ساخت دستگاهی برای صرفه جویی در مصرف آب هنگام وضو گرفتن ..

 

یک شرکت مالزیایی دستگاهی ابداع کرده که می تواند به مسلمانان کمک کند با مصرف کمترین مقدار آب، وضو بگیرند.
به گزارش رویترز، این دستگاه سبز رنگ مجهز به سنجنده های خودکار است که به صرفه جویی در مصرف آب برای وضو گرفتن کمک می کند.
در شیوه وضو گرفتن اهل سنت علاوه بر دستها و صورت، پاها نیز شسته می شود که نیازمند مصرف آب زیادی است.
بیش از یک میلیارد و 700 میلیون مسلمان در جهان زندگی می کنند که بخش عمده ای از این جمعیت در آفریقا و خاورمیانه که منابع آبی اندکی دارند، بسر می برند.
مخترعان این دستگاه قصد دارند با سرمایه گذاری کشورهای ثروتمند آفریقا و خاورمیانه، دستگاه خود را تا شش ماه آینده به بهای سه تا چهار هزار دلار وارد بازار کنند.
آنتونی گومز رییس شرکت AACE می گوید: این دستگاه نسبت به شیوه های معمولی وضو گرفتن که میزان زیادی آب را به هدر می دهد، صرفه جویی بیشتری در میزان آب مصرفی دارد.
این وسیله که 1/56 متر ارتفاع دارد و تنها 1/3 لیتر آب برای انجام وضو مصرف می کند که در مقایسه با شیوه های رایج وضو گرفتن آب کمتری هدر می رود.
در شیوه های کنونی معمولا در هنگام وضو گرفتن که می تواند چندین دقیقه به طول بینجامد شیر آب همچنان باز می ماند.
به گفته گومز، در آیین حج دو میلیون مسلمان 50 میلیون لیتر آب برای وضوی روزانه خود مصرف می کند که با نصب این دستگاه روزانه 40 میلیون لیتر در مصرف آب صرفه جویی می شود.
مقامات شرکت سازنده مالزیایی با اشاره به اینکه دوبی قصد دارد این دستگاه را در فرودگاه های خود بکار گیرد افزودند: این دستگاه در مدت دو سال و با صرف 2/5 میلیون دلار انجام شده است.
این شرکت قصد دارد محصول خود را در طرحهای قابل نصب به دیوار، به مساجد و ادارات کشورهای مسلمان عرضه کند.
به گفته آنها این دستگاه در راستای آموزه های اسلامی ساخته شده است.


 

نگاهی به زندگی رهبر..


ساده زیستی
 

ساده همچون آینه

 

زندگی مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای، بسیار ساده و در پایین ترین سطح و با كم ترین امكانات می باشد.

 

معظم لَه مانند معمولی ترین افراد جامعه زندگی می‌كنند. ما زمانی خدمت ایشان رفتیم و از آقا درخواست نمودیم تا اجازه بفرمایند از داخل منزلشان و وضیعت زندگیشان فیلم‌برداری كنیم، تامردم وضیعت زندگی رهبر خود را ببینند و بفهمند كه ایشان چگونه زندگی می كنند. آقا فرمودند: «اگر شمابخواهید زندگی مرا نشان بدهید می ترسم خیلی‌ها باور نكنند.»

 

راوی: سید علی اکبر حسینی

 

                                                               *********************

 

  پناه بردن به موكت

 

نه از باب این كه رهبر عزیزانقلاب ما به این حرف ها نیاز داشته باشند، بلكه وظیفه خود می دانم تا این مهم را به مردم مسلمان وانقلابی ایران بگویم. من از داخل منزل ایشان مطلع هستم. مقام معظم رهبری درخانه، بیش از یك نوع غذا در سفره ندارند. خانواده ی معظم لَه روی موكت زندگی می كنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یك فرش مندرس آن جا بود. من از زبری آن فرش به موكت پناه بردم!

 

راوی: مرحوم حاج سید احمد خمینی

 

                                                                 *********************

 
ایـن غـذا مـال بیـت المال است ، شما هم مهمان بیت المال هستید . برای بچه ها جایز نیست كه بر سر این سفره بنشینند
 

.شامی در محضر آقا

 

روزی كه در منزل مقام رهبری، در خدمت ایشان بودم، بحث قدری به طول انجامید و نزدیك مغرب شد. پس از نماز، معظم لَه با مهربانی به من فرمودند: «آقا رحیم! شام را مهمان ما باشید.» بنده در عین حال كه این را توفیقی می دانستم، خدمتشان عرض كردم: «اسباب زحمت می شود.» مقام معظم رهبری فرمودند: «نه، بمانید ؛ هرچه هست با هم می خوریم.» وقتیكه سفره را گشودند و شام را آوردند، دیدم شام چیزی جز املت ساده نیست!

 

راوی: سردار سید رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه          

 

  

گل

ساده و کم خرج

مصرف گوشت خانه‌ی آیت الله خامنه ای در زمان ریاست جمهوری تنها از طریق كوپن بود. ایشان درآن زمان به من فرمودند: «من تاكنون غیرازهمان گوشت كوپنی كه به همه مردم داده می شود گوشت دیگری از بازار نخریده ام.» امروز هم زندگی ایشان مثل زندگی مردم محروم ومستضعف است. 

 

راوی: آیت الله مصباح یزدی                                           

 

 

 

خانه ای كوچك و غذایی ساده

 

زمانی كه مقام معظم رهبری در ایرانشهرتبعید بودند، در ساختمانی كه یك اتاق و یك آشپزخانه داشت زندگی می كردند. همین مكان كوچك هر روز پذیرای تعداد زیادی از مهمانانی بود كه از راه های دور و نزدیك به آن جا می آمدند. من هم توفیق داشتم كه در آن روزها به دیدن ایشان بروم. چون به ایرانشهر رفتم وآقا را زیارت كردم، دیدم كه تك و تنهایند و كسی كمك كار ایشان نیست. تصمیم گرفتم چند روز در آنجا بمانم و به معظم لَه كمك كنم. درتمام روزهایی كه من در محضر آقا بودم، غذای ایشان و مهمان ها سیب زمینی، نیمرو و تخم مرغ آب پز بود.

 

راوی: حجت الاسلام والمسلمین سید علی اصغر باقی‌زاده

 

                                                                    **********************

 

  ساده زیستی آقا

 

با اینكه مقام معظم رهبری می توانند از همه ی امكانات مادی بهره مند شوند، سطح زندگی خصوصی ایشان از سطح زندگی یك شهروند معمولی پایین تر است. معظم لَه علاوه بر این كه از یك زندگی معمولی سطح پایین بهره می برند، دائماً به مسئولان سفارش می كنند: «مواظب زندگی خود باشید. اسراف نكنید.» آیت الله خامنه ای معتقدند كه مردم را باید عملاً به ساده زیستی دعوت نمود. خودشان در صف مقدم این دعوت هستند. خود آقا هم در زندگی خصوصی شان، دقیقاً همین طور عمل می كنند. معظم له نه حقوق از جایی دریافت می كنند و نه از وجوهاتی كه از اطراف و اكناف خدمت ایشان می آید، برای زندگی شخصی خود استفاده می كنند. فرزندان آقا هم همین طور زندگی می كنند و همین سادگی و ساده زیستی را دارند.

 

 راوی: حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی

 
ایشان در مناسبت های خاصی كه برنامه خواندن صیغه ی عقد دارند، قبل از اجرای عقد، حدود یك ربع، عروس و داماد و خانواده های آن ها را به رعایت صرفه جویی دعوت می نمایند و می فرمایند: «خرج های گزاف نداشته باشید؛ تشریفات و ریخت و پاش نداشته باشید.» 
 
گل

 

صف نانوایی

چند سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بود كه ایشان در حال مبارزه با رژیم شاه بودند . مأموران شاه ، همه جا به دنبال ایشان بودند و هر لحظه امكان داشت كه دستگیر شوند . یك روز كه من برای خرید نان در صف ایستاده بودم ایشان هم آمدند و در صف ایستادند . میان من و ایشان دو نفر فاصله بود . من بعد از سلام و احوالپرسی گفتم : حاج آقا ! چند تا نان می خواهید ؟ اجازه بدهید برایتان بگیرم . ایشان با فروتنی فرمودند : « چون بین من و شما دو نفر در صف هستند . من خودم نان می گیرم تا حق این دو نفر از بین نرود .»

 

راوی: یكی از همسایگان رهبری در مشهد

 

                                                                    **********************

 

غذای بیت المال

 

یك روز مهمان مقام معظم رهبری بودم . سفره را كه گستردند ، فرزند ایشان نیز نشسته بـود . آیت الله خامنه ای به وی نگاهی كردند و فرمودند : « پاشو برو ! » من خدمت ایشان عرض كردم : اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند ؛ من از او خواستم كه با هم باشیم . آقا فرمودند : « ایـن غـذا مـال بیـت المال است ، شما هم مهمان بیت المال هستید . برای بچه ها جایز نیست كه بر سر این سفره بنشینند . آنها به منزل بروند و از غذای خانه بخورند » من در آن لحظه فهمیدم كه خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا داده است . 

راوی: آیت‌الله جوادی آملی 

                                                                   *********************** 

منبع:تبیان

 

شيوه‌هاي طراحي، توليد و مديريت پيام در برنامه‌ها يا هدف تغيير سبک زندگي از مصرف بي‌رويه به صرفه‌جويي

 
«مطالعه موردي برنامه راديويي پيمانه»
 
 
چکيده:
سال 1388 از طرف رهبر معظم انقلاب، به نام سال اصلاح الگوي مصرف مزين شده است؛ خوشبختانه صداي شبکه استان خراسان رضوي با احساس مسئوليت نسبت به اين رسالت فرهنگي به توليد و بخش برنامه‌اي در رابطه با مهمترين هدف سال نظام (اصلاح الگوي مصرف)، تحت عنوان برنامه (پيمانه) همت گماشته است.
مساله اساسي اين پژوهش، بررسي محتوايي برنامه راديويي اصلاح الگوي مصرف و بررسي ميزان تطابق اين برنامه با محورها، شاخص‌ها و ابعاد اصلاح الگوي مصرف و بررسي ميزان توفيق آن در اهداف مي‌باشد.
بررسي و تحليل محتواي اين برنامه، ضمن مشخص نمودن ميزان همخواني اين برنامه با راهبردهاي توليدات برنامه‌اي ويژه سال اصلاح الگوي مصرف، راهگشاي تهيه و پخش برنامه بهتر خواهد بود.
در اين تحقيق برنامه راديوي پيمانه، به دو روش "اسنادي" و "تحليل محتوا" مورد پژوهش قرار گرفت؛ تا نقاط قوت و ضعف برنامه شناسائي وراهکارهاي لازم براي گروه برنامه‌سازي ارائه شود.
نتايج تحقيق نشان مي‌دهد که:
ـ از مجموع تحليل محتواي کليه گفتارهاي مرتبط با موضوع اصلاح الگوي مصرف در برنامه راديويي پيمانه (شامل 359 گفتار)، 37.9 درصد از گفتارهاي برنامه پيمانه، مصاحبه و گفتگو، 25.1 درصد از گفتارها، گفتار مجري، 11.1درصد از اين گفتارها، گزارش، 10درصد از اين گفتارها، خبر 8.6درصد، گفتار (کلام) مقام معظم رهبري، 5.3درصد، نمايش راديويي و 1.9درصد از گفتارها، مربوط به ساير موارد مي‌شود.
ـ در ميان شاخص‌هاي مربوط به توليدات برنامه براساس دستورالعمل اصلاح الگوي مصرف، شاخص ترويج فرهنگ صرفه‌جويي بيشتر از ساير شاخص‌ها و شاخص الگوسازي از ساده زيستي مفاخر و بزرگان دين در زمينه اصلاح الگوي مصرف، کمتر از ديگر شاخص‌ها در برنامه راديويي پيمانه انعکاس يافته است.
ـ از مجموع 64048 ثانيه برنامه توليدي پيمانه از فروردين ماه سال جاري تا ابتداي مهرماه سال جاري، بيشترين حجم برنامه به لحاظ ساختاري مربوط به مقوله مصاحبه و گفتگو، سپس گفتار مجري (گوينده)، سپس موسيقي، سپس گزارش، سپس نمايش راديويي و سپس خبر مي‌باشد.
ـ به لحاظ فراواني موضوعات مطرح شده در گفتارهاي برنامه پيمانه، بيشترين فراواني مطلب مربوط به مقوله موضوعي "معرفي استانداردهاي ملي و بين‌المللي کالاها و خدمات با هدف ترويج مصرف کالاي با کيفيت و بادوام حذف کالاهاي بي‌کيفيت"، و کمترين فراواني، مربوط به مقوله موضوعي
" بررسي و مقايسه الگوي مصرف در جامعه ما و برخي کشورهاي توسعه يافته با هدف معرفي شيوه‌هاي موثر مديريت مصرف و تغيير نگرش‌هاي غلط"، مي‌باشد.
ـ کلمات کليدي: برنامه راديويي پيمانه، اصلاح الگوي مصرف، راهبردهاي رسانه، صداي خراسان رضوي، تحليل محتوي.

 

بستر و روش شناسي اصلاح الگوي مصرف ..

 
نويسنده مقاله، كوشيده است كه به واكاوي چگونگي بستر و روش شناسي اصلاح الگوي مصرف پرداخته و نگاهي اجمالي به بايدها و نبايدهاي فردي و اجتماعي موضوع داشته باشد. اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.

اصلاح الگوي مصرف و توجه عمومي مردم به دوري از اسراف و تبذير امري است كه اگر با بسترسازي و تمهيدات لازم انجام پذيرد موجب حل مشكلات بسيار فردي و اجتماعي مردم مي شود.
نويسنده مقاله، كوشيده است كه به واكاوي چگونگي بستر و روش شناسي اصلاح الگوي مصرف پرداخته و نگاهي اجمالي به بايدها و نبايدهاي فردي و اجتماعي موضوع داشته باشد. اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.
مذمت اسراف
«مسئله» اسراف و غيرمنطقي بودن رفتار مصرفي جامعه، از مدت ها قبل مدنظر رهبر معظم انقلاب اسلامي بوده است.
از زواياي متعدد و مختلف به ويژه از منظر «جوشش چشمه اي» آن را مطرح و مورد مطالعه قرار داده اند. به عنوان نمونه در تاريخ 5/9/1375 با مخاطب قراردادن مسئولين مي فرمايند: «البته بالاترين و واجب ترين زهدها اين است كه انسان از حرام پرهيز كند؛ پارسايي كند؛ دامن را پاك نگه دارد و زهد بورزد.» (بسيج و تفكر بسيجي، ص 51)
اسراف يكي از مصاديق حرام است و در تاريخ
5/6/1380 در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت مي فرمايند: «عزيزان من! اين نكته را در اين جا بگويم؛ از جمله چيزهايي كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كند مي كند، نمود اشرافي گري در مسئولان بالاي كشور است؛ از اين اجتناب كنيد. اشرافي گري دو عيب دارد؛ عيب دومش از عيب اولش بزرگتر است. عيب اول اشرافي گري اسراف است- اشرافي گري حلال را مي گويم؛ يعني آن چيزي كه پولش از راه حلال و بحق به دست آمده- اما عيب دوم بدتر است و آن اين است كه فرهنگسازي مي كند، يعني چيزي براي مسابقه دادن همه درست مي كند.»
(همان، ص 483- 484)
از طرفي ايشان موضوع عدالت را همواره گوشزد كرده اند و اكنون دهه چهارم انقلاب اسلامي را دهه تحقق عدالت خوانده اند، در تايخ 1/1/1376 در حرم امام هشتم عليه السلام مي فرمايند: «نظام اسلامي، نظام عدالت است» (همان، ص 244)، مطالبه عدالت يعني بايد همواره اين مهم را مطالبه كرد و براي تحقق آن خاموش نشد! و در طليعه دهه چهارم انقلاب اسلامي اصلاح الگوي مصرف تسهيل كننده مسير عدالت و پيشرفت مي دانند.
مصرف و اسراف
معني مصرف، «جاي صرف و خرج كردن و محل خرج» است، همانجايي كه بايد براي آن مايه گذاشت! اين مايه هم مي تواند مادي باشد و هم معنوي.
به تعبير ديگر؛ مصرف، همانجايي است كه بايد انجام شود و اسراف زياد از حد خرج كردن يا صرف كردن و نابه جا خرج و صرف كردن است. آيا همه به طور كامل مي دانيم عمر و مالمان، فرصت و تجهيزات در اختيارمان، منابع طبيعي و غيرطبيعي تحت مسئوليتمان و... را در جاي خود خرج و صرف كنيم؟! با طرح موضوع «اصلاح الگوي مصرف» از سوي رهبر معظم انقلاب، به اين نتيجه مي رسيم كه در ادبيات، فرهنگ و رفتار آحاد جامعه داراي مشكل و معضل هستيم!
با درك معني مصرف و اسراف و موضوع شدن آن براي اصلاح الگوي آن به اين نتيجه مي رسيم كه وضعيت كنوني مشكل دارد. در نتيجه بايد به شناخت زمينه هاي شكل گيري وضعيت موجود توجه داشت، آن را مطالعه كرد، تحليل نمود و عوامل ظهور و بروز آن را مشخص نمود.
عوامل و زمينه هاي شرايط موجود
براي تحقق اصلاح الگوي مصرف و شناخت بستر و راه و روش هاي آن، نيازمند شناسايي عوامل و زمينه هاي وضع موجود هستيم. در بررسي و شناخت عوامل و زمينه ها لازم است به تفكيك بخش ها و حوزه هاي آن پرداخت.
الف) عوامل و زمينه هاي دروني
خانواده، ادبيات اجتماعي، گروه ها و انجمن هاي صنفي، تخصصي، آيين هاي ملي و قومي، اقليم، نظام آموزشي، ساختار ارتباطي و...
ب) عوامل و زمينه هاي بيروني
تجاوز و اشغال،نفوذ و رخنه فرهنگي،تهاجم سياسي و رسانه اي،الگوي اقتصادي تحميلي، مدرنيته، توريست و ترددهاي ديگر ،الگوي آموزشي، تبليغات تجاري و...
مطالعه در ابعاد و سطوح، اين مهم را نمايان خواهد كرد. سطوح و ابعادي كه اگرچه حسرت و اندوه سنگيني را درپي خواهد داشت، اما يقيناً در شناخت بستر و طراحي روش و شيوه هاي اصلاح موثر خواهد بود. در بررسي و پژوهش هاي دروني و بيروني عوامل و زمينه هاي شكل دهنده به شرايط موجود بايد ماهيتي برخورد كرد نه سطحي و قشري!
بايد با معيارهاي دقيق علمي پي برد كه ماهيت و ذات كدام فرهنگ و تمدن مصرف گراست! آن تمدني كه براي بشر تعالي و كمال همراه با رفاه و آسايش مي خواهد يا تمدني كه تجميع سرمايه براي عده اي ولو به هر قيمتي را دنبال مي كند؟! از اين منظر، گفتمان تمدني و ادبيات آن را بايد با مقوله بندي موضوعات مختلف تجزيه و تحليل كرد تا روشن شود كه آيا به مصرف دامن مي زند، يا به تعادل دعوت مي كند. اين حركت به تقويت و ارتقا هويت ملي در زندگي اجتماعي سرعت خواهد بخشيد، چيزي كه قوام بخش امنيت و دوام دهنده حركت رو به كمال فرهنگ و تمدن خواهد بود. در اين قله، افق هاي روشن آينده اهل معرفت و افق هاي تيره ديگران را به خوبي مي توان ديد.
بسترشناسي
براي تحقق اين هدف مهم، نياز به تحرك همه جانبه و فراگير است، با بخش گرايي يا قشربندي نمي توان قدم درخوري برداشت! با نگاهي كل نگرانه جزء بين و يا با جزءبيني كل نگرانه بايد به سطحي از طراحي رسيد كه ضريب خطاي آن به كمتر از ده درصد برسد.
در شكل گيري رفتار اجتماعي كه برآيند درك و فهم و رفتار فردي وخانوادگي است فرايندي وجود دارد. اين فرايند است كه حركت به سمت هدف را ممكن مي سازد و تا به ا ين فرايند توجه لازم صورت نگيرد، قدر مسلم، آن اتفاقي كه مورد انتظار است رخ نمايان نخواهد كرد.
با اين شرح، دهه چهارم انقلاب اسلامي كه داراي گفتماني با نام «عدالت و پيشرفت» است پيش نيازي لازم دارد كه «مسئله» ملي است، پيش نيازي تحت عنوان «اصلاح الگوي مصرف».
اصلاح الگوي مصرف را بايد در بستر و فرايند روشمند تحقق قرار داد و با چشم هاي تيزبين پژوهش و مطالعه همواره آن را رصد كرد تا از هرگونه خطا و انحراف مصون ماند و به سمت هدف پيش برود.
گفتمان و ادبيات
گفتمان عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف اولين لازمه اش ادبيات است.
برخاست گاه هاي ادبيات منطبق با اين گفتمان را بايد با مطالعه مورد بررسي قرار داد، شناخت و استخراج كرد و منتشر نمود. عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف، به خودي خود نمي توانند حركت كنند، رنگ و بوي جامعه را تغيير دهند و اهداف مورد نظر را تامين نمايند. در زبان شناسي، بر تاثير حرف و واژگان تاكيد مي شود، استخدام واژگان متناسب با گفتمان و اهداف گفتماني، يكي از روش هاي اساسي براي به حركت در آوردن كاروان عدالت و پيشرفت است.
پس شكل گيري ادبيات مناسب با گفتمان دهه چهارم انقلاب اسلامي اولين بستر مناسب در به حركت درآوردن اين كاروان است.
سرچشمه هاي ادبيات مورد نياز، دين و دانش و فرهنگ عمومي يا همان فرهنگ عامه است. اين ادبيات داراي سه سطح است كه ابعاد مختلف گفتمان را پاسخ گويي مي كند:
الف) سطح علمي آموزشي؛ ادبيات در اين سطح كاركرد آموزشي دارد، آموزش در مدارس و دانشگاه ها و ديگر مراكز آموزشي، همچنين مسئوليت برقراري ارتباط فراملي را به عهده مي گيرد و تبادل دانش و فن لازم براي شرايط جديد جامعه را مساعدت مي كند. در مقابل هجمه و تهديدات احتمالي عليه گفتمان مددرساني كرده و شرايط لازم براي دفع آن ها را مي سازد.
ب) سطح ساختار ارتباطي ازطريق رسانه ها؛ ادبيات در اين جايگاه تسهيل كننده زمينه براي شكل گيري پيام هاي مختلف رسانه اي است. رسانه ها اگرچه از ادبيات بالادستي (علمي آموزشي) بهره برمي گيرند و نيازهاي خود را از ادبيات عامه نيز تامين مي كنند، اما خود داراي ويژگي ها و اقتضائاتي اند كه سطحي از ادبيات را شكل مي دهند و با آن فعاليت مي كنند.
اين ادبيات توانايي انتقال دو طرفه پيام از سطح علمي به سطح عامه و از عامه به سطح علمي را داراست.
ج) سطح عامه؛ ادبيات در زبان و زندگي عمومي يك جامعه داراي سطح و جايگاه خاص خود است، اين ادبيات توانايي بيشتر و بهتري براي حمل احساسات، عواطف، هيجانات و جنبه هاي عاطفي ارتباطات اجتماعي افراد داراست. اين سطح از ادبيات امكان بهره گيري از گويش ها، آيين ها و توانمندي هاي بومي اقوام و گروه هاي مختلف يك جامعه را بيشتر از سطوح ديگر دارد.
اگرچه در نگاه پيشرفته به نظام و ادبيات علمي آموزشي، صاحب نظران بر اين باورند كه بهره گيري از سطح ادبيات عامه برتري خود را نشان داده است و بايد از آن غفلت نكرد. اما به هويت مستقل آن نمي توان بي اعتنا بود، بلكه با نگاه و توجه به هويت مستقل، مي توان از آن در سطح علمي آموزشي بهترين بهره را گرفت.
از اين رو لازم است در برنامه ريزي هاي مختلف، لايه هاي سه گانه را درنظر داشت. يعني صرفاً اين مراكز علمي محض در سطح كلان نباشند كه دسترسي به اعتبار، امكانات و فرصت هاي مختلف را براي انجام كار داشته باشند و مراكز ديگر از هيچگونه امكاني بهره مند نگردند. لازم است فرصت سازي براي تحرك مراكز و گروه ها در تمام سطوح صورت بگيرد وهيچ بهانه اي براي سلب مسئوليت از كسي وجود نداشته باشد تا همه استعداد و امكانات و توانمندي ها در اين راه بسيج شوند و پوشش همه جانبه اي در تمام سطوح به وجود آيد.
ادبيات موردنظر اين گفتمان بايد تبيين كننده مباني نظري و عملي آن باشد و پاسخ گويي به نيازهاي نظري و اجرايي و عملي آن را همراه با هم پي بگيرد. به عبارتي اين ادبيات بايد از فكر تا رفتار را پوشش دهد و همه جانبگي خود را به رخ بكشد و همواره تسهيل كننده حركت بوده و درون زايي در روش عمل را ممكن سازد.
گفتمان و فرهنگ
ادبيات چند سطحي به وجود آمده از متون و منابع ديني،علمي و فرهنگ عمومي جامعه، مولد نوعي از فرهنگ خواهد بود. فرهنگي كه مؤلفه هاي اصلي آن برآمده از چارچوب هاي گفتمان است. و حركت رو به جلو گفتمان را روان سازي و نشاط بخشي مي كند. تحقق عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف زماني ممكن مي شود كه فرهنگ و ادبيات جامعه رنگ و بوي آن را بگيرد و آيين هاي ويژه آن كه سطوح و ابعاد مختلف از فرد، خانواده، سازمان تا جامعه را درگير خود مي كند نمايان شود.
جوشش همگاني مطالبه در لطافت فرهنگي ظهور بيابد و در جغرافياي فكري، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و ارضي كشور جاري و ساري شود. شكل گيري و به جريان درآمدن يك فرهنگ، ملزوماتي دارد و به روش هايي نيازمند است. ملزومات آن برآمدن از منابع و مباني اعتقادي، تاريخ، فرهنگ عمومي، نظام اجتماعي و آموزه هاي اخلاقي و... آن جامعه است. يعني آن فرهنگ بايد الزاماً داراي سكونت گاه در باطن افراد و اجتماع بوده و هر بعدي از آن بتواند داراي تكيه گاهي باقوام و قدرتمند باشد.
شناخت لوازم و توجه به آن ها شكل گيري و به جريان درآمدن فرهنگ را آسان و ممكن مي سازد. ظرف زماني يك دهه از انقلاب، براي تحقق آرماني كه از ابتداي پيروزي آن نيز مورد توجه بوده، فرصت مطلوبي است. اما لحظه لحظه هايي آن بايد مورد بهره گيري واقع شود، مهندسي حركت از نقطه آغاز تا انتهايي ترين قله هدف، با معيارهاي علمي، اعتقادي و تاريخي فرهنگي جامعه صورت پذيرد.
در سايه فرهنگ، رفتار اجتماعي شكل مي گيرد، يا همان فرهنگ به جريان درآمدن را عمل اجتماعي مطابق با فرهنگ مي نامند كه براي تحقق آن به روش ها و تكنيك هاي نياز است.
به كمك شكل گيري ادبيات در سطوح مختلف، زمينه هاي برآمدن فرهنگ فراهم مي شود و براي تبديل شدن فرهنگ به رفتار فردي، خانوادگي، سازماني و اجتماعي بايد از تكنيك و شيوه هاي مختلف بهره گرفت.
تكنيك و روش ها
صاحب نظران علوم اجتماعي، ارتباطات، مردم شناسي، روانشناسي اجتماعي و اخلاق، براي انتقال معنا و مفاهيم مورد نياز افراد به آنان و تبديل آن معنا و مفاهيم به رفتار عملي تلاش هاي فراواني صورت داده اند. از مجموعه تلاش و كوشش هاي مختلف، دستاوردهايي حاصل شده است كه ذيلا به برخي از آنها اشاره مي شود.
قدر مسلم نوع شيوه و تكنيك ها در قالب و مدل هاي ارتباطي مي تواند متفاوت باشد، و اين انتخاب و يا تشخيص حق آنهايي است كه مسئول توليد و انتقال پيام و يا مأمور برقراري ارتباط با مخاطبان مي باشند.
شناخت شيوه هاي مناسب براي ارسال مؤثر پيام به مخاطب، نيازمند استعداد و توانمندي هايي است كه بايد اهل آن واجد اين شرايط باشند.
پس توليد و ارسال پيام، يا همان برقراري ارتباط مؤثر و موفق با مخاطب، نيازمند بكارگيري عناصر توانمند و داراي استعداد است و نمي توان به صرف در اختيار داشتن ابزارهاي ارتباطي اقدام به توليد و ارائه پيام نمود، بلكه لازم است از عناصر داراي استعداد و توانايي و شناخت در اين امر استفاده شود.
1- تبليغ
«تبليغ در سالم ترين، طبيعي ترين و اصولي ترين شكل آن، نوعي فعاليت آموزشي است كه به منظور نشر دانش و آگاهي هاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي و نشر ارزش ها و سجاياي اخلاقي صورت مي گيرد.
«ابلاغ» در لغت به معني «رساندن» است و «تبليغ» از نظر لغوي «رسانندگي» است و مبلغ «رساننده» است، رساننده پيام ها و آموزه هاي ويژه تبليغي.» (زورق، 1386، ص39)
تبليغ رساندن دوطرفه است، هم رساندن پيام به مخاطب و هم رساندن مخاطب به درك و فهم مفهوم و معناي پيام مي باشد. از اين منظر امر تبليغ صرف آگاهي دادن به ديگران يا مخاطبان توسط مبلغ نيست، بلكه مبلغ مأمور به بلوغ رساندن مخاطب خود است. حركت دادن به فكر و نظام درك و دريافت ذهني مخاطب، براي قرارگرفتن در ارتفاعي از معرفت كه بتواند تشخيص بدهد و برمبناي تشخيص خود تصميم به اقدام عملي بگيرد.
در خرج كردن «عمر»، «سرمايه»، «آبرو»، «علم»، «عزت»، «اعتبار» و ديگر دارايي هاي خويش از توانايي فهم و معرفت بهره گيري نمايد.
در تبليغ، ملاك اصلي بالغ كردن مخاطب نسبت به موضوعي است كه براي آن تلاش مبلغ صورت مي پذيرد.
مبلغ در امر تبليغ، پيام ها را معطوف به فطرت، عقل و قلب مخاطبان توليد و منتشر مي كند، بنيان هاي پيام رجوع به مباني وحي دارد كه براي فطرت و قلب هاي آدمي آشناست.
2- يادآوري (تذكر)
«تذكر به معناي يادآوري است و...» (سجادي، 1366، ص504)، وظيفه تذكر به ياد مخاطب آوردن، درك و فهم هايي است كه مورد نياز اوست، اما آنها را فراموش كرده است.
مخاطب براي شناخت، آگاهي و درك و دريافت آن زحمت كشيده، تلاش كرده و به فهم آن نائل آمده است اما گرد و غبار مسايل بر آن نشسته و موجب فراموشي آن شده است.
بايد با تذكر او را يادآور شد، شرايط براي رجوع به داشته هايش را فراهم ساخت تا بتواند از سرمايه ارزشمند درك و دريافت معنا و مفاهيمي كه امروز مورد نيازش است بهره برگيرد.
3- ترغيب
ايجاد رغبت در مخاطب براي پذيرش معنا و مفهوم پيام و عمل به آن يكي از شيوه هاي ارتباط مؤثر است. در ترغيب، بسته به نوع پيام، بايد به منافع مادي و معنوي مخاطب و ترجيحات او توجه داشت. برخي بنا به تربيت خاص خانوادگي به منافع فردي، عده اي به منافع جمعي و گروهي به منافع ملي بيشتر اهميت مي دهند. عده اي از مخاطبان دورانديش اند، آخرت نگرند، مرگ و قيامت برايشان از همه اين مسايل مهم تر است.
بايد به ترجيحات مخاطب توجه داشت و براساس آن به ترغيب او براي پذيرش معنا و مفهوم پيام پرداخت تا عامل به آن گردد. به عبارت ديگر با تبيين منافعي كه براي مخاطب داراي اهميت و ارزش است او را به رفتار مطابق با آن كمك كردن تكنيك و شيوه ترغيب است.
4- تشويق
نقش تشويق در پذيرش و انجام امري مطلوب، هم برآمده از آموزه هاي اخلاقي دين است و هم اثر و توانمندي آن در تجربه هاي مختلف و علم روانشناسي به اثبات رسيده است.
به شوق آوردن جامعه مخاطب براي پذيرش و انجام كاري كه مورد نياز او و جامعه است امري پسنديده و داراي ارزش است. تشويق مي تواند در هر شرايطي از كار مطرح باشد، همچنين سطوح و ابعاد متنوعي از آن را پوشش دهد. البته بسته به جامعه مخاطب و شرايط سني، جنسي، تحصيلي و... متفاوت است و بايد با مطالعه و دقت و حساب شده انجام پذيرد. تشويق كننده نيز بايد شأنيت لازم براي مخاطب تشويق شونده را داشته باشد. ميزان اثرگذاري تشويق و به شوق آوردن مخاطب به عوامل مختلفي ارتباط دارد كه نبايد ازنظر دور داشت.
5- تهييج
توسل به هيجانات، عواطف و احساسات مخاطبان براي به حركت درآوردن آنها در جهت انجام كاري كه موردنياز آنان و جامعه مي باشد نيز روشي پسنديده است.
انسان ها داراي هيجانات، عواطف و احساس هستند، اين غرايز را مي توان در جهت خير آنها بكار گرفت. به كارگيري هيجانات، عواطف و احساسات مخاطب در اموري كه به نفع او و جامعه اي است كه در آن زندگي مي كند، يكي از كم هزينه ترين و نزديكترين راه هاي حركت به سمت مطلوب است، اما نبايد در آن توقف كرد، بلكه بايد به مرور زمان جامعه مخاطبيني كه از طريق هيجانات و عواطف و احساسات جذب شده اند را به مسير پذيرش عقلاني و فكري سوق داد. چون اگر با عقل و اشتياق فكري و انديشه ورزي، به كمال درك و فهم آن دست نيابند، با فروكش كردن هيجانات، عواطف و احساسات رغبتي براي تداوم آن در خود نمي بينند.
توسل به احساسات و عواطف براي حركت و ايجاد جنب و جوش خوب است، اما تداوم حركت و عمق بخشي به آن نيازمند كار فكري، عقلي و علمي است.
6- اقناع
از ديگر روش و تكنيك هاي سوق دادن مخاطب به سمت پذيرش معنا و مفهوم پيام و تبديل كردن آن به رفتار علمي در زندگي، اقناع است.
روش اقناع، انتقال اطلاعات متناسب با موضوع به مخاطب براي قانع كردن وي در پذيرش امري و انجام آن است. بسته به موضوع و مخاطب، به عوامل قانع كننده تكيه دارد، مانند استدلال هاي وحياني، نقلي، عقلي، علمي، اجتماعي، مصلحتي و....
در قانع سازي عمق پذيرش و دوام عمل بيشتر است. به همين خاطر مخاطباني كه با شيوه اقناع پا در ميدان عمل مي گذارند از استواري بيشتري نسبت به مخاطبان تهييجي برخوردارند.
سرمايه گذاري در امر اقناع ارزشمند و داراي افق بلندمدت است.
7- آگاهي دهي و آموزش
از روش هاي ديگر حركت به سمت انتقال معنا و شكل دادن به رفتار مخاطبان، دادن آگاهي و آموزش است. اطلاعات و آگاهي و آموزش مي تواند رفتارساز باشد، با دادن آگاهي هاي لازم و آموزش شيوه هاي رفتاري مي توان جمعيت مخاطبان را براي پذيرش نوعي از رفتار آماده ساخت.
البته دادن آگاهي و آموزش، داراي شكل و شيوه و تكنيك هايي است كه هرچقدر به تسلط و توانايي در آن توجه شود، ميزان اثربخشي آن برجامعه مخاطبان افزايش خواهد يافت.
8- تمرين
ايجاد شرايط براي انجام تمرين يكي از شگرد و شيوه هاي انتقال معنا و جريان بخشي به رفتار است.
انسان ها با كنار هم قرار گرفتن و انجام جمعي تمرين، براي پذيرش معنا و رفتار جديد آماده تر مي شوند.
پس از دادن آگاهي، ايجاد رغبت، قانع سازي، تشويق و... يكي از بهترين روش هايي كه مي تواند به رفتار موردنظر عمق داده و عموميت آن و همچنين دوام بخشي آن را تضمين نمايد، تمرين است.
تمرين، روان سازي رفتار جديد در ذهن و فيزيك مخاطب است، براي پذيرش مسائل جديد و نگرفتن جبهه در مقابل آن، فراهم سازي شرايط تمرين عمومي از بهترين و مطمئن ترين روش هاست.
كم نيستند كشورهايي كه براي آماده نگه داشتن مردم خود در حوادث و شرايط مختلف، تمرين هاي دوره اي اجرا مي كنند.
يك تا چند روز زندگي در شرايط بحران، بدون آب، برق، گاز، وسيله نقليه، تلفن و...
چه در محل زندگي و چه به صورت تجمع در موضعي خاص براي سنين نوجواني و جواني كه به سمت پذيرش مسئوليتهاي خانوادگي و اجتماعي حركت مي كنند.
9- سير و سياحت
به حركت درآوردن جامعه مخاطب يا بخشي از جامعه مخاطب، درمسير يا حوزه اي خاص كه با توجه به شرايط طبيعي، مصنوعي، تاريخي، فرهنگي، اجتماعي، عقيدتي، اخلاقي و... اثربخشي آموزشي يا عبرت گيري دارد، يكي از شيوه هاي رفتارسازي است.
انسان در سير و سياحت به دليل تنوع زاويه هاي ديد ايجادشده، اطلاعات حاصله و... لطافت بيشتر و بهتري براي پذيرش معنا و مفاهيم جديد و عميق دارد و انتقال آن به رفتار نيز برايش آسان تر است.
10- تهديد
دربين جامعه مخاطبان، همواره هستند افرادي كه بنا به دلايلي نسبت به شرايط جديد انعطاف لازم را ندارند. با اين افراد نمي توان به شيوه هاي معمول برخورد كرد. تهديد يكي از تكنيك هايي است كه اگرچه كم و دست آخر بايد مورد استفاده واقع شود ولي براي اندكي از مخاطبان و در حدودي بايد مدنظر داشت.
تهديد تكنيك و ابزاري است كه همواره براي به حركت درآوردن اندكي از مخاطبان كه در تغيير و تحولات، انعطاف مناسب را ندارند مورد بهره برداري قرار مي گيرد. تهديد دامنه وسيعي دارد كه هر چقدر به زندگي و ترجيحات مخاطب مرتبط باشد اثر آن افزايش مي يابد.
اگرچه لازم است تهديد در حدي از اقل مورد استفاده قرارگيرد، اما آنجا كه لازم است از آن بهره گيري شود نبايد چشم پوشي نموده و سست عمل كرد، بلكه قاطع و به موقع بايد آن را اجرا نمود.
11- تنبيه
از روش هاي ديگر انتقال معنا و مفهوم و تغيير رفتار تنبيه است. تنبيه متوجه افرادي است كه بنا به دلايل مختلف اعم از تربيت خانوادگي، تمول، ارتباط با حوزه هاي قدرت و... تن به تغيير رفتار متناسب با نيازهاي عمومي جامعه نمي دهند و همواره نظر خود را بر منافع جامعه ترجيح مي دهند.
اگرچه تنبيه از روش و تكنيك هايي است كه مورد استفاده آن كم بوده و بايد تلاش كرد كه درحداقل ممكن انجام شود، اما در مواردي كه لازم شد بايد به صورت جدي و قاطع آن را به اجرا درآورد.
تنبيه نيز درسطح و ابعاد مختلف مي تواند مورد توجه واقع شود و براي به حركت درآوردن يك جريان از آن استفاده نمود.
.12 بازخوردگيري و اطلاع رساني به مخاطبان
در اختيارداشتن روند تغييرات درك و فهم و رفتار مخاطبان، يكي از نيازهاي اساسي در مديريت اجتماعي است. اما براي ايجاد تحرك بيشتر و تشويق و ترغيب مخاطبان، نيز مي توان با اطلاع رساني از روند آن بهره برداري نمود.
ارائه گزارش روند توليد، انتشار و بازخوردگيري پيام هاي موردنظر يكي از شيوه هايي است كه مي توان در سرعت و عمق بخشي حركت انتقال پيام و تغيير رفتار اجتماعي از آن استفاده كرد.
ميزان اثرگذاري اين شيوه بسته به نوع برخوردي است كه در توليد و انتشار پيام از آن مي شود.
هرچقدر كارشناسانه، هنرمندانه، به موقع و آگاهانه تر اقدام شود ميزان اثرگذاري آن بيشتر خواهدبود.
در دهه چهارم انقلاب بايد گفتمان حاكم، گفتمان «عدالت و پيشرفت» باشد و جامعه اين مهم را در جان و چهره خود به جريان درآورد. پيش نياز آن «اصلاح الگوي مصرف» است و اين «مسئله» منحصر به سال 88 نيست، بلكه در اين سال بايد عميق و با برنامه براي رسيدن به عدالت و پيشرفت آن را دنبال كرد. و بايد در عمل نشان دهيم كه تحقق اهداف نيازمند مطالعه، برنامه ريزي، پژوهش، بسترشناسي و روشمند عمل كردن است.
براي قرارگرفتن در بستر و شناخت روش ها، اگر به وقت و سرمايه لازم بود بايد صرف كرد بايد دريغ ننموده و بهاي موفقيت را پرداخت كرد. موفقيت هميشه در گرو تلاش هاي فكري، برنامه ريزي، روشمند و پيگيري و مديريت خوب است. براي نيل به توفيق نبايد از هيچكدام دريغ كرد. در اين برهه، همه به ويژه بسيجيان و مديران بخش هاي مختلف بسيج، به توجه به اين مهم سزاوارند و يقينا مسير آنان چنين خواهدبود و توفيق دست خواهد داد
 
این مقاله نوشته شده توسط:عبدالله عميدي

 

سبك زندگي به مثابه مكمل چرخه سرمايه داري فزون خواه..


در اين دنياي غربي، در دنياي قشنگ هاكسلي، در دهكده جهاني مك لوهان، در لبه آخرالزماني هايدگر، «مانكن»، اين پيامبر عصر جديد، ما را به سوي خويش مي خواند. در عصر كلونينگ و انسان هاي شبيه سازي شده، رويداد «همه مانكني» بدلي از شبيه سازي انساني در مقياس توليد انبوه است.


آغاز كاپيتاليسم
اتشار كتاب «بررسي درباره ماهيت و علل ثروت ملل» در سال 1776 ميلادي توسط آدام اسميت، آغازي بر پيدايش اقتصاد كاپيتاليستي در جهان بود. «ثروت ملل» اسميت تلاش جامعي در تحليل كاركرد يك اقتصاد سرمايه¬داري و نمادي از برخورد با پرسش¬هاي مربوط به ارزش و توزيع بود و در واقع يك مكتب متمايز اقتصاد سياسي كلاسيك را پايه¬گذاري نمود. آدام اسميت در اين كتاب، مرزهاي اقتصاد را آن قدر گسترش داد تا حوزه¬هاي ديگر مانند علوم سياسي و حتي انسان¬شناسي را نيز در بر گرفت.
اسميت اگرچه يك بدگماني عميق درباره رفتار بازرگانان و قانونگذاران داشت و وظيفه دولت را تامين آن دسته از خدمات اجتماعي مي-دانست كه بخش خصوصي قادر يا مايل به انجام آن نيست اما او يك مدافع اقتصاد آزاد، تجارت آزاد و تحرك آزاد نيروي انساني و كالاها – نظريه مزيت نسبي و آزادي عملكرد بازار- بود.

انقلاب صنعتي، كاپيتاليسم و ظهور امپرياليسم
انديشه اقتصادي اسميت همزمان با وقوع انقلاب صنعتي در نيم قرن پس از 1780 ميلادي به شدت مورد توجه قرار گرفت و به زودي تجارت آزاد و انقلاب صنعتي به دو ركن اساسي دنياي جديد مبدل شد. اولين كشوري كه شديدا تحت تاثير انقلاب صنعتي قرار گرفت انگلستان بود و به همين دليل انگلستان كه در نيمه اول قرن نوزدهم بدل به «كارگاه تمام جهان» شده بود، اولين دولتي بود كه با نسخ «قوانين غله» در 1846 ميلادي موجد جنبشي از براي تجارت آزاد گرديد. فرانسه نيز در 1860 ميلادي سياست تجارت آزاد را اتخاد نمود و ساير دول اروپايي نيز به زودي از اين رويه پيروي كردند.
گسترش انقلاب صنعتي و تجارت آزاد به اقصي نقاط اروپا، آمريكا و ژاپن كه به تازگي به خيل دول صنعتي پيوسته بود نياز روزافزون به بازار جهاني، مواد خام ارزان و فراوان و سرمايه گذاري بين المللي را موجب شد. چنين بود كه امپريالسيم اروپايي (من جمله امپرياليسم ايالات متحده و ژاپن) اولين مرحله از اشاعه يك تمدن صنعتي و علمي بود كه از حوزه داخلي اروپا سرچشمه گرفت.
تقسيم بخش اعظم كره زمين ميان دول صنعتي در حدود 20 سال، از حدود سال¬هاي 1880 تا 1900 ميلادي و استعمار و چپاول منابع آسيا و آفريقا در طي اين سالها و دهه هاي بعد نتيجه بلافصل انقلاب صنعتي، تجارت بين¬المللي و امپرياليسم اقتصادي بود. در واقع ولع پيش ار حد دول مدرن در بلعيدن نقاط جهان بود كه منجر به بروز جنگ¬هاي جهاني اول و دوم گشت.

طغيان آسيايي و افول امپرياليسم كلاسيك
رنجش ملل جهان از امپرياليسم و استعمار دول صنعتي بود كه طغيان ملل آسيايي را در دهه¬هاي بعد از 1900 ميلادي سبب شد. انقلاب مشروطه در 1906 ميلادي به رهبري روحانيت و روشنفكران در ايران، نهضت جوانان ترك در 1908 ميلادي به رهبري كمال آتاتورك در تركيه، انقلاب چين پس از 1911 ميلادي به رهبري سون يات سن در چين و نهضت ملي هند پس از 1919 ميلادي به رهبري ماهاتما گاندي و جواهر نعل نهرو در هندوستان و ... در پس اين طغيان بود.
وقوع جنگ جهاني اول در 1914 ميلادي و در پي آن كساد عظيم اقتصاد آمريكا و جهان در 1929 ميلادي و نهايتا جنگ جهاني دوم در 1939 شايد فرصتي بود تا برخي ديگر از ملل ستم ديده جهان از زنجير استعمار، خود را برهانند.
با گسترش آگاهي جمعي در ميان ملل جهان و ضعف كوتاه مدت دول استعماري پس از وقوع دو جنگ جهاني، امپرياليسم كلاسيك كه در قالب تصرف سرزميني و چپاول مستقيم منابع و ثروت ملل نمود مي يافت، دچار افول گشت و ملل زيادي علم استقلال برداشتند و خود را از يوق استعمار خارج ساختند.

توسعه اقتصادي، چرخه سرمايه داري و مصرف انبوه
در دهه¬هاي پس از جنگ دوم و هم¬زمان با رشد اقتصادي كشورهاي صنعتي، كشورهاي ديگر نيز با اتخاد سياست¬هاي اقتصادي و كم كردن دخالت كشورهاي صنعتي به تدريج اقتصاد خود را شكوفا و در مواردي خود را به عنوان رقيب دول صنعتي مطرح ساختند. ظهور قطب¬هاي صنعتي در آسياي جنوب شرقي، چين و آمريكاي جنوبي در كنار تلاش ساير ملل در جهت رشد و توسعه اقتصادي، توليد و عرضه محصولات صنعتي را در مقياس انبوه در جهان به دنبال داشت. با شتاب گرفتن توليد با روش¬هاي نوين صنعتي و عرضه انبوه، چرخه سرمايه¬داري با مسئله جديدي به نام نياز به مصرف انبوه مواجه گشت.

ظهور امپرياليسم فرهنگي
مسئله نياز به مصرف انبوه در چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه در عصر جهاني شدن اقتصاد و افول امپرياليسم كلاسيك، پاسخي به صورت ضرورت توجه به اقتصاد فرهنگي به عنوان بديل اقتصاد سياسي و امپرياليسم فرهنگي به عنوان جايگزين امپرياليسم كلاسيك يافت.
از يك¬سو در دنياي جديد با طرح آرمان¬شهر بيكني و تولد انسان مدرن خودبنياد كه خويشتن خود را جدا از آموزه¬هاي اجتماعي دين و اخلاق مي¬ديد، كسب رفاه و لذت جسماني در مركز توجه قرار گرفته بود. اومانيسم دكارتي نيز كم¬كم معطوف به اومانيسم جسمي و جنسي گرديد. از سوي ديگر در دنياي استعمارزده ديروز، توسعه و ترويج مدرنيسم منجر به پرورش نسلي از انسان¬هاي برزخي گرديد كه علقه¬هاي سنتي خود را همراه آرزو و اميدهاي زميني به دوش مي¬كشيدند؛ انسان¬هايي كه در دل هواي شرقي و در سر آرزوي غربي داشتند.
امپرياليسم فرهنگي با انتشار اتمسفر جسماني به زودي بستر سرزميني خود را در درون انسان برزخي قرار داد و با تبليغ زندگي در آرمان¬شهر بيكني و اومانيسم جنسي چرخه ناقص سرمايه¬داري فزون خواه را تكميل نمود.

«سبك زندگي» به مثابه مكمل چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه
تعريف «سبك زندگي» در آرمان¬شهر جديد و دهكده جهاني ماحصل پشتكار سرمايه¬داري فزون خواه در فرايند امپرياليسم فرهنگي بود. زندگي در «شهر جديد»، «شهر مدرن» و «شهر بي خدا» سبكي متفاوت از گذشته مي¬طلبيد. انسان جديد، موجود لذت¬جويي بود كه خواست و نياز روزمره خود را طلب مي¬كرد و براي فرار از روزمرگي نياز به سبك¬هاي جديدتر زندگي داشت.
اين گونه بود كه چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه با شكل¬گيري «سبك زندگي» تكميل شد:
1. سرمايه
2. توليد
3. توزيع
4. سبك زندگي جديد
5. مصرف
6. بازگشت سرمايه + سود
7. بازگشت به مرحله 1
در چرخه سرمايه¬داري تكامل¬يافته، آنچه ناپيداست خالي شدن جيب مصرف¬كننده جهت هم¬گام شدن با «سبك زندگي» جديد است.

مانكن به عنوان نماد «سبك زندگي» جديد
با تبليغ سبك جديدتر، سبك جديد كهنه مي¬گردد و با ظهور سبك جديد جديد، سبك جديدتر «دمده» مي شود و ... حركت از سبك جديد به جديدتر و جديدتر به جديد جديد و ... نياز به يك محرك دارد و اين محرك همان مانكن است. «مانكن» همان «انسان كامل» در آرمان¬شهر بيكني است كه موظف است تا انسان جديد را در شهر جديد راهبر باشد. «مانكن» همان موجود بهشتي است كه انسان مدرن را به سوي خويش مي خواند؛ به سوي يك زندگي سرشار از لذت و رفاه در عصر جسم فربه شده و به سوي يك «بهشت زميني».
«مانكن» حاصل عمر «دكارت» بزرگ، پري شهر¬هاي «بيكن» و دست¬پرورده سرمايه¬داري تكامل¬يافته «اسميت» است.

وسوسه مانكن شدن
انسان مدرن در دهكده جهاني، در عصر ارتباطات و اطلاعات و در «دنياي قشنگ جديد» موجودي است دغدغه مند! و اين دغدغه چيزي نيست جز وسوسه مانكن شدن!
وسوسه مانكن شدن ما را به سوي خويش مي¬خواند! به سوي تبديل شدن به يك «سوپرانسان» نيچه¬اي، يك «سوپرمرد» يا يك «سوپرزن»، به سوي زندگي در يك بهشت زميني و فرو رفتن در يك زندگي سرشار از خوشي!
«سوپرانسان» در حالي كه تازه ترين لباس خود را پوشيده است در ميان دود و تابش نورهاي رنگارنگ رخ مي نمايد. دندان هاي سفيد و بلورين با اندامي متناسب در قواره¬اي نو تازه¬ترين سبك زندگي را به نمايش مي¬گذارد. در حالي كه صداي بم او در ميان هلهله جمعيت گم مي¬شود حركات او توسط آخرين تكنيك¬هاي تصويري بر روي نمايش¬گرهاي بزرگ در داخل و خارج سالن به تصوير كشيده مي¬شود. سرخوشي و سرمستي او روح تازه¬اي به هزاران جوان و نوجوان حاضر مي¬دهد تا دغدغه¬هاي اندوهناك زندگي به فراموشي سپرده شود. ده¬ها هزار جمعيت حاضر و ميليون¬ها تماشاچي تلويزيوني با چشم¬هاي هيجان¬زده محو حركات و جلوه¬گري اين موجود بهشتي هستند تا شايد در دنيايي كودكانه، خود را در شمايل او ببينند.
در اين دنياي غربي، در دنياي قشنگ هاكسلي، در دهكده جهاني مك لوهان، در لبه آخرالزماني هايدگر، «مانكن»، اين پيامبر عصر جديد، ما را به سوي خويش مي¬خواند. در عصر كلونينگ و انسان¬هاي شبيه¬سازي شده، رويداد «همه¬مانكني» بدلي از شبيه¬سازي انساني در مقياس توليد انبوه است.


منبع: هفته نامه پنجره

 

فرهنگ مصرف گرايي نوين و لزوم برنامه ريزي براي آن ..


مطالعه مصرف گرايي در جوامع جديد از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا مصرف‌گرائي نه تنها مسئله مصرف گرايان است بلكه توليد كنندگان و توزيع‌كنندگان كالاها و خدمات نياز به درك خصوصيات و ويژگي هاي آن دارند.

مصرف‌گرايي يعني استفاده از كالاها به منظور رفع نيازها و اميال. اين عمل نه تنها شامل خريد كالاهاي مادي، بلكه در برگيرنده خدمات نيز است. در جوامع نوين مصرف گرايي به يك فعاليت اجتماعي اصلي تبديل شده است. براي مصرف گرايي مقدار زيادي وقت، انرژي، پول، خلاقيت و نوآوري تكنولوژيكي مصرف مي شود. مطالعه مصرف گرايي در جوامع جديد از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا مصرف‌گرائي نه تنها مسئله مصرف گرايان است بلكه توليد كنندگان و توزيع‌كنندگان كالاها و خدمات نياز به درك خصوصيات و ويژگي هاي آن دارند. به همين لحاظ است كه در علوم اجتماعي، جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحليل هاي همه جانبه آن مي پردازند و هر انديشمندي از يك زاويه خاص به آن توجه دارد.
مصرف گرايي نوين به شكل بي رويه يك آسيب اجتماعي است كه مستلزم شناخت علمي و سپس درمان اساسي، يا به عبارت ديگر برنامه ريزي است. مصرف گرايي بي رويه پديده اي بين المللي است و چارة آن بايد در دو بعد خرد و كلان صورت گيرد. بايد مصرف گرايي در هر جامعه را در يك زمينه وسيع تر اجتماعي در نظر گرفت زيرا امروزه توليد و توزيع از مرزهاي يك كشور گذر كرده و دورافتاده ترين نقاط يك جامعه به مركزي ترين مراكز توليد و سيستم توزيع جهاني متصل است.
هدف مقاله حاضر بررسي چهار نكته اساسي در رابطه با مصرف گرايي نوين است. نخست ظهور مصرف گرايي نوين و پيدايش فرهنگ خاص آن بايد واكاوي گردد. دوم، مي بايستي يك تجزيه و تحليل از الگوهاي مصرف‌گرايي نوين در قرن بيستم در جوامع توسعه يافته و چگونگي اشاعه و نفوذ آن بعنوان بخشي از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه گردد. سوم، تعيين تفاوتهاي مصرف گرايي در بين اقشار و گروههاي اجتماعي مختلف از ديگر نكته هاي اصلي است. چهارم، مقاله به لزوم برنامه ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين خواهد پرداخت. مقاله لزوم انجام پژوهشهاي جامع در اين زمينه را بحث خواهد كرد. به نظر مي رسد هرچه مي گذرد لزوم انجام تحقيقات در اين زمينه بيشتر احساس مي گردد.

ظهور مصرف گرايي نوين و پيدايش فرهنگ خاص آن
مصرف گرايي نوين در اثر گسترش سرمايه داري در اروپا بوجود آمد. يك ديدگاه در مورد توسعه سرمايه داري در اروپا بر اساس نوشته هاي جامعه شناس بزرگ ماكس وبر بر اين باور است كه در اروپا در اثر اشاعه تفكرات لوتر و كالوين بر اين باور است كه در اروپا در اثر اشاعه تفكرات لوتر و كالوين مبني بر سخت كاركردن، صرفه جويي، سرمايه گذاري و ايجاد مؤسسه هاي اقتصادي بود كه روحيه سرمايه داري بوجود آمد و به تدريج به يك نظام اجتماعي تبديل شد. از لحاظ نظري، در اين جا يك تضاد بين تبيين پيدايش سرمايه داري و توسعه مصرف گرايي بوجود مي‌آيد. اما واقعيت امر اين است كه سرمايه‌داري از همان ابتداي پيدايش داراي يك هدف اصلي به نام (سودسازي) بوده است. براي چنين هدفي، توليد بيشتر، فروش بيشتر، سرمايه گذاري بيشتر و مجدداً توليد بيشتر مد نظر است. به عبارت ديگر در يك چرخه، هدف فروش كالاهاي بيشتر و در نتيجه سود بيشتر است.
ابتدا فكر مي كردند كه طبقات بالا و اشراف خريداران اصلي كالاهاي سرمايه داري بايد باشند. اما به تدريج متوجه شدند كه سرمايه داري با توليد انبوه نياز به مصرف‌كنندگان انبوده دارد. از آنجا كه طبقات بالا از كميت كافي برخوردار نبودند، پس بنابراين نياز به مصرف كنندگان انبوه به زودي نمايان شد.
در توليدهاي اوليه، نخست رفع نيازهاي بيولوژيك را مدنظر داشتند. اما از آنجا كه نيازهاي بيولوژيك انسان محدود است، لذا بايد نيازهاي غيربيولوژيك در جوامع براي مصرف كالاها بوجود آيد. نياز غيربيولوژيك هم در جايي محدود مي شد. اما توليد كنندگان مي بايستي خصلت توليد انبوه خود را بعنوان يكي از اهداف، از دست نمي دادند. به همين منظور بود كه در جوامع سرمايه داري نيازهاي كاذب بوجود آمد تا كالاهاي انبوه سريعاً مصرف شوند. مصرف انبوه بر پايه كالاهاي بي‌دوام امكان پذير بود.
در غرب، گسترش زندگي شهري و شهرنشيني با جنبه هاي رواني و اجتماعي خاص خود زمينه را براي مصرف گرايي به عنوان سبكي خاص از زندگي بوجود آمد. نخست در ابتداي قرن بيستم، اين سبك خاص با الگوهاي فرهنگي جديد در ميان افراد طبقه بالا و متوسط شهري رواج پيدا كرد. در شهرها فروشگاههاي بزرگ تأسيس شدند و فرهنگ مصرف گرايي را القاء كردند. در اين فرهنگ ويژه يك شعار اصلي رواج پيدا كرد و آن اينكه تا مي‌تواني بخر و هر چه بيشتر مصرف كن. بر پايه همين شعار بود كه رقابت در خريد و مصرف به عنصر اصلي اين فرهنگ تبديل شد. افراد در خريد بيشتر و مصرف بيشتر از يكديگر سبقت مي گرفتند و تقريباً مصرف گرايي به نوعي وجهه اجتماعي تبديل گرديد.

الگوهاي مصرف‌گرايي نوين
توسعه انواع فروشگاههاي بزرگ (مواد غذايي، اسباب منزل، پوشاك، وسايل الكتريكي و...) در زير يك سقف، مردم را به مصرف گرايي انبوه عادت داد. افراد در محيطي قرار مي گرفتند كه كالاهاي متنوع را در يك جا جلوي چشمان خود مي‌ديدند. هم زمان، مدگرايي بوجود آمد كه بر اساس آن كالاها براي دوره هاي معيني (يا محدودي) تبليغ و استفاده مي شدند. مردم به اين سمت هدايت مي شدند كه كالاها را در زمان محدودي استفاده كنند.
مصرف گرايي مي بايستي سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرايي بايد مهيا مي شد. در اين جوامع وسايل ارتباط جمعي به مهمترين ابزار مدگرايي و تبليغ براي كالاها تبديل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرايي در جوامع رواج پيدا كرد: نخست حراج هاي پي در پي كالاها و ديگري اشاعه كارتهاي اعتباري. در كشورهاي توسعه يافته، در طول يك سال به بهانه هاي متعدد حراج كالاها وجود دارد. در حراج كالاها، از يك روان شناسي استفاده مي شود و آن ايجاد احساس نياز كاذب است. مشتري جنسي را كه در حراج مي بيند، فكر مي كند كه نياز دارد، در حالي كه اگر حراج نبود چنين احساسي به او دست نمي داد. از سوي ديگر، فرد در بازار بايد احساس كند كه همه وقت، پول براي خريد دارد. در اينجا مسئله از طريق مكانيزم كارت هاي اعتباري حل مي شود. به عبارت ديگر هرگاه احساس نياز كردي، حتي اگر پول نقد هم نداشته باشي، با داشتن كارت اعتباري، در واقع پول به همراه خود داري. بنابراين نياز هست (اما از نوع كاذب) توانايي خريد هم هست (به شكل مصنوعي).
در جوامع توسعه يافته، همه كالاهاي خريداري شده مصرف نمي شوند زيرا نياز واقعي نبوده اند. در نتيجه سه راه براي كالاها باقي مي ماند: نخست فروش مجدد آنها با قيمت بسيار ارزان، دوم به دو ريختن آنها، و سوم بخشيدن آنها با افراد يا مؤسسه‌هاي خيريه. افراد نمي توانند اينگونه كالاها را نزد خود نگهدارند زيرا تحرك جغرافيايي افراد بسيار بالاست. بنابراين، مجدداً خريد و در چرخه باطل در غلطيدن است.
مي دانيم كه سرمايه داري به عنوان يك بسته با محتواي حداقل، اقتصادي، فرهنگي، تكنولوژيكي، اجتماعي و رواني در يك فرايند تاريخي وارد كشورهاي به اصطلاح غير سرمايه داري شده است. هدف سرمايه داري در اين كشورها نيز همان سودسازي مضاعف است. براي رسيدن به اين منظور نيز بايد فرهنگ مصرف گرايي را در اين كشورها رواج دهد. براي رواج مصرف گرايي در اين كشورها، سرمايه داري چند نوع عامل دارد. عوامل در زمينه هاي مختلفي فعاليت مي كنند. مهمترين عوامل عبارتند از : 1- تجار بزرگ، 2- خرده فروشان، 3- صاحبان تبليغات، 4- دست اندركاران وسايل ارتباط جمعي 5- توليد كنندگان كالاها و خدمات، 5- بانكها و 6- بسياري از افراد و ديگر مؤسسات.
در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل هاي زير نمايان مي‌شود:
1- الگوهاي مصرفي كشورهاي توسعه يافته عيناً نعل به نعل به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي شوند.
2- وسايل ارتباط جمعي، مسافران و ديگر عومل شديداً به اين انتقال كمك مي‌كنند.
3- افراد براي نشان دادن اينكه از وجهه بالائي برخوردارند، در مصرف‌گرايي، افراطي‌تر از خارجيان عمل مي‌كنند.
4- به تدريج مصرف گرايي افراطي جزئي از فرهنگ جهان سومي مي شود.
معمولاً در كشورهاي در حال توسعه، مصرف گرايي با عدم امنيت اقتصادي توأم مي‌شود. در نتيجه، عدم امنيت اقتصادي، مصرف گرايي را تشديد مي كند. نگراني از كمبودها باعث انبار كردن اجناس مي گردد. انبار كردن اجناس به مصرف گرايي بي رويه تبديل مي شود. نهايتاً همان رفع نيازهاي غيرواقعي بوجود آمده است. البته يك مسئله در اين كشورها به انبار كردن كالاها كمك مي كند و آن تبديل كالاهاي مصرفي به كالاهاي سرمايه‌اي است. همين امر باعث مي گردد كه افراد با زمينه هاي اجتماعي متفاوت به پنهان كردن برخي از كالاها بپردازند تا اينكه در آينده از طريق افزايش قيمت، منفعتي داشته باشند. به عبارت ديگر مصرف‌گرايي به نوعي فعاليت اقتصادي تبديل مي‌شود.

مصرف‌گرايي در بين اقشار مختلف
معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پايه سه معيار ثروت، قدرت و وجهه (پرستيژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پايين تقسيم مي كنند. اين سه معيار، الگوهاي متفاوتي از مصرف گرايي را براي سه طبقه به بار مي آورند. هر سه طبقه، مصرف گرايي بي رويه دارند اما به شكل هاي متفاوت. افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طريق مصرف كالاهاي لوكس به دنبال پرستيژ بالا هستند. اينان خدماتي را كه فكر مي‌كنند قدرت و وجهه اجتماعي برايشان به ارمغان مي‌آورند را هم به مقدار زيادي مصرف مي‌كنند. طبقات اجتماعي بالا با پرستيژ و قدرت بالا، سعي مي‌كنند با مصرف‌گرايي مفرط خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرايي مفرط در واقع يك وسيله خود نشان دادن مي شود و اعضاي يك طبقه در مصرف گرايي مفرط با يكديگر رقابت شديد دارند. اين رقابت از نوع رقابتهاي كاذب است.
اعضاي طبقه متوسط، هميشه سعي مي‌كنند خود را از طبقات بالا عقب‌ تر نبينند. اينان با درآمد كمتر به رقابت با طبقه بالا مي پردازند. بازار براي تشفي كردن آنها، اجناس ظاهراً لوكس، ارزان به وفور در اختيار آنها قرار مي‌دهد. پس از خريد چنين كالاهايي است كه از لحاظ رواني يك رضايت مندي كاذب به آنها دست مي دهد. اعضاي اين طبقه اجتماعي به لحاظ كمي بيشترين مصرف را در جامعه دارند. همچنين بازار به خريد آنها وابسته است زيرا تعداد افراد اين طبقه در جوامع بيش از اعضاي طبقات ديگر است و لذا حجم خريد بالايي دارند.
اعضاي طبقه پايين با درآمدكم، با توجه به مصرف‌گرايي ديگر طبقات و با توجه به وفور كالا و خدمات در بازار، در تلاش است كه بهر وسيله، سهمي از كالا و خدمات در بازار، در تلاش است كه بهروسيله، سهمي از كالا و خدمات را بخود اختصاص دهد. ترس از كمبودها و عدم امنيت اقتصادي براي خانواده او را به خريدي بي رويه و انبارگونه وامي دارد. خريد اعضاي اين طبقه عمدتاً خريد كالاهاي ضروري، مربوط به بقاء بيولوژيك است. بازار، مازاد بر مصرف طبقة ‌عمدتاً خريد كالاهاي ضروري، مربوط به بقاء بيولوژيك است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به اين طبقه انتقال مي دهد. در واقع الگوي مصرف گرايي طبقات پايين، يك نوع سودسازي سرمايه دار از سرمايه بالقوه تلف شده است زيرا اگر طبقه پايين نبود، سرمايه دار مجبور به از دست دادن مازاد كالاهاي مصرفي طبقات متوسط بود. چنين است كه اعضاي طبقه پايين به مصرف گرايي انبوه عادت مي‌كنند. اين عادت براي او دروني شده و بخشي از فرهنگ او را تشكيل مي‌دهد.

لزوم برنامه‌ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين
برنامه‌ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين بايد در چند بعد صورت گيرد:
نخست، مصرف گرايي صحيح را بايد از طريق آموزش هاي رسمي به كودكان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. اين امر بايد از طريق مدارس صورت گيرد.
دوم، مصرف گرايي غلط و صحيح را بايد به شيوه هاي آموزش هاي غيررسمي از طريق رسانه هاي جمعي و بويژه راديو و تلويزيون به بزرگسالان نشان داد.
سوم توليد در سطح جامعه با يك كنترل و نظارت فرهنگ توأم شود. نبايد گذاشت هر كالائي در جامعه توليد گردد.
چهارم، نظارت و كنترل فرهنگي به واردات عمده و خرد بايد روا گردد
پنجم، عرضه كالا و خدمات در جامعه به گونه اي صورت گيرد كه اعضاي طبقات متفاوت دسترسي نسبتاً مشابه اي به آنها داشته باشند.
ششم، تبليغات بايد به گونه اي باشند كه مصرف‌گرايي افراطي را اشاعه ندهند، و صرفاً به معرفي كالاها و خدمات بپردازند.
هفتم، مطالعات علمي ملي و منطقه اي پيرامون مصرف گرايي در سطح مملكت صورت گيرد و نظرسنجي از مردم شود.
هشتم، فرهنگ مصرف جمعي در زمينه هاي مختلف بجاي فرهنگ مصرف گرايي فردي اشاعه شود.
نهم، فرهنگ بازيافت در ميان مردم رواج داده شود. براي اين منظور ابزار جمع آوري مازادها در سراسر جامعه نصب و بكار گرفته شود.
دهم، بازيافت بعنوان يك ارزش تلقي گردد و از جوامع ديگر چگونگي عمل بازيافت به نمايش گذارده شود.

نتيجه گيري
مصرف‌گرايي بعنوان يك فرآيند اجتماعي اصلي در قرن بيستم در غرب ظاهر شد. اعضاي طبقه جامعه بالا آنرا بعنوان يك الگوي نشان دادن هويت بالا بكار مي برند. طبقه متوسط براي نشان دادن وجهه بالاي خود از مصرف گرايي استفاده مي كنند. طبقه پايين بدون توجه به مسأله نيازهاي واقعي و غيرواقعي خود در دام مصرف‌گرايي كاذب افتاده و هرچه بيشتر مي‌گذرد، بيشتر در اين دام فرو مي رود.
اگر دولتمردان با همكاري علماي اجتماعي چاره اي براي اين معضل اجتماعي ـ اقتصادي ـ فرهنگي نينديشند، جامعه ايران سريعاً اسير همان مسائل مصرف گرايي بي‌رويه غرب خواهد شد. كارهائي كه بايد صورت گيرد، نخست در زمينه فرهنگي است كه اعمال آموزشهاي جديد در اين زمينه مي تواند راه ساز باشد. دوم در زمينه كنترل هاي اقتصادي است بويژه براي بخش توليدي كه بايد كنترل هاي شديدي اعمال گردد. سوم، استفاده از اهرمهاي سياسي است كه در توزيع كالا و خدمات بايد به كار گرفته شود. در واقع برنامه ريزي در‌ سه زاويه يك مثلث بايد صورت گيرد:
1- برنامه ريزي در نهادهاي آموزشي 2- برنامه ريزي در بخش توليد به صورت نظارت شديد 3- برنامه ريزي در كنترل بازار و قيمت ها. بدون شك نفوذ از خارج كار برنامه ر‌يزي در اين زمينه را با مشكل روبرو مي كند، اما جاذبه‌هاي آموزشي داخلي و كنترل هاي منطقي توليدي و توزيعي مي تواند افراد را به الگوهاي مصرفي بهينه هدايت كند.
منبع:فارس

 

اعتدال در زندگی امام باقر علیه السلام..


اعتدال به معنی میانه روی و میانه است و در مقابل، انحراف از اعتدال گرایش به فزون‌تر است كه افراط یا اسراف گفته می‌شود و گرایش به كمتر كه تفریط خوانده می‌شود.

 

گر همی خواهی كه گیرد كار نور                                   معتدل می باش در خیرالامور

 

در قرآن كریم این اصل، وجه تمایز مسلمانان با سایر فرق و ادیان و سبب برتری آنها دانسته شده است؛

 

«همان گونه كه قبله شما قبله‌ای میانه است، شما را نیز امتی میانه قرار دادیم. (در حد اعتدال میان افراط و تفریط.) تا بر مردم گواه باشید و پیامبر نیز بر شما گواه باشد.»

 


 
اعتدال همان صراط مستقیم در سوره حمد است و با مزاج انسان سازگار است.
 

در مكتب انسان‌ساز اسلام میانه‌روی همواره در رأس امور قرار دارد. از حرام بودن طلا بر مرد و استفاده نكردن زیاد زنان از طلا «در حد اعتدال» و نهی از استفاده ظروف طلا و نقره و به كار نبردن ابریشم خالص و یا طلابافت برای كفن مرده ملاحظه می‌شود كه اسلام بر شخصیت الهی انسان تأكید دارد و سفارش می‌كند حتی جسم انسان را با احترام باید غسل داد و كفن كرد و دفن نمود، ولی بر خلاف برخی مكاتب با دفن اشیاء گران قیمت همراه میت مخالف است.

 

اعتدال همان صراط مستقیم در سوره حمد است و با مزاج انسان سازگار است.

 

«تبذیر مكن. زیرا تبذیر كنندگان برادران شیطانند و شیطان به پروردگارش بسیار كفر ورزیده است.»  

 
اعتدال در مكتب تشیع
 

در عقاید اسلامی، غلو، شرك، جبر، تفویض، تشبیه و سایر عقاید افراطی جایی ندارد و این در حالی است كه مسلمانان از زمان امام باقر علیه السلام از میدان جنگ و لشگركشی با دشمنان متوجه فتح دروازه‌های علم و فرهنگ شدند. افكار جبریه كه به اشاعره نسبت داده می‌شود و جبرگرایی و ارجاء كه به وسیله بنی‌امیه برای توجیه حكومت خود به وجود آمده بود از جمله افكار افراطی آن زمان بود. در این میان برخی شیعیان كه در عشق اهل‌بیت افكار افراطی داشتند، نیز با برخورد شدید امامان معصوم علیهم‌السلام مواجه می‌شدند.

 

«گروهی از بنی‌هاشم و سایر شیعیان خدمت امام باقر علیه السلام رسیدند. امام به آنها فرمودند: بپرهیزید از شیعیان غالی آل محمد و میانه روی پیشه كنید كه زیاده‌روها و غلات به شما برگردند و عقب مانده و تالی نیز به شما برسد. عرض كردند: غالی كیست؟ فرمود: كسی است كه درباره ما مقامی معتقد است كه ما خود آن مقام را برای خویش قائل نیستیم. گفتند: عقب مانده و تالی كیست؟ فرمود: كسی است كه به دنبال خیر و نیكی است و این پیگیری او موجب افزایش خیر برایش می‌شود. قسم به خدا بین ما و خداوند قرابتی نیست و نه ما به خدا حجتی داریم و نمی‌توان به خدا نزدیك شد مگر با اطاعت. هر كس از شما مطیع خدا باشد و عمل به دستور او نماید ولایت ما برایش سودمند است و هر كس معصیت خدا را نماید ولایت ما او را سودی نخواهد بخشید.

 
اعتدال در علم آموزی
 

امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بنیان‌گذاران دانشگاه اهل البیت هستند كه حدود شش هزار رساله علمی از فارغ التحصیلان آن به ثبت رسیده است.

 

ایشان در علم آموزی مردم را به طریق صحیح رهنمون می‌كردند و می‌فرمودند: «علم سلاحی است علیه دشمنان». در عین حال به ممنوعیت سوء استفاده از دانش اذعان داشتند و می‌فرمودند: كسی كه با انگیزه‌ای نادرست به دانش دست یافته باشد هر چند از عهده‌كاری برآید، از نظر روحی شایستگی تصدی امور و ریاست را ندارد.

 

امام باقر علیه السلام با آن كه همواره مومنین را به كسب علم دعوت می‌نمودند، ولی همواره سفارش می‌كردند كه: خداوند متعال از قیل و قال و تباه نمودن مال و زیاد سوال كردن نهی می‌نماید، زیرا هر انسانی ظرفیت تحمل پاسخ برخی سوالات را ندارد.

 

امام باقر علیه السلام نه فقط در علوم اسلامی شهره آفاق بود، بلكه دارای شخصیتی عظیم در سایر علوم بودند.

 
معیار اعتدال قرب الهی است
 

در زمان امام باقر علیه السلام رومیان بر سكه‌های خود نقش صلیب را حك كرده بودند و به سبب رواج این سكه‌ها میان مسلمانان عقاید مسیحیت و تثلیث رواج یافته بود هنگامی كه عبدالملك خلیفه اموی كوشید تا علامات مسیحیان را از روی سكه‌ها محو كند، امپراطور رم تهدید كرد كه در این صورت دستور خواهد داد، رومیان بر روی سكه‌ها دشنام بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را حك نمایند. عبدالملك از امام باقر علیه السلام یاری خواست. امام با آشنا كردن مسلمانان به صنعت ضرب سكه و روش تهیه آن جامعه اسلامی را از سكه‌های رمی بی‌نیاز كرد.

 

ملاحظه می‌كنید كه ایشان حتی در برخورد با غاصبان، در حق امامت نیز رعایت میانه‌روی را می‌نمودند و مصلحت جامعه اسلامی را بر حق مسلم خویش مقدم می‌داشتند.

 

ایشان می‌فرمودند: «اگر بر تو ظلم كردند، تو ظلم نكن. اگر به تو خیانت كردند، تو خیانت نكن. و اگر از تو تعریف كردند، خوشحال نشو. اگر از تو بدگویی كردند، ناراحت نشو. دقت كن در مورد حرفی كه درباره‌ات گفته‌اند. اگر آنچه گفته‌اند، در خود می‌یابی خشم تو بر یك واقعیت موجب افتادنت از نظر خدا می‌شود كه این بزرگتر است از ترسی كه از افتادن از چشم مردم داری. و اگر خلاف گفته آنها هستی ثوابی به دست آورده‌ای، بدون آن كه در كسب این ثواب بدن خود را به رنج بیاندازی.

 

امام علیه السلام می‌فرمودند: «مومن نسبت به خداوند نه وصل است و نه قطع است.»

 

نه وصل است كه خدا باشد و نه از او قطع است كه غیر خدا و از او جدا باشد. و هر چه قضای الهی باشد خیر مومن در آن است.

 

ایشان همواره مومنان را سفارش می‌نمودند كه تمام امور را با ملاك الهی بسنجند و در هر مورد رضای الهی را در نظر بگیرد. چرا كه اگر انسان هر مسئله‌ای را با عقل خویش بر اساس خوبی و بدی آن بسنجد به خطا رفته و از دامنه اعتدال خارج می‌گردد.

 

ایشان می‌فرمودند: «اگر بر تو ظلم كردند، تو ظلم نكن. اگر به تو خیانت كردند، تو خیانت نكن. و اگر از تو تعریف كردند، خوشحال نشو. اگر از تو بدگویی كردند، ناراحت نشو. دقت كن در مورد حرفی كه درباره‌ات گفته‌اند. اگر آنچه گفته‌اند، در خود می‌یابی خشم تو بر یك واقعیت موجب افتادنت از نظر خدا می‌شود كه این بزرگتر است از ترسی كه از افتادن از چشم مردم داری. و اگر خلاف گفته آنها هستی ثوابی به دست آورده‌ای، بدون آن كه در كسب این ثواب بدن خود را به رنج بیاندازی. كسانی كه وقتی خشمگین می‌شوند ستم نمی‌كنند و وقتی خوشحالند، اسراف و زیاده‌روی ندارند باعث بركت برای اطرافیانند.

 

و نیز فرموده‌اند: «سه چیز است كه در هر شخصی باشد، ایمان به خدا در او كامل است:

 

1- كسی كه وقتی خشنود است این خشنودی او را داخل كار باطل نكند.

 

2- وقتی خشم گرفت، خشمش او را از حق خارج ننماید.

 

3- وقتی قدرت یافت، بیشتر از حق خود برندارد.»

 

 

 

 

 

 
اعتدال در خانواده
 

گروهی از مردم آنچنان دلبسته به فرزند و زندگی هستند كه همه قوانین و ارزش‌های دینی و اجتماعی را فدای آنان می‌كنند و دسته‌ای چنان دچار جهالت گشته‌اند كه محبت به خدا را مستلزم بی‌مهری به غیر خدا می‌دانند.

 

یكی از اموری كه در عواطف انسانی ممكن است به سهولت جنبه افراطی به خود بگیرد، محبت است. محبت اگر چه كاملاً پاك و بی آلایش باشد، سبب اشتغال فكری می‌شود و فراغت دل را كه لازمه ذكر خداست، از بین می‌برد. محبت‌های پاك و بی آلایش گاه با دخالت‌های شیطانی رو به تزاید می‌نهد و روح انسان را تسخیر می‌كند.

 

انسان باید در همه احوال مراقب باشد، تا از هرگونه افراط و یا تفریط در محبت و علاقه جلوگیری به عمل آورد. به طور كلی در ارزیابی محبت می‌توان به یك ملاك كلی توجه داشت و آن این كه آیا محبت موجب تقویت توجه انسان به خدا شده و محبت الهی را در دل تقویت می‌نماید و یا با ایجاد حواس‌پرتی و یا هر اثر دیگری انسان را از توجه به خدا و انجام وظایف الهی باز می‌دارد.

 

نكته‌ای كه در محبت به اطرافیان مخصوصاً فرزندان باید در نظر داشت رعایت اعتدال است. محبت بیش از حد به فرزندان می‌تواند به گستاخی و سوء استفاده كودكان و تباهی آنها بیانجامد و از سوی دیگر خرده‌گیری بیش از حد می‌تواند زمینه سرپیچی و سركشی را فراهم آورد.

 

امام باقر علیه السلام در این باره فرموده‌اند: «بدترین پدران كسانی هستند كه در نیكی به فرزندان خود افراط می‌كنند و بیش از حد به آنان مهر می‌ورزند.»

 

سعدی نیز با الهام از آموزه‌های اسلام به میانه‌روی تأكید می‌ورزد:

 

«درشتی نگیرد خردمند پیش                        نه سستی كه ناقص كند قدر خویش»

 

«نه مر خویشتن را فزونی نهد                       نه یكباره تن در مذلت نهد»

 

عده‌ای خدمت امام باقر علیه السلام مشرف شدند. فرزند آن حضرت در بستر بیماری بود. جماعت آثار غم و اندوه را در چهره امام مشاهده می‌كردند. لحظاتی بعد آن كودك بیمار مُرد ولی با تعجب بسیار دیدند كه از شدت اندوه، در صورت حضرت كاسته شده است. مردم عرض كردند: فدای تو شویم، از آن حالی كه در شما مشاهده كردیم، ترسیدیم، كه اگر اتفاقی روی دهد حال شما دگرگون شود و موجب ناراحتی ما شود. حضرت فرمودند: به درستی ما دوست می‌داریم كه عاقبت آن چیزی نصیب ما شود كه ما دوست داریم اما زمانی كه مشیت الهی بر چیزی قرار گیرد ما راضی به رضای او هستیم.

 

قرآن مجید هم در این باره می‌فرماید:

 

«هرگز به آنچه از دست شما می‌رود دلتنگ نگردید و به آنچه به شما می‌رسد دلشاد نشوید.»

 

امام باقر علیه السلام همواره به رعایت حقوق و نیازهای روحی همسر توجه خاص داشتند. حتی خود را برای همسرشان می‌آراستند. آن حضرت حتی به القای ایده‌های خویش و تحمیل آن به همسرانشان به شخصیت انسانی آنها توجه داشتند و نهایت میانه روی و تساهل را به كار می‌بستند. از حسن زیات بصری روایت شده است كه:

 

«روزی به نزد امام باقر علیه السلام كه در منزل همسرشان بودند برای در میان گذاشتن مسائلی رفتیم و ایشان را در اتاقی زیبا با لباس‌های مرتب و رنگین یافتیم. فردای آن روز كه به دیدار ایشان در خانه خودشان رفتیم، امام را با لباس‌های خشن و اتاقی مفروش به حصیر دیدیم. علت را جویا شدیم. امام فرمودند:

 

«اتاقی كه دیشب دیدید، اتاق همسرم بود كه همراه آن وسایل و امكانات به او تعلق داشت و با خود جهیزیه آورده و من هم به احترام او خود را آراسته بودم.»

 

آنچه از این حدیث استفاده می‌شود این كه امام باقر علیه السلام در قلمرو اعمال فردی خود از تجمل پرهیز دارد ولی در زندگی خانوادگی نهایت اعتدال را به كار می‌گیرد.

 

همچنین:

«ترس از خدا در پنهان و آشكار و میانه روی در فقر و ثروت نجات بخش انسان است.»

منبع:aviny.com

 

زنان تحصیل‌کرده کم‌تر به دنبال تجمل‌گرایی می‌روند..

 
یک روان‌شناس گفت: زنانی که تحصیلات بالاتری دارند، کم‌تر به دنبال تجمل‌گرایی و فخرفروشی می‌روند؛ برعکس زنانی که احساس کمبود عاطفی دارند، به دنبال آن هستند که ضعف فرهنگی خود را از طریق روی آوردند به تجمل‌گرایی تأمین ‌کنند.نادر قلم‌بر در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا»، اظهار داشت: روحیه تجمل‌گرایی در زندگی سبب می‌شود که فرد تجمل‌گرا دچار اضطراب و تنش‌ شود.
وی ادامه داد: تجمل‌گرایی همچنین موجب می‌شود که فرد رابطه عاطفی کم‌تری را با خانواده خود برقرار کند؛ در این صورت نبود رابطه عاطفی مناسب، بنیان خانواده را دچار آسیب می‌کند.
قلم‌بر افزود: حتی گاهی اوقات تلویزیون با پخش تبلیغات می‌تواند تجمل‌گرایی را در افراد جامعه تقویت کند.
وی تصریح کرد: ۸۰ درصد مردم تلاش می‌کنند به آنچه در تلویزیون می‌بینند، گرایش پیدا کنند البته معمولا‌ً ۱۵ تا ۲۰ درصد از آن‌ها به آن خواسته‌ها دست نمی‌یابند و تلاش بی‌مورد می‌کنند.

*فرزندان تجمل‌گرایی را از والدین خود یاد می‌گیرند

این روان‌شناس بیان داشت: زمانی که خانواده‌ای تجمل‌گرا باشد، کودک نیز این رفتار را آموزش می‌بیند و اگر در آینده همسری را انتخاب کند که نتواند نیازهای او را پاسخ دهد، مشکلات عدیده‌ای در زندگی آن‌ها رخ می‌دهد.


وی افزود: همچنین اگر کودک در خانواده‌ای رشد کند که به آرزوهای او پاسخ ندهند، این امر موجب می‌شود که در آینده به دنبال تحقق آرزوهای کودکی خود برود؛ در این زمان است که شخص بزرگ شده اما آرزوهای بچه‌گانه دارد.


قلم‌بر تصریح کرد: نیازهای اولیه در یک خانواده محدود و مشخص است اما تجمل‌گرایی، توقعات افراد را زیاد کرده و سبب فخرفروشی افراد نسبت به هم می‌شود.


این روان‌شناس اظهار داشت: اگر درآمد مرد کم باشد اما زن متوقع و دارای خواسته‌های متعددی باشد، زن دل‌زده شده و رغبتی به ادامه زندگی پیدا نمی‌کند.


وی گفت: به دلیل این که زنان به جزئیات، بیش‌تر از مسائل کلی اهمیت می‌دهند و علاقه به وسایل لوکس برای آن‌ها یک سرگرمی است، تجمل‌گرایی در آن‌ها بیش‌تر خود را نشان می‌دهد.


این روان‌شناس در پایان خاطرنشان کرد: تقسیم سیستم سرمایه‌های ملی به طور عادی در کشور، دعوت عموم مردم به کار و تلاش، برطرف کردن تبعیض‌های اجتماعی، فرهنگ‌سازی در مدارس و دوری مسئولان از تجمل‌گرایی از جمله راهکارهایی است که موجب دور شدن افراد از تجملات دنیوی می‌شود. 


منیع : bia2arak.com


 

فقر و غنا از ديدگاه دين..

 
فقر از مهمترين مسائل و دردهاي جوامع بشري است و قسمت بزرگي از تلاش هاي انسان در مبارزه با اين مشكل خلاصه مي شود. اسلام كه ديني مبتني بر ايدئولوژي الهي و بينش توحيدي است به اين مسئله انديشيده و راه حل هايي را ارائه داده است. برخلاف پندار عده اي، اسلام دين فقر نيست، بلكه ثروت را قائمه زندگي مي داند منتها به عنوان يك وسيله و نه يك هدف.
   ولي از آنجا كه اسلام پيروان خود را به زهد و قناعت فراخوانده و از حرص و آز برحذر داشته و از آنجا كه بزرگترين شخصيت هاي مذهبي نيز كه رهبري فكري، عقيدتي و عملي جامعه اسلامي را عهده دار بوده اند پيوسته زاهدانه مي زيسته اند، اين تصور در اذهان افراد ناآگاه ايجاد شده كه مي بايست افراد جامعه اسلامي فقيرانه زندگي كنند و فرد فقيراز شرافت و كرامت بيشتري نسبت به ساير افراد برخوردار است. در حالي كه تقوا معيار و ترازوي كرامت است يعني هركه تقواي بيشتري داشته باشد كرامت و شرافت بيشتري دارد نه هركه فقيرتر است.
    متاسفانه همچنان كه گفتيم گروهي با تكيه بر پاره اي از احاديث و آيات همچون آيه 15 سوره تغابن و آياتي از سوه حمزه و يا حديث شريف پيامبر اعظم (ص) كه مي فرمايند: الفقر و فخري. بدون در نظر گرفتن معنا و جايگاه واقعي آيات و احاديث مشابه مدعي شده اند كه اسلام ضمن نفي ثروت، اصالت را به نداري و فقر مي دهد. گسترش چنين ذهنيتي در جامعه و يا حتي ميان پاره اي از اقشار آن باعث مي گردد فرهنگ تلاش و كوشش به فراموشي سپرده شود. و جامعه روز به روز از كاروان رشد و پيشرفت جهاني باز ماند كه نتيجه آن همچنان كه در اين سيصد سال اخير شاهد بوده ايم توفق و چيرگي دشمنان اسلام بر ممالك اسلامي خواهد بود. البته بايد حدود و ثغور ثروت و فرهنگ آن را نيز در جامعه گسترش دهيم و خلاصه دچار افراط و تفريط نشويم به طوري كه گروهي از اقشار جامعه مان با برداشت ناصحيح از آيات و احاديث به سمت زهد منفي و فقر و تنبلي گرايش پيدا كنند و گروهي نيز پاس حدود و ثغوري را كه خداوند براي ثروت معين فرموده نگه نداشته و در منجلاب استثمار ديگران برآيند و حرمت حق فقيران و نيازمنداني كه تا تحقق يك جامعه صد در صد اسلامي و رفع كامل فقر در آن نياز به مساعدت هاي شرعي برادران ديني خود دارند را نگه ندارند. همچنان كه مي دانيم جهل به حقيقت اسلام باعث گرديده بسياري از الفاظ ديني از معاني اصلي شان خالي شوند و به جاي ايجاد تحرك، مانع و رادع حركت صحيح گردند به طوري كه زهد كه به معناي قطع علاقه به دنياست معناي عدم تحرك و كوشش گرفته، در صورتي كه از نظر دين اسلام بايد در عين تلاش، كار و كوشش و آباداني زندگي دنيوي دلبسته خدا و آخرت كه منزل حقيقي است باشيم. امام حسن مجتبي عليه السلام مي فرمايد: از ما نيست كسي كه دنيا را به خاطر آخرت و آخرت را به خاطر دنيا ترك كند. هنر هنگامي است كه مومن دنيايي آباد مطابق حدود شرع مي سازد و به آن دلبسته نيست بلكه به صاحب نعمت دلبسته است در خصوص قناعت نيز همان طور است. قناعت يعني به اندازه مصرف كردن نه مصرف نكردن.
    ائمه ما هيچكدام فقير نبودند هرچند بنا به اقتضائات جامعه.
    در عين تلاش و كوشش وافر و آباداني دنيا فقيرانه زندگي مي كردند. علي (ع) در عين تلاش فراوان كه زبانزد تاريخ است در نهايت زهد و قناعت مي زيست ولي سالانه ده ها هزار درهم از ماحصل ثروتش را وقف فقيران كرده بود و همچنين است درخصوص ساير ائمه (عليهم السلام.)
    هيچ يك از تاريخ نويسان در زهد و پارسايي امام صادق (ع) ترديد نكرده و جملگي او را به عنوان زاهدترين فرد زمان خود ستوده اند. در عين حال آن حضرت خود در گفتگويي با يكي از يارانش مي فرمايد:
    اني لمن اكثر اهل المدينه مالا(همانا از ثروتمندترين مردم مدينه هستم.)
    اهميت مسائل اقتصادي در اسلام به حدي است كه فقط بيش از 450 آيه از قرآن به آن اختصاص يافته و باتوجه به روش قرآن كه ايجاز و اختصار است اين تعداد كثير آيه نشان از اهميت موضوع دارد.
    علاوه بر اين دعاها و اذكار بسياري جهت كسب ثروت و نفي فقر از پيامبر اعظم (ص) و ائمه هدي عليهم السلام آمده مانند “اللهم اغن كل فقير” كه مستحب است در ماه مبارك رمضان هر روز خوانده شود .د ه ها و صدها دعا و ذكر ديگر علاوه بر آن هزاران حديث و گفته از پيشوايان دين در قدر و منزلت كوشش و تلاش در جهت رسيدن به رزق وسيع بيان گرديده كه در ذيل به پاره اي از آنها اشاره مي شود.
    پيامبر اعظم (ص) مي فرمايند: “نعم العون علي التقوي الله الغني” ثروت و بي نيازي بهترين كمك انسان در تقوي و پرهيزكاري است.)
    امام صادق (ع:) آن كس كه گردآوري ثروت را براي حفظ آبرو و اداي قرض و دستگيري از خويشاوندان دوست ندارد در او خيري نيست.
    علي عليه السلام: “ الفقر الموت الكبر” (مرگ بزرگتر، فقر است.)
    يا گاهي آن را هم پايه كفر مي داند و مي گويد: “كادالفقران يكون كفرا” (كفر و فقر چقدر به هم نزديكند.)
    ايضا از آن حضرت عليه السلام: فقر انسان باهوش را از اداي سخن لال مي كند.
    و ايضا؛ آدم فقير در شهر خود غريبانه زندگي مي كند.
    و حضرت در نهج البلاغه خطاب به فرزندش امام حسن مجتبي و يا طبق بعضي روايات به محمد بن حنفيه مي فرمايد: فرزندم من درباره تو از فقر سخت بيمناكم، از آن به خدا پناه ببر زيرا فقر موجب نقصان دين و سرگرداني عقل و دشمني است.
    و ايضا اگر فقر چون شخصي بر من مجسم مي شد او را مي كشتم.
    لذا باتوجه به مجموعه بيانات فوق كه حكم مشت در مقابل خروار را دارد ذكر اين نكته در اسلام كه فقر و فقير بودن مورد تمجيد قرار گرفته، يا از روي جهالت است و يا از روي غرض.
    البته همچنان كه در ابتداي مباحث فوق مطرح گرديد ثروت و توانمندي در اسلام في نفسه مطمح نظر نيست بلكه حكم وسيله براي رسيدن به هدف را دارد و لذا در قرآن و احاديث در بسياري از موارد، ثروت مورد طعن و رد قرار گرفته، چرا كه اين ثروت به جاي اينكه صاحبش را به سمت خدا و بهشت سير دهد او را از راه بازداشته و جهت عكس به حركت او مي دهد.
    به هر حال آن دنيايي كه نزد اهل بيت عليهم السلام مورد طعن و رد قرار گرفته دنيايي است كه رابطه انسان با خداوند را گسسته و از وسيله بودن خارج گرديده است. اين چنين دنيا و دنيا طلباني سد راه انبياي الهي (ع) قرار مي گيرند و با استفاده از اهرم ثروت، آنان را از انجام هدف الهي شان باز مي دارند و حق را وارانه جلوه مي دهند و اين است يكي از موارد مذمت ثروت و مال اندوزي در پاره اي از سور قرآن همچون سوره مباركه ماعون: “واي بر هر عيبجوي هرزه زبان، آن كس كه مالي جمع كرده و دائم به شمارش مشغول است. مي پندارد كه مال و دارايي دنيا عمر ابدش بخشد.”
    چنين دنيايي است كه اميرالمومنين (ع) آن را سه طلاقه مي سازد و به مردم دنيا طلب زمانش مي گويد: “اي مردم” اين دنياي شما در نزد من از استخوان بي گوشت خوكي كه در دست فردي جذامي باشد خوارتر است” همچنين دنياخواهان را مانند سگ هاي فريادكننده و درندگاني شكارجو به حساب مي آورد.
    دنيا و ثروت دنيا مقدمه اي مطلوب جهت رسيدن به امر آخرت است و اگر انسان در پرتو تعاليم الهي و با حفظ حدود شرع در پي آن باشد در حكم مجاهد في سبيل الله قلمداد مي شود. چنان كه شخصي به امام صادق عليه السلام گفت: “به خدا ما خواستار دنياييم و دوست داريم در اختيارمان قرار گيرد.
    امام (ع) پرسيد: دوست داري از آن چگونه بهره برداري كني؟ گفت: خود و عائله ام در آسايش باشيم.
    با آن صله رحم به جا آورم، صدقه دهم و از بيچارگان دستگيري نمايم و حج و عمره انجام دهم.
    فرمود: اين طلب دنيا نيست بلكه خواستن آخرت است.
    ثروت پشتوانه يك مومن براي امر آخرت اوست و بدين خاطر خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: “لاتوتوا السفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما (ترجمه: اموالتان را كه موجب قوام زندگي تان است در اختيار نادانان قرار ندهيد)
    مفهوم فقرزدايي از نظر اسلام با مفهوم رايج آن از لحاظ عرف جاري دنيا تفاوت هاي عميقي دارد، هدف اسلام اين است كه همه افراد انساني در رفاه و آسايش زندگي كنند و نيازهايشان برآورده شود و ناهماهنگي معيشت از بين برود. البته هميشه در جامعه افرادي از لحاظ استعداد و توانايي هايي وجودي بر گروه ديگري برتري دارند. اسلام در قبول اين تفاوت ها و تفاوت هاي درآمدي ناشي از اين استعدادها كه لازمه ضروري حركت اقتصاد جامعه است ترديدي ندارد ولي تفاوت درآمد با تفاوت در معيشت فرق مي كند. جهت روشن تر شدن مطالب فوق بهتر است به چند حديث ذيل توجه شود؛
    “اسحاق بن عمار به امام صادق (عليه السلام) گفت: از مال زكات مي توان به كسي 100 درهم داد؟ فرمود بلي، 200 درهم؟ بلي، 300 درهم؟ بلي، 400 درهم؟ بلي، 500 درهم؟ بلي تا وقتي كه او را غني و بي نياز كني.”
    “ابي بصير نقل مي كند كه امام صادق(عليه السلام) درباره كسي كه زكات به او واجب است ولي خودش بي نياز نيست بحث مي كرد، فرمود: با همان زكات وضع عائله خود را سر و سامان مي بخشد و اگر چيزي زياد آمد آن گاه به ديگران مي دهد و آن چه از زكات بر مي دارد براي خانواده اش خرج مي كند تا زندگي آنها را به حد ديگران برساند. در ادامه مي گويد از امام صادق پرسيدم آيا به شخصي هم كه هم خانه دارد و هم خادم، زكات داده مي شود فرمود: بلي.
    ايضا:
    ابوبصير مي گويد: به امام صادق عليه السلام گفتم: پيرمردي از دوستان ما، موسوم به عمر، كه آدم فقيري است از عيسي بن اعين پول خواسته است و او در جواب گفته: مقداري پول زكات در اختيار دارم، ولي چيزي به تو نمي دهم، زيرا ديدم كه گوشت و خرما خريدي. عمر گفت: يك درهم پول به دست آورده بودم، با يك سوم آن گوشت و با يك سوم آن مقداري خرما خريدم و باقي را براي حاجت ديگري نگه داشتم پس از اين اظهارات امام صادق عليه السلام فرمودند: خداوند در اموال ثروتمندان و فقرا نگريست آن گاه در اموال ثروتمندان حقي براي مستمندان قرار داد تا آن حد كه زندگي آنها در رفاه باشد لذا او از آن ثروت مي توانست به قدري به او بدهد كه او بخورد، بياشامد، بپوشد و ازدواج كند، صدقه بدهد و به حج رود.”
    از مجموعه احاديث فوق اين نكته روشن مي شود كه بين تفاوت سنتي كمك به فقرا از نظر ما و دين اسلام تفاوت چشمگيري وجود دارد. تصور رايج در ميان ما مسلمانان اين است كه تا حدي مي بايست از محل وجوهات شرعي و غير آن به فقير كمك كنيم كه رفع نيازي از مجموعه نيازهاي او بشود، در حالي كه تعاليم اصيل اسلامي نشانگر آن است كه كمك به فقير بايد به اندازه اي باشد كه فقر را به طور كلي از زندگي او برطرف كند و شخص را مستطيع در انجام پرداخت واجبات شرعي مثل حج، خمس و زكات نمايد و حتي افرادي كه از جهاتي مثل مسكن در رفاه قرار دارند ولي مجموعه امكانات آنها متناسب با شرايط وجودي آنها نيست بايد زير پوشش كمك هاي اسلامي (البته باتوجه به ضوابط اولويت بندي) قرار بگيرند.
    مثلاشخصي كه يك خانه 35 متري دارد و خود و عائله اش در آن زندگي مي كنند و هزينه خورد و خوراك خود را تامين مي نمايد، به علت اينكه مسكن او داراي شرايط استاندارد زندگي يك خانواده چند نفره نيست و در شان حيات و زندگي آنها نمي باشد بايد باتوجه به ضوابط در اولويت و نوبت دريافت كمك هاي شرعي قرار بگيرد.

منبع : magiran.com

 

سال اصلاح الگوي مصرف چرا و چگونه ؟ ..

 
رشيد غريبي اندبيلي -قريب يك دهه است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي درپيام آغازين سال جديد با عنايت به نياز هاي جامعه و در راستاي محور قرار دادن سمت وسوي حركت جامعه نامي را به براي سال جديد عنوان مي نمايند تا مديران وآحاد مردم با محورقرار دادن آن جامعه را به سمت اصلاح و تكامل رهنمون سازند و درپيام آغازين سال جديد نيزايشان با بيان سخنان مبسوطي سال 88را سال اصلاح الگوي مصرف ناميدند ...

كه با تاملي برآن الحق موضوع مهمي را ايشان براي محور قرار دادن در سال 88 بيان نموده اند
اما پس از اين سخنان در طول دو هفته آغازين سال جديد شاهد درج مقالات و تحليل هاي گوناگوني در مورد سال اصلاح الگوي مصرف هستتم كه در مطبوعات ،خبرگزاري ها ، سايت ها و وبلاگ هاي گوناگون هستيم كه اكثر نويسندگان مقالات فوق با تحليل هاي مختلف و ضمن ستايش از حسن انتخاب نام سال الگوي مصرف با نگاهي سطحي در مصداق الگوي مصرف فقط آن را در بهينه مصرف نمودن بنزين و انرژي دانسته اند و گروهي نيز كه دل خوشي از مصوبه مجلس محترم شوراي اسلامي در مورد عدم تصويب طرح تحول اقتصادي نداشتند امسال را كه سال اصلاح الگوي مصرف ناميده شده را فرصت بسيار مناسبي براي اجراي طرح تحول اقتصادي دانستند و البته دشمنان انقلاب نيز در تحليل هاي خود اين سال را سال سختي براي مردم دانسته و چنيين القا ء نمودند كه در اين سال با توجه به آزاد سازي قيمت سوخت و انرژي فشار شديدي بر اقشار مختلف مردم وارد خواهد آمد .
اما واقعيت آن است كه در حال حاضر به واسطه سياستهاي غلط مديران اجرايي كنوني و گذشته در عرصه هاي مختلف اقتصادي ،اجتماعي و فرهنگي و حاكم شدن برخي الگوي ها غلط در زندگي ايرانيان از يك طرف وسياست هاي غلط اجرايي امور توسط دولتمردان منابع بسيار عظيمي از اين ملت بدونه هيچ گونه سودي از بين مي رود و نسل كنوني و آينده اين ملت را از داشتن فرصتهاي طلايي محروم مي نمايد كه بخش انرژي و بنزين تنها بخش كوچكي از آن مي باشد كه اگر فكر مناسبي براي مهار آن انديشيده نشود جامعه با خسران بزرگي مواجه خواهد شد . متاسّفانه کشور ما در زمره کشورهائی است که علیرغم وجود فضای دینی حاکم بر کشور که انتظار می رود با توجه به آموزه های آن و خصوصا یکی از محور ترین آموزه های آن یعنی\" پرهیز از اسراف و تبذیر\" در شمار یکی از سرمایه سوز ترین و مصرفی ترین کشورهای دنیا است.
اما اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقای شاخص‌های زندگی و کاهش هزینه‌‌ها شده و زمینه ای برای گسترش عدالت مي شود منابع و ذخایر هر کشور، جزء ثروت‌های آن کشور به شمار می‌آید.
به‌این معنی که اگر کشوری نسبت به مصرف غیر اصولی منابع خود بی‌تفاوت باشد، در واقع نسبت به دارایی‌ها و ثروتش بی‌تفاوت است. از سوی دیگر، درآمدهای کشوری که مصرف‌گرایی در آن توجیه و تبلیغ می‌شود، نمی‌تواند برای رشد کشور و توسعه زیرساخت‌های اقتصادی آن هزینه شود.
این درآمدها نیز خواه، ناخواه هزینه مصرف بی‌رویه و غیراصولی در سطح کشور خواهد شد.
اما براي اصلاح الگوي مصرف از كجا بايد شروع كرد ؟اين سوالي است كه جواب هاي مختلفي از سوي كارشناسان به آن داده مي شود
عده اي مي گويند با يد هرچه سريعتر به سراغ قيمت هاي بنزين وآب وبرق رفت وبا واقعي كردن قيمت آن همانند كشورهاي پيشرفته جهان مانع مصرف بي رويه مردم شد و عده اي هم فرهنگ سازي الگوي مصرف را مهمتر و گروهي نيز مي گويند بايد آغازاصلاح الگوي مصرف از دولت شروع شود
به هر حال به نظر مي رسد همه آنچه كه كار شناسان در باره اصلاح الگوي مصرف اشاره مي كنند منطقي و صحيح است اما نكته اي كه بايد به آن توجه ويژه اي كرد حركت آغازين اين نهضت بزرگ مي باشد كه آن همان برسي درست و كارشناسي نيازها همچنين منابع موجود و اتخاذ يك استرتژي براي رسيدن به هدف بزرگ مي باشد در همين راستا به نظر مي رسد اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگ‌‌سازی پایدار است و این خود نیازمند راهکارهایی است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهای اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدریج این اصلاح نهادینه شده و به یک رفتار پایدار و نهایتا به یک فرهنگ در تمامی عرصه های مصرف تبدیل شود.
اما به نظر مي رسد براي عملياتي نمودن اصلاح الگوي مصرف بهترين نفطه آغازين طرح خود دولت است كه خود هم بزرگ ترين مصرف كنند منابع و ذخاير كشور بود و دولت باید اولین شروع کننده اصلاح الگوی مصرف باشدمسئولین و مدیران باید سریعتر درصدد اجرایی نمودن این مسئله ‌باشند اما در این خصوص دولت باید در پیشبرد این امر پیشگام باشد
به هر حال اميد است در اين سال با همت تمامي آحاد مردم و مسولين كشوري شاهد حركتي نو در راستاي صيانت از منابع و منافع ملت ايران بوده و با تبيين يك الگوي درست مصرف ايران اسلامي را در رسيدن به قله هاي ترقي و پيشرفت باشد.


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :40   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10  >