لطفا کمي صبر کنيد تا صفحه به طور كامل بارگزاري شود ...
![]()
در
سالروز ميلاد با سعادت امام رضا (ع) از قالب جديد وبلاگ پلاک پرده برداري شد.![]()
از
ويژگي هاي منحصر به فرد اين قالب مي توان به Tableless
بودن آن و سرعت لود خيلي بالا اشاره کرد .
شما هم اگر نظر يا پيش نهادي در مورد بهبود وبلاگ داريد ، در نظرات اعلام بفرماييد
. ضمن اينکه اگر مطلبي مورد پسند شما قرار گرفت حتماً در نظرات آن پست بيان نماييد
.
|
تاريخ تولد :2/2/1336 |
نام پدر :مصطفي |
|
تاریخ شهادت : 10/12/1364 |
محل تولد :تهران /تهران /كمردشته |
|
طول مدت حیات :28 |
محل شهادت :منطقه عملياتي فاو |
|
مزار شهید :ورامين |
|
در
دوم
ارديبهشت
ماه
سال
1366
در
روستاي
کمردشت چشم
به
جهان
گشود
.
دوران
شيرين
کودکي
او
در
ميان
دشت
هاي
زيباي
زادگاهش
سپري
شد
و
براي
آموختن
علم
راهي
روستايي
پاکدشت
گشت
.
با
پايان
سال
سوم
دبيرستان
(1351)
تحصيل
را
رها
کرده
و
به
ياري
پدر
شتافت
.
کار
در
مزرعه،
کارگاه
آهنگري
و
شرکت
او
را
از
مطالعه
کتاب
بازنداشت
به
طوريکه
تمام
اوقات
فراغت
اسدالله
به
مطالعه
مي
گذشت
.
پازوکي
براي
مدتي
کوتاه
در
ارتش
فنون
تکاوري
و
چتربازي
را
آموخت
و
با
اوج
گيري
انقلاب
اسلامي
در
صف
سربازان
روح
الله
ره قرار
گرفت
.
پس
از
پيروزي
انقلاب
به
عضويت
نهاد
مقدس
سپاه
درآمد
و
حفاظت
از
بيت
امام
ره
را
بر
عهده
گرفت
.
غائله
کردستان
پازوکي
را
به
جبهه
هاي
غرب
کشاند
وي
پس
از
مراجعت
از
کردستان
با
دوشيزه
اي
مؤمنه
ازدواج
کرد
و
براي
قرائت
خطبه
عقد
به
نزد
امام
خميني
(
ره
)
رفت
.
او
در
سال
1361
به
عنوان
فرمانده
گردان
صف
در
عمليات
والفجر
1
شرکت
نمود
.
و
دست
راست
خويش
را
بر
اثر
اصابت
تير
از
دست
داد
. (1)
وي
براي
مدتي
در
سنندج
خدمت
نمود
.
اما
بار
ديگر
به
لشگر
27
محمدرسول
الله
(
ص
)
پيوست
و
فرماندهي
گردان
حمزه
ع را
در
عمليات
خيبر
بر
عهده
گرفت
.
پازوکي
در
طول
سال
هاي
دفاع
مقدس
در
عمليات
هاي
بي
شماري
با
سمت
هاي
مختلف
حماسه
آفريد
.
سرانجام
جوان
غيور
ايران
پاک
اسلامي
فرمانده
محور
عمليات
در
تاريخ
10/12/1364
در
عمليات
والفجر
8
در
ميان
نواي
الله
اکبر
مؤذن
در
منطقه
فاو
بر
اثر
اصابت
ترکش
خمپاره
در
سن
28
سالگي
به
شهادت
رسيد
.
پيکر
پاک
اسدالله
را
در
شهرستان
وارمين
به
خاک
سپردند
.
پازوکي
در
اين
عمليات
دست
راستش
را
از
دست
داد
.
منبع : كتاب بي كرانه ها ، برگرفته شده از سایت صبح
بعد از عمليات بيتالمقدس [1] در تبريز به عضويت رسمي سپاه در آمدم. دو ماه از عضويتم در سپاه ميگذشت که تقاضاي اعزام به جبهه کردم. تقاضا براي اعزام زياد بود، بيشتر بچهها ميخواستند بروند جبهه. به خاطر کنترل نيروهاي اعزامي و خالي نشدن واحدهاي سپاه، براي هر واحد سهميه معين کرده بودند که در بين داوطلبين قرعهکشي ميشد و آنهايي که در قرعه برنده ميشدند، ميرفتند جبهه. در قرعهکشي نام من در نيامد و بايد ميماندم اما بايد ميرفتم، به هر شکلي که بود. افتادم دنبال آنهايي که بايد اعزام بشوند. تا رضايت يکي را جلب کنم و به جايش بروم، اما موفق نشدم. هيچکس قبول نکرد. از هيچ کس گلايه نداشتم فقط از شانس خودم گلهمند بودم. ناصر داداشي يکي از برادران سپاه جزو اعزاميها بود و از طرفي هم متأهل بود. به او متوسل شدم و صغري و کبري چيدم؛ تو متاهلي و صدها مشکل داري و... تا اينکه بزرگواري کرد و نوبتش را داد به من. حضورم در جبهه مقارن شد با عمليات و الفجر 2 و 4. در عمليات و الفجر 4 فرمانده دسته بودم که پس از تصرف تپه کله قندي کوچک مجروح شدم.
از بيمارستان تازه مرخص شده بودم و با عصا راه ميرفتم. در واحد عمليات سپاه تبريز هنگام ظهر وضو گرفتم و رفتم نمازخانه، وقتي وارد نمازخانه شدم، چهره صميمي آقا مهدي باکري در قاب چشمانم جا گرفت. عدهاي از پاسداران دورش حلقه زده بودند و آقا مهدي برايشان صحبت ميکرد. من او را ميشناختم که فرمانده لشکر است. ولي او مرا به نام نميشناخت. وقتي مرا ديد از جايش بلند شد و آمد نزديکتر،ابراز محبت کرد، از تواضع آقا مهدي خجالت زده شدم و خواستم برگردم. ولي ديدم بد ميشود. عرق شرم پيشانيام را پوشانده بود. مرا گرم در آغوش کشيد و جوياي احوالم شد.
- اسمت چيست؟
- حبيب آقاجاني
- کجا مجروح شدي؟
- تصرف کله قندي کوچک ترکش خوردم...
پس از صحبت با من برگشت در جمع برادران پاسدار. جوري با من برخورد کرد که انگار سالهاست همديگر را ميشناسيم و...
به نقل از : حبيب آقاجاني
پي نوشتها:
1- عمليات آزادسازي خرمشهر
منبع: کتاب آشنايي ها ( مجموعه خاطرات شهيد باکري )
|
محل تولد :تهران / تهران |
نام پدر :محمود |
|
محل شهادت :كيانشهر |
تاریخ شهادت : 17/1/1367 |
|
|
طول مدت حیات :21 |
|
مزار شهید : |
|
سال
1346
سال
آغاز
زندگي
مرضيه
در
قفس
تنگ
دنيا
بود،
شهر
تهران
ميزبان
او
شد،
مرضيه
تحت
تربيت
پدرش
محمود
رشد
کرد
و
در
روز
اول
پاييز
سال
1353
به
مدرسه
رفت
.
او
توانست
با
موفقيت
تا
اخذ
مدرک
ديپلم
تحصيل
نمايد
.
در
همين
سال
ها
با
علي
قديري
ازدواج
کرد
و
صاحب
فرزندي
به
نام
مصطفي
شد
.
در
روز
هفدهم
بهار
سال
1367
در
سن
21
سالگي
حمله
موشکي
عراق
خزان
زندگي
آنان
را
رقم
زد
و
مرضيه
در
شهرستان
کيانشهر
به
شهادت
رسيد
.
منبع : منبع : كتاب آئينه و شقايق جلد 1 صفحه 54 ، برگرفته شده از سایت صبح
|
تاريخ تولد :11/دي/1341 |
نام پدر : |
|
تاریخ شهادت : 6/شهريور/1366 |
محل تولد :گيلان /لنگرود /كشتسراي كومله |
|
طول مدت حیات :- |
محل شهادت :قروه كردستان |
|
مزار شهید : |
|
ايرج در تاريخ 11/10/1341 در روستاي کشت سراي شهر کومله از توابع استان گيلان پا به عرصه هستي نهاد صداي گريه اش که در فضاي خانه طنين انداخت، شوري خاص در ميان اعضاي خانواده پديد آورد، از کودکي علاقه خاصي به اهل بيت ع و قرآن کريم داشت، با حضور امام خميني ره در ايران و تشکيل حکومت اسلامي عاشقانه گوش به فرامين رهبر انقلاب سپرد و با فرمان جهاد به سوي ميدان هاي رزم شتافت، از ابتدا به عضويت بسيج درآمد و چندي بعد به علت توانائي و لياقت به ترتيب مسئوليت گردان هاي حمزه سيد الشهدا ع و سلمان را از لشگر 16 قدس بر عهده گرفت، وي با حضور در عمليات کربلاي 2 و کربلاي 5 حماسه اي بي نظير آفريد براي آخرين بار که به شهر بازگشت، با دوشيزه اي پارسا ازدواج نمود، و پانزده روز بعد دوباره عازم ميدان هاي نبرد شد پيکر پاک ايرج سرانجام در تاريخ 6/6/1366 در منطقه قروه کردستان در سن 25 سالگي بر خاک افتاد، اما نامش براي هميشه در دفتر اميران ايران اسلامي ثبت شد .
منبع : كتاب با اميران دلها، برگرفته شده از سایت صبح
|
تاريخ تولد :1335 |
نام پدر :جمشيد |
|
تاریخ شهادت : 15/خرداد/1368 |
محل تولد :اردبيل /سراب |
|
طول مدت حیات :33 |
محل شهادت :كربلا |
|
مزار شهید :العماره مادي، شماره 102 |
|
موسي گل محمدي فرزند جمشيد در سال 1335 در شهرستان سراب از توابع استان اردبيل ديده به جهان گشود وي تحصيلات خود را تا اخذ مدرک سيکل ادامه داد و پس از آن جهت کمک به تامين معاش خانواده به کار پرداخت پس از مدتي جهت گذراندن خدمت نظام وظيفه به سربازان ارتش جمهوري اسلامي پيوست و در تيپ 81 زرهي بعنوان آرپي جي زن مشغول به خدمت گرديد و در جريان نبرد به اسارت نيروهاي دشمن بعثي درآمد وي پس از گذراندن سالها اسارت در بند دژخيمان سرانجام در پانزدهمين روز از خردادماه سال 1368 در سن 33 سالگي غريبانه به ملکوت اعلي پيوست و حصار سرد زندان را شرمنده صبر ايوب وار خويش ساخت پيکر خسته و رنج کشيده او را در اردوگاه العماره رمادي شماره 102 به خاک سپردند و نسيم پيام غربت او را براي خانواده چشم انتظار به همراه آورد . روحش شاد
منبع : پرونده شهيد در گروه تحقيقاتي فكه، برگرفته شده از سایت صبح
متن زير مقدمه اي از اين عمليات مي باشد انشاءالله در قسمت هاي آينده درباره اين عمليات بيشتر بحث مي كنيم
دوران هشت سال دفاع و مقاومت جمهوري اسلامي ايران در برابر هجوم نظامي رژيم عراق - که با ترغيب امريکا آغاز شد وبا پشتيباني همهي قدرتهاي سياسي، نظامي و اقتصادي جهان ادامه يافت - از بارزترين مقاطع حيات حقيقي اين مرز و بوم است.
اينک که بيش از پانزده سال از پايان اين دورهي سرنوشت ساز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي ميگذرد، تبيين حماسههاي عظيم و ارزشمندي که مردم و رزمندگان اين سرزمين آفريدند،ضرورت بيشتري پيدا کرده است.
مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ با درک اين رسالت تاريخي، تلاش ميکند با بهرهگيري از اين اسناد،مدارک و منابع بي نظيري که راويان و محققان اين مرکز در طول جنگ هشت ساله جمع آوري کردهاند،ابعاد مختلف دفاع مقدس را ترسيم نمايد.
بي ترديد وجود اخبار، گزارشها، آمار و اطلاعات معتبر و موثقي که از مراکز طرح ريزي، هدايت و فرماندهي عملياتها تا ميدان نبرد و صحنههاي درگيري به صورت زنده و واقعي جمع آوري گرديده بر غناي آثار مرکز مطالعات ميافزايد و زواياي مختلف جنگ را با هدف آگاه سازي افکار عمومي روشن ميسازد.
مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ تاکنون مجموعههاي متعددي را دربارهي وقايع جنگ عراق عليه ايران منتشر کرده است.
اين مجموعه که گزارش نبردهاي اصلي رزمندگان اسلام در مقابله با ارتش عراق و هم پيمانانش ميباشد،براي دسترسي آسانتر و آشنايي بيشتر علاقهمندان و محققان به وقايع اين نبرد عظيم است که هر جلد آن به يکي از عملياتهاي اصلي جمهوري اسلامي عليه متجاوزان اختصاص دارد و به صورت نسبتا خلاصه و جمعبندي شده تهيه ميشود و شامل شناسنامهي عمليات، اوضاع سياسي و نظامي در آستانه عمليات طرحريزي و اجراي عمليات، و نتايج و بازتابهاي آن ميباشد.
اين کتاب با کوشش حميدرضا فراهاني و مهدي خداوردي خان با استفاده از اسناد نظامي منتشر نشدهي مرکز مطالعات،منابع سياسي و کتابهاي منتشر شدهي مرکز از جمله کتاب " خرمشهر تا وفا " نوشته محمد دروديان و " تنبيه متجاوز " نوشته حسين اردستاني تهيه شده است. ويرايش کتاب را مهدي انصاري به عهده داشته است و در آمادهسازي آن سيده زهره بطحايي (حروف چيني)، حسين مجيدي (نمونه خواني)، و بيژن اردوئي (صفحه آرايي)،حسين امجد (طراحي جلد) و احمد نصرتي (کنترل نهايي)، همکاري کردهاند.
اميد است اين کوشش ناچيز مورد رضاي حضرت حق جل و علا و موجب اداي گوشهاي از حق شهيدان، جانبازان و رزمندگان اين نبرد عظيم و مقتدايشان حضرت امام خميني شود و مورد استفادهي جويندگان حقايق اين واقعه بزرگ قرار گيرد.
منبع : مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ، 1382