|
درباره وبلاگ
|
|
|
سايتي با مطالب جالب و خواندني ، بيوگرافي ، لطيفه ، پيامك ، عكس ، كاريكاتور ، طنز ، فال و طالع بيني ، كامپيوتر و اينترنت و موبايل و هر چه دلت بخواد.
|
|
| | |
|
|
تولد جذاب ترین مرد هالیوود
|
|
|
گروه فرهنگ و هنر دی نا – علی جزایری
جرج کلونی یکی از مردان جذاب هالیوود است که جایگاه ویژهای بین طرفداران خود دارد. او تا کنون دو بار به عنوان جذابترین مرد سال از سوی مجلهی “پیپل” انتخاب شده و حضورش در هر فیلمی باعث هجوم سیل تماشاگران به سالنهای سینما میشود. از همین رو هم طبیعی است که زنان بسیاری مایل باشند در کنار او قرار بگیرند، او طی چندین سال گذشته نشان داده علاقه ای به این رابطهها ندارد و تنها روابط رومانتیک او طی سالیان گذشته به دو دختر منتهی شد.
بقيه در ادامه
ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 اردیبهشت 1390 ساعت
1:27 PM توسط
ابوالفضل اقايي
نظرات(0)
|
|
| | |
|
ویویان مایر؛ فصل گمشدهٔ تاریخ عکاسی؟
|
|
|
از منظر سرنوشت و فرجام، هنرمندان حرفهای را به سه دسته میتوان تقسیم کرد. دستهی اول کسانی هستند که در روزگار حیاتشان قدر میبینند و در صدر مینشینند. چشم و چراغ جامعه و مردمشان میشوند. در مسیر تحول و تکامل تدریجیشان با گالریها و آژانسهای هنری بزرگ و مشهور همکاری میکنند و آثارشان با تورهای بینالمللی به تالارها و موزههای مشهور دنیا سفر میکند. جای ثابتی در رسانهها و تریبونهای همگانی مییابند و شاید حتی زیر نور فلاش دوربینها ژست هم میگیرند. مدام در بیینالها و رویدادهای هنری در گوشه و کنار جهان مدال و لوح افتخار نصیبشان میشود و روی سن با ردیفی از بزرگان که برای تقدیر و تجلیل آنها صف کشیدهاند، روبوسی میکنند و عکسی به یادگار میگیرند. و سرانجام هم نامشان پیوسته در رسانهها و سپس در کتابهای تاریخ هنر تکرار میشود و مجموعهداران برای خرید آثارشان قیمتهای نجومی پیشنهاد میکنند. دستهی دوم آنانی هستند که برعکس دستهی اولیها، از تمام حاشیهها و نتایج نبوغشان گریزان میشوند و ترجیح میدهند مانند جی.دی.سلینجر، سالهای باقیماندهی زندگیشان را پشت دیوارهای بلند ملک خصوصی خود در سکوت و آرامش و به دور از هیاهو و تاریخنگاری بگذرانند. تا حد امکان در مجامع هنری حضور نمییابند و از گفتوگو با خبرنگاران بیزارند، سایهی رسانهها را با تیر میزنند و خلاصه اصلا حاضر به پذیرش و رویارویی با پیامدهای کشف و در نتیجه عمومی شدن نبوغشان نیستند.
بقيه در ادامه
ادامه مطلب
نوشته شده در پنج شنبه 4 فروردین 1390 ساعت
9:24 PM توسط
ابوالفضل اقايي
نظرات(0)
|
|
| | |
|
نگاهي به زندگي خالق سي سال موسيقي افسانه اي
|
|
|
نگاهي کوتاه به زندگي پر رمز و راز آهنساز افسانه اي "ولفگانگ آمادئوس موتزارت" خواهيم داشت.

