرف اين منابع از سوي ديگر، دلايل قابل توجهي است كه ضرورت صرفه جويي مصرف انرژي در جوامع بشري را يادآور ميشود.
دركشور جمهوري اسلامي ايران با وجود اينكه بر اساس اعتقادات ديني جامعه صرفه جويي و دوري از اسراف يك امر پسنديده و واجب محسوب مي شود، منتها ارزان بودن قيمت حاملهاي انرژي و در دسترس بودن انواع منابع انرژي سبب شد تا جامعه ما با تاخير قابل توجهي به ضرورت بهينه سازي مصرف انرژي بيانديشد. با اين وجود آنچه مسلم است اتخاذ راهكارهاي مناسب براي جلوگيري از اتلاف و مصرف بيرويه انرژي و اصلاح الگوي مصرف در كشور نيز روز به روز بيشتر احساس ميشود، چرا كه جلوگيري از به هدر رفتن سوختهاي فسيلي، علاوه بر دستيابي سريعتر به توسعه پايدار و حفظ منابع براي نسل هاي آينده،كاهش آلودگي محيط زيست كه يكي از معضلات اصلي جوامع امروز است را نيز در پي خواهد داشت و با توجه به اقدامات جهاني در زمينه كاهش آلاينده ها اين خود عامل ديگري براي تلاش هر چه بيشتر در اين زمينه بشمار ميرود.
دستاوردهاي تحقيق حاضر مي تواند گامي مثبت در جهت اتخاذ سياست ها و راهكارهاي غير قيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران باشد كه براي تحقق اين امر مهم لازم است:
1.راهكارهاي پيشنهادي كه در يافته هاي اين تحقيق بيان شده است، بطور جدي مورد توجه دستكاه هاي مربوطه قرار گيرد.
2.با توجه به دستيابي ايران به انرژي هستهاي جهت بهره مندي از مناسب ترين انرژي تجديدپذير در ايران، ايجاد نيروگاه هاي هستهاي با اولويت در برنامههاي دولت قرار گيرد.
3.با توجه شرايط جغرافيايي و ميدان تابش آفتاب در ايران موضوع انرژي خورشيدي نيز با جديت دنبال گردد.
4.با توجه به اعتقادات و باورهاي مذهبي و پايبندي مردم به نظرات علما و مراجع ديني، توصيههاي شرعي در مورد صرفهجويي در مصرف انرژي به مردم داده شود.
5.دشواري توليد و عرضه انرژي اوليه و اهميت اصلاح الگوي مصرف انرژي و صرفهجويي در آن، در مدارس، دانشگاه ها و مراكز علمي و همچنين از طريق رسانههاي جمعي بطور مرتب و با شيوهها مناسب اطلاع رساني شود.
6.اهميت حفظ سلامت انسان و محيط زيست كه با مصرف بيرويه انرژي به مخاطره افتاده و همچنين خطراتي كه با روند صعودي موجود مصرف انرژي متوجه مردم ايران است را از نظر اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... به مردم اطلاع رساني شود.
منابع و مآخذ:
1.وزارت نيرو. (1385). "آمار و نمودارهاي انرژي ايران و جهان 1385" ، دفتر برنامه ريزي كلان برق و انرژي وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران
2.عشقي ملايري، بهروز. (1384). "مجموعه مقالات دومين کنفرانس روش هاي پيشگيري از اتلاف منابع ملي" ، تهران: فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران، صص.613-618.
3.سازمان بهينه سازي مصرف سوخت كشور. (1382). "اطلاعات انرژي كشور 1380" ، ایران، تهران: واحد توليد نشر ذره.
4.محمدي اردهالي، مرتضي. (1382). "مفاهيم بهينهسازي مصرف انرژي"، مجله اقتصاد انرژي، شماره آبان 1381، ایران.
5.مقدم، محمدرضا. (1383). "اصلاح سبد انرژی ایران تا سال 1400" ، ایران، تهران: انتشارات نگاه شرقی سبز.
6.مركز ملي آموزش مديريت انرژي (NTCEM)، (1387). "معرفي مركز ملي آموزش مديريت انرژي در صنعت كشور"، معاونت امور برق و انرژی وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران.
7.ECO, (2001). ECO Regions Energy Conservation and Efficiency Workshop, Ankara, Turkey, October 2001
8.ERI (Energy Research Institute), (2000). “Thailand Energy Strategy and Policy”, Chulalongkom University, Bangkok, Thailand.
9.NEPO, (2002) b. “Outcome of the Energy Conservation Program Implementation During the Fiscal Period 1995-1999”, National Energy Policy Office: Office of the Prime Minister of Thailand
10.RCEP, (1998). “Prospects for Energy Saving and Reducing Demand for Energy in the UK.”, Royal Commission Environmental Pollution.
11.Soest D.van and E.H.Bulte, (2001). “Does the Energy-Efficiency Paradox Exist? Technological Progress and Uncertainty”, Environmental & Resource Economics, 18(1), pp.101-112.
