گذشته از بحثهای مبسوطی که درباره روشهای اندازه گیری صحیح اقلام حسابداری ملی وجود دارد، بدون هیچ گونه شک و تردیدی، میزان مصرف خصوصی و دولتی در کشور ما بویژه در مورد برخی از اقلام مایحتاج مهم مانند: انرژی، آب، برق، گاز، نان، شکر، بنزین و... موجب اسراف و تبذیر لجام گسیخته ای شده است که هزینه های غیرمستقیم آنها مانند هزینه های زیست محیطی، بهداشتی، درمانی و در نتیجه هزینه های واقعی و کل آنها برحسب هزینه امکانات از دست رفته را سرسام آور نموده است. این الگوی بسیار غیربهینه مصرف، به نوبه خود موجب رواج الگوی بسیار نابهینه تولید گردیده است که این هر دو به تخصیص بسیار نابهینه منابع ارزشمند و توزیع ناعادلانه ثروت و درآمد و امکانات و همچنین عدم شفافیتهای لازم اقتصادی، گسترش اقتصاد زیرزمینی، رانت خواریهای گسترده و فسادهای عمیق اقتصادی منجر شده اند.ایران از نظر ارائه بنزین ارزان، سومین کشور جهان است و از نظر میزان یارانه پرداختی به بنزین، نخستین کشور دنیاست. ایران به تنهایی 36 درصد مصرف کل بنزین در خاورمیانه را به خود اختصاص داده است.
در حالی که متوسط مصرف سوخت خودروهای بنزینی در ایران حدود 11 لیتر در روز است، در آلمان و ژاپن 2 / 5 لیتر، در بریتانیا 3 5 لیتر، در فرانسه 1 / 5 لیتر، در کانادا 6 / 5 لیتر و در آمریکا 7 / 3 لیتر است. در حالی که هر 10 سال یک بار مصرف سوخت در ایران 2 برابر می شود، این رشد در دنیا 1 درصد تا 2 درصد است و هر نیم قرن یک بار مصرف سوخت دو برابر می شود. این بدان معناست که مصرف سوخت در ایران در مقایسه با بقیه دنیا 4 تا 5 برابر است. در حال حاضر 9 درصد سوخت جهان در ایران و توسط تنها 1 درصد جمعیت دنیا مصرف می شود و هر سال بیش از 38 درصد بودجه دولت به یارانه بنزین اختصاص پیدا می کند. بدین ترتیب، در 10 سال آینده با رشد متوسط 15 درصد، میزان یارانه پرداختی به 600 هزار میلیارد ریال خواهد رسید. براساس آمار و ارقام صندوق بین المللی پول، ایران دومین کشور دنیا از نظر پرداخت یارانه انرژی با رقم 37 میلیارد دلار است. مصرف سرانه انرژی در ایران بیش از 5 برابر مصرف سرانه کشور نفت خیز دیگری مانند اندونزی با 225 میلیون نفر جمعیت، 2 برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و 4 برابر هند با یک میلیارد و 122 میلیون نفر جمعیت است. در این رابطه متوسط مصرف انرژی به ازای هر مترمربع در ایران 2 / 6 برابر متوسط مصرف کشورهای صنعتی است.ایران پس از آمریکا و روسیه، از نظر مصرف گاز در رتبه سوم قرار دارد. مصرف گاز طبیعی در ایران از 68 میلیارد متر مکعب در 2001 با متوسط رشد سالانه 10 / 3 درصد، به 123 میلیارد متر مکعب در 2008 رسید. بدین ترتیب، در 2012 این مصرف به 277 میلیارد متر مکعب خواهد رسید. دولت در سال گذشته 134 هزار میلیارد ریال یارانه به مشترکان گاز در بخش خانگی پرداخت کرده است. بانک جهانی الگوی مصرف آب آشامیدنی برای یک نفر در سال را یک متر مکعب و برای مصارف بهداشتی 100 متر مکعب اعلام کرده است. در ایران 70 درصد بیشتر از این آب مصرف می شود. این موضوع با توجه به اینکه ایران از نظر اقلیمی در منطقه خشک و نیمه خشک جهانی واقع شده است و 90 درصد مصرف آب در ایران در بخش کشاورزی است و سیستم کشاورزی ایران هنوز کاملاً مکانیزه و صنعتی نشده، بسیار مشکل آفرین می نمایاند از سویی دیگر، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست و یارانه مصرف برق سالانه بالغ بر 4000 میلیارد تومان است. مصرف سرانه نان در ایران 160 کیلوگرم در سال است، در حالی که این رقم در فرانسه و آلمان به ترتیب 56 و 70 کیلوگرم می باشد. یارانه نان در 5 سال گذشته سالانه 30 درصد رشد داشته است که در سال جاری بالغ بر 26 هزار میلیارد ریال می شود. در حالی که مصرف سرانه شکر در دنیا 22 کیلوگرم در سال است، این رقم در ایران 29 کیلوگرم در سال می باشد. ایرانیها 30 درصد بیشتر از بقیه دنیا روغن و 4 برابر استاندارد جهانی میوه مصرف می کنند. در قسمت تولید، آمار و ارقام مختلف حاکی از آن است که به طور متوسط در بخشهای مختلف اقتصادی حدود 30 درصد اتلاف منابع وجود دارد. این نبود الگوی بهینه مصرف و تولید در اقتصاد ایران موجب شده است که پرداخت یارانه آشکار حدود 12 / 2 هزار میلیارد تومان و یارانه پنهان 78 هزار میلیارد تومان و کل یارانه پرداختی بالغ بر 90 هزار میلیارد تومان گردد. به عبارت دیگر، حدود 11 درصد تولید ناخالص داخلی ایران صرف پرداخت یارانه های مختلف و عمدتاً ناهدفمند گردد و اقتصاد ایران به یک اقتصاد یارانه ای با الگوهای بسیار نابهینه مصرف و تولید تبدیل شود. حال این سؤال مطرح است که سیاستهای کارساز (و نه شعارم؛بانه) برای اصلاح، الگوهای مصرف و تولید که در حجم این سطور و در این مختصر بگنجند، کدامند؟ باید اذعان نمود که ارائه فهرستی از مفاهیم سیاستهای مناسب کار بسیار آسانی است، اما تدوین و اجرای کارساز این سیاستها بسیار زمان بر و هزینه بر است. در هر حال، سیاستهای کارساز به صورت فهرست وار و به ترتیب اهمیت و با توجه به نقش وسیع و عمیق دولت ما در تولید، توزیع و قیمت گذاری بسیاری از این کالاها و خدمات و با عنایت به اینکه دولت خود در کشور ما مصرف کننده و تولید کننده عمده ای محسوب می شود، به شرح زیر است
نوشته شده در تاريخ جمعه 14 اسفند 1388 ساعت 7:57 PM
| نظرات (0)