آريا، "ولفگانگ آمادئوس موتزارت" (Wolfgang Amadeus Mozart) موسيقي دان نابغه اتريشي در 27 ژانويه 1756 در "سالزبورگ" اتريش به دنيا آمد و در پنجم سپتامبر 1791در "وين" درگذشت. پدرش "لئوپولد موتزارت، آهنگساز و ويولونيست بود و فرزندان خود "نانرل"، "ماريا آنا" خواهر موتزارت و "ولفگانگ" را از کودکي با موسيقي آشنا کرد. وقتي "لئوپولد" درس پيانو را با دختر 7 ساله خود آغاز کرد "ولفگانگ" سه ساله بود و با علاقه زيادي به دست هاي خواهر خود و تعليمات پدرش گوش مي داد و بعد از کار آنها، خود به زحمت از صندلي بالا ميي رفت و پشت پيانو مي نشست و غالباً با دو انگشت کوچک خود درجه سوم را روي پيانو مي گرفت و از شنيدن اين دو صداي مطبوع که ساده ترين آکورد موسيقي است لذت مي برد. در چهار سالگي پدرش سعي کرد به او منوئت و قطعات ساده اي بياموزد. ولفگانگ يک منوئت را در نيم ساعت و يک قعطه بزرگتر را در يک ساعت مي آموخت و بالاخره در پنج سالگي شروع به تصنيف آهنگ کرد. اولين منوئت "ولفگانگ" چنان ماهرانه ساخته شده بود که توجه پدرش را جلب کرد و امروز اين قطعه در موزه "موتزارت" در "سالزبورگ" ضبط است. استعداد خارق العاده "ولفگانگ" باعث شد که پدرش وي را براي معرفي به مونيخ، وين، وروتنبرگ، فرانکفورت، آتن و بروکسل برد و در آن کنسرت ها که ترتيب داده بود که در آن ولفگانگ کوچک ويولن مي زد و خواهرش پيانو مي نواخت.
نخستين اثر معروف موتزارت "چهارسونات براي کلاوسن" بود که وي در سفر پاريس نوشت و آن را به مادام "ويکتور دو فرانس" تقديم کرد. در سفر پاريس "نانرل" نيز همراه بود و در کنسرت اين دو کودک لوئي 15 و "مارکيز دوپمپادور" نيز حضور داشتند. در سفر انگلستان که يک سال و نيم طول کشيد "ولفگانگ" با "يوهان کريستيان باخ"، کوچکترين فرزند باخ بزرگ آشنا شد و تحت تأثير آثار ارکستري او نخستين سمفوني خود را نوشت و در مدت اقامت در انگلستان شماره سمفوني هاي او به شش رسيد. پس از انگلستان "لئوپولد" مسافرت هاي ديگري به شهرهاي فرانسه و سويس کرد اما ولفگانگ به واسطه کار فوق العاده و تغيير محيط چند بار به سختي مريض شد، به همين علت غالباً لئوپولد را متهم مي کردند که براي شهرت خود فرزندش را به کارهايي که فوق طاقت او بود مي گمارد و استعداد او را وسيله تجارت قرار مي دهد. اما لئوپولد شخصاً مردي جدي و پر کار بود و عقيده داشت نبايد استعداد فرزندان خود را عاطل بگذارد. هنگام مراجعه به وين به سال 1768 موتزارت نخستين اپرا بوفاي ايتاليائي "دختر ساده" و همچنين يک مس مذهبي تصنيف کرد، در اين زمان فقط 12 سال از عمر او مي گذشت. در 14 سالگي موتزارت همراه پدرش به ايتاليا رفت و در ميلان اپراي معروف او به نام "پادشاه پونتو" چنان موفقيت يافت که در نمايش اول تماشاگران مکرر فرياد مي کشيدند: زنده باد استاد کوچک. در همان سال اپراي او بيست دفعه در "اسکالا" به مورد اجرا گذاشته شده. در سفر رم وقتي موتزارت در کليساي "سيکستين" آواز "ميزرر"اثر آلگري ( Allegri (1582-1652 را شنيد، با يکبار شنيدن توانست از حفظ آن را بنويسد. "پاپ کلمان چهارده" که به "گلوک" لقب شواليه اعطا کرده بود، اين بار همان لقب را به "موتزارت" داد و او را "شواليه دوموزار" ناميد. در مراجعت به وين موتزارت با "هايدن" آشنا شد و بعدها او را "پاپاهايدن" مي خواند. در سال 1787 موتزارت به قصد مسافرت به پاريس به "مانهايم" رسيد و در آنجا آشنايي او با دختر آوازخواني به نام "آلويزيا وبر" تأثير عميقي در او کرد. "آلويزيا" دختر سبک سري بود و نمي توانست روح عالي او را دريابد ولي موتزارت که جوان و حساس بود طبعاً به اين دختر علاقه پيدا کرد. به طوري که وقتي مجبور شد به دستور پدرش "مانهايم" را ترک کرده به پاريس سفر کند هيچگاه خاطره چند روزي که در "مانهايم" گذشت از نظرش فراموش نشد.
