سخن از رفتن نیست ، ما همه مهمانیم این دو روز دنیا رفتنی است می دانیم کاش در این سفر هم سهم خوبی باشیم یا از روز ازل من و تو ما باشیم کاش که می دانستیم ما همه مهمانیم که در این بی راهه مائیم که می مانیم اکنون که ما هستیم دل ها همه در خوابند وقتی که بی داریم آنگه ترانه می خوانند از ترانه شبنم من ستاره ها دیدم در این سفر با هم من کنایه ها دیدم سخن از رفتن نیست ، ما همه مهمانیم این دو روز دنیا رفتنی است می دانیم
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دکتر علی شریعتی) Vaghti kabootari shoroo be moasherat ba kalaghha mikonad parhayash sefid mimanad vali ghalbash siyah mishavad. Doost dashtane kasi ke layeghe doost dashtan nist esrafe mohabat ast ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند ( دکتر علی شریعتی ) Delhaye bozorg va ehsashaye boland , eshgh haye ziba va porshokooh miafarinand ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است ( دکتر علی شریعتی ) Ama che ranjist lezatha ra tanha bordan va che zesht ast zibayiha ra tanha didan va che badbakhti azar dahande e ast tanha khoshbakht boodan! dar behesht tanha boodan sakhtar az kavir ast ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است (دکتر علی شریعتی) Aknoon to ba marg rafte e va man inja tanha be in omid dam mizanam ke ba har nafas gami be to nazdiktar mishavam.in zendegi man ast ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دکتر علی شریعتی) Vaghti khastam zendegi konam,raham ra bastand.vaghti khastam setayesh konam,goftand khorafat ast. vaghti khastam ashegh shavam goftand doroogh ast. vaghti khastam geristan,goftand doroogh ast. vaghti khastam khandidan , goftand divane ast. donya ra negeh darid mikhaham piyade shavam. ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی) agar ghader nisti khod ra bala bebari hamanande sib bash ta ba oftadanat andishe e ra bala bebari ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دکتر علی شریعتی) Be ۳ chiz tekye nakon , ghoroor , doroogh va eshgh. adam ba gharoor mitazad , ba doroogh mibazad va ba eshgh mimirad
اگر حروف الفبای انگلیسی را : A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z بترتیب بصورت زیر در نظر بگیریم : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 کلمه ی : H-A-R-D-W-O-R-K معادل خواهد بود با : 8+1+18+4+23+15+18+11 = 98% کلمه ی : K-N-O-W-L-E-D-G-E معادل خواهد بود با : 11+14+15+23+12+5+4+7+5 = 96% اما کلمه ی : A-T-T-I-T-U-D-E معادل خواهد بود با : 1+20+20+9+20+21+4+5 = 100% حالا توجه کنید به : L-O-V-E-O-F-G-O-D که مساوی می شود با : 12+15+22+5+15+6+7+15+4 = 101%
21 22 23 24 25 26
زندگی چیزی هست که مردم می گویند بدون عشق هیچ است.راستی تا حالا شده فکر کنید که زندگی چیه و یا عشق و خود شما چی هستید؟به نظر من زندگی باوری است که باید باور کرد این باور کلمه ای را تکذیب می کنه وشاید هم قصد داره از زندگی ما حذف کنه.این کلمه چه کلمه ای می تونه باشه؟شاید ما این کلمه را تاحالا نشنیده باشیم و شاید هم هرروز از اون استفاده می کنیم.کمی به مضمون کلمات دقت کنید چه کلمه ای می تونه باشه؟زندگی رو باید شروع کرد شاید الان بگویید زندگی را چه طور باید شروع کرد و شاید هم بگویید برای شروع کردن دیر است زندگی راباید از خودتان شروع کنید اگه شما خودتون رو پیدا کنید هم خودتون رو شناختید و هم خدای خودتون رو و هم زندگی رو شروع کردید این کار مثل اینکه بگید با یک تیر سه نشون بزنیم .
آدم هایی که وقت خودشون رو صرف کار کردن می کنند از روح خود غافل می شوند روح هم همانند جسم نیاز به غذا و ارامش دارد این غذای روح برای من دعا است خیلی خوب !امتحان کنید در خلوتی با معبود خویش صحبت کردن.روح من وقتی احساس خستگی می کنه به زیارتگاه ها می روم و یک ساعت آن جا میشینم ارامش خاصی به ادم می دهد که با هیچ چیز نمی شود عوض کرد.
بیشتر ادم ها می گویند در شب ارامش خاصی داریم .من می گویم ماه قادر به سخن گفتن هست ولی ماه سکوت می کند آری این صدای مردان خداست که تا عرش الهی می رودو ماه از این لذت می برد راستی کلمه ای را که زندگی ان را تکذیب می کند :تنهایی است آری ما هیچ وقت تنها نیستیم چون خدایی مهربان داریم که کسی نداره !خدای من عزیز من دوست دارم!
نویسنده : همانی که در شب های غریبی جز خدا کسی را نداشت.
تاکنون پيش آمده که به فردى هم سن و سال خود نگاه کرده باشيد و پيش خود گفته باشيد: نه، من مطمئناً اينقدر پير و شکسته نشدهام؟
اگرجوابتان مثبت است از داستان زير خوشتان خواهد آمد
من يک روز در اتاق انتظار يک دندانپزشک نشسته بودم. بار اولى بود که پيش او مىرفتم. به مدارکش که در اتاق انتظار قاب کرده بود وبه ديوار زده بود نگاه کردم و اسم کاملش را ديدم.
ناگهان به يادم آمد که 30 سال پيش، در دوران دبيرستان، پسر بلندقد، مو مشکى و مهربانى به همين اسم درکلاس ما بود. وقتى که نوبتم شد و وارد اتاق او شدم به سرعت متوجه شدم که اشتباه کردهام. اين آدم خميده، موخاکسترى و با صورت پر چين و چروک نمىتوانست همکلاسى من باشد!
بعد از اين که کارش بر روى دندانهايم تمام شد و آماده ترک مطب بودم از او پرسيدم که آيا به مدرسه البرز مى رفته است؟
او گفت: بله. بله.. من البرزى هستم
پرسيدم: چه سالى فارغ التحصيل شديد؟
گفت: ١٣٥٩. چرا اين سوال را مىپرسيد؟
گفتم: براى اين که شما در همان کلاسى بوديد که من بودم!!
او چشمانش را تنگ کرد و کمى به من خيره شد و بعد مردک احمق و نفهم گفت: شما چى درس مىداديد!!!!؟
يک الکترسين:حالا روشنش کن.
يک انسان عصر حجر:فکر مي کني توي اين غار چيه؟
يک بند باز:نمي دونم چرا چشام سياهي ميره.
يک بيمار:مطمئنيد که اين امپور ضرر نداره؟
يک پليس:شش بار شليک کرده ديگه گلوله نداره.
يک جهانگرد در جنگل هاي آمازون:اين مار رو ميشناسم سمي نيست.
يک چتر باز:پس چترم کو؟
يک خبرنگار:سيل داره به طرفمون مياد.
يک خلبان :ببينم چرخ ها باز شدند؟
يک خوناشام:نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع مي کنه.
يک داور:نه خير افسايد نبود.
يک مرد در جواب زنش که ازش سوال کرده بود کي به مبايلش زنگ زده ؛به شوخي:زن دومم
تست هوش باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط ۵ ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در ۱۰ میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد (آسانی سوالات شما را گول نزند !!!)
۱- بعضی از ماهها ۳۰ روز دارند بعضی ۳۱ روز چند ماه ۲۹ روز دارد؟
۲- اگر دکتر به شما ۳ قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت ۱ قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
۳- من ساعت ۸ شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که ۹ صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
۴- عدد ۳۰ را به نیم تقسیم کنید وعدد ۱۰ را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
۵- مزرعه داری ۱۷ گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز ۹ تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
۶- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
۷- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
۸- اگر ۲ سیب از ۳ سیب بردارین چند سیب دارید؟
۹- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
۱۰- اگر اتوبوسی را با ۴۳ مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور ۵ مسافر را پیاده کنید و ۷ مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان ۸ مسافر پیاده و ۴ نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از ۱۴ ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش
۷تا و بیشتر دانش اموز دبستان
۶ تا دانش اموز دبیرستان
۵ تا دانشجو
۲-۳ استاد دانشگاه
۱ مدیران ارشد . . . . .
پاسخ تست ها
۱- تمام ماهها حداقل ۲۹ روز را دارند
۲- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت ۱ و دیگری را درساعت ۱/۵ و بعدی را در ساعت ۲ می خورید)
۳- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت ۹ که برسد زنگ میزند که ساعت ۹ شب است
۴- حاصل ۷۰ است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در ۲ است)
۵- او ۹ گوسفند خواهد داشت
۶- کبریت
۷- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد
۸- همان۲ سیب
۹- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)
۱۰- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)
هنگامی که فرعون در رود نیل در حال غرق شدن بود، آخرين باري كه سرش از زير آب بيرون آمد به خدا عرض كرد : " تبت الان ": الان توبه كردم
خداوند بلافاصله به جبرئيل فرمود : يك مشت گل و لجن به در دهان او بزن تا دو مرتبه ار حرفش بر نگردد و آن را خراب نكند تا وقت ديگري به كارش رسيدگي كنيم .
خدايا
ماه رمضانت داره میاد هر سال ماه رمضان ميشه ميگم توبه كردم
اما...
يه كم از اون گل و لجن ها هم به دهان من بزن
خدايا ...
پسر از میان جمعیت خودش را بیرون کشید و رو به مرد کرد و گفت اقا اجازه هست به همسرتون نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد برق از چشمانش پرید و یقیه ی پسر را گرفت و به دیوار زد و گفت :خودت مگر ناموس نداری که به ناموس من می خوای نگاه کنی؟
پسر بسیار باادبانه دست مرد رو از روی یقه اش کشید و گفت:اخه همه توی بازار بدون اجازه به همسرتون نگاه می کنندو لذت می برند من هم گفتم اجازه بگیرم و نگاه کنم که نامردی نشده باشه.
مرد یه زیر گوشه ای به همسرش نگاه کرد و...
مردي صبح زود از خواب بيدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشيد و راهي خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمين خورد و لباسهايش کثيف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهايش را عوض کرد و دوباره راهي خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمين خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. يک بار ديگر لباسهايش را عوض کرد و راهي خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردي که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسيد.
مرد پاسخ داد: (( من ديدم شما در راه به مسجد دو بار به زمين افتاديد.))، از اين رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر مي کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه مي دهند. همين که به مسجد رسيدند،
مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست مي کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداري مي کند.
مرد اول درخواستش را دوبار ديگر تکرار مي کند و مجدداً همان جواب را مي شنود. مرد اول سوال مي کند که چرا او نمي خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شيطان هستم.)) مرد اول با شنيدن اين جواب جا خورد. شيطان در ادامه توضيح مي دهد:
((من شما را در راه به مسجد ديدم و اين من بودم که باعث زمين خوردن شما شدم.)) وقتي شما به خانه رفتيد،
خودتان را تميز کرديد و به راهمان به مسجد برگشتيد، خدا همه گناهان شما را بخشيد. من براي بار دوم باعث زمين خوردن شما شدم
و حتي آن هم شما را تشويق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بيشتر به راه مسجد برگشتيد. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشيد.
من ترسيدم که اگر يک بار ديگر باعث زمين خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را
خواهد بخشيد.
بنا براين، من سالم رسيدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم