کجائید مردان بی ادعا ... آنان رفتند و ما ماندیم اما نه؛ آوینی راست می گفت! آن ها مانده اند ولی گذر زمان ما را با خود برده است...

دوستان از امروز میتونید به آدرس جدید من مراجعه کنید

http://haghtalab.pelakfa.com





لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در چهارشنبه 7 دی 1390  ساعت 1:59 PM نظرات 0
 { بسم الحق }
با سلام !
لطفا براي تحريم بلاگفا اين لوگو را در وبلاگ خود بگذاريد. اين لوگو در كنار وبلاگ خودم گذاشته شده براي اطلاع از آدرس مهاجرين بلاگفا مانند دوئل روي لوگو كليك كنيد .
كد لوگو:
<center>
<a href="http://dia110.ir/?p=1428" target="_blank" title="مهاجرین بلاگفا"><img src="
http://dia110.ir/wp-content/uploads/2010/07/Anti-Blogfa.jpg.jpg" style="border:solid 1px black" width="120" height="249"></a>
</center>








لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در یک شنبه 13 تیر 1389  ساعت 3:52 PM نظرات 1


  
(( هشدار ملت بيدار و آگاه ايران به سيد حسن مصطفوی ))
 

بسم الله الرحمن الرحيم



 آقای سيد حسن مصطفوی روز جمعه اولين هشدار جدی و بزرگ توسط ملت ايران به تو داده شد . مردم اسم خانوادگی خمينی را از نام تو حذف كردند زيرا امام خمينی و فرزندانش اينگونه نبودند و نوه امام كه يكی از افراد خاندان خمينی است نبايد اينگونه رفتار كند . مردم نگذاشتند تو صحبت كنی چون تورا شايسته ی سخنرانی در اين مراسم نمی دانستند . شعار ما اهل كوفه نيستيم علی تنها بماند سر دادند چون تو آقا ( رهبر مان سيد علی ) را تنها گذاشتی ؛گفتند نواده ی روح الله ، سيد حسن نصرالله چون عقايد و صحبت های سيد حسن نصرالله بيشتر به راه امام نزديك است و او الگوی خود را امام قرار داده و پايبند اين عقايد است اما تو.... مردم از تو خواستند كه بصيرت داشته باشی چون بصيرت را در تو نديدند؛ مردم شعار مرگ بر موسوی دادند چون او به اين نظام خيانت كرد و خشمشان از اين بيشتر شد كه تو را بر سر ميز جشنی ديدند كه پشت آن ميز موسوی و خاتمی و كروبی نشسته بودند . مردم نگذاشتند صحبت كنی چون با همراهت انصاری برای سخنرانی رئيس جمهور اختلال ايجاد كردی . مردم بازهم شعار دادند چون تو آن ها را عده ی اندك خواندی و در پايان گفتی هنوز بيست سال از رحلت امام نگذشته !! بله نگذشته و نوه ی امام با فتنه گران رفت و آمد دارد ؟!!! حال اين ها را گفتم تا فكر نكنيد مردم متوجه اين موضوعات نمی شوند . آقای سيد حسن مصطفوی اميدوارم اين هشدار جدی و بزرگ از طرف ملت ايران اولين و آخرين هشداربرای شما باشد و شما راه حق را پيدا كرده و به راه امام باز گرديد وگرنه با مخالفت جدی مردم روبرو می شويد.
والسلام



مصطفوي

 


مصطفوي   

 
 

مصطفوي 






لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 12:47 PM نظرات 5
 شهيد حمزه خسروی، فرمانده عمليات يكی از گروهان لشكر المهدی (عج‌) بود. روزی پس از ادای نماز صبح، رو به يكی از برادران روحانی می كند و می پرسد : << آقا ! اگر كسی خواب امام علی (ع) ببيند، چه تعبيری دارد؟ >> می گويد : << بايد ديد چه خوابی ديده و ماجرا چگونه بوده است. >> شهيد خسروی ديگر چيزی نمی گويد؛ اما دو ساعت بعد، در يكی از محورهای عملياتی، در حالی كه فرق سرش شكافته شده بود، به ديدار حضرتش شتافت و رستگار شد .




لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 12:43 PM نظرات 0
 {خاطره ی اول}
 (( به ترشی دست نزنيد ! ))
 يك بار يك بستۀ ترشی از منطقه در ماشين جامانده بود . از جمله كمك های مردمی برای منطقه جنگی بود بچه ها يك روز سر غذا آن را آوردند كه بخورند . بحث درگرفت كه بخوريم يا نخوريم ؟ دليل های مختلفی می آوردند و به قول معروف هر كس فتوای خودش را می داد .




لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 12:35 PM نظرات 0
 اين شعر روايت افكار امروزی بعضی ازافراد در رابطه با مقام والای شهادت است .




لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 11:47 AM نظرات 3
 هنر آن است كه بميری پيش از آنكه بميرانندت و مبداء و منشاء حيات آنانند كه چنين مرده اند.
 شهيد مرتضی آوينی




لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 11:30 AM نظرات 0
 دوماه از شروع جنگ گذشته بود . يك شب بچه ها خبر آوردند كه يك بسيجی اصفهانی در ارتفاعات (( كانی سخت )) تكه تكه شده است . بچه ها رفتند و با هر زحمتی بود، بدن شهيد را درون كيسه ای ريختند و آوردند. آنچه موجب شگفتی ما شد، وصيت نامه اين برادر بود كه نوشته بود :(( خدايا اگر مرا لايق يافتی، چون مولايم ابا عبدالله الحسين با بدن پاره پاره ببر!)) التماس دعا




لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 11:25 AM نظرات 0
 (( بسم رب الشهدا و الصديقين ))

 { داستان دوم }
 << حسين و عشق به امام >>

 امروز وقتی كه در اخبار شنيدم كه عده ای عكس امام و رهبرمان (امام خامنه ای) را آتش زدند ناگهان قلبم تيری كشيد و اشك در چشمانم حلقه زد و شروع به گريه كردم  .




لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در یک شنبه 2 خرداد 1389  ساعت 12:20 PM نظرات 6
 يسم رب الشهدا والصديقين

 بعد از عمليات امام مهدی (عج) وقتی داشتيم از روی جاده ی آسفالت بر می گشتيم، نگاهم افتاد به كسی كه سطلی دستش گرفته بود و فشنگ های روی زمين را از بين پوكه ها بر می داشت و آنها را در طرفی جمع می كرد. دقت كرديم، ديديم او كسی نيست جز سردار شهيد حسن باقری ......




لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در یک شنبه 2 خرداد 1389  ساعت 12:17 PM نظرات 0
بسم رب الشهدا و الصديقين

در فكه، كنار يكی از ارتفاعات، تعدادی شهيد پيدا شدند كه يكی از آنها حالت جالبی داشت. او در حالی روي زمين افتاده بود كه دبه ی پلاستيكی 20 ليتری آب در دستان استخواني اش بود. يكی از دبه ها تركش خوره بود و سوراخ شده بود، ولی دبه ی ديگر سالم و پر آب بود. در دبه را باز كرديم، با وجود اينكه حدود 12 سال از شهادت اين بسيجی سقا می گذشت، آب آن دبه، بسيار گوارا و خنك بود.




لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در یک شنبه 2 خرداد 1389  ساعت 12:16 PM نظرات 0
  بسم رب الشهدا والصدقين
  نام : سيَد مرتضی آوينی
 تولد : 21 شهريور 1326- شهر ری
تحصيلات : فوق ليسانس معماری
 مسئوليت : تهيه كننده ی مجموعه ی روايت فتح
 شهادت : 20 فروردين 1372 – فكه
 بهانه پرواز : انفجار مين در حين فيلم برداری از قتلگاه شهدا
 مزار : تهران – بهشت زهرا (س





لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در شنبه 1 خرداد 1389  ساعت 1:20 PM نظرات 0

داستان اول

 

«خندید و رفت»

 

 

 

گفتم کجا؟*** گفتا به خون ***گفتم چ را؟***گفتا جنون***گفتم نرو***{خندید و رفت}





لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 6:20 PM نظرات 0
سفرنامۀ عشق داستان سفری خیالی به زمان جنگ تحمیلی و بیان رشادت ها واز خود گذشتگی ها و مردانگی های دلاور مردان آن زمان...




لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 6:19 PM نظرات 0

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

با سلام و عرض ارادت لطفاً این قسمت را که در مورد این مجموعه از زبان خودم است با توجه بخوانید و مرا همیاری کنید...





لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 6:16 PM نظرات 0
کجائید مردان بی ادعا  ...

این جمله معنای مهمی را در خود نهفته دارد ; این جمله یاد آور روزهای مقابله با دشمن است...

 





لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 6:09 PM نظرات 0

صیاد شیرازی

نام : علی صیاد شیرازی

تولد : 4 خرداد 1323- درگز

تحصیلات : لیسانس علوم نظامی

مسئولیت : جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مصلح

شهادت : 21 فروردین 1378 – تهران

بهانه پرواز : ترور به وسیله ی منافقین کوردل

 




لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 5:57 PM نظرات 0

بسم رب الشهداوالصدیقین  

 
امروز مطلبی برای شما گذاشته ام تا کمی با اهداف وبلاگ من در عرصه ی شهید و دفاع مقدس آشنا شوید. در ادامه این مطلب را بخوانید :

مناظره با لاله‌ها

 
قديم ترها كه قلممان نوتراش بود و دستان نوجوانمان ناتوانتر از اين روزها قلم مي‌چرخاند، شبي تصميم گرفتم از او بنويسم
 
 



لينک مطلب
 توسط محمد مهدي صافی در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 10:35 PM نظرات 1


POWERED BY RASEKHOON.NET