"موتزارت" در پاريس برخلاف سفر اول موفقيتي پيدا نکرد. يک سمفوني که امروز به نام سمفوني پاريس مشهور است و يک باله کوچک به نام "Les Petits Riens" براي اهل اين شهر تصنيف کرد، همچنين آشنايي او با دوک "دوگين" و دخترش که فلوت و هارپ مي نواختند باعث شد که کنسرتوي فلوت و هارپ را براي آنها بسازد. ولي از حيث مادي در مضيقه بود. مادرش نيز در اين هنگام درگذشت و او بعد از ناکاميهاي بسيار تنها با يک اميد به "مانهايم" برگشت و خيال مي کرد "آلويزيا" همچنان منتظر مراجعه او است. اما دخترک که در اين مدت شهرتي يافته بود با وجود قول و قرارهايي که گذاشته بود پيشنهاد ازدواج او را رد کرد. اين نخستين ضربه روحي موتزارت بود ولي او در برابر آن پايداري کرد و در جواب "آلويزيا" آهنگي ساخت اما اين حادثه او را در زندگي و هنرش پيش برد. در مراجعت به "سالزبورگ" موتزارت انقلابي در آثار خود به وجود آورد.
آغاز سال 1779 مقارن با شاهکارهاي وي است. در پايان همين سال نخستين اپراي بزرگ او "ايدومنئو" در اپرا سريا تصنيف شد و او آن را به درخواست اپراي مونيخ در آن شهر به مورد اجرا گذاشت. در وين پارتيناي خود را براي سيزده ساز بادي نوشت و اين آهنگ نماينده هارموني عالي موتزارت است.
در سال 1782 موتزارت که "آلويزيا" و خانواده "وبر" را فراموش نکرده بود با "کنستانس" خواهر کوچک "آلويزيا" ازدواج کرد و همين وصلت او را به ايجاد نخستين زينگ شپيل آلماني "دستبرد در سرا" رهبري کرد. از تاريخ نگارش "عروسي فيگارو" اثر "بومارشه" نويسنده فرانسوي فقط دو سال گذشته بود که موتزارت به فکر افتاد آن را به آهنگ اپرا در آورد. در آن زمان اين نمايشنامه انتقادي و سياسي مورد بحث محافل واقع شده بود. موتزارت طي يک سال به تصنيف آن موفق شد و توانست اثري بديع و کاملاً جديد به اهل هنر تقديم نمايد و در سال 1786 آن را به مورد اجرا گذارد. موفقيت اين اپرا بخصوص در "پراک" باعث شد که وي سمفوني شماره 38 خود را به نام "پراک" بنويسد و همانجا بود که نخستين بار اپرا "دون ژوان" را به سال 1787 نمايش داد.
شاهکار موسيقي ارکستر موتزارت در سال 1788 رخ داد. کنسرت پيانو در رماژور معروف به "تاجگذاري" از يادگاري هاي اين دوره است ولي مهمترين کار موتزارت سه سمفوني است که امروز به نام "سه سمفوني بزرگ موتزارت" مشهور است و در تابستان اين سال تصنيف شده، اين سمفوني ها آخرين سمفوني هايي است که وي نوشته است. "همه اين طور رفتار مي کنند" يکي از اپراهاي ايتاليايي موتزارت در 1789 به معرض نمايش گذاشته شد و "کوئينت رماژور" براي کلارينت و سازهاي زهي نيز مربوط به همين دوره است.
در اواخر سال 1790 موتزارت سفري به "فرانکفورت" کرد ولي او ابداً به فکر آسايش نبود و چنان به کارهاي طاقت فرسا مشغول بود که رفته رفته سلامت خود را از دست داد، با اين حال در ده ماه اول 1791 توانست آثار بزرگي به وجود آورد، از ميان آنها دو اپراي بزرگ "ني سحرآميز" و "کلمانس دو تيتوس"، "آوه وروم" فانتزي در رمينور و کوئينت زهي در مي بمل بسيار معروفند.
در اواخر عمر موتزارت ، مرد ناشناسي او را به نوشتن يک رکويم (آواز مذهبي براي مردگان) تشويق کرد. موتزارت بعد از اتمام "ني سحر آميز" به تصنيف رکويم پرداخت ولي مشغله زياد او را چنان فرسوده کرده بود که پيش از اتمام رکويم مريض و بستري شد. يک روز پيش از مرگ خوانندگان را به بالين خود خواست تا رکويم او را اجرا کنند ولي فقط تا قطعه "لاکريموزا" توانست آنها را هدايت کند و پس از آن توانايي خود را از دست داد. فرداي آن روز موتزارت در عين جواني، زماني که فقط سي و پنج سال داشت از دنيا رفت. آن روز هوا به شدت طوفاني بود و باران به سختي مي باريد و همسر موتزارت مريض و بستري بود و نتوانست در تشييع جنازه او شرکت کند، تشييع کنندگان جنازه نيز به واسطه شدت باران از وسط راه برگشتند و تأسف جبران ناپذيري به جهت حق ناشناسي خود براي بازماندگان موتزارت و همه دوستداران باقي گذاشتند، زيرا موتزارت را در محلي دفن کردند که روز بعد هيچکس مکان آن را پيدا نکرد و آرامگاه موتزارت يکي از بزرگترين نوابع موسيقي براي هميشه مجهول ماند.
آثار پيانوي موتزارت 19 سونات براي دو دست ، پنج سونات براي چهار دست ، يک سونات براي دو پيانو ، چهار فانتزي و تعداد کثيري"وارياسيون" و فوگ است. موتزارت سرنادهايي نيز به يادگار گذاشته است که از سرنادهاي او يک آهنگ کوچک شب و سرناد "هافنر" معروف است. از موتزارت 41 سمفوني به يادگار مانده است. سمفوني پاريس، سمفوني هافنر (شماره 35)، سمفوني لينس (شماره 36)، سمفوني پراک (شماره 38) و سه سمفوني آخر ( شماره 39 و 40 و 41) ، ژوپيتر از بهترين آثار موسيقي سمفونيک در قرن هيجدهم است. موتزارت 42 سونات ويولن و پيانو از خود باقي گذاشته است.
موتزارت به دو سبک آلماني و ايتاليايي اپرا ساخت و در اين رشته نيز شاهکارهايي به وجود آورد. وي دو اپراي آلماني "دستبرد در سرا" و "ني سحر آميز" را به وجود آورده و در اپراي آلماني مقام شايسته اي احراز کرده است. «ني سحر آميز» در حقيقت يک اپراي رمانتيک و به منزله مقدمه تأسيس اپراي ملي آلمان است. در اپراي ايتاليايي موتزارت اپرا سريا و اپرا بوفا را تصنيف کرده است.
ادامه مطلب
نوشته شده در پنج شنبه 4 فروردین 1390 ساعت
8:25 PM توسط
ابوالفضل اقايي
نظرات(0)
|
|
| | |
|
از فرزاد ناظم چه میدانید؟ (مدیر فنی سایت یاهو!)
|
|
|

امروزه تمامی کسانی که با دنیای اینترنتی در ارتباط هستند، نام «Yahoo» برایشان از نام برادر و خواهرشان نیز آشناتر است. در میان تمامی سایتهای ارتباطی موجود، دو سایت «Yahoo» و «Google» که از رقبای جدی و دیرین یکدیگر به شمار میروند، هر روز با بکارگیری متدهای جدید و روشهای آسان برای دستیابی کاربر به اطلاعات مورد نیازشان گام دیگری جهت پیشی گرفتن از حریف و درنهایت نزدیک شدن به دنیای الکترونیکی ایدهآل برمیدارند.
سایت «Yahoo» که بنا به گفته مسوولینش امروزه بیش از ۱۸۰ میلیون کاربر در سراسر دنیا دارد، در حال حاضر به عنوان یکی از بزرگترین بازارهای اطلاعاتی و تجاری مشغول به فعالیت است. اما این حجم بالای فنآوری و ارایه خدمات هرگز بدون حضور متخصصان خردمند و زبردست میسر نخواهد شد. متخصصانی که از ملیتها و نژادهای مختلف جهت رشد و شکوفایی دهکده جهانی دست به دست هم داده و برای پیشبرد اهداف بلند خود از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند. یکی از این متخصصین به نام سرشناس، جوانی است ایرانی که شهره مهارت و ابتکار او مدیران سایتهای مختلف را برآن داشته تا از تواناییهای بینظیر او به بهترین شکل استفاده نمایند.
مهندس فرزاد ناظم، ۴۶ ساله، دارنده مدرک مهندسی کامپیوتر از دانشگاه پلیتکنیک کالیفرنیا که از ژانویه سال ۲۰۰۲ رسماً مدیریت فنی سایت یاهو را در اختیار گرفته است. مهندس ناظم از سال ۱۹۸۵ فعالیت حرفهای خود را در «SYDIS» آغاز نمود. در این مدت بر اثر شایستگیهای فراوانی که از خود به نمایش گذاشت توانست به سرعت پلههای ترقی را طی نماید و به مدارج مدیریتی دست یابد. در همین سال به کمپانی عظیم «Oracle» پیوست و در مدت ده سالی که در این شرکت فعالیت میکرد توانست سمت معاونت رسانهای این امپراطوری را از آن خود نماید و علاوه بر آن در دو نقش مسوول تقسیمات سرور شبکهای و همچنین به عنوان یکی از اعضای مدیریت کمیته فروش محصولات ظاهر گردد.
در مارس ۱۹۹۶ «ناظم» به یاهو پیوست و به عنوان یکی از اعضای اصلی مهندسی شبکه این سایت مشغول به کار شد. در کمتر از یکسال بنا به تشخیص مدیران یاهو، ناظم به بخش فنی سایت منتقل شد و در کمتر از یکماه این بار نیز توانست با تخصص خود مدیریت آن بخش را برعهده گیرد. در این سمت او مسوولیت رسیدگی به کلیه امور مربوط به فعالیتهای سایت، ارایه خدمات و مسایل فنی آن را برعهده داشت.
به عقیده بسیاری از همکاران ناظم، عامل اصلی موفقیتهای او اتکا به نیروی بشری برای انجام تمامی امور است. او بر این باور است که اگر عدهای که در یک مکان مشغول به کار هستند تمام توان خود را به کار گیرند، به طور قطع میتوانند به تمام اهداف خود دست یابند. به همین دلیل است که ناظم به هر بخشی و هر ارگانی وارد میشود، فوراً به مدارج بالا دست مییابد و به خوبی میتواند سکان هدایت اعضای تیم را در اختیار گیرد.
چند سال بعد یعنی در ژانویه سال ۲۰۰۲ اخبار رسمی حکایت از سمت جدید مهندس ناظم در سایت یاهو داشت. در این تاریخ او مسوولیت نهایی فنی این سایت را برعهده گرفت و فعالیت قبلی خود را گستردهتر ساخت. در این سمت او با بکارگیری تیمهای تخصصی قوی که اکثراً زیر نظر خود او آموزش دیده بودند، سعی دارد تا با تمام توان یاهو را به عنوان قدرت اول دنیای اینترنت به کاربران بشناساند و در این مسیر از هیچ تلاش علمی و تخصصی دریغ نمینماید.
نکته جالب در مورد فعالیتهای او در این بخش این است که قصد دارد تنها با کمک تیمهای تخصصی خودش و نه دخالت سرمایهگاران مختلف این راه را به مقصد رساند و عقیده دارد که دخالت دیگران که از تخصص کافی برخوردار نیستند سبب کاهش سرعت رشد خواهد شد. این باور او اگر چه به مذاق بسیاری از حامیان مالی سایت خوشایند نبوده است اما روحیه ایرانی و خستگیناپذیر این مدیر شایسته باعث شده تا همچنان مدیران یاهو از او به طور کامل حمایت نمایند.
باشد که در آیندهای نزدیک شمار بیشتری از هموطنان ایرانی را در نقاط کلیدی اقتصادی و علمی دنیا شاهد باشیم.
ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 29 اسفند 1389 ساعت
11:32 AM توسط
ابوالفضل اقايي
نظرات(0)
|
|
| | |
|
جاودانگي با كشف ساختار DNA
|
|
|
فرانسيس هريكاپتن كريك، از شناختهشدهترين
دانشمندان
زيست ـ فيزيك در تاريخ معاصر انگليس و اروپا به شمار ميآيد كه به واسطه
تلاشهايش براي كشف ساختار مولكول DNA از وي با احترام خاصي ياد ميشود. او
8 ژوئن 1916 در نورتمپتن انگليس چشم به جهان گشود. كريك، بزرگترين فرزند
خانواده بود و تنها يك برادر داشت كه او نيز سالها بعد و در دوران جواني
به پزشكي مشغول شد. پس از سپري كردن دوران تحصيلات ابتدايي و تكميلي به
دانشگاه كالج در لندن رفت و بتدريج به فيزيك علاقهمند شد.
وي سال 1937 مدرك
كارشناسي خود را در اين رشته گرفت و خود را براي اخذ مدرك دكتري آماده كرد
كه همه چيز با آغاز جنگ جهاني در سال 1939 به هم ريخت. در طول جنگ، وي به
عنوان يك محقق براي نيروي نظامي انگليس فعاليت ميكرد، با اين حال دلزدگي
از جنگ و برخي مشكلات ديگر موجب شد تا وي سمت خود را ترك كرده و به مطالعه
زيستشناسي بپردازد. او مطالعات خود را در اين زمينه از سال 1947 آغاز كرد.
كريك سال 1940 با روت دارن ازدواج كرد كه حاصل آن، فرزند پسري به نام
اف.سي كريك بود. با اين حال آنها در سال 1947 يعني همان سالي كه كريك به
مطالعه زيستشناسي روي آورد، از يكديگر جدا شدند. شرايط جديد زندگي، كريك
را بر آن داشت تا راهي كمبريج شده و در آزمايشگاه تحقيقاتي استرنجوي
كارهاي تحقيقاتي خود را ادامه دهد، اما اين كار به پول نياز داشت. وي براي
تامين هزينههاي مورد نياز از كمكهاي خانوادگي و بورسيههايي كه از شوراي
تحقيقات پزشكي انگليس دريافت ميكرد، استفاده كرد.
كريك سال 1949 به اين شورا ملحق شد و پس از آن كه
به عنوان دانشجو در يكي از كالجهاي كمبريج پذيرفته شد، در نهايت توانست به
آرزويش يعني اخذ مدرك دكتري در سال 1954 نائل شود. آشنايي او با جيمز
واتسون در سال 1951 زمينهساز تلاشهاي جدي وي براي تشخيص ساختار
DNA شد. پس از سالها كار طاقتفرسا، آن دو به اين نتيجه
رسيدند كه ملكول DNA از ساختار حلزوني دوبل برخوردار است. اين دستاورد
تاريخي در سال 1953 ارائه شد. آنها در ادامه، نظريهاي عمومي نيز درخصوص
ساختار ويروسها ارائه كردند. بدون شك اعطاي جايزه نوبل در سال 1962 به
كريك، واتسون و ويلكينز ـ كه از تجربيات وي نيز در ارائه اين دستاورد
استفاده شده بود ـ كوچكترين قدرداني از زحمات آنها ازجمله كريك به شمار
ميآيد.
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 25 تیر 1389 ساعت
8:55 PM توسط
ابوالفضل اقايي
نظرات(0)
|
|
| | |
|
اخبار در تمامی زمینه ها
|
|
|
اخبار سیاسی
اخبار ورزشی
اخبار پزشکی و سلامت
اخبار اقتصادی
اخبار حوادث
اخبار فناوری
اخبار هنری
اخبار ایران
اخبار جهان
اخبار گوناگون
اخبار تصویری
|
|
| | |
|
|
آمار وبلاگ
|
|
|
كل بازديد : 188187
تعداد كل پست ها : 14987
تعداد كل نظرات : 167
تاريخ آخرين به روز رساني : پنج شنبه 11 خرداد 1391
تاريخ ايجاد وبلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388
|
|
| | |
|