مطالبي از سراسر اينترنت

سايتي با مطالب جالب و خواندني ،‌ بيوگرافي ، لطيفه ، پيامك ، عكس ، كاريكاتور ، طنز ، فال و طالع بيني ، كامپيوتر و اينترنت و موبايل و هر چه دلت بخواد.
منوي اصلي
صفحه اصلي
سايت گوگل
سايت راسخون
سايت ياهو!
پست الكترونيكي

درباره وبلاگ
سايتي با مطالب جالب و خواندني ،‌ بيوگرافي ، لطيفه ، پيامك ، عكس ، كاريكاتور ، طنز ، فال و طالع بيني ، كامپيوتر و اينترنت و موبايل و هر چه دلت بخواد.
آرشيو
فروردین 1391
اردیبهشت 1391
خرداد 1391
فروردین 1390
اردیبهشت 1390
مرداد 1390
شهریور 1390
آذر 1390
بهمن 1390
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
شهریور 1389
مهر 1389
دی 1389
اسفند 1389
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
آذر 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
نويسنده
ابوالفضل اقايي
کد هاي جاوا



بزرگترین جعل در مطبوعات ایران چه بود؟

  این نامه غیر واقعی علاوه بر دریافت مجوز انتشار در کتاب های متعدد از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در نمایشگاه عفاف و حجاب سال گذشته مصلای بزرگ تهران، به عنوان یکی از مستندات زشتی برهنگی به نمایش عموم گذاشته شده بود.

 
خبرگزاری فارس: بزرگترین جعل در مطبوعات ایران چه بود؟

 

صراط، نامه مشهور چارلی چاپلین به دخترش با عنوان «برهنگی بیماری عصر ماست» را می توان بزرگترین دروغ در مطبوعات ایران دانست که با گذشت بیش از چهل سال از انتشار این دروغ، به عنوان یک اثر واقعی نقل و انتشار می شود.

جالب است که این نامه دروغین در مقدمه چند کتاب هم منتشر شده و به آن استناد می شود. به ویژه بخش حجاب آن و توصیه اخلاقی چارلی چاپلین به دختر رقاصه اش جرالدین مورد توجه همگان قرارگرفته است. جالب این که این نامه به چند زبان زنده دنیا از جمله انگلیسی، آلمانی و ترکی استانبولی ترجمه شده است.

«فرج‌الله صبا» روزنامه‌نگار کهنه کار و نویسنده این مطلب تاثیرگذار بارها با ابراز ندامت و پشیمانی از مخاطبان نشریه خود به دلیل این دروغ بزرگ عذرخواهی کرده است اما همچنان این نامه بدون هویت نقل قول و دست به دست می گردد.

این نامه با چنان تبحری نگاشته شده که جای هیچ شک و شبهه ای را به خواننده مطلب نمی دهد. شناخت مختصر از چارلی چاپلین بزرگ این حس را به هر فرد می دهد که این نامه ساخته و پرداخته کسی غیر این بازیگر طنزپرداز نیست. صداقت این نامه به قدری است که علیرغم آگاهی به جعل آن، اشک را در چشم ها جاری می کند.

ماجرا به سال های دهه پنجاه در تحریریه مجله روشنفکر برمی گردد. فرج اله صبا می‌گوید : « سی و چند سال پیش در مجله روشنفکر تصمیم گرفتیم به تقلید فرنگی ها ما هم ستونی راه بیندازیم که در آن نوشته های فانتزی به چاپ برسد. به هر حال می‌خواستیم طبع آزمایی کنیم. این شد که در ستونی، هر هفته، نامه هایی فانتزی به چاپ می رسید. آن بالا هم سرکلیشه فانتزی تکلیف همه چیز را روشن می کرد. بعد از گذشت یک سال دیدم مطالب ستون تکراری شده. یک روز غروب به بچه ها گفتم مطالب چرا این قدر تکراری اند؟»

گفتند: «اگر زرنگی خودت بنویس! خب، ما هم سردبیر بودیم. به رگ غیرت مان برخورد و قبول کردیم. رفتم توی اتاق سردبیری و حیران و معطل مانده بودم چه بنویسم که ناگهان چشمم افتاد به مجله ای که روی میزم بود و در آن عکس چارلی چاپلین و دخترش چاپ شده بود. همان جا در دم در اتاق را بستم و نامه ای از قول چاپلین به دخترش نوشتم. از آن طرف صفحه بند هم مدام فشار می‌آورد که زود باش باید صفحه ها را ببندیم. آخر سر هم این عجله کار دستش داد و کلمه "فانتزی" از بالای ستون افتاد. همین شد باعث گرفتاری من طی این همه سال شد.»

بعد از چاپ این نامه است که مصیبت شروع شد: «آن را نوار کردند، در مراسم مختلف دکلمه اش می کردند، در رادیو و تلویزیون صد بار آن را خواندند، جلوی دانشگاه آن را می فروختند، هر چقدر که ما فریاد کشیدیم آقا جان این نامه را چاپلین ننوشته کسی گوش نکرد. بدتر آنکه به زبان ترکی استانبولی، آلمانی و انگلیسی هم منتشر شد. حتی در چند جلسه که خودم نیز حضور داشتم باز این نامه را خواندند و وقتی گفتم این نامه جعلی است و زاییده تخیل من است، ریشخندم کردند که چه می گویی؟ ما نسخه انگلیسی اش را هم دیده ایم !»

این نامه غیر واقعی علاوه بر دریافت مجوز انتشار در کتاب های متعدد از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سال گذشته در نمایشگاه عفاف و حجاب مصلای بزرگ تهران توسط معاونت فرهنگی وزارت کشور به عنوان یکی از مستندات زشتی برهنگی به نمایش عموم گذاشته شده بود.

نوشته زیبای فرج اله صبا با عنوان "نامه چارلی چاپلین به دخترش" را در زیر بخوانید:

برهنگی بیماری عصر ماست

جرالدین دخترم! دنیایی که تو در آن زندگی می کنی، دنیای هنرپیشگی و موسیقی است. نیمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر شانزه لیزه بیرون می آیی، آن ستایشگران ثروتمند را فراموش کن. حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل می رساند بپرس. حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خرید لباس بچه نداشت، مبلغی پنهانی در جیبش بگذار...

با این آخرین پیام نامه را پایان می بخشم. انسان باش، پاک دل و یکدل؛ زیرا گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است.