12.Uyterlinde M.A., et.al, (1999). “Integrated Evaluation of Energy Conservation”, National Report for the Netherlands, Energy Research Center of the Netherlands, Report No. ECNC-99-005.
13.World Energy Council(WEC), (2001) a. “Energy Efficiency Policies and Indicators”, a Report by the Word Energy Council, October 2001, London, United Kingdom.
14.World Energy Council(WEC), (2008). “Energy Efficiency Policies around the World: Review and Evaluation Executive Summary”, a Report by the Word Energy Council, London, United Kingdom, ISBN: 0 946121 30 3.
در فرهنگ اسلامي مصرف به طور عام معناي منفي ندارد و به مفهوم استفاده كردن از مواد و ابزار و وسائل مورد نياز زندگي است، اما براي موارد استفاده چه مثبت و چه منفي، چه در جاي خود يا خارج از قواعد معمول زندگي واژگان اختصاصي ديگري متداول است كه به خوبي بيانگر ابعاد و ويژگيهاي جنبي اين پديده اقتصادي كه گاه مجعد فرهنگي هم مييابد، ميباشد.
البته در زبانهاي ديگر و از جمله فارسي براي رساندن معاني متفاوت يك لفظ گاه پيشاوند و پساوندهايي ميآورند و گاه با افعال ديگري معناي كلمه را كامل ميكنند.
در زبان عربي حالت و صفت هر عمل در خود واژه عينيت يافته و ميتوان با به كارگيري آن واژه به صورت مجسم و مصور و مخيل حالت انجام فعل را نيز به ديگري انتقال داده به امثال ذيل حول همين مبحث دقت و تامل كنيم:
تبذير: از ماده بذر انفاق كردن مال در جايي كه سزاوار نباشد و ياخرج كردن بيحساب و كتاب. اين كلمه بار منفي مصرف را خاطرنشان نميسازد، آنچنانكه فرد كشاورز بذرها را بدون شمارش و براساس يك محاسبه كلي روي زمين ميپاشد، پاشيدن اموال و ثروت نيز به همين سبك و سياق، بدون مناط و مقررات خاص «تبذير»گفته ميشود. لذا استعمال اين واژه خيلي شبيه واژه ديگري چون : «اسراف» است كه به جهت تفاوت جزئي كه ميان اين دو وجود دارد، نميتوان گفت كاملاً مترادفند.
اسراف: اين واژه نيز كه در قرآن كريم آمده، معادل «اتلاف»، گشاده بازي، ولخرجي، بادبدست و مصرفي و مصرف زدگي ، زياده روي ، بيرون از حد خرج كردن ميباشد.
اما هر يك از واژه هاي فوق بيشتر بار اقتصادي دارند، در حاليكه اسراف، در قرآن به امور معنوي و افعال نيز برميگردند. خداوند در آيه 147 آل عمران از زبان گنهكاران ميفرمايد: و اسرافنا في امرنا. يعني در كار خود اسراف كرديم و ... و نيز در آيه 39 سوره زمر ميفرمايد:
قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم
(بگو اي بندگان من كه بر نفس خود اسراف ورزيديد ...)
كه در اين آيات پديده «اسراف» در معناي معنوي و نفساني و روحي و رفتاري به كار رفته است.
همچنين در معناي اسراف گفته شده: الا فراط في الشيئي و مجاوزه الحد. (افراط و زياده روي در چيزي و گذشتن از حد)
تفسير قرطبي- ذيل آيه 147 سوره آل عمران- دارالكاتب العرب للطباعه و النشر- 1387 ه- ج4)
از پيامبر اسلام صليالله عليه و آْله و سلم نيز اين دعا روايت شده است:
اللهم اغفرلي خطئيتي و جهلي و اسرافي في امري و ما انت اعلم به مني. (بار خدايا بيامرز و ببخش خطاي من و ناآگاهيم را و تجاوز از كارم را و هر آنچه كه تو نسبت به آن از من داناتري) (صحيح مسلم)
مقدر: به معناي ميانهرو. كسي است كه آينده نگري ميكند و تمام آنچه را كه به دست آورده انفاق و هزينه نميكند بلكه مقداري از آن را براي زمان حاجت نگه ميدارد. اين واژه معناي ايجابي و مثبت محض دارد.
مُقتّر: به معني كمكننده و تنگ گيرنده، سخت گير در معيشت كه تقريباً مترادف معناي خسيس است. فرد مقتر كسي است كه كمتر از مقدار لازم و مورد نياز استفاده ميكند و برخود و خانوادهاش سخت ميگيرد.
(شرح نهج البلاغه- محمدجواد مفنيه- ج 4- ص 237)
معناي سه واژه (تبذير، مقدر و مقتر) در اين سخن اميرالمومنين عليهالسلام آمده است:
كن سمحاً و لاتكن مبذراً و كن مقدراً و لاتكن مقتراً
يعني بخشنده باش و لي نه به حد اسراف و ميانه رو باش و سخت گير مباش
نهج البلاغه- سخنان قصار
تشبيه زيبايي در اين مورد
از حضرت امام صادق عليهالسلام روايت شده كه وقتي آيه 67 سوره فرقان را تلاوت نمود كه در آن خداوند فرموده است: و آنان هستند كه هنگام انفاق به مسكينان اسراف نكرده و بخل هم نورزند، بلكه در احسان ميانه رو و معتدل باشند.
مشتي سنگريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان اقتدار و سخت گيري است سپس مشت ديگري برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن به روي زمين ريخت و فرمود: اين اسراف است بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دست خود را گشود به گونهاي كه مقداري فرو ريخت و مقداري در دستش باقي ماند و فرمود اين همان قوام است.
(يكصد موضوع اخلاقي - ص378 و نيز راه روشن- به كوشش م. ر. جويباري و جمعي از نويسندگان- موسسه قرآن و نهج البلاغه- قم 1384- ص 58)
طرح بسيار مهم و ضروري كه درسال 1388 بر زبان مبارك رهبر عزيز انقلاب جاري گرديد سوژه اي شد براي خيلي از موارد كه با گفتار و كردار پيگيري شود تا شاهد نتايج درخشان مادي و معنوي آن باشيم. مثلي معروف داريم كه ذره ذره خيلي شود و قطره قطره سيلي. راستي اگر دقت كنيم حقيقت را درك خواهيم كرد. خداوند متعال نعمت هاي فراوان و بيشماري در اختيار انسان قرار داده است و دستور كيفيت استفاده از آن نعمتها را صريحا در قرآن كريم براي همه بيان فرموده است. مثلاً درمورد خوراكيها آيه اي بسيار صريح داريم كه كلو او اشربو او لاتسرفوا. بخوريد و بياشاميد ولي اسراف و زياده روي ننمائيد (سوره اعراف آيه 31). شاعر نيز ميگويد نه چندان بخور كز دهانت برآيد نه چندان كز ضعف جانت برآيد. بايد به مسئله اعتدال و ميانه روي توجه كرد كه آيات بسيار صريحي درقرآن داريم حتي درمورد انفاق و بخشش كه آنهمه تأكيد شده ولي درعين امر به اعتدال گرديد در سوره فرقان آيه 67 ميفرمايد:
و الذين اذا انفقوالم يسرفواولم يقتروا وكان بين ذلك قواما- بندگان خوب خداوند كساني هستند كه در بخشش زياده روي وكوتاهي نمي كنند و اعتدال را رعايت مينمايند. در سوره اسري آيه 26 تا 30 صريحاً واكيداً از اسراف نهي ميفرمايد و اسراف كنندگان را برادران شيطان ميداند بهرحال قرآن كريم پيروان خود را به شدت از افراط و تفريط نهي ميكند و برحذر ميدارد. اگر به اين دستور قرآن عمل مي شد نتايج درخشان بدست ميامد البته بايد از مرحله حرف و گفتگو و نوشتن و مصاحبه به مرحله عمل قدم گذاشت امسال از نظر حرف و غيره بسيار اقدام مي شود كه اميدوارم از خود و خانواده خود و اداره و بازار و شركتها و مهمان خانه ها و پادگانها شروع شود و از آنهمه ريخت وپاش و اسرافهاي كذايي جلوگيري شود و طوري شود كه اضافه آوردن غذا و نان ممنوع گردد و جرم حساب شود و يك نوع استانداردي براي مصرف تهيه شود كه اضافه نيايد اگر شما سري به بعضي جاها بزنيد و كار تن هاي نان خشك و اضافي غذا را ببينيد و دقت كنيد متوجه مي شويد كه چقدر نعمت خداوند به هدر ميرود و هيچكس احساس مسئوليت نميكند و اصلا هيچگونه امر و نهي دراين مورد صورت نميگيرد چه بسا تعدادي نان سالم و مقدار زيادي برنج و خورشت اضافي موجود است. شما را بخدا بيائيد يك فكر اساسي كنيد و براي هميشه اين معضل را برطرف كنيد.
