گفتيم كه از اساسي ترين احكام عقلي و مقولات و مفاهيم ديني مورد تاكيد ائمه اطهار (عليهم السلام) و مرشدان و هاديان ديني، حفظ و رعايت اعتدال و ميانهروي در تمامي امور و اجتناب شديد از افراط و تندروي يا تفريط و كندروي بوده است. نيز گريزي به بحث اسراف و زياده روي و بررسي معناي لغوي، حدود و عوامل اسراف پرداخته و سپس به بررسي و تبيين عوامل اسراف مبادرت ورزيديم. تاكنون چهار عامل خودنمايي، تربيت غلط خانوادگي، فساد اخلاقي و تقليد را مورد بررسي قرار داده و هماينك به بررسي عامل پنجم يعني وسواس اقدام مي نماييم.
وسواس
حضرت امام خميني(ره) در كتاب چهل حديث خويش در بيست و پنجمين حديث به “ وسواس” و علاج اين حالت ميپردازند. ايشان، اين مبحث از چهل حديث را با روايتي از امام صادق (ع) چنين آغاز مي كند:
عبدالله بن سنان مي گويد: ” براي امام صادق(ع) از مردي كه در وضو و نماز به وسواس مبتلا بود، ياد كردم و گفتم كه او مردعاقلي است، امام صادق(ع) فرمود: چه عقلي براي اوست و حال آن كه از شيطان پيروي مي كند؟ از آن حضرت پرسيدم كه چگونه شيطان را پيروي مي كند؟ حضرت فرمود: ” از او سوال كن اين حالت كه به او دست مي دهد از كجا مي آيد؟ خواهد گفت: [ اين حالت] از عمل شيطان است. ”
وسواس يكي از شايع ترين اختلالات و بيماريهاي رواني است و متخصصان روان شناسي و روان پزشكان تعاريف گوناگوني را از اين بيماري ارائه داده اند. اين بيماري شامل فكر، احساس يا تصورات عود كننده و مزاحم براي شخص است كه در او ايجاد اضطراب مي كند. در نتيجه تعادل فرد به دنبال اين بيماري به هم مي خورد و او در سازگاري با محيط دچار مشكل مي شود. از نظر روانكاوان نيز وسواس يك بيماري ناخودآگاه است كه اختيار و آزادي را از فرد سلب مي كند و او را وامي دارد تا رفتاري را برخلاف ميل و خواسته اش انجام دهد. اگرچه اكثر بيماران به بيمارگونه بودن رفتارشان آگاهي دارند ولي قادر به رها شدن از آن نيستند.
علامت اساسي اختلال شخصيت وسواسي- جبري شامل نظم گرايي، كمال گرايي و كنترل رواني است. افراد مبتلا به اين اختلال تلاش مي كنند تا از طريق توجه دقيق به موازين، جزئيات ريز، فهرستها و برنامه ها بر همه امور كنترل داشته باشند. آنها داراي دقت افراطي اند، كارها را تكرار مي كنند، به جزئيات توجه فوق العاده دارند و به طور مكرر اشتباه احتمالي را كنترل مي كنند. آنها نسبت به اين حقيقت كه اطرافيانشان در برابر تاخيرها و ناراحتيهايي كه از اين رفتار ناشي مي شود دلخور مي شوند، توجهي ندارند. مثلا وقتي چنين افرادي فهرستي از كارهايي را كه بايد انجام دهند گم مي كنند به جاي اين كه با كمك گرفتن از حافظه لحظاتي را صرف بازنويسي فهرست آن كارها كنند و به انجام آن كارها بپردازند، زمان زيادي را صرف جستجوي آن فهرست مي كنند. براي كارها زمان كافي تخصيص نمي دهند و مهمترين كارها براي لحظه آخر گذاشته مي شود. افراد مبتلا به اين اختلال به بهانه كنار گذاشتن فعاليت هاي تفريحي، اوقات خود را به طور مفرط وقف كار و بهره وري مي كنند، ممكن است تمركز زيادي بر كارهاي روزمره خانگي داشته باشند (مثلا تميز كردن مفرط و تكراري منزل.) اين افراد در مورد مسائل اخلاقي يا ارزش ها به طور افراطي وظيفه شناس، جدي و انعطاف ناپذير هستند و ممكن است خود و ديگران را مجبور كنند كه در عملكرد از اصول اخلاقي خشك و معيارهاي خيلي سخت پيروي كنند. آنها در مورد اشتباهات خود از خود به طور بي رحمانه انتقاد مي كنند. اين افراد گرفتار نظم افراط گونه اي هستند كه بر تمام روابطشان سايه مي اندازد.
القاي شيطان
وسوسه و شك از القائات شيطان است، همان طور كه طمانينه و خلوص و ثبات از الطاف خداوند رحمان مي باشد.
توضيح آنكه قلب انسان داراي دو وجه ميباشد: وجهي به دنيا مربوط است و وجهي به آخرت. هر گاه وجه دنيايي در قلب، نيرومند شد و يكسره به آباداني دنيا پرداخت و به لذت هاي دنيايي مشغول گرديد، القائاتي شيطاني در آن پيدا مي شود كه همه منشا خيال ها و گمان هاي باطل خواهند بود، دراين حالت اراده نيز تابع اين القائات مي شود و در ادامه، اعمال انسان نيز شيطاني مي شوند و طبعا وسوسه، شك، ترديد و خيال هاي باطل در بدن موثر واقع مي شوند. متقابلا هر گاه انسان متوجه آباداني امور آخرت گردد و به عالم غيب و ملكوت توجه نمايد، حالت استغاثه، اطمينان و طمانينه در قلب ايجاد مي شود و در نتيجه اعمال ظاهر و باطن بر موازين حكمت و عقل صورت خواهند گرفت. متناسب اين مقوله روايتي از امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا (ص) است: “ نيست مومني مگر اينكه براي قلبش دو گوش است، گوشي كه در آن فرشته ميدمد و گوشي كه در آن شيطان وسوسه كن مي دمد، خداوند مومن را به فرشته تائيد مي كند. ”
مغايرت با احكام ديني
وسوسه و وسواس از القائات و اعمال شيطان است، شاهد بر اين ادعا آن است كه اين كار با احكام دين و آثار و اخبار اهل بيت سلام الله عليهم اجمعين، مغايرت دارد.
مثلا هنگامي كه كيفيت وضوي رسول خدا(ص) را در روايات مورد بررسي قرار داده، و اين نحوه وضو گرفتن را با وضو گرفتن افراد مبتلا به وسواس مقايسه كنيم، چگونه مي توان اين دو را منطبق نمود؟ وضوي افراد وسواسي بر فتواي كدام فقيه منطبق است؟
نكته جالب اينكه بسياري از افراد وسواسي در امور دين و اعتقادات مذهبي، اين وسواس را تنها در امور غير مالي كه هيچ هزينه يا هزينه مستقيم براي ايشان ندارد اعمال نموده و در مسائلي چون خمس، زكات، ديات، كفارات و نذر ها و... بدون هيچگونه وسواسي از پرداخت ريالي بيشتر امتناع ورزيده و مدعي شرع و عمل دقيق بدان ميشوند. !!!
چگونه است كه افراد وسواسي از هر گونه طعامي استفاده كرده و در استفاده از طعام و طهارت و پاكي آن و شبهه ناك بودن يا نبودن آن دقت لازم را مبذول نميكنند اما پس از خوردن غذا دست و دهان خود را به خاطر همان حالت وسواس آب ميكشند! اگر اهل طهارت واقعي هستند، چرا به حلال و حرام بودن غذا مقيد نيستند؟
لذا همانطور كه گفته شد، وسواسي بودن از بيماريهاي رواني است كه اضافه بر هدر دادن عمر و فرسودن اعصاب و قواي روحي و جسمي، از موجبات و ريشه هاي اسراف محسوب مي شود.
به عنوان نمونه، ممكن است كسي در موضوع ضيافت و پذيرايي از ميهمان، دچار وسواس باشد كه با وجود تهيه غذايي مناسب براي ميهمان، باز هم مرتب از اينكه نكند به طور شايسته از او پذيرايي به عمل نياورده باشد، دچار ناراحتي شود و به دنبال آن در جهت فراهم كردن سفره اي پرخرج و سنگين، به ورطه اسراف و تبذير درافتد.
و نيز كسي كه در نوع پوشش، از كفش و لباس و يا وسايل و لوازم منزل دچار وسواس است، همواره در انديشه تعويض و تبديل به احسن به سر مي برد و با مشكل، از داشتن نوع معيني از لباس و يا وسيله زندگي راضي مي شود و هميشه فكر مي كند، آنچه دارد در خور او نيست و با شان او مناسبتي ندارد. اين گونه افراد، وقتي براي خريد هم به بازار مي روند، تا جان خود و همراهانشان را به لب نرسانند، به چيزي براي خريداري رضايت نمي دهند و مجبورند اوقاتي از عمر گرانبهاي خود را در پاساژها و مغازه ها و در حال خريد به سر ببرند و ناگفته پيداست كه در اين ميان چه بلايي بر سر اموال و سرمايه زندگي خويش وارد مي آورند.
همين طور شخصي كه دروضو يا غسل گرفتار وسواس است، خيال مي كند با اين عمل وضو و غسلش بهتر و كامل تر انجام مي گيرد و چه بسا اعمال ديگران را نيز باطل فرض مي كند؛ ولي توجه ندارد كه خود اين عمل، مخالف سيره رسول اكرم است؛ زيرا بر طبق روايات معتبر، آن حضرت براي تمام اعمال وضو، تنها سه مشت آب به مصرف مي رسانيد. و نيز مفاد روايات درباره غسل، حاكي است كه صرف رسيدن آب و جريان آن بر پوست بدن كفايت مي كند. ولذا آنچه را وسواسي اعمال مي كند، چيزي جز اسراف و تبذير نخواهد بود و در حديثي حضرت امام صادق (ع) مي فرمايند:.
خداوند فرشته اي دارد، كه اسراف در وضو را مانند دشمني با خدا ثبت مي نمايد.
و همچنين ممكن است، بعضي در مورد نظافت شخصي دچار اين عذاب روحي باشند و در حال استحمام و يا شستن لباس ها و ظروف غذا و مانند آن، گرفتار حالت وسواس باشند و بدين وسيله، اين نعمت عظيم خداوندي و مايه حيات را به نابودي بكشانند.