دخترم جرالدین! از تو دورم، ولی یک لحظه تصویر تو از دیدگانم دور نمیشود.تو کجایی؟ در پاریس، روی صحنه تئاتر پرشکوه شانزه لیزه؟ این را می دانم و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی، آهنگ قدم هایت را می شنوم. شنیده ام نقش تو در این نمایش پرشکوه، نقش آن دختر زیبای حاکمی است که اسیر خان تاتار شده است.

جرالدین! در نقش ستاره باش و بدرخش، اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گل هایی که برایت فرستاده اند به تو فرصت هوشیاری داد بنشین و نامه ام را بخوان. من پدر تو هستم. امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران گاهی تو را به آسمان ها ببرد. به آسمان ها برو ولی گاهی هم به روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن؛ زندگی آنان که با شکم گرسنه در حالی که پاهایشان از بی نوایی می لرزد و هنرنمایی می کنند. من خود یکی از ایشان بوده ام.

جرالدین دخترم! تو مرا درست نمی شناسی در آن شب های بس دور با تو قصه ها بسیار گفتم اما غصه های خود را هرگز نگفتم آن هم داستانی شنیدنی است.

داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می گیرد، داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام. من درد نابسامانی را کشیده ام و از اینها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند و سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمی کند. با این همه زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند حرفی نباید زد. به دنبال نام تو نام من است: "چاپلین"

جرالدین دخترم! دنیایی که تو در آن زندگی می کنی،دنیای هنرپیشگی و موسیقی است. نیمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر شانزه لیزه بیرون می آیی، آن ستایش گران ثروتمند را فراموش کن. حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل می رساند بپرس. حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خرید لباس بچه نداشت، مبلغی پنهانی در جیبش بگذار. به نماینده خود در پاریس دستور داده ام فقط وجه این نوع خرج های تو را بی چون و چرا بپردازد. اما برای خرج های دیگر باید صورت حساب ان را بفرستی.

دخترم جرالدین گاه و بی گاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و مردم را نگاه کن. زنان بیوه، کودکان یتیم را بشناس و دست کم روزی یک بار بگو: من هم از آنان هستم. تو واقعا یکی از آنان هستی و نه بیشتر. هنر قبل از اینکه دو بال به انسان بدهد اغلب دو پای او را می شکند . وقتی به مرحله ای رسیدی که خود را برتر تماشاگران خویش بدانی، همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسی خود را به حومه پاریس برسان. من آنجا را خوب می شناسم. آنجا بازیگران همانند خویش را خواهی دید که از قرن ها پش زیبا تر از تو، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو هنرنمایی می کنند. اما در آنجا از نور خیره کننده تئاتر شانزه لیزه خبری نیست.

دخترم جرالدین! چکی سفید امضا برایت فرستاده ام که هر چه دلت می خواهد بگیری و خرج کنی. ولی هر وقت خواستی دو فرانک خرج کنی با خود بگو: سومین فرانک از آن من نیست. این مال یک مرد فقیر و گمنام است که امشب به یک فرانک احتیاج دارد. جست و جو لازم نیست. این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی یافت. اگر از پول و سکه برای تو حرف می زنم برای آن است که از نیروی فریب و افسون پول، این فرزند بی جان شیطان خوب آگاهم. من زمانی دراز در سیرک زیسته و همیشه و هر لحظه برای بند بازان روی ریسمانی بس نازک و لرزنده نگران بوده ام. اما دخترم این حقیقت را بگویم که مردم بر روی زمین استوار و گسترده بیشتر از بند بازان ریسمان نا استوار سقوط می کنند.

دخترم جرالدین! پدرت با تو حرف می زند. شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب بدهد و آن شب است که این الماس، آن ریسمان نا استوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. روزی که چهره زیبای یک اشراف زاده بی بند و بار تو را بفریبد آن روز است که بند بازی ناشی خواهی بود. همیشه بند بازان ناشی سقوط می کنند از این رو دل به زر و زیور نبند. بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد. اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی، با او یک دل باش و به راستی او را دوست بدار. معنی این را وظیفه خود در قبال این موضوع بدان. به مادرت گفته ام که در این خصوص برای تو نامه ای بنویسد. او از من بهتر معنی عشق را می داند. او برای تعریف "عشق "که معنی آن "یک دلی" است شایسته تر از من است.

دخترم هیچ کس و هیچ چیز دیگر در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد. دختری ناخن پای خود را برای آن عریان می کند. برهنگی بیماری عصر ما است. به گمان من تن تو، باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است. حرف بسیار برای تو دارم، ولی به وقت دیگر می گذارم و با این آخرین پیام نامه را پایان می بخشم. انسان باش، پاک دل و یکدل، زیرا گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است. «پدر تو، چارلی چاپلین»

ارسال در فرندفا

ادامه مطلب
لينك مطلب نوشته شده در جمعه 5 خرداد 1391 ساعت 6:40 AM توسط ابوالفضل اقايي    نظرات(0)

toolfa

همچنين بخوانيد...
درس مقاومت، از خودگذشتگی و تحمل مصائب

 خرمشهر که امروزه به عنوان یکی از مناطق مورد بازدید مردم از حماسه دفاع مقدس تحت عنوان راهیان نور انجام می‌شود بدون اینکه اجباری برای زنان در کار باشد در این مناطق چادر سر می‌کنند و نیز مردان در این منطقه چفیه برگردن دارند.

 
خبرگزاری فارس: درس مقاومت، از خودگذشتگی و تحمل مصائب

 

 

مقدمه

مفهوم هویت و به ویژه هویت ملی از جمله مفاهیم اساسی است که در عصر جدید بوجود آمده است. احیای آن از سوی بعضی از متفکران جهان سوم به منظور ایجاد یک نوع وفاق و همبستگی اجتماعی برای مقاومت در مقابل یک سری از حوادث پیش آمده اجرا می‌شود. در واقع، واژه هویت به معنای مشابه سازی و یکسانی به کار می‌رود (جنگینز، ص 5) بدین معنای که فرد مجموعه خصایص و خصوصیات رفتاری خود را از روی آن، به عنوان یک گروه اجتماعی می‌شناسند.