آن همه آيات و روايات چرا بايد بدست فراموشي سپرده شود؟ كي مي خواهيم به آيات عمل كنيم؟ چرا بي تفاوت هستيم چرا نهي از اسراف نمي كنيم چرا آن همه مشاهدات را ناديده ميگيريم كافي است شما سري به سطلهاي زباله ميهمانسراها، ادارات و پادگان ها بزنيد تا از نزديك اسرافهاي فراوان را مشاهده كنيد .مسئولين جواب خدا را چه مي دهند مسئولين خدمات آشپزها تقسيم كنندگان غذا و خورندگان غذاهاي آماده همه و همه مسئول اين اسرافها هستند و بايد به درگاه خداوند پاسخ گو باشند. آن همه آرد و برنج و حبوبات و گوشت را چه كسي در اختيار آشپزخانه ها قرار مي دهد؟ چرا نسنجيده عمل مي كنند. براي نمونه در يك پادگان كه 600 نفر غذا مي خوردند براي هر نفر دو عدد نان در هر وعده يعني صبح و ظهر و شب در نظرگرفته بودند كه پيش از نصف آن به هدر مي رفت و مصرف نمي شد شما حساب كنيد روزانه 600عدد نان به هدر برود چه ضرري وارد مي شود. چه مي شود اگر سهميه را كسر كنند و بر مزايا و امتيازات ديگر بيفزايند و چيزهايي كه ضرورت دارد و جذب مي شود تهيه نمايند و بهرحال صرفه جويي كنند تا به مشكل اقتصادي گرفتار نشويم چرا ما بايد مصرف كننده كشورهاي خارج باشيم درحاليكه با رعايت و اصلاح الگوي مصرف ميتوانيم به خودكفائي برسيم و از كشورهاي بيگانه بي نياز شويم و هزينه اي كه به آنان مي پردازيم در راه عمران و آبادي و درراه فرهنگ سازي و گسترش اسلام و قرآن به كار ببريم. فرمانداري ها و بخشداري ها در دادن سهميه به پادگانها و ادارات و شركتها و قهوه خانه ها تجديد نظر و دقت بيشتري كنند. گاهي روابط رؤسا با يك ديگر سبب مي شود كه تا دو برابر سهميه واقعي به جاهاي مذكور اختصاص دهند و از جيب خليفه بخشش نمايند و با بيت المال بازي كنند و خواسته و ناخواسته حيف وميل هاي فراوان صورت گيرد كه بايد درپيش گاه عدل الهي پاسخ گو باشند اي كاش اين مطالب به سمع مبارك آنان برسد و دست از اين گونه كارها بردارند و سبب وابستگي مملكت به كشورهاي اجنبي نشوند. تقسيم كنندگان بودجه آرد و برنج و غيره صد درصد مقصرند نويسنده حاضر است اين مطلب را در عمل ثابت نمايد ولي بايد خودشان در اصلاح امور پيش قدم شوند.
منبع:كيهان
به گزارش خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا»، رشد نقدينگي هميشه يكي از معضلات دولتها در ادوار مختلف بوده و اين موضوع در سالهاي اخير به خصوص چهار سال گذشته مشكلات زيادي را براي دولت و مردم ايجاد كرده كه از جمله ميتوان به افزايش سريع و غيرمترقبه قيمت مسكن در سالهاي 85 و 86 اشاره كرد.
* افزايش پسانداز، راهكار كاهش نقدينگي
بر اساس پژوهشي كه محمدعلي رحمتنژاد تهراني در پاياننامه كارشناسي ارشد خود با عنوان «نگرشي به رفتار اقتصادي بانكداري بدون ربا» در دانشگاه تهران انجام داده، مهمترين راه مهار تورم در ايران، كنترل رشد نقدينگي شناخته شده است.
وي راهكار كاهش نقدينگي در جامعه را افزايش پسانداز در بانكها ميداند و پيشنهاد ميدهد: گسترش فرهنگ پسانداز، افزايش نرخ سود بانكي تا سطح نرخ تورم يا كاهش نرخ تورم، ايجاد بانكهاي خصوصي جهت سپردهگذاري ، پوشش جغرافيايي مناسب شعب بانكها، تنوع بخشيدن بر طيف خدمات بانكي، افزايش مهارت فردي و شغلي كاركنان بانكها در ارائه خدمات از جمله راهكارهاي افزايش پسانداز در بانكها است.
به گزارش فارس: نكتهاي كه در اين زمينه ممكن است ناديده گرفته شود و در تعريف نقدينگي هم آمده سپردههاي بانكي از قدرت نقدشوندگي بالايي برخوردار هستند، زماني كه سپردهگذاران احساس كنند سرمايهگذاري در يك بخش سود بيشتري از بانك نصيب آنها ميكند، سرمايه خود را به آن بخش منتقل ميكنند و در واقع اين راهكار را نميتوان به عنوان راهكار قطعي براي اين موضوع برگزيد.
بر اساس پژوهشي ديگر كه سيمين دخت نقوي كلجاهي در پاياننامه كارشناسي ارشد خود با عنوان «بررسي اثر تغييرات نقدينگي بر بخش صنعت در ايران» در دانشگاه تبريز انجام داده عنوان شده است: حجم نقدينگي تأثير محسوسي روي توليدات بخش صنعت و شاخص قيمت توليدات صنعتي دارد.
اين پژوهشگر پيشنهاد داده است: به دليل محسوس بودن اثر نقدينگي بر بخش صنعت توصيه ميشود بانك مركزي نظارت دقيقي بر نقدينگي داشته باشد.
به گزارش فارس، بانك مركزي چشم دولت در نظارت بر مسائل پولي كشور است و حساسترين سازمان در بخش اقتصادي هر كشور به حساب مي آيد هر گونه تغيير در مديريت آن تاثيرات قابل ملاحظهاي در اقتصاد كشور ميگذارد.
* وجود100 هزار ميليارد تومان نقدينگي مازاد در كشور
براساس اين گزارش، محمد باقر صدري عضو انجمن اقتصاددانان ايران درباره رشد نقدينگي در كشور تاكيد ميكند: عدم نظارت دقيق بانك مركزي در سالهاي 85 و 86 موجب افزايش قابل ملاحظه نقدينگي از حدود 64 هزار ميليارد تومان در تير 84 به 168 هزار ميليارد تومان در سال 86، كه اين امر موجب بالا رفتن ناگهاني و زياد قيمت مسكن شد.
صدري با اشاره به نقدينگي 180 هزار ميليارد توماني در كشور ميافزايد: در كشور با توجه به ظرفيتهاي اقتصادي و احتساب نفت 140 دلاري حدود 100 هزار ميليارد تومان نقدينگي مازاد وجود دارد.
در همين رابطه جمشيد پژويان عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي در مورد نقدينگي موجود در جامعه اظهار ميدارد: رقم دقيقي در مورد حجم نقدينگي در كشور موجود نيست ولي اگر ميزان رشد حجم نقدينگي با رشد توليد ناخالص ملي متناسب باشد، قيمتها افزايش نخواهند يافت.
وي ميافزايد: حجم نقدينگي بايد به شكلي باشد كه مردم بتوانند با آنچه كه در دست دارند كالا و خدمات را خريداري كنند و ميزان نقدينگي بيش از حد نباشد تا در نتيجه رقابت در خريد، قيمتها بالا رود.
اين كارشناس اقتصادي با اشاره به دلايل افزايش نقدينگي در كشور اظهار ميدارد: دولت براي جبران كسري بودجه از بانك مركزي استقراض ميكند.
* متناسب بودن رشد نقدينگي با رشد واقعي اقتصاد
فرهاد خرمي عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي عامل افزايش تورم در كشور را اختلاف بين رشد نقدينگي و رشد توليد ناخالص ملي ميداند.
براساس نظر اين كارشناس اقتصادي وقتي رشد حجم نقدينگي در كشور بيشتر از رشد توليد ناخالص ملي باشد تورم افزايش مييابد.
خرمي در مورد متوسط رشد نقدينگي در 30 سال گذشته تصريح ميكند: در 30 سال گذشته متوسط رشد ساليانه حجم نقدينگي در كشور 30 درصد بوده كه اگر با رشد واقعي اقتصاد (رشد توليد ناخالص ملي) مقايسه كنيم به اختلاف 25 درصدي پي خواهيم برد.
وي اضافه ميكند: اين اختلاف باعث ايجاد تورم در كشور ميشود و در 30 سال گذشته رشد تورم در كشور 25 درصد بوده است كه اين امر باعث كاهش ارزش پول رسمي كشور در مقايسه با ارزهاي ديگر شده ، به طوري كه دلار هفت توماني، الان حدود هزار تومان خريد و فروش ميشود.
* مشكل نقدينگي در كوتاهمدت حل نخواهد شد
اين گزارش حاكي است: كسري بودجه دولت عامل اصلي استقراض دولت از بانك مركزي و افزايش نقدينگي در جامعه است، اما بايد ديد در اين راستا دولت چه راهكارهايي را براي مقابله با كسري بودجه بايد انجام دهد.
خرمي در مورد راهكار كاهش نقدينگي ميگويد: دولت بايد با كاهش هزينهها و افزايش ماليات از كسري بودجه جلوگيري كند تا مجبور نباشد با استقراض از بانك مركزي، نقدينگي را افزايش دهد.
وي در خصوص عدم حل شدن مشكل كسري بودجه در طي ساليان گذشته ميگويد: منافع سياسي در كوتاهمدت و منافع اقتصادي در بلندمدت به ثمر ميرسد، به همين دليل دولتها براي جلب اعتماد مردم براي راي آوردن به دنبال منافع كوتاهمدت ميروند.
خرمي ميافزايد: افزايش نقدينگي براي جبران كسري بودجه به جهت پرداخت حقوق كاركنان از جمله اقدامات دولتها براي جلب آراي عمومي است كه در درازمدت كشور را دچار مشكل خواهد كرد.
خرمي معتقد است كه كسري بودجه به دليل عدم تامين ماليات، استقراض داخلي و خارجي و افزايش هزينهَهاي دولتي بوجود ميآيد و راهكار كوتاهمدت براي كسري بودجه وجود ندارد.
* قد كشيدن نقدينگي با تغذيه از كسري بودجه
براساس اين گزارش، آنچه كه از نظرات كارشناسان برميآيد اين است كه نقدينگي عامل اصلي افزايش تورم در كشور مي باشد كه آن هم به دليل كسري بودجه دولت حاصل ميشود و تا زماني كه در كشور مسائل سياسي، سياستهاي اقتصادي را تعيين كند و دولتها براي جلب آراي عمومي و راي آوردن هزينههاي جاري خود كه همان حقوق كاركنان است، افزايش دهند، نمَيتوان اميدي به حل شدن معضل تورم، نقدينگي و كسري بودجه داشت.
اين گزارش حاكي است، سؤالي كه در اين زمينه ممكن است مطرح شود اين است كه دولتهاي كشورهاي صنعتي نيز مانند كشور ما مايل به جلب آراي عمومي هستند، ولي مشكل كسري بودجه و افزايش نقدينگي كمتر در اين كشورها مشاهده ميشود، دليل چيست؟
اين گزارش ميافزايد، در كشورهاي صنعتي به دليل برنامهريزي دقيق و بودجهريزي مناسب، از كسري بودجه جلوگيري ميشود و اگر با همه اين اقدامات باز دولت دچار كسري بودجه شد به دليل استقلال بانك مركزي از دولت هرگونه افزايش نقدينگي بايد تحت نظر پارلمان باشد و رئيس كل بانك مركزي در برابر پارلمان مسئول است.
بنابراين گزارش، دولتها در هنگام مواجه با كسري بودجه با كاهش هزينههاي دولتي و افزايش ماليات اين موضوع را جبران ميكنند و اگر باز هم نتوانند كسري بودجه را جبران كنند با درخواست از بانك مركزي در صورت موافقت پارلمان ميتوانند با روشهايي از جمله استقراض داخلي يا خارجي منابع خود را تامين كنند.
چگونگي شيوههاي مصرف و شاكله اصلي آنها در اقتصاد اجتماعي مردم ايران بيانگر اين واقعيت است كه ما جامعهاي مصرفي هستيم، در حالي كه دياگرام مصرف ما به هيچ وجه با توليد مليمان متناسب نيست و اين شكاف ميان مصرف و توليد از طريق درآمدهاي نفتي پر ميشود و به همين سبب از خيل عظيمي از تصميمات و سياستهاي عقلاني كه در غياب نفت ميبايست گرفته ميشد، مغفول ماندهايم.
الف) بررسي مفهومي و تئوريك اصلاح الگوي مصرف
اصلاح الگوي مصرف عبارت است از نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور به قسمي كه سبب ارتقاي شاخصهاي زندگي مردم و كاهش هزينهها شده و از اين منظر زمينهاي براي گسترش عدالت عمومي است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث شده تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و پيشرفت در بخشهايي كه كمتر مورد توجه قرار داشته نيز فراهم شود.
نكته قابل تامل آن است كه اصلاح مصرف با اصلاح الگوي مصرف تفاوت داشته و نبايد آن دو را با هم خلط كرد. در ابتدا سخن از كاهش مصرف مردم نيست، چرا كه اصلاح مصرف، يك مبحث مديريتي است و لذا اصلاح، لزوما به معناي كاهش نيست. حتي در ارتباط با واژه الگو نيز منشأ بسياري از رفتارها به مردم برنميگردد و نظام مديريتي آنها را ايجاد كرده است.
واژه مصرف مبتني بر نياز و ضرورت است و اگر فرآيند توليد در كنار مصرف نباشد، به بيراهه رفتن است. يكي از علل رواج مصرفگرايي در كشوري چون ايران همانا سياستهاي كشورهاي صنعتي است. از آنجا كه حيات كشورهاي صنعتي به توليدشان وابسته است، بنابراين با استراتژيهايي همچون ايجاد بازارهاي جديد براي توليدات خود و گسترش بازار مصرف با تبليغات گسترده و پايين آوردن عمر مفيد محصولات توليدي خود و غيرقابل تعمير كردن آنها كه شاكله نوين دكترين استعمار كشورهاي در حال توسعه و گذار است، حيات اين كشورها را به خود وابسته كرده و موجب افزايش مصرف كالاهاي توليدي خود در ميان جوامع شدهاند. از عوامل مهم ديگر مصرفگرايي، مناطق آزاد هستند. با اين كه براي تسهيل صادرات ايجاد شده، اما به خاطر نبود بسترسازي كافي به منظور صادرات، در عمل به مناطقي براي واردات تبديل شدهاند.
كشور چين با آن جمعيت و گستره سترگ جغرافيايي تنها 3 منطقه آزاد و جمهوري اسلامي ايران 31 منطقه آزاد دارد و به نوعي از اين لحاظ در دنيا ركورد زدهايم. كنترل نشدن مرزها كه ارتباط مستقيم با مناطق آزاد نيز دارد مشكل رواج مصرفگرايي را مضاعف كرده و تسهيل قاچاق كالاهاي مصرفي به كشور را با رقمي حدود 10 ميليارد دلار واردات غيرمجاز، ايران را در جايگاه اول دنيا قرار داده است.
سياستگذاري نادرست و به عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح مديريتي كشور، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه را دامن ميزند و پارادايم اصلاح الگوي مصرف كه مبتني بر يك انديشه توسعهگراست را در نهايت به ضد خود تبديل ميكند.
اصلاح الگوي مصرف نه از طريق مداخله در تابع مطلوبيت كه با تغيير در محدوديتهاي بودجه از طريق اصلاح قيمت به كف خواهد آمد، چرا كه اين تابع امري دروني و خارج از دست سياستگذار است و در صورت تاثيرگذاري نيز عملي شدن اين تغيير در گرو شكسته شدن حريم خصوصي است.
يكي از راههاي اصلي اين كه پي ببريم آيا در رفتارهاي مصرفي، اصلاحي صورت گرفته يا خير، استفاده از معيار بهرهوري است. از منظر اقتصادي، اصلاح الگوي مصرف ارتباط ارگانيكي با بهبود بهرهوري داشته و حركت به سوي طراحي و اجراي نظام اقتصادي كارآمد با مولفههاي ايراني اسلامي از رويكردهاي بلندمدت در اين عرصه است.
به عبارتي، اصلاح الگوي مصرف با بهرهوري مترادف و حركت به سمت هر كدام دستيابي به ديگري را دربر دارد. هرگاه بهرهوري عوامل نيروي كار و سرمايه، سهم قابل ملاحظهاي در توليد ثروت كشور داشته باشند، ميتوان نتيجه گرفت كه از پتانسيلهاي توليدي اقتصادي كشور استفاده مطلوبي شده و مصرف منابع نيز در مسير و ميزان بهينهاي واقع شده است.
در مجموع به نظر ميرسد اولين و مهمترين اقدام ضروري براي اهتمام به اصلاح الگوي مصرف، اما تبديل اين مشترك لفظي به يك مشترك معنايي و ارائه يك تبيين درست از موضوع است؛ چراكه در پرتو يك درك جامع و مشترك، امكان تاثيرپذيري بيشتري بر اين مهم ميسر خواهد شد. تاكيد اين نكته از جانب رهبر معظم انقلاب كه <فرآيند اصلاح الگوي مصرف شايد به زماني بيش از 10 سال نياز داشته باشد> نيز اشارهاي به لزوم ساماندهي تفكري عميق درباره اصلاح الگوي مصرف در جامعه و در سطوح نهادهاي مسوول بوده كه البته همگان بدان مكلف و مسوول خواهيم بود.
ب) بررسي نقش فرهنگ و ارزشهاي فرهنگي در اصلاح الگوي مصرف
اصلاح، الگو و مصرف، هرسه واژگاني فرهنگياند و پرداختن به ابعاد اقتصادي، سياسي و اجتماعي فرآيند اصلاح الگوي مصرف بدون در نظر گرفتن مباني فرهنگي آن، در واقع آب در هاون كوبيدن است.
اين نخستين تلقي اشتباه در سال جديد بود كه پنداشتند امسال يك سال اقتصادي است. بيشك دستگاههاي فرهنگي كشور درصدر توجه و مخاطب رهبر فرزانه انقلاب بودند؛ چراكه هيچ اصلاح واقعي در عرض يك سال نهادينه نخواهد شد؛ بلكه به رفتاري روزمره و فصلي تبديل شده كه البته سطحي، زودگذر و ناپايدار است. همين مساله كه ايشان ميفرمايند <اگر مسوولان اهل مطالعه نيستند بهتر است مسووليت هم نداشته باشند...( >26 دي 1377) خود مهمترين ادله مبني بر نقش پررنگ فرهنگ كه رابطهاي مستقيم با مطالعه دارد، در امور ديگر مملكتي است. معظمله در ادامه همين نكته ناب و خطير به مطالعه گاه 5 ساعتي خود براي يك نماز جمعه در دوران رياستجمهوريشان اشاره ميكنند.
امسال بايد سال جهش به سمت فرهنگيتر شدن جامعه جوان كشور و گسترش كتابخواني و روزنامهخواني و در نهايت جايگزيني كتاب و روزنامه و اقلام فرهنگي در سبد خريد خانوار باشد.
سياستگذاري نادرست و به عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح مديريتي كشور، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه را دامن ميزند
كتب، رسانهها و روابط عموميها هريك نقش و برد خاصي در افكار عمومي براي فرهنگسازي داشته و بويژه روزنامهها به لحاظ ماندگاري پوشش خبري گزارشي در موضوع متصف، اثر تعيينكنندهتري دارند. برتاباندن اولويتهاي اصلي و بهروز و راهبردي بخصوص در روند اجراي اصلاح الگوي مصرف، معطوف به رسانهها بوده كه پل ارتباطي مردم و مسوولانند و همانديشي و همياري مردم جامعه را نهادينه خواهند كرد. رسانهها در حوزه كلان نقش مهمتري داشته و با مخاطب عام سر و كار دارند حال آن كه روابط عموميها با مخاطب خاص روبهرو بوده و متناسب با شرايط و اقتضائات سازمانهاي متبوع خود بايد هدفگذاري و عمل كنند. رسانهها واقعيات را به ممتاز و غيرممتاز دستهبندي كرده و نظام اولويت را به طور همزمان در آن اعمال ميكنند. از آنجا كه رسانهها در همه حال بر افكار و آراء تاثير گذاشته و واقعيات را در جهات خاص هدايت ميكنند، براي مقوله اصلاح الگوي مصرف در اولويت اول افكار عمومي قرار ميگيرند و در تمام طول سال بايد در صفحات اول و آخر خود و حتي در ويژهنامهها، فضايي را به اين موضوع اختصاص داده تا افراد جامعه با توجه به اين حوزه روز خود را آغاز و بسامان كنند.
اصولا آدمي واقعيات را آنگونه كه هست نميبيند، بلكه آنگونه كه زبان مينماياند ديده و درك ميكند. در دوران پست مدرن امروزي كه سرعت، حرف اول را ميزند زبانهاي انسانها همانا رسانهها هستند، چرا كه رسانهها استعارهها را ساخته و استعارهها، محتواي فرهنگها را ميآفرينند. نقش غالب رسانهها در فرهنگ نه فقط به خاطر بازتاب فرهنگ كه با شركت در فرهنگسازي نيز نمود مييابد. از يكسو، فرآيندهايي هستند كه فرهنگ از آن بيرون آمده و ساخته ميشود و از ديگر سو در صحنهاي بازي كرده كه حيات اجتماعي و فرهنگي در آن جريان دائمي دارد.
فرهنگ محصول نيروهاي انتزاعي نيست، بلكه شالوده آن بر نظامهاي ملموس عليت است. در الگوي فرهنگ مشترك، فرهنگ خلق شده، تقسيم گشته، تغيير كرده و در نهايت توسط ارتباطات منتقل ميشود، لذا اولويتهاي رسانه اغلب به صورت اولويتهاي جامعه درآمده و آنچه مورد تاكيد رسانههاست، مورد تاكيد انفرادي و اجتماعي مخاطبان رسانه واقع ميشود.
روابط عموميها اما به لايههاي عميقتر و تخصصيتر اجتماع وارد شده و براي تحقق اهداف اصلاح الگوي مصرف ذيل سند چشمانداز 20 ساله و برنامه پنجم توسعه مدلسازي كرده و همگام با ديگر نهادها، اصلاح الگوي مصرف را به مصاديق محسوس، ملموس و اهداف عملياتي كه قابل دستيابي در زمان معين و سنجشپذير باشند، ترجمان كنند.
ترديدي نيست كه الگوي مصرف در فرهنگ مصرف وابسته به 2 عنصر كليدي فرد و جامعه و نيز به روابط متقابل ميان آن دو است، زيرا روابط و رفتارهاي حاصل از آن ترجمان و تعريف فرهنگ بوده كه با اصل همبستگي اجتماعي رابطهاي دوسويه دارند.
خلاقيت در اصلاح الگوي مصرف، طي طريق سريع پيشرفت و لذا نقطه آغازين تلاش براي تبديل آن به الگويي براي تمام فصول است. براي كشوري در حال توسعه همچون جمهوري اسلامي ايران كه افق 1404 آن نزديك است، پويايي و حركت به سمت كمال، رمز رسيدن است. رسيدن به خودكفايي و صعود پلههاي ترقي كه بدون اصلاح الگوي مصرف و جا افتادن فرهنگ آن در جامعه قياس معالفارق است.
ج) بررسي نقش آموزههاي ديني در اصلاح الگوي مصرف
ارائه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ، تقويت، ساماندهي ظرفيتها و امكانات بيپايان كشوري است كه ميخواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه نمونهاي را براي ارائه به ديگر جوامع معرفي كند.
ارائه الگوي صحيح مصرف به معناي ارائه الگوي مديريت و نظارت در سرمايهها و منابع ملي و توزيع در عرضه آن نيز هست كه در آياتي از جمله در داستان حضرت يوسفع، بدان اشاره شده است؛ بنابراين لازم است با تهيه قوانين و بهكارگيري درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش مديريت (بخصوص مديريت دولتي) جلوگيري شود كه اين خود يكي از منابع مهم افزايش ثروت و سرمايه ملي براي دستيابي به شكوفايي و پيشرفت اقتصادي است.
خداوند بصراحت در آيه دهم سوره اعراف از تسلط و مالكيت و حكومت انسان بر زمين و بهرهمندي وي ازانواع مواهب سخن گفته و از وي خواسته تا با بهرهگيري درست و مناسب از اين نعمات و قدرت در مسير كمال و تعالي گام بردارد و سپاس و شكر عملي و حقيقي را به اين شكل ابراز و اظهار كند. در ضمن از آنجا كه هرگونه فعاليت و تصرفي در هر يك از بخشهاي مربوط به توليد، مبادله و مصرف در رشد و شكوفايي اقتصادي بسيار موثر است، مساله تبيين بهترين و كاملترين روش در بخشهاي مذكور مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده است.
منبع:جام جم آنلاین
اگر کسی یک حرکتی بکند که رسم نیست و مردم را به خودش توجه کند همین گناه است باید یک جوری باشیم جامعه معتدل باشد یعنی همینطور که کسی رانندگی میگوید برق او را نگیرد که این کی بود همین..ط.. همه مردم یک جور باشند یعنی به هم بخورند حرکتهای نامیزان ناموزون که فضای جامعه را یا پلیسی میکند یا شهوتی میکند یا ضداخلاق میکند یا هتاک زیاد یا قساوت سنگین هر یک از اینها که تعادلش از هم بپاشد جامعه متلاشی میشود «اهدنا الصراط المستقیم».
خدایا هر چه کج رفتهایم در کل عمرمان گذشتههای ما را ببخش و بیامرز. با قدرت غیبی با امدادهای غیبی با بینش و بصیرت و علم و ام... امداد الهی دستمان را بگیر از این به بعد تا آخر عمر خودمان نسل مان جامعه مان همه در راه مستقیم باشیم.

