فقر و غنا از ديدگاه دين..

 
فقر از مهمترين مسائل و دردهاي جوامع بشري است و قسمت بزرگي از تلاش هاي انسان در مبارزه با اين مشكل خلاصه مي شود. اسلام كه ديني مبتني بر ايدئولوژي الهي و بينش توحيدي است به اين مسئله انديشيده و راه حل هايي را ارائه داده است. برخلاف پندار عده اي، اسلام دين فقر نيست، بلكه ثروت را قائمه زندگي مي داند منتها به عنوان يك وسيله و نه يك هدف.
   ولي از آنجا كه اسلام پيروان خود را به زهد و قناعت فراخوانده و از حرص و آز برحذر داشته و از آنجا كه بزرگترين شخصيت هاي مذهبي نيز كه رهبري فكري، عقيدتي و عملي جامعه اسلامي را عهده دار بوده اند پيوسته زاهدانه مي زيسته اند، اين تصور در اذهان افراد ناآگاه ايجاد شده كه مي بايست افراد جامعه اسلامي فقيرانه زندگي كنند و فرد فقيراز شرافت و كرامت بيشتري نسبت به ساير افراد برخوردار است. در حالي كه تقوا معيار و ترازوي كرامت است يعني هركه تقواي بيشتري داشته باشد كرامت و شرافت بيشتري دارد نه هركه فقيرتر است.
    متاسفانه همچنان كه گفتيم گروهي با تكيه بر پاره اي از احاديث و آيات همچون آيه 15 سوره تغابن و آياتي از سوه حمزه و يا حديث شريف پيامبر اعظم (ص) كه مي فرمايند: الفقر و فخري. بدون در نظر گرفتن معنا و جايگاه واقعي آيات و احاديث مشابه مدعي شده اند كه اسلام ضمن نفي ثروت، اصالت را به نداري و فقر مي دهد. گسترش چنين ذهنيتي در جامعه و يا حتي ميان پاره اي از اقشار آن باعث مي گردد فرهنگ تلاش و كوشش به فراموشي سپرده شود. و جامعه روز به روز از كاروان رشد و پيشرفت جهاني باز ماند كه نتيجه آن همچنان كه در اين سيصد سال اخير شاهد بوده ايم توفق و چيرگي دشمنان اسلام بر ممالك اسلامي خواهد بود. البته بايد حدود و ثغور ثروت و فرهنگ آن را نيز در جامعه گسترش دهيم و خلاصه دچار افراط و تفريط نشويم به طوري كه گروهي از اقشار جامعه مان با برداشت ناصحيح از آيات و احاديث به سمت زهد منفي و فقر و تنبلي گرايش پيدا كنند و گروهي نيز پاس حدود و ثغوري را كه خداوند براي ثروت معين فرموده نگه نداشته و در منجلاب استثمار ديگران برآيند و حرمت حق فقيران و نيازمنداني كه تا تحقق يك جامعه صد در صد اسلامي و رفع كامل فقر در آن نياز به مساعدت هاي شرعي برادران ديني خود دارند را نگه ندارند. همچنان كه مي دانيم جهل به حقيقت اسلام باعث گرديده بسياري از الفاظ ديني از معاني اصلي شان خالي شوند و به جاي ايجاد تحرك، مانع و رادع حركت صحيح گردند به طوري كه زهد كه به معناي قطع علاقه به دنياست معناي عدم تحرك و كوشش گرفته، در صورتي كه از نظر دين اسلام بايد در عين تلاش، كار و كوشش و آباداني زندگي دنيوي دلبسته خدا و آخرت كه منزل حقيقي است باشيم. امام حسن مجتبي عليه السلام مي فرمايد: از ما نيست كسي كه دنيا را به خاطر آخرت و آخرت را به خاطر دنيا ترك كند. هنر هنگامي است كه مومن دنيايي آباد مطابق حدود شرع مي سازد و به آن دلبسته نيست بلكه به صاحب نعمت دلبسته است در خصوص قناعت نيز همان طور است. قناعت يعني به اندازه مصرف كردن نه مصرف نكردن.
    ائمه ما هيچكدام فقير نبودند هرچند بنا به اقتضائات جامعه.
    در عين تلاش و كوشش وافر و آباداني دنيا فقيرانه زندگي مي كردند. علي (ع) در عين تلاش فراوان كه زبانزد تاريخ است در نهايت زهد و قناعت مي زيست ولي سالانه ده ها هزار درهم از ماحصل ثروتش را وقف فقيران كرده بود و همچنين است درخصوص ساير ائمه (عليهم السلام.)
    هيچ يك از تاريخ نويسان در زهد و پارسايي امام صادق (ع) ترديد نكرده و جملگي او را به عنوان زاهدترين فرد زمان خود ستوده اند. در عين حال آن حضرت خود در گفتگويي با يكي از يارانش مي فرمايد:
    اني لمن اكثر اهل المدينه مالا(همانا از ثروتمندترين مردم مدينه هستم.)
    اهميت مسائل اقتصادي در اسلام به حدي است كه فقط بيش از 450 آيه از قرآن به آن اختصاص يافته و باتوجه به روش قرآن كه ايجاز و اختصار است اين تعداد كثير آيه نشان از اهميت موضوع دارد.
    علاوه بر اين دعاها و اذكار بسياري جهت كسب ثروت و نفي فقر از پيامبر اعظم (ص) و ائمه هدي عليهم السلام آمده مانند “اللهم اغن كل فقير” كه مستحب است در ماه مبارك رمضان هر روز خوانده شود .د ه ها و صدها دعا و ذكر ديگر علاوه بر آن هزاران حديث و گفته از پيشوايان دين در قدر و منزلت كوشش و تلاش در جهت رسيدن به رزق وسيع بيان گرديده كه در ذيل به پاره اي از آنها اشاره مي شود.
    پيامبر اعظم (ص) مي فرمايند: “نعم العون علي التقوي الله الغني” ثروت و بي نيازي بهترين كمك انسان در تقوي و پرهيزكاري است.)
    امام صادق (ع:) آن كس كه گردآوري ثروت را براي حفظ آبرو و اداي قرض و دستگيري از خويشاوندان دوست ندارد در او خيري نيست.
    علي عليه السلام: “ الفقر الموت الكبر” (مرگ بزرگتر، فقر است.)
    يا گاهي آن را هم پايه كفر مي داند و مي گويد: “كادالفقران يكون كفرا” (كفر و فقر چقدر به هم نزديكند.)
    ايضا از آن حضرت عليه السلام: فقر انسان باهوش را از اداي سخن لال مي كند.
    و ايضا؛ آدم فقير در شهر خود غريبانه زندگي مي كند.
    و حضرت در نهج البلاغه خطاب به فرزندش امام حسن مجتبي و يا طبق بعضي روايات به محمد بن حنفيه مي فرمايد: فرزندم من درباره تو از فقر سخت بيمناكم، از آن به خدا پناه ببر زيرا فقر موجب نقصان دين و سرگرداني عقل و دشمني است.
    و ايضا اگر فقر چون شخصي بر من مجسم مي شد او را مي كشتم.
    لذا باتوجه به مجموعه بيانات فوق كه حكم مشت در مقابل خروار را دارد ذكر اين نكته در اسلام كه فقر و فقير بودن مورد تمجيد قرار گرفته، يا از روي جهالت است و يا از روي غرض.
    البته همچنان كه در ابتداي مباحث فوق مطرح گرديد ثروت و توانمندي در اسلام في نفسه مطمح نظر نيست بلكه حكم وسيله براي رسيدن به هدف را دارد و لذا در قرآن و احاديث در بسياري از موارد، ثروت مورد طعن و رد قرار گرفته، چرا كه اين ثروت به جاي اينكه صاحبش را به سمت خدا و بهشت سير دهد او را از راه بازداشته و جهت عكس به حركت او مي دهد.
    به هر حال آن دنيايي كه نزد اهل بيت عليهم السلام مورد طعن و رد قرار گرفته دنيايي است كه رابطه انسان با خداوند را گسسته و از وسيله بودن خارج گرديده است. اين چنين دنيا و دنيا طلباني سد راه انبياي الهي (ع) قرار مي گيرند و با استفاده از اهرم ثروت، آنان را از انجام هدف الهي شان باز مي دارند و حق را وارانه جلوه مي دهند و اين است يكي از موارد مذمت ثروت و مال اندوزي در پاره اي از سور قرآن همچون سوره مباركه ماعون: “واي بر هر عيبجوي هرزه زبان، آن كس كه مالي جمع كرده و دائم به شمارش مشغول است. مي پندارد كه مال و دارايي دنيا عمر ابدش بخشد.”
    چنين دنيايي است كه اميرالمومنين (ع) آن را سه طلاقه مي سازد و به مردم دنيا طلب زمانش مي گويد: “اي مردم” اين دنياي شما در نزد من از استخوان بي گوشت خوكي كه در دست فردي جذامي باشد خوارتر است” همچنين دنياخواهان را مانند سگ هاي فريادكننده و درندگاني شكارجو به حساب مي آورد.
    دنيا و ثروت دنيا مقدمه اي مطلوب جهت رسيدن به امر آخرت است و اگر انسان در پرتو تعاليم الهي و با حفظ حدود شرع در پي آن باشد در حكم مجاهد في سبيل الله قلمداد مي شود. چنان كه شخصي به امام صادق عليه السلام گفت: “به خدا ما خواستار دنياييم و دوست داريم در اختيارمان قرار گيرد.
    امام (ع) پرسيد: دوست داري از آن چگونه بهره برداري كني؟ گفت: خود و عائله ام در آسايش باشيم.
    با آن صله رحم به جا آورم، صدقه دهم و از بيچارگان دستگيري نمايم و حج و عمره انجام دهم.
    فرمود: اين طلب دنيا نيست بلكه خواستن آخرت است.
    ثروت پشتوانه يك مومن براي امر آخرت اوست و بدين خاطر خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: “لاتوتوا السفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما (ترجمه: اموالتان را كه موجب قوام زندگي تان است در اختيار نادانان قرار ندهيد)
    مفهوم فقرزدايي از نظر اسلام با مفهوم رايج آن از لحاظ عرف جاري دنيا تفاوت هاي عميقي دارد، هدف اسلام اين است كه همه افراد انساني در رفاه و آسايش زندگي كنند و نيازهايشان برآورده شود و ناهماهنگي معيشت از بين برود. البته هميشه در جامعه افرادي از لحاظ استعداد و توانايي هايي وجودي بر گروه ديگري برتري دارند. اسلام در قبول اين تفاوت ها و تفاوت هاي درآمدي ناشي از اين استعدادها كه لازمه ضروري حركت اقتصاد جامعه است ترديدي ندارد ولي تفاوت درآمد با تفاوت در معيشت فرق مي كند. جهت روشن تر شدن مطالب فوق بهتر است به چند حديث ذيل توجه شود؛
    “اسحاق بن عمار به امام صادق (عليه السلام) گفت: از مال زكات مي توان به كسي 100 درهم داد؟ فرمود بلي، 200 درهم؟ بلي، 300 درهم؟ بلي، 400 درهم؟ بلي، 500 درهم؟ بلي تا وقتي كه او را غني و بي نياز كني.”
    “ابي بصير نقل مي كند كه امام صادق(عليه السلام) درباره كسي كه زكات به او واجب است ولي خودش بي نياز نيست بحث مي كرد، فرمود: با همان زكات وضع عائله خود را سر و سامان مي بخشد و اگر چيزي زياد آمد آن گاه به ديگران مي دهد و آن چه از زكات بر مي دارد براي خانواده اش خرج مي كند تا زندگي آنها را به حد ديگران برساند. در ادامه مي گويد از امام صادق پرسيدم آيا به شخصي هم كه هم خانه دارد و هم خادم، زكات داده مي شود فرمود: بلي.
    ايضا:
    ابوبصير مي گويد: به امام صادق عليه السلام گفتم: پيرمردي از دوستان ما، موسوم به عمر، كه آدم فقيري است از عيسي بن اعين پول خواسته است و او در جواب گفته: مقداري پول زكات در اختيار دارم، ولي چيزي به تو نمي دهم، زيرا ديدم كه گوشت و خرما خريدي. عمر گفت: يك درهم پول به دست آورده بودم، با يك سوم آن گوشت و با يك سوم آن مقداري خرما خريدم و باقي را براي حاجت ديگري نگه داشتم پس از اين اظهارات امام صادق عليه السلام فرمودند: خداوند در اموال ثروتمندان و فقرا نگريست آن گاه در اموال ثروتمندان حقي براي مستمندان قرار داد تا آن حد كه زندگي آنها در رفاه باشد لذا او از آن ثروت مي توانست به قدري به او بدهد كه او بخورد، بياشامد، بپوشد و ازدواج كند، صدقه بدهد و به حج رود.”
    از مجموعه احاديث فوق اين نكته روشن مي شود كه بين تفاوت سنتي كمك به فقرا از نظر ما و دين اسلام تفاوت چشمگيري وجود دارد. تصور رايج در ميان ما مسلمانان اين است كه تا حدي مي بايست از محل وجوهات شرعي و غير آن به فقير كمك كنيم كه رفع نيازي از مجموعه نيازهاي او بشود، در حالي كه تعاليم اصيل اسلامي نشانگر آن است كه كمك به فقير بايد به اندازه اي باشد كه فقر را به طور كلي از زندگي او برطرف كند و شخص را مستطيع در انجام پرداخت واجبات شرعي مثل حج، خمس و زكات نمايد و حتي افرادي كه از جهاتي مثل مسكن در رفاه قرار دارند ولي مجموعه امكانات آنها متناسب با شرايط وجودي آنها نيست بايد زير پوشش كمك هاي اسلامي (البته باتوجه به ضوابط اولويت بندي) قرار بگيرند.
    مثلاشخصي كه يك خانه 35 متري دارد و خود و عائله اش در آن زندگي مي كنند و هزينه خورد و خوراك خود را تامين مي نمايد، به علت اينكه مسكن او داراي شرايط استاندارد زندگي يك خانواده چند نفره نيست و در شان حيات و زندگي آنها نمي باشد بايد باتوجه به ضوابط در اولويت و نوبت دريافت كمك هاي شرعي قرار بگيرد.

منبع : magiran.com