هویت ملی و قومی نوعی از هویت جمعی است که در آن احساس همبستگی با اجتماع بزرگ ملی و قومی و نیز آگاهی از آن نوعی احساس تعلق و فداکاری در راه آن است.(اشرف، ص 8)

با این حال می‌توان گفت هویت موجب پیوستگی، همراهی و چسبندگی اعضای یک جامعه است . به عنوان مثال منافع مشترک و سرنوشت مشترک یکی از مهم‌ترین وجوه هویت می‌باشند.

البته، نباید از این نکته غافل شد که مفهوم هویت یکی از مهمترین مباحث مربوط به علوم اجتماعی می‌باشد که دارای پیچیده‌ترین مفاهیم در این علم است، که در این رابطه در مقایسه با دیگر مفاهیم علوم اجتماعی آثار کمتری درباره آن وجود دارد.

 

بقیه در ادامه

 

ارسال در فرندفا

ادامه مطلب
لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه 3 خرداد 1391 ساعت 11:16 PM توسط ابوالفضل اقايي    نظرات(0)

toolfa

همچنين بخوانيد...
حد ارتقای توقعات عمومی کجاست؟

 به نظر می‌رسد «مهندسی جامع اطلاع‌رسانی» در کشور به صورت سیستمی وجود ندارد و تقاطع‌گیری نسبت به خروجی‌ها و انطباق‌ها کمتر صورت می‌گیرد. این مهم باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

 
خبرگزاری فارس: حد ارتقای توقعات عمومی کجاست؟

 

توجه به افکار عمومی در جهان امروز یک اصل نهادینه شده و پذیرفته شده در نظام‌های مردم‌سالار است.نظام جمهوری اسلامی ایران در این خصوص توجه ویژه‌ای را مبذول می‌دارد، چرا که این نظام علاوه بر توکل به نصرت الهی، فقط با پشتوانه این ملت است که سخن خود را با صدای رسا و برخلاف میل مستکبران به جهانیان اعلام می‌کند. نظام جمهوری اسلامی ایران قطعاً در بعد تکنولوژی نظامی، اقتصادی و سرمایه‌ مادی قابل مقایسه با قدرت‌های بزرگ نیست. به تعبیر دیگر نظام جمهوری اسلامی ایران تنها نظامی است که به پشتوانه مردمی خود یقین دارد و قدرت نرم خود را با تکیه بر همین ملت در مقابل قدرت سخت دشمنان به نمایش می‌گذارد.

نظام جمهوری اسلامی ایران از بدو شکل‌گیری براساس همین راهبرد منازعات، تنش‌ها و علل آن را به صورت پیوسته و مشروح برای ملت بیان نموده است و به همین دلیل است که «اعتماد عمومی» امروز «سرمایه اجتماعی» نظام جمهوری اسلامی است. اگر ملت قرار است در روز حادثه به میدان بیاید، به صورت طبیعی باید روند تحولات منجر به یک حادثه را بداند.

اما یکی از مسائلی که همیشه اشتغال ذهنی نیروهای انقلاب اسلامی است مسئله چگونگی طرح و سطح طرح یک مسئله در افکار عمومی است. اتمام جنگ تحمیلی نمونه‌ای بارز از این مسئله است. اگر امام راحل شخصاً وارد میدان پذیرش قطعنامه 598 نمی‌شدند و همه مسئولان را تبرئه نمی‌کردند چه اتفاقی می‌افتاد؟

قطعیت شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» کافی نبود تا اهل جبهه خود تهدیدی برای نظام جمهوری اسلامی ایران در فردای جنگ باشند؟ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در این باره می‌گوید: وقتی امام (ره) متقاعد شدند که باید جنگ را تمام کنیم، بر سر نحوه اعلام آن به مردم صحبت شد. من (هاشمی) گفتم که می‌روم در نماز جمعه اعلام می‌کنم، اما امام فرمودند این مسئله فقط باید توسط خودم انجام شود (نقل به مضمون) و بالاخره امام راحل در اوج صداقت و مظلومیت فرمودند «فرزندان انقلابی‌ام ... با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین نفس بجنگم، اما آنچه امروز اتفاق افتاد فقط به خاطر تشخیص مصلحت بود...» وقتی به چرایی اینکه امام شخصاً و صادقانه از آبروی خود مایه گذاشتند می‌اندیشیم، به پاسخ‌های متعدد می‌رسیم که یکی از آنها بالا بودن توقع در جامعه نسبت به ادامه و استمرار جنگ بود.

اگر چه امام راحل در پیام همان سال به فرماندهان سپاه از اینکه هنوز دل پاسداران در حال و هوای جبهه جنگ می‌تپد خدا را شکر می‌کنند، اما یکی از دلایل عمده اینکه شخص امام به میدان آمد، عدم مدیریت افکار عمومی در داخل در خصوص سطح توقع اهل جبهه نسبت به افق و آینده جنگ بود. به مخیله هیچ رزمنده ای در میدان نمی‌رسید که روزی باید در حسرت شهادت بماند و ... این تجربه اکنون در مقابل ماست. آمادگی ذهنی مردم برای حمایت از یک معضل بین‌المللی که برای نظام ایجاد می‌شود باید چقدر باشد؟ سطح توقع عمومی در کشور درباره مسئله هسته‌ای چگونه است؟ اطلاع‌رسانی درباره میزان قدرت سایبری نظام جمهوری اسلامی چگونه انجام می‌شود؟ این بدان معنی نیست که باید از حق هسته‌ای خود عدول کنیم یا درمسئله قدرت سایبری رشد نکرده‌ایم.

اما اگر آنچه در جنگ روانی و مقابله با دشمنان طرح می‌نماییم موجب شکل‌گیری سطح توقعات روانی و مطالبه داخلی شود، هنگام مصلحت چگونه باید عمل نمود؟ آرمانگرایی و عزت نفس ملی، واقع گرایی، آینده‌نگری و مصلحت پنج عنصر اساسی در تصمیم‌گیری‌های فراملی است که باید توأمان مورد توجه برنامه‌ریزان تبلیغی و فرهنگی کشور قرار گیرد. مطالبه افکار عمومی بعضاً قدرت چانه‌زنی مسئولان را در سر میز مذاکره بالا می‌برد و امری ضروری است، زیرا دشمنان و طرف مقابل نیز مذاکره‌کنندگان را نمایندگان ملت می‌دانند، اما اگر مصلحت انقلاب و کشور و ملت ایجاب کند که برای یک مصلحت بزرگ‌تر از مصلحت کوچک‌تری عدول نماییم سطح مطالبه عمومی را چگونه تعدیل می‌نماییم؟

باید در طراحی رسانه‌ای جهت مقابله با اقدامات خصمانه دشمنان رویه‌ای ایجاد شود که افکار عمومی داخلی با ادبیات و طراحی دیگری در چرخه اطلاع‌رسانی قرار گیرد. نباید مسیری طی شود که خدایی ناکرده به اعتماد عمومی مردم به نظام اسلامی آسیب وارد نماید. به طور مثال نمی‌توان امروز از خودکفایی کامل بنزین سخن گفت، فردا از صدور آن و چند ماه بعد اعتراف نماییم که هنوز مقداری از خارج وارد می‌‌نماییم. به نظر می‌رسد «مهندسی جامع اطلاع‌رسانی» در کشور به صورت سیستمی وجود ندارد و تقاطع‌گیری نسبت به خروجی‌ها و انطباق‌ها کمتر صورت می‌گیرد. این مهم باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

عبدالله گنجی

ارسال در فرندفا

ادامه مطلب
لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه 3 خرداد 1391 ساعت 11:15 PM توسط ابوالفضل اقايي    نظرات(0)

toolfa

همچنين بخوانيد...
چالش‌های تاریخی مدیریت فرهنگی در ایران

 الگوی پیشرفت و عدالت»، الگوی مادر و سند بالادستی کشور است نسبت به تمام حوزه‌ها و عرصه‌ها؛ لذا در ذیل این الگو ما چهار ریزنقشه خواهیم داشت، نقشه مهندسی فرهنگی، مهندسی سیاسی،مهندسی اجتماعی و مهندسی اقتصادی.

 
خبرگزاری فارس: چالش‌های تاریخی مدیریت فرهنگی در ایران

 

چالش برآیندی است از نقاط ضعف و قوت درونی و نقاط تهدید و فرصت بیرونی. چالش الزاماً به معنای نارسایی و ضعف نیست. وقتی صحبت از موانع و نارسایی‌ها می‌کنیم جنبه سلبی بیشتر به نظر می‌آید.

نخستین و مشکل‌ترین چالشی که مهندسی و مدیریت فرهنگی با آن روبه رو است «چالش تاریخی» است. اگر نگاهی بیندازیم به تاریخ اسلامی - ایرانی می‌بینیم که در دو یا سه دوره، ایرانیان تمدنی را بنا گذاشتند که می‌توانیم آن را به عنوان ظرفیت قوی، هم به لحاظ دینی و هم به لحاظ ملی درفرآیند مهندسی ومدیریت تمدن آینده بشری محسوب کنیم.

متأسفانه از حدود 300 سال گذشته که آخرین دوره تمدنی ما بود این ظرفیت به یغما رفت. این ظرفیت‌های ما به صورت نرم و با تمهیداتی که جناح کفر و استعمارگر برای تسلط و تثبیت هژمونی خود در دنیا از جمله خاورمیانه و ایران انجام داده بود، تا حدود زیادی به یغما رفت.

آن سه دوره یکی زمان قبل از اسلام است و تمدن مادها و آریایی‌ها که تخت جمشید از نمادهای آن دوران است و در زمان بعد از اسلام نیز مشخصاً در قرن چهارم و پنجم هجری توسط آل بویه بود. در آن زمان در ایران و عراق آن روز که کاملاً با آنچه که امروز می‌بینیم از لحاظ جغرافیایی متفاوت بود، تمدن را با مذهب و تشیع به گونه‌ای گره زدند و در ترویج نسبی تفکر شیعه قدم‌هایی برداشتند.

اما بارزترین شکل حوزه تمدنی و دوره تاریخی تمدن ما باصبغه مذهبی، در دوره صفویه یعنی قرن 10، 11 و 12 هجری بود. در این زمان شاهان مختلف صفوی به دلیل حضور علما و مراجع بزرگ دینی در ساختار حکومتی باعث شدند که تا اندازه زیادی این ساختار، متأثر از تفکرات شیعی شکل گیرد و به نحوی، حوزه تمدنی شیعی درکنار حوزه تمدنی اهل سنت با محوریت حکومت عثمانی و مرکزیت استانبول(ترکیه کنونی)مستقر شود.

متأسفانه پس از این دوران به دلیل بی‌کفایتی پادشاهان قاجار و پیش از آن این تمدن به یغما رفت و بعد از آن به دلیل تسلط کشورهای استعمارگر مانند انگلیس، ایتالیا، اتریش و کشورهای دیگر و حضور جدی امریکا از حدود 60 سال گذشته این چالش هر روز بیشتر شد.

این ظرفیت تمدنی را مدیون نخبگان خود هستیم هم نخبگان علمی و هم اجرایی، اما دشمن بیرونی و درونی، هر دو گروه را تحت تأثیر قرار داد و منزوی کرد. کسانی را که تفکر شیعی و ناب داشتند منزوی کردند و افرادی را هم که می‌توانستند در دامان خود تربیت کنند، تربیت کردند و ما با نسل‌های پی در پی تربیت یافته در دامان غرب هم در حوزه علمی و هم در حوزه عملی روبه رو شدیم.

این چالش تاریخی یک عدم باور، عدم همدلی و عدم همفکری به وجود آورد که موجب گسست تمدنی و نوعی فراموشی تاریخی در حافظه ملی شد. گرچه در 33 سالی که از انقلاب می‌گذرد این زمینه عدم خودباوری شکل معکوس پیدا کرده است و ما به تدریج به خودباوری، شجاعت و نوسازی تفکر تمدنی خود باز می‌گردیم.

مطالباتی که مقام معظم رهبری در رابطه با مهندسی فرهنگی، جنبش نرم‌افزاری، بحث تحول حوزه و دانشگاه و اخیراً بحث تحول در علوم انسانی داشته‌اند همه در همین راستا بوده است و انصافاً هم توانسته این چالش و شکاف تاریخی را تا اندازه‌ای پر کند.

چالش دوم که متأثر از همین چالش تاریخی است «چالش سیاست‌زدگی» جامعه است. متأسفانه جامعه ما جامعه کم‌تحملی است بویژه در بخش نخبگانی که متولی اصلی مهندسی فرهنگی هستند، این تحمل و آستانه تحمل باید بالا برود. مسائل فرهنگی را سیاسی تحلیل نکنیم. حرکات فرهنگی نباید با بحث‌های قبیله‌ای، سیاست زدگی و باندبازی پیوند پیدا کند. ما در احادیث داریم «انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال» باید استراتژی و دکترین اصلی ما در حوزه مهندسی فرهنگی این باشد. متأسفانه در تفکر ما بیشتر «انظر الی من قال» حاکم است و کمتر به «ماقال‌ها، روش‌ها و مبانی» توجه می‌کنیم.

چالش بعدی «چالش انسانی» است خوشبختانه در این قسمت ما توانسته‌ایم در عرض 33 سال عناصری را هم در حوزه دانشی و هم در حوزه اجرایی تربیت کنیم و از فقر مدیریتی تا اندازه زیادی فاصله گرفته‌ایم اما هنوز نسبت به هیمنه و اهداف مهندسی فرهنگی فاصله زیادی داریم.

یکی دیگر از چالش‌هایی که از چالش‌های مطرح شده مهمتر است «چالش نرم‌افزاری» است که این امر نیز متأثر از شکاف تاریخی ماست. یغما و تاراج ظرفیت تمدنی در حوزه دانشی، الگوسازی، شاخص‌سازی و استانداردسازی نمود پیدا کرده است. تا زمانی که ما نرم‌افزارهای لازم را برای مهندسی نداشته باشیم دچار فقر خواهیم بود و این امر کاملاً در بحث طولانی شدن زمان طراحی نقشه مهندسی فرهنگی که الآن نزدیک به 10 سال از آن می‌گذرد، مشهود است.

اگر نرم‌افزارها و سخت افزارهای لازم را داشتیم و در کنار آنها قلب افزار(یعنی همدلی) هم بود ما این مسیر را در عرض دو تا سه سال طی می‌کردیم. ما در بحث مهندسی فرهنگی 7 سال دچار تحیر علمی و فرهنگی بودیم و ابزارهای لازم را برای احیا و بازسازی حوزه فرهنگی و تمدنی نداشتیم.

چالش آخر «چالش ساختاری» است. ساختارهای ما در حوزه فرهنگ ناکارآمد است، منظور از حوزه فرهنگ تنها دستگاه‌های خرد و کلان فرهنگی حاکم برکشور نیست حتی ساختارهای فرهنگی حاکم بر نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ما هم باید متأثر از فرهنگ دینی و درخدمت مهندسی و مدیریت فرهنگی باشد.از همین رو ازفرهنگ فرهنگی، فرهنگ سیاسی، فرهنگ اجتماعی و فرهنگ اقتصادی سخن می‌گوییم؛ یعنی لزوم جریان فرهنگ در سراسر و جای جای جامعه اسلامی.

ساختارهای سازمانی ما تعریف نشده است، سخت افزارهای لازم در یک جا متورم شده و در جای دیگر دچار فقر است. لذا با کمبود یا اضافه برسازمان بودن بودجه، تجهیزات و امکانات در بخش‌های مختلف روبه‌رو هستیم.از سه ابزار «منطقی، روشی و الگویی»، ابزار «شاخصی و استانداردی» و ابزار «برنامه‌ای» می‌توان در مهندسی فرهنگی بهره گرفت.

ز جمله کاستی‌هایی که ما داریم در بحث ابزارهای منطقی، روشی و الگویی است. در بحث شاخص‌ها نیز ما ضعیف هستیم و در روش‌ها و الگوهای‌مان از منابع وارداتی استفاده می‌کنیم. برای تبیین فرهنگ دینی از شاخص‌هایی استفاده می‌کنیم که وابسته به سازمان ملل، یونیسف، یونسکو و... است!

ما هنوز فاقد الگو هستیم. از همه مهمتر «الگوی مهندسی» است که برای تبیین متغیرها و ریزمتغیرهای حاکم بر حوزه مهندسی و مدیریت فرهنگی که در صورت طراحی، تحول جدی در این عرصه به وجود می‌آورد.الگوی مفهومی سه خصوصیت دارد: این الگو باید «جامع و مانع» باشد، «ارتباط و انسجام» بین متغیرها را تبیین کند و «وزن و اولویت» متغیرها را براساس مدل ارزشی و نظام معرفتی خود تبیین کند.

به جز الگوی مفهومی، ما به مدلهای کاربردی نیاز داریم، مدلهایی برای طراحی مفاهیم پایه که مبانی نقشه مهندسی فرهنگی را طراحی کنیم. این امر نیاز به مدل و روش دارد که ما فاقد آن هستیم. در حوزه شاخص‌ها ما به جز دو سال اخیر در هیچ زمان دیگری به صورت مشخص و جدی با نگاه دینی به بحث شاخص‌ها و استانداردها نپرداخته‌ایم. شاخص‌ها جایگاه مهم و اصلی را در نمایش گری وضعیت موجود و مطلوب (متأثر از نظام ارزش‌ها) بازی می‌کنند. ما هم در «نمایش گری» و هم در «پیمایش‌گری» و هم در «پالایش‌گری» وضعیت بحث شاخص‌ها و استانداردها را می‌بینیم.

در بحث ابزارهای برنامه‌ای مشخصاً از دو «نقشه علمی» در حوزه مهندسی فرهنگ و «نقشه اجرایی» در حوزه مهندسی فرهنگی نام برده می‌شود. اگر ما ابزارهای منطقی و شاخصی را داشته باشیم در حوزه برنامه‌ای هم می‌توانیم به این نقشه‌ها برسیم.به این ابزارهای نرم می‌توان ابزارهای سخت‌افزاری مانند بودجه و تجهیزات را هم اضافه کرد اما ما کشور غنی و ثروتمندی هستیم و از نداشتن پول و امکانات رنج نمی‌بریم. مشکل اصلی ما کمبود در رویکرد دینی و الهی است.

با استفاده از این ابزارهای نرم و سخت باید ساختارهایمان را باز طراحی کنیم. بسیاری از ساختارهایی که به ما به ارث رسیده است تحمیلی بوده و در یک خاستگاه ارزشی و منطقی دیگر ساخته و پرداخته شده است. مثلاً بروکراسی حاکم بر ساختار فرهنگی ما در زمان رضا شاه از کشور اتریش و کشورهای اروپایی وارد شده است. جایگاه شاخص‌ها در حوزه پایش و پیمایش است. یکی از مطالباتی که مقام معظم رهبری در حدود چهار سال پیش مطرح کردند بحث پیوست فرهنگی بود و این «پیوست فرهنگی» حتی برای نخبگان ما خیلی واضح نیست.

