استدراج مسرفين

ممكن است بپرسيد: چگونه اسراف، و سرپيچي از دستورهاي الهي سلب نعمت را در پي دارد، در صورتي كه ما شاهد افراد و جوامعي هستيم كه با وجود اسراف و تبذيرهاي بي شمار، غرق در نعمت و رفاهند و اثري از قحط و كمبود در ميان آنان ديده نمي شود.

پاسخ اين است كه: آن گونه كه قبلاً اشاره شد، اسراف و تجاوز از حدود الهي جزيي از علّت زوال نعمت است، نه تمام آن. در حقيقت اسراف و معصيت زمينه ساز سلب نعمت به حساب مي آيند؛ گرچه ممكن است، حكمت ها و جهات ديگري پيش آيد، تا از تأثير آن در اين خصوص جلوگيري به عمل آورد. در مورد اين مطلب قرآن كريم مي فرمايد:.

فَلَمّا نَسُوا مِا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنِا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ حَتّي إِذا فَرِحُوا بِمِا أُوتُوا أَخَذْنِاهُمْ بَغتْةً فَاِذا هُمْ مُبْلِسُونَ؛(6).

پس آن گاه كه موعظه و هشدارهاي پيامبران را به فراموشي سپردند، درهاي همه نعمت ها را بر روي آنها گشوديم، تا اين كه آنان به وجود اين نعمت ها شادمان گشتند، ناگهان با دست انتقام خود آنان را برگرفتيم و حسرت همه آن لذّت ها و خوشگذراني ها بر دل آنان باقي ماند.مرحوم امين الاسلام طبرسي - قدس سرّه - در ذيل اين آيه از حضرت علي ژ نقل مي كند:.

يَابْنَ آدَمَ، إذا رَأَيْتَ رَبَّكَ يُتِابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ فَاحْذَرْهُ؛(7).

اي انسان، هرگاه ديدي نعمت هاي الهي به سوي توپياپي فرا مي رسد، از او برحذر باشد.

باز ايشان در ذيل همين آيه از حضرت رسول ْ نقل مي كند:.

إذا رَأَيْتَ اللّهَ يُعْطِى عَلَي الْمَعِاصِى فَإنَّ ذلِكَ اسْتِدْراجُ مِنْهُ، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ؛(8).

هرگاه ديدي خداوند با وجود معصيت به تو نعمت مي دهد، اين از ناحيه او، استدراج به شمار مي رود. آن گاه حضرت اين آيه شريفه را تلاوت فرمودند.

استدراج اين است كه خداوند به انسان و يا جامعه معصيت پيشه فرصت و مهلت كافي دهد و نعمت هاي بيكران خويش را از همه سو به جانب آنان گسيل دارد، تا آن گاه كه فساد و بي بندوبارى، تمامي حيات و زواياي زندگي آنان را در خود گرفت، ناگهان عذاب بي امان او، همه وجودشان را احاطه كرده، در كام خويش فرو برد؛ و چه بسيار اقوام و امت ها در طول تاريخ - كه رشته هاي زيادي از فساد و فحشا در ميان آنها رواج داشته - خداوند به جاي انتقام فورى، به آنان مهلت داده و به عوض سلب نعمت، نعمتشان را افزون كرده است و زماني كه آنان در اين راه به نهايت و اوج خود مي رسيدند، حادثه اي مرگبار به فرمان الهي طومار زندگي آنها را درهم پيچيده و نابود مي نموده است.

مقصود از ذكر اين مختصر، يادآوري اين نكته است كه مرفّه بودن يك انسان و يا جامعه مسرف و بي بند وبار، نشانه لطف خداوند به آن فرد و يا جمعيت نيست؛ بلكه در حقيقت اين نعمت ها و تمديد مهلتها خود جزيي از عذاب الهي براي آنان به حساب مي آيد؛ زيرا به فرموده قرآن كريم، آنها در اين مدّت بر گناه و جرم خود مي افزايند و سبب شدّت و افزايش هر چه بيشتر عذاب خداوند، درباره خويش مي گردند:.

وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْر لأَِنْفُسِهِمْ إِنَّمِا نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذاب مُهين؛(9).

كافران نپندارند كه مهلت ما بدان ها برايشان بهتر است. ما به آنها فرصت مي دهيم، تا بر گناهان خويش بيفزايند و براي آنان عذابي خواركننده مقرر گشته است.

 


ادامه مطلب

 

ترسيمي از مصرف در اسلام بخش آخر

«اي معتب غذاي عيال مرا نصف جو و نصف گندم قرار بده خداوند مي‌داند که من توانائي دارم طعام‌ آنان را از گندم قرار دهم به وجه مطلوب ولکن دوست دارم خداوند ببيند مرا که تقدير معشيت و زندگاني را بر وجه نيکو برگزار مي‌کنم».

يا در روايت ديگري مشابه اين روايت وارد شده است.

«فانا نکره ان ناکل جيدا و ياکل الناس رديّاً»[46]

«ما دوست نداريم خوب بخوريم در حالي که مردم (غذاي) پست مي‌خورند».

چنانکه از اين روايت استفاده مي‌شود، حضرت قبل از پديد آمدن سختي و گراني داراي ذخيره بوده و خانواده حضرت از گندم استفاده مينمودند اما پس از پديد آمدن سختي حضرت ذخيره ها را در معرض فروش قرار داده و نوع مصرف را نيز تغيير داده است.

و شايد رساترين روايت در اينجا احتجاج امام صادق عليه السلام بر سفيان ثوري صوفي باشد.

در فروع کافي از مسعدة بن صدقه از اصحاب امام صادق عليه السلام چنين نقل مي‌کند:

«سفيان ثوري بر امام صادق عليه السلام وارد شد و مشاهده نمود که حضرت لباس سفيد لطيفي به تن دارد، به حضرت عرض کرد:

اين لباس، لباس تو نيست، حضرت در جواب او فرمود:« اسمع مني وع ما اقول لک فانه خير لک عاجلا و آجلا ان انت مت علي السنة و الحق و لم تمت علي بدعة، ان رسول الله صلي الله عليه و‌اله و سلم کان في زمان مقفر جدب فاما اذا اقبلت الدنيا فاحق اهلها بها ابرارها لا فجارها و مؤمنوها لامنافقوها و مسلموها لا کفارها فما انکرت يا ثوري فوالله انني لمع ماتري ما اتي علي مذعقلت صباح و لا مساء ولله في مالي حق امرني ان اضعه موضعا الا وضعته».[47]

«بشنو از من و فراگير آنچه به تو مي گويم که براي حال و آينده تو بهتر است، اگر بر سنت و حق بميري و بر بدعت جان نسپاري، همان رسول الله صلي الله عليه و‌آله در زمان کمبود و خشکسالي بود، اما هرگاه دنيا رو بياورد سزاوارترين افراد در دنيا به (استفاده از نعمتهاي) دنيا نيکان دنيا مي باشند نه فساق آن، و مؤمنين آن نه منافقينش، و مسلمين آن نه کفارش».

پس اي ثوري آنچه خوب ندانستي به خدا قسم همانا من ـ با وجود آنچه تو مي‌بيني ـ از آن وقت که به مرحله رشد رسيدم صبح و شبي بر من نيامد و براي خداوند در مال من حقي بود که امر فرموده بود در موضعي قرار دهم مگر آنکه قرار دادم».

2ـ زهد به واسطه قرار گرفتن فرد در مقام رهبري و زمامداري اجتماع.

اميرالمؤمنين عليه السلام عاصم بن زياد که در تزهّد و سخت گيري بر خود، مي خواست از حضرت پيروي کند چنين فرمود:

«و يحک اني لست کأنت انّ الله تعالي فرض علي ائمه الحق ان يقدّروا انفسهم بضعة الناس کيلا يتّبع بالفقير فقره»[48]

« و اي بر تو همانا من همچون تو نيستم، همانا خداوند فرض نموده است بر امامان و رهبران حق آنکه زندگي خود را در حد ضعفاي از مردم تنظيم نمايند تا فقر فقير بر او گران نيايد».

و نيز در جاي ديگر حضرت مي‌فرمايد:

«ان الله جعلني اما ما لخلقه ففرض علي التقدير في نفسي و مطعمي و مشربي و ملبسي کضعفاء الناس کي يقتدي الفقير بفقري و لا يطغي الغني غناه».[49]

«همانا خداوند مرا امام خلقش قرار داد و بدين جهت تنظيم امور زندگي و خوردن و نوشيدن و پوشيدن را همچون ضعفاء مردم بر من فرض نمود تا فقير به فقر من اقتداء کند و ثروت ثروتمند او را به طغيان وا ندارد».

3ـ زهد عملي به عنوان وسيله اي براي رسيدن به زهد روحي، زيرا هر يک از دو جنبه زهد يکديگر را ياري داده و اثر متقابل بر هم دارند. بدين جهت گاه براي به دست آوردن زهد روحي، انسان بايد از بعض تمتعّات چشم بپوشد.

علي عليه السلام در پاسخ کسي که از جامه ، کهنه و مندرسش سؤال کرده بود مي‌فرمايد:

«يخشع له القلب و تذل به النفس و يقتدي به المؤمنون»[50]

«به واسطه آن قلب خاشع گشته، نفس رام شده و مؤمنين از آن پيروي مي‌کنند».

موارد ديگري از زهد عملي را نيز مي‌توان تصور نمود که بايد در جاي خود مورد بحث قرار گيرد.

از مجموع آنچه درباره زهد و تقليل در مصرف بيان شد مي توان دريافت که اينچنين زهد برخلاف صرفه جوئي در نظام سرمايه داري، يکي از عناصر مؤثر در حفظ تعادل و رونق اقتصادي مي باشد، زيرا با وجود توليد و وفور کالا، زمينه اي براي زهد عملي از نوع اول (که بيشترين اثر اقتصادي را در جامعه دارا مي باشد) باقي نمي‌ماند.

