عضویت العربیة English
جمعه، 6 شهريور 1394 (سال دولت و ملت، همدلی و همزبانی)
امام على علیه السّلام فرمودند: پایدارى زندگى به برنامه‌ریزىِ درست و وسیله رسیدن به آن، مدیریت صحیح است. غرر الحکم و درر الکلم، ح 6807
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/دين پژوهی/معصوم شناسی/اصحاب و یاران/حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا

تبلیغات
آخرین مقالات
آرام نبودن دشمن در دشمنی

آرام-نبودن-دشمن-در-دشمنیما به این نكته نه فقط در جنگ تحمیلی، كه از روز نخست شروع مبارزه و از 15 خرداد تا بیست و دوم بهمن رسیده‌ایم ادامه ...

دوستان جاهل، دشمنان عاقل

دوستان-جاهل-دشمنان-عاقلما این گرفتاریها را داریم. ما بین راه هستیم. ما بعد از این هم گرفتاری راجع به رئیس جمهورش داریم: یكی ادامه ...

توجه نكردن به توجیهات اسلامی دشمن

توجه-نكردن-به-توجیهات-اسلامی-دشمنمن فكر می‌كردم كه اسلام‌شناسی [چیست]. قبلاً یك مقاله‌ای كسی می‌نوشت، می‌شد اسلام‌شناس؛ چند تا مقاله در ادامه ...

توجه به بهانه ندادن به دشمن

توجه-به-بهانه-ندادن-به-دشمناینطور نیست كه اگر من شكست بخورم، شما شكست بخورید، بیاورند بگویند زید شكست خورده. یا اگر من خلاف بكنم، ادامه ...

توجه به اختلاف طبیعی و اختلاف موردپسند دشمن

توجه-به-اختلاف-طبیعی-و-اختلاف-موردپسند-دشمنكتابهای فقهای بزرگوار اسلام پر است از اختلاف‌نظرها و سلیقه‌ها و برداشتها در زمینه‌های مختلف نظامی، فرهنگی ادامه ...

توجه به فرصت ‏طلبی دشمن

توجه-به-فرصت-‏طلبی-دشمنتوجه كنید كه تكلیف همه ما زیاد است در این زمان. اگر فرصت پیدا بكنند و شما توجهتان كم بشود اسلام را امروز ادامه ...

توجه به حضور دشمن پشت صحنه‌ی اغتشاشات

توجه-به-حضور-دشمن-پشت-صحنه‌ی-اغتشاشاتروز كارگر را به ملتهای زحمتكش و خصوص كارگران به واژه اعم، تبریك عرض می‌كنم. كارگران از ارزشمندترین طبقه ادامه ...

عدم غفلت از كید دشمن

عدم-غفلت-از-كید-دشمنبه همه ملت بزرگوار ایران و مسئولین عرض می‌كنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگترین ساده ‏اندیشی این است كه ادامه ...

توجه به غایت اصلی دشمن

توجه-به-غایت-اصلی-دشمنالآن دستهایی در كار است كه می‌خواهند این رمز را از دست ما بگیرند، دستهای زیاد، دستهایی كه مع الاسف اغفال ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 12822 بار

چهارشنبه، 4 دی 1387

حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا
حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا
حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا

حر بن یزید ریاحی که از سپاه کوفه به سپاه امام حسین علیه السلام ملحق شده و توبه کرده بود، با شادمانی به استقبال شهادت رفت و فرزند پیامبر را یاری کرد.
او نزد امام رفت و گفت:« من اولین کسی بودم که راه را بر تو گرفتم. به من اجازه ده تا اولین کشته باشم، به امید اینکه در قیامت با جدت مصافحه کنم.»
امام فرمود:« تو از کسانی هستی که خدا توبه آنها را پذیرفته است.»
پس اولین کسی که جلو افتاد و با سپاه دشمن مبارزه کرد حرّ بود.
او در روز عاشورا دلیرانه می جنگید و رجز می خواند:« من حّر هستم که میزبان میهمان‌هایم. شمشیرم را بر شما فرود می آورم و از بهترین کسی که ساکن سرزمین بلا شده است حمایت می کنم. می زنم شما را و باکی ندارم.»
حر بن یزید به اتفاق زهیر بن قین با دشمن پیکار می کردند. هر گاه یکی از آنها در محاصره دشمن قرار می گرفت، دیگری او را از محاصره بیرون می آورد، و مدتی به این گونه پیکار کردند. اسب حرّ زخمی شد اما او همچنان سواره پیکار می کرد و رجز می خواند تا این که مردی به نام « یزید بن سفیان » که با حر دشمنی دیرینه داشت به او حمله کرد ولی حرّ به او هم امان نداد و او را از دم شمشیر گذراند.
پس از آن فردی به نام «ایوب بن شرح» تیری به اسب حر زد و آن را از پای در آورد. حرّ بناچار از اسب پیاده شد و پیاده رزمید تا بیش از چهل نفر را به قتل رساند. در این هنگام بود که لشگر پیاده نظام عمر بن سعد بر او حمله ور شدند و او را به شهادت رساندند.
امام علیه السلام بر بالین حرّ نشست و خون از چهره او پاک کرد و این جملات را فرمود:« تو حر و آزادی، همان گونه که مادرت بر تو نام «حرَ» را نهاد، تو در دنیا و آخرت حرّ و آزاده هستی.»
یکی از اصحاب امام علیه السلام در رثای حرّ این گونه سرود:« نیکو آزاده‌ای بود حرّ که از قبیله بنی ریاح است. او هنگامی که نیزه ها بر او فرود می آمدند صبور و شکیبا بود. و نیکو حرّی بود؛ چرا که خود را فدای حسین کرد و صبح هنگام جان خود را نثار کرد.»
بعضی این اشعار را به امام حسین علیه السلام نسبت داده اند.

بدن سالم حر پس از صدها سال

شاه اسماعیل صفوی پس از تصرف بغداد، به کربلا آمد و در آنجا از برخی مردم شنید که از حر به دلیل اینکه به امام حسین علیه السلام اجازه‌ی خروج از کربلا را نداده و باعث وقوع حادثه عاشورا شده بد می‌گویند.
شاه اسماعیل فرمان داد قبر او را نبش کنند. آن‌گاه بدن سالم او را دید که شبیه مردی بود که خفته باشد. دستمالی که امام حسین علیه السلام بر سر وی بسته بود، هنوز بر سرش بود. همین که دستمال را باز کردند، خون تازه روان شد و هرچه کردند با دستمال دیگری خون را بند بیاورند ممکن نشد.
با مشاهده‌ی عظمت حر، شاه اسماعیل دستور داد گنبد و بارگاهی برایش بنا کنند.

منابع:

مقتل الحسین خوارزمی، ج 2، ص 10 »
حیاة الامام الحسین، ج 3، ص 221.
قصه کربلا، ص 303.
نفس المهموم، ص 141.

منبع: دانشنامه رشد


نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.