برخی افراد آن را برابر با مهندسی فرهنگی می‌بینند، بعضی آن را امری بیهوده تلقی می‌کنند که باعث می‌شود سرمایه‌گذاری در مملکت از بین برود و معتقد هستند ما به اندازه کافی پیوست‌های متعدد امنیتی، اجتماعی، صنعتی، محیط زیست، بهداشت و... داریم. پیوست در جایگاه خود (مبتنی بر شاخص‌ها و استانداردها) بهترین ابزار برای رصدگری و پیمایش گری است. شاخص‌ها مرکز ثقل پایش و پیمایش (نظارت و ارزشیابی) هستند. اگر شاخص نداشته باشیم نمی‌توانیم فرهنگ خود را ارزیابی و رصد کنیم و ببینیم که نسبت به اهداف و سیاست‌هایی که در نقشه مطرح شده در چه مرحله‌ای هستیم.

البته بحث تعامل با جامعه جهانی و شاخص‌های تحمیل شده مادی از سوی آنان بر جهان به اصطلاح در حال توسعه، داستان غم انگیر دیگری است که مارا مجبور می‌کند با همان شاخص‌ها و از منظر ارزش‌های مادی، به جامعه و جهان نگاه کنیم. لذا ملاک ارزشیابی حتی چشم‌انداز نظام اسلامی، باز شاخص‌های مادی است و لذا تا زمانی که ما قدرت شاخص نگاری نداشته باشیم همواره آنها، قطب عالم و محور توسعه و عدم توسعه خواهند بود. هرچند نظام اسلامی در سالهای اخیر توانسته است حتی با همان شاخص‌های مادی، عرض اندام کند اما تا برپایی نظام کامل اسلامی فاصله زیادی داریم.

بنابراین پیوست فرهنگی، از مهمترین ابزارهای کنترل و نظارت و ارزشیابی فرهنگی است که چهار موضوع مهم(چه فرهنگی و چه غیر فرهنگی) را با رویکرد فرهنگی رصد می‌کند. اول سیاست‌ها و راهبردهای کلان کشور که متولی تدوین آنها شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام است. دوم طرح‌ها و لوایح که متولی آنها مجلس شورای اسلامی است. سوم تصمیمات و مصوبات که متولی آنها، قوای مجریه و قضائیه است و چهارم پروژه‌ها و اقدامات که متولی آن، دستگاه‌های رئیسی و بخش خصوصی و عمومی و دولتی است و در سفرهای استانی و... مورد تصویب قرار می‌گیرد.

همگی اینها موضوع رصد پیوست فرهنگی است تا فرهنگدانان و فرهنگ بانان و فرهنگ‌سازان کشور ببینند کدام سیاست یا لایحه یا مصوبه یا پروژه دارای پیامد مثبت (بارویکرد پیش برندگی فرهنگی) وکدام دارای پیامد منفی (با رویکرد بازدارندگی فرهنگی) است.یکی دیگر از مطالبات مقام معظم رهبری بحث «الگوی پیشرفت و عدالت» بود که از عمر آن حدود سه سال می‌گذرد. از زمانی که ایشان دهه چهارم را به عنوان دهه پیشرفت و عدالت مطرح کردند کارگروه‌هایی تشکیل شد و سه نشست راهبردی تاکنون در محضر ایشان برگزار شده است.

«الگوی پیشرفت و عدالت»، الگوی مادر و سند بالادستی کشور است نسبت به تمام حوزه‌ها و عرصه‌ها؛ لذا در ذیل این الگو ما چهار ریزنقشه خواهیم داشت، نقشه مهندسی فرهنگی، نقشه مهندسی سیاسی، نقشه مهندسی اجتماعی و نقشه مهندسی اقتصادی. اگر بخواهیم این ابعاد به خوبی تعبیه شود باید آن سند مادر که الگوی پیشرفت و عدالت است طراحی گردد.

متأسفانه نقشه مهندسی فرهنگی مقدم شد بر نقشه مادر و با وجود این چالش ما مجبور هستیم با سرعت و دقت بیشتر طراحی الگوی پیشرفت و عدالت را انجام دهیم. به اعتقاد بنده یک‌سری از نقشه‌ها بالادست فرهنگ هستند مانند الگوی پیشرفت و عدالت، چشم‌انداز 1404نظام به عنوان بخشی از الگوی پیشرفت و عدالت که الآن این الگو وجود خارجی ندارد.

از اسناد دیگری که در کنار نقشه فرهنگی هستند و الآن وجود خارجی ندارند نقشه پیشرفت سیاسی، نقشه پیشرفت اجتماعی و نقشه پیشرفت اقتصادی است. مقام معظم رهبری از به کار بردن کلمه توسعه در سخنرانی خود اجتناب داشتند و فرمودند چون توسعه نگاه غربی دارد از کلمه پیشرفت و تعالی استفاده می‌کنیم. از اسناد پائین دستی که ذیل نقشه مهندسی فرهنگی قرار می‌گیرند می‌توانیم به نقشه جامع علمی کشور و نیز سند تحول آموزش و پرورش که هر دو زودتر از مادر نقشه خود (نقشه مهندسی فرهنگی) رونمایی شدند، اشاره کنیم. نقشه‌های دیگری هم مثل نقشه میراث فرهنگی، نقشه هنر، نقشه حوزه‌های علمیه، نقشه تبلیغات و اطلاع‌رسانی، نقشه فضای مجازی و... می‌توانند بخشی از نقشه‌های پائین دستی باشند.

ابراهیم نیک‌منش

منبع: فرهنگستان علوم اسلامی

ارسال در فرندفا

ادامه مطلب
لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه 3 خرداد 1391 ساعت 11:00 PM توسط ابوالفضل اقايي    نظرات(0)

toolfa

همچنين بخوانيد...
هجمه به مقدسات، عکس العملی در قبال اقتدار اسلام

  هجمه به حضرت امام هادی (ع) نقطه‌ی شروعی برای یک حرکت جدید در سطح بین‌المللی است. با گسترش فرهنگ اسلام ناب در جهان، بیداری اسلامی ملت‌ها، اقتدار جمهوری اسلامی در گسترش فرهنگ قرآن و عترت افزایش یافته است.

 
خبرگزاری فارس: هجمه به مقدسات، عکس العملی در قبال اقتدار اسلام

 

به نقل از برهان، قداست ستیزی از جمله آفات رو به رشد و نگران کننده‌‏ جامعه‏‏‌‏ی‏ ما و بلکه در سطح دنیاست که طی اقداماتی برنامه‌ریزی شده از سوی دشمنان اسلام، در قالب هجمه به مقدسات مسلمانان به خصوص شیعیان صورت می‏‌گیرد. این حرکت از پیش برنامه‌‌ریزی شده به طرق مختلف از جانب طراحان آن و شاید به منظور سنجش حساسیت مسلمانان و به خصوص شیعیان نسبت به مقدساتشان در حال پی‌گیری است.

اهانت به دین مبین اسلام و پیامبر عظیم‌‌الشان آن در مطبوعات اروپا تا سوزاندن قرآن توسط کشیش ملعون آمریکایی و اینک اهانت به ساحت مقدس امام هادی (ع) -که از چندی پیش آغاز گردیده- نمونه‌‌هایی از این تهاجمات در سال‌‌های اخیر است که مقدسات مسلمانان و خاصه شیعیان را هدف گرفته است. افزایش رو به رشد این هجمه‏‌ها لزوم بیداری شیعیان به خصوص علما و مراجع اسلام را در خصوص مبارزه‌ی جدی با این اهانت‏‌‏ها بیش‌از پیش روشن می‏‌نماید. در این رابطه با حجت‌الإسلام «احمد سالک»، نماینده مجلس نهم، معاون فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت (ع) و سخنگوی جامعه‏ی مبارز روحانیت به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.

همان طور که مطلع هستید، نسبت به ساحت مقدس امام هادی (ع) توهین‌هایی شده است. ارزیابی شما از این موضوع چیست و علت آن را چه می‌دانید؟

سابقه‌ هجمه به اهل بیت (ع)‌ سابقه‌ای 1400 ساله است. نسبت به عسکریین، به ویژه امام عسکری (ع)، در طول تاریخ چندین بار حملات شدیدی شده است که نمونه‌های مختلفی دارد. آخرین هجمه به ساحت ایشان انفجار حرم مطهر عسکریین، یعنی امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع)، بود. انفجار قبر این بزرگواران بی‌سابقه بود.

این اقدام در حقیقت مقابله‌ شدیدی با اهل بیت (ع) بود که این بار در شاخه‌ی نظامی، آن هم در یک حرکت ترور کور، خودش را نشان داد. از این موضوع جریانات استکباری و ضد اهل بیت (ع) نتیجه‌ای نگرفتند. بنابراین حرکت دوم را شروع کردند و آن ورود به عرصه‌ی جنگ نرم است. آن‌ها جنگ نرم را با هدف تقدس‌زدایی و ضربه زدن به مقدسات آغاز کرده‌اند. البته این موضوع پیش از این هم سابقه داشته است. کتاب سلمان رشدی و کشیدن کاریکاتورهایی در توهین به پیامبر (ص) از مصادیق اهانت آن‌ها به مقدسات ماست. در همین راستا این بار به حضرت امام هادی (ع) حمله کرده‌اند.

به نظر من، هجمه به حضرت امام هادی (ع) نقطه‌ی شروعی برای یک حرکت جدید در سطح بین‌المللی است. آن‌ها نسبت به قرآن هم این کار را انجام داده‌اند. همان طور که می‌دانید، در 11 سپتامبر سال گذشته آن کشیش مسیحی قرآن‌سوزی کرد. مطلب اینجاست که با گسترش فرهنگ اسلام ناب محمدی در سراسر جهان، گسترش بیداری ملت‌ها اعم از بیداری اسلامی یا بیداری مطلق که وال‌استریت مصداق آن است و در نهایت جایگاه ام‌القری جهان اسلام، یعنی جمهوری اسلامی، در منطقه و جهان، اقتدار جمهوری اسلامی در گسترش فرهنگ قرآن و عترت افزایش یافته است؛ لذا دشمن برای اینکه این حرکت را سرکوب کند، باید نقطه‌ی شروعی داشته باشد.

به همین دلیل چند سال پیش به حرم مطهر امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) حمله کردند، سال گذشته قرآن را سوزاندند، این بار به ساحت مقدس حضرت امام هادی (ع) اهانت کردند و ممکن است این توهین‌ها را به موضوعات دیگر هم بکشانند. بنابراین مسأله روشن است و برای آن‌ها تفاوتی ندارد که به حضرت امام هادی (ع) توهین کنند یا به ائمه‌ی دیگر. مهم این است که این فرهنگ را از بین ببرند.

با توجه به اینکه از امام هادی (ع) زیارت جامعه‌ی کبیره نقل شده که به زعم بسیاری از علمای ما مرام‌نامه‌ شیعه است، آیا می‌توان توهین به ایشان را مرتبط با این زیارت دانست؟

عنایت به زیارت جامعه‌ی کبیره ویژگی خاصی دارد. به تعبیر ما، دکترین تشیع و ترسیم خط سیر شیعیان در مسیر اهل بیت (ع) زیارت جامعه‌ی کبیره است و این مسأله بسیار مهم است و در این قضیه باید به آن توجه ویژه‌ای داشت. بنابراین شاید یکی از دلایلی که به حضرت امام هادی (ع) هجوم آورده‌اند همین موضوع باشد.

از آنجا که من معاون فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت (ع) بوده‌ام، این موضوع را کاملاً لمس کرده‌ام که ترجمه‌ی ادعیه‌ی اسلامی ما، به خصوص جامعه‌ی کبیره، نقشی بسیار اساسی در ساماندهی فکری تشیع دارد. به همین خاطر، دشمن هم در خصوص این قضیه احساس خطر کرده است، زیرا اهل بیت (ع) به عنوان ارکان سیاست مطرح هستند و این مسأله بسیار مهم است، چرا که ساختار حکومتی اسلام بر اساس همین مسأله تنظیم می‌شود. به همین دلیل آن‌ها، علاوه بر قرآن، روی ادعیه‌ی ما هم کار می‌کنند.

به هر حال آن کسی که توهین کرده است از دو حال خارج نیست: یا عالماً و عامداً این کار را کرده است که باید طبق قوانین الهی و فقه آل محمد (ص) با او صریحاً برخورد شود و یا عامل استکبار و جاهل به امر است که البته من فکر نمی‌کنم او جاهل باشد. این اقدام کاملاً برنامه‌ریزی‌شده بوده و عالماً و عامداً صورت گرفته است. در واقع آن‌ها می‌خواهند این موضوع را تیتر جهانی کنند تا ببینند عکس‌العمل ما چیست که خوشبختانه آیات عظام و مراجع تقلید قم در این خصوص واکنش نشان داده‌اند.

همان طور که شما فرمودید، علما در واکنش به این اقدام احکامی را صادر کرده‌اند. از جمله آیت‌الله مکارم حکم ارتداد آن شخص را صادر کرده‌اند و  آیت‌الله علم‌الهدی و  آیت‌الله دستغیب هم بر این حکم تأکید نموده‌اند. به نظر شما وظیفه‌ی عوام و علمای شیعه در مقابل این هجمه‌ها چیست؟ آیا باید روشنگری کنیم یا اینکه برخورد سخت داشته باشیم؟

رسالت ما اطلاع‌رسانی دقیق به مردم در 2 محور اساسی است:

1. بررسی نقش ائمه‌ی هدا (ع) در محور حاکمیت دینی. در این خصوص باید اسلام ناب و محور حاکمیت آن، یعنی اهل بیت (ع)، را معرفی کنیم.

2. افشاگری نسبت به نقشه‌ها و توطئه‌های دشمن در سراسر جهان، به خصوص با استفاده از تاریخ گذشته‌ی این مسأله.

این دو وظیفه رسالت ماست. علما، بزرگان و همه مسؤول هستند که در دفاع از اسلام، قرآن و عترت یک جبهه‌ی عظیم فرهنگی با سیاست هم‌پوشانی و هم‌افزایی به وجود آورند تا فضایل اهل بیت (ع) در جامعه حاکم شود. به نظر من، اگر کسی بخواهد عمق معارف دین را نشر دهد، کافی است یک تحلیل عمیق نسبت به زیارت جامعه‌ی کبیره داشته باشد، چرا که به وسیله‌ی این زیارت بسیاری از فضایل را می‌تواند به دست بیاورد.

ارسال در فرندفا

ادامه مطلب
لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه 3 خرداد 1391 ساعت 10:59 PM توسط ابوالفضل اقايي    نظرات(0)

toolfa

همچنين بخوانيد...
تعداد كل صفحات : 132
مطالب پيشين
مقایسه ‌قیمت ها در محله رئیس‌جمهور (+جدول)
عواملی که موجب آسیب کبد می شوند
اشعه ماوراء بنفش چیست؟
مبارزه تانک و آرپی جی برای آزادی خرمشهر
میانگین بالای ویتامین D با افزایش مرگ در ارتباط است
سیر خطر ابتلا به بیماری فیبروکیستیک را کاهش می‌دهد
سیگار، سلاح خطرناک!
افول ستاره‌های اقتصاد اروپا!
راه هموار قبر!
با ASUS DSL-N55U اینترنت را مدیریت کنید!
راهنمای انتخاب لپ تاپ مخصوص بازی
رکوردشکنی های پی در پی با مادربرد Z77X-UD3H گیگابایت
معرفی مهم‌ترین ابزار‌های تحت وب گفتگوی ویدئویی رایگان
لذت گوش کردن به موسیقی روی مبل مجهز به اسپیکر داخلی
ناامنی اینترنت در دنیای امروز!
اخبار در تمامی زمینه ها
اخبار سیاسی
اخبار ورزشی
اخبار پزشکی و سلامت
اخبار اقتصادی
اخبار حوادث
اخبار فناوری
اخبار هنری
اخبار ایران
اخبار جهان
اخبار گوناگون
اخبار تصویری




موضوعات
آشپزي
بيوگرافي
پيامك
طنز
عاشقانه ها
عكس
فال و طالع بيني
كاريكاتور
كامپيوتر و اينترنت و موبايل
لطيفه
متفرقه
مطالب جالب و خواندني
مناسبتي
مهارت زندگي
نرم افزار
نكات و ترفند
ورزش

براي ديدن مطالب محرم به بخش مناسبتي برويد
پيوندها
وبلاگ راسخوني خم ابرو
اداره كل هواشناسي استان اردبيل
اداره كل هواشناسي استان چهار محال و بخنياري
اداره كل هواشناسي استان سمنان
اداره كل هواشناسي استان فارس
بيان بزرگترين وبسايت با 15 زبان زنده دنيا
.: راسخ-پایگاه اطلاع رسانی اهل بیت :.
رئيس جمهور محبوب من
خبرگزاری فارس
سایت روز دهم
فروشگاه اینترنتی آریا سی دی
فروشگاه محصولات فرهنگی، آموزشی، علمی و هنری
فروشگاه تخصصی محصولات چاقی و لاغری
نگاشت های شخصی محمد صادق کریمی
درج آگهی و جستجوی نیازمندیهای
فروش صنایع دستی و هدایای زیبا
راهنمای نیازمندیهای روز ایران با امکان ثبت آگهی
فروشگاه اینترنتی نیوشاپ سی دی
فروشگاه اینترنتی محصولات و کالاهای خارجی
انجمن کاربران رپیدشیر
عرضه انواع مجموعه‌های آموزشی، کاربردی، تخصصی و...
بزرگترین بانک مقالات ایرانیان
.:: بزرگترین پایگاه راسخون ::.
رایانه وفناوری
فوتبال نیوز
اصلاح الگوي مصرف
حوادث ايران و جهان
فروشگاه اينترنتي تك سبد
فروش آنلاین کارت شارژ موبايل
آشنايي با آبادان
۩ مدیریت مصرف ۩
منتظران ظهور فرج
عكس و مكث
همت مضاعف ايراني
YASAMGH
خبر آنلاين
ارم نيوز
ببين نيوز
پيمانه
جام جم آنلاين
مطهروني ها بشتابيد
پیج رنک
مينا و وقايع روزانه يك دانشمند
آشپزخونه ملل
** چند جرعه معنویت **
همت مضاعف و کار مضاعف سایبری
آنچه باید بدانیم، ولی نمی دانیم!
افسر جنگ نرم
نگاه نو
ازدواج
کار و تلاش و جهاد اقتصادی
نگهبان
تعزيه سرا
کعبه دلها
تولید ملی (سال 91)
آمار وبلاگ
كل بازديد : 188186

تعداد كل پست ها : 14987

تعداد كل نظرات : 167

تاريخ آخرين به روز رساني : پنج شنبه 11 خرداد 1391 

تاريخ ايجاد وبلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
Template By : www.ParsTemplate.Blogfa.com l TakTemp.com l ShopHaa.com | 3Music.ir