بلکه در اين حال، بسط در مصرف و استفاده از نعم الهي محبوب است، چنانکه در روايات گذشته ديديم که امام صادق عليه السلام در هنگام توسعه و وفور نعمت خود، لباس خوب پوشيده بود، براي خانواده و افراد تحت تکفلش غذاي بهتر تهيه مي نمود، و بطور کلي فرمود در هنگام اقبال دنيا و وفور نعمت سزاوارترين مردم براي بهره‌مندي نيکان و متقين مي‌باشد.

بنابراين در چنين حالتي تقاضا براي کالاها و خدمات ارائه شده وجود دارد و زمينه براي سرمايه گذاري بيشتر و گسترش توليد مهيا است، به ويژه اگر در اينجا توجه به شيوه توزيع و نظام مالياتي و وجود انفاقات و وظائف اقتصادي دولت بکنيم، اين مسأله روشن تر مي‌شود، زيرا با وجود توزيع عادلانه و انفاقات و کمک هاي دولت علاوه بر انگيزه مصرف قدرت خريد نيز تضمين شده و محدوديت درآمدي افراد نيز مرتفع مي‌گردد.

بنابراين در هنگام توسعه اقتصادي و وفور نعمت بالنسبه به نقش مصرف دو عامل، وضعيت مطلوب اقتصادي را حفظ کرده و به جلو مي‌برد:

1ـ عامل معنوي، که همان وجود انگيزه براي مصرف است.

2ـ عامل مادي، که قدرت خريد براي مصرف مي‌باشد.

اما در عکس حالت فوق، که به هر علتي توليدات تقليل يافته و گراني و تورم ناشي از کمبود کالا بر جامعه حاکم شده است مسأله زهد و چشم پوشي از مصرف براي تأمين ديگران به ميان مي آيد و همانطور که در روايت ديديم امام تا بدان حد در اينجا پيش مي رود که موجودي ذخيره شخصي خود را نيز به بازار آورده، و در معرض فروش مي گذارد و سپس خود همچون ديگران روز به روز غذاي مورد احتياج خود را تهيه مي کند، آنهم مخلوطي از کالاي فروخته شده و غير آن که عادتاً در بازار فراوان تر بوده است، اين عمل امام عليه السلام در آن وضعيت کمبود و تنگناي اقتصادي از دو نظر مي‌تواند در بهبود شرائط و اوضاع مؤثر باشد:

1ـ با تقليل مصرف و به بازار آوردن ذخيره از فشار تورم ناشي از کمبود کالا کاسته مي‌شود، و اگر همه بدين شيوه عمل کنند بهبود نسبي در وضع قيمت و بازار پديد مي‌آيد، زيرا از طرفي عرضه زياد مي شود و از طرف ديگر از مقدار تقاضا کاسته مي‌گردد.

2ـ با تقليل در مصرف، مسلماً زمينه براي پس انداز بيشتر فراهم مي‌شود، و در نتيجه اگر کمبود کالا ناشي از کمبود سرمايه گذاري باشد، مي‌توان با پس انداز فراهم آمده، سرمايه گذاري جديد نموده و مقدار توليد را بالا برد و اگر کمبود ناشي از نقصان سرمايه گذاري نيست، دست کم با پس انداز بيشتر مي توان به محرومين کمک نمود، تا در اين ميان تمام کالاها توسط متمولين مصرف نشود.

 

ادامه مطلب

 

ترسيمي از مصرف در اسلام بخش ششم

جنبه رواني زهد

به هر حال زهدي که در حالات روحي انسان متجلي مي شود، از عالي ترين صفات مؤمنين است که در همه حال و براي همه کس مطلوب مي باشد. و کسي نمي‌تواند به درجات عالي کمال ارتقاء يابد مگر اينکه چنين روحيه اي در او بطور کامل پابرجا شده باشد.

براي تفسير اين زهد در روايات متعددي اشاره بدين آيه از قرآن کريم شده است.[40]

« لکيلا تاسوا علي مافاتکم ولاتفرحوا بما‌ آتيکم»[41]

«براي آنکه تأسف نخوريد بر آنچه از دست شما رفت و شاد نشويد به آنچه به دست شما رسيد» و نيز در خطبه اي امير المؤمنين علي عليه السلام در صفت زهاد مي‌فرمايد:

«کانوا قوماً من اهل الدنيا و ليسوا من اهلها، فکانوا فيها کمن ليس منها عملوا فيها بما يبصرون، و بادروا فيها ما يحذرون، تقلب ابدانهم بين ظهراني اهل الآخرة، يرون اهل الدنيا يعظمون موت اجسادهم و هم اشدا عظاما لموت قلوب احبائهم»[42]

«گروهي از اهل دنيا مي‌باشند، در حالي که از اهل دنيا نيستند، در دنيا به سر مي‌برند همچون کسي که از دنيا نيست، عمل مي‌کنند در دنيا بدانچه مي‌بينند و اقدام به اعمالي در دنيا مي‌نمايند که دنيا داران از آن مي‌گريزند بدنهاي آنان در ميان اهل آخرت در گردش است، مردم دنيا را مي‌بينند که بزرگ مي‌شمارند مردن جسدهايشان را، درحالي که اينان مرگ دلهاي دوستانشان را بزرگتر مي‌شمردند.

جنبه عملي زهد:

جنبه عملي زهد که ناشي از جنبه روحي آن مي باشد، بدان معني است که انسان به دلائل خاص و تحت شرائط ويژه اي از بعض مصارف و تمتعات دنيا چشم بپوشد، وگرنه بالأصاله استفاده از نعمتهاي الهي که بر انسان تحليل شده است هيچگونه محدوديتي ندارد. بلکه به نوعي راجح است چنانکه در مباحث قبلي نيز گذشت.

همچنانکه در روايت نيز از امام صادق عليه السلام وارد شده است:

«ليس الزهد في الدنيا باضاعة المال و لا بتحريم الحلال، بل الزهد في الدنيا ان لا تکون بما في يدک اوثق منک بما في يدالله عزّوجلّ»[43]

«زهد در دنيا به ضايع نمودن مال و حرام نمودن حلال نيست، بلکه زهد در دنيا آن است که نسبت به آنچه در دستت مي باشد مطمئن تر نباشي از آنچه نزد خداوند عزوجل است».

دلائل و شرائط ويژه اي که زهد عملي را ايجاب مي کند به قرار زير است:

1ـ چشم پوشي از مصرف بواسطه کمبود اشياء مصرفي، تا زمينه براي استفاده ديگران موجود باشد. در اينگونه زهد، انسان براي خود محدوديت هائي در مصرف ايجاد مي‌کند تا ديگران در رفاه و آسايش بيشتر باشند.

اميرالمؤمنين علي عليه السلام در صفات انسان متقي مي‌فرمايد:

«نفسه منه في عناء و الناس منه في راحة»[44]

«خود از خويش در رنج و مردم از او در راحتند».

بنابراين، اينگونه زهد در صورت وجود فراواني و توسعه اقتصاد، معني ندارد و تنها در حالت کمبود و تنگناي اقتصادي متصور است.

در روايت وارد شده است وقتي که در مدينه سختي و تنگنائي پيش آمد و قيمتها ترقي نمود امام صادق عليه السلام از کار گزارشان از موجودي گندم خود، سؤال فرمود، به حضرت عرض کرد آن مقدار موجود است که ماهها ما را کفايت مي‌کند، در اين موقع حضرت امر فرموده تا آنها را خارج کرده و بفروشد کارگزار که از اين عمل حضرت تعجب کرده بود که در اين هنگامه گراني و سختي که همه به دنبال خريد بيشتر هستند امر به فروش مي کند به حضرت عرض کرد: در مدينه گندم نيست! حضرت باز فرمود آن را بفروش آنگاه پس از فروختن حضرت فرمود:

«اشتر مع الناس يوماً بيوم»

«همراه مردم روز به روز خريد کن».

و نيز فرموده: «يا معتب اجعل قوت عيالي نصفا شعيرا و نصفا حنطة فان الله يعلم اني واجد ان اطمعهم الحنطة علي وجهها ولکني احببت ان يراني الله قد احسنت تقدير المعيشة».[45]

 

ادامه مطلب

 

ترسيمي از مصرف در اسلام بخش پنجم

3- تبذير:

يکي ديگر از مصارفي که به شدت تحريم شده است تبذير مي‌باشد.

خداوند متعال مي‌فرمايد: «ان المبذرين کانوا اخوان الشياطين»[32] «همانا مبذرين برادران شياطين مي‌باشند».

تبذير در اصل به معني پاشيدن بذر است ولي به روش استعاره در معني پراکنده ساختن مال بدون جهت به کار رفته است.

به هر حال تبذير را بعضي بطور مطلق، همان اسراف دانسته اند و بعضي آن را اسراف خاص مي‌دانند يعني اسرافي که همراه اتلاف مال باشد و هيچ غرض عقلائي بر آن مترتب نگردد.

بنابراين هر کجا عنوان تبذير صادق باشد عنوان اسراف نيز صادق است. در روايت نيز وارد شده است:

«ان التبذير من الاسراف»[33] «همانا تبذير از اسراف است».

4- از مصارف حرام ديگر استعمال ظروف طلا و نقره و آلات لهو و لعب و استفاده از وسائل قمار است[34] و همچنين تزيين به پوشيدن طلا و ابريشم خالص براي مرد حرام مي‌باشد.

ب ـ مصارف مرجوح

1ـ مصرف انسان با وجود نياز شديدتر برادران مؤمن او مرجوح مي‌باشد.

عن رسول الله صلي الله عليه و‌آله:

«ما آمن بالله من شبع واخوه جائع ولا آمن بالله من اکتسي واخوه عريان»[35]

«کسي که سير شود و برادرش گرسنه باشد به خداوند ايمان نياورده است، و نيز کسي که پوشيده باشد و حال آنکه برادرش عريان است ايمان به خدا نياورده است.

البته کراهت، درصورتي است که جان مسلماني در معرض تلف نباشد وگرنه واجب است و بطور کلي از امام صادق عليه السلام درباره حق مؤمن بر برادر مؤمن خود چنين وارد شده است:

«ان لا يستاثر عليه بما هو احوج اليه منه»[36]

«اينکه به خود اختصاص ندهد چيزي را که برادرش بدان محتاج تر از او است».

2ـ در روايات، مصرف بسياري از اشياء يا زياده روي در آنها مکروه شمره شده است، که مي‌توان علت کراهت آنها را وجود انواعي ار مفاسد ضعيف در آنها دانست که به حد حرمت نرسيده است. براي آگاهي بيشتر بايد به کتب مبسوط روائي و فقهي مراجعه شود.

3ـ تقتير[37] که تقليل و تضييق در مخارج مي‌باشد (با وجود قدرت بر مصرف بيشتر) نيز از نظر اسلام مذموم است چنانکه در آيه شريفه عدم قتور به عنوان وصف براي عبادالرحمان آورده شده است:

«والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و کان بين ذلک قواماً»[38].

«و کساني که هرگاه انفاق و خرج نمايند اسراف نمي‌کنند و تنگدستي نمي‌ورزند بلکه خرج نمودن آنان معتدل و ميانه است».

البته در صورتي که مقصود از انفاق در آيه، مطلق صرف مال باشد استدلال نسبت به تمام مخارج صحيح است.

چنانکه از روايتي که در ذيل آيه وارد شده است، مي توان اين معني را استيناس نمود.

از ابي الحسن امام کاظم عليه السلام وارد شده است:

«القوم هوالمعروف (علي الموسع قدره و علي المقتر قدره...) علي قدر عياله و مؤنتهم التي هي صلاح له و لهم و (لا يکلف الله نفساً الا ما آتاها».[39]

«قوام ( اندازه اي که عقلاً مطلوب است) به عهده شخص دارا است به اندازه توانش و برنادار نيز به اندازه توانش، به اندازه افراد تحت تکفل او و هزينه آنان، بدان مقدار که صلاح براي شخص و براي عيالش مي‌باشد. خداوند تکليف نمي‌کند شخص را، مگر به اندازه تواني که بدو داده است»

4- يکي ديگر از مفاهيمي که در رابطه با محدوديت هاي مصرف مطرح مي شود مسأله زهد است که اگر جنبه رواني آن ـ عدم دلبستگي دنيا و مظاهر آن ـ را در نظر بگيريم مي‌توان آن را با نظر به انگيزه هاي مصرف، مورد بحث قرار داد و اگر به جنبه عملي آن نظر کنيم جزء محدوديتهاي حقوقي مصرف قرار مي‌گيرد. زيرا در حقيقت امر به زهد، تضييق دائره مصرف مي‌باشد هرچند به دليل استحباب زهد نمي توان به واسطه تضاد، حکم به کراهت مصارف خلاف زهد نمود. زيرا چه بسا اشيائي که جنبه اثباتي آن مستحب است ولي خلاف آن مکروه نمي باشد همين بيان در جانب کراهت نيز صحيح است.

 

ادامه مطلب

 

ترسيمي از مصرف در اسلام بخش چهارم

ولي ظاهراً تجاوز از حد را مي توان را در يکي از سه شکل زير تصور نمود:

1ـ مصرف شيء بگونه اي که مطلوبيتي عقلائي را تأمين ننمايد، همچون آتش زدن اسکناس به عنوان بازي يا تفاخر.

2ـ مصرف شيء گرچه مطلوبيتي را تأمين مي‌کند، اما مطلوبيت تأمين شده بطور مساوي از راهي ديگر، با هزينه کمتر ممکن باشد. همچون بکار بردن پارچه اي مرغوب براي شستشوي اتومبيل بدون آنکه اثر خاصي بر آن مترتب باشد.

3ـ مصرف نمودن چيزي بدون آنکه تناسب معقولي بين شيء مصرف شده و مطلوبيت به دست آمده وجود داشته باشد، همچون صرف مبالغ هنگفتي براي حفظ و نگهداري گربه يا سگي در منزل، آنچنانکه بعضي انجام مي‌دهند. ليکن در حقيقت بازگشت هر سه قسم به اتلاف مال است.

زيرا مصرف شيء بدون ايجاد مطلوبيت، صدق عنوان اتلاف بر آن کاملاً واضح است و اما صدق اتلاف در شکل دوم به واسطه هدر دادن ارزشهاي زيادي به عنوان هزينه است، درصورتي که امکان استيفاي مطلوبيت مورد نظر، با بکار گرفتن ارزش کمتر، ممکن بوده است. همچنين صدق اتلاف درصورت سوم نيز روشن است زيرا اشيائي که داراي قدرت ايجاد مطلوبيت بالائي مي‌باشد با مصرف آن در يک مسير غير قابل اعتنا، در معرض اتلاف قرار گرفته و نيروي نهفته در آن هدر مي‌رود.

آنچه در همه اين موارد قابل تذکر است اينکه:

اسراف آن هنگام حرام مي‌باشد که شخص به آن اندازه از اشياء مصرف نمايد که عرفا عنوان مسرف بر او صادق شود، بنابراين در مصاديق خفي، که فقط عقلا آن را مي‌توان اسراف ناميد، تنها حکم به کراهت مي‌شود.[24]

در کتاب عروة الوثقي درباره اسراف در آب وضو چنين مي‌گويد:

«اسراف في ماء الوضوء مکروه»[25]

«اسراف در آب وضو مکروه است».

در اين مورد هيچ يک از اعلام محشين معاصر، نظر مخالفي را با متن ابراز نکرده اند در عين حال نسبت به اسرافهاي خفي نيز، مذمتهاي زيادي در روايات وارد شده است.

امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد:

«ان القصد امر يحبه الله عزوجل و ان السرف يبغضه حتي طرحک النواة فانها تصلح لشيء و حتي صبک فضل شرابک».[26]

«همانا ميانه روي چيزي است که خداوند آن را دوست مي‌دارد و همانا اسراف مبغوض خداوند است. حتي (اسراف) در دور انداختن هسته که آن به درد کاري مي‌خورد و حتي دور ريختن اضافه آبي که مي‌آشامي».

بدين جهت جامعه اسلامي بايد به شدت از هر نوع اسراف پرهيز نمايد.

عن الصادق عليه السلام: «ان مع الاسراف قلة البرکة»[27]

«اسراف با کمي برکت همراه است».

و نيز: «و ان السرف يورث الفقر»[28]

همانا اسراف موجب فقر است.

زيرا با حاکم شدن روحيه اسراف چه بسا کالاها و خدماتي که به جاي تأمين احتياجات و نيازهاي حقيقي و لازم، صرف زياده رويها و لاابالي گريها ‌مي‌شود. و اين، نسبت به فرد و جامعه هر دو متصور است، زيرا ممکن است هر فرد انساني به واسطه زياده رويهاي خود در بعض امور دچار فقر و تنگدستي شود و نتواند ديگر نيازهاي لازم خود را برطرف سازد و يا آنکه به واسطه زياده رويهاي عده اي که امکانات بيشتري در اختيار دارند زمينه استفاده از عده اي ديگر سلب گردد.

نگاهي ساده به اسراف کاريهاي عده اي بهره مند، نشان مي‌دهد که با احتراز از آن اسراف کاريها، چقدر انسان گرسنه و برهنه را مي‌توان سير کرد و پوشاند، و چقدر از اتلاف بيهوده اشياء جلوگيري نمود، به جاي ساختمانهاي سر به فلک کشيده و متعدد و با تجهيزات زرمداران دنيا، چقدر بينوا را مي‌توان سرپناهي ساده داد تا آن را از سوزش گرما و لرزش سرما حفظ نمايد درحالي که صاحبان آن کاخها چه بسا به بينش از يک صدم و يک هزارم آنچه ساخته اند احتياج ندارند، چقدر از عوامل توليد به جاي اشتغال به توليد کالاها و خدمات مورد نياز جامعه، سرگرم ساختن کاخها و تزئينات بي مصرف چنين افراد و ارائه خدمات تشريفاتي غير معقول به آنان مي‌باشند.

«عن ابي عبدالله عليه السلام: «کل بناء فوق الکفاية يکون و بالاً علي صاحبه يوم القيامة»[29]

«هر بنائي بيش از احتياج، در روز قيامت و بال صاحبش خواهد بود».

اگر از بيش از 4 ميليارد جمعيت جهان، يک ميليارد آن از اسراف يک لقمه غذاي خود در هر روز، نه در هر نوبت، پرهيز کنند روزي يک ميليارد لقمه غذا، اضافه خواهد آمد که مي تواند چندين ميليون انسان گرسنه را تغذيه نمايد که:

«کلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين»[30]

«بخوريد و بياشاميد و اسراف مکنيد همانا خداوند مسرفين را دوست نمي‌دارد».

البته در اينجا بايد تذکر داده شود که هر زيادي اسراف نيست بلکه چه زيادت ها که موجب حفظ مال و شکل عالي تقدير معيشت باشد.

اسحق بن عمار مي گويد: خدمت امام کاظم عليه السلام عرض کردم:

اگر مردي داراي ده پيراهن (قميص) باشد آيا از اسراف شمرده مي شود؟

حضرت فرمود: «لا ولکن ذلک ابقي لثيابه، ولکن السرف ان تلبس ثوب صونک في المکان القذر»[31] «نه، ولکن آن براي دوام لباسهايش بهتر است، اما اسراف آن است که لباس خوب خود را در مکان غير تميز بپوشي» (يعني هر لباسي مثلا هنگام بنائي نبايد لباس فاخر پوشيد).

 

ادامه مطلب

 

ترسيمي از مصرف در اسلام بخش سوم

الف- مصارف حرام

در اسلام مصارف زيادي تحت عناوين مختلف اولي و ثانوي حرام شمرده شده است که بايد به کتب فقهي مراجعه نمود. و ما در اين جا تعدادي از آنها را ذکر مي‌کنيم:

1ـ استفاده از اشيائي که موجب هلاکت يا تضرر انسان مي‌شود حرام است. خداوند متعال مي‌فرمايد: «ولا تلقوا بايديکم الي التهلکة»[15]

«خود را به دست خويش به مهلکه ميندازيد».

در کتاب تحرير الوسيله چنين آمده است :

«يحرم تناول کل ما يضر بالبدن سواء کان موجبا للهلاک، کشرب السموم القاتلة و شرب الحامل ما يوجب سقوط الجنين، او سببا لانحراف المزاج او لتعطيل بعض الحواس الظاهرة او الباطنة او لفقد بعض القوي...»[16]

«تناول آنچه مضر به بدن است حرام مي باشد، چه موجب هلاکت شود، همچون نوشيدن سم هاي کشنده و نوشيدن زن حامله چيزي را که باعث سقط جنين شود، يا موجب از دست رفتن سلامت و اعتدال مزاج گردد، يا آنکه موجب از کار افتادن بعض حواس ظاهري يا باطني و فقدان نيروئي از نيرو هاي انساني گردد[17].

2ـ اسراف

يکي از مسائلي که در آيات شريف قرآن و روايات معصومين تاکيد بسيار بر نهي از آن شده، اسراف است خداوند متعال مي‌فرمايد:

«ولا تسرفوا انه لايجب المسرفين»[18]

«اسراف مي‌کنيد همانا خداوند مسرفين را دوست نمي‌دارد».

و در جاي ديگر مي‌فرمايد:

«و ان المسرفين هم اصحاب النار»[19]

«و همانا مسرفين، اهل آتشند».

مقصود از اسراف، چنان که از موارد استعمال آن، و کلمات لغويين و فقهاء استفاده مي‌شود، تجاوز از حد است.

يعني اگر انسان در استعمال اشياء، از حدود شايسته آن خارج شد، عنوان مسرف بر او منطبق مي‌شود. در تحقيق اين مطلب و بيان تجاوز از حد، مرحوم محقق نراقي در کتاب عوائد چنين مي‌فرمايد:

«مقصود از حد، اعتدال و وسط بين تقتير- تنگ گرفتن- و اسراف است که اين وسط، قصد و اقتصاد، ناميده مي‌شود».

سپس بعد از ذکر شواهدي بر اين مطلب اضافه مي‌کند: « مراد از «وسطي» که تجاوز از آن اسراف است چيزي است که عرفا «متوسط» ناميده مي شود، زيرا مرجع در شناخت حقايق لغوي مصاديق عرفي آن است پس مرجع در شناخت «متوسط»، عرف است و «وسط» در عرف صرف نمودن مال مي باشد به اندازه احتياج و متناسب و لائق به حال شخص پس هر صرف مال و خروجي که چنين نباشد اسراف است.

چه اساساً صرف و خرج نمودن نباشد بلکه تضييع و اتلاف باشد يا صرف باشد ولکن مناسب و لائق به حال شخص نباشد و يا از آن چيزهائي نباشد که مورد احتياج شخص است».

مرحوم نراقي بعد از طي کلماتي و ذکر شواهدي از روايات، مصاديق هر يک را چنين توضيح مي دهد.

اما تضييع، مصداق آن واضح است و آن اتلاف مال ‌مي‌باشد. مثل ريختن آب و کنار انداختن هسته و ريختن شير و شيره و نظائر آن از آنچه خرج و صرف مال نيز شمرده نمي شود، بلکه گفته مي‌شود اين مال را بدون مصرف گذاشته است يا به گونه اي مصرف نموده که هيچ فايده اي (ديني يا غير ديني) بر آن مترتب نيست. و مقصود از فايده آن چيزي است که مورد نظر عقلا مي‌باشد، و عقلا و کساني که بنائشان بر حاکم نمودن عقل است آنرا فائده مي‌شمارند، نه آنچه که نزد سفهاء اهل دنيا و مستغرقين در لهود و لعب فائده مي باشد، چنانکه از بعض مسرفين حکايت شده که مردم را ضيافت مي نمود و به غلامانش امر مي کرد تا به هنگام آوردن ظرفهاي پر از غذا و نوشيدني و ريختن آن در ظروف سر سفره، آنها را بشکنند تا مردم او را به سعه صدر و کثرت مال توصيف کنند.

(به واسطه عدم توبيخ غلامانش) يا آنکه بعض مردم لباسها و پارچه هاي نفيس را در مشعلها قرار مي‌دادند تا نور آن به رنگهاي گوناگون جلوه کند ( اين مربوط به زماني است که از مشعل استفاده مي‌شده است) و بازي با آتش که در اين زمانها انجام مي‌دهند و روشن نمودن چراغ در روز و امثال آن نيز، از اين نوع اسراف است اما مصرف نمودن در آنچه لائق به حال شخص نمي باشد، آن است که انسان مال را صرف نمايد در آنچه بر آن فايده ديني يا دنيائي- گرچه مجرد زينتي باشد که خداوند براي بندگانش حلال نموده است ـ مترتب باشد ولکن با وجود اين چنين مصرفي نزد عرف لائق به حال او نباشد و تجاوز از حد و شأن او باشد، چنانکه يک بازاري که تمام درآمدش در روز بيش از دو درهم نيست اموالي را براي زينت خانه خود به طلا و لاجورد اختصاص دهد. و مثل آنکه کسي که يک دفعه در يک سال و يا بيشتر، به سواري نياز دارد و براي او مزارع و باغاتي نيست و درآمدي غير آنچه قوت عيالش باشد ندارد، اسبي را به صد دينار بخرد و‌آن را نگهداري کرده و هزينه اش را تأمين کند، و امثال آن، و از اين نوع است آنچه را امام عليه السلام ذکر فرمود از اينکه لباس صيانت و لباس کار يکي قرار داده شود و به همين مطلب (نسبي بودن اسراف) امام صادق عليه السلام در موثقه سماعة اشاره فرموده است که:

«رب فقير اسرف من غني، فقلت کيف يکون الفقير اسرف من الغني فقال ان الغني ينفق مما اوتي و الفقير ينفق من غير ما اوتي»[20]

«چه بسا فقيري که اسرافکارتر از غني است، خدمت امام عرض کردم چگونه فقير اسرافکارتر از غني است؟

حضرت فرمود: به اينکه غني خرج کند از آنچه داده شده(مالک است) و فقير خرج نمايد از آنچه داده نشده است».[21]

اما مصرف بدون نياز آن است که انسان مالش را در چيزي که براي او فايده لائق به حالش دارد، صرف نمايد ولکن محتاج بدان فائده نمي‌باشد همانند کسي که داراي يک يا دو عيال است و داشتن دو، سه يا چهار خانه او را کفايت مي‌کند، ده يا بيست خانه بنا نموده و رها نمايد، و ممکن است اين را نيز مصداقي از نوع دوم بدانيم و بر هر سه نوع صادق است، آنچه از کلام صاحب مجمع و اردبيلي استفاده مي شود که اسراف مصرف نمودن مال مي‌باشد در آنچه عقلا آن را قبيح مي‌شمارند، يا در آنچه شايسته نيست. و ظاهر شد از آنچه ذکر گرديد که شرط صدق إسراف إتلاف يا صرف مال و خرج نمودن آن است. بنابراين اگر هيچکدام از اين دو نبود اسراف نيست، همچون جمع و ذخيره کردن آنچه بدان نياز ندارد يا لايق به حال او نمي باشد گرچه به تبديل نمودن بعض اموال به اموال ديگر باشد مثل آنکه جمع نمايد طلاي زيادي را درحالي که در جائي مصرف نمي کند يا طلاها را به پارچه ها و کالاهاي زيادي تبديل نمايد.[22]

سپس مرحوم نراقي در آخر چند تذکر مي‌دهد که از آن جمله عدم وجود اسراف در تجمل و زينت با حفظ شرائط و وجود اسراف در همه انواع مصارف است، درصورتي که از حد شايسته بگذرد.[23]

 

ادامه مطلب

 

ترسيمي از مصرف در اسلام بخش دوم

1-انگيزه هاي مثبت

اسلام سعي بر آن دارد که انسان را به گونه اي بسازد که تمام حرکات و سکناتش او را به هدف نهائي و قرب الهي نزديک گرداند، مسأله مصرف نيز از اين قاعده مستثني نمي‌باشد.

بنابراين از ديدگاه اسلام مطلوب آن است که انگيزه غائي مصرف نيز در رابطه با رضايت خداوند و قرب الهي تحقق پذيرد و انگيزه هاي متوسط به جاي هدف غائي قرار نگيرد. رسول اکرم صلّي الله عليه و آله و سلم به اباذر مي‌فرمايد:

«ليکن لک في کل شيء نية صالحة حتي في النوم والا کل»[3]

«براي تو در هر چيز نيت صالحي باشد حتي در خوابيدن و خوردن».

انگيزه هاي ديگري در طول اين انگيزه نيز در اسلام راجح است همچون مصرف براي حفظ آبرو.

البته با وجود اين، مصرف فقط به انگيزه رفع نيازهاي مادي نيز تحريم نگرديده است.

2ـ انگيزه هاي منفي

انسان اگر مصرف چيزي را به انگيزه تبختر و تفاخر بر ديگران انجام دهد مذموم است، چنانکه از امير المؤمنين علي عليه السلام در ذيل آيه : «تلک الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علواً في الارض و لا فساداً»[4]

«آن منزل آخرت براي کساني است که اراده برتري و فساد در زمين نمي‌کنند» وارد شده است.

«ان الرجل ليعجبه ان يکون شراک نعله اجود من شراک نعل صاحبه فيدخل تحتها»[5]

«همانا فردي را خوش مي‌آيد که بند کفشش بهتر از بند کفش دوستش باشد، پس بدين جهت داخل عنوان آيه مي شود».

و بطور کلي روايات متعددي در تقبيح و مذمت انواع مصارف که به انگيزه تبختر و تفاخر، تحقق مي‌پذيرد وارد شده است.[6]

هدايتها و کنترل هاي قانوني

1ـ دستورات اثباتي که به شکل وجوب يا استحباب، لزوم و يا رجحان بعض مصارف يا اشکالي از آن را بيان مي‌نمايد.

الف- مصارف لازم:

1ـ مقدار مصرفي که حيات انسان بدان وابسته مي باشد، و در صورت نبود ترس از آن است که انسان هلاک شود، واجب است بلکه به نظر بعض از فقهاء اگر به واسطه عدم مصرف، نقص و ضرر بزرگي به انسان وارد شود که معمولاً تحمل نمي شود، تحفظ از آن واجب است.

مرحوم صاحب جواهر درباره شخصي که در تنگنا قرار گرفته و چنان در حالت اضطرار به سر مي برد که غير از ميته (مردار)، براي حفظ جان خود وسيله ديگري ندارد، مي‌فرمايد:

«لواراد التنزه و الحال حالة خوف التلف للنفس بل اوالضرر الذي لايتحمل عليها لم يجز ذلک».[7]

«در حال ترس از تلف جان يا وارد شدن ضرر غير قابل تحمل،خودداري از مصرف جايز نيست».

2ـ مصارفي که مربوط به افراد تحت تکفل انسان است، نيز واجب مي‌باشد که مقدار آن، نسبت به اوضاع و شرائط متغير است و انسان بايد نياز هاي زندگي زن[8] و همچنين فرزندان و پدر و مادر خود را در صورت عدم توانائي، با رعايت شرائط جغرافيائي و اجتماعي تأمين نمايد.[9]

3-تغذيه حيواني که انسان آن را مالک است نيز واجب مي‌باشد.[10]

ب- مصارف راجح

بطوريکه از بعض روايات مي توان استفاده نمود، اساساً استفاده از نعم الهي با رعايت شرائط و ضوابط آن، از نظر شرع پسنديده و محبوب است.

از امام صادق عليه السلام روايت شده است.

«ان الله جميل و يحب الجمال و يحب ان يري اثر نعمته علي عبده»[11]

«خداوند جميل است و زيبائي را دوست مي دارد. و دوست مي دارد اثر نعمت او بر عبدش ديده شود.»

و نيز در برنامه امير المؤمنين علي عليه السلام به حارث همداني يکي از اصحاب خود آمده است: «... ولير عليک اثر ما انعم الله به عليک...»[12]

«... اثر آنچه خداوند، بدان نعمت به تو داده است بر تو ديده شود...»

و بالخصوص نسبت به بعض مصارف تأکيدات يا تصريحات ويژه اي شده است که بايد به کتب تفصيلي مراجعه نمود.

همچنين اگر انفاق و صدقه و هديه را مصداقي از مصرف بدانيم، محبوبيت و رجحان آن از نظر شرع کاملاً واضح است البته در تمام اين موارد بايد مسأله اعتدال و ميانه روي را نيز در نظر گرفت. خداوند متعال در ضمن برشمردن صفات مؤمنين چنين مي‌فرمايد:

«و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا و کان بين ذلک قواماً»[13]

«کساني که هنگام صرف مخارج نه اسراف مي کنند و نه تنگدستي (بلکه) انفاق و مخارج آنان معتدل و ميانه است».

با مباحثي که در محدوديت هاي مصرف خواهد آمد، معناي اعتدال روشن تر خواهد شد و همين توصيه به قوام و اعتدال در انفاق[14] که نسبت به شرائط متفاوت و مقتضيات مختلف متغير است، مي تواند هميشه نسبت لازم بين مصرف و پس انداز را جهت پويائي اقتصاد تضمين نمايد.

2ـ دستوراتي که بعض انواع مصارف يا شکلهائي از آن را به عنوان حرام يا مرجوح بودن، منع مي کند و به عنوان محدوديتهاي مصرف شناخته ميشود.

 

ادامه مطلب

 

ترسيمي از: مصرف در اسلام بخش اول

اقتصاد بر سه پايه اصلي توليد، توزيع و مصرف استوار است اما در حقيقت توليد و توزيع وسائلي براي تأمين مصرف مي باشند و هدف غائي همه تلاشها و کوششهاي اقتصادي افراد، مصرف است. هر کس در آمدي کسب مي کند و يا سرمايه اي مي اندوزد، بدين هدف مي‌‌‌‌‌‌‌‌ باشد که سطح مصرف کنوني يا آينده خود و يا ديگران را بالا ببرد.[1]

مصرف خود نيز، به انگيزه ارضاء تمايلات و اشباع نيازهاي جسمي و رواني انسان تحقق مي پذيرد.

تحقيق پيرامون پيدايش اين تمايلات و شکل گيري چنين نياز هائي به عهده علوم مختلف طبيعي و انساني است. و آنچه مربوط به مباحث اقتصادي مي شود و به طور معمول مورد نظر دانشمندان اين علم است تبيين کردارهاي مصرفي افراد جامعه مي باشد. علماي اقتصاد مي خواهند بدانند چگونه يک مصرف کننده مطلوبيتهاي مختلف و خواستهاي متفاوت خود را ارضاء مي کند، و چه قواعدي بر انتخابها و رجحانهاي او حاکميت دارد، همچنين تمايل به مصرف و تمايل به پس انداز افراد به چه ميزان است و در تحت چه شرائطي تغيير مي يابد. اما براي رسيدن بدين مقصود، ناچار از شناختن انگيزه هاي حاکم بر افراد و سائر امور هدايت گرو تنظيم کننده مصرف مي باشند و در اين جا است که پيش فرضها و اصول موضوعه تئوريها، نسبت به جوامع متخلف با ايدئولوژيها و تربيتهاي گوناگون متفاوت مي‌باشد.

انسان مفروض کاپيتاليسم، موجودي متفرد و خود خواه است که با دست يابي به سهم خود از در آمد ملي هيچ انگيزه اساسي جز لذت طلبي و خود خواهي نمي‌تواند در کيفيت مصرف او دخيل باشد. او نظر به خويش دارد و رفاه و لذت خود را معيار همه چيز مي‌شمارد.

واقعيت انسان مفروض در يک جامعه سوسياليستي يا کمونيستي نيز، چيزي بهتر از اين نيست زيرا علي رغم ادعاهاي پرطمطراق سوسياليسم و کمونيسم، انسان با يک تفکر مادي و تربيب الحادي نمي تواند از خود خواهي و خود محوري رها شده، و در افق بيکران تمايلات عالي انساني، به پرواز در آيد، بلکه استبداد و محروميتهاي غير موجه حاکم بر اينگونه جوامع بيشتر بر حس خود خواهي و آزمندي انسان مي‌افزايد.

به طور کلي هدايت و کنترل مصرف به طريق ذيل ممکن است:

1ـ از طريق انگيزه هاي مثبت که انسان را به سوي مصارف مخصوص يا شکلهاي خاص از مصرف هدايت مي‌کند.

2ـ از راه انگيزه هاي منفي که بازدارنده انسان از بعض مصارف يا شکلهائي خاص از مصرف مي‌باشد.

3- با کمک دستورهاي مثبت و مستقيم قانوني که انسان را وادار به بعض مصارف يا شکلهائي خاص از آن مي‌نمايد، نظير اجبار به استفاده از آب لوله کشي شهر براي حفظ بهداشت يا اجبار به سکونت در محلهائي مشخص.

4ـ بوسيله محدوديتهاي مستقيم قانوني که انسان را از بعض مصارف يا اشکالي از آن منع مي کند، همچون استفاده از داروهاي مخدر.

5ـ با روش استفاده از محدوديتهاي غير مستقيم قانوني که با جلوگيري از توليد اشياء، ديگر زمينه اي براي مصرف باقي نمي‌گذارد.

6ـ توسط محدوديتهاي درآمدي چون انسان مجبور است، سطح مصرف خود را با سطحي از درآمد ملي که به او تعلق مي‌گيرد تطبيق دهد.

البته ممکن است در بعض موارد اين عوامل توأماً تأثير نمايد.

در نظام سرمايه داري از اين اهرمهاي ششگانه هدايت و کنترل مصرف، بطور عمده فقط محدوديت در آمد، داراي نقش اساسي است زيرا بالاصالة نظام سرمايه داري ترغيب يا تحديدي نسبت به توليد و مصرف نمي‌باشد.[2] و به ناچار طبق روش توزيعي که ارائه مي‌دهد و سهم هر يک از عوامل توليد را در روند توليد تعيين مي‌نمايد، مي‌تواند در مصرف دخالت کند. بدين جهت است که وقتي بر اثر تقسيم غير عادلانه درآمد ملي و کمبود تقاضا و مصرف اقتصاد سرمايه داري دچار رکود و ورشکستگي مي شود، داروي شفابخش اين بيماري و نجات دهنده اين محتضر را بالا بردن تقاضا و مصرف از طريق افزايش امكانات مصرف کنندگان، از طريق سياستهاي پولي و مالي مي‌دانند.

