« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً» ( فرقان/ 67) « آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

اصول اصلاح الگوي مصرف




























* کاغذی که برای چاپ اسکناس مورد استفاده قرار می گیرد از جمله محصولات وارداتی می باشد و فراموش نکنیم که کشور ما در حال تحریم است.
* خرید کیف های استاندارد مخصوص پول که اسکناس در آن بدون تا شدن جا بگیرد!
* همیشه حتی در شرایط خاص یادمان باشد که اسکناس دفترچه یادداشت نیست!
* اولین باری که به کودک خود اسکناسی جهت خرید می دهیم آموزش استفاده درست از آن و کیف مخصوص پول را هم برایش فراهم نماییم.
*
* در موقعی که دستانمان کثیف است شمردن اسکناس را به کسی دیگر محول کنیم.

* قبل از شستن لباسها حتما جیب های آن را بررسی کنیم و از نبودن اسکناس در آن مطمئن شویم.
* چطور برای جلوگیری از تا شدن عکس آن را داخل پاکت می گذاریم و نسبت به آن حساس هستیم،در باره اسکناس هک به عنوان سرمایه ملی باید برخوردی اینچنین داشته باشیم.
* با مشاهده اسکناسهای در معرض نابودی و مشاهده اولین علایم پارگی در اثر استفاده نادرست آنها را از طریق نوار چسب ترمیم کنیم.
* خود را به عنوان یک مسئول حفاظت از اسکناس به عنوان سرمایه ملی بدانیم و اطلاع رسانی در این زمینه به دوستان و سایر افراد را فراموش نکنیم.
* درحال حاضر سيستم استفاده از پول نقد در جهان تقريبا منسوخ شده است. مثلادر برخي از كشورها حتي براي پرداخت هزينه غذا در رستوران هم از كارت اعتباري استفاده مي شود.
* استفاده از كارت هاي اعتباري می تواند سهم بزرگی در استفاده کمتر در نتیجه سالمتر ماندن اسکناس داشته باشد.
* بارها مشاهده شده كه گروههاي خاصي از اسكناس براي كارهاي تبليغي و تبريك مناسبت ها استفاده مي كنند.
* قبل از برداشت پول از خود پردازها به چند نکته توجه کنید:
* به اندازه نیاز پول دریافت نمایید.
* در یافت وجه را به بعد از قطعی شدن خرید موکول نمایید.
* هیچ موقع ،حتی در زمانهای بحرانی استفاده درست از اسکناس را فراموش نکنیم و این نشود که (حالا این یک بار..........).
* یک راه خوب برای در امان نگاه داشتن اسکناس های آسیب دیده تا ترمیم مجدد جمع آوری آنها و تعویض با اسکناس هاس سالم می باشد که این کار در همه شعب بانک ها انجام می شود.
* فراموش نکنیم که اسکناس های موجود در جیب ما همانند کارت شناسایی و سایر مدارک نشان دهنده شخصیت و فرهنگ ما می باشد.
* اگر قرار است هدیه ای برای آنان که دوستشان داریم بخریم یک گزینه خوب می تواند "کیف پول" باشد. این کار می تواند توسط بانکها نیز انجام شودکما اینکه قبلا نیز انجام می شده.
* چرا از تابلو های تبلیغاتی و پیام های بازرگانی که هر روز با رنگ ولعاب جدید وعده برنده شدن جوایز بانک ها را می دهند در جهت آموزش استفاده درست از این سرمایه ملی نکنیم.
* این نکته را به خاطر داشته باشیم که یک اسکناس تا 17 روز مي تواند عامل مهم انتقال بيماري آنفلوآ نزا وسایر بیماریها باشد!پس از آن به عنوان خلال دندان یا...استفاده نکنیم.
* از جلمه نکاتی که ما می توانیم در برخورد با استفاده کنندگان نادرست از اسکناس یاد آور شویم این است که هزینه تجدید چاپ اسکناس‌های فرسوده از مالیات‌های‌ مردم تامین می‌گردد.
* در هنگام دریافت اسکناس از افراد نسبت به سالم بودن آن حساس باشیم.باشد با این کار انگیزه ای در طرف مقابل نسبت به طرح چاره ای جهت سالم ماندن اسکناس پدید آوریم.
* فراموش نکنیم که حواله کردن یک اسکناس پاره در بین اسکناس های دیگر کمکی به حل معضل نخواهد کرد بلکه ممکن است با بی توجهی که شمارنده بعدی پول خواهد داشت آن اسکناس به طور کامل از سیستم معاملاتی خارج شود.
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 7:47 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



پیامبر خدا صلی الله علیه وآله : آفتِ زیرکیْ خودستایی است ، آفتِ شجاعتْ تعدّی ، آفتِ گذشتْ منّت ، آفتِ زیبایی غرور ، آفتِ عبادت سستی ، آفتِ سخن گفتن دروغ ، آفتِ دانش ، فراموشی ، آفتِ بردباری سبکسری ، آفتِ شرافت خانوادگی فخر فروشی وآفتِ بخشندگی ، اسراف است .... 1

امام علی علیه السلام : هر چیزی آفتی دارد ؛ آفتِ علمْ فراموشی است ، آفتِ عبادتْ ریا ، آفتِ خردْ خودپسندی ، آفتِ نجیب زادگی تکبّر ، آفتِ زیرکی خودستایی ، آفتِ بخشندگی اسراف ، آفتِ حیا ناتوانی ، آفتِ بردباری خواری وآفتِ نیرومندی زشت گفتاری وبدکرداری .2

امام علی علیه السلام : کم خوری گونه ای خویشتنداری است وپرخوری گونه ای اسراف وزیاده روی .3

«همانا او اسراف کنندگان را دوست ندارد» . الانعام - ١٤١

امام کاظم علیه السلام : با برآوردن خواسته حلال خود ، تـا آن جـا که به مروّت لطمه ای نزند وبه اسراف نینجامد ، به نفسهای خویش از دنیا بهره ای دهید واز این طریق برای انجام امور دین خود کمک بگیرید ؛ زیرا روایت شده است که : از ما نیست کسی که دنیایش را به خاطر دینش رها کند یا دینش را برای دنیایش فرو گذارد .4

«ای فرزندان آدم! در هر مسجد زیور خودرا بر گیرید وبخورید وبیاشامید واسراف نکنید که او اسرافکاران را دوست نمی دارد» . الاعراف - ٣١

امام عسکری علیه السلام : بخشندگی اندازه ای دارد که اگر از آن فراتر رود اسراف است .5

امام علی علیه السلام : اسراف موجب هلاکت است ومیانه روی مایه زیاد شدن ثروت .... 6

امام علی علیه السلام : خرج کردن به ناحقّ مال ، حیف ومیل واسراف است ....

اسحاق بن عمّار : از امام صادق پرسیدم : آیا مؤمن می تواند ده پیراهن داشته باشد ؟ حضرت فرمود : آری . عرض کردم : بیست پیراهن چه ؟ فرمود : آری . اینها اسراف نیست ؛ اسراف آن است که لباس بیرونت ومهمانیت را لباس خانه ودم دستی قرار دهی ....

امام عسکری علیه السلام : همانا بخشندگی را اندازه ای است ، که اگر از آن فراتر رود اسراف است ....

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله : این که هرچه دلت بخواهد بخوری،اسراف است.... 7

امام صادق علیه السلام : کمترین اندازه اسراف ، دور ریختن ته مانده ظرف (آب یا غذا) وتبدیل لباس بیرون به لباس خانه ودم دستی ، ودور انداختن هسته ها (ی خرما ومیوه) است ....

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله : در اسراف خیری نهفته نیست ودر کارهای خیر اسراف نیست ....

امام صادق علیه السلام : در آنچه بـدن را سـالم نـگه می دارد اسراف نیست ... بلکه اسراف در چیزهایی است که مال را تلف کند وبه بدن زیان رساند .... 8

بحار الأنوار : از امـام کـاظـم علیه السلام سؤال شد : آیـا داشـتـن ده پیراهن اسراف است ؟ فرمود : خیر . بلکه داشتن پیراهن زیاد باعث می شود که پیراهنهایش بیشتر عمر کند . اسراف آن است که لباس بیرونت را در جای کثیف بپوشی .9

امام علی علیه السلام : ضایع کردن رهتوشه ، از جمله موارد فساد (و اسراف) است .10

امام رضا علیه السلام : از جمله فساد (و اسراف) است شکستن درهم ودینار (پول مسکوک سالم برای مصرفی دیگر) ودور انداختن هسته میوه .11

١ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٢١
٢ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٢٣
٣ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ١٢٧
٤ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٢٠٧
٥ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٢٦١
٦ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٢٦٩
٧ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٢٧١
٨ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٤٤٧
٩ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٤٦٧
١٠ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٤٨٧
١١ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٥٦٣
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 7:46 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



از جمله اقدامات کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت در راستای اصلاح الگوی مصرف، اجرای سیاست‌های کلی اصل 144 عملیاتی کردن محورهای هفت‌گانه طرح تحول، اصلاح نظام بودجه‌ریزی سنتی و حرکت به‌سوی تدوین و اجرای بودجه‌ریزی عملیاتی است.


نامگذاری سال 1388 به سال اصلاح الگوی مصرف از سوی مقام معظم رهبری، نهضتی را در میان تمام ارکان حکومت ایجاد کرده که از چند زاویه قابل تأمل و تدبر است.
1_ الگوی بهینه مصرفی چیست؟ متغیرها، ساختارها و سیستم‌های لازم در طراحی الگوی بهینه کدامند؟ میزان انحراف مردم، نهاد قانونگذار، نهاد مجری و نهادهای قضایی و نظارتی در روند انحرافی الگوی مصرفی گذشته و حال جامعه چقدر بوده است؟
سهم متغیرهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در رسیدن به مصرف بهینه چیست؟ اولویت اجرایی سیاست‌ها به چه صورتی است؟ اثر تحولات جهانی در عرصه‌های مختلف بر الگوی مصرفی چگونه است؟
بدون تردید پاسخ عالمانه و منطقی به چنین پرسش‌هایی می‌تواند زمینه را برای رسیدن به یک اجماع اصولی در این عرصه فراهم کرده و اصلاح الگوی مصرفی را که مبتنی بر یک اندیشه توسعه‌گرا است،‌ به ضد خودش تبدیل نسازد.

2_ در طول روزهای گذشته، نهادهای مختلف از جمله دولت و زیرمجموعه‌های آن،‌کمیسیون‌های مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام، قوه قضائیه و... اقدامات ارزشمندی را تحت عناوین ستادهای اصلاح الگوی مصرف، کارگروه‌های اصلاح الگوی مصرف و... انجام داده‌اند که قابل تقدیر است. اما ضروری است که این مساله باید از حالت نمادین خارج شده و انجام آن به‌صورت جدی تبدیل به یک مطالبه واقعی از سوی همه ارکان حکومت شود.
به دیگر سخن این نهضت صورت گرفته در راستای تشکیل یک نظام واحد، تحت عنوان نظام اصلاح الگوی مصرف می‌تواند قابلیت اجرا، هدایت و نظارت را داشته باشد. در صورت گسستگی بین نهضت و نظام و بسنده کردن به طراحی چند راهبرد و سیاست کلی، انحرافات بزرگتری را در این عرصه شاهد خواهیم بود.

3_ از منظر رویکرد سیستمی، اصلاح الگوی مصرف قبل از هر اقدامی نیازمند اصلاح اندیشه‌ها و باورهای مصرفی تمام آحاد جامعه و حکومت است. بازشناسی آموزه‌های دینی، اسلامی و ایرانی ما، زمینه مناسبی را جهت بازنگری اندیشه مصرفی ایجاد می‌کند.
از سوی دیگر عملیاتی کردن آموزه‌های دینی نیازمند بازنگری در الگوهای رفتاری جامعه و شیوه‌های آموزشی در تمام مقاطع است.
نظام آموزشی الزاماً محدود به مدارس و دانشگاه‌ها نبوده، بلکه همه آموزش‌های غیر‌رسمی را نیز شامل می‌شود.

4_ با توجه به آموزه‌های طرح‌ریزی استراتژیک، اصلاح الگوی مصرف تنها در قالب طراحی و تدوین برنامه‌های توسعه با رویکرد سیستمی در حوزه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قابلیت اجرا و نظارت را خواهد یافت.
از این منظر آسیب‌شناسی برنامه‌های توسعه اجرا شده در ایران با رویکرد و پیش‌زمینه اصلاح الگوی مصرف ضروری است تا از این رهگذر بتوان در برنامه پنجم توسعه این راهبرد اساسی را به‌صورت گزاره‌های عملیاتی مطرح کرد.
 

5_ از منظر اقتصادی، اصلاح الگوی مصرف ارتباط ارگانیکی با بهبود بهره‌وری دارد. حرکت به سوی طراحی و اجرای نظام اقتصادی کارآمد با مؤلفه‌های ایرانی _ اسلامی که هیچ‌گونه وابستگی به آموزه‌های لیبرالیسم یا نئومارکسیسم نداشته باشد، از رویکردهای بلندمدت در این عرصه به‌شمار می‌رود.
از جمله اقدامات کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت در راستای اصلاح الگوی مصرف، اجرای سیاست‌های کلی اصل 144 عملیاتی کردن محورهای هفت‌گانه طرح تحول، اصلاح نظام بودجه‌ریزی سنتی و حرکت به‌سوی تدوین و اجرای بودجه‌ریزی عملیاتی است که باید با توجه به رویکرد سیستمی در یک بازه زمانی تعریف شده همگام با اصلاح در الگوی نظامی اجرایی شوند.
 

6_ اصلاح سیاست‌های اقتصادی درباره رسیدن به الگوی بهینه مصرفی، بدون بسترسازی در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی به هیچ‌وجه امکان رسیدن به نتایج از پیش تعیین شده را فراهم نمی‌کند. عرصه‌سازی فرهنگی و اجتماعی در‌خصوص اصلاح الگوی مصرف را می‌توان با مهندسی و پالایش افکار عمومی جامعه عملیاتی و اجرایی کرد.

7_ از منظر رویکردهای نظارتی و کنترلی درباره اصلاح الگوی مصرفی شخصی، سازمانی و ملی اتخاذ شیوه‌های آمرانه و قهرآمیز از بالا به پائین کارآمدی میان‌مدت و بلندمدت پایدار را نخواهند داشت، هرچند که ممکن است در کوتاه‌مدت مؤثر باشند.
لذا حرکت به سوی طراحی سیستم‌های خودکنترلی در باب اصلاح الگوی مصرف باید از سوی متولیان فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار گیرد تا نیازی به تشکیل سازمان‌های جدیدی در این عرصه نباشد و این مسئله را به ضد خودش تبدیل نکند.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 7:44 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



در نوشتار حاضر با مروری بر داستان آفرینش انسان و نقش شیطان در اغوا و هبوط حضرت آدم از بهشت، به تحلیل پاره ای از الگوهای مصرف قرآنی و تبیین تاثیر تسویلهای ابلیس در رفتارهای مترفانه و اسراف آمیز آدمیان پرداخته ، اسراف را به عنوان یکی از قلمروهای تسویل شیطان که می بایست همواره از ورود به این منطقه ممنوعه حذر داشت، معرفی می شود.

در تفسیر شریف المیزان، ذیل كریمه‌های 10ـ25 (سوره مباركه اعراف)؛ یعنی آیات مربوط به خودداری شیطان در مقابل فرمان خدای سبحان و بر خاك افتادن وی در برابر آدم، روایاتی آورده شده است كه تأمل‌برانگیز است: «و از رسول خدا (ص) نقل شده كه فرمود: شیطان در درون آدمی مثل خون جریان دارد، پس مجاری او را با گرسنگی تنگ كنید.»


در كتاب محاسن از حضرت رضا (ع) از پدران بزرگوارش از علی (ع) نقل شده كه در ضمن حدیثی فرمودند:

«اما سرمه شیطان، خواب و شربتش، غضب و مكیدنیش، دروغ است.»؛ «در كتاب مجالس ابن‌ الشیخ از حضرت رضا (ع) از پدران پزرگوارش نقل شده كه فرموده‌اند: ابلیس از زمان آدم تا زمان حضرت مسیح (ع) به سراغ انبیا (ع) می‌آمد و با آنان به گفت‌وگو می‌پرداخت، و از ایشان پرسش می‌نمود، و با هیچ‌كدام به قدر حضرت یحیی مأنوس نبود. روزی یحیی بن زكریا به وی گفت ای ابامره مرا به تو حاجتی است، گفت تو بزرگتر از آنی كه از من چیزی بخواهی و تو را رد كنم، مطمئن باش كه هر چه بخواهی دست رد به سینه‌ات نمی‌زنم. یحیی گفت دلم می‌خواهد دام‌هایی را كه با آن بنی نوع بشر را صید می‌كنی به من نشان دهی.

خدای سبحان، در آیات متعدد ضمن ابراز بیزاری از اسراف‌كاران، آنان را از فرعونیان و یاران جهنم می‌شمارد و وعده هلاكت آنان را به مؤمنان می‌دهد

ابلیس گفت: با كمال افتخار اطاعت می‌كنم، و فردا آن‌ها را به نظرت می‌رسانم. صبح فردای آن روز یحیی (ع) در خانه خود نشست و در انتظار وعده ابلیس بود، و در خانه را محكم به روی خود بسته بود كه ناگاه ابلیس از سوراخی كه در خانه او بود درآمد و در برابرش قرار گرفت. یحیی دید كه ابلیس از صورت، میمون و از بدن، خوك است، شكاف چشم‌ها و لب‌هایش برخلاف معمول از بالا به پایین و فواصل دندان‌هایش زیاد و استخوان فك بالا و پایین او به هم چسبیده است، و دید كه چهار دست دارد، دو دست در سینه و دو دست در شانه، غوزك پاهایش در جلو و انگشتان آن در عقب است. قبایی بر تن و كمربندی بر كمر دارد كه تارهای آن رنگارنگ است، و در دست او زنگی بزرگ و بر سرش كلاهخودی است كه آهنی شبیه به قلاب از آن آویزان است.»

یحیی (ع) از تك‌تك این علائم و نشانه‌ها و فلسفه و كاربرد هر كدام، از شیطان سؤال می‌‌كند و شیطان پاسخ می‌دهد كه مثلا كلاه‌خود را برای در امان ماندن از نفرین مؤمنان استفاده می‌كند و رنگ‌ها را برای آرایش زنان بكار می‌گیرد و از آلات موسیقی برای كجا استفاده می‌كند و ... تا اینكه سرانجام می‌رسد به شخص خود.

«در اینجا یحیی به یاد خود افتاد و پرسید آیا تاكنون هیچ به من دست یافته‌ای؟ گفت نه ولیكن در تو خصلتی است كه من آن را دوست دارم. پرسید آن كدام است؟ گفت تو مرد پرخوری هستی و وقتی كه افطار می‌كنی سنگین می‌شوی، و همین سنگینی تو را مقداری از نماز و شب زنده‌داری باز می‌دارد، و من به همین خوشحال می‌شوم. یحیی گفت حال كه چنین است من هم با خدا عهد می‌بندم تا چندی كه زنده‌ام هیچ‌ وقت خود را از طعام سیر نكنم. ابلیس گفت: من نیز با خدا عهد می‌بندم تا چندی كه زنده‌ام نسبت به احدی خیرخواهی نكنم. این بگفت و از نزد یحیی بیرون رفت؛ و دیگر به سراغ او نیامد.» (المیزان، ج 8، صفحات 79ـ80)

این مطالب در تفسیر روایی آیات مباركه ده تا 25 سوره اعراف آمده است و مرحوم علامه(ره) آن آیات را، در ابعاد مختلف، مورد تجزیه و تحلیل قرار داده 60 صفحه از صفحات جلد 8 المیزان (ترجمه فارسی) را به آن اختصاص می‌دهند! و این نشان از اهمیت محوری موضوع است و موضوع اینكه، خدای سبحان دست به آفرینش انسان می‌زند و از فرشتگان و ابلیس می‌خواهد كه آدم را سجده كنند. ابلیس خودداری می‌كند.

خداوند این سرپیچی را پاسخ می‌دهد و ابلیس را رسوا می‌سازد! ابلیس دست به انتقام می‌زند و با فریفتن و گمراه ساختن انسان، می‌كوشد طرح آفرینش انسان را كه بفرموده خدای تبارك و تعالی، نیكوترین برنامه آفرینش خداست، به شكست و ناكامی بكشاند!

بدین ترتیب داستان آغاز می‌شود! در گام اول و در مرحله آزمایشی، در بهشت اولیه آدم و حوا، شیطان پیروز و آدم شكست می خورد! ظاهرا آدم در بهشت اولیه، نسبت به شیطان توجیه شده بود و اینكه مناسبات وی با جهان پیرامون به نحو كاملا مردمسالارانه و بر مبنای بالاترین میزان آزادی و اختیار برقرار شده بود؛ به جز آن شجره ممنوعه، هیچ چیزی برای آدم و همسرش ممنوع نشده بود!

شیطان دقیقا از همین جا وارد شده با یك كار فرهنگی بسیار ظریف و حساب شده و كاملا عملیاتی كه منطبق بر تقاضاهای قابل بروز و ظهور در وجود بشر بود، با وی تماس گرفت و طرح بحث نمود. شیطان آدم را نسبت به آن شجره ممنوعه حساس كرد و آنگاه سؤالاتی مطرح ساخت و از جمله اینكه به چه دلیل تو (آدم) نبایستی به آن «درخت» نزدیك شوی؟!

یك انتخاب و یك تجربه جدید؟! منتها نه براساس نیازهای حقیقی بشر، بلكه به تسویل یك عامل خارجی! یعنی آدم در بهشت اولیه، در یك وضعیت بهینه قرار داشت. آن وضعیت برای آدم و همسرش با كلمه و مفهوم بهشت توصیف شده است و بهشت یعنی دنیایی سراسر آسایش و راحتی و سعادت و فارغ از كاستی و غم و اندوه!

چرا آدم به این وضعیت آرمانی بسنده نكرد؟ علی‌الظاهر تسویل شیطان موجب وسوسه آدم شد و آدم به قصد جاودانه شدن به شجره ممنوعه نزدیك شد و بهشت را به «دو گندم» بفروخت! در آیه 19 همین سوره می‌فرماید: «ای آدم، تو و همسرت در این بهشت آرام گیرید و از هر چیز و هر جا خواستید مصرف كنید اما به این «شجره» نزدیك نشوید چرا كه موجب ستم می‌شوید!؛ یعنی خدای سبحان، وقتی كه آدم و همسرش را در بهشت اسكان داد، برای استمرار حیات آن دو، به آدم برنامه داد. این اولین الگوی مصرف بود!

اما مبانی این الگو:

بهشتی بودن الگو، رعایت منطقه یا مناطق ممنوعه، و پرهیز از تبدیل «تقاضا»های نو به نو و غالبا تسویلی به «نیاز»های بشری؛ اگر آدم فقط و فقط به آن چیزهایی كه خدای سبحان در بهشت آفریده بود بسنده می‌كرد و تحت تأثیر تسویل شیطان قرار نمی‌گرفت همواره در بهشت بود و كشور بهشت تمام نیازهای بشری آدم و حوا را برآورده می‌ساخت!

خوردن گندم به این دلیل ممنوع شده بود كه موجب برافتادن لباس و آشكار شدن «سوآت» و بروز تقاضای جدید می‌شد كه در آن بهشت، علی‌الظاهر، برنامه‌ای برای آن پیش‌بینی نشده بود! ابلیس از همین جا وارد شد و در برابر نهی خداوند، به آدم توصیه كرد كه به شجره ممنوعه نزدیك شو! ابلیس تسویل بكار برد و این طور جا انداخت كه خوردن میوه آن شجره موجب جاودانگی آدم خواهد شد! در اطوار دیگر از حیات بشر، بعد از هبوط آدم به زمین و استقرار وی در آن و افزایش نفوس و تشكیل اجتماعات بشری، باز خدای سبحان، در آیه 31، خطاب به وی می‌فرماید: «ای فرزندان آدم! زینت و آراستگی خویش را نزد هر مسجدی اتخاذ كنید و بخورید و بیاشامید اما اسراف مكنید زیرا خدا اسراف‌كنندگان را دوست ندارد.»

«كلوا و اشربوا و لاتسرفوا» یك الگوی جاودانه الهی است كه اگر نوع بشر بدان پایبند باشد، همواره، هر وضعیت بهینه از حیات را می‌تواند استمرار ببخشد و دچار هبوط و سقوط نگردد! در مدل اولیه، در بهشت آدم و حوا، شجره ممنوعه، منطقه تسویل ابلیس و موجب هبوط آدم بود. آثار آن برای آدم و همسرش فرو افتادن لباس و آشكار شدن «سوآت» و تبدیل «وضعیت» و پشیمانی آدم بود و ظهور توبه و...

در مدل‌های بعدی، منطقه یا مناطق تسویل، تحت عنوان اسراف به نوع بشر گوشزد گردید و از وی خواسته شد كه در مصرف، اندازه نگهدارد! چرا كه عبور از اندازه یعنی اسراف و این كاری است شیطانی!

خدای سبحان، در آیات متعدد ضمن ابراز بیزاری از اسراف‌كاران، آنان را از فرعونیان و یاران جهنم می‌شمارد و وعده هلاكت آنان را به مؤمنان می‌دهد (برای تفصیل مراجعه كنید به كریمه‌های 141 انعام، 31 اعراف، 83 یونس، 9 انبیاء، 43 غافر، ...)

منبع: تبیان  



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 7:43 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



پهناي باند كل كشور ايران در نهايت به 15000 مگابيت درثانيه يعني 1500 مگابايت در ثانيه يا يك و نيم گيگابايت در ثانيه مي رسد كه رقم فوق العاده پاييني است.

با يك محاسبه ساده ساده در ذهن خود متوجه كم بودن اين سرعت مي شويد آمار كابران اينترنت در ايران (آمار واقعي) بيش از 18 ميليون نفر نيست كه معمولا از كل كاربران اينترنت يك كشور كل كاربران آنلاين 10 تا 15 درصد اين تعداد را شامل ميشود كه 10 درصد 18 ميليون نفر ميشود حالا كلا ميگوييم 2 ميليون نفر كه بايد آنلاين باشند، يعني اين 2 ميليون نفر بايد از ظرفيت 1500 مگابايت در ثانيه كل كشور استفاده كنند كه اگر ما عدد 1500000 كيلوبايت در ثانيه را به جمعيت 2 ميليوني آنلاين كل كشور تقسيم كنيم به هر كدام از آنها كمتر از يك 1 كيلوبايت در ثانيه سرعت و عرض باند ميرسد!!!
با توجه به اينكه 99 درصد از كاربران اينترنت خانگي در ايران از تلفن بصورت دايال آپ براي استفاده از اينترنت استفاده مي كنند(آمار خود مخابرات) و سرعت آنها هم از 3 تا 4 كيلوبايت در ثانيه بيشتر نمي شود پس يك كاربر معمولي در يك ساعت بيش از 12 مگابايت در بهترين شرايط نمي تواند فايل از اينترنت دانلود كند با حساب اتصال روزانه 4 ساعت استفاده از اينترنت حداكثر 60 مگابايت فايل در يك روز مي توان از اينترنت دايالاپي فايل دانلود كرد.

خوب مقدار مصرف برق 4 ساعت در روز يك كامپيوتر معمولي (بدون احتساب هزينه برق مصرفي خطوط مركز مخابراتي و آي اس پي در زمان استفاده) عدد حدود 1 كيلو وات در روز است و در ماه مي شود 30 كيلو وات كه رقم خيلي زيادي است.

اگر سرعت اينترنت اين كاربر فرضي 50 كيلوبايت در ثانيه بود بجاي 3 كيلوبايت در ثانيه، اين كاربر مي توانست 60 مگابايت فايل را كه برايش 4 ساعت وقت و انرژي هدر دادند را در مدت تنها بيست 20 دقيقه دانلود كنند كه مقدار برق مصرفي آن هم حدود دوازده برابر كمتر از مصرف برق 4 ساعته حالت قبل است و ميزان آن هم حدودا يك دهم كيلو وات در روز و 3 كيلو وات در ماه مي شود!!!

يعني مثلا يك و نيم ميليون نفركاربر آنلاين با سرعت 3 كيلوبايت در ثانيه و مدت استفاده چهار ساعت در روز ضرب در 27 كيلووات در ماه هدر روي برق ( اختلاف 30 و 3 كيلووات) مي شود 54000 مگاوات برق هدر مي رود كه مسئول آن هم وزرات ارتباطات و فناوري اطلاعات است.

در انتهاي اين نويسنده چنين نتيجه مي گيرد: حالا اگر ما 54000 مگاوات رو در قيمت هر كيلووات 70 تومان ضرب كنيم به عدد هولناك روزانه 4 ميليارد تومان نابودي منابع مالي البته بجز از بين رفتن وقت و انرژي افراد مي رسيم.  


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 7:42 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



شايد همين نكته كافي باشد كه بر اساس تازه ترين تحقيقات به‌عمل آمده در اين زمينه، استفاده از شيوه‌هاي نوين مصرف انرژي نظير شيشه‌هاي دوجداره، درزگيري شكاف چارچوب درها و پنجره‌ها و عايق بندي سيستم‌هاي لوله كشي و گرمايش و سرمايش مي‌توان تا 30 درصد در مصرف انرژي صرفه‌جويي كرد و اگر اين رقم را در صدها هزار منزل مسكوني ضرب كنيم، اهميت آن بيشتر نماي يك «بايد غيرقابل اجتناب» پيدا خواهد كرد.

به باور بسياري از كارشناسان و متخصصان امور فني سازه‌سازي، استفاده از شيوه‌هاي بهتر و مؤثرتر مصرف چه در منازل مسكوني و چه در ادارات عمدتا در قالب مصرف بهينه انرژي خلاصه مي‌شود و نمود پيدا مي‌كند.

در حال حاضر يكي از مهم‌ترين شاخصه‌هاي ساخت بناهاي استاندارد در زمينه مصرف بهينه انرژي استفاده از پنجره‌هاي دوجداره است. گرچه استفاده از اين نوع پنجره‌ها در مقايسه با پنجره‌هاي معمولي كمي پرهزينه‌تر است؛ اما اگر صرفه‌جويي درازمدت ناشي از پرداخت هزينه كمتر حامل‌هاي انرژي را در همان ابتدا محاسبه كنيم، استفاده نكردن از آنها اقدامي اشتباه و حتي خنده‌دار جلوه خواهد كرد.

بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده است كه تبادل گرمايي و سرمايي در سازه‌هايي كه با استفاده از اين نوع پنجره‌ها ساخته شده‌اند، بسيار كمتر است. تا آنجا كه در دوره‌هاي سرد سال نياز كمتري به استفاده از سيستم‌هاي گرمايشي احساس مي‌شود.

يكي ديگر از مزاياي استفاده از پنجره‌هاي دو جداره، كاهش راه يافتن آلودگي صوتي كوچه و خيابان به محيط ساكت منازل و ادارات است كه اين خود نتيجه‌اي جز آسايش بيشتر و انجام كارها با تمركز بهتر و استرس كمتر ندارد.

يكي ديگر از راهكارهاي مؤثر در زمينه كاهش مصرف انرژي بخصوص در منازل مسكوني، استفاده از نسل جديد عايق‌هاي پوششي براي پشت بام‌هاست كه در سال‌هاي اخير پيشرفت‌هاي جالب توجهي در زمينه دانش ساخت آنها صورت گرفته است.

به عقيده كارشناسان استفاده از نوعي از اين پوشش‌ها كه لايه رويي آنها قابليت انعكاس نور خورشيد را دارد، مي‌تواند يكي از راهكارهاي مؤثر در مصرف بهينه انرژي به خصوص در فصول گرم سال شود.

اين نوع پوشش‌ها به دليل ساختار خاص و مواد مخصوصي كه در بافت سازنده آنها به كار گرفته شده است، در فصول سرد سال مانع از تبادل گرمايي با محيط مي‌شود واز اين رو در مصرف سوخت و توليد حرارت صرفه‌جويي قابل توجهي صورت مي‌گيرد.

از آن گذشته نه تنها استفاده از اين پوشش‌ها بسيار راحت و سريع است، بلكه ضريب نفوذ آب باران نيز در آنها تقريبا به صفر رسيده است كه اين نكته نيز در افزايش طول عمر مفيد ساختمان‌ها بسيار مهم است.

در عين حال، بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده‌اند كه در فصول گرم سال كه تابش مستقيم نور خورشيد به ميزان قابل توجهي افزايش مي‌يابد، مانع از گرم شدن بي دليل ساختمان مي‌شوند و در نتيجه سيستم‌هاي سرمايشي منازل از جمله كولرها فعاليت كمتري خواهند داشت.

فعاليت كمتر سيستم‌هاي سنتي و رايجي نظير كولرهاي آبي معادل مصرف كمتر آب و الكتريسيته است و اين يعني اصلاح الگوي مصرف.

تجربه و بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده اند كه استفاده از شومينه به عنوان منبع توليد حرارت در منازل با صرف انرژي قابل توجهي همراه است.

در حقيقت مشكلي كه درخصوص شومينه وجود دارد، نبود سيستم به جريان انداختن گرماي توليد شده در محيط و همچنين خارج شدن حجم قابل توجهي از گرماي توليدي به همراه گازهاي ناشي از سوخت و سوز از مجراي دودكش آن است. اين هم اكنون عمدتا از شومينه به عنوان يكي از عناصر تزئيني و دكوري منازل ياد مي‌شود تا بخشي از سيستم حرارتي منازل.

روي آوردن به چنين راهكارهايي در مرحله نخست با صرف هزينه بيشتري همراه است؛ اما همان‌طور كه گفته شد در طولاني مدت بازگشت سرمايه قابل توجهي دارد. اما در كنار اين نكات، راهكارهاي ديگري نيز وجود دارد كه نه تنها از بعد صرف هزينه هيچ تفاوتي نمي‌كنند بلكه در پايين آمدن هزينه‌هاي مربوط به حامل‌هاي انرژي تأثير غيرقابل انكاري دارند.

يكي از اين راهكارها، استفاده از پرده‌هاي ضخيم در زمستان‌ها به منظور ايجاد لايه‌هاي بيشتر عايق در كنار ديوارها و پنجره‌هاست تا به اين ترتيب تبادل گرمايي منازل با محيط باز و سرد خارج به حداقل برسد.

به نظر مي‌رسد استفاده از مجموعه‌اي از اين راهكارها به عنوان گامي مهم و اساسي در كاهش مصرف انرژي در منازل و ادارات سرآغاز خوبي براي دستيابي به اهداف نهفته در راهبرد اصلاح الگوي مصرف در جامعه باشد. البته دستيابي به چنين اهدافي چندان هم سخت به نظر نمي‌رسد.

يكي از مهم‌ترين راهبردهايي كه بايد در زندگي روزمره مورد توجه قرار گيرد، تعمير و نگهداري علمي و اصولي از وسايل و سيستم‌هاي مختلفي است كه در منازل به كار گرفته مي‌شوند.

به عنوان مثال، وسايلي همچون يخچال و فريز از جمله مصرف‌كنندگان اصلي انرژي در منازل به حساب مي‌آيند كه با كمي دقت و توجه ضمن آن‌كه مي‌توان سرانه مصرف انرژي آنها را پايين آورد ، مي‌توان طول عمر مفيد بيشتري نيز به آنها بخشيد.

همواره توجه داشته باشيد كه فنرهاي پشت يخچال در صورت تميز ماندن امكان بهتري براي جريان آزادانه هوا ايجاد مي‌كنند و اين يعني افزايش ضريب بازدهي يخچال و در نتيجه افزايش طول عمر مفيد آن.

 ماشين لباسشويي نيز از جمله اين وسايل است كه با كمي دقت و توجه به اصول اوليه علمي مي‌توان صرفه‌ جويي قابل توجهي در مصرف انرژي در اين دستگاه داشت. هيچ‌گاه ماشين لباسشويي را بيشتر از حجم متناسب مملو از لباس‌هاي چرك نكنيد، چون احتمالا لباس‌ها به خوبي شسته نمي‌شود و در نتيجه با شستشوي مجدد شما هم در هدر رفتن انرژي سهيم خواهيد بود.

از آن گذشته، تجربه ثابت كرده است با قرار دادن چند تكه پارچه حوله‌اي يا حتي همان حوله دست و صورت در ميان لباس‌ها در زماني كه مرحله خشك كردن آغاز مي‌شود، آب اضافي لباس‌ها به راحتي گرفته مي‌شود.

تمامي اين راهكارهاي ساده از اصول اوليه علمي نشأت گرفته‌اند و از اين رو مي‌توان گفت توجه به همين اصول پيش‌پا افتاده نقش قابل توجهي در كاهش هزينه‌هاي زندگي خواهد داشت.

در حقيقت زماني كه نگاهي توام با مباني بنيادين و ساده علمي در قبال چگونه زندگي كردن داشته باشيم بي‌شك، اصلاح الگوي مصرف به صورت خودكار در زندگي نمود پيدا خواهد كرد و در نتيجه بهبود كيفيت زندگي را شاهد خواهيد بود.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 7:41 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



زير ساخت‌هاي فكري ما وقتي متوجه مصرف مي‌شود متاسفانه طي دوره‌هاي تاريخي اين گونه شكل گرفته يا در واقع شكل داده شده است كه در آن ارزش ها و ضد ارزش‌ها ، جاي خود را به هم داده‌اند ، و تاسف بار تر تبليغ آن درجامعه و ازجمله توسط رسانه‌هاي الگو ساز مي‌باشد كه مصرف و روحيه مصرف گرايي را درجامعه نهادينه كرده است . شدت و وسعت اين جا به جايي تا به آن حد بوده است كه ضرب المثل دارندگي ، برازندگي است كه در ريشه يابي آن در مي‌يابيم اطلاق به صفت‌هاي عالي انساني و ممتازه مي‌باشد ، امروز متوجه زخارف دنيايي گرديده است.

فرزندان ما در ابتداي تحصيل و مشخصا در سال سوم ابتدايي !! از جمله مي خوانند و مي‌آموزند كه كشورشان در آن بخش از جهان قرار گرفته است كه به لحاظ جغرافيايي به آن سرزمين‌هاي نيمه خشك گفته مي‌شود . در توضيح اين مهم دانش آموزان مي‌خوانند كه كمي بارش و محدود بودن منابع و ذخاير آب و به تبع آن محدود بودن اراضي قابل كاشت ، از ويژگي‌هاي اين مناطق است . همين دانش آموز در درس فارسي و ديكته خود با خانمي هنرمند و كدبانو به نام كوكب خانم آشنا مي‌شود كه با مديريت تمام حتي وقتي ميهماني سرزده براي او مي‌رسد ، با غذايي ساده و سفره‌اي ساده تر ، اما در نهايت محبت از ميهمانش پذيرايي مي‌كند . نه او ادعايي بيشتر از آن دارد و نه ميهمان تقاضاو انتظاري فراتراز توان صاحبخانه .

اين تنها آمار نيست كه مي‌گويد ما در بسياري زمينه‌ها از جمله درمصرف آب ، انرژي و مواد غذايي به خصوص نان از مردماني هستيم كه اسراف مي‌كنند ، گزارش نهادهاي جهاني مانند سازمان بهداشت جهاني ، بانك جهاني و صندوق بين المللي پول نيز همين نظر را دارند. به سفره‌هاي نوروزي خودمان كه هنوز چند روزي بيشتر از جمع شدن آنها نمي‌گذرد نظري داشته باشيم ! آنچه عرضه شد ، آنچه مصرف گرديد و آنچه حتي بدون اينكه اندكي از آن مصرف شده باشد ، راهي سلطل زباله گرديد !! مثل خيلي دفعات قبل و بعد از همين نوروز ! اين سفره‌ها و اين كرده‌هاي ما ، آيا صفت اطلاق شده را تاييد نمي‌كند ؟ نقش اساسي رسانه‌ها در ساخت فكري جامعه و هدايت آن از جمله در زمينه مصرف غير قابل انكار و محرز است . رسانه نمي‌تواند و نبايد در شهري كه با وجود اختصاص بخش اعظم امكانات و بودجه عمومي كشور به آن ، حتي هوايي براي تنفس ندارد و خيابانهايش به پاركينگ عمومي تبديل شده است ، مصرف گرايي را ترويج كند كه اين يعني پارادوكس - دوگانگي ؟ همان دوگانگي كه نوجوانان و جوانان ايراني با ورود به جامعه و مواجهه با ترويج مصرف گرايي بيشتر و بيشتر ! آن را لمس مي‌كنند و شاهد آن واقع مي‌شوند كه ميزان اسراف نان در آن برابر با واردات گندم كشور است و در مصرف انرژي از جمله در بنزين و ديگر حامل‌هاي انرژي ، چنان رفتار مي‌كنند كه گويي راهي جز اين ندارند !! 
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 7:41 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




در ارتباط با مسئله اصلاح الگوي مصرف، ابتداي امر مباحثي همچون مصرف كالاها، خدمات و انرژي مدنظر قرار مي‌گيرد. اما مهم‌تر و فراگيرتر از اين مباحث، مهم‌ترين محوري كه بايد براي اصلاح مصرف آن حركت كرد، سرمايه است.

سرمايه‌هاي موجود بايد ارزش بهره‌وري مناسبي را داشته باشند كه شامل مباحثي است كه مقام معظم رهبري به‌عنوان اتلاف اموال به آن اشاره داشتند.

20‌درصد از كل ارزش‌افزوده كشورمان مربوط به مصارف دولتي، 40‌درصد مصارف خصوصي و 40‌درصد ديگر آن مربوط به پس‌انداز ماست. براي اصلاح الگوي مصرف، بايد پس‌انداز را به سرمايه‌گذاري‌هايي تبديل كنيم كه بهره‌وري به‌دنبال داشته باشد.

اين در حالي است كه در ايران در اين زمينه نقايصي به چشم مي‌خورد، زيرا از 40‌درصد پس‌انداز، 26‌درصد آن صرف انواعي از سرمايه‌گذاري مي‌شود كه به جاي داشتن 3درصد بهره‌وري، يك‌درصد بهره‌وري به‌دنبال دارند. بنابراين پس‌اندازها بايد در بخشي سرمايه‌گذاري شود كه بهره‌وري بيشتري را به‌دنبال داشته باشد كه اصلاح اين رويه، بزرگ‌ترين اصلاح الگوي مصرف خواهد بود.

در مصار‌ف بخش دولتي 2نوع مشكل وجود دارد. يكي 20‌درصدي است كه دولت مصرف مي‌كند و بايد اين مصرف بهينه شود و مشكل ديگر مربوط به قواعد و چارچوب‌هايي است كه دولت تعيين كرده و ممكن است منجر به مصارف غيرضروري شود.

طبعا اين امر موجب اتلاف وقت و هزينه مي‌گردد و رقابت را از بين خواهد برد. 40‌درصد كل مصرف كشور نيز مربوط به مصارف بخش خصوصي است كه اين رقم قابل توجه است و از طريق آمايش توسعه، روش‌هايي براي صرفه‌جويي وجود دارد كه بايد به‌صورت متمركز انجام شود.

قاعدتا اصلاح الگوي مصرف در راستاي اصل 44 قانون اساسي است؛ چراكه در اين قانون مطرح شده است كه برخي از فعاليت‌ها در اختيار بخش خصوصي قرار گيرد و دولت مداخله‌اي نداشته باشد بلكه ناظر بر فعاليت بخش خصوصي باشد.

از آنجا كه تجربه اثبات كرده تحرك بخش خصوصي موجب افزايش بازدهي سرمايه مي‌شود، طبيعي است اجراي سياست‌هاي اصل 44، حركت در جهت اصلاح الگوي مصرف است. نكته حائز اهميت ديگر اين است كه در ايران آن ثروتي كه در حال نابود شدن و آتش زدن است نفت نيست بلكه سرمايه انساني است.

در حال حاضر يك نفر در دولت مانند وزير، داراي اختيارات متعددي است و بقيه مجموعه زيرنظر او اختيار چنداني ندارند، در چنين فضايي مردم مسئوليت پيدا نمي‌كنند. در جايي كه دولت بايد نقش هدايت و راهنمايي بر عهده بگيرد، متأسفانه همه كاره است. بنابراين، اجراي صحيح سياست‌هاي اصل 44 موجب جلوگيري از اتلاف سرمايه انساني نيز مي‌شود.

در هر حال، هر گروه و قشري بهتر است در حوزه كاري خود فعاليت داشته باشد و به حوزه‌هاي ديگر وارد نشود، زيرا تمامي بخش‌ها بايد بحث صرفه‌جويي را مراعات كنند و تمامي حوزه‌ها و بخش‌ها مسئول هستند كه نسبت به اين موضوع توجه كافي داشته باشند.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 7:39 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



ريشه اسراف گري و طغيان ورزي بشر را مي بايست افزون بر روحيه خودبزرگ بيني و تكبر، در حوزه رفتاري و نگرشي وي جست. تكبر و خودبزرگ بيني موجب مي شود تا رفتارهاي استكباري در پيش گيرد و بي توجه به خدا و ماموريت خود در زمين در دامن رفاه و اتراف بلغزد و همين، عاملي براي اسراف و تجاوزهاي ديگر او شود.

خداوند در آيه 12 سوره يونس باتوجه به اين علل و عوامل است كه اتراف را عاملي در اسراف مردم مي شمارد و مي گويد كه يكي از علل و عوامل اسراف گري و تجاوز از حدود در آدمي، رفاه و اتراف ايشان است.

كشورهاي غربي به سبب رفاه بيرون از حد و اندازه و اتراف است كه دچار رفتارهاي استكباري و تجاوز از حدود و مرزهاي عقلي و اخلاقي و عقلايي شده و در نهايت خود و ديگري را به فساد و نيستي سوق مي دهند.

از نظر قرآن استبداد و خودكامگي (يونس آيه 83) شك و ترديد در آموزه هاي وحياني (زخرف آيه 5) و دوري از مسير كمال و معنويت (غافر آيه 28) و تكذيب مصلحان و روشنگران (يس آيات 14 و 19) گرايش به زياده روي در امور زندگي چون خوردن و آشاميدن و زينت هاي دنيوي (اعراف آيه 31) عامل هرگونه اسراف و زياده روي در بشر است.

به نظر مي رسد بشر براي رهايي از بحران هاي پيش آمده كنوني در جهان مي بايست با پرهيز از علل و عوامل ايجادي و بازگشت به فطرت و طبيعت سالم و پيروي از آموزه هاي وحياني، خود را در مسير انساني قرار داده و به جاي افساد در زمين و محيط زيست آن را اصلاح كرده و به آباداني زمين اقدام كند تا همگان از مواهب و نعمت هاي الهي برخوردار شوند و در امنيت و آسايش و آرامش به سوي كمال لايق خويش حركت كنند


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 5:11 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



گرايش به تجمل، و تفنن در مصرف كه غالبا همراه با ولخرجيها و غفلت از مسؤوليتهاى مالى و اجتماعى همچون انفاق و زكات پديد مى‏آيد، آدمى را به انحراف از اخلاق انسانى رهنمون مى‏شود.
بى گمان آموزه‏هاى زندگى ساز اسلام ـ كه پاره‏اى از آن در احكام فقهى به چشم مى‏خورد ـ ناظر به روند حيات فرد و جامعه بشرى بوده و مصلحتهاى همگانى را در بر دارد. به سخنى ديگر حلال و حرام در شرع مقدس اسلام بر پايه فلسفه‏ها و حكمتهايى استوار گشته است كه هر كدام، از خيرگرايى و رهنمونى انسانها به رستگارى دنيا و آخرت حكايت دارد.
برخى حكمها و قانونهاى اسلام، در مكتب امامان معصوم ـ عليهم‏السلام ـ همراه با فلسفه آن به دست داده شده و يا در گفتار و سيره نبوى و نيز در آيات قرآن كريم بدان اشاره رفته است. برخى ديگر را مى‏توان از رهگذر خردورزى و تأمل در چند و چونى احكام و حدود الهى به دست آورد. به هر حال هيچ حكم و قانونى در اسلام، در بوته ابهام و تاريكى نبوده و به سهولت مى‏توان مقصود از انجام يا ترك و پرهيز از آن را فراچنگ آورد.

ناگفته نماند كه مقوله فلسفه احكام يا رازگشايى از چرايى اوامر و نواهى خداوند ـ در حد توان و استخراج از منابع فقهى ـ از ديرباز در ميان فقيهان مورد نظر و اهتمام بوده است.

در اين مجال، نگاهى گذرا به فلسفه حكم تحريم اسراف و تبذير خواهيم داشت. البته باكوشش بيش‏تر مى‏توان به شمار فزون‏ترى از علل تحريم اسراف و نيز نكوهش و كيفر دنيوى و اخروى اسراف پيشگان دست يافت.


1ـ اسراف، سبب ساز فقر

در ميان عوامل تباهى و عقب ماندگى انسانها و جوامع بشرى نمى‏توان فاجعه آفرين‏تر از فقر عاملى را سراغ گرفت. از اين روست كه اسلام در آموزه‏هاى الهى‏اش همواره به كار سفارش نموده و مسلمانان را به تكاپوى مستمر براى كسب روزى در زمين فرا خوانده و تن آسايى و بى كارى را نكوهش كرده است:

«فاذا قضيت الصلوة فانتشروا فى الارض و ابتغوا من فضل الله و اذكروا الله كثيرا لعلكم تفلحون»(1)

«و چون نماز گزارده شد، در [روى] زمين پراكنده گرديد و فضل خدا را جويا شويد و خدا را بسيار ياد كنيد، باشد كه رستگار گرديد.»

فقر ستيزى اسلام از اين حقيقت حكايت دارد كه آيينى زندگى‏بخش بوده و عزت و سرافرازى مسلمانان را در دنيا و آخرت مى‏طلبد. چنين مكتبى نمى‏تواند از فقر و ناتوانى پيروان خويش خرسند بوده و آنان را به ترك كار و فعاليت اقتصادى سوق دهد.


در ميان عوامل تباهى و عقب ماندگى انسانها و جوامع بشرى نمى‏توان فاجعه آفرين‏تر از فقر عاملى را سراغ گرفت. از اين روست كه اسلام در آموزه‏هاى الهى‏اش همواره به كار سفارش نموده و مسلمانان را به تكاپوى مستمر براى كسب روزى در زمين فرا خوانده و تن‏آسايى و بى كارى را نكوهش كرده است.
بندگى حقيقى در اسلام در بى‏نيازى مسلمان از غير حق تجلى مى‏كند. اما مفهوم تعالى و تقرب به حق، اين نيست كه بر اثر معنويت‏گرايى، ماديات و نصيب خويش از دنيا را از ياد ببرد و دريوزگى پيشه نمايد. گرايشهاى دنياگريزانه و صوفيانه ـ كه پس از هجوم مغول به سرزمينهاى جهان اسلام و فروپاشى تمدن مسلمانان نيرو گرفت ـ سبب‏ساز پندار نارواى برخى شرق‏شناسان گشت تا اسلام را به جانب‏دارى از فقر و نكوهش دنيا متهم كنند.

پيامبر اسلام ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ فقر را همسايه كفر تلفى مى‏كند و مسلمانان را از افتادن در ورطه بى دينى هشدار مى‏دهد:

«كاد الفقر ان يكون كفرا»(2)

«نزديك است كه فقر آدمى را به كفر كشاند.»

در جاى ديگر فقر عامل كاهش دين و ايمان و همچنين پريشان فكرى و بدخواهى انسانها نسبت به يكديگر خوانده شده است:

«اِنَّ الفقرَ مَنْقَصَةٌ للدّين، مُدْهِشَةٌ لِلْعَقْلِ، داعِيَةٌ لِلْمَقْتِ.»(3)

«قطعا فقر سبب كاستن از دين و پريشانى خرد و نيز دعوت‏گر به دشمنى است.»

چنان كه از اين حديثها بر مى‏آيد، فقر از يك سو به ايمان و دين‏دارى انسان آسيب مى‏رساند و مؤمن را از تعالى و نيل به درجات ايمان باز مى‏دارد، و از ديگر سو عقل او را دستخوش پريشانى و نابسامانى در تشخيص خير و شر مى‏سازد. شكى نيست كه اين همه بسترساز كژروى از فطرت الهى و دشمنى انسانها نسبت به يكديگر مى‏شود و در نهايت گمراهى و پراكندگى نيروهاى انسانى را پديد مى‏آورد.

تبه‏كاريها و بزه‏كاريهاى اجتماعى ـ كه در جوامع رشد يافته يا عقب مانده و توسعه نيافته به گونه‏اى فزاينده به چشم مى‏خورد ـ ريشه در فقر معنوى يا فقر مادى دارد.


عوامل درونى و برونى فقر

در تحليل و ريشه يابى هر پديده‏اى ناگزير از واقع‏گرايى و واكاوى عوامل گوناگونى خواهيم بود كه بسترساز پيدايش و استمرار آن گشته است. بى ترديد فقر به عنوان يك پديده منفى و نكبت‏خيز، عوامل پديد آورنده‏اى دارد و نمى‏توان در نگرش فقرشناسانه به يك عامل بسنده كرد.

با توجه به ابعاد فردى و اجتماعى فقر، مى‏بايد عواملِ درونى و برونى ايجاد كننده فقر را سراغ گرفت. پاره‏اى از اين عوامل در پيوند با منش و روش افراد شكل مى‏گيرد كه از بى بهرگىِ آنان از عقل و تدبير و فعاليت مادى حكايت دارد.

در اين جا مى‏توان مواردى مانند خو گرفتن به زندگىِ انگلى، تنبلى و ريخت و پاشهاى مالى و گرايش به نيازهاى كاذب در خريد را نام برد كه هر كدام سهمى در فقر شهروندان دارد و به روشنى حاكى از فقدان مديريت و خردورزى در زندگى شخصى است.

دير يا زود مصايب اين بى تدبيريها گريبان‏گير آنان شده و در برخى شرايط جدايى همسران و از هم پاشيدگى كانونهاى خانوادگى را سبب مى‏گردد كه فاجعه سازى آن براى جامعه در خور نگرانى است.

چنان كه پيامبر اسلام ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ درباره تبذير چنين فرموده است:

«مَنْ بَذَّرَ اَفْقَرَهُ اللّهُ»(4)

«كسى كه ريخت و پاش كند، خداوند او را تنگ‏دست مى‏كند.»

حضرت امير ـ عليه السلام ـ از اسراف به عنوان عامل فقر ياد مى‏كند:

«سببُ الفقرِ الاسرافُ»(5)

«زياده روى در خرج مايه تنگ دستى است.»

بدين سان، آنان كه بر اثر اسراف و تبذير در اموال‏شان فقير مى‏شوند، مى‏بايد خود را ملامت كنند. فرا افكنيهايى كه اينان به هنگام شكوه و شكايت از زمانه و سرنوشت و بخت بر زبان مى‏آورند، دلالت بر كوتاهيها و نابخرديهاى خودشان دارد؛ زيرا در صورت رعايت تعادل در امور مالى و پرهيز از ولخرجيها و ريخت و پاشها وسعى در پس‏انداز و تأمين آتيه مى‏توانستند بيش و كم پاسخ‏گوى نيازهاى مادى خود باشند.

اندازه نگاه داشتن در هزينه‏هاى مالى از اصول مديريت و سرپرستى هر خانواده بوده و نمودار عقل اقتصادى به شمار مى‏آيد. امام صادق ـ عليه‏السلام ـ در سخنى پيشرفت و سرافرازى مردان و زنان ميانه‏رو در امر معاش را خود تضمين كرده است:

«ضَمَّنْتُ لِمَنْ اقْتَصَدَ اَنْ لايَفْتَقِرَ.»(6)

«براى كسى كه در خرج كردن ميانه‏روى دارد ضمانت مى‏كنم كه هيچ گاه تنگدست نگردد.»

پرهيز از افراط و اسراف در عرصه اقتصادى نه فقط از فقر و قرض و گرفتاريهاى ديگر مى‏رهاند، بلكه عامل بركت و فزونى دارايى انسان نيز خواهد گشت. امام على ـ عليه السلام ـ ميانه روى و زياده روى در امور مالى را در تقابل با هم قرار داده و همگان را به رعايت عدالت در دخل و خرج دعوت كرده است:

«اَلْقَصْدُ مِثْراةٌ وَ السَّرْفُ مَثْواةٌ»(7)

«ميانه‏روى فزونى ثروت را به همراه دارد، و زياده‏روى تباهى آن را.»


2ـ اسراف، زمينه‏ساز فساد اخلاقى

اقتصاد و اخلاق در ابعاد فردى و جمعى ارتباط تنگاتنگى با هم داشته و هر يك در ديگرى تأثير مثبت يا منفى خواهد داشت. حاكميت ارزشهاى اخلاقى بر روشها و انگيزه‏هاى اقتصادى سبب جهت‏گيرى آن به سمت خير و عزت فرد و جامعه خواهد بود.


تبه‏كاريها و بزه‏كاريهاى اجتماعى ـ كه در جوامع رشد يافته يا عقب مانده و توسعه نيافته به گونه‏اى فزاينده به چشم مى‏خورد ـ ريشه در فقر معنوى يا فقر مادى دارد.
انبيا كه بشر را به توحيد و اقامه قسط و عدل در روابط و مناسبات خود فرا مى‏خواندند، به لزوم معنويت و مكارم اخلاق انسانى نظر داشتند. آنان در هر زمان و مكانى دست پروردگان خود را به كوشش خداپسندانه در دنيا رهنمون مى‏ساختند؛ به گونه‏اى كه برخورداريهاى مادى آنان را از رشد انديشه و ايمان و خصلتهاى ستوده باز ندارد.

چنان كه در متون دينى ما آمده است، نفس و دنيا پيوسته همراهى در طريق ظلم و طغيان داشته و انسان را از رهگذر تعلقات نفسانى و دنيوى به زيان كارى مى‏كشانند.

حُبّ دنيا نفس آلوده به معصيت و تجاوزگر از حدود الهى را به اسارت مى‏كشد و او را به تكذيب قيامت و حساب و جزاى خداوند برمى‏انگيزد. بدين گونه است كه راه تبه‏كارى به روى غافلان از حق و آخرت گشوده مى‏شود و حقايق مكتب هدايت‏گر وحى از ديده و دل‏شان پنهان مى‏ماند:

«كَلاّ بل تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الاْآخِرةَ»(8)

«ولى نه! [شما دنيايى] زودگذر را دوست داريد و آخرت را وا مى‏گذاريد.»

اسراف‏گرايى در زندگى مترفين و خوش گذرانان ـ كه نسبت به مردم از لحاظ اقتصادى و بهره مندى از دنيا و لذات آن در موقعيت نظرگيرى قرار گرفته‏اند ـ آنان را بيگانه از كششهاى معنوى مى‏سازد. سستى عقيده و باور داشتهاى دينى، خواه ناخواه در پى مصرف گراييهاى طبقه مرفه شكل مى‏گيرد و زشتى گناه و فساد اخلاقى را در چشم‏شان ناچيز مى‏سازد.

چنين كسانى كه درآمدهاى هنگفت دارند و به سهولت در دست‏يابى به خواسته‏هاى فسادانگيزشان كامياب مى‏شوند، كم‏تر مجال تهذيب نفس و پيراستگى روان را خواهند يافت. ترديدى نيست كه اسراف گرايان سعى در جذب نيروهاى انسانى جامعه داشته و آنان را به فساد و فحشا سوق مى‏دهند تا از دنيا كامروايى فزون‏ترى داشته باشند. زنان و جوانان بيش از ديگر گروه‏هاى اجتماعى در شمار قربانيان افراد و قدرتهاى اسراف‏گرند.

از اين روست كه قرآن كريم مردم را از اسراف گرايى بر حذر داشته و اسراف گرايان را بى نصيب از محبت و لطف پروردگار متعال مى‏شمارد:

«يا بنى آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين»(9)

«اى فرزندان آدم! جامه خود را در هر نمازى برگيريد، و بخوريد و بياشاميد و[لى[ زياده روى مكنيد كه او اسراف كاران را دوست نمى‏دارد.»

اسلام هرگز رهبانيت و ترك دنيا و لذّت را سفارش نكرده و انسان را از بهره‏هاى مادى دنيا و زندگى محروم نساخته است. چنان كه آيه بعدى صراحت دارد، انسانها رخصت استفاده از زيباييهاى زندگى دنيا را دارند و خداوند اين همه را براى آنان پديد آورده است:

«قُلْ من حرّم زينة الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل هى للذين آمنوا فى الحياة الدنيا خالصةً يوم القيامةِ»(10)

«[اى پيامبر] بگو: زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و [نيز [روزيهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده؟ بگو: اين [نعمتها] در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند و روز قيامت [نيز] خاص آنان مى‏باشد.»

آن چه در ارتباط با دنيا و موقعيتهاى تعيين كننده اقتصادى و مالى مى‏بايد مورد نظر قرار گيرد، همان بهره بردارى عادلانه و بهينه از نعمتها و زيباييهاى حيات و خلقت است.


قرآن كريم مردم را از اسراف گرايى بر حذر داشته و اسراف گرايان را بى نصيب از محبت و لطف پروردگار متعال مى‏شمارد.
گرايش به تجمل، و تفنن در مصرف كه غالبا همراه با ولخرجيها و غفلت از مسؤوليتهاى مالى و اجتماعى همچون انفاق و زكات پديد مى‏آيد، آدمى را به انحراف از اخلاق انسانى رهنمون مى‏شود. خودخواهيهاى مهار گسيخته و فزاينده اسراف گرايان انگيزه‏هاى نوع دوستى و خيرگرايى و فضيلت جويى را در باطن مى‏ميراند و آنان را تبهكار و سزاوار غضب آفريدگار مى‏سازد.

امام صادق ـ عليه السلام ـ در حديثى به اين مقوله اشاره فرموده است:

«اِنَّ السَّرْفَ اَمْرٌ يُبْغِضُهُ اللّهُ.»(11)

«قطعا اسراف چيزى است كه خداوند آن را دشمن دارد.»

بدين سان اسراف‏كاران خود را از قلمرو محبت الهى بيرون رانده و خداوند آنان را به حال خويش رها مى‏كند تا در فساد و خسران فرو روند.

مفاسد اقتصادى جامعه از جمله رشوه خوارى و رباخوارى را بايد حاصل نگرش و روش اسراف گرايانه مسرفان به شمار آورد. تمركز قدرت و ثروت در طبقه مترفين و مسرفين، واقعيت تلخ و فراگيرى است كه در جهان امروز به چشم مى‏خورد و سياستهاى استبدادى و استعمارى را جهت مى‏بخشد.

در حقيقت، اين قطبهاى اقتصادى دنيا هستند كه مهره‏هاى سياسى را پرورش مى‏دهند و استضعاف سياسى و اقتصادى را در كشورهاى محروم از توسعه سبب مى‏گردند. سلطه صهيونيستها بر مراكز تصميم سازى و راهبردى سياست امريكا و اروپا را مى‏توان مصداقى بارز از فساد اسراف‏گرايان در دنيا دانست.

تهاجم فرهنگى غرب به سرزمينهاى اسلامى و شكار جوانان مسلمان از رهگذر برنامه‏ها و ايده‏ها و سرگرميهاى مبتذل هنرى و سينمايى را بايد در روند فساد مترفين نگريست كه به منظور تداوم اسراف‏گرايى خود مى‏كوشند.

جنگ افروزيهاى استكبار بين‏المللى و همچنين تهاجم نظامى به افغانستان و عراق و اشغال سرزمينهاى قبله را مى‏بايد نمود ديگرى از سياست ظالمانه اسراف پيشگان در ابعاد فرا منطقه‏اى دانست.

چهره منافقانه اسراف‏كاران در عرصه قدرت آشكارتر از آن است كه بتوان زير نقاب صلح خواهى و نظم نوين جهانى پوشيده داشت!

قرآن كريم اسراف را منشاء فساد در قدرت و حاكميت مى‏شمارد و مردم را از فرمان برى اسراف گرايانِ سلطه گر باز مى‏دارد. آنان در منظر خداوند، تبهكارانى اند كه خود را در گفتارهاى تبليغى‏شان اصلاح‏گر مى‏شناسانند؛ زيرا از هر موقعيتى به منظور تباهى نسلها بهره مى‏جويند و زمين و زمان را جولان‏گاه اهداف حق ستيزانه‏شان ساخته‏اند:

«و لا تطيعوا امر المسرفين الذين يفسدون فى الارض و لا يصلحون»(12)

«و فرمان اسراف‏كاران را پيروى مكنيد؛ آنان كه در زمين فساد مى‏كنند و اصلاح نمى‏كنند.»

اساسا اسراف با اصلاح ناسازگار است؛ چرا كه اسراف‏گران پيوسته در تصاحب قدرت و ثروت جامعه بوده و ناگزير از تضعيف و تحقير مردم مى‏باشند. تفاخر و تكاثر در عرصه‏هاى سياسى و تبليغاتى و اقتصادى ـ كه قرآن از شاخصه‏هاى دشمنان دين و پيامبر تلقى كرده است ـ در واقع نمايانگر اسراف در ابعاد روانى و اجتماعى آن مى‏باشد. به سخنى ديگر ذهنيت مسرفين در جهت ستم و جفا شكل گرفته و آنان معيارهاى جاهلى را جايگزين ملاكهاى انسانى و خدا پسندانه ساخته‏اند. بدين سان فزون خواهيهاى اسراف‏گران در قدرت و ثروت را مى‏بايد در ارتباط با تمايلات جاهلانه آنان توجيه كرد.


تبذير و فساد
امام صادق ـ عليه السلام ـ تبذير را مصداقى از فساد تلقى نموده و آن را سبب محروميت از محبت خداوند خوانده است. بشر بن مروان روايت مى‏كند كه با گروهى خدمت آن حضرت رسيدند. خرما آوردند و كسى هسته خرمايى را دور انداخت. حضرت دست او را گرفت و فرمود:

«لاتَفْعَلْ اِنَّ هذا مِنَ التَّبْذيرِ اِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ الْفَسادَ»(13)

«اين كار را نكن، زيرا دور انداختن هسته‏اى كه مى‏توان آن را مورد استفاده قرار داد، تبذير است و خداوند فساد را دوست ندارد.»

شايد در نگاه برخى كسان اين نوع برخورد، شگفت‏انگيز باشد. حقيقت اين است كه كوتاهى در موارد جزيى اسراف و تبذير، اندك‏اندك شخص را به بى‏اعتنايى در موارد ديگر مى‏كشاند تا آن جا كه زياده‏روى و ريخت و پاش در نعمتهاى خداوند به صورت يك عادت و روش در مى‏آيد.

كسى كه در خريد و مصرف نيازهاى زندگى اعتدال و اقتصاد را رعايت نكند، بى‏گمان نمى‏تواند به توصيه‏هاى اخلاقى در پرهيز از ولخرجى و هدر دادن فرصتها و نعمتها پايبندى داشته باشد.امام صادق ـ عليه السلام ـ اصحاب خويش رااين گونه تعليم داده و تربيت مى‏كرد تا آنان را از زياده رويها و ريخت و پاشهاى بزرگ و فسادآميز باز دارد.


3ـ اسراف، عامل وابستگى اقتصادى و سياسى
استقلال اقتصادى هر كشورى پيش از هر عرصه‏اى در عرصه فرهنگى، اعتقادى و اخلاقى مردم شكل مى‏گيرد و روابط اقتصادى جامعه بر پايه منش و روش انسانها، جهت‏گيرى تكاملى يا انحطاطى خواهد يافت. ملتى كه به خودباورى دست يافته و سعى در خود اتكايى و كسب استقلال همه جانبه دارد، زندگى فردى و جمعى خود را به دور از هر گونه اسراف و تبذير سامان مى‏بخشد؛ زيرا تجربه تلخ دوران وابستگى اقتصادى و سياسى را كه به تحقير فرهنگى و ملى‏اش انجاميده است، هنوز از ياد نبرده است.

بدون ترديد، غرب‏زدگى و مصرف‏گرايى و گريز از انديشه و كوشش براى توليد، به تدريج روحيه ستم‏پذيرى و وابستگى به قطبهاى اقتصادى و سياسى جهان صنعتى و استعمارگر را پديد مى‏آورد و رقابت در مصرف كالاهاى گوناگون ـ كه اقلام قابل توجهى از آن مورد نياز خانواده‏ها نيست ـ جايگزين رقابت در عرصه ابتكار و خلاقيت و توليد مى‏گردد.

زمينه‏ساز اصلىِ وابستگى اقتصادى به بازار و سرمايه و سلطه غرب، همان اسراف و تبذير است كه بسا زشتى و زيانمندى آن بسادگى به چشم نمى‏آيد. هر كس قدرت خريد و مصرفش را نشانه خوشبختى و مديريت دريافتن راههاى درآمد سرشار دانسته و آن همه را به حساب عقل و تدبير اقتصادى‏اش مى‏گذارد. اما در نگاهى فراتر از محاسبه‏هاى فردى كه در آن، مصالح كلان جامعه و كشور مطرح مى‏شود، به روشنى مى‏توان اسراف و مصرف گرايىِ بى‏حدّ را بستر سلطه‏پذيرى و وابستگى اقتصادى نگريست.


اسلام و اسراف‏ستيزى
مكتب اسلام كه بر پايه فطرت و عدالت استوار است و آموزه‏هاى فردى و اجتماعى آن ناظر به ابعاد شخصيتى و رفتارى انسان است، همواره او را به نظم و تعقل در معاش و معاد فرا خوانده است. برنامه‏ريزى به منظور سامان بخشى زندگى مادى و مالى در منظر هر مسلمان يك تكليف اجتناب‏ناپذير است؛ زيرا ايمان و تقواى او در گرو كاربرد درست نعمتهاى الهى بوده و اين بدون تنظيم امور معيشت روزانه ميسر نخواهد شد. بى‏توجهى به معاش و چگونگى تأمين و بهره بردارى از ماديات، بى‏گمان بر روند رشد معنوى هر كس اثر مى‏گذارد و دانسته يا ندانسته او را در گرايشهاى دينى‏اش به سستى و بى‏خبرى مى‏كشاند.


مسلمانان در صدر اسلام زندگى ساده‏اى داشته‏اند و با گرايش به قناعت و اسراف ستيزى در پرتو تعاليم اسلامى امتى نيرومند و متكى به خود ساخته بودند و در سايه همين عقيده و عمل بود كه بر مشركان و دشمنان خود غلبه كردند و پيروزيهاى پياپى به ارمغان آوردند.
فضيلتِ قناعت‏مندى و اعتدال ورزى در خريد و مصرف مادى را مى‏بايد از رهگذر تعقل و تفكر به دست آورد تا بتوان ميانه روى و پرهيز از ولخرجى را بر رفتار اقتصادى خود و خانواده حاكم ساخت. دين در عين حال كه انسانها را به كوشش و استفاده از پديده‏هاى طبيعى و دستاوردهاى مادى‏شان دعوت مى‏كند، آنان را در مديريت مالى به تكاپوى فكرى و نظارت دقيق بر امور خريد و مصرف بر مى‏انگيزد.

هم بر اين اساس است كه حضرت على ـ عليه السلام ـ سودمند بودنِ برنامه‏ريزى مالى در جهت قناعت و كفاف را ياد آور شده است:

«حُسْنُ التَّقْديرِ مَعَ الْكَفافِ خَيْرٌ مِنَ السَّعْىِ فِى الاِْسْرافِ»(14)

«برنامه‏ريزى همراه با كوشش در حد كفاف، بهتر است از زياده‏روى»

تاريخ ملتهاى مستضعف حاكى از اين واقعيت تلخ است كه آنان بر اثر اسراف‏گرايى در برابر فشار و محاصره اقتصادى سلطه‏گران تاب نياورده و ناچار از تسليم و سازش گشته‏اند؛ زيرا به مصرف بى‏رويه خو گرفته و تحمل كم و كاستى در خوراك و پوشاك و ديگر مواد مصرفى را نداشته‏اند.

در روايتى كه امام صادق ـ عليه السلام ـ از مولاى متقيان ـ عليه السلام ـ در اين باره دارد، مى‏توان آفت زدگىِ جامعه مسلمانان را بر اثر حاكميت روحيه اسراف به دست آورد. آن حضرت تقليد و خودباختگى در نحوه پوشش و خوراك را زمينه ساز ذلت اجتماعى آنان بر مى‏شمارد:

«لاتَزالُ هذِهِ الاُْمَّةُ بِخَيْرٍ ما لَمْ يَلْبَسُوا لِباسَ الْعَجَمِ وَ يَطْعَمُوا طَعامَ الْعَجَمِ‏فَاِذا فَعَلوُا ذلِكَ ضَرَبَهُمُ اللّهُ بالذُّلِّ.»(15)

«اين امت همواره به راه سعادت و خوبى خواهد رفت تا زمانى كه به اسراف روى نياورند؛ مانند بيگانگان لباس نپوشند و مانند آنان غذا نخورند [تا زمانى كه مصرف‏گر نشوند] و هر گاه چنين شوند به خوارى و ذلت دچار خواهند شد.»

سخن على ـ عليه السلام ـ درباره جامعه‏اى است كه پيامبر اكرم ـ صلى اللّه عليه و آله و سلم ـ نظام الهى و توحيدى را در آن پى افكنده است. آن حضرت چنان كه تاريخ صدر اسلام نشان مى‏دهد، با سيره زاهدانه و پارسايانه‏اش مسلمانان را به قناعت و استقامت سوق داده بود. اما با فتوحات و رويكرد بسيارى از مسلمانان به دنيا و لذّتهاى گوناگون ـ كه در دست‏يابى به غنايم و اسيران جنگى ظهور يافته بود ـ آرام آرام امت اسلامى از مدار اعتدال به اسراف گراييد و تبذير جايگزين قناعت گشت.

مشاهده لباسها و خوراكهاى رومى و ايرانى ـ كه در چشم اعراب بيابان گرد و محروم از تمدن و شهر نشينى به منزله يك رؤيا بود ـ دل و دين آنان را ربود و زندگى اشرافى را در ميان سرداران مسلمان پديد آورد. از آن پس بود كه امت اسلام به لحاظ اخلاقى و اجتماعى دچار آفت زدگى شد و از رسالت نجات بخشى خويش كه همان توحيد و احياى كرامت انسانى بود، غفلت ورزيد.

على ـ عليه السلام ـ وارث حاكميتى بود كه چند دهه از جريان اصيل و متعادل نبوى در دين و سياست و معيشت فاصله گرفته بود. سفارشهاى آن حضرت در دوران خلافت كوتاه مدت خويش ـ كه بر محور تقواى الهى بود ـ روشنگر ضرورت بازگشت مسلمانان به سنت حسنه رسول اكرم ـ صلى اللّه عليه و آله و سلم ـ و برنامه زاهدانه مومنان نخستين اسلام در مكه و مدينه است.

يكى از حديث‏شناسان معاصر در تحليل اين حديث به رمز نيرومندى مؤمنان در چيرگى بر باطل اشاره كرده كه همان ايمان و گرايش عملى به قناعت و مصرف در حد كفاف و ضرورت بوده كه آنان را از سلطه دشمنان رهانيده است:

«مسلمانان در صدر اسلام زندگى ساده‏اى داشته‏اند و با گرايش به قناعت و اسراف ستيزى در پرتو تعاليم اسلامى امتى نيرومند و متكى به خود ساخته بودند و در سايه همين عقيده و عمل بود كه بر مشركان و دشمنان خود غلبه كردند و پيروزيهاى پياپى به ارمغان آوردند. اما بى‏گمان مصرف‏گرايى و آفت اسراف مى‏توانست آنان را به هلاكت و خوارى بكشاند.»(16)

حضرت امام كاظم ـ عليه السلام ـ استمرار نعمتها و امكانات مادى را در گرو قناعت و تعادل‏گرايى دانسته و مسلمانان را از خطر محروميت بر اثر اسراف و تبذير مى‏آگاهاند:

«هر كس در زندگى ميانه روى و قناعت را پيشه خود سازد، نعمتهاى خدا براى او باقى مى‏ماند، و آن كه تبذير و اسراف كند، نعمتهاى پروردگار را از دست مى‏دهد.»(17)

بى‏گمان اين آموزه گران سنگ درباره جوامع نيز محقق است؛ چه آنكه در صورت تمايل به اسراف و تبذير در نعمتهاى خداوندى، آن همه را از كف خواهند داد. وابستگى اقتصادى و سياسى هر ملت از رهگذر اسراف پديد مى‏آيد و آنان را به تدريج بى‏هويت و از خود بيگانه خواهد ساخت.
--------------------------------------------------------------------------------
1ـ سوره جمعه (62) آيه 10.
2ـ بحارالانوار، ج 69، ص 30؛ اصول كافى، ج 2، ص 307.
3ـ همان، ص 53.
4ـ بحارالانوار، ج 100، ص 21.
5ـ غررالحكم و دررالكلم، ج 1، ص 431.
6ـ اصول من الكافى، ج 4، ص 53.
7ـ همان.
8ـ سوره قيامت (75) آيه 20 و 21.
9ـ سوره اعراف (7) آيه 31.
10ـ سوره اعراف (7) آيه 32.
11ـ وسائل الشيعة، ج 15، ص 257.
12ـ سوره شعراء (26) آيه 151 و 152.
13ـ بحارالانوار، ج 72، ص 303.
14ـ شرح غررالحكم و دررالكلم، ج 1، ص 377.
15ـ بحارالانوار، ج 79، ص 303.
16ـ الحياة، محمدرضا حكيمى، ج 4، ص 235.
17ـ تحف‏العقول، ص 297.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منبع:فصلنامه فرهنگ جهاد، شماره 36


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 5:09 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



فصل دوم از یک کتاب
--------------------------------------------------------------------------------
انواع اسراف.
بخش اوّل تبذير
طرح بحث.
1. اتلاف مال.
تسلّط بر اموال.
اتلاف و اضرار.
2. انفاق بي مورد در امور خيريّه.
3. انفاق بي مورد به ديگران.

--------------------------------------------------------------------------------


انواع اسراف.
در اين قسمت از كتاب به شرح انواع اسراف مي پردازيم و زمينه هاي مختلفي را كه اسراف در آن واقع مي شود، مورد بحث قرارخواهيم داد.
بخش هايي كه در اين قسمت گنجانده شده، از مهمترين بحثهاي اين مجموعه است؛ زيرا در آنها از موارد اسراف و حد و مرز آن در زمينه هاي گوناگون پرده برداشته و حدفاصل بين زياده روي مذموم و مصرف معقول و مشروع تبيين مي شود.
در طىّ اين بحث ها روشن خواهد شد كه اسلام نه تنها با مصرف و بهره وري صحيح از امكانات مادّي مخالف نيست؛ بلكه عالي ترين تشويق ها را به استفاده به جا از مواهب طبيعي نموده است و نعمت هاي الهي را عطيه هايي مي داند كه براي رفاه حال بشر و تمتّع او، آفريده شده و در همين راستا خداوند بندگان خويش را از اسراف و تبذير بر حذر داشته است، تا اين مواهب الهي به جاي تضييع و مصرف بيهوده، درجهت رفع نيازهاي انسان هاي مستمند - كه آنها نيز داراي حق انتفاع و بهره مندي از اين امكانات هستند - به كار گرفته شود.
انواع اسراف عبارتند از:.
1. تبذير؛.
2. اسراف در اموال عمومى؛.
3. تضييع اموال ديگران؛.
4. اسراف در مخارج شخصي و خانوادگى؛.
5. اسراف درانفاق هاي مستحبّ.


بخش اوّل تبذير.


طرح بحث.
در مورد (تبذير) - كه يكي از انواع اسراف است - تحت سه عنوان بحث خواهد شد: ابتدا موضوع اتلاف و نابود كردن مال، مورد بررسي قرار مي گيرد كه معمولاً آنچه ازاسراف در ذهنها مأنوس است، بيشتر همين جنبه از اسراف است. سپس به انفاق هاي بي مورد، در امور به ظاهر خيريّه خواهيم پرداخت و چون چنين انفاقي عرفاً يا شرعاً بي فايده و هرز دادن مال است، در شمار اقسام تبذير آمده است. و در نهايت، به انفاق هاي بي مورد به افراد و انسان هايي كه استحقاق و قابليّت انفاق را ندارند - در صورتي كه اعطاي مال به آنها بهره عاقلانه اي در پي نداشته باشد - خواهيم پرداخت.


1. اتلاف مال.
در بخش (واژه اسراف) گفته شد، يكي از مصاديق و موارد اسراف نابود كردن و از بين بردن مال است و چنانچه مال تلف شده، قابل اعتنا و به صورتي باشد كه در عرف عام تضييع مال به حساب آيد، قطعاً حرام و از معاصي كبيره خواهد بود؛ زيرا اهل لغت اتفاق دارند كه نابود كردن مال و فاسد نمودن آن (تبذير) است و مبذّر به بيان قرآن كريم همگام و برادر شيطان است.(1).
بين شهيد ثاني و صاحب جواهر - رضوان اللّه تعالي عليهما - در مسأله اي اختلاف نظر و فتواست و صاحب جواهر(ره) حرمت تبذير را در آن مسأله، اساس استدلال خود قرار داده و به خوبي نظر شهيد ثانى(ره) را ردّ مي نمايد.
مرحوم شهيد در آن جا كه شخصي داراي گوسفند و سگي بي آزار و مقداري آذوقه است كه آن آذوقه تنها براي يكي از آن دو - سگ و گوسفند - كفايت مي كند، مي فرمايد: بايد غذا را به گوسفند بدهد؛ زيرا حفظ جان گوسفند مهمتر است. ولي صاحب جواهر(ره) در ردّ اين نظريّه مي نويسد:.
اين فتوا قابل قبول نيست؛ بلكه ممكن است گفته شود خوراندن غذا به سگ اولويّت دارد؛ زيرا گوسفند قابل ذبح است؛ ولي سگ چنين قابليّتي ندارد.(2).
ولذا اگر غذا را به گوسفند بدهد موجب تلف شدن سگي است كه ارزش مالي دارد.


تسلّط بر اموال.
ممكن است براي خوانندگان گرامي اين سؤال پيش آيد كه: خداوند به هر كس كه مالي در اختيارش نهاده، اجازه داده است تا هر تصرفي بخواهد در مال خود بنمايد. و نيز ازرسول اكرم ْ روايت شده كه: (إنّ النّاسَ مُسَلّطُونَ علي اَمْوالِهِمْ‏(3)؛ مردم بر هر گونه تصرفي در اموال خويش آزادند.) در اين صورت، آيا منع صاحب مال از تصرف اتلافي و محدود نمودن او منافات با اين اصل مسلّم نخواهد داشت.
پاسخ اين است: ذكر تسلّط در اين حديث شريف بدون هيچ گونه قيدي كه مثلاً در چه مواردي اين سلطه هست، با اين كه نبي اكرم ْ درصدد بيان تمامي اقسام و انواع سلطه هاست، سرمنشأ دلالت روايت بر جميع تصرّفات؛ حتي تصرف اتلافي شده‏(4)؛ در صورتي كه اين حديث قطعاً مقيّد به مواردي است؛ مانند موضوعاتي كه حضرت صادق ژ در روايتي به عنوان تصرفات حرام بيان فرموده؛ مثل ربا، خريد و فروش مردار و خون و گوشت خوك و حيوانات و پرندگان وحشي و همچنين خريد و فروش شراب و عين نجس و هر آلت و وسيله لهو و يا هر تصرّفي كه موجب تقويت كفر و باطل و سستي حق شود(5) كه مسلّماً انسان حق ندارد در اين گونه موارد به تصرف دلخواه در مال خود دست بزند و از موارد استثنا در اين روايت نبوىّ ْ همين تصرفات اتلافي و نيز ساير انواع اسراف است.
كمترين مرتبه اسراف.
در بعضي روايات، سخن از كمترين مرتبه اسراف به ميان آمده و از آن نكوهش شده كه چند مورد آن به عنوان نمونه ذكر مي شود. در حديث معتبري كه پيش از اين هم ذكر آن گذشت حضرت صادق ژ فرمودند:.
ميانه روي را خداوند دوست دارد و اسراف را حتي در دور انداختن هسته خرما كه صلاحيت استفاده را دارد و نيز در دور ريختن زيادي آب نوشيدني دشمن مي دارد.(6).
باز در روايت ديگري همان حضرت مي فرمايند:.
خداوند فرشته اي دارد كه اسراف در وضو را به منزله دشمني با خداوند ثبت مي نمايد.(7).
همچنين در حديث معتبري (اسحاق بن عمار) مي گويد:.
از امام صادق ژ درباره پايين ترين مرحله اسراف سؤال شد، حضرت فرمودند: استفاده بي رويه از جامه اي كه وسيله حفظ آبروي توست و دور ريختن زيادي ظرف غذا و انداختن هسته خرما به اين طرف و آن طرف.(8).
و نظير اين روايت روايتي است كه قبلاً ذكر آن رفت و در آن، حضرت رضا - عليه آلاف التحية والثناء - به دور انداختن نيمخورده ميوه اي اعتراض فرمودند و از آن نكوهش كردند.(9) به اين مضمون روايات ديگري هم هست كه به كمترين درجه تضييع مال، عنوان اسراف داده است.(10) دقت در اين گونه روايات با توجه به زمان و مكان صدور آنها بيانگر نكته اي مهم در باب اسراف است كه با ذكر مقدمه اي به توضيح آن مي پردازيم و آن، اين است كه:.
در بخش (واژه اسراف) روشن شد كه اسراف و تبذير در لغت، تضييع مال است و حتّي در بعضي روايات نيز به همين معني تعبير و تفسير شده است‏(11) و مال چيزي است كه قابل معاوضه بوده و ارزش مبادله اي داشته باشد و به بيان ديگر (مال) به چيزي گفته مي شود كه مطالبه پول در برابر پرداخت آن، صحيح باشد بر خلاف (ملك) كه شيئي قابل معاوضه و مبادله باشد يا نباشد - مانند دانه اي گندم يا جو - عنوان ملك بر آن صادق است ولذا شيخ انصاري - رضوان اللّه تعالي عليه - فرموده است كه مبادله و معامله چنين چيزي صحيح نيست؛ زيرا عنوان مال بر آن صادق نيست، گرچه احكام ملكيّت را داراست و بدين جهت غصب آن، حرام و تصرف در آن بدون اذن مالكش جايز نيست.(12).
پس از اين مقدمه، دو اشكال به ذهن مي آيد:.
1. اين گونه روايات سخن از كمترين مرتبه اي كه اسراف بدان تحقق پيدا مي كند، دارد و در آنها مواردي ذكر مي شود كه نمي توان در عرفِ مبادلات به عنوان (مال) از آن ياد كرد، در اين صورت، دادن عنوان (اسراف) به اين گونه موارد بر چه معياري است.
2. بنابر مفاد اين روايات با القاي خصوصيّت از موارد مذكور در آنها و جريان اسراف در ساير موارد مشابه بايد بگوييم: حتي دور ريختن مثلاً يك هسته خربزه و يا هندوانه و نظاير آن نيز اسراف و از گناهان بزرگ است و موجب سقوط عدالت با پيامدهاي آن مي شود در صورتي كه اين گونه حكم كردن، مخالف سيره قطعي مسلمين و علماي اسلام است.
اين دو اشكال براي مدتي در ذهن نگارنده وجود داشت و با توجه به كثرت اين گونه احاديث و معتبر بودن بعضي از آنها در صدد حلّ آن بودم، تا اين كه به فضل الهي به آن موفق شدم و با اين پاسخ، نكته اي نيز در باب اتلاف هاي جزيي روشن مي شود، كه در ضمن جواب بر خوانندگان محترم معلوم خواهد گشت. و آن، اين است كه اسراف - همان گونه كه بيان شد - اتلاف و تضييع (مال) است؛ ولي صدق مال و عدم آن بر هر چيز تابع شرايط زماني و مكاني آن است. ممكن است يك شي‏ء خاص در زماني و يا در نقطه اى، ارزش مالي داشته باشد - و همان شي‏ء در زمان و يا مكان ديگري داراي آن ارزش نباشد. بر همين اساس، صدق اسراف و عدم اسراف بر اتلاف آن نيز متفاوت است. به عنوان مثال يك ليوان آب، در كنار دجله و فرات و امثال آن از هيچ ارزش مالي برخوردار نيست، در حالي كه همان مقدار در بيابان دور از آب و يا در خشكسالى، داراي ارزش است و همچنين براي هسته خرما در مثل بسياري از سرزمينهاي ايران كمترين ارزشي وجود ندارد، در صورتي كه در كشوري مانند عربستان كه هم مي توان از آن در كشت استفاده كرد و هم در ساختن نوعي آذوقه براي شتران از آن بهره برد، داراي ارزش مالي بوده و جزو مال محسوب مي شود ولذا در رواياتي هم كه در اين خصوص آمده مواردي ذكر شده است كه تمامي آنها با توجه به شرايط زماني و مكاني صدور روايات، از مصاديق (مال) بوده اند و از بين بردن و ضايع نمودن آنها اسراف به حساب مي آمده است. با اين توضيح معلوم شد كه:اوّلاً: روايات با آنچه اهل لغت و تفسير در معناي اسراف گفته اند، منافاتي ندارد و آنچه در آنها آمده، اتلاف مال بوده است.
ثانياً: القاي خصوصيّت از موارد مذكور در روايات، به اين معناست كه معيار - چه در مورد آنچه در آنها آمده و چه در ساير موارد - صدق ماليّت است و اتلاف هر چيز جزيي در صورتي كه عنوان مال داشته باشد؛ يعني از ارزش مبادله اي برخوردار باشد، اسراف و حرام است و در غير اين صورت، عنوان (اسراف) نخواهد داشت.(13).
در اين جا تذكر اين نكته لازم است كه در ارزشيابي مثل آب، برق، گاز و نان در اين زمان، نبايد به پولي كه دولت از مصرف كننده در مقابل آن وصول مي كند توجه داشت؛ زيرا اين گونه امور خدماتي هستند كه دولت به مردم ارائه مي دهد و آنچه از آنها در قبال آن اخذ مي كند، با هزينه تمام شده براي خود او بسيار فاصله دارد، به عنوان مثال: طبق نظريه كارشناسان وزارت نيرو، روشن كردن يك لامپ صد ولتي در حدود صد دلار براي دولت هزينه در بر دارد و لذا نمي توان گفت: مثلاً يك ليوان آب نسبت به كل آب بها ارزش مالي ندارد و يا روشن بودن يك لامپ در مدّت كم، داراي هزينه اي نيست و همين طور يك قطعه نان نسبت به پولي كه در مقابل يك نان پرداخت مي شود، ماليّت ندارد؛ بلكه بايد در محاسبه اين امور، مجموع مخارجي كه استخراج، توليد و توزيع آن با همه جوانبش بر دوش بيت المال و بودجه شخصي مي گذارد، در نظر گرفت.


اتلاف و اضرار.
نكته قابل توجّه ديگر در مورد آب و برق اين است كه: زياده روي و به هدر دادن آن درزماني مثل زمان ما كه معمولاً محروميت ديگران را در استفاده از آن به همراه دارد، اضافه بر اين كه اسراف است از جهت اضرار به غير نيز حرام خواهد بود و در صورتي كه بدانيم و حتّي احتمال قوي بدهيم كه به هدردادن - حتّي مقدار اندكي از آن - وقتي با زياده روي هاي سايرين جمع شود، باعث محروميت و زيان ديگران خواهد شد، اين عمل گذشته از حرمت موجب ضمان نيز خواهد بود. شيخ انصاري - رضوان اللّه تعالي عليه - مي فرمايد:.
اگر مالكي در مال خود تصرف لغو وبي فايده اي بنمايد، در صورتي كه احتمال قوي بدهد كه اين تصرف موجب ضرر به انساني غير او شود، جايز نيست؛ زيرا در جواز اين عمل، ضرر است بر ديگرى، در حالي كه منع نمودن صاحب مال از تصرف بيهوده باعث ضرر او نمي شود... فقهاي شيعه حكم كرده اند: كسي كه آتشي را بيش از اندازه نيازش بر افروزد و احتمال قوي به سرايت به اموال ديگران بدهد - اگر سرايت كند - ضامن است.(14).
امام خميني - رحمة اللّه عليه - نيز در پاسخ به استفتايي كه از ايشان در اين زمينه شده بود اين گونه فرموده اند: زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است.(15).


2. انفاق بي مورد در امور خيريّه.
آن گونه كه مي دانيم، انجام كارهاي عام المنفعه، مانند ساختن مسجد، تكيه و احداث پل، جاده، حمام و نظاير آن از بزرگ ترين مستحبات شرعي و ديني است؛ ولي بايد توجه داشت كه ارائه آنها به گونه اي باشد كه بر طرف كننده نياز جامعه باشد، وگرنه ايجاد بناهاي خيريّه با صرف مبلغ زياد، در صورتي كه مورد احتياج نباشد، نوعي تبذير و اسراف به حساب مي آيد.
شيخ صدوق - عليه الرحمه - از حضرت سجّاد ژ روايت مي كند كه فرمودند:.
همانا شخصي مال خود را در راه خيري مصرف مي كند و از مسرفان به شمار مي آيد.(16).
لذا همواره در احداث اين گونه بناها، بايد به ضرورت و مقدار احتياج مردم به آن چيز توجه كرد و بايد در نظر داشت كه آنچه نزد خداوند ارزش و بها دارد، رفع نيازها و احتياجات مادي و معنوي جامعه، براي رضاي خداست و هر عملي كه بيشتر در اين راستا قرار گرفته باشد، ارزش و اعتبار آن افزون تر است و اين گونه نيست كه تنها ساختن مسجد و يا حسينيه، انسان را به رضاي الهي و ثواب آخرت برساند؛ بلكه بايد گفت صرف پول و امكانات در اين راه، بيش از حدّ لزوم، در صورتي كه موجب تفرقه و اختلاف شود و يا جامعه به خاطر كمبود ساير مراكزي كه بدان محتاجند و دولت توانايي تأمين تمامي آنها را ندارد، دچار زحمت و زيان شوند و يا كثرت بيش از اندازه لازم، زمينه وهن آن را فراهم سازد، اين كار نه تنها رضايت خداوند را به همراه نخواهد داشت؛ بلكه در مواردي از موجبات غضب او نيز خواهد بود.خواهيد گفت: تعمير مساجد و اصلاح آن در آيه كريمه از اختصاصات مؤمنين شمرده شده‏(17) پس چگونه مي توان احداث يك مسجد را موجب خشم و غضب خدا دانست و يا آن را عملي نا به جا تلقّي كرد.
ولي بايد توجه داشت كه:.
اوّلاً: طبق نظريّه بسياري از مفسرين، مقصود از تعمير در آيه شريفه، عبادت در مساجد و رفت وآمد بدان جا براي ذكر خداوند است.
ثانياً: به فرض اين كه تعمير به همان معناي كارهاي ساختماني باشد، واژه تعمير و عمارت غير از احداث بناست؛ بلكه مفهوم آن بنا به فرمايش مرحوم طبرسى(ره) مرمّت و بازسازي خرابيهاست و اين كار در هر حال پسنديده است؛ زيرا مخروبه ماندن مسجد ممكن است توهين به مسجد شمرده شود و يا باعث شود كه حريم آن رعايت نشود ولي احداث بنا - چنانچه ضرورت و لزوم آن در نظر گرفته نشود - معلوم نيست كار نيكي به حساب آيد.
ثالثاً: آيه كريمه، در مقام سلب صلاحيت كفّار از دخالت در امور مساجد و انحصار آن به مؤمنين است؛ يعني اين كه تنها مؤمنين بايد در اين شؤون وارد شوند و كفّار حق تصميم گيري و دخالت ندارند و معناي آيه، اين نيست كه صرفاً ساخت مسجد بدون در نظر گرفتن نيازِ بدان، مطلوب و از صفات اهل ايمان است. اگر چه رواياتي وارد شده و مضمون آنها اين است كه احداث مسجد مطلقاً موجب ثواب است‏(18)؛ ولي اگر در آن احاديث دقت شود، معلوم مي شود كه مضمون آن با مسائل گذشته منافاتي ندارد و اضافه بر آن در بسياري از روايات، رفع ضرورت و نيازهاي جامعه اسلامي از بسياري مستحبات مؤكد و پر ثواب مقدّم و مهم تر به شمار آمده است.(19).


3. انفاق بي مورد به ديگران.
از موارد تضييع مال، انفاق بي جا در دادن مال به انساني است كه اهليّت آن را ندارد و اين عدم صلاحيّت يا از آن رو است كه فرد گناهكاري است و دادن مال موجب تقويت او در انجام گناه مي شود و يا به جهت اين كه آدم متمكن و ثروتمندي است و بذل و بخشش ديگري تأثيري در بهبود وضع او ندارد و از آن طرف، اين عمل براي انفاق كننده هم هيچ بهره و فايده عقلايي به همراه نداشته باشد.
ابي مخنف ازدي - كه گفته شده ازاصحاب اميرالمؤمنين ژ بوده - از آن حضرت اين چنين نقل مي كند:.
هر كس از شما مال و ثروتي دارد، بايد از فاسد نمودن آن بپرهيزد؛ زيرا بخشش آن به كسي كه سزاوار آن نباشد تبذير و اسراف است و اين كار موجب بلندي نام انفاق كننده در بين مردم مي شود؛ ولي مقام او را نزد خداوند پايين مي آورد و هيچ شخصي ثروت خود را به افراد غير مستحق نداد؛ مگر اين كه خداوند او را از سپاسگزاري آنان محروم نمود و دلهاي آنان را متوجّه غيراو ساخت و چنانچه در ميان آنان كسي باشد كه بخواهد به او خدمت و خير خواهي نمايد، همانا اين عمل را همراه با چاپلوسي و دروغ و حيله همراه خواهد ساخت. اگر روزي پايش بلغزد و به كمك آنها نياز پيدا كند، بدترين و پست ترين دوستانند و هيچ كس مالش را به كساني كه اهليّت آن را ندارند انفاق نكرد؛ مگر اين كه غير از ستايش ظاهري انسانهاي پست - آن هم تا وقتي از مال او بهره مند شوند - چيزي عايدش نگشت و ثناگويي انسان هاي نادان، كه فلاني شخص بخشنده اي است؛ در حالي كه او در پيشگاه پروردگارش بخيل به حساب آيد، چه نتيجه اي دارد و اين عمل چه خسران آميز و زيانبار است! وچه نصيبي از اين كمتر!.
پس اهل ثروت بايد مال خويش را در راه (صله رحم) و كمك به خويشاوندان، مهمان نوازي و پذيرايي از واردين، رهانيدن انسان هاي دربند و اسير و كمك به افراد در راه مانده بكار ببندند؛ زيرا رسيدن به اين خصلت ها كرامت دنيا و شرف آخرت است.(20).
آنچه در اين بخش، از اقسام سه گانه تبذير آمد، مواردي است كه انديشه صحيح بر محكوميت آن قايم است و معيارهاي عقلي آن را تقبيح مي نمايد و مصداق هاي تجاوز از حدّي است كه بر اساس معيارهاي عقلي در تحقق اسراف تعيين مي شود. .

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقي :
1. اسراء (17) آيه 28.
2. به نقل از حسين نورى، اقتصاد اسلامى: ج‏1، ص‏39. اصل عبارت صاحب جواهر اين است: (وفيه منع، بل قد يقال بأولويّة الكلب لإمكان ذبح الشاة بخلاف الكلب) جواهر الكلام، ج‏36، ص‏437.
3. بحارالأنوار، ج‏2، ص‏272، حديث 7.
4. و به اصطلاح، حديث شريف داراي (عموم اطلاقى) است.
5. تحف العقول، ص‏247.
6. وسائل الشيعه، ج‏15، باب 25 از ابواب النفقات، حديث 2.
7. همان، ج‏1، باب 28 از ابواب الوضوء، حديث 4.
8. همان، ج‏3، باب 28 از ابواب احكام الملابس، حديث 4.
9. همان، ج‏16، باب 69 از ابواب آداب المائده، حديث 1.
10. همان، ج‏3، باب 9 و باب 28 از ابواب احكام الملابس، و باب 9.
11. همان، ج‏1، باب 38 از ابواب آداب الحمّام، حديث 7.
12. مكاسب، كتاب (بيع)، ص‏161.
13. البته در اوضاع كنوني كشور ما كه ميزان عرضه در بسياري زمينه ها به مراتب كمتر از تقاضاست همين موارد جزيي نيز ماليت داشته و اتلاف آن اسراف به حساب مي آيد. گفته مي شود ميانگين زباله هاي تهران روزانه هفت هزار تن است، آيا تمامي آنها زباله واقعي است يا بيش از نيمي از آنها مواد جزيي غذايي و مصرفي دور ريخته شده توسط خانواده هاي تهراني است.
14. مكاسب، رساله (قاعده لاضرر)، ص‏375.
15. استفتائات حضرت امام خمينى، ج‏2، ص‏622.
16. وسائل الشيعه، ج‏12، باب 22 از ابواب مقدمات التجارة، حديث 3.
17. آيه شريفه اين است: مِا كِانَ لِلْمُشْرِكينَ اَنْ يَعْمُرُوا مَسِاجِدَ اللّهِ شِاهِدِيْنَ عَلي اَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ... ُ إِنَّما يَعْمُرُ مَسِاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَ أقِامَ الصَّلوةَ وآتي الزَّكوةَ وَلَمْ يَخْشَ إلاّ اللّهَ فَعَسي اُولئِكَ أنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدينَ؛ نيست براي مشركين كه تعمير كنند مساجد خدا را در حالي كه شاهدند به كفر خود... همانا تعمير مي كند مساجد خدا را كسي كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد و نماز به پا مي دارد و زكات مي دهد و نمي ترسد مگر خدا را پس اميد است آن گروه از هدايت شوندگان باشند. (توبه (9) آيات 17 و 18.).
18. ر ك: وسائل الشيعه، ج‏3، باب 8 از ابواب احكام المساجد.
19. ر ك: همان، ج‏11، بابهاي 20، 26 و 28 از ابواب فعل المعروف.
20. همان، ج‏11، باب 5 از ابواب فعل المعروف، حديث 3 و نهج البلاغه، تحقيق صبحي صالح، خ‏126 و 142.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 5:08 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



تبذیر. [ ت َ ] (ع مص ) پراکندن مال به اسراف . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). مال به اسراف نفقه کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). مال بسیار نفقه کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). بی اندازه خرج کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). هو تفریق المال علی وجه الاسراف .(تعریفات ). باددستی . گزاف خرجی . ولخرجی :
باز خانان خام طَمْع کنند
مال میراث یافته تبذیر.

خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص 641).

|| تبذیر زمین ؛ کاشتن آن را. (از قطر المحیط) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). کاشتن زمین را. (آنندراج ). || تبذیر فلان ؛ خراب کردن آن . (از اقرب الموارد). || پراکنده کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). پراکنده و پریشان کردن چیزی . (ناظم الاطباء). || فاش کردن راز. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فاش نمودن . (فرهنگ نظام ). || آزمودن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || پدید آمدن گیاه از زمین . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 5:07 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



انسان‌ها براي زيستن نيازمند به مصرف‌اند. از مصرف هوا، آب و غذا گرفته تا پوشاك، انرژي و زمان. به اين منظور، بشر از آغاز خلقت به فكر توليد محصولات گوناگون براي مصرف خود و همنوعانش بوده است و كوشيده است با بهره‌گيري از مواهب بيكران و نعمت‌هاي بي‌شمار الهي، مايحتاج خويش را توليد كند.

در طول اعصار و قرون، جوامعي كه از امكانات طبيعي و منابع مادي كمتر برخوردار بوده‌اند، سعي كرده‌اند با سختكوشي بيشتر و مديريت منابع بهتر از حداقل امكانات حداكثر بهره‌برداري را داشته باشند و با تكيه بر دانش و مهارت خويش با كار و تلاش بيشتر و با روي آوردن به صنعت و فناوري كمبود منابع را جبران كنند. بعكس جوامعي كه از امكانات و منابع طبيعي و خداداد بيشتر برخوردار بوده‌اند، با تكيه بر آن منابع و استفاده نامتعارف از آنها، كوشش و تلاش كمتري براي رفع نياز‌هاي خويش از طريق صنعت و‌ فناوري به كار بسته‌اند و سعي كرده‌اند با فروش مواد خام ( نفت ذغال سنگ گاز و سنگ‌هاي معدني) ثروت ملي خويش را به ثمن بخس بفروشند و در مقابل، محصولات صنعتي كشورهاي پيشرفته را با قيمت‌هاي گزاف خريداري و نيازهاي مصرفي خود را برطرف كنند.
از سوي ديگر، مردمان جوامع سرمايه‌دار (برخوردار از مواهب طبيعي ) با تكيه بر ثروت‌هاي ملي و خدادادي خويش، به مصرف‌گرايي و ولخرجي در مصرف خو گرفته‌اند و مصرف نامتعارف، جزو عادات ثانويه آنها شده است. متأسفانه نمونه اين وضعيت را در كشورمان بخوبي مي‌توان مشاهده كرد. نگاهي گذرا به آمار و ارقام مصرف انرژي و مواد غذايي اصلي در كشور و مقايسه آن با چند كشور صنعتي بيانگر اين حقيقت تلخ است.

براساس گزارش موسسه ماركت اوراكل، ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف ‌شده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است. هر 10سال يكبار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر مي‌شود؛ اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يكبار 2برابر مي‌شود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5برابر بيشتر سوخت مصرف مي‌كند. هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و از سوي تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شود و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي‌يابد، در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران مي‌تواند يكي از صادركنندگان بنزين باشد.

سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه (56 كيلوگرم) و آلمان (70‌‌كيلوگرم) بيش از 2 تا 3 برابر است. به اذعان رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي سال‌هاي اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و امسال اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند در 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.

براساس گزارش صندوق بين‌المللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار مي‌باشد. مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225‌‌ميليون نفر جمعيت، 2برابر چين با يك ميليارد و 300‌ميليون نفر جمعيت و 4 برا بر كشور هند با يك ميليارد و 122‌ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي در ايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهره‌برداري از انرژي هستيم. در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشر شده، متوسط مصرف انرژي به ازاي هرمترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي‌رسد.

الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي‌شود!

از نظر مصرف برق هم ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست و دولت سالانه يارانه‌ 4000‌‌ميليارد توماني براي برق در نظر مي‌گيرد. دكتر داوودي، معاون اول رئيس‌جمهور در همايش ملي نگاه قدسي به آب گفته است كه سرانه مصرف آب ايراني‌ها 5‌‌برابر سرانه مصرف جهان است.

مديرعامل سابق شركت ملي پالايش و پخش فرآورده‌هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران پس از كشورهاي آمريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش‌بيني مي‌شود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد و با ادامه اين روند در سال‌هاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.

اين در حالي است كه دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشتركان بخش خانگي تعلق داده است. سرانه مصرف شكر در ايران 29كيلوگرم است و ميانگين مصرف شكر در جهان 22كيلوگرم است.

تحقيقات كارشناسان نشان مي‌دهد ايراني‌ها 30‌درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف مي‌كنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.

همان‌طور كه مشاهده مي‌كنيم، مقايسه ميزان مصرف در بخش‌هاي مختلف با ديگر كشورها، نشان‌دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه‌ها است و جالب‌تر اينجاست كه ساليانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت مي‌كنيم كه در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است. براستي چرا در كشوري كه مردم آن مسلمانند و با آموزه‌هاي ديني و اسلامي در زمينه چگونگي مصرف آشنا هستند، بايد شاهد چنين آماري باشيم؟

بنابر گزارش معاون امورگمركي گمرك، ايران با واردات نزديك به 5 ميليون تن گندم در11 ماهه اول سال87 به يكي از بزرگترين كشور‌هاي وارد كننده اين محصول در جهان تبديل شده است ؛ به اين ترتيب امسال با واردات 6 ميليون تن گندم به ارزش تخميني 2 ميليارد و 400 ميليون دلار، ايران پس از 10 سال به بزرگ‌ترين وارد كننده گندم تبديل مي‌شود. بنا بر گزارش معاون امور گمركي گمرك ايران،در سال 1387 ارزش كل واردات كشور حدود 5/51ميليارد دلار بوده، در حالي كه كل صادرات ايران در اين سال 21ميليارد دلار ارزش داشته است (واردات نزديك به 5/2برابرصادرات بوده است).

هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و از سوي تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شوداز سوي ديگر، از آنجا كه اقتصاد ما يك اقتصاد دولتي است، هزينه‌هاي يارانه‌اي دولت براي كالاهاي مصرفي و انرژي بسيار بالاست (حدود 90‌هزار ميليارد تومان در سال) و اين امر لطمات شديدي را به اقتصاد ما وارد مي‌كند؛ زيرا در آمدهاي نفتي و صادراتي را كه بايد صرف امور زير بنايي و عمراني شود، به خود اختصاص مي‌دهد و حذف آن نيز علاوه بر افزايش فاصله‌هاي طبقاتي، فشار شديدي را بر اقشار محروم جامعه وارد مي‌كند؛ لذا بايد با مديريت صحيح و مدبرانه مصرف ، در سطوح فردي، سازماني و ملّي از هزينه‌هاي مازاد و بي رويه كاست و آنها را صرف امور توليد و بسترسازي براي توسعه كشور در زمينه‌هاي مختلف نمود تا بتدريج فاصله ميان توليد و مصرف (صادرات و واردات) به ميزان معقولي برسد. به اين منظور، در راستاي مديريت صحيح مدبّرانه مصرف در هر يك از سطوح فوق، راهكارهايي ارائه مي‌شود:

الف) سطح فردي:

- تغيير باورهاي افراد از مصرف متعارف و مورد نياز و چگونگي درست مصرف كردن

- آشنايي با روش‌هاي صرفه جويي در مصرف (بويژه در مورد مصرف انرژي .)

- پرهيز از تجمل گرايي و رفاه‌زدگي.

- پرهيز از چشم و همچشمي در خريد اموال و اقلام مصرفي و تزئيني ( اسباب و اثاثيه منزل .)

- آشنايي با توصيه‌ها و دستورات دين اسلام در مورد قناعت، صرفه جويي و اسراف.

- آشنايي با آسيب‌ها و زيان‌هاي ناشي از مصرف بي‌رويه بر اقتصاد كشور و منابع ملي.

- تعهد و خويشتنداري ( تقوا ) شخصي و مقابله با وسوسه‌هاي نفساني و هوس‌پروري (بويژه در تجمل‌گرايي.)

- خريد مايحتاج منزل به ميزان لازم و متعارف و در حد استفاده معقو ل و متعادل.

- درك اين حقيقت كه مصرف بي‌رويه و نابجاي ثروت‌هاي خدادادي، باعث تباهي نعمت‌هاي الهي و خيانت به آيندگان است.

ب ) سطح ملّي:

- جلو‌گيري از هدر رفتن آب، برق، گاز و ديگر سرمايه‌هاي ملي به علت فرسودگي شبكه انتقال و توزيع و يا عدم ذخيره‌‌‌سازي مناسب آنها.

- ساماندهي توزيع يارانه‌ها به كالاهاي اساسي و انرژي مصرفي براساس استاندارد ميزان مصرف سرانه و پرداخت هزينه مازاد مصرف از سوي خود افراد.

- فرهنگ‌سازي براي مصرف متعادل و منطقي و ايجاد الگوي صحيح مصرف در جامعه از طريق آموزش و پرورش، رسانه‌ها و... بويژه از طريق سينما و تلويزيون در فيلم‌ها و سريال‌ها.

- وضع قوانين و مقررّات لازم براي اجراي الگوي صحيح مصرف در جامعه و پرهيز از مصرف بي‌رويه.

- برخورد قانوني با متخلّفان و تضييع كنندگان منابع و منافع ملي.

- تسريع در پروژه‌هاي زيربنايي كه مي‌توانند به ذخيره‌سازي انرژي و منابع طبيعي كمك كنند مثل سد سازي، راه‌اندازي پالايشگاه‌ها و مجتمع‌هاي پتروشيمي، شبكه‌هاي انتقال و توزيع آب، گاز و برق، نيروگاه‌هاي هسته‌اي و....

- توليد و توزيع كالاهايي كه مي‌توانند در مصرف جامعه صرفه‌جويي ايجادكنند مثل لامپ‌هاي كم‌مصرف.

- اجراي آيين نامه‌ها و مقررات مهندسي كه به بهينه سازي ساختمان‌ها در مصرف انرژي كمك مي‌كند.

- نظارت دقيق بر توليد كالاهاي اساسي مثل نان، گوشت، برنج، روغن، شكر، سيفي جات، ميوه جات با كمترين ضايعات و استفاده از روش‌هاي مكانيزه در توليد اين محصولات به منظور افزايش توليد با حداقل هزينه ممكن و كيفيت مطلوب.

-‌ استفاده بيشتر و بهتر از مواد قابل بازيافت در توليد محصولات جديد و كاهش آلودگي‌هاي محيطي.

- اعمال ممنوعيت‌هاي قانوني و بودجه‌اي براي سفرهاي غيرضروري و همايش‌ها و اجلاس‌هاي ناكارآمد دستگاه‌هاي دولتي.

- نظارت بر ميزان انرژي مصرفي از سوي اصناف، بازار و مشاغل آزاد و اعمال برخوردهاي قانوني با مسرفين (بويژه در مورد آب وبرق .)

- دقت در خاموشي چراغ‌هاي معابر عمومي، بزرگراه‌ها و خيابا‌ن‌ها پس از روشنايي هوا و چراغاني‌هاي پيوسته كوچه‌ها و محلّه‌ها در جشن‌ها و مناسبت‌ها.

اميرهوشنگ آذردشتي
كارشناس ارشد مديريت
جام جم


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 5:07 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



معاون مديرعامل و مدير گازرساني شرکت ملي گاز ايران با اشاره به لزوم اصلاح الگوي مصرف گاز و استفاده بهينه از اين ثروت ارزشمند گفت: در سال گذشته 5 نيروگاه وارد مدار شده و هم اکنون شمار نيروگاه هاي بهره مند از گاز طبيعي به 51 مورد رسيده است .

به گزارش خبرنگار ايرنا مصطفي کشکولي گفت: پيرو پيشنهاد شرکت ملي گاز ايران به مجلس شوراي اسلامي مبني بر برخورد با مشترکان پر مصرف، طرحي براي ارائه به مجلس تهيه شده که در صورت تصويب ،گاز آن دسته از مشترکاني که با وجود اخطارهاي مکرر،به استفاده بي رويه و خارج از الگوي مصرف انرژي ادامه دهند، قطع شود.
وي افزود: در سال 1386 نزديک به 10درصد مشترکان بخش خانگي، مصرف کننده 32 درصد گاز بودند .
مدير گازرساني شرکت ملي گاز ايران گفت:بر اساس پيشنهاد ارائه شده شيب جريمه مشترکان دهک هاي هشتم تا دهم که خارج از الگوي مصرف کننده گاز هستند ،بايد بيشتر شود. همچنين شرکت گاز به دنبال اخذ مجوز از دولت است تا گاز مشترکاني که نسبت به اخطارهاي مکرر بي توجهي نشان مي دهند، از راه هاي قانوني قطع شود.
معاون مديرعامل شرکت ملي گاز ايران گفت: انجام بيش از 300 مورد اقدام اصلاحي با هدف تقويت زيرساخت هاي شبکه گاز از ديگر اقدام هاي سال گذشته بوده است.
مهندس کشکولي اهم فعاليت هاي انجام شده در سال گذشته را چنين برشمرد : با توجه به آسيب شناسي هاي انجام شده در شبکه گاز کشور، اقدامات موثر زيربنايي و تمرکز روي زيرساخت ها از موضوعات مهمي بود که در سال گذشته مورد توجه قرار گرفت و بر همين اساس 20 پروژه زيربنايي تعريف شد که همه آنها تا قبل از زمستان به پايان رسيد، ضمن آن که انشاءالله پروژه هاي جديدي نيز تعريف و اجرا خواهد شد.
مصطفي کشکولي از تدوين طرح محاسبه قيمت گاز با توجه به وضعيت آب و هوايي شهرستان ها خبر داد و گفت:بر اساس قرارداد شرکت ملي گاز ايران با سازمان هواشناسي اطلاعات مربوط به شهرستان ها در حال گردآوري است تا بر اساس داده هاي مربوطه، ،محاسبه قيمت گاز انجام شود.
مهندس کشکولي گفت: بيمه مشترکان گاز طرح ديگري است که بر اساس آن مشترکان شهري و روستايي کشور با پرداخت مبلغ اندکي در مقابل حوادث و خسارت هاي ناشي از گاز، بيمه خواهند شد. بر اساس اين طرح، مشترکان بيمه شده روستايي هر دو ماه يکبار 250 ريال و مشترکان شهري نيز هر دو ماه يکبار 500 ريال حق بيمه پرداخت خواهند کرد که اين مبالغ در قبوض گاز بهاي آنها در هر دوره محاسبه مي شود.
معاون مديرعامل شرکت ملي گاز ايران گفت: در سال گذشته به دليل اطلاع رساني هاي مناسبي که از طريق رسانه ملي، رسانه هاي گروهي و خبرگزاري ها انجام گرفت، ميزان حوادث منجر به گازگرفتگي در مقايسه با سال قبل از آن حدود 40 درصد کاهش يافته است.
وي در ادامه افزود: کنتورهاي هوشمند ،طرح ديگري است که بر اساس آن قرائت کنتورهاي گاز بدون حضور کنتورخوان صورت خواهد گرفت. اين طرح به صورت پايلوت و با نصب100 هزار عدد در شهرهاي اصفهان، تهران، مشهد و همدان اجرا مي شود و مناقصه آن در پايان تيرماه انجام خواهد گرفت .استفاده از کنتورهاي هوشمند باعث کاهش خطاي انساني است و ضريب ايمني خانوار را افزايش ميدهد.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:56 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



گروه اسناد واطلاع رساني -فريبا بابايي - رهبرمعظم انقلاب فرموده اند: مردم ايران درمسير تحقق شعار مهم وحياتي "اصلاح الگوي مصرف درهمه زمينه‌ها"، برنامه ريزي و حرکت کنند تابا استفاده صحيح و مدبرانه از منابع کشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيکوترين حال ها،ظهور و بروز يابد.

رهبر معظم انقلاب سال 1388 را سال "اصلاح الگوي مصرف" ناميدند و با اين نامگذاري گامي تازه‌ در مسير توسعه پايدار در تمامي ارکان جامعه به ويژه سازمان ها و نهادهاي مختلف و تلاشي گسترده درجهت اصلاح الگوي مصرف و نهادينه نمودن اين مسير پر اهميت، که ما را به اهداف بلند مدت در توسعه اقتصادي رهنمون مي کند ، آغاز شد.
پژوهش و تحقيقات تکيه گاهي محکم و شناخته شده براي تمامي صاحبان فکر و انديشه است و جايگاه پژوهش در بستر سازي کليه مسائل جامعه بر کسي پوسيده نيست شايد زماني اندک از توصيه عالمانه رهبر معظم انقلاب نگذشته بود که دست اندرکاران امر پژوهش با ايجاد زمينه هاي تحقيق و جستجو با معيارهاي تخصصي حوزه‌هاي خود، در ريشه يابي فرهنگ مصرف و تغيير الگوي موجود سرآغازي بر ترويج الگوي صحيح مصرف در جامعه را کليد زدند وبا ارايه مقالات متعدد در مجامع علمي، انتشار کتاب و ...، با اين پيام رهبر انقلاب همراه شدند .
به منظور اصلاح مصرف در جامعه نياز به شناخت قالب فرهنگ عمومي ، شناسايي الگوهاي موفق مصرف در ديگر نقاط دنيا و بومي سازي اين الگوها در داخل کشوراست و اين امر مقدور نيست مگر در قالب يک طرح تحقيق منسجم و فراگير که بتواند در توسعه همه‌جانبه و پايدارجامعه موثر باشد
در اين رابطه توجه به معيارهاي اسلامي و ارزشهاي حاکم بر اين موضوع را نبايد از نظر دور داشت محورهايي چون مبارزه با اسراف، حرکت در جهت اصلاح الگوي مصرف، درست مصرف کردن، کارآمدي و اثربخشي مصرف و توجه به ابعاد فرهنگي و اجتماعي از جمله اين ارزشهاست که توسط محققين و مجريا ن در مراحل مختلف از برنامه ريزي تا عمل در اين حوزه مورد تاکيد قرار مي گيرد.
از مصاديق اصلاح الگوي مصرف که پژوهش در آنها بسيار مي تواند اثر بخش باشد ، مي توان به مواردي چون ارائه طرح هايي در جهت آموزش، بهسازي و اعمال مديريت صحيح و نهايتا افزايش بهره وري نيروي انساني و مشارکت مردمي ،‌ تحول در ساختار هاي تشکيلاتي دولت و تحول درنظام مديريتي و استخدامي ، چگونگي ارتقاء فرهنگ بهره وري و صرفه جويي دردستگاهها و جامعه ، اصلاح روش هاي موجود در انجام کار به منظورحذف مراحل زايد، ارائه يک الگوي عملي مصرف باتوجه به برنامه چشم انداز بيست ساله ، نحوه چگونگي نهادينه کردن الگوي صحيح مصرف انرژي و ساير منابع ، تشويق مردم به استفاده بهينه از وسايل حمل و نقل عمومي ، نحوه خودداري از برخي کارهاي غيرضروري و در پايان برنامه ريزي در جهت استفاده از فنآوري هاي روز که عملا منجر به صرفه جويي شود، اشاره داشت .
پژوهش در شناسايي تجربه کشورهايي که با بي پروايي ضمن هدر دادن سرمايه هاي ملي، از منابع طبيعي خود براي بهبود و توسعه بهره نمي گيرند و علاوه بر صرف منابع فراوان مالي، از توسعه همه جانبه نيز برخوردار نشدند ، ياري رسان مسئولان و مجريان خواهد بود.
نفس اهميت پژوهش در اين امر را مي توان در جمله سقراط نيز دريافت . او مي گويد : "يک زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد..." پس مي توان نتيجه گرفت که دستيابي به رشد و توسعه اقتصادي، نيازمند استفاده بهينه از منابع طبيعي و افزايش رشد و توسعه پايدار هم در گرو شناسايي و گزينش بهترين فرصت ها و امکانات به منظور تجهيز منابع مالي جامعه است و همه اين شناسايي ها در گرو پژوهش و اهميت دادن به اين امر در کليه امور است .
در آغازين روز سال 88، رهبر معظم انقلاب، با تاکيد بر لزوم اصلاح الگوي مصرف، فرمودند: اين حرکت، گامي اساسي در روند پيشرفت و عدالت است چرا که بيماري اسراف، از لحاظ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، آسيب‌ها و مشکلات گوناگوني بوجود آورده و آينده کشور را تهديد مي‌کند.
انتظار مي رود براي رسيدن به اين گام مهم وبهره جستن از تجارب ديگران ،قبل از هرگونه اجرا در مساله اصلاح الگوي مصرف به پژوهش و بررسي هاي علمي تکيه کرد و نتايج بدست آمده را در عمل در ابعاد مختلف، به ويژه دربعد اقتصادي و اجتماعي به معناي شناسايي آسيب ها و رفع چالش ها در مسير تکامل، پياده کرد .
همچنين با توجه به جايگاه ممتاز جمهوري اسلامي در معادلات جهاني، وجود بحران اقتصادي در جهان، تداوم تحريم‌ها، سند چشم‌انداز 20 سال کشور و تداوم نوآوري و شکوفايي و... ،اميد است نخبگان و‌ انديشمندان، با دراولويت قرار دادن بيانات رهبر گرانقدر انقلاب و ارائه راهکارهاي مستند علمي- پژوهشي، اين ايده ارزشمند را مورد تاکيد بيشتر قرار دهند.
در ب‍رن‍‍ام‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ي‌ ‌ه‍ف‍ت‍ه‌ پ‍ژو‌ه‍ش‌ ب‍ه‌ م‍ن‍ظور ن‍‍ه‍‍ادي‍ن‍ه‌ ک‍ردن‌ ف‍ر‌ه‍ن‍گ‌ پ‍ژو‌ه‍ش‌ در مسائل مختلف ج‍‍ام‍‍ع‍ه‌ و بويژه اصلاح الگوي مصرف ،روز 26 آذرماه به عنوان روز "پژوهش محور اصلاح الگوي مصرف" نامگذاري شده است. تا بدينوسيله اهميت محوريت پژوهش در اين امر مهم بار ديگر يادآوري شود.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:55 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :35
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET