آيات
1 - نهى از اسراف:
«كلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين» اعراف، 31
از نعمتهاى الهى بخوريد وبياشاميد ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.
2 - نهى از تبذير:
«و لا تبذر تبذيراً» اسراء، 26
و هرگز اسراف و تبذير نكنيد .
3 - تبذير و برادرى با شيطان:
«انّ المبذرين كانوا اخوان الشياطين» اسراء، 27
به تحقيق كه تبذير كنندگان برادران شيطانند .
4 - جايز نبودن اسراف در انفاق:
«والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا» فرقان، 67
بندگان خداى رحمان كسانى اند كه هرگاه انفاق كنند نه اسراف مىنمايند و نه سختگيرى .
5 - جايز نبودن اسراف در قتل (در مورد قصاص):
«ولا تقتلوا النفس الّتى حرّم اللَّه الّا بالحقّ و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلا يسرف فى القتل انّه كان منصوراً» اسراء، 33
و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده نكشيد جز به حق و آن كس كه مظلوم كشته شده براى ولىاش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم اما در قتل اسراف نكند چرا كه او مورد حمايت است .
6 - اسراف در سرمايه عمر:
«قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمةاللّه» زمر، 53
بگو اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد از رحمت خداوند نا اميد نشويد .
7 - عدم اطاعت از مسرفان:
«و لا تطيعوا امر المسرفين - الذين يفسدون فى الارض و لا يصلحون» شعراء، 152-151
و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد - همانها كه در زمين فساد مىكنند و اصلاح نمىكنند .
8 - فرعون نمونه مسرفان:
«و ان فرعون لعال فى الارض و انّه لمن المسرفين» يونس، 83
به درستى كه فرعون برترى جويى در زمين داشت و از اسراف كاران بود .
9 - به هلاكت رسيدن اهل اسراف:
«و اهلكنا المسرفين» انبياء، 9
اسراف كنندگان را هلاك كرديم .
10 - اسراف و عذاب الهى:
«و كذلك نجزى من اسرف و لم يؤمن بايات ربّه و لعذاب الاخرة اشدّ وابقى» طه، 127
و اينگونه جزا مىدهيم كسى را كه اسراف كند و به آيات پروردگارش ايمان نياورد و عذاب آخرت شديدتر و پايدارتر است .
روايات
1 - كمترين اسراف
قال الصادقعليه السلام : «ادنى الاسراف هراقة فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون و القاء النوى».
كمترين حدّ اسراف دور ريختن ته مانده ظرف و ناچيز شمردن جامه تن و دور افكندن هسته ميوه است. (وسائل / 3 / 384)
2 - اسراف نشانهى نفاق
قال علىعليه السلام : «احذّركم اهل النفاق ... ان حكموا اسرفوا».
شما را از اهل نفاق بر حذر مىدارم... آنها وقتى قضاوت مىكنند اسراف مىكنند . (بحار / 72 / 177)
3 - نشانههاى اسراف كننده
قال الصادقعليه السلام : «للمسرف ثلاث علامات يشترى ما ليس له و يلبس ما ليس له و يأكل ما ليس له».
براى اسراف كار سه نشانه است: آنچه را كه لازم نيست مىخرد، آنچه را كه لازم نيست مىپوشد و آنچه را كه لازم نيست مىخورد . (بحار / 72 / 206)
4 - مفهوم اسراف
قال الصادقعليه السلام : «ليس فيما اصلح البدن اسراف ... انّما الاسراف فيما اتلف المال و اضرّ بالبدن».
در آنچه صرف اصلاح تن مىگردد اسراف نيست، اسراف در نابود ساختن مال است و آنچه كه به بدن ضرر مىرساند . (بحار / 75 / 303)
5 - اسراف از برنامههاى شيطان
قال العسكرىعليه السلام : «... عليك بالاقتصاد و اياك والاسراف فانه من فعل الشيطنة».
بر تو باد به ميانه روى و از اسراف بپرهيز كه از كارهاى شيطان است . (غرر الحكم / 5188)
6 - آثار اسراف
الف - زوال نعمت؛ قال الكاظمعليه السلام : «من بذّر و اسرف زالت عنه النعمة».
كسى كه ريخت و پاش و اسراف كند، نعمت از او زايل مىشود . (بحار/78/327)
ب - اندك شدن بركت؛ قالالصادقعليه السلام : «انّ مع الاسراف قلّة البركة».
همانا اسراف كردن همراه با اندك بودن بركت است . (وسائل/10/261)
ج - عدم ستايش؛ قال علىعليه السلام : «ذر السرف فانّ المسرف لا يحمد جوده و لا يرحم فقره».
اسراف را رها كن زيرا شخص اسراف كننده نه ستايش از بخشش او مىشود و نه مورد رحم قرار مىگيرد. (بحار / 50 / 292)
7 - عدم صدق اسراف در كارهاى نيك
قال علىعليه السلام : «الاسراف مذموم فى كل شىء الاّ فى افعال البرّ».
اسراف جز در كارهاى نيك ناپسند است . (غررالحكم/1 / 83)
8 - نمونهى اسراف
قال الصادقعليه السلام : «انّما السرف ان تجعل ثوب صونك ثوب بذلتك».
همانا اسراف در اين است كه لباسى كه نگهدارنده تو است آن را لباس كار قرار دهى . (مكارم الاخلاق / 117)
اشاره
حضرت رضاعليه السلام شخصى را مشاهده كردند كه ميوهاى را كاملاً نخورد و آن را از منزل خود به دور انداخت. امامعليه السلام غضب نمودند و فرمودند: چرا اين كار را انجام دادى اگر شما بىنياز هستيد به افراد نيازمند در جامعه اطعام كنيد.
1 - نهى از اسراف:
«كلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين» اعراف، 31
از نعمتهاى الهى بخوريد وبياشاميد ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.
2 - نهى از تبذير:
«و لا تبذر تبذيراً» اسراء، 26
و هرگز اسراف و تبذير نكنيد .
3 - تبذير و برادرى با شيطان:
«انّ المبذرين كانوا اخوان الشياطين» اسراء، 27
به تحقيق كه تبذير كنندگان برادران شيطانند .
4 - جايز نبودن اسراف در انفاق:
«والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا» فرقان، 67
بندگان خداى رحمان كسانى اند كه هرگاه انفاق كنند نه اسراف مىنمايند و نه سختگيرى .
5 - جايز نبودن اسراف در قتل (در مورد قصاص):
«ولا تقتلوا النفس الّتى حرّم اللَّه الّا بالحقّ و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلا يسرف فى القتل انّه كان منصوراً» اسراء، 33
و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده نكشيد جز به حق و آن كس كه مظلوم كشته شده براى ولىاش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم اما در قتل اسراف نكند چرا كه او مورد حمايت است .
6 - اسراف در سرمايه عمر:
«قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمةاللّه» زمر، 53
بگو اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد از رحمت خداوند نا اميد نشويد .
7 - عدم اطاعت از مسرفان:
«و لا تطيعوا امر المسرفين - الذين يفسدون فى الارض و لا يصلحون» شعراء، 152-151
و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد - همانها كه در زمين فساد مىكنند و اصلاح نمىكنند .
8 - فرعون نمونه مسرفان:
«و ان فرعون لعال فى الارض و انّه لمن المسرفين» يونس، 83
به درستى كه فرعون برترى جويى در زمين داشت و از اسراف كاران بود .
9 - به هلاكت رسيدن اهل اسراف:
«و اهلكنا المسرفين» انبياء، 9
اسراف كنندگان را هلاك كرديم .
10 - اسراف و عذاب الهى:
«و كذلك نجزى من اسرف و لم يؤمن بايات ربّه و لعذاب الاخرة اشدّ وابقى» طه، 127
و اينگونه جزا مىدهيم كسى را كه اسراف كند و به آيات پروردگارش ايمان نياورد و عذاب آخرت شديدتر و پايدارتر است .
روايات
1 - كمترين اسراف
قال الصادقعليه السلام : «ادنى الاسراف هراقة فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون و القاء النوى».
كمترين حدّ اسراف دور ريختن ته مانده ظرف و ناچيز شمردن جامه تن و دور افكندن هسته ميوه است. (وسائل / 3 / 384)
2 - اسراف نشانهى نفاق
قال علىعليه السلام : «احذّركم اهل النفاق ... ان حكموا اسرفوا».
شما را از اهل نفاق بر حذر مىدارم... آنها وقتى قضاوت مىكنند اسراف مىكنند . (بحار / 72 / 177)
3 - نشانههاى اسراف كننده
قال الصادقعليه السلام : «للمسرف ثلاث علامات يشترى ما ليس له و يلبس ما ليس له و يأكل ما ليس له».
براى اسراف كار سه نشانه است: آنچه را كه لازم نيست مىخرد، آنچه را كه لازم نيست مىپوشد و آنچه را كه لازم نيست مىخورد . (بحار / 72 / 206)
4 - مفهوم اسراف
قال الصادقعليه السلام : «ليس فيما اصلح البدن اسراف ... انّما الاسراف فيما اتلف المال و اضرّ بالبدن».
در آنچه صرف اصلاح تن مىگردد اسراف نيست، اسراف در نابود ساختن مال است و آنچه كه به بدن ضرر مىرساند . (بحار / 75 / 303)
5 - اسراف از برنامههاى شيطان
قال العسكرىعليه السلام : «... عليك بالاقتصاد و اياك والاسراف فانه من فعل الشيطنة».
بر تو باد به ميانه روى و از اسراف بپرهيز كه از كارهاى شيطان است . (غرر الحكم / 5188)
6 - آثار اسراف
الف - زوال نعمت؛ قال الكاظمعليه السلام : «من بذّر و اسرف زالت عنه النعمة».
كسى كه ريخت و پاش و اسراف كند، نعمت از او زايل مىشود . (بحار/78/327)
ب - اندك شدن بركت؛ قالالصادقعليه السلام : «انّ مع الاسراف قلّة البركة».
همانا اسراف كردن همراه با اندك بودن بركت است . (وسائل/10/261)
ج - عدم ستايش؛ قال علىعليه السلام : «ذر السرف فانّ المسرف لا يحمد جوده و لا يرحم فقره».
اسراف را رها كن زيرا شخص اسراف كننده نه ستايش از بخشش او مىشود و نه مورد رحم قرار مىگيرد. (بحار / 50 / 292)
7 - عدم صدق اسراف در كارهاى نيك
قال علىعليه السلام : «الاسراف مذموم فى كل شىء الاّ فى افعال البرّ».
اسراف جز در كارهاى نيك ناپسند است . (غررالحكم/1 / 83)
8 - نمونهى اسراف
قال الصادقعليه السلام : «انّما السرف ان تجعل ثوب صونك ثوب بذلتك».
همانا اسراف در اين است كه لباسى كه نگهدارنده تو است آن را لباس كار قرار دهى . (مكارم الاخلاق / 117)
اشاره
حضرت رضاعليه السلام شخصى را مشاهده كردند كه ميوهاى را كاملاً نخورد و آن را از منزل خود به دور انداخت. امامعليه السلام غضب نمودند و فرمودند: چرا اين كار را انجام دادى اگر شما بىنياز هستيد به افراد نيازمند در جامعه اطعام كنيد.