در نظام سوسياليستي و کمونيستي به دليل متمرکز بودن برنامه ريزي، امکان استفاده از اهرمهاي غير انگيزه اي، وجود دارد اما به واسطه عدم کارائي و نقصان توليد، عملاً از اهرمهاي منفي استفاده مي شود. زيرا نظام، حتي توانائي پاسخگوئي به نياز هاي پذيرفته شده از جانب خود را نيز ندارد. و به جاي آنکه از اهرمهاي منفي مصرف در جهت کنترل مصارف مضر به فرد يا جامعه استفاده نمايد آن را بوسيله اي براي تثبيت نظام و سرکوبي نياز هاي مشروع مردم قرار دهد.

اما در مکتب اسلام همه اهرمهاي ششگانه هدايت و کنترل مصرف وجود دارد.بحث از اهرمهاي پنجم و ششم بيشتر مربوط به مباحث توليد توزيع مي باشد و ما در اين جا سائر اهرمهاي هدايت و کنترل مصرف را بيان مي‌کنيم:

 

ادامه مطلب

 

سنّت ازدواج ساده

از جمله مسائل مهم اسلامی و پابندی به اخلاق اسلامی مسئله ازدواج است. ازدواج به عنوان مهمترین عامل گسترش اجتماع و پیوند و تحکیم
دوستی و محبت ها همواره در اسلام عزیز مورد توجه ویژه قرار گرفته است.

فلسفه ازدواج :
آنچه رهبر انقلاب را بر سفارش ائمه جمعه، مبنی بر ترویج فرهنگ ازدواج ساده و آسان بعنوان یک ضرورت اجتماعی اسلامی ترغیب می کند
گرش بلند رهبران شایسته جوامع اسلامی است که همواره بعنوان یک وظیفه در نزد علماء و اندیشمندان مطرح بوده است.

ابن سینا دانشمند بزرگ اسلامی اولین وظیفه رهبر جامعه را تشریع قانون مربوط به تنظیم امور زناشویی دانسته و می نویسد :1
« ثُمّ اوّل ما یجب ان یثرع فیه هوا مرالتزویج المؤدی الی التناسل وأن یدعو الیه و یحرص علیه »
« اولین چیزی که بر حاکم و زمامدار جامعه، واجب و لازم است، تدوین قوانین مربوط به «ازدواج» است که باعث تکثیر نسل است و باید همگان را به ازدواج تشویق و تحریص نماید».
ازدواج برترین رکن آبادانی جامعه بشمار می آید همچنین راز اصلی ازدواج را در «تشکیل خانواده» و « سامان دادن به زندگی جمعی» و تنظیم جامعه و پیشرفت باید دانست که باعث طهارت دامن و سبب حصول اخلاقی جمعی و آرامش در طرفین خواهد بود.
ابن سینا در گفتاری دیگر و در بیان آثار ارزشمند ازدواج می نویسد ؛2
در صورت تجویز رفتار ناپسند و ضد اخلاقی در جامعه انسان ها را به ضد مصالح جامعه مانند زنا و لواط، سوق خواهند داد بنابر این این اخلاق ناپسند همان است که آدمی را از پرداختن و روی آوردن به بهترین و برترین ارکان آبادانی جامعه یعنی «ازدواج» باز می دارند و بر این اساس  است که مجرد زیستن (تک زیستی) و «پرهیز از ازدواج» مورد نکوهش اکید و در برابر، ازدواج و تشکیل زندگی خانوادگی، مورد تحریص و تشویق مؤکد اسلام است. تجربه نشان داده است که منطق کسانی که قوانین ازدواج را نادیده انگاشته اند بی پایه و بی اساس است.


پی نوشت ها : 

1و2 شفا ج2 با تعلیقه دکتر مذکور ص448


فضائل ازدواج آسان :

1- سالم ترین راه تأمین نشاط روحی :
تأمین نشاط روحی انسان نیز یکی از رازهای اساسی ازدواج از دیدگاه اسلام است.
امیر المؤ منین (ع) فرمود :1
« روّحوا قلوبُکُم فانّها اذا اکرهت عجیبت »
« دلهای خود را با نشاط و شاداب نگه دارید، زیرا هنگامی که دل ملول و خسته شود بصیرت خود را از دست  می دهد» و کامل ترین راه تأمین آن روی آوردن به لذّات مشروع است.

امام صادق (ع) در این باره می فرماید :2
« ما تلذّا النّاسُ فی الدنیا و لا فی الجنّه بشیء أشهی عندهم من النساء لا طعام و لا شراب »
« کامجویی در دنیا و آخرت، برتر از لذتی که آدمی از طریق کام گیری از همسر خود احساس می کند. وجود ندارد، لذتی که از غذا و شراب نیز حاصل نمی آید».
در حقیقت نشاط روحی محصول استغنای نفسانی و پاکدامنی آدمی می باشد.

پیامبر اکرم (ص) می فرماید :3
« من تزوج فقد احرز نصف دینه فلیتق الله فی النصف الباقی»
« کسی که ازدواج کند نیمی از ایمان خود را حفظ می نماید.........».

امام سجاد (ع) فرمود :4

« من زوّج لله و وصل الرحم توجه الله بتاج الملک  یوم القیامه »
« کسی که به خاطر خدا و انجام «صله رحم» به ازدواج روی می آورد خدا،تاج شخصیّت و بزرگی را در قیامت برای او منظور می دارد».

  پی نوشت ها :

1- عوالی اللئالی : ان ابی       ج3 ص 296
2- عوالی اللئالی : ابن ابی     ج3 ص 295
3- عوالی اللئالی : ابن ابی     ج3 ص 289
4- مشکاه الانوار : ص 166

3- پیشگیری ارضاع و اشباع غرائز جنسی از طریق نامشروع :
در اخلاق اسلامی ، خود ارضاعی حرام است.

حضرت صادق (ع) فرمود :1
« ثلاثه لا یکلمهم الله تعالی و لا ینظر الیهم و لا یزکیهم ولهم عذاب الیم : الناتف شیبه و الناکح نفسه و المنکوح فی دبره »
« سه دسته اند که خداوند با ایشان سخن نمی گویند و بنظر رحمت به ایشان نمی نگرد و پاکشان نفرموده و برایشان عذاب دردناکی است. کسی که موی سفیدش را بکند( تا نمکایش دهد که جوان است) و کسی که به وسیله عضو خودش شهوتش را خارج کند و کسی که با او لواط کرده شود».

پیامبر اکرم (ص) فرمود :2
« ناکح الکف ملعون» « کسی که بادست شهوتش را بیرون کند ملعون است».

4- سنت پیامبر (ص) :
پیامبر اکرم (ص) فرمود :3
« من احب فطرتی فلیتسنّن سنّتی و من سنّتی النکاح ».
« کسی که دین مرا دوست می دارد باید به سنّت من پایبند باشد و یکی از سنّت های من ازدواج است.

5- ازدواج مقدم بر حج :
پیامبر اکرم (ص) فرمود :4
« لا یتم نسک الناسک حتّی تیزّوج» « حج انسان حاجی کامل نیست تا آنکه ازدواج کند».
در حدیث آمده که : مردی که می خواست به «حج واجب» بپردازد از طرف امام (ع) به او گفته شد : اول ازدواج کن سپس به حج بپرداز.

6- بهترین متاع :
پیامبر اکرم (ص) فرمود :5
« الدنیا متاع و خیر متاعها المرأه الصالحه» « دنیا وسیله استفاده و کامجویی است و بهترین و (حلال ترین) وسیله کامجویی،زن شایسته و پاکدامن است».

  پی نوشت ها :

1-نکاح مستدرک ص 570
2-همان
3- مکارم الاخلاق ص 196
4- عوالی اللئالی ج3 ص 290
5- وسایل ج16 ص 191

فوائد و آثار ازدواج :

1- گشوده شدن درب رحمت الهی :
پیامبر اکرم (ص) فرمود :
« تفتح ابواب السّماء بالرّحمه فی اربع مواضع؛ عند نزول المطر و عند نظر الولد فی وجه الوالدین و عند فتع باب الکعبه و عند النکاح و من احبّ ان یلقی الله طاهراً مطهراً فلیلقه بزوجهٍ».
« درهای آسمان رحمت الهی در چهار مورد گشوده می شود، هنگام آمدن باران، و آنگاه که فرزند با عشق و محبّت به صورت پدر و مادر خود نگاه کند، و هنگام باز گشایی در خانه خدا، و هنگام ازدواج و      به کسی که دوست دارد تا خدا را پاک و مطهّر ملاقات کند، باید به زناشویی بپردازد»1

2- یاری و نصرت خدا :
پیامبر اکرم (ص) فرمود :
« ثلاله حق علی الله تعالی عونهم : المجاهد فی سبیل الله و المکاتب الذی یرید الا داء و الناکح الذی یرید العفاف»
« خداوند سه گروه را یاری می کند؛ انسان رزمنده مجاهد، کسی که سعی می کند قرض (دین) خود را ادا کند، و آن کس که می خواهد با ازدواج دامن خویش را پاک نگه دارد»2

3- افزایش رزق و ثروت :
پیامبر اکرم (ص) فرمود :
« التمسوا الرزق بالنکاح- تزوّجوا النساء فا   یأتین بالمال»
« رزق و روزی خود را از راه ازدواج بجوئید و بازنان ازدواج کنید تا مال و ثروت به شما روی آورد»3

4- حفظ ایمان :
امیر المؤ منین (ع) فرمود :
« لم یکن احد من اصحاب الرسول الله (ص) تزوج الا قال رسول الله (ص) کمل دینه »
« هیچ یک از اصحاب رسول خدا ازدواج نکرد جز آنکه پس از ازدواج پیامبر در حق او فرمود: دین او کامل شد»4

5- تقویت روحیه عرفانی و اخلاقی جمعی :
شهید مطهّری (ره) در کتاب معروف خود (تعلیم و تربیت در اسلام) می نویسد: ازدواج عامل پیدایش اخلاق ویژه ای در انسان است که از طریق غیر آن بدست نمی آید. و در باب اخلاق از     مورد ارزیابی است. اول در زمینه انتقال اخلاق برای نسل ها و دوم در زمینه ریشه اخلاق.............

  پی نوشت ها :
1- سفینه البحار، ماده زوج  ج1 ص 561
2- نهج البلاغه حدیث 1219
3- مکارم الاخلاق ص 196
4- نور الثقلین، ج3 ص 596
نشانه های همسر خوب :

وجود یک همسر همدم و مونس با وفا بهترین نعمت خداوند و ارزشمند ترین گوهر روشنایی بخش در خانواده است. بدست آوردن همسری ایده آل در گرو بکار گیری دستورات اسلامی و پایبندی به آنهاست. از جمله خصوصیات همسر شایسته :

1- دین دار و با اخلاق :
پیامبر اکرم (ص) فرمود :
« اذا جائکم من ترضون دینه و خلقه فزوّجوه»
« کسی را که دین داری و اخلاق او را پسندیدید با او ازدواج کنید»1
در این حدیث مسئله دین داری قبل از اخلاق نیک به عنوان شرط اساسی قرار گرفته است.

امیرالمؤ منین (ع) فرمود :
« خیرُ نسائکم حسنٌ؛ قیل :یاامیرالمؤ منین و هاالخمس؟ قال: الهینه، الِینهٌ، الهوأتیه اللّتی اذا غضب زوجها لم تکتحل بغمص حتی یرضی و اذا غاب عنها زوجها حفظته فی غیبته، فتلک عامل من عمال الله و عامل الله لا غیب»2
« بهترین زنان شما پنج دسته اند؛ پرسیده شد آن پنج گروه کیانند؟ امام (ع) پاسخ داد : زنان سازگار، زنان نرم خو، زنانی که در مقابل (خواسته های مشروع) شوهر تسلیم باشند، زنانی که هنگام خشم شوهر آرایش نمی کنند تا آن که رضایت او را جلب کنند، و زنانی که آبروی شوهر را در غیاب او حفظ کند، این چنین زنان خدمتکار خدایند و خدمتکار الهی خوار و ذلیل نخواهد شد».

پیامبر اکرم (ص) فرمود :
« من زوّج کریمتهُ من فاسقٍ فقد قطع رحمها»
« آنکس که دختر خود را به ازدواج مرد فاسقی در آورد با این عمل از وی قطع رحم نموده است»3

امام باقر علیه السلام در پاسخ به ابراهیم همدانی که در باره ازدواج از امام سؤال کرده بود با خط مبارک خویش نوشت ؛
پیامبر اکرم (ص) فرمود :
« اذا جائکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه« الا تفعلوه تکن فتنته فی الارض و فساد کبیر»
« با کسی که از اخلاق و دینش رضایت دارید ازدواج کنید و خود داری شما از وصلت با او باعث فساد و فتنه بزرگ در جامعه خواهد بود»4

پی نوشت ها :

1- عوالی اللئالی ابن ابی جمهور ج3 ص 340
2- الزراج، عمر رضا کحاله ص 276
3- وسائل، کتاب نکاح
4- کافی، ج5 ص 347

موانع ازدواج :

در فرازی از سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار ائمه جمعه با ایشان در ضمن سفارش بر ترویج فرهنگ ازدواج تأکید فراوانی را به فرهنگ سازی در ازدواج آسان داشتند.
واقعیت این است که ازدواج از جمله مسائلی است که هر کسی در هر مقام و موقعیتی  ومذهب و مسلکی خواسته یا نا خواسته به ناچار با او سر و کار دارد خواه به صورت رسمی باشد یا غیر رسمی، چرا که حس بقا طلبی، حس تملک، حس نصرت خواهی و یار گزینی و حس اطفاء غرایز جنسی چیزی نیست که به آسانی بتوان از آن صرف نظر کرد و آن را نادیده انگاشت اما تاخیر و عدم پرداختن به ازدواج معلول عواملی است از جمله :
1- فاقد و از دست دادن روحیه همسر داری.
2- ترس از چگونه زیستن با دیگران.
3- سنگین بودن هزینه های ازدواج.
4- ترس از سنگین شدن بار مسئولیت و پرورش فرزندان.
5- وسواس در انتخاب همسر.
6- ترس از فقر و تداوم زندگی.
7- مانع تراشی های قبل از ازدواج ( سختگیری در تهیه اسباب وسائل زندگی، تعیین مهریه های سنگین و .....................)
در واقع از جمله مسائلی که                             دینی در آسان سازی ازدواج باید مورد توجه خویش قرار دهند امور مذکور است که امروزه بیش از هر زمانی در جامعه وجود دارد. این در حالی است که توکل به خدا و توجه به وعده های الهی در این باره می تواند راه گشا باشد..

قرآن در باب تحریض به ازدواج می فرماید :
« ان یکونوا فقراء یغنیهم الله من فضله»
« و نیز هنگامی که جوانی در پیش پیامبر از تنگدستی شکایت کرد پیامبر فرمود : برو ازدواج کن»1
در خاطرات و زندگی نامه امیرالمؤ منین(ع) :
کانت        علی (ع) اربعین الف دینار فجعلها صدقه و انه باع سیفه و قال لو کان عندی عشاء ما بعته.
سالی از سالها محصول کشاورزی امیرالمؤ منین (ع)  چهل هزار دینار بود که همه آنها را در راه خدا انفاق کرد و در پایان روز، شمشیر خود را فروخت و(در بیابان راز فروش) آن فرمود. اگر به قدر شام امشب چیزی داشتم شمشیر خود را نمی فروختم.ایشان همچنین در ضمن بیان خاطرات و تحولات زندگی خود فرمود :
(تزوجت فاطمه(سلام الله علیها) و ما کان لی فراش – و صدقتی الیوم لو قسمت علی بنی هاشم لو ستهم »
« با فاطمه ازدواج کردم در حالی که حتی فرش منزل را نداشتم و حال آنکه امروز انفاق (مالی) من بقدری است می تواند همه افراد بنی هاشم را مستغنی کند»1

  پی نوشت ها :

1- سفینه البحار ماده   

تهيه كننده:كارشناس آموزش و پژوهش 

 


ادامه مطلب

 

تشنگی آینده

هنوز به تابستان مانده است و بهار بارانی است. باران و هرم سوزان آفتاب دو تصویر متفاوت از مقوله آب در ایران هستند. آب می رود تا روز به روز به كالایی هرچه گرانبهاتر و دست نیافتنی تر تبدیل شود .

اما از آن سو سیلاب، سالانه گریبانگیر برخی مناطق كشور است. شاید علت وجودی سیلاب ها و از آن سو كم آبی، ربطی به هم نداشته باشد. اما هردو سر در حلقه مدیریت منابع طبیعی دارند. تناقض كم آبی و بدمصرفی آب هم به همین شكل است. مشكل كم آبی، قطع یا جیره بندی آب و هشدارهای نوع مصرف آب، سال هاست كه خیال امن مصرف كنندگان ایرانی و بویژه شهرنشین ها را اندكی متوجه خود كرده است. با این حال هنوز فرهنگ مصرف آب و ازسویی نوع مدیریت این كالای حیاتی در كشور ما جایگاه خود را نیافته و البته در كمین بحران نشستن مهم نیست تا هنوز آبی در شیر است باید به بهینه كردن آن و پیشگیری پرداخت. آب تنها نوشیدنی یك جامعه نیست، آب در بهداشت و سلامت، اقتصاد، آموزش و حتی بعد امنیتی جامعه نیز تعیین كننده است .

در زبان انگلیسی تنها ۱۷ واژه برای انواع باران به كار برده می شود، درحالی كه در زبان فارسی شاید به ۵ واژه نیز نرسد . شرایط اقلیمی ایران درحقیقت باران و آب را به سوژه ای ارزشمند در تاریخ ادبیات این سرزمین درآورد، اما همین مردمی كه برای دعای باران به حاشیه روستاها می رفتند و یا یك روز ابری درانتظار باران برای آنان لذتبخش است، هیچ گاه از فشار آب در لوله های شهری به وجد نمی آیند، تأملی ندارند و سرریز آب از لوله ها و شیلنگ های خانگی عادی ترین و بی دلیل ترین بخش زندگی آنهاست .

یك استاد دانشگاه، سال ها پیش در مصاحبه با مجله ای، از بهای آب مصرفی ۸۰ تومان برای خانه ۱۰۰۰ متری خود گفته بود. اما تقریباً چنین چیزی استثنایی است. البته این را نیز باید افزود كه مقوله آب در ایران تنها در دست مصرف كنندگان خلاصه نمی شود. درحقیقت بدون پرداختن به مدیریت مصرف آب در ایران نمی توان مصرف كننده ناآگاه و توجیه نشده را پای میز محاكمه برد. ازسویی نیز مانند بسیاری دیگر از مسائل درگیر جامعه، هیچ مقوله ای را نمی توان به تنهایی به داوری برد .

در این میان برای بررسی بهتر موضوع بحران آب، نگاهی به یك مقوله جزیی تر می تواند نشان دهنده مسائل كلی تر موجود باشد . مسأله آب در تهران ۱۰ تا ۱۵ میلیونی حادترین مسأله در میان شهرهای ایران است. تهران منابع آبی ندارد. از خودش رودی ندارد. اما چندین رود را غصب كرده. آب جاجرود و رود كرج تقریباً به طور كامل به مصرف تهران می رسد. حتی وقتی تمام آب سدلار كه از آب رود هراز بود و به آمل و فریدون كنار برای مصرف برنج كاری می رفت، اطراف سدلتیان چند حلقه چاه زدند كه درنتیجه آب روستاهای لواسان خشك شد. حیات گیلان و تمام شالیزارهای آن منطقه بستگی به آب سفیدرود دارد اما از شاخه شاهرود در منطقه طالقان برای تهران آبگیری شده است. اوج مصرف بدانجا رسید كه با كم شدن ورودی آبها ناچار به استفاده از آب زیرزمینی شدیم. درنتیجه كیفیت آب تهران هم روز به روز بدترمی شود . چون پیش از این آب سطحی تهران از كوه هایی سرچشمه می گرفت كه جنس سنگ آن نه سنگین و نه شور بود و برای همین، تهران بهترین آب را داشت، به طوری كه هركس از تهران به شهرستان ها می رفت می گفتند «آب تهران نوش جان». از سویی هرچه هم از آب زیرزمینی بیشتر برداشت شود، به همان نسبت آب زیرزمینی بیشتر آلوده می شود و چون برای شركت آب و فاضلاب تهران این امكان نیست كه همه ساله بر تعداد تصفیه خانه های خود بیفزاید، سال به سال از كیفیت آب هم كاسته می شود .

در كل در تهران ۲ نوع آب زیرزمینی وجوددارد . دوسوم آب مصرفی تهران به صورت فاضلاب زیرزمینی در شیب شمال به جنوب سرازیر می شود. این آب غیربهداشتی است و فقط به درد فضای سبز می خورد، نوع دوم چاه های حفر شده به دست وزارت نیرو در اعماق زیاد است تا به آب كیفیت خوب برسد .

به دلیل افزایش جمعیت و مصرف زیاد، شركت آب و فاضلاب مجبور شد بیش از اندازه مجاز، چاه حفر و آب برداشت كند. هم اكنون بیش از حد مجاز از آب زیرزمینی برداشت می شود. درحالی كه این آب زیرزمینی در حكم پس انداز و اندوخته ای است كه فقط در موارد احتیاج باید برداشت شود. ازسویی برداشت زیاد و پایین رفتن آب زیرزمینی، ساختمان ها و تأسیسات را با خطرات زیادی روبرو می كند .

مهندس افراسیاب باباكوهی كارشناس كنترل كیفیت و منابع طبیعی می گوید: «در خشكسالی سال های گذشته حدود ۲۰۰ هكتار از باغ ها، بیش از ۱۰ هزار هكتار از محصول چای و ۲ هزار هكتار از باغ های موز سیستان و بلوچستان و باغ های كوهپایه آسیب جدی دید. استخراج بی رویه از آب های زیرزمینی و سفره های آبدار زیرزمین در شرایط كنونی یك موقعیت بحرانی دارد. درحال حاضر از ۶۱۲ دشت كشور، ۱۵۰ دشت جزو مناطق ممنوعه و بحرانی است .

با قبول این وضعیت، بخش بزرگی از مزارع در محدوده كویر قرار می گیرد و مشخص می شود خشكسالی یك واقعیت طبیعی و اقلیمی در كشور است. جمعیت كشور ما حدود یك درصد جمعیت جهان است ولی سهم ما از كل منابع آب شیرین در دنیا ۰ / ۳۶ درصد است. كشورهای دیگر دنیا از ۴۵ درصد منابع آب مطلوب خود استفاده می كنند. در كشور ما ۶۶ درصد آب مصرف می شود . بیش از ۵۰ درصد ذخایر آب شیرین كشور، وابسته به منابع آب های زیرزمینی است كه درحقیقت ما باید این منابع زیرزمینی را برای سال های خشكسالی نگهداری می كردیم

كارشناسان یكی از دلایل این بحران را ایجاد شهرك ها و گسترش بی رویه و برنامه ریزی نشده شهرها می دانند .

از سویی ما در اقلیم خشك و كم آب قرار داریم. از سویی هم كره زمین درحال گرم شدن است و پدیده ال نینو به گرم شدن هوا در این نقطه از جهان كمك كرده است .

مهندس باباكوهی می گوید: «در سال ۲۰۵۰ تعداد ۶۶ كشور با جمعیتی بالغ بر دوسوم جمعیت جهان با این مشكل روبه رو خواهندبود. كم آبی بر اقتصاد و سیاست هم اثر می گذارد و حتی می تواند جنگ آب به وجود بیاورد. برای جلوگیری از این فاجعه در بسیاری از كشورها از سال ها قبل برای بازیافت و چرخش آب از فاضلاب طرح هایی ارائه شده كه آب به دو صورت شرب و شست و شو ارائه شود. شبكه توزیع آب تهران بیش از ۹ هزار كیلومتر است كه ۵۰ سال از عمر آن می گذرد. اتلاف آب در این لوله ها جدی است، چنانكه تا ۳۵ درصد آب در مسیر لوله ها از بین می رود یا تلف می شود . همین سیستم تشخیص و ترمیم است. ترمیم سدها، تلمبه خانه ها و لوله ها در سطح تهران به بیش از دو هزار میلیارد ریال سرمایه گذاری نیاز دارد. از سویی آب بسیاری از شهرك ها از تهران تأمین می شود. حتی آب قم از تهران تأمین می شود. ما برنامه ریزی برای مدیریت منابع و مصرف نداریم. در شهرداری های پیشین یكی از كارهایی كه شد گسترش عمودی سازی تهران بود تا از افقی شدن تهران جلوگیری شود، همین عمودی سازی تأثیر زیادی روی كاهش مصرف دارد. بنابراین می بینیم كه اگر مصرف كننده آب شهری است پس باید تمام مسائلی كه در مدیریت شهری و منطقه ای و كشوری است درنظر بگیریم كه از سویی به سیاست ها و بودجه های كشوری و از سویی دست باز مدیران خلاق و دلسوز بستگی دارد

مسأله دیگری كه وجوددارد بخش كشاورزی و چگونگی مصرف آب در این بخش است. ما هنوز در بخش كشاورزی از روش هایی استفاده می كنیم كه با شرایط اقلیمی سازگاری ندارد و مربوط به كشورهای پرآب است مانند روش های غرقابی. چنانكه یكی از اعضای پیشین كمیسیون كشاورزی آب و منابع طبیعی مجلس می گوید: «ما نیازمند استفاده از علوم و فنون جدید آبیاری در شرایط موجود و همین طور كشت هایی هستیم كه بتواند بیشترین درآمد و حداكثر ارزش افزوده را ایجاد كند. ما راهی جز روش های آبیاری متناسب با اقلیم ایران مانند آبیاری قطره ای، تراوا، آبیاری بارانی و... نداریم. گاهی در برخی مناطق برای یك واحد به اندازه ۳ واحد زیركشت، آب مصرف می كنیم. در حوزه كشاورزی باید همراه با اصلاح روش های آبیاری از گیاهانی كه مصرف زیاد آب دارند استفاده نشود. كاشت چغندرقند در برخی مناطق می تواند ضرر ملی داشته باشد. درحقیقت ما باید الگوی متناسب با شرایط اقلیمی را انتخاب كنیم

از سوی دیگر آب شرب و بهداشتی در كشور ما جدا نیست. طرح های سدسازی باید با هدف كنترل سیلاب ها باشد. از سویی برای برنامه ریزی بهتر نیازمند آمار و اطلاعات دقیق هستیم. در بخش كشاورزی به آمار و اطلاعات به صورت روزانه و سالیانه نیاز داریم و در بخش آب از امكانات آماری قوی بهره نمی بریم، درحالی كه امروزه علم مدیریت بدون پایگاه های قوی آماری امكانپذیر نیست. از سویی امكان پیش بینی درازمدت براساس آمار درمورد سیلاب ها وجوددارد. به شكلی كه آمار ۵۰-۳۰ سال هر حوزه، همراه با حجم سد، میزان سرریز آب، طغیان ها و سایر شرایط امكان ثبت و بررسی دارد و حداقل كار می تواند هشدارهای پیش از خطر باشد. چنانكه مهندس باباكوهی می گوید: «اگر مدیریت از سربازی به فرهنگی رسیده باشد و دوره تجربی خود را طی كرده باشند، كنترل بحران ها غیرممكن نیست، چه بسا از هردوره ۴ ساله مدیریت، ۲ سال آن صرف یادگیری و شناخت می شود

هم اكنون ۹۵ درصد آب كشور در بخش كشاورزی، یك درصد در بخش صنعت و ۴ درصد در بخش شرب استفاده می شود. یكی از راه های مبارزه با كم آبی مبارزه فرهنگی است كه باید به طور مداوم از صداوسیما و دیگر رسانه ها مردم آگاه شوند .

از سویی بخش آموزش و پرورش رسالت یكسانی دارد، فرهنگ مصرف را باید در مدارس به كودكان یاد داد. حتی در این حوزه به آنها مسئولیت داد. باید به بچه ها آموزش دهیم كه آب یك محصول و كالای اجتماعی - اقتصادی است. روی آن سرمایه گذاری و هزینه می شود. مقداری از آن هزینه ارزی است. برای مواد ضدعفونی كننده، تصفیه و... مواد وارداتی مصرف می شود .

بنابراین اصلاحات آموزش و ساختاری مقدم بر اصلاح در تعرفه و تخصیص آب است .

از سویی تجربه جیره بندی آب نیز چندان علمی نیست چنانكه یك كارشناس اشاره می كند: «مشكل در تنظیم و جیره بندی آب، سوراخ شدن لوله های قدیمی و شكاف لوله های پوسیده، ذخیره كردن و دور ریختن آب، زیادشدن مصرف بخاطر دل نسوزاندن مردم، بیشتر زیان های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد .

از سویی اثر روانی قطع آب در محیط های كار، مدارس، محیط های آزمایشگاهی و علمی بیمارستانها و غیره وجوددارد. درحقیقت ما به برنامه ریزی مدیریت منابع آب و مدیریت در بهره برداری صحیح و آموزش همگانی بیش از هر چیز نیازمندیم .


ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :49   < 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >