لطفا کمي صبر کنيد تا صفحه به طور كامل بارگزاري شود ...
![]()
هفته دفاع مقدس گرامي باد.
با متزلزل شدن پايههاي حکومت شاه، امريکا به دلايل متعددي تصميم گرفت عراق را جايگزين ژاندارم قبلي خويش سازد. در راستاي اين هدف، با کنار گذاشته شدن حسن البکر، صدام در عراق به قدرت ميرسد و درصدد بر ميآيد بتدريج مردم مسلمان عراق، و ارتش ضد صهيونيست اين کشور را براي برخورد با ايران آماده کند، تا در صورت عدم موفقيت سناريوهاي امريکا در سرنگونسازي جمهوري اسلامي (کودتا، تجزيهطلبي اقوام مختلف، ترور مسئولان کشور) با تهاجم نظامي به ايران، به عنوان حربهي ديگر امريکا وارد عمل شود.
دستگاه تبليغاتي رژيم عراق در آغاز، درصدد بر ميآيد تا در تلاشي همهجانبه، چهرهي مطهر جمهوري اسلامي را در افکار عمومي عراق به شکلي منفي ترسيم کند تا در صورت وقوع جنگ اين القائات ذهني را در سطح مردم و نظاميان عراقي، توسعه ببخشد. و به اين ترتيب، مردم و ارتش عراق را براي ايستادن در برابر سپاه توحيد آماده کند و در مراحل بعدي، محروميتهاي ناشي از جنگ را براي مردم عراق قابل تحمل سازد و مهمتر از اينها، در مردم و نظاميان عراقي انگيزهي کشتن سپاهيان توحيد و کشته شدن در راه مطامع استکبار جهاني را ايجاد کند. به اين ترتيب در فضاي ديکتاتوري بستهي جامعهي عراق، که از سويي با سانسورهاي مختلف مواجه است و از سوي ديگر، به علت ستايش و تبليغ صرف انديشهي بعثيها (که در صورت لزوم حتي دست به تحريف تاريخ هم ميزدند) به يکنواختي گراييده بود، تبليغات عراق با پيروزي انقلاب اسلامي، بتدريج افکار عمومي را به سوي دشمني کينهجو و ضداسلامي در شرق کشورشان متوجه ميکند.
با فرار شاه از ايران، رسانههاي خبري عراق براي مخدوش ساختن اصالت حرکت مردم، از انقلاب ايران با عنوان «حرکتي امريکايي» (1) ياد ميکند و با پيروزي انقلاب اسلامي، صدام ضمن ارائهي تحليلي به ردههاي پايينتر حزب بعث در خصوص علل ظهور انقلاب اسلامي چنين ميگويد:
«استعمار امريکا هنگامي که احساس کرد شاه وجههي خود را در بين ملت ايران از دست داده و سياستي مستقل از غرب در پيش گرفته است، تغيير او را امري ضروري دانسته، (امام) خميني را براي اجراي سياستهاي خود، به عنوان جايگزيني براي وي برگزيد و قطعا نظام حکومتي او، موضعي مخالف در قبال عراق، انقلاب اين کشور و امت عربي اتخاذ خواهد کرد» (2)
علاوه بر اين، دستگاه تبليغاتي رژيم عراق با طرح برخي از رخدادهاي تاريخي واقعي يا مجعول، سعي ميکند براي ريشههاي اختلافات ايران و عراق تبييني تاريخي فراهم آورد. به عنوان مثال، به مردم هشدار ميدهد:
«طوفان تهاجم از جانب شرق به سمت عراق و امت عربي در حال وزيدن است و نژادپرستان ايراني که هزاران سال است چشم طمع به سرزمينهاي امت عربي دوختهاند، در صددند همانطور که متجاوز از دو هزار سال پيش، هخامنشيان قسمتهايي از عراق را دوباره به اشغال خود درآوردند، اکنون به رهبري (امام) خميني عراق را دوباره به اشغال خود درآورند»
در همان زمان، دستگاه تبليغاتي عراق فيلمي به نام «قادسيه» تهيه کرد و با تحريف نبرد قادسيه، که بين اسلام و کفر انجام گرفته بود، «از نبرد قادسيه به عنوان نبردي که بين اعراب و فارسها رخ داده و به پيروزي اعراب منجر شده بود، ياد کرد»در زمان جنگ هم همين سخنان را ميشنويم. «اکنون ايرانيان درصدد گرفتن انتقام قادسيهي اول برآمدهاند» علاوه بر اين، در اين تبليغات، عراق با استناد به عطوفت کورش در حق يهوديان عصر خودش، از «روابط تاريخي ايران با صهيونيستها از عصر بابلي قديم» سخن گفته و ضمن ترسيم تداوم اين روابط تا عصر حاضر، ميگويد:
«اکنون نيز ايران در خدمت تحقق اهداف صهيونيسم در منطقه است و در هدفي مشترک با وي، درصدد تهاجم به عراق است»
در فراز ديگري از اين تبليغات عراق درصدد بر ميآيد تا مسلمان بودن مردم ايران را انکار کند و آنها را به عنوان «آتشپرست» و «مجوس» معرفي کند. يکي از استدلالهاي دستگاه تبليغاتي عراق در مجوس ناميدن ايرانيان به شرح زير بود:
«ايرانيان مجوس در صدر اسلام سعي ميکردند از گسترش و ترويج اسلام جلوگيري کنند، اما کاري از پيش نبردند، تا اينکه هزار سال قبل مجلسي در قم برپا ساختند و تصميم گرفتند دين اسلام را از داخل تضعيف کنند»
(البته بعدها واژهي مجوس در تبليغات عراق کمتر استفاده شد، و بيشتر روي پوشش اسلامي ايرانيها و سوء استفادهي ايران از دين تأکيد ميشود).
مخدوش ساختن شخصيت نوراني حضرت امام خميني در قبل و بعد از شروع جنگ، محور مهم ديگري است که دستگاههاي تبليغاتي عراق براي نفي اسلامي بودن جمهوري اسلامي انجام ميدهد. به همين منظور، در هر جلسه و مجمع هنري، ادبي، شعرخواني و... که در عراق برپا ميشود «(امام) خميني به تمسخر گرفته شده» و به ايشان «اهانت ميشود»
راديو صوت الجماهير عراق در يکي از تحليلهاي خود ضمن زير سؤال بردن شخصيت اسلامي حضرت امام چنين ميگويد:
«اقشار مختلف مردم مسلمان عراق، همچنان انزجار خود را از گفتههاي (امام) خميني مبني بر منتقل کردن جسد حضرت علي (ع) از نجف به قم اعلام ميدارند.
شيخ محمد صالح سعيدي، رئيس تبليغات مذهبي استان ديالي (عراق) گفتههاي باطل (امام) خميني را پيرامون اسلام و پيغمبر اکرم (ص) و ائمهي اطهار، محکوم کرد و از همهي مردم عراق خواست تا با فارسهاي کينهجو به نبرد و ستيز بپردازند. وي همچنين افزود، روحانيون عراق آمادگي خود را جهت حمل سلاح براي دفاع از حريم اسلام و دين در برابر تجاوزات فارسهاي دشمن، اعلام ميدارند»
صدام و توجيه سياسي (نهاد عقيدتي - سياسي ارتش عراق) نيز به آماده ساختن اذهان ارتش ميپردازند. صدام ضمن ايجاد «کينه و بغض نسبت به ايراني در نظاميان عراقي» دستور ميدهد «که مطالعات دانشگاه نظامي البکر، روي طرحهاي تهاجمي به مرزهاي ايران تمرکز يابد» و توجيه سياسي ارتش عراق با در اختيار گذاشتن منابع مجعول و دروغين، از افسران و سربازان حزبي ميخواهد تا رسالههايي تحت عنوان «تاريخ دشمني فارسها نسبت به اعراب را به رشتهي تحرير درآورند» در راستاي وظيفهاي که عدنان خيرالله، وزير دفاع عراق، به عهدهي توجيه سياسي گذاشته بود، اين نهاد ميکوشد تا «ذهن افسران جزء و سربازان سادهلوح را از مسائل خرافي نظير امام حسين، حضرت عباس و... پاک سازد»
با حادثهي سوء قصد به طارق عزيز در فروردين 59 در دانشگاه مستنصريهي بغداد، رژيم عراق بدون آنکه تحقيق رسمي دربارهي عاملان سوء قصد داشته باشد، ايران را مسئول سوء قصد به طارق عزيز معرفي ميکند و صدام سه بار قسم ياد ميکند، انتقام خون کساني را که در جريان سوء قصد به طارق عزيز کشته شدهاند، بگيرد.
از سوي ديگر، مجروحان حادثهي سوء قصد، که گاه تنها دچار کوفتگي بدن يا ساييدگي پوست شده بودند، به بزرگترين بيمارستان بغداد منتقل شدند و «صدام ضمن عيادت از آنها، سخنراني آتشيني را در استهزاي ايران و انقلاب اسلامي ايراد کرد و تلويزيون دولتي به پخش آن مبادرت ورزيد» بعد از حادثهي مستنصريه، رژيم عراق تصميم گرفت کساني را که «در رگهايشان خون ايراني» جريان دارد، اخراج کند و در اين ميان، افرادي که گاه ايران را نديده بودند و با زبان فارسي آشنايي نداشتند، پس از مصادرهي اموال، مجبور ميشوند خانه و کاشانه خود را ترک کنند.
در ماههاي قبل از جنگ، برخي از تبليغات برون مرزي مانند «پيامهاي عربي که بعد از حملهي ناراضيان مسلمان به مسجد اعظم مکه در نوامبر 79، مسلمان را به سرنگون کردن حکومتهاي ارتجاعي، سرکوبگر و ضد اسلامي خليج تشويق ميکرد» و اظهارات برخي از مسئولان ايراني در پاسخ به جنگ سرد موجود ميان ايران و عراق مانند «اعلام آمادگي ايران براي جنگ عليه يک کشور معلوم الحال عرب» مورد سوء استفادهي دستگاه تبليغاتي عراق قرار گرفت و اين دستگاه، با توسل به اين اظهارات و بيانات، جمهوري اسلامي را در اذهان عامهي مردم به عنوان کشوري با روحيهي سلطهطلبي و جنگافروزي معرفي کرد.
مسائل ساختگي «هدف قرار گرفتن شهرهاي عراق توسط توپخانهي ايران»و «تهاجم ايران به شط العرب» و رخدادهايي نظير «بازپس گيري مناطق زينالقوس و سيف سعد» ، «لغو قرارداد 1975» «و... همگي از موضوعات مهمي بودند که صدام و دستگاه تبليغاتي رژيم عراق ضمن پرداختن به آنها، به تبيين چهرهاي منفي براي جمهوري اسلامي ميپردازند.
با شروع جنگ، عراق با خريد و بهکارگيري شعرا، نويسندگان و روزنامهنگاران داخلي و خارجي، بهکارگيري فيلمهاي سينمايي (شيرين و وحشي، نبرد قادسيه و...)، فانتزي و کاريکاتوري، فيلمهاي تلويزيوني، بهرهبرداري از ايرانيان فراري و برخي از اسرا، نشريات و... به طرح مسائلي پرداخت تا افکار عمومي مردم عراق را تحريک کند. برخي از اين مسائل عبارتند از:
«ايران در پي ايجاد يک امپراتوري فارسي است؛ ايران قصد تجاوز به ساير کشورهاي عربي را دارد؛ ايران ميخواهد بر کل خليج عربي و کشتيراني آن مسلط شود؛ ايران قصد غصب منابع طبيعي عراق را دارد؛ ايرانيها در صورت پيروزي، ثروت مردم عراق را چپاول خواهند کرد؛ ايرانيها پس از ورود به عراق همه جا را تخريب خواهند کرد؛ نظاميان ايراني با تصرف عراق، زنها، بچهها و پيرمردها را خواهند کشت؛ ايرانيها در صورت تصرف عراق به نواميس مردم عراق تجاوز خواهند کرد؛ ارتش ايران قصد اسارت مردم عراق را دارد؛ ايرانيها وحشي هستند؛ ايرانيها احمق هستند؛ جمهوري اسلامي انقلاب کفر است؛ جمهوري اسلامي تنها پوششي از دين را دارد؛ ايران با اسرائيل رابطه دارد؛ ايران با امريکا رابطه دارد؛ ايرانيها اسلام را نميشناسند؛ ايرانيها...»
به همين ترتيب، توجيه سياسي ارتش عراق نيز با به نمايش گذاشتن فيلمها و عکسها، شايعه پردازيها، صدور ابلاغيههاي رسمي (مبني بر اينکه مثلا در حال حاضر، شيوهي اسيرکشي ايرانيها قطع سر اسرا با ارههاي برقي است و...)، برگزاري جلسات توجيهي در خصوص رفتار ايرانيان با اسرا و پناهندگان عراقي و... اذهان نظاميان عراقي را نسبت به جمهوري اسلامي مشوب ميسازد. برخي از اين موضوعات عبارتند از:
«ايرانيها خون اسرا را براي مجروحان خودشان ميگيرند، ايرانيها اسرا را مثله ميکنند، ايرانيها دست و پاي اسرا را قطع و سپس آنها را رها ميکنند؛ ايرانيها با رفتارهاي ظالمانهاي که با اسرا دارند، موجب مرگ يا معلول شدن آنها ميشوند؛ ايرانيها اسرا را با باطوم برقي ميزنند و آنها را شبها روي برف و يخ نگه ميدارند؛ ايرانيها اسرا را از سقف وارونه آويزان ميکنند؛ ايرانيها با اسرا عمل لواط انجام ميدهند؛ ايرانيها شلنگ آب را با شدت در دهان و... اسرا باز ميکنند؛ ايرانيها به اسرا غذاي کافي نميدهند، ايرانيها اسرا را مجبور به ترک مذهبشان ميکنند؛ ايرانيها از فعاليت صليب سرخ براي اسرا جلوگيري ميکنند؛ ايرانيها...»
حتي گاهي توجيه سياسي با «مثله کردن جنازهي سربازان عراقي و به معرض ديد گذاشتن آنها» سعي ميکند تا به تبليغات خود عينيت ببخشد.
لازم به تذکر است که دستگاههاي تبليغاتي استکبار جهاني، با قدري تفاوت، مجدانه چهره جمهوري اسلامي را مخدوش ميساختند. عصارهي تبليغات غرب در اين زمينه را ميتوان در اظهارنظر زير ملاحظه کرد:
«روزنامهي آلماني زود دويچه زايتونگ، در شمارهي امروز خود مينويسد: ايران ديگر آن کشور مشهور و با قدرت و حافظ امنيت منطقه نيست. حکومت نامسئول (امام) خميني که مشکلات هراسانگيزي در ارتش دارد و در سراسر ايران با مردم دست به گريبان است و همه جا دست به خنجر ميزند و مانند جنون زدهها، ميخواهد همه چيزهاي سالم را فاسد کند، بدش نميآيد که مراکز نفتي ايران و عراق، دو صادر کنندهي بزرگ نفت، هر دو از بين برود. حتي بلاتکليفي و آوارگي مردم منطقه و از بين رفتن مراکز صنعتي بخشهاي عمومي و خصوصي، براي اين حکومت مطرح نيست. رژيم ماليخوليايي (امام) خميني مانند يک غدهي سرطاني منطقه را بيمار کرده است و موقعيت و سرنوشت خليج فارس را بغرنج ساخته است.
روزنامه آلماني ميافزايد به هر حال درگيري و کشمکشي که اين روزها در منطقه خليج فارس به وجود آمده، نشان ميدهد که ايران ديگر از نظر سياسي و اقتصادي آن کشور مطمئن و پابرجاي پيشين نيست و تصميماتي که دستگاه حاکم رژيم (امام) خميني در زمينهي سياست خارجي ميگيرد جز به هم ريختن ثبات و امنيت منطقه و بروز اغتشاش و هرج و مرج و قطع صدور نفت، نتيجه ديگري ندارد»
پی نوشتها:
1- خالد حسين النقيب، حزب بعث و جنگ، ج 1، سازمان تبليغات اسلامي، ص 113
2- همان، ص 135
منبع: کتاب نگاهي به هشت سال جنگ